به منا سبت 20صفرپا سدا شت اربعين حسيني
پيوند محرم واربعين حسيني
اسدا لله ا فشا ر
ا شاره :
بار ديگر چرخ نگون سار و زمانه ي ناسازگار، زخمي به مضراب دل دلشدگان و عا شوراييان زد ودر پي آن فلك به نيل نشست و جامه ي سوگ برتن كرد . آري عاشورا انديشان دل ريش، هر ساله با دميدن ماه محرم - كه به راستي بهار ماتم است - خشكزار جان را جلوه وجلا مي بخشندو به ياري آموزه هاي آن جان جهان و نهان جان خويش را پر بار و خرم مي سازند .در فرهنگ ديني و هنجارهاي اجتماعي و باور مذهبي ما محرم به ياد آورنده ي قيامي خون با ر است كه هنوز از پرتو رخشان آن ديده ي ستمگران و يزيديان زمان ناسور است وچشم شب پرستان تيره درون از ديدن آن كور .
رويدادي كه در محرم سال 61 هجري قمري در تاريخ اسلام پديد گشت، آن چنان فرا مكان و فرازمان بود كه به مرز رازناكي و قلمرو مايايي و پيچ در پيچ و هزار توي اسطوره نزديك شده ، با چهره هاي مه آلود اساطيري پهلو مي زند. از اين رو است كه از معصوم (ع) مي خوانيم : " كل ّ ارضِ كربلا و كلّ يوم ِ عاشورا ".
نوشته اي كه پيش رو داريد در پيوند با محرم و اربعين حسيني است.نويسنده كوشش كرده است به تحليل و باز نمود جاودانگي و رازناكي پديده ي عا شورا و نقش قيام امام حسين (ع) در تاريخ بپردازد.باور نويسنده بر اين است كه عا شورا وحركت حما سي سالار شهيدان ، ققنوس تاريخ اسلام است كه هر بار آغازي تازه و زايشي نو دارد .
امید است یادکرد و بزرگداشت این مناسبت ها، زمینه رشد و تعالی امّت اسلامی را فراهم سازد، ان شاءالله .
تعبیر اربعین در متون دینی :
نخستین مسألهای که در ارتباط با «اربعین» جلب توجه میکند، تعبیر اربعین در متون دینی است.
اربعين واژه اي است عربي كه در متون ديني ما زياد به آن توجه شده است.به گونه اي كه اين كلمه از قداست خاصي برخوردار است . در رقم اربعين خصوصيتي وجود دارد كه در سايرارقام آن خصوصيت وجود ندارد .
یک نمونه آن که سنّ رسول خدا(صلی الله علیه و آله) در زمان مبعوث شدن، چهل بوده است. گفته شده که عدد چهل در سن انسانها، نشانه بلوغ و رشد فکری است. گفتنی است که برخی از انبیاء در سنین کودکی به نبوّت رسیدهاند. از ابن عباس(گویا به نقل از پیامبر"ص") نقل شده که اگر کسی چهل ساله شد و خیرش بر شرش غلبه نکرد، آماده رفتن به جهنم باشد. در نقلی آمده است که، مردمان طالب دنیایند تا چهل سالشان شود. پس از آن در پی آخرت خواهند رفت ( مجموعه ورام، ص 35) .
در قرآن آمده است «میقات» موسی با پروردگارش در طی چهل روز حاصل شده است. در نقل است که، حضرت آدم چهل شبانه روز بر روی کوه صفا در حال سجده بود.( مستدرک وسائل، ج 9، ص 329) . درباره بنی اسرائیل هم آمده که برای استجابت دعای خود چهل شبانه روز ناله و ضجّه میکردند (مستدرک ج 5،ص 239) . در نقلی آمده است که اگر کسی چهل روز خالص برای خدا باشد، خداوند او را در دنیا زاهد کرده و راه و چاه زندگی را به او میآموزد و حکمت را در قلب و زبانش جاری میکند. بدین مضمون روایات فراوانی وجود دارد. چله نشینی صوفیان هم درست یا غلط، از همین بابت بوده است.
