11 ـ نقش روزه و زائل شدن صفات رذیله

 اسدالله افشار

روزه، بويژه روزه ماه مبارک رمضان که در اسلام بر همه مسلمين مکلف که بتوانند روزه بگيرند واجب است، واجب است، عامل مؤثري است در ايجاد و تقويت روحيه تقوي و پرهيز کاري؛ قرآن مجيد اين فايده بزرگ را با جمله « لعلکم تتقون » ياد آور ميشود و اين عبادت را عامل مهم تقوي ميشمارد. تقوي و پرهيز کاري در تربيت و سازندگي و شخصيت اسلامي يک مسلمان نقش بسيار مهمي دارد و براي رسيدن به همين اثر پر ارزش است که بهترين عبادت در ماه صيام و در حال روزه اجتناب از گناه است. پيامبر بزرگوار (ص) در خطبه اي فضيلتهاي ماه رمضان را براي مسلمانان بيان فرمود علي (ع) پرسيد: بهترين اعمال در اين ماه چيست؟ پيامبر پاسخ دادند: «الورع عن محارم الله» اجتناب و پرهيز از گناهان.

 روزه دار با بکار بستن اين دستور الهي که شرط کمال روزه است، روحيه تقوي را در خود زنده ميکند و اين مراقبت ثمر بخش در ماه مبارک رمضان و در حال روزه بسيار آسان تر است چرا که گرسنگي و تشنگي و ديگر محدوديتهاي روزه شعله هاي سرکش غرايز حيواني و هوسها را تا حد چشمگيري خاموش ميسازد و حتي اگر موقت هم باشد گريبان عقل و جان را از چنگال شهوت رها ميسازد و براي روزه دار زمينه اي آماده براي تمرين تقوي و پرهيزگاري فراهم ميشود و با مراقبت و تمرین پياپي در يکماه نيروي بازدارنده از گناه در او به وجود ميآيد و خصلت خودداري در او ريشه ميگيرد و رشد ميکند و او با گذراندن اين برنامه يکماهه توفيق می یابد که پس از ماه روزه نيز پرهيزکار باقي بماند. بدين ترتيب به مقام پر ارج تقوي که به تعبير قرآن و فرموده پيشوايان معصوم ما کرامت انسان بدان وابسته است براي هميشه نايل آيد.

طبیعت‌های انسان‏‎ :

در بینش و نگرش قرآنی و در آموزه‌های وحیانی‎ ،‎انسان برخوردار ‏از دو طبیعت و عنصر متفاوت است كه از آن به جان و تن و یا فطرت و‎ ‎غریزه تعبیر می‌كنند. این عناصر دوگانه و متضاد متأثر از الهامات تقوایی و ‏فجوری در‏‎ ‎وجود انسانی فعالیت می‌كنند و هر یك می‌كوشد تا قوای خود ‏را بر انسان چیره كند و‏‎ ‎زمام امور دیگر قوای موجود در انسان را در دست ‏گیرد. اما پرسش اساسی این است كه آیا‏‎ ‎در بینش قرآنی هم مطلب آن ‏چه گفته شد می‌باشد؟ یا این كه به طور طبیعی چیرگی از آن‏‎ ‎قوای ‏طبیعی و غریزی است؛ زیرا با هبوط انسان به زمین با توجه به مقتضیات و ‏شرایط‎ ‎زیستی، قوای غریزی تقویت شده و به نوعی چیرگی دست ‏یافته‌اند، از این روست كه تلاش‎ ‎دو چندانی نیاز است تا قوای غریزی مهار ‏و در راستای تكاملی بشر به كار گرفته شود؟‏‎ ‎به نظر می‌رسد كه با هبوط ‏انسان و شرایط زیستی در زمین و غلبه و چیرگی قوای غریزی،‏‎ ‎انسان در ‏نوعی گرایش طبیعی به سوی فجور قرار گرفته است و برای رهایی آن ‏نمی‌تواند‎ ‎تنها به عقل و قوای فطری و روحی خود تكیه كند، بنابراین نیاز ‏است تا از سوی امر‏‎ ‎دیگری مورد حمایت و پشتیبانی قرار گیرد. امری كه ‏در پس هبوط انسان به عنوان عنصر‎ ‎هدایت الهی از آن یاد شده است و ما ‏به عنوان آموزه‌های وحیانی با آن آشنا هستیم‏‎ .‎‏(بقره آیه38)‏

برای رهایی از هر یك از‏‎ ‎خصلت‌ها و ‏ویژگی‌ها ناپسند و یا تعدیل قوای فجور و شهوانی و مهار آنهاست كه‏‎ ‎آموزه‌های وحیانی از سوی خداوند نازل شده است تا انسان با عمل به ‏این آموزه‌ها خود‎ ‎را به سوی كمال برساند‏‎.

