تاريخ : ۱۳۸۸/۰۲/۰۸
حساسيت افراد با آنچه در اطرافشان مي گذرد
جامعه سالم و پيش شرط هاي شكل گيري آن
اسدالله افشار
خانواده سالم:
«جامعه سالم درگرو خانواده سالم»، جمله اي است كه تمامي كارشناسان به آن معتقدند. به همين علت مي توان گفت: خانواده آسيب پذيرترين نهاد اجتماعي محسوب مي شود و چنانچه به آن توجه ويژه اي صورت نگيرد باعث ايجاد نابساماني و ناامني كانون خانواده و از هم گسيختگي آن خواهد شد. نكات قابل تامل در اين خصوص به طور اختصار در ذيل يادآوري مي شود:
۱- خانواده سالم نهادي است كه بايد از سلامت، آرامش رواني و معنوي هر يك از اعضايش حمايت كند تا بتواند محيطي امن و به دور از تنش و آسيب به وجودآورد.
۲- در خانواده اي كه ارتباط ميان اعضا بر اساس صداقت، عشق و عاطفه و ارتباطات سالم استوار است، كمتر آسيب هاي اجتماعي به سراغ اين نوع خانواده ها مي رود و فرزندان نيز با تربيت صحيح، زندگي سالم را مي آموزند و مي دانند كه بايد در مقابله و رويارويي با مشكل چگونه برخورد كنند.
۳- كارشناسان اجتماعي معتقدند خانواده نهاد و پايه اجتماعي، مامن تكامل شخصيت فرد، تمرين جامعه پذيري اجتماعي و... محسوب مي شود. احترام والدين به يكديگر، صلح، آرامش در زندگي و همچنين داشتن امنيت روحي و رواني و ارائه الگوي مناسب از سوي والدين براي تربيت صحيح كودكان باعث مي شود تا ناهنجاري ها و آسيب هاي اجتماعي كمتر به درون اين خانواده ها نفوذ كند.
۴- از سوي كارشناسان توجيه شده است به منظور انسجام بخشي و سلامت خانواده ها، افراد خانواده در طول هفته چندين بار براي صرف غذا دسته جمعي وقت بگذارند. همچنين اختصاص وقت به فرزندان با مسائل مختلف اجتماعي و دادن هشدار به آنها و... از جمله اقداماتي است كه بايد انجام دهند.
۵- بايد خانواده ها را از آخرين تحولات و مشكلات ناهنجاري هاي به وجود آمده در جامعه مطلع كرد و آگاهي هاي لازم را براي جلوگيري از ورود اين مشكلات به كانون گرم خانواده ها داد.
۶- براي داشتن خانواده اي سالم و استحكام و رشد خانواده، بايد براي جواناني كه قصد ازدواج دارند كلاس هاي آموزشي برگزار شود تا اين افراد از همان ابتدا پايه هاي زندگي خود را بر اساس ايمان، علاقه، صداقت، محبت، عشق و... بنيان نهند و بدانند چه آسيب هايي در چه شرايطي زندگي آنها را تهديد مي كند، در اين صورت از حجم مشكلات كاسته خواهد شد و ديگر كمتر شاهد فروپاشي كانون خانواده ها و ازدياد طلاق خواهيم بود.
۷- مهمترين مسئله در پيشگيري و كاهش از آسيب هاي اجتماعي در خانواده ها، ارائه طرح و برنامه ريزي و تخصيص منابع مالي مي باشد كه در صورت موجود بودن آنها مي توان اميدوار بود كه بستر مناسبي براي جامعه سالم ايجاد شده است.
