
بمناسبت پنجم جمادي الاولي سالروزميلاد عقيله بني هاشم مبارك باد
قله رفیع بندگی
اسدالله افشار
حضرت زینب كبرى علیها السلام در روز پنجم جمادى الاولى سال پنجم یا ششم هجرى قمرى در شهر مدینه منوّره متولّد گردیده و جهان را به قدوم خویش مزین فرمودند. نام مبارك آن بزرگوار زینب، و كنیه گرامیشان ام الحسن و ام كلثوم و القاب آن حضرت عبارتند از: صدّیقة الصغرى، عصمه الصغرى،ولیة اللّه العظمى،ناموس الكبرى،شریكة الحسین علیهالسّلام و عالمه غیرمعلّمه،فاضله، كامله و...پدر بزرگوار آن حضرت،اوّلین پیشواى شیعیان حضرت امیرالمؤمنین على بن ابیطالب علیهماالسّلام، و مادر گرامى آن بزرگوار، حضرت فاطمه زهرا سلام اللّه علیها می باشد. در آن زمان که صدیقه کبری (علیها السلام) به این گوهر دریای عصمت و طهارت باردار بود، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در مدینه حضور نداشتند و به سفری رهسپار بودند. هنگامی که وجود مقدس زینب کبری (سلام الله علیها) متولد گشت، صدیقه طاهره (علیها السلام) به امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود که چون پدرم در سفر است و در مدینه حضور ندارد، شما این دختر را نام بگذارید. آن حضرت فرمود: من بر پدر شما سبقت نمی گیرم، صبر نما که به این زودی رسول خدا باز خواهد گشت و هر نامی که صلاح داند بر این کودک می نهد. هنگامی که سه روز گذشت، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) مراجعت نمود و و همانگونه که رسم و سیره رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) بود، نخست، به منزل حضرت زهرا (علیها سلام ) وارد گشتند. امام علی (علیه السلام) خدمت آن حضرت عرض کرد: یا رسول الله! خداوند متعال دختری به دخترت عطا فرموده است، نامش را معین فرمایید.فرمود: اگر چه فرزندان فاطمه اولاد من می باشند، لکن امر ایشان با پروردگار عالم است و من منتظر وحی میباشم. در این حال جبرییل نازل شد عرض کرد: یا رسول الله! حق تو را سلام می رساند و می فرماید: نام این مولود را " زینب " بگذار،چرا که این را در لوح محفوظ نوشته ایم. رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) قنداقه آن مولود گرامی را طلبید و به سینه چسبانید، ببوسید و نامش را زینب نهاد و فرمود: به حاضرین و غایبین امت، وصیت می نمایم که حرمت این دختر را پاس بدارند. همانا که او به خدیجه کبری (علیها سلام) شبیه است.
صفات برجسته زينب كبري (س) :
حضرت زینب کبری علیها السلام دوران کودکی را در آغوش پر مهر رسالت و امامت سپری کرده و در دامن عصمت و طهارت بالیده و به صفات والای انسانی و فضایل و کمالات معنوی و ملکوتی آراسته گردید . از این رو، آن حضرت دارای صفات برجسته ایست که وی را از سایر بانوان عالم ممتاز می سازد . صبر و شکیبایی، زهد و تقوی، فصاحت و بلاغت، دانش و بینش، حلم و حزم، تدبیر و سیاست، سیادت وبزرگواری، جلالت شخصیت و عظمت روحی، پایداری و ثبات قدم در راه هدف، قوت قلب و اراده ای فولادین، راستی و امانتداری، دفاع خالصانه از حق و حقیقت، حمایت از یتیمان وضعیفان، شرافت و فضیلت خانوادگی، عبادت و انقطاع از خلق، مهر و عطوفت در حد اعلای خود، تعلیم و تربیت انسان ها، پرورش فرزندان پاک و صالح، همسر داری و خانه داری، عزت نفس، وفاداری در عهد و پیمان، از جمله ارزنده ترین صفات این شیر زن عاشورایی است که از خاندان وحی و نبوت و پنج تن آل عبا به ارث برده است . بررسی اجمالی تاریخ زندگی این بانوی با عظمت این حقیقت را نمایان می سازد . در مورد شخصیت برجسته عقیله بنی هاشم و فضایل و مناقب آن بانوی بزرگوار کتاب ها و مقالات فراوانی به رشته تحریر در آمده است، اما در بسیاری از آن ها به نقش زینب کبری علیها السلام در حماسه عاشورا پرداخته و از برکات وجودی آن حضرت از ولادت تا قبل از عاشورا کمتر سخن به میان آمده است . البته این امر شاید بدین علت باشد که زینب کبری علیها السلام به عنوان بارزترین جلوه عفت و عصمت، در ایام نوجوانی و جوانی در پس پرده بوده و کمتر کسی می توانست از زندگی آن حضرت گزارش دهد .
دانشمند معلم ندیده :
مهمترین امتیاز انسان نسبت به سایر موجودات - حتی ملائکه - دانش و بینش اوست . «وعلم آدم الاسماء کلها ثم عرضهم علی الملائکة فقال انبئونی باسماء هؤلاء ان کنتم صادقین . قالوا سبحانک لا علم لنا الا ما علمتنا انک انت العلیم الحکیم » : «سپس علم اسماء [ علم اسرار آفرینش و نامگذاری موجودات] را همگی به آدم آموخت . بعد آن ها را به فرشتگان عرضه داشت و فرمود: اگر راست می گویید، اسامی این ها را به من خبر دهید . عرض کردند: تو منزهی . ما چیزی جز آن چه به ما تعلیم داده ای نمی دانیم; تو دانا و حکیمی .»
