3۱ ـ عيد فطر؛ ماه پيروزى برطاغوت نفس
اسدالله افشار
واژه «عيد» از ريشه عود گرفته شده و به معناى بازگشت است، و واژه «فطر» ازفطرت گرفته شده و به معناى سرشت است. بنابراين عيد فطر؛ يعنى بازگشت به فطرت و سرشت.
بازگشت ازاين نظر كه آيا رابطه ما با فطرت پاك انسانى به طورصحيح برقراراست يا نه؟ آيا آن اعماق روح و فطرت پاكى كه خداوند به ما داده و براثرحجابهاى جهل، انحراف و گناه، زنگار بر رويش نشسته، دركلاس ماه رمضان زنگارها زدوده شدهاند يا نه؟ كه اگر چنين است بايد ابتداى نجات وآغاز پيروزى برطاغوت نفس را در نماز عيد فطراعلام بدارند و جشن بگيرند. به عنوان اين كه: آن چه را در ماه رمضان آموختهاند و در راه خودسازى و بهسازى به كار بردهاند ابراز بدارند، با كلمات و حركات، بلكه درقلب و درون، با تمام وجود و احساس، و با شعارآميخته با شعوروفرياد برون و درون كه: «الله اكبر، الله اكبر، لا اله الا الله و الله اكبر ولله الحمد والحمدلله على ما هدانا وله الشكرعلى ما اولانا":خدا بزرگتراز آن است كه توصيف گردد. آرى چنين است، معبودى جزخداى يكتا و بىهمتا نيست، وخدا بزرگترازآن است كه وصف شود، حمد و سپاس اختصاص به ذات پاك خدا دارد به خاطرآن كه ما را درراستاى پاكسازى و بهسازى هدايت كرده، و شكراو را كه جمعيت ما وامت ما را برترين جمعيت وامت قرار داده است. رمضان اندك اندك پايان مىپذيرد، و به انتهاى خود مىرسد، مسلمانان درمكتب رمضان و روزه، در پرتو آيات قرآن و نيايشها وتقويت صبرواراده، پس از فراگيرى و آموزش به خودسازى پرداختهاند؛ اينك جشن مىگيرند كه درراه پردستاندازجهاد اكبر، با گامهاى استوارعبوركردهاند و به مقصود رسيدهاند. چرا كه براى انسان بازگشت به خويشتن، فرا رسيدن بهارمعنويت است؛ مانند درختانى كه پس ازگذران زمستان سرد ، به بهاررسيدهاند و درمسيرحركت قرار گرفتهاند، به راستى چه عيدى شيرينتر وچه پيروزىاى شكوهمندتر از بازگشت به خويشتن، و پيروزى برطاغوت نفس اماره؟ كه فطرت را زير پاى سهمگين خود منكوب كرده است.
فلسفه اعياد اسلامي:
چهارعيد دراسلام به طوررسمى وجود دارد كه عبارتاند از: عيد قربان، عيد غدير، عيد جمعه وعيد فطر. عيد قربان جشن ايثار و فداكارى است، و مسلمان دراين رابطه به خويشتن بازمىگردد كه آيا به باطن و ماهيت چنين عيدى رسيده است يا نه. آن گونه كه ابراهيم خليل(ع) قهرمان توحيد رسيد، و حسين بنعلی عليهماالسلام آن را دركربلا تكميل كرد. عيد غدير جشن ولايت و امامت است و انسان مسلمان با ژرفانديشى به خويشتن مىنگرد كه آيا انتخاب او در مسئله بسيارمهم رهبرى، صحيح بوده است يا نه؟ كه دربينش اسلام ناب، مسئله بسيارعميقى است، و از اركان زيربنايى نظام اسلام است، كه اگراو نباشد هيچ يك ازمفاهيم اسلام، ارزش واصالت خود را نمىتوانند نشان دهند. عيد جمعه بازگشت به خويشتن است كه نقش اساسى درپيشبرد اهداف، و وصول به مقصود دارد، و به راستى كه برقرارى اتحاد و يك رنگى وهمدلى مسلمانان، وسيعترين و ژرف ترين بركات را براى آنها به ارمغان خواهد آورد.
ولى آيا مىدانيد كه اگرعيد فطرت و خودسازى نباشد، عيدهاى ديگرتكميل نخواهد شد. اگرچنين عيدى درزندگى انسان تحقق يابد همه روز، روزعيد است؛ چنان كه اميرمومنان على(ع) فرمود: "انما هوعيد لمن قبل الله صيامه و شكر قيامه، وكل يوم لا يعصى الله فيه فهو عيد":(1)امروزتنها عيد كسانى است كه روزه آنها درپيشگاه خدا پذيرفته شود، و عبادتهاى شبانه آنها مورد پذيرش خداوند شده باشد، و هر روزى كه گناه نكنى روزعيد تو است.» حضرت على(ع) اين سخن را ازسرچشمه وحى گرفته بود، چرا كه وقتى خطبه رسول خدا(ص) را درمسجد پيرامون فضايل ماه رمضان شنيد، ازآن حضرت پرسيد: «بهترين كاردرماه رمضان چيست؟» پيامبر(ص) پاسخ داد: "الورع عن محارم الله عزوجل": (2)ورع و پرهيزكارى ازآن چه خداوند حرام نموده است مىباشد؛ يعنى همان خودسازى و بازگشت به فطرت پاك توحيدى.»
