عيد فطر، جشن آفرينش دوباره انسان
اسدالله افشار
اعياد، بزرگترين و شكوهمندترين مظاهر حيات اجتماعي در تاريخ جامعه انساني‌اند. هر عيد، منزلي از منازل راه پرپيچ و خم انسان به سوي سعادت ابدي است و به مثابه آيينه‌اي است كه برآن، اميد و نشاط و ارادة قوي، در راه رسيدن به اهداف انساني خود، نقش مي‌بندد.

اعياد و آئين‌هاي مشابه آن، همچون بزرگداشت‌هاي مذهبي و اجتماعي با تعظيم ديگر شعائر ديني، همگي نشان از پويايي و دوام حيات مردمي دارند كه «شدن» را بر «بودن» و «رفتن» را بر «ماندن» رجحان داده‌اند. چنين نشانه‌اي، هر بار كه تكرار مي‌شود، چونان آبشاري است كه از كوه اراده سرازير شده و از چشمة اميد، بيرون مي‌زند. عيد را عيد مي‌نامند تا هر سال تجديد شود و همچون باران، تكرار طراوت خيز خود را از خاك نشينان زرد روي، دريغ نكند. هربار كه از راه مي‌رسد، كارواني از خاطرات تاريخي و ملي و معنوي بي‌شمار را از برابر ما عبور مي‌دهد و روي در روي ما مي‌نشيند تا باز گويد كه: «از كجا آمده‌ام، آمدنم بهر چه بود.»



اعياد، ماهيت و اصالت ملل و اقوام دنيا

هر ملتي براي ابراز احساسات هماهنگ، به چنين فرازهايي در تاريخ خود نياز دارد، و مردمي كه عيد ندارند؛ تاريخ ندارند، حيات و پويندگي را از كف داده‌اند، اميد و نشاط خود را براي پيمودن ادامة راه به زمين گذاشته‌اند و چونان قومي بي‌هويت، مهر فضاي بي‌كرانه هستي، ياوه شده‌اند.

ماهيت و اصالت هر ملتي را مي‌توان در آيينة اعياد و نوع مراسمي كه به جاي مي‌آورند، ديد و سنجيد. هرگاه هويت مردمي در گوشه‌اي از تاريخ پنهان شد، به راحتي مي‌توان آن را در فرهنگ و شيوة آنان در بزرگداشت اعياد خود باز جست و دوباره آنها را به تحليل و تفسير كشاند. از اين قاعده متين، اسلام نيز مستثني نيست. عيد، شناسنامه امت و گروهي است كه دل به آواي وحي سپرده‌اند و از ميان كوره راه‌هاي گمراهي، خود را به صراط مستقيم دانايي و شكوفايي رسانده‌اند.



تاملي بر واژه عيد

هر عيدي بازگشت چيزي يا امري را نويد مي‌دهد. البته «بازگشت» از آن دست واژه‌هايي است كه در قاموس فرهنگي و اجتماعي امروز، بارهاي معناي متفاوتي را در اذهان به ياد مي‌آورد. براي پرهيز از هرگونه سوءفهمي، براين نكته تاكيد مي‌شود كه اين «بازگشت»، از چيزي يا امري خبر مي‌دهد كه آدمي در رويارويي با آن تجربه‌اي شادي آفرين را از سر مي‌گذراند. اما عيد و از آن ميان عيد فطر، بازگشت چه چيز يا چه امري را نويد مي‌دهد؟ چه پيوندي ميان ما و آن امر باز گشته وجود دارد؟ چه خاطره مشتركي ما و آن امر بازگشته را به هم گره مي‌زند؟ پاسخ به اين پرسش‌ها با ژرف‌نگري در فلسفه ماه رمضان و روزه داري به دست مي‌آيد. رمضان فرصتي است براي دوري انسان از گناه. اگر گناه را حجابي بر وجود اصيل آدمي در نظر آوريم، رمضان او را با وجود اصيل خويش آشتي مي‌دهد. اين وجود اصيل كه از آن مي‌توان به «فطرت» تعبير كرد، يادآور پاكي اوليه انسان است.



