روش مبارزه در اندیشه اما م خميني(ره)؛برای تحقق وحدت درجهان اسلام

اسدالله افشار

بر مبنای استراتژی امام خمینی(ره)؛ پس از توسعه فعالیت های سازمان یافته فکری - فرهنگی[1] که طی آن، مسیر وهدف مبارزه به خوبی مشخص گردیده و همبستگی چندجانبه معنوی در جوامع تا حدودی شکل گرفته است و هم چنین انسان مسلمان به منزلت انسانی و فردی و هویت دینی و ملی خود آگاه گشته است، زمان برای آغاز فاز دوم مبارزه یعنی فعالیت های سیاسی - عملی به تدریح فرا می رسد. در مقطع مبارزه سیاسی - عملی، مراحل متعددی به عنوان روش مبارزه در اندیشه امام مطرح شده است، که مجموعا در دو سطح قابل مطالعه است: سطح دولت ها و سطح ملت ها.

سطح اول: دولت ها

اصولا روشهای مبارزاتی امام خمینی(ره)؛ با در نظر داشتن واقعیت های عینی جوامع اسلامی طراحی گردیده اند. لذا با توجه به این که امام از نقش تعیین کننده دولت های سرزمینی در تصمیم گیری های جمعی و نیز تغییر سرنوشت ملت ها توسط آن ها کاملا آگاه است، اولین رویکرد عملی او را تلاش در سطح دولت هاتشکیل می دهد. ازنظرامام کوتاه ترین راه تحقق بخشیدن به «وحدت اسلامی » دراقدام ارادی سران و رؤسای ممالک اسلامی نهفته است؛ زیرا سران دول اسلامی، تمامی امکانات و اهرم های حقوقی و اجرایی لازم برای تاسیس دولت متحده اسلام را دراختیاردارند به گونه ای که اگر این ها به صورت جدی ورسمی وارد عمل شوند کم ترین مشکلاتی دربرابراقدام جمعی شان وجود نخواهد داشت. همین تحلیل واقع بینانه ودر عین حال امیدوارانه امام اورا وادار می نماید تا از طریق توسل به فراخوان عمومی،ازهمه سران دول اسلامی برای پایه ریزی یک وحدت سرتاسری دعوت به عمل آورد: «ما حرف مان این است که دولت ها بیایند قبل ازاین که خود ملت ها قیام بکنند،خود دولت ها بیایند خاضع بشوند، با هم دوست بشوند، با هم یک جلسه ای درست کنند، همه رئیس جمهورها بنشینند پیش هم وحل کنند مسائل شان را. هر کس سر جای خودش باشد، لکن در مصالح کلی اسلامی، در آن چیزی که همه هجوم آورده اند به اسلام در او با هم اجتماع کنند، جلوشان را بگیرند و آسان هم هست.»[2]

سرمایه گذاری فکری و عملی امام در پیش برد این شیوه (اجتماع سران) تا آن جا جدی می نماید که او را وادار به اعطای امتیازات سیاسی بیش تر به سران دول نموده و ا مر قبولی «اعوجاج » و نارسایی های فکری سران را در برابر تشکیل و تحقق «وحدت » بر خود تحمل می نماید. او می گوید: «ما میل داریم که با همه کشورهای اسلامی برادر باشیم، همه حکومت ها در عین حالی که اعوجاج دارند برگردند و با ما دست اخوت بدهند، ما صلاح همه را می خواهیم... .»[3]

اما علی رغم این گونه تلاش ها و امتیازدادن ها، پیام های مکرر امام نتوانست دولت های سرزمینی را که هر کدام به منافع ملی خاص خود می اندیشیدند، وادار به اتخاذ استراتژی وحدت طلبانه نماید و در نتیجه، دیپلماسی وحدت خواهانه امام، موفقیتی را به ارمغان نیاورد. در این جا بود که امام از کارآیی شیوه «اجتماع سران » ناامید گردیده و راه های بدیل دیگری را در دست مطالعه قرار داد. او همان طوری که در صراحت لهجه شهرت داشت در این جا نیز ضمن اظهار مایوس شدن از راه کار «اجتماع سران »، شیوه مبارزاتی دیگری که نشان دهنده «حرکت از پایین به بالا» بود را مستقیما مطرح نموده و گفت: «ملت ها خودشان باید درفکر اسلام باشند، مایوسیم ما از سران اکثر قریب به اتفاق مسلمین، لکن ملت ها خودشان باید به فکر باشند و از آن ها مایوس نیستیم.» [4]

