انتظار؛ پويايي، پارسايي و پايداري
به مناسبت سالروز ميلاد مسعود امام زمان(عج)

 اسدالله افشار

سلام بر انتظار، سلام بر منتظران، سلام بر آنان كه تبلور باران نورند؛ سلام بر آنان كه اشتياق را با انتظار در آميخته و از آن عشقي پاك و مقدس ساخته اند؛ سلام بر منتظران هميشه بيدار شيعه كه انتظار را وسيله شكافتن به حق و تاختن به ناحق مي دانند؛ سلام بر سردار بزرگ پنهان در سراپرده غيب كه به انتظار ياري بندگان فتاده در سيلاب حيرت است. آن موعود كه منتظران چشم به راه به ياد او، چشم به افق هاي دور دوخته اند تا با آموزش شكوفايي گل هاي اميد را به نظاره نشينند.
    سلام بر تو اي كشتي نجات! سلام بر تو اي حجت خدا در زمين! اي صاحب اختيار! اي مهدي امت، اي قائم منتظر.
    آنچه در پي مي آيد قطره اي از درياي بيكران «معرفت» به قبله خوبان، مهر تابان، موعودآخر الزمان است، اميد كه مباحث كوتاه و فشرده مطروحه در سالروز ميلاد با سعادتش، بذر محبت را بيش از پيش در قلوبمان بيفشاند و اطاعت از محبوب را در اعمالمان به بار نشاند و «زيارت» و «شفاعت» معصومين(ع) را ارمغانمان سازد.
    جشن نيمه شعبان و راز شكوهمندي آن:
    جشن نيمه شعبان جشن آمادگي است، آمادگي براي شركت در نهضتي بزرگ و انساني، نهضتي كه سازنده و حيات بخش است. آغاز آن با ظهور مهدي(عج) و فرجام آن شكست سيه روزي ها، جهل ها و شرك ها، فسادها و جنايت هاست. آمادگي براي حركتي مستمر و توام با زمينه سازي ها، با مقاومت زيادتر و تلاش بيشتر، براي وصول به ايده حكومت اسلامي و وحدت و برابري امم.
    آن كس كه ولادت مهدي را اين چنين جشن مي گيرد، به حقيقت مي خواهد اعلام آمادگي براي شركت در اين نهضت كند و آن كس كه به نام مهدي و از شنيدن لقب قائم(عج) قيام مي نمايد مي خواهد بگويد كه من جان بر كف و آماده و مهياي قيام هستم و در اين قيام آمادگي همه جانبه دارم.
    جشن تولد امام زمان(عج) جشن زنده شدن آرزوها، احياي اميدها، رونق گرفتن تمناهاي عالي انساني و خلاصه جشن منتظران است. با تولد مهدي(عج)، شادي و اميد در دل مشتاقان و آرزومندان تحقق وعده الهي، يعني وعده قسط و عدل جهاني و پيروزي مستضعفان، زنده مي شود. پاسداشت اين جشن از سوي مردم، بدان جهت است كه حيات و تولد مهدي(عج) سرنوشت ساز و عامل توجيه بقا و راز زندگي توام با حيثيت و شرافت ماست.
    بشر در پي حل تباهي ها:
    بشر به خاطر تشنگي فراوان روحي جهت دستيابي به پايگاهي استوار و جاويد، هر روز به سويي سر مي كشد، وليكن چون به سرچشمه حيات دست نمي يابد، مرداب ها و گندآبها نه تنها تشنگي او را رفع نمي كنند، بلكه بر بيماري هاي روحي و جسمي او مي افزايند. افسردگي و اضطراب و خستگي از اوضاع حاكم بر جهان، متفكران بشر را به جستجو درباره «نظريه ها» و يا «انديشه هاي» نوين براي دگرگون سازي نظامات اجتماعي كشانيده است؛ اما به هنر «ايده» يا «انديشه» اي كه چنگ مي زنند - گرچه برخي مشكلات حل مي شود- اما دشواري هاي ديگري پديد مي آيد.
    خردمندان اين نكته را دريافته اند كه جهان به طور جدي در منجلاب فساد و تباهي به سر مي برد و تمام مكاتب اجتماعي كنوني در حل اين تباهي ها به بن بست رسيده اند.
