نقد و پاسخ جامع به اتهام اخیر ۱۲ کشور اروپایی به همراه آمریکا و کانادا علیه ایران
پاسخ به سناریوی چندلایه غرب علیه ایران
اسدالله افشار
۱. اتهامسازی بهمثابه ابزار جنگ ترکیبی
ادعای اخیر ۱۲ کشور اروپایی به همراه ایالات متحده و کانادا مبنی بر «ترور و آدمربایی در خاک غرب» علیه جمهوری اسلامی ایران، نه یک اتفاق امنیتی منفرد، بلکه بخشی از راهبرد فشار چندلایه است که در چهارچوب جنگ ترکیبی (Hybrid Warfare) تعریف میشود.
این شیوه، با استفاده همزمان از ابزارهای حقوقی، رسانهای، امنیتی و دیپلماتیک، به دنبال شکلدهی تصویری منفی و «برندسازی تهدید» علیه ایران است؛ تصویری که بتواند زمینه را برای اقدامات عملی ـ از تحریم تا فشارهای دیپلماتیک و حتی اقدام نظامی ـ آماده کند.
2. اتهامزنیهای واهی؛ وقتی مدعیان حقوق بشر، خود کارنامهای سیاه دارند
درجهان سیاست، هیچ چیزبه اندازه آنچه اززبان «مدعیان بیگناهی» میآید، نیازمند تردید و واکاوی نیست. امروز، ۱۵ کشور شامل ۱۲ عضو اتحادیه اروپا بههمراه ایالات متحده و کانادا، ایران را به «ترور و آدمربایی در خاک غرب»متهم کردهاند؛ اتهامی که با هماهنگی رسانهای و ادبیات حقوقی، همچون یک کیسه پراز اتهامات از پیش آماده، بر سر افکار عمومی جهان خالی شده است.
اما آنچه این ائتلاف را رسواتر میسازد، نه صرفاً اتهامزنی، بلکه کارنامهای است که خود در طول یک قرن اخیر برجای گذاشتهاند؛ کارنامهای مملو از استعمار، کودتا، اشغالگری، نسلکشی فرهنگی و دروغپردازیهای بزرگ برای توجیه جنگهای غیرقانونی و واهی.
3. پیشزمینه رفتاری ۱۵ کشور مدعی
لازم است در پاسخ رسمی و تحلیلیمان به اتهام اخیر، به سابقه تاریخی و رفتاری همین ۱۵ کشور (۱۲ عضو اتحادیهی اروپا + آمریکا + کانادا) در طول یک قرن اخیر هم صریح و مستند اشاره شود تا از تصویرِ «اتهامزننده بیعیب» نقابزدایی شود و مخاطبِ بینالمللی بفهمد اینگونه اتهامسازیها از دلِ سابقهای طولانی بیرون میآیند نه از یک دغدغه خالص امنیتی.
این اتهامزنی جمعی علیه جمهوری اسلامی ایران از پسِ یک «پیشینه تاریخی» قابل پیگیری در رفتار این دولتها جدا نیست. طی یک قرن گذشته، شمار قابل توجهی از دولتهای غربی، از جمله قدرتهای اروپایی، آمریکا و در مواردی کانادا، در قالبهای مختلفی مانند استعمار، عملیات مخفی، کودتا، مداخلات نظامی و نقض حقوق بشر عمل کردهاند؛ رفتارهایی که تصویر ادعایی «مدافع دموکراسی و حقوق بشر» را تضعیف میکند و نشان میدهد اتهامزدن امروز علیه ایران بیش از آنکه صرفاً یک دغدغه حقوقی-امنیتی باشد، بخشی از یک سنت ژئوپلیتیک و راهبردی است.