مسئله عيد و فطرت در قرآن:
براى اين كه مسئله «بازگشتبه فطرت» را كه ماهيت عيد فطر را تبيين مىكند، بهتر بفهميم و به اهميت آن، بهتر و عميقتر پى ببريم، مسئله عيد و فطرت را به طورخلاصه ازديدگاه قرآن، مورد بررسى قرار مىدهيم.
در قرآن مجيد كلمه عيد يك بار آمده، كه دررابطه با حضرت عيسى(ع) و حواريون وشاگردان مخصوص اواست، به اين ترتيب كه: آن شاگردان مخصوص براى تكميل ايمان خود به عيسى(ع) گفتند: «آيا پروردگار تو مىتواند غذايى ازآسمان (مائده) براى ما بفرستد؟» حضرت عيسى(ع) ازاين تقاضا كه بوى شك و ترديد مىداد، نگران شد و به آنها فرمود:
«از خدا بترسيد اگرايمان داريد.» ولى به زودى حضرت عيسى(ع) دريافت كه مقصود آنها مشاهده معجزه بزرگ از عيسى(ع) است، تا درپرتو ديدارآن، قلبشان پاك وسرشارازاطمينان ويقين گردد، ازاين رو به خدا عرض كرد: «اللهم ربنا انزلعلينا مائده من السماء تكون لنا عيدا لاولنا وآخرنا وآيه منك؛ (3) خداوندا!مائدهاى ازآسمان برما بفرست تا عيدى براى اول و آخرما باشد و نشانهاى ازتو.»
و ازآن جا كه روز نزول مائده روز بازگشت به پيروزى و پاكى و ايمان به خدا بوده است، حضرت مسيح(ع) آن را «عيد» ناميده است، ومطابق روايات چون«مائده» درروز يكشنبه نازل شده، مسيحيان اين روز را مانند جمعه ما مسلمانان، روزعيد مىدانند و تعطيل مىكنند. نتيجه اين كه درقرآن كلمه «عيد» به عنوان تكميل ايمان، و وصول به مرحله يقين كه اساس خودسازى است، مطرح شده است.
بنابراين ما كه پيرو قرآن هستيم، بايد به مسئله عيد به عنوان محور پاكسازى وبهسازى بنگريم. عيد فطر وقتى براى ما عيد واقعى است كه درمسيرخودسازى، پيروزشده باشيم، و تحول عميقى درما پديدارشده باشد.
اما در مورد فطرت، بايد توجه داشت كه قرآن با صراحت، خداشناسى و دين را مسئلهاى فطرى مىشمرد. آيات متعددى در قرآن به اين مطلب دلالت دارد، ازجمله درآيه 30 روم مىخوانيم: «فاقم وجهك للدين حنيفا فطرة الله التى فطرالناس عليها لاتبديل لخلق الله ذلك الدين القيم": اى پيامبر! روى خود را متوجه آيين خالص پروردگاركن، اين فطرتى است كه خداوند انسانها را برآن آفريده، دگرگونى درآفرينش خدا نيست.اين آيه با صراحت، بيان كننده آن است كه دين اسلام بر اساس فطرت و سرشت ونهاد انسان مىباشد، ودستورهاى آن، همه وهمه هماهنگ با درون ذات وجود انسان است، واگرفطرت از دستبرد جهل، خرافات، تبليغات غلط و تربيتهاى ناسالم، محفوظ باشد، همان را مىخواهد كه آيين ناب اسلام آن را مىخواهد، و خداوند آئينش را براساس نيازهاى فطرى بشرتدوين نموده است. و اگرانسان داراى فطرت نخستين، به دور از حجابها و زنگارها باشد، بدون هيچگونه ترديد و دغدغه، راه توحيد ودستورهاى صحيح الهى را مىپسندد و برمىگزيند، معناى جهاد اكبر و مبارزه بىامان با طاغوت نفس اين است كه پردهها و حجابها و زنگارها را ازروى فطرت پاك برداريم و آن را پيروى كنيم.
انواع فطرت:
فطرت در تعبيرات دانشمندان بردوگونه است: فطرت عقل و فطرت دل.
