تاريخ : ۱۳۸۷/۱۰/۰۴
حضرت عيسي (ع) پيام آور خداوند
اسدالله افشار
«كريسمس»، جشني كه هر ساله نويد آغاز سال نوي ميلادي را به جهانيان مي دهد، يك جشن مذهبي براي مسيحيان است كه در طول تاريخ خود، دگرگوني هاي بسياري را تجربه كرده است. آن گونه كه از تاريخ بر مي آيد، كريسمس در قرن چهارم ميلادي كه امپراتوري روم- بيزانس- به طور رسمي آيين مسيحيت را پذيرفت، در دنياي غرب رايج شد و به مرور زمان، نشو و نما گرفت. مورخان مي گويند اين جشن گرچه متعلق به مسيحيان است اما در اصل از ايران باستان و آيين «مهر» - ميترائيسم- گرفته شده و به همين دليل، با دي و شب يلداي ايراني همزادي و اشتراكات فراوان دارد. آنان در اين زمينه به اختلاف نظرهاي موجود بر سالروز ولادت حضرت عيسي (ع) استناد مي كنند و مي گويند كه بحث ميان بزرگان عالم مسيحيت و تاريخ نگاران درباره روز ميلاد آن حضرت چنان زياد است كه نمي توان در اين باره روزي را مشخص كرد.
زمان كريسمس در مذاهب مختلف مسيحيت:
زمان «كريسمس» اكنون نيز ميان شاخه هاي مختلف مسيحيت اعم از ارتدوكس، كاتوليك و پروتستان ها، متفاوت است و هر يك، مبنايي را براي آن تعيين كرده اند.
آداب و رسوم كريسمس نيز در طول زمان دچار دگرگوني هاي بسيار شده است به گونه اي كه مي گويند: هديه دادن و شيريني هاي متنوع و رنگارنگ آن در قرن نوزدهم ميلادي توسط تاجران يهودي در اروپا رايج شد. عده بسياري نيز معتقدند كه «بابا نوئل»، شخصيت افسانه اي كه مسيحيان را در ايام كريسمس با هداياي خود، خوشحال مي سازد، در واقع از «عمو نوروز» ايراني الهام گرفته و در ابتدا، لباسي سبز بر تن داشته است. علت تغيير رنگ بابانوئل به لباس قرمز مشخص نيست و به همين دليل، امروزه عده اي - به طنز يا جدي- معتقدند كه شركت كوكاكولا، چنين رنگي را به آن داده است. بابا نوئل پيش از اين به كودكان هديه مي داد اما چند دهه است، كه به لطف تبليغات دنياي مصرف، دادن هديه به بزرگان را نيز مد كرده است. با وجود اين برگزاري كريسمس در كشورهاي مختلف مسيحي بنا به سنت و رسم و رسوم آنان، تفاوت هايي نيز با يكديگر دارند. در كريسمس مردم براي جشن تولد حضرت عيسي (ع) به كليساها مي روند.
در اين دوران، بخصوص رايج است كه مسيحيان از دستورهاي حضرت عيسي (ع) پيروي مي كنند، اما چيزي كه به خوبي درك نشده اين است كه مسلمانان هم حضرت عيسي (ع) را دوست داشته و به وي احترام مي گذارند، چرا كه او نيز يكي از پيام آوران خدا براي بشريت بوده است.
معناي لغوي عيسي (ع) و مسيح:
كلمه «عيسي» در اصل «يشوع» بوده كه هم به معناي مخلص تفسير شده و هم به معناي منجي، و كلمه «مسيح» به معناي ممسوح است و اگر آن جناب را به اين نام ناميدند، به اين مناسبت بوده كه آن جناب ممسوح به يمن و بركت بوده و يا براي اين بوده كه آن جناب ممسوح به تطهير از گناهان بوده و يا با روغن زيتون تبرك شده ممسوح گشته، چون انبيا روغن زيتون به خود مي ماليدند و يا بدين جهت است كه جبرئيل بال خود را در هنگام ولادت آن حضرت بر بدن او ماليده تا از شر شيطان محفوظ باشد و يا براي اين بوده كه دست بر سر ايتام مي كشيده و يا براي اين بوده كه دست بر چشم اشخاص نابينا مي كشيده و آنان را بينا مي كرده و يا بدين جهت مسيحش خواندند كه دست بر بدن هيچ بيماري نمي كشيده مگر آنكه شفا مي يافت .
