نقش ایران در بازی برجامی غرب، آژانس و تروئیکای اروپایی
اسدالله افشار
آژانس بینالمللی انرژی اتمی هیچگاه در رابطه با مسائل هسته ای ایران صادقانه برخورد نکرده و همیشه به عنوان یکی از مهره های همدست آمریکا و قدرت های ظالم جهانی، از چارچوب اظهار نظر فنی که وظیفه ذاتی این آژانس است عدول نموده و با برخوردهای سیاسی، اسباب جنجال و تنش در حل موضوعات گردیده و چشمان خود را بر تخلف آشکار همان قدرت ها که از کلاهک های هسته ای بیشماری برخوردار هستند بسته که گویی نسبت به آنان مسئولیتی نداشته و ندارند و صرفا در حکم تماشاچی و نظاره گر می باشند! آژانس بینالمللی انرژی اتمی پاسخ دهد چرا در برابر تخلفات آشکار رژیم جعلی اسرائیل ساکت است و مهر سکوت بر لب زده است؟ و چرا آژانس در خصوص آزمایشگاههای خارج از عرف و مقرات و پادمان های موجودِ بعضی کشورهای دیگر مانند فرانسه، انگلیس، آمریکا و برخی کشورهای تحت سلطه آن ها ساکت است ولی در برابر اقدامات مطابق با عرف و مقررات ایران سریعا موضعگیری میکند؟ این همه واکنش ضد و نقیض از کجا ناشی می شود الا آن که آژانس مستقل نبوده و نیست و نمی توان به این آژانس وابسته و سیاسی اعتماد کرد.
این آژانس و رؤسای آن تا به امروز که همگی ملعبه نظام سلطه هستند چگونه ادعای بی طرفی دارند که نمی توانند در چارچوب قوانین آژانس؛ آمریکا، کشورهای هسته ای اروپایی و رژیم اشغالگر قدس را مجاب به انهدام سلاح های هسته ای نمایند؟ این چه سازمان بین المللی ای است که تبعیض از سر تا پایش هویدا است و تنها در خدمت منافع چند قدرت جهانی قرار دارد و از منافع این کشورها دفاع می کند و چماقی بر سر سایر کشورهای دنیا گردیده تا مانع دستیابی و برخورداری آنان از فناوری صلح آمیز هسته ای گردند؟ در این مواقع که آژانس باید در صحنه باشد و از جایگا قانونی خود در جهت حمایت از کشورهای عضو آژانس استفاده کند و سکوت را بشکند کجاست و چرا صدایی از آن بلند نمی شود و با چشمان بسته و بزدلانه از کنار آن ها می گذرد و ژست طلبکارانه خود را نثار کشورهایی می نماید که در خط مقدم مبارزه با آپارتاید هسته ای هستند.
آقای گروسی به عنوان مدیر آژانس که سرسپردگی اش به نظام سلطه اظهر من الشمس است چرا در خصوص جنجال سیاسی و اختلاف شدید بین آمریکا و فرانسه بر سر قرارداد خرید زیردریایی هستهای از استرالیا که امری جدیدا حادث شده است، سکوت کرده و چرا در باره قرارداد این خرید خفقان گرفته و از اظهار نظر فنی پرهیز می نماید! حالا اگر این امر از سوی ایران انجام و صورت می پذیرفت خواب از چشمان این طفیلی استکبار ربوده می گشت و تا به ایران نمی آمد و مورد لطف بی مورد مسئولان قرار نمی گرفت آرام نمی نشست و مصاحبه پشت مصاحبه که چنین و چنان شده و آژانس به مسائل هسته ای ایران دسترسی ندارد تا گزارشی منتشر گردد و قس علهذا.
ایران تا کی باید با زیاده خواهی های آژانس کنار بیاید و مماشات نماید و از حقوق صلح آمیز هسته ای خود بر اساس موازین و مقررات همین آژانس عدول نماید و دائما از همین آژانس وابسته به قدرت های جهانی نیش خورده و ضربه دریافت نماید. این همکاری یک جانبه باید در جایی قطع و بریده شود تا بدانند ایران اهل باج دادن به شغال های جهانی نیست و ایران با اقتدار تا رسیدن به حقوق صلح آمیز هسته ای خود که از منافع تعریف شده ملی اش می باشد سرسوزنی کوتاه نخواهد آمد و با هوشمندی هرچه تمام تر و با برخورداری از توانمندی ها، ظرفیت ها و استعدادهای بومی خود نهایتا این امر مهم را به سرانجام مقصود خواهد رساند.
صریح و شفاف بگویم آژانس بینالمللی انرژی اتمی همچون سازمان ملل و دیگر مجامع بین المللی که ساخنه و پرداخته قدرت های جهانی و نظام استکباری سلطه هستند در سراشیبی سقوط قرار دارد و به علت ابزاری شدن آژانس و دور شدنش از استقلال فنی و حرفه ای، روز به روز جایگاهش تنزل کرده و در نزد افکار عمومی منفور و مطرود و زیر سئوال رفته است.
آژانس اگر بخواهد به حیات حرفه ای خود ادامه دهد چاره ای ندارد از ابزار سلطه بودن و بی خاصیت بودن خارج شود و در مسائل هسته ای همه اعضای آژانس را به یک چشم بنگرد و از دخالت قدرت ها در این امر مهم جلوگیری نماید و تحت تأثیر تبلیغات رسانه ای و شبکه های اجتماعی تحت نفوذ همین قدرت ها و لابی صهیونیسم ها عمل ننماید؛ البته اگر اعضای مستقل آژانس شجاعانه در مسائل هسته ای ورود نمایند می توانند در برابر زیاده خواهی های استکبار غرب و متحدانش ایستادگی کنند و آژانس را به جایگاه حقیقی و حقوقی اصلیش باز گردانند که اگر این امربا اندک تلنگری در روزهای گذشته در خصوص اشاعه آشکار سلاح هستهای در استرالیا صورت می گرفت؛ امروز شاهد گستاخی آقای گروسی در اظهار نظرات مغرضانه وی در باب مسائل هسته ای ایران نبودیم، او که باید شهامت و جرأت اظهار نظر فنی داشته باشد با بیان مسائل سیاسی که از پشت پرده به وی دیکته شده آژانس را از حیض انتفاع ساقط کرده و هیچ حیثیت و آبرویی برای این سازمان بین المللی باقی نگذاشته است و لذا تا این مدیران آلت دست قدرت های نظام سلطه وجود دارند نباید به سلامت و اعتدال این گونه سازمان ها دل خوش نمود و انتظار داشته باشیم حقوق ملت ها و کشورهای مستقل تأمین می شود. نکته مهم آن است که کشورهای مستقل عضو آژانس بدانند که اگر سکوت کنند این سکوت می تواند در آینده به زیان خود آنان تمام شود و نتوانند گام های مؤثری در این مسیر برای کشورهای خود بر دارند.
با عنایت به مسائل مطرح شده و تا بیداری کشورهای مستقل عضو آژانس؛ ایران چاره ای ندارد و باید در بازی برجامی غرب، آژانس و تروئیکای اروپایی ( انگلیس، فرانسه و آلمان ) هوشمندانه نقش ایفا نماید و از منافع هسته ای ملت ایران حراست نماید و از صدور بیانیه های متوهمانه ضد ایرانی آنان در مجامع بین المللی جلوگیری نماید.
لازم به ذکر است اگرچه با بازیگری هوشمندانه ایران[1] در نشست اخیر( نشست سپتامبر 2021) شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی علیه ایران قطعنامه ای صادر نشد اما بیانیه ضد ایرانی تروئیکای اروپایی که حکایت از عمق خباثت آنان دارد صادر تا کینه و دشمنی خود را با ملت ایران بار دیگر اثبات نمایند و بر این نکته مهم تأکید داشته باشند که مترصد حفظ آپارتاید هسته ای به هر قیمت و هر بهایی در سطح بین المللی هستند.
تروئیکای اروپایی همان گونه که بیان شد با صدور بیانیهای مشترک از نقض تعهدات هستهای از سوی ایران ابرازنگرانی کرده و خواستار توقف فوری تولید اورانیوم فلزی شده اند. این سه کشور اروپایی بدون اشاره به کاربرد صنعتی اورانیوم فلزی، مدعی هستند این ماده میتواند در تولید سلاح هستهای کاربرد داشته باشد و هیچ دلیل «غیرنظامی» برای تولید آن وجود ندارد! این ادعای کاملا غیرکارشناسانه و غیر فنی است و از بار سیاسی برخورداربوده که بارها از سوی مقامات مسئول ایران نیز به چالش کشیده شده است. این بیانیه مزورانه که در نشست جاری شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی صادر شده در مورد غنیسازی با خلوص بالا و کاهش دسترسیهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی ابراز نگرانی کرده است. این نگرانی گویا فقط در خصوص ایران است که ابراز می شود و خودشان، آمریکا، رژیم کودکش جعلی اسرائیل و سایر قدرت های هسته ای مبری و مستثنی از این نگرانی می باشند چرا چون تافته جدا بافته هستند و کشورهای دیگر باید زیر سلطه و تحت امر آنان نفس کشیده و برای ادامه حیات خود دستشان را همیشه سوی آنان دراز کنند. این نحو برداشت از تحمیل سلطه یعنی اعتقاد به آپارتاید علمی، سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، نظامی، هنری و آن چه یک کشور برای حیاتش لازم دارد باید به آن ها مراجعه نمایند و هر کشوری هم قد علم کرد و این سلطه را نپذیرد باید از حیض انتفاع ساقط گردد! زهی خیال باطل.
ملت ها بیدار شده و پرچم استقلال را برافراشته و زیر بار این ننگ آپارتاید نخواهند رفت و دولت ها وابسته دیر یا زود تسلیم خواست ملت ها خواهند شد. قرن 21 قرن بیداری ملت ها و خواست ملت ها است. در این قرن نظام سلطه و آپارتاید جایگاهی ندارد و قطعا روز مرگ حاکمان دیکتاتور و دست نشانده نزدیک است تا مردم جهان یکپارچه زیر پرچم صلح، عدالت و امنیت در ثبات و آرامش و تفاهم و احترام متقابل با رنگ و بوی انسانی زندگی محبت آمیزی را تجربه نمایند. به امید آن روز .
