?ماه صفر ماه حادثه ها اسدالله افشار
ماه «صفر» ماه حزن و اندوه است، ماه غمهاي جانكاه و حوادث طاقت فرسا است كه خاطرههاي غمبار و حزن انگيز را در دل مسلمانان زنده ميكند. چنانكه
ميگويند رسول خدا (ص) فرموده است: «هركس مرا به اتمام ماه صفر بشارت دهد، مژده بهشت به او خواهم داد.» كلام مذكور مبين آن است كه حتي رسول گرامي اسلام(ص) با روشن بيني ويژهاش و با ديد وسيع در ساية الهام روحياش،
مصيبتهاي بزرگي را كه در اين ماه رخ ميدهد، ميديد، و از آن همه رويدادهاي دردآلود براي خود و فرزندانش، رنج ميبرد!
همانگونه كه سطور فوق مطرح گرديد، همه ساله با آغاز ماه صفر هالهاي از حزن و اندوه، آميخته با احساسهاي تازه، مسلمانان را فراميگيرد و اين قلم در ذيل اشاراتي به حادثههاي بزرگ و دردناك ماه صفر خواهد داشت:
1- اربعين حسيني:
20 صفر اربعين امام حسين (ع) است. بني اميه، مست باده پيروزي و سرگرم عيش و طرب بودند و همه جا كشته شدن حسين (ع) و يارانش را كه آخرين دژ مقاوم مبارزان حق و ضد بيداد بود، به رخ ديگران ميكشيدند تا آنجا كه براي گرفتن زهر چشم از ديگر مخالفان زنان و كودكان آن حضرت را به اسارت به كوفه و شام بردند و به آن چه كه هرگز نميانديشيدند نقش روشنگرانه اهل بيت و اسراء بود.
ليكن در مدت كمي همين اسيران اندك به رهبري امام زين العابين (ع) و شيرزن قهرمان كربلا حضرت زينب (س) همه چيز را عوض كردند و در آن محيط پرخفقان، بنياميه را رسوا ساختند و بذر انقلابي را كه در كربلا پاشيده شده و با خون شهيدان نينوا آبياري گرديده بود، اكنون در اين چهل روز با سخنان حضرت سجاد (ع) و زينب كبري (س)، چنان بارور گشته كه امويان را به وحشت انداخته است.
آري پس از يك سفر جانكاه و درد آلود، كاروان پيروز اسيران، بر مزار شهيدان خويش بازگشت و گويي گزارش مأموريت انجام شده را در پيشگاه آن حضرت و به پيكر خونين سالار شهيدان عرضه نمود.
اگر در نخستين اربعين آن حضرت تنها يك كاروان دو نفري- عطيه و جابر-
بهعنوان نماينده قشرهاي فشرده مسلمانان بيدار به زيارت آمدند، اكنون قبر مولايمان حضرت حسين بن علي (ع) مزار همه دلهاي آزاده و الهام بخش قيام آزادي بخش گرديده و صميميترين عواطف و احساسات نثار آن ميشود و كربلا همواره رستاخيز عظيمي از عاليترين تجليات اخلاقي و فضايل انساني و كانون ايثار و فداكاري است. اربعين حسيني از منظري ديگر تنها آخرين يادآوري از درگذشتگان نبود بلكه يادآور خاطرهاي است كه هميشه بايد زنده و جاويد بماند، تا در طول تاريخ جاويد بماند، تا در طول تاريخ براي ميليونها انسان، در نسلهاي متوالي
حماسه آفرين، آموزنده، درس زندگي، درس فداكاري و شهامت، درسي براي قيام دربرابر بيداد و ستم و برضد اهريمن فساد و جنايت باشد. و خلاصه درس پايمردي و دفاع از حق!
اربعين همانطوري كه بيان شد، خاطرة بازگشت اسيراني است كه هيچكس
نميپنداشت آنان جرأت سربلند كردن داشته باشند، تا چه رسد به دفاع شجاعانه آرمان گرايانه و حق گويي صريح و شفاف دربرابر ستم به عنوان اعلام مواضع سنجيده و به دور از احساسات ناشي از حوادث دلخراش كه بر كاروان كربلا گذشته است!
