تاريخ : ۱۳۸۸/۰۶/۰۹
خديجه(س) نعمتي عظيم براي امت اسلام
به مناسبت سالروز درگذشت بانوي گرانقدر نبي مكرم اسلام(ص)
اسدالله افشار
دهم ماه مبارك رمضان وفات اول بانوي اسلام، همسر گرامي پيامبر اكرم(ص) حضرت خديجه(س) آن خاطره آفرين اسلام است؛ بانويي كه از ورودش تا رحلتش تاريخ اسلام را به خاطراتي افتخار آفرين زينب بخشيد و بشريت را به انسان سازي اسلام فراخواند. حضرت خديجه(س) چنان زني است كه به پاس بزرگداشت اخلاقي و روحي و جانفشاني هاي بي دريغانه اش براي ابد، هر جا كه نامي از اسلام عزيز و رهبر آسمانيش باشد، نام او نيز به گوش رسيده و بر دل ها آرامش مي بخشد.
حضرت خديجه(س) از مشهورترين زناني بود كه قبل از اسلام، اول شخصيت تجاري حجاز بود و نامش نه تنها در اسلام، بلكه در تاريخ اعراب و مورخين غير اسلامي نيز به عظمت ياد شده است.
او با اينكه هزاران شتر در دست خدمه و كاركنان خود داشت كه در سرزمين هاي مصر، شام، حبشه و حجاز به تجارت مشغول بودند ليكن هرگز اين تجارت به معاصي اي مانند احتكار، رباخواري و تقلب آلوده نشد. ايشان ملكه جليله فاضله و اولين زن روشنفكر بودندكه به اسلام مومن گشت، زني وزين، باوقار، معتقد به حق وحقيقت و متمايل به معنويات بود و بحق «سيده نساء اهل الجنه» لقب داشت.
خديجه(س) كيست؟
«خديجه» فرزند «خويلد» و «فاطمه بنت زانده»، قرار بود با «ورقه بن نوفل»، پسر عمويش ازدواج كند ولي ابتدا با «ابوهاله» ازدواج نمود و پسري به دنيا آورد. خديجه بنت خويلد پس از فوت ابوهاله، با «عتيق بن عابد» - در برخي متون، عتيق بن عبدالله آمده است- ازدواج كرد و يك دختر به دنيا آورد. بعد از وفات عتيق، در 40 سالگي با «محمد امين » 25ساله ازدواج نمود و دو پسر به نام هاي «قاسم» و «عبدالله» و چها ردختر به نام هاي «زينب»، «ام كلثوم»، «رقيه» و «فاطمه» براي آن حضرت به دنيا آورد.
او از زنان خوش نسب، شريف، ثروتمند و دورانديش قريش بود. با كهولت ابوطالب كه با اموال خديجه بازرگاني مي نمود، سرپرستي كاروان خديجه به محمد امين، برادرزاده ابوطالب واگذار شد. راستگويي، امانتداري و وفاداري جوان هاشمي، سبب احساس قلبي محبت آميز خديجه به محمد شد. لذا خواهرش را نزد بزرگ بني هاشم فرستاد و راز خواهر را با او بگفت، پس از مذاكرات بزرگان قبيله، پيوند ميان آن دو تحقق يافت.
خديجه(س)، بانويي كه پنجاه و پنج سال قبل از بعثت چشم به جهان گشوده و از سال 15 پيش از بعثت، در كنار حضرت محمد(ص) قرار گرفته بود، سرانجام پس از قريب به بيست وپنج سال همراهي و همگامي، در شصت و پنج سالگي چشم از جهان فروبست. اين رويداد تاثر برانگيز كه به مدت كوتاهي بعد از وفات عمو و پشتيبان ارجمند پيامبر(ص) ابوطالب، رخ داد حضرت محمد(ص) را چنان متاثر نمود كه آن سال را «عام الحزن» ناميدند.
