نقش آمریکا درانتصاب ولی عهد سعودی                  

دکتراسدالله افشار

همان گونه که انتظار می رفت درتیرماه سال جاری، «سلمان بن عبدالعزیز» پادشاه کهنسال سعودی کهاز بیماری های مختلفی از جمله «آلزایمر» نیز رنج  می برد ،  با صدور فرمانی،محمد بن نایف را از پست «ولی عهدی» عزل و پسر 32 ساله خود «محمدبن سلمان» را به عنوان جایگزین وی تعیین نمود ؛ و به ظاهر به زمزمه جنگ قدرت در دربار سعودی خاتمه بخشید و از جدال شاهزادگان تشنه قدرتِ سعودی که ممکن بود برای تصاحب کرسی پادشاهی پس از ملک سلمان ، به جان یکدیگر بیفتند ، ممانعت به عمل آورد.!  مجله نیویورک‌ تایمز درخصوص تغییر ناگهانی این جایگزینی نوشت که بعضی از اعضای خاندان سعودی از ظهور و ارتقای سریع شاهزاده جوان به خشم آمده‌اند. از زمان تأسیس پادشاهی آل سعود  تاج  و تخت از برادر به برادر منتقل  می شده است ؛ و این اولین بار در تاریخ عربستان است که حکومت از پدر به پسر منتقل می گردد . «سلمان بن عبدالعزیز» پادشاه سعودی برای آن که بتواند دوره انتقال قدرت به فرزند خود را هدایت و مدیریت نماید همزمان انتصابات و برکناری های دیگری هم اعمال نمود . دراین تغییرات جدید ، نسل دوم و سوم شاهزادگان یا نوه ها و نتیجه های مؤسس حکومت (ملک عبد العزیز) را با هدف زمینه سازی برای قدرت گرفتن محمد بن سلمان و ارتقای وی تا سطح پادشاهی به  سمت های سیاسی و اجرایی حکومتی منصوب نمود. نباید نقش آمریکا را درانتصاب محمد بن سلمان  به عنوان ولی عهد سعودی ازیاد برد و یا کمرنگ تلقی نمود .  امضای توافق نامه خرید۱۱۰میلیارد دلاری تسلیحات نظامی عربستان سعودی از واشنگتن ، که درحقیقت باج مسلم آمریکا  از عربستان بشمار می آید این شائبه را درسطح    بین الملل تقویت کرده است که آمریکایی ها هرگونه حمایت از بن سلمان به عنوان ولی عهد را منوط به دریافت یک باج بزرگ در قالب امضای توافق نامه های نجومی کرده اند. از همین رو، ملک سلمان بزرگ ترین توافق نامه‌ها میان دو طرف در طول تاریخ به ارزش حدود ۴60 میلیارد دلار را که ۱۰۰ میلیارد دلارِ آن متعلق به مسائل نظامی است ، با واشنگتن به امضا رساند. همزمانی امضای این قراداد با این تغییرات گسترده سیاسی درعربستان ازچشم تیزبین تحلیلگران بین المللی پوشیده نمانده و معتقدند ؛ محمد بن سلمان ، شاهزاده ای افراطی ،  ماجراجو و جنگ طلب است که با افزایش اختیاراتش پس از ولایت عهدی ، بدون شک مسیر تازه ای را برای تحقق اهداف توسعه‌طلبانه خود در منطقه پیش خواهد گرفت.  از نگاه ایشان محمد بن سلمان یک «قمارباز سیاسی» بزرگ است که تا کنون درچند قمارخود ازجمله :  راه انداختن جنگ یمن ، تلاش برای سیطرۀ مجدد بر بازار نفت ، ناامن کردن منطقه خاورمیانه درحمایت ازتروریست های تکفیری داعش ، بسیج کشورهای عربی درقطع ارتباط با کشور قطر و کشتارحجاج بیت ا... الحرام درحج 1394 شکست خورده و درتحقق  پیروزی دراین میدان ها که از حمایت همه جانبه استکبارجهانی و صهیونیسم بین المللی نیز برخوردار بوده ناکام مانده است. تغییرات اعمال شده ازسوی «سلمان بن عبدالعزیز» پادشاه سعودی بلاشک دارای آثاری است که به برخی ازآن ها اشاراتی خواهیم داشت : 1- ازبین رفتن نظام قبیله‌ای سنتی به نفع دیکتاتوری متمرکز فردی ؛ 2- کشیده شدن جنگ قدرت میان اعضای ناراضی و پرشمار خاندان حاکم و وهابیون افراطی ؛ 3- محدود شدن رژیم آل‌سعود به آل‌سلمان ؛ 4- فعال شدن  گسل‌های فروپاشی جغرافیایی و اجتماعی این کشور؛ 5- وقوع زلزله سیاسی درعربستان و سوق پیدا کردن حجازبه سوی هرج ومرج.

