درک خاستگاه افکار عمومی در جامعه سیاسی آمریکا
اسدالله افشار
افکار عمومی - نگرش شهروندان در مورد مسائل سیاسی، رهبران، نهادها و رویدادها - به عنوان یک پایه سیاسی برای حمایت از سیاستمداران معاصر عمل می کند. رؤسای جمهور، اعضای کنگره و حتی دیوان عالی باید در تلاش های خود برای حکومت و سیاست گذاری و اجرای سیاست، افکار عمومی را در نظر بگیرند. به عنوان معیاری که بر اساس آن قدرت دموکراسی آمریکایی را قضاوت می کنیم، افکار عمومی - منشأ آن، توسعه آن، و تأثیر آن - یکی از دغدغه های کلیدی علوم سیاسی مدرن است. ترجیحات عمومی در هر دو سطح فردی و جمعی بسیار پیچیده است. درک خاستگاه افکار عمومی، وضعیت دانش عمومی معاصر درباره سیاست، و روش هایی که نخبگان سیاسی افکار عمومی را شکل می دهند و اندازه گیری می کنند، اهداف کلیدی این یادداشت هستند.
1- افکار عمومی چیست؟
افکار عمومی چیست؟ چگونه بیان می شود؟ رایج ترین موضوعاتی که مردم در مورد آنها عقاید سیاسی دارند چیست؟ شخصیت افکار عمومی آمریکا تا چه حد به بهترین وجه به عنوان اجماع محور یا به عنوان شاهدی بر قطبی شدن توصیف می شود؟
- افکار عمومی مجموعه ای از دیدگاه ها و علایق بسیاری از شهروندان در مورد مسائل سیاسی، رهبران، نهادها و رویدادها است.
- ترجیحات منعکس کننده آنچه مردم می خواهند است که با خواست آنها مشخص می شود. باورها منعکس کننده چیزهایی هستند که مردم می دانند و چگونه جهان را درک می کنند. ترجیحات و باورها به طور غیرمستقیم در پاسخ به انتخاب هایی که ارائه می شود بیان می شوند.
- در افکار عمومی آمریکا زمینههای مشترک یا اجماع وجود دارد، از جمله اجماع در مورد مشروعیت دولت، برابری فرصتها، آزادی و دموکراسی.
- با این حال، بسیاری از زمینه ها وجود دارد که در آن افکار عمومی در مورد مسائل سیاسی اختلاف نظر دارند و مردم نظرات متفاوت خود را از طریق ارتباطات خصوصی با مقامات رسمی، نوشته ها و بیانیه های عمومی و رأی بیان می کنند.
- افکار عمومی در مورد موضوعات مختلف سیاسی وجود دارد، از جمله نمونه های زیر:
- ارزیابی افراد در دولت و سایر نهادها
- ارزیابی سیاست های عمومی
- ارزیابی شرایط فعلی
- جهت گیری های سیاسی از جمله حزب گرایی و ایدئولوژی
بسیاری از ناظران معاصر استدلال میکنند که سیاست معاصر آمریکا با قطببندی مشخص میشود که نه تنها اجماع طولانیمدت آمریکا در مورد برخی موضوعات را منعکس میکند، بلکه همچنین تداوم درگیریهای مبتنی بر منافع را که توسط نظریه جناحگرایی آمریکا جیمز مدیسون پیشبینی شده بود، نشان میدهد.
2- خاستگاه افکار عمومی
آمریکایی ها نظرات خود را در مورد سیاست از کجا می گیرند؟ نفع شخصی چه نقشی در تعیین دیدگاه های سیاسی فرد دارد؟ رایج ترین منابع جامعه پذیری سیاسی کدامند و چگونه اختلاف نظرهایی را که سیاست آمریکا را اشغال می کنند روشن می کنند؟ نقش ایدئولوژی سیاسی در سازماندهی نظرات سیاسی آمریکایی ها چیست؟
- ترجیحات افراد در مورد سیاست و سیاست تا حدی ریشه در منافع شخصی دارد، از جمله منافع اقتصادی و همچنین منافع ناشی از قوانین مربوط به موقعیت جغرافیایی، موقعیت اجتماعی و سایر ویژگی های شخصی.