چهارشنبه: 31 / 06 / 1400- 15 15 صفر 1443- 22 سپتامبر 2021
[1] - ایران و آژانس بینالمللی انرژی اتمی قبل از آغاز به کار نشست اخیر شورای حکام ، به تفاهمی برای تعویض کارت حافظه دوربینهای نظارتی در تأسیسات هستهای دست یافتند. توافقی لحظه آخری که بنابر ادعای مقامات آژانس، به منظور جلوگیری از ایجاد اجماع بر سر صدور قطعنامه شورای حکام علیه ایران انجام شد.با این حال، کاملا مسجل بود که خیز آژانس جهت صدور قطعنامه ضد ایرانی در آژانس، در یک بازی هماهنگ با واشنگتن و تروئیکای اروپایی صورت گرفته بود. هرچند ۳۵ عضو شورای حکام قطعنامهای علیه ایران صادر نکردند ، اما در بیانیه خود خواستار ازسرگیری تعهدات هستهای و بازگشت ایران به مذاکره شده است.در این بیانیه به غنیسازی بالای 5 درصد در ایران که اکنون به ۶۰ درصد رسیده و نقش آن در کاهش زمان گریز هستهای اشاره شده است.
عضويت دايمي ایران در شانگهای؛ اقدامی موفقيت آمیز و استراتژيك
اسدالله افشار
26 شهریورماه سال جاری و بعد از سالها تلاش دیپلماتیک، در آغاز دومین روز فعالیت بیست و یکمین اجلاس«سازمان چند جانبه منطقهای» در تاجیکستان؛ دو کشور قدرتمند و بنیانگذار چین و روسیه با همراهی سایراعضای دائم سازمان همکاری منطقهای شانگهای[1] از هند گرفته تا پاکستان، قرقیزستان، تاجیکستان، ازبکستان و قزاقستان؛ با درخواست عضویت دائم ایران آن هم پس از 16 سال با اجماع و اتفاق آراء موافقت نمودند.[2] ولادیمیر پوتین رییس جمهور شوروی طی پیامی به صورت مجازی این عضویت را تأیید کرد و در خصوص جایگاه ایران به عنوان یک عضو دائم مؤثر در این سازمان بین المللی اظهار داشت: «پیوستن ایران به سازمان منطقهای همکاری شانگهای اقتدار این سازمان را افزایش میدهد».
ایران اکنون با تمام فشارها و تحریم های ظالمانه و ضد حقوق بشری آمریکا و متحدانش برای اولین بار در یک سازمان بین المللی پذیرفته شده است. این اتفاق میمون و مبارک اگر چه یک موفقیت جهت دار و حائز اهمیت به شمار میرود اما از سوی دیگر حکایتگر شکست سیاست های یکجانبه گرایی آمریکا و متحدانش در ارتباط با ایران و منطقه می باشد و پیام روشن آن این است که آمریکاییان باید هرچه زودتر از منطقه غرب آسیا و خاورمیانه خارج شوند که تأخیر و تعلل در این خصوص برایشان نه تنها گران و سنگین تمام خواهد شد بلکه باید منتظر تبعات داخلی آن در کشورشان و همچنین تبعات بین المللی آن در سطح جهان باشند.
ازنگاه کارشناسان و تحلیل گران سیاسی این عضویت راهبردی تأثیر مهمی بر روند همکاریهای همه جانبه ایران با همسایگان آسیایی داشته و می تواند از حیث سیاسی، اقتصادی، بازرگانی، نظامی، امنیتی، فرهنگی و هنری؛ به رشد و پیشرفت کشورها و منطقه کمک شایانی کند و از واگرایی جلوگیری نماید و بستر تفاهمی را در جهت همگرایی دولت ها- ملت ها فراهم آورد. قطعا پیوستن ایران مقتدر و با صلابت به این سازمان، نه تنها امنیت منطقه را تضمین می کند بلکه ثبات، صلح و آرامش را به مردمان منطقه هدیه خواهد نمود.
این سازمان که در سال ۲۰۰۱ توسط سران چین، روسیه، قزاقستان، قرقیزستان، تاجیکستان و ازبکستان تشکیل شد، اهدافی را برای خود ترسیم کرده اند که ایران نیز مسلما به عنوان یک عضو دائمی در این مسیر به دنبال تحقق همان اهداف خواهد بود؛ این اهداف این گونه بیان شده است: ایجاد یک حلقه ارتباطی برای تعمیق همکاری مؤثر کشورهای عضو در زمینههای سیاسی، اقتصادی و تبادلات در موضوعات آموزش، انرژی، حمل و نقل، گردشگری و حفاظت از محیطزیست، حفظ و تضمین صلح، امنیت و ثبات در منطقه و حرکت به سوی استقرار یک نظم سیاسی و اقتصادی جدید بینالمللی.
صاحب این قلم نیز با دیدگاه بیان شده از سوی رییس جمهور رییسی که در اجلاس مذکور مطرح گردید موافق است و اعتقاد دارد که:
1- سازمان همكاري شانگهاي ميتواند با اتكاي به ظرفيتهاي اقتصادي، سياسي، ارزشي و جمعيتي خود به نيروي پيشران چندجانبهگرايي جهاني تبديل شود؛
2- اين امر بستر مناسبی را فراهم می آورد که بر پايه ارزشهاي مشترك كشورهاي در حال توسعه است؛
3- امروز جهان وارد دوران جديدي شده و سلطهطلبي و يكجانبهگرايي رو به زوال است؛
4- نظام بينالملل به سوي چند قطبي شدن و بازتوزيع قدرت به سود كشورهاي مستقل، در حال تغيير است؛
5- برخورد با تروريسم، افراطگرايي و جداييطلبي در منطقه که از سوی آمریکاییان و متحدانش، حمایت و پشتیبانی و تجهیز می شوند و صلح، ثبات، امنیت و تمامیت منطقه را هدف قرار داده اند نه یک انتخاب که یک ضرورت استراتژیکی تاریخی بر اساس اهداف از پیش تعیین شده سازمان همكاري شانگهاي است که قطعا کوتاهی و قصور در این زمینه سازمان را با آسیب جدی مواجه ساخته و ماهیتش را زیر سئوال می برد؛
6- روح حاكم بر سازمان برپایه اعتماد متقابل، منافع مشترك، برابري، رايزني مشترك، احترام به تنوع فرهنگي و توسعه مشترك بنا شده است و می تواند به عنوان ابزاري كليدي در راستاي حفظ صلح در قرن ۲۱ مورد توافق باشد و مورد عمل قرار گیرد و نقش حیاتی و تاریخی خود را در این برهه حساس ایفا نماید.
سخن در این خصوص فراوان است اما به همین میزان بسنده می شود تا گفته باشیم عضويت دايمي ایران درپيمان شانگهاي گرچه اقدامی موفقيت آمیز و البته استراتژيك بشمار می آید اما باید از همه ظرفیت ها و استعدادهای موجود در این سازمان هم استفاده شود؛ و این نکته را با هوشمندی و درایت و مطالعه همه جانبه یادآور می شوم که در نظر داشته باشیم تا با سیاست در این مسیر گام بر داریم و از حل عاجل موضوع برجام هم غفلت نورزیم و در خواب این عضویت از امر مهم دیگری غافل نگردیم تا شیرینی این موفقیت در کام ملت تلخ گردد.
از مزایای این عضویت و ظرفیت و استعداهای سازمان شانگهای باید در رفع گره ها، بحران ها و چالش های بین المللی خود بهره جوییم و کشور را از وضعیت فعلی و مشکلات عدیده خارج سازیم تا مردم عزیزمان نفسی به راحتی کشیده و در انتظار روزهای بهتر و شادی باشند که به دست دولت سیزدهم رقم خواهد خورد. به امید آن روز که لبخند مردم شریف و با حیای خود را نظاره گر باشیم و در تجلیل از اقدامات گره گشای دولت مردمی جشن قدردانی برپا نماییم.
شنبه: 27 / 06 / 1400- 11صفر 1443- 18 سپتامبر 2021
[1] - در مورد سازمان همکاری منطقهای شانگهای باید گفت که این سازمان در آوریل 1996 با پیشنهاد چین و روسیه و عضویت قزاقستان، تاجیکستان و قرقیزستان با نام شانگهای 5 تشکیل شد و با دستور کار مقابله با تروریست، قاچاق مواد مخدر، امنیت مرزها و ایجاد امنیت دسته جمعی شروع به فعالیت کرد.در سال 2001، به پیشنهاد چین، نام آن به سازمان همکاری شانگهای تغییر و با اضافه شدن عضویت ازبکستان کار خود را ادامه داد. گرچه این سازمان در سالهای بعد، رشد تجارت و همکاریهای بازرگانی اقتصادی را مورد توجه قرار داد، ولی اصولا این پیمان منطقهای، ماهیت امنیتی نظامی دارد و به نوعی یک پیمان نظامی در مقابل ناتو به شمار میرود؛ یکی از پیمانهای منحصر به فرد دسته جمعی که ماهیت نظامی غیر غربی دارد.
[2] - پیشتر ایران در سال ۲۰۰۵ به همراه هند و پاکستان به عضویت ناظر سازمان شانگهای پذیرفته شد و در حالی که هند و پاکستان از سال ۲۰۱۷ به عضویت دائم این سازمان درآمدند ولی درخواست ایران برای عضویت دائم مورد قبول قرار نگرفت تا همچنان در کنار مغولستان، افغانستان و بلاروس بهعنوان عضو ناظر با این سازمان همکاری کنند. بعد از گذر سالها سرانجام در نشست اخیر سازمان شانگهای که روز جمعه 26 شهریور ماه 1400 در تاجیکستان به پایان رسید، درخواست عضویت دائم ایران مورد موافقت 8 کشور عضو دائم این سازمان از جمله هند، قزاقستان، چین، قرقیزستان، پاکستان، روسیه، تاجیکستان و ازبکستان قرار گرفت.
ضرورت رسیدگی و ابهام زدایی از ماجرای زندان اوین
اسدالله افشار
31 مرداد ماه سال جاری از سوی گروه هکری با نام «عدالت علی»؛ تصاویر ضبط شده از دوربین های مدار بسته زندان اوین منتشر گردید. انتشار این تصاویر با آب و تاب ویژه و خاصی در شبکه های معاند خارجی بازتاب وسیع داشته و مغرضانه مورد تحلیل آنان قرارگرفته است. این تصاویر پس از انتشار در فضای مجازی دست به دست گشته و خود گویا این نکته است که دوربینهای زندان اوین هک شده است. گروه «عدالت علی» مدعی هستند با نفوذ به سیستم امنیتی زندان اوین توانستهاند به تصاویری از داخل این زندان دست پیدا کنند.