و برترین علم ها، علمی است که مستقیما از ذات الهی به شخصی افاضه شود،یعنی دارای علم«لدنی » باشد . خداوند متعال در مورد حضرت خضر علیه السلام می فرماید: «وعلمناه من لدنا علما»«علم فراوانی از نزد خود به او آموخته بودیم .»( کهف/65 )
زینب علیها السلام به شهادت امام سجاد علیه السلام دارای چنین علمی است، آن جا که به عمه اش خطاب کرد و فرمود: «انت عالمة غیر معلمة وفهمة غیر مفهمة : " تو دانشمند معلم ندیده و فهمیده ای فهم نیاموخته هستی" . (شیخ عباس قمی، منتهی الآمال، "تهران، علمیه اسلامیه، چاپ قدیم، 1331 ه . ش" ج 1، ص 298 )
سمبل پايدارى :
اين بانوى بزرگ، هم داراى زندگى درخشان و تاريخ سرشار از فضايل انسانى و ارزشهاى اخلاقى است و هم همهى مراحل زندگى الهامبخش و درسآموزش با حوادث اندوهبار و درد و رنج آميخته بود. در بخش مهمى از عمرش به طول ربع قرن با فاجعهى جانسوز رحلت نياى گرانقدرش پيامبر و امام شايستهاش «فاطمه» و رخدادهاى سخت ديگرى، روبرو گرديد. آنگاه با روزگار سختى روبرو شد كه پدرش امير مؤمنان خانهنشين گرديد و آزادى و امنيت و همهى امكانات از او سلب شد. سپس هجرت پدرش از مدينه به كوفه كه مركز حكومت پدرش گرديد، پيش آمد و از پى آن ارادهى حكيمانهى الهى او را با شهادت پدر- يعنى حادثهى دردناك و فاجعهى تكاندهندهاى كه آسمانها را به لرزه درآورد- داغدار ساخت. به دنبال آن شاهد و ناظر جنگ ظالمانهاى بود كه معاويه بر ضد برادرش، حضرت مجتبى عليهالسلام و شيعيان او شعلهور ساخت و پس از آن هم با نقشهى ابليسى خويش آن حضرت را با سم خيانت به شهادت رسانيد و سيطرهى استبدادى خويش را به ضرب زور و فريب و خيانت و تطميع به جهان اسلام تحميل كرد. پس از ساليانى چند ناگهان آن بانوى قهرمان با رخداد ديگرى كه براستى بزرگترين فاجعهى تاريخ بود، روبرو گرديد. فاجعهى تكاندهنده و خونبارى كه داراى ابعاد گوناگون و مسيرى طولانى بود. اما شگفت اينجاست كه اين بانوى قهرمان در برابر اين حوادث سخت و شكننده، قهرمانانه و نستوه، پايدارى ورزيد و بىآنكه احساس شكست يا پريشانى نمايد و يا اعصاب پولادين خويش را از دست بدهد و يا بر هوشمندى و آگاهى و درايتاش خدشهاى وارد آيد، رسالت سترگ و پرشكوه خويش را از آغاز تا انجام به شايستگى انجام داد و پا به پاى انجام وظيفه و رساندن پيام، به مدينه بازگشت.
تعبير یک رؤیا :
هنوز پنج سال از تولد زینب علیها السلام نگذشته بود که هنگامه رحلت پدر بزرگ گرامی اش رسول الله صلی الله علیه و آله فرا رسید . در یکی از آن روزهای غمبار و حادثه ساز بود که زینب علیها السلام صبح زود برای تعبیر رؤیایی که شب قبل با دیدن آن پریشان شده و روحش را آزار می داد به کنار بستر جدش رسول اکرم صلی الله علیه و آله شتافته و عرضه داشت: ای جد بزرگوار! خواب دیدم که در اثر وزش تند بادی، هوا تاریک شد و من از وحشت آن در پشت درخت بزرگی پناه گرفتم، که ناگهان آن درخت عظیم در اثر فشار باد از جای کنده شد . خود را به درخت دیگر رساندم که شاخه همان درخت بود، اما تند باد سخت آن را نیز از جای برکنده و با خود برد . پس از آن به شاخه ای دیگر از آن درخت پناه بردم، آن هم شکست . آنگاه خود را به دو شاخه باقیمانده رساندم، اما آن ها نیز یکی بعد از دیگری در مقابل وزش توفان از من جدا شدند و من از شدت اضطراب از خواب بیدار شدم . با شنیدن سخنان دختر 5 ساله، اشک در چشمان پیامبر حلقه زد و فرمود: دخترم! اما آن درخت بزرگ من هستم که از میان شما می روم و شاخه اول آن مادرت فاطمه علیها السلام است . شاخه دوم پدرت علی علیه السلام و دوتای دیگر برادرانت حسن وحسین علیهما السلام هستند که با رفتن آنها جهان تیره و تارمی گردد. (زینب الکبری، ص 34 )
هوش و ذكاوت:
صاحب كتاب اساور من ذهب درباره حافظه و ذكاوت آن بانوى بزرگوار چنین می نویسد: در اهمیت هوش و ذكاوت آن بانوى بزرگوار همین بس كه خطبه طولانى و بلندى را كه حضرت صدیقه كبرى فاطمه زهرا صلوات اللّه و سلامه علیها در دفاع از حق امیرالمؤمنین علیهالسّلام و غصب فدك در حضور اصحاب پیغمبر اكرم صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ایراد فرمودند، حضرت زینب علیها السلام روایت فرموده است. و ابن عباس با آن جلالت قدر و علو مرتبه در حدیث و علم، از آن حضرت روایت نموده و از آن حضرت به عقیله تعبیر می كند. چنانچه ابوالفرج اصفهانى در مقاتل می نویسد: ابن عباس خطبه حضرت فاطمه سلام اللّه علیها را از حضرت زینب سلام اللّه علیها روایت كرده و می گوید: حدثتنى عقیلتنا زینب بنت على علیهالسّلام..»
دقت كنیم كه حضرت زینب علیها السلام با اینكه دخترى خردسال (یعنى هفت ساله و یا كمتر) بود، این خطبه عجیب و غرّاء كه محتوى معارف اسلامى و فسلفه احكام و مطالب زیادى است را با یك مرتبه شنیدن حفظ كرده، و خود یكى از راویان این خطبه بلیغه و غراء می باشد.
عبادت و بندگی :
زینب علیها السلام به خوبی از قرآن آموخته بود، که هدف از آفرینش و خلقت انسان رسیدن به قله کمال بندگی است . «ما خلقت الجن والانس الا لیعبدون » : «من جن و انس را نیافریدم جز برای این که عبادت کنند .» (ذاریات/56)
او عبادت ها و نماز شب های پدر و مادر را از نزدیک دیده بود . او در کربلا شاهد بود که برادرش امام حسین علیه السلام در شب عاشورا به عباس فرمود:" به سوی آنان باز گرد و این شب را تا فردا مهلت بگیر شاید بتوانیم امشب را به نماز و دعا و استغفار در پیشگاه خدایمان مشغول شویم .خدا خود می داند که من نماز، قرائت قرآن، زیاد دعا کردن و استغفار را دوست دارم" . در این جملات صحبت از ادای تکلیف نیست، بلکه سخن از عشق به عبادت و نماز است .