از انجيل چنين استنباط مي شود كه چون حضرت مسيح براساس پيش بيني تورات بايد ظهور مي كرد و به مقام سلطنت مي رسيد او را مسيحا ناميدند.
اوضاع اجتماعي مقارن تولد حضرت عيسي (ع) :
حضرت عيسي (ع) زماني در فلسطين چشم به جهان گشود كه اختلافات مذهبي و سياسي در اين كشور عرصه را بر مردمان تنگ كرده و كشور را به نابودي و سياهي كشانده بود. فلسطين كه در آن زمان به تازگي از تحت سيطره روميان در آمده بود و يهوديان از پراكندگي و آشفتگي در رنج بودند، دل هايي سخت و جامد و كينه هاي فرقه اي و مذهبي چون آتش زير خاكستر در انتظار جرقه اي براي انفجار بود. عيسي (ع) در اين سرزمين به دنيا آمد.
جايگاه حقيقي مسيح (ع) در قرآن:
قرآن كريم در 15 سوره و 93 آيه درباره حضرت مسيح (ع) سخن به ميان آورده است كه با عنوان هاي عيسي بن مريم 16 بار و ابن مريم 17 بار و مسيح 11 بار ياد شده است. برخي از دانشمندان اسلامي تبار واژه مسيح را عربي و برخي ديگر بيگانه شمرده اند. اين واژه تنها در سوره هاي مدني به كار رفته است. براي تبار واژه عيسي نيز اقوال گوناگوني وجود دارد. اكنون مي كوشيم تا چهره حضرت مسيح (ع) را به طور اختصار با نگرش قرآني بازشناسيم؛
اول- آفرينش مسيح (ع:) يكي از شگفت انگيزترين رخدادهاي تاريخي، آفرينش مسيح (ع) به شمار مي رود كه قرآن كريم آن را با آفرينش آدم (ع) مقايسه نموده است: «ان مثل عيسي عندالله كمثل و ادم خلقه من تراب ثم قال له كن فيكون» (آل عمران / 59)
و همچنين در آيه 117 بقره و 83 يس به نوع آفرينش حضرت مسيح (ع) اشاره كرده است. و در آيات 91 انبيا و 12 تحريم، به بهره مندي از نفخه روح اللهي براي آفرينش حضرت مسيح (ع) اشاره شده، همان طور كه براي حضرت آدم (ع) برشمرده شده است (سجده 9، حجر 29 و ص 72)
دوم- توصيف مسيح (ع) از زبان قرآن: توصيف هايي كه درباره حضرت عيسي (ع) به كار رفته حكايت از جايگاه ويژه ايشان نزد خداوند متعال دارد كه در ذيل به آنها اشاره مي شود:۱ـ وجيها في الدنيا و الاخره (آل عمران / 45)؛ تنها درباره ايشان به كار رفته است. ۲ـ از مقربين است (آل عمران/ 45. ) ۳ـ از صالحين مي باشد (آل عمران/ 46.) ۴ـ برخوردار از رافت و رحمت است (حديد/ 27 و بينات.) ۵ـ بهره مند از بينات است (بقره/ 87) ۶ـ روح القدس مي باشد (بقره / 253.) ۷ـ تعليمات الهي را از تورات و انجيل فرا گرفته است (آل عمران/ 48 و مائده /110. ) ۸ـ آيه للناس است (مريم/ 21.) ۹ـ همراه با مادرش آيه للعالمين است (انبياء/ 91.) ۱۰ـ كلمه خداوند است (نساء / 171.) ۱۱ـ نبي مي باشد (مريم/ 30. ) ۱۲ـ وجودش مبارك شناخته شده است (مريم/ 31.) ۱۳ـ شفا دادن كور مادرزاد و مبتلابه پيسي به امر خداوند. ۱۴ـ بيان اخبار از غيب.
دو مورد ۱۳ و۱۴، از خصوصيات اعجازي به شمار آمده كه در دو آيه: 49 و 111 سوره آل عمران، بدان اشاره گرديده است.
