|
اسدالله افشار
شكي نيست كه عمل صالح زائيده ايمان به خدا و روز سزاي اعمال است و فروتني عمل نيك، به قدرت ايمان كاملا بستگي دارد. فردي كه سرلوحه زندگي او را آيه آنچه نزد شما است فاني ميگردد و آنچه نزد خدا است پايدار ميماند(نخل/96) تشكيل ميدهد، در صفحات زندگي او اعمال صالح به صورت بس چشمگيري خودنمايي ميكند درحالي كه در زندگي گروهي كه فاقد ايمان ميباشند، و يا با ايمان سست و رنگ باخته به سر ميبرند، هرگز ديده نميشوند اگر هم روزي به عللي به آن تظاهر كنند ريشهاي نخواهد داشت. ايمان به خدا و روز پاداش سبب ميگرددكه انسان تمام سرمايههاي موقتاين جهان را به سرمايههاي جاوداني تبديل كند و ميان عمل و مقام بوي پيوندي برقرار نمايد. تا همگي رنگ <عندالله> به خود بگيرد و از آسيب و فنا محفوظ بمانند.ايمان به خدا و كردار نيك بسان درخت نيرومندي است كه ريشههاي آن در اعماق دل به نام <ايمان> قرار دارد و شاخهها و تنه و ثمرات لذيذ و شيرين آن شجره در زندگي انسان آويزان ميباشد. تقويت ريشه، در رشد تنه و شاخه وخوبي ميوه تاثير به سزايي دارد، اصلاح تنه و شاخه و مساعد بودن هوا و تابش خورشيد، در تقويت ريشه و تقويت آن كاملا نيز موثر ميباشد. اگر ريشه آسيب ببيند تنه و شاخه از آن بينصيب نخواهد ماند همچنانكه قطع بيرويه ساقه و شاخه، موجبات خشكي ريشه را فراهم ميآورد و به اصطلاح باغبانان ريشه و تنه همديگر را با هم دارند. خدمت به يكي خدمت به ديگري و صدمه بر يكي صدمه بر ديگري نيز هست.اتفاقا اين جريان درست درباره ايمان و عمل صالح به خوبي حاكم است اگر عمل صالح مولود و زائيده ايمان است، دومي ريشه اولي ميباشد، عمل صالح نيز در بالا بردن ايمان موثر بوده وبه عقيده انسان استحكام ميبخشد. مسالهاي درزندگي همگان كاملا محسوس است و آن اينكه ترك وظايف و آلودگي به گناه به تدريج به ضعف ايمان، و چه بسا سبب نابودي آن منجر ميگردند نظريه <تفكيك ايمان از عمل> و اينكه ميتوان در عين آلودگي به گناه و غرق در فساد، ايمان را حفظ كرد، نه تنها نظريه بسيار بيپايهاي است بلكه انجام وظايف، و ترك آلودگي به گناه حس مسئوليت را تقويت ميكند و مايه اوجگيري ايمان ميگردد. تو گويي قيام به وظايف چه درناحيه واجبات و چه در ناحيه محرمات ر وشي است كه سازنده ايمان و اعتقاد است در غير اين صورت، ايمان به حسودي و سستي گرائيده و سرانجام نور ايمان به كلي خاموش ميگردد.
|