جمعه : 30 / 4 / 1342- 26 شوال 1438- 21 ژوئیه 2017

 

 



ارسال توسط افشار

دوسالگی برجام ؛ موافقان و مخالفان                  

 دکتراسدالله افشار

 توافق هسته‌اي ایران با گروه 5+1تحت عنوان  برنامه جامع اقدام مشترك موسوم به بر جام دوساله شد؛ اما باتوجه به کارشکنی ها و بد عهدی های آمریکائیان تا کنون مطالبات و خواسته های به حق ایران برآورده نگردیده است و دولت یازدهم نیز بنابر وعده هایی که دراین خصوص به مردم داده است نتوانسته درزمینه های این توافق موفق عمل نماید و خواست مقام معظم رهبری و ملت عزیزایران را دراین امر اجرایی وعملیاتی گرداند. اکنون دردوسالگی این توافق ؛ اشاره ای کوتاه و مختصر به بیان نگاه موافقان و مخالفان برجام درذیل خواهیم داشت :

 یکم) نگاه موافقان به برجام

1- برجام را مي‌توان يك مثل اعلي و نمونه عالي از تحقق منافع ملي و مصالح ملت ايران بر پايه سه اصل اساسي سياست خارجي يعني «عزت، حكمت و مصلحت» دانست. 2- توافق برجام، اوج هوشمندي كشورمان در عرصه ديپلماسي با ريسك بالا تلقي مي‌شود. 3- براي نخستين‌باردرتاريخ معاصر، توانستیم بامذاکره از زير يوغ شش قطعنامه شوراي امنيت ذيل فصل هفتم منشور سازمان ملل خارج شویم. 3- مذاكرات هسته‌اي و توافق حاصل از آن را مي‌توان شكست پروژه ايران‌هراسي و پاياني بر انگاره باطل و موهوم بازيگر غيرخردمند دانست. 4- برجام به عنوان يك توافق تاريخي كم‌نظير، خدعه اجماع جهاني عليه كشورمان را بي‌اثر كرد.5- بی‌اعتبار کردن برجام در داخل باعث بی‌اعتبار شدن برجام نزد اروپایی‌ها می‌شود. 6- تلاش کنیم برجام را لکوموتیو رشد و توسعه و ارتقای اقتصاد و صنعت کشور قرار دهیم! 7- تداوم تحرکات ایذایی و یکجانبه آمریکا در قبال برجام، موجب ایجاد یک شکاف عمیق بین آمریکا و اتحادیه اروپا در قبال مناسبات تجاری با ایران خواهد شد.8- یکی از مهم ترین اهداف برجام احقاق حقوق هسته‌ای ایران و ادامه فعالیت‌های صلح‌آمیز هسته‌ای در کنار برداشتن تحریم‌ها در این حوزه بود. 9- برجام از مقاطع تاریخی است که باید به آن افتخار کنیم که توانستیم قدرت‌های بزرگ را وادار به پذیرش حق‌مان کنیم و....