سطح دوم: ملت ها

شیوه دوم مبارزاتی امام؛ بر اصل محوریت مردم که نقش مهمی در تحول نظام های سیاسی در جهان به اصطلاح طرفدار دموکراسی ایفا می نمایند، استوار یافته بود. توجه اساسی امام در این مرحله به سمت نیروی قدرتمند مردمی معطوف می گردد. اگر چه ملت ها و توده های محروم جوامع از همان اوان امر مبارزه، جایگاه بسیار بلندی را در اندیشه امام به خود اختصاص داده بودند؛ چه این که نگاه امام به مردم نگاه مقطعی و ابزارگونه نبوده بلکه نگاه واقعی و هدف گونه بوده است،اما رویکرد امام به مردم درمقطع دوم مبارزه، ویژگی خاصی دارد که با مقطع اول تفاوت پیدا می کند.مهم ترین ویژگی این رویکرد، در تغییر استراتژی «اصلاحی » به استراتژی «انقلابی » نهفته است. امام به این نتیجه دست یافته بود که مبارزه اصلاحی می باید به مبارزه انقلابی تبدیل شود و در مبارزه انقلابی، توده ها نقش اصلی مبارزه را بر عهده خواهند گرفت. بنابراین توجه امام به مردم،درواقع فراخوان عمومی ملت ها به سمت«انقلاب » است.

اما این که این انقلاب و خیزش عمومی چگونه آغاز شود و چه فرایندی را پشت سر بگذارد، پاسخ های آن تا حدودی از سوی امام تبیین گردیده اند. امام به عنوان یک رهبرانقلابی و توانا چند مقطع مختلف را برای سازمان دهی و طراحی مبارزه سیاسی - عملی مورد اشاره قرارداده و ملت ها را گام به گام به سمت آن پیش برده و هدایت نموده است.این مقاطع را در زیر یادآوری، مطرح و بررسی می نماییم:

1- تشکیل حزب سیاسی (حزب مستضعفین یا حزب الله):«حزب مستضعفین » و«حزب الله »دو مفهوم اساسی در ادبیات سیاسی اندیشه امام است که ایشان آن را تجلی گاه قدرت سازمان یافته توده ها در دنیای بحران زده مسلمین می دانست. طرح تشکیل «حزب مستضعفین » به عنوان یک تشکل سیاسی، از این رو از سوی امام ارائه گردید تا ملت های مسلمان بلکه تمامی محرومان جهان، فعالیت های هدفمند سیاسی خود را در داخل این جریان نوپا هماهنگ نموده و همبستگی و همگرایی خود را از طریق آن بیش از پیش تقویت نمایند. هدف «حزب مستضعفین » تقویت باورهای جمعی در سطح امت اسلامی و سپس بررسی راه حل ها و پایان دادن به مشکلات ونابسامانی های جهان اسلام است که امروزملل اسلامی با آن ها روبروهستند. امام اظهار امیدواری می کند که چنین حزبی درجهان جنبه عملی پیدا کرده مشکلات را از سر راه بردارد: « و من امیدوارم که یک حزب به اسم حزب مستضعفین در تمام دنیا به وجود بیاید و همه مستضعفین با هم در این حزب شرکت کنندو مشکلاتی که سر راه مستضعفین است از میان بردارند و قیام در مقابل مستکبرین و چپاول گران شرق و غرب کنند و دیگراجازه ندهند که مستکبرین بر مستضعفین عالم ظلم کنند.»[5]

تشکیل «حزب مستضعفین » یا «حزب الله » بیان گرمرحله خاصی ازرشد ملت ها هم به شمار می رود؛ زیرا وجود این حزب مبین این واقعیت است که منافع مشترک فراملی درپرتو نهضت فکری - فرهنگی، تا حدودی شکل گرفته و توده های نامنظم و از هم گسیخته ملت ها به سطحی از همبستگی دست یافته و باورهای جهان شمول نیز تا اندازه ای به وجود آمده اند. گویا اکنون زمان آن رسیده است که این حزب سیاسی به وجود آید تا از دستاوردهای به دست آمده تا این مقطع، در مقاطع و مراحل بعدی بهره برداری بهینه نماید.

