در باره تروریسم مواد مخدر(Narco Terrorism )- بخش اول
اسدالله افشار
تروریسم مواد مخدر اصطلاحی است که توسط رئیس جمهور سابق پرو، فرناندو بلاونده تری در سال 1983 هنگام توصیف حملات تروریستی علیه پلیس مبارزه با مواد مخدر کشورش ابداع شد. در متن اصلی خود، تروریسم مواد مخدر به معنای تلاش های قاچاقچیان مواد مخدر برای تأثیرگذاری بر سیاست های یک دولت یا جامعه از طریق خشونت و ارعاب، و جلوگیری از اجرای قوانین مبارزه با مواد مخدر با تهدید سیستماتیک یا استفاده از چنین خشونتی است.
این اصطلاح عمدتاً به دلیل استفاده از آن در بحث مخالفت خشونتآمیز با جنگ دولت ایالات متحده علیه مواد مخدر به موضوع مناقشه تبدیل شده است. این اصطلاح به طور فزاینده ای برای سازمان های تروریستی شناخته شده ای استفاده می شود که در فعالیت های قاچاق مواد مخدر برای تأمین مالی عملیات خود و به دست آوردن نیرو و تأمین نیر وی انسانی و تجهیزات مورد لزوم شرکت می کنند.
برخی از گزارشات سرویس های پژوهشی و تحقیقاتی آمریکا در سال 2013 نشان می دهد که در سال 2003، اداره مبارزه با مواد مخدر (DEA) گزارش داده که 14 نفر از 36 نفر(39٪) از گروه هایی که توسط ایالات متحده به عنوان سازمان های تروریستی خارجی تعیین شده اند "تا حدی" در فعالیت های غیرقانونی مواد مخدر دست داشته اند. "در حالی که در سال مالی 2010، وزارت دادگستری ایالات متحده (DOJ) "گزارش کرد که 29 سندیکای بین المللی مواد مخدر از 63 سندیکای بین المللی مواد مخدر، که به این عنوان در لیست اولویت سازمان هدف تلفیقی (CPOT) شناسایی شده اند، با تروریست ها مرتبط هستند."
مواد مخدر ابزاری در دست تروریستها
مواد مخدر ابزاری آسان و وسیع در دست تروریستهاست. آنان با این تروریسم پنهان به جنگ بشریت رفته و به آهستگی و بدون گلوله و تفنگ نسل جوان کشورها را شکار نموده و فعال ترین بخش جامعه را فلج می سازند. آسیب های ناشی از تولید و قاچاق مواد مخدر در کشور ما تهدیدی برای نسل جوان محسوب می شود. در این یادداشت پدیده نارکو تروریسم و اقدامات عملی برای مقابله با این تهدید با اتخاذ مدل زنجیره ترور- جنایت که توسط تامارا ماکارنکو ایجاد شده است تحلیل می شود؛ البته با توجه به شباهت ها و تفاوت هاي قاچاق مواد مخدر و تروريسم به منظور ارائه دیدگاهی منحصر به فرد درباره مفهوم نارکو تروریسم این مهم مورد تبیین قرار خواهد گرفت.
فعالیت های غیر قانونی تروریست ها را می توان در قالب هایی چون قاچاق موادمخدر، قاچاق انسان، قاچاق اسلحه، آدم ربایی و گروگانگیری، سرقت بانک ها، سرقت دارایی عام و بیت المال، تسلط بر معادن و سرقت آن، سرقت های اینترنتی و هکری، اخاذی و... مشاهده کرد. چشم داشت و تکیه همیشگی تنها به منابع استخباراتی ـ دولتی برای گروه های تروریستی به مثابه یگانه شریان حیاتی خواهد بود و در صورت قطع آن، مرگ گروه حتمی است.
گروه های سازمان یافته تر همیشه پیش بین دو و یاچند منبع و مکان برای پیشبرد اهداف خود هستند. در کنار اخاذی از اشخاص و افراد دولتی ـ غیر دولتی، تسلط بر منابع طبیعی و عایداتی کشور تحت نفوذ، قاچاق سنگ های قیمتی، قاچاق انسان و دیگر فعالیت های غیرقانونی، قاچاق موادمخدروگروگانگیری ازفعالیت های همیشگی وپرسود گروه های تروریستی به شمارمی رود،تا جایی که گستردگی فعالیت قاچاق مواد مخدر توسط گروه های تروریستی جهت تأمین مالی منجربه ایجاد مفهومی ((نارکوتروریسم)) شده است.
