مقام انسان کامل

اسدالله افشار

انسان کامل[1] شخصیتی است که به همه کمالات انسانی دست یافته و قله‌های بلند رشد و تعالی را با گام‌های استوار خویش فتح کرده است. هر استعداد و ظرفیتی که خداوند به بندگان خود عطا کرده و در وجود انسان کامل به نحو تام و تمام شکوفا شده و هر فضیلت و کرامتی که برای بشر تصور شود برترین و بالاترین درجه آن نصیب انسان کامل شده است. اگر از اخلاق، سخن به میان آید انسان کامل صاحب خلق عظیم است و خوش خلقی و مهربانی او حتی بدترین دشمنان را به شگفت آورده است. اگر صحبت از علم و دانش شود انسان کامل چشمه جوشان علم و حکمت است.

این اصطلاح در قرآن صریحاً به‌کار نرفته است؛ ولی معنا و مفهوم آن را از آیاتی که به خلیفه اللّه، امام، مطهّر، مخلَص، مهتدی، صدّیق، صالح، مقرّب، سابق، مصطفی، مجتبی، ولیّ‌اللّه، رسول، نبیّ، صاحبان نفس مطمئنه و عبودیت تامّه مربوط است می‌توان برداشت کرد، افزون بر این چون انسان کامل در همه اوصاف کمال سرآمد همه است می‌توان همه آیاتی را که به فضایل و کمالات انسانی اشاره دارد به انسان کامل مرتبط دانست، بلکه از آن‌رو که انسان کامل خود قرآن ناطق و قرآن خُلق وی است[2]، می‌توان همه قرآن را وجود کتبی انسان کامل و سوره‌ها و آیات آن را مدارج و معارج وی معرفی کرد.

درباره انسان کامل، کتاب ها و مقالات متعددی منتشر شده است. هر یک از این نوشته ها، با روش هایی متفاوت موضوع را بررسی هستی شناسانه کرده اند. اما آنچه توجه کمتری به آن شده است، اگر نگوییم از آن غفلت شده، مظاهر عنصری یا دنیوی انسان کامل در قبال انسان های دیگر است. بنابراین، مسئله اصلی این است که: آیا انسان کامل علاوه بر اینکه در سیر الی الله می کوشد باید به انسان های دیگر هم توجه کند یا اینکه فقط باید به تهذیب و سلوک خود متوجه باشد؟[3]

انسان کامل جامع جمیع مراتب اسماء و صفات حق تعالی در زمین و صاحب ولایت مطلقه است. او نائب حضرت حق در هستی و واسطه میان او و خلایق است. او کسی است که در بندگی خدا از همه پیشی جسته و در جنس خود یگانه است و در نتیجه، «انسان کامل فراگیر تمام حقایق عالم کبیر است».

لازم می دانم به این نکته مهم اشاره داشته باشم که انسان از جهات مختلف یکی از مهم‌ترین محورهای بحث همه مکتب‌ها و جهان‌بینی‌ها است. در این میان تبیین سعادت و کمال انسان در راه رسیدن به آن، از حساسیّت و اهمیّت بیش‌تری برخوردار است. انسان‌شناس آشنا به زمان، شهید استاد مطهری، در عصر انسان‌محوری افراطی (امانیسم)، پس از بیان دیدگاه مکتب‌های مختلف، در رابطه با انسان کامل و ایده‌آل، و نقد آن‌ها از نظر اسلام چنین نتیجه‌گیری می‌کند که انسان کامل اسلامی، انسانی است که تمام ارزش‌های انسانی، هماهنگ با هم در او رشد کرده باشد

انسان کاملی که تجلی اسماء و صفات حق تعالی است، نقش واسطه ای میان حق تعالی و جهان مادی ایفا می کند و به نقش های تکوینی خود در حق انسان های دیگر می پردازد. به دلیل وجود انسان کامل است که برکات الهی در امور تکوینی انسان ها به آنها می رسد و برخی شرور عالم مادی از آنها دور می شود.

در همت و قدرت انسان کامل همین بس که بار سنگین سرپرستی بشر، بلکه مسئولیت خطیر هدایت کل جهان، بر دوش‌های استوار او نهاده شده است و در عظمت و قداست انسان کامل همین بس که هر خیر و خوبی و زیبایی که در هر کجا یافت شود جلوه‌ای از شعاع نور اوست و هر شر و بدی و زشتی که در هر کجا پدید آید نشانه‌ای از دوری و بی‌کرامتی و بی‌حرمتی به اوست . انسان کامل «عبدالله» است، «عندالله» است و «ولی الله» است؛ یعنی اولاً: بندة خداست، ثانیاً: نزد خداست، یعنی مقام او مقام قرب الهی است و ولایت الهی دارد و به همین دلیل یعنی از آن باب که عبدالله و بندة خداست، سبب ایجاد و بقای عالم است.

