گفتار هشتم- بشارت حكومت صالحان در قرآن و مزامير داود
در قرآن كريم آمده است:(1) «و لقد كتبنا في الزبور من بعد الذكر ان الارض يرثها عبادي الصالحون: مادر «زبور» بعد از ذكر (تورات) نوشتيم كه بندگان صالح من وارث (حكومت) زمين خواهند شد.»
با عنايت به آيه فوق الذكر، يقيناً حكومت زمين از آن صالحان خواهد بود. نكته ديگر كه در آيه مزبور قابل تأمل ميباشد كلمه «زبور» است و در اين خصوص گروهي از مفسران(2) معتقدند گرچه «زبور» در اصل به معني هرگونه كتاب و نوشته است، هرچند در قرآن مجيد در دو مورد از سه موردي كه اين كلمه به كار رفته، اشاره به زبور داود است و لذا اين گروه از مفسران ميگويند بعيد به نظر نميرسد كه مورد سوم يعني آيه مورد بحث نيز به همين معني باشد. بعضي از مفسران نيز احتمال دادهاند كه منظور از «زبور» در اينجا تمام كتب انبياء پيشين است.
در هر صورت چه قول اول را بپذيريم و چه قول دوم را، احساس ميشود هيچ مغايرتي با اصل قضيه ايجاد نشود، چراكه شيعه معتقد است تمامي انبياء الهي اعتقاد راسخ به حكومت صالحان داشته و بشارت آن را نه تنها به قوم خويش بلكه به اقوام بعد از خود دادهاند. ازجمله آن انبياء داود پيامبر است. «زبور داود» يا به تعبيري كه در كتب «عهد قديم» آمده «مزامير داود» عبارت است از مجموعهاي از مناجاتها و نيايشها و اندرزهاي داود پيامبر. با تمام تحريفاتي كه در اين كتب به عمل آمده اين قسمت همچنان از دستبردها مصون مانده است. اينك در اين خصوص نكات فشردهاي را كه در ذيل ميآيد يادآور ميشوم:
1- در مزمور 37 جمله 9 ميخوانيم: «... زيرا كه شريران منقطع ميشوند، و اما متوكلان به خداوند، وارث زمين خواهند شد. و حال اندك است كه شرير نيست ميشود، هرچند مكانش را استفسار نمايي ناپيدا خواهد شد»!
2- در جاي ديگر در همين مزمور (جمله 11) ميخوانيم: «اما متواضعانه وارث زمين شده از كثرت سلامتي متلذذ خواهند شد.»
3- و نيز در همان مزمور 37 جمله 27 اين موضوع به تعبير ديگري ديده ميشود: «زيرا متبركان خداوند وارث زمين خواهند شد، اما ملعونان وي منقطع خواهند شد...»
4- در همين مزمور جمله 29 آمده است: «صديقان وارث زمين شده، و هميشه در آن ساكن خواهند بود.»
5- و در جمله 18 از همين مزمور آمده است: «خداوند روزهاي صالحان را ميداند و ميراث ايشان ابدي خواهد شد.»(3)
مفسران(4) با توجه به تعابير فوق، آنها را دليل به عموميت حكومت صالحان دانسته و معتقدند اين تعبيرات كاملاً با احاديث قيام مهدي موعود (عج) تطبيق ميكند.
گفتار نهم- طرح مدينه فاضله
اساساً طرح مدينه فاضله، از روزگار باستان تاكنون، بدين منظور بوده است كه انسان، كه عشق به تكامل و پيشرفت در او نهفته است، و انگيزه اعتلاجويي و والاگرايي ذاتي اوست، هنگامي كه جامعه برتر و زندگي انساني و عاليتر را تصور كرد. و درباره آن انديشيد، و آن را در مغز خويش پروراند، و بلكه ترسيمهايي از آنان را نيز ديد، بكوشد تا آن جامعه را بسازد و به آن جامعه برسد. و براي رسيدن به آن سعي كند خود و ديگران را مناسب آن بسازد. از اين رو انديشمندان بين المللي چون اسكاروايلد معتقد است:
«نقشه جهان غايي كه مدينه فاضله را نشان ندهد، حتي ارزش اين را ندارد كه به آن نگاه كنند، زيرا اين نقشي مملكتي را كه انسانيت در آن فرود آمده است، كنار گذاشته است. هنگامي كه انسانيت در چنين مملكتي فرود ميآيد. به اطراف نظر مياندازد، و همين كه ناحيه بهتري پيدا كرد. كشتي خود را به سوي آن ميبرد...» (5)
يكي ديگر از انديشمندان چنين پيشنهاد ميكند:
«تصور ميكنم همه ما بايد آرزومند جامعهاي باشيم كه منع و اجبار در آن به حداقل تخفيف يافته باشد. و مردم آن به خودي خود طوري رفتار كنند كه همان رفتار آنها منجر به همكاري اجتماعي شود. ولي به نظر، وصول به چنين جامعهاي ناچار بايد از طريق اجراي قانون باشد. زيرا در غير اين صورت، عادات حسنه هرگز پيدا نميشود، و امكاناتي كه از عادات حسنه حاصل ميگردد به دست نميآيد...»(6)
همين انديشمند نظر خويش را با عجز انسان چنين كامل ميكند:
«تصور نميكنم نژاد انسان آن سياستمداري و قابليت را داشته باشد، كه تنها به ميل و رضاي خود به تأسيس دولت جهاني گردن نهد. به اين دليل است كه خيال ميكنم از تأسيس و برقراري و حفظ و نگاهداري آن، در سنين اول عمر، اعمال زور و فشار لازم باشد.»(7)
ايشان با جهاني بودن مدينه فاضله چنين پيشنهاد ميكند:
«... بايستي تعليم و تربيت با مقتضيات بين المللي در سراسر جهان انتشار يابد.»(8)
باري سخن از مدينه فاضله نه به اين دوران كه بلكه از دوران كهن تاكنون، از آرزوهاي فلاسفه و مصلحان و پيامبران بوده است. امروز دنياي مادي هم معتقد شده است كه تنها علاج بيماريهاي جامعه بشري، و تنها راه جلوگيري از جنگ و تثبيت صلح، تشكيل حكومت جهاني است.
