12 ـ روزه و نقش آن در صفات حسنه

 اسدالله افشار

انسان در بینش و نگرش قرآنی، شگفت انگیزترین آفریده‎ ‎خداوند است. ‏ظرفیت وجودی انسان كه از پست‌ترین عناصر وجود (گِل و منی) و برترین ‏آن‎ ‎‏(روح) آفریده شده، (مؤمنون آیه12 و حجر آیه29) به گونه‌ای است كه ‏می‌تواند در‎ ‎عالی‌ترین مقام وجودی ممكن برای ممكنات یعنی "قاب ‏قوسین او ادنی" :به اندازه فاصله دو‎ ‎سوی یك كمان یا نزدیك‌تر از نظر ‏وجود شناختی به خداوند نزدیك شود بنشیند و یا در‎ ‎پست‌ترین مقامات ‏وجودی یعنی "كالانعام بل هم اضل" :همانند چارپایان و گمراه‌تر و‎ ‎پست‌تر ‏از ایشان شود؛ قرار گیرد‎.‎ (اعراف/۱۷۹)

چه  راهكاری ‏برای‎ ‎دست‌یابی به خوبی و اهداف خلقت بشر می‌توان جست؟ در دیدگاه ‏و تحلیل قرآنی چگونه‏‎ ‎می‌توان این غرایز را تعدیل و یا مهار كرد؟‎ ‎

آفرینش انسان به گونه‌ای است كه بتواند مقام خلافت الهی را به عهده ‏گیرد‎ ‎‏(بقره آیه30) و توانایی آن را داشته باشد تا هم درك درستی از همه ‏آفریده‌های والا و‏‎ ‎پست داشته باشد و به ربوبیت طولی و پروردگار عرضی ‏هر آفریده‌ای را به كمال لایق‏‎ ‎ایشان برساند. این جز دارای همه اسمای ‏وجودی الهی ممكن نمی‌شود. از این رو همه‎ ‎اسمای وجودی را نخست ‏در حوزه معرفتی و شناختی به انسان به كرامت و عنایت داده شد تا‏‎ ‎به ‏‏"كدح" و تلاش سخت و توكل و عنایت الهی از نظر وجودی آن تحقق و ‏فعلیت بخشد و بتواند‎ ‎از قرارگاه زمین بر همه كائنات خلافت و ولایت كند. ‏البته در بینش و نگرش قرآن،‎ ‎خلافت انسانی دو بعد دارد:‏

بعدی كه از آن همه بشر و انسان است و آن ظرفیت معرفتی و‏‎ ‎شناختی ‏و استعداد ذاتی اولی است كه از این لحاظ خداوند می‌فرماید: "لقد كرمنا ‏بنی‎ ‎آدم" : ما فرزندان آدم را تكریم كرده و برایشان بزرگواری ‏كرده و كرامت‎ ‎بخشیدیم.‏(اسراء/۷۰)

بعد دیگر آن كه خلافت ولایتی است تنها از آن انسان‌های كامل است و ‏فقط‎ ‎كسانی به این مقام دست می‌یابند كه همه اسمای معرفتی را به ‏فعلیت برسانند‎.‎

از سویی خداوند، انسان را در همه چیز از اعضا و جوارح گوناگون و رنگ‌ها ‏و‎ ‎اندازه‌های متفاوت متعادل و متناسب آفریده است: "الذی خلقك فسویك ‏فعدلك فی ‌ای صورة‎ ‎ما شاء ركّبك" (انفطار، آیه 7 و 8) و آفرینش او به ‏عنوان نیكوترین ساختار در جهان‏‎ ‎آفرینش مطرح می‌شود: "لقد خلقنا ‏الانسان فی احسن تقویم" (تین/ 4) زیباترین ساختار‎ ‎در شكل ظاهر و ‏اعضا و یا عقل و تمیز و یا سیرت باطن و صورت ظاهر. ‏