2- تشدید مبارزه سیاسی: ظهور حزب مستضعفین در عرصه فعالیت های سیاسی - اجتماعی، گامی است به سمت فعال تر شدن و منسجم تر شدن تلاش های عملی آزادی خواهان مسلمان؛ زیرا فلسفه وجودی یک حزب اقتضا می کند که برنامه ها و سیاست ها هر چه بیش ترجنبه کاربردی پیدا کنند. امام خمینی(ره)؛ نیز با اشاره به جایگاه محوری حزب در صحنه عمل، درباره نقش کاربردی آن چنین می گوید: «و هر مسأله ای در هرجا و هر ملتی پیش آید به وسیله همین حزب مستضعفین رفع بشود.»[6]

امام خمینی(ره) دراین جا حوزه فعالیت های حزب را بسیارگسترده فرض نموده است و برای آن به عنوان تنها نهاد سیاسی مشروع (نهادهای حکومتی ازنظرامام فعلا مشروعیت ندارند) اختیارات وسیعی را درنظرگرفته است. ازطرف دیگرچون هدف اصلی حزب، مبارزه با رژیم های وابسته وسلطه قدرت های خارجی می باشد، الزاما در روند مبارزه خود با دشوراری های فراوانی نیزروبرو خواهد گردید.که امام با پیش بینی این دشواری ها، ملت ها را به الگوپذیری از نهضت انبیا: و گذشتگان دعوت نموده و مقاومت تا سرحد نهایی را به آن ها توصیه کرده است:

«سیره انبیا بر این معنی بوده است. سیره بزرگان براین معنی بوده است که معارضه می کردند با طاغوت ولو این که زمین بخورند ولواین که کشته بشوند ویا کشته بدهند. ارزش داردکه انسان درمقابل ظلم بایستد درمقابل ظالم بایستد ومشتش را گره کند وتوی دهنش بزند... .» [7]

پس ازتشدید مبارزه سیاسی ازسوی«مستضعفان»،واکنش های رژیم های طاغوتی وحامیان خارجی آن ها نیزشدت پیدا می کند.دراین مرحله ممکن است فعالیت های مسالمت آمیز سیاسی به تنهایی نتوانند مبارزان مسلمان را در تأمین اهداف شان یاری رسانند، لذا وجود یک ابزاردیگری لازم است که برسطح فشارافزوده و حریف را وادار به عقب نشینی نماید واین جزتوسل به «زور» چیزی دیگرنمی تواند باشد.

3- توسل به مبارزه قهرآمیز: پس ازآن که «حزب » هسته ها و شعبه های خود را در تمامی و یا اکثر نقاط وطن اسلامی یا سرزمینی فعال ساخته و هواداران مخلص و انقلابی در حد لازم گردآورده است، صفحه دیگری در روند مبارزه گشوده می شود که عبارت است از کاربرد ابزارقهرآمیز در مبارزه. امام خمینی(ره)؛ دراین مرحله و مقطع از فرایند مبارزه، استفاده از زور و قدرت را برای دست یابی به اهداف نهایی، مطلوب دانسته و ملت های اسلامی را به کاربرد آن توصیه می نماید: «و اما به ملت های اسلامی توصیه می کنم که از حکومت جمهوری اسلامی و از ملت مجاهد ایران الگو بگیرید و حکومت های جائر خود را در صورتی که به خواست ملت ها که خواست ملت ایران است سر فرود نیاوردند، با تمام قدرت به جای خود بنشانید که مایه بدبختی مسلمانان حکومت های وابسته به شرق و غرب می باشند.»[8]

استفاده از شیوه های قهرآمیز در مبارزه علیه استعمار و استبداد به ویژه در جهت دفاع از تمامیت ارضی وطن اسلامی چنان با اهمیت تلقی شده است که امام بارها دولت های اسلامی منطقه را برای تشکیل جبهه نظامی واحد علیه رژیم صهیونیستی و سلطه آمریکا برمنطقه فراخوانده است.[9]