۸- تحولات اجتماعي پرشتاب، در سال هاي اخير گسستي در هنجارها و رفتارها پديد آورده كه الگوهاي رفتاري و تربيتي خانواده ها را دگرگون ساخته است. اكثر كارشناسان علوم اجتماعي كه اين موضوع را مورد بررسي قرار داده اند با تاكيد بر اينكه ما اكنون در تربيت فرزندانمان با اين مسئله روبرو هستيم، براي شناخت بيشتر مفهوم گسست در اين مقوله يادآوري مي شوند كه گسست مي تواند چندين حالت داشته باشد كه اين حالت ها عبارت ست از: حالت بي هنجاري يا آنومي، حالت تعارض فرهنگي و حالت سقوط يا فروپاشي كه ما اكنون هر سه حالت را تجربه مي كنيم.
۹- سلامت جامعه با سلامت خانواده ارتباط مستقيم دارد، به گونه اي كه مي توان گفت: با سالم بودن خانواده، بنيان جامعه سالم است. به همين سبب خانواده در پيشگيري از آسيب هاي اجتماعي نيز نقش بي بديل و بي مانند دارد. به شرط آنكه خود از آسيب هايي كه بنيان خانواده را تهديد مي كند ايمان بماند. اين آسيب ها را جامعه شناسان و ديگر انديشمندان از ديرباز مورد توجه قرار داده اند و معتقدند هيچ جامعه اي نمي تواند ادعاي سلامت كند، اگر از وجود خانواده هاي ناسالم در رنج باشد.
اخلاق، پايه اي براي اجتماع سالم:
يكي از اركان اساسي سعادت، در زندگي مادي و معنوي بشر، اخلاق و فضايل اخلاقي است. زيرا در پرتو محاسن اخلاق و خلقيات حميده، تحكيم روابط اجتماعي فراهم مي گردد و برخوردهاي محبت بار بر اساس يك سلسله اعتقادات اخلاقي صورت مي گيرد. شور و نشاط را به كالبد زندگي مي دهد و زندگي فردي و اجتماعي را در مسيرتعالي و تكامل، به كام انسان گوارا مي سازد. مطالعه تاريخ اين نكته را به ما ثابت مي كند كه يكي از مهمترين عوامل موفقيت ها و پيروزي ها و يا شكست ها و ناكامي هاي جوامع بشري «عامل اخلاقي» بوده است. ملتي كه حركت هاي خود را در چارچوب محاسن اخلاقي به پيش برد، قله رفيع سعادت و پيروزي را فتح خواهد نمود و در هر جامعه اي كه فضايل اخلاقي قرباني رذايل شيطاني گردد، سقوط و انحطاط دامنگير آن مردم خواهد شد.
پايه گذاران نهضت اخلاقي را بايد پيامبران بزرگ خدا دانست. زيرا آنها بودند كه در طول تاريخ براي تربيت و سازندگي انسان ها، ضوابط و اصول اخلاقي را ارائه دادند تا با طهارت افكار و تطهير دل ها، آلودگي هاي بيروني و كدورت هاي اجتماعي را از سطح جامعه پاك سازند و انسان را در فضاي معطر محاسن و مصفاي اخلاق به كمال مطلوب برسانند.
تجربه نشان داده است هر جا كه دين از اخلاق جدا شده، اخلاق خيلي عقب مانده است. هيچ يك از مكاتب اخلاقي غير ديني در كار خود موفقيت نيافته اند.
قدر مسلم اين است كه دين لااقل به عنوان يك پشتوانه براي اخلاق بشري ضروري است. بشر هر اندازه كه از لحاظ صنعت و تمدن پيش رفته، از نظر اخلاق عقب مانده است. چرا؟ به هر نسبت كه دين و ايمان ضعيف گرديده عملاديده شده است كه اخلاق بشرپايين آمده، اين است كه براي ايمان، لااقل به عنوان پشتوانه براي اخلاق- اگر نگوييم تنها ضامن اجراي آن- بايد ارزش فوق العاده قائل باشيم.