اعتقاد شيعه:
ما به عنوان شيعه علوي معتقديم با ظهور منجي عالم بشريت «وجود مقدس حضرت مهدي (عج)» يكي از اصليترين و مقدسترين آرمانها و آرزوهاي بشري در تاريخ فرهنگ انساني تحقق خواهد يافت و تنها اوست كه لياقت و صلاحيت تشكيل حكومت واحد جهاني را دارد، و سنتهاي خدايي نيز همين را ايجاب ميكند و جهان براي همين آفريده شده است تا موجودات راه كمال پيمايند و هر وجودي به كمال نهايي خويش برسد.
دنياي امروز با مدينه فاضله فرسنگها فاصله دارد و علت اين امر آن است كه دوران بلوغ و رشد انساني جوامع بشري فرا نرسيده است. منتسكيو ميگويد:
«براي اينكه قانوني به خوبي وضع و به موقع اجرا گذاشته شود، بهتر آن است كه روحيات مردم، براي قبول آن قانون آماده باشد.»(9)
با استنباط از سخن منتسكيو ميتوان نتيجه گرفت: تشكيل چنان جامعهاي به وقتي موكول خواهد شد، كه اجتماعات انساني رشد كافي بيابند و افكار آمادگي پيدا كند و به همين دليل ظهور حضرت به هنگامي مناسب نويد داده شده است، تا با آمدنش انسان به هدف اصلي آفرينش رهبري شود، و استعدادها از قوه به فعل درآيد تا جامعه رو به سوي تكامل واقعي قدم گذارد.
گفتار دهم- بشارت قرآن و روايات در تشكيل حكومت واحد جهاني
ما در اين قسمت به چند آيه و روايت اشاره ميكنيم، كه هريك به نوبه خود تحقق مدينه فاضله را درظهور مهدي موعود (ع) دانسته است. با بررسي اين آيات و روايات كه در ذيل خواهد آمد، ميتوان دريافت او تنها كسي است كه دين مساواتي را كه پيامبر آورد با علي بن ابيطالب (ع) در يك قبر مدفون شد، ميتواند در قالب حكومت انساني تجديد و احياء نمايد.
1- سوره توبه آيه 33 :
«هو الذي ارسل رسوله بالهدي و دين الحق ليظهره علي الدين كله و لو كره المشركون».
ترجمه: «او كسي است كه رسولش را با هدايت و آئين حق فرستاد تا او را بر همه آيينها غالب گرداند هرچند مشركان كراهت داشته باشند.»
آيه فوق كه عيناً و با همين الفاظ در سوره «صف» نيز آمده است با تفاوت مختصري در سوره «فتح» تكرار شده است. خبر از جهاني شدن اسلام و عالمگير گشتن اين آيين ميدهد. ولي طبق روايات مختلفي كه در منابع اسلامي وارد شده، تكامل اين برنامه همگاني خواهد بود كه «مهدي (ع)» ظهور كند و به برنامه جهاني شدن اسلام تحقق بخشد.
الف- «مرحوم طبرسي» در «مجمع البيان» از امام باقر (ع) در تفسير اين آيه چنين نقل ميكند:
«ان ذلك يكون عند خروج المهدي فلا ليقي احدا الا اقر به محمد (ص)» :
وعدهاي كه در اين آيه است به هنگام ظهور مهدي (ع) از آل «محمد (ص)» صورت ميپذيرد. در آن روز هيچكس در روي زمين نخواهد بود مگر اينكه اقرار به حقانيت محمد (ص) ميكند.
ب- و نيز در همان تفسير از پيامبر اسلام (ص) چنين نقل شده كه فرمود:
«لايبقي علي ظهر الارض بيت مدر ولا و برالا ادخله الله كلمه الاسلام» : «بر صفحه روي زمين هيچ خانهاي باقي نميماند نه خانههايي كه از سنگ و گل ساخته شده و نه خيمههايي كه از كرك و مو بافتهاند مگر اينكه خداوند نام اسلام را در آن وارد ميكند»
ج- و نيز در كتاب «اكمال الدين» «صدوق» از امام صادق (ع) در تفسير اين آيه چنين نقل شده: «والله مانزل تاويلها بعد و لاينزل تاويلها حتي يخرج القائم فاز اخرج القائم لم يبق كافر بالله العظيم.» به خدا سوگند هنوز محتواي اين آيه تحقق نيافته است و تنها زماني تحقق ميپذيرد كه «فائم» خروج كند و به هنگامي كه او قيام كند كسي كه خدا را انكار نمايد در تمام جهان باقي نخواهد ماند.(10)
گروهي از مفسران(11) نيز اين تفسير را ذيل آيه ذكر كردهاند.
2- سوره اسراء آيه 81 :
«قل جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل كان زهوقاء»
ترجمه: «و بگو حق فرارسيد و باطل مضمحل و نابود شد و (اصولاً) باطل نابود شدني است!»
در بعضي از روايات جمله «جاء الحق و زهق الباطل» به قيام مهدي تفسير شده است هنگامي امام باقر (ع) فرمود: مفهوم اين سخن الهي اين است كه: «اذ اقام القائم ذهبت دولة الباطل» :
«هنگامي كه امام قائم (ع) قيام كند دولت باطل برچيده ميشود.»(12)
در روايت ديگري ميخوانيم(13) مهدي (ع) به هنگام تولد بر بازويش اين جمله نقش بسته بود:
جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل كان زهوقاً».
3- سوره انبياء آيه 105 :
«ولقد كتبا في الزبور من بعد الذكر ان الارض يرثها عبادي الصالحون» :
ترجمه: «ما در «زبور» بعد از ذكر (تورات) نوشتيم كه بندگان صالح من وارث (حكومت) زمين خواهند شد».
