?دربارة آژانس بين المللي انرژي اتمي اسدالله افشار
آژانس بين المللي انرژي اتمي در 29 ژوئيه 1957 افتتاح شد و از آن روز تاكنون به عنوان تشكيلات بين المللي علمي و فني مسئوليت تشويق تمام كشورها
بهويژه كشورهاي در حال رشد به استفاده صلح جويانه انرژي هستهاي و علوم و فنون مربوطه را بهعهده گرفت.
با پايان يافتن جنگ جهاني دوم و آغاز دوران جنگ سرد ميان آمريكا و شوروي توسعه انرژي هستهاي بهمنظور توليد كلاهكهاي بمب اتمي درميان اين دو كشور به مسابقه گذاشته شد. آمريكا به عنوان اولين استفاده كننده از سلاح مرگبار هستهاي در سالهاي پس از جنگ جهاني دوم نگراني كشورهاي جهان را به شدت برانگيخت.
حدود 10 سال پس از اين ماجرا، اين كشور كه درصدد برآمد چهرهاي
انسان دوستانه به خود بگيرد، پيشنهاد گسترش استفاده صلحآميز انرژي هستهاي را در جهان ارايه نمود.
آيزنهاور، رييس جمهور وقت آمريكا با سخنراني در مجمع عمومي سازمان ملل متحد در سال 1953 تحت عنوان «اتم براي صلح» پيشنهاد تأسيسات آژانس
بينالمللي انرژي اتمي را بهعنوان يك تشكيلات علمي و فني جهاني كه با مشاركت كشورها صنعت صلح جويانه هستهاي و علوم و فنون مربوطه را در سطح جهان
بهويژه كشورهاي درحال رشد تشويق نموده و گسترش دهد، به مجمع عمومي سازمان ملل ارايه داد.
با تصويب پيشنهاد فوق و استقبال سازمان ملل از آن، كار تدوين اساسنامه آژانس آغاز گرديد و در تاريخ 23 اكتبر 1956 اساسنامه تصويب و در 29 ژوئيه 1957 بهمورد اجرا گذاشته شد.
وظايف آژانس بين المللي انرژي اتمي:
اساسنامه آژانس 7 وظيفه اصلي را براي اين ارگان معين كرده است:
1. گسترش پژوهش و توسعه صنايع صلح آميز هستهاي.
2. تمهيدات لازم براي دستيابي كشورها به مواد، خدمات و تأسيسات صلح جويانه هستهاي بهويژه براي كشورهاي درحال رشد.
3. انتقال دانش فني و تكنولوژي صلح جويانه هستهاي.
4. گسترش آموزش و تبادل دانش و تخصص هستهاي صلح جويانه در كشورها.
5. تأسيس و اجراي سيستم پادمان بر مواد و تأسيسات و خدمات و اطلاعاتي كه تحت كنترل يا مورد درخواست آژانس است.
6. تهيه استانداردهاي ايمني و اعلام آنها با همكاري سازمانهاي مسئول بين المللي ديگر.
7. تهيه تجهيزات و دستگاههاي لازم براي انجام وظايف فوق.
طبق اساسنامه آژانس، تصميم گيران اصلي در اين سازمان كشورهاي عضو آن ميباشند كه در درجه اول از طريق كنفرانس عمومي سالانه آژانس و در درجه دوم شوراي حكام آژانس درمورد مسايل مطروحه اتخاذ تصميم مينمايند. بنابراين دو ارگان مراجع اصلي تصميم گيري در آژانس ميباشند.
عامل اجراي مصوبات كنفرانس عمومي و شوراي حكام، دبيرخانه آژانس و دبير كل است كه وظايف آنها در اساسنامه مشخص است. دبيرخانه متشكل از كارگزاران بينالمللي از دبيركل تا كاركنان جزء.
آژانس بين المللي انرژي اتمي، نهادي مستقلي:
آژانس بين المللي انرژي اتمي(International Atomic Energy Aency) درسال 1957 با توافق 18 كشور بهعنوان نهادي مستقل از سازمان ملل متحد تشكيل شد.
تشكيل اين آژانس به تبع سخناني بود كه در 1953 آيزنهاور، رييس جمهور وقت آمريكا در كنفرانس اتم براي صلح در مجمع عمومي سازمان ملل مطرح كرد و پيشنهاد داد كه يك نهاد بين المللي براي كنترل سلاحهاي اتمي تشكيل شود. (1) اين پيشنهاد در زماني مطرح شد كه آمريكا خود سلاح اتمي دراختيار داشت و حتي تنها كشوري بود كه از آن استفاده كرده بود. ضمن اينكه كشورهاي ديگر نيز به شدت در مسير دستيابي به اين سلاح حركت ميكردند و حتي برخي از آنها به اين سلاح دسترسي پيدا كرده بودند.
