تاريخ : ۱۳۸۸/۰۶/۰۳
هجرت از “خود” تا “خدا”
روزه؛ بردباري و درد آشنايي

 اسدالله افشار

در ماه مبارك رمضان اذن دخول در محفل انس حضرت معبود داده مي شود و مومنين در جوار رحمت و فيض بي كران الهي از چشمه سار زلال عشق و محبت حق سيراب شده و دل و جان را به انوار ربوبي روشن و پرفروغ مي سازند.
    رمضان ميهمانسراي بزرگ خداست. روزه داران در اين ماه مبارك و سراسر رحمت و موهبت به ضيافت الهي مي روند. از همين روست كه بايد بدانيم ضيافت خدا چيست و چه آداب و شرايطي دارد و چه تمهيداتي مي طلبد؟
    چشم انداز ماه مبارك رمضان روشني چشم عارفان است و مركب رهوار سالكان در مسير از خاك تا افلاك و از فرش تا عرش. در اين ماه خداي متعال ميزبان است و ما ميهمان. در ماه رمضان بر سفره گسترده الهي مهمانيم. برماست كه برگستره اين سفره دست از طلب نداريم تا كاممان برآيد. وجودمان را دشتي سازيم تا از آيات وحي لاله حيات طيبه در آن برويد نه شوره زاري كه خس بر آرد.رمضان تنها ماهي است كه نام آن در قرآن آمده است و آن در آيه 181 سوره بقره مي باشد كه مي فرمايد: قرآن در ماه رمضان نازل شده و براي عموم مردم وسيله هدايت است و داراي شواهد و نشانه هاي روشن و بينات و معيارهاي شناخت حق و باطل يا فرقان مي باشد.روزه، صيام و مشتقات آن نيز در 12آيه به كار رفته اند.
    
    انواع روزه:
    روزه نيز مانند ساير عبادات، داراي مراتب و مدارجي است كه هم نقطه اوج و شكوهمندي دارد و هم براي بعضي از نفوس انساني صرفا جنبه انجام تكليف، منهاي همه دقايق و لطايف معنوي و عرفاني را داراست. روزه اي كه صرفا پرهيز از مفطرات شرعي اجتناب از مبطلات 9 گانه مطرح در رساله هاي عمليه، و به قصد قربت است و در آن فقط از خوردن و آشاميدن و پاك بودن جسم، نشان است، روزه عام است. اين گونه از روزه اگرچه به جاي خود مقبول و پسنديده است اما هرگز به پاي روزه خاص نمي رسد:روزه خاص روزه اي است كه در آن علاوه بر پرهيز از مفطرات شرعي قلب آدمي نيز صائم باشد و از توجه به غير حق اجتناب كند،مراقبت و محافظت نفس و با چشم دل به حقايق امور نگريستن از علائم روزه خاص است.
    روزه خاص روزه اي است كه انسان را به تقوا و فلاح و در نتيجه به كرامت كه صفت فرشتگان است برساند.
    روزه خاص روزه اي است كه وقت افطار آن عند لقاءالله باشد. به راستي اگر انساني در چنين ماه مباركي به لقاءالله نرسد به ژرفاي روزه نرسيده است.
    