در بعضي از روايات صريحاً اين آيه تفسير به ياران مهدي (ع) شده است كه به دو نمونه از آنها در زير اشاره ميشود:
الف- در مجمع البيان ذيل همين آيه از امام باقر (ع) چنين ميخوانيم: هم اصحاب المهدي في آخر الزمان: «بندگان صالحي را كه خداوند در اين آيه به عنوان وارثان زمين ياد ميكند ياران مهدي (ع) در آخر الزمان هستند»
ب- در تفسير قمي نيز در ذيل اين آيه چنين آمده است: ان الارض يرثها عبادي الصالحون، قال القائم و اصحابه: «منظور از اينكه زمين را بندگان صالح خدا به ارث ميبرند مهدي قائم (ع) و ياران او هستند»
علاوه بر روايات فوق كه درخصوص تفسير اين آيه وارد شده روايات بسيار زيادي كه بالغ به حد تواتر است از طريق شيعه و اهل تسنن درمورد مهدي (ع) از پيامبر گرامي اسلام (ص) و همچنين از «ائمه اهل بيت (ع)» نقل شده كه همه آنها دلالت بر اين دارد سرانجام حكومت جهان به دست صالحان خواهد افتاد. و مردي از خاندان پيامبر (ص) قيام ميكند و زمين را پر از عدل و داد ميسازد و آنچنان كه از ظلم و جور پر شده باشد.
ج- در اكثر منابع اسلامي از پيامبر (ص) حديث معروفي بدين مضمون نقل شده است: لولم يبق من الدنيا الا يوم. لطول الله ذلك اليوم، حتي يبعث رجلاً (صالحاً) من اهل بيتي يملأ ُ الارض عدلا و قسطاً كما ملئت ظلماً و جوراً: «اگر از عمر جهان جز يك روز نماند، خداوند آن روز را آنقدر طولاني ميكند تا مرد صالحي را از خاندان من برانگيزد كه صفحه زمين را پر از عدل و داد كند همانگونه كه از ظلم و جور پر شده است.» (14)
اين حديث با همين تعبير يا مختصر تفاوتي در بسياري از كتب شيعه و اهل بيت(ع) آمده است.(15)
4- سوره قصص آيه 5 :
«و نريد ان نمنّ علي الذين استضعفوا في الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثين» :
ترجمه: «اراده ما بر اين قرار گرفته است كه به مستضعفين نعمت بخشيم، و آنها را پيشوايان و وارثين روي زمين قرار دهيم.»
در روايات اسلامي ميخوانيم كه ائمه اهل بيت (ع) در تفسير اين آيه اشاره به ظهور حكومت حق و عدالت در تمام كره زمين به وسيله «مهدي (ع)» (ارواحنا له الفداء) كردهاند.
«دنيا پس از چموشي و سركشي همچون شتري كه از دادن شير به دوشندهاش خودداري ميكند و براي بچهاش نگه ميدارد به ما روي ميآورد... سپس آيه
«و نريدان نمن» را تلاوت فرمود»(16)
ب- و در حديث ديگري از همان امام بزرگوار (ع) ميخوانيم كه در تفسير آيه فوق فرمود: «اين گروه آل محمد (ص) هستند، خداوند مهدي آنها را بعد از زحمت و فشاري كه بر آنان وارد ميشود برميانگيزد و به آنها عزت ميدهد و دشمنانشان را ذليل و خوار ميكند»(17)
ج- و در حديثي از امام زين العابدين علي بن الحسين (ع) ميخوانيم: «سوگند به كسي كه محمد (ص) را به حق بشارت دهنده و بيم دهنده قرارداد كه نيكان از ما اهل بيت و پيروان آنها به منزله موسي و پيروان او هستند، و دشمنان ما و پيروان آنها به منزله فرعون و پيروان او ميباشند.»(18)
گفتار يازدهم- ترسيمي از جامعه دوران حكومت مهدي (ع)
نگارنده ضروري دانست تا اين بخش از بحث را از ديدگاه روايتها و بشارتهاي مذهبي، بررسي نمايد چراكه اين مهم كاملاً ميتواند يك پيشگويي اجمالي از چگونگي آينده زندگي در نظر شيعه رابيان كند. ما معتقديم (رواياتي كه براي نمونه در ذيل خواهد آمد) ائمه طاهرين (ع) مدينه فاضله واقعي را باور داشتهاند و حل همه مشكلات را در كليه امور، با برآوردن همه نيازهاي جامعه، در گرو ظهور حضرت قائم (عج) دانستهاند.