رسول الله(ص) به سادگي نمي توانست اين واقعه ناگوار را بپذيرد. چراكه ايشان، بانويي پارسا را از دست داد كه عالي ترين نمونه وفا و فداكاري و جامع ترين بيانگر راستي بود. شدت علاقه پيامبر(ص) به خديجه(س):مروري بر نحوه خاكسپاري آن بانوي بزرگوار و گراميداشت ياد و خاطره ايشان از طرف رسول الله(ص)، ميزان اين حزن و اندوه را به خوبي نشان مي دهد. هنگامي كه حضرت خديجه(س) به ديار باقي شتافت، پيامبر(ص) گريست و هنگام خاكسپاري او را دعا كرد و با دست خود همسرش را در قبر گذاشت. آمده است كه حضرت محمد(ص) در سالگرد وفات غمگسار خود نيز گريست و حتي سال هاي بعد، به وقت خواستگاري حضرت علي(ع) از حضرت فاطمه(س) كه يادي از آن بانوي ارجمند گرديد، فرمود: «خديجه(س) و كجاست مثل خديجه(س)؟ زماني كه مردم تكذيبم كردند، مرا تصديق كرد. بر دين خداياري ام كرد و با اموالش به كمكم شتافت. خدا به من فرمان داد تا او را به قصري زمردين در بهشت كه سختي و محنتي در آن نيست، بشارت دهم.»
در صحيحين بخاري و مسلم روايتي از «عايشه» آمده است كه: عزت هيچ يك از زنان پيامبر(ص) به اندازه خديجه(س) نبود زيرا اكثرا ذكر خير خديجه(س) را داشت و به حدي او را محترم مي شمرد كه گويا زني ديگر مانند خديجه(س) نيامده است. يك روز من- عايشه- گفتم: آيا جز اين است كه بيوه زني بوده است؟ پيامبر(ص) سخت برآشفت چنان كه موي پيشانيش راست شد و فرمود: سوگند به خدا، بهتر از او براي من كسي نبود. روزي كه همه مردم كافر بودند او به من ايمان آورد، روزي كه مرا تكذيب كردند او تصديق مرا كرد، روزي كه همه از من روي مي گردانيدند خديجه(س) اموال خود را در اختيار من گذاشت، خداوند از او اولادي به من داد كه بي نظير بوده و مهد عصمت گرديد. «عايشه» گفت: به خود گفتم كه ديگر هرگز خديجه(س) را به بدي ياد نخواهم كرد. در جاي ديگر «عايشه» مي گويد: هر وقت پيغمبر اكرم(ص) گوسفندي مي كشت مي فرمود: براي دوستان خديجه(س) سهمي بفرستيد.
بيان برخي از فضايل حضرت خديجه(س)
در روايات اسلامي كه از طريق شيعه و اهل تسنن نقل شده و نيز در كلام بزرگان و انديشمندان، در شان و مقام ارجمند ام المومنين حضرت خديجه كبري(س) سخن فراوان با تعبيرات گوناگون به ميان آمده است. به گفته صاحب مستدرك، سفينه البحار فضايل حضرت خديجه(س) كه در ابواب مختلف روايات آمده بيش از آن است كه قابل شمارش باشد.(1)
حاصل توجه به اين روايات پي بردن به راز عظمت او و شناخت شايستگي هاي اوست:
1- رسول اكرم(ص): بهترين زنان جهانيان عبارتند از: مريم دختر عمران، آسيه دختر مزاحم، خديجه، بنت خويلد و فاطمه(س).(2)
2- رسول اكرم(ص) به عايشه كه در حال برتري جويي به فاطمه(س) بود فرمود: آيا نمي داني كه خداوند آدم، نوح، آل ابراهيم، آل عمران، علي(ع)، حسن(ع)، حسين(ع) حمزه، جعفر، فاطمه(س) وخديجه(س) را بر جهانيان برگزيد.(3)
3- رسول اكرم(ص) روزي به علي(ع) فرمود: تو همسري مانند فاطمه(س) داري كه من چنان همسري ندارم، تو مادرزني مثل خديجه(س) داري كه من چنين مادرزني ندارم.(4)
4- پيامبر اكرم(ص) در چهل شبانه روز اعتزال از خديجه(س) توسط عمارياسر به خديجه(س) چنين پيام داد: همانا خداوند متعال به افتخار وجود تو هر روز به طور مكرر به فرشتگان بزرگش افتخار مي كند.(5)
5- امام حسين(ع) در روز عاشورا در ضمن خطبه اي كه خود را به دشمن معرفي مي كرد فرمود: شما را به خدا سوگند آيا مي دانيد كه جده من خديجه(س) دختر خويلد است؟ (6)
