۲۹ـ روزه و قناعت

اسدالله افشار

اسلام بر خلاف مکاتب مادي شرق و غرب دنيا و نعمتهاي مادي آنرا وسيله اي براي تکامل معنوي و رسيدن به سعادت جاويد ميداند و بهمين دليل فرهنگ اسلام فرهنگ لذت جويي و مصرف نيست بلکه فرهنگ قناعت و ايثار است. در روشهاي مادي تن آدمي و خور و خواب آن اصالت داردو حرص و آز براي برخورداري بيشتر گريبانگير افراد است و در اسلام اصالت با معنويت انسان است و قناعت و ايثار و فداکاري از راههاي وصول به مراتب بلند انسانيت محسوب مي شود.

روزه فريضه اي است که مسلمانان را از غرقه شدن در ماديگرايي و حرص و آز براي لذتهاي مادي و مسابقه براي مصرف و تن پروري ميرهاند و به او مي آموزد که به فکر ديگران باشد و بر خواهشهاي جسماني خويش مسلط گردد و به مصرف به مقدار نياز قناعت ورزد و از اصراف و تبذير بپرهيزد. روزه به مسلمانان مي آموزد که با کم هم ميتوان زيست و حرص و تمع فقط غرق شدن در ماديات و انحراف از معنويات است و براي زيستن لازم نيست که با همه وجود تن و لذتهاي آن پرداخت.

درست است كه از نعمت الهى بايد بهره گرفت، اما با حفظ حد ومرز ارزشى آن و فراتر نرفتن از مرز اعتدال، و انجام دادن آن كار به‏صورتى خردمندانه و شرع پسند و عرف‏پذير!

روزى حضرت امير(ع) به «علاء بن زياد» كه خانه‏اى وسيع و مجلل‏براى خود ساخته بود، فرمود: با اين خانه بزرگ، در اين دنيا مى‏خواهى‏چه كنى؟ تو در آخرت، به چنين منزل وسيعى بيش از دنيا نياز دارى;مگر آنكه بخواهى از همين خانه وسيع دنيوى، به آخرت برسى، مثل‏اينكه در اين خانه از مهمان پذيرايى كنى، صله رحم نمايى، به بستگانت‏برسى، حقوقى را كه از اين خانه بر گردن دوست تو ادا كنى. در اين‏صورت، از همين خانه به آخرت مى‏رسى! ...) .

 

روش مسلمانى را بايد از حضرت «سلمان‏» آموخت كه اهل قناعت‏و ساده‏زيستى بود و پرهيز از تكلف و تجمل. از اين‏رو سلمان فارسى‏در فضيلتها و ارزشها از «اهل‏بيت‏» به شمار مى‏آمد. (سلمان منااهل‏البيت). بارى، نقل خاطره‏اى از سلمان مناسب اين بحث است:

يكى از مسلمانان صدر اسلام به نام «ابووائل‏» مى‏گويد: من به اتفاق‏دوستم به خانه سلمان فارسى رفتيم و مدتى نشستيم. هنگام غذا فرارسيد. سلمان گفت: اگر نبود آنكه رسول خدا(ص) از تكلف وخويشتن را به زحمت افكندن نهى كرده است، برايتان غذاى خوبترى‏فراهم مى‏كردم. سپس برخاست و مقدارى نان معمولى و نمك آورد وجلوى مهمانان گذاشت. رفيقم گفت: كاش همراه اين نمك، مقدارى‏سعتر (مرزه و آويشن) بود! سلمان رفت و ظرف آب خويش را «گرو»نهاد و كمى مرزه فراهم كرد و سر سفره نهاد. وقتى غذا خورديم،دوستم گفت: خدا را شكر كه به روزى خدا قانعيم! سلمان گفت: اگر به‏رزق خدا قانع بودى، الآن ظرف آب من در گرو نبود!...) .

 

 

پی نوشت :

 ۱- نهج‏البلاغه، خطبه ۲۰۹

۲-ميزان الحكمه، ج‏۵، ص۵۲۵ (به نقل از بحارالانوار، ج‏۲۲، ص۳۸۴).

 

 

 

 

 

 



ارسال توسط افشار

اسلایدر