نمونههای برجسته و مستند این پیشینه عبارتاند از:
1. کودتاها و مداخلات آشکار: ایالات متحده و بریتانیا در دهههای گذشته، بارها با عملیات اطلاعاتی و نظامی، دولتهای قانونی را سرنگون کردهاند؛ از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ علیه دولت مصدق در ایران، تا سرنگونی دولتهای مردمی در گواتمالا (۱۹۵۴) و شیلی (۱۹۷۳). این مداخلات اغلب با حمایت و همدستی کشورهای اروپایی و با هدف تثبیت منافع اقتصادی و ژئوپلیتیک انجام شده است و توانسته اند با دخالتهای سازمانهای اطلاعاتی و عملیات روانی، رژیمهای مردمی را سرنگون کنند و از یارانِ مستبد خود حمایت نمایند.
۲. جنگها و اشغالگریهای مستقیم: بریتانیا، فرانسه، آلمان و ایتالیا، طی قرن بیستم و بیستویکم در دهها مداخله و جنگ مستقیم حضور داشتهاند؛ از بحران سوئز (۱۹۵۶) تا عملیات ناتو در یوگسلاوی (۱۹۹۹) و حمله به لیبی (۲۰۱۱) که نتیجه آن هرجومرج و فروپاشی ساختارهای ملی این کشورها بود. این مداخلات و بحرانهای امپریالیستی اروپا؛ نشاندهنده تداوم منافع اقتصادی و نفوذ استعماری-نئوامپریالیستی این کشورها در منطقه خاورمیانه بود.
4. جنایات استعمار و نسلکشی
استفاده از روشهای سرکوب و شکنجه توسط دولتهای اروپایی( مدعی دموکراسی و حقوق بشر پوشالی پروپاگاندایی) دردوران استعمار و استعمارزدایی به زشت ترین، تلخ ترین و غیرانسانی ترین وجه ممکن صورت گرفته است؛ که به چند نمونه بارزآن در ذیل اشاره می شود:
1.الجزایروفرانسه: درجنگ استقلال الجزایر(۱۹۵۴–۱۹۶۲)هزاران غیرنظامی کشته وشکنجه شدند؛ گزارشهای رسمی و شهادت سربازان فرانسوی بعدها این جنایات را تأیید کرد.
2. کنگو و بلژیک: در دوران سلطه لئوپولد دوم، میلیونها نفر بهدلیل کار اجباری، گرسنگی و سرکوب؛ جان خود را از دست دادند. این جنایات و بهرهکشی فاجعهبار دوران استعمار بلژیک در کنگو، از نمونههای کلاسیک سرکوب و استثمار استعماری با پیامدهای انسانی هولناک محسوب میشود.
3. افشای گورهای دستهجمعی کودکان بومی در کانادا( نسلکشی فرهنگی): در دو سال گذشته، کشف صدها گور بینام و نشان کودکان بومی در محوطه مدارس شبانهروزی اجباری، پرده ازیکی ازسیاهترین صفحات تاریخ کانادا برداشت. تنها در مدرسه کاملوپس، بقایای ۲۱۵ کودک یافت شد. این مدارس با هدف «همگون سازی اجباری» اداره میشدند و قربانیان، اغلب بر اثر سوءتغذیه، بدرفتاری یا خشونت جان میباختند.
لکه ننگ بر کارنامه مدعیان امروز؛ این ماجرای کشف گورهای دستهجمعی کودکان بومی در کانادا نهتنها از نظر انسانی فاجعهبار است، بلکه یکی از رسواترین نمونههای «سابقه تاریک» همین کشورهایی است که امروز با ژست حقوق بشر، ایران را متهم میکنند.
در دو سال گذشته، تحقیقات و کاوشها در محوطه مدارس شبانهروزی اجباری بومیان در کانادا — که بین اواخر قرن نوزدهم تا دهه ۱۹۹۰ میلادی فعال بودند — منجر به کشف صدها گور بینام و نشان کودکان بومی شد.
این مدارس که تحت اداره کلیساها و با حمایت دولت فدرال کانادا فعالیت میکردند، بخشی از سیاست «همگونسازی اجباری فرهنگی»بودند؛ درآنها کودکان ازخانواده وفرهنگ خودجدا شده،زبان مادریشان ممنوع میشد و بسیاری به دلیل سوءتغذیه، بیماری، بدرفتاری و حتی شکنجه جان میباختند.