 دوم) نگاه منتقدان به برجام

1- 2 سال از امضای برجام می‌گذرد ، توافقی که در توصیف آن نوشتند: «فتح‌الفتوح» اما با گذشت زمان روشن شده «تقریباً هیچ» بوده است؛ موضعی که خود دولتمردان به آن اعتراف کردند. 2- رئیس ‌اسبق سرویس امنیت داخلی رژیم صهیونیستی (شین بت) از برجام به عنوان یک موهبت برای این رژیم یاد کرد. 3- رئیس بانک مرکزی در حاشیه نشست صندوق بین‌المللی پول در آمریکا، در مصاحبه‌ای با تلویزیون بلومبرگ تصریح کرد که دستاورد ایران از برجام «تقریباً هیچ» بوده است.4- خروج بیش از 12 هزار سانتریفیوژ از چرخه غنی‌سازی، توقف تحقیق و توسعه برای غنی‌سازی در فردو، بتن‌ریزی در قلب رآکتور اراک و خروج 9700 کیلوگرم از ده‌ هزار کیلوگرم اورانیوم غنی شده زیر 5 درصد ، از هزینه‌های سنگین پذیرش برجام ازسوی دولت یازدهم بشمار       می آید. 5- قرار بود طبق برجام نه تنها تحریم‌های قبلی علیه ایران لغو شود بلکه تحریم جدیدی نیز علیه کشورمان تصویب نشود اما همه چیز برعکس شد تحریم‌های قبلی سر جای خود باقی ماند وتحریم‌های بی‌سابقه؛ شدید و جدیدی در عصر پسابرجام علیه ایران تصویب شد! 6- اجرای برجام از سوی دولت، به 29 شرط ابلاغ شده از طرف رهبر معظم انقلاب، شورای عالی امنیت ملی و مجلس شورای اسلامی مشروط شد. اما متاسفانه دولت مرتکب قصور و تقصیر‌های فراوان در مراعات آن 29 شرط شد. 7- واکنش منفعلانه دولت یازدهم در قبال عمل نکردن آمریکا به تعهدات خود،‌ این گزاره را در ذهن دولتمردان آمریکایی تقویت کرده است که می‌توانند برخلاف تعهداتشان عمل کنند و مطمئن باشند که از سوی ایران، واکنش عملی مشاهده نخواهد شد. 8- پس از گذشت دو سال ازبرجام هيچ كدام از شعارهاي دولت یازدهم حتي به مرزواقعيت نيز نزديك نشد؛آنها با دو هدف قطعي الوقوع برجام : یکی « برداشته شدن كامل و جامع همه تحريم‌ها» و دیگری «گشايش فوري ، معيشتي و اقتصادي در كشور»كشور را وادار به پذيرش برجام پرهزينه كردند. 9- در عرصه عمل و واقعیت هم با گذشت 2 سال از توافق هسته‌ای ، برخلاف آنچه اعلام و از پیش ادعا شده بود ، نرخ رشد اقتصادی کشور افزایش نیافت و رشد بدون نفت طی 2 سال اخیر در حول و حوش عدد «صفر تا یک درصد» متوقف شد و رکود اقتصادی علاوه بر تداوم، عمیق‌تر شد . 10- در همین سال‌ها «معضل» بیکاری به «بحران» بیکاری تبدیل شد و اوج سرمایه‌گذاری خارجی صورت گرفته (6/3 میلیارد دلار در سال 2016 به گزارش آنکتاد) همچنان حدود 30 درصد پایین‌تر از سطح آن پیش از آغاز به کار دولت یازدهم باقی ماند!

 جان کلام

صاحب نظران معتقدند ؛ واقعیت این است که همه خسارت‌های این توافق پرزیان و کم‌منفعت ناشی از 2 خطای راهبردی در دولت حسن روحانی بوده است ؛ خطایی در تیم اقتصادی و خطایی در تیم دیپلماتیک!خطای تیم اقتصادی دولت روحانی، نسبت دادن همه مشکلات و کاستی‌های اقتصادی به تحریم‌های خارجی بود ، در حالی که بر اساس عقیده عمده کارشناسان اقتصادی کشور و حتی کارشناسان همین دولت (پیش از کسب کرسی ریاست)، بیش از80 درصد مشکلات کشور راه‌حل خارجی ندارد و فارغ از وجود یا عدم تحریم‌ها، با اصلاحات درونی قابل رفع است. خطای تیم دیپلماتیک این دولت نیز ساده‌دلی و ساده‌انگاری در تعامل با جرثومه‌ای به نام آمریکا و تصور امکان رفع خصومت‌های آن با نشان دادن حسن‌نیت و لبخند و تواضع و احترام بود.

صاحب این قلم دراین مقاله تلاش نموده است تا بدون موضعگیری و بدون حب و بغض و با اختصار به بیان دیدگاه موافقان ومنتقدان این سند بین المللی دردوسالگی پذیرش آن بپردازد و با توجه به منافع ملی ایران از افراط وتفریط پرهیزنماید ؛ چرا که باوردارد افکارعمومی بهترین داوران درقضاوت امورخویش بدست حاکمان خود هستند.      

 