حضرت زینب علیها السلام نیز از عاشقان عبادت و شب زنده داران عاشق بود، و هیچ مصیبتی او را از عبادت باز نداشت . امام سجاد علیه السلام فرمود:" عمه ام زینب در مسیر کوفه تا شام همه نمازهای واجب و مستحب را اقامه می نمود و در بعضی منازل به خاطر شدت گرسنگی و ضعف، نشسته ادای تکلیف می کرد" .
آن حضرت حتی در حساس ترین شب زندگی; شب هجران از حسین علیه السلام و برادران، تهجد و شب زنده داریش را ترک نکرد . از فاطمه بنت الحسین علیه السلام نقل شده است که فرمود: "عمه ام زینب در تمام شب عاشورا در محراب خویش ایستاده و به پروردگارش استغاثه می کرد . در آن شب هیچ یک از ما نخوابید و صدای ناله ما قطع نشد" .
امام حسین علیه السلام که خود معصوم و واسطه فیض الهی است هنگام وداع به خواهر عابده اش می فرماید:"خواهر جان! مرا در نماز شب فراموش مکن"! این نشان از آن داردکه این خواهر، به قله رفیع بندگی و پرستش راه یافته و به حکمت و هدف آفرینش دست یازیده است .
روز پرستار:
يكي از سيره هاي عملي زندگي اين بانوي الهي، پرستاري و دست گيري از حال بيماران و درماندگان بود. اتفاقات سختي كه در طول حيات سراسر مرارت بار ايشان رخ داد؛ همچون بيماري مادر بزرگوارشان، ضربت خوردن پدر، مسموميت برادر و بالاخره حادثه بزرگ كربلا، زينب را به عنوان الگوي پرستاران معرفي كرد و سالروز ولادتش، به عنوان روز پرستار برگزيده شد.
پرستار بزرگ صحراي كربلا، در آن روز سخت، وظايف سنگيني به عهده داشت: تقويت روحيه مجروحان و خانواده شهيدان، رسيدگي به بازماندگان و كمك به اطفال. هم چنين ايشان به مراقبت از حضرت سجاد (ع) نيز كه در بيماري شديد به سر مي برد، مشغول بود. حيف است زينب سلام الله عليها را تنها پرستار بيمار بخوانند زيرا پرستارى از بيمار يكى از كوچكترين مسؤوليت هاى حضرت زينب سلام الله عليها بود، و هر چند پرستارى وظيفه سنگين و ارزشمندى است و پرستار متعهد بايد با صبر و حوصله، تحمل هر نوع ناملايمات براى انجام خدمتش بنمايد و چنين كارى از عهده هر كس برنمىآيد ولى با اين حال مقام زينب كبرى سلام الله عليها،آنقدر والا و عظيم است كه او را پرستار نهضت و انقلاب حسينى بايد بناميم، زيرا اين پرستارى به مراتب مهمتر و سرنوشت سازتر از پرستارى بيمار بود.
همزمان با روز ولادت شير زن واقعه كربلا كه توانست با پيام رساني، شايستگي زنان را در تاريخ به منصه ظهور رسانده و ضامن بقاي اسلام باشد و از بازماندگان حادثه تلخ عاشورا مراقبت و پرستاري كند، روز پرستار ناميده شده است. در كشور ما نيز پرستاران، در طول هشت سال دفاع مقدس، برغم كمبودها و مشكلات، خالصانه و بيريا در جهت بهبود وضعيت بيماران تلاش كردند و غالبا به جاي اين كه در آغوش گرم خانواده به سر ببرند، بر بالين مجروحان جنگي حاضر شده و از آنان مراقبت كردند و در اين راه مشقتهاي بسياري را متحمل شدند.
در خاتمه شايسته است از پرستاران فداكار و بي توقعي ياد كنيم كه همواره از مهرباني و دلسوزيشان بهره مند بوده ايم، به مادراني كه همواره در زندگي شير زناني همچون زينب (س) را برای خود الگو قرار داده تا دررويارويي با مصائب و دشواريهاي زندگي مرهمي بر دلهاي مجروحمان گذارند.
پيامبراكرم (ص) فرمودند :"هر کس یک شبانه روز از بیماری پرستاری کند ،خداوند او را با ابراهیم خلیل محشور می کند".
اين قلم اين ميلاد بزرگ پربركت را به عموم مسلما نان جهان خاصه شيعيان ايران اسلامي وجامعه پرستاران صميمانه تبريك وتهنيت مي گويد .
به منا سبت سالروز اعلام انقلاب فرهنگي
انقلاب فرهنگ انقلاب فرهنگي
ا سدالله افشا ر
يكم ) پيروزي انقلاب اسلامي تحولات شگرف و بنيادي در عرصههاي سياسي، اجتماعي و فرهنگي در پي داشت كه انقلاب فرهنگي در حوزه آموزش و دانشگاه از جمله اين تحولات است كه به دليل ماهيت فرهنگي انقلاب اسلامي امري اجتناب ناپذير بود. اوضاع نابسامان دانشگاهها و گرفتار شدن آنان در منازعات سياسي احزاب و گروهها و دور افتادن از وظيفه اصلي خود كه همان آموزش بود، به دغدغهاي براي مسئولان نظام تبديل شد. از اين رو براي حل اساسي موضوع با حكم امام خميني انقلاب فرهنگي آغاز و ستادي به نام «ستاد انقلاب فرهنگي» تشكيل شد.
دوم ) پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن 57 و به دنبال آن استقرار نظام جمهوری اسلامی به جای نظام شاهنشاهی به دنبال خود تغییر و تحول اساسی در عرصه های گوناگون اجتماعی را ایجاب می کرد. در این راستا "فرهنگ" با توجه به شعارهای انقلاب و نقش پر رنگ ر وحانیت و دانشگاه- به عنوان قشر فرهیخته و فرهنگی جامعه- از جایگاه ویژه ای برخوردار بود. صدور پیام نوروزی امام خمینی "ره" در اول فروردین 1359، اولین گام اساسی براساس اصلاح جهت گیری فرهنگی و هدایت آن به سوی آرمانهای انقلاب اسلامی بود. در پی این پیام در روز دوم اردیبهشت همان سال توسط دولت وقت، "انقلاب فرهنگی" در ایران رسماً ابلاغ شد و نهایتاً بیست و سوم خرداد 59، ستاد انقلاب فرهنگی به فرمان امام جهت مدیریت و اجرایی کردن تغییرات مورد نظر تشکیل شد.
