حقوق بشر- خاورميانه وچالش ها ي آن
اسدالله افشار
در قرن هجدهم ، انديشمندان بريتا نيا وفرانسه ايده ي حقوق بشر را ارايه كردند كه به طور مؤثري برا علاميه ي استقلال آ مريكا 1776 ، اعلاميه ي حقوق ويرجينيا درسال 1776ومنشور حقوق آ مريكا درسال 1791 اثرگذاشت وهمين طور اعلاميه ي حقوق بشر وشهروندي زمان انقلاب كبير فرانسه درسال1789 كه اعلاميه ي جهاني حقوق بشر راتحت تأثير قرار داد، اما به نظر بسياري از پژوهشگران مسلمان ، حقوق بشردراسلام وقرآن ، قرن ها پيش از حقوق بشرغربي امروزي وجود داشت واين آيين بررعايت حقوق افراد تأكيد فراواني كرده است.
انديشه ها وعقول منجمد بشري :
لازم است به اين نكته توجه كنيم كه خاورميانه پارادوكسي از انديشه ي حقوقي وعملكرد ظالمانه ،مهد آزادي خواهان وسرزمين استبداد زدگان ، سرمايه اي از فكرو زنداني ازجمود است. نمونه ي اين مسئله درانديشه ي برخي از نويسندگان عرب ديده مي شود كه معتقدند عقل بشري ، پايين تراز آن است كه بهترين روش زندگي انساني را بيابد . دراين تعبير ، عقلانيت بشري حتي از يافتن روش هاي درست زندگي ناتوان است ونه تنها دريافتن بنيادها، بلكه دررا ه و روش نيز بايد به نيروها ي ماورايي توجه كند . بدون شك ، چنين اظهارنظري ريشه در آموزه هاي تاريخي ، سنتي و باورهاي آمرانه دارد كه نتيجه ي عدم اجراي تاريخي حقوق بشردرمنطقه ي خاورميانه است. اين امرموجب شده است تا بخش مثبت حقوق بشر درخاورميانه ،متأسفانه ناديده گرفته شود. درحالي كه با توجه به آن و همين طور نقد بخش منفي آن ، به رهيافت هاي مفيدي براي پشتيباني از حقوق بشر درخاورميانه دست يافت. درعمل هم، نبود حمايت قضايي مؤثر از حقوق بشر درخاورميانه باناديده گرفتن همين بخش و تأثيربخش منفي ، يعني با الگوهاي استبداد ، ظلم و انكار حقوق افراد از سوي حكام مستبد مرتبط است.
خاورميانه، آميزه اي از دوپارادوكس:
صاحب نظران معتقدند، تاريخچه ي خاورميانه اي حقوق بشر، حكايت از آن مي كند كه خاورميانه ، آميزه اي ازدوپارادوكس است ، يكي سرمايه ها ي فكري ، نظري وفلسفي حقوق بشر وديگري ، ضعف فرهنگي ، اجرايي و كاربردي در پشتيباني از حقوق بشر ونقض گسترده وفاحش آن از سوي بعضي از حكام اين منطقه كه همين امرموجب شد دايره ي آن سرمايه هاي فكري ، نظري وفلسفي مضيق گردد وعمل ، نظررا پوشش دهد ونظريه نيز با تحت الشعاع قرار گرفتن ازسوي عمل ، نتواند تئوري اصيل وواقعي خاورميانه اي خود را درپشتيباني از حقوق بشر نشان دهد.
حقوق بشر خاورميانه در معرض چالش ها :
اگر چه خاورميانه از دستمايه ها ي فكري وسرمايه ها ي معنوي در زمينه ي مباحث نظري حقوق بشر بر خورداربوده است، اما تاريخ حيات خاورميانه ، حكايت از آن مي كند كه اين منطقه درعرصه ي اجرا وعمل ، همواره در پشتيباني از حقوق بشر چا لش ها يي داشته است. به همين دليل ، هيچ گاه دستما يه هاي معنوي در زمينه ي حقوق بشر به حوزه ي اجراوعرصه ي عمل راه نيافتند. اين مسئله ، ريشه درتعامل ميان نظر وعمل درمنطقه ي خاورميانه دارد. آرمانهاي والا ي سياسي ،عدالت خواهي و جهان گرايي خاورميانه در پرتو انگيزه هاي مروجين آنها سبب شده تا اين آرمانها ي والاي انساني ، همواره درمعرض چا لش هايي قرار گيرد. نكته ي بيان شده مي تواند راهگشا يي براي پردازش بحث تحول حقوق بشر در منطقه ي خاورميانه باشد.
عوامل تأ ثير گذار حمايت از حقوق بشر درجهان عرب :
پارامترها وفاكتورها يي كه بر حمايت از حقوق بشر در جهان عرب اثر گذاشتند دردرجه ي نخست ، تلا ش هاي سازمان ملل متحد درتشويق كشورها به تصويب پيمان نامه هاي سال 1966 حقوق بشر ، يعني پيمان نامه بين المللي حقوق مدني وسياسي وپيمان نامه بين المللي حقوق اقتصادي ، اجتماعي وفرهنگي بوده است. در مرحله ي دوم ، قدرت اجرايي يافتن اين دوپيمان نامه درسا ل 1977 موجب شد كه آشكارا عنوان شود كه حقوق بشر ، يك اصل اساسي جامعه بين المللي است. همين امر ، كشورها را به حمايت از حقوق بشر ترغيب مي نمود كه چه درقانون اساسي وچه درتصويب معاهدات وپيمان نا مه هاي بين المللي به حقوق بشر توجه جدي داشته باشند. سوم ومهمتر اين كه ، دهه ي هشتاد ميلادي برهه ي دموكراسي گستري و حمايت از حقوق بشر براي تأ مين بهتر منافع داخلي بوده است؛ وچهارمين فاكتور موثر ، نقشي است كه سازمانهاي بين المللي غير حكومتي مانند عفو بين الملل ، ديد ه بان حقوق بشر ، كميسيون بين المللي حقوقدانان ، اتحاديه ي بين المللي حقوق بشر و... درتعيين يك رژيم بين المللي حمايت از حقوق بشر ايفا كردند واكنون نقش آنها به مراتب افزايش يافته است.