    افسردگي ها و دردهاي فكري و روحي و امراض درمان ناپذير جسمي موجب شده كه اين وجدان خسته انسان حق جوي آماده پذيرش عقيده مهدويت شود. عقلاي بشر در اين عصر بر اين باورند كه ظهور شخصيتي اصلاح گر كه تمامي گيتي را زير سايه حكومت عادلانه واحد ببرد، بسان ضرورتي در هستي لازم و بايسته است.
    اعتقاد به مهدويت، ضرورت اجتماعي:
    در كنار فساد اخلاقي و بي عفتي عمومي نسل هاي امروزي و رسميت يافتن روابط خلاف انسانيت در كشورهاي به ظاهر مترقي و آشفتگي هاي سياسي در جهان، فرصتي گرانبها به دست آمده و گروهي كه خود را از غرق شدن در منجلاب فساد حاكم در دنيا حفظ كرده اند، براي شنيدن سخن حق آماده شده اند. در اين جو نوين، در سايه كمرنگ شدن تعصب و تحجر و برخورد ايده ها و انديشه ها، بايد عقيده مهدويت را نه تنها به عنوان يك انديشه مذهبي و ديني، بلكه به عنوان يك مسئله فكري و ضرورت اجتماعي مطرح كرد. زيرا مهدويت در ضمير ناخودآگاه و عقل نهفته همه مردم جهان وجود دارد، به طوري كه هرگز كسي را نمي توان يافت كه برخوردار از قدرت فكر و انديشه سالم باشد و در ضمير و عقل و خرد خود پذيراي اين مسئله نباشد. زيرا اين وضع آكنده از فساد و سرشار از دشواري ها و بحران ها و جنايات و جنگ ها و تباهي ها، مصلح و نجات دهنده اي را مي طلبد كه توازن به هم خورده جهان را باز گرداند و بشريت را از اين همه فلاكت و بدبختي برهاند.
    عقيده اصلاح جهان در پناه يك حكومت واحد جهاني:
    عقيده اصلاح جهان در پناه يك حكومت واحد جهاني كه يك انسان صالح و كاملي در راس آن باشد، سابقه اي ديرينه دارد. «افلاطون» فيلسوف يوناني جامعه ايده آلي را طرح ريزي مي كند كه در آن نه از ظلم و ستم اثري است و نه از فقر و بدبختي. غايت نظام سياسي افلاطون پيدايش «مدينه فاضله» است. افراد در آن جامعه به صورت اشتراكي زندگي مي كنند. از نظر افلاطون جامعه مطلوب زماني به وجود مي آيد كه يا زمامداران فيلسوف شوند و يا فيلسوفان زمامدار.
    «سرتوماس مور» دولتمرد و حقوقدان انگليسي- 1535م در كتاب خود به نام «اتوپيا» كه در سال 1516 ميلادي منتشر شد سرزميني با 54 شهر را در جزيره اي هلال گونه ترسيم مي كند كه با حكومت شورايي اداره مي شود. در اين مدينه فاضله مالكيت زمين و اموال، عمومي و اشتراكي است، زر و زيور قيمت ندارد، سكه و اسكناس ضرب و چاپ نمي شود، همه فقط روزي 6 ساعت كار مي كنند، آموزش و پرورش براي همگان رايگان است. فرهنگ مذهبي همراه با آزادي، فضاي جامعه را پوشانيده، گر چه جرايم به شدت كاهش يافته، ولي باز در صورت تجاوز به حريم قانون، بررسي عادلانه كيفري جرايم به طور جدي انجام مي گيرد، اما با هدف تربيتي.
    و در كشور «خورشيدي» كه «توماس كامپانلا1639 - م »متفكر ايتاليايي طرح ريزي كرده، مانند مدينه فاضله افلاطون اين انتظار نهفته است كه تضاد و دشمني بر چيده شود، مقدار كار مساوي باشد، درآمد يكسان تقسيم شود. او اين شهر آرماني خود را بر فراز تپه اي در جزيره «سيلان» ساخته و در مجموع هفت د ژ تو در تو و يك معبد مركزي دارد.
    زندگي اهالي اين شهر با كار همگاني و درآمد اشتراكي و بهره وري متساوي به رهبري حكيمي رباني به خوشبختي و نيكي مي گذرد. او در اين شهر امكان تحقق عدالت و وحدت را در ميان بشر طرح كرده است.