1- رشد عقلاني:
امام محمد باقر (ع) فرمود: «قام ما، به هنگام رستاخيز خويش، نيروهاي عقلاني تودهها را تمركز دهد. خردها و دريافتهاي خلق را به كمال رساند» (19)
2- آموزش علم: امام محمد باقر (ع) فرمود: «در زمان مهدي (ع) به همه شما حكمت و علم بياموزند تا آنجا كه زنان، در خانهها، با كتاب خدا و سنت پيامبر، رفتار كنند.»(20)
3- ثمرات ظهور مهدي (ع): امام محمد باقر (ع) ميفرمايد: «قائم ما را تأييد ميرسانند. زمين را براي او درنوردند و گنجها را به او بنمايانند. حكومت او شرق و غرب را فراگيرد. و خداوند به دست مهدي (ع) دين خويش را بر همه دينها پيروز سازد، اگرچه اين را بيدينان نخواهند» در روزگار مهدي (ع)، در زمين، هيچ جا، ناآباد نخواهد ماند... اما اين همه، پس از دوران غيبتي است دراز، تا خداوند، اطاعت و ايمان مردمان را بيازمايد.»(21)
4- تساوي مردم با يكديگر: «اسحاق بن عمار ميگويد: نزد امام صادق (ع) بودم. او از تساوي مردم با يكديگر و حقي كه هركس بر ديگري دارد، سخن گفت. من سخت در شگفت شدم. فرمود: «اين، به هنگام رستاخيز قائم ماست، كه در آن روزگار واجب همگاني است كه به يكديگر وسايل رسانند و نيرو بخشند.»(22)
5- طراوت زندگي: رسول اكرم (ص) ميفرمايد: «مهدي (ع) در امت من خواهد بود. در آن روزگار، آسمان باران فراوان دهد و زمين هيچ روييدني را در دل نگاه ندارد».(23)
6- امنيت جامعه: حضرت علي (ع) ميفرمايد: «اگر قائم، رستاخيز كند، آسمان- چنانكه بايد- باران بارد و زمين گياه روياند. كينهها از سينهها بيرون رود. حيوانات نيز با هم سازندگي كنند. در آن روزگار، زن با همه زيب و زيور خويش، از عراق درآيد و تا شام برود، نه جايي زميني بيسبزه بيند و نه درندهاي او را نگران سازد.» (24)
7- رفع تبعيض: امام صادق (ع) فرمود: «چون رستاخيز قائم، آغاز شود، قطايع(25) از ميان ميرود. و ديگر اقطاي درميان نخواهد بود.» (26)
8- برطرف شدن نيازمندي: پيامبر اسلام (ص) فرمود: «مهدي (ع)، ميان مردم- در تقسيم اموال- به مساوات رفتار ميكند، به طوري كه ديگر نيازمند و محتاجي يافت نميشود.»(27)
9- تقسيم مال به طور مساوي: ابوسعيد خدري ميگويد: پيامبر (ص) فرمود: «به مهدي بشارتتان ميدهم. او به هنگام اختلاف مردمان، از ميان امت من انگيخته ميشود. ساكنان آسمان و زمين از او خشنود خواهند بود. او مال را درست درست تقسيم ميكند. مردي پرسيد: درست درست چيست؟ فرمود: ميان همه، مساوي...»(28)
10- فراواني نعمت: پيامبر اسلام (ص) فرمود: «زمين بار محصول خويش را ميدهد. و در دل خويش، چيزي برجاي نميگذارد. در آن روزگار مال و ثروت، خرمن شود. هركس دربرابر مهدي (ع) بايستد و بگويد: اي مهدي (ع)، به من مالي ده! مهدي(ع) بيدرنگ، گويد: بگير»(29)
11- بشارت امام صادق (ع): امام جعفر صادق (ع) فرمود: « به هم بپيونديد. به يكديگر نيكي روا داريد. و مهرباني كنيد. سوگند به آن كس كه دانه را در دل خاك شكافت و جان انسان را آفريد، روزگاري برسد، كه كسي براي درهم و دينار خويش جايي نيابد، به اين علت كه همه مردمان، از فضل خدايي... بينياز باشند و مستغني»(30)
12- قطع نزاع: امام باقر (ع) فرمود: «همه مال و خواسته دنيا، آنچه در درون زمين است و آنچه بر روي آن، نزد مهدي (ع) گردآيد. آنگاه مهدي (ع) به مردم بگويد: بياييد اينها، همان چيزهايي است كه براي به دست آوردن آنها، از خويشان خود بريدند (قطع رحم كرديد)، و خونها ريختند، و محرمات الهي را مرتكب شديد... آنگاه چنانكه كسي پيش از او نبخشيده است، به مردم ببخشيد.»(31)
پي نوشتها:
1- سوره انبياء/ 105.
2،3و4- علاقمندان براي مطالعه بيشتر ميتوانند به تفسير نمونه. ج13، ص518 الي 519 مراجعه نمايند.
5- لذات فلسفه، ص389.
6- اميدهاي نو، ص115.
7- اميدهاي نو، ص136.
8- اميدهاي نو، ص210.
9- روح القوانين، ص349.
10- تفسير نورالثقلين، ج2، ص211.
11- تفسير الميزان، ج9، ص392.
12و13- تفسير نور الثقلين، ج3، ص212 و 213.
14- تفسير نمونه، ج13، ص 519.
15- علاقمندان ميتوانند براي اطلاع بيشتر به كتاب «منتخب الاثر» و «نور الابصار» مراجعه نمايند.
16- نهج البلاغه، كلمات قصار شماره 209.
17- «غيبت شيخ طوسي» طبق نقل تفسير نورالثقلين، ج14، ص110.
18- «تفسير مجمع البيان» طبق نقل تفسير نمونه، ج16، ص215.
19- بحار الانوار، ج52، ص336.
20- بحار الانوار، ج52، ص352.
21- اكمال الدين، ج7، ص190.
22- وسايل الشيعه، ج2.
23- الزام الناصب ص163.
24- بحار الانوار، ج10.
25- قطايع زمينهايي است از اراضي خراجي كه از راه امتياز به نزديكان حكام داده ميشود تا آباد كنند.
26- بحار الانوار، ج52، ص309.
27- بحار الانوار، ج51، ص88.
28- بحار الانوار، ج51، ص 78.
29- بحار الانوار، ج51، ص88.
30- بحار الانوار، ج51، ص146.
31- بحار الانوار، ج51، ص29.
گفتار دوازدهم- ائمه اطهار(1) از مهدي (عج) خبر دادهاند
پيغمبر اسلام از آغاز بعثت تا حجة الوداع صدها دفعه درباره مهدي سخن گفته است. علي بن ابيطالب از او خبر داده، فاطمه زهرا(س) خبر داده، خانواده پيغمبر و حاملين اسرار نبوت، مانند امام حسن(ع) و امام حسين(ع) و امام سجاد(ع) و امام محمد باقر(ع) و امام جعفر صادق(ع) و امام موسي كاظم(ع) و امام رضا(ع) و امام محمد تقي(ع) و امام علي نقي(ع) و امام حسن عسكري (ع) همه از وجود چنين فرد برگزيدهاي خبر دادهاند. مردم زمان پيغمبر در انتظارش بودند. بعد از رحلت رسول اكرم (ص) مردم در انتظار ظهورش روزشماري ميكردند حتي گاهگاهي افرادي را اشتباهاً مصداق واقعي آن ميپنداشتند. احاديث او را سني نقل كرده، شيعي نقل كرده، اشعري نقل كرده، معتزلي نقل كرده، در بين روات آنها عرب هست، عجم هست مكي هست، مدني هست، كوفي و بغدادي و بصري و قمي و كرخي و خراساني و نيشابوري و... هست آيا با وجود اين همه احاديث كه مسلماً از هزار متجاوز خواهد بود هيچ شخص با انصافي ميتواند در امر مهدي موعود تشكيك نموده بگويد: اين احاديث را شيعيان متعصب جعل نموده به پيغمبر نسبت دادهاند؟!!
