اسدالله افشار
...................
مجمع عمومى سازمان ملل متحد در يکى ديگر از شاهکارهاى سوال برانگيز خود در روز جمعه 26 ژانويه 2007 ميلادى - 6 بهمن 85 با 103 راى موافق قطعنامهاى را به تصويب رساند که در آن هرگونه نفى هولوکاست بدون هيچ گونه قيد و شروطى محکوم شده است.
پيشنويس اين قطعنامه که با ابتدايىترين اصول شناخته شده حقوق بشر نيز مغايرت آشکار دارد، روز سهشنبه 23 ژانويه 2007 (3 بهمن 85) از سوى آمريکا به مجمع عمومى سازمان ملل متحد پيشنهاد شد، و در همان روز با موافقت تعدادى از کشورها، از جمله روسيه و چين روبرو شد.
قطعنامه ياد شده يک قطعنامه آپارتايد علمى تحقيقاتى است و مغاير با تمامى اسناد بينالملل، حقوق بشر است که به تصويب سازمان ملل رسيده. در تمامى کنوانسيونهاى بينالمللى که از سوى کشورهاى عضو اين سازمان پذيرفته شده است، کاوش، تحقيق و بررسىهاى علمى به عنوان يکى از اصلى ترين حقوق افراد و ملتها مورد تاکيد و تاييد قرار گرفته است. جالب اينکه چنانچه دولتهايى که از انجام تحقيقات علمى - به هر شکل- جلوگيرى نمايند، ناقض حقوق بشر و دشمنان علم و دانش معرفى شدهاند. شايان ذکر است در هيچ يک از فصول دوازدهگانه منشور سازمان ملل متحد نه تنها مقابله با بررسىهاى علمى نهى نشده بلکه بر احترام دولتها به اين حق مسلم ملتها تاکيد شده است. کاملا مشخص است که قطعنامه مذکور هم يک تحرک سياسى محض مىباشد و هم براى تشفى دل آمريکا و متحدانش و مسرور نمودن قلب رژيم صهيونيستى اسرائيل به خاطر شکستهاى مفتضحانهشان در لبنان و منزوى شدن آنان در خاورميانه، مورد تصويب قرار گرفته است:
جاى بس تاسف است که سازمان ملل متحد بازيچه دست مشتى سياستمدار کهنهکار صهيونيستى در زير لواى پرچم آمريکا و ديگر متحدانش قرار دارد و تا اين حد جايگاه خود را در بين ملل جهان متزلزل نموده و تنزل داده است: کدام عقل سليم است که نداند تصويب قطعنامه مزبور فقط و فقط براى حفظ رژيم اشغالگر قدس بوده است؟ و کدام تحليلگر منصفى است که از خود نپرسد مجمع عمومى سازمان ملل متحد با استناد به کدام مستند حقوقى اين قطعنامه را مطرح و به تصويب رسانده است؟ سازمان ملل متحد که قرار بود صلح و آرامش را در جهان حکمفرما سازد و از حق مظلومان در برابر ظالمان دفاع کند کمکم به روزهاى پايانى عمر خود نزديک مىشود. نوع عملکرد اين سازمان و افشاى ماهيت اصلى آن در ميان ملتها، راه را براى اصلاح اين سازمان هموار خواهد کرد.