اوصاف و خصلت‌های ناپسند دنیایی كه بر او حاكم می‌شود و چه بسا ‏موجبات سقوط‎ ‎خویش را فراهم می‌سازد. این صفات كه قرآن به آن اشاره ‏می‌كند عبارتند از‎:‎

‏1- ضعف و سستی‎:

انسان موجودی ضعیف و ناتوان است. این سستی و ناتوانی به اصل ‏خلقت و آفرینش‏‎ ‎انسانی باز می‌گردد؛ زیرا قوای شهوانی و غرایز طبیعی ‏بشر كه در انسان وجود دارد‎ ‎همواره وی را به سوی خواسته‌های خود ‏هدایت می‌كند (المیزان، ج 4 ص 288 و مجمع‏‎ ‎البیان ج 3 ص 58) و غریزه ‏زمام امور بشر را در دست می‌گیرد و حتی بر عقل و هوش او‏‎ ‎چیره شده ‏و بر آنها حكومت می‌كند. این ناتوانی انسان در برابر غرایز است كه وی را‏‎ ‎از گرایش به سوی فطرت باز می‌دارد و نمی‌گذارد تا به خواسته‌های ‏فطرت پاسخ دهد و با‎ ‎عقل همراهی كند. از این روست كه قرآن به این ‏ویژگی طبیعی بشر اشاره كرده و‏‎ ‎می‌فرماید: "خلق الانسان ضعیفا". (نساء ‏آیه28)‏‎ ‎

‏2- زیان و خسران:

قرآن همه انسان‌ها را در زیان می‌بیند و بیان می‌دارد كه‎ ‎انسان به طور ‏طبیعی به سوی زیان خود حركت می‌كند؛ (عصر آیه 2) زیرا اگر هدف از ‏خلقت‎ ‎و آفرینش بشر، شناخت و بندگی خدا باشد (لیعبدون) به طور ‏طبیعی انسان گرفتار و ضعیف‏‎ ‎النفس به سوی خواسته‌های دنیوی ‏می‌رود و از بندگی و عبودیت دور می‌شود، از این رو‎ ‎گرفتار زیان و خسران ‏می‌گردد و از هدف والا باز می‌ماند. در آیه یك همین سوره سخن‎ ‎از عصر ‏به میان آمده است كه به نظر می‌رسد اشاره به دوره‌ای باشد كه انسان ‏در طبیعت‎ ‎و دنیا زندگی می‌كند و بخش كوچكی از زندگی بشر در ‏هستی به شمار می‌آید. در این دوره‎ ‎كه از آن عصر یاد شده است، انسان ‏به جهت زیست طبیعی به سوی خواسته‌ها و امیال طبیعی‎ ‎گرایش ‏می‌یابد و از هدف اصلی خلقت و آفرینش خود كه بندگی و تكامل و لقای ‏الهی است‏‎ ‎باز می‌ماند. طبرسی در مجمع البیان خسران آدمیان را از آن ‏جهت دانسته است كه هر‎ ‎روزی كه از وی به غفلت می‌گذرد از عمر وی ‏كاسته می‌شود و انسان گمان می‌كند كه بر‎ ‎عمر او افزوده شده است و ‏از گناه نمی‌گذرد ولی انجام اطاعت را به فردا می‌افكند و‎ ‎این گونه است ‏كه گرفتار خسران و زیان می‌شود و عمر شریف خود را به پوچی تباه‏‎ ‎می‌سازد. (مجمع البیان ج 3 ص 58 و نیز ج 10 ص 815)‏

‏3- فراموشی و غفلت:

خداوند انسان را به فراموشی نسبت می‌دهد و طبیعت را با‎ ‎غفلت و ‏نسیان پیوند می‌زند. این خصلت موجب می‌شود تا غافل از هدف آفرینش ‏خود گردد و‎ ‎حتی از نعمت‌هایی كه به وی می‌بخشد، غافل شده و از خدا ‏سپاسگزار نباشد. خداوند‎ ‎درباره این خصلت انسانی می‌فرماید: "اذا خوله ‏نعمه منه نسی ما كان یدعوا الیه من قبل‏‎ ‎و جعل الله انداد":  ‏پس از آن كه به وی نعمت بخشیدیم گویی در آن گرفتاری و‏‎ ‎پریشان حالی ‏ما را هرگز نخوانده بود و برای خدا شریك قرار می‌دهد‎. ‎ (زمر/۸)