۱۵ـ اعجاز ديگر حضرت مسيح (ع)، سخن گفتن آن بزرگوار در گهواره مي باشد (آل عمران در 46 و مائده / 110) -16 معرفي خود به عنوان پيامبر صاحب كتاب در گهواره (مريم/ 30 و 31)
سوم- كتاب و بشارت مسيح (ع): ۱-اين پيامبر بزرگوار داراي كتاب است. اين كتاب انجيل (به معني بشارت) مي باشد (مريم/ 30.) ۲- تصديق كننده تورات است (آل عمران/ 50 و مائده / 46. ) ۳- ظهور پيامبر اسلام (ص) را بشارت داده است با نام احمد (صف/ 6.)
چهارم- اشاره اي به ياران مسيح (ع): ياران مسيح (ع) را حواريون (سپيد جامگان) خوانده اند. قرآن در آيات: 14 صف، 114 مائده، 115 مائده، 52 و 53 آل عمران و 27 حديد به آنها اشاره اي داشته است.
پنجم- عروج مسيح: قرآن كريم، فرجام مسيح (ع) را عروج و رفعت به سوي خداوند يكتا مي داند اگرچه گروهي انگاره هاي ديگري چون مقتول يا مصلوب شدن نسبت به ايشان دارند. آيات مربوط به عروج حضرت مسيح (ع) عبارتست از: نساء/ 157 و .158 آل عمران. /55 (بازگشت مسيح (ع-) به زعم مفسران) نساء/ /159
ششم- رد آموزه هاي تثيلث: باورهايي كه بعدها به آيين مسيحيت راه يافت از سوي قرآن كريم، انكار و كفر شناخته شده است كه به اين آيات در ذيل اشاره مي شود؛ مائده/ 17 ، 72، 116، 117، .118 نساء / 171 توبه/ 30. آنچه بيان شد، نگاه قرآن كريم به شخصيت حقيقي حضرت مسيح (ع) بود كه به طور گزيده ارائه گرديد.
ظهور حضرت مسيح (ع) در عصر حضرت مهدي (عج):
در زمان ظهور حضرت مهدي (عج)، مسيح (ع) نزول خواهد كرد ودر ركاب آن بزرگوار و پشت سر آن امام همام (ع) اقامه نماز خواهد نمود و اين به مفهوم خاتميت و خاتم الاوصيا بودن امام زمان (عج) است و در روايت آمده كه آن بزرگوار به حضرت مسيح (ع) احترام نموده و مسيح (ع) گويد: كسي را نرسد كه بر ائمه اهل بيت (ع) تقدم بجويد و حق تقدم با شماست. كتاب منتخب الاثر 25 حديث در اين رابطه نقل نموده است.
علامه مجلسي با استناد به برخي احاديث مي گويد: اين احاديث دلالت دارند بر اينكه «مهدي (عج) به جز عيسي (ع) است» و اين به معني تسليم مسيحيت و يهوديت در برابر اسلام و در برابر قرآن و آل البيت (ع) خواهد بود. چيزي كه آن را در طول چهارده قرن گذشته كمتر پذيرفته اند. و همواره در برابر اسلام با جنگ هاي صليبي و صهيونيستي و تهمت ها و نسبت هاي ناروا و جنگ هاي رواني و تبليغاتي و عمليات تخريبي تلاش كرده اند تا مانع گسترش و نفوذ آن در جهان بشوند و البته اين ظلم بزرگي است كه نسبت به بشريت و ارزش هاي الهي و اديان الهي و حضرت مسيح (ع) و حضرت موسي كليم (ع) و پيروان راستين اين دو دين و پيامبران بزرگ الهي روا داشته اند.
صلح و عشق، پيام مسيح (ع):
«كريسمس» برهه اي افتخارآميز از سال است، اما هر ساله چهره حضرت عيسي (ع) و آموزه هاي وي بيشتر و بيشتر از اين مراسم رخت برمي بندد. ولي به هر حال، نكته مثبتي هم دارد كه اگر نبود، روابط خانوادگي از آنچه امروزه ديده مي شود بدتر بود و در واقع، تنها فرصتي است كه خانواده ها تلاش مي كنند پيوندهاي شكسته شده شان را ترميم كنند.