بهداشت رواني و عدالت اجتماعي از عوامل ايجاد جامعه سالم:
ممكن است خوانندگان گرامي بر نگارنده خرده بگيرند كه چرا بهداشت رواني و عدالت اجتماعي در كنار هم قرار گرفته اند و اصولاچه ارتباطي با بحث مورد نظر دارند! اين قلم اعتقاد دارد هم بهداشت رواني و هم عدالت اجتماعي از تاثيرگذارترين موضوعات در بحث مورد نظر است كه هر يك به سهم خود نه تنها در ديگري تاثيرگذار است بلكه در ايجاد جامعه سالم نقش بسزايي دارند و اكنون بايد پرسيده شود كه چه چيزي جلوي ساختن دنيايي را كه در آن مساوات و عدالت و در نتيجه جهاني كه در آن مساوات و عدالت و در نتيجه جهاني كه در آن بيماري هاي جسمي و رواني قابل پيشگيري بوده و به حداقل برسد، مي گيرد. عواملي كه مانع ايجاد «جهاني عادل» است همان هايي هستند كه جلوي كوشش هاي اساسي در پيشگيري اختلالات جسمي و رواني را مي گيرند. اين عوامل عبارتند از: استثمار، استعمار، ديكتاتوري، امپرياليسم، تمركز افراطي قدرت هاي اقتصادي، ايسم هاي افراطي، موسساتي كه احساس ناتواني و بيچارگي و درماندگي و حقارت را تقويت مي كنند به علاوه فقر، نااميدي، تبعيض و ساير بي عدالتي ها. اين نيروها عوامل كنترل كننده و يا حداقل تاثيرگذار در سيستم ارتباطات جهاني و بويژه وسايل «ارتباطات جمعي» و نظام آموزش و پرورش بوده و عملابه كساني كه همرنگ آنان گشته و در نتيجه از بي عدالتي جانبداري مي كنند پاداش مي دهند. حال ببينيم كه ويژگي هاي يك اجتماع عادل چيست؟ اجتماعي كه در آن نيازهاي اساسي بشر به نحوي منصفانه برآورده شده، فشارهاي نالازم حذف گشته و بيماري هاي جسمي ورواني به حداقل مي رسد. دانشمندان علوم انساني و اجتماعي معتقدند كه وجود دو اصل اساسي براي رسيدن به اين هدف لزوم حتمي دارد. اصل اول: هر فردي بايد حقوقي برابر با ديگران در آزادي هاي اساسي داشته باشد.
اصل دوم: عدم مساوات در حقوق اجتماعي بايد به نحوي نظام داده شود و كنترل گردد كه بيشترين منفعت را براي كم امتيازترين افراد جامعه در بر داشته و ضمنا بايد در جايي در اين دنيا برنامه هاي دراز مدتي براي خاتمه دادن به تبعيض، استثمار، استعمار، امپرياليسم و ديكتاتوري طرح ريزي گردد.
پژوهش در مسئله پيشگيري هاي اوليه و اساسي و پيگير در كاربرد نتايج آنها ناگزير رابطه بين نابهنجاري هاي اجتماعي و آسيب هاي رواني را روشن كرده و سپس باعث تغيير در ساختار اجتماعي، بهداشتي، سياسي و اقتصادي و به نفع ايجاد عدالت اجتماعي خواهد شد. اين موضوعي است سهل و ممتنع.
ضرورت آموزش، تعليم و تربيت از الزامات جامعه سالم:
محروميت نوجوانان و جوانان از آموزش، تعليم و تربيت صحيح و همه جانبه مساوي با سقوط جامعه است. به وجود آوردن محيطي عاطفي و تربيتي در درون آموزشگاه ها و موسسه هاي آموزشي دولتي و غير دولتي از سطح ابتدايي تا سطوح عالي و ايجاد محيطي پر از نشاط، خود انگيخته و فعال براي دانش آموزان و دانشجويان و جلوگيري از ارتباط هاي آمرانه و انضباطي با آنها از مهمترين كاركردهاي وزارتخانه هاي آموزش و پرورش و علوم، تحقيقات و فناوري و ديگر مراكز و موسسات تابعه است.