یکشنبه :  25 / 4 / 1396-  21 شوال 1438- 16 ژوئیه 2017



ارسال توسط افشار

آزادی موصل ؛ مرگ تدریجی داعش                   

دکتراسدالله افشار

حیدر العبادی نخست‌ وزیر عراق اعلام کرد ، با تسلط نیروهای عراقی بر مسجد النوری ، جایی که ابوبکر بغدادی خلافت خود خوانده‌اش را اعلام کرد ، کار داعش در موصل خاتمه یافت و یک ‌سره شد. این خبرمسرت بخش کام همه آزادگان جهان ،  مردم منطقه و به ویژه مردم دردکشیده عراق را  شیرین وکام دشمنان صلح و عدالت را تلخ و گس نمود.  حالا موصل به دست نیروهای دولت عراق از داعش درمرحله  پاک ‌سازی شدن قراردارد ؛ واین به معنای یک پیروزی بزرگ برای جبهه مقاومت بشمارمی آید . بازپس‌گیری موصل نه تنها یک «پیروزی نمادین» برای ارتش عراق محسوب می‌شود، زیرا توانست مسجدی که نماد قدرت داعش بود را پس بگیرد ، بلکه شکست دیگری نیز بر پیکر داعش بود زیرا یکی از نمادهای قدرت خود را از دست داد. عراق در مسیر مبارزه با تروریسم جهانی در سال ‌های اخیر همراهی همسایگان و قدرت های جهانی را در اختیار داشته و دارد. پایان داعش در این کشور راه پر فراز و نشیبی را طی کرده و تا مرگ تدریجی داعش اندکی فاصله است . آری آزادی موصل سقوط پایتخت داعش است که کشنده ترین ضربه به تروریست‌های تکفیری محسوب می‌شود. و این چنین است که تروریست‌های تکفیری داعش به شکلی غافلگیرانه به شکست خود در موصل اعتراف کرده‌اند . و باید اذعان داشت آزادی موصل نه تنها نشان ‌دهنده انسجام ارتش عراق با نیروهای مردمی«حشدالشعبی» در جنگ با تروریست‌های تکفیری است بلکه آزادسازی موصل را باید پایان مرحله سخت و پیچیده مبارزه با مرکزیت داعش و انهدام آن دانست. موضوعی که باید ازآن به سادگی عبورننمود و اجماع رسانه ها ی بین المللی اعم از سی‌ان‌ان، الجزیره، گاردین، نیویورک ‌تایمز و ... هم ازآن به سادگی عبورنکرده اند ؛ این است که موصل آزاد شده اما نکته این است که باید بین «آزادی موصل» و «پاکسازی عراق» تفکیک قائل شویم. اگرچه اکنون مسجد النوری به‌ دست ارتش عراق افتاده و کمتر از یک درصد موصل به علاوه 100 هزار گروگان در دست داعش باقی مانده و دیری نخواهد پایید که این گروه کل موصل را واگذار کند اما به تصریح فرماندهان عراقی و نیروهای ائتلاف کار پاکسازی داعش از این کشور ماه‌ها زمان خواهد برد. نیویورک‌تایمز در گزارش خود می‌نویسد؛ اگرچه موصل از دست داعش آزاد گردیده اما نبرد همچنان باقی است. تسخیر مسجد موصل نمونه‌ای است از عقب نشینی داعش از این شهر. با این حال، چیزی از موصل باقی نمانده جز خرابه. نیروهای داعش در قالب هسته‌های مخفی یا گرگ‌های تنها به حیات خود ادامه خواهند داد تا شرایط برای بازگشت آنها بار دیگر فراهم شود! موصل فعلی با موصل سال 2014 تفاوت زیادی دارد. اکنون از این شهر فقط تلی از خاک به همراه بیش از 2میلیون آواره برجا مانده است. در هرصورت نگارنده این گفتار چون همه صاحب نظران وتحلیلگران معتقد است : سقوط داعش درعراق، دستاورد بزرگی است . داعش به نفس‌های آخر خود رسیده است. با آزادسازی موصل عراق آینده‌ای باثبات و عزتمندانه خواهد داشت وخاورمیانه گامی به صلح وآرامش نزدیک خواهد شد و همگرایی و همکاری منطقه‌ای با کشورهای منطقه امیدوارکننده خواهد گردید. عراق پس از داعش نیازمند حفظ وحدت ملی و تمامیت ارضی است و کوچک‌ترین مانعی در این مسیر آن را در سراشیبی سقوط و تجزیه قرار خواهد داد. وهشدار آخراین که پیدایش داعش به عنوان جریان تکفیری در چارچوب طرح استعماری امریکا و رژیم صهیونیستی بود و تا زمانی که این حمایت‌ها ادامه دارد داعش نیز به حیات خود ادامه خواهد داد ، دولت عراق باید اقداماتی را برای حفظ وحدت ملی انجام دهد.

جمعه : 23 / 4 / 1396- 19شوال 1438- 14 ژوئیه 2017

 



