تاريخ : ۱۳۸۷/۰۶/۲۶
اهميت و جايگاه خانواده و تاثير آن بر تربيت كودك
اسدالله افشار
خانواده از ديدي يك نهاد حقوقي است كه اعضاي پديد آورنده آن به وسيله رشته زناشويي، خون، يا فرزند خواندگي با يكديگر پيوند مي يابند و در يك مجموعه با هدفي مشترك و در زير سقفي با هم زندگي مي كنند. اين مجموعه مي تواند كوچك و محدود، شامل زن و شوهر، يا شامل زن و شوهر و فرزندان، يا شامل چند خانوار باشد.
خانواده را مجموعه اي پويا از نظامات متعامل معرفي كرده اند كه هر فرد نقش منحصر به فرد خود را ايفا مي كند. نقش ها مكمل يكديگر و همه در جهت اهداف واحدي هستند. چنين تشكيلات و تاسيس هايي در تمام جهان وجود دارد كه در آن اعضا با حفظ منافع مشترك و تشريك مساعي به زندگي خود سر و سامان مي دهند.
خانواده را مهمترين نهادي دانسته اند كه جامعه خود را تغذيه كرده و در سلامت و عدم سلامت، در شرافت و انحراف آن، در سازگاري و نابهنجاري آن موثر است. ركن طبيعي و اساسي اجتماع است و دولت و ملت وظيفه دارند به حمايت از آن اقدام نمايند.
خانواده نخستين مدرسه و مهد اصلي تربيت است. كارگاه الگوسازي است، زمينه ساز تحول و تكامل است، محيط رشد است. ما هيچ بنيادي را نمي شناسيم كه در جنبه سرنوشت سازي و تربيت از خانواده موثرتر باشد.
كودك درس هاي اصلي و اساسي خود را از خانواده مي گيرد. هر سازندگي يا اشتباهي كه در آن واقع گردد مستقيما در كودك اثر مي گذارد.
خانواده عامل انتقال فرهنگ، تمدن، ادب و سنن است و اهميت آن هميشگي است و براي دوام و بقاي جامعه و تمدن و فرهنگ راهي جز آن وجود ندارد. خانواده گرچه به لحاظ واحد كوچك است ولي از لحاظ اهميت بسيار مهم و بزرگ است زيرا هسته اصلي و زيرساز جامعه هاي بشري است.
امر تشكيل خانواده براي مقاصد متعددي است كه از جمله آن دستيابي به آرامش و سكون و فرو نشاندن آتش غريزه است. دستيابي به مودت و رحمت، تكميل و تكامل و انس، توليد و ابقاي نسل و ... مي تواند از ديگر اهداف تشكيل خانواده به حساب آيد.
بناي حيات خانواده مبتني بر عشق و محبت و انس و الفت و تعاون و همكاري است. درگيري و تعارض، برخوردهاي ناسالم و آلوده زمينه را براي تزلزل خانواده و برهم ريختن اركان آن فراهم مي سازد و كانون پر مهر و عطوفت را به جهنمي سوزان تبديل خواهد كرد كه آتش آن خرمن نشاط والدين و فرزندان را مي سوزاند.
خانواده بايد مظهر شايستگي و قدرت، مهر و انضباط، سازندگي و آموزش باشد. كودكان بايد مدل هاي مورد نياز خود را در حيات فردي و اجتماعي، براي حال و آينده از خانواده به دست آورند. خانواده بايد مركزي جهت آموزش صداقت و امنيت، مهر و صفا و اخلاق و انسانيت باشد. اطفال بايد از آنجا درس اخلاق و رعايت حقوق بياموزند نفرت خود را از آلودگي ها و جرايم و انحرافات از آ ن مكان به دست آورند و اين از حقوق كودكان و از وظايف والدين درباره آنهاست.
خانواده يك نهاد اجتماعي است كه در سلسله مراتب حيات گروهي جزء گروه رهبري به حساب مي آيد و كاركرد و وظيفه او هدايت و رهبري اعضاي خانواده و حركت و جهت دادن آنها به سوي هدف مطلوب است. پدر و مادر به عنوان دو ركن و دو رهبر و قائم مقام وظيفه تربيت و سازندگي فرزندان و اداره جريان رشد و ارتقاي آنها را برعهده دارند و اين امري است كه علاوه بر عادي و طبيعي بودن، جنبه حق و تكليف را هم واجد است.
تاثير خانواده بر كودك:
خانواده در كودكان داراي دوگونه تاثير است: وراثتي و محيطي.