فطرت عقل يعنى استدلال روشن عقلى، كه انسان بعد ازرسيدن به كمال عقل با مشاهده نظام جهان و دقت دراسرارهستى، بىدرنگ به اين حقيقت منتقل مىشود كه محال است، اين نظام واسرارشگفتانگيز معلول مبدئى فاقد عقل و شعور باشد و اين«عقل فطرى» بدون نياز به استاد ومعلم به مقصود مىرسد، ولى فطرت مفهوم ديگرى نيز دارد كه ازآن تعبيربه «فطرت دل» مىشود، كه تفسير فطرى بودن دين بااين تعبير، صحيحتر و مناسبتر به نظر مىرسد. و منظورازآن اين است كه انسان وقتى به اعماق جانش مىنگرد، نورحق را مىبيند، وندايى را با گوش دل مىشنود، ندايى كهاو را به سوى مبدا علم و قدرت بىنظير هستى دعوت مىكند، كه گاهى ازآن تعبير به«درك وجدانى» مىشود، مانند آن كه وقتى انسان يك گل زيبا را مىبيند، بدون مقدمه و استدلال به زيبايى آن پى مىبرد و ازآن لذت مىبرد. اينك پس ازاين بيان، به اصل بحث باز مىگرديم كه «عيد فطر» به معناى بازگشت به فطرت است، يعنى مساله جهاد اكبر وخودسازى درماه رمضان، انسان را به مقامى مىرساند كه پردههاى جهل، هواپرستى وخرافات وهرگونه موانع ضد فطرت، ازسرراه فطرت برداشته مىشود، و انسان مسلمان دراين هنگام به فطرت ناب خود كه ازدرون ذات وجودش مىجوشد بازمىگردد، همان فطرتى كه آيينه صاف خدانما وحق نمااست؛ همانپيامبر باطن كه اگر ازاسارت زنجيرهاى جهل و هواپرستى آزاد گردد، راهنماى كامل و دقيق انسان به سوى كمالات است. و به طورروشن موجب سعادت انسان مىگردد.
هرگاه انسان در پرتو فيوضات و بركات ماه رمضان و عبادت روزه، به اين درجه رسيد، به حقيقت مفهوم عيد فطر رسيده است، وآغازماه رمضان درواقع براى او عيد است و بايد جشن پيروزى بگيرد، وگرنه هرگز براى او عيد نخواهد بود.
جالب اين كه درآيه مذكور، دين«قيم» واستوارو به عبارت ديگرخالص و ناب، آن دينى است كه با فطرت بىآلايش و سالم آميخته شده باشد.
نكته قابل توجه اين كه شواهد زنده متعدد عينى وجود دارد كه نشان دهنده فطرى بودن ايمان به حق است؛ مانند واقعيتهاى تاريخى كه نشان مىدهد، درميان هر ملتى درهردورهاى اعتقاد به خداشناسى و مذهب وجود داشته است، چنانكه شواهد باستان شناسى وآثاروعلائم به جا مانده ازدورههاى قبل ازتاريخ بيان كننده اين واقعيت است.
مطالعات روانى و اكتشافات روانكاوى درابعاد روح انسان نيزشاهد ديگرى برفطرى بودن اعتقادات دينى است، روانشناسان چهارتمايل عالى واصيل را به عنوان ابعاد چهارگانه روح معرفى مىكنند كه عبارتاند ازحس دانايى، حس زيبايى، حسنيكى، و حس مذهبى. كه اين خود نيز دريچه ديگرى برفطرى بودن دين است. (4)
شاهد ديگر برواقعيت فطرى بودن دين حق، «ناكامى تبليغات ضد مذهبى» است، كه در همه جاى دنيا مشاهده مىشود، فروپاشى شوروى و كمونيسم درعصرحاضريكى ازنمونههاى آن است. و هم چنين تجربيات شخصى در سختىها ورنجها شاهد ديگر برتوجه انسان به خواست فطرت يعنى خداجويى و پناه آوردن به حق است، كه درقرآن درآيات گوناگونى به اين مطلب اشاره شده است.
اين بحث را با چند گفتار ازپيامبر(ص) وامامان معصوم(ع) پايان مىبريم:
در حديث معروفى از پيامبراكرم(ص) مىخوانيم فرمود: «كل مولود يولد علىالفطرة حتى ليكون ابواهما اللذان يهودانه و ينصرانه": (5)هرنوزادى برفطرت اسلام ودين خالى ازشرك آفريده شده است، و رنگهايى همچون يهوديت و نصرانيت انحرافى است كه ازطريق پدرومادربه آنها انتقال مىيابد.واميرمومنان درضمن گفتارى مىفرمايد: «فبعث فيهم رسله، و واتراليهم انبيائه لتستادوهم ميثاق فطرته": (6)خداوند رسولان خود را به سوى انسانها فرستاد وانبياى خود را يكى پس از ديگرى ماموريت داد تا وفاى به پيمان فطرت را ازآنها مطالبه كند.نتيجه اين كه نبايد فطرت را كه همانند آيينه خدانما و حقجو، دردرون، ما را راهنمايى مىكند، وآيين حق را نشان مىدهد به باد فراموشى بسپاريم، بلكه بايد در پرتو جهاد اكبر به ويژه درماه رمضان خود را به اين مرحله برسانيم تا ازاين پيامبروچراغ فروزان درون بهرهمند گرديم.
پىنوشتها:
1- سيد رضى، نهج البلاغه، حكمت428.
2- شيخ صدوق، عيون اخبارالرضا، ج1، ص295.
3- مائده / آيه 114.
4- براي اطلاع بيشتربه کتاب «حس مذهبى يا بعد چهارم روح انسانى» ترجمه مهندس بيانى رجوع نماييد.
5- علامه طبرسى، تفسيرجمع الجوامع، ذيل آيه 30 روم.
6- سيد رضى، نهج البلاغه، خطبه اول.

