نظریه پایه قدرت
اسدالله افشار
در علوم اجتماعی و علوم سیاسی، قدرت؛ تولید اجتماعی اثری است که ظرفیت ها، اعمال، باورها یا رفتار کنشگران را تعیین می کند.(1) قدرت منحصراً به تهدید یا استفاده از زور (اجبار) توسط یک بازیگر علیه بازیگر دیگر اشاره نمی کند، بلکه ممکن است از طریق ابزارهای پراکنده (مانند نهادها) نیز اعمال شود.(2) قدرت همچنین ممکن است اشکال ساختاری داشته باشد، که در این اشکال؛ کنشگران را در ارتباط با یکدیگر سفارش می کند (مانند تمایز بین ارباب و برده)، و یا اشکال گفتمانی داشته باشد که در این صورت، مقولات و زبان ممکن است به برخی رفتارها و گروه ها نسبت به دیگران مشروعیت بخشد.
اصطلاح اقتدار اغلب برای قدرتی به کار می رود که توسط ساختار اجتماعی؛ مشروع یا مورد تأیید اجتماعی است. قدرت را می توان بد (ناعادلانه) و یا خوب دانست و به عنوان میراثی است که به ارث رسیده و یا برای اعمال اهداف انسانگرایانه ای می باشد که به دیگران کمک میکند، حرکت میدهد و همچنین توانمند میسازد. محققان بین «قدرت نرم» (3) و «قدرت سخت»(4) تفاوت قائل شده اند.
نظریه پایه قدرت
نظریه پایه قدرت نظریه ای است که توضیح می دهد قدرت چیست، چرا قدرت یک ویژگی مکرر زندگی اجتماعی است و چگونه قدرت توسط افراد ، گروه های اجتماعی و نهادها استفاده می شود. طبق نظریه پایه قدرت، قدرت توانایی تأمین نیازهای فرد برای بقا است. افراد انواع خاصی از نیازهای بقا دارند و از اشکال مربوطه برای تأمین نیازهای بقا خود استفاده می کنند. قدرت میتواند از طریق عضویت در یک طبقه اجتماعی یا پذیرفتن یک نقش سیاسی به دست آید. فعالیتها و ویژگیهای فرد، ثروت فرد و عامل زور نیز میتواند در افزایش قدرت نقش داشته باشد. از دیگر عوامل تأثیرگذار بر میزان قدرت افراد، کاریزما( جاذبه و جذابیت افراد) است.
پنج پایه قدرت
در مطالعه کلاسیک (1959)، (5) روانشناسان اجتماعی جان آر. پی . فرنچ و برترام ریون طرح واره ای از منابع قدرت ایجاد کردند که به وسیله آن می توان نحوه عملکرد (یا عدم کارکرد) قدرت در یک رابطه خاص را تحلیل کرد. به عقیده فرنچ و ریون، قدرت باید از طریق زیر از نفوذ متمایز شود: قدرت حالتی از امور است که در یک رابطه معین، A-B برقرار است، به طوری که تلاش برای تأثیرگذاری معین توسط A بر B، تغییر مورد نظر A در B را محتمل تر می کند. . با این تصور، قدرت اساساً نسبی است - این به درک خاصی بستگی دارد که A و B هر یک در رابطه خود اعمال می کنند، و مستلزم شناخت B از کیفیتی در A است که B را به تغییر در روش مورد نظر A تشویق می کند. باید از "پایه" یا ترکیبی از پایه های قدرت متناسب با رابطه استفاده کرد تا نتیجه مطلوب را تحت تأثیر قرار دهد. طراحی روی پایه قدرتِ اشتباه می تواند اثرات ناخواسته و نامطلوبی داشته باشد، از جمله کاهش قدرت خود A. فرنچ و ریون استدلال می کنند که پنج دسته مهم از این کیفیت ها وجود دارد، در حالی که سایر دسته های جزئی را مستثنی نمی کنند. از آن زمان به بعد، مبانی بیشتری ارائه شده است - به ویژه توسط گرت مورگان در کتاب او در سال 1986. (6)
اکنون در خصوص پنچ پایه قدرت توضیحاتی را در ذیل مطرح و یادآور می شوم:
1- قدرت مشروع
قدرت مشروع که به آن «قدرت موضعی» نیز می گویند، قدرت یک فرد به دلیل موقعیت و وظایف نسبی دارنده موقعیت در سازمان است. قدرت مشروع اختیار رسمی است که به دارنده این سمت تفویض می شود. معمولاً با ویژگی های مختلف قدرت مانند یک لباس، عنوان یا یک دفتر فیزیکی با ابهت همراه است. به عبارت ساده، قدرت را می توان [توسط چه کسی؟] به صورت بالا یا پایین بیان کرد. با قدرت نزولی، برتری یک شرکت بر زیردستان برای دستیابی به اهداف سازمانی تأثیر می گذارد. هنگامی که یک شرکت قدرت صعودی از خود نشان می دهد، زیردستان بر تصمیمات رهبر یا رهبران خود تأثیر می گذارند.