نارکوتروریسم درکنار صنعت اسلحه و نفت و توریسم قرار دارد وگردش مالی موادمخدرکه تا به امروز رشد فزاینده ای داشته است؛ سالانه بین 2500 تا 3000 میلیارد دلار برآورد میشود.
این یادداشت بر شباهت ها و تفاوت های بین انواع مختلف سازمان های نارکو تروریست و شباهت ها و تفاوت های بین مبارزه با مواد مخدر و مبارزه با تروریسم تأکید دارد. این کار به منظورتحلیل ادغام به اصطلاح جنگ نامحدود علیه مواد مخدر و تروریسم برای تعیین کارآمدی مبارزه با این دو تهدید با اتخاذ یک رویکرد سیاسی یکپارچه انجام می شود. این مقاله مزایا و ضرورت تأیید ارتباط بین سازمان های تجارت مواد مخدر و گروه های تروریستی را در اقدامات اجرای قانون مشخص می کند. با این حال، بیان می کند که باید در تعیین یک جنگ یک طرفه علیه مواد مخدر و ترور زیرچتر تهدید تروریسم مواد مخدراحتیاط کرد چرا که این امر تفاوت هایی که بین سازمان ها وجود دارد را نادیده می گیرد.
تعریف نارکوتروریسم (Narco Terrorism )
تروریسم مواد مخدر، به آن دسته از اعمال تروریستی اطلاق میشود که توسط گروههایی به انجام میرسد که بهطور مستقیم یا غیرمستقیم، در کشت، تولید، انتقال یا توزیع مواد مخدر، دخالت دارند. امروزه، تعریف تروریسم بر اساس ایجاد رعب و وحشت از طریق انفجار، ترور افراد یا حملات مسلحانة سازمان یافته، تعریف رایجی است. اما تروریسم مواد مخدر که خطر بالقوه برای زندگی بشر محسوب میشود، تروریسم پنهانی است که در خدمت انواع تروریسم دیگر قرار دارد و به تعبیر بهتر، اقسام تروریسم را در خود جمع کرده است. به عبارتی دیگر نارکوتروریسم که به دست مافیای مواد مخدر و باندهای سیاسی قدرت در سطح جهان هدایت می شود تروریسم پنهانی است که به طور خزنده در خدمت انواع دیگرتروریسم است.
کاربری نادرست مواد مخدر و قاچاق آن در سایه گسترش فناوری های ارتباطی و رایانه ای، باندهای مافیایی و دست های پنهان و آشکار باندهای سیاسی قدرت، امروزه چنان پیچیدگی یافته است که سازمان ملل متحد آن را از جرایم سازمان یافته دانسته و به تدوین کنوانسیون ها و پروتکل های گوناگون برای رویارویی با آن(کنوانسیون های 1971،1961، پروتکل اصلاحی 1972 و کنوانسیون 1988) پرداخته است.
حجم کلان تجارت و چرخش مالی مرتبط با قاچاق مواد مخدر در جهان و نقش مافیای منطقه ای و جهانی با پشتیبانی سرویس های اطلاعاتی برخی کشورها، این موضوع را بسیار قابل تأمل کرده است. از دیدگاه مجامع بین المللی، قاچاق مواد مخدر و داروهای روان گردان، جهان را در قرن حاضر تهدید می کند.
نارکوتروریسم، برخشونتی دلالت دارد که از سوی سوداگران مواد مخدر به کار گرفته می شود. همان گونه که در ابتدای بحث مطرح شد ریس جمهور اسبق پرو اولین کسی بود که این نوع تروریسم را در سال 1983 میلادی برای توصیف حملات تروریست گونه علیه پلیس مبارزه با مواد مخدر این کشور به کار برد. منظور از نارکو تروریسم حملات سوداگران مواد مخدر با هدف تأثیر گذاری بر سیاست های دولت و قانون گریزی به واسطه تهدیدات منظم و استفاده از خشونت است. پابلواسکوبار[1]، قاچاقچی کلمبیایی، یکی ازنمونه های معروف نارکوتروریسم معرفی می شود.
نارکو تروریسم امروزه جزو سیاست های مهم داخلی و خارجی است. با این حال باید توجه داشت هر چند این کلمه اغلب مورد استفاده قرار می گیرد و به عنوان بنیاد چند تصمیم سیاسی تلقی می شود، تعریف آن مبهم است چرا که تمرکز و ادله متفاوتی بسته به اینکه کدام بخش از این کلمه مرکب مورد تأکید است وجوددارد.