اعتبار حفظ چهل حدیث که در روایات فراوان دیگر آمده، سبب تألیف صدها اثر با عنوان اربعین در انتخاب چهل حدیث و شرح و بسط آنها شده است. در این نقلها آمده است که اگر کسی از امت من، چهل حدیث حفظ کند که در امر دینش از آنها بهره برد، خداوند در روز قیامت او را فقیه و عالم محشور خواهد کرد. در نقل دیگری آمده است که امیرمؤمنان(علیهالسلام) فرمودند: اگر چهل مرد با من بیعت میکردند، در برابر دشمنانم میایستادم ( الاحتجاج، ص 84) .
مرحوم کفعمی نوشته است: زمین از یک قطب، چهار نفر از اوتاد و چهل نفر از ابدال و هفتاد نفر نجیب، هیچگاه خالی نمیشود ( بحارالانوار، ج 53، ص 200) .
در باره نطفه هم تصور بر این بوده که بعد از چهل روز عَلَقه میشود. همین عدد در تحولات بعدی علقه به مُضْغه تا تولد در نقلهای کهن به کار رفته است، گویی که عدد چهل مبدأ یک تحول دانسته شده است.
در روایت است که کسی که شرابخواری کند، نمازش تا چهل روز قبول نمیشود. و نیز در روایت است که کسی که چهل روز گوشت نخورد، خلقش تند میشود. نیز در روایت است که کسی که چهل روز طعام حلال بخورد، خداوند قبلش را نورانی میکند. نیز رسول خدا(ص) فرمود: کسی که لقمه حرامی بخورد، تا چهل روز دعایش مستجاب نمیشود.( مستدرک وسائل، ج 5، ص 217). اینها نمونهای از نقلهایی بود که عدد اربعین در آنها به کار رفته است.
دلیل بزرگدا شت اربعین :
باید دید در کهنترین متون مذهبی ما، از «اربعین» چگونه یاد شده است. به عبارت دیگر دلیل بزرگداشت اربعین چیست؟ مهمترین نکته درباره اربعین، روایت امام عسکری (ع) است. حضرت در روایتی که در منابع مختلف از ایشان نقل شده فرمودهاند: نشانههای مؤمن پنج چیز است:
1ـ خواندن پنجاه و یک رکعت نماز(17رکعت نماز واجب +11 نماز شب+ 23نوافل) .
2ـ زیارت اربعین . 3ـ انگشتری در دست راست . 4 ـ وجود آثار سجده بر پیشانی . 5 ـ بلند خواندن بسم الله در نماز .
این حدیث تنها مدرک معتبری است که جدای از خود زیارت اربعین که در منابع دعایی آمده، به اربعین امام حسین(ع) و بزرگداشت آن روز تصریح کرده است.
منشأ اربعين درمنا بع موجود :
در منابع (اربعين) بيشتر به دو رويداد اشاره دارد :
1 - روزمراجعت اسراي كربلا از شام به مدينه .
2 - روزي كه جابر بن عبدالله انصاري به زيارت قبر امام حسين (ع) مشرف شد .
اما در اينكه در اين روز اسراي كربلا از شا م به كربلا رسيده باشند ،ترديدي جدي وجود دارد .
شيخ مفيد در" مسار الشيعه " آورده است :"روز اربعين روزي است كه اهل بيت امام حسين (ع) از شام به سوي مدينه مراجعت كردند و نيز روزي است كه جابر بن عبد الله انصاري براي زيارت امام حسين (ع) وارد كربلا شد . "(1)
شيخ طوسي در مصباح المتهجد (2)و ابن اعثم در الفتوح (3) نيز همين مطلب را ذكر كرده اند.
