تاريخ : ۱۳۸۶/۰۴/۱۴
به مناسبت ميلاد پر فيض اميرمومنان علي(ع)
علي(ع) عصاره ناب هستي
اسدالله افشار
...................
1- مردان نام‌آور تاريخ که جهانى را تحت‌الشعاع شخصيت بزرگ و مقام با عظمت خود قرار داده‌‌اند گاهى آنچنان بزرگ و با عظمت هستند که هرچه زمان از آنها فاصله مى‌گيرد، قله وجود آنان بزرگتر و با مهارتى عظيم‌تر جلوه مى‌کند . علي(ع) رادمرد بزرگ عالم هستى که در نظر ما مسلمانان، دومين شخصيت بى‌مانند جهان انسانى است، آنچنان مقامى عالى و گرانسنگ دارد، که به جاى اينکه تاريخ او را به جهانيان معرفى کند، خود سازنده تاريخ و پديد آرنده جهانى ديگر است.
2- خانه خدا در شهر مکه “پاکترين و مقدس‌ترين مکان روى زمين است و به دست تواناى ابراهيم خليل قهرمان توحيد و فرزندش حضرت اسماعيل بناشد و از آنجا نداى توحيد و يکتاپرستى به جهانيان ابلاغ گرديده است. “خانه خدا” از زمان حضرت ابراهيم(ع) تا روزگار پيغمبر اسلام همواره مورد احترام مردم شبه جزيره عربستان بود، و از آن روز تا کنون قبله مسلمان جهان و زيارتگاه ميليونها مسلمان است.
3- مطابق اسناد تاريخى و نوشته مورخين شيعه و گروهى از دانشمندان اهل تسنن وجود مقدس علي(ع) در روز سيزدهم ماه رجب به طرز خارق‌‌العاده‌‌اى درخانه خدا متولد گرديد. ناظرانى که در پيرامون “کعبه” بودند، ديدند که همسر ابوطالب، بزرگ قريش‌، به درگاه خداوند مى‌نالد و ناراحتى خود را از درد زايمان به زبان مى‌آورد و از خدا مى‌خواهد که مشکل کار او را آسان گرداند. در اين لحظه حساس ناگهان ديوار “کعبه” به طرز معجزه‌آسايى از هم باز شد و آن بانوى محترم وارد حرم گرديده و همسر ابوطالب در حريم امن خانه خدا يعنى “کعبه” با آرامش خاطر کودک نام‌ور‌آور خود را به دنيا آورد. سه روز خود و نوزاد سعادتمندش ميهمان خانه خدا بود، روزچهار آن شير زن در حالى که نوزاد خود را در آغوش داشت، با کمال تعجب و حيا ازکنار مردمى که اجتماع کرده‌ بودند تا از راز رفتن و برگشتن شگفت‌آور و هيجان انگيز وى به درون خانه خدا سر درآورند، گذشت و خانه خود رفت.
4- نوزاد گرانقدر تا آن لحظه چشمانش را با ز نکرده بود، ولى وقتى که او را نزد پسر عمش “محمدبن عبدالله” که اينک سى‌سال از عمر پرفيض و با برکتش مى‌گذشت بردند، اين ولادت را تبريک گفتند و نوزاد عزيز را در آغوش گرفتند و صورت نورانى او را بوسيدند، در اين لحظه اين طفل، به يکباره ديده بروى پر نور آنحضرت که در آستانه خيل به مقام شامخ رسالت و پيامبرى بوده گشود! محمد(ص) نيز نامش را “علي” گذارد و بدين‌گونه راز بزرگ آفرينش با تشريفات مخصوص و طى شرائطى خاص قدم به صحنه پهناور هستى و جهان نهاد و به گفته “ميرداماد” فيلسوف بزرگ شيعه:
اسدالله در وجود آمد
در پس پرده آنچه بود آمد
5- علي(ع) مجموعه کمالات بشري، و نمونه اعلاى انسانيت، و سرلوحه ملکات فاضله يک انسان کامل بود. پدرش ابوطالب، در سخت‌ترين لحظات زندگى رسول اکرم (ص) به حمايت از آن حضرت برخاست.
6- علي(ع) تحت راهنمايى رسول اکرم(ص:) آداب زندگي، پرورش شخصيت و اراده براى پى‌ريزى يک زندگى شرافتمندانه و عالى انسانى که صراحت و حقيقت، راستى و درستي، عدالت و امانت، جود و سخاوت، جوانمردى و فداکاري، رحم و انصاف زهد و تقوي، و بالاخره تمام اوصاف عاليه بشرى و مزاياى اخلاقى در آن نمايان باشد؛ به طور علمى و عملى از آن حضرت و در خانه نورانى وى آموخت. هنگامى که 23 سال بيشتر نداشت و بادختر والامقام پيغمبر(ص) حضرت زهرا بانوى بانوان جهان ازدواج نمود.