ارسال توسط افشار
 
تاريخ : ۱۳۹۶/۰۴/۲۴

آزادی سازی موصل                          

 دکتراسدالله افشار

 موصل که دومین شهر بزرگ عراق از نظر وسعت ، جمعيت و اهميت اقتصادي به شمار مي‌رود پس از 3سال ازدست گروه تروریستی داعش آزاد شد. واین پیروزی به طور قطع نقطه عطفی بزرگ ودرخشان برای شکست داعش درمنطقه باید به حساب آید. این پیروزی نظامی درحقیقت پیروزی برداعش نبوده است بلکه پیروزی برمثلث شوم استکباری ، عربی و عبری درمنطقه باید تلقی شود که موجب  فروپاشی قدرت تشکیلاتی آن ها درعراق گردید . والبته باید منتظر پس لرزه های این پیروزی درروزها وماه های آتی بود ؛ و چه بسا عراق و موصل با اقدام های پراکنده وحشیانه تروریستی  این گروه افراطی مواجه شوند که جای هیچ نگرانی نداشته و نیروهای مسلح  عراق نیز باید با هوشیاری این حملات کور را دفع نموده و بدانند با آمادگی کامل درصحنه ؛ این حملات بی هدف به مرور محو خواهد شد. با این پیروزی میخ نهایی برتابوت خلافت وهابی درموصل کوبیده شد وعربستان که با تمام تجهیزات وامکانات به حمایت این گروه تکفیری به سرکردگی « البغدادی معدوم» برخاسته بود تا عراق را بی ثبات کند ؛ ضربه مهلک و سنگینی را دریافت نمود و پرچم پرافتخار مقاومت با غلبه بر مزدوران غربی ، صهیونیستی و عربستانی برافراشته گردید. تخمين‌زده مي‌شود در جريان درگيري‌هاي رخ داده در محورهاي مختلف عملياتي بيش از 5 هزارتروريست داعشي كشته و صدها نفر نيز زخمي شده باشند. همچنين طي نبردهاي آزادسازي موصل بيش از 40 سركرده بارز و فرمانده ميداني داعشي نيز كشته‌ شده‌اند كه داعش به كشته شدن 10 نفر از آنها رسماً اذعان كرده است. برآوردهاي رسمي نشان مي‌دهد ، سقوط موصل به دست داعش از جمله پيامدهاي اقتصادي ناشي از اشغال اين شهر حدود 50 ميليارد دلار بوده كه 27 ميليارد دلار آن را خسارات وارده ناشي از غنيمت گرفته شدن تجهيزات نظامي و مهمات ارتش عراق در اين شهر تشكيل مي‌داده است. در مدت زمان اشغال موصل به دست داعش، اين گروه حدود 105 مسجد را در شهر موصل و اطراف آن منفجر و منهدم كرده است . باید به این نکته اشاره داشت که آزادی موصل به معنای پایان داعش در منطقه نیست. داعش یک تفکر است ، تفکری ویرانگر که وابسته به ملیت و جغرافیا نیست! نباید دنیا انتظار داشته باشد با آزادی موصل ؛ که یک فتح درخشان برای فاتحانش بشمار می آید ، داعش از بین خواهد رفت بلکه داعش ممکن است درزمانی دیگر و مکانی دیگر با سیاست مزورانه استکبار و متحدانش ظهورکند. درمجموع ازاین نکته کلیدی نباید غفلت نمود که آزادسازی شهر موصل نه تنها به برقراری امنیت پایدار در منطقه و عراق کمک می‌کند بلکه درآتی نیز قادرخواهد بود بحران سوریه را تسهیل و پایان بخشد .

 کارشناسان وتحلیلگران اعتقاد دارند با توجه به موقعیت ژئو پلیتیکی منطقه ، شکل‌گیری یک محور مقاومت درمنطقه حایل بین سوریه و عراق برای پایش و رصد تحرکات بعدی داعش امری کاملا ضروری و قابل توجیه تلقی می‌شود . و ضروریست دراین شرایط حساس رهبران محور مقاومت نسبت به رخدادهای منطقه بسیار هوشمندانه عمل ‌کنند و با دقت تحرکات آمریکا را رصد نمایند . مسلما  برای تقابل با هر گونه توطئه و طرح جدید آمریکایی ، صهیونیستی و وهابی ؛ شکل‌گیری یک اتاق عملیات مشترک دائمی با شرکت محور مقاومت و کشورهای منطقه از جمله ایران ، عراق و سوریه نه تنها کاملا منطقی به نظر می‌رسد بلکه دربُعد پیشگیرانه  ازاهمیت ویژه ای برخوردارمی باشد. امید آن که این مهم عملی وتحقق یابد.

پنجشنبه : 22 / 4 / 1396- 18 شوال 1438- 13 ژوئیه 2017

 



ارسال توسط افشار

 اولويت نخست كاري دولت دوازدهم                    

دكتراسدالله افشار    

  ازاولويت هاي دولت دوازدهم كه بايد سرلوحه برنامه هاي اين دولت بشمارآيد موضوع«اقتصاد مقاومتی، ‌تولید - اشتغال» است. توجه به اقتصاد مقاومتی یک ضرورت است ، دولت دوازدهم بايد به خوبی در این زمینه فعالیت و موفق عمل نمايد. دولت جديد نيك مي داند ؛ اولا شرایط اقتصادی و معشیتی مردم ایران با تمرکز براقتصاد درون زا بهبود پیدا می‌کند وثانيا اقتصاد مقاومتی به اهمیت توسعه درون زا توجه ویژه ای دارد . با توجه به اهميت موضوع وحساسيت به جا ، درست و منطقي مقام معظم رهبري در اين خصوص، ضروري به نظرمي رسد نكاتي را  به طور اختصار دراين باب با دولت دوازدهم درميان گزاريم :

1- دولت دوازدهم لازم است تیمی از افراد با سابقه و متخصص با تمرکز بر تمام جوانب ، راهکارهای اجرایی شدن این موضوع را بررسی نمايد و اطلاعات کافی از فعالیت های خود را دراين زمينه به اطلاع مردم و رهبری نيزبرسانند.