با اينكه اصولاً اين آژانس از سازمان ملل مستقل است و رسماً و عملاً
فعاليتهاي آن در چارچوب جداگانه صورت ميگيرد، اما مصوبات و گزارشهاي آن براي مجمع عمومي و شوراي امنيت سند معتبري محسوب ميشوند كه ميتوانند براساس آنها به تصويب قطعنامههاي لازم بپردازند.
مقر اين سازمان در وين پايتخت اتريش قرار گرفته است و مأموريت اصلي آن ارتقاء استفادههاي صلحآميز از انرژي هستهاي و مديريت برنامههاي بازرسي، حسابرسي و كنترل منابع هستهاي كه مجموعاً تحت لفظ بازرسي و نظارت مطرح ميباشند، اعلام شده است. طبق اساسنامه اين سازمان نظارت و بازرسي ياد شده براي تضمين اين امر صورت ميگيرد كه مواد هستهاي براي توليد سلاحهاي اتمي
بهكار نروند. امروزه بازرسان آژانس بيش از 800 تأسيسات هستهاي را در 110 كشور تحت بازرسي و نظارت دارند، اما عليرغم اين نظارت و بازرسي آژانس هيچگونه اقتدار مستقلي براي نظارت بر برنامههاي هستهاي كشورهايي كه به معاهده منع تكثير سلاحهاي هستهاي نپيوستهاند، ندارد. بهعلاوه آژانس فقط ميتواند بر تأسيساتي نظارت كند كه كشورها به آن اجازه بازرسي دهند؛ عليرغم اينكه نظارت آژانس بر فعاليتهاي هستهاي عراق از سال 1992 فعالانه و موثر بوده است، اما درموارد ديگر تا خود كشورها به آژانس اجازه ندهند، كه از تأسيسات هستهايشان بازرسي كند، آژانس قادر به اعمال زور و نقض عدم تمايل كشورها نيست. بهعنوان مثال، آرژانتين برزيل، هند، رژيم صهيونيستي و پاكستان تاكنون به آژانس براي نظارت و بازرسي از تأسيسات هستهاي خود اجازه ندادهاند و حتي معاهداتي چون معاهده منع تكثير سلاحهاي هستهاي را نيز امضاء نكردهاند. (2)
در حال حاضر 131 كشور جهان عضو آژانس ميباشند كه بيشترين
عضويتها نيز در همان سالهاي اوليه تشكيل آژانس بوده است؛ بهطوري كه پس از آن با فواصل زماني چند سال فقط يك كشور به عضويت اين سازمان درآمده است.
آژانس سه ارگان مرتبط با هم دارد:
الف) شوراي حكام.
ب) كنفرانس عمومي كه شاخه قانونگذاري آژانس ميباشد.
ج) دبيرخانه كه مسئول اجرا و عملياتي كردن مصوبات است.
شوراي حكام:
شوراي حكام سالانه پنج بار تشكيل جلسه ميدهد. اين شورا متشكل از
35 عضو است كه جلسات آن در ماههاي مارس، ژوئن، دو جلسه در ماه سپتامبر كه قبل و بعد از جلسه سالانه كنفرانس عمومي تشكيل ميشود و جلسه پنجم كه در ماه دسامبر سريعاً بعد از جلسه كميته همكاري و پشتيباني تكنيكي آژانس تشكيل
ميشود.
شوراي حكام در جلسات خود درباره گزارشهاي آژانس، برنامههاي آژانس، بودجه آژانس و درخواستهاي عضويت توصيههايي به كميسيون عمومي ميكند. همچنين اين شورا توافقنامههاي نظارت و بازرسي و استانداردهاي ايمني آژانس را نيز تصويب ميكند و اختيار انتصاب رييس آژانس را دارد؛ البته درصورتي كه كميسيون عمومي اين انتصاب را تصويب و تأييد كند. درواقع ميتوان شوراي حكام را قوه مجريه و كنفرانس عمومي را قوه مقننه آژانس دانست. (3)
كنفرانس عمومي :
جلسات كنفرانس عمومي آژانس سالي يكبار تشكيل ميشود. وظيفه اصلي اين كميسيون تصويب گزارشها، برنامهها، بودجه آژانس كه از طرف شوراي حكام به اين كنفرانس ارجاع ميشود؛ و همچنين تصويب پذيرش هرگونه درخواست عضويتي ميباشد. كنفرانس عمومي طي جلسه سالانه درباره خطمشيها و برنامههاي آژانس و موضوعات مختلفي كه توسط شوراي حكام، رييس و دولتهاي عضو مطرح
ميشوند؛ به بحث و گفتوگو ميپردازند. هيأتهاي نمايندگي دول عضو نيز هر ساله در جلسه كنفرانس سخنراني كوتاهي دارند. (4)
دبيرخانه :
دبيرخانه آژانس نيز مسئول اجراي برنامهها و مصوبات نهادهاي تصميمساز آژانس است. رييس آژانس مسئول دبيرخانه است كه براي يك دوره چهارساله انتخاب ميشود. رييس فعلي آژانس، محمد البرادعي است كه در اول سپتامبر 1999 به اين سمت منصوب شده است. رييس آژانس شش معاونت دارد كه هركدام مسئول قسمت خاصي هستند. (5)
در راستاي تحقق بخشيدن به وظيفه اصلي آژانس كه نظارت بر فعاليتهاي هستهاي كشورها و ممانعت از ساخت سلاحهاي هستهاست؛ در سال 1968 معاهده منع تكثير سلاحهاي هستهاي (NPT) تدوين شد كه در سال 1970 به مرحله اجرا درآمد. كشورهاي عضو اين معاهده آژانس را بهعنوان ضامن اجراي مواد معاهده درنظر ميگيرند.
