تاريخ : ۱۳۸۸/۱۱/۱۶

معماي حقوق بشردرخاورميانه                        

اسدالله افشار

  يكم) تاريخ،جغرافياوفرهنگ منطقه ي خاورميانه به گونه اي است كه اين منطقه مانند سايرمناطق جغرافيايي وسياسي با مسايل جهاني مرتبط  مي شود.موضوع پشتيباني ازحقوق بشر ،يكي از مسايل جهاني است كه توجه به آن ازپايان جنگ سرد روبه فزوني بوده واميدهاي آن درهزاره ي جديد قوت بيشتري يافته است. به همين دليل ، موضوع حمايت از حقوق بشردرخاورميانه مي تواند ازجمله موضوعات علمي وپژوهشي باشد كه ازاولويت بالايي براي بررسي برخوردارند.

 دوم) پژوهش هاي اوليه نشان ميدهد همواره يكي از دشواري هاي زندگي افراددرخاورميانه،موضوع رعايت حقوق مدني وسياسي وحقوق اقتصادي،اجتماعي وفرهنگي آنها است ، اين پديده ، ريشه در عدم وجود بستري مناسب به منظور پذيرش هنجارهاي حقوق بشر ي دارد وهمين امر ، زمينه ساز آن شده است كه رفتارشهروندان جنوب ، همواره در هماهنگي با تمايل حاكمان سياسي تنظيم شود. به همين دليل ، ذهن وانديشه ي آنان از نقطه ي خشنودي ووفاداري به حاكمان تا مرزحزم واحتياط به مرحله ي تفكر،توليدوارايه نظردرسطح محدود وابتدايي مي رسد. همين فرآيند تاريخي سبب گرديده خاورميانه علي رغم بهره مندي ديرينه از سرمايه هاي بومي  معنوي وفكري حقوق بشر وهمين طور علي رغم تعامل اجتناب ناپذير بادستاوردهاي حقوق بشري ديگر مناطق دنيا، نتواند فراتر ازحد يك شكل ، ازآنها استفاده كند.

 سوم) با توجه به مطالب مطرح شده در سطوري كه گذشت ،حقوق افراد به هما ن دليل درغالب نظام هاي سياسي اين منطقه در حاشيه قرار دارند.به دنبال اين مسئله ، دغدغه هاي فكري وروحي برخي از نخبگان علمي خاورميانه در زمينه ي موضوع حقوق بشر ،هم به دليل گفته شده وهم به خاطر پارادوكس هاي نظري ورفتاري نتوانسته اند به راه حلهايي تبديل شوندكه به رعايت حقوق بشر دراين منطقه منجرشود.بلكه همواره اين راه حلها بنابه دلايل گفته شده باچالش وناكامي مواجه مي شوند،به گونه اي كه هم اكنون موضوع رعايت حقوق بشر در خاورميانه به يك معما تبديل شده است.

 چهارم) صاحب نظران معتقدند ازيك سوحاكمان سياسي ونخبگان اجرايي ،حقوق بشر را دردايره ي حاكميت تعريف مي كنند- وبه همين دليل براي توجيه رفتارهاي غيرمعقول خود ، دربرابر رشد گسترده حقوق بشر درساير مناطق دنيا از استدلا لهاي نسبيت فرهنگي ،دوگانگي غرب در برخورد با حقوق بشرو...بهره مي جويند- وازسوي ديگر ، توده ها به تبع    ناآگاهي ، روحيه استبدادزده وفرهنگ تملق ناچاراز گذراندن زندگي ومعاش با نگاه پايين به بالا ورفتاررعيت گونه همراه بااطاعت محض ، زمينه ي تحول در حقوق بشررابا انسداد مواجه مي سازند.افزون برآن ، تعارض هاي فكري ونظري نخبگان فكري ، دغدغههاي علمي را در ميدان معاش ومقام تضعيف مي كند وهمه ي اينها در كنار هم قرار مي گيرد تا توليد متون وانديشه هاي حقوق بشري در اين منطقه يا به كمترين اندازه برسد ويا بيشتردر مقام دفاع ويا بيان افتخارات حقوق بشري تاريخي خاورميانه باشد والبته متون خارجي وغيربومي نيز تنها درمقام نقد وانتقادقراردارند . كنارهم قرارگرفتن همه ي اين مؤلفه ها آسيب هاي زيادِي به پزوهش هاي بنيادي حقوق بشر در منطقه ي خاورميانه وارد آورده است.



ارسال توسط افشار

اسلایدر