تاريخ : ۱۳۸۷/۱۰/۲۱
اتحاد ملي، مطالبه اي تاريخي
اسدالله افشار
در هر ملتي ، اتحاد و همبستگي مردم، موجد تلاش مشترك براي دستيابي به اهداف ملي و مانع بروز طغيا ن ها و كينه توزي ها مي شود.
اين مهم راه رسيدن به سعادت را كه غايت و نهايت محسوب مي شود فراهم مي كند. از نظر لغوي وحدت به معني اتحاد، توافق و هماهنگي است. با توجه به تعريف ارائه شده، مي توان وحدت ملي را اشتراك همه افراد يك ملت در آمال ومقاصد خويش دانست به گونه اي كه به منزله مجموعه واحدي به شمار آيند. انديشمندان علوم سياسي، وحدت ملي را از اركان قدرت سياسي دانسته اند كه از چگونگي واكنش مردم در دفاع از منافع ملي و مصالح كشور حكايت مي كند. در شرايط و موقعيت بسيار حساس كنوني كشور دشمنان ملت ايران، تمام امكانات و ابزارهاي انحصاري بين المللي خود را به كار گرفته اند تا به طرق مختلف به امنيت و وحدت ملي ايران اسلامي ضربه بزنند و در ميان صفوف مردم تفرقه ايجاد كنند تا بتوانند نفوذ و سلطه استعماري خود را براي هميشه بر ملت تحميل نمايند.
حس مشترك ملي:
ميهن اسلامي ما ايران از ده ها نژاد و گويش و طايفه تشكيل شده است.
تنوع دين و مذهب نيز از ديگر ويژگي هاي اين كشور پهناور است. گرچه هرخطه نامي و هر فرقه ديني و هر طايقه گويشي دارند اما برابر قانون اساسي و اكثريت جامعه و تاريخ گذشته اين سرزمين، زبان رسمي، فارسي و دين رسمي، اسلام و مذهب شيعه است و همدلي است. چه اينكه همگرايي به سوي نقطه مشترك و تافته جدا بافته نبودن، رمز و لازمه اتحاد است و جز آن، عمل كردن به دور از خرد. رعايت قوانين اسلامي در جامعه، احترام به باورهاي شيعي و پاسداشت زبان شيرين فارسي، چيزي است كه هر ايراني با پايبندي به آن قدمي در راه اتحاد برداشته است.
واقعيت جامعه متكثر ايراني، تنوع گرايش هاي ديني مذهبي، زبان و گويش است. همواره بايد به خاطر داشت كه افتخارات و امتيازات هر دسته و گروهي در مجموعه خود، محترم و عزيز است و نبايد پافشاري بر مسائل ملي باعث زير پا نهادن خرده فرهنگ ها و رسوم محلي شود.
همساني امور فرهنگي بويژه زبان و ادبيات با حساسيت هاي بومي، نقش كارسازي در احساس همنوعي ايجاد مي كند. به ديگر سخن، اهميت دادن به گويش ها، آداب و رسوم محلي و داستان ها و قهرمان ها، نه تنها موجب جدايي و تشتت نيست بلكه حس احترام مشترك و متقابل را ايجاد مي كند. آن گاه كه يك قوم ايراني خود را ميان ديگر هموطنان، داراي شخصيت رسمي و معتبري مي بيند، علايق ملي و همگرايي فرا گروهي در او تقويت مي شود.
استفاده از زبا ن ها و گويش هاي محلي چون كردي، لري، تركي، عربي و ... و نيز ترويج و شناسايي فرهنگ هاي بلوچي، زابلي، تركمني، آذري، گيلكي و ... يك فرصت است براي تحريك عواطف پاك اقوام ايراني كه در كنار هم ايران را مي سازند.
نكته ديگري كه در هر جامعه انساني قابل فهم و اجرا است، حركت به سوي خواست هاي ملي و عزت آور است. جامعه ايراني هنوز از ملي شدن صنعت نفت، پيروزي انقلاب اسلامي و بيرون راندن سردمداران پهلوي، تسخير لانه جاسوسي و مقابله با استكبار جهاني در هشت سال دفاع مقدس، به خود مي بالد و افتخار مي كند. تكريم چنين پيروزي ها و نگهباني از چنين روحيه هايي را نبايد به فراموشي سپرد.