6- و باز درجاي ديگر امام حسين(ع) خطاب به دشمن فرمود: آيا مي دانيد كه من فرزند همسر پيامبر شما خديجه(س) هستم؟(7)
7- امام سجاد(ع) در مجلس شاهانه يزيد در دمشق در خطبه معروف خود اين چنين خود را معرفي مي كند: من پسر خديجه(س) بانوي بزرگ اسلام هستم.(8)
8- حضرت زينب(س) در كربلادر روز يازدهم محرم سال 61ه .ق كنار پيكرهاي پاره پاره شهيدان آمد و مطالبي جانسوز گفت. از جمله در آنجا پس از ذكر پيامبر(ص) و علي(ع) از خديجه(س) ياد كرد و فرمود: پدرم به فداي خديجه(س) بانوي بزرگ باد.(9)
9- در عصر امامت امام حسن(ع) پس از آنكه معاويه بر اوضاع مسلط شده بود به كوفه آمد و چند روز در كوفه ماند و از مردم براي خود بيعت گرفت، پس از پايان كار بر بالاي منبر رفت و خطبه خواند و در آن خطبه آنچه توانست به ساحت مقدس اميرمومنان علي(ع) جسارت كرد و ناسزا گفت، با اينكه امام حسن(ع) و امام حسين(ع) در مجلس حاضر بودند، حسين(ع) برخاست تا پاسخ معاويه را بدهد، امام حسن(ع) دست او را گرفت و نشانيد و خود برخاست و فرمود: اي آن كه علي(ع) را به بدي ياد كردي، منم حسن و پدرم علي(ع) است و تويي معاويه و پدرت ضحر مي باشد، مادر من فاطمه(س) و مادر تو هند جگرخوار است، جد من رسول خدا(ص) و جد تو حرب است و جده من خديجه(س) و جده تو فتيله- زن زشتكار جاهليت- است. خداوند لعنت كند از ما آن كس كه نامش پليد و حسب و نسبش پست و سابقه اش بد و داراي كفر و نفاق است.(10)
10- در يكي از زيارتنامه هاي رسول خدا(ص) چنين آمده است: سلام بر همسران پاك و نيك تو، مادران مومنان بخصوص سلام بر بانوي راستين و پاك و پاكيزه، خشنود و پسنديده، خديجه(س) بانوي بزرگ، مادر مومنان.(11)
11- در يكي از زيارتنامه هاي ديگر از خديجه(س) چنين تعبير شده: سلام بر خديجه(س) سرور زنان جهانيان. (12)
12- بارها سلام سفارشي و موكد ربوبي توسط جبرئيل به محضر خديجه(س) رسيده است. ابوهريره نقل كرده است كه: جبرئيل نزد پيامبر(ص) آمد و گفت: خديجه همراه با ظرفي سرپوشيده كه در آن خورشت يا غذا يا نوشيدني است نزد تو مي آيد، پس هر گاه آمد سلام پروردگارش و سلام من را به محضر او برسان. (13)
كلام آخر:
حضرت خديجه(س) بهترين مونس و انيس پيغمبر اكرم(ص) و بزرگترين مددكار روزهاي سختي او بود. او در شدايد و دشواري هاي بعثت، موجب آرامش پيامبر گرديد و از بذل مال فراوان خود هيچ دريغ نداشت و با آن قدرت مالي و شهرت و مقامي كه داشت با زجر و تهديد و شكنجه و تبعيد همسر خود ساخت و اعتراض نكرد و در عين حال با مجاهده و بذل مال خود در راه نيل به اهداف عاليه اسلام و پياده نمودن برنامه هاي قرآن، خدمت شايان توجه اي به مكتب انسان ساز اسلام عزيز نمود و به راستي خديجه(س) نعمتي عظيم براي رسول خدا(ص) و رحمتي از رحمت هاي واسعه خداوند بود.
اين قلم سالروز درگذشت اين بانوي فداكار، همسر ارجمند پيامبر اسلام(س) و مادر گرامي حضرت زهرا اطهار(س) را به تمامي مسلمانان جهان تسليت مي گويم.
پي نوشتها:
1- خديجه(س) اسطوره مقاومت و ايثار، ص 186، محمد مهدي اشتهاردي.
2- الاستيجاب، ج 2، ص 720 .
3- خديجه(س)، اسطوره مقاومت و ايثار، ص187 .
4- بحارالانوار، ج 40، ص68 .
5- كشف الغمه، ج2، ص 73 .
6- بحارالانوار ج 4، ص 318 .
7- همان، ج 45، ص6 .
8- همان، ج 44، ص318 .
9- همان، ج 45، ص 59 .
10- خديجه، اسطوره مقاومت و ايثار، ص 201 .
11- بحارالانوار ج 100، ص 189 .
12- همان، ج 102، ص372 .