2- قدرت مرجع
قدرت مرجع قدرت یا توانایی افراد برای جذب دیگران و ایجاد وفاداری است. این مبتنی بر کاریزما و مهارت های بین فردی صاحب قدرت است. ممکن است شخص به دلیل ویژگی های شخصی خاص، مورد تحسین قرار گیرد و این تحسین فرصتی برای نفوذ ایجاد می کند. در اینجا فرد تحت قدرت میخواهد با این ویژگیهای شخصی همذات پنداری کند و از این که یک پیرو پذیرفته شده باشد، رضایت میگیرد. ناسیونالیسم و میهن پرستی به عنوان یک نوع قدرت مرجع ناملموس به حساب می آیند. مثلاً سربازان در جنگ ها برای دفاع از ناموس کشور می جنگند. این دومین قدرت آشکار است، اما موثرترین. به عنوان مثال، تبلیغکنندگان مدتهاست که از قدرت مرجع فیگورهای ورزشی برای تأیید محصولات استفاده میکنند. ظاهراً جذابیت کاریزماتیک ستاره ورزش منجر به پذیرش تأیید می شود، اگرچه ممکن است فرد در خارج از عرصه ورزش اعتبار واقعی کمی داشته باشد.(7) سوء استفاده زمانی امکان پذیر است که فردی دوست داشتنی، در عین حال فاقد صداقت باشد، به قدرت برسد و او را در موقعیتی قرار دهد که به قیمت موقعیت گروه، مزیت شخصی کسب کند. قدرت مرجع به تنهایی ناپایدار است و برای رهبری که خواهان طول عمر و احترام است کافی نیست. با این حال، وقتی با سایر منابع قدرت ترکیب شود، می تواند به فرد کمک کند تا به موفقیت بزرگی دست یابد.
3- قدرت کارشناسی
قدرت کارشناس، قدرت یک فرد است که از مهارت ها یا تخصص فرد و نیازهای سازمان به آن مهارت ها و تخصص ها ناشی می شود. برخلاف سایرین، این نوع قدرت معمولاً بسیار خاص و محدود به حوزه خاصی است که متخصص در آن آموزش دیده و واجد شرایط است. وقتی دانش و مهارت هایی دارند؛ آنها را قادر می سازد موقعیتی را درک کنند، راه حل هایی را پیشنهاد دهند، از قضاوت محکم استفاده کنند و عموماً از دیگران بهتر عمل کنند، آنگاه مردم تمایل دارند به آن ها گوش دهند. وقتی افراد تخصص خود را نشان می دهند، مردم تمایل دارند به آن ها اعتماد کنند و به آنچه می گویند احترام بگذارند. به عنوان متخصصان موضوع، ایده های آن ها ارزش بیشتری خواهد داشت و دیگران باپذیرش رهبری ایشان در آن زمینه، به آن ها نگاه می کنند.
4- قدرت پاداش
قدرت پاداش ضمن آن که به توانایی صاحب قدرت در اعطای جوایز مادی با ارزش بستگی دارد، به درجه ای اشاره دارد که فرد می تواند به دیگران پاداش هایی از قبیل مزایا، مرخصی، هدایای مورد نظر، ترفیع یا افزایش حقوق یا مسئولیت بدهد... این قدرت آشکار است اما در صورت سوء استفاده نیز بی اثر است. افرادی که از قدرت پاداش سوء استفاده میکنند، ممکن است به دلیل اینکه خیلی زودرنج هستند یا «خیلی سریع کارها را انجام میدهند» سرزنش میشوند یا مورد سرزنش قرار میگیرند. اگر دیگران انتظار دارند کسی کاری را باید انجام دهد می بایست برایش پاداش در نظر گرفته تا آن کار توسط فرد و یا افراد و کسان انجام شود.
