تاريخ : ۱۳۸۸/۰۵/۱۱
جوان، جامعه و الگوپذيري
به بهانه روز جوان و سالروز تولد حضرت علي اكبر(ع)
اسدالله افشار
سالروز تولد حضرت علي اكبر(ع) روز جوان ناميده شده است. به اين بهانه مباحثي را به صورت اختصار در خصوص موضوع «جوانان» مطرح و مورد بحث و گفتگو قرار مي دهيم؛ اميد كه مفيد و سازنده واقع شود.
جامعه ايران يكي از معدود كشورهاي جوان جهان است كه از نرخ بالاي جمعيت جوان برخوردار است. در واقع، همين موضوع مي تواند از ابعاد مختلف مورد توجه قرار گرفته و مسئولان كشور را به خود بياورد تا به دنبال راهكارهاي اساسي و سالم براي پويايي نسل جوان و آينده ساز جامعه باشند. توجه به نيازها و خواسته هاي معقول اين قشر، مستلزم برنامه ريزي اصولي و پربار است. زيرا، براي اين قشر به دليل گذر از دوره جواني و مسئوليت پذيري اجتماعي، دوراني حساس و بحراني تلقي مي شود.
-1 جوانان به دنبال الگويي هستند كه نخست هم سن و سال ايشان باشد و همانند آنان در توفان جواني بوده و در نشيب و فراز حوادث حضور داشته باشد. معصوم نباشد؛ زيرا با آنان فرق خواهد كرد و در بحران هاي اجتماعي - سياسي و حتي اقتصادي درگير شده باشد، تا به خوبي او را همانند خود بداند و از شيوه زندگاني، روش برخورد او با ديگران، چگونگي سخن گفتن، شهامت، شجاعت، دلير مردي و بي باكي وي براي خود سرمشق بگيرند و او را نمونه تمام عيار براي امروز و فرداي زندگي خود بدانند.
-2 بر اساس اعتقادات كارشناسان مسائل اجتماعي و تربيتي، هدف ها و آرمان هاي جوانان هر نسل با نسل ديگر متفاوت است و تغيير اين عوامل در كل باعث دگرگوني و تحول در جامعه مي شود. اين موارد در جوامعي كه در حال گذارند و به سوي جوامع توسعه يافته گام بر مي دارند، بيشتر احساس مي شود. در چند سال اخير با تغيير و تحولاتي كه در بخش هاي اجتماعي و اقتصادي جامعه به وجود آمد، جامعه سادگي و يكدستي خود را از دست داد. خانواده ها شكل ديگري به خود گرفتند و از حالت سنتي و قديمي كه روابط بر اساس اصول اخلاقي و الگوهاي از پيش تعيين شده بود، خارج شدند.
جوانان هنوز نمي دانند كه در آينده چه كار مي خواهند بكنند، آنان در انتخاب شغل، ادامه تحصيل، ازدواج و حتي با خانواده هاي خود مشكل دارند. جواني كه هزاران مشكل دارد، ولي فكر مي كند بقيه با سوءظن و بدبيني به او مي نگرند، احساس بطالت و پوچي مي كند.
-3 دل جوانان پاك و ضميرشان تلقين پذير است. تذكرات يك مربي لايق، خواندن يك كتاب خوب و حتي داشتن الگوي مناسب و يا معاشرت با يك رفيق با فضيلت خيلي زود مي تواند در وجود جوان اثر بگذارد و اخلاق و رفتارش را دگرگون سازد. حضرت علي(ع) ضمن نامه خود به حضرت امام حسن(ع) فرموده است: دل جوان نوخاسته، مانند زمين خالي از گياه درخت است، هر بذري كه در آن افشانده شود مي پذيرد و در خود مي پرورد. پس فرموده است: فرزند عزيزم، من در آغاز جوانيت به ادب و تربيت تو مبادرت نمودم پيش از آنكه عمرت به درازا بكشد و دلت سخت گردد. (نهج البلاغه نامه 31)
-4 دوران جواني دوران تخيلات و اوهام است. دوره بي باكي و تهور و افراط در عشق و محبت است. دوره هيجان هاي شديد و عواطف حساب نشده و ناموزون است. مزاج جوان همواره آماده توفان است، احساسات با نيرومندي و قدرت بر سراسر وجودش حكومت مي كنند و او را به كارهاي عاطفي تند و غير عقلاني وادار مي سازند. با اين همه نبايد جوان مورد ملامت و سرزنش قرارگيرد چه وضع آشفته روان جوانان يك پديده طبيعي و مقدمه تعالي و تكامل است و اساس آن به قضاي حكيمانه خداوند در نظام آفرينش پايه گذاري شده است.