روزه، حركت به سوي فطرت الهي

خداوند روزه را بر ملت‌ها و امت‌هاي مختلف تاريخ قرار داد تا از اين طريق، رشته جان آدمي با آن پيوند يابد و درهاي رحمتش بر انسان گشوده شود. پس روزه، يعني به سوي فطرت الهي پوييدن و پيوند دوباره با خداوند برقرار كردن. شايد به همين دليل، رمضان را ماه ضيافت خداوند دانسته‌اند، چرا كه اين ضيافت رمزي است از مواجهه بي‌واسطه ما با او. پنداري ميهماني‌اي است براي آشتي، آشتي با فطرتي كه نشان از خداوند دارد. هم از اين رو در پايان هر روز از اين ماه، برخوان حضرتش روزه مي‌گشاييم (افطار) و در پايان هر ماه جشن با شكوه فطرت (عيد فطر) را برپا مي‌داريم.



عيد فطر

در آيين مقدس اسلام از ميان اعياد مختلف دو عيد وجود دارد كه بزرگداشت آنها مورد توجه و اهتمام تمامي مسلمين جهان و مشترك ميان تمامي مذاهب اسلامي است كه علاوه بر تاكيد سنت شريف، در متن كتاب الهي نيز بدان تصريح شده است، كه بايد به شكرانه اين دو عيد بزرگ اسلامي، نماز اقامه كرد؛ يكي عيد فطر و ديگري عيد قربان كه در هر كدام راز و رمزي وجود دارد و در هر دو پيروزي عظيمي براي انسان مسلمان نهفته است. عيد فطر، مركب از دو واژه است: يكي «عيد» و دومي «فطر»، واژه «عيد» در اصل از فعل «عاد» (عود) يعود اشتقاق شده و معاني مختلفي براي آن در نظر گرفته شده است؛ از جمله: «خو نگرفته»، هرچه باز آيِد از اندوه و بيماري و غم و انديشه و مانند آن «روز فراهم آمدن قوم». اما كلمه «فطر» به مفهوم فطرت است؛ يعني انسان در روز عيد فطر به فطرت اوليه خود بازگشت مي‌كند. چرا كه اگر از موهبات ماه رمضان به درستي استفاده كرده باشد، فطرت و ضمير او از هرگونه آلايندگي پاك مي‌شود. بنابراين فطرت، آن وجود اصيل و پاكي است كه خداوند در انسان به وديعه نهاده است. وجودي كه آدمي در پايان ماه رمضان، با آن مواجه مي‌شود و اين همان بازگشتي است كه ـ همان‌گونه كه در سطور قبلي اين نوشته يادآور شديم ـ نه فقط ملال‌آور نيست، بلكه شادي‌آفرين است. به راستي عيد فطر جشن آفرينش انسان است. پس فطر، شكافتن و شكستن در خود و آفريده شدن در هياتي ديگر گونه است. به همين دليل عيد فطر، بازگشت به لحظه آفرينش و يادآور هنگامه‌اي است كه خداوند تازه انسان را آفريده بود و هنوز بر گوشت و جان او گناهان نروييده بودند.

بي‌ترديد، عيد فطر همچون جشن‌ها و عيدهاي ديگر، انسان را با زمان ازلي لحظه آفرينش پيوند مي‌زند و افق‌هاي بي‌شماري براي دگرگوني و نو شدن در برابرمان مي‌گسترد. به قول عارفان، آدم ثاني پديدار مي‌شود. انساني كه چون كودكي كه از شكم مادر زاده شده است، گناهي بر دل و نهاد او جا نگرفته است. آيا چنين لحظه فرخنده اي، شايسته جشن گرفتن و شادي كردن نيست؟

عارف كامل و عالم عامل، «ميرزا جواد ملكي تبريزي» در كتاب ارزشمند «المراقبات» پيرامون عيد فطر چنين مي‌گويد: عيد روزي است كه خداوند آن را از ميان ديگر روزها برگزيده است و ويژه هديه بخشيدن و جايزه دادن به بندگان از خويش ساخته است و آنان را اجازت داده است تا در اين روز در حضرت او گرد آيند، برخوان كرم او بنشينند، ادب بندگي به جاي آرند، چشم اميد به درگاه او دوزند و از خطاهاي خويش پوزش طلبند.



codex13x

page25


ارسال توسط افشار

اسلایدر