خلاصه ماجرای هک شدن دوربین های مدار بسته زندان اوین در رسانه ها این گونه بیان شده است؛ ویدئوی انتشار یافته بخشهایی از اتاق کنترل زندان و همچنین حیاط آن نشان داده میشود، در ادامه این ویدئو تصاویری از انتقال یک زندانی بهچشم میخورد که حالا نحوه برخورد با او توسط مامورین زندان در فضای مجازی بحثبرانگیز شده است. هنوز کسی نمیداند آیا تصاویر بیشتری هم وجود دارد یا نه؟ این گروه مدعی شدهاند تصاویری از سایر بندهای زندان به دست آنها رسیده است، اما تا امروز و تا این ساعت که در حال نگارش این یادداشت می باشم مورد دیگری در این زمینه منتشر نگردیده است که اگر اسناد و مدارک دیگری وجود داشت این گروه هکری قطعا بلادرنگ آن ها را نیز منتشر می نمودند تا نشان دهند دستشان در این ارتباط خالی نمی باشد و می توانند بحران سازی و ایجاد چالش نمایند.
البته باید اذعان نمود تا این میزان هم که این تصاویر در طی یک ماه گذشته منتشر گردیده تأثیر خود را بر حکومت، مردم و جامعه سیاسی داشته است. در هرحال ماجرای مذکور امری طبیعی نبوده و نمی توان از این مشکل امنیتی که بی ارتباط با نهادهای قضایی و امنیتی کشور هم نمی باشد ساده عبور کرد و ریشه ای با این موضوع برخورد ننمود. امید است افراد این گروه هکری شناسایی، بازداشت و مورد محاکمه قرار گیرند تا حقایق پشت پرده این ماجرا عریان و آشکار گردد. ضروری است با توجه به موضوع مطرح شده به برخی نکات در این ارتباط اشاراتی داشته باشیم:
1- باید مسئولان ذی ربط پاسخگو باشند و با هرکس که مسبب آن است و در هر رده از مسئولیت قرار دارند، به عنوان خاطی یا خاطیان این عمل غیرقابل توجیه، بدون اغماض برخورد کرده و گزارش آن را به پیشگاه ملت و جهانیان ارائه نمایند. اگرچه تا کنون توضیحاتی ارائه نموده اند اما کافی نبوده و باید افکار عمومی را مجاب و اقناع نمایند.
2- تصاویر منتشر شده نشان داد که آن چه پیش از این مقامات کشور از وضعیت زندانهای ایران به مردم گزارش داده اند با حقایق و واقعیت ها مغایرت داشته و پاره ای از آن ها خلاف واقع بوده است. تصاویر منتشره حکایتگر گزارشات غیر صحیح آنان بوده و غیرقابل انکار می باشد.
3- این تصاویر زشت و زننده و غیرانسانی خشونت به شکل عمومی را کاملا نشان می دهد که توضیح آن انسان را شرمنده می سازد و توان باز توضیح را از نویسنده سلب می نماید. همین قدر بگویم تصاویر تکان دهنده است و نه تنها جای هیچ گونه توجیه برای کسی باز نگذاشته بلکه قابل دفاع هم نمی باشد.
4- تصاویر منتشر شده به قدری واضح و روشن است که حتی مسئولین ذی ربط را به پوزش و عذرخواهی وا داشته تا با توجیهات غلط خود وضع را بدتر از این ننمایند. آیا این افتضاح پیش آمده با مدیریت غلط؛ که هزینه سنگینی را بر دوش نظام تحمیل نموده است، با عذرخواهی تمام می شود و تبعات حاصله از آن را که به آبرو نظام در داخل و در سطح بین المللی صدمه زده است ترمیم می نماید؟ عذرخواهی خوبست و معنای آن این است که دستگاه مربوطه قصور و غفلت و کوتاهی خود را در امر حادث شده پذیرفته اند و برای پاسخگویی و احیانا تنبیه و مجازات افراد خاطی، آمادگی لازم را دارند. کاش قوه قضائیه این امر را که مهم تلقی نموده با دقت و سرعت رسیدگی نماید و صریح و شفاف و بدون لکنت و پرده پوشی و سیاسی کاری، نتایج حاصله را به مردم گزارش نماید و نگذارد مشمول مرور زمان شود و این ظلم به نظام اسلامی بی پاسخ بماند.
5- تصاویر افشا شده اصل ۳۹ قانون اساسی را به چالش کشیده چرا که در این اصل آمده است:« هتک حرمت و حیثیت کسی که به حکم قانون دستگیر، بازداشت، زندانی یا تبعید شده، به هر صورت که باشد ممنوع و موجب مجازات است.» جای بسی شگفتی است که مشتی فاسد نفوذی، قانون را زیرپا گذاشته و از غفلت مسئولان ذی ربط؛ در حال تخریب وجهه ایران و نظام اسلامی هستند تا در داخل و در خارج مشروعیت نظام را زیر سئوال ببرند! این کشور تا کی باید چوب قصورها و غفلت های مسئولان ساده لوح را بخورد و تاوان دهد.
6- نکته مهم تر آن است که از این دست اتفاقات و ماجراها در سطح حکومت ها در دنیا پیش آمده و باز پیش خواهد آمد و این که اکنون این ماجرا در ایران حادث شده گروهی به عقده گشایی پرداخته و انگشت اشارت به سوی ایران دراز کرده اند که چنین و چنان شده و برای خود قصه ها ساخته تا از آب گل آلود ماهی آرزوهای باطل خود را صید کنند. درست به همین دلیل قوه قضاییه و نهادهای امنیتی باید منطقی و محکم با قضیه انتشار تصاویر از زندان اوین برخورد و با بررسی همه جوانب آن، این تهدید را به فرصت تبدیل نمایند تا بهانه از دست رجز خوانان جیره خوار استکبار گرفته شود و نتوانند به اهداف از پیش تعیین شده خود نایل آیند و ایران را در زمینه حقوق بشر متهم و آن را مستمسک تخریب چهره رحمانی حکومت و انقلاب اسلامی قرار دهند.
7- قطعا با تحقیق و تفحص و تدبر از سوی دستگاه قدرتمند قوه قضاییه و حساسیت رییس محترم آن قوه این ماجرا ختم به خیرخواهد شد و پشت پرده این ماجرا که بلاشک سیاسی است افشا و دست پلید و خائن برخی از نفوذی های مزدبگیر استکبار رو خواهد شد. قوه قضاییه بداند موضوع مهم و حثیتی است و آبروی نظام بسته به این ماجرا است و لذا شفاف بگویم اگر قصوری از سوی امور زندان ها صورت گرفته است برخورد شود، از زندانی هایی که نسبت به آنان در این تصاویر، هتک حرمت و حثیت و آبرو شده است دلجویی و رضایتشان جلب گردد. با افراد خاطی یا خاطیان که خارج از وظایف قانونی خود و بیرون از چارچوب تشکیلاتی خالق این رسوایی ها بوده اند، بدون اغماض برخورد تا عبرت سایرین شود.
8- آبرو نظام و منافع ملی و افکار مردم ایران و جهان باید در این خصوص در نظرگرفته شود تا ابهامی در این خصوص باقی نماند. دفاع غلط از عملکرد خلاف قانون مسئولان مرتبط با این ماجرا نه خدمت به آنان است و نه خدمت به نظام اسلامی بلکه خیانتی است به آنان و مهم تر آن که اگر تکلیف این موضوع مشخص نشود، کیان نظام اسلامی را با خطر مشروعیت مواجه ساخته ایم.
9- بهترین راه در خصوص ماجرای پیش آمده برخورد صادقانه با این اتفاق است تا بدخواهان را با عمل به قانون خلع سلاح نماییم و سلامت دستگاه قضا و زیر مجموعه های این دستگاه را از اتهام مبری سازیم. رسیدگی به انتشاراین تصاویر آزمون قوه قضاییه است تا سلامت خود را به رخ جهانیان کشیده و نشان دهد. طولانی کردن رسیدگی به این ماجرا آفتی خواهد شد که صدمات جبران ناپذیری را به قوه قضائیه و نهادهای امنیتی کشور تحمیل نماید و این لکه سیاه تمام خدمات آنان را نادیده و زیر سئوال برد.
10- لازمست قوه قضاییه نسبت به تشکیلات سازمان زندان ها و سیستم های نظارتی و هوشمند این تشکیلات؛ بازنگری کنند و سازمان زندان ها را مجهز به بهترین تجهیزات الکترونی فنی روز نمایند تا خلاهای موجود اصلاح و ترمیم گردد.
11- از این نکته نباید غافل شد و خدمات سایر افراد و مسئولانی که در این دستگاه عاشقانه فعالیت می کنند و از چارچوب قانون و اختیارات قانونی خود خارج نشده اند، به خاطر عملکرد غلط عده ای از افراد غیرمسئول، نادیده گرفته شود و به آنان با همان چشمی که به متخلفان نگاه می شود نگاه شود. خوبان باید تقدیرشوند و خاطیان و متخلفان تنبیه و مجازات. این رسم ملک داری و صلابت و سلامت نگه داشتن حکومت های سالم و مشروع است تا کسی بی جهت تشویق و یا تنبیه نگردد تا عدالت مستقر، جاری و ساری گردد.
12- زندانی هم انسانی است و دارای حقوق اولیه که باید از آن حقوق برخوردار و بهره مند باشد و این مهم از منظر دین مبین اسلام هم مورد تأکید قرار گرفته و هم در عمل به آن اهتمام داشته است و شواهد تاریخی این امر چه در زمان رسولخدا(ص) و چه حضرت علی(ع) قابل مطالعه و قابل استناد است و لذا وظیفه نظام اسلامی، بسیار سنگین، حساس و پر مسؤولیت می باشد و کوتاهی در رعایت حقوق حقه مردم، یا ضایع کردن آن حقها، تحت هر عنوان و در هر شکل وشرایطی گناهی بزرگ و غیر قابل بخشش است.