بر اين اساس بازرسان آژانس اين حق را دارند كه با اجازه دولتهاي عضو
بهصورت مرتب و برنامهريزي شده از تأسيسات هستهاي آنها ديدن كنند و بر
مكانهايي كه متعلق به مواد هستهاي و تأسيسات هستهاي ميباشند؛ نظارت داشته باشند. اين بازرسان ابزارهاي نصب شده در اين تأسيسات ازجمله دوربينهاي مداربسته و پلمپها را بررسي ميكنند و نوع مصرف مواد هستهاي را تحت آزمايش قرار ميدهند؛ بازرسان مزبور پس از انجام بازرسيها گزارشهاي خود را جداگانه به دولت مربوطه و آژانس و درصورت حادشدن مسأله به مجمع عمومي و شوراي امنيت سازمان ملل جهت اقدامات بين المللي ارايه ميدهند.
روند بازرسيهاي آژانس پس از جنگ خليج فارس در سال 1991 با بازرسي از برنامههاي هستهاي احتمالي عراق شدت گرفت و تا امروز نيز ادامه دارد. در اواخر سال 1996 شوراي حكام تصميم به ايجاد يك كميته دايم براي مذاكره درباره برقراري اين ابزار قانوني براي اعمال موثرتر اقتدار آژانس گرفت. اين كميته درباره متن پروتكل الحاقي براي تضمين هرچه بيشتر توافقنامههاي دول عضو و آژانس به بحث پرداخت كه نهايتاً اين پروتكل در ماه مه 1997 به تصويب شوراي حكام رسيد؛ طبق پروتكل الحاقي كه موسوم به پرتكل 2+93 نيز ميباشد؛ دولتها موظف به فراهم كردن اطلاعاتي براي آژانس درباره تمامي جنبههاي چرخه سوخت هستهايشان، تحقيق و توسعه مرتبط با چرخه سوخت هستهاي و تمام تأسيسات و تكنولوژيهاي هستهاي، طرحهاي بلند مدت توسعه چرخه سوخت هستهاي و دسترسي گسترده و آسان آژانس به برنامهها و تأسيسات هستهايشان ميباشند. (6)
با وجود همه اين امكانات و فرصتهاي نظارتي، آژانس هنوز با چالشهاي جدياي در ممانعت از توليد و تكثير سلاحهاي هستهاي توسط كشورها مواجه است؛ اين چالش را ميتوان به دو دسته تقسيم كرد:
اول) هنوز اين مسأله كه كشورها مرجع نهايي تصميم گيري درباره اين هستند كه آژانس از تأسيسات هستهاي آنها بازرسي كند؛ مانع عمدهاي بر سر راه
بازرسيهاي مطمئن، آشكار و غيرمخفي از تأسيسات و فعاليتهاي هستهاي كشورها ميباشد. براساس همين مانع است كه هند و پاكستان به سلاح هستهاي دست يافتند و تاكنون به آژانس اجازه بازرسي از تأسيسات هستهايشان را ندادهاند.
دوم) توسعه تكنولوژيكي از جمله توسعه و گسترش سريع تكنولوژيهاي رايانهاي به كشورها اجازه ميدهد كه برنامههاي نظامي و هستهاي خود را
ناملموستر پيگيري كنند؛ كه اين امر موفقيت بازرسيهاي آژانس را در يافتن
واقعيتهاي مربوط به نوع فعاليت هستهاي كشورها مشكلتر ميسازد. (7) اما در پس جدي يا غيرجدي عمل كردن آژانس درمقابل كشورها اراده قدرتهاي بزرگ خصوصاً آمريكا در شرايط پس از جنگ سرد است، كه نقش بسيار زيادي در ايجاد حساسيت زياد بر روي يك كشور و ناديده انگاشتن يك كشور ديگر دارد. در اين رابطه مثال بارز مورد رژيم صهيونيستي است كه به دليل حمايتهاي آمريكا با اينكه زرادخانه عظيم هستهاي دارد، اما تاكنون از تن دادن به بازرسي و حتي امضاي معاهده منع تكثير سلاحهاي هستهاي سرباز زده است. (8)
منـابـــع :
4. IbId
5. IbId