 ‏4- تردید و دودلی:

انسان درباره حقایق واكنش تردیدآمیزی از خود بروز می‌دهد‎ ‎و به جای آن ‏كه حقایق ثابت و آشكار را بپذیرد با ایجاد تردید و دودلی می‌كوشد تا آن‎ ‎را ‏بپوشاند و كتمان كند و به سوی خواسته‌های نفسانی و اجابت آن روی ‏آورد. این گونه‎ ‎است كه انسان طبیعت خود را به گونه‌ای می‌پروراند كه از ‏فطرت دور گردد. (مریم آیه‎ 66 ‎و 67‏‎(‎

‏5- یاس و نومیدی از خدا، كفران نعمت:‏

ظلم و ناسپاسی از دیگر ویژگی و‏‎ ‎خصلت‌های طبیعت بشری است كه ‏قرآن بدان اشاره می‌كند درباره ناسپاسی انسان‏‎ ‎می‌فرماید: "و كان ‏الانسان كفورا" (اسراء آیه 67) و نیز: "ان الانسان لكفور" (حج آیه 66) ‏

و درباره نومیدی از رحمت خدا می‌فرماید: "لایسئم الانسان من دعاء ‏الخیر... فیئوس‎ ‎قنوط" (فصلت آیه 49) این گونه خصلتها و نیز صفت كفران ‏نعمت وی را به سوی ظلم و‏‎ ‎ناسپاسی سوق می‌دهد و خداوند بدین ‏سبب وی را به عنوان ظلوم و جهول نامیده و به این‏‎ ‎ویژگی وی اشاره ‏می‌كند تا با هدایت الهی آن را مهار و كنترل كند. (هود آیه 9 و‏‎ ‎ابراهیم آیه ‏‏34 و احزاب آیه 72)‏

۶-فخرفروشی:

درذیل به آیات مورد نظر دراین زمینه اشاره می شود:

 (هود آیات 10 و 11)؛ بی‌تابی و شتاب ناروا (انبیاء ‏آیه 37 و‏‎ ‎اسراء آیه 11)؛حرص و آز (معارج آیه 19)؛ ناله و فریاد (همان ‏‏20)؛بخل و منع خیر از‏ دیگری (همان 21 و اسراء آیه 110)، غرور ‏‏(انفطار آیه 6)؛ طغیان (قیامت آیه 5 علق آیه‏‎ 6 ‎و 8)، جدال و جدل ‏‏(كهف آیه 54) از دیگر خصلت و خصوصیات طبیعت گرای انسان ‏است كه‎ ‎وی را از فطرت دور می‌سازد و نمی‌گذارد تا بعد فطری ‏و روحانی انسان نیز پرورش یابد‏‎.‎

اگر به واژگانی چون تقوا توجه شود، به خوبی‎ ‎می‌توان دریافت كه این واژه ‏به معنای كنترل و مهار غرایز و طبیعت بشر است. از این‎ ‎رو برخی تقوا را ‏مهار و یا چیزی همانند‏‎ ‎دستگاه كنترل كننده دانسته و معنا كرده‌اند

‏7- اختلاف و منفعت جویی‎:‎

استاد مطهری با استفاده از آیات قرآنی بیان می‌دارد كه طبیعت انسان، ‏اختلاف‎ ‎و اختلاف خواهی و منفعت جویی است. وی درباره ریشه‌یابی ‏اختلاف میان بشر بر این باور‎ ‎است كه ریشه اختلاف را می‌بایست در ‏مسئله منفعت جویی بشر دانست. به نظر می‌رسد‎ ‎استاد در اینجا نیم ‏نگاهی به دیدگاه استادش علامه طباطبایی (ره) درباره ریشه‎ ‎اختلافات ‏بشری دارد؛ زیرا علامه طباطبایی (ره) با عنایت به آیه 32 سوره زخرف بر ‏این‎ ‎باور است كه انسان به جهت غریزه استخدام‌گری كه در ذات وی ‏نهاده شده، موجودی‎ ‎استخدام‌گر و تسخیرگر می‌باشد و می‌كوشد تا به ‏هر وسیله‌ای دیگری را به استخدام خود‏‎ ‎درآورده و از منافع او بهره‌مند ‏شود؛ از این رو روحیه استخدام‌گری وی را وا می‌دارد‎ ‎تا به تشكیل اجتماع ‏اقدام كند تا از منافع بیشتری از این طریق بهره‌مند شود‎.‎