بعد از رحلت رسول اكرم (ص) نيز موضوع مهدويت، در بين مسلمين و اصحاب ائمه اطهار شايع و مورد بحث بود. اهل بيت پيغمبر و حاملين علوم و اسرار نبوت، كه از همه كس، به اخبار و احاديث پيغمبر آشناتر بودند، درباره مهدي سخن ميگفتند و به سئوالات مردم پاسخ ميدادند از باب نمونه:
علي بن ابيطالب (ع) از مهدي (ع) خبر داده
علي بن ابيطالب (ع) فرمود: مهدي موعود(ع) از ما به وجود خواهد آمد و در آخرالزمان ظهور مينمايد. در بين هيچ ملتي، مهدي(ع) منتظري جز او وجود ندارد.(2)
در اين زمينه پنجاه حديث ديگر نيز از آن حضرت نقل شده است. (3)
فاطمه عليها السلام از مهدي خبر داده
فاطمه عليها السلام به حسين فرمود: هنگامي كه تو را بزادم، رسول خدا بر من وارد شد- تو را در بغل گرفت- سپس فرمود: اي فاطمه! حسينت را بگير و بدان كه او پدر نُه امام است و از نسلش امامهاي صالحي به وجود خواهند آمد كه نهمي آنان قائم است... (4) و سه حديث ديگر.
حسن بن علي (ع) از مهدي (ع) خبر داده
حسن بن علي (ع) فرمود: امامهاي بعد از رسول خدا دوازده نفرند. نه نفرشان از نسل برادرم حسين به وجود ميآيند و مهدي اين امت از ايشان است...(5) و چهار حديث ديگر.
حسين بن علي (ع) از مهدي (ع) خبر داده
حسين بن علي (ع) فرمود: دوازده امام از ما هستند، علي بن ابيطالب اول آنان و آخرشان نهمين فرزند من و قائم به حق ميباشد. خدا به بركت وجود وي زمين مرده را زنده و آباد ميكند و دين حق را بر تمام اديان پيروز ميگرداند، اگرچه مشركين كراهت داشته باشند. مهدي، مدتي از نظرها غائب ميگردد. در زمان غيبت گروهي از دين خارج ميشوند اما گروهي ديگر ثابت قدم خواهند ماند و از اين راه اذيتها خواهند ديد. از باب سرزنش به آنان گفته ميشود: اگر عقيده شما صحيح است، پس امام موعود شما كي نهضت ميكند؟ ولي بدانيد كه هركس در ايام غيبت، آزار و تكذيب دشمنان را تحمل كند مانند كسي است كه در كنار رسول خدا با شمشير جنگ نموده است...(6) و سيزده حديث ديگر.
علي بن الحسين (ع) از مهدي (ع) خبر داده
علي بن الحسين (ع) فرمود: ولادت قائم ما بر مردم مخفي ميماند به طوري كه خواهند گفت: اصلاً متولد نشده است. علت مخفي شدن آن جناب اين است كه وقتي نهضت خود را شروع نمود بيعت كسي در گردنش نباشد...(7) و ده حديث ديگر.
حضرت باقر (ع) از مهدي (ع) خبر داده
حضرت باقر (ع) به ابان بن تغلب فرمود: به خدا سوگند! امامت عهدي است كه از رسول خدا(ص) به ما رسيده است. امامهاي بعد از پيغمبر دوازده نفرند كه نُه نفرشان از نسل حسين ميباشند. مهدي نيز از ما به وجود ميآيد و در آخر الزمان دين را نگهداري ميكند...(8) و شصت و دو حديث ديگر.
امام صادق (ع) از مهدي (ع) خبر داده
حضرت صادق (ع) فرمود: هركس به تمام امامان اقرار كند اما وجود مهدي را منكر شود مانند كسي است كه به همه پيغمبران عقيدهمند باشد ليكن نبوت محمد (ص) را انكار نمايد. به آن حضرت عرض شد: يابن رسول الله! مهدي(ع) از فرزندان كيست؟ فرمود: پنجمين فرزند امام هفتم (موسي بن جعفر) مهدي ميباشد اما خودش غائب ميشود و نام بردنش برايتان جايز نيست...(9) و يكصد و بيست و سه حديث ديگر.
موسي بن جعفر (ع) از مهدي (ع) خبر داده
موسي بن جعفر (ع)، در پاسخ يونس بن عبدالرحمان، كه سئوال نموده بود: آيا تو قائم به حق هستي؟ فرمود: من قائم به حق هستم ليكن آن قائمي كه زمين را از وجود دشمنان خدا پاك مينمايد و از عدل و داد پرميكند، پنجمين فرزند من است. چون بر جان خويش ترسان است، مدتي طولاني غائب ميگردد. در عصر غيبت، گروهي از دين خارج ميشوند ولي عدهاي هم در عقيده خويش پايدار ميمانند. سپس فرمود: خوشا به حال شيعياني كه در زمان غيبت امام زمان، به ولايت ما چنگ زنند و بر دوستي ما و بيزاري از دشمنانمان ثابت قدم بمانند، آنان از ما هستند و ما از آنهاييم، آنان به امامت ما راضي شدهاند، ما نيز از تشيع آنها خوشنوديم. پس خوشا به حالشان، به خدا سوگند! در درجات بهشت با ما خواهند بود...(10)و پنج حديث ديگر.