13- بحارالانوار، ج 16، ص 8 به نقل از احمد بن حنبل
به مناسبت سالروز درگذشت بانوي گرانقدر نبي مكرم اسلام(ص)
اسدالله افشار
دهم ماه مبارك رمضان وفات اول بانوي اسلام، همسر گرامي پيامبر اكرم(ص) حضرت خديجه(س) آن خاطره آفرين اسلام است؛ بانويي كه از ورودش تا رحلتش تاريخ اسلام را به خاطراتي افتخار آفرين زينب بخشيد و بشريت را به انسان سازي اسلام فراخواند. حضرت خديجه(س) چنان زني است كه به پاس بزرگداشت اخلاقي و روحي و جانفشاني هاي بي دريغانه اش براي ابد، هر جا كه نامي از اسلام عزيز و رهبر آسمانيش باشد، نام او نيز به گوش رسيده و بر دل ها آرامش مي بخشد.
حضرت خديجه(س) از مشهورترين زناني بود كه قبل از اسلام، اول شخصيت تجاري حجاز بود و نامش نه تنها در اسلام، بلكه در تاريخ اعراب و مورخين غير اسلامي نيز به عظمت ياد شده است.
او با اينكه هزاران شتر در دست خدمه و كاركنان خود داشت كه در سرزمين هاي مصر، شام، حبشه و حجاز به تجارت مشغول بودند ليكن هرگز اين تجارت به معاصي اي مانند احتكار، رباخواري و تقلب آلوده نشد. ايشان ملكه جليله فاضله و اولين زن روشنفكر بودندكه به اسلام مومن گشت، زني وزين، باوقار، معتقد به حق وحقيقت و متمايل به معنويات بود و بحق «سيده نساء اهل الجنه» لقب داشت.
خديجه(س) كيست؟
«خديجه» فرزند «خويلد» و «فاطمه بنت زانده»، قرار بود با «ورقه بن نوفل»، پسر عمويش ازدواج كند ولي ابتدا با «ابوهاله» ازدواج نمود و پسري به دنيا آورد. خديجه بنت خويلد پس از فوت ابوهاله، با «عتيق بن عابد» - در برخي متون، عتيق بن عبدالله آمده است- ازدواج كرد و يك دختر به دنيا آورد. بعد از وفات عتيق، در 40 سالگي با «محمد امين » 25ساله ازدواج نمود و دو پسر به نام هاي «قاسم» و «عبدالله» و چها ردختر به نام هاي «زينب»، «ام كلثوم»، «رقيه» و «فاطمه» براي آن حضرت به دنيا آورد.
او از زنان خوش نسب، شريف، ثروتمند و دورانديش قريش بود. با كهولت ابوطالب كه با اموال خديجه بازرگاني مي نمود، سرپرستي كاروان خديجه به محمد امين، برادرزاده ابوطالب واگذار شد. راستگويي، امانتداري و وفاداري جوان هاشمي، سبب احساس قلبي محبت آميز خديجه به محمد شد. لذا خواهرش را نزد بزرگ بني هاشم فرستاد و راز خواهر را با او بگفت، پس از مذاكرات بزرگان قبيله، پيوند ميان آن دو تحقق يافت.
خديجه(س)، بانويي كه پنجاه و پنج سال قبل از بعثت چشم به جهان گشوده و از سال 15 پيش از بعثت، در كنار حضرت محمد(ص) قرار گرفته بود، سرانجام پس از قريب به بيست وپنج سال همراهي و همگامي، در شصت و پنج سالگي چشم از جهان فروبست. اين رويداد تاثر برانگيز كه به مدت كوتاهي بعد از وفات عمو و پشتيبان ارجمند پيامبر(ص) ابوطالب، رخ داد حضرت محمد(ص) را چنان متاثر نمود كه آن سال را «عام الحزن» ناميدند.
رسول الله(ص) به سادگي نمي توانست اين واقعه ناگوار را بپذيرد. چراكه ايشان، بانويي پارسا را از دست داد كه عالي ترين نمونه وفا و فداكاري و جامع ترين بيانگر راستي بود. شدت علاقه پيامبر(ص) به خديجه(س):مروري بر نحوه خاكسپاري آن بانوي بزرگوار و گراميداشت ياد و خاطره ايشان از طرف رسول الله(ص)، ميزان اين حزن و اندوه را به خوبي نشان مي دهد. هنگامي كه حضرت خديجه(س) به ديار باقي شتافت، پيامبر(ص) گريست و هنگام خاكسپاري او را دعا كرد و با دست خود همسرش را در قبر گذاشت. آمده است كه حضرت محمد(ص) در سالگرد وفات غمگسار خود نيز گريست و حتي سال هاي بعد، به وقت خواستگاري حضرت علي(ع) از حضرت فاطمه(س) كه يادي از آن بانوي ارجمند گرديد، فرمود: «خديجه(س) و كجاست مثل خديجه(س)؟ زماني كه مردم تكذيبم كردند، مرا تصديق كرد. بر دين خداياري ام كرد و با اموالش به كمكم شتافت. خدا به من فرمان داد تا او را به قصري زمردين در بهشت كه سختي و محنتي در آن نيست، بشارت دهم.»