ميرزا حسين نوري مي نويسد :از عبارت شيخ مفيد استفاده ميشود كه روز اربعين روزي است كه اسرا از شام به مقصد مدينه خارج شدند . نه آنكه در آن روز به مدينه رسيدند . "(4)
در اين ميان سيد بن طاووس در" لهوف " اربعين را روز بازگشت اسرا از شام به كربلا ذكر كرده است . ايشان مي نويسد :"وقتي اسراي كربلا از شام به طرف عراق برگشتند، به راهنماي كاروان گفتند :ما را به كربلا ببر. بنابراين آنها به محل شهادت امام حسين (ع) آمدند . سپس در آنجا به اقامه عزا و گريه و زاري پرداختند ... ."(5)ابن نما حلي نيز روز اربعين را روز بازگشت اسرا از شام به كربلا و ملاقات آنها با جابر و عده اي از بني هاشم ذكر كرده است . (6) بسياري از بزرگان از جمله نوری، شهید مطهری، رسول جعفریان، مرحوم آیتی و ... اين روايت سيد بن طاووس را (كه البته بدون ذكر سند است) نپذيرفته اند و به نقد آن پرداخته اند .
ميرزا حسين نوري ازجمله مهمترين كساني است كه پس از نقل قول سيد بن طاووس به نقد آن پرداخته است. (7)
منبع و ماخذ ديگري كه در اين باره به بحث و استلال پرداخته كتاب :"تحقيق درباره اول اربعين حضرت سيدالشهدا (ع) " تاليف آيت الله قاضي طباطبايي است . وي برخلاف نظر علامه نوري ،معتقد است كه اولين اربعين، در 20 ماه صفر سال 61 هجري بوده است. و سعي دارد با رد دلائل علامه نوري اين مطلب را به اثبات برساند. (8)
بايد به اين نكته توجه داشت كه قاضي طباطبايي كتاب لهوف را از معتبر ترين مقاتل مي داند و در اين خصوص بحث هاي زيادي مطرح كرده است . اما با توجه به اينكه علامه نوري از كتاب ديگر سيد بن طاووس يعني" اقبال " به نقد لهوف پرداخته، لذا قول و استدلال ايشان (علامه نوري ) در اين باره صحيح تر به نظر مي رسد . رسول جعفريان در اين خصوص مينويسد :"شهيد محراب مرحوم حاج سيد محمد علي قاضي طباطبايي كتابي مفصل در باره اربعين نوشت ...هدف ايشان در اين كتاب اين بود كه ثابت كند: آمدن اسرا از شام به كربلا در نخستين اربعين بعيد نيست ...اما به نظر مي رسد در اثبات نكته مورد نظر، با همه زحمتي كه مولف محترم كشيده، چندان موفق نبوده است ... .چرا كه به فرض كه طي اين مسير براي يك كاروان در زمان كوتاهي با آن همه زن و بچه ممكن باشد، بايد توجه داشت كه اصل اين خبر در منا بع تاريخي از قرن هفتم به آن سوي تجاوز نمي كند . علاوه بر اين علماي بزرگ شيعه و سنی به آن اشاره نكرده اند. شيخ مفيد در ارشاد ،ابو مخنف در مقتل الحسين ،بلاذري در انساب الاشراف ،دينوري در اخبار الطوال و ابن سعد در الطبقات الكبري اشاره اي به بازگشت اسرا به كربلا نكرده اند.بلكه برعكس تصريح كرده اند و نوشته اند روزاربعين روزي است كه اهل بيت امام حسين (ع)وارد مدينه شده يا ازشام خارج شده اند. (9) محمد ابراهيم آيتي(10) و شهيد مطهري (ره)نيز آمدن اسراي كربلا را در روز اربعين به كربلا انكار كرده اند . شهيد مطهري (ره) در اين رابطه مينويسد:"آمدن اسراي كربلا در اربعين به كربلا جز در لهوف كه آن هم نويسنده اش در كتابهاي ديگرش آن را تكذيب كرده و لااقل تاييد نكرده، در هيچ كتاب ديگري چنين چيزي نيست و هيچ دليل عقلي هم اين را تاييد نميكند ."(11)
شيخ عباس قمي هم داستان امدن اسراي كربلا را دراربعين از شام به كربلا، بسيار بعيد ميداند. (12)
نخستين زائران اربعين حسين (ع) :
در نخستين اربعين شهادت امام حسين (ع)، جابر بن عبدالله انصاري و عطيه عوفي موفق به زيارت تربت و قبر سيد الشهدا شدند. بنا به برخي نقلها، در همان اربعين، کاروان اسراي اهل بيت (ع) دربازگشت از شام و سر راه مدينه،از کربلا گذشتند و با جابر ديدار کردند. البته برخي از مورخان نيز آن را نفي کرده و نپذيرفته اند، از جمله مرحوم محدث قمي در «منتهي الامال» دلايلي ذکر ميکند که ديدار اهل بيت از کربلا در اربعين اول نبوده است. به هر حال، تکريم اين روز و احياي خاطره غمبار عاشورا، رمز تداوم شعور عاشورايي در زمانهاي بعد بوده است.