ايجاد محيط پر نشاط در مراكز ياد شده مي تواند بسياري از مشكلات اجتماعي و خانوادگي را كه ممكن است براي دانش آموزان و دانشجويان وجود داشته باشد برطرف كند و اين وظيفه بيشتر بر عهده سياستگذاران بخش فرهنگي جامعه است.
ايجاد زمينه و بستر مناسب براي رشد استعداد و توانايي هاي دانش آموزان از طريق ارائه فعاليت هاي داوطلبانه و متنوع فرهنگي - ورزشي، اجتماعي و هنري مهمترين رسالت متوليان امر تعليم و تربيت است؛ و لذا بايد به مسئله آموزش، تعليم و تربيت دانش آموزان و دانشجويان به عنوان برنامه راهبردي و همه جانبه نگريست؛ زيرا داشتن يك جامعه و اجتماع سالم مشروط به آن چيزي است كه در سطور فوق بيان گرديد.
اين قلم پيشنهاد مي نمايد جهت دستيابي به اهداف بيان شده، ايجاد «تشكيلات فرزانگان» را جدي گرفته و تا حصول آن از برنامه ريزي صحيح و منطقي نبايد دست كشيد و قطعا اصلاح نگرش ها را در حل مشكلات و معضلات ايجاد كرده و خواهيم توانست جامعه و اجتماع را بهينه و سالم سازي نماييم.
در خاتمه اين بحث يادآوري مي نمايم كه علاوه بر پيش شرط هاي بيان شده، پيش شرط هاي ديگري وجود دارد كه آنها را به صورت فهرست در ذيل نام مي بريم:
ارتباط ماهرانه با رويكرد مخاطب شناسي و تكنيك هاي آن، نيازهاي امنيتي(امنيت بدني، امنيت جاني، مالي، شغلي و...) نياز به عزت نفس، نياز به دانايي، نياز به تفاهم، نياز به زيبايي و نياز به عشق و تعلق.
جامعه سالم و پيش شرط هاي شكل گيري آن
اسدالله افشار
خانواده سالم:
«جامعه سالم درگرو خانواده سالم»، جمله اي است كه تمامي كارشناسان به آن معتقدند. به همين علت مي توان گفت: خانواده آسيب پذيرترين نهاد اجتماعي محسوب مي شود و چنانچه به آن توجه ويژه اي صورت نگيرد باعث ايجاد نابساماني و ناامني كانون خانواده و از هم گسيختگي آن خواهد شد. نكات قابل تامل در اين خصوص به طور اختصار در ذيل يادآوري مي شود:
۱- خانواده سالم نهادي است كه بايد از سلامت، آرامش رواني و معنوي هر يك از اعضايش حمايت كند تا بتواند محيطي امن و به دور از تنش و آسيب به وجودآورد.
۲- در خانواده اي كه ارتباط ميان اعضا بر اساس صداقت، عشق و عاطفه و ارتباطات سالم استوار است، كمتر آسيب هاي اجتماعي به سراغ اين نوع خانواده ها مي رود و فرزندان نيز با تربيت صحيح، زندگي سالم را مي آموزند و مي دانند كه بايد در مقابله و رويارويي با مشكل چگونه برخورد كنند.
۳- كارشناسان اجتماعي معتقدند خانواده نهاد و پايه اجتماعي، مامن تكامل شخصيت فرد، تمرين جامعه پذيري اجتماعي و... محسوب مي شود. احترام والدين به يكديگر، صلح، آرامش در زندگي و همچنين داشتن امنيت روحي و رواني و ارائه الگوي مناسب از سوي والدين براي تربيت صحيح كودكان باعث مي شود تا ناهنجاري ها و آسيب هاي اجتماعي كمتر به درون اين خانواده ها نفوذ كند.