سوم) انقلاب اسلامی ایران به مانند هر انقلاب دیگری که در این کرهٔ خاکی اتفاق افتاد، به دنبال تحولی عمیق در سطح جامعه بود؛ شؤون اجتماعی، سیاسی و فرهنگی. جرقه های انقلاب اسلامی خیلی پیش از سال ۵۷ زده شد. پس از انقلاب این حس پدید آمد که ساختارهای فرهنگی و آموزشی رژیم گذشته ظرفیت حرکت در مسیر اهداف اجتماعی، سیاسی و فرهنگی انقلاب اسلامی را ندارد. از همین جا بود که انقلابی در انقلاب اسلامی آغازیدن گرفت؛ انقلاب فرهنگی به دنبال آنچه که بیماری آموزش عالی و آموزش و پرورش تلقی شد و خود را در ۲ سال پس از انقلاب در قالب ناآرامی ها نشان داد، در فروردین ۵۹ بود که امام خمینی(ره) در پیام نوروزی خویش بر ضرورت انقلاب فرهنگی تأکید کرد و به این ترتیب ۱۵ خرداد ۵۹ پایان سال تحصیلی دانشگاه ها اعلام شد و دانشگاه ها تا ۳۰ ماه تعطیل شدند. در این مدت شورایی متشکل از انقلابیونی که دغدغه فرهنگ داشتند، به بسترسازی و تحول دو حوزه فوق پرداختند. در نهایت در ۲۷ آذرماه سال ۶۱، دانشگاه ها کار خود را آغاز کردند. پروژه عملکرد انقلاب فرهنگی و شورای عالی انقلاب فرهنگی از آغاز تاکنون نیاز به بازخوانی مجدد دارد و طرح پرسش های بسیار از قبیل اینکه شورا به اهداف خود دست یافته یا نه و سؤالات مشابهی در این زمینه.
چهارم) انقلاب فرهنگی ضرورت داشت وباید انقلاب فرهنگی صورت می گرفت- حتی اگر دانشگاه ها بسته هم نمی شد- ضرورت داشت. انگیزه تعطیل شدن دانشگاه برای جلوگیری از فعالیت گروهك ها نبوده، بلكه بیگانگی برنامه های دانشگاهی با فرهنگ و معارف اسلامی و عدم توجه به نیازهای اجتماعی و سیاسی جامعه و نداشتن مدیریت صحیح و همچنین نبودن امكانات كافی آزمایشگاهی و مواردی نظیرآن موجب تعطیل شدن دانشگاه ها شد و با فرمان امام (ره)ماموريت داده شد وضعی دوباره برای دانشگاه ها به وجود آورده شود تا پاسخگوی نیازهای جامعه انقلابی ایران و امت شهید پرورمان باشد.
هدف از انقلاب فرهنگی دستیابی به دانشگاه اسلامی بود، زیرا كه در دانشگاه اسلامی انگیزه ورود به دانشگاه برای استاد و دانشجو تقرب به خالق و خدمت به خلق بايد باشد. دانشگاهی است كه در آن كسب علم، فریضه دینی تلقی می شود نه منبع افتخار و تفرعن و افاده به دیگران، دانشگاهی است كه محل پرورش شخصیت های متقی و پرهیزكار و اندیشمند باشد.
انقلاب فرهنگی عبارت است از دگرگونی فرهنگ جامعه، عقیده، آداب و رسوم، اخلاق و تعلیم و تعلم به معنای اعم و انقلاب در سیستم آموزشی و محتوای درسی به معنای اخص آن می باشد. دانشگاه اسلامی نه بدان معنی كه فقط در آن علوم اسلامی تدریس شود، بل دانشگاهی است كه در آن از همه جهت حال و هوای اسلامی موجود باشد و علوم، با طرز تفكر و تلقی اسلام عرضه شود. انسان هایی كه به آنجا گام می نهند و مدتی در آن محیط روزگار می گذرانند از آنجا به تعبیر امام «آدم» خارج شوند، معلمانی هم كه در آنجا به تعلیم می پردازند ورئه انبیا تلقی گردند. دانشگاهی كه در آن تزكیه مقدم بر تعلیم باشد و در عرصه اش، اخلاص حكومت كند. این دانشگاه، دانشگاه اسلامی است . آيا واقعا دانشگا هها ي ما امروز اين گونه هستند؟ وما به همه آنچه كه درانقلاب فرهنگي مي خواستيم ودنبال آن بوديم آيا رسيده ايم ؟ فكر مي كنم پاسخ روشن است ، نه .
پنجم) ابعاد مختلف انقلاب فرهنگی در یك جامعه شامل بخش انقلاب در مسایل آموزشی، انقلاب در معیارهای ارزشی یك جامعه و حتی روابط سیاسی و اجتماعی یك جامعه می شود و به تعبیری انقلاب، ابعاد فلسفی، عرفانی، فكری، اخلاقی، تربیتی، حقوقی و حتی معیارها و زیربناهای اقتصادی و سیاسی را در بر می گیرد. همه این ها را ما ابعادی از انقلاب فرهنگی می دانیم و به این ترتیب، اگر بخواهیم انقلاب فرهنگی و سیاسی انجام بشود بایستی در كار رسانه های گروهی، مراكز فرهنگی، باشگاه های اجتماعی و مسایل هنری، دانشگاه ها و حتی دادگاه ها و بازداشتگاه ها و از نظری دیگر در حوزه های علمیه، در كلاس های آزاد، در نشریات علمی و فرهنگی و به طور كلی در كتاب و كتابخانه ها و بالاخره در هدف های حاكم بر كل سیاست داخلی و خارج جامعه، در همه این ها باید دگرگونی و انقلاب فرهنگی در درون دانشگاه ها گذاشته و البته در دوره های قبل از دانشگاه هم دگرگونی مطرح هست . آيا واقعا به اين مهم نايل آمده ه ايم ؟ قطعا پاسخ آن منفي است ، چرا كه جامعه امروزما ازمعضلات حاد ولا ينحل بسيار نا بسا مان فرهنگي رنج مي برد كه مؤيد خروجي ها ي غلط دانشگاهها و مراكز فرهنگي ما مي باشد.