در صحيحين بخاري و مسلم روايتي از «عايشه» آمده است كه: عزت هيچ يك از زنان پيامبر(ص) به اندازه خديجه(س) نبود زيرا اكثرا ذكر خير خديجه(س) را داشت و به حدي او را محترم مي شمرد كه گويا زني ديگر مانند خديجه(س) نيامده است. يك روز من- عايشه- گفتم: آيا جز اين است كه بيوه زني بوده است؟ پيامبر(ص) سخت برآشفت چنان كه موي پيشانيش راست شد و فرمود: سوگند به خدا، بهتر از او براي من كسي نبود. روزي كه همه مردم كافر بودند او به من ايمان آورد، روزي كه مرا تكذيب كردند او تصديق مرا كرد، روزي كه همه از من روي مي گردانيدند خديجه(س) اموال خود را در اختيار من گذاشت، خداوند از او اولادي به من داد كه بي نظير بوده و مهد عصمت گرديد. «عايشه» گفت: به خود گفتم كه ديگر هرگز خديجه(س) را به بدي ياد نخواهم كرد. در جاي ديگر «عايشه» مي گويد: هر وقت پيغمبر اكرم(ص) گوسفندي مي كشت مي فرمود: براي دوستان خديجه(س) سهمي بفرستيد.
بيان برخي از فضايل حضرت خديجه(س)
در روايات اسلامي كه از طريق شيعه و اهل تسنن نقل شده و نيز در كلام بزرگان و انديشمندان، در شان و مقام ارجمند ام المومنين حضرت خديجه كبري(س) سخن فراوان با تعبيرات گوناگون به ميان آمده است. به گفته صاحب مستدرك، سفينه البحار فضايل حضرت خديجه(س) كه در ابواب مختلف روايات آمده بيش از آن است كه قابل شمارش باشد.(1)
حاصل توجه به اين روايات پي بردن به راز عظمت او و شناخت شايستگي هاي اوست:
1- رسول اكرم(ص): بهترين زنان جهانيان عبارتند از: مريم دختر عمران، آسيه دختر مزاحم، خديجه، بنت خويلد و فاطمه(س).(2)
2- رسول اكرم(ص) به عايشه كه در حال برتري جويي به فاطمه(س) بود فرمود: آيا نمي داني كه خداوند آدم، نوح، آل ابراهيم، آل عمران، علي(ع)، حسن(ع)، حسين(ع) حمزه، جعفر، فاطمه(س) وخديجه(س) را بر جهانيان برگزيد.(3)
3- رسول اكرم(ص) روزي به علي(ع) فرمود: تو همسري مانند فاطمه(س) داري كه من چنان همسري ندارم، تو مادرزني مثل خديجه(س) داري كه من چنين مادرزني ندارم.(4)
4- پيامبر اكرم(ص) در چهل شبانه روز اعتزال از خديجه(س) توسط عمارياسر به خديجه(س) چنين پيام داد: همانا خداوند متعال به افتخار وجود تو هر روز به طور مكرر به فرشتگان بزرگش افتخار مي كند.(5)
5- امام حسين(ع) در روز عاشورا در ضمن خطبه اي كه خود را به دشمن معرفي مي كرد فرمود: شما را به خدا سوگند آيا مي دانيد كه جده من خديجه(س) دختر خويلد است؟ (6)
6- و باز درجاي ديگر امام حسين(ع) خطاب به دشمن فرمود: آيا مي دانيد كه من فرزند همسر پيامبر شما خديجه(س) هستم؟(7)
7- امام سجاد(ع) در مجلس شاهانه يزيد در دمشق در خطبه معروف خود اين چنين خود را معرفي مي كند: من پسر خديجه(س) بانوي بزرگ اسلام هستم.(8)
8- حضرت زينب(س) در كربلادر روز يازدهم محرم سال 61ه .ق كنار پيكرهاي پاره پاره شهيدان آمد و مطالبي جانسوز گفت. از جمله در آنجا پس از ذكر پيامبر(ص) و علي(ع) از خديجه(س) ياد كرد و فرمود: پدرم به فداي خديجه(س) بانوي بزرگ باد.(9)