    جايگاه روزه در اديان و اقوام و ملل گذشته:
    در گذشته هاي دور روزه داري حتي در ميان هندوها، صابئيان، بودائيان، زرتشتيان، اعراب جاهليت، روميان، يونانيان و حتي در ميان پيروان توتم - كه مورخان آن را از اديان ابتدايي مي شمارند - نيز رواج داشته و پزشكان بزرگي چون سقراط، افلاطون و ارسطو علاوه براينكه خود روزه مي گرفتند ، امساك و روزه را براي هر بيماري حادي از قبيل يرقان وصرع هم تجويز مي كردند . پيروان بودا روزهاي اول، نهم ، پانزدهم و بيست و دوم هر ماه را به روزه داري و امساك مشغول بودند و افطارشان را از روز قبل مهيا نموده و استراحت كامل مي كردند. برهمايي ها نيز براي تهذيب روان و معتقدات خود در روزهايي كه خورشيد گرفتگي ايجاد مي شد و اول هر يك از فصول چهارگانه و اول و چهاردهم هر ماه را روزه مي گرفتند كه جمعا سي روز مي شد. در تورات آمده است كه حضرت موسي بن عمران به مدت چهل روز، روزه داشته است ، چنانكه حضرت موسي (ع) خود در اين باره مي فرمايد: آن گاه در كوه طور چهل روز ماندم نه نان خوردم و نه آب نوشيدم. و نيز يهوديان در هر هفته دو روز - روزهاي دوم و پنجم هفته - به روزه داري مشغول هستند و هر روز را كه مي خواهند به پيشگاه پروردگار توبه و اعتراف نمايند ، همان روز را به خاطر رضاي خدا روزه مي دارند . از جمله روزه هاي ديگر يهوديان نيز يك روز در ايام سال است كه به نظر آنان درآن روز فرعون در دريا غرق شده و يا براي يادگاري خرابي اورشليم روزه مي گيرند ، ليكن مهمترين روزه يهوديان روزه كفاره - يا روزه اعظم كنيسه يهود - است كه هر ساله در دهم اكتبر به همراه مراسم ويژه اي ، آن روز را روزه مي گيرند. علاوه براينها در تورات نيز از ايام روزه داري حضرت الياس در 40 روز و حضرت دانيال نبي در 21 روز و حضرت داوود و حضرت يوسف و قوم حضرت يونس سخن به ميان آمده است . در انجيل هاي موجود در چندين جا به پيروان حضرت عيسي مسيح (ع) توصيه به روزه داري شده است، چنانكه انجيل مقدس از چهل روز روزه داري حضرت عيسي و حواريون و روزه داري يحيي پيامبر و شاگردانش و بسياري ديگر از پيامبران سخن به ميان آورده است .
    لازم به يادآوري است كه تاريخ روزه داري در مسيحيت به قبل از قرن هشتم مي رسد . در قرن دوم ميلادي ، ايام روزه داري فقط به روزهاي به صليب كشيدن حضرت مسيح محدود مي شد و رفته رفته تبديل به 36 روز شد و سرانجام به 40 روز رسيد كه آغاز آن 40 روز قبل از عيد پاك است .
    
    بيان فوايد روزه گرفتن:
    1- يكي از مهمترين فوايد روزه ، تقويت اراده و كنترل هواي نفس مي باشد.
    2- متقي شدن نيز براساس آيه 180 سوره بقره - يكي از نتايج روزه است كه حافظ و نگهدارنده انسان است.
    3- با روزه روحيه قناعت در انسان تقويت مي شود و اين امر باعث مي شود كه انسان درد آشنا شود و رنج گرسنگان را احساس نمايد.
    4- روزه ، تمرين صبر در برابر سختي هاست.
    5- از ديگر بركات روزه ايجاد وحدت در بين مسلمين است . در اين ماه همه مردم خواه ناخواه به سوي يك نوع انسجام و يكپارچگي كشيده مي شوند. در محيط خانواده همه ملتزم به يك نوع عبادتند ، با هم سرسفره مي نشينند ، در هنگام سحر، هنگام افطار و در شبهاي مخصوص به احيا و شب زنده داري مي پردازند. در كل جامعه هم همين طور است.
    6- از بركات اين ماه پيدايش نوعي نظم در بين افراد جامعه اسلامي مي باشد .
    به دليل اينكه روزه ، داراي زمان بندي مشخص مي باشد، افراد قهرا بايستي خود را با آن برنامه هماهنگ كنند كه اين خود به طور ناخودآگاه ما را به سوي استقرار نظم در زندگي، هدايت مي نمايد.
    7- از فوايد مسلم روزه ، سلامت جسم و تن انسان است . از آنجا كه انسان در طول سال به خوردن انواع غذاها مي پردازد و معده دائم در حال فعاليت مي باشد، لازم است كه مدتي به اين عضو حساس استراحت دهيم تا بتواند در آينده بهتر به فعاليت خود ادامه دهد. روايتي منسوب به پيامبر اكرم (ص) است كه فرمود المعده راس كل داء و الحميته راس كل دواء معده محل تمام دردها و احتراز از خوردن و آشاميدن ، درمان تمام دردهاست . و در جاي ديگر حضرتش فرموده است :صوموا تصحوا: روزه بگيريد تا سالم شويد البته سلامتي جسم از آثار قهري روزه است نه اينكه روزه براي اين امر تشريع شده باشد.
    8- روزه ، نوعي مبارزه همه جانبه با هواهاي نفساني و شمه اي روشن از “جهاد اكبر” است ، چرا كه اگر نفس انسان در پرهيز از لذات صوري دنيوي بنا شده باشد علاوه برآنكه خطر لغزش بيشتر است ، مسير تكامل نيز پرسنگلاخ مي شود.
    ضيافت الهي و حضور موثر در آن راه را براي نيل به مقامات والاي معنوي هموار مي گرداند وانسان را از اسارت نفس مي راند و آزاد و رها تا اوج پاكي ها و عفاف ها و به پرواز درمي آورد. در ضيافتگاه خدا انسان از “خود” مي گذرد تا به “خدا” برسد.
  

ارسال توسط افشار

اسلایدر