به منا سبت آغاز سي و سو مين سا لروزپيروزي ا نقلا ب ا سلا مي          وايا م مبا ركه دهه فجر

ايام خا طره انگيز و غرور آفرين                          

ا سد ا لله ا فشا ر

 

 ا شا ره :

اسـتقرار جـمهورى اسـلامى فـرهنگى بـارور و غنى براى اين ملت به ارمغان آورد. مدرسه اى باز كرد كه در اين مدرسه تعليمات فراوانى از در و ديوارش، از فضايش، از بوى باروت و صداى مسلسل و صفير گـلوله اش، از فريادهايش ، از غريو" الله اكبر" و "لا اله الا الـله ، اش آمـوختند و چـه خوب آموختند و درس خود را تجربه كردند و به ميدان عمل آوردند و چه خوب پيروز شدند.

اگـرچنانچه گا هى مى خواستيم بعضى مسأل را مطرح كنيم بايستى با مـحافظه كارى بيان مى كرديم؛ اگر گاهى سخن از آزادى مى گفتيم بايد در پـوششى از هـزارگونه راز و كـنايه و اسـتعاره بـگوييم؛ اگـر مى خواستيم با استبداد در افتيم بايستى در پوششى از آيات قرآن و كـلمات نهج البلاغه بگوييم و نمى توانستيم صريح وارد ميدان شويم.

امـا سـرانجام حركت اسلامى اين سد سكندر را شكست و اين بت را به زانو در آورد.

ما در برابر توطئه هايى كه در كمين انقلاب نشسته است و راههاى انـحرافى كـه در برابر اين انقلاب باز كرده اند، متوجه اين نكته باشيم كه هويت اسلامى انقلاب فراموش نشود.

اينك كه در آستا نه پيروزي انقلاب اسلامي وايا م ا لله مباركه دهه فجر قرار داريم مطا لبي را درهمين ارتباط مورد كندوكاو وبحث وبررسي قرارخواهيم داد.

ماهيت انقلاب كبير ايران :

بـه تـعبير فـلاسفه هـر پـديده اى مـركب از دو چيز است "ماهيت" (چيستى) و "وجود"(هستى) انقلاب نيز از اين قانون مستثنى نبوده داراى ماهيت و وجود است اينك مى خواهيم ببينيم انقلاب ايران از چه ماهيتى برخوردار است؟ اقتصادى ؟ سياسى؟ ايدئولوژيكى ؟ يا هر سه ؟ يا اسلامى ؟

انـقلاب مـردم ايران بـه رهبرى امام خمينى "ره" ماهيت اسـلامى دارد و تـك عاملى است اما عاملى كه همه علل و عوامل قبلى را يـكجا در بـرداشته و تامين كننده همه آن جهت ها است زيرا اسلام ديـن جـامع و كـاملى است كه براى تامين سعادت بشر در همه جوانب آنآمـده اسـت و نـمى توان آن را در يـك بعد منحصر دانست آنان كه انـقلاب اسـلامى رامـنحصر در بـعد اقـتصادى يـا سـياسى يا عقيدتى دانسته اند به يك گوشه و يك بعد آن نگاه كرده اند و از بقيه ابعاد آن غـافل مانده و يا سر به تغافل زده اند لذا پس از پيروزىانقلاب بـراى نـامگذارى آن نـظرات گـوناگون عـرضه شـد ولـى امام خمينى فرمودند كه : "جـمهورى اسـلامى"نـه يك كلمه زيادتر  و نه يك كلمه كمتر زيرا قـرار دادن لـفظ دموكراتيك مثلا در كنار اسلامى اهانت به اسلام است چون نشانه آن است كه اسلام مردمى نبوده و در اعطا آزادى ناقص است كه بايد با لفظ دموكراتيك آن را جبران نمود. بـنابراين وقـتى انقلاب ماهيتى اسلامى داشت قهرا جنبه هاى سياسى ، اقـتصادى واعتقادى نيز در آن تعبيه شده است زيرا مسئله سياست و اقتصاد و معنويت و اعتقادجز متن اسلام و ازدستورات اصلى آن است .

بـراى پـى بردن به حقيقت و ماهيت يك انقلاب و نهضت چه مـعيارى وجـوددارد كـه انـسان از آن طريق به ماهيت آن انقلاب پى ببرد؟ مثلا ما ازكجا بفهميم كه ماهيت انقلاب ملت ايران اسلامى ا ست؟يا غير اسلامى ؟ جـواب : بـا تـوجه بـه چند امر در انقلاب ماهيت آن انقلاب شناخته مى شود:

1 - بررسى پيرامون افراد و گروههأى كه بار نهضت و انقلاب را به دوش داشتند.