در خصوص ورود جابر بن عبدالله انصاري درروز اربعين سال 61هجري به كربلا، به نظر مي رسد بين منابع تاريخي چندان اختلا في نباشد .شيخ طوسي مي نويسد :"روز اربعين روز ي است كه جابر بن عبدالله انصاري صحابي رسول خدا از مدينه براي زيارت قبر امام حسين (ع)به كربلا آمد. واو اولين زائري بود كه قبر شريف ان حضرت را زيار ت كرد. در اين روز زيا ر ت امام حسين مستحب است وزيارت اربعين همين است .(13)
فردي كه دراين روزبه همراه جا بردراين روز به كربلا آمده"عطيه بن سعد عوفي كوفي" است. عطيه شخصيتي است كه اما م علي (ع) اين نام را براي او برگزيده است .
سخنا ن جا بر با اما م حسين(ع) درروزاربعين :
در كتاب" بشاره المصطفي " آمده است :عطيه عوفي ميگويد: به همراه جابر بن عبد الله انصاري به منظور زيارت قبر امام حسين (ع)وارد كربلا شديم . جابر نزديك شريعه فرات رفت .غسل كرد و لباسهاي نيكو پوشيد ...سپس به طرف قبر مطهر حركت كرديم . جابر هيچ قدمي را بر نمي داشت ،الا اينكه ذكر خدا مي گفت ، تا به نزديك قبر رسيديم . سپس به من گفت:مرا به قبر برسان .(14)من دست او را روي قبر گذاشتم. جابر روي قبر افتاد و غش كرد . من مقداري آب روي صورتش پاشيدم. وقتي به هوش آمد، سه بار گفت :يا حسين.سپس گفت: اي حسين چراجواب مرا نمي دهي ؟بعد به خودش گفت: چگونه مي تواني جواب دهي در حالي كه رگهاي گلوي تو را بريده اند و بين سر و بدنت جدايي افتاده است . شهادت مي دهم كه تو فرزند خاتم النبيين و سيد المومنين ...و پنجمين فرد از اصحاب كسا ء هستي ...درود وسلام و رضوان الهي بر تو باد. سپس به اطراف قبر امام حسين (ع)حركت كرد و گفت :السلام عليكم ايتها الارواح التي حلت بفناء الحسين...اشهد انكم اقمتم الصلاه واتيتم الزكاه وامرتم بالمعروف ونهيتم عن المنكر ."(15)
جابركيست؟
وی پانزده سال پیش از هجرت، در مدینه به دنیا آمد. او و پدرش «عبدالله» از پیشتازان اسلام بودند؛ پدرش در جنگ اُحُد به شهادت رسید. جابر از یاران با وفای پیامبر(ص)بود که در 19 غزوه شرکت کرد و احادیث فراوانی از آن حضرت نقل نموده؛ لذا مورد احترام همه فرقه های اسلامی است. وی همواره از مدافعان اهل بیت علیهم السلام به شمار می آمد. جابر سرانجام در سال 78 (74 یا 79) هجری از دنیا می رود و پیکرش در«قبرستان بقیع»دفن می شود.(فرهنگ عاشورا، جواد محدّثی، ص 127 و 128)
عطيه عوفي كيست ؟
سعدبن جناده انصاري (پدر عطيه)در كوفه نزد علي (ع)آمد و گفت :اي امير مومنان خدا به من پسري داده لطفا شما او را نام گذاري كنيد. علي (ع ) فرمود :"هذا عطيه الله "اين پسر عطيه خداست. حضرت با بيان اين جمله در واقع او را نام گذاري كرد . وی از رجال علم و حدیث شیعه است که در کتاب های رجالی اهل سنّت نیز توثیق شده است. عطیّه در زمان خلافت امام علی "ع" (36 - 40 هجری) در کوفه به دنیا آمد و نامش هم توسّط آن حضرت انتخاب شده است. وی از شیعیان راستین و علمای بزرگ بوده که هماره به نشر معارف قرآنی و اهل بیتی می پرداخت؛ به گونه ای که از سوی عوامل حکومتی بنی امیّه مورد شکنجه و آزار قرار گرفته بود. عطیّه علاوه بر نقل احادیث - به ویژه خطبه فدکیّه فاطمه زهراعلیها السلام - از بزرگ ترین مفسّران بوده و تفسیری در 5 جلد به نگارش درآورده است. وی بعد از آشنایی با جابر بن عبدالله، به رتبه شاگردی اش مفتخر گردید؛ که متأسّفانه برخی در گفتار و نوشتار خود، عطیّه را غلام جابر معرّفی کرده اند!