مشکل این مبنای قدرت این است که پاداش ممکن است به همان اندازه که ممکن است کنترل بر پاداش ها نداشته باشد. سرپرستان به ندرت کنترل کاملی بر افزایش حقوق دارند ، و مدیران اغلب نمی توانند کلیه اقدامات موجود در انزوا را کنترل کنند: حتی یک مدیرعامل شرکت برای برخی اقدامات نیاز به مجوز از هیئت مدیره دارد. هنگامی که یک فرد از پاداش های موجود استفاده می کند ، یا پاداش ها ارزش درک کافی برای دیگران ندارند ، قدرت آنها تضعیف می شود. یکی از ناامیدی های استفاده از پاداش این است که اگر بخواهند تأثیر انگیزشی یکسانی داشته باشند ، باید هر بار بزرگتر باشند: حتی اگر پاداش ها به طور مکرر داده می شود. افراد ممکن است با پاداش شرور شوند، به گونه ای که اثربخشی خود را آن پاداش، از دست می دهد. از نظر فرهنگ لغت، استحکام انبوه مورد استفاده برای آشتی دادن بی عدالتی بدون بررسی و سوء استفاده از قدرت "قدرت رو به بالا" است. سیاست هایی برای پلیس در برابر این فرآیندها به عنوان راهی برای ایجاد فرآیند مناسب برای رسیدگی به درگیری ها ، سوءاستفاده ها و آسیب هایی که از طریق فرآیندهای تعیین شده انجام می شود، به عنوان "قدرت رو به پایین شناخته می شود. (8)
5- قدرت اجباری
قدرت اجباری استفاده از تأثیرات منفی است. این شامل توانایی تخریب یا خودداری از پاداش های دیگر است. تمایل به پاداش های ارزشمند یا ترس از بازداشت آن ها می تواند اطاعت از افراد تحت قدرت را تضمین کند. قدرت اجباری تمایل دارد که بدیهی ترین اما کم کارآمدترین شکل قدرت باشد زیرا باعث نارضایتی و مقاومت افرادی می شود که آن را تجربه می کنند. تهدیدها و مجازات ابزارهای متداول اجبار است. دلالت یا تهدید به اخراج شخصی ، تخریب ، انکار امتیازات یا تکالیف نامطلوب؛ این ویژگی های استفاده از قدرت اجباری است. استفاده گسترده از قدرت اجباری به ندرت در یک محیط سازمانی مناسب است و تکیه بر این اشکال قدرت به تنهایی منجر به شیوه ای بسیار سرد و فقدان رهبری خواهد شد. این نوعی از قدرتی است که معمولاً در صنعت مد با اتصال با قدرت قانونی مشاهده می شود ، در ادبیات خاص صنعت به عنوان "زرق و برق دار بودن تسلط ساختاری و استثمار" گفته می شود. (9)
جان کلام این که؛
- قدرت بر همه تأثیر می گذارد و همه به آن احتیاج دارند.
-درک و اندازه گیری قدرت دشوار است زیرا اشکال زیادی می گیرد.
-اندازه گیری قدرت سخت است زیرا تغییر می کند و اغلب پنهان می شود.
- قدرت یک مزیت اجتماعی است که در قشربندی مورد توجه قرار میگیرد.
- بسیاری از درگیری ها و مناقشات در جامعه، مبارزه برای قدرت است.
البته بحث مذکور بسیار گسترده و قابل تأمل است که یادداشت کوتاه ارائه شده می تواند سرآغاز مباحث دیگر این بحث مهم اجتماعی و سیاسی باشد تا به زوایای گوناگون آن پرداخته شود.