13- پس از نزدیک به یک ماه انتظار آن است قوه قضائیه مردم را در جریان یافتهها قرار دهند، با خاطیان مطابق قانون برخورد نمایند و رسیدگی به جرایم آن ها را که خود را فراتر از قانون می دانند، در اولویت قرار دهند تا نظام اسلامی از این آزمون سربلند بیرون آید و برای همیشه تاریخ، درس عبرتی باشد برای خطاکاران و دشمنان نفوذی که مترصد تخریب ایران و منافع ملی ایران و در نهایت ثبات، صلح و امنیت کشور عزیزمان می باشند.
این ماجرا زوایای آشکار و پنهان دیگری نیز دارد که در این یادداشت نمی گنجد و باید منتظر رسیدگی و نتایج اعلامی آن از سوی مراجع قضایی و امنیتی باشیم.
پنجشنبه: 25 / 06 / 1400- 9 صفر 1443- 16 سپتامبر 2021
در باره سفر مدیرکل آژانس انرژی اتمی به ایران
اسدالله افشار
رافائل گروسی، مدیرکل آژانس انرژی اتمی، شامگاه شنبه 20 شهریورماه سال جاری در رأس هیأتی به تهران سفر کرده و با محمد اسلامی؛ رییس جدید انرژی اتمی ایران ملاقات و در خصوص ادامه مذاکرات هستهای در وین و همچنین ایجاد فرصت هایی برای توسعه همکاریها در چارچوب موازین و مقررات آژانس بینالمللی انرژی اتمی با یکدیگر گفتگو نمودند. البته این سفر بیشتر برای کارتهای حافظه تجهیزات نظارتی آژانس تحت مُهر و موم مشترک بوده که طبق مصوبه مجلس شورای اسلامی در ایران نگهداری می شود و چون آژانس بی طرفی خود را در مذاکرات هسته ای نشان نداده و با سیاسی کاری جانبدارانه و در هماهنگ با غرب و بدور از چارچوب قوانین آژانس با ایران در خارج از عرف دیپلماسی هسته ای عمل کرده است؛ لذا دسترسی آژانس به مراکز هسته ای ایران محدود و اجازه بازدیدهای متعدد سرزده از آژانس سلب گردید. عدم صداقت آژانس با ایران، به طور طبیعی فاصله ای را ایجاد نمود و موجب سلب اعتماد ایران نسبت به آژانس گردید.
در حقیقت این دیدار به اذعان رافائل گروسی و محمد اسلامی - که دوازده روز مانده به کنفرانس عمومی آژانس صورت گرفته است- نه تنها یخ روابط دو طرف را آب کرده بلکه مثبت و عمیق و در یک فضای تفاهم آمیز ارزیابی گردیده که می تواند در گفتگوها و مذاکرات وین و همچنین آینده توافق برجام در روابط ایران با اروپا و آمریکا اثر گذارباشد و نقش مهمی را در ثبات صلح و امنیت در منطقه ایفا نماید.
دیدار مذکور باعث خنثی شدن توطئه خبری صهیونیستها و شبکه های معاند فارسی زبان که با پول ها و دلارهای مرتجعین عربی چون عربستان سعودی و امارات تغذیه می شوند، گردید و چون همیشه تیرشان در تخریب نظام جمهوری اسلامی ایران به سنگ خورده و در ایجاد بحران آفرینی برای ایران در سطح جهانی، شکست دیگری را در کارنامه خود ثبت نمودند.
جالب است به این نکته نیز اشاره شود که گروسی؛ گفتوگوی خود با مقامات ایرانی را مثبت و سازنده اعلام نموده و ابراز داشته برای من این بازدید بسیار مهم است چون بعد از روی کار آمدن دولت جدید است. این بدان معناست که ایران و آژانس باید با هم کار کرده و همکاری خود را گسترش دهند. این بیان از دیدگاه مدیرکل آژانس انرژی اتمی پیام واضح و روشنی برای بحران آفرینان منطقه ای دارد و نکته مهم آن این است که ثبات و صلح و امنیت در منطقه بدون نقش آفرینی ایران معنا و مفهومی ندارد و تلاش بیهوده در جهت حذف ایران قدرتمند ننمایند.
بیانیه مشترک آژانس و ایران علیرغم تمام اختلافات مهم و ریشه ای که بیش از آن که فنی باشد سیاسی است؛ موفقیت این دیدار یک روزه را دوصد چندان خبری و رسانه ای نموده است. در این بیانیه به نکات کلیدی خوبی اشاره شده است که می تواند تعامل و همکاری سازنده آژانس و ایران را با شفافیت و اعتماد سازی تداوم بخشد به شرط آن که پس از بازگشت مدیرکل آژانس، مدیرکل تحت تأثیر لابی آمریکاییان و متحدان اروپایی، عبری و عربی قرار نگیرد که در این صورت ایران نیز متناسب با شیطنت های صورت گرفته نقش خود را تعریف کرده و مواضع جدیدش را اتخاذ و بیان می نماید.امیدواریم این موضوع رخ ندهد.
این دیدار به موقع و همچنین بیانیه مشترک مورد نظر برخی از توطئه های طراحی شده دشمنان علیه ایران را خنثی و نقش برآب نمود تا برای دفعات مکرر و چند باره، طعم تلخ شکست را در مواجه با ایران مقتدر تا عمق جان پلیدشان چشیده و حس کنند.
در هر صورت بازخوانی این بیانیه مشترک ما را به پیام و محتوای این همکاری دوجانبه بیشتر رهنمون ساخته تا دنیا بداند ایران اهل تعامل و حل مشکلات تحمیل شده و اتهامات بی اساس با منطق متقن در چارچوب احترام متقابل در جهت رفع سوء تفاهمات بین المللی است و در مسیر تشدید فضای التهاب آفرینی هرگز حرکت نکرده و نخواهد کرد و مشی دیپلماسی سیاسی و هسته ای ایران همیشه بر مدار تنش زدایی بوده است و با اقتدار نیز با بحران آفرینان که کیان ایران عزیز را با تهدید مواجه ساخته و می سازند بدون مماشات و با قدرت تمام پاسخ داده و خواهند داد.
متن این بیانیه به شرح زیر است:
۱- طرفین، روح همکاری و اعتماد متقابل و اهمیت تداوم آن و همچنین ضرورت رسیدگی به موضوعات فیمابین در فضایی سازنده و منحصرا فنی را مورد یادآوری و تأکید مجدد قرار دادند.
۲- در چارچوب تعاملات و همکاریهای موجود فیمابین، طرفین تصمیم گرفتند دیدارهای متقابل را در سطوح مرتبط تداوم دهند. در همین راستا، معاون رئیسجمهور و رئیسسازمان انرژی اتمی ایران در حاشیه کنفرانس عمومی آژانس با مدیرکل دیدار خواهد کرد و مدیرکل نیز در آینده نزدیک به تهران سفر خواهد نمود تا مشورتهای سطح بالا با هدف تقویت همکاریهای میان ایران و آژانس در حوزههای مختلف و بحث درخصوص موضوعات فعلی مورد علاقه متقابل، با دولت جمهوری اسلامی ایران داشته باشد.
۳- به بازرسان آژانس اجازه داده میشود تا نسبت به سرویس فنی تجهیزات نظارتی مشخص شده و جایگزینی کارتهای حافظه آنها که تحت مُهر و موم مشترک در ایران نگهداری خواهند شد، اقدام نمایند. چگونگی و زمان انجام این اقدام، مورد توافق دو طرف قرار گرفت.
انریکه مورا، معاون مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا و میخائیل اولیانوف، نماینده روسیه در سازمانهای بینالمللی در وین اتریش؛ هر دو در دو توییت جداگانه از توافق ایران و آژانس بینالمللی انرژی اتمی استقبال کردند و آن را گام مثبتی جهت تداوم دیپلماسی هسته ای خوانده و آمادگی دو طرف را برای حفظ گفتوگوی سازنده و احترام متقابل که از طریق آن میتوان همه مسائل برجسته را حل و فصل نمایند، مورد تقدیر و قدردانی دانسته اند.
از نگاه صاحب نظران قطعا اعضای شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی در نشست آتی خود، از این دیدار و نتایج آن استقبال خواهند کرد.
آژانس انرژی اتمی بداند:
1- طبق ضوابط و تکالیف قانونی خودش عمل نماید.
2- مسائل را فنی ارزیابی کند و از سیاسی بازی پرهیز نماید.
3- اعتمادسازی اصل است و اعتماد متقابل بین ایران و آژانس باید پا برجا باشد.
4- ایران از حقوق هسته ای خود مطابق ضوابط و پادمان های آژانس، کوتاه نیامده و به پیشرفت فناوری هستهای خود شتاب می بخشد.
5- ایران به دنبال اجتناب از تخاصم بوده و در پی یافتن مسیر مصالحه از هیچ تلاشی مضایقه نخواهد ورزید و از تنش، جنگ و رویارویی گریزان است و پرهیز دارد.
6- موضع رسمی جمهوری اسلامی ایران ادامه گفتگو و شروع مجدد مذاکرات هسته ای در وین است که از قبل برآن منطق عمل نموده و علیرغم زیاده خواهی های آمریکا و اروپاییان در صحنه حضوری فعال داشته است اما تسلیم زورگویی ها و تهدیدها و ارعاب ها نخواهد شد.
7- مدیرکل آژانس باید با مدیریت خود مراقبت و اداره نماید؛ شورای حکام دست به اقدامی تخریبگر در روابط دوجانبه تهران و آژانس نزند.
8- ایران، عضو رسمی و پیوسته آژانس است و باید از مزایای عضویت خود به طورکامل بهره مند و تحت حمایت آژانس و مقررات آژانس باشد.
9- آژانس انرژی اتمی باید از حالت انفعال خارج شده و با بازنگری در مأموریت و وظایف ذاتی خود از منافع و حقوق هسته ای ایران تمام قد حمایت نمایند و با اعلام مواضع بهنگام از حیثیت آژانس در برابر یاوه گویان غیرعضو دارای سلاح های هسته ای کشتارجمعی دفاع و دخالت های بیجای غیر مسئولانه آنان را شدیدا محکوم کنند.
10-در مذاکرات هسته ای وین؛ بحث مذاکره صرفا برای مذاکره نباید باشد بلکه مذاکره باید برای رفع تحریم ها ظالمانه ضد حقوق بشری آمریکا علیه مردم ایران باشد. مذاکره اگر برای این امر باشد با موفقیت همراه است و در غیر این صورت موجب بن بست بوده و ابهامات همچنان پا برجا باقی خواهد ماند.