ششم) هدف پيامبران الهي دگرگون ساختن فرهنگ جامعه به سوي يك فرهنگ توحيدي و خدا پسندانه است. يعني پيامبران در حقيقت بنيانگذاران راستين فرهنگ اصيل الهي و انساني بوده اند. به طور مثال پيامبر بزرگوار اسلام حضرت محمد (ص) با آغاز رسالت خويش بعثت فرهنگي جديدي ايجاد كرد؛ به طوري كه از يك ملت نيمه وحشي و از اعراب متعصب جاهلي جامعه نويني با تمدن شكوفا و فرهنگي غني و پربار، آفريد. اين چنين تحولي جبر با تغيير زير ساخت فرهنگي جامعه امكان پذير نبود؛ و جامعه ايران اسلامي نيز بايد از انقلاب فرهنگي پيامبر گرانقدر خود الهام مي گرفت، زيرا تا فرهنگ جامعه اي دگرگون نشود دگرگوني در بقيه جهات ميسر نيست و يگانه رمز تداوم و توفيق رهبر انقلاب آن است كه فرهنگ آن انقلاب جايگزين و استوار گردد و گرنه بناي نهادهاي ديگر انقلاب بر فرهنگ پوسيده و ارتجاعي و ظالمانه پيشين، متزلزل و بي ثبات خواهد بود و هر آن انتظار فرو ريختن تمامي آنها خواهد رفت. تا انقلابي در روحها و انديشه ها رخ ندهد، در ابعاد ديگر زندگي انساني انقلابي رخ نخواهد داد. اگر چه انقلابي با ترقي فكري و روحي مردم آن جامعه البته به طور نسبي آغاز خواهد شد اما آن جرقه ها و حركتها به تنهايي كافي نيست. پس از پيروز شدن و به ثمر رسيدن انقلاب، جامعه ايران نيز نياز به يك تحول بنيادين داشته و دارد؛ تحولي كه انسان ساز و هدايتگر باشد و جامعه را دگرگون كند و خلاصه جهت دهنده و راهبر باشد.
در انقلاب اسلامي ايران نيز انقلاب با درخواست مردم براي تغيير سرنوشتشان آغاز شد كه اين مسئله سرآغاز يك انقلاب فرهنگي عظيم بود، اما پس از پيروزي انقلاب كافي نبود كه به همان ميزان رشد و آگاهي مردم اكتفا بشود، زيرا تغييرات و تحولات مقطعي و زودگذر نمي توانست استمرار دايمي داشته باشد؛ بلكه بايد از ريشه و بنيان، نظام فرهنگي شاهنشاهي و زورمداري در هم مي ريخت و به جاي آن فرهنگ اصيل اسلامي جايگزين مي شد.
حضرت امام خميني (ره) به سرعت بر اين مسئله انگشت نهادند و ضرورت انقلاب در افكار و انديشه هاي مردم بويژه نسل جوان را در مراكز علمي و فكري همچون دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالي و مدارس تاكيد و تصريح نمودند. گرچه انقلاب فرهنگي در يك جامعه منحصر به طبقه دانش آموز و دانشجو نيست و اصولاً فرهنگ كشور تنها در نظام آموزشي آن خلاصه نمي شود و شامل ويژگيهاي از قبيل: آداب و رسوم، دين و اخلاقيات، سنن اجتماعي، دانستنيها و علوم و غيره است، اما ضرورت انقلاب فرهنگي در مدارس و دانشگاهها از مهمترين امور محسوب مي شود.
هفتم) آیا فرهنگ را می توان به سبک انقلابی عوض کرد؟!
جامعه شناسان "فرهنگ" را اساسی ترین و عمیق ترین خرده نظام و لایه جامعه و یا حداقل اساسی تر از خرده نظام سیاسی می دانند. سیاست این ظرفیت را دارد که در کوتاه مدت تغییر کند و با انقلابها دستخوش تحول شود، اما فرهنگ فرایند طولانی تر و دشوارتری برای تغییر و تحول نیاز دارد. در واقع این فرهنگ است که سیاست را متأثر می سازد تا برعکس و امروز بسیاری از صاحبنظران سیاسی به اهمیت "فرهنگ سیاسی" در تحلیل هایشان اذعان دارند.
با مروری بر تاریخ انقلاب اسلامی، می توان آشکارا نقش فرهنگ دینی- ملی مردم ایران در شکل گیری انقلاب و هویت بخشیدن به آن را ملاحظه کرد. در دو دوره حکومت پهلوی ها در واقع به تدریج شکافی بین فرهنگ رسمی نخبگان –که اقلیت جامعه را تشکیل می دادند- و توده مستضعف –که در اکثریت بودند- شکل گرفت. عقربه قطب نمای فرهنگی اقلیت نخبه، غرب را نشان می داد و قطب نمای اکثریت توده، سنت را و همین تعارض و ناهمسازی را می توان از عوامل اصلی زمینه ساز انقلاب دانست.
شواهد تاریخی هم مؤید این مطلب است که فرهنگ عمومی قشر مستضعف و فرهنگ سیاسی جامعه ایرانی –متأثر از مذهب تشیع و ماجرای کربلا- موتور محرک انقلاب اسلامی بود. حال اگر فرهنگ خود عامل اصلی انقلاب بود، این سؤال پیش می آید که دیگر چه نیازی به انقلاب در فرهنگ؟! جرقه انقلاب فرهنگی و احساس خطر رسوخ ارزش های غربی در بدنه فرهنگی جامعه در بحبوحه انقلاب سیاسی، ناشی از همان اختلاف فرهنگ نخبگان و اکثریت بود که قبل از انقلاب هم وجود داشت. اساتید دانشگاهی و برخی جریانهای دانشجویی همچنان با فرهنگ عمومی که بیشتر به سنت اقبال داشت ناهمساز بودند که در اثر این تعارضات درگیریهایی داخل دانشگاهها شکل گرفت و فضای جامعه را متشنج ساخت. در واقع انقلاب فرهنگی نه به معنای اصلاح آمرانه خرده نظام فرهنگی توسط اهل سیاست، بلکه اولتیماتوم فرهنگ عمومی و غالب به فرهنگ اقلیتی نخبه با محوریت دانشگاهها بود.
اگرچه نگاه به انقلاب فرهنگی مقطعی نبود و ادامه یافت که تبلور آن در تبدیل ستاد انقلاب فرهنگی به شورای عالی انقلاب فرهنگی بود ولی نباید از نقاط ضعف این جریان غافل شد.
