دولت فرانسه در آتش  خشم معترضان              

 دکتر اسدالله افشار

شنبه 26 آبان‌ماه سال جاری ( 17نوامبر 2018) آغاز تظاهرات‌های اعتراضی در فرانسه است.  این اعترضات در چهارمین هفته خود،  ابعاد وسیعی داشته و دامنه آن تا برخی از کشورهای اروپایی چون هلند، بلژیک و... نیز رسیده است. مردم فرانسه، دولت ماکرون را در سیاست‌های اقتصادی و حل مشکلات اقتصادی ناموفق و ناتوان دیده و در خصوص گرانی ها از جمله گرانی سوخت و افزایش مالیات ها و البته بی‌عدالتی‌های اقتصادی و نابرابری های اجتماعی، دولت ایشان را ناکارآمد دانسته و معترض بوده و به همین خاطر، نارضایتی خود را با تظاهرات گسترده ابراز داشته اند. این اعتراضات خود جوش و بدون سازماندهی تشکیلاتی بوده و از همه طبقات در آن حضور دارند و پیش‌بینی می‌شود که این‌گونه اعتراضات مدنی در آینده هم ادامه ‌یابد و دنیا شاهد خشونت‌هایی در این زمینه باشد.  

دراین خصوص نکات فراوان بسیاری وجود دارد که به برخی از آن ها در ذیل اشاراتی خواهیم داشت:

1- بیش از هرچیز لازم است مشخص شود ریشه اعتراض مدنی مردم  فرانسه چیست و از کجا این اعتراضات شکل گرفته است؟  قطعا  خوانندگان محترم با پی گیری اخبار تاکنون دریافته اند که؛ دولت فرانسه قصد دارد از ابتدای سال آینده میلادی مالیات بر هر لیتر گازوئیل را ۵/ ۶ و هر لیتر بنزین ۹/ ۲ سنت افزایش دهد. جلیقه‌زردها که عمدتا جزو طبقه متوسط فرانسه هستند، در ابتدا به افزایش قیمت‌ بنزین، گازوئیل و مالیات بر آن اعتراض داشتند. اما این خواسته ها بعد از 4 هفته تغییر یافته و مطالبات معترضان ابعاد وسیعی به خود گرفته است. معترضان مطالبات خود را به موارد ذیل تعمیم داده اند و تحقق آن ها را از اولویت های خود قلمداد کرده اند:     

- اعتراض به کاهش قدرت خرید، درآمد پایین ( معترض به وضعیت معیشتی )؛

 -اعتراض به لیبرال شدن سیاست‌های اقتصادی دولت؛

- تغییر قانون کار با دستور هیأت دولت و بدون رأی مجلس نمایندگان؛

- حذف مالیات بر دارایی و کاهش کمک‌های نقدی برای اجاره‌بهای خانه‌های اجتماعی؛

- اعتراض به سخت‌تر شدن شرایط پذیرش و پولی شدن دانشگاه‌های دولتی

2- از نگاه تحلیل گران دنیای سیاست، اعتراض مدنی مردم فرانسه که به پدیده جلیقه زردها خوانده شده و از آن به «جنبش فرودستان» تعبیرگشته است؛ رخداد و پدیده ای کم سابقه می باشد. البته فرانسه در سال2005 نیز شاهد اعتراض مدنی مهاجران فرانسوی‌تباربوده است.            

3-خواسته‌های امروز مردم فرانسه، خواسته های مردم در سراسر کشورهای اروپایی است. دیگر هیچ مردمی در سراسر دنیا بی‌عدالتی‌های اقتصادی و نابرابری های اجتماعی را تحمل نکرده و نمی کنند و حاضرند تا برقراری عدالت و رهایی از تبعیضات؛ در مقابل تمامیت خواهان و زیاده خواهان بایستند.  

4- در خیابان‌ها و میادین سراسر فرانسه تجمعات مردمی برگزار می شود. در میان معترضان طبقه‌های مختلف کارمند، بازنشسته، کارگر، کشاورز و حتی بیکار حضور دارند که در زندگی به استفاده از خودرو وابسته هستند و به همین دلیل برخی روزنامه‌ها به آن‌ها «طبقه دیزل» اطلاق می کنند. مردم خواسته‌های اقتصادی و اجتماعی خود را از کاخ الیزه طلب می کنند.