از نظرامام اهمیت این امر، این را می طلبد که اگر یک چنین جبهه ای در سطح دولت ها تشکیل نشود او دست استمداد به سوی «ملت های اسلامی منهای دولت ها» دراز خواهد کرد تا اقدامات جدی تری را آغاز نمایند.[10] او در شرایطی که امر«دفاع » علیه تهاجم رژیم بعث عراق را با تمام قدرت در جبهه های سرزمین خود رهبری می کرد، از مبارزه قهرآمیز جهت آزادی قدس نیز سخن می گفت:«ما بنای مان بر این است که باید عراق اول از شر این مفسدین و از شر این غاصبین فارغ بشود و بعد ازآن ان شاءالله قدس.»[11]

امام با تجربه ای که ازمبارزه علیه رژیم شاه درایران کسب نموده بود به خوبی می دانست که مراحل پایانی مبارزه بدون توسل به «زور» انجام یافتنی نیست و نمی تواند بدون آن تکمیل و نهایی گردد.

4- تاسیس جمهوری های آزاد و مستقل: چهارمین مقطع حساس دراستراتژی مبارزاتی امام؛درراستای ایجاد وحدت جهانی اسلام که می باید ازسوی ملت ها تحقق یابد، تاسیس «جمهوری های آزاد و مستقل سرزمینی» به جای رژیم های طاغوتی کنونی می باشد. امام خمینی به خوبی دریافته بود که استحکام و موفقیت «دولت بزرگ اسلامی » بستگی تام وتمام به همکاری جدی دولت های سرزمینی دارد. از سوی دیگر به این امر نیز اذعان داشت که همکاری و همیاری دولت های سرزمینی منوط به اصلاح رژیم های سیاسی آن ها خواهد بود؛ زیرا تا همبستگی وهمیاری فکری و ارزشی درمیان دولت ها به وجود نیاید، همیاری عملی یا از همان ابتدا و یا در ادامه کار با دشواری های جدی روبرو خواهد شد. ضرورت این امر امام را وادار می نماید تا اصلاح وتحول دولت های ملی راپیش شرطنیل به وحدت سرتاسری قرارداده و چنین بگوید: «ما می خواهیم که همه ممالک اسلامی اولا در محیطی که خودشان هستند به حسب حکم اسلام بین حکومت و بین مردم مخالفت نباشد و همه با هم باشند و همه متحد بشوند تا این که آسیبی برای این ها واقع نشود.»[12]

منظوراز «وحدت و هماهنگی » دولت - ملت در دولت های محیطی این است که رژیم های ممالک اسلامی، بر اساس خواسته های واقعی ملت ها «اسلامی و ملی »بشوند ورژیم های طاغوتی ضد دینی و ضد مردمی تبدیل به نظام اسلامی - ملی گردد تا «جمهوری های آزاد ومستقل» به معنای واقعی کلمه که در این کلام امام آمده است تحقق پیدا کند: «وصیت من به همه مسلمانان و مستضعفان این است که... در زیر پرچم پرافتخار اسلام مجتمع و با دشمنان اسلام ومحرومان جهان به دفاع برخیزید و به سوی یک دولت اسلامی با جمهوری های آزاد و مستقل به پیش روید....»[13] وهرگاه این جمهوری ها در عمل شکل بگیرد، زمینه برای «وحدت بزرگش بیش ازپیش فراهم خواهد شد.

5- تشکیل دولت بزرگ اسلامی: پس ازروی کار آمدن «جمهوری های آزاد و مستقل» با نظام های اسلامی و باورهای جهان شمول، شرایط عینی وحدت و همیاری میان دولت ها و ملت های اسلامی کاملا مهیا خواهد گردید; چه این که در این مرحله که نظام های سرزمینی و محیطی درجهت مطلوب متحول شده اند، موانع ویژه در جهت تشکیل دولت بزرگ اسلامی یا «وحدت جهانی اسلام » وجود نخواهد داشت. عوامل درونی موجود در خود نظام های «جمهوری های آزاد و مستقل » به گونه جبری و الزامی، جمهوری ها را به سمت وحدت نهایی که همانا تشکیل «دولت بزرگ اسلامی » باشد به پیش خواهد برد. وجود این عوامل درون نظام، نقش مهمی در تحقق یابی «وحدت » دارد. بعضی از این عوامل عبارتند از:

الف - «وحدت »، فلسفه نهایی حکومت ها: «وحدت » دراندیشه سیاسی اسلام، فلسفه وهدف نهایی حکومت ها را تشکیل می دهد. یک نظام اسلامی واقعی اصولا به سمت همیاری با واحدهای اسلامی دیگر حرکت می کند و اگر چنین ننماید درخلاف مسیر واقعی خود حرکت نموده است.چنانچه امام؛با استناد به کلام پیشوایان دینی به این فلسفه وجودی حکومت ها اشاره نموده و می گوید: «تشکیل حکومت برای حفظ نظام و وحدت مسلمین است چنان که حضرت زهرا(س) در خطبه خود می فرماید که " امامت برای حفظ نظام و تبدیل افتراق مسلمین به اتحاد است".»[14]

ب - «وحدت »، مسؤولیت دینی حکومت: «وحدت » در فرهنگ سیاسی اسلام یک پدیده دلبخواهی و اختیاری نیست که وجود آن تابع اراده آزاد خود دولت ها باشد بلکه یک تکلیف و مسؤولیت است که حاکمان اسلامی نمی توانند آن را نادیده بگیرند. هر گاه دولت ها، اسلامی گردیدند پروژه وحدت به عنوان یک وظیفه دینی به خودی خود مورد توجه قرار خواهد گرفت. امام با یادآوری این مسؤولیت مهم سیاسی دولت ها در خطاب به برخی سران دول اسلامی گفته است: «این شما سران دولت ها هستید که باید این فکر اسلامی را تعقیب کنید و دست از دشمنی و مخالفت با برادران خود بردارید. مسؤولیت های دولت های اسلامی در پیشگاه خدای توانا و در پیشگاه ملت ها بسیار بزرگ است.»[15]

ج - «وحدت »، خواستگاه مردمی: چنانچه در در مباحث قبلی و پیشین اشاره گردید، اختلاف و واگرایی بیش از این که عامل داخلی داشته باشد، عامل بیرونی و خارجی دارد; زیرا این استعمار و حکومت های وابسته به آن هستند که همواره در روند پیشرفت نهضت های وحدت گرا اخلال ایجاد نموده و مانع از همگرایی دولت ها می گردند. هر گاه این عامل در داخل سرزمین های اسلامی تغییر بنیادی یابد و حکومت ها ملی و اسلامی گردند، «وحدت » که خواست اصلی ملت ها و دولت هاست، تحقق پیدا خواهد کرد; چنانچه امام خمینی؛در بیان نقش تعیین کننده دولت های مردمی در تحقق بخشیدن «وحدت » گفته است: «اگر حکومت کنندگان کشورهای اسلامی نماینده مردم با ایمان و مجری احکام اسلامی بودند، اختلافات جزئی را کنار می گذاشتند، دست از خراب کاری و تفرقه اندازی برمی داشتند و متحد می شدند و ید واحده می بودند.»[16]

به هرحال این عوامل درونی آن گاه که با منافع ملی و فراملی دولت های «محیطی » گره خورده و مجموعا در کنار هم قرار بگیرند، شرایط عملی تحقق «وحدت اسلامی » را به خوبی فراهم خواهند کرد. «جمهوری های آزاد و مستقل » اسلامی نیز با حفظ استقلال داخلی و حاکمیت ملی، یک سازمان سیاسی مافوق را تشکیل خواهند داد؛ زیرا که تعارضات بالفعل آن ها از بین رفته و منافع شان نیز عمیقا با همدیگر پیوند پیدا می کند.

دوشنبه: 24 / 10 / 1403- 12 رجب 1446- 13 ژانویه 2025

منابع

1- امام خمینی، صحیفه امام، (بیانات، پیامها، مصاحبه ها، احکام، اجازات شرعی و نامه ها)، دوره بیست و دو جلدی، تهران: موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، پاییز 1378، چاپ اول.

2- امام خمینی، کشف الاسرار، بی تا، بی نا.

3- امام خمینی، وصیت نامه سیاسی الهی.

4- برپایی حکومت اسلامی، دوره آموزشی آشنایی با اندیشه و سیره امام خمینی (ره)، شرکت فرآزما پردازش، فصل دوم، ص 20- 12.

5- دارابی، علی، امام خمینی و روشهای مبارزه سیاسی- ویستا http: / / vista.ir / contact

6- شفیق، امین، تاکتیک های مبارزاتی امام خمینی، بخش تاریخ ایران و جهان، تبیان، 1392www.tebyan.net

7- عارفی، محمد اکرم، راهکار وحدت سیاسی جهان اسلام در اندیشه امام خمینی، گاهنامه شمار10 ، 1390.