- نگرش افراد در مورد سیاست نیز معمولاً توسط ارزشهای اساسی که نوعا مادی می باشد شکل میگیرد که عمیقاً به دنبال آن هستند که هنجارهای تثبیت شده جامعه را منعکس میکنند.
- هویت افراد ترجیحات آن ها را نیز شکل می دهد، زیرا آن ها از وابستگی های روانشناختی اساسی استفاده می کنند که فراتر از علایق و ارزش ها است.
- ترجیحات به صورت اجتماعی به عنوان محصول عوامل و فرآیندهای مختلفی که به عنوان جامعه پذیری سیاسی شناخته می شوند، شکل می گیرند. عوامل متعددی برای جامعه پذیری وجود دارد که در زیر به آن ها اشاره می گردد:
- خانواده عامل مهم اجتماعی شدن است. کودکان اغلب (اگرچه به هیچ وجه همیشه) ترجیحات سیاسی والدین خود را جذب می کنند.
- آموزش، که امری بدیع و عالی و منبع ارزش های مشترک است، باعث ایجاد تفاوت های سیاسی نیز می شود، زیرا تفاوت در پیشرفت تحصیلی به شدت با تفاوت در مشارکت سیاسی مرتبط است.
- گروههای اجتماعی غیرارادی (مانند گروههای جنسیتی و نژادی) و نیز گروههای اجتماعی داوطلبانه (مانند احزاب سیاسی، اتحادیههای کارگری، سازمانهای مذهبی، گروههای آموزشی و شغلی) تفاوتهای مهمی در نگرشهای سیاسی به همراه دارند. الگوهای عقاید متفاوت بر اساس نژاد، قومیت، فرقه مذهبی و جنسیت به طور مکرر در نظرسنجی ها ظاهر می شوند.
- تغییر شرایط سیاسی مرتبط با تفاوتهای نسلی و زمانی که افراد برای اولین بار در مشارکت سیاسی استخدام میشوند، میتواند نگرشها و رفتار سیاسی را تغییر دهد.
- گاهی اوقات باورها، نگرش ها و عقاید افراد برای شکل دادن یک ایدئولوژی سیاسی (یعنی یک فلسفه کلی در مورد نقش دولت) منسجم می شود که به آن ها در زیر اشاره می شود:
- لیبرال ها تمایل به حمایت از اصلاحات سیاسی و اجتماعی دارند. مداخله گسترده دولت در اقتصاد؛ خدمات اجتماعی فدرال؛ تلاش بیشتر از طرف فقرا، اقلیت ها و زنان؛ نگرانی های زیست محیطی؛ و حقوق مصرف کننده.
- محافظه کاران تمایل دارند ازوضعیت اجتماعی و اقتصادی موجود حمایت کنند. بسیاری از دولتهای کوچکتر؛ مخالف مقررات تجارت، مخالف سقط جنین، حامی برگزاری نماز در مدرسه، و خواهان حمایت از حفظ قدرت نظامی آمریکا هستند.
3- افکار عمومی و دانش سیاسی
وضعیت توجه سیاسی و دانش سیاسی در بین شهروندان آمریکایی چگونه است؟ وضعیت فعلی دانش سیاسی در آمریکا چه پیامدهایی دارد؟ مواردی که در ذیل مطرح خواهد شد در حقیقت بیان کننده پاسخ دو پرسش این بخش خواهد بود:
- از آنجا که به دست آوردن اطلاعات سیاسی پرهزینه است، آمریکایی ها زمان، انرژی یا توجه کافی را به سیاست برای درک یا ارزیابی کامل مسائل اختصاص نمی دهند. این ناآگاهی «عقلانی» از سیاست، شهروندانی را به وجود می آورد که دانش و آگاهی کمی از سیاست دارند.