۴- از سوي كارشناسان توجيه شده است به منظور انسجام بخشي و سلامت خانواده ها، افراد خانواده در طول هفته چندين بار براي صرف غذا دسته جمعي وقت بگذارند. همچنين اختصاص وقت به فرزندان با مسائل مختلف اجتماعي و دادن هشدار به آنها و... از جمله اقداماتي است كه بايد انجام دهند.
۵- بايد خانواده ها را از آخرين تحولات و مشكلات ناهنجاري هاي به وجود آمده در جامعه مطلع كرد و آگاهي هاي لازم را براي جلوگيري از ورود اين مشكلات به كانون گرم خانواده ها داد.
۶- براي داشتن خانواده اي سالم و استحكام و رشد خانواده، بايد براي جواناني كه قصد ازدواج دارند كلاس هاي آموزشي برگزار شود تا اين افراد از همان ابتدا پايه هاي زندگي خود را بر اساس ايمان، علاقه، صداقت، محبت، عشق و... بنيان نهند و بدانند چه آسيب هايي در چه شرايطي زندگي آنها را تهديد مي كند، در اين صورت از حجم مشكلات كاسته خواهد شد و ديگر كمتر شاهد فروپاشي كانون خانواده ها و ازدياد طلاق خواهيم بود.
۷- مهمترين مسئله در پيشگيري و كاهش از آسيب هاي اجتماعي در خانواده ها، ارائه طرح و برنامه ريزي و تخصيص منابع مالي مي باشد كه در صورت موجود بودن آنها مي توان اميدوار بود كه بستر مناسبي براي جامعه سالم ايجاد شده است.
۸- تحولات اجتماعي پرشتاب، در سال هاي اخير گسستي در هنجارها و رفتارها پديد آورده كه الگوهاي رفتاري و تربيتي خانواده ها را دگرگون ساخته است. اكثر كارشناسان علوم اجتماعي كه اين موضوع را مورد بررسي قرار داده اند با تاكيد بر اينكه ما اكنون در تربيت فرزندانمان با اين مسئله روبرو هستيم، براي شناخت بيشتر مفهوم گسست در اين مقوله يادآوري مي شوند كه گسست مي تواند چندين حالت داشته باشد كه اين حالت ها عبارت ست از: حالت بي هنجاري يا آنومي، حالت تعارض فرهنگي و حالت سقوط يا فروپاشي كه ما اكنون هر سه حالت را تجربه مي كنيم.
۹- سلامت جامعه با سلامت خانواده ارتباط مستقيم دارد، به گونه اي كه مي توان گفت: با سالم بودن خانواده، بنيان جامعه سالم است. به همين سبب خانواده در پيشگيري از آسيب هاي اجتماعي نيز نقش بي بديل و بي مانند دارد. به شرط آنكه خود از آسيب هايي كه بنيان خانواده را تهديد مي كند ايمان بماند. اين آسيب ها را جامعه شناسان و ديگر انديشمندان از ديرباز مورد توجه قرار داده اند و معتقدند هيچ جامعه اي نمي تواند ادعاي سلامت كند، اگر از وجود خانواده هاي ناسالم در رنج باشد.
اخلاق، پايه اي براي اجتماع سالم:
يكي از اركان اساسي سعادت، در زندگي مادي و معنوي بشر، اخلاق و فضايل اخلاقي است. زيرا در پرتو محاسن اخلاق و خلقيات حميده، تحكيم روابط اجتماعي فراهم مي گردد و برخوردهاي محبت بار بر اساس يك سلسله اعتقادات اخلاقي صورت مي گيرد. شور و نشاط را به كالبد زندگي مي دهد و زندگي فردي و اجتماعي را در مسيرتعالي و تكامل، به كام انسان گوارا مي سازد. مطالعه تاريخ اين نكته را به ما ثابت مي كند كه يكي از مهمترين عوامل موفقيت ها و پيروزي ها و يا شكست ها و ناكامي هاي جوامع بشري «عامل اخلاقي» بوده است. ملتي كه حركت هاي خود را در چارچوب محاسن اخلاقي به پيش برد، قله رفيع سعادت و پيروزي را فتح خواهد نمود و در هر جامعه اي كه فضايل اخلاقي قرباني رذايل شيطاني گردد، سقوط و انحطاط دامنگير آن مردم خواهد شد.