توليد علم و نهضت نرم افزاري نيز در همين راستا مي تواند علاوه بر پيشرفت كشور، مايه مباهات و دستاوردهاي غرور آفرين باشد. دانش انرژي هسته اي از همين مقوله ها است كه اگر با اعتماد دو جانبه مسئولان و مردم همراه شود فرصتي است تا فرزندان اين ميهن اسلامي، اهتزاز پرچم مقدس جمهوري اسلامي ايران را در نگاه هر بيگانه اي، به نمادي از قدرت، افتخار و شكوه بنمايانند. كاري كه نمونه بسيار نازل آن را در ميادين ورزشي بارها ديده ايم.
اين حس مشترك ملي براي هر ايراني در هر كجاي جهان كه باشد شيرين است و نمي توان آن را محاصره يا مصادره كرد.
اتحاد ملي، مطالبه اي تاريخي:
بازتعريف انديشه و راهكارهاي وحدت، با تاكيد بر صراحت و شفافيت، سازه قدرتمندي در ساختار همگرايي و كاهش شكنندگي آن است.
اعتماد دو جانبه به رعايت اصول وحدت و وفاداري به ملزومات آن از همين تعريف به دست مي آيد. واضح تر آنكه بايد همه به نتيجه برسيم كه چه انگيزه اي از وحدت داريم؟ منظورمان از وحدت چيست و راهكار و محدوده آن كدام است؟ بر سر چه چيزي مي خواهيم متحد شويم؟ و تكليف اختلاف ها چه مي شود؟
نبود منشور جامع و مانع كه مورد اتفاق همه گروه ها و دسته ها باشد و به درستي، مفهوم همسنگري و همزيستي را توضيح دهد، خود مشكلي است كه سوء تفاهم ها و كج فهمي هايي را در پي خواهد داشت كه آفت وحدت است. در اين زمينه روشنفكران و علماي اسلامي كه ذهني فارغ از تعصبات جاهلي دارند و مي توانند به واقعيات بزرگتر و فرا مذهبي بينديشند، وظيفه اي گران و تاريخي دارند.
نگارنده اعتقاد راسخ دارد كه تدوين منشور وحدت ملي به همت خبرگان ملت و فرهيختگان فرهنگي - اجتماعي و سياسي دانشگاهي و حوزوي، امري ضروري و مطالبه اي تاريخي است، كه اگر امروز به اين وظيفه مهم عمل نشود، نسل هاي بعدي ما را مواخذه خواهند نمود!
پيشنهادات راهبردي براي تحقق اتحاد ملي:
نگارنده براساس تجربه مطالعاتي در زمينه تاريخ و سياست، اصولي را كه رعايت آنها مي تواند به امر وحدت ملي كمك كند ارائه مي نمايد. هرچند ممكن است سخن تازه ا ي در اين زمينه نبوده و شايد صرفا تدوين آن تا اندازه اي تازه باشد، لذا اشاره فهرست گونه پيشنهادات راهبردي ذيل، مي تواند كمك قابل توجهي به تحقق وحدت ملي نمايد:
۱- دولت، الزاما مي بايست اتحاد ملي را به عنوان يك اصل مسلم باور كرده و آن را مبناي سياست هاي عمومي خويش قرار دهد . دولت با اين نگاه ويژه اولامردم را به اتحاد رسانده ثانيا تعصب و طائفي گري را از بين برده، ثالثا اختلافات را به حداقل رسانده، رابعا تلاش هاي بيگانگان را براي ايجاد و اختلاف و استفاده از مسائل طائفه اي و مذهبي براي رسيدن به مقاصدشان را خنثي نموده است.
۲- ارائه پژوهش هاي علمي براي تبيين حقايق تاريخي از ديدگاه علمي بدون تعصبات مذهبي.
۳- اعطاي حقوق حقه به جامعه اقليتي.
۴- ايجاد زمينه هاي ذهني و توصيه هاي علمي و راهبردي از سوي دانشمندان.
۵- پديد آوردن شعارها و نمادها براي وحدت ملي.