در جنگ جدايي دين از مدارس و دولت، كريسمس پيروزي بزرگي در بازگرداندن روحانيت به زندگي فرد است. واقعا خجالت آور است كه به جاي كريسمس مبارك از الفاظي مانند تعطيلات مبارك و تبريكات فصلي استفاده شود كه بيشتر ناشي از تمايلات تجاري است. انكار مسيحيت در جشن هاي كريسمس به هيچ كس كمك نمي كند. در واقع ما مسلمانان از وجود محتواهاي بيشتر مسيحيت استقبال مي كنيم و احترام خود را به روش خودمان و با برپايي جشن به حضرت مريم (س) و فرزندش نشان مي دهيم. در حالي كه عده اي مي كوشند مسلمانان و مسيحيان را از هم جدا كنند، ما با نيرويي جداي ناپذير با يكديگر متحد مي شويم؛ نيرويي كه پيام عشق، صلح و آموزه هاي فراموش ناشدني حضرت عيسي (ع) بوده و از سوي پيروان هر دو دين پذيرفته شده است. اين جمله فراموش ناشدني است؛ عيسي پسر مريم گفت: دنيا يك پل است، از آن بگذريد، اما خانه اي بر آن نسازيد. كسي كه به روز آخرت معتقد است، اميد به ابديت دارد، اما اين دنيا، تنها يك ساعت است. آن را در ستايش و دعاي خداوند براي آسايش در روزي ناديده بگذرانيد؟؛ اين جمله اي است كه بر سر در بزرگترين معماري مسلمانان، مسجد ساخته شده توسط امپراتور اكبر در استان آگرا در شمال هند نوشته شده است.
چرا تولد حضرت عيسي (ع) در همه جهان جشن گرفته مي شود، بويژه در آمريكا، اما پيام صلح و عشق وي تقريبا قرباني و ناديده انگاشته مي شود؟!
منابع:
۱- تفسير مجمع البيان، طبرسي.
۲-تفسير طبري، دارالمعرفه، بيروت 1406.
۳- منتخب الاثر، آيت الله صافي گلپايگاني.
۴- بحارالانوار، محمدباقر مجلسي، ج 51.
۵- كشف الغمه في المعرفه الائمه، ج2 .
۶- مفاتيح الجنان، شيخ عباس قمي.
۷- تفسير الكشاف، زمخشري، نشر البلاغه، قم، 1415.
اسدالله افشار
«كريسمس»، جشني كه هر ساله نويد آغاز سال نوي ميلادي را به جهانيان مي دهد، يك جشن مذهبي براي مسيحيان است كه در طول تاريخ خود، دگرگوني هاي بسياري را تجربه كرده است. آن گونه كه از تاريخ بر مي آيد، كريسمس در قرن چهارم ميلادي كه امپراتوري روم- بيزانس- به طور رسمي آيين مسيحيت را پذيرفت، در دنياي غرب رايج شد و به مرور زمان، نشو و نما گرفت. مورخان مي گويند اين جشن گرچه متعلق به مسيحيان است اما در اصل از ايران باستان و آيين «مهر» - ميترائيسم- گرفته شده و به همين دليل، با دي و شب يلداي ايراني همزادي و اشتراكات فراوان دارد. آنان در اين زمينه به اختلاف نظرهاي موجود بر سالروز ولادت حضرت عيسي (ع) استناد مي كنند و مي گويند كه بحث ميان بزرگان عالم مسيحيت و تاريخ نگاران درباره روز ميلاد آن حضرت چنان زياد است كه نمي توان در اين باره روزي را مشخص كرد.
زمان كريسمس در مذاهب مختلف مسيحيت:
زمان «كريسمس» اكنون نيز ميان شاخه هاي مختلف مسيحيت اعم از ارتدوكس، كاتوليك و پروتستان ها، متفاوت است و هر يك، مبنايي را براي آن تعيين كرده اند.