در بعد وراثت بايد گفت كودكان وارث بسياري از صفات و ويژگي هايي از والدين خويش هستند از جمله: ساخت و اسكلت بندي بدن، مسائل مربوط به جنبه هاي هوشي و استعدادي، بيماري هاي جسمي و رواني، مخصوصا آنها كه مزمن بوده اند، جنبه هاي مربوط به فيزيولوژي و وظايف الاعضاء و قد و رنگ و طول عمر و ...
در جنبه محيط بايد گفت طفل تحت تاثير محيط داخل رحم و محيط بيرون رحم است. صاحب نظران به درستي بيان كرده اند كه افراد يك خانواده ساخته و پرداخته عوامل محيطي و ارثي هستند و به همين دليل شخصيت شان شديدا تحت تاثير اين عوامل است تا حدي كه مي توان گفت كودك آيينه اي تمام نما از معجون و تركيب شخصيت والدين است.
خانواده مي تواند عامل سازندگي جسمي، رواني، عاطفي، ذهني و ... كودك باشد ياعامل ويراني و نابودي آن.
مي تواند شرافت و سلامت ايجاد كند يا انحراف و اختلال. تاثير مستقيم آنان در رشد و نمو قواي مادي معنوي كودك امري است كه آن را نمي توان به سادگي منكر شد.
خانواده در تهذيب اخلاق و جهت دادن كودك به سوي انسانيت و پرورش و تكوين شخصيت آنان مي تواند نقشي فوق العاده ايفا كند و خطوط اصلي و اساسي رفتار آنان را پديد آورد. آنها را در برابر مسائل و امور به مقاومت وا داشته و يا به تسليم وادار نمايد، موجب حفظ سلامت اعصاب و روان او شده و يا سبب پيدايش اغتشاشات و اختلالات عصبي و حتي بيماري رواني او گردد.
اعتبار اخلاقي و فرهنگي خانواده در توانايي تربيت كودكان و پروردن آنها از اهميت فوق العاده اي برخوردار است و در صورت انجام وظيفه، خانواده مي تواند كانون كار و عبادت، مركز تربيت و كانون ايجاد تعالي و رشد باشد.
كودك درس زندگي و انسانيت را در خانواده مي آموزد و والدين از اين حيث مي توانند همچون يك كارگزار الهي در خدمت كودك باشند.
تعهد و مسئوليت خانواده:
محيط خانواده و شرايط تربيتي آن از مسائل سرنوشت ساز و از جنبه هايي است كه نمي تواند مسكوت عنه بماند. شرايط انضباطي، اخلاقي، اقتصادي و عاطفي خانواده ممكن است به گونه اي باشد كه طفل را براي بهتر زيستن تفوق بر امور و شرايط حيات آمادگي بخشد، در امر تحصيل و پيشرفت او مفيد و موثر باشد و يا برعكس او را از تحصيل و رشد و پيشرفت باز دارد و اين خود هشداري است براي والدين در زمينه سازي شرايط مساعد براي رشد.
والدين در امر اداره خانه و تربيت فرزندان مسئوليت خطيري را برعهده دارند و در اين رابطه بايد پاسخگو باشند. اصولااز كارهاي جدي خانواده فرزند پروري است كه زمينه را براي بسياري از رشدها و گاهي هم انحطاط ها فراهم مي سازند.
كارشناسان و انديشمندان كاركرد خانواده را درتامين نيازهاي فرهنگي، اخلاقي، عاطفي، اقتصادي و انضباطي فرزندان در زمينه سازي براي تطبيق دادن او با شرايط مطلوب اجتماعي در دوران رشد و آماده سازي براي پذيرش مسئوليت هاي فردي و اجتماعي مي دانند.
پدران و مادران همچنين وظيفه دارند موجبات پيشگيري كودك را از آلودگي ها و نابساماني ها فراهم آورده و در او مقاومتي پديد آورند كه در سايه آن بتواند خود را از مفاسد دور و مصون داشته و رسوايي ها و ذلت ها و تحقير ها را نپذيرد.
وظيفه خانواده رهبري مداوم كودك است و اين امري است كه والدين بايد آن را نصب العين خود قرار دهند.