پايه گذاران نهضت اخلاقي را بايد پيامبران بزرگ خدا دانست. زيرا آنها بودند كه در طول تاريخ براي تربيت و سازندگي انسان ها، ضوابط و اصول اخلاقي را ارائه دادند تا با طهارت افكار و تطهير دل ها، آلودگي هاي بيروني و كدورت هاي اجتماعي را از سطح جامعه پاك سازند و انسان را در فضاي معطر محاسن و مصفاي اخلاق به كمال مطلوب برسانند.
تجربه نشان داده است هر جا كه دين از اخلاق جدا شده، اخلاق خيلي عقب مانده است. هيچ يك از مكاتب اخلاقي غير ديني در كار خود موفقيت نيافته اند.
قدر مسلم اين است كه دين لااقل به عنوان يك پشتوانه براي اخلاق بشري ضروري است. بشر هر اندازه كه از لحاظ صنعت و تمدن پيش رفته، از نظر اخلاق عقب مانده است. چرا؟ به هر نسبت كه دين و ايمان ضعيف گرديده عملاديده شده است كه اخلاق بشرپايين آمده، اين است كه براي ايمان، لااقل به عنوان پشتوانه براي اخلاق- اگر نگوييم تنها ضامن اجراي آن- بايد ارزش فوق العاده قائل باشيم.
بهداشت رواني و عدالت اجتماعي از عوامل ايجاد جامعه سالم:
ممكن است خوانندگان گرامي بر نگارنده خرده بگيرند كه چرا بهداشت رواني و عدالت اجتماعي در كنار هم قرار گرفته اند و اصولاچه ارتباطي با بحث مورد نظر دارند! اين قلم اعتقاد دارد هم بهداشت رواني و هم عدالت اجتماعي از تاثيرگذارترين موضوعات در بحث مورد نظر است كه هر يك به سهم خود نه تنها در ديگري تاثيرگذار است بلكه در ايجاد جامعه سالم نقش بسزايي دارند و اكنون بايد پرسيده شود كه چه چيزي جلوي ساختن دنيايي را كه در آن مساوات و عدالت و در نتيجه جهاني كه در آن مساوات و عدالت و در نتيجه جهاني كه در آن بيماري هاي جسمي و رواني قابل پيشگيري بوده و به حداقل برسد، مي گيرد. عواملي كه مانع ايجاد «جهاني عادل» است همان هايي هستند كه جلوي كوشش هاي اساسي در پيشگيري اختلالات جسمي و رواني را مي گيرند. اين عوامل عبارتند از: استثمار، استعمار، ديكتاتوري، امپرياليسم، تمركز افراطي قدرت هاي اقتصادي، ايسم هاي افراطي، موسساتي كه احساس ناتواني و بيچارگي و درماندگي و حقارت را تقويت مي كنند به علاوه فقر، نااميدي، تبعيض و ساير بي عدالتي ها. اين نيروها عوامل كنترل كننده و يا حداقل تاثيرگذار در سيستم ارتباطات جهاني و بويژه وسايل «ارتباطات جمعي» و نظام آموزش و پرورش بوده و عملابه كساني كه همرنگ آنان گشته و در نتيجه از بي عدالتي جانبداري مي كنند پاداش مي دهند. حال ببينيم كه ويژگي هاي يك اجتماع عادل چيست؟ اجتماعي كه در آن نيازهاي اساسي بشر به نحوي منصفانه برآورده شده، فشارهاي نالازم حذف گشته و بيماري هاي جسمي ورواني به حداقل مي رسد. دانشمندان علوم انساني و اجتماعي معتقدند كه وجود دو اصل اساسي براي رسيدن به اين هدف لزوم حتمي دارد. اصل اول: هر فردي بايد حقوقي برابر با ديگران در آزادي هاي اساسي داشته باشد.