    انديشه اداره جهان در سايه يك حكومت واحد و صالح سابقه زيادي دارد و اكثر انديشمندان بدان اقرار كرده اند و حتي كساني كه در برابر مكتب انبياء سر تسليم فرود نياورده اند، به ضرورت تشكيل چنين جامعه اي اعتراف كرده اند، چراكه اين اعتقاد ريشه در سرشت آدمي دارد و هيچ صاحب خردي نمي پذيرد كه جهان پيوسته تا انجام حياتش در رستم و بيداد غوطه ور باشد.
    بررسي موضوع انتظار:
    از جمله مسائلي كه بيش يا كم مورد تعبيرهاي ناروا و حتي سوء برداشت ها قرار گرفته، مسئله انتظار است كه در اين بخش به طور مختصر مورد بررسي قرار مي گيرد و نكات كليدي آن در چند مبحث زير بيان مي گردد؛
    مبحث اول- معني و مفهوم انتظار: انتظار- از نظر لغت- به معني چشم به راه بودن، چشمداشت و به عبارت ديگر نوعي اميد به آينده داشتن است. خواه اميد به آينده اي زيبا و يا زشت و منفور. كسي كه عمل نابهنجاري را انجام داده بايد منتظر عقوبت و كيفر آن باشد و كسي كه عمل خيري را انجام داده منتظر دريافت پاداش و نتيجه احسان خود است.
    انتظار - از ديد مذهب- اميدي است به آينده اي نويد بخش و سعادت آفرين كه در آن ستم و تبعيض، تعدي و اجحاف وجود ندارد. بد كاري و بدخواهي محكوم است، ظلم و نابرابري از جامعه رخت بر مي بندد و بشريت طريق فضيلت را در پيش مي گيرد.
    انتظار نوعي تخليه براي تحليه است. نوعي آمادگي براي پاك شدن، دور ماندن از زشتي ها، ستمبارگي ها، وصول به تزكيه نفس، تجديدقواي خود براي شركت در نهضتي عظيم و انساني و يافتن صفا و نورانيت است.
    مبحث دوم- پيشينه تاريخي انتظار: انتظار و عقيده به آينده ( Futurismفتوريسم) مسئله اي جديد از پديده هاي قرن ما و هزاره ما نيست. امري نيست كه با ظهور اسلام و تشيع رخ نموده باشد. سابقه اي دارد بس دراز و شايد نزديك به پيدايش دومين نسل انسان در كره زمين باشد. ما اين سابقه را در نزد اقوام گوناگون- با بليان قديم، هندي ها، اقوام سلت، مردم چين و اقوام ايراني، فرهنگ ها، مكاتب ومذاهب- زبور، زنده شاكموني، باكتيل، انجيل، جاماسب نامه، تورات و قرآن به عيان مي بينيم.
    مبحث سوم- فطري و عام بودن انتظار: مسئله انتظار همانند اعتقاد به آفريدگار است كه در دل ها ريشه دارد. دل، خدا را مي خواند و چشم در انتظار مهدي(عج) است. اين موضوع را فطري مي دانيم از آن بابت كه مسئله مشترك بين همه انسان ها، مذاهب، مكاتب و انديشه هاي متنوع است. با استدلال بيان شده جاي هيچ گونه شك و شبهه باقي نمي ماند كه موضوع انتظار امري عمومي و همگاني است. همه مردم از شرقي و غربي، از سفيد و سياه بدان اذعان داشته و وابسته اند.
    مبحث چهارم- انتظار در تشيع: انتظار شيعه همچون ديگر انتظارها، اميد به فتح و پيروزي نهايي و اميد به ظفر اهل حق است. اميد آن است كه تعاليم قرآن به رهبري امام حق و عدل در سراسر جهان گسترش پيدا كند و آينده از آن حق، زمين ميراث توده هاي مستضعف و غلبه بر استثمارگران باشد.
    احاديث و روايات اسلامي در اين زمينه آن چنان داراي صراحت و قطعيت است كه در صدور آن شكي نمي توان روا داشت. ديدگاه وحي، قرآن و عترت در هم آميخته و مسئله را به گونه اي صريح و روشن كرده است. بيش از يكصد آيه از قرآن كريم به مصلح كل حضرت بقيه الله - ارواحنا فداه- تفسير و تاويل شده است. علامه بزرگوار، ملامحمد باقر مجلسي در دائره المعارف بزرگ شيعه، «بحار الانوار70 » آيه را به استناد احاديث اهل بيت عصمت و طهارت(ع)، درباره ظهور يكتا بازمانده از حجت هاي حضرت احديت نقل كرده است. همچنين برخي از بزرگان،كتاب هايي را در اين زمينه به رشته تحرير درآورده اند كه از آن جمله كتاب «المحجه فيما نزل في القائم(عج)» تاليف محدث بزرگ سيد هاشم بحراني است كه شامل 120 آيه است كه به استناد احاديث معصومان(ع) به ظهور مهدي(عج) تفسير شده است.