2 - ريـشه يابى و ارزيـابى علل و عواملى كه باعث ايجاد و پيشبرد آن انقلاب مى شد.

3 - مطالعه و بررسى درباره اهدافى كه انقلاب تعقيب مى نمود.

4 - تحليل نقش رهبرى و تاكتيكهاى بكار گرفته از ناحيه او.

5 - بررسى شعارهأى كه به انقلاب و نهضت حيات و حركت مى بخشيد.

6 - تـوجه بـه گـستردگى و فراگير بودن نهضت از آن جهت كه به يك طبقه و قشرخاصى تعلق نداشت يا به عكس وابسته به گروه خاص و قشر مخصوصى بود.

هـمه ايـنها مـى توانند پـرده از چهره انقلاب برداشته و ماهيت يك نـهضت را مـشخص نمايند؛ و مـا با توجه به همين امور است كه انقلاب ملت ايران را به رهبرى امام خمينى"ره"اسلامى مى دانيم.

هويت اسلامى انقلاب و توطئه هاى دشمنان :

در يـك مـحيط اسـلامى شـايد تـصور شود كه اين مسئله نوعى تعصب وادعـا ست ،ولـى ما بايد دقيق تر مسئله را تحليل كنيم و اگر واقعا بـه ايـن نـتيجه رسـيديم روى اين كلمه بايستيم. چون اگر ما اين مسئله را به سادگى از دست بدهيم ممكن است كسانى كه در كمين راه نـشسته اند، به تدريج بتوانند در هويت اسلامى انقلاب ايجاد ترديد كـنند و راه را بـراى هـرگونه رخنه ضد اسلامى هموار سازند. يعنى اگـر چـنانچه كـسانى توانستند در اسلامى بودن انقلاب ترديد ايجاد كـنند،در اسـلامى بـودن جـمهورى ما هم ممكن است ترديد به وجود آورند؛دراسلامى بودن قانون اسا سى هم ممكن است رخنه كنند و جاى پـا بـسازند؛ در اسـلامى كـردن شـعارها،ادارات ، مظاهر زندگى ، مظاهر اجتماعى ما هم ممكن است رخنه و و نفوذ كنند. وقتى به زعم آنـها قـرار شـد انـقلاب هويت اسلامى خود را از دست بدهد ،ثمرات انـقلاب هم به طور خاص به زعم آنها لازم نيست اسلامى باشد. چون از ثمرات انقلاب ، خود انقلاب با تمام هويتش بايد استفاده كند.

نيروى محرك درون انقلاب،آن روح و ايمان مذهبى و جومذهبى بود. بـنابرايـن ،انـقلاب ،اسـلامى اسـت، عـميقا هم اسلامى است و لذا بـايستى از ثـمرات انـقلاب هـم اسـلام استفاده كند.انقلاب متولى و وارثـى جز اسلام ندارد. بنابر اين بايد قانون اسا سى ما عميقا بر اسـاس هـويت و مـحتواى اسلامى باشد ، وزارتخانه ها و همه نهادهاى حاكميت ما عميقا و قويا بايستى با محتواى غنى اسلامى باشد، نـه ايـنكه فـقط لـعابى از اسـلام داشـته باشد و اسلام آن گوشه بنشيند و بگويد سعى كنيد كه بى احترامى به اسلام نشود. اين شيوه نظام استبدادى و طاغوتى بود .

انـقلاب اسـلامى ايران، معجزه ى الهى :

در قرن ما پيروزى انقلاب اسلامى در ايران حادثه مهم و حيرت انگيزى بـراى جـهان بود كـه توانست در رابـطه با مسأل سياسى جهان و منطقه ايفاگر نقش تعيين كننده و تحولات غير قابل پيش بينى باشد. ايـن حادثه بزرگ قرن از يكسو معادلات سياسى استكبار را در ادامه سـياست سلطه وتقسيم استعمارى جهان بهم زد و از سوى ديگر يكى از اسـتـوارترين رژيـمهاى وابـسته را كـه از حـمايت قـدرتهاى بـزرگ برخوردار بود ريشه كن نمود و در كشورى چون ايران با اهميتى كه از نـظـر اسـتراتژيكى و اقـتصادى بـراى قـدرتهاى بـزرگ جـهان دارد تحولى سياسى - مردمى و عظيم بوجود آورد. مـهمتر از ايـن دو رونـد انـقلاب اسلامى با آگاهيهاى عميقى كه در مـيان مـلتهاىمسلمان جـهان بـويژه در كشورهاى اسلامى بوجود آورد زمـينه تـحولات سـياسى ريشه دار و بـينشها و گـرايشها و حـركتها و سازماندهيهاى سياسى چشمگيرى را فراهم آورد.