هشتم) يكي از مهمترين عوامل معضلات فرهنگي در كشور، نابساماني موجود در مديريت فرهنگي است. وقتي صحبت از مديريت ميشود، منظور مجموعه فاكتورهايي است كه ميتواند يك مديريت مطلوب را محقق نمايد. نگارنده بر اين باور است كه نيروي انساني در مديريت فرهنگي كشور نقش بسزايي دارد ولي مهمتر از آن نقش مهندسي فرهنگي است به طوريكه با فقدان مهندسي، هيچ فرد يا گروهي براي ساماندهي وضع موجود قادر به معجزه نخواهد بود. ضرورت اين موضوع، راهكارهاي اجراي يك مهندسي را طلب مي كند كه اجمالاً فهرست وار به برخي از آن عوامل اشاره مي گردد:
مرحله اول: شفافسازي مباني و مدل مطلوب
مرحله دوم: ظرفيت شناسي
مرحله سوم: آسيب شناسي
مرحله چهارم: رقيب شناسي
مرحله پنجم: تعريف قلمرو و ساختار فرهنگ
مرحله ششم: شناسايي دستگاههاي فرهنگي كشور
مرحله هفتم: طراحي دستگاه فرهنگي
مرحله هشتم: تعيين استانداردها
مرحله نهم: تهيه برنامه ملي
مرحله دهم: ساماندهي بودجه و امكانات و نيروي انساني
تمام اين مراحل دهگانه وابسته به اصلاح و تحول در شوراي عالي انقلاب فرهنگي، نهاد و مرجع عالياي كه عملا رهبري فرهنگي كشور را برعهده دارد ميباشد.
1. كيفي سازي تركيب شورا متناسب با تخصصهاي مورد نياز و مقتضي وظايف 28گانه .
2. تعيين مناسبات شورا و ساير مراجع مانند مجلس، مجمع تشخيص مصلحت نظام و...
3. ايجاد ضمانتهاي قانوني براي اجراي مصوبات شورا و امكان پيگرد قانوني متخلفان.
4. نوسازي دبيرخانه شورا و ارتقا جايگاه آن، از جمله مواردي است كه در اصلاح و تحول بايد مورد عنايت قرار گيرد.
به بها نه ي سال همت
درمسير توسعه
ا سدالله ا فشا ر
رهبر معظم انقلاب امسال را در ادامه نامگذاري سالهاي اخير، سال همت و كار مضاعف ناميدند تا در دهه چهارم انقلاب كه دهه پيشرفت و عدالت نام گرفته، كشور در راه سازندگي و توسعه، گامهايي استوارتر و با شتاب بيشتر بردارد. واقعيت آن است كه جامعه و كشور اسلامي ما ظرفيت هاي بسيار بالاتري براي پيشرفت همه جانبه دارد. براي رسيدن به افق هاي برتر و اهداف چشم انداز ايران 1404بايد كمر همت را محكم بست و لحظه اي از كار و تلاش دست نكشيد. رهبر معظم انقلاب باتوجه به بخش قابل توجهي از منابع و فرصت هاي معطل مانده، براي جهش در مسير توسعه و آباداني و تحقق عدالت فراگير در دهه چهارم انقلاب، امسال را سال تلاش و همت مضاعف خواندند.
در كتاب فرهنگ لغات فارسي «معين» واژه مضاعف چنين معني شده است «دو برابر، دو چندان» بنابراين استفاده مقام معظم رهبري از اين واژه براي نامگذاري سال 1389 به مفهوم «كار بيشتر» يا «تلاش بيشتر» و «زحمت بيشتر» و ... نيست بلكه منظور از اين نامگذاري، تلاش دو برابر است. تلاشي كه منجر به خروجي دو برابر و دو چندان شود. مباني اين نامگذاري از جهت منابع انساني و مالي نيز قابل دفاع است.
درخصوص پيام نوروزي سال 89 مقام معظم رهبري ، نكات گفتني فراواني وجود دارد كه اين قلم با توجه به ديد گاه صاحب نظران و كارشنا سان به برخي از آن ديد گاه ها اشاراتي خواهد داشت :
يكم ) نگاهي گذرا از سال 1369كه رهبر معظم انقلاب آن را سال «تحول دروني و اصلاح امور» نام نهادند تا سال 1389كه سال «همت مضاعف و كار مضاعف» نام گرفت؛ نشان مي دهد كه ناخداي خبير و جهت شناس انقلاب به شايستگي و به هنگام با تشخيص موانع و سدهاي پيش رو نقشه راهي راهگشا براي هر سال تعيين نموده اند و كشتي انقلاب امروز پس از گذشت از امواج پرتلاطم و عبور از گرداب هاي فتنه و نفاق مسير پيشرفت و تعالي مضاعف را- كه درگرو كار و همت مضاعف است- سوگيري كرده است. رهبر انقلاب با بياناتي حكيمانه در حرم رضوي در تشريح ابعاد شعار «همت مضاعف و كار مضاعف» به دو مقوله مهم «زمينه ها» و «عرصه ها»ي مختلف در اين باره پرداختند.
ايشان در تبيين «زمينه ها»ي كار مضاعف و همت مضاعف به شاخص هاي مهمي چون «اصلاح الگوي مصرف»، «سلامت عمومي» و «كيفيت بخشيدن به توليدات داخلي» اشاره كردند و از سوي ديگر «عرصه ها»ي «علم و تحقيق»، «سرمايه گذاري و كارآفريني»، «توليد فكر،كتابخواني و افزايش معلومات عمومي» و «مبارزه با فقر و فساد و بي عدالتي» را مهم ترين عرصه هاي همت مضاعف و كار مضاعف برشمردند.
دوم ) كار يك نياز فطري و يك سنت تكويني براي همه موجودات عالم است، زيرا نظام آفرينش براساس كار و تلاش و كوشش پايهريزي شده است، و كار ضامن بقاي حيات همه آفريدگان است. پيشرفت، آسايش و امنيت در گرو همت و تلاش مضاعف است. درايت مقام معظم رهبري در نامگذاري سال جديد به عنوان همت و كار مضاعف براي نشان دادن راه پيشرفت و توسعه همه جانبه كشور به مردم و مسئولان است. دهه چهارم دهه پيشرفت و عدالت است، و اين پيشرفت با همت مضاعف و كار مضاعف به دست ميآيد. حيات همه آفريدگان نيازمند تلاش و كار است، اما انسان نسبت به ديگر موجودات به تلاش و كوشش نياز بيشتري دارد. ملتي كه كار نكنند و دنبال سستي باشند، سعادتمند و خوشبخت نيست، اينكه رهبر امسال اين نامگذاري را انتخاب كرده يك نقطه كليدي و جاني است كه پيشرفت ما را تامين ميكند.
کار و کوشش لازمه حیات و پویایی انسان هاست و هیچ جامعه ای بدون همت بلند و کار مداوم و حساب شده به قله های توسعه و ترقی صعود نمی کند. اساسا فطرت آدمی به طور طبیعی در پی تلاش و جنب و جوش است و قرآن کریم انسان را کادح (تلاشگر) معرفی کرده است (یا ایها الانسان انک کادح الی ربک کدحا فملاقیه).