تنها در کامتلپس (Kamloops) در استان بریتیش کلمبیا، در سال ۲۰۲۱ بقایای ۲۱۵ کودک پیدا شد و پس از آن در ماریوال، کائونِسِس و نقاط دیگر نیز صدها گور دیگر شناسایی گردید. تخمینها نشان میدهد که شمار واقعی قربانیان میتواند هزاران نفر باشد.
این فاجعه، که نخستوزیر کانادا آن را «صفحهای شرمآور» از تاریخ کشورش نامید، هنوز با پاسخگویی کامل و شفاف همراه نشده است؛ هیچ دادگاه بینالمللی غربی هم برای آن تشکیل نشده و بسیاری از اسناد و مسئولان دخیل همچنان مصونیت دارند.
این پرونده بهروشنی نشان میدهد که چگونه مدعیان امروز حقوق بشر، خود سابقهای از نسلکشی فرهنگی و قتل سیستماتیک دارند، اما میکوشند با اتهامزنی به دیگران، گذشته و حال تاریک خویش را در سایه نگاهها پنهان کنند.
4. بهکارگیری اطلاعات ناقص و تبلیغات رسمی برای توجیه حملات نظامی (نمونه برجسته جنگ عراق ۲۰۰۳ و گزارش بررسی پسین — Chilcot — که بر «اطلاعات نادرست» و شکست نهادهای اطلاعاتی تأکید کرد). این الگو نشان میدهد چگونه روایتها و «دادههای ادعایی» میتوانند برای مشروعسازی اقدامات نظامی بزرگ به کار روند.
این مجموعه شواهد تاریخی پیام روشنی دارد: کشورهای مدعیِ امروز، پیشینهای از رفتار سیاسی و امنیتی را حمل میکنند که تناقضِ جدیای با ادعاهای اخلاقی و حقوقیِ صرف درباره «تهدیدات فرامرزی» ایجاد میکند. ازاین رو،هر«اتهامِ بینالمللی»لازم است درپرتو همین پیشینه موردواکاوی قرارگیرد و متقابلاً دستگاه دیپلماسی ورسانهای ایران باید با ارایه مستندات تاریخی و روشنگری درباره این سابقه، از مشروعیت بخشیِ بیمحابا به اینگونه ادعاها جلوگیری کند.
5. ماهیت و الگوی این اتهامزنی
1. هماهنگی آشکارغرب: انتشار همزمان و هماهنگ بیانیهها و ادعاها توسط ۱۲ کشور اروپایی، آمریکا و کانادا، بیانگر وجود یک اتاق فرمان واحد برای مدیریت روایتها علیه ایران است.
2. دروغپردازی برای توجیه جنگها: این سناریو شباهت زیادی به پروندهسازیهای غرب علیه عراق (بهانه سلاح کشتارجمعی) و لیبی (اتهامات حقوق بشری) دارد که سرانجام به تجاوز نظامی انجامید. لازم به ذکر است که؛ جنگ عراق درسال ۲۰۰۳ نمونه آشکار«ساخت اتهام»برای مشروعسازی تجاوزنظامی است.گزارش «چیلکات» در بریتانیا بعدها تأیید کرد که شواهد مربوط به «سلاحهای کشتارجمعی» ساختگی یا نادرست بوده است.[1]
3. هدفگذاری برافکارعمومی: با استفاده از ادبیات «امنیت داخلی» و «تهدید فرامرزی»، افکار عمومی غرب برای پذیرش اقدامات خصمانه علیه ایران آماده میشود.
6. اهداف واقعی پشت پرده
1. تضعیف جایگاه منطقهای ایران از طریق امنیتسازی معکوس و القای این گزاره که تهران عامل بیثباتی است.