2- از آن جا كه دولت يازدهم دستاوردها و توفيقات شايسته اي در راستاي رونق اقتصادي بدست نياورده است وكما كان نقصان اين عملكرد ضعيف درجامعه به وضوح قابل رؤيت و غيرقابل كتمان مي باشد ؛ خوبست كه دولت دوازدهم براي جبران اين نقيصه دردولت گذشته تمام همت خود ر ا مصروف اين امر نمايد كه ؛ حل مسئله اقتصاد مقاومتي اولويت اول برنامه هايش در كشور باشد .

3- بلاشك آماربيكاري دركشور بالا مي باشد و در رفع اين مشكل آزاردهنده اجتماعي ، دولت دوازدهم نبايد سستي به خرج دهد و مي بايست در سیاست‌گذاری ، برنامه ‌ریزی ، قانون‌گذاری ، اجرا سرمایه‌ها و ظرفیت‌های موجود را در نظر گرفته  تا بتواند اولا در جهت  كاستن بيكاري در جامعه  گام بردارد و ثانيا موجبات رونق در اقتصاد را فراهم نمايد.

4- منتقدان مراقب باشند كه به دورازحب و بغض جناحي عملكرد دولت آْتي را به نقد كشانند وازالقاي نااميدي در جامعه به ويژه نسل جوان كشور پرهيزنمايند و منافع ملي را برمنافعي شخصي وحزبي ترجيح ومقدم دارند . دوران رقابت تمام شده ودوران رفاقت براي ساختن ايران بزرگ رسيده است . و همه با هرانديشه وگرايشي بايد دولت دوازدهم را براي تحقق منويات رهبري ومطالبات ملي مردم ياري رسانند. والبته ازاين نكته نيزنبايد غفلت نمود كه ؛ انتقاد شرط بالندگی جامعه است آن‌ هم انتقاد سازنده که به ‌نوعی بیان منصفانه مشکلات و کاستی‌ها با ارائه راهکار باشد نه تخریب كننده ، گزنده و ناامیدی آن ‌هم با بی‌اخلاقی وحاشيه آفريني هاي تمام نشدني درهر برنامه و هرمناسبت با مأخذ و بي مأخذ .

5- دولت دوازدهم براي تحقق شعار سال 1396 و رسيدن به رشد مطلوب اقتصادي گنجانده شده در برنامه ششم توسعه نيازمند رعايت الزامات عمده اي است كه به برخي ازآن ها ، اشاره خواهيم داشت : حمایت از صادرات ، توجه به مدیریت مصرف و اصلاح الگوی مصرف ، جهت‌گیری منابع صندوق توسعه ملی ، ترویج فرهنگ و اخلاق کار، توسعه ارتباطات بین‌المللی و جذب سرمایه‌های خارجی ، تحقق کامل سیاست‌های اصل44 ، بهبود مستمر فضای کسب و کار و رفع موانع دست و پاگیر تولید و اشتغال ، اصلاح و جهت‌گیری نظام بانکی به سمت اشتغال ، هماهنگ‌سازی رشته‌های دانشگاهی با بازارکار و رفع خلاهای قانونی اشتغال و درصورت لزوم تصویب قوانین تسهیل کننده اشتغال از مهم‌ترین آن است .

نگارنده اميدواراست دوقوه مقننه وقضائيه دركنارقوه مجريه قرارگيرند تا آن چه را كه دراين نوشتار بيان داشته ايم ؛ براي پيشرفت و تعالي كشور محقق ودست يافتني بيابيم.  