اصطلاح"نارکوتروریسم"ابتدا برای توصیف مبارزات انتخاباتی علیه قاچاق موادمخدرباروش های تروریستی استفاده شد، مانند استفاده از بمب در اتومبیل ها، ترور و آدم ربایی، علیه پلیس مبارزه با مواد مخدر در کلمبیا و پرو تروریست های نارک در این زمینه به افرادی نظیر پادشاه قاچاق مواد مخدر پابلو اسکوبار از کارتل Medelli'n در کلمبیا و سایراعضای کارتل قاچاق مواد مخدر، مافیا و یا دیگر سازمان های جنایتکار اشاره دارد، کسانی که اقدامات شان به عنوان "تلاش برای قاچاق مواد مخدر تعریف شده است تا سیاست های دولت را با تهدیدی سیستماتیک یا با استفاده از خشونت تحت تأثیر قرار دهند " .طبق این تعریف، سازمان قاچاق مواد مخدر به عنوان هدف مرجع تجزیه و تحلیل معاملات غیر قانونی مواد مخدر که نخستین فعالیت آنها بود و روش های تروریستی که گاهی اوقات به آن دست می زدند در نظر گرفته می شود.
با این حال، همچنین می توان روی بخش تروریسم این کلمه مرکب نارکو- تروریسم تمرکز کرد. سازمان مبارزه با مواد مخدر ایالات متحده (DEA) این جنبه از این اصطلاح را در تعریف نارکو تروریسم تحت پوشش قرار داده است، که بیان می کند " نارکو تروریسم " ممکن است با مشارکت گروه ها یا افراد مرتبط در مالیات، تأمین امنیت و یا در غیر این صورت با کمک به قاچاق مواد مخدر و تلاش برای افزایش و یا تأمین مالی فعالیت های تروریستی مشخص شود". تعریف DEA برسازمان های تروریستی تمرکز کرده و این حقیقت که اخیرا برخی سازمان های تروریستی از قاچاق مواد مخدر به منظور هدف کسب درآمد و سود استفاده می کنند را برجسته می کند.
به این ترتیب تعریف نارکو تروریسم تقریبا تعریفی دوگانه پیدا می کند، جایی که تعریف آن با تأکید بر جنبه مواد مخدر و یا برجنبه تروریسم ممکن است به طور قابل توجهی متفاوت باشد. ممکن است بحث شود که تفاوت در تأکید اهمیت کمی دارد چرا که مفهوم نارکو تروریسم می تواند به عنوان یک همگرایی میان دو پدیده در نظر گرفته شود.
قاچاق وتروریسم، با سازمان هایی که کمی از هر دو جنایت را مرتکب می شوند ارتباط دارند. با این وجود هر دو اینها تا حدودی درست هستند. لازم به ذکر است که حتی با تأیید بر دوگانگی معنایی این اصطلاح، نارکو تروریسم یک مفهوم مشکل ساز است و بحث و تبادل نظر در مورد دو مفهومی که می رساند می تواند موضوع را به جای اینکه ساده تر کند پیچیده تر سازد.
تأملی برابهام مفهوم نارکو تروریسم
با توجه به تروریسم، Weinberg و همکارانش استدلال می کنند که مفهوم تروریسم دچار معنای "کشش" است و وابستگی آن به مفاهیم دیگر مانند تروریسم سایبری و نارکو تروریسم خطرپذیرفتن اصطلاح تروریسم را به مفاهیم مختلف بیشتر سوق می دهد و در نتیجه تعریف آن را پخش می کند . همچنین نویسندگانی هستند که به نظر می رسد وقتی درباره همگرایی بین سازمان های جنایی و تروریستی بحث می کنند از به کار بردن این اصطلاح اجتناب می کنند . علیرغم آن، به دلیل ابهامات معنایی نارکو تروریسم و همچنین استفاده مکرر از این کلمه، این مقاله از اصطلاح، نارکو تروریسم در بحث خود استفاده خواهد کرد. به این ترتیب امیدواریم که کمک کمی به درک چشم انداز این مفهوم با توجه به حوزه علم و سیاست کرده باشیم.