2. ایجاد بستر حقوقی برای تحریمها و فشارهای تازه، با استفاده از ادعاهای امنیتی بهعنوان «مدرک» در مجامع بینالمللی.
3. انزوای سیاسی ایران در اروپا و آمریکای شمالی با هدف محدود کردن روابط دیپلماتیک و تجاری.
4. پوشش شکستهای غرب در منطقه (از غزه تا لبنان و یمن) و منحرف کردن توجه افکار عمومی جهانی از جنایات متحدانشان.
5. زمینهسازی برای ائتلافهای نظامی جدید تحت عنوان «دفاع مشترک از امنیت غرب».
7. از بُعد حقوق بینالملل
1.نقض اصل بیطرفی و منع اتهام بدون مدرک: طبق منشور سازمان ملل و اصول حقوق بینالملل، هیچ کشوری حق ندارد بدون ارائه شواهد معتبر و طی روند قضایی شفاف، کشوری دیگر را به چنین جرایمی متهم کند.
2.سوءاستفاده از مکانیزمهای بینالمللی: این کشورها با برجستهسازی اتهام، میکوشند قطعنامههای محدود کننده جدیدی علیه ایران به تصویب برسانند.
3.اصل حاکمیت ملی: ادعای «عملیات فرامرزی» در خاک این کشورها، عملاً با هدف زیر سؤال بردن مشروعیت حاکمیت ایران در دفاع از خود صورت میگیرد.
8.از بُعد ژئوپلیتیک
1.پاسخ به موفقیتهای ایران در جبهه مقاومت: نقش ایران در پشتیبانی از محور مقاومت، شکست طرحهای اسرائیل و آمریکا در غزه و لبنان، و تقویت روابط با روسیه و چین، برای غرب غیرقابل تحمل است.
2.تلاش برای مهارپیوند ایران با بریکس و شانگهای: این کشورها نگرانند که گسترش همکاریهای ایران با شرق، موازنه قدرت جهانی را تغییر دهد.
3. انحراف از بحران مشروعیت داخلی در اروپا و آمریکا: دولتهای غربی با بحران اقتصادی و نارضایتی اجتماعی روبهرو هستند و نیاز به «دشمن تراشی خارجی» برای انحراف افکار عمومی دارند.
9. از بُعد جنگ روانی و رسانهای
1. برندسازی منفی: رسانههای غربی با بهرهگیری از اصطلاحاتی چون «تهدید جهانی»، «حمله سایهای» و «ترور هدفمند»، ایران را در جایگاه یک Actor بیقانون نمایش میدهند.
2. ساخت فضای امنیتی علیه ایرانیان خارجنشین: این فضاسازی میتواند به تبعیض، محدودیت و حتی تعقیب قضایی شهروندان ایرانی در غرب منجر شود.
3. تأثیرگذاری بر کشورهای بیطرف: با حجمسازی رسانهای،کشورهایی که موضع میانه دارند، به سمت سیاستهای ضدایرانی سوق داده میشوند.
10. مسئولیت دستگاه دیپلماسی ایران در این خصوص مهم
1. واکنش فوری و رسمی: وزارت امور خارجه باید بیانیهای قوی و مستند صادر کند که هم لحن حقوقی و هم بار رسانهای داشته باشد.
2.دعوت از سفرای این کشورها برای توضیح رسمی: این اقدام، نشاندهنده عدم پذیرش این اتهام در سطح روابط دیپلماتیک است.
3.پیگیری حقوقی در مجامع بینالمللی: ثبت شکایت در دیوان بینالمللی دادگستری (ICJ) یا استفاده از مکانیزم های شکایت در سازمان ملل.
4. دیپلماسی فعال رسانهای: حضور پررنگ در شبکههای بینالمللی برای افشای دروغپردازیها و یادآوری سابقه تاریک این کشورهای غربی و اروپایی در جنگافروزی و ترور.