ثمره اين ازدواج چهار فرزند با شخصيت بود که تا جهان باقى است، آثار وجوى آنان پايدار خواهد ماند.
7- روح بلند پرواز “علي(ع)“ نمى‌توانست اسير تنگناى اين جهان باشد؛ و هر لحظه عالم وسيع‌‌ترى را جستجو مى‌نمود هنگامى که در شهر “انبار” بزرگان ايران در برابرش سجده نمودند؛ به خشم آمد و از اسب پياده شد و آنها را سرزنش کرد که چرا بياد زمان خسروپرويز و يزدگرد، در برابر بشر خاکى سر فرود مى‌آورند و فرمود: سجده فقط شايسته ذات بيزوال خداوند است!
8- در روزگارى که پيغمبر گرامى اسلام(ص) مورد حملات ناجوانمردانه کفار قريش و همشهريان و اقوام بت‌پرست خود قرار گرفته بود، گذشته از نويدهاى روح‌بخش الهى همواره پشتيبان او بود، تنها کسى که در شهر مکه موجبات تسلى خاطر آن رهبر بزرگ را فراهم مى‌آورد و در همه حال مراقب حفظ جان پيغمبر(ص) بود، علي(ع) بود. ماجراى “ليله‌القدر المبيت”، سابقه ايمان او در سيزده سالگى جهت تصديق رسالت پيامبر عظيم‌‌الشان اسلام، حضور موثر و مبارکش در جنگ باکفار و مشرکان در کنار پيامبر معزز اسلام و ديگر موارد ثبت شده در تاريخ، همگى گواه روشنى بر فداکارى و مردانگى‌هاى آن بزرگ مردى است که يک عمر تلاش نمود تا غبار غم از لوح دل رسول اکرم(ص) بزدايد، و چهره حق و حقيقت را آشکار سازد.
9- اينک اى على جان اى عصاره ناب هستى و اى چهره ملکوتى عالم خلقت، صريح مى‌گويم” کجا طائر قلم را رسا باشد تا به اوج وجودت پرواز کند، فضاى بيکران عشق و توحيد تو را زير پر گيرد. چگونه تاريخ فرياد تو را فراموش کند؟ و چگونه طنين رازت‌ آوايت از مرز خاطره ها بگذرد؟
اى ظلمت شب، اى ماه درخشان! اى ستارگان فروزان! و اى ريگهاى بيابان! شما بگوئيد شمايى که در دل شب با او همراه و همراز بوديد و اى چاه تو بگو، از رازهايى که علي(ع) در درون تو مى‌ريخت با ما سخنى بگو، يا اجازه بده از چشمه زلالت که با زمزمه و اشک علي(ع) عبير آگين گشته با خود ببريم.
10- کدام انسان است که زيبائيهاى علي(ع) چشمش را خيره و ‌فکرش را مبهوت نسازد؟ کدام انسان‌شناس است که از ميان آن همه تاريکى‌ها و ظلمت‌ها، پليدى‌ها و زشتى‌ها، در طول تاريخ‌گذر کند و به چهره علي(ع) برخورد نمايد و شگفتى ابعادش را نشناسد؟ خطوط برجسته سيمايش را تماشا کند و فرياد تحسين نکشد؟
11- اى دنيا، چه مى‌شد اگر تمام قوا و نيروى خود را بسيج مى‌کردى تا در هر قرنى و عصرى به ما يک علمى هديه مى‌دادي، على با چهره درخشانش، على با بيان شيوا و رسايش، على با فکر بيدار و آگاهش، على با دست و ذوالفقار عدالت گسترش. آري، علي(ع) اينگونه بود که در برابر باطل همچو شيرى خشمگين مى‌غريد، و حق را همچو محبوبى در آغوش مى‌کشيد و بدو عشق مى‌ورزيد و به دنبالش روان بود و هر لحظه از هرکه و هرچه سراغش را مى‌گرفت. با همه شير دلى‌ها و شجاعت‌هايش چنان بود که ناله جانسوزى روانش را مى‌سوخت و اشک يتيمى براندامش شعله‌ور مى‌زد، دنيا را به هيچ نمى‌خريد و عدل را جز به رضاى حق نمى‌فروخت، چه شبها که صوت مناجاتش سکوت فضارا درهم مى‌شکست و زمزمه اشگش از رازعشق سخن مى‌گفت، و فرياد ناله‌اش سوز مادر داغديه را مجسم مى‌ساخت.
على جان بگذار نگارنده اين سطور صريح‌تر و شفاف‌تر از هميشه، اين گفتار را در سالروز ميلاد پرفيض و با شکوهت چنين به پايان برساند: قلم را کجا که عظت تو را ترسيم کند، سخن را کجا که در شگفتى‌هايت جولان دهد و فکر را کجا که با توهم پرواز گردد.


ارسال توسط افشار

اسلایدر