5- این اعتراضات گسترده اجتماعی؛ حاکی از نگرانی عمیق طبقه متوسط جامعه از بی عدالتی نهادینه شده در کشور فرانسه است. براساس نظرسنجی‌های انجام شده؛ نزدیک به ۷۷ درصد شهروندان فرانسوی از این جنبش اجتماعی که به تدریج  می رود به چالشی سیاسی برای دولت «امانوئل مکرون» تبدیل شود حمایت می کنند. حدود یک ماه است که دولت فرانسه در آتش  خشم معترضان گرفتارآمده وتنها راه رهایی اش، اصلاح ساختار اقتصادی و برقراری عدالت اجتماعی در چارچوب وعده های داده شده در قانون اساسی فرانسه است.

6- رییس جمهور فرانسه خوبست به جای دخالت در امور کشورهای دنیا، به فکرکشور خود باشد و به جای نسخه نوشتن برای کشورهای دیگر، کشور خود را دریابد و به امور مردمان کشورش بپردازد تا بتواند پاسخگو مطالبات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و حتی فرهنگی جامعه بحران زده فرانسه باشد. مکرون اگر بیدارنشود، مردمش او را بیدارخواهند نمود که در آن صورت این بیداری برایش سخت گران تمام خواهد شد.

7- این اعتراضات مدنی برای فرانسه که کشوری توریستی بشمار می آید خسارات فراوانی داشته است. روزنامه «گاردین» در این زمینه عنوان داشته است؛ تاکنون هزینه‌های پاکسازی و صدمات به خیابان‌های پاریس به بیش از ۱٫۳ میلیون پوند رسیده است و چند صد کارگر به پاکسازی معابر مشغول هستند. همین نگرانی‌ها باعث شد که رییس جمهور فرانسه اعلام کند صحنه‌های درگیری میان معترضان و پلیس باعث هراس و فرار خارجی‌ها از سفر به این کشور می شود. به نوشته«گاردین» این روزنامه انگلیسی ۲۰۰ کارگر اضافی مسئول پاکسازی زیباترین خیابان جهان یعنی شانزه لیزه شده‌اند زیرا برخی از ساختمان‌ها تخریب شده و شیشه‌های بسیاری از مغازه‌ها در هم شکسته شده است.

8- اگرچه اعترضات گسترده مردم فرانسه موجب عقب نشینی 6ماهه وتعلیق مالیات افزوده برسوخت ازسوی دولت ماکرون گردید و باعث تغییر لحن ماکرون در مواجه با معترضان شد و حتی وعده وعیده هایی به آنان از سوی رییس جمهور نیز داده شد؛ اما معترضان آن را برای رسیدن به خواسته هایشان کافی ندانسته و همچنان در جای جای فرانسه با تظاهرات پیوسته خود در سطح شهرها، خواستار رسیدن به مطالبات مدنی خود در چاچوب قانون اساسی هستند. البته برخی تحلیل گران اعتقاد دارند ادامه این اعتراضات چه بسا منتج به انحلال پارلمان یا استعفای ماکرون ( بعید به نظر می رسد) و یا تغییر برخی از وزرای دولت خصوصا وزیر کشورگردد ( این احتمال قوی تر است).           

9- وقایع روی داده در فرانسه نه اولین آن خواهد بود و نه آخرین آن؛ اما حوادث یک ماه اخیر در فرانسه و برخی کشورهای اروپایی حکایت از آن دارد که مردم اروپا و جهان بیدار شده اند و مطالبات آنان از جنس عدالتخواهی است. برقراری عدالت اجتماعی محوری ترین خواسته مشروح مردمان جهان از حاکمان خود است. تحقق این امر یعنی  تأمین دموکراسی، پایبندی به حقوق بشر، تعهد به آزادی. اروپا امروز در معرض قضاوت تاریخ قرار دارد و اکنون باید به همان نسخه ای که با دخالت در امور کشورها برای مردمان و حاکمان آن ها می نوشتند و با فشار سیاسی و ابزار تحریم، خواستار اجرای بی قید وشرطش بودند؛ امروز خودشان گرفتار آمده اند و باید به همان نسخه های شفابخش خود عمل نمایند!

در یک کلام باید گفت این نهضت بیداری و مطالبه خواهی مردمان جهان علیه سیاستمداران، زمامداران، قدرتمندان و حاکمان مستبد، خودرأی،  غیر مشروع، خون ریز، در همه جای دنیا از آسیا گرفته تا آمریکا، اروپا، آفریقا و اقیانوسیه تا تحقق مطالبات  ادامه خواهد داشت.