آداب و رسوم كريسمس نيز در طول زمان دچار دگرگوني هاي بسيار شده است به گونه اي كه مي گويند: هديه دادن و شيريني هاي متنوع و رنگارنگ آن در قرن نوزدهم ميلادي توسط تاجران يهودي در اروپا رايج شد. عده بسياري نيز معتقدند كه «بابا نوئل»، شخصيت افسانه اي كه مسيحيان را در ايام كريسمس با هداياي خود، خوشحال مي سازد، در واقع از «عمو نوروز» ايراني الهام گرفته و در ابتدا، لباسي سبز بر تن داشته است. علت تغيير رنگ بابانوئل به لباس قرمز مشخص نيست و به همين دليل، امروزه عده اي - به طنز يا جدي- معتقدند كه شركت كوكاكولا، چنين رنگي را به آن داده است. بابا نوئل پيش از اين به كودكان هديه مي داد اما چند دهه است، كه به لطف تبليغات دنياي مصرف، دادن هديه به بزرگان را نيز مد كرده است. با وجود اين برگزاري كريسمس در كشورهاي مختلف مسيحي بنا به سنت و رسم و رسوم آنان، تفاوت هايي نيز با يكديگر دارند. در كريسمس مردم براي جشن تولد حضرت عيسي (ع) به كليساها مي روند.
در اين دوران، بخصوص رايج است كه مسيحيان از دستورهاي حضرت عيسي (ع) پيروي مي كنند، اما چيزي كه به خوبي درك نشده اين است كه مسلمانان هم حضرت عيسي (ع) را دوست داشته و به وي احترام مي گذارند، چرا كه او نيز يكي از پيام آوران خدا براي بشريت بوده است.
معناي لغوي عيسي (ع) و مسيح:
كلمه «عيسي» در اصل «يشوع» بوده كه هم به معناي مخلص تفسير شده و هم به معناي منجي، و كلمه «مسيح» به معناي ممسوح است و اگر آن جناب را به اين نام ناميدند، به اين مناسبت بوده كه آن جناب ممسوح به يمن و بركت بوده و يا براي اين بوده كه آن جناب ممسوح به تطهير از گناهان بوده و يا با روغن زيتون تبرك شده ممسوح گشته، چون انبيا روغن زيتون به خود مي ماليدند و يا بدين جهت است كه جبرئيل بال خود را در هنگام ولادت آن حضرت بر بدن او ماليده تا از شر شيطان محفوظ باشد و يا براي اين بوده كه دست بر سر ايتام مي كشيده و يا براي اين بوده كه دست بر چشم اشخاص نابينا مي كشيده و آنان را بينا مي كرده و يا بدين جهت مسيحش خواندند كه دست بر بدن هيچ بيماري نمي كشيده مگر آنكه شفا مي يافت .
از انجيل چنين استنباط مي شود كه چون حضرت مسيح براساس پيش بيني تورات بايد ظهور مي كرد و به مقام سلطنت مي رسيد او را مسيحا ناميدند.
اوضاع اجتماعي مقارن تولد حضرت عيسي (ع) :
حضرت عيسي (ع) زماني در فلسطين چشم به جهان گشود كه اختلافات مذهبي و سياسي در اين كشور عرصه را بر مردمان تنگ كرده و كشور را به نابودي و سياهي كشانده بود. فلسطين كه در آن زمان به تازگي از تحت سيطره روميان در آمده بود و يهوديان از پراكندگي و آشفتگي در رنج بودند، دل هايي سخت و جامد و كينه هاي فرقه اي و مذهبي چون آتش زير خاكستر در انتظار جرقه اي براي انفجار بود. عيسي (ع) در اين سرزمين به دنيا آمد.