ايـن جـريان سـياسى يكبار ديگر اسلام را به عنوان يك قدرت تعيين كننده در جهان مطرح نمود و چشم انداز وحدت بزرگ جهان اسلام و حركت عـظيم بـازيابى خويشتن خـود و گريز از سلطه    و ايستادگى در برابر اسـتعمار كـهنه و نـو و ايجاد قطب سياسى جديد در جهان و فروريزى رژيـمهاى وابـسته و تـحميلى را در سـرزمينهاى پـرنعمت اسلامى در بـرابر ديدگان مشتاق ولى غم  و ياس گرفته يك ميليارد مسلمان گشود و مـوجـى از وحـشـت و اضـطـراب در دلـهاى پـر از امـيد و آرزوى جهانيا ن آفريد. بـه اعـتراف تحليل گران سياسى شگفتيهأى كه انقلاب اسلامى در جهان آفـريد بـيشتراز آنـهائى است كه دنيا در طول شصت سال اخير بخود ديـده اســت، شــگـفتيهاى كـه تحليل، تـئوريها و پـيش بينيهاى صاحب نظران سياسى را بى اعتبار نموده است.

انـقلاب اسـلامى بـلوك بنديها و نـظام دوقـطبى تـثبيت شده در نظام بـين المللى كنونى جهان را درهم ريخت و با وجود تضاد عميقى كه بر روابط دو ابرقدرت حاكم بود وآن دو را آشتى ناپذير   مى نمود وادار بـه سازش و اتخاذ موضع واحد در برابر اين پديده سياسى جديد نمود و تحولات عمده اى را در مسأل مختلف جهان بدنبالآورد. غـرب طـى چـند تـجربه تـلخ در مـصاف با يكپارچگى اسلام در جريان جنگهاىصليبى و درگيرى با امپراطوريهاى اسلامى و مانند آن خاطرات تـرسناك وتكان دهنده اى را در حافظه تاريخ خود بيان دارد ولى اين بـار خـطر عـظيمتر وگسترده تر و دهشتناكتر از آن بود كه درگذشته ديده بود.پـديده كاملا نوظهور مقاومت درلبنان با الهام از انقلاب اسلامى و جـهان اسـلامى درمصر و ديگر كشورهاى اسلامى براى غرب بيش از آنچه كه تصور مى كرد وحشتناك و طليعه جهنمى سوزان براى استكبار بود. فـروغ انـقلاب اسـلامى كـه پس از صدر اسلام مهمترين و ريشه دارترين وشـكوهمندترين حـادثه تـاريخ اسلام است همه درخشندگيهاى فرازهاى بـرجسته تاريخ اسـلام را دربـرگرفت و جـايگزين همه الگوهاى گذشته تاريخ اسلام گرديد. انـقلاب اسـلامى ايران، بـى هيچ ترديدى معجزه اى الهى بـود كه بـه دست معجزه گر مردى از سلاله پـاك پـيامبـر(ص)، بـه انجام رسيد و نگاه اميد مظلومان و مستـضعفان جـهان را بـه خـود خـيره ساخـت .

محورهاي اثبـات ضرورت پرداختن به بررسى انقلاب اسلامى :

كارشناسا ن اعتقاددارندكه مى توان از پنج محور در جهت اثبـات ضرورت پرداختن به بررسى انقلاب اسلامى ايران بهره جست كه اين محورها عبارتنداز:

1ـ دريافت ارزش انقلاب. 2ـ جلوگيرى از انحراف انقلاب. 3ـ تثبيت انقلاب.  4ـ تداوم انقلاب.

5 ـ صدور انقلاب.

درخصوص محورهاي پنجگانه ي مذكوردرك نكا ت زير ضروري به نظر مي رسد:

- آگاهى دقيق از سير پـيدايش اين نهضت و وضعيت فرهنگى، اقتصادى و سـياسى كـشور در زمان رژيم سابق، سبب مى گردد تا بـا احساس مسووليت عميق تـرى، قدردان موهبـت استـقلال جمهورى اسلامى باشيم.