  

                    چهارشنبه: 21 / 9 / 1397- 4 ربیع الثانی 1440- 12 دسامبر 2018    

 



 

 



ارسال توسط افشار

 کارنامه ننگین حکومت فاشیستی عربستان از یمن تا قتل خاشقجی  

دکتر اسدالله افشار

 ابعاد جنایات جنگی ائتلاف سعودی در یمن از حدگذشته و برای جهانیان نگرانی های جدی ایجاد نموده است. این جنگ نابرابر خانمانسوز که زندگی عادی مردم مظلوم یمن را فلج کرده؛ کودکان معصوم و زنان بی‌دفاع را در معرض تعرض، تجاوز وکشتار بی رحمانه قرار داده است. این جنایات فجیع آل سعود موجب جریحه دار شدن عواطف واحساسات میلیون های انسان در سراسر جهان گردیده، خشم و انزجارآنان را برانگیخته است.

 این روزها دنیا شاهد عملیات جنگی ائتلاف سعودی در بندر الحدیده می باشد. ائتلاف سعودی با نیروهای مزدور چند ملیتی که مورد حمایت آمریکا می باشند؛ با حملات  سنگین هوائی، توپخانه‌ای و موشکی دراین بندر، حمام خون راه انداخته اند تا شاید بتوانند مقاومت مردم یمن را شکسته و آن ها را علیه نیروهای مقاومت و ارتش بسیج نمایند. قطعا این خواب سعودی ها تعبیرنخواهد شد و عوام فریبی طمع کارانه ریاض و متحدانش که از حمایت آمریکائیان نیز برخوردار است ره به جایی نخواهد برد حتی اگر مراجع بین المللی چون سازمان ملل و شورای امنیت این سازمان؛ چشمان خود را بر روی جنایات جنگی 4 ساله "محمد بن سلمان" ولیعهد و وزیر دفاع شرور عربستان و قاتل روزنامه نگارخاشقجی، ببندند.

امروزاین دست های پشت پرده برای جهانیان افشا شده است و این جانیان به هرکجای دنیا بروند با اعتراض مردمان آزاده مواجه هستند و جایگاهی در نظام  بین الملل ندارند. آمریکا باید در قبال حمایت بی‌قید و شرط خود ازجنایات جنگی و غیر انسانی ائتلاف سعودی در کشتار مردم بی دفاع یمن و قتل عام کودکان و زنان مظلوم یمن، پاسخگو باشد. جای گلایه است که چرا کشورهای اسلامی در قبال فجایع و حوادث تکان دهنده در یمن، خاموش و ساکتند و با دیدن ظلم ظالم در حق مظلوم، سکوت اختیار کرده اند!

چه شرم آوراست این سکوت، این همراهی مزورانه مشمئزکننده که حیثیت و آبروی انسانی را به سخره و تمسخر گرفته و بشریت را بازیچه دست قدرت، ثروت و سیاست قرار داده است تا عده ای سودجوی سوداگر براریکه قدرت تکه زنند و جهان را  با قتل، غارت، ترور و وحشت برای رسیدن به آمال و آرزوهای دور و دراز خود به تباهی و فساد کشانند. کودک کشان سعودی قطعا در یمن رسوا شده و شکست خواهند خورد و ائتلاف سعودی نیز مستأصل و به‌ زانو در خواهد آمد.

ازآن جا که عربستان در طی 42 ماه گذشته در میدان جنگ یمن موفقیت های قابل قبولی کسب نکرده و دستاوردهای مثبتی به دست نیاورده است؛ از مذاکره سیاسی در این خصوص امتناع ورزیده و شانه خالی   می نماید. چرا چون دستش خالی است و برای آن که با دست پر، پشت میز مذاکره بنشیند جنگ الحدیده را آغاز و با کشتارهای بی رحمانه اش نیز به دنبال سست کردن پایه های جبهه مقاومت یمنی هستند! به طور قطع ائتلاف سعودی دراین جنگ فرسایشی ناکام خواهد ماند و با خستگی و درماندگی چون گذشته مجبور به عقب نشینی از مواضع خود خواهند شد.        