آري بازماندگان شهداي آزادي و حقيقت و پاكبازان راه عشق الهي، پس از پايان دوران اسارت خويش كه با سرفرازي و فداكاري گذشت، بر مزار شهيدان خود بازگشتند و قبور شهيدان خود را با اشكهاي خود سيراب و آبياري كردند آنان با تمام رنجهاي كمرشكن از اينكه انقلاب مقدس امام حسين (ع) را با نطقهاي آتشين و روشنگر خويش به ثمر رسانده و تبليغات مسموم سي و چند ساله بنياميه را خنثي نمودهاند و دژ دشمنان اهل بيت- شام- را فتح كردهاند خرسند و راضي بودند.
2- رحلت جانكاه پيامبر عظيم الشأن اسلام (ص):
در 28 اين ماه رحلت بزرگ پيشواي جهان بشريت و پيامبر عظيم الشأن اسلام حضرت محمد بن عبدالله (ص) در سال 10 هجري رخ داده است كه جهان اسلام را در سوگ و اندوه فروبرد. در آن روز كه جامعه نوبنياد اسلامي به شكوفايي هرچه بيشتر گام برميداشت و مسلمانان هر روز جلال و شكوه بيشتري مييافتند، ناگاه با اين سوگ بزرگ ضربه سنگيني بر پيكر اسلام فرود آمد. رحلت پيامبر اكرم (ص) مايه تزلزل گروهي از مسلمان نماها و خوشحالي منافقان و دشمنان داخلي و خارجي گرديد. آنان فكر ميكردند كه با رحلت پيامبر (ص) اين سروش غيبي خاموش گشته و اين مشعل فروزان براي هميشه بيفروغ ميگردد.
قرآن مجيد پيش از رحلت پيامبر (ص) اين مضمون را از دشمنان دوست نماي آن حضرت نقل ميكند كه ميگفتند: «... نتربص به ريب المنون: ما در انتظار مرگ اين مرد دقيقه شماري ميكنيم.» و اما از آنجا كه مشيت الهي بر بقاء و پايداري اين آيين پاك تعلق گرفته بود، آثار تربيتهاي عميق رسول خدا (ص) در مسلمانان راستين سبب شد كه انديشه باطل دشمنان اسلام نقش بر آب شود و مسلمانان پس از رحلت آن حضرت بر خطوطي كه پيامبر (ص) ترسيم كرده بود گام نهند و به سوي هدف
پيش روند.
اين بزرگ پيشوا و منجي جهان بشريت پس از گذشت 63 سال رنج و اندوه و 23 سال مبارزه پيگير و طاقت فرسا با عوامل فساد و شرك و بت پرستي و
انسان پرستي و تلاش همه جانبه براي رهايي ملت و امت اسلامي از قيد بردگي و جهالت و خرافات در اين روز از دنيا رفت. پيامبري كه تنها به نيروي ايمان و اتكاء به خداوند، يك تنه بپاخاست و بند بزرگي از دست و پا و افكار مردم و جامعه گشود «يَضَعُ عَنهُم اِصرَهُم وَ الأ َغلالَ الَّتي كانَت عَلَيهِم ...» او، تا بار عظيم رسالت را به انجام نرساند از پاي ننشست. پيامبري رئوف، محبوب، فداكار و انسان دوست بود و ملتي را در مدت كوتاهي از هيچ، به همه چيز رساند و حكومت و سروري جهان را دراختيارشان گذاشت.
هرچند مرگ آن حضرت، فاجعه عظيمي براي جهان و جامعه اسلامي به شمار ميآمد ولي در سايه تعاليم زنده و رسالت آسمانياش هيچ وقفهاي در پيشرفت اسلام ايجاد نكرد. و مسلمانان تا مدتي به طور خودكار، به پيشرفت ادامه ميدادند.
به هرحال پيامبر اسلام (ص) مانند همه پيامبران، طبق يك سنت الهي ميبايست از جهان مردم برود؛ و مسلمانان با استفاده از نيروي عظيم اصولي كه در دست داشتند راه او را به آيندههاي دور بگشايند.