جايگاه حقيقي مسيح (ع) در قرآن:
قرآن كريم در 15 سوره و 93 آيه درباره حضرت مسيح (ع) سخن به ميان آورده است كه با عنوان هاي عيسي بن مريم 16 بار و ابن مريم 17 بار و مسيح 11 بار ياد شده است. برخي از دانشمندان اسلامي تبار واژه مسيح را عربي و برخي ديگر بيگانه شمرده اند. اين واژه تنها در سوره هاي مدني به كار رفته است. براي تبار واژه عيسي نيز اقوال گوناگوني وجود دارد. اكنون مي كوشيم تا چهره حضرت مسيح (ع) را به طور اختصار با نگرش قرآني بازشناسيم؛
اول- آفرينش مسيح (ع:) يكي از شگفت انگيزترين رخدادهاي تاريخي، آفرينش مسيح (ع) به شمار مي رود كه قرآن كريم آن را با آفرينش آدم (ع) مقايسه نموده است: «ان مثل عيسي عندالله كمثل و ادم خلقه من تراب ثم قال له كن فيكون» (آل عمران / 59)
و همچنين در آيه 117 بقره و 83 يس به نوع آفرينش حضرت مسيح (ع) اشاره كرده است. و در آيات 91 انبيا و 12 تحريم، به بهره مندي از نفخه روح اللهي براي آفرينش حضرت مسيح (ع) اشاره شده، همان طور كه براي حضرت آدم (ع) برشمرده شده است (سجده 9، حجر 29 و ص 72)
دوم- توصيف مسيح (ع) از زبان قرآن: توصيف هايي كه درباره حضرت عيسي (ع) به كار رفته حكايت از جايگاه ويژه ايشان نزد خداوند متعال دارد كه در ذيل به آنها اشاره مي شود:۱ـ وجيها في الدنيا و الاخره (آل عمران / 45)؛ تنها درباره ايشان به كار رفته است. ۲ـ از مقربين است (آل عمران/ 45. ) ۳ـ از صالحين مي باشد (آل عمران/ 46.) ۴ـ برخوردار از رافت و رحمت است (حديد/ 27 و بينات.) ۵ـ بهره مند از بينات است (بقره/ 87) ۶ـ روح القدس مي باشد (بقره / 253.) ۷ـ تعليمات الهي را از تورات و انجيل فرا گرفته است (آل عمران/ 48 و مائده /110. ) ۸ـ آيه للناس است (مريم/ 21.) ۹ـ همراه با مادرش آيه للعالمين است (انبياء/ 91.) ۱۰ـ كلمه خداوند است (نساء / 171.) ۱۱ـ نبي مي باشد (مريم/ 30. ) ۱۲ـ وجودش مبارك شناخته شده است (مريم/ 31.) ۱۳ـ شفا دادن كور مادرزاد و مبتلابه پيسي به امر خداوند. ۱۴ـ بيان اخبار از غيب.
دو مورد ۱۳ و۱۴، از خصوصيات اعجازي به شمار آمده كه در دو آيه: 49 و 111 سوره آل عمران، بدان اشاره گرديده است.
۱۵ـ اعجاز ديگر حضرت مسيح (ع)، سخن گفتن آن بزرگوار در گهواره مي باشد (آل عمران در 46 و مائده / 110) -16 معرفي خود به عنوان پيامبر صاحب كتاب در گهواره (مريم/ 30 و 31)
سوم- كتاب و بشارت مسيح (ع): ۱-اين پيامبر بزرگوار داراي كتاب است. اين كتاب انجيل (به معني بشارت) مي باشد (مريم/ 30.) ۲- تصديق كننده تورات است (آل عمران/ 50 و مائده / 46. ) ۳- ظهور پيامبر اسلام (ص) را بشارت داده است با نام احمد (صف/ 6.)
چهارم- اشاره اي به ياران مسيح (ع): ياران مسيح (ع) را حواريون (سپيد جامگان) خوانده اند. قرآن در آيات: 14 صف، 114 مائده، 115 مائده، 52 و 53 آل عمران و 27 حديد به آنها اشاره اي داشته است.
پنجم- عروج مسيح: قرآن كريم، فرجام مسيح (ع) را عروج و رفعت به سوي خداوند يكتا مي داند اگرچه گروهي انگاره هاي ديگري چون مقتول يا مصلوب شدن نسبت به ايشان دارند. آيات مربوط به عروج حضرت مسيح (ع) عبارتست از: نساء/ 157 و .158 آل عمران. /55 (بازگشت مسيح (ع-) به زعم مفسران) نساء/ /159
ششم- رد آموزه هاي تثيلث: باورهايي كه بعدها به آيين مسيحيت راه يافت از سوي قرآن كريم، انكار و كفر شناخته شده است كه به اين آيات در ذيل اشاره مي شود؛ مائده/ 17 ، 72، 116، 117، .118 نساء / 171 توبه/ 30. آنچه بيان شد، نگاه قرآن كريم به شخصيت حقيقي حضرت مسيح (ع) بود كه به طور گزيده ارائه گرديد.
ظهور حضرت مسيح (ع) در عصر حضرت مهدي (عج):
در زمان ظهور حضرت مهدي (عج)، مسيح (ع) نزول خواهد كرد ودر ركاب آن بزرگوار و پشت سر آن امام همام (ع) اقامه نماز خواهد نمود و اين به مفهوم خاتميت و خاتم الاوصيا بودن امام زمان (عج) است و در روايت آمده كه آن بزرگوار به حضرت مسيح (ع) احترام نموده و مسيح (ع) گويد: كسي را نرسد كه بر ائمه اهل بيت (ع) تقدم بجويد و حق تقدم با شماست. كتاب منتخب الاثر 25 حديث در اين رابطه نقل نموده است.
