محاسبه هزینه فایده جنگ روسیه علیه اوکراین
اسدالله افشار
تصمیم برای حمله آشکار و گسترده به اوکراین، روند بلندمدت به سمت نظامیسازی سیاست خارجی روسیه را به اوج رساند. با این حال، این بار نیروهای مسلح نه به صورت محدود، بلکه بسیار گسترده تر، مستقر می شوند و رهبری روسیه آماده است تا خطرات نظامی و همچنین هزینه های قابل توجه در این خصوص (مثلاً تلفات) را بپذیرد. این اتخاذ سیاست جنگی به یک تغییر اساسی در محاسبه هزینه و فایده کرملین اشاره دارد. زیان های اقتصادی و عقلانیت (تحریم ها) دیگر نقشی ندارند. مسائل هویت ملی و الگو به عنوان یک قدرت بزرگ اصول راهنما هستند. این در استدلال شبه تاریخی که پوتین با آن حق وجود اوکراین را به عنوان یک کشور مستقل انکار میکند و همچنین در حداکثر خواستههایی که از اوکراین و ناتو میکند منعکس میشود. از نگاه تحلیل گران بین المللی فراخوان پوتین برای جنگ و تجاوز به اوکراین نشان میدهد که او دیگر اوکراین بدون اتحاد را یک هدف کافی نمیداند و می داند که دیگر اوکراین قادر به دفاع از خود نیست؛ و درست به همین دلیل تقاضا برای "از نژاد زدایی" اوکراین ثابت می کند که جایگزینی نظامی اجباری رهبری سیاسی با یک دولت دست نشانده طرفدار روسیه، هدف اصلی عملیات نظامی است.
صرف نظر از این که رهبری روسیه چه برنامههایی را برای زمان بعد از تهاجم دنبال میکند (دولت دست نشانده، الحاق به یک کشور، اتحادیه با بلاروس، مدلهای تقسیم)؛کنترل بر اوکراین به عنوان پیشنیاز برای ایجاد منطقه نفوذ و همچنین برای تغییر غیرمستقیم نظم امنیتی یورو آتلانتیک به نفع خود در فضای پس از شوروی تلقی میشود. پیش نویس معاهدات ارائه شده به ایالات متحده و ناتو در دسامبر 2021 نشان می دهد که مسکو به یک منطقه حائل با انگیزه امنیتی در فضای پس از شوروی راضی نخواهد بود. در واقع، سرزمینهای اعضای شرقی ناتو بهعنوان یک منطقه حائل مورد هدف قرار میگیرد که قرار است ائتلاف از آن خارج شود.
با حمله به اوکراین، مذاکرات با روسیه در مورد نظم امنیتی یورو آتلانتیک فعلا منسوخ شده است. ناتو و اتحادیه اروپا باید برای تحریکات بیشتر روسیه و احتمال تشدید تنش در خارج از خاک اوکراین آماده شوند. پوتین به طور ضمنی تهدید به تشدید تنش هسته ای در صورت مداخله کشورهای غربی کرد. درگیری در دریا و هوا نیز دارای پتانسیل تشدید بیشتر است. مهمتر از همه، کشورهای اتحادیه اروپا و ناتو باید بدانند که مدتهاست بخشی از جنگ روسیه بودهاند: در تفکر نظامی روسیه، جنگهای مدرن دیگر به طور رسمی اعلام نمیشوند. در عوض، آن ها به سادگی تکامل می یابند و به طور قابل توجهی توسط ابزارهای غیر نظامی به کار گرفته می شوند. در برابر این پس زمینه، اطلاعات نادرست، بخش جدایی ناپذیر از جنگ روانی ("mental'naya voyna") را تشکیل می دهد که چه بسا در نهایت خروجی آن که منجر به حاکمیت می گردد با درگیری به دست آید. البته آن چه لازم است بدانیم این نکته مهم است که در این مسیر به موازات حملات سایبری، گسترش فعالیت های براندازی و اطلاعاتی نیز قابل انتظار است.
قدرت نمایی در سیاست خارجی و داخلی
برخی از تحلیل گران غربی براین باورند که تجاوز مسکو به اوکراین با انگیزه سیاست داخلی صورت نگرفته است و نمی توان آن را تلاشی برای الحاق کریمه بشمار آورد و لذا باید آن را گامی در جهت دستیابی به اهداف نئو امپریالیستی و تجدیدنظرطلبانه دانست و به حساب آورد. بعید است جامعه روسیه در کوتاه مدت مقاومت قابل توجهی از خود نشان دهد. افزایش سرکوب های دولتی به دو هدف دست یافته است: اول آنها اقلیت رو به رشد در کشور را که مایل به اعتراض هستند، مرعوب کرده اند. و دوم ساختارهای اپوزیسیون را که هنوز در سطح سیاسی و جامعه مدنی وجود داشتند، درهم شکستند. تظاهرات بزرگی مانند تظاهرات علیه الحاق کریمه و جنگ در دونباس در سالهای 2014 و 2015 امروز به سختی قابل تصور است. ترور بوریس نمتسوف در فوریه 2015، یکی از رهبران تظاهرات در آن زمان، در نگاهی به گذشته مانند یک کابوس وحشتناک برای وضعیت فعلی به نظر می رسد.