ايام پرشور و توفان جواني كه گاهي به «مستي شباب» تعبير شده خيلي كوتاه مدت است. بعضي از دانشمندان آن را پنج سال مي دانند و مي گويند دوران جواني از شانزده سالگي آغاز مي شود و در بيست وپنج سالگي پايان مي پذيرد و به نظر بعضي حداكثر ايام شباب ده سال و پايان آن را در بيست وپنج سالگي مي دانند. هر قدر از عمر جواني بيشتر مي گذرد و فاصله جوان از دوره بحراني بلوغ افزايش مي يابد توفان احساسات به همان نسبت فروكش مي كند و بي نظمي هاي رواني تقليل مي يابد.
جوان از نظر تعقل و تفكر پخته مي شود و رفته رفته اخلاق و رفتارش عادي مي گردد. ولي مدت اين تحول در همه جوانان و در تمام شرايط متفاوت طبيعي و تربيتي يكسان نيست. بلكه بعضي زودتر و بعضي ديرتر بسر منزل پختگي و كمال مي رسند.
استقلال طلبي يكي از تمايلات پرارزشي است كه به قضاي حكيمانه الهي در نهاد جوانان آفريده شده است، اين تمايلات پايه اساسي اعتماد به نفس و مقدمه پيروزي هاي اجتماعي نسل جوان است. براي آنكه جوانان در اعمال تمايل به استقلال و آزادي، تندروي نكنند و در آغاز شباب كه حساسترين ايام تحول زندگي آنان است دچار غرور و خودسري نشوند و موجبات بدبختي خويش را فراهم ننمايند لازم است هماره به اين نكته متوجه باشند كه احترام به استقلال و آزادي آنان بدان معني نيست كه خود به تنهايي در تمام امور تصميم بگيرند و هر كاري را كه بخواهند انجام دهند. جوانان خام و بي تجربه هستند، خيلي زود از مسير مصلحت منحرف مي شوند و باعث تيره روزي خود مي گردند. جوانان به راهنمايي والدين و ديگر افراد دانا احتياج شديد دارند، بايد از معلومات و تجارب آنان استفاده كنند و با تذكراتشان راه را از بيراهه تمييز دهند و خويشتن را از خطرات گوناگون زندگي محافظت نمايند.
طبع جوان نوخواه است و به هر چيز تازه علاقه دارد، جوان از پي افكار جديد و نظريه هاي نو مي رود، كتابهايي كه حرف تازه داشته باشد مي خواند، در جستجوي اخلاق و آداب نو است، مي خواهد به سبك نو بنويسد و با لغات نو حرف بزند. شعر نو و نقاشي نو را دوست دارد، مايل است آرايش مو و رويش، دوخت كفش و لباسش، ساختمان خانه و اثاث اتاقش و خلاصه همه چيزش نو و تازه باشد. طبع كهنسال خواستار سنن و آداب ديرين است و به چيزهاي تازه بي علاقه است، ميل دارد همه چيز در جاي خود باقي بماند، روش زندگي تغيير نكند، آداب و رسوم عوض نشود، در شئون مختلف جامعه دگرگوني پديد نيايد و تمام امور بر وفق گذشته و آن طوري كه عادت كرده است جريان داشته باشد. اگر جامعه بخواهد از نظرات جوانان پيروي كند و به خواسته هاي آنان صددرصد جامه عمل بپوشاند بايد بسياري از مبادي ايماني و اصول قانوني و اخلاقي را ترك گويد و بسياري از آداب و سنن اجتماعي و خانوادگي را كه به صلاح مادي و معنوي مردم است به دست فراموشي بسپارد و اين كار قطعا منافي با مصلحت و سعادت اجتماع است. اگر جامعه بخواهد پيرو نظريه كهنسال باشد و خواسته هاي آنان را صددرصد عملي كند بايد همه چيز را به همان وضعي كه هست نگاهداري نمايد و با هر قسم تحول و دگرگوني مخالفت كند، بايد راه تعالي و تكامل را به روي مردم ببندد و آنان را از تحرك و پيشروي بازدارد و اين كار قطعا به صلاح جامعه نيست. راه بهره برداري صحيح از نظرات متضاد اين دو نسل، آن است كه هر دو گروه خواسته هاي خود را تعديل كنند و تمايلات خويش را با اندازه گيري هاي صحيح اعمال نمايند، تا بين آنان توافق و هماهنگي ايجاد گردد و هر يك مكمل ديگري شود و جامعه حداكثر استفاده را از اين تضاد بنمايد.