وقایعی که بر یمن می‌گذرد واقعاً حیرت‌انگیز است. مراجع بین المللی از اوضاع حاکم براین کشور بی دفاع باید خجالت کشیده و از غصه آب شوند. این مجامع که آلت دست قدرت های شیطانی و مخربی چون آمریکا و متحدانش قرار دارند در برابر مرگ  85 هزار کودک زیر 5 سال در طول کمتر از 4 سال که نتیجه جنگی است که توسط کشورهای قدرتمند پشتیبانی می‌شوند؛ چه پاسخی دارند!

سبعیت سعودی‌ها تمامی ندارد؛ این حکومت قرون وسطایی، گاه اتوبوس مدرسه کودکان یمنی را بمباران می کند، زمانی هم  به مراسم عزا و عروسی و بازارها حمل می نماید. شرارت را به جایی می رسانند و در خاج ازخاک عربستان در استانبول ترکیه آن هم در سفارت عربستان، قتل جمال خاشقجی، روزنامه‌نگار منتقد سعودی را رقم می زنند و جنازه او را که روزی همراه و هم رأی با در بار سعودی بوده است، تکه‌تکه می‌کنندو...!

 این حکومت با این کارنامه مفتضح داخلی و بین المللی که اساس و بنیانش با توحش، خونریزی، قتل و شکنجه عجین شده است، اگرقرون وسطایی نیست پس چگونه حکومتی باید خوانده شود؟ با جنایات صورت گرفته در داخل و بیرون از سوی رژیم افراطی آل سعود، از تجاوز به یمن گرفته تا ارتباط گیری با رژیم اشغالگر قدس و تا ارتکاب جنایات حقوق بشری و انجام اعمال تروریستی در سراسر دنیا، دیگر بر هیچ کسی پوشیده نمانده  و نخواهد ماند که حکومت عربستان حکومتی فاشیستی است و از این حکومت است که بر   می آید، در طی 4 سال گذشته تا به امروز مردم یمن را تحت کشتار و قحطی بی‌سابقه قرار دهد و منتقدان خودش را درهر نقطه ازجهان به خاک وخون کشاند. اعمال ننگین عمال سعوی تا کنون که با حمایت غرب و برخی کشورهای اروپایی صورت گرفته به قدر شنیع و زشت بوده که باعث شده است؛ پرده‌های غفلت از برابر چشم جهانیان کنار رود و حقایق تلخی، آشکار و عریان شود تا با فشار افکارعمومی در سراسرجهان، کشورهای اروپایی فروشنده سلاح به آل سعود مجبور گردند،  ارسال تسلیحات به ریاض را متوقف نمایند.

آری عربستان سعودی در افکار مردمان جهان به عنوان کشوری جنایتکار در عرصه بین المللی شناخته شده و در جامعه جهانی، مجامع و نشست های بین المللی نیز منزوی و تنهاترخواهد شد؛ مصداق آن اجلاس سران 20 کشور صنعتی دنیا یا همان «جی 20» بود که تقریبا بسیاری از رهبران گروه «جی20» مایل به دیدار با "محمد بن سلمان" ولیعهد و وزیر دفاع عربستان که دستش تا مرفق به خون بی گناهان یمنی و دیگر قتل ها آغشته است نبودند. دیری نخواهدپایید عربستان بهای سنگین اهانت ها و جنایات بشری خود را در سطح جهان خواهد داد.      

 

                         یکشنه : 11 / 9 / 1397- 24ربیع الاول 1440- 2 دسامبر 2018

 

 



ارسال توسط افشار

نقش تاریخی اروپا در برجام و تحریم ها                    

 دکتراسدالله افشار

 از زمان خروج آمریکا از برجام که دراردیبهشت ماه سال جاری به وقوع پیوست و ترامپ یک جانبه از گروه 1+5 خارج و بازگشت دوباره تحریم های را کلید زده است؛ 7 ماه می گذرد. اروپاییان که از پیمان خارج نشده و بارها از این عهد نامه بین المللی برحسب ظاهر دفاع کرده و خود را ملزم به حمایت ازایران در برابر زیاده خواهی آمریکا دانسته اند تنها اقدام سیاسی کرده و چند بیانیه صادر نموده اند و با توجه به وعده های داده شده تا کنون  گام های عملی برنداشته اند! اگرچه ظاهرا اروپاییان، آمریکا را در خروج از برجام همراهی نکردند و ایران توانست هوشمندانه میان آمریکا و اروپا شکاف ایجاد نماید؛ اما این برای ایران که ازخروج آمریکا متضرر و متحمل هزینه های سنگین در این مسیر شده کافی نبوده است و عملا تا به امروز بنا بر شهادت دستگاه دیپلماسی کشور؛ اروپاییان شعار داده و فرصت را به نفع آمریکا رقم زده اند.