در جامعه روسیه، آسیب های ناشی از دو جنگ چچن، جنگ افغانستان و جنگ جهانی دوم هنوز وجود دارد. به ویژه، خاطره دومی به طور سیستماتیک در یک روایت تبلیغاتی «دفاعی» ساخته شده است، که اکنون نیز به شکلی هدفمند مورد استفاده قرار می گیرد. هدف از عملیات ویژه روسیه، به گفته پوتین، "تنش زدایی" با اوکراین است. او مدعی است که روسیه از خود در برابر "خشم فاشیسم" تحت کنترل غرب دفاع می کند. بدون این روایت، جذب جمعیت روسیه به کمپین در دراز مدت دشوار خواهد بود. تلفات روسیه در حال حاضر در داخل کشور پنهان شده است - مشابه تلفات درگیری روسیه در جنگ دونباس در سال های 2014 و 2015.
سرکوب همچنان افزایش خواهد یافت. از آغاز تجاوز تاکنون بیش از 5000 نفر بازداشت شده اند (و برخی از آنها مورد آزار و اذیت قرار گرفته اند). سانسور شدید و آزار و اذیت رسانه های مستقل نیز همچنان افزایش خواهد یافت. نشست شورای امنیت ملی که از تلویزیون ملی در مورد به رسمیت شناختن "جمهوری های مردمی" در 21 فوریه پخش شد، نمایش قدرت مطلق پوتین در برابر رهبری عالی دولت، پارلمان و سرویس های امنیتی بود. در همان زمان، رئیس جمهور روسیه بخشی از مسئولیت رویدادها را به اعضای شورای امنیت و همچنین لوکاشنکو، حاکم بلاروس، محول کرد.
جنگ علیه اوکراین می تواند در بلند مدت تأثیربی ثبات کننده ای برروسیه داشته باشد. برخی تحلیل گران غربی هم با تأسی به دیدگاه های افراطی معتقدند؛ صحبت هایی درباره آغاز پایان حکومت پوتین که اکنون در مناسبت های مختلف شنیده می شود، ممکن است موجه باشد اما با این حال، اوکراین را که در حال حاضر توسط تانک های روسی تسخیر شده است، نجات نخواهد داد.
تحریم روسیه توسط کشورهای غربی
در واکنش به جنگ روسیه علیه اوکراین، کشورهای غربی تحریم های گسترده ای را اعمال کردند. بهویژه تحریمهای مالی به دلیل تأثیر فوری، ابزار انتخابی بودند. بانکهای روسیه به درجات مختلفی از سیستم مالی بینالمللی قطع شدند و ذخایر بانک مرکزی روسیه مسدود شد و امکان کاهش اثرات تحریمها را از این بانک سلب کرد. با این حال، قوی تر از اقدامات خاص، عدم اطمینان عمومی و واکنش تنبیهی مرتبط با بازارها است. نمی توان پیش بینی کرد که چه معاملات تجاری و مالی با روسیه حتی در آینده نزدیک امکان پذیر خواهد بود. با توجه به این موضوع و به دلیل نگرانی های مربوط به شهرت، بسیاری از شرکت های بزرگ اعلام کرده اند که در اسرع وقت روسیه را ترک خواهند کرد یا صادرات و واردات را متوقف خواهند کرد.
برای جلوگیری از سقوط روبل و وحشت در میان مردم، بانک مرکزی روسیه کنترل سرمایه شدیدی را اعمال کرد. سرمایه گذاران خارجی (نه تنها غربی) به طور خلاصه از فروش اوراق بهادار و سرمایه گذاری منع شدند. بنابراین، کاهش روبل در ابتدا ملایم باقی ماند. با این حال، ممنوعیت های بانک مرکزی تجاوز گسترده به حقوق مالکیت سرمایه گذاران است که اعتماد به بازار سرمایه روسیه را برای سال های آینده از بین می برد. حتی اگر تحریم ها برداشته می شد، روسیه همچنان به عنوان مکانی برای سرمایه گذاری نامطمئن بود.
جنگ وحشیانه فزایندهای که توسط روسیه به راه انداخته شده است و اکنون جمعیت غیرنظامی اوکراینی را نیز هدف قرار داده و میدهد، مسئله اقدامات احتمالی بیشتر علیه مسکو را مطرح میکند. تحریمها علیه بانکها میتواند تمدید شود؛ تاکنون تنها تعداد انگشت شماری از آنها تحت تأثیر شدیدترین به اصطلاح «تحریمهای مسدودکننده» آمریکا قرار گرفتهاند. علاوه بر این، فشار بر روسیه نیز می تواند با تحریم نفتی افزایش یابد. تجارت نفت حدود 700 میلیون دلار در روز به خزانه روسیه سرازیر می شود (علاوه بر حدود 150 میلیون دلار برای صادرات گاز).
تحریم نفتی علیه روسیه تنها تا حدی امکان پذیر است، زیرا چین در آن شرکت نخواهد کرد و باید در سطح بین المللی هماهنگ شود. در غیر این صورت، افزایش قیمت ها در بازارهای انرژی که از قبل متشنج هستند، می تواند تأثیر مالی بر روسیه را خنثی کند. برای تأثیرگذاری بر نتیجه جنگ، تحریم باید به سرعت اجرا شود. بنابراین یک اقدام فوری اما در ابتدا موقت - تحریم یک ماهه - قابل تصور است که به موازات آن با فروش هماهنگ نفت از ذخایر استراتژیک بین المللی همراه باشد. در عین حال، فشار سیاسی باید بر کشورهای تولیدکننده اوپک برای استفاده از ظرفیتهای تولید آزاد اعمال شود. منافع تجاری این کشورها در گرفتن سهم بازار از روسیه، در لحظه ای که مسکو با محکومیت بین المللی مواجه است، می تواند به تضمین همکاری آنها کمک کند.
یکشنبه: 27 / 06 / 1401- 21 صفر 1444- 18 سپتامبر 2022

