حكومت اسلامي و مردمسالاري ديني
مشورت، مشاركت و نظارت همگاني

اسدالله افشار

در حكومت اسلامي كه بر مبناي «دموكراسي ويژه» پايه ريزي شده است، قواي سه گانه آن به عنوان هيئت حاكمه حق ندارند آحاد مردم را از دخالت در امور جاري مملكت و به اصطلاح امروزي «سياست» منع نمايند و مردم نيز حق دارند، تمام بار مسئوليت اداره كشور را به دوش دولت و ديگر كارگزاران نظام اسلامي بگذارند و خود را به طور كلي از امور جاري كشور بر كنار دارند و صرفا مطالبات را پيگيري نمايند. از نقطه نظر عقلادر امر سياست داريكشور، متعلق به همه مردم است و تمام افراد كشور از صدر تا ذيل، همه و همه براي بهتر اداره كردن آن موظف و مسئولند، با اين تفاوت كه مسئوليت بعضي از بعضي ديگر سنگين تر و خطيرتر مي باشد. آئين گرانسنگ اسلام، براي دخالت دادن تمام مردم جامعه، در امور جاري مملكت و احساس مسئوليت همه افراد ملت، در تلاش براي بهتر اداره كردن امور جاري كشور، راه ها و دستور العمل هاي خاصي قرار داده كه روح همه آنها همان اصل «آزادي بيان وقلم» است كه دومين پايه «آزادي سياسي» را تشكيل مي دهد.
    
    مهمترين اركان دموكراسي در اسلام:
    اين اركان كه به عنوان راه ها و دستورالعمل هاي خاص مورد اشاره قرار گرفته است عبارتند از:
    1- مشورت و تبادل نظر: در حكومت هاي خودكامه كه ريشه در استبداد تاريخي دارند، نه مردم دسترسي به زمامداران خود دارند و نه كارگزاران چنين نظامي، به مردم حق اظهار نظر مي دهند. اما در حكومت اسلامي، هم درب درالحكومه به روي مردم باز است و هم مردم موظفند هر گونه نظر اصلاحي كه دارند با كارگزاران حكومت اسلامي در ميان نهاد، تا كارهاي جاري كشور با مشورت و تبادل نظر، انجام شود. امروزه بهره گيري از ديدگاه هاي مردم در جوامع سياسي، تحت عنوان «مراجعه به آراء عمومي» انجام مي شود. حضرت علي(ع) كه از شخصيت ممتاز سياسي برخوردار بود و يك سياستمدار الهي برجسته نيز به شمار مي آمد، خطابه اي را در صفين در مقابل بيش از پنجاه هزار نفر ايراد فرمود و در آن، اشاراتي به حقوق والي و ملت نسبت به يكديگر نمود، كه بخشي از آن عبارات در ذيل مي آيد؛
    «با من آن طور كه با جباران سخن گفته مي شود، سخن نگوييد، و چنان كه در برابر مردمان بي بابك و متكبر، از گفتن حق، خودداري مي شود، از من خودداري نكنيد، با من با ظاهرسازي، معاشرت ننماييد، درباره من اين چنين گمان مبريد كه گفتن حق، بر من سنگين باشد، يادر خواست تعظيم خود را داشته باشم، زيرا كسي كه گفتن حق، يا پيشنهاد عدل، بر او سنگين باشد، عمل به آن دو، بر او سنگين تر است. بنابراين از سخن حق يا مشورت به عدل هيچ خودداري ننماييد. (۱)