جا ن كلام :
اربعینْ فرصتی برای اعلام همبستگی با عاشوراست. هر اربعین حسینی، قاصد حماسه ای ماندگار، پیامدار استعلای ایمان، نشانهای از شکوه عشق، و برگ همیشه سبزی بر درخت هماره سرخ شهادت است. اربعین یک واژه نیست؛ کتابی قطور و پرماجراست. کتابی که گذر زمان و حادثههای زمین، هرگز نمیتواند نوشتههای آن را محو کند و البته کهنگی در آن راه ندارد. اربعین، هنرنامه مصوّر آرمان گرایی و حق یاوری است. اربعین، نشانهای بر اعتلای دین و بالندگی زمزمههای دعا و تلاوت قرآن در شب عاشورای حسینی است.
پانوشت ها :
1- محمد بن محمد بن نعمان؛ (شيخ مفيد ) مسار الشيعه ،بيروت ،دار المفيد ،1414 چاپ دوم ص46
2- طوسي، محمد بن حسن؛ مصباح المتهجد ،بيروت موسسه الفقه الشيعه ،1411 ، ص787
3- ابن اعثم كوفي ،احمد ؛ الفتوح ترجمه محمد بن احمد مستوفي هروي تهران ،انتشارات آموزش و انقلاب ا سلا مي، 1372 ص 916
4- النوري ، ميرزا حسين ؛لولؤ والمرجان ،تهران فراهاني 1364 ص154
5- حسني ،سيد بن طاووس ؛اللهوف في قتلي الطفوف ،بي جا مهر ،1417 ص114
6- حلي ،ابن نما ؛ مثير الاحزان، نجف ، مطبعه الحيدريه 1369 ص86
7- النوري ، ميرزا حسين ؛پيشين ،ص152
8- قاضي طبا طبا يي،آيت الله سيد محمد علي،تحقيقي درباره اول اربعين حضرت سيد الشهدا (ع) ،قم 1368
9- جعفريان رسول ؛تأملي در نهضت عاشورا ،قم ،نشر مورخ 1386ش چاپ هشتم ص 216 -217
10- آيتي، محمد ابراهيم ؛ بررسي تاریخ عاشورا ،تهران ،صدوق ،1372 ه ش ،چاپ هشتم ص139
11- مطهري، مرتضي ؛حماسه حسيني ،تهران، صدرا ،1373 ،چاپ 21 ج1 ص 30
12- قمي، شيخ عباس؛ منتهي الامال، بي جا، مطبو عاتي حسيني 1370 ج1ص525
13- طو سي، محمدبن حسن؛ پيشين ص231-230
14- برخي نقل كرده اند كه جابر در اين زمان تقريبا نابينا بوده است .
15- طبري،محمد بن علي ؛بشاره المصطفي ،قم موسسه النشر الاسلامي ،1420 ،چاپ اول ص126