-7 بايد نسل كهن در حفظ سنن و اصولي كه به مصلحت قطعي جامعه و پايه اساسي سعادت بشر است با قاطعيت ايستادگي و پافشاري نمايد و جدا از آنها دفاع كند و نگذارد آن سرمايه هاي پر ارج دستخوش تمايلات ناسنجيده و خام جوانان گردد. ولي در امور عادي كه سعادت اجتماع وابسته به آنها نيست بي تفاوت باشد و براي نگاهداري آنها لجوج و تعصبي از خود نشان ندهد.
اما نسل جوان نيز بايد از دگرگون ساختن مسائل اصولي كه پايگاه سعادت و خوشبختي اجتماع است چشم پوشي نمايد و پيرامون آنها نگردد و تمايل نوخواهي خويش را در مجاري صحيح و ثمربخش اعمال نمايد، دانش هاي روز را فراگيرد، روش هاي نو را بياموزد و عملاآنها را به كار بندد و بدين وسيله جامعه را نوسازي كند و چهره زندگي را تغيير دهد و مردم را يك قدم در راه ترقي به پيش براند.
-8 جوانان براي تحقق آنچه بيان شد امروز نيازمند الگويي شايسته هستند و حضرت علي اكبر(ع) پورحسين شهيد(ع) كه امروز مصادف با سالروز ولادت با سعادت آن بزرگوار است در يازدهم شعبان سال سي وسوم هجري به دنيا آمد. مصداقي از يك الگوي كامل انساني براي جوانان در هر عصر و هر مكاني به شمار مي آيد. علي اكبر(ع) در جواني با ويژگي هاي اخلاقي و رفتاري خود نگاه انبوه جوانان را به سوي خود جلب مي كرد. برخي از صفات بارز و ويژه ايشان به شرح ذيل مي باشد:
در ميان جمع و با دوستان خود گشاده رو و شادمان بود. در تنهايي اهل تفكر بود. علاقه شديد به راز و نياز و گفتگو با خالق هستي داشت. خوش خلق بود. زندگي را آسان مي گرفت. به كسي خيره نمي شد. نگاهش كوتاه بود. با فقرا و بينوايان، نشست و برخاست مي كرد و با آنان همسفره مي شد و با دست خود بر دهان آنها غذا مي گذارد. هرگز عيب جويي نمي كرد. از مداحي و چاپلوسي افراد دوري مي كرد. از تحقير بندگان خدا پرهيز مي كرد. به كسي دشنام و ناسزا نمي گفت. از دروغ تنفر داشت. صداقت و راستگويي شيوه هميشه او بود. بخشنده بود. به نيازمندان انفاق مي كرد. هديه افراد را با گشاده رويي مي پذيرفت. دعوت افراد را به مهماني مي پذيرفت. به عيادت بيماران مي رفت. در تشييع پيكر مردگان حاضر مي شد. مسلمانان را مورد لطف و عطوفت خويش قرار مي داد. امور دنيوي و اضطراب هاي مادي او را متزلزل نمي ساخت. زندگي او ساده، بي پيرايه و به دور از تجمل، اسراف و تبذير بود. صبور بود. از كسي توقع و انتظاري نداشت. در ميدان رزم سلحشوري شجاع، نيرومند و پرتوان بود. در اجراي عدالت و دفاع از حق، قاطع و استوار بود. به ياري محرومان و مظلومان مي شتافت. در برابر ظالمان مي ايستاد. به دانش اندوزي و فراگيري علم و معارف اهميت زيادي قائل بود.
