|
اسداله افشار
از زمان تشكيل رژيم صهيونيستي تاكنون،كشمكش و درگيري محدود به اراضي اشغالي فلسطينيها نبوده چنانكه جنگهاي ادواري 1956، 1967، 1973 و 1982- تهاجم به لبنان- درگيريها را به محيط پيراموني نيز كشاند.شايد بهتوان گفت حملات اخير صهيونيستها به غزه يكي از وحشيانه ترين حملات به فلسطينيان در دهههاي اخير بوده است.در باب جنايت اسرائيل و مظلوميت مردم غزه، سخنان بسيار گفته شده كه اين قلم نيز از جمله آن افراد به شمار آمده و از سر درد و دلسوزي،نكاتي را به طور اختصار به شرح ذيل يادآور ميشود: 1-تقريبا دو ماه از محاصره اقتصادي در غزه ميگذرد و جنايات اسرائيل هر روز ابعاد اسفناكتري مييابد. اما همچنان مجامع بينالمللي سكوت اختيار كردهاند،همه آنچه جنبشهاي رسانهاي و فعالين حقوق بشر ادعا ميكنند،در غزه مجال خوبي است براي به تصوير كشيدن و نمايش دادن. كساني كه دايعه داران حقوق زنان و حقوق كودكان هستند، سكوتشان در واقع عقب نشيني از ايدههايشان است. 2-كشتارهايي كه اسرائيل امروز در نوار غزه صورت ميدهد، با موافقت مقامهاي عاليرتبه بينالمللي و با هدف تسليم كردن ملت فلسطين از طريق مذاكراتي است كه هدف از آن پايان مسئله فلسطين است. 3-نوار غزه اكنون تبديل به يك آتشفشان خشم انسانها شده است كه از ستم چندين دههاي خسته شدهاند. نوار غزه اكنون در سكوت ميسوزد، اما ديري نميپايد كه منفجر خواهد شد و قطعا دامنه اين انفجار چنان وسيع است كه نه تنها دامان دولت اشغالگر اسرائيل را خواهد گرفت، بلكه دامن برخي از دولتهاي ديگر خاورميانه كه براي ناآرام كردن و عدم برقراري صلح ميان مردمان اسرائيل و فلسطين تلاش كردهاند نيز خواهد گرفت. 4-سكوت قدرتهاي عربي در جريانات اخير غزه، نشان از بيوجداني دارد. حكام نالايق عرب به هر بهانهاي از مسئوليت انساني خود شانه خالي ميكنند و اين يعني ترس از لابي صهيونيسم. 5-آنچه كه در چند روز اخير بر سر مردم غزه رفت قرار گرفتن عرصه سياست بينالمللي در ورطه سقوط اخلاقي را به خوبي به نمايش گذاشت. اما حوادث اخير درسهاي ديگري نيز براي مسلمانان و همه آزادگان جهان داشت. در اين روزها، مشخص شد كه حمايت موثر از مظلومان، جز با در اختيار داشتن ابزارهاي اثر گذار رسانهاي و تبليغي و نيز هوشمندي براي انتخاب پرمنفعت ترين و كمهزينهترين راهها،امكانپذير نيست. 6-صاحب نظران به حق اعتقاد دارند،اسرائيل از اين عمليات خود جز آن كه خانههاي عزاي جديدي براي فلسطينيها درست كند، چيز ديگري نه تنها عايدشان نميشود و بلكه شاهد آثار زير خواهند بود: 7-توقف روند سازش بين دولت خودگردان محمود عباس و اسرائيل، آغاز مرحله جديدي از مقاومت مسلحانه در سرزمينهاي اشغالي، از سرگرفته شدن عملياتهاي شهادت طلبانه، افزايش قدرت مردمي حماس، شكست خوردن طرح سرنگوني حماس، متوقف شدن طرحهايي مانند آناپوليس و نقشه راه، افزايش و تشديد روحيه ضد صهيونيستي در فلسطين و كشورهاي عربي و اقصي نقاط مسلمانان جهان، از بين رفتن راه حلهاي مسالمت آميز و متوسل شدن به سلاح از جمله تحولات جديد فلسطين است. در خاتمه اين قلم اعتقاد راسخ دارد راه حل نهايي فلسطين آن است كه دولتهاي سر سپرده عربي منطقه و قدرتهاي امپرياليستي فرا منطقهاي خصوصا آمريكا در تعيين سرنوشت مردم فلسطين دخالت نكنند و بگذارند خود مردم فلسطين انتخاب آزادانه خود را بكنند چرا كه در اين صورت پيروزي مسلما از آن ملت فلسطين خواهد بود..
|