    مبحث پنجم- ابعاد عملي انتظار: از آنجا كه انتظار، حافظ ابعاد عملي مكتب است، به چند بعد از ابعاد عملي آن تنها اشاره مي شود: دينداري، پارسايي، تقيد مكتبي؛ امر به معروف ونهي از منكر؛ اخلاق اسلامي و آمادگي نظامي.
    مبحث ششم- ماهيت انتظار: در ضمن مباحثه ارائه شده بيش يا كم معلوم شده است كه انتظار چه مي خواهد و ماهيت آن چيست. در عين حال براي اينكه جوانب مسئله بهتر روشن شود زمينه هاي زير را مي توان به عنوان ماهيت امر مورد بررسي قرار داد: اميد به آينده اي روشن؛ اميد به نجات از ذلت؛ فريادي از درون؛ اعتراض به نظامات موجود؛ افشاگري ها و محاكمه سياستمداران و مسئولان نالايق امروز و زمامداران فاسد جامعه بشري.
    مبحث هفتم - خواست هاي بشر از انتظار: خواست هاي بشر از انتظارات اين است: اقتدار معنوي بر بشريت حاكم گردد؛ سيستم كنترل جهاني پديد آيد؛ امنيت و آسايش تامين گردد؛ سياست تباني هاي مخوف كه جهت نابودي مستضعفان است ريشه كن شود؛ تبعيضات و تعصبات جاهلانه و جاه طلبي ها محو و نابود شوند؛ هواهاي نفساني و طغيان و عصيان و قانون شكني ها تحت كنترل در آيد و محكوم گردند؛ خيانت و نابساماني و بيدادگري از جامعه رخت بربندد؛ توسعه طلبي و استعمار و استثمار و استبداد و انحراف و كثري و سيه روزي ريشه كن گردد و...
    تصوير واقعي جهان در عصر بعد از ظهور:
    ذهن بشر امروز كوتاهتر از آن است كه بتواند تصوير واقعي جهان در عصر بعد از ظهور را حتي در انديشه خويش به دقت ترسيم كند، زيرا آنچه در دوران پس از ظهور آشكار مي شود و در بسياري از موارد در تمامي تاريخ بشر بي سابقه بوده است و اگر هم در برهه هايي از تاريخ، توسط انبياي اعظام و يا اوصياي آنها نمونه هايي از آن ايجاد شده باشد، هم گذرا بوده است و هم محدود زيرا در بسياري از موارد حتي سفراي الهي نتوانسته اند آن طرح هاي نيكوي خود را در عالم خارج تحقق بخشند و تلاش هاي آنان با اهريمن صفتي برخي هواخواهان ناتمام مانده است و خود نيز در آن راه جان باخته اند.
    اينك به برخي از شكوفايي هاي تصوير واقعي جهان در عصر بعد از ظهور در زير اشاراتي خواهيم داشت:
    ۱- حقيقت علوم آشكار و كاملتر خواهد شد. 
    ۲-سطح دانش هاي باطني بالامي رود. 
    ۳- ارتباطات در دوران حكومت حضرت مهدي(عج) به شكوفايي خود مي رسد. 
    ۴- شاخص سلامت و بهداشت همگاني به بالاترين حد تكامل خواهد رسيد. 
   ۵-نگراني ها و دغدغه هاي بشر در بحث امنيت فردي، اجتماعي و جهاني نه تنها مرتفع بلكه بيش از حد تامين شده و بشر به ثبات و آرامش مي رسد. 
    ۶-در سايه حكومت حضرت مهدي(عج) گشايش هاي اقتصادي حاصل، نظام فقر مداري نابود و رفاه اقتصادي تحقق مي يابد. 
   ۷- در عصر طلايي حضرت مهدي(عج) عدالت اجتماعي و آباداني محقق شده و به اوج خود مي رسد. 
   ۸- يكتاپرستي گسترش مي يابد.


ارسال توسط افشار

اسلایدر