دراین خصوص نکات گفتنی فراوانی وجود دارد که به پاره ای از آن ها در ذیل اشاراتی خواهیم داشت:     

1- امروز دیگر برکسی پوشیده نیست که آمریکاییان قابل اعتماد نیستند؛ و نمی توان به لبخند آنان دل خوش بود و پای میز مذاکره با آنان نشست. تاوانی که در برجام براین ملت تحمیل گشت، امروز مؤید این مطلب است که اعتماد به آمریکا اشتباهی فاحش و غیر استراتژیک بوده است وثمره آن به تعیبر سید عباس عراقچی، معاون سیاسی وزیر امور خارجه ایران که در سومین سمینار همکاری‌های هسته‌ای ایران و اتحادیه اروپا در آن شرکت داشت، اظهار داشت:« اعمال مجدد تحریم‌های آمریکا، بهره‌مندی ایران از مزایای برجام را به صفر نزدیک کرده است!» اکنون به اروپا هم نباید اعتماد کرد چرا که تا به امروز اروپا به دنبال تأمین منافع ایران نبوده و فرصت کشی را در دستور کارخود دارد و این فرصت کشی در حقیقت زیانش متوجه ایران است و ایران را از رسیدن به برنامه های مد نظرش باز می دارد.  جای بسی تأسف است که سخنگوی وزارت امورخارجه به جای اعتراض و گلایه به فرصت‌سوزی اروپا، به توجیه رفتار توهین‌آمیزآن ها در کلی‌گویی، مشخص نکردن زمان برای اجرای تعهدات  و سر دواندن ایران پرداخته و طی گفت‌و‌گویی اعلام می‌دارد: «در حال حاضر و با توجه به مجموعه شرایط ترجیح می‌دهم تصور کنم که این طولانی شدن تا حدی می‌تواند قابل قبول باشد. با توجه به پیچیدگی این ساز و کارها و قلدرمابی آمریکا می‌توان نتیجه گرفت که تأخیر در اجرا موضوع غریبی نیست.» این مواضع متخذه که نشانه ضعف دستگاه دیپلماسی کشوراست ، چگونه با مواضع انقلابی رهبرمعظم قابل توجیه است. مواضع باید عاقلانه، بنابر مصالح و منافع ملی، هوشیارانه و با شجاعت اتخاذ و بیان شود.  

 2- امیدوار باید بود تا دستگاه دیپلماسی در یابدکه؛ نه تنها سه کشور اروپایی در زمین آمریکا بازی می کنند بلکه هیچ  اهتمامی و جدیتی برای تأمین منافع ایران در راستای توافق صورت گرفته در برجام ازخود نداشته و ندارند . سخنان «مایک پمپئو»، وزیر خارجه آمریکا این ادعا را تأئید می کند. اظهارات «مایک پمپئو»، وزیر خارجه آمریکا در گفت‌و‌گو با بی‌بی‌سی هم نشان می‌دهد، سه کشور اروپایی حامی برجام یعنی آلمان، انگلیس و فرانسه در بازگشت رسمی تحریم‌هایی که قرار بود با مذاکرات هسته‌ای لغو شوند (و هرگز لغو نشدند) نه تنها هیچ اختلاف نظری ندارند بلکه برای آن حتی، متاسف هم نیستند. او دراین مصاحبه گفته است:

 «ائتلاف بزرگی داریم که به ما در تحریم‌ها کمک می‌کنند. کشورهای اروپایی و برخی از کشورهای خاورمیانه از تحریم‌ها حمایت می‌کنند. حتی ۳ کشور اروپایی هم با اینکه در برجام ماندند، از تحریم‌ها حمایت می‌کنند.»