- وقتی آمریکاییها به دنبال اطلاعات در مورد سیاست هستند، بسیاری به دنبال کسب اطلاعات سیاسی «ارزان» با گرفتن سرنخهایی از افراد مورد اعتماد (مانند وزرا، مفسران، روزنامهنگاران، دوستان و غیره) هستند یا مسائل را در پرتو عقاید و ایدئولوژیهای عمومی قبلی تفسیر میکنند.
- پیامدهای این بی توجهی جمعی به سیاست شامل ناتوانی افراد در دفاع از منافع سیاسی خود و این واقعیت است که بی توجهی گسترده فرآیندهای دموکراتیک را در معرض دستکاری بیشتر کسانی قرار می دهد که به دنبال شکل دادن به افکار عمومی هستند. با این حال، سیاست دموکراتیک به دلیل "جادوی تجمع" امکان پذیر است.
4- شکل دادن به عقیده: رهبران سیاسی، گروه های خصوصی و رسانه ها
نیروهای اولیه که به دنبال دستکاری، تأثیرگذاری و شکل دادن به افکار عمومی هستند کدامند؟ این نیروها چگونه برای شکل دادن به عقیده پیش می روند؟ ماهیت تأثیرآن ها چیست ؟ شاید بتوان پاسخ این سئوالات را با درک مطالب زیر دریافت نمود:
- همه دولتها تلاش میکنند تا باورهای شهروندان خود را دستکاری کنند، اگرچه در آمریکا، پیامهای دولتی با بسیاری از بازیگران سیاسی دیگر رقابت میکنند. اگرچه آنها از نظر نحوه برخورد دقیق با تغییر افکار عمومی متفاوت هستند، اما همه روسای جمهور اخیر از نظرسنجی های کمپین انتخاباتی برای سنجش و شکل دادن به افکار عمومی استفاده کرده اند.
- گروه های سیاسی، تجاری و عمومی، رهبران افکاری هستند که به دنبال شکل دادن به افکار عمومی در مورد مسائل فردی و ترویج علل ایدئولوژیک هستند.
- رسانه های ارتباطی از جمله قدرتمندترین نیروهای فعال در بازار ایده ها هستند. رسانه های جمعی را می توان میانجی بین نخبگان سیاسی از یک سو و مردم از سوی دیگر در نظر گرفت . با این حال، اینها میانجیهای مؤثری هستند: رسانههای جمعی دستور کار عمومی را تعیین میکنند. معیارهایی که شهروندان بر اساس آن سیاستمداران و رویدادهای سیاسی را ارزیابی می کنند، «نخستین» است. و رویدادها و مسائل را به گونهای «چارچوب» کنید که بر تفسیرهای عمومی از سیاست تأثیر بگذارد.
5- سنجش افکار عمومی
سنجش افکار عمومی از طریق نظرسنجی چه تاثیراتی دارد؟ نظرسنجی ها از چه تکنیک هایی استفاده می کنند؟ چگونه ممکن است آن تکنیک ها گاهی منجر به خطا در اندازه گیری یا تغییرات آشکار در افکار عمومی شود؟ با عنایت به پرسش های مذکور موارد مرتبطی را با این پرسش ها یادآور می شویم:
- در حالی که سیاستمداران برای سنجش افکار عمومی از طریق سنجش تشویق، شمارش جمعیت یا از طریق تماس فردی با شهروندان استفاده میکردند، سیاستمداران معاصر از نظرسنجیهای عمومی برای تصمیمگیری در مورد نامزدی، حمایت از چه سیاستهایی، نحوه رای دادن و درخواستهای تجدیدنظر استفاده میکنند. برای ایجاد در کمپین ها.
- نظرسنجی ها برای ساختن تصویری از افکار عمومی استفاده می شوند. اگر به درستی انجام شوند، می توانند کاملا دقیق باشند. نکاتی را د راین خصوص باید در نظر گرفت:
- اول، نظرسنجیکنندگان باید نمونهای نماینده از جمعیتی را که میخواهند توصیف کنند انتخاب کنند. نظرسنجیکنندگان بهدنبال اجتناب از سوگیری انتخاب، از انواع تکنیکهای نمونهگیری، از جمله نمونهگیری احتمالی و شمارهگیری تصادفی رقمی استفاده میکنند.