    و در فرازي ديگر از همان خطابه فرمود: «از حقوق واجب خدا بر بندگان، همين است كه بتوانند به نصيحت و هوشياري و كمك براي اقامه حق، در ميان خود بكوشند.»(۲)
    پيامبر گرامي اسلام(ص) نيز با يارانش مشورت مي نمود. شاهد مثال ما در متن تاريخ ثبت و ضبط است، آنجا كه در سال سوم از هجرت، كفار قريش، براي انهدام آثار دين و نابودي مسلمين، ساز و برگ جنگ مهمي، فراهم كرده به جانب مدينه حركت نمودند. زماني كه اين خبر، به محضر مقدس رسول اكرم(ص)، رسيد حضرت، با اصحاب و يارانش، راجع به چگونگي روبرو شدن با دشمن و جبهه جنگ، مشورت نمود. پيروزي در جنگ «بدر» كه يك سال پيش از اين واقعه رخ داده بود، براي بعضي ايجاد غرور نموده آنها هم كه در آن جنگ نبودند، مي خواستند در اين كارزار، تلافي و خود نمايي كنند. به اين جهت راي اكثريت، اين شد كه سربازان اسلام، از شهر مدينه بيرون روند و در ميدان وسيع با قريش روبرو شود. ولي نظر پيامبر گرامي اسلام(ص)، با عده كمي، اين بود كه در مدينه بمانند و كوچه ها و خانه ها را سنگر، قرار دهند كه اگر فشار دشمن، شدت يافت، زنان و اطفال هم از ميان خانه ها و بالاي بام ها به دفاع بپردازند. چون راي اكثريت بر خلاف نظر پيامبر(ص)، اين بود كه از مدينه بيرون بروند، از اين جهت، رسول خدا(ص) از عقيده آنها پيروي نمود و به همراه سربازان از مدينه بيرون رفته در «احد» سنگر گرفتند. در چنين موقعيتي بود كه آيه159 سوره آل عمران نازل گرديد. «فاعف عنهم و استغفرلهم و شاورهم في الامر: از لغزش ها و درشتي آنان، درگذر و برايشان استغفار نما و در پيش آمدها با آنها مشورت كن.»
    صاحبنظران معتقدند منظور از اين آيه اين است كه (اي پيامبر) مبادا مشكلاتي كه از اين تبادل نظر و مشورت در جنگ احد به وجود آمد باعث شود از اين قاعده اصولي كه پايه نخستين «حكومت دموكراسي» است، دست برداشته به آراء مردم بي اعتناء شوي، خير، با آنها مشورت كن، بگذار اين عمل به شكل يك قانون كلي و سنت قطعي، در ميان مسلمانان باقي بماند و بدين وسيله «آزادي سياسي» محترم شناخته شود. اين توصيه به پيامبر اكرم(ص) و امامان(ع) كه از خطا و اشتباه مصون هستند، چگونه توصيه اي تلقي مي شود و چرا خداوند آنان را به مشورت وتبادل نظر امر مي كند؟!
    پاسخ اين سوال كاملامشخص است زيرا اين بزرگواران در امر حكومت، ماموريت دارند در امور جاري مملكت با مردم، مشورت و تبادل نظر نمايند، ضمن آنكه خداوند با اين حكم، به جهانيان آموزش سياسي داده و طريق ريشه كن نمودن اصول استبداد را نيز هموار مي كند و به تعبير سياسيون معاصر، اصل حاكميت ملت ها، حكومت مردم بر مردم و حكومت مردمسالاري، پيام روشن اين حكم الهي است.(۳)
    ذكر اين نكته ضروري است تا يادآوري گردد، گاهي امكانات كشور از لحاظ جمعيت و ساير شرايط ديگر، اجازه مي دهد مردم مستقيما در كار خود دخالت كرده، تبادل نظر نمايند، مانند زمان خود پيامبر(ص) و امامان(ع) و در زمان ما مانند سه كانتون (ايالت) سوييس كه هر سال يكبار يك مجمع از همه مردم كانتون، تشكيل مي شود و درباره مسائل مختلف، اظهارنظر مي كنند(۴) و گاهي هم در اثر تراكم جمعيت و پراكنده بودن شهرها و استان ها، دخالت مستقيم مردم، در تعيين سرنوشت خود، امكان ندارد، در اين صورت مردم از راه انتخاب افراد خبره و آگاه و پاك سرشت و مومن، و فرستادن آنان به كنگره ها، مجالس شورا و نظاير آن، با هيئت حاكمه تبادل نظر نموده و در سرنوشت خود دخالت غيرمستقيم مي نمايند.
    
    2- نظارت همگاني:
    يكي ديگر از اركان مهم دموكراسي در حكومت اسلامي، بعد از «مشورت و تبادل نظر» اصل «نظارت همگاني» است. اين اصل، همه مردم را موظف مي نمايد كه بر اوضاع اجتماع نظارت كنند و مراقب اعمال كارگزاران حكومتي خود باشند. مطابق اين اصل، ملت مي تواند چنانچه در گوشه اي از اجتماع، فساد و تباهي ديد، با مرتكب يا مرتكبين آن، در هر رتبه و مقامي كه باشند و يا در انجام تكاليف محوله شان قصور ورزيدند، برخورد نمايند. مردم مي توانند با توجه به كليه امكاناتي كه در اختيار دارند، چه از طريق مطبوعات، چه از راه سخنراني هاي افشاگرانه، چه از راه تشكيل احزاب و انجمن ها و چه از راه هاي عملي ديگر، از قبيل به وجود آوردن موسسات عام المنفعه، آموزشگاه ها و مراكز تعليم و تربيت، در راه ارشاد و هدايت آنان و محور آثار فساد و تباهي، به كار انداخته، اجتماع و جامعه را از لوث معاصي و انحراف، پاك نمايند. نظارت همگاني در حقيقت همان امر به معروف و نهي از منكر مي باشد كه روش انبياء، صلحا و مجاهدان در راه خداست. فريضه اي است كه قوام و دوام فرايض ديگر، وابسته به آنست. با تمسك به اين شيوه، سلامت دين و سعادت جامعه تضمين شده، تجارت و كسب ها سامان مي پذيرد، جلوي بيدادگري ها گرفته مي شود، زمين آباد مي گردد، از دشمنان، انتقام گرفته مي شود و كارهاي جامعه بر مدار و محور قانون، شكل و ثبات مي گيرد.
    در حكومت اسلامي، جامعه به منزله كشتي و افراد اجتماع به منزله سرنشينان آن به حساب مي آيند و اين تشبيه مويد آن است كه اعمال زشت و ناپسند عموم مردم و خواص، به منزله سوراخ كردن جدار كشتي و فراهم كردن مقدمات غرق كشتي مي باشد. لذا تنها عاملي كه مي تواند اين كشتي توفان زده را به ساحل نجات برساند و از خطر غرق شدن، نجاتش بخشد، امر به معروف و نهي از منكر است و با اين اصل مي توان، آشوب ها و اغتشاشات از پيش طراحي شده توسط دشمنان و خائنان را پاسخ گفت و با آن مقابله نمود.
    