11-آژانس اگر خواهان ایفای نقش فعال در زمینه مسائل هسته ای ایران است باید سابقه سو و سیاه گذشته خود را پاک کند و به عنوان یک نهاد فنی و پرهیز از سیاه بازی و سیاسی کاری، نقش مثبت و ماندگاری را در معادلات جهانی بازی نماید.
12- لازم است آمریکاییان با صداقت و اعتماد سازی به برجام بازگردند. از زیاده خواهی ها دست کشیده و به مفاد برجام و روح آن عمل و به بندهای آن تمکین کنند و از فرسایشی کردن مذاکرات که ترفندی منسوخ شده در جهان سیاست است پرهیز نمایند. مسلما اگر آمریکاییان از خوی استکباری خود دست بردارند و از غرور بیجای خود عدول کنند؛ ادامه مذاکرات هسته ای در وین با موفقیت همراه خواهد گشت. آمریکا اگر حماقت خود را در این خصوص ادامه ندهد شاید بتواند تا حدودی به بازسازی وجهه سیاسی خود در منطقه امیدوار باشد.
جان کلام این که؛ مدیرکل آژانس باید از حیثیت حقوقی و حرفهای خود در این شرایط حساس کوتاه نیاید و نقش مؤثر تاریخی خود را در این مسیر مهم که تاریخ آن را قضاوت خواهد نمود تا حصول توافق پایبند باشد، عمل نماید و به سرانجام مقصود رساند.
باید منتظر شد و در آینده نزدیک شاهد بود آیا مدیرکل آژانس جرأت و جسارت دارد مرد این میدان روزهای سخت باشد؟ گذشته او که چنین امری را تأیید و تصدیق نمی نماید!
دوشنبه: 22 / 06 / 1443- 6 صفر 1443- 13 سپتامبر 2021
افغانستان؛ طالبان، مواضع جمهوری اسلامی ایران
اسدالله افشار
افغانستان روزهای سختی را می گذارند و مردم افغانستان نیز در تلاطم این روزهای تلخ، بی پناه نظاره گر ایامی هستند که گیج و مات باید به آینده ای امیدوار باشند که بیش از 60 سال است انتظارآن را می کشند تا شاید به ساحل آرامش نزدیک شوند و با امنیت و صلح، روزگاری را تجربه کنند که در آن ترس، اضطراب، استرس، قتل، غارت، مهاجرت و... وجود نداشته باشد.
قدرت های جهانی در طی سالیان متمادی تا به امروز از انگلیس گرفته تا روسیه، آمریکا و متحدانش؛ تا به امروز مخل نظم و آرامش و امنیت و صلح در افغانستان بوده اند. این کشورها با دخالت های مستقیم و غیرمستقیم خود و از طریق گروه های افراطی تحت فرمانشان با نام های گوناگون که هریک در جای خود سیاست های همین کشورهای سلطه گر را اجرا می نمودند؛ افغانستان را تخریب کرده و زیر ساخت های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و نظامی این کشور را به نابودی کشانده و تا توانسته اند به فرقه تراشی و فرقه گرایی دامن زده اند، تا شاید بتوانند فرهنگ و ریشه اصیل قومیت گرایی را در این منطقه حساس ژئوپليتيك با تهدید جدی مواجه سازند و بر مقاصد شوم و پلید استعماری خود نایل آیند.
با این توضیح کوتاه حتی دولت هایی که در افغانستان بر سرکار آمدند درست بدلیل وابستگی و سر سپردگی هرگز قادر به رهایی افغانستان از زیر بار سلطه استکباری قدرت ها نبوده اند تا بتوانند کشورشان را به ثبات و صلح و امنیت رسانند. افغانستان امروز محصول مشترک تجاوز قدرت هایی چون انگلیس، حکومت کمونیستی شوروی و آمریکا و متحدان ناتویی و اروپایی می باشد. هریک از این کشورها سهم بسزایی در تخریب و نابودی افغانستان داشته اند که نمی توانند منکرآن باشند و مسئولیت خود را در این زمینه به گردن نگیرند. تمام اسناد تجاوز آنان در تاریخ معاصر ثبت است و با یک بررسی ساده و با توجه به شبکه های اجتماعی مؤثر امروزی می توان عملکرد خسارت بار هریک از متجاوزان به خاک افغانستان را مطالعه و استخراج نمود و علیه آنان اقامه دعوی نمود. کاری که باید حکومت ها و دولت های افغانی با قوت انجام می دادند و تا حصول نتیجه پیگیری می نمودند اما متاسفانه به دلیل وابستگی و سرسپردگی به قدرت ها، این دولت ها قدر مردم را ندانسته و کشورشان را قربانی امیال و مطامع کشورهای استکباری نمودند تا جایی که امروز طالبان با آن پیشینه سیاه و با حمایت آمریکا بر مسند قدرت بار دیگر باز گشته و ما باز شاهد همان داستان ها و همان ماجراهای گذشته هستیم. افغانستان تشنه آرامش، صلح و امنیت است و تا مردم به صورت واقعی و غیر نمایشی نقشی در انتخاب حکمرانان و دولت های خود ایفا ننمایند مشکل افغانستان حل نخواهد شد و تا طالبان از مجاری قوانین افغانستان به قدرت تکه نزند، هرگز توفیقی در برقراری آرامش، نظم، صلح و امنیت نخواهد داشت.
مشروعیت امروز طالبان مشروعیت قانونی نیست زیرا این گروه اگر به قانون اساسی کشور افغانستان اعتقادی داشت برای رسیدن به قدرت بر آن تکه می نمود و با پیروی و باور به مبانی مشروعیت قانونی رسیدن به قدرت دست به خودکشی سیاسی نمی زد و به دره پنجشیر تجاوز نمی نمود. کشتار به راه افتاده از سوی طالبان در دره پنجشیر که روزی مرکز مقاومت و پایداری مردم افغانستان در مقابل قدرت های جهانی بوده و شیری مردی به نام احمد شاه مسعود[1] در دفاع از خاک افغانستان علیه اشغال شوروی بین سال های ۱۹۷۹ تا ۱۹۸۹ مبارزه می نمود، امروز آماج حملات سنگین طالبان نبود و این گروه با قدرت طلبی هرچه تمام تر و با حمایت پشت پرده آمریکا به کشتار مردم بی پناه این منطقه اقدام نمی کرد تا به قدرت برسد! این گروه که نه مشروعیت قانونی دارد و نه مقبولیت مردمی، بدعت گذاری خود را آغاز کرده و نظام جمهوری اسلامی افغانستان را به امارت اسلامی افغانستان[2] تغییر داده است. این تازه شروع تغییرات در راستای بدعت های این گروه می باشد و باید منتظر شد تا بدعت های دیگر این گروه افراطی را که با نام دین اسلام به صحنه قدرت بازگشته، مشاهده و نظاره نمود.
این گروه افراطی چه بسا در آینده با تصمیم های خلق الساعه که با تحریف و التقاط و فهم نادرست از دین اسلام انجام خواهند داد؛ چهره عقلانی و رحمانی دین محمدی را نشانه روند که جا دارد و شایسته است علمای دین و جامعه سیاسی و دولت نظام جمهوری اسلامی ایران در این زمینه بیدار و هوشیار باشند و اعلام مواضع نمایند.
مواضع دولت اسلامی ایران همان مواضع قاطع رهبری است که در روز دیدار با اعضای دولت جدید در ششم شهریور ماه سال جاری بیان شده است و از این مواضع نباید دولتمردان و خاصه دستگاه دیپلماسی کشور عدول نمایند.
در حقیقت این مواضع پاسخی است به مخالفان که مدعی هستند نظام جمهوری اسلامی ایران گروه طالبان را تأیید کرده و به حمایت از او پرداخته است. کاش این قبیل از مخالفان که قسم خورده اند تا ابد با دلیل و بی دلیل مخالف نظام جمهوری اسلامی باشند و بدون اندیشه و درک شرایط و تحت تأثیر و گاها مزدوری اعلام نظر و تحلیل نمایند، به خود آیند و بیش از این رسوای عام و خاص نگردند! در هر صورت رهبر حکیم انقلاب اسلامی در این دیدار ضمن اشاره به اوضاع بشدت متأثرکننده افغانستان پاسخ این بخش از مخالفان را این گونه داده اند: «ما طرفدار ملت افغانستان هستیم، چرا که دولتها همچون گذشته میآیند و میروند اما ملت افغانستان است که باقی میماند. جمهوری اسلامی در همه احوال طرفدار ملت مظلوم و مسلمان افغانستان است و روابط ما با دولتها، به روابط و رفتار آنها با ایران بستگی دارد. این مشکلات و سختیها کار آمریکاییها است که 20 سال کشور [افغانستان] را اشغال و انواع ظلم را به مردم آن تحمیل کردند».
مردم افغانستان به خوبی می دانند آمریکا با دو دهه حضور متجاوزانه نظامی خود به بهانه حادثه یازده سپتامبر که فردا سالروز آن می باشد چه بلایی بر سر افغانستان آورده است. آمریکاییان و متحدانش پس از 20 سال -همان گونه که در ابتدای بحث بیان شد- باید پاسخگوی جنایت، ترور، خشونت و انهدام زیرساختهای امنیتی، اجتماعی و فرهنگی افغانستان باشند و نسبت به ۲ دهه اشغالگری خود و متحدانش مواخذه و محاکمه شوند. مردم افغانستان باید با استقرار دولت قانونی که با آرای آنان بر سرکار خواهند آمد و مشروعیت و مقبولیت خواهند یافت به دنبال ارائه کیفرخواست علیه آمریکا و متحدان متجاوزش به افغانستان باشند.
به مردم افغانستان درخاتمه توصیه می شود در صحنه حضور داشته باشند، به محض مواجه شدن با مشکلات و سختی ها صحنه را ترک نکنند، جوانان و نخبگان فرهنگی، هنری، اجتماعی و سیاسی کشور را ترک ننمایند و رفتن را بر ماندن ترجیح ندهند، در برابر بدعت های گروه طالبان بایستند، و با اصالت و غرور ملی خود زیر بار دولت و ملت سازی تحمیلی نروند و با مقاومت و تأمین امنیت و منافع ملی و صلح و آرامش، آمریکا و متحدان و مزدورانش را در رسیدن به اهداف شوم و مقاصد پلیدش ناکام گذارند. آینده از آن شما است اگر بیدار و هوشیار عمل کنید.