به منظور مشخص کردن ابهام مفهوم نارکو تروریسم و ارائه چارچوب نظری به خواننده، این مقاله مایل است بر اساس مدل زنجیره ای ترور- جنایت که توسط تامارا ماکارنکو ارائه شده پیش برود. این مدل، جنایات سازمان یافته و سازمان های تروریستی را روی محوری ترسیم می کند که در آن جرایم سازمان یافته و تروریسم به ترتیب در سمت چپ و راست قرار دارند. به طور کلی، این مدل نشان دهنده افزایش تعامل بین جرایم سازمان یافته و تروریسم از دهه 1990 است و به طور خاص به چهار شکل مختلف روابط بین این دو نوع سازمان اشاره دارد: اتحاد، انگیزه های عملیاتی، همگرایی و "سیاه چاله" . از این رو سازمانها با توجه به انگیزه های حاکم بر اعمال شان و محیطی که در آن فعالیت می کنند، روی محور ترور-جنایت قرار می گیرند . مدل زنجیره ترور- جنایت همچنین بر تغییر رفتار انگیزشی فعالیت گروه و عواقب آن و موقعیت یک سازمان که معلق است تا ثابت اشاره دارد. چنین حرکتی در طول زنجیره توسط یک سازمان می تواند با تغییر شرایط خارجی یا داخلی تحریک شود. به عنوان مثال، تغییر در رهبری، همانند مورد جوما نمنگانی، رهبر حرکت اسلامی ازبکستان (IMU)، کسی که تصور می شد درماه نوامبر سال2001 پس از حملات هوائی در کندو کشته شده است، می تواند به طور قابل توجهی عوامل انگیزشی یک سازمان را تغییردهد. دراین مورد اهداف ایدئولوژیک اختصاصی نمنگانی برای استفاده ازخشونت پس ازمرگ او به میزان زیادی به نفع عوامل انگیزشی مالی ممنوع شده است. این کار سپس دلایل IMU برای شرکت در جرایم سازمان یافته را تغییر داد.
با توجه به توصیف ماکارنکو، شایع ترین فعالیت جنایی که سازمان های تروریستی در آن درگیر بودند تجارت بین المللی مواد مخدر است، در نتیجه هرچند جرایم سازمان یافته ممکن است شامل فعالیت های جنایی مختلف مانند تجارت اسلحه، قاچاق انسان، اخاذی با تهدید باشد با مشاهده جنبه جنایی این زنجیره تنها به عنوان تجارت مواد مخدر، این مدل زنجیره ای می تواند به عنوان یک ابزار برای مشاهده مفهوم نارکو تروریسم استفاده شود. هرچند مدل زنجیره ای ترور- جنایت در نظرگرفتن رخدادهای خاص شکست خورد، مانند اینکه چرا تعداد کمی سازمان اگر وجود داشته باشند از یک جنبه جنایی تر به سمت جنبه سیاسی تر این حوزه حرکت می کنند این مدل در اینجا جرایم جهانی 307 را به سهم خود نشان می دهد تا درک و ترسیم عملی تعامل جرم وتروریسم را به عنوان یک موردزنجیره ای تئوری برای تعریف مبهم اصطلاح نارکوتروریسم روشن سازد. این به این دلیل است که این پدیده می تواند در سرتاسر این زنجیره یافت شود بنابراین بر هر یک از این تعاریف تأکید می کند، همکاری سازمان هایی مانند باندهای جنایتکار روسی و القاعده که اساسا انگیزه های متفاوت و سطح درگیری در فعالیت های جنایی متفاوت و تجارت مواد مخدر و فعالیت های تروریستی متفاوتی دارند. با در نظر گرفتن تصویر منحصر به فرد تر نارکو تروریسم در ذهن، این مقاله در حال حاضر شباهت ها و تفاوتهای سازمان ها در طول این زنجیره را بررسی می کند و می بینید که چگونه ترکیب جنگ با تروریسم برای مقابله با تهدید نارکو تروریسم مدیریت می شود.