انسان کامل، مثال اعلای خدا و آیت کبرای او و کتاب مستبین حق و نبأ عظیم بوده و بر صورت حق آفریده شده است و با دو دست قدرت او وجود یافته و خلیفه خداوند بر مخلوقاتش و کلید باب معرفت حق می‌باشد و هر که او را بشناسد خدا را شناخته است. او با هر صفتی از صفات و با هر تجلی از تجلیاتش آیتی از آیات خداوند است و از زمره نمونه‌های بلند مرتبه و گرانقدر برای شناخت خالق می‌باشد.[4]

پیامبران و امامان به عنوان انسان هایی کامل، الگویی هستند برای انسان هایی که قصد سیر مسیر تعالی را دارند؛ و این انسان های کامل هستند که باید زعامت خلق را به عهده بگیرند و مسیر اجتماعی را به درستی هدایت کنند. از روایات شریف هم استفاده می‌شود که انسان کامل هم درجه با انبیاء و اوصیاء می‌باشند البته این هم درجگی از حیث مراتب طولی و رسیدن به لقاء الله است نه از حیث مراتب عرضی و سعة وجودی که در این جهت هیچ کس با اهل بیت علیهم السلام هم درجه نیست.

مصداق انسان کامل

انسان کامل در هر زمان یک مصداق بیشتر ندارد و آن همان شخصیتی است که واسطه بین خالق و مخلوق و حجت خداوند بر روی زمین است. این شخصیت والا مقام کسی جز معصوم(ع) و امام و پیشوای همه مردم نیست. البته هر گاه از انسان کامل به نحو مطلق سخن به میان می‌آید، منظور پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد(ص) است که برترین آفریدگان خداوند و الگوی همه انسان‌ها، از ابتدا تا انتهای تاریخ است.

اسم اعظم به حسب حقیقت عینی، همان انسان کامل است که خلیفة خداوند در تمام عوالم می‌باشد و او حقیقت محمدیه ـ صلّی الله علیه و آله ـ است که با عین ثابت خود با اسم اعظم در مقام الوهیت متحد است و دیگر اعیان ثابته، بلکه اسمای الهی از تجلیات این حقیقتند.

... پس حقیقت محمدیه همان است که در جمیع عوالم، از عقل گرفته تا هیولا، تجلی یافته و عالم به منزله ظهور و تجلی آن می‌باشد ... و این پیکره و جسم شریف که به محمد بن عبدالله ـ صلّی الله علیه و آله‌ ـ نام بردار است، از عالم علم الهی برای رهانیدن اسیران زندان طبیعت به عالم ملک نازل شده و در بردارنده و خلاصه آن حقیقت کلیه است.

اما مفهوم انسان کامل علاوه بر پیامبراکرم(ص) اهل بیت او را نیز شامل می‌شود؛ یعنی هر یک ازائمه معصومین (ع) به نوبه خود انسان کامل هستند و در زمان خود، پیشوای همه انسان‌ها و حجت خداوند برمردم به شمارمی‌آیند. لذاانسان کامل دراین زمان حضرت ولی عصر حجت بن الحسن (عج) می‌باشد.[5]

استادعزیز شهید مطهری این فقیه و فیلسوف نواندیش از جایگاه اسلام شناس متخصص می گوید؛ انسان کامل یعنی آن «انسانی که قهرمان همه ارزش‏های انسانی است. در همه میدان‏های انسانیت قهرمان است» و ما اینک چه درسی باید از او بیاموزیم؟ ما این درس را باید بیاموزیم که اشتباه نکنیم فقط یک ارزش را بگیریم و ارزش‏های دیگر را فراموش کنیم. ما نمی‏توانیم در همه ارزش‏ها قهرمان باشیم؛ ولی در حدّی که می‏توانیم باید همه ارزش‏ها را با یک‏دیگر داشته ‏باشیم. اگر انسان کامل نیستیم، لااقل انسان متعادل باشیم. آن وقت است که ما به‏صورت یک مسلمان واقعی در همه میدان‏ها درمی‏آییم.[6]

شنبه: 29 / 02 / 1403- 9 ذی القعده 1445- 18 می 2024

منابع

قرآن کریم.

1- ابن بابویه، محمد بن علی (1404)، الامامه و التبصره من التحیر، قم: مؤسسه الامام المهدی (عج).

2-ابن عربی، محیی الدین (1370)، فصوص الحکم، قاهره: دار احیاء الکتب العربیه.

3- ابن عربی، محیی الدین (1385)، تفلیس ابلیس التعیس، ترجمه: گل بابا سعیدی، تهران: مؤسسه انتشارات امید.