سه شنبه: 4 / 05 / 1401- 26 ذی الحجه 1443- 26 جولای 2022
پانویس ها
1- قدرت نرم (soft power) در سیاست (و به ویژه در سیاست بینالملل)، قدرت نرم به جای اجبار (برعکس قدرت سخت)، توانایی جذب و انتخاب است. به عبارت دیگر، قدرت نرم شامل شکلدادن به ترجیحات دیگران از طریق جذابیت و جذب است. یکی از ویژگیهای تعیینکننده قدرت نرم این است که اجباری نیست. قدرت نرم شامل فرهنگ، ارزشهای سیاسی و سیاست های خارجی است. در سال ۲۰۱۲ جوزف نای از دانشگاه هاروارد توضیح داد که قدرت نرم، «بهترین تبلیغ، تبلیغ نیست»، و بیشتر توضیح داد که در عصر اطلاعات، «اعتبار کمترین منبع است». این مفهوم را اولین بار جوزف نای از دانشگاه هاروارد در سال ۱۹۹۰ درکتابی، با نام «تغییر ماهیت قدرت آمریکایی» مطرح کرد. وی در سال ۲۰۰۴ مفهوم قدرت نرم را درکتاب «قدرت نرم: راه موفقیت در سیاستهای جهانی» بسط داد. در مقابل قدرت نرم واژه تهدید نرم معرفی میشود که مفهوم ان را تحولاتی میدانند که موجب دگرگونی در هویت فرهنگی و الگوی رفتاری مورد قبول یک نظام سیاسی میشود.
قدرت نرم با دو بعد از نظریه ابعاد سهگانه قدرت (۱-برجسته سازی و ۲-قدرت بنیادین) که استیون لوکس در کتاب «قدرت: بینش افراطی» ارائه کردهاست قابل مقایسه است. هماکنون این واژه در سطح بینالمللی بهطور گسترده مورد استفاده تحلیل گران قرار گرفتهاست. به عنوان مثال هو جینتائو، رئیسجمهور چین در هفدهمین مجمع حزب کمونیست در سال ۲۰۰۷ گفت: چین نیازمند افزایش قدرت نرم خود است. رابرت گیتس وزیر دفاع ایالات متحده آمریکا در مورد نیاز به توسعه قدرت نرم آمریکا صحبت کرد. در سال ۲۰۱۰، معاون سابق رئیسجمهور تایوان به کره جنوبی سفرکرد و استفاده تایوان از قدرت نرم به عنوان الگویی برای حل درگیریهای بینالمللی را حمایت نمود.
2-قدرت سخت (Hard power) به استفاده از ابزار نظامی و اقتصادی برای تأثیرگذاری بر رفتار یا منافع دیگر نهادهای سیاسی گفته میشود. این شکل از قدرت سیاسی اغلب تهاجمی (اجبارآمیز) است، و زمانی مؤثر میباشد که توسط یک بازیگر سیاسی در مقابل بازیگر دیگری که از نظر قدرت نظامی یا اقتصادی ضعیف تر باشد، به کار رود. قدرت سخت در مقابل قدرت نرم که از دیپلماسی، فرهنگ و تاریخ نشأت میگیرد، قرار دارد.
3- Barnett, Michael; Duvall, Raymond (2005). "Power in International Politics". International Organization. 59
4- Finnemore, Martha; Goldstein, Judith (2013), "Puzzles about Power", Back to Basics: State Power in a Contemporary World, Oxford University Press.
5- French, J.R.P., & Raven, B. (1959). 'The bases of social power,' in D. Cartwright (ed.) Studies in Social Power. Ann Arbor, MI: University of Michigan Press. 259-269.
6- de Moll, Kelly E. (August 2010), Everyday Experiences of Power (PDF) (Ph.D. dissertation), Knoxville, TN: University of Tennessee, p. 22.
7- Montana, Patrick J.; Charnov, Bruce H. (2008). Management (4th ed.). Hauppauge, NY: Barron's Educational Series. p. 257. ISBN 9780764139314. OCLC 175290009.
8- Schein, Larry E. Greiner, Virginia E. (1988). Power and organization development : mobilizing power to implement change (Repr. with corrections. ed.). Reading, Mass.: Addison-Wesley. ISBN 978-0201121858.
9- Marsh, Stefanie (2018-09-02). "Chanel shoes, but no salary: How one woman exposed the scandal of the French fashion industry". The Guardian.

