|
تضارب آراى سه نسل
تمايلات متضاد و تعديل افكار
اسدالله افشار وجود تمايلات متضاد كه به فرمان الهى در نهاد بشر آفريده شده است لغو و بيهوده نيست، بلكه براساس حكمت و مصلحت است. اگر بتوانيم هر يك از آن تمايلات را با اندازه گيرى صحيح در جاى خود اعمال نماييم در راه خوشبختى و سعادت خويش قدم برداشته ايم و اگر خودسرانه و بى حساب آن ها را به كار بنديم به سيه روزى و بدبختى خويش كمك نموده ايم. على(ع) در يكى از كلمات قصار خود قسمتى از صفات متضاد آدمى را بيان نموده و در پايان سخن لزوم اندازه گيرى تمايلات خطر افراط و تفريط آن ها را خاطر نشان فرموده است: فكل تقصير به مضر و كل افراط له مفسد هر كمبودى در اعمال تمايلات براى آدمى زيان آور و هر زياده روى نسبت به آن ها باعث فساد و تباهى است. تضاد انديشه و افكار جوانان و ميانسالان و كهنسالان نيز مانند تضادهاى آشكار و پنهان ساير موجودات جهان به فرمان خداوند دانا و بر اساس حكمت و مصلحت آفريده شده است. اگر اين سه نسل افكار ناسازگار خود را تعديل نمايند و نظريه هاى خويش را با اندازه گيرى هاى صحيح اعمال كنند نه تنها ستيزه و عنادى بين آنان پديد نمى آيد بلكه افكار اين سه گروه مكمل يكديگر خواهد شد. ولى اگر اين سه گروه روى افكار خود پافشارى كنند و هر گروهى بخواهد نظريه هاى خود را بر دو گروه ديگر تحميل نمايد قطعاً باعث پرخاشگرى و ستيزه جويى آنان مى شود و در نتيجه زندگى خانوادگى و اجتماعى با اختلالات و بى نظمى هاى ناراحت كننده اى مواجه مى گردد. طبع جوان و طبع كهنسال طبع جوان نوخواه است و به هر چيز تازه علاقه دارد، جوان از پى افكار جديد و نظريه هاى نو مى رود، كتاب هايى كه حرف هاى تازه داشته باشد مى خواند، در جست وجوى اخلاق و آداب نو است، مى خواهد به سبك نو بنويسد و با لغات نو حرف بزند. شعر نو و نقاشى نو را دوست دارد، مايل است آرايش مو و رويش، دوخت كفش و لباسش، ساختمان خانه و اثاث اطاقش، و خلاصه همه چيزش نو و تازه باشد. طبع كهنسال خواستار سنن و آداب ديرين است و به چيزهاى تازه بى علاقه است، ميل دارد همه چيز در جاى خود باقى بماند، روش زندگى تغيير نكند، آداب و رسوم عوض نشود، در شئون مختلف اجتماعى دگرگونى پديد نيايد و تمام امور بر وفق گذشته و آن طورى كه عادت كرده است جريان داشته باشد. تكليف جامعه با اين تضادها چيست؟ اگر جامعه بخواهد از نظرات جوانان پيروى كند و به خواسته هاى آنان صددرصد جامه عمل بپوشاند بايد بسيارى از مبادى ايمانى و اصول قانونى و اخلاقى را ترك گويد و بسيارى از آداب و سنن اجتماعى و خانوادگى را كه به صلاح مادى و معنوى مردم است به دست فراموشى بسپارد و اين كار قطعاً منافى با مصلحت و سعادت اجتماع است. اگر جامعه بخواهد پيرو نظريه كهنسالان باشد و خواسته هاى آن را صددرصد عملى كند بايد همه چيز را به همان وضعى كه هست نگاهدارى نمايد و با هر قسم تحول و دگرگونى مخالفت كند، بايد راه تعالى و تكامل را به روى مردم ببندد و آنان را از تحرك و پيشروى باز دارد و اين كار نيز قطعاً به صلاح جامعه نيست. راه بهره بردارى صحيح از نظرات متضاد اين دو نسل آن است كه هر دو گروه، خواسته هاى خود را تعديل كنند و تمايلات خويش را با اندازه گيرى صحيح اعمال نمايند، تا بين آنان توافق و هماهنگى ايجاد گردد و هر يك مكمل ديگرى شود و جامعه حداكثر استفاده را از اين تضاد بنمايد. وظيفه نسل گذشته بايد نسل كهن در حفظ سنن و اصولى كه به مصلحت قطعى جامعه و پايه اساسى سعادت بشر است با قاطعيت ايستادگى و پافشارى نمايد و جداً از آن ها دفاع كند و نگذارد آن سرمايه هاى پرارج دستخوش تمايلات ناسنجيده و خام جوانان گردد. ولى در امور عادى كه سعادت اجتماع وابسته به آن ها نيست بى تفاوت باشد و براى نگاهدارى آن ها لجاج و تعصبى از خود نشان ندهد. وظيفه نسل جوان بايد نسل جوان نيز از دگرگون ساختن مسايل اصولى كه پايگاه سعادت و خوشبختى اجتماع است چشم پوشى نمايد و پيرامون آن ها نگردد و تمايل نوخواهى خويش را در مجارى صحيح و ثمربخش اعمال نمايد، دانش هاى روز را فرا گيرد، روش هاى نو را بياموزد و عملاً آن ها را به كار بندد، و بدين وسيله جامعه را نوسازى كند و چهره زندگى را تغيير دهد و مردم را يك قدم در راه ترقى به پيش براند. جان كلام همانطور كه بشر براى بقاى تمدن و حفظ نظام اجتماعى ناگزير است به محدوديت هاى قانونى تن در دهد و از قسمتى از تمايلات غريزى خود چشم پوشى كند همچنين جوانان و بزرگسالان نيز براى تأمين مصلحت و سعادت، براى جلوگيرى از اختلاف و تضاد، براى بهزيستى و حسن سازگارى در خانواده و اجتماع، موظفند از پاره اى از تمنيات و نظريه هاى خويش كه مربوط به سنين عمر آن ها است صرف نظر نمايند تا بتوانند خواهش هاى خود را تعديل كنند و آن ها را باهم به نفع خود و جامعه، هماهنگ سازند و با گرمى و محبت و بدون تضاد و تشاجر در كنار هم زندگى كنند.
|