ما هيت خاورميانه اسدالله افشار
خاورميانه ، اصطلاحي مهم وپراهميت درادبيات روابط بين الملل وسياست بين الملل است. خاورميانه كه درتعبيري ، شامل اعضا ي اتحاديه عرب ، دوكشور مسلمان ايران وتركيه ودولت يهود "رژيم اشغا لگر صهيونيستي " است. ويژگيها ي منا بع عظيم هيدوركربني ، منابع جا ندار دريايي ، موقعيت استثنا يي جغرافيا ي سياسي ،جمعيت قابل توجه ، تاريخ ديرينه وزادگاه تمدن هاي بزرگ جهاني وسرزمين اديان آ سماني برخوردار است. اينها ، مؤلفه ها يي هستند كه خاورميانه را فراتر از پديده هاي مشابه سياسي درجهان قرار مي دهد. اما عموماً اين قلمرو ، عوامل قدرتمند ي، اهميت وتوجه معطوف به خود را نه از ذات افراد ، بلكه بيشتر از ابعاد مكان ، شكل ، جغراقيا ومنابع دربر مي گيرد. انسان خاورميا نه اي نفت نمي سازد ، بلكه نفت خاورميانه به ساكنان آن ثروت وقدرت مي بخشد. به همين دليل ، تلاش نخبگان فكري خاورميا نه به منظور يافتن پتا نسيلها ي فكري قدرت دراين منطقه ، همواره با چالش ها ي خودخواهانه و خودمحور انه اي كه حاكمان سياسي مي آ فرينندبه نتيجه نمي رسد ، زيرا آنها منابع قدرت را در جغرافيا ومحيط جستجو مي كنند ، نه درانديشه و تكنيك . براين اساس ، قدرتمندي آحاد انساني وجوامع خاورميانه دراين منطقه ، تعريفي پايدار وقابل اتكا نمي يابد.
حقوق شهروندخاورميانه اي:
حقوق شهروند خاورميانه اي نيز آن دسته از حقوقي است كه از سوي حاكمان سياسي اين منطقه تعريف مي شود. مفاهيمي مانند خرد، انديشه، نقد، تحليل ، برنامه سازي ، سيستم سازي وطراحي آينده از سوي نخبگان فكري به مشابه ابزارهايي دردست حاكمان هستند كه به منظور ايجاد مشروعيت وتداوم حاكميت حاكمان ، كارآيي دارند؛ نه طرحي نوبراي آينده ي آحاد افراد وجامعه ي خاورميانه اي . اين پديده خود آرام آرام تاريخچه اي ويژه و رفتاري معين ازكشورهاي اين منطقه را به وجود آورده است كه نگاه به آن تاريخچه ي ويژه ي خاورميانه ، بيم ها واميدها يي رابراي پژوهش درحوزه ي حقوق بشر به وجود مي آورد، به گونه اي كه هرچند طي دودهه ي گذشته ماشاهد رويكرد وسيع وگسترده اي نسبت به جامعه ي مدني از سوي فعالان سياسي و علمي بوده ايم، اما شهروند خاورميانه اي دراين زمينه ، چندان بهره مند نبوده است. به گونه اي كه بيشترين دغدغه ي شهروند خاورميا نه اي متوجه دو مقوله ي معاش وامنيت است. همين امر موجب شده است كه دوپديده ي تاراج وجنگ درنظرشهروندان اين منطقه مسايلي عادي ، روزمره وعمومي به نظرآيند. طبعا درچنين محيط و فضايي ، انسان خاورميانه اي فرصت شتاخت حقوق ملي و جهاني خود را از دست مي دهد وبسيار دير به ياد تعريف حقوق شهروندي اش مي افتد.
خاورميانه،نيازمند تجربه ي عوامل زمينه ساز حقوق بشر:
بررسي تاريخ خاورميانه ومعيارها ي لازم براي رشد بيشتر حقوق انساني به ما نشان مي دهند كه دردرجه ي نخست ، توجه به چارچوب سازي اين معيارها ضروري و مورد نياز است تا تلاش فوري براي اجراوبه كار گيري اين معيارها. البته دراين بسترسازي و چارچوب سازي ،برخي فرآيند ها بايد به دقت مورد بررسي قرارگيرند. به ويژه اينكه در جغرافيا ي سياسي خاورميانه ، مفهوم حاكميت حاكمان به شدت موردتوجه است ودر مورد آن حساسيت با لايي وجوددارد. حال آنكه اين پديده در هزاره ي جديد ودرقرن 21 برخلاف 350 سال گذشته – كه نظم بين المللي براساس مفهوم حاكميت قرارگرفته بود- دسخوش دگرگوني وتغيير شده است . به گونه اي كه امروزه حاكميت به طور فزاينده اي وابسته به اين قضاوت است كه يك حكومت با شهروند انش چگونه رفتار مي كنند؟
خاورميانه ، امروز نيازمند تجربه ي عوامل زمينه ساز حقوق بشر است كه به لحاظ تاريخي در اين منطقه شكل نيافته اند . شناخت تجربه هاي موفق ساير مناطق و با زسازي فكري ورفتاري ازدرون مي تواند زمينه ساز ايجاد اين عوامل باشد.
ماهيت خاورميانه :
كارشناسان براين باورند كه ضرورت دارد درمطالعه وبررسي مسايل خاورميانه به ماهيت خاورميانه ، ويژگيهاي تاريخي وفرهنگي آن وبه ويژه به وضيعت كنوني آن، توجه نمود. دراين بعد ،ياد آوري اين نكته اهميت دارد كه مذاهب اهل سنت برتمام اعضاي اتحاديه ي عرب غلبه دارد ، مگر دربحرين كه درآنجا ، شيعه داراي اكثريت است. همچنين ،شيعه درعراق نيز دراكثريت است واقليت درلبنان ،عربستان سعودي وسوريه نيز حضوردارند. مسيحيان نيز درصدي از جمعيت مصر ، لبنان ، فلسطين وسودان را تشكيل مي دهند. جايگاه يهوديان دراين منطقه وبرخورداز سرقدرت با پيروان اين آيين در طول تاريخ نيز جاي تأ مل وبررسي دارد. مجوعه ي اين مباحث دركنار هم قرار مي گيرند وبحث مهمي به نام بهره داري از فرصت ها و موقعيت ها رادر زمينه ي حقوق بشر درخاورميانه مي گشايند. ازآنجا كه با توجه به ويژگيهاي اشاره شده در مورد خاورميانه ،غير از دوكشور غيرعرب ومسلمان در خاورميانه شامل تركيه وايران ورژيم اشغا لگر صيهونيستي ، عموم دولت – ملتها ي خاورميانه – عرب هستند. بنا براين ، بررسي وضيعت حقوق بشر وسازوكارهاي آن بدون توجه به ويژگيهاي غالب وعربي اين منطقه و چگونگي تعامل هويت هاي منطقه اي با يكديگر ، يك بررسي جامع ومانع نخواهد بود، زيرا همين پديده در ترويج دين غالب بر ملتها ي غير عرب ، مانند ايراني وترك ، سبب ايجاد فرصت ها وموقعيت هاي مثبت ومنفي در زمينه ي حقوق بشر درمنطقه گرديده ، برهمزيستي ودرگيري ميان ملت ها ي خاورميانه اثر گذاشته است. بنابراين ، موضع اعراب درزمينه ي حقوق بشر و تعا مل آنها با ديگر ملت ها ي اين منطقه درشناخت اين فرصت ها، قابل بررسي وتأ مل است.