در فرهنگ و معارف اسلامی کار از جایگاه ویژه ای برخوردار بوده و نوعی عبادت محسوب می شود. قرآن کریم تصریح می کند که انسان بدون تلاش به چیزی دست نخواهد یافت (لیس للانسان الا ما سعی) و پیامبر اکرم(ص) دست کارگر را می بوسید. در روایات اسلامی نسبت به سخت کوشی و پرهیز از تنبلی و سربار بودن ، سفارش های اکیدی می بینیم. پیامبر اسلام در حدیثی فرموده اند: آن که بار زندگی خود را بر دوش دیگران بیفکند ملعون است (ملعون من القی کلّه علی الناس).
در سیره پیامبر و ائمه نیز مشاهده می شود که آن بزرگواران همواره مشغول کار و کوشش بوده اند. برای نمونه امام علی(ع) با دست مبارک خویش هزاران نخل کاشت و یا امام باقر(ع) به کار کشاورزی می پرداخت و چون شخصی از ایشان پرسید چرا شما با این سن و سال و موقعیت زمین را بیل می زنید، پاسخ داد: برای آن که از امثال تو بی نیاز باشم.
سوم ) رهبر انقلاب با بياناتي حكيمانه در حرم رضوي در تشريح ابعاد شعار «همت مضاعف و كار مضاعف» به دو مقوله مهم «زمينه ها» و «عرصه ها» ي مختلف در اين باره پرداختند.
ايشان در تبيين «زمينه ها» ي كار مضاعف و همت مضاعف به شاخص هاي مهمي چون «اصلاح الگوي مصرف» ، «سلامت عمومي» و «كيفيت بخشيدن به توليدات داخلي» اشاره كردند و از سوي ديگر «عرصه ها» ي «علم و تحقيق»، «سرمايه گذاري و كارآفريني»، «توليد فكر، كتابخواني و افزايش معلومات عمومي» و «مبارزه با فقر و فساد و بي عدالتي» را مهم ترين عرصه هاي همت مضاعف و كار مضاعف برشمردند.
چهارم) نام گذاري سال جديد توسط رهبر معظم انقلاب اسلامي به نام سال«همت مضاعف و کار مضاعف» بيش از هر امر ديگري مسئوليت تمام ارکان و ساختارهاي قواي سه گانه را براي حرکت در اين مسير روشن کرد.در واقع در نام گذاري هر سال اصولا بيشترين توجه و نگاه از سوي مسئولان قواي سه گانه به اين نام گذاري انجام مي شود. اما بايد دانست که در شرايط سال جديد به سال همت مضاعف و کار مضاعف نامگذاري شده است که کشور در يک سال آينده نيازمند چالش ها و مشکلات اقتصادي بزرگي همچون طرح هدفمند کردن يارانه هاست.به هر حال نيازمندي به همت و کار دوچندان هر چند نشان دهنده عدم انجام کار در سال هاي گذشته نيست اما بايد دانست که اين الزامات به کار و همت مضاعف با توجه به واقعيت هاي ملموس که از انجام آنها غافل بوده ايم و به عنوان کاستي در کشورمان رخ نموده تلاش کنيم. مخاطب این نامگذاري به صورت عام همه مردم و به صورت خاص مسئولان هستند از این رو براي اين امر بايد همه تلاش كرده و در عرصه پيشرفت و توسعه در جامعه نقش اساسی ايفا كنند.
پنجم ) همت و كار مضاعف به دلايلي بايستي براي فعالان فرهنگي بيش از ديگر بخشها اهميت و ضرورت بيشتري داشته باشد . اين مسئله از آن روست كه در اين عرصه اغلب به دليل ماهيت بطئي و كند جريان فرهنگ، فعالان و متوليان امر هم دچار كندي و ضرباهنگ آهسته در فعاليت ها و تلاش هايشان شده اند.در حاليكه مي توان بستر هاي سخت افزار ي و امكانات مورد نياز را فارغ از فرايند هاي زمانبر به انجام رساند و زمينه را براي توليد محتوا و اجراء برنامه هاي محتوايي فراهم كرد .بخش قابل توجهي از اين نوع فعاليتها سالهاست كه به دلايل نامعلومي معطل مانده است كه به بركت سال همت و كار مضاعف هرچه سريعتر به انجام برسد و موجب تحولي اساسي در عرصه فرهنگ گرد د، خاصه آنكه مقام معظم رهبري در ديدارهاي متعدد سال گذشته به مواردي نظير جنگ نرم فرهنگي ،ديپلماسي فرهنگي ،فرهنگ در روابط خارجي تمامي دست اندر كاران را به عطف توجه جدي به فرهنگ فراخواندند. اگر چه كارهاي برزمين مانده فرهنگ فهرستي طولاني است ،ليكن به نظر مي رسد با رفع برخي از خلا هاي قانوني و سياستي بتوان بسترهاي لازم را براي تحول در عرصه فرهنگ فراهم كرد.
ششم ) وجود انگيزه درونی و بيرونی برای تحقق و عملی كردن اين شعار در جامعه، ضروری و مهم است. با همت و تلاش بيشتر و با استفاده از تمام ظرفيتها، امكانات و توانمندیها میتوان كار مضاعف و بهينه انجام داد و اين شعار را در جامعه عملی كرد. برنامهريزی هوشمندانه، نظم و انظباط، كنترل و نظارت، پرهيز از نااميدی، شك و نگرانیهای بیمورد، نترسيدن و باور اينكه «ما میتوانيم»، از تعابير ديگر نامگذاری سال ۸۹ با عنوان همت مضاعف، كار مضاعف از سوی رهبر معظم انقلاب است. بسياری از كشورها، توسعه و پيشرفتهای خود را مديون معادن و منابع زيرزمينی نمیدانند؛ بلكه اين امر را مديون توانمندیها، پتانسيلها و منابع درونی، انگيزش ذهنی، نيروهای خلاق متكفران، انديشمندان و فرهيختگان خود میدانند. ۹۰ درصد توان مندیها و ظرفيتهايی كه ما در بيرون دنبال آنها میگرديم، بيشتر در درون ما میباشند. با همت مضاعف و كار مضاعف میتوان باعث هدايت ايران اسلامی به سمت فتح بلندترين قلههای پيشرفت شد و نام ايران و ايرانی را همواره در صدر كشورهای پيشرفته قرار داد. ما به عنوان عضوی از جامعه، يك خانواده و رسانه، با تعهد، نشاط، شادابی و انگيزه میتوانيم شعار سال ۸۹ را در جامعه ترويج و تحقق بخشيم. شعار همت مضاعف، كار مضاعف، میگويد كه امكانات، ظرفيتها و پتانسيلها كافی است و ما بايد با نوآوری، ابتكار، خلاقيت و تيزهوشی، از تمام ظرفيتهای خالی آنها استفاده نماييم.