همواره پيروان خود را از جهالت و بي خبري باز مي داشت. به پاكيزگي و آراستگي علاقه اي وافر داشت. بسيار فروتن بود و از تكبر نفرت داشت.
به پدر و مادرش بسيار احترام مي كرد. اطاعت بي چون و چرا از مقام ولايت داشت.
-9 جوانان عزيز را به اين نكته مهم توجه مي دهم كه حضرت علي اكبر(ع)، جواني چند بعدي بود و سطرهاي كتاب وجودش با حكمت نگاشته شده بود. چشمه هاي دانش و دانايي از اعماق وجودش مي جوشيد. در مجالس گوناگون عالمانه و انديشمندانه لب به سخن مي گشود و به دور از غرور و تكبر مردانه سخن مي گفت. افزون بر صفات ظاهري و باطني، كمالات و مقامات معنوي وي نيز در رتبه اي برتر از ديگران قرار داشت و جوانان ما هر چند از صفات خوبي بهره مند باشند، گاه توان تحمل سختي ها و ظرفيت رويارويي با مصايب را از دست مي دهند و سنگيني ناملايمات زندگي، تعادل رفتار و گفتارشان را مي ربايد.
اما علي اكبر(ع) در چنين صحنه هاي سخت و طاقت سوز، تنها به رضا و تسليم الهي فكر مي كرد و چنان در برابر بلاهاي الهي آرام و مطمئن بود كه گاه حيرت و شگفتي ديگران را بر مي انگيخت.
آري جوانان جامعه ما بايد حضرت علي اكبر(ع) را الگوي خويش قرار دهند و از او در زندگي خودشان ياري و مدد طلب نمايند؛ و همواره در آينه اخلاق و رفتار او نظر كنند و خود را بدان صفات بيارايند.
به بهانه روز جوان و سالروز تولد حضرت علي اكبر(ع)
اسدالله افشار
سالروز تولد حضرت علي اكبر(ع) روز جوان ناميده شده است. به اين بهانه مباحثي را به صورت اختصار در خصوص موضوع «جوانان» مطرح و مورد بحث و گفتگو قرار مي دهيم؛ اميد كه مفيد و سازنده واقع شود.
جامعه ايران يكي از معدود كشورهاي جوان جهان است كه از نرخ بالاي جمعيت جوان برخوردار است. در واقع، همين موضوع مي تواند از ابعاد مختلف مورد توجه قرار گرفته و مسئولان كشور را به خود بياورد تا به دنبال راهكارهاي اساسي و سالم براي پويايي نسل جوان و آينده ساز جامعه باشند. توجه به نيازها و خواسته هاي معقول اين قشر، مستلزم برنامه ريزي اصولي و پربار است. زيرا، براي اين قشر به دليل گذر از دوره جواني و مسئوليت پذيري اجتماعي، دوراني حساس و بحراني تلقي مي شود.
-1 جوانان به دنبال الگويي هستند كه نخست هم سن و سال ايشان باشد و همانند آنان در توفان جواني بوده و در نشيب و فراز حوادث حضور داشته باشد. معصوم نباشد؛ زيرا با آنان فرق خواهد كرد و در بحران هاي اجتماعي - سياسي و حتي اقتصادي درگير شده باشد، تا به خوبي او را همانند خود بداند و از شيوه زندگاني، روش برخورد او با ديگران، چگونگي سخن گفتن، شهامت، شجاعت، دلير مردي و بي باكي وي براي خود سرمشق بگيرند و او را نمونه تمام عيار براي امروز و فرداي زندگي خود بدانند.