4- ابن عربی، محیی الدین (2003)، المعرفه، محقق و مصحح: محمدامین ابوجوهر، دمشق: دار التکوین للطباعه و النشر.

5- ابن عربی، محیی الدین (بی تا)، الفتوحات المکیه، بیروت: دار صادر.

6- ابن منظور (1997)، لسان العرب، بیروت: دار صادر.

7-ابوزید، نصرحامد (1385)، چنین گفت ابن عربی، ترجمه: احسان موسوی خلخالی، تهران: نیلوفر.

8- آشتیانی، سید جلال الدین (1344)، شرح مقدمه قیصری بر فصوص الحکم، مشهد: دانشگاه فردوسی مشهد.

9- جندی، مؤیدالدین محمود (1361)، شرح فصوص الحکم، به کوشش: سید جلال الدین آشتیانی و غلام حسین ابراهیمی دینانی، مشهد: انتشارات دانشگاه فردوسی.

10- الزبیدی، محمد مرتضی (1306)، تاج العروس من جوهر القاموس، بیروت: منشورات مکتبه الاحیاء.

11- صدرالدین شیرازی، محمد ابن ابراهیم (1354)، المبدأ و المعاد، تهران: انجمن حکمت و فلسفه ایران.

12- صدرالدین شیرازی، محمد ابن ابراهیم (1360 الف)، اسرار الایات، مقدمه و تصحیح: محمد خواجوی، تهران: انجمن حکمت و فلسفه ایران.

13- صدرالدین شیرازی، محمد ابن ابراهیم (1360 ب)، الشواهد الربوبیه فی المناهج السلوکیه، تصحیح و تعلیق: سید جلال الدین آشتیانی، مشهد: المرکز العالمی للنشر.

14- صدرالدین شیرازی، محمد ابن ابراهیم (1363)، مفاتیح الغیب، مقدمه و تصحیح: محمد خواجوی، تهران: انتشارات مؤسسه تحقیقات فرهنگی.

15- صدرالدین شیرازی، محمد ابن ابراهیم (1366)، التفسیر القرآن الکریم، تحقیق: محمد خواجوی، قم: انتشارات بیدار.

16- صدرالدین شیرازی، محمد ابن ابراهیم (1383)، شرح اصول الکافی، تصحیح و تحقیق: محمد خواجوی، تهران: انتشارات مؤسسه مطالعات فرهنگی.

17- صدرالدین شیرازی، محمد ابن ابراهیم (1387)، المظاهر الالهیه فی اسرار العلوم الکمالیه، مقدمه و تصحیح: محمد خامنه ای، تهران: بنیاد حکمت صدرا.

18- صدرالدین شیرازی، محمد ابن ابراهیم (1981)، الحکمه المتعالیه فی الاسفار العقلیه الاربعه، بیروت: دار احیاء التراث، الطبعه الثالثه.

19-عبداللهی، مهدی (1390)، کمال نهایی انسان و راه تحصیل آن از دیدگاه فیلسوفان اسلامی، قم: انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره).

20- عفیفی، ابوالعلاء (1380)، شرحی بر فصوص الحکم، ترجمه: نصرالله حکمت، تهران: الهام.

21- الفراهیدی، الخلیل بن احمد (1414)، ترتیب کتاب العین، قم: اسوه.

22- فیروزآبادی، مجدالدین محمد (1424)، القاموس المحیط، بیروت: مؤسسه الرساله.

23- قیصری، داوود (1363)، مقدمه شرح فصوص الحکم، ترجمه: منوچهر صدوقی سها، تهران: مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی.

24- مازندرانی، محمد صالح (1382)، شرح الکافی، محقق و مصحح ابوالحسن شعرانی، تهران: مکتبه الاسلامیه.

25- محمود الغراب، محمود (1389)، انسان کامل، ترجمه: گل بابا سعیدی، تهران: جامی، چاپ سوم.

26- المقری الفیومی، احمد بن محمد علی (1928)، المصباح المنیر، القاهره: المطبعه الامیریه.

27- هاشمی خویی، حبیب الله (1400)، منهاج البرائه فی شرح نهج البلاغه، تصحیح: ابراهیم میانجی، شارح: حسن زاده آملی و محمدباقر کمره ای، تهران: مکتبه الاسلام، چاپ چهارم.

28- قطب؛ محمد(1341ش). انسان بین مادیگری و اسلام، سید خلیل خلیلیان، شرکت سهامی ‏انثار،چاپ اول.

29- شهید مطهری؛ مرتضی، انسان کامل، انتشارات صدرا، اول، بی‏تا.

30- شهید مطهری؛ مرتضی(1360). ده گفتار، انتشارات صدرا، چاپ اول.

31- شهید مطهری؛ مرتضی، انسان و سرنوشت، انتشارات صدرا، چاپ اول، بی‏تا.