- رمـز انـحراف هر نهضتى، در انحراف از ريشه هاى استـوارى آن نهضت نهفته است، به عنوان مثال، نهضتى كه بر پايه اقتصاد و تكيه بـر پـول پـولداران استوار شده است، بـا تقليل امكانات مادى رو بـه انحطاط خواهد گذاشت.

- مسئوليت ما ايجاب مى كند تا واقعيت ها، ريشه ها و علل و آثـار پـديده هاى مخـتـلف انقلاب را در ابـعاد سياسى، اقتـصادى و فرهنگى مورد شناسايى قرار دهيم تا بتوانيم بـا يك بـرنامه ريزى حساب شده اركان انقلاب را تثبيت نماييم.

- اسـتمرار هـر جنبـشى، متوقف است بـر زنده نگاه داشتن انگيزه هاى اوليه و اصلى آن جـنبـش.

بـا تـحليل دقيق اين انگيزه ها در مرحله نظر و سپس برنامه ريزى عملى براى پياده كردن آن ها در سطح اجتماع، مى توانيم تـداوم انقلابـمان را تـا ابـد تـامين نمأيم.

- هـر ايـده يا فرهنگى از دو راه مى تواند گسترش يابد و از مرزهاى داخلى ملت خويش فراتر رود:

1ـ تـحميل استـكبـارى اين فرهنگ بـا اسـتـفاده از تـبـليغات دروغين(تـهاجـم فرهنگى).

2ـ نفوذ واقعى و استـدلالى اين فرهنگ در فكر و روان ملت هاى ديگر.

امام و انقلاب ؛ دو پديده انفكاك ناپذير:

انقلاب  اسلامي‌ايران از آنجا كه براساس افكار بلند وانديشه متعالي حضرت امام (ره)تكوين يا فته است‌،  همواره درعوامل پيدايش وطرح شعار‌‌‌‌هاي محوري و تعيين اهداف و آرمان‌‌‌‌‌هاي بلند و راهكار‌‌‌‌هاي وصول به آن‌،با باورها و اعتقادها وآرمان‌‌‌‌‌هاي اين شخصيت ملكوتي‌،پيوندي ناگسستني داشته است‌،  ازاين رو مقام معظم رهبري با انگشت نهادن بر اين مهم‌،همگان را متذكر گرديده‌اند كه : «انقلاب اسلامي‌وامام خميني (ره) دو پدپده انفكاك ناپذيرند‌، تحليل انقلاب اسلامي‌بدون شناخت شخصيت رهبر بزرگ آن.. . ممكن نيست. »

تحليل‌گران تحولات سياسي واجتماعي جهان كه مسائل انقلاب اسلامي‌رادائما تعقيب مي‌نمايند به واقعيت فوق به انحاء مختلف اعتراف نموده‌اند؛مثلا روزنامه انگليسي گاردين طي  تحليلي درباره انقلاب اسلامي‌نوشت :"نقش آيه الله( امام) خميني "ره" در انقلاب عظيمي‌كه در ايران رخ داد    بي اندازه مركزي و مهم بود و ترديدي نيست كه آيه الله‌،  ‌سنگ بناي اصلي اين انقلاب بوده است‌."

فريد هاليدي استاد روابط بين الملل دانشگاه لندن هم در مقدمه كتابي كه درباره ايران تاليف كرده  در اين باره مي‌نويسد : "انقلاب اسلامي‌عظيم ترين انقلاب تاريخ است.همه مي‌دانيم اين كار عظيم در پرتو عظمت شخصيت امام خميني (ره) پا گرفت و دست ‌‌‌‌هاي پر قدرت و فرمانده او بود كه اين امواج عظيم انساني را به شور و هيجان و خروش وا داشت."

دست آوردهای انقلاب ا سلامی :

با پیروزی انقلاب اسلامی، تحولات عمیقی در داخل کشور و جهان ایجاد شد که مهم ترین آنها عبارت است از: 1ـ شکوفایی معنوی و گرایش مردم به سمت ارزش های اسلامی. 2ـ احیای اصل امامت در قالب ولایت فقیه. 3 ـ گسترش آزادی های مشروع که خود موجب حضور بیشتر مردم در صحنه های مختلف اجتماعی شده است. 4ـ فعال شدن حوزه و دانشگاه در صحنه های علمی و اجتماعی و وحدت این دو جناح مهم و سرنوشت ساز.  5 ـ حضور فعال زنان در انقلاب و بالا رفتن منزلت زن در ایفای نقش سیاسی.  6 ـ طرح مسأله استکبار ستیزی در سطح بین المللی و احیای فریضه جهاد و بیداری ملت های مظلوم در مقابل مستکبران و سلطه طلبان. 7ـ مطرح شدن اسلام در صحنه های بین المللی به عنوان قدرتی قابل توجه.