-2 بر اساس اعتقادات كارشناسان مسائل اجتماعي و تربيتي، هدف ها و آرمان هاي جوانان هر نسل با نسل ديگر متفاوت است و تغيير اين عوامل در كل باعث دگرگوني و تحول در جامعه مي شود. اين موارد در جوامعي كه در حال گذارند و به سوي جوامع توسعه يافته گام بر مي دارند، بيشتر احساس مي شود. در چند سال اخير با تغيير و تحولاتي كه در بخش هاي اجتماعي و اقتصادي جامعه به وجود آمد، جامعه سادگي و يكدستي خود را از دست داد. خانواده ها شكل ديگري به خود گرفتند و از حالت سنتي و قديمي كه روابط بر اساس اصول اخلاقي و الگوهاي از پيش تعيين شده بود، خارج شدند.
جوانان هنوز نمي دانند كه در آينده چه كار مي خواهند بكنند، آنان در انتخاب شغل، ادامه تحصيل، ازدواج و حتي با خانواده هاي خود مشكل دارند. جواني كه هزاران مشكل دارد، ولي فكر مي كند بقيه با سوءظن و بدبيني به او مي نگرند، احساس بطالت و پوچي مي كند.
-3 دل جوانان پاك و ضميرشان تلقين پذير است. تذكرات يك مربي لايق، خواندن يك كتاب خوب و حتي داشتن الگوي مناسب و يا معاشرت با يك رفيق با فضيلت خيلي زود مي تواند در وجود جوان اثر بگذارد و اخلاق و رفتارش را دگرگون سازد. حضرت علي(ع) ضمن نامه خود به حضرت امام حسن(ع) فرموده است: دل جوان نوخاسته، مانند زمين خالي از گياه درخت است، هر بذري كه در آن افشانده شود مي پذيرد و در خود مي پرورد. پس فرموده است: فرزند عزيزم، من در آغاز جوانيت به ادب و تربيت تو مبادرت نمودم پيش از آنكه عمرت به درازا بكشد و دلت سخت گردد. (نهج البلاغه نامه 31)
-4 دوران جواني دوران تخيلات و اوهام است. دوره بي باكي و تهور و افراط در عشق و محبت است. دوره هيجان هاي شديد و عواطف حساب نشده و ناموزون است. مزاج جوان همواره آماده توفان است، احساسات با نيرومندي و قدرت بر سراسر وجودش حكومت مي كنند و او را به كارهاي عاطفي تند و غير عقلاني وادار مي سازند. با اين همه نبايد جوان مورد ملامت و سرزنش قرارگيرد چه وضع آشفته روان جوانان يك پديده طبيعي و مقدمه تعالي و تكامل است و اساس آن به قضاي حكيمانه خداوند در نظام آفرينش پايه گذاري شده است.
ايام پرشور و توفان جواني كه گاهي به «مستي شباب» تعبير شده خيلي كوتاه مدت است. بعضي از دانشمندان آن را پنج سال مي دانند و مي گويند دوران جواني از شانزده سالگي آغاز مي شود و در بيست وپنج سالگي پايان مي پذيرد و به نظر بعضي حداكثر ايام شباب ده سال و پايان آن را در بيست وپنج سالگي مي دانند. هر قدر از عمر جواني بيشتر مي گذرد و فاصله جوان از دوره بحراني بلوغ افزايش مي يابد توفان احساسات به همان نسبت فروكش مي كند و بي نظمي هاي رواني تقليل مي يابد.
جوان از نظر تعقل و تفكر پخته مي شود و رفته رفته اخلاق و رفتارش عادي مي گردد. ولي مدت اين تحول در همه جوانان و در تمام شرايط متفاوت طبيعي و تربيتي يكسان نيست. بلكه بعضي زودتر و بعضي ديرتر بسر منزل پختگي و كمال مي رسند.
