ناتوي فرهنگي ، جنگ سرد دشمن ‌(قسمت دوم و پاياني)             اسدالله افشار    
رسانه ظهور بازي‌هاي رايانه‌اي با قابليت‌ها و ويژگي‌هاي خاص خود به جرات مي توان گفت كه ضريب تاثيرگذاري و نفوذ خود را حتي از رسانه نيز افزايش داده‌اند از مهمترين اين ويژگيها ماهيت تعاملي بودن بازي‌هاي رايانه‌اي است به دليل همين ويژگي است كه قرار گرفتن افراد (معمولا‌ كودكان و نوجوانان) در معرض بازي‌هاي كامپيوتري نگران كننده تر از قرار گرفتن آنها در معرض فيلم‌هاي سينمايي است زيرا اين بازي‌ها بسياري از اصول يادگيري مانند هم ذات پنداري - الگو سازي - تمرين ، تكرار و پاداش و تقويت را به كار مي گيرند و لذا كاركردهاي فرهنگي بازي رايانه‌اي و يا بهتر بگويم نحوه تاثير گذاري اين شواليه‌هاي رايانه‌اي به اشكال زير قابل لمس و ادراك مي باشد:‌ خشونت و پرخاشگري، تبليغ فرهنگ برهنگي و نمايش صحنه‌هاي غيرمجاز اخلا‌قي، تبليغ فرهنگ غرب. اصرار بر انجام خطا و گناه. از بين بردن قبح گناهان . ارايه نهادهاي غيراخلا‌قي يا ضد اخلا‌قي . اسوه سازي از شخصيت‌هاي غيراخلا‌قي و ... 6-يكي ديگر از ابزارهاي سيا در خصوص ناتوي فرهنگي استفاده ابزاري از همكاري وسيع روشنفكران وابسته غربي مي باشد. كنگره آمريكا در اين زمينه، پول‌هاي كلا‌ني را براي ايجاد نشريات روشنفكري در سطح جهان هزينه مي نمايد.‌در ميان نام هاي برجسته همكاران ناتوي فرهنگي، مي توان نام هاي زير را يافت كه با سيا براي مبارزه فرهنگي با بلوك شرق همكاري داشته‌اند. سركارل پوپر، تماس كوهن، آرتور شلذينگر اسپر) سرآيزايابرلين ، والت و يتمن روستو، جيمز برنهام، وانيل بل، ريمون آرون، هاناآرنت، ايروينگ كرستول، سيدني هوك، آرتور كوستلر، هنري لوس، رينهولذنيبور، رابرت كانكوئست و ...‌ اينان انديشمنداني بودند كه در دوران جنگ سرد و روشنفكران مخالف كمونيسم را در سراسر جهان تغذيه فكري مي كردند. علا‌وه بر محققان و روشنفكران ، دانشگاه‌ها نيز تحت تاثير اين وزارت فرهنگي و ناتوي فرهنگي قرار گرفته بودند.‌مطابق اسناد موجود تعدادي از دانشگاه‌هاي سرشناس ايالا‌ت متحده مانند كلمبيا، استانفورد، نيويورك و هاروارد ، زير نفوذ مستقيم سيا و همكاري تنگاتنگ با اين ناتوي فرهنگي بوده‌اند. مثلا‌ بنياد فارفيلد در دانشگاه كلمبيا از مهمترين مراكزي بود كه بودجه عمليات فرهنگي سيا از طريق آن به نهادهاي فرهنگي انتقال مي يافت. ظاهرا اين بنياد را يك ثروتمند يهودي به نام جوليوس فليشمن ايجاد كرده بود ولي در واقع اين نهاد كه تامين كننده بودجه براي سربازان فرهنگي غرب در اروپا و آمريكا بود با بودجه سيا تامين مي شد. هدايت اين بنياد را "جك تامپسون" مامور سيا و استاد دانشگاه كلمبيا به دست داشت.‌ ‌7-امروزه يكي ديگر از ابزارهاي مهم و قوي "ناتوي فرهنگي" راديوهاي بيگانه بشمار مي روند. گردانندگان اين راديوها كه هدفشان تخريب باورهاي ملي و ديني و زير سئوال بردن ارزش‌هاي معنوي مردم ايران است مي كوشند با پخش برنامه‌هايي خاص چهره جمهوري اسلا‌مي را تيره و تار نشان دهند و اغلب خوراك اين راديوها هم از مصاحبه با برخي چهره‌هاي سياسي تهيه مي شود. چهره‌هايي كه در سال هاي گذشته برخي از آنان در جايگاه نماينده مردم در مجلس و ياور بدنه دولت‌هاي پيشين حضور داشته‌اند يا به عنوان روزنامه‌نگار اصلا‌ح طلب در برخي نشريات زنجيره‌اي فعال بوده‌اند.آمارهاي يك تحقيق كارشناسي در شهريور 85 نشان مي دهد كه در اين ماه راديو فردا با پخش 148 گفت‌وگو، بي.بي.