اسدالله افشار
ثمره زندگانى پيغمبر خاتم‌النبين يک سلسله تعليمات عاليه و يک چشمه جوشان علم و دانش است که بامکارم اخلاقى توام مى‌باشد و هرکس از مسلمان و غيرمسلمان اين سطور را بنگرد و به دقت بخواند در پيشگاه آن سر تواضع و خضوع و خشيت فرود مى‌آورد و با اقيانوس مواج علم و دانش مواجه مى‌گردد برابر کوه وقار علم و حلم و مکرمت قرار مى‌گيرد.
گفتار رسول خدا(ص) و کردار آن بزرگترين مرد آسمانى با معانى رقيقه لطيفه که در قالب الفاظ آموزش مخصوص خود ريخته همه باهم منطبق و حاکى يک لطافت و روحانيت و معنويت نوع دوستى است که نظيرش در بشر ديده نشده و خدايش به عظمت ستوده است که فرموده انک لعلى خلق عظيم. الحق بشر برابر عظمت روحى و بزرگوارى و مکرمت نفسانى او بسيار خورد و حقير است.
ايمان بسيار محکم شخصيتى مانند اميرالمومنين على بن ابيطالب عليه‌السلام به وجود عالى‌‌ترين صفات انسانى - الهى در وجود مقدس پيامبر اعظم(ص)، براى اثبات بالاترين کمالات ممکن در وجود يک انسان کافى است.
بينوا کسانى که آن همه صفات با عظمت انسانى - الهى را در وجود مقدس خاتم الانبيا(ص) مى‌ديدند و با اين حال براى اثبات رسالت از او معجزه مى‌خواستند! زيرا، به راستي، ايمان بسيار محکم شخصيتى مانند اميرالمومنين عليه‌السلام به وجود صفات مزبور در وجود پيامبر اعظم به تنهايى براى اثبات رسالت او کافى است. البته اگر کسى با مشاهده اتصاف پيامبر با عالى‌ترين صفات و اخلاق الهي، نتواند رسالت او را بپذيرد، او نخواهد توانست اعتقادى به وجود خويش داشته باشد.
صفات عاليه انسانى - الهى که در وجود مقدس پيامبر اعظم(ص) جمع شده و اميرالمومنين عليه‌السلام آنها را مشاهده فرموده و براى ما نقل نموده‌اند، به قرار زير است:
1- پيامبر(ص) با عنايات خداوندى به وسيله فرشته‌اى بسيار با عظمت از کودکى (پس از بازگرفته شدن از شير)، شب و روز براى تخلق به اخلاق الله توجيه مى‌شود.
2- در هر سال در کوه حرا خلوت مى‌گزيد و با خداوند سبحان به راز و نياز مى‌پرداخت و آمادگى شايستگى گيرندگى وحى را تحصيل مى‌کرد.
3- فقط من (على‌بن ابيطالب عليه‌السلام) بودم که در موقع خلوت و راز و نياز آن بزرگوار را مى‌ديدم.
4- من دائما مانند بچه شتر که دنبال مادرش مى‌رود، دنبال او مى‌رفتم و او هر روز اخلاقى از اخلاق عاليه انسانى - الهى را به من مى‌آموخت.
5- خداوند اخلاق عاليه همه بشريت را به او تعليم داده و براى تخلق به آن، او را يارى مى‌فرمود.
6- رسول خدا هنگامى از طرف خدا مبعوث شد که اثر و نشانى از رستگارى و ارزش‌هاى الهى نمانده بود.
7- او باطل را شکافت و حق را آشکار و مردم را به سوى حق که رشد و کمالى بدون آن، امکان‌پذير نيست سوق داد.
8- خداوند سبحان وعده ابلاغ رسالت را به وسيله او به مردم عملى فرمود.
9- اتمام کننده نبوت و خاتم رسولان با دين جاودانى اسلام است.