هفتم ) «همت» یک واژه عربی است و اسم مصدر بوده و به معنای عام بکار می رود. مفهوم کلی آن عبارت است از: اراده و آرزو و خواهش و عزم. این معنا از دیرباز در لغت فارسی بکار رفته است. بزرگی عزم و بلندی همت یکی از بهترین سجایای اخلاقی است که در شعر فارسی می درخشد. عطار نیشابوری یک ذره همت را کافی داند تا خورشید عظیم و بزرگ نزد او کوچک و خوار شود:
هرکه را یک ذره همت داد دست کرد او خورشید را زآن ذره پست
در علم و دانش و کسب اطلاعات هم باید همت داشت. ناصرخسرو می گوید:
تو را که همت دانستن خدای بود مشو مخالف قول محمد مختار
حتما کسانی که قله های علم و فناوری را در حوزه های مختلف علمی مثل ریاضیات، مهندسی، پزشکی، علوم پایه، علوم انسانی، و.... فتح کردند و هم اکنون نام آنها بر سر زبانهاست با تکیه بر همت بلند خود به این جایگاه رسیده اند. حضرت علی (ع) تمام مردانگی را به دارایی همت تعریف می کنند و می فرمایند: "المَرءُ بِهِمته" مرد است و همتش. و حکیم سنائی همین آموزه را به صنعت شعر بیان کرده است:
مرد همت نه مرد تهمت باش چون پیمبر نه ای، ز اُمت باش
«همت» را با زور بازو اشتباه نگیریم. ممکن است کسی زور بازویش زیاد باشد ولی به اندازه مورچه ای همت نداشته باشد. به باور سعدی شیرازی، همت بازوی توانمندی است که انسان را از زور بازو بی نیاز گرداند:
به همت برآر از ستیزنده شور که بازوی همت به از دست زور .
هشتم ) يكي از آسيب هايي كه متاسفانه نام امسال را-همانند سالهاي پيش- تهديد مي كند، برخورد صرفا تبليغي با آن است. اينكه آرم شبكه هاي تلويزيوني تغيير كرده، بنرهاي بزرگ شهرداري سطح شهر را بپوشاند و يا روابط عمومي ادارات و سازمانها اقلام تبليغاتي در اين باره تهيه و توزيع كنند، نه تنها كار بدي نيست بلكه براي ايجاد نشاط اجتماعي و توجه دادن فضاي عمومي جامعه به سوي «همت و كار مضاعف» لازم و موثر است. اما صرف توقف در اين مرحله و عدم برنامه ريزي و ارائه سازوكارهاي مناسب از سوي نهادهاي اجرايي، قانونگذاري و قضايي همان آفتي است كه دامان سالهاي گذشته را تا حدود زيادي گرفت. كارهايي انجام شد، اما كافي نبود و مقصود ابتر ماند.
هر چند انتظار نمي رود كه شعارهاي سالانه، همه مشكلات را حل كند، اما اين نامگذاريها نمايشي و تشريفاتي هم نيست، بلكه نقاط مهمي از نقشه راه است. به همين دليل نبايد با آن برخورد نمايشي و تشريفاتي بشود. همت و تلاش مضاعف بايد باعث افزايش انگيزه هاي كاري، افزايش بهره وري و تسريع در انجام پروژه هاي ملي گردد.
برگزاري سمينارها، همايش ها و هم انديشي ها- كه نوعاً آثار عملي نيز بر آنها مترتب نيست- كنفرانس هاي رسانه اي پي درپي، كلنگ زني هاي بي رويه، افتتاح هاي پيش از موعد! و... يكي از آفات فرهنگ مديريتي در بخشي از بدنه مديران كشور است. پرهيز از اينگونه برخوردهاي تشريفاتي و خدمت رساني مضاعف به مردم، انتظاري است كه از دست اندركاران و مديران مي رود.
كشور ما نياز به همت و كار مضاعف دارد. همت و كار مضاعف در جنبش نرم افزاري و توليد علم، در استفاده بهينه از منابع و امكانات كشور، در ارتقاي سطح توليدات داخلي، در تامين سلامت جسماني و رواني جامعه، در اشتغال و كارآفريني، در كتابخواني و بسط فرهنگ عمومي و در مبارزه با فقر، فساد و بي عدالتي.
جان كلام :
اخلال در امر خدمترساني و كار مضاعف از سوي هر كسي و هر جرياني صورت گيرد سزاوار سرزنش، نقد و توبيخ است. اميد است افكار عمومي خصوصاً تشكلها و رسانههاي متعهد و مستقل بتوانند از اين منظر نيز به مقوله كار و همت بپردازند و موانع احتمالي يا تصنعي مغرضان و تنگنظران و زخمخوردگان را در هم بشكنند. اگر ميخواهيم در مقابل نظام سلطه و خصوصاً رأس آن يعني آمريكاي جهانخوار بايستيم، راه آن كار مضاعف و خدمت دو چندان به ملت است، ملتي كه تنها تكيه گاه زميني انقلاب اسلامي و نظام جمهوري اسلامي بوده و خواهد بود.
نظام جمهوري اسلامي در سه دهه گذشته ثابت كرده است كه به سمت قله هاي پيشرفت در حركت است و موفقيت هاي پي در پي در عرصه هاي مختلف علمي، فناوري، دفاعي و سياسي مرهون ايستادگي و تلاش مسئولان و مردم بوده است. اينك در سال همت و كار مضاعف و در دهه پيشرفت و عدالت جا دارد آحاد ملت كه در نظامي اسلامي زندگي مي كنند اين حديث پرمعناي امام مجتبي(ع) را نصب العين نمايند كه در تلاش و كار و همت به گونه اي باش كه انگار تا ابد در دنيا هستي و در وارستگي و دل نبستن به دنيا آنگونه باش كه گويي همين فردا از دنيا خواهي رفت.
در هر حال ملت ایران حداقل طی سی سال گذشته نشان داده است که اهل همت عالی و انجام کارهای کلان است و آزمون هایی چون انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی و سازندگی کشور و پروژه هایی همچون پرونده هسته ای وحوادث وفتنه هاي پس از انتخابا ت رياست جمهوري خرداد 88 را با موفقیت پشت سر گذارده است. ایران اسلامی در سایه رهنمودهای مقام شامخ ولایت، از این پس نیز گام های بعدی پیشرفت و ترقی را با همت و تلاشی چند برابر خواهد پیمود.
همت بلند دار که مردان روزگار
از همت بلند به جایی رسیده اند