    3- اندرز و خيرخواهي:
    حكومت اسلامي، براي به وجود آوردن يك جامعه سالم، كه تمام افراد آن، خود را مسئول امور جاري كشور، بدانند، غير از دو راه بيان شده، راه سومي نيز دارد و آن، همان اصل «اندرز و خيرخواهي» است. اين اصل به مردم خاصه كارگزاران حكومتي تعليم مي دهد تا خودشان را خيرخواه تمام مردم بدانند، آنچه را كه براي خودشان مي خواهند براي ديگران نيز بخواهند و براي اصلاح و سرو سامان بخشيدن اوضاع نابسامان جامعه كوشا باشند و هر گاه احساس كردند ديگران كه در لب پرتگاه سقوط هستند بايد با آنان چون بيمار برخورد و طبيب گونه درمانشان كنند.
    
    4- انتقاد از هيئت حاكمه (زمامداران):
    در سايه حكومت اسلامي، آزادي سياسي از جايگاه ويژه اي برخوردار است و افراد جامعه با بهره مندي از آن، به خود حق مي دهند از هيئت حاكمه و كارگزاران خود انتقاد كنند و نسبت به عملكرد اجرايي و مديريتي آنان ابراز نظر نمايند و نظرات و ديدگاه هاي اصلاحي و خيرخواهانه خود را به هر طريقي كه ممكن است، با آنان در ميان نهند. كارگزاران حكومت از صدر تا ذيل، نيز بايد با كمال خوشرويي و تواضع، نظرات اصلاحي و انتقادي آنان را مورد دقت و مطالعه قرار دهند، چنانچه انتقادات اصولي و نظرات ابراز شده را خيرخواهانه يافتند، قبول كرده و تسليم شوند و گرنه جواب هايي منطقي و قانع كننده به آنها بدهند.
    
    جان كلام:
    نتيجه اي كه از مباحث مطروحه حاصل مي شود، اين است كه حكومت اسلامي، به تمام افراد جامعه، آزادي سياسي مي دهد و هر كسي در پرتو آزادي بيان و قلم، حق دارد، هر حزب و جمعيت و انجمني كه به ثمر رساننده مقاصد اصلاحي و اجتماعي باشد، تشكيل دهد، روز نامه مفيد منتشر نمايد، سنديكا و اجتماعات و انجمن اصلاحي تشكيل دهد و از هيچ گونه انتقاد سازنده و راهنمايي كه موجب اصلاح و ارشاد جامعه باشد نه آشوب و اغتشاش، كوتاهي ننمايد. حكومت اسلامي، حق ندارد جلوي آزادي فكر، بيان و قلم را بگيرد و مردم را از اجتماعاتي كه به منظور اصلاحات و گرفتن حقوق آنان، تشكيل مي شود، باز دارد. اما اگر اين اجتماعات، احزاب، انتشار روزنامه ها و هر نوع نشريه اي، قلم ها و بيان ها، از جاده انصاف خارج شدند و آفت رشد جامعه گرديدند و گرايش به افراط در آنان پيداشد و توطئه، فتنه، آشوب، كيان جامعه را تهديد كرد، ديگر مماشات با اين نوع اعمال از سوي حكومت معنا ندارد و اقتدار ايجاب مي كند با اين خيره سري ها برخورد شود.
    
    پي نوشت ها:
    1 و 2-نهج البلاغه عبده، ج2 ، ص 227.
    3- تفسير المنار، ج4 ، ص203 تفسير مجمع البيان، ج2، ص526 روح الدين اسلامي، ص273
    تنبيه المله تنزيه المله، آيت الله نائيني
    4- قانون اساسي ايران و اصول دموكراسي، ص251



ارسال توسط افشار

اسلایدر