علامه مجلسي با استناد به برخي احاديث مي گويد: اين احاديث دلالت دارند بر اينكه «مهدي (عج) به جز عيسي (ع) است» و اين به معني تسليم مسيحيت و يهوديت در برابر اسلام و در برابر قرآن و آل البيت (ع) خواهد بود. چيزي كه آن را در طول چهارده قرن گذشته كمتر پذيرفته اند. و همواره در برابر اسلام با جنگ هاي صليبي و صهيونيستي و تهمت ها و نسبت هاي ناروا و جنگ هاي رواني و تبليغاتي و عمليات تخريبي تلاش كرده اند تا مانع گسترش و نفوذ آن در جهان بشوند و البته اين ظلم بزرگي است كه نسبت به بشريت و ارزش هاي الهي و اديان الهي و حضرت مسيح (ع) و حضرت موسي كليم (ع) و پيروان راستين اين دو دين و پيامبران بزرگ الهي روا داشته اند.
صلح و عشق، پيام مسيح (ع):
«كريسمس» برهه اي افتخارآميز از سال است، اما هر ساله چهره حضرت عيسي (ع) و آموزه هاي وي بيشتر و بيشتر از اين مراسم رخت برمي بندد. ولي به هر حال، نكته مثبتي هم دارد كه اگر نبود، روابط خانوادگي از آنچه امروزه ديده مي شود بدتر بود و در واقع، تنها فرصتي است كه خانواده ها تلاش مي كنند پيوندهاي شكسته شده شان را ترميم كنند.
در جنگ جدايي دين از مدارس و دولت، كريسمس پيروزي بزرگي در بازگرداندن روحانيت به زندگي فرد است. واقعا خجالت آور است كه به جاي كريسمس مبارك از الفاظي مانند تعطيلات مبارك و تبريكات فصلي استفاده شود كه بيشتر ناشي از تمايلات تجاري است. انكار مسيحيت در جشن هاي كريسمس به هيچ كس كمك نمي كند. در واقع ما مسلمانان از وجود محتواهاي بيشتر مسيحيت استقبال مي كنيم و احترام خود را به روش خودمان و با برپايي جشن به حضرت مريم (س) و فرزندش نشان مي دهيم. در حالي كه عده اي مي كوشند مسلمانان و مسيحيان را از هم جدا كنند، ما با نيرويي جداي ناپذير با يكديگر متحد مي شويم؛ نيرويي كه پيام عشق، صلح و آموزه هاي فراموش ناشدني حضرت عيسي (ع) بوده و از سوي پيروان هر دو دين پذيرفته شده است. اين جمله فراموش ناشدني است؛ عيسي پسر مريم گفت: دنيا يك پل است، از آن بگذريد، اما خانه اي بر آن نسازيد. كسي كه به روز آخرت معتقد است، اميد به ابديت دارد، اما اين دنيا، تنها يك ساعت است. آن را در ستايش و دعاي خداوند براي آسايش در روزي ناديده بگذرانيد؟؛ اين جمله اي است كه بر سر در بزرگترين معماري مسلمانان، مسجد ساخته شده توسط امپراتور اكبر در استان آگرا در شمال هند نوشته شده است.
چرا تولد حضرت عيسي (ع) در همه جهان جشن گرفته مي شود، بويژه در آمريكا، اما پيام صلح و عشق وي تقريبا قرباني و ناديده انگاشته مي شود؟!
منابع:
۱- تفسير مجمع البيان، طبرسي.
۲-تفسير طبري، دارالمعرفه، بيروت 1406.
۳- منتخب الاثر، آيت الله صافي گلپايگاني.
۴- بحارالانوار، محمدباقر مجلسي، ج 51.
۵- كشف الغمه في المعرفه الائمه، ج2 .
۶- مفاتيح الجنان، شيخ عباس قمي.
۷- تفسير الكشاف، زمخشري، نشر البلاغه، قم، 1415.
ارسال توسط افشار
آخرین مطالب