به نظر استاد مطهری، اختلاف عنصر اصلی زندگی بشر را تشكیل ‏می‌دهد و انسان به‎ ‎طور طبیعی و غریزی موجودی است كه با دیگری (هر ‏كس كه باشد) اختلاف دارد. مراد ایشان‎ ‎اختلاف در شكل ظاهری و ‏روحیات و مانند آن نیست، بلكه منظور و مقصود ایشان اختلاف در‎ ‎رفتار و ‏كنش و واكنش‌های فردی است. وی اختلاف را به عنوان اصل در زندگی ‏بشر شناسایی‎ ‎می‌كند و از این اصل به عنوان عامل یاد می‌كند. مراد وی ‏از عاملیت در اینجا، همان‎ ‎اصالت و عنصر اصلی بودن است. به این معنا ‏كه اختلاف میان دو فرد اصالت دارد و امری‎ ‎عارضی نیست تا بتوان به ‏آسانی آن را از میان برداشت و یا مهار و كنترل كرد و یا به‏‎ ‎شكلی از ‏اشكال آن را تغییر داد. به سخنی دیگر، اختلاف در میان افراد بشری، ‏امری‎ ‎طبیعی و مولفه اصلی است و از اصالت برخوردار می‌باشد. اگر ‏بخواهیم برای آن همانند‎ ‎بجوییم می‌توانیم از بخل و حرص بشر سخن ‏بگوییم كه آن نیز در تحلیل قرآنی از انسان و‎ ‎بشر به عنوان امر اصیل ‏شمرده شده است و خداوند در قرآن انسان را موجودی دانسته است‎ ‎كه ‏این گونه آفریده شده است؛ از این روست كه از این خصوصیات به خلقت و ‏آفرینش تعبیر‎ ‎می‌كند تا اصالت و فطری و یا غریزی بودن موضوع را ‏بنمایاند، چنان كه درباره حرص و‎ ‎آز انسانی می‌فرماید: "ان الانسان خلق ‏هلوعا اذا مسه الشر جزوعا و اذا مسه الخیر‎ ‎منوعا" :انسان این گونه ‏آفریده شده كه حریص و آزمند باشد، از این روست كه هرگاه شر و‎ ‎بدی با ‏او تماس بگیرد ناله می‌كند و هرگاه خیری به او برسد، از دیگری باز ‏می‌دارد و‎ ‎برای خود می‌خواهد. (معارج آیه 19)‏

وی در تبیین این مساله بر این باور است كه ریشه این اختلاف را باید در ‏طبیعت‎ ‎بشر جست؛ زیرا منفعت خواهی انسان موجب می‌شود تا هر ‏كس دنبال منافع خود حركت كند و‎ ‎دیگری را به استخدام و تسخیر خود ‏درآورد؛ از آن جایی كه منافع افراد با هم تضاد‏‎ ‎دارد و هر كس می‌كوشد تا ‏به منافع بیشتر و آسان‌تر دست یابد، اختلاف و درگیری و‏‎ ‎تضاد میان افراد ‏افزایش می‌یابد‎. ‎

نقش آموزه‌های وحیانی در تعدیل و مهار طبیعت بشر‏ :

اكنون كه دانسته شد انسان‎ ‎به طور طبیعی در طبیعت زمین گرایش به ‏سوی شر دارد و فجور در او به جهت قوای طبیعی و‏‎ ‎غریزی و شرایط ‏زیستی تقویت می‌شود، این پرسش مطرح می‌شود كه چه  راهكاری ‏برای‎ ‎دست‌یابی به خوبی و اهداف خلقت بشر می‌توان جست؟ در دیدگاه ‏و تحلیل قرآنی چگونه‏‎ ‎می‌توان این غرایز را تعدیل و یا مهار كرد؟‎ ‎

در آیه 38 سوره بقره كه درباره مساله وضعیت بشر پس از هبوط از ‏بهشت عدن بیان‎ ‎شده است، خداوند می‌فرماید: "قلنا اهبطوا منها جمیعاً ‏فاما یاتینكم منی هدی فمن تبع‏‎ ‎هدای فلا خوف علیهم و لا هم یحزنون" :‏پس از بهشت هبوط كرده و فرود آیید پس اگر از‎ ‎جانب من راهنمایی ‏برایتان آمد، بر آنها كه از راهنمایی من پیروی كنند بیمی نخواهد‏‎ ‎بود و خود ‏اندوهناك نمی‌شود‎. ‎

