|
مردم بخواهند يا نخواهند بايد روز حشر زنده شوند، به محكمه عدل الهي حضور بهم رسانند و به تمام اعمالي كه در دنيا مرتكب شدهاند پاسخ گويند.
احدي قادر نيست اين سرنوشت قطعي را تغيير دهد، مقدر اجتناب ناپذير خدا را از خود بگرداند و خويشتن را از اين جريان مصون دارد.
عمر سپري ميشود، مرگ فرا ميرسد، زندگي دنيا پايان ميپذيرد، روح كه معيار شخصيت انسان است به سراي جاودان منتقل ميشود و حيات عالم آخرت آغاز ميگردد.
مرگ از جمله آيات حكيمانه باريتعالي در نظام خلقت است و به نظر ميرسد اگر حقيقت مجهول باشد انسانها معذور خواهند بود. بشر با همه پيروزيهايي كه در رشتههاي علوم نصيبش گرديده در پرتو آن به اعماق تاريك طبيعت راه يافته هنوز به حقيقت مرگ و حيات پينبرده و از واقعيت اين دو پديده حيرتزا آگاه نشده است بهمين جهت دانشمندان در مقام تعريف و شناساندن حيات و مرگ تنها به توصيه صفات و خصائشان اكتفا ميكنند و پيرامون واقعيت و حقيقت آن دو نميتوانند سخن بگويند.
مرگ، براي انسان، سرنوشتي است حتمي و مقدر، كه قطعاً هيچ كس به اتكاء هيچ مرتبه و مقامي و با هيچ حيله و تدبيري نميتواند خويشتن را از مرگ برهاند و خود را از اين قضاء اجتنابناپذير مصون دارد. قرآن كريم در سورة نساء آيه 78 در اين زمينه ميفرمايد: «اين ماتكونوا يدرككم الموت و لو كنتم في بروج مشيّدة: هر جا باشيد، مرگ به شما دست مييابد گرچه در برج و باروهاي رفيع و محكم، مسكن گزينيد».
معاد در عقل و فطرت هر انساني جايگاه قابل توجهي دارد. چه كسي است كه نپرسد و يا نخواهد بداند آينده انسان و جهان چه ميشود؟ پايان عمر و تلاش ما به كجا ميرسد؟ نتيجه و هدف از زندگي چيست؟ با خود صادق و صريح باشيم آيا اين سئوالها براي همه مطرح نميباشد؟!
در طول تاريخ هيچكس دليل علمي براي نبودن معاد نياورده و تنها چيزي كه مخالفان معاد زمزمه ميكنند آن است كه مگر ميشود انسان مردهاي كه ذراتش پوسيده و پخش شده است بار ديگر زنده شود؟ پاسخ عقل بيدارگر و قرآن اين است كه ميشود و اين عمل نشدني نيست. اين موضوع هم در فكر قابل تصور است و هم دائماً در شبانهروز نمونههايي از زنده شدن مردگان را با چشم خود ميبينيم مثل خوابيدن و بيدار شدن، يا خشكيدگي برگها و درختان در فصل پائيز و زمستان و سرسبزي آنان در فصل بهار. |