جمعه: 19 / 06 / 1400- 3 صفر 1443- 10 سپتامبر 2021
[1] - با پسرش احمد مسعود یا برادرهایش احمد ضیاء مسعود و احمد ولی مسعود اشتباه نشود. احمدشاه مسعود (۱۱ سنبله ۱۳۳۲ – ۱۸ سنبله ۱۳۸۰) سیاستمدار و فرمانده نظامی و وزیر دفاع پیشین افغانستان بود. او در جنگ شوروی در افغانستان و جنگهای داخلی افغانستان نقش مهمی داشت.احمدشاه مسعود از فرماندهان برجسته افغانستان علیه اشغال شوروی بین سالهای ۱۹۷۹ تا ۱۹۸۹ بود. در دهه ۱۹۹۰ شاخه نظامی دولت افغانستان را علیه شبهنظامیان رقیب رهبری میکرد و پس از غلبه طالبان، نیروهای نظامی مخالف طالبان در شمال افغانستان را رهبری میکرد. سرانجام مسعود در روز ۱۸ شهریور ۱۳۸۰ (دو روز پیش از حادثه ۱۱ سپتامبر)، بر اثر انفجار دو فرد انتحاری مظنون به ارتباط با شبکه القاعده که خود را خبرنگار معرفی کرده بودند، در خواجه بهاءالدین ولایت تخار افغانستان کشته شد. مسعود یکی از بهترین فرماندهان جنگهای چریکی در قرن بیستم بود و با یوسیپ بروز تیتو، هوشی مین و چه گوارا مقایسه میشود،به ویژه به دلیل آن که به دفعات توانست از زادگاهش دره پنجشیر در برابر حملات ارتش سرخ شوروی و بعدها طالبان دفاع کند و از اشغال پنجشیر جلوگیری کند. بعدها دولت افغانستان به او لقب «قهرمان ملی» داد.
[2] - امارت اسلامی افغانستان (پشتو: د افغانستان اسلامی امارات) یک امارت اسلامی به رسمیت شناختهنشده است که توسط طالبان اداره میشود و از اوت ۲۰۲۱ عملاً دولت فعلی دفاکتو افغانستان است. این حکومت همچنین از سال ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۱ بر این کشور حکومت کرد و در اوج خود ۹۰ درصد از کشور را تحت کنترل داشت؛ مناطق باقیمانده در شمال شرقی تحت کنترل ائتلاف شمال بود، که به عنوان ادامهٔ دولت اسلامی افغانستان به رسمیت شناخته شد. پس از حملات ۱۱ سپتامبر و متعاقباً اعلام «جنگ علیه تروریسم» از سوی ایالات متحده، مخالفت بینالمللی با رژیم به شدت افزایش یافت و به رسمیت شناختن دیپلماتیک این حکومت توسط امارات متحده عربی و پاکستان لغو شد. این حکومت در ۱۷ دسامبر ۲۰۰۱ توسط ائتلاف شمال، که دو ماه قبل از سوی آیساف پس از حمله آمریکا تقویت شده بود، سرنگون شد. طالبان در ارتباطات رسمیاش در بین سالهای ۲۰۰۱ تا ۲۰۲۱ از امارت اسلامی افغانستان استفاده میکرد.امارت اسلامی افغانستان در جریان هجوم طالبان، پس از سقوط کابل در ۱۵ اوت ۲۰۲۱ کنترل تمام حکومت افغانستان را به دست آورد. با این که هیچ حکومتی تأسیس مجدد امارت اسلامی افغانستان را تا ۱۷ اوت ۲۰۲۱ به رسمیت نشناخته، حکومتهای چین، پاکستان، روسیه و عربستان سعودی اعلام کردهاند که ممکن است حکومت طالبان را به رسمیت بشناسند. دولتهای بریتانیا و کانادا اعلام کردهاند حکومت طالبان بر افغانستان را به رسمیت نخواهند شناخت.
مذاکرات و نشست وین مهم است اما...!
اسدالله افشار
«رابرت مالی»؛ نماینده ویژه آمریکا در امور ایران در تازه ترین اظهارنطرخود در مصاحبه با خبرگزاری آمریکایی «بلومبرگ» درموضوع برجام، مطالبی را مطرح و بیان نموده است که گویی این ایران بوده است که به زیر میز مذاکره زده و از برجام خارج شده و ناقض مفاد برجام عمل نموده است! این آمریکایی گستاخ چون سایر مسئولین پر مدعای مغرور که فکر می کنند کدخدای دنیا هستند و هر غلطی خواستند می توانند بکنند و هر مواضعی را علیه ملت ها و دولت ها می تواننداتخاذ نمایند و صدایی از کسی بلند نشود؛ کورخوانده اند.
او در اظهارات مضحک خود در این مصاحبه با پررویی هرچه تمام تر گفته است آمریکا تا ابد نمیتواند منتظر ایران برای بازگشت به مذاکرات بماند و در بیانی تحریک آمیز به انتقاد از مواضع بی خاصیت تروئیکای اروپایی (فرانسه، انگلیس و آلمان) پرداخته و آنان را متهم به صبوری بیش از حد در مواجه با ایران در زمینه برجام نموده است. جالب است؛ این سه کشور که خود آلت دست آمریکا می باشند و تا امروز در زمین آمریکا بازی کرده اند، مایه شرمساری مردم اروپا هستند. و اروپاییان خود نیز شرمنده افکار عمومی دنیا در این خصوص گشته و هرگز احساس نمی کردند این سه دولت به عنوان نماینده سایر کشورهای اروپایی این چنین دنباله رو آمریکا باشند و استقلال فکری و سیاسی خود را ملعبه دست آمریکاییان زیاده خواه تروریست پرور قرار دهند.
دنیا می داند، مجامع مؤثر جهانی و بین المللی که در چندین مرحله حکم بر علیه آمریکا در خصوص برجام داده اند نیز می دانند، صاحب نظران آزاد اندیش و تحلیل گران سیاسی منصف جهان هم می دانند؛ کشوری که به هیچ یک از تعهدات برجامی خود عمل نکرده و با خروج از آن عملاً آن را زیر پا گذاشته است، آمریکا می باشد نه ایران و این ایران بوده است که در برجام مانده و به مفاد آن عمل نموده و از آن خارج نشده است حتی زمانی که اقدام به کاهش تعهدات برجامی اش نمود و در 5 مرحله از وظایف محوله که مطابق با مفاد برجام بود عدول نمود، و سرانجام ۱۵ دیماه ۱۳۹۸ اعلام کرد دیگر با هیچ محدودیتی در حوزه عملیاتی (شامل ظرفیت غنیسازی، درصد غنیسازی، میزان مواد غنیشده، و تحقیق و توسعه) مواجه نیست.
اگر آمریکاییان خواهان ادامه مذاکرات وین هستند و تمایل به آغاز دور هفتم آن دارند باید دست از عناد و لجاجت خود بر دارند و با دوری از غرور و تکبر و با گرایش به عقل و تدبیر بر سر میز مذاکره باز گردند و با درک درست از مفاهیم و معنای مذاکره به دنبال اعطای حق ایران مطابق با مفاد برجام باشند.
آمریکاییان بدانند اگر فکر می کنند می توانند با تهدید و خط و نشان کشیدن، ایران را به میز مذاکره باز گردانند سخت در اشتباه هستند. ایران این تز را که مذاکره برای مذاکره باشد قبول ندارد و هرگز تن به مذاکره ای که حقوق ملت و منافع ملی را در خصوص برجام و حقوق هسته ای تضمین ننماید ، نخواهد داد و سوابق شش دور مذاکرات قبلی وین نیز همین معنا را تداعی می نماید. جای بسی تأسف است که در میان مسئولین کاخ سفید آمریکا و همچنین کنگره این کشور عاقلی پیدا نمی شود که در تراز ایران برخوردار از منطق باشد و با درک درست از شرایط بین المللی، تصمیمی در خور شایسته اتخاذ نماید تا جهان کمتر دچار تنش و آسیب های ناشی از آن گردد.
البته این که آمریکاییان نمی توانند تصمیم درست و شایسته ای در این زمینه اتخاذ نمایند به تعهدات این کشور به رژیم اشغالگر قدس باز می گردد. قدرت مالی صهیونیسم جهانی و نفوذ صهیونیست ها جنگ افروز در رؤسای جمهور و کابینه آن ها و همچنین مجلسین آمریکا، همه براین ادعا صحه گذاشته است که اقلیتی صهیونیست، بر تصمیمات آنان تأثیرگزار بوده و در هر برهه ای خواست های نامشروع آنان از سوی آمریکاییان اجابت، پیگیری و انجام شده است و بلا شک خروج آمریکاییان در دوران ترامپ از برجام و هم اکنون اصرار ایشان برای بازگشت از سوی متحدان اروپای آنان به برجام؛ از استراتژی صهیونیست ها می باشد و آمریکاییان عروسک خیمه شب بازی مشتی صیهونیسم فتنه گر واقع شده اند و به توسط آنان اداره و مدیریت می شوند. این موضوع در تمام سیاست داخلی و بین المللی آمریکا جاری و ساری است و صهیونیسم جهانی با قدرت در ارکان حکومتی آمریکا نفوذ کرده، مهره ساخته و بر اندیشه و افکار سیاستمداران و اندیشمندان آمریکایی مسلط گشته و از آنان عاملانی بی اراده به وجود آورده تا برنامه های از قبل طراحی شده را در خاورمیانه و در هر نقطه ای از جهان اراده نمودند پیاده و اجرایی سازند. شک نباید کرد که بخشی از مسئولین قبلی و فعلی آمریکا صهیونیست هستند و در راستای سیاست های دیکته شده صهیونیست عمل کرده و گام بر می دارند که جای پرداختن به این موضوع در این یادداشت نمی باشد.
اما آن چه مهم است یادآور شویم این است که دولت صهیونیستی با برجام مخالف است و هرگز نمی گذارد مذاکرات و نشست های مر تبط با برجام به سامان برسد و هرکاری انجام خواهدداد تا آمریکا بتواند در جهت فروپاشی انقلاب و حکومت ایران حرکت و نقش ایفا کند. مدعای ادعا نگارنده همین تشکیل تیم مشترک دولت بایدن و اسرائیل علیه ایران است. نفتالی بنت، نخستوزیر رژیم اشغالگر قدس در سخنرانی که به صورت خصوصی و محرمانه (off-the-record) در روز جمعه 12 شهریور ماه سال جاری و به صورت ویدئویی برگزار شد در جمع سران تعدادی از لابیهای رژیم صهیونیستی در آمریکا ضمن بازگو کردن مواضع تلآویو علیه ایران، درباره مسائل منطقه و روابط این رژیم با آمریکا صحبت کرده و پیشنهاد مذکور را ارائه نموده است.