جمعه : 9 / 4 / 1396- 5شوال 1438-  30 ژوئن 2017



ارسال توسط افشار

خداحافظي عربستان با شاهان پيروكهنسال                

دكتراسدالله افشار

ديوان پادشاهي عربستان در ساعات اوليه روز چهارشنبه 31 خرداد ماه سال جاري رشته‌اي از فرمان‌هاي ملك ‌سلمان را منتشر و با اشاره به رأي گيري بعمل آمده در هيأت بيعت ، محمد بن نايف ولیعهد قبلی این کشور را عزل و محمد بن سلمان 31 ساله را با 31 رأي از34 رأي به عنوان ولیعهد و جانشين ملك سلمان معرفي نمود . در خصوص اين پوست اندازي پادشاهي عربستان سعودي نكاتي وجود دارد كه در ذيل به آن ها اشاراتي خواهيم داشت :

1- ملك سلمان پادشاه بيمار عربستان سعودي ؛ قاعده انتخاب پادشاه بعد ازخود را كه مي بايست براساس وصيت سنتي ملك عبدالعزيز ، موسس عربستان واولين پادشاه اين كشورمي بود با انتخاب مذكور عملا ناديده گرفته است .

2- به زعم صاحب نظران با توجه به سيستم قبلي ، انتخاب پادشاه جدید در درون فرزندان ذکور عبدالعزیز با توجه به سن آنها صورت می‌گرفت . یعنی ولیعهد از بین پسران عبدالعزیز انتخاب می‌شدند و هفت پادشاهی که تاکنون به سلطنت رسیده‌اند ، همگی فرزندان عبدالعزیز بوده‌اند.

3- با عنايت به توضيحات دو بند مذكور و براین اساس ؛ سیستم انتقال پادشاهی در این کشور از سیستم افقی و نه عمودی تبعیت کرده بود . اما ملك سلمان پادشاه فعلي عربستان همان گونه كه بيان شد در پی رأی‌گیری در هیأت بیعت ، ولیعهد قبلی این کشور محمد بن نایف را برکنار و پسرش محمد را ولیعهد کرد . بدین ترتیب سیستم انتخاب پادشاه به سیستمی عمودی تغییر یافت.

4- این اقدام را بايد يك اقدام غیرعرف در سنت های خاندان آل سعود بشمارآورد . چرا كه اين اقدام - مسأله تغییردرقانون پادشاهی - عدم التزام به وصیت ملک بن عبدالعزیزبنیانگذارسلسله سعودی است. عبدالعزیزکه 18 پسرداشت وصیت کرده بود که تمام پسران وی باید به سلطنت برسند ؛ به طوری‌که تمام 6 پادشاه پس از عبدالعزیز از فرزندان مستقیم او بودند. ملك سلمان با انتخاب محمد بن سلمان نخستین سنت شکنی را برای انتخاب ولیعهد در عربستان كليد زده و عملياتي نمودند. به اين ترتيب اين نخستين‌بار در تاريخ پادشاهي آل سعود بعد از ملك عبدالعزيز (پادشاه موسس) خواهد بود كه قدرت به جاي اينكه از برادر به برادر منتقل شود از پدر به پسر منتقل خواهد شد.

5- ازآن جا كه ملك سلمان با كهولت سن مواجه وازبيماري صعب العلاج رنج مي برد ، بايد در آينده نزديك شاهد كناره گيري ايشان بوده تا محمدبن سلمان قدرت را رسما دردست گيرد. اين يعني عربستان با شاهان پير ، فرتوت وكهنسال خداحافظي كرده و با نسل سوم خاندان سلطنتي جوان كه قدرت را دردست گرفته است به عصرجديدي ازحاكميت وارد خواهد شد . و رياض دراين دوران به پيشرفت ، توسعه روي آورده و روح تازه اي در شيوه حكومت داري قبيله اي و سنتي عربستان دميده خواهد شد . البته اين تحول زماني محقق خواهد شد كه محمد بن سلمان اين جوان خام و بي تجربه ، عنان ازدست ندهد ، ازافراطي گري وفتنه انگيزي درمنطقه وخاورميانه فاصله گيرد و گوش به فرمان اربابان استكباري و صهيونيستي خود نباشد . آن گاه مي توان اميدواربود جسارت و بي پروايي توأم با انديشه وتعقل ايشان ، تحولات بنيادي درساختارهاي اجتماعي ، اقتصادي و سياسي ( داخلي و بين المللي) عربستان را رقم خواهد زد. بايد منتظر ماند وديد!  آينده نشان خواهد داد محمدبن سلمان با گرايش به اعتدال ، عربستان راشكوفا خواهد نمود ؟ يا باگام گذاشتن درمسيرهاي قبلي خود يعني خشونت ، فتنه انگيزي وافراطي گري ، عربستان را منفعل ومضمحل خواهد نمود!                   