استقلال طلبي يكي از تمايلات پرارزشي است كه به قضاي حكيمانه الهي در نهاد جوانان آفريده شده است، اين تمايلات پايه اساسي اعتماد به نفس و مقدمه پيروزي هاي اجتماعي نسل جوان است. براي آنكه جوانان در اعمال تمايل به استقلال و آزادي، تندروي نكنند و در آغاز شباب كه حساسترين ايام تحول زندگي آنان است دچار غرور و خودسري نشوند و موجبات بدبختي خويش را فراهم ننمايند لازم است هماره به اين نكته متوجه باشند كه احترام به استقلال و آزادي آنان بدان معني نيست كه خود به تنهايي در تمام امور تصميم بگيرند و هر كاري را كه بخواهند انجام دهند. جوانان خام و بي تجربه هستند، خيلي زود از مسير مصلحت منحرف مي شوند و باعث تيره روزي خود مي گردند. جوانان به راهنمايي والدين و ديگر افراد دانا احتياج شديد دارند، بايد از معلومات و تجارب آنان استفاده كنند و با تذكراتشان راه را از بيراهه تمييز دهند و خويشتن را از خطرات گوناگون زندگي محافظت نمايند.
طبع جوان نوخواه است و به هر چيز تازه علاقه دارد، جوان از پي افكار جديد و نظريه هاي نو مي رود، كتابهايي كه حرف تازه داشته باشد مي خواند، در جستجوي اخلاق و آداب نو است، مي خواهد به سبك نو بنويسد و با لغات نو حرف بزند. شعر نو و نقاشي نو را دوست دارد، مايل است آرايش مو و رويش، دوخت كفش و لباسش، ساختمان خانه و اثاث اتاقش و خلاصه همه چيزش نو و تازه باشد. طبع كهنسال خواستار سنن و آداب ديرين است و به چيزهاي تازه بي علاقه است، ميل دارد همه چيز در جاي خود باقي بماند، روش زندگي تغيير نكند، آداب و رسوم عوض نشود، در شئون مختلف جامعه دگرگوني پديد نيايد و تمام امور بر وفق گذشته و آن طوري كه عادت كرده است جريان داشته باشد. اگر جامعه بخواهد از نظرات جوانان پيروي كند و به خواسته هاي آنان صددرصد جامه عمل بپوشاند بايد بسياري از مبادي ايماني و اصول قانوني و اخلاقي را ترك گويد و بسياري از آداب و سنن اجتماعي و خانوادگي را كه به صلاح مادي و معنوي مردم است به دست فراموشي بسپارد و اين كار قطعا منافي با مصلحت و سعادت اجتماع است. اگر جامعه بخواهد پيرو نظريه كهنسال باشد و خواسته هاي آنان را صددرصد عملي كند بايد همه چيز را به همان وضعي كه هست نگاهداري نمايد و با هر قسم تحول و دگرگوني مخالفت كند، بايد راه تعالي و تكامل را به روي مردم ببندد و آنان را از تحرك و پيشروي بازدارد و اين كار قطعا به صلاح جامعه نيست. راه بهره برداري صحيح از نظرات متضاد اين دو نسل، آن است كه هر دو گروه خواسته هاي خود را تعديل كنند و تمايلات خويش را با اندازه گيري هاي صحيح اعمال نمايند، تا بين آنان توافق و هماهنگي ايجاد گردد و هر يك مكمل ديگري شود و جامعه حداكثر استفاده را از اين تضاد بنمايد.
-7 بايد نسل كهن در حفظ سنن و اصولي كه به مصلحت قطعي جامعه و پايه اساسي سعادت بشر است با قاطعيت ايستادگي و پافشاري نمايد و جدا از آنها دفاع كند و نگذارد آن سرمايه هاي پر ارج دستخوش تمايلات ناسنجيده و خام جوانان گردد. ولي در امور عادي كه سعادت اجتماع وابسته به آنها نيست بي تفاوت باشد و براي نگاهداري آنها لجوج و تعصبي از خود نشان ندهد.
اما نسل جوان نيز بايد از دگرگون ساختن مسائل اصولي كه پايگاه سعادت و خوشبختي اجتماع است چشم پوشي نمايد و پيرامون آنها نگردد و تمايل نوخواهي خويش را در مجاري صحيح و ثمربخش اعمال نمايد، دانش هاي روز را فراگيرد، روش هاي نو را بياموزد و عملاآنها را به كار بندد و بدين وسيله جامعه را نوسازي كند و چهره زندگي را تغيير دهد و مردم را يك قدم در راه ترقي به پيش براند.