نفتالی بنت، نخستوزیررژیم اشغالگر و کودک کش صهیونیستی در این نشست درباره صحبتهای خود با بایدن خبر داد و اعلام کرد؛ در دیدار با بایدن به او یک طرح «چهار ستونی» (چهار محوری) برای «توقف غنیسازی اورانیوم توسط ایران، سلاحسازی از آن، توقف برنامه موشکی بالستیک ایران و تجاوزگری منطقهای» این کشور ارائه داده ام.
بنابراین با توجه به آن چه در این یادداشت گفته شد و بیان گردید کاملا واضح است که پشت تمام ماجراهای منطقه که آمریکا حضور دارد، اسرائیل صحنه گردان آن است و آمریکا عامل صهیونیسم جهانی است. حالا فرقی نمی کند در آمریکا چه کسی رییس جمهور باشد، بایدن، ترامپ، اوباما، کلینتون و... همه آن ها سر سپرده و دل سپرده صهیونسم جهانی هستند و لذا کسانی که در ایران مدعی بودند «بایدن» بهتر از ترامپ است، بیدار شوند و از خواب گران برخیزند و بی مأخذ سنگ بایدن را به سینه نزنند که اگر بزنند بی جیره و مواجب مزدور صهیو نیسم شده اند. از قبل هم مشخص بود و اکنون هم که حدود 8 ماه از سرکار آمدن «جو بایدن» می گذارد این موضوع ثابت شده است که بایدن همان ترامپ و همان اوباما و همان کلینتون است و از ایشان آبی گرم نمی شود و امام زاده ای نیست که برخی به آن دخیل بسته اند تا شفا یابند؛ لذا توصیه می شود مراقب باشند این امامزاده کور می کند که شفا نمی بخشد.
به آن کسانی که این روزها مقاله می نویسند و ادعای دیپلماتیک بودن دارند و در عرصه دیپلماسی هم فعال بوده اند می گویم زمان به ضرر ما نیست، مگر ما از برجام خارج شده ایم که امروز نگران زمان باشیم. چرا در تحلیل ها این همه عقب نشینی. از چه واهمه دارید که حاضرید منافع ملی کشور را به سادگی آب خوردن با جنگ روانی ای که دشمنان به راه انداخته اند، چوب حراج زده و برای مذاکره ذلت بار اصرار می نمایید. چندسال همفکران شما مذاکره کرده اما چه سودی به حال این ملت داشت جز فرصت سوزی و اتلاف وقت و گاهی هم در زمین دشمن بازی کردن و همه چیز این مردم را گره زدن به برجام. کو منافع برجام. کو میوه سیب و گلابی برجام. اوضاع امروز کشور که به صورت میراثی ویرانگر به دولت سیزدهم رسیده است؛ نتیجه 8 سال دیپلماسی خنده به دشمنان این آب و خاک است و باز دست از مانورهای مضحک سیاسی و دیپلماتیک بر نمی دارید و می نویسید زمان به ضرر ماست؛ این زمان آیا در دولت جناب روحانی که امثال شما حمایتش می کردید مگر به نفع ما بود اگر بود پس چرا ماجرای برجام به سامان نرسید و چرا در این زمینه نه دستگاه دیپلماسی اصلاحات پاسخگو بود و نه شخص رییس جمهور و نه شما که مدعی گل و بلبل بودن کشور بودید! دشمنان با اتحاد یکدیگر مترصد تیشه زدن به ریشه این کشور هستند و آن گاه شما قافیه را باخته و می گویید زمان به ضرر ماست! نخیر زمان به ضرر دشمنان ماست، ما با احدی سر جنگ نداریم اما با تهدید هم میدان را خالی نمی کنیم و چنان چه در برابر منافع ملی و دین ما صف آرایی کنند، ما نیز در برابر تمام دنیا آنان صف آرایی خواهیم کرد.
ملت ایران در دفاع از منافع و حقوق ملی خود کوتاه نخواهد آمد و به احدی از مسئولان کشور هم اجازه نخواهد داد کوتاه بیایند و این مردم تا رسیدن به حقوق مشروع ملی و بین المللی خود در هر مکان و زمان، دست از مطالبه گری اش در زمینه های هسته ای، موشکی و توانمندی نظامی بر نخواهد داشت و به همین خاطر حاضراست برای احقاق حقوقش با منطق روشن و قوی با مخالفان و دشمنانش مذاکره کند تا تحریم های ظالمانه غیر انسانی علیه کشورش پایان یابد و این مذاکره مقدس است چون هدفش مقدس است و قطعا دولت سیزدهم در همین مسیر گام برخواهد داشت و آغاز دور هقتم مذاکرات وین نیز سمت و سویش باید همین باشد تا نتایج حاصله از آن به نفع ملت ایران رقم زده شود؛ بنابراین مذاکرات و نشست وین مهم است اما با ملاحظات بیان شده.
دوشنبه: 15 / 06 / 1400- 28 محرم الحرام 1443- 6 سپتامبر 2021
پاسخ به توجیه رندانه بایدن در خروج آمریکا از افغانستان
اسدالله افشار
جو بایدن رییس جمهور آمریکا از خروج ۳۱ آگوست خود از افغانستان آن هم بعد از 20 سال با رندی هرچه تمام تر و بدون پذیرش هرگونه مسئولیتی در این زمینه دفاع کرده و مدعی شده است که ایالات متحده آمریکا چارهای جز ترک یا افزایش تنش در طولانیترین جنگ آمریکا پس از توافق ترامپ با طالبان نداشته است. البته وی در سخنرانی توجیه گرانه تلویزیونی خود در کاخ سفید؛ به اعترافاتی تلخ درباره دستاوردهای حضور نظامی کشورش در افغانستان پرداخته که هر کدام از منظر سیاسی و حقوقی، قابلیت بحث و تحلیل داشته تا بتوان از عمق فجایع 20 سال سلطه جبارانه و تروریستی تروریست پرور آنان بر ظلمی که برمردم و کشور افغانستان و همچنین مردم منطقه روا کرده اند، پرده برداشت.
جو بایدن برای آن که نشان دهد خروج آمریکا آگاهانه و با اراده سردمداران کاخ سفید صورت گرفته و هرگز مقاومت مردم افغانستان و رزمندگان سلحشور افغانی نقشی در آن نداشته است با ژست عوام فریبانه یادآور می شود؛ او به شهروندان آمریکایی وعده داده بود جنگ را پایان دهد و اکنون جنگ در افغانستان به پایان رسیده است.
وی در این نطق تلویزیونی در توجیه تصمیم خود استدلال کرده است که دو گزینه در پیش روی خود بیشتر نداشته؛ یا باید به توافق دولت قبلی آمریکا با طالبان پایبند میماند و یا نیروی جدیدی به افغانستان اعزام میکرد و او گزینه نخست را برگزیده تا طولانیترین جنگ تاریخ آمریکا را پایان دهد. او با انتقاد از عملکرد دولت ترامپ؛ ترامپ را شدیدا به خاطر توافقی که با طالبان امضا کرده مقصر شناخته و او را مسبب تحمیل این همه هزینه های سنگین مالی و انسانی به آمریکا دانسته است.
جو بایدن در دفاع از اقدام خود در خروج از افغانستان در 31 آگوست گفته است؛ آمریکا دیگر منافعی حیاتی در افغانستان ندارد!.. من چهارمین رییسجمهوری آمریکا هستم که باید با این مسأله روبهرو میشد که آیا این جنگ پایان یابد یا خیر. زمانی که نامزد انتخابات شدم به پایان جنگ تعهد دادم و امروز به این تعهد عمل کردهام... انتخاب واقعی بین خروج یا تشدید درگیریها بود و من قصد نداشتم این جنگ را برای همیشه طولانی کنم و قصد نداشتم خروج را هم برای همیشه طولانی کنم... ما تنها یک انتخاب ساده داشتیم: یا تعهد دولت قبلی را انجام میدادیم و افغانستان را ترک میکردیم یا میگفتیم که این کشور را ترک نمیکنیم و دهها هزار سرباز خود را به جنگ باز میگرداندیم. بگذارید واضح بگویم: خروج ۳۱ آگوست مهلت دلخواه نبود و این دستگاه برای نجات جان آمریکاییها طراحی شده است.
وقتی در ابتدای بحث گفته شد جوبایدن در نطق تلویزیونی خود رندانه از خروج 31 آگوست آمریکا از باتلاق افغانستان دفاع می کند هدفمندانه بیان شده و دلیلش همین نکته است که این خروج را فقط برای نجات جان آمریکایی های خودخواه و مغرور طراحی کرده اند و نه تنها جان ملت مظلوم افغانستان اصلا در این طرح مطرح نبوده بلکه جان نیروهای متحد آمریکایی در این اشغال 20 ساله پشیزی برای سردمداران کاخ سفید ارزش نداشته و ندارد و در آینده هم محلی از اعراب در تصمیم گیری ها نداشته و هم به حساب نخواهند آمد؛ لذا باید بدانیم و دنیا هم بداند که آمریکا به عنوان یک قدرت استکباری بلا منازع هیچگاه نمی تواند پایگاهی شایسته برای دموکراسی جهان باشد و دنیا بخواهد این کشور را الگو در موضوع دموکراسی قرار دهد و به آن استناد نماید به معنای واقعی بازنده نهایی خواهد بود؛ بنابراین با توجه به عملکرد یک قرن اخیر آمریکا خصوصا از بعد از جنگ جهانی دوم به بعد، دل بستن به دموکراسی آمریکایی دل بستن به سراب است و سراب فرسنگ ها با حقیقت و واقعیت فاصله دارد و دنیای امروز با حکومت های فاسد و بعضا مسأله دار خود، گرفتار این سراب و مجاز حقیقت کش شده اند.
جالب است گفته شود در نطق رندانه گریز از مسئولیت پذیری جو بایدن به عنوان رییس جمهور آمریکا علاوه بر اعترافات تلخی که بیان شده به حقایق دیگری نیز اشاره گردیده است. او با یادآوری دلیل حمله به افغانستان و سپس کشتن اسامه بن لادن رهبر القاعده که مسوول حملات تروریستی یازده سپتامبر ۲۰۰۱ بود اظهار داشته است، هدف ما جلوگیری از تکرار حمله مشابه بود که به هدف خود رسیدیم. وی در نطق خود گفته است ما حتی ۱۰ سال بیشتر در افغانستان ماندیم و من باور ندارم که منافع ملی ایالات متحده با ادامه حضور نظامی در افغانستان تضمین میشد!