امام رضا (ع) از مهدي (ع) خبر داده
حضرت رضا (ع)، در پاسخ ريان بن صلت كه پرسيده بود: تو صاحب الامر هستي؟ فرمود: من صاحب الامر هستم اما آن صاحب الامري كه زمين را از عدل و داد پرميكند من نيستم. با وجود ناتواني و ضعفي كه در من مشاهده ميكني چگونه امكان دارد من همان صاحب الامر باشم؟! قائم معهود كسي است كه در سن پيران ولي به صورت جوانان ظاهر ميشود، به قدري نيرومند و قوي است كه اگر به بزرگترين درخت روي زمين دست دراز كند آن را از ريشه ميكند و اگر درميان كوهها فرياد زند سنگهاي سخت آنها متلاشي ميگردند. عصاي موسي و انگشتر سليمان نزد اوست. آن جناب چهارمين فرزند من ميباشد، خدا تا هر وقت بخواهد او را از ديدهها غائب نگه ميدارد، بعد از آن ظاهرش مينمايد و زمين را بتوسط او از عدل و داد پرميكند، چنانكه از ظلم و ستم پرشده است...(11) و هيجده حديث ديگر.
امام محمد تقي (ع) از مهدي (ع) خبر داده
امام محمد تقي (ع) به عبدالعظيم حسني فرمود: قائم ما همان مهدي موعودي است كه در زمان غيبت بايد در انتظارش بود و در زمان ظهور بايد اطاعتش نمود و او سومين فرزند من ميباشد. به آن خدايي كه محمد (ص) را به پيغمبري فرستاد و ما را به امامت مخصوص داشت سوگند، كه اگر از عمر دنيا يك روز هم بيش باقي نمانده باشد خدا آن روز را طولاني ميگرداند تا مهدي (ع) ظاهر شود و زمين را از عدل و داد پركند چنان كه از ظلم و ستم پرشده است. خداوند متعال، كارش را شبي اصلاح مينمايد چنان كه امر كليم خود موسي را در شبي اصلاح فرمود، موسي رفت تا براي همسرش آتش بياورد اما با منصب پيمبري و رسالت برگشت. سپس فرمود: انتظار فرج، بهترين عمل شيعيان ماست... (12) و پنج حديث ديگر.
امام علي نقي (ع) از مهدي (ع) خبر داده
امام علي نقي (ع) فرمود: بعد از من فرزندم حسن امام است و بعد از حسن، فرزندش همان قائمي است كه عدل و دادش تمام زمين را فراميگيرد... (13) و پنج حديث ديگر.
امام حسن عسگري (ع) از مهدي (ع) خبر داده
امام حسن عسگري (ع) به موسي بن جعفر بغدادي فرمود: گويا شما را ميبينم كه در جانشين من اختلاف نمودهايد ولي آگاه باشيد هركس به امامهاي بعد از پيغمبر ايمان داشته باشد، اما امامت فرزند مرا منكر شود مانند كسي است كه نبوت تمام پيمبران را قبول كند ولي پيمبري محمد رسول خدا (ص) را انكار نمايد، درصورتي كه منكر آن حضرت مثل كسي است كه تمام پيمبران را انكار كند، زيرا اطاعت آخرين امام ما مثل اطاعت اولين امام ماست. پس هركس آخرين فرد ما را منكر شود مانند كسي است كه اولين امام را انكار نموده باشد. بدانيد كه غيبت فرزندم به قدري طولاني ميشود كه مردم در شك واقع ميشوند مگر افرادي كه خدا ايمانشان را نگهداري كند... (14) و بيست و يك حديث ديگر.
گفتار سيزدهم- اعتقاد به دوره آخر الزمان در پنج آيين مطرح جهان
فتورسم يعني اعتقاد به دور آخرالزمان، و انتظار ظهور منجي، عقيدهاي كه در كيشهاي آسماني يهوديت (جوداييسم)، و زردشتي (زور استريانيسم)، و مسيحيت (در سه مذهب عمده آن: كاتوليك، پروتستان و ارتدوكس)، و مدعيان نبوت عموماً، و دين مقدس اسلام خصوصاً، به مثابه يك اصل مسلم قبول شده است. و درباره آن در مباحث تئولوژيك مذاهب آسماني، رشته تئولوژي بيبليكال، كاملاً شرح و بسط داده شده است. (15)
بشارتها و پيشگوييهايي كه درباره مهدي و ظهور مهدي، در كتابهاي مقدس و ديگر آثار پيشين، و در سخنان حكماي قديم، رسيده است فراوان است. برخي از فاضلان، پارهاي از اين بشارتها و اين سخنان را گرد آوردهاند. (16) گفتهاند حتي در آثار مصر قديم نيز در اين باره كلماتي آمده است. ما در اينجا به برخي از مدارك بشارتهاي گذشتگان و انسانهاي روزگاران قديم، در چند قسمت، اشاره ميكنيم.
1- در آيين زردشتي:
در كتابها و آثار زردشت و زردشتي، درباره آخرالزمان و ظهور موعود، مطالب بسياري آمده است، ازجمله در اين كتابها:
كتاب اَوِستا
كتاب زَند
كتاب جاماسب نامه(17)
كتاب داتِستان دينيك(18)
كتاب زراتُشت نامه(19)
در دين زردشت، موعودهايي معرفي شدهاند كه آنان را سُوشِيانت مينامند. اين موعودها سه تن بودهاند كه مهمترين آنان، آخرين ايشان است. و او «سوشيانتِ پيروزگر» خوانده شده است.
و اين سوشيانت، همان موعود است. چنانكه گفتهاند:
سوشيانت مزديَسنان، به منزله كَريشناي بَرَهمنان، بوداي پنجم بودائيان، مسيح يهوديان، فارِقليط عيسويان، و مهدي مسلمانان است. (19)
در هر روزگاري، و در ميان هر قومي و امتي، و در هر سرزميني، و به زبان هر پيامبر، يا حكيم، يا بزرگي، كه سخن از «موعود» رفته است، به تعبيرها و اصطلاحها و نامهاي متعارف درميان همان قوم و مردم بوده است، و منظور از همه آن تعبيرها و اشارتها و نامها، سرانجام موعود آخرالزمان است. و آن موعود، مهدي(ع) است، مهدي موعود (ع).