اصل دوم: عدم مساوات در حقوق اجتماعي بايد به نحوي نظام داده شود و كنترل گردد كه بيشترين منفعت را براي كم امتيازترين افراد جامعه در بر داشته و ضمنا بايد در جايي در اين دنيا برنامه هاي دراز مدتي براي خاتمه دادن به تبعيض، استثمار، استعمار، امپرياليسم و ديكتاتوري طرح ريزي گردد.
پژوهش در مسئله پيشگيري هاي اوليه و اساسي و پيگير در كاربرد نتايج آنها ناگزير رابطه بين نابهنجاري هاي اجتماعي و آسيب هاي رواني را روشن كرده و سپس باعث تغيير در ساختار اجتماعي، بهداشتي، سياسي و اقتصادي و به نفع ايجاد عدالت اجتماعي خواهد شد. اين موضوعي است سهل و ممتنع.
ضرورت آموزش، تعليم و تربيت از الزامات جامعه سالم:
محروميت نوجوانان و جوانان از آموزش، تعليم و تربيت صحيح و همه جانبه مساوي با سقوط جامعه است. به وجود آوردن محيطي عاطفي و تربيتي در درون آموزشگاه ها و موسسه هاي آموزشي دولتي و غير دولتي از سطح ابتدايي تا سطوح عالي و ايجاد محيطي پر از نشاط، خود انگيخته و فعال براي دانش آموزان و دانشجويان و جلوگيري از ارتباط هاي آمرانه و انضباطي با آنها از مهمترين كاركردهاي وزارتخانه هاي آموزش و پرورش و علوم، تحقيقات و فناوري و ديگر مراكز و موسسات تابعه است.
ايجاد محيط پر نشاط در مراكز ياد شده مي تواند بسياري از مشكلات اجتماعي و خانوادگي را كه ممكن است براي دانش آموزان و دانشجويان وجود داشته باشد برطرف كند و اين وظيفه بيشتر بر عهده سياستگذاران بخش فرهنگي جامعه است.
ايجاد زمينه و بستر مناسب براي رشد استعداد و توانايي هاي دانش آموزان از طريق ارائه فعاليت هاي داوطلبانه و متنوع فرهنگي - ورزشي، اجتماعي و هنري مهمترين رسالت متوليان امر تعليم و تربيت است؛ و لذا بايد به مسئله آموزش، تعليم و تربيت دانش آموزان و دانشجويان به عنوان برنامه راهبردي و همه جانبه نگريست؛ زيرا داشتن يك جامعه و اجتماع سالم مشروط به آن چيزي است كه در سطور فوق بيان گرديد.
اين قلم پيشنهاد مي نمايد جهت دستيابي به اهداف بيان شده، ايجاد «تشكيلات فرزانگان» را جدي گرفته و تا حصول آن از برنامه ريزي صحيح و منطقي نبايد دست كشيد و قطعا اصلاح نگرش ها را در حل مشكلات و معضلات ايجاد كرده و خواهيم توانست جامعه و اجتماع را بهينه و سالم سازي نماييم.
در خاتمه اين بحث يادآوري مي نمايم كه علاوه بر پيش شرط هاي بيان شده، پيش شرط هاي ديگري وجود دارد كه آنها را به صورت فهرست در ذيل نام مي بريم:
ارتباط ماهرانه با رويكرد مخاطب شناسي و تكنيك هاي آن، نيازهاي امنيتي(امنيت بدني، امنيت جاني، مالي، شغلي و...) نياز به عزت نفس، نياز به دانايي، نياز به تفاهم، نياز به زيبايي و نياز به عشق و تعلق.
ارسال توسط افشار
آخرین مطالب

