نسبت رابطه تربیت دختران و پسران  با سرنوشت جامعه       

دکتراسدالله افشار

 حق اين است که در طول تاريخ در امر تسهيل رشد جامعه زنان مسامحه بسياری صورت گرفته است و بشريت بايد غرامت سنگيني را بابت اين سهل انگاری ها بپردازد. اگر در جامعه ای فساد است ، انحطاط است ، لغزش و انحراف است ، سير رو به زوال ملکات و فضايل است ، بخشي از آن بدان خاطر است که دختران ديروز ، همسران خوب ، مادران مومن و آگاه و سنگر دارانی وفادار تربيت نشده اند ! و اگر بخواهيم در جامعه ای رشد و حرکت باشد ، ايمان و اعتقاد باشد ، شرافت و نجابت حکومت کند ، بايد به دنبال مادران و دختران رويم  و از آن ها بخواهيم  که  چنين اهدافی را در خود  پديد آورند و تثبيت نمايند.  به گفته " فورير" تغيير در يک دوره تاريخی هميشه به وسيله پيشرفت و ترقی زنان تعيين می شود. ارزش توجه به زن را هنگامی  می توان دريافت  که  در يابيم آمار مرگ روانی  نسل در جامعه چقدر است.

انحرافات و لغزش ، جرم ها و جنايت ها ، دست کشيدن از عزت و شرافت و روی آوردن به سوی پستي ها و انحطاط ها حکايت از مرگ روانی نسل ها دارد . مادران نا آگاه فرزندانی زنده به دنيا می آورند ، با فطرتی خدا آشنا و گرايش به خير و حسن ، ولی به علت جهل و غفلت وخوش گذرانی و توقعات بيجا و تنوع طلبی های افراطی ، خود خواهی و حسادت ها و غرور های کاذب عامل مرگ روانی آن ها می شوند و يا فطرتشان را در زير توده هايی از خاکستر های گوناگون قرار می دهند.

 ما امروزه در جامعه اسلامی خود ، در کنار زنان و مادران پاک سرشت و آگاه و از خود گذشته ، با زنان         لا ابال و غير مسئول و غيرمتعهد و خود باخته که اسيرکبر و غرور می باشند مواجه هستيم که از يک شخصيت متزلزل ، آشفته و غير قابل باور و تربيت نشد ه برخوردارند و همين امر موجب آن گرديده تا نسل پديد آمده از ايشان متحمل ضربه های سخت  جبران ناپذيرمادی و معنوی گردند و جامعه به سراشيبی و انحطاط سوق داده شود! علت اين امر بدان خاطر است که تا کنون به تربيت صحيح و انسانی و فرهنگی و اخلاقی و مذهبی ايشان توجه جدی مبذول  نگرديده است و نگارنده اعتقاد دارد تنها راه نجات ، بازگشت از وضع  نا بسا مان موجود به وضع مطلوب آرما نی است.

 تربيت دخترانمقدمبر پسران

اگر بخواهيم جامعه مهر و سامان داشته باشد و به سوی رشد در حرکت باشد چاره ای نيست جزاين که به   تر بيت فرزندان خود بپردازيم . نمی خواهيم دختران و پسران که زنان و مردان آينده به شمار می آيند در دنيا به سان لاله ها در باغ باشند و فقط منظره ای زيبا بسازند و به درد هيچ چيز نخورند بلکه بايد مسئوليت سازندگی نسل را بر عهده گيرند و برای بشريت همان چيزی را به ارمغان آورند که مورد نياز و آرزوست . در امر تربيت ، تربيت دختران با لحاظ  کردن برخی عوامل بر پسران مقدم می باشد. اين نسل است که بايد افراد شريف ، متعهد ، مومن ،آگاه و خدمتگزار به جامعه بسازد و تحويل دهد.

رهبران جامعه ، متفکران ، مخترعان ، نخبگان علمي و فرهنگي جامعه ، افراد پاک و مسئول ، مردان و زنان شايسته و عفيف ازدامن زن ها برخواسته اند و اين امرقابل تحقق نبوده و نيست ، جز در سايه تربيت اوليه ايشان و اعطای آن چيزی که  می خواهيم از آنان  باز گيريم .

  زيان عدم تربيت دختران  

اگرفرزندان ما خاصه دختران خوب تربيت نشوند ويا درتربيت آنها اهمالی صورت گيرد ، فاجعه ای برای جامعه ببار خواهد آمد.90% بدبختي ها و پريشاني ها ی خانواده که سر انجامش به طلاق وجدايی وخودکشی و قتل وپستی می کشد ناشی ازتربيت نشدن دختران است.

اگردرجامعه ای زمينه های فساد ، فحشا ، تباهی و حيوانيت و بی عفتی است ، اگردرجامعه ای فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی ، غرب زدگی ،  بوزينه صفتی ، رفتارها و کردارهای زشت است ، زن صفتی درمردان ، مرد صفتی درزنان  است ، يک علت عمده آن به احتمال قوی اين است که دختران در دوران کودکی درست تربيت نشده و اينک مادران جامعه اند.

اگر دختران امروزی که  مادران فردا هستند ، نيکو تربيت نشوند  بازيچه های  نا متعادل و ناهموار به وجود خواهند آورد و ديگر نخواهند توانست فرزندان خوب ، با صلابت و قوی تربيت کنند ، زيرا تربيتی که مادر می دهد رکن اساسی سعادت خانواده و جامعه است.

 تربيت حق فرزندان

 روا يات  بسياری در اسلام داريم که تربيت را برای فرزندان حق و برای والدين بدهی به حساب  آورده اند و ابعاد وتربيت را درباره فرزندان ذکرکرده اندکه شامل تعيين نام نيکو،آموزش قرآن، تعليم و تعلم، تأمين امنيت، فراهم نمودن محيط مساعد جهت رشد مادی و معنوی ، شکوفا نمودن استعداد های ذاتی و...است. در اسلام  زن همان حقوق و شخصيتی را دارد که مرد ،مثل حق تحصيل، حق کار- با حفظ و رعايت شئونات اخلاقی متناسب با جنسيت و فرهنگ خانواده ، حق مالکيت ، حق رأی دادن و رأی گرفتن. همچنين در بينش قرآنی ، شخصيت فرزندان جزئی از شخصيت افراد محسوب می شود و مسائل تر بيتی و انسانی مربوط  به آن ها فوق العاده اهميت دارد و طبيعی است دختر و پسر در اين مورد فرقی نداشته و ندارند. اگر در اسلام فرزند صالح همانند گلی از گل های بهشت بحساب می آيد- انّ الوالد الصّالح ريحانه من رياحين الجّنه- بايد بدانيم که تأمين صلاحيت او در سايه ادای حق تربيت ميسّر است و آن کس که خواستار فرزندی صالح است بايد تربيت او را امری ضروری بداند. کيست که نخواهد فرزند او پای بند به تعاليم اخلاقی ، فرهنگی و انسانی و مذهبی باشد و در سايه راه و روش آن عفت و شرافتش را حفظ کند و يا موجبات رشد خودرا فراهم آورد. ولی بايد دانست هيچ راه وروشی و هيچ فرهنگ و مذهبی در سايه نادانی رشد نمی کند.

 

سه شنبه : 18 / 7 / 1396- 19 محرم الحرام 1439- 10 اکتبر2017



ارسال توسط افشار

اسلایدر