3- خوش خیالی و خوش باوری است که بپذیریم اروپا به تعهدات برجامی خود عمل خواهد کرد و می تواند پاسخگو تعهدات آمریکا نیز دراین زمینه نسبت به تأمین حقوق برجامی تعهد شده به ایران باشد. دراین 7ماه گذشته اروپائیان چه اقدامات مثبت و کارگشایی درجهت منافع ایران انجام داده اند؟ نه تنها انجام نداده اند که در پاره ای از موارد گستاخانه، وقیحانه، آمرانه و طلبکارانه؛ ایران را به اجرای یکطرفه تعهدات برجامی علی‌رغم خروج آمریکا از توافق فراخوانده اند! و همگام و همسو با آمریکائیان خواستار محدود کردن فعالیت های ایران در زمینه های موشکی و منطقه‌ای هستند. کاش مواضع اروپائیان  در همین حد بود اما آن ها پا را فراتر گذشته  و با میزبانی از گروهک‌های تروریستی و تجزیه‌ طلب ضد ایرانی و همچنین توطئه و پرونده‌سازی علیه دیپلمات‌های کشورمان در کشورهای اروپایی، عمق خباثت خود را با کشور ایران به نمایش گذاشته اند. آیا می توان به چنین کشورهایی که شریک راهبردی استراتژیک آمریکا در قتل، غارت، چپاول منابع و ثروت های مردمان دنیا هستند اعتماد کرد ودل خوش نمود! مسئولان مذاکره کننده با گروه 1+ 4 بدانند برجام با بدعهدی و بد قولی های اروپائیان سرپا نمی ماند، زنده نگه داشتن برجام با فرصت کشی و فرصت سوزی امکان پذیر نبوده و نخواهد بود و ادامه این مسیر نیز جز ضرر یرای ایران منافعی در بر نخواهد داشت. اوضاع حاکم بر مسائل برجام مرا یاد این ضرب المثل انداخت که خوبست مسئولان محترم نیز آن را بار دیگر دراین نوشتار ناصحانه بشنوند و بخوانند:« با حلوا حلوا گفتن دهان شیرین نمی شود»    

4- اکنون که به ابتکار ایران شکاف بین اروپا و آمریکا ظاهر شده است، اتحادیه اروپا باید قدر این فرصت پیش آمده را بداند و آن را آزمون استقلال در مقابل ایالات متحده  قلمداد نماید. اتحادیه اروپا با استفاده از این فرصت می تواند نهادهای مالی مستقل خودشان را ایجاد کنند تا بتوانند با هر کسی که می‌خواهند تجارت کنند و از زیر یوغ آمریکا خارج شوند. نگارنده امیدوار است اروپا با جدیت  با کسب استقلال سیاسی و بین المللی خود؛ تنها به حمایت‌های سیاسی و نمایشی از توافق هسته‌ای بسنده ننماید و بتواند گامی های عملی در این مسیر بر دارد.

5- اروپاییان بدانند؛ اگر تعلل در دادن امتیازهای اقتصادی وعده داده شده  به ایران را عملی نکنند؛ با خروج  مرحله ای ایران از برجام، این خروج نه تنها می تواند برای ایشان سنگین و هزینه ساز باشد بلکه تمام تلاش های صورت گرفته 12 ساله در این زمینه به عنوان یک شکست مفتضحانه بین المللی برای ایشان در تاریخ ثبت خواهد شد ضمن آن که جامعه جهانی و افکارعمومی دنیا دیگر به وعده های آنان در سطح بین الملل اعتنایی نخواهند داشت و اساس اعتماد سازی به طور جدی تخریب و جایگاه خود را در جهان ازدست خواهد داد و ریشه های اعتماد در جهان خواهد خشکید. اکنون اروپا مواجه با این آزمون است؛ در مقابل آمریکا بایستد واستقلالش را جشن بگیرد، آبرو را به جامعه بین الملل باز گرداند تا تعهدات برقرار و پا برجا بماند تا  اعتماد جامعه جهانی قربانی نگردد. اما چنان چه اروپا تسلیم آمریکا شد باید قید همه آن چه گقته شد در جامعه بین الملل زده شود و دنیا دیگر دنبال حل و فصل مسالمت آمیزمناقشات و اختلافات نخواهد بود چرا؟ چون عملا بی تعهدی قدرت های جهانی را دراین زمینه دیده اند؛ بنابراین شکست اروپا در برجام و خروج ایران از برجام در حقیقت شکست نمادین اعتمادسازی جهانی است. دراین خصوص ابتدا آمریکا و بعد اروپا باید در پیشگاه تاریخ پاسخگوباشند.

                       سه شنبه: 6 / 9 / 1397- 19 ربیع الاول 1440- 27 نوامبر 2018          

 

 



ارسال توسط افشار

اسلایدر