سه شنبه: 20 / 10 / 1401- 17 جمادی الثانی 1444- 10 ژانویه 2023
[1] - خشونت پابلو امیلیو اسکوبار گاویریا (۱ دسامبر ۱۹۴۹ – ۲ دسامبر ۱۹۹۳ ) در روابطش با دولت کلمبیا احتمالاً یکی از شناخته شده ترین و بهترین نمونه های مستند تروریسم مواد مخدر است. وی قاچاقچی کلمبیایی کوکایین بود. او به عنوان ثروتمندترین قاچاقچی تاریخ بشر شناخته میشود که ثروت خالصش تا ۳۰ میلیارد دلار (معادل ۴۸ تا ۵۸ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۸) میرسید.پابلو اسکوبار با القابی چون پدرخوانده، رئیس، جادوگر، رابین هود، بزرگترین گانگستر جهان، قاچاقچی افسانهای، سلطان کوکائین یکی از مشهورترین چهرههای تاریخ معاصر کلمبیا است که در دهههای ۸۰ و ۹۰ میلادی به کابوس این کشور تبدیل شده بود.شغل پابلو، تجارت کوکائین کلمبیا به آمریکا و اروپا بود ولی با اشتغال برای مردم و ساخت خانهها برایشان و تأسیس کارخانهها و تفریحات و سرگرمیها و ورزش برای مردم یک چهره محبوب بود؛ مخصوصاً در شهر زادگاهش مدلین. وی رئیس باشگاه فوتبال اتلتیکو ناسیونال بودهاست. پابلو اسکوبار علاوه بر تجارت کوکائین که با محبوبیت و رشوه و قتل همراه بود اما علاقمندی سیاسی و منش سوسیالیستی هم داشت (مانند چه گوارا در آمریکای لاتین). او آرزوی رئیسجمهور کلمبیا شدن را داشت حتی در انتخابات به دلیل محبوبیت مردمی به نمایندگی مجلس کنگره کلمبیا هم رسید. پول فراوان و منش سوسیالیستی و ورود به سیاست آنهم در کشور کلمبیا که حیاط خلوت آمریکا بود، برایش دردسرساز شد. تلاشهای پابلوی قاچاقچی، ثروتمند محبوب برای رسیدن به مقامات بالای سیاست کلمبیا و روحیه ضدآمریکایی او باعث خونریزیهای فراوان شد و ترورهای فراوان سیاسی و قضات و پلیس را بهدنبال داشت. ترور کاندیدای ریاست جمهوری و انفجار هواپیمایها کاندیداها از جملهٔ آنها هستند. آمریکا با فشار بر دولت کلمبیا و همکاری با پلیس کلمبیا و اتحاد با گروههای تبهکار کلمبیایی لوس پپس و باند رقیب قاچاق کوکایین شهر کالی، عرصه را بر اسکوبار تنگ کرد. او دیگر نمیتوانست ثروتش را در بانکهای دولت نگهداری کند و افرادش هم کشته و تلفات سنگین میداد و دائم در جنگ گریز با دشمنانش بود. او به دلیل محبوبیت مردمی و قدرتش توانست با قانون «استرداد»، با آمریکا مقابله کند و طی تفاهم با دولت در زندان مجلل خودساخته کاتدرال درون کشور کلمبیا زندانی باشد، که البته از آنجا هم به فعالیتهای پولساز تجارت کوکائینش و رفتارهای جاهطلبانه سیاسی ضدآمریکایی ادامه میداد. دولت آمریکا با فشار بر دولت کلمبیا قصد حمله و دستگیری و مرگ او را داشت که پابلو با دانستن آن از زندانش فرار کرده و در شهر محبوبش مدلین بین مردم با مأموران مواد مخدر آمریکا و پلیس کلمبیا و گروهای مخالفش درگیریها را ادامه داد. نهایتاً با متلاشی شدن باند او و کشته شدن افرادش، اسکوبار در سال ۱۹۹۳ در کلمبیا بهدست پلیس و ارتش کلمبیا در یک درگیری کشته شد. به گفته روبرتو اسکوبار برادر و حسابدار شخصی پابلو، وی در اوج قدرتش هفتهای صد میلیون دلار درآمد داشت و ثروت او به قدری عظیم بود که صندوقهای پول نقد را در مزارع کشاورزی، انبارهای مخروبه و بین دیوار خانههای اعضای شبکه خود پنهان میکرد و هر سال حدود ۱۰ درصد این پولها به دلیل جویدن موشها یا نفوذ آب از بین میرفتند. تنها پسر او سال ۲۰۰۹ در مصاحبهای با دیلی تلگراف گفت که یک بار پدرش هنگام فرار به همراه اعضای خانواده حدود دو میلیون دلار اسکناس را آتش زد تا با آنها گرم شویم و غذا بپزیم. پابلو اسکوبار در کنار تجارت مواد برای مردم مدلین خانههای رایگان میساخت و زمانی که بین مردم بود به آنها همانند رابین هود پول اهدا میکرد و به شدت از آن زمان تا کنون مورد احترام مردم کلمبیا بهخصوص شهر مدلین است.