2- در آيين هندي:
در آيينهاي هندوان و كتابهاي آنان نيز، سخن از نجات دهنده و موعود آمده است، ازجمله در كتاب «مهابها راتا» و كتاب «پورانهها». در اين باره گفتهاند:
همه اديان معتقدند كه در پايان هر دورهاي از تاريخ، بشر از لحاظ معنوي و اخلاقي روبه انحطاط ميرود و چون طبعاً و فطرتاً درحال هبوط و دوري از مبدأ است و مانند احجار به سوي پايين حركت ميكند، نميتواند به خودي خود به اين سير نزولي و انحطاط معنوي و اخلاقي خاتمه دهد. پس ناچار روزي يك شخصيت معنوي بلند پايه، كه از مبدأ وحي و الهام سرچشمه ميگيرد، ظهور خواهد كرد، و جهان را از تاريكي جهل و غفلت و ظلم و ستم نجات خواهد داد. در اين مورد، در تعاليم هر ديني، به صورت رمز به حقايقي اشاره شده است كه با معتقدات آيينهاي ديگر توافق و هماهنگي كامل دارد... مثلاً در كيش هندو در كتب پورانا (purana)، شرح مفصلي درباره دوران آخر عصر كالي (Kali) يعني: آخرين دوره قبل از ظهور دهمين آوا تاراي ويشنو درج گرديده است.(21)
«مقصود از عصر كالي، آخرالزمان است. اكنون عصر كالي است».
3- در آيين بودايي:
چنانكه در پارهاي از كتب و مآخذ آمده است، در دين بودايي نيز مسأله انتظار مطرح است. گفتهاند كه در اين آيين نيز انتظار هست. شخص مورد انتظار اين آيين، بوداي پنجم است.
معلوم است كه در اين بشارتها و اشارتها و انتظارها و موعودها، تعبيرها متناسب با فرهنگ خود آن اديان و اقوام است، مثلاً در دين زردشتي، «سوشيانت پيروزگر» گفته ميشود، در آيين هندو، «آواتارا»، و در بودايي «بوداي پنجم».
4- در آيين يهود:
يهوديان كه خود را پيروان حضرت موساي كليم (ع) ميدانند نيز منتظر موعودند. در آثار ديني يهود و اسفار تورات. و ديگر كتابهاي انبياي آنان، همواره، به موعود اشاره شده است كه به پارهاي از اين كتابها اشاره خواهيم كرد. اگر به مطالب كتاب «نِبُوئِت هَيِّلد» (وحي كودك) استناد كنيم، به مطالب بسياري درباره ظهور پيامبر اكرم (ص) و به قسمتهايي از تاريخ و احوال پيامبر (ص) و حوادث مربوط به بعثت و پارهاي از علائم آخرالزمان، و رجعت، و اشاراتي به شخصيت حضرت حجت بن الحسن المهدي (ع)، و حتي اشاراتي درباره واقعه عاشورا، دست خواهيم يافت. (22)
به هرحال، چون يهوديان به حضرت مسيح (ع) ايمان نياوردند، به طبع موعود آنان هنوز ظهور نكرده است. اگر در مجموع آنچه در آثار مقدس يهودي آمده است تأمل شود، چهره سه موعود، در آنها ترسيم ميشود:
حضرت مسيح (ع).
حضرت محمد (ص)
حضرت مهدي (عج).
با اين حساب، انتظار در يهوديت، كيفيتي ويژه مييابد و چون اين قوم، نه به حضرت مسيح (ع) و نه به حضرت محمد (ص). به هيچكدام نگرويدند بايد دربرابر مسأله موعود و انتظار. بسيار حساس و نگران باشند و بايد از اين همه اشارات و بشارات، كه در كتابها و آيات خودشان آمده است، به سادگي و غفلت نگذارند. آنان بايد از ديگر منتظران، منتظرتر باشند و بيشتر به انتظار و آمادگي براي ظهور فكر كنند و از اين همه ظلم و خيانت دست بردارند و از عواقب ظلم و ستم بترسند. آنان دو موعود خود مسيح (ع) و محمد (ص) را نپذيرفتند ليكن از دست موعود سوم رها نخواهند گشت. (23) اين است كه در روايات آمده است كه جماعتي از يهوديان گرد «دجّال» را ميگيرند. و با ظهور مهدي(ع) و فرود آمدن عيسي(ع) و كشته شدن دجال آنان نيز قتل عام ميشوند و دامنه تاريخ و بشريت از لوث وجودشان پاك ميگردد. (24)
اينك نام چند كتاب از كتب يهوديت و عهد عتيق كه در آنها سخناني درباره موعود آمده است:
كتاب دانيال پيامبر. (25)
كتاب حَجّي (حَكّي) پيامبر.
كتاب صَفَنياي پيامبر.
كتاب اِشَعياي پيامبر.
همچنين در كتاب زبور حضرت داود (ع) نيز در اين باره مطالبي ذكر شده است چنانكه «قرآن كريم» از «زبور» و ذكر غلبه صالحان در آن، سخن گفته است:
وَ لَقَد كَتَبنا في الزَّبور، مِن بَعدِ الذِّكر، اَنَّ الاَرضَ يَرثُها عِبادِي الصّالِحُون. (69)
در اينجا شاره ميكنم كه بشارتهاي مذكور در آثار مقدس يهود همه و همه درست است پارهاي تحقق يافته است و پارهاي تحقق خواهد يافت. ليكن آنان حق را نپذيرفتند، نه از زبان حضرت مسيح (ع) و نه از زبان حضرت محمد (ص) (با اينكه بشارت آمدن اين دو پيامبر بزرگ در كتب خود يهود، آمده است)، اما از زبان شمشير مهدي (ع) خواهند پذيرفت... و اميد داريم پيش از آن نيز فرزندان رشيد اسلام بتوانند مزد اين همه قتل و خيانت و فساد و جنايت و پستي و رذالت را كف دست خائنان و فاسدان و ظالمان اين قوم نحس و شوم و متجاوز بگذارند. (27)
در هرحال، چه قوم يهود حقپوش حقكش بپذيرد و چه نپذيرد، پس از حضرت موسي (ع) حضرت عيسي (ع) آمد و او دين موسي را نسخ كرد. اكنون دين يهود دين منسوخ و شريعت باطله است. و پس از حضرت عيسي (ع) حضرت محمد بن عبدالله (ص) پيامبر اكرم ما ظهور كرد (پيامبري كه عيساي مسيح (ع) نيز آمدن او را بشارت داده بود(28)) و پيامبر دين مسيح را نسخ كرد. اكنون دين مسيح دين منسوخ و شريعت باطله است و از هنگام طلوع اسلام، تاكنون، و تا دامنه قيامت، تنها دين آسماني موجود در روي زمين، ديني كه مبتني بر وحي و پيامبري است، دين مقدس اسلام است. و كتاب خدا در ميان خلق، همواره قرآن است و موعد اكنون، مهدي (ع) است و بشارتها و اشارتهايي كه از پيامبران و ديگر بزرگان سلف رسيده است درحق مهدي (ع) صادق است، و به او و ظهور او ناظر است، و اوست مصداق واقعي آنها همه...