3- شهادت امام حسن (ع):
در 28 اين ماه شهادت جانگذار فرزند بزرگ امير مومنان و سبط اكبر پيامبر اسلام (ص)، پيشواي دوم شيعيان جهان امام حسن مجتبي (ع) رخ داد. امام حسن (ع) در يكي از دشوارترين و اندوهبارترين دوران هرج و مرج جامعه اسلامي به خلافت رسيد كه دشمنان كينهتوز داخلي و خارجي از يكسو و نقشههاي شوم و ويرانگرانه معاويه از ديگر سو، نفاق جامعه اسلامي و سادهدلي برخي از شيعيان از هر طرف امام (ع) را محاصره كرده بود. اين دشواريها بود كه امام حسن مجتبي (ع) را پس از اردوكشي و بسيج قواي نظامي ناگزير كرد تا با شرايطي كه به نفع اسلام و شيعيان بود، تن به صلح با معاويه دهد گرچه اين صلح به يك آتش بس و ترك مخاصمه موقت بيشتر شببيه بود و امام هروقت فرصت كافي و نيروي لازم را مييافت به جنگ معاويه مبادرت ميورزيد. چنانكه در رد تقاضاي معاويه، در نامه تندي كه به او
مينويسد ميفرمايد: «و الله لو آثرت علي قتال احدٍ من اهل القبلۃ لاثرتُ بقتالك و انّما تركتها لمصلحۃ الامۃ و حقن دماء المسلمين...»
و نيز در پاسخ اعتراض بعضي از شيعيان ميفرمايد: «اگر ياراني داشتم كه در جنگ با دشمنان خدا، با من همكاري ميكردند، هرگز خلافت را به معاويه واگذار نميكردم و شب و روز با او ميجنگيدم ... زيرا خلافت بر بني اميه حرام است...» (1)
او درواقع با صلحش زمينه قيام امام حسين (ع) را فراهم كرد كه گويي عاشوراي حسين (ع) در مرتبه نخست حسني و در مرتبه بعد حسيني است. آري امام حسن (ع) پس از 48 رنج و اندوه و مظلوميت (2) به تحريك معاويه، به وسيله همسرش «جعده» به زهر شهيد شد. (3)
4- شهادت امام رضا (ع):
در آخر اين ماه، سال 203 هجري پيشواي هشتم شيعيان امام علي بن
موسيالرضا (ع) به وسيله مأمون با سم شهيد شد.
امام رضا (ع) به دعوت مأمون ناچار شد از مدينه به خراسان هجرت كند، و حتي ولايتعهدي تحميلي او را نپذيرد، ولي از آنجا كه روز به روز در پرتو علم و دانش فوق العاده و تقوايي كه از پيامبر (ص) به ارث برده بود، محبوبيت آن حضرت در سراسر كشور پهناور اسلامي، و در بين طبقات مختلف مردم، بيشتر و گستردهتر ميشد.
دوران امامت آن حضرت هرچند كوتاه و گرچه پس از هجرتش از مدينه به طوس به ظاهر در كنار مأمون بود و يا از نظرگاه سياسي به نفع مأمون تمام شد ولي از ديدگاه شيعه كه تا آن روز هيچ موقعيت رسمي به دست نياورده بود و همهجا محكوم، مخفي، زيرزميني، دچار ناراحتيهاي زيانبار گشته بود، در عصر امامت
امام (ع) نه تنها در مملكت حتي در سطح بالا و در محافل رسمي حكومت، رسميت يافت و آشكارا حقانيت شيعه و شايستگي و اهميت آن در سطح علمي و جهاني مطرح گرديد و كاري كه با شهادت و درگيريهاي مهم انجام نشده بود- حتي امامان پيشين،
جان بر سر آن نهاده بودند- امام رضا (ع) آن را به دست آورد و توانست شيعه را در جهان بشناساند و حقانيت آن را به ثبوت رساند.
آري همانگونه كه امام حسين (ع) با قيام خونين خود اسلام راستين و شيعه را احياء كرد امام رضا (ع) به هجرت خود آن را زنده نمود، و سرانجام آنها كه
نميخواستند تودههاي استعمار شده مردم، رهبر واقعي خود را بشناسند، و در پرتو ارشاد و هدايت او خوشبخت و آزاد و سربلند زندگي كنند، مقدمات شهادت حضرت را فراهم ساختند.
نگارنده اين مصيبتهاي بزرگ را به جهان اسلام و تشيع تسليت ميگويد.
پينوشتها:
1- احتجاج، ج2، ص12، چاپ نجف. بلاغۃ الامام الحسن به نقل از جلاء العيون و شبّر، ج 1 ص 345.
2- ارشاد مفيد.
3- روضة كافي، ج8، ص 167. مقاتل الطالبين، ص 48 و كشف الغمّۃ، ج2، ص163.