به‎ ‎هر حال بهترین ساختار می‌تواند به جهت نحوه آفرینش و همه شئون و ‏جهات وجودی انسان‏‎ ‎باشد كه بدان شایستگی عروج به فراترین مرتبه را ‏دارا شده است. از این رو خداوند خود‎ ‎را به عنوان بهترین آفریننده ستایش ‏می‌كند و می‌فرماید: "فتبارك الله احسن الخالقین‎ "‎‏(مؤمنون آیه14)‏

 

قرآن كریم با آن كه برای انسان مقاماتی‎ ‎را بیان می‌كند كه ‏بیانگر جایگاه و ارزش انسان در ساختار هستی است. مقاماتی چون: ‏

 

• كرامت‎ ‎‏(اسراء آیه70)‏

• خلافت (بقره آیه33)‏

• امانت‌داری (احزاب آیه72) ‏

• نیك سرشتی و فطرت پاك (روم آیه30)‏

• قابلیت تكلیف برداری و حس مسئولیت (بقره آیه38 و نیز 35 و ‏‏256)‏

• قابلیت تعلیم و تربیت (نحل آیه 78 و نساء آیه 113 و بقره آیه 129 ‏و الرحمن آیه2 و 4)‏

• قابلیت تزكیه و پرورش (بقره آیه151 و 129 و جمعه آیه 2) ‏

انسان اگر بخواهد خود را در مسیر كاملی قرار دهد می‌بایست از قوای ‏غریزی و‏‎ ‎شهوانی خود در مسیر كامل بهره‌مند گردد، و برای مهار و تعدیل ‏آن نیازمند راهنمایی‎ ‎خداوندی است كه خالق و آفریننده و پروردگار اوست‏‎.‎ و آن اطاعت از اوامر خداوند است و روزه یکی از این اوامر می باشد.

در حديثی از رسول‏خدا صلى الله عليه و آله در مورد فلسفه روزه چنين مى‏خوانيم: «ان الصوم يميت مراد النفس و شهوة الطبع الحيوانى، و فيه صفاء القلب و طهارة الجوارح، و عمارة الظاهر و الباطن، و الشكر على النعم، و الاحسان الى الفقراء، و زيادة التضرع و الخشوع، و البكاء و جعل الالتجاء الى الله، و سبب انكسار الهمة، و تخفيف السيئات، و تضعيف الحسنات، و فيه من الفوائد ما لا يحصى":

روزه هواى نفس و شهوت طبيعت‏حيوانى را مى‏ميراند (و طغيان آن را فرو مى‏نشاند)، و در آن صفاى قلب و پاكى اعضاء، و آبادى بيرون و درون انسان، و شكر بر نعمتها، و احسان به فقرا، و فزونى تضرع و خشوع و گريه است؛ و وسيله‏اى است‏براى التجاء به پروردگار، و سبب شكستن دلبستگيها و كم شدن سيئات، و فزونى حسنات است؛ و در آن فوائد بيشمارى است.» (۱) در اين حديث چهارده اثر مثبت‏براى روزه ذكر شده كه مجموعه‏اى از صفات فضيلت و افعال اخلاقى است.

در حديثى از امام صادق عليه السلام مى‏خوانيم: "العبودية جوهرة كنهها الربوبية" عبوديت گوهرى است كه ربوبيت در درون آن نهفته شده است.» (۲)اشاره به اين كه عبد تلاش و كوشش مى‏كند كه خود را در صفات شبيه معبود سازد و پرتوى از صفات جلال و جمال او را در خود منعكس كند، و نيز انسان در سايه عبوديت‏به جاى مى‏رسد كه به اذن پروردگار مى‏تواند در جهان تكوين، تدبير و تصرف كند، و صاحب ولايت تكوينيه شود، همان‏گونه كه آهن سرد و سياه بر اثر مجاورت با آتش، گرم و سرخ و فروزان مى‏شود؛ اين حرارت و نورانيت از درون ذات او نيست‏بلكه پرتو ناچيزى از آتش به او افتاده و به اين رنگ در آمده است.

 پی نوشتها:

1 -  بحارالانوار، جلد 93، صفحه 254.

2 -مصباح الشريعه، صفحه 536 (طبق نقل ميزان الحكمه، واژه عبد).



ارسال توسط افشار

اسلایدر