 سه شنبه : 6 / 4 / 1396- 2شوال 1438- 27 ژوئن 2017   



ارسال توسط افشار

«محمد بن سلمان» و حيات سياسي عربستان                        

دكتراسدالله افشار

 

«ملک سلمان» ، پادشاه بيمار و مريض عربستان سعودي با انتخاب و جانشين قراردادن فرزند31 ساله تندرو و افراطي خود ؛ «محمد بن سلمان» به عنوان وليعهد و وارث بعدي تاج وتخت اين كشورپرحاشيه ، عربستان را عملا با نسخه آمريكايي وارد مرحله جديدي ازحيات سياسي نموده است . دراين خصوص مطالبي قابل بحث وقابل طرح است كه به بخشي ازآن ها درذيل خواهيم پرداخت :

1- این دومین بار است که "ملک ‌سلمان" ولیعهد عربستان را تغییر می‌دهد. در ماه آوریل سال ۲۰۱۵ و چند ماه پس ازآغازسلطنت خود ، وی امیرمحمد بن‌نایف را به جای مقرن بن عبدالعزیز، برادرناتنی خود به ولیعهدی انتخاب کرد.

2- همان گونه كه مي دانيم عربستان به كشور كهنسالان معروف است واين تحول وتغيير و جا به جايي مي تواند يكي ازچند سناريو مبناي تغييردر نظرگرفته شود تا شايد ازاين رهگذر خون تازه اي دركالبد و رگ هاي اين كشور جاري و بخش حاكميتي آن جوان تر و نظام سياسي اش زنده تر و پويا ترگردد!

3- «محمد بن سلمان» ازمنظرشخصيتي فردي تندرو ، افراط گرا ، ستيزه جو ، ماجراي جو ، سطحي نگر و خود محوراست . وي درساختار وهابي روييده ولي هيچ گرايش و تمايلي به نهادهاي ديني ندارد. شيعه ستيز است و تا كنون درقبال اقليت ها سختگيرانه وسركوبگرانه رفتارنموده است. او صدرصد آمريكايي و پيرو سياست هاي آمريكاي ترامپ است. او همچنین با مطرح كردن «طرح 2030» می‌خواهد تا سال 2030 اقتصاد عربستان را از نفت رها کند. بايد به اين نكته نيز اشاره داشت كه  با توجه به اولين حضور ترامپ درعربستان و عقد قرارداد 400 ميليارد دلاري ترامپ با پادشاه عربستان ، تحليل گران براين باورند كه ترامپ ، صهيونيسم و لابی های گسترده محمد بن زاید ولیعهد ابوظبی با آمریکایی ها برای توجه به "محمد بن سلمان" نقش مهم و مؤثري درروي كارآمدن "محمد بن سلمان " داشته است . 

4-  برخي ازعلماي سني وهابي با طرح هاي اجتماعي "محمد بن سلمان" كه به دنبال نشان دادن چهره اي مدرن و جوان گرا ازخود است موافقت ندارند و اين مخالفت بيان كننده آن است كه وي با چالش هاي بزرگي درعرصه هاي اجتماعي ، فرهنگي و اقتصادي دركسب رضايت علما و مردم درپيش رودارد!

5- رد پاي"محمد بن سلمان"با نقش آفريني در بحران هاي منطقه اي و خاورميانه اي چون  قطر، یمن ، بحرين ، فلسطين ، سوریه ، لبنان ، کشورهای شورای همکاری خلیج فارس و دیگر کشورهای عربی و از همه مهم تر دشمني با ایران و عامل اصلي كشته شدن حجاج بيت الله الحرام درسال 1394 كاملا مشهود و قابل فهم واداراك است. كاش پرونده سياه اين وهابي زاده به همين نكاتي كه بيان داشته ايم ختم مي گرديد اما اين گونه نيست و بايد ايشان را ازمناديان دعوت به ارتباط با رژيم صهیونیستی دانست كه دراين مسير از هيچ امري فروگذار ننموده و با شتاب هرچه تمام تر به سوي عادي سازي روابط با تل آويوگام نهاده است. سياست خارجي «محمد بن سلمان» برمبناي نزديكي با آمريكا و بهبود مناسبات با اسرائيل مي باشد كه شايد بتواند هم ژاندارم منطقه و خاورميانه باشد و هم با دشمنان ايران دريك جبهه متحد قرارگيرد تا دراين همگرايي نقش فعال تر و قابل توجهي را ايفا نمايد . اكنون بايد منتظربود تا ببينيم دردوران قدرت «محمدبن سلمان»اين جوان غوره نخورده مويز شده چه بر سرعربستان كهنسال ، منطقه ، خاورميانه خواهد آمد ؟ واصولا تاكجا استكبارجهاني و صهيونيسم بين المللي پاي اين جوان تندرو ، افراطي وماجراجو خواهد ايستاد؟ والبته آينده ازآن صلح جويان وانسان دوستان مهربان خواهد بود.

جمعه : 2 / 4 / 1396- 28رمضان 1438- 23ژوئن 2017  



ارسال توسط افشار

اسلایدر