10- خداوند ميثاق بشارت بعثت او را بر همه عالميان گرفته بود.
11- علامات طبيعى و روحى او در کتاب‌هاى آسمانى مشخص شده بود.
12- ميلاد آن بزرگوار با کرامت بود. يعنى با نظر به شرافت و کرمت پدران و مادران آن حضرت، هيچ فردى از انسان به پايه او نمى‌رسيد.
13- شرافت خاص محيط ولادت آن حضرت، که کعبه معظمه بوده است.
14- آن حضرت برحذر دارنده عالميان از غوطه‌ور شدن در خودخواهى‌ها و خودکامگى‌ها و معاصى است.
15- امين کامل در تلقى روح و رسانيدن آن به بندگان خداوندي.
16- دودمان او بهترين دودمان‌هاست (ائمه معصومين عليهم‌السلام و اولاد پاک و متقى آن بزرگوار.) اين شرافت و کرامت که خداوند نصيب اولاد پيامبر(ص) فرموده است، فقط از جنبه انتساب نسبى نبوده است، بلکه به جهت تلاش و تکاپوى بسيار شديدى بود که آن پيشوايان در مسير رشد و کمال انجام داده‌اند.
17- او پيشواى متقيان است.
18- او وسيله بينايى براى هدايت يافتگان است.
19- روشنايى تابان، ستاره‌اى پرنور، به وجود آورنده انوار و وسيله انتقال نور الهى به مخلوقات.
20- سيرت او اعتدال است.
21- سنتش رشد است.
22- کلامش جدا کننده حق از باطل است.
23- حکم او عدل محض است.
24- شاهد خداوندى در روز قيامت است.
25- بعثت او نعمتى براى جهانيان و رحمتى براى عالميان است.
26- هدف رسالت او دعوت مردم به سوى حق است.
27- او رسالت‌هاى الهى را بدون سستى و قصور ابلاغ فرموده و در راه خدا با دشمنان خدا بدون کمترين مسامحه و اعتذار مجاهدت کرد.
28- کيفيت زندگى او روشن‌ترين دليل اثبات پستى محبت و علاقه به زندگى دنيوى و به عنوان هدف اصلى بود. زيرا زندگى آن حضرت به بهترين وجهى عيوب و رسوايى‌هاى دنياپرستى را آشکار مى‌کرد.
29- او با داشتن قدرت و امکاناتخود را از دنيا و عوامل لذت و زر و زيورهاى بى اساس آن برکنار فرموده بود، مگر در حد وسيله‌اى براى وصول به هدف‌هاى اعلاى حيات معقول که مسير انالله و انا اليه راجعون است.
30- او هرچه را که مبغوض خدا و محق در بارگاه او بود، مبغوض و ناچيز مى‌شمرد.
31- او تواضعى در حد اعلا داشت. بر روى زمين غذا مى‌خورد. با بردگان مى‌نشست. داراى عاليترين توکل به خدا بود و شجاعت وعلاقه به شهادت داشت . کفش و لباس خود را با دست خود و صله مى‌کرد. بر الاغ برهنه سوار مى‌شد.
32- او با دين اسلام که نورى روشنگر و برهانى ‌آشکار است، و باکتابى که هدايت‌ کننده همه مردم است، و با امرى پايدار مبعوث شد.
33- براى دعوت انسان‌ها به دين اسلام،‌ با حجتى کافى و به وسيله مواعظ حيات‌بخش و شفاى دردهاى روحى و با تدارک ‌تباهى‌هاى گذشته در روزگار جاهليت فرستاده شد.
34- قوانين و شرايع پايدار الهى راکه با گذشت زمان از يادها رفته و مجهول مانده بود، بيان فرمود.
35- هر فرد و جامعه‌اى که از رسالت حيات‌بخش پيامبر(ص) رويگردان شود، سقوط ابدى او حتمى است.
 

 



ارسال توسط افشار

اسلایدر