-8 جوانان براي تحقق آنچه بيان شد امروز نيازمند الگويي شايسته هستند و حضرت علي اكبر(ع) پورحسين شهيد(ع) كه امروز مصادف با سالروز ولادت با سعادت آن بزرگوار است در يازدهم شعبان سال سي وسوم هجري به دنيا آمد. مصداقي از يك الگوي كامل انساني براي جوانان در هر عصر و هر مكاني به شمار مي آيد. علي اكبر(ع) در جواني با ويژگي هاي اخلاقي و رفتاري خود نگاه انبوه جوانان را به سوي خود جلب مي كرد. برخي از صفات بارز و ويژه ايشان به شرح ذيل مي باشد:
در ميان جمع و با دوستان خود گشاده رو و شادمان بود. در تنهايي اهل تفكر بود. علاقه شديد به راز و نياز و گفتگو با خالق هستي داشت. خوش خلق بود. زندگي را آسان مي گرفت. به كسي خيره نمي شد. نگاهش كوتاه بود. با فقرا و بينوايان، نشست و برخاست مي كرد و با آنان همسفره مي شد و با دست خود بر دهان آنها غذا مي گذارد. هرگز عيب جويي نمي كرد. از مداحي و چاپلوسي افراد دوري مي كرد. از تحقير بندگان خدا پرهيز مي كرد. به كسي دشنام و ناسزا نمي گفت. از دروغ تنفر داشت. صداقت و راستگويي شيوه هميشه او بود. بخشنده بود. به نيازمندان انفاق مي كرد. هديه افراد را با گشاده رويي مي پذيرفت. دعوت افراد را به مهماني مي پذيرفت. به عيادت بيماران مي رفت. در تشييع پيكر مردگان حاضر مي شد. مسلمانان را مورد لطف و عطوفت خويش قرار مي داد. امور دنيوي و اضطراب هاي مادي او را متزلزل نمي ساخت. زندگي او ساده، بي پيرايه و به دور از تجمل، اسراف و تبذير بود. صبور بود. از كسي توقع و انتظاري نداشت. در ميدان رزم سلحشوري شجاع، نيرومند و پرتوان بود. در اجراي عدالت و دفاع از حق، قاطع و استوار بود. به ياري محرومان و مظلومان مي شتافت. در برابر ظالمان مي ايستاد. به دانش اندوزي و فراگيري علم و معارف اهميت زيادي قائل بود.
همواره پيروان خود را از جهالت و بي خبري باز مي داشت. به پاكيزگي و آراستگي علاقه اي وافر داشت. بسيار فروتن بود و از تكبر نفرت داشت.
به پدر و مادرش بسيار احترام مي كرد. اطاعت بي چون و چرا از مقام ولايت داشت.
-9 جوانان عزيز را به اين نكته مهم توجه مي دهم كه حضرت علي اكبر(ع)، جواني چند بعدي بود و سطرهاي كتاب وجودش با حكمت نگاشته شده بود. چشمه هاي دانش و دانايي از اعماق وجودش مي جوشيد. در مجالس گوناگون عالمانه و انديشمندانه لب به سخن مي گشود و به دور از غرور و تكبر مردانه سخن مي گفت. افزون بر صفات ظاهري و باطني، كمالات و مقامات معنوي وي نيز در رتبه اي برتر از ديگران قرار داشت و جوانان ما هر چند از صفات خوبي بهره مند باشند، گاه توان تحمل سختي ها و ظرفيت رويارويي با مصايب را از دست مي دهند و سنگيني ناملايمات زندگي، تعادل رفتار و گفتارشان را مي ربايد.
اما علي اكبر(ع) در چنين صحنه هاي سخت و طاقت سوز، تنها به رضا و تسليم الهي فكر مي كرد و چنان در برابر بلاهاي الهي آرام و مطمئن بود كه گاه حيرت و شگفتي ديگران را بر مي انگيخت.
آري جوانان جامعه ما بايد حضرت علي اكبر(ع) را الگوي خويش قرار دهند و از او در زندگي خودشان ياري و مدد طلب نمايند؛ و همواره در آينه اخلاق و رفتار او نظر كنند و خود را بدان صفات بيارايند.
ارسال توسط افشار
آخرین مطالب