9- در عصر امامت امام حسن(ع) پس از آنكه معاويه بر اوضاع مسلط شده بود به كوفه آمد و چند روز در كوفه ماند و از مردم براي خود بيعت گرفت، پس از پايان كار بر بالاي منبر رفت و خطبه خواند و در آن خطبه آنچه توانست به ساحت مقدس اميرمومنان علي(ع) جسارت كرد و ناسزا گفت، با اينكه امام حسن(ع) و امام حسين(ع) در مجلس حاضر بودند، حسين(ع) برخاست تا پاسخ معاويه را بدهد، امام حسن(ع) دست او را گرفت و نشانيد و خود برخاست و فرمود: اي آن كه علي(ع) را به بدي ياد كردي، منم حسن و پدرم علي(ع) است و تويي معاويه و پدرت ضحر مي باشد، مادر من فاطمه(س) و مادر تو هند جگرخوار است، جد من رسول خدا(ص) و جد تو حرب است و جده من خديجه(س) و جده تو فتيله- زن زشتكار جاهليت- است. خداوند لعنت كند از ما آن كس كه نامش پليد و حسب و نسبش پست و سابقه اش بد و داراي كفر و نفاق است.(10)
10- در يكي از زيارتنامه هاي رسول خدا(ص) چنين آمده است: سلام بر همسران پاك و نيك تو، مادران مومنان بخصوص سلام بر بانوي راستين و پاك و پاكيزه، خشنود و پسنديده، خديجه(س) بانوي بزرگ، مادر مومنان.(11)
11- در يكي از زيارتنامه هاي ديگر از خديجه(س) چنين تعبير شده: سلام بر خديجه(س) سرور زنان جهانيان. (12)
12- بارها سلام سفارشي و موكد ربوبي توسط جبرئيل به محضر خديجه(س) رسيده است. ابوهريره نقل كرده است كه: جبرئيل نزد پيامبر(ص) آمد و گفت: خديجه همراه با ظرفي سرپوشيده كه در آن خورشت يا غذا يا نوشيدني است نزد تو مي آيد، پس هر گاه آمد سلام پروردگارش و سلام من را به محضر او برسان. (13)
كلام آخر:
حضرت خديجه(س) بهترين مونس و انيس پيغمبر اكرم(ص) و بزرگترين مددكار روزهاي سختي او بود. او در شدايد و دشواري هاي بعثت، موجب آرامش پيامبر گرديد و از بذل مال فراوان خود هيچ دريغ نداشت و با آن قدرت مالي و شهرت و مقامي كه داشت با زجر و تهديد و شكنجه و تبعيد همسر خود ساخت و اعتراض نكرد و در عين حال با مجاهده و بذل مال خود در راه نيل به اهداف عاليه اسلام و پياده نمودن برنامه هاي قرآن، خدمت شايان توجه اي به مكتب انسان ساز اسلام عزيز نمود و به راستي خديجه(س) نعمتي عظيم براي رسول خدا(ص) و رحمتي از رحمت هاي واسعه خداوند بود.
اين قلم سالروز درگذشت اين بانوي فداكار، همسر ارجمند پيامبر اسلام(س) و مادر گرامي حضرت زهرا اطهار(س) را به تمامي مسلمانان جهان تسليت مي گويم.
پي نوشتها:
1- خديجه(س) اسطوره مقاومت و ايثار، ص 186، محمد مهدي اشتهاردي.
2- الاستيجاب، ج 2، ص 720 .
3- خديجه(س)، اسطوره مقاومت و ايثار، ص187 .
4- بحارالانوار، ج 40، ص68 .
5- كشف الغمه، ج2، ص 73 .
6- بحارالانوار ج 4، ص 318 .
7- همان، ج 45، ص6 .
8- همان، ج 44، ص318 .
9- همان، ج 45، ص 59 .
10- خديجه، اسطوره مقاومت و ايثار، ص 201 .
11- بحارالانوار ج 100، ص 189 .
12- همان، ج 102، ص372 .
13- بحارالانوار، ج 16، ص 8 به نقل از احمد بن حنبل
ارسال توسط افشار
آخرین مطالب