5. برجستهسازی تاریخ و تمدن ۷۰۰۰ ساله ایران بهعنوان نقطه مقابل کارنامه خشونتبار غرب و اروپا.
جمعبندی
اتهام اخیر ۱۲ کشور اروپایی به همراه آمریکا و کانادا، یک عملیات روانی-حقوقی تمامعیار در چارچوب جنگ ترکیبی است. این حرکت نه از سر دغدغه امنیت داخلی، بلکه با هدف تضعیف موقعیت منطقهای و جهانی ایران، مشروعیتبخشی به فشارهای بیشتر و ایجاد فضای روانی علیه تهران صورت گرفته است.
پاسخ هوشمندانه دستگاه دیپلماسی ایران باید چندوجهی و در چند عرصه باشد؛ حقوقی، دیپلماتیک، رسانهای و ژئوپلیتیک؛ و در عین حال، نباید اجازه داد این سناریو تبدیل به روایت غالب در افکار عمومی جهانی شود.
شنبه: 18 / 05 / 1404- 15 صفر 1447- 9 آگوست 2025
چاپ در پایگاه خبری تحلیلی نیک رو: شنبه 18 / 05 / 1404- 31 : 10– شناسه: ۱۱۱۳۰۱
لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/111301
منابع
1-Amnesty International. Canada: Patterns of violence against Indigenous peoples. London: Amnesty International, 2022.
2-BBC News. Iraq War: Inquiry criticises Blair over war decision. London: BBC, 2016.
3-Belgium Parliament Report. Congo: The Colonial Past and Its Consequences. Brussels, 2001.
4-Chilcot, John. The Iraq Inquiry Report. London: HMSO, 2016.
5-Churchill, Ward. Kill the Indian, Save the Man. San Francisco: City Lights, 2004.
6-Horne, Alistair. A Savage War of Peace: Algeria 1954–1962. New York: NYRB Classics, 2006.
7-Kinzer, Stephen. Overthrow: America’s Century of Regime Change from Hawaii to Iraq. New York: Times Books, 2006.
8-Truth and Reconciliation Commission of Canada. Final Report. Ottawa: TRC, 2015.
9-United Nations General Assembly. Declaration on the Rights of Indigenous Peoples. New York: UN, 2007.
[1] - کمیته تحقیق درباره نقش انگلیس در تهاجم نظامی سال 2003 به عراق موسوم به گزارش چیلکات که بین سالهای 2009 تا 2011 با هدف بررسی نقش انگلیس در جنگ عراق تشکیل شد٬ اعلام کرد انگلیس مشارکت در حمله به عراق را پیش از گزینه مسالمت آمیز انتخاب کرده و اقدامات دیپلماتیک درباره عراق بر مبنای اطلاعات و ارزیابیهای معیوب گرفته شد. جان چیلکات، بوروکرات بازنشسته بریتانیایی در یک کنفرانس مطبوعاتی، نتایج مهم گزارش 2 میلیون و 600 هزار واژهای مربوط به تحقیق درباره وقایع عراق بین سالهای 2009 و 2011 را اعلام کرد.وی با اشاره به عدم اطلاع و توجیه کافی در اظهارات مقامات دولت انگلیس در دوره نخست وزیری تونی بلر مربوط به این که در این زمان عراق دارای سلاحهای کشتارجمعی بود، تاکید کرد: اطلاعات مربوط به ادامه فعالیتهای دولت صدام حسین در زمینه تولید سلاح های شیمیایی و بیولوژیکی نادرست بود. او با تاکید بر بی توجهی بلر به هشدارهای مربوط به نتایج احتمالی مداخله نظامی در عراق، اظهار داشت: برنامه انگلیس در ارتباط با عراق بعد از برکناری صدام حسین ناکافی بود و دولت در اجرای اهدافی که اعلام کرده بود، ناکام ماند. در هرحال گزارش چیلکات منتشر شد و جنگ باعراق را بنابر مستندات مندرج در گزارش یادشده، تصمیم اشتباهی اعلام نمود.