این اعترافات فرد عادی نیست که در این یادداشت به آن ها اشاره می شود بلکه این سخنان از کسی صادرمی شود که متجاوز از 40 تا 50 سال در سطوح مختلف تصمیم گیری سیاسی آمریکا نقش ایفا نموده است. این فرد اگر امروز رییس جمهور آمریکا نبود به مانند خیلی از آمریکاییانی که دیگر در این کشور مسئولیت و نقشی در عرصه امنیتی و سیاسی ندارند؛ اعتراف می نمود حادثه 11 سپتامبر حادثه ای با کارگردانی آمریکا بوده تا بتوانند در منطقه خاور میانه و در کشوری مثل افغانستان جا پایی باز کنند و برامور کشورهایی چون ایران، عراق، سوریه و روسیه، اشراف داشته باشند و در صورت لزوم با سگ های دست آموز آموزش دیده در قالب گروه های تروریستی، امنیت این کشورها و منطقه را قربانی مطامع اهداف استعماری و استثماری آمریکا نمایند.
اعترافات نرم و در عین حال افشاگرانه و رسواگر بایدن را نباید ساده پنداشت و از کنار آن به راحتی عبور نمود. این اعترافات پرده از 20 سال خباثت آمریکا و متحدانش در منطقه پرده برداشته و همین اعترافات می تواند مستمسک طرح دعوای کیفری و حقوقی کشورهای منطقه خصوصا عراق، سوریه، افغانستان علیه آمریکا به عنوان متجاوز جنایت کار در دیوان بین المللی لاهه گردد.
وی در همین نطق توجیه گرانه مجددا وظیفه خود را دفاع از آمریکا در برابر تهدیدهای سال ۲۰۲۱ به جای تمرکز روی تهدیدهای سال ۲۰۰۱ دانسته و تأکید می کند «وقت پایان دادن به این جنگ فرارسیده بود. ما ٢٠ سال است که روزانه ٣٠٠ میلیون دلار در افغانستان هزینه میکنیم و من نمیتوانم به این هدردادن ادامه بدهم.»
واقعا که انسان از این همه خباثت و پررویی و گستاخی در عجب می ماند که چگونه حضور خودشان را یک حضور پر هزینه و بدون فایده مطرح و یادآور می شوند که گویی هیچ برداشتی از حضور 20 ساله خود در افغانستان نداشته اند و تنها از خزانه هزینه کرده اند تا امنیت ملت افغانستان را تأمین نمایند! خوبست آمریکاییان پاسخ دهند با منابع زیرزمینی و خدادادی افغانستان چه کردند؟ خوبست توضیح دهند در طول 20 سال حضور شرارت بار چگونه از مواد مخدر در افغانستان بهره برداری نموده اند و با چه میزان ترانزیت از این مواد در سطح دنیا مردمان جهان را آلوده به مواد مخدر ساخته اند و چه درآمد هنگفتی از این مسیر بدست آورده و به جیب زده اند؟ هزینه 20 سال حضور آن هم روزانه تا سقف 300 میلیون دلار در طول 7300 روز می شود این مبلغ: 000/ 000/ 000/ 2/190 ؛ لطفا جناب بایدن بفرمایند حضور 20 ساله آمریکا در 7300 روز با تجارت مواد مخدر از افغانستان چه میزان مبلغ پول عاید خزانه آمریکا نموده است؟ اگر صادق و منصف هستید پاسخ دهید تا ببینیم شما سود کرده اید یا ضرر که حالا در قامت بدهکاری که طلبکار است ظاهر شده اید و اشک تمساح می ریزید!
دهها سال است که «سازمان سيا» قاچاق موادمخدر را درسطح جهاني سازماندهي و مديريت ميکند. به عبارت ديگر، «آژانس اطلاعاتي آمريکا» منشأ و درعين حال شريک فعال اقدام جنايتکارانه قاچاق بينالمللي موادمخدر به حساب ميآيد و اين کار به ويژه از طريق حمايت و پشتيباني لجستيک از قاچاقچيان انجام ميپذيرد که هدف آن اطمينان يافتن ازجريان محمولههاي افيوني و واردکردن آن ها به آمريکا و اروپاست.
بايد گفت که، مشارکت آمريکا در توليد و مصرف موادمخدر به هيچ روي تازگي ندارد. اما، براي درک دلايل آن بايد که بيش از 150 سال به گذشته بازگرديم، چرا که اين موضوع امری جداييناپذير از تاريخ آمريکا و فرقههاي فرا فراماسوني به شمار ميآيد.
به این نکته نیز اشاره شود تا بدانیم؛ بازيافت پول موادمخدر از سوي «سيا» به کار تأمين مالي شورشهاي پس از جنگ سرد در آسياي مرکزي و بالکان- از جمله عمليات القاعده و سایر گروه های تروریستی- ميآيد. بايد گفت که، درآمد حاصل از قاچاق موادمخدر افغانستان که تحت امر «سازمان سيا» انجام ميپذيرد، بسيار قابل توجه است. درواقع، تجارت مواد افيوني افغانستان بخش اعظم درآمد سالانه موادمخدر را- که از سوي سازمان ملل 400 يا 500ميليارد دلار برآورد گرديده است- در سطح جهان تشکيل ميدهد. بهطور کلي، يکي از اهداف «پنهان» جنگ دقيقاً جريان مجدد قاچاق موادمخدر تحت نظارت «سيا»، رساندن آن به سطوحي تاريخي و کنترل مستقيم «جادههاي موادمخدر» است. در این خصوص مطالب و مستندات فراوان است اما جای بحث آن در این یادداشت نمی باشد ولی امیدوارم بتوانم مقاله ای مجزا و بحثی مستقل در این رابطه در آینده منتشر نمایم.[1]
جناب بایدن دیگر حنایتان در نزد مردمان جهان رنگ ندارد؛ خود را خسته نکنید و خوب می دانید که این آمریکا دیگربا این دروغ های شاخدار تطهیر نمی شود، و تا درب بر همین پاشنه می چرخد آمریکا بیش از گذشته در منجلاب فرو رفته و در باتلاق حماقت ها و خباثت های خود بلعیده خواهد شد و قطعا نابودی آمریکا کلید زده شده است و نشانه های آن همین خروج از افغانستان و پس آز آن عراق و نهایتا سوریه و منطقه خاورمیانه است.
جمعه: 12 / 06 / 1400 - 25 محرم الحرام 1443- 3 سپتامبر 2021
[1] - علاقمندان در صورت تمایل می توانند برای مطالعه بیشتر در زمینه نقش 20 ساله آمریکا درتجارت مواد مخدر در افغانستان به کتاب نگارنده تحت عنوان آمریکا، افغانستان، مواد مخدر که از سوی انتشارات الماس دانش در سال 1399 منتشر گردیده است مراجعه فرمایند.
کارآمدی وزیران و مطالبات رهبرمعظم انقلاب از دولت سیزدهم
اسدالله افشار
اکنون در سال تولید، پشتیبانیها و مانعزداییها؛ نگاهها به کابینه سیزدهم، دولت مردمی دوخته شده است تا این دولت با استفاده از فرصت تاریخی بتواند مشکلات پیچیده و برجا مانده از دولت به اصطلاح تدبیر و امید را از پیش پای مردم بردارد و کشور را در مسیر رشد و تعالی و اعتدال و پیشرفت و بالندگی قرار دهد. تحقق این مهم به دست دولت سیزدهم وقتی شدنی خواهد بود که با تلاش و کوشش خستگی ناپذیر و مجاهدت انقلابی و جهادی این دولت با عقلانیت و تدبیر همراه باشد و تنها در این صورت است که مردم می توانند امیدوار به حل مشکلات کشور باشند و به دولتمردان اعتماد نمایند.
از نگاه مردم وزیر کارآمد وزیری است که از شاخصه های ارزشی برخوردار باشد و این شاخصه ها همان شاخصه هایی هستند که رییس جمهور محترم از مجلس شورای اسلامی برای ایشان کسب رأی اعتماد نمودند. مرور این شاخصه ها خالی از لطف نبوده و تکرار و یادآوری آن ها بلاشک در ایامی که بر مسند قدرت نشسته اند می تواند آثار نیک خودش را بر روح و روان وزرای محترم برجا گذارد و همچنین با مرور هرروز و هرساعت و هر لحظه آن ها، اولا وزرا را به یاد مسئولیت عظیم خود در قبال مردم و نظام اسلامی خواهد انداخت و ثانیا با درک این مهم و حساسیت شرایط حاکم بر زمان، از فرصت سوزی و اتلاف زمان پرهیز خواهند نمود و ثالثا به تعبیر رهبر معظم انقلاب باید مراقب باشند این 4 سال را که زمان خدمتگذاری آنان است به سادگی و مفت و ارزان از کف ندهند تا در آینده حسرت این سال ها را با خود همراه کنند و دچار عذاب وجدان گردند.
وزیرکارآمد از دیدگاه مردم آن وزیری است که تخصص داشته باشد وخالصانه برای مردم خدمت کند، مردمدار باشد، فسادستیز باشد و با فاسدان مرزبندی داشته باشد، پاک دست باشد و شائبههای فساد، کجی و آلودگی در او و زندگیش وجود نداشته باشد، با مردم صادق باشد و به مردم صادقانه گزارش دهد، در برخورد با فساد و فاسدان و مبارزه با آنان کوتاهی ننماید و در این خصوص تنها و تنها خط قرمزش قانون باشد و قانون.
دولت سیزدهم باید باور کند زیر ذره بین دوست و دشمن قرار دارد فهم و درک این معنا باید دولت را به تحرک و تلاش باز دارد تا به نقش تاریخی خود در این برهه حساس جامه عمل پوشاند. برای این دولت اولویت های کاری فراوان است اما آن چه مهم تر جلوه می نماید اولویت های اقتصادی است و این موضوع مورد تأیید و مورد توجه رهبر معظم انقلاب هم بوده است و ایشان در مناسبت های گوناگون بر این امر کلیدی صحه گذاشته و از مطالبات به حق ایشