تاريخ : ۱۳۸۶/۰۴/۰۶
فاطمه(س) در يک نگاه
نويسنده: اسدالله افشار
![]() |
او پرورش يافته مکتب نبوت، و بزرگ شده کانون توحيد و خداشناسي است. وي زير نظر پدري چون پيامبر اسلام (ص) تربيت يافت که سرور پيامبران، و بزرگمرد جهان بشريت بود. مادر عاليقدر وي نخستين بانوي اسلام حضرت “خديجه (س)“ مي باشد که در سخت ترين روزهاي بحراني اسلام به ياري پيامبر (ص) شتافت، و نه تنها پيش از همه، به آن حضرت ايمان آورد، و در تسکين خاطر و تقويت روحي او کوشيد، بلکه ثروت سرشار خود را نيز در راه پيشرفت اسلام و گسترش دعوت توحيد، نثار کرد و تمام مشکلات ناشي از اين رهگذر را بجان خريد.
بنا به نقل مورخان شيعه، حضرت فاطمه (ع) در سال پنجم بعثت در شهر مکه چشم به جهان گشود (1) و هنوز از مرز پنج سالگي نگذشته بود که مادر عاليقدر خود خديجه (ع) را از دست داد (2) مرگ مادر براي او بسيار گران وغم انگيز بود ولي مهربانيهاي پيامبر (ص) تا حدي بار غم و اندوه را از چهره او برمي افشاند. فاطمه زهرا (ع) سه سال پس از اين حادثه نيز درمکه در کنار پدر بزرگوار خود زيست و پس از هجرت پيامبر (ص) به مدينه، او نيز بدان شهر منتقل گرديد.
در اين مدت فاطمه زهرا (ع) تحت تربيت مستقيم پيامبر قرار گرفته، گوهر شخصيتش جلوه و درخشش خاصي يافت و در همه فضائل و کمالات انساني نه تنها تمام بانوان عصر خود را تحت الشعاع قرار داد بلکه براي هميشه بهترين نمونه و الگوي تربيت يافته مکتب پر ارج اسلام باقي و برقرار ماند.
همسر شايسته فاطمه (ع) تنها علي (ع) بود.
خصوصيات بارز و چشمگير فاطمه (ع) از يکسو، و امتيازات برجسته خانوادگي او از سوي ديگر، توجه همه را به سوي او جلب کرده بود و هر يک از رجال قريش، و بزرگان و ثروتمندان آرزوي وصلت با خاندان نبوت و داشتن همسري مانند فاطمه (س) را در سر مي پروراندند و گاه و بيگاه خواستگاري مي کردند ولي پيامبر (ص) با هيچکدام موافقت نمي کرد و مي فرمود: تعيين همسر او با خداست؛ و من منتظر دستور خدا هستم. کساني هم که پس از پيامبر (ص) بر مسند خلافت تکيه زدند، يکي پس از ديگري او را خواستگاري نمودند و همان جواب را شنيدند. (3)
در ميان ياران پيامبر (ص) فقط يک نفر بود که همه حدس مي زدند پيامبر (ص) مايل است دختر خود را به او تزويج کند و او “علي” عليه السلام بود. علي که در آن هنگام در فکر ازدواج نبود، به تشويق ياران پيغمبر (ص) تمايل خود را با ازدواج با فاطمه (ع) ابراز نمود. حدس همه درست بود! پيامبر (ص) و فاطمه (ع) هر دو با اين وصلت فرخنده موافقت نمودند و طي مراسم بسيار ساده و با مهري اندک که از پانصد درهم تجاوز نمي کرد (4) گرامي ترين دخت پيامبر اسلام به خانه علي (ع) گام نهاد. (5) پيامبر فرمود: “اگر علي بن ابيطالب نبود هيچيک از مردان جهان، همشان فاطمه (ع) نبودند. (6)
بي شک پيامبر مي توانست مهر سنگيني براي دختر خود قرار داده، عروسي مجللي براي او ترتيب دهد و جهاز فراواني تهيه کند، افراد زيادي منتظر يک اشاره بودند تا هر نوع هزينه اي لازم باشد در اختيار او بگذارند ولي پيامبر (ص) جهازي که مجموع آن در حدود شصت و شش درهم بود همراه فاطمه (ع) به خانه علي (ع) فرستاد تا سرمشق و نمونه زنده اي براي پيروان اسلام باشد، و مسلمانان، حساب ازدواج را با حساب تجارت و معامله مخلوط نکنند.
مادر نمونه
فاطمه زهرا (ع) در حدود هشت سال در خانه اميرالمومنين زندگي کرد که ثمره آن وجود فرزنداني گرانمايه و با فضيلت مانند حسن، حسين، زينب و ام کلثوم (عليهم السلام) بود. او در اين مدت به مسئوليت خطير خود در زمينه پرورش فرزندان شايسته کاملا آگاه بود. او توجه داشت که فرزندانش در آينده، زمامداري و رهبري جامعه اسلامي را به عهده خواهند داشت از اينرو از همان دوران کودکي روح تقوي و پرهيزگاري را در آنها تقويت مي نمود و درس عظمت و فداکاري به آنها مي آموخت. آن بانوي بزرگ، هنگامي که فرزند خردسال خود “حسن” را بازي مي داد و او را در دست خويش بالا و پائين مي انداخت، چنين مي گفت: اشبه اباک يا حسن و اخلع عن الحق الرسن و اعبد الها ذامنن و لاتوال ذاالاحن و يا اين جمله هاي کوتاه چهار نکته حساس را به آن کودک القا مي کرد:
1- مانند پدرت شجاع و خداپرست باش 2- از حق دفاع کن و ريسمان باطل را از گردن آن بردار 3- خداي احسان کننده را پرستش کن 4- با افراد کينه توز دوستي مکن (7)
فاطمه زهرا (ع) براي فرزندان خود يک مادر نمونه، و نسبت به اميرمومنان همسري مهربان، و در زمينه ايمان و خداشناسي و عفت و پاکدامني، بي نظير بود. او بقدري دلسوز و مهربان بود که کارهاي خانه را با خدمتگزار خود تقسيم نموده بود، خانه داري را يک روز او انجام مي داد و روز ديگر به عهده خدمتگزار وامي گذاشت. (8)
دختر گرامي پيامبر (ص) نه تنها در تربيت اسلامي کودکان خود دقت فراوان مي نمود، بلکه در نشر تعاليم درخشان اسلام دنباله مجاهدتهاي پدر عاليقدر و همسر گرامي خود را گرفته در راهنمايي زنان مسلمانان، کوشش بسزا مبذول مي داشت. “عايشه” با آنکه چندان به دختر پيامبر (س) علاقمند نبود، مي گويد: “هيچکس در فضيلت و شخصيت جز پيامبر (ص) برتر از فاطمه (ع) نبود” (9)
ناملايمات زندگي
فاطمه زهرا (ع) از دوران کودکي پيوسته با حوادث و تندبادهاي سهمگين زندگي مواجه بود. رويدادهاي غم انگيز يکي پس از ديگري در صحنه زندگي او پديد مي آمد و غبار اندوه بر صفحه قلب او افشانده خاطرش را افسرده و آزرده مي ساخت. از دست دادن مادر و محروميت از آغوش پرمهر او در سنين کودکي، مشاهده آزارها و فشارهاي شديد بت پرستان مکه نسبت به پيامبر (ص) و پيروان آن حضرت در مکه و صحنه هاي دلخراش ديگر در مدينه و بالاخره رحلت پدر مهربانش پيامبر در سال يازدهم هجري، که هنوز فاطمه (ع) به بيست سالگي نرسيده بود، از مهمترين حوادث ناگوار زندگي آن بانوي بزرگ مي باشد.
ولي اين رويدادهاي خردکننده که مي توانست هر فرد عادي را از پاي درآورد و نيروي استقامت او را درهم بشکند،نه تنها فاطمه ز هرا(ع) را از تعقيب هدفهاي پدر ارجمند خود بازنداشت بلکه روز بروز بر صبر و استقامت او افزوده مي شد.
از اينرو پس از رحلت پيامبر (ص) که دگرگونيهاي عميقي در جامعه اسلامي پديد آمد و حکومت اسلامي از محور اصلي خود منحرف گشت، درمبارزه و احقاق حق اميرمومنان (ع) نقشي بسيار مهم ايفا نمود زيرا او حتي نزد اشخاصي هم که بجهاتي از اميرمومنان (ع) گرفته خاطر بودند، داراي احترامي فوق العاده بود(10) ياران پيامبر (ص) از آن حضرت شنيده بودند که: “فاطمه پاره تن منست هر کس او را بيازارد مرا آزرده است،(11) و نيز فرموده بود: “خشنودي فاطمه مايه خشنودي خدا و خشم او موجب خشم خداست،(12) فاطمه زهرا (ع) با توجه باين موقعيت حساس؛ براي دفاع از حريم اسلام مبارزه را آغاز نمود واحتجاجها و مذاکراتي بعمل آورد و در اين راه صدمات فراواني را تحمل نمود ولي چون هيچکدام را موثر نديد در اجتماع بزرگ مسلمانان در مسجد پيامبر (ص) سخنراني مبسوط و فوق العاده پرشور و مهيجي (از پشت پرده)ايراد نمود که در عاليترين درجه فساحت و شيوائي قرار دارد و طي آن حقايق بسيار و خدمات پيامبر (ص) و مقام اهل بيت را بيان نموده و آن جمعيت انبوه را يک پارچه به گريه و ناله واداشت (13)
بايد توجه داشت که آنچه فاطمه (ع) آنروز مي خواست در مجمع همگاني طرح کند، تنها دفاع از حق شخصي خود و شکايت از تصرف “فدک” نبود، بلکه فاطمه (ع) از آن نطق آتشين نظر مهم تر و دقيق تري داشت. او مي خواست مسلمانان را متوجه عواقب وخيم پشت پا زدن به دستورهاي خدا و پيامبر (ص) سازد وآنان را از هر گونه انحراف از روش پيامبر (ص) بر خذر دارد.
او بزرگتر از آن بود که به مردم شکايت کرده از آنها دادخواهي کند. (14)
سرانجام ضربتهاي خردکننده روحي و جسمي که بر آن بانوي بزرگ وارد شده بود کار خود را کرد و اندکي پس از رحلت پيامبر (ص) او نيز رخت از اين جهان بربست.
بسياري از گوشه هاي زندگي پرافتخار دختر پيامبر (ص) بر ما مبهم مانده است ولي از همه مهمتر ناشناخته ماندن آرامگاه اوست. و اين، با همه ابهامش؛ از دل پردرد زهرا (ع) حکايتها دارد.
پي نوشت ها
1- کافي ج1 ص 458 و اعيان الشيمه ج2 ص 536
2- تاريخ يعقوبي ج2 ص 28
3- طبقات ابن سعد ج8 ص 11 و تذکره الخواص ص 307، کشف الغمه ج3 ص 235، مناقب ابن شهر آشوب ج1 ص 365
4- عيان الشيعه ج3 ص 563، کشف الغمه ج3 ص 351 طبقات ابن سعد ج8 ص 12
6 و 5- کشف الغمه ج3 ص 353 و ج2 ص 181
7- همان کتاب ج3 ص 352
8- بحار ج 43 ص 286
9- فاطمه دختر محمد نوشته سيد جعفر شهيدي ص 38
10- اعيان الشيعه ج2 ص 567
11- فاطمه دختر محمد ص 47
12- کشفالغمه ج2 ص 24 و مناقب ج3 ص 332
13- کشف الغمه ص 14 مناقب ص 325 تذکره الخواص ص 310 و قريب ابن مضمون صحيح بخاري
14- احتجاج طبرسي ص 63
15- فاطمه دختر محمد ص 61
ارسال توسط افشار
آخرین مطالب