انقلاب ا سلامي و نسل سوم :

در تاريخ هموار نسل‌ها پي درپي آمده اند و تحولات اجتماعي و تاريخي را رقم زده اند. اين دگرگوني‌ها گاه رو به سوي رشد و تعالي داشته و گاه رو به افول و تباهي. بنابراين، انسان همواره در حال حركت بوده و ميان پدران و مادران از يك سو و فرزندان و جوانان از سوي ديگر فاصله و تفاوت هايي پديد آمده است. اگر فاصله ميان نسل‌هاي جديد از نسل‌هاي پيشين در نقاط ضعف و كاستي‌ها باشد، بسيار پسنديده و حتي براي اعتلاي جامعه ضروري است، اما اگر اين فاصله‌ها از ويژگي‌هاي مثبت و ارزنده صورت گيرد، بي ترديد سبب زوال و افول جوامع مي گردد.

امروز نسل جواني كه در دوران حكومت اسلامي زاده شده و زيسته است، به بلوغ فكري و اجتماعي رسيده و در آستانه حضور در عرصه‌هاي گوناگون اجتماعي است و مي توان گفت: تا حدي حضور خود را تحقق بخشيده است، بدون شك در تفكّر و نگرش تفاوت‌ها و فاصله هايي با نسل گذشته ـ كه در پيروزي انقلاب نقش ايفا كرد ـ دارد. در حقيقت، پرسش اصلي مسئله اي فراتر از فاصله نسل هاست. صاحب نظران وكارشنا سان بايد دريك تحقيقا ت ميداني پاسخ دهند:

آيا نسل سوم در موضوع انقلاب اسلامي فاصله اي با نسل گذشته پيدا كرده است يا نه؟ و اگرفاصله اي هست به چه علت روي داده و چگونه مي تواند در راستاي رشد و اعتلاي جامعه و انقلاب اسلامي مفيد واقع شود؟

فاصله نسل‌ها هميشه و در همه جوامع بوده است، هرچند در بعضي از خانواده‌هاي جامعه امروز ما نيز ممكن است فاصله نسل سوم از انقلاب فاصله نسلي هم باشد؛مانند خانواده اي مذهبي كه فرزندشان متعهد نيست. درمواردي هم ممكن است فاصله نسلي باشد ولي فاصله ازانقلاب نباشد؛مثلا خانواده اي مذهبي باتحصيلات معمولي كه فرزندانشان آن عقايدرا    پذيرفته اند ولي تحصيلات عالي دارند.بنابراين، مي توان گفت: شاخص‌هاي فاصله نسل‌ها با شاخص‌هاي فاصله از انقلاب متفاوت است.

جا ن كلام :

دهه فجر، فرصت بازنگری در ارزش ها و آرمان هاست؛ و این که چه بودیم و چه می کردیم و چه می خواستیم، و اکنون کجاییم و چه می کنیم. کمترین ثمره این انقلاب، گشودن فصلی نو در   تاریخ معاصر است و این چیزكمي نیست. آیا احساس سربلندی نمی کنید که آیین و مکتب شما، یعنی اسلام حیات بخش، امروز در دل میلیون ها انسان ناامید و سرخورده بارقه امید آفریده و آنان به نجات خویش در پناه اسلام، امیدوار و دلخوش اند، و در این راه، عاشقانه تلاش می کنند؟

دهه فجر انقلاب اسلامي ايران يادآور سلحشوري ها و پايمردي هاي رهايي بخش و ستم سوز مردم آزادي خواه در برابر حاكميت شجره خبيثه استبداد و سلطه خارجي است. فرا رسيدن اين ايام خاطره انگيز و غرور آفرين در تاريخ پر افتخار ايران عزيز را به دوستداران انقلاب اسلامي تبريك عرض مي كنيم و ياد معمار انقلاب اسلامي و رهبر آزاده ‍‍‍، حضرت امام خميني (ره ) را گرامي مي داريم .  

 

 

 



ارسال توسط افشار

اسلایدر