در این آیه آموزه‌های وحیانی و هدایت الهی به عنوان تنها راه برای نجات ‏بشر‎ ‎و رسیدن به سعادت كه به عنوان عدم خوف و حزن بیان شده، مطرح ‏است. بنابراین‎ ‎آموزه‌های وحیانی به عنوان راهنما و دستور عمل كنترل و ‏مهار و تعدیل طبیعت بشری و‏‎ ‎نیز هدایت او به سوی كمال و فطرت الهی ‏نقش مهم و اساسی بازی می‌كند. به این معنا كه‎ ‎بدون آموزه‌های ‏وحیانی و عمل به آن انسان در خسران و زیان قرار می‌گیرد و به جهت‎ ‎غلبه طبیعت و غریزه انسان از رسیدن به هدف باز می‌ماند. از این روست ‏كه قرآن تنها‎ ‎كسانی را موفق و دور از خسران و زیان می‌یابد كه به ‏آموزه‌های وحیانی ایمان آورده و‏‎ ‎بدان عمل كنند (عصر آیه 3 و 4)‏

انسان اگر بخواهد خود را در مسیر كاملی قرار دهد می‌بایست از قوای ‏غریزی و‏‎ ‎شهوانی خود در مسیر كامل بهره‌مند گردد، و برای مهار و تعدیل ‏آن نیازمند راهنمایی‎ ‎خداوندی است كه خالق و آفریننده و پروردگار اوست‏‎.‎

اگر در انسان فجور و تقوای الهامی به هم آمیخته است، تنها زمانی ‏می‌تواند‎ ‎فجور یعنی قوای غریزی و طبیعت شهوانی بشر كه به جهت ‏بودن در طبیعت تقویت شده را‎ ‎كنترل، مهار و تعدیل كند كه با استفاده از ‏آموزه‌های وحیانی قوای تقوایی (نگه‎ ‎دارنده) را تقویت كند‎. ‎

آموزه‌های وحیانی در تحلیل قرآنی به هدف ایجاد تعدیل و مهار قوای ‏شهوانی و‏‎ ‎غرایز بشری فرو فرستاده شده است از این رو برای مهار و ‏تعدیل هر یك از قوای شهوانی‎ ‎و غریزی، آموزه‌ای از سوی خداوند هدایتگر ‏فرو فرستاده شده است كه به شكل ایمان و‎ ‎عمل صالح خودنمایی ‏می‌كند‎.‎

انسان اگر بخواهد خود را در مسیر كاملی قرار دهد می‌بایست از قوای ‏غریزی و‏‎ ‎شهوانی خود در مسیر كامل بهره‌مند گردد، و برای مهار و تعدیل ‏آن نیازمند راهنمایی‎ ‎خداوندی است كه خالق و آفریننده و پروردگار اوست‏‎.‎

استاد مرتضی مطهری در تبیین نقش آموزه‌های وحیانی با اشاره به ‏مساله ذاتی و‏‎ ‎طبیعی اختلاف در میان انسان‌ها و منعفت جویی، به ‏عوامل بیرونی توجه می‌دهد كه این‎ ‎امور ذاتی و طبیعی را مهار و تعدیل ‏می‌كند و آن را در راستای كاملی و تكاملی بشر‏‎ ‎قرار می‌دهد. به نظر وی ‏عامل بیرونی می‌بایست آن چنان نیرومند و قوی باشد تا بتواند‏‎ ‎عامل ‏طبیعی و درونی را مهار و هدایت كند. این عامل بیرونی، به كمك عامل ‏درونی دیگری‎ ‎می‌رود كه عقل و فطرت نامیده می‌شود. در این هنگام ‏است كه عامل بیرونی به یاری و‏‎ ‎كمك عقل می‌تواند طبیعت ذاتی و ‏غریزی انسان را مهار كند و آن را به عاملی سازنده و‎ ‎مفید تبدیل سازد. ‏عامل بیرونی‌ای كه وی بر پایه آموزه‌های قرآنی شناسایی می‌كند،‎ ‎عامل ‏ایمان است كه بر پایه آموزه‌های وحیانی شكل می‌گیرد‎.‎

 

 

 

 



ارسال توسط افشار

اسلایدر