5- در آيين مسيحيت:
در آيين مسيحيت و كتابهاي مقدس اين آيين نيز بشارتهاي بيشتر و روشنتري درباره موعود آخرالزمان رسيده است. و علت آن، يكي قرب زمان است، زيرا با ظهور حضرت مسيح (ع) زمان در مقياس كلي، به ظهور حضرت مهدي (ع) نزديكتر شده است. علت ديگر، تحريف كمتري است كه در اين آثار پديد آمده است. و اين نيز از جهتي به زمان مربوط ميشود، زيرا از دوره نزول و صدور آثار مقدس يهود، زمان بسيار بيشتري ميگذرد تا از دوره نزول و صدور آثار مقدس مسيحيت. اين امر باعث شده است تا دست تحريف و پوشيده داري در اين آثار به اندازه آثار يهود فرصت كار نيابد، اگرچه علماي مسيحي نيز در اين باره كوشش بسيار كردند، و در تأييد يا ردّ انجيلها، به اين مسايل نيز توجه داشتند، و «انجيل بَرنابا» را كمتر تأييد ميكردند.
به هرحال، در آثار ديني مسيحيت نيز، اين بشارتها، آمده است. در اينجا، به چند كتاب، كه در آنها بشارتها و اشارتهايي درباره ظهور آخرالزمان آمده است، اشارتي ميكنيم:
انجيل مَتّي.
انجيل لُوقا.
انجيل مرقس.
انجيل بَرنابا.
مكاشفات يوحَنّا.
و به دليل همين حضور در فرهنگهاي گوناگون، و در عقايد و كتابهاي امتها و ملتهاست، كه در يكي از زيارتهاي حضرت حجت بن الحسن (ع)، چنين آمده است:
اَلسَّلامُ عَلي مَهدِي الاُمَم، وَ جامَعِ الكَلِم.
سلام بر مهدي كه امتها از او سخن گفتهاند همو كه همه اقوام و افكار را متحد ميكند و زير يك پرچم گرد ميآورد.
پي نوشتها:
1- اين موضوع به طور مبسوط در كتاب دادگستر جهان تأليف حضرت آيت ا... ابراهيم اميني مورد بحث قرار گرفته است.
2- اثبات الهداة، ج7، ص148.
3- اين آمار و شمارهها از روي احاديث موجود در كتاب منتخب الاثر تهيه شده است و اگر از كتابهاي ديگري هم استفاده ميشد، ناچار عدد اخبار از اين مقدار تجاوز ميكرد.
4 و 5- اثبات الهداة، ج2، ص522 و 555.
6- بحار الانوار، ج51، ص133. اثبات الهداة، ج2، ص333 و 399.
7- بحار الانوار، ج51، ص135.
8- اثبات الهداة، ج2، ص599.
9- بحار الانوار، ج 51، ص143. اثبات الهداة، ج6، ص404.
10- بحار الانوار، ج51، ص151. اثبات الهداة، ج6، ص417.
11- بحار الانوار، ج52، ص322. اثبات الهداة، ج6، ص420.
12- بحار الانوار، ج51، ص156. اثبات الهداة، ج6، ص420.
13- اثبات الهداة، ج6، ص275.
14- بحار الانوار، ج51، ص160. اثبات الهداة، ج6، ص427.
15- «مجموعه حكمت» سال سوم، شماره 1و2، مقاله سيد هادي خسروشاهي.
16- ازجمله رجوع شود به كتاب «بشارات عهدين».
17- از آثار منسوب به مَزديَسنان، مشتمل بر پرسش و پاسخ چند، كه ميان گشتاسب شاه و جاماسب حكيم، ردوبدل شده است. جاماسب را داماد زردشت دانستهاند. «دائرۃ المعارف فارسي».
18- از موبد بزرگ منوچهر.
19- از شاعر زردشتي، زردشت بهرام پژدو.
20- دائرۃ المعارف فارسي، ج1، ص1373.
21- معارف اسلامي در جهان معاصر، ص245
22- رجوع شود به كتاب بشارات عهدين از صفحه 7 به بعد.
23- خورشيد مغرب، ص71.
24- اينهم يك خباثت عجيب و پستي ديگر اين قوم، كه حتي در آخرالزمان نيز تسليم حق نميشوند، بلكه در زمره هواداران دجال درميآيند.
25- برخي از متخصصان فاضل و مطلع از كتب عهدين گفتهاند: «... شهادات محكمي موجود است كه كتاب را خود دانيال نوشته است. نُبُوّاتي (خبرهايي از آينده)، كه در آخر كتاب مسطور است، از ايام دانيال تا به قيامت و روز پسين امتداد دارد، و از دجال سخن گفته است. وضع و زبان و طرز تحريرش با زمان دانيال موافقت كلي دارد...»
26- سوره انبياء/105.
27- ممكن است درميان آنان، در ايران و ديگر جاهاي جهان، افراد خوبي باشند مخالف ديگران و ناراضي از اين همه جنايت و پستي و طغيان. البته اينگونه افراد از آنچه ميگوييم به دور خواهند بود.
28- چنانكه در قرآن كريم ذكر شده است. سوره صف آيه 6. نيز در كتاب «بشارات عهدين» ديده ميشود.