- پایایی نظرسنجی ها تابعی از حجم نمونه است. نظرسنجی های خوب خطای نمونه گیری خود را گزارش می دهند.
- طراحی نظرسنجی، جمله بندی سؤال و حتی ترتیب سؤالات در نظرسنجی می تواند منجر به خطای اندازه گیری شود.
- خود فرآیند نظرسنجی می تواند تأثیر خود را بر افکار عمومی بگذارد.
- برای مثال، نظرسنجی فشاری، تکنیکی است که در آن سؤالات دقیقاً برای شکل دادن به نظر پاسخدهنده بیان میشوند.
- تمرکز نظرسنجی بر روی یک موضوع یا مجموعه ای از موضوعات خاص می تواند توهم برجسته بودن را ایجاد کند (یعنی یک موضوع برای مردم مهم است در حالی که در واقع مهم نیست).
- نتایج نظرسنجی گاهی اوقات یک اثر باند واگن[1] ( باند بازی) نیز ایجاد می کند، به موجب آن حمایت از یک نامزد یا موضوع دقیقاً به این دلیل افزایش می یابد که نامزد یا موضوع محبوبیت گزارش شده است.
6- افکار عمومی چگونه بر سیاست دولت تأثیر می گذارد؟
نقش مناسب افکار عمومی در سیاستی که هم برای دموکراسی و هم برای جمهوریخواهی ارزش قائل است، چیست؟ سیاستمداران چگونه برای ما حکومت می کنند؟ چگونه می توانیم برای خود سیاست گذاری کنیم؟
موارد زیر ما را برای درک بیشتر و دریافت پاسخ سئوالات مذکور هدایت می کند:
- تدوین کنندگان از اعتماد به مردم در مورد حکومت می ترسیدند و برخی از نهادها را طراحی کردند که دولت را از فشار مردم دور نگه می دارد.
- در حالی که برخی از محققان استدلال می کنند که شهروندان آمریکایی فاقد دانش اساسی سیاسی هستند و در نظراتی که به نظرسنجی ها گزارش کرده اند غیرقابل پیش بینی بوده اند، برخی دیگر استدلال می کنند که در سطح کل، افکار عمومی منسجم و پایدار است.
- در کشورهای دموکراتیک، رهبران باید به افکار عمومی توجه داشته باشند و اکثر شواهد نشان می دهد که آن ها این کار را می کنند. با این حال، گاهی اوقات سیاستها با افکار عمومی مطابقت ندارند، یا به این دلیل که اقلیت بسیار بیشتر اهمیت میدهند، یا به این دلیل که افکار سریعتر از سیاستها تغییر میکنند.
- ابزارهای دموکراتیک مانند طرح های رأی گیری ممکن است تناقضات بین افکار عمومی و سیاست عمومی را برطرف کنند، اگرچه این مکانیسم ها نیز در معرض دستکاری نخبگان هستند.
سه شنبه: 8 / 06 / 1401- 2 صفر 1444- 30 آگوست 2022
[1] - اثر باند بازی اشاره به تمایل مردم به اتخاذ رفتار خاص، سبک و یا نگرش به سادگی به دلیل هر کس دیگری آن را انجام دهد. افراد بیشتری که روند خاصی را اتخاذ می کنند، احتمال بیشتری پیدا می کند که افراد دیگر نیز در این مسیر گام بردارند. اثر باند واگن بخشی از یک گروه بزرگتر از تعصبات شناختی یا اشتباهات در تفکر است که بر قضاوت ها و تصمیماتی که مردم می گیرند تأثیر می گذارد. تعصب های شناختی اغلب برای کمک به مردم به فکر کردن و تشویق سریع تر طراحی شده اند، اما اغلب، محاسبات غلط و اشتباهات را ارائه می دهند.