۶- بيان ضرر و زيان اختلافات مذهبي در گذشته با ارائه تحقيق، انتشار كتاب توسط محققان، نويسندگان و رسانه ها.
۷- ايجاد تعادل، تعامل و تعارف ميان اقوام و قبايل با استفاده از ابزارهاي ارتباطي نوين روز و پديده هاي هنري.
۸- همگرايي با تاكيد روي عرفان و معنويت.
۹- تبليغ ارزش هاي اجتماعي و انساني فراگير.
۱۰- جلوگيري از كارهاي افراطي و محكوم كردن اعمال غير انساني.
۱۱- پرهيز از اظهارنظرهاي تحريك آميز مذهبي.
۱۲- تاكيد بر نقاط و آثار مشترك.
ضرورت پايبندي به وحدت ملي:
ما در چند سال اخير ، شاهد اجراي پروژه هاي متعدد و گوناگون آمريكايي ها در گسترش سفره بحران و فشار بر كمربند امنيتي ايران بوده ايم.
براساس داده ها، اين پروژه ها كه حاصل مطالعات و نشست هاي متعدد موسسات پژوهشي ايالات متحده همچون امريكن اينترپرايز، شوراي روابط خارجي، كارنگي، هريتچ و چند دانشگاه ديگر آمريكايي است، از ايران به عنوان يك هدف سخت نام برده شد كه حمله نظامي و اشتغال آن با هدف تغيير رژيم ، امري ناممكن مي باشد، از اين رو ايالات متحده براي مهار و تغيير رفتار جمهوري اسلامي ايران، چاره اي جز روي آوردن به سياست مهار و جنگ سرد ندارد. اين سياست مبتني بر تعامل همراه با درگيري، بحران آفريني، ناامن سازي، تماس محتاطانه و گزينشي، حمايت از اپوزيسيون داخلي و خارجي، دامن زدن به نافرماني مدني و .. مي باشد.
از اين رو اتخاذ شعار اتحاد ملي كه بيشتر با اوضاع و احوال داخلي كشور مرتبط است، امر ضروري و پايبندي به آن اصلي مسلم و انكارناپذير جلوه مي نمايد، كه تحقق آن مستقيما به برخي از اصول زير بستگي تام دارد:
۱- عمل به دستورات و تعاليم الهي، قرآن كريم و عترت مطهر.
۲- توجه جدي به مقوله كار و تلاش وتوليد علم.
۳- مقابله جدي با توطئه هاي اختلاف برانگيزانه دشمنان
۴- توجه جدي به سند چشم انداز 20 ساله كشور.
۵- اعتقاد عميق و باور قلبي به اصول 11 الي 20 قانون اساسي كه بيان كننده اصول وحدت آفرين است.
جان كلام:
اتحاد ملي بايد متناسب باحركت ملي و نيازهاي ملت باشد. اين يك حقيقتي است كه ملت ايران بر اثر تسلط قدرت هاي طاغوتي و قدرت هاي فاسد و دولت هاي وابسته يابي كفايت در طول ده ها سال شايد نزديك به دو قرن - دچار عقب ماندگي هاي زيادي در عرصه هاي گونا گون بوده است. امروز كه ملت ايران به بركت اسلام و نظام جمهوري اسلامي به خود آگاهي و اعتماد به نفس دست يافته است، بايد ما اين فاصله هاي طولاني را با سرعت طي كنيم. ما فاصله هاي بسيار زيادي با آنچه كه شان ايران سربلند و افتخار است، داريم طي اين فاصله ها جز با همت بلند، جز با اميد بي پايان و جز با تلاش همه جانبه ملي ميسر نخواهد شد. به تعبير رساي مقام معظم رهبري “ملت ما هدف روشني دارد، هدف بزرگ ما استقلال ملي ، عزت ملي و رفاه عمومي ملت است” (پيام نوروزي سال 86 مقام معظم رهبري) بدون ترديد ملت ايران با تكيه بر وحدت ملي، خواهد توانست به همه اميدها و آرزوهاي مقدس و بالنده خود دست پيدا كند.
ارسال توسط افشار
آخرین مطالب