8- هاشمی تروجنی، سید محمد ، نگاهی به شیوه مبارزاتی امام خمینی (ره)، روزنامه اطلاعات، ۱۳۸۶ .

9-یزدانی؛ مریم. روش های مبارزاتی امام خمینی (ره). نشریه حضور، ش 92، ص 70.

10- تبیان (وحدت از دیدگاه امام خمینی)، دفتر پانزدهم، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی.

11- مجموعه آثار کنگره بررسی مبانی فقهی امام خمینی، ج 13، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام، 1374.

12- امام خمینی، وصیت نامه سیاسی - الهی امام، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چاپ سوم.

13- استراتژی وحدت، سید احمد موثقی، ج 3، دانشگاه تربیت مدرس، 1365.

14 ـ بابایى؛ غلامرضا. فرهنگ علوم سیاسى تهران، پخش ویس، 1369، ج 1.

15 ـ بابایى؛ غلامرضا. فرهنگ اصطلاحات روابط بین‏الملل تهران، سفیر، 1369.

16 ـ باقرى کبورق؛ على. کلیات و مبانى جنگ و استراتژى تهران، بین‏المللى، 1370.

17 ـ مقتدر هوشنگ. سیاست بین‏الملل و سیاست خارجى تهران، مفهرس، 1370.

18- موثقی، احمد، استراتژی وحدت در اندیشه سیاسی اسلام، قم، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی قم، جلد دوم، چاپ اول، 1371ش.

19- مهدی‌پور، محمود، «عوامل صف‌بندی و راهکارهای وحدت اسلامی»، فصلنامه فرهنگ کوثر، شماره 17، مرداد 1377ش.

20- نوایی، علی‌اکبر، «انسجام اسلامی از منظر امام خمینی ومقام معظم رهبری»،فصلنامه اندیشه، سال سیزدهم، شماره پنجم و ششم، 1386ش.

21-وزیری، علیرضا، «وحدت‌گرایی در سیره معصومان»، ماهنامه مبلغان، شماره 162، زمستان 1391ش.

22- مجموعه بیانات حضرت امام خمینی(س)، درباره «اسلام ناب محمدی» از طرف مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س) منتشر شده است.

23- افشار، اسدالله(1393)، تفسیری برقرائت دینی از وحدت( براساس آراء واندیشه های اما م خمینی"ره") . تهران: سفيرارد هال.


[1] - این بحث در مقاله "طرح اندیشه«وحدت جهان اسلام»ازدغدغه هاي جدي امام خميني(ره)" که در روز سه شنبه 27/ 09 / 1403در پایگاه خبری تحلیلی نیک رو منتشر گردیده، مفصل به آن پرداخته شده است.

[2] - امام خمینی؛ روح ا.... صحیفه نور، ج 18، ص 195.

[3] - امام خمینی؛ روح ا.... صحیفه نور، ج 18، ص 172.

[4] - در جست وجوی راه از کلام امام، دفتر 15، امیر کبیر/1361 . ص 179.

[5] - امام خمینی؛ روح ا.... صحیفه نور، ج 8، ص 250.

[6] - در جست وجوی راه، دفتر اول، امیر کبیر/ 1361. ص 186.

[7] - امام خمینی. روح ا....صحیفه نور، ج 18، ص 195.

[8] - وصیت نامه سیاسی - الهی امام خمینی، ص 13.

[9] - در جست وجوی راه از کلام امام، دفتر 15، ص 268 / ص 274.

[10] - در جست وجوی راه از کلام امام، دفتر 15، ص 268 / ص 274.

[11] - همان.

[12] - تبیان (وحدت از دیدگاه امام خمینی)، دفتر پانزدهم، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی. صص 58 -157.

[13] - وصیت نامه سیاسی - الهی امام خمینی، فرهنگی رجاء/1369، ص 87 .

[14] - تبیان، دفتر پانزدهم، صص 58 -157.

[15] -امام خمینی؛ روح ا.... صحیفه نور، ج 6، ص 122.

[16] - تبیان، دفتر پانزدهم، ص 157.



ارسال توسط افشار

اسلایدر