32- شهید مطهری؛ مرتضی(1357). انسان و ایمان، انتشارات صدرا، چاپ دوم.

33- افشار؛ اسدالله(1394) ، باز شناسی جایگاه انسان درنظام هستی ، تهران: سفيرارد هال.


[1] - انسان کامل اصطلاحی است عرفانی و بر کسی که مظهر أتم اسمای الهی خداست اطلاق می‌شود. اندیشه‌ها و نظریه‌های‌ مختلفی‌ که‌ در طول‌ تاریخ‌ درباره این‌ مفهوم‌ ارائه‌ کرده‌اند، موجب‌ شده‌ است‌ که‌ به‌ دست‌ دادن‌ تعریفی‌ جامع‌ و فراگیر از آن‌ میسر نباشد. با اینهمه‌، با توجه‌ به‌ مجموعه آراء و افکاری‌ که‌ در آثار اهل‌ عرفان‌ در پیرامون‌ این‌ معنا مطرح‌ بوده‌ است‌، می‌توان‌ گفت‌ که‌ انسان‌ کامل‌ انسانی‌ است‌ متخلق‌ به‌ اخلاق‌ الهی‌، علت‌ غایی‌ خلقت‌، سبب‌ ایجاد و بقای‌ عالم‌، متحقق‌ به‌ اسم‌ جامع‌ الله‌، واسطه میان‌ حق‌ و خلق‌، خلیفه بلامنازع‌ خدا که‌ علم‌ او به‌ شریعت‌، طریقت‌ و حقیقت‌ قطعیت‌ یافته‌، و به‌ تعبیری‌ اقوال‌ نیک‌، افعال‌ نیک‌ و اخلاق‌ نیک‌ در او به‌ کمال‌ رسیده‌ است‌. او به‌ ظاهر و باطن‌ راهنمای‌ خلایق‌ و آدمیان‌ است‌ و به‌ امراض‌ و آفات‌ نفسانی‌ و روحی‌ آنان‌ آشنا، و هم‌ شفادهنده آنهاست‌. مخلوق‌ خدا، اما خدا گونه‌ است‌. آنچه‌ از صفات‌ و اخلاق‌ِ الهی‌ در او فراهم‌ آمده‌، به‌ نیابت‌ ذات‌ ربوبی‌ است‌ که‌ چون‌ دوگانگی‌ از او برخاسته‌، و با هویت‌ متعالی‌ الهی‌ وحدت‌ ذاتی‌ پیدا کرده‌، به‌ چنین‌ مرتبه‌ای‌ نائل‌ شده‌ است‌.

[2] - ‌ اقبال؛ افضل. زندگی‌ و آثار مولانا جلال‌الدین‌ رومی‌، ترجمه حسن‌ افشار، تهران‌، ۱۳۷۵ش‌. اقبال‌ لاهوری؛ محمد. سیر فلسفه‌ در ایران‌، ترجمه اح‌ آریان‌پور، تهران‌، ۱۳۴۹ش‌.

[3] - از دیدگاه ابن عربی با توجه به اینکه انسان کامل، خلیفه الهی در میان انسان ها است، دغدغه هدایت مردم به سوی سعادت دنیوی و اخروی را دارد. از طرف دیگر، مرجعی علمی و دینی برای انسان ها است. در مسائل اجتماعی و سیاسی شایسته تقلید است و به همین دلیل باید محل رجوع مردم قرار گیرد.( ابن عربی؛ محیی الدین. (بی تا)، الفتوحات المکیه، بیروت: دار صادر ) صدرای شیرازی انسان کامل را خلیفه الهی در زمین می داند و معتقد است چنین انسانی باید در جایگاه اصلی اش، یعنی ریاست خلق، قرار گیرد انسان کامل، از نگاه وی، علاوه بر اینکه متصل به خداوند است، «در سفرش به سوی خلق بازگشته و انسان ها را به سوی حق تعالی و دوری از حیوانیت دعوت می کند» (صدرالدین شیرازی، محمد ابن ابراهیم (1360 ب)، الشواهد الربوبیه فی المناهج السلوکیه، تصحیح و تعلیق: سید جلال الدین آشتیانی، مشهد: المرکز العالمی للنشر )

[4] - تفسير الإمام العسكري عليه السلام، ص216. مجلسی؛ محمدباقر. بحارالأنوار، ج11، ص117.

[5] - محمد بن مسعود عياشى؛ ابونصر. تفسيرالعياشي، ج1، ص32 و 33. بحارالأنوار، ج11، ص146، ح16-19.

[6] - شهید مطهری؛ مرتضی. انسان کامل، انتشارات صدرا، اول، بی‏تا.



ارسال توسط افشار

اسلایدر