خانواده وظيفه دارد در هر مرحله و مقطع سني و در هر شرايط و امكاناتي كه پديد مي آيد و در هر فرصت و موقعيتي به انجام وظيفه و رسالت تربيتي خود بپردازد و طفل را به زندگي و شرايط مناسب حيات مانوس و آشنا سازد. هنجارهاي لازم را به او بياموزد و كودك را براي دستيابي به يك زندگي شرافتمندانه و سازنده آماده نمايد.
رهبري بيان شده بدان معني نيست كه والدين به جاي كودك فكر كنند به جاي او مشق بنويسند و يا وابستگي طفل را به خود آنچنان شديد كنند كه او هرگز نتواند بدون اجازه والدين تصميم بگيرد. چنين شيوه رهبري به تعبير صاحب نظران - موجبات در جا زدن، تنبلي ذهني، بي ارادگي و سستي انديشه را در كودك فراهم خواهد ساخت و او در آينده قادر نخواهد بود كه براي حيات فردي و جمعي خود برنامه ريزي كرده و به نتايجي مثمر و مفيد دست يابد.
محبت ضرورت رشد و وظيفه والدين اعلام و اعمال محبت است به گونه اي كه كودك آن را با تمام وجود حس كند. دستيابي به چنين مقصدي از راه تغذيه كودك در شير مادر، بوسيدن كودك، نوازش كردن، در آغوش گرفتن، پذيرفتن و مورد تائيد قرار دادن او ميسر است.
براساس بينش الهي - انساني، پدر و مادر شدن قبول مسئوليت و تعهدي خدايي است كه بايد نيكو از عهده آن برآيند و آن كس كه پذيراي چنان مسئوليتي نيست و يا نمي تواند از عهده وظايفي كه براي او معين شده است نيكو برآيد حق ندارد پدر يا مادر شود.
پدران و مادران در طريق اداي مسئوليتي كه برعهده دارند محكم عقل و شرع موظفند كه كوشش و تلاش نمايند از بي حالي، بي توجهي شانه خالي كردن از وظيفه تربيت به هر گونه اي و به هر صورتي كه قابل طرح باشند بپرهيزند.
زندگي خانوادگي و اداره فرزند و تربيت و به ثمر رساندن آنها و نيز حفظ ثبات و آرامش اصل خانه بدون قبول مسئوليت و رعايت استحكام آن ميسر نيست و اگر هم افرادي در آن اداي زندگي را در مي آورند حيات شان از حلاوت و شيريني لازم و از بند وباري كه لازمه زندگي است برخوردار نيست.
جان كلام:
خانواده درس آموز بسياري از ملكات و فضايل و موجد بسياري از عادات و رفتارهاي ارزنده است.
جريان رشد و سير ارتقايي كودك را تسهيل مي كند و موجبات سازندگي طفل را از هر حيث فراهم مي آورد . اگر بناست جوانمردي و عدالت، منطق و نوعدوستي را در كودكان پديد آورده و رشد دهيم ناگزير بايد به سراغ خانواده، آن هم در دوران شيرخوارگي و خردسالي كودك برويم.
خانواده هم مي تواند عامل پديد آورند و مستعد كننده انحرافات و جرايم اطفال باشد، هم مي تواند عاملي موثر در جلوگيري از بروز آن باشد. خانواده مي تواند سنگر باشد و حفظ كند و يا محيط باز و بي بند و بار باشد و كشتن و نابودي پديد آورد و بدين خاطر از نقش آنان نمي توان و نبايد غافل بود.
تجارب روزمره نشان داده اند آنها كه در پي ريشه كن كردن كانون خانوادگي بوده و آن را منافي با حفظ مصالح اقتصادي جامعه مي دانسته اند دريافته اند كه دچار چه اشتباهي عظيم شده اند!
امروزه در سطح دانشمندان و صاحب نظران شما كسي را نمي شناسيد كه از نقش و اهميت خانواده غافل باشد و يا اثر آن را در انحراف كودكان و نوجوانان انكار كند.
منابع:
۱- كودك و خانواده نابسامان، دكتر علي قائمي.
۲- خانواده و تدابير تربيتي، دكتر بياني.
۳- روانپزشك كودك، دكتر محمد گيلاني.
۴- روانشناسي كودك، دكتر عظيمي.
۵- درباره تربيت فرزندان، ترجمه صادق سرابي.
۶- پرورش فرزند در عصر دشوار ما، ترجمه دكتر ابرامي.
۷- كودكان خود را بشناسيم، ترجمه كلانتري، والي زاده.
۸- خانواده و دشواري هاي رفتاري، دكتر علي قائمي.
ارسال توسط افشار
آخرین مطالب