سي 142 گفت‌وگو، آمريكا 127 گفت‌وگو، فرانسه 61 گفت‌وگو كلن 41 گفت‌وگو و راديو اسرائيل با 10 گفت‌وگو با افرادي كه معلوم الحال بوده پرداخته و بدنبال تحقق اهداف "ناتوي فرهنگي" نيز بوده‌اند. بيشترين بحث مطرح شده در اين راديو ها به مسائل سياست داخلي ايران اختصاص دارد. فهرست طولا‌ني افراد طرف گفت‌وگو با راديوهاي بيگانه فارسي زبان- فردا، آمريكا، اسرائيل، بي.بي.سي فرانسه و كلن - و تنوع موضوعات مورد گفت‌وگو بيان در تلا‌ش گسترده اين راديوها براي شبهه پردازي درباره رويدادهاي سياسي اجتماعي كشورمان مطابق با جهت گيري هاي اين رسانه‌ها و شكل دهي به اذهان مخاطبان در راستاي اهداف گردانندگان آنان است.‌ ‌8-ناتوي فرهنگي از نظر جغرافيايي فقط مختص كشورهاي آتلا‌نتيك و آمريكا نيست و هدفش تك قطبي كردن جهان است و مي خواهد تمامي فرهنگ ها به صورت سلسله مراتبي زير مجموعه‌اي از فرهنگ غرب باشند، كه اين سيطره به رغم اينكه بسيار خطرناك است به صورت خزنده حركت مي كند. نگارنده همچون كارشناسان دلسوز ديگر معتقد است با همان وسيله‌اي كه ناتوي فرهنگي وارد عمل شده بايد مقابله كرد.‌ با شكست آمريكا در خاورميانه خودبخود ناتوي فرهنگي هم به شكست مي انجامد، چرا كه اكنون رويكرد مردم در خاورميانه به سياست هاي آمريكا و هم پيمانانش كاملا‌ منفي و دفاعي است و اين موضوع شكست تمامي برنامه‌هاي ناتو را نويد مي دهد.‌ ‌9-در ده سال گذشته جريان‌هايي هم در داخل كشور همسو با اين هجمه‌ها حركت كردند و استكبار جهاني همسو با اين جريان ها توانست پايگاه‌هايي در ميان برخي از چهره‌هاي فرهنگي ايجاد كند گر چه در آن زمان ناتوي فرهنگي ايجاد نشده بود اما تحركات ضد فرهنگي غرب در دو سال اخير از حمله ترسيم كاريكاتور موهن از پيامبر اعظم (ص) و ... خود نشان از تحقق پيماني تحت عنوان ناتوي فرهنگي دارد. در برنامه چهارم توسعه به محورهاي توسعه فرهنگي اشاره و تاكيد شده است كه دولت بايد به اعتلا‌ي معرفت و بصيرت ديني در سايه قرآن و اهل بيت عليهم السلا‌م، تقويت فضايل اخلا‌قي، تقويت روحيه ايثار و شهادت، تقويت وحدت ملي و مقابله با تهاجم فرهنگي توجه كند.‌‌10-براي مقابله با اين موضوع بايد ابتدا اين هجوم باور شود، چون سال‌ها طول كشيده كه دولت مردان ما باور كنند چيزي به نام "تهاجم فرهنگي "كه از سوي مقام معظم رهبري عنوان شد وجود دارد اما مقابله با ناتوي فرهنگي نبايد برخوردي انفعالي باشد، بلكه بايد قدم به قدم مقابله كرد، اتاق فكر ايجاد كرد و براي اين مقابله مباني نظري ترسيم كرد و اين كار ابتدا بايد در دانشگاه و حوزه انجام شود، سپس اين مباني به سياستگذاري ، پروژه و اجرا ختم شود. در هر صورت امروزه واقعيتي كه در پيش روي ما قرار دارد اين است كه براي مقابله با "ناتوي فرهنگي" مي بايست با ايجاد شوراي فرهنگي و راهبردي، به ترسيم نقشه مقابله با "ناتوي فرهنگي" كه در آينده هجوم آن را بيشتر درك خواهيم كرد، پرداخت و از تمامي فرصت و پتانسيل‌هاي موجود استفاده كرد. به عنوان مثال تقويت رسانه‌هاي ملي، تاسيس رسانه‌هاي فراملي و ايجاد رسانه‌ها يا پيمان‌هاي رسانه‌اي مشترك اسلا‌مي از ديگر الزامات حضور فعال و خلا‌قانه در اين ساحت به شمار مي رود.‌ خاتمه: اين قلم چون ديگر صاحب نظران در اين زمينه اعتقاد دارد ناتوي فرهنگي خطراتي به مراتب شديدتر نسبت به "ناتوي نظامي" دارد مقابله با اين مجموعه پنهان ولي خطرناك مستلزم اتخاذ رويكردي آگاهانه نسبت به باورها و اصول است. مسلما صيانت از اصول و ريشه‌ها ابزارهاي فرهنگ مهاجم را در ابتداي اين مسير شوم، معدوم خواهد ساخت و شرارت دفع خواهد شد.‌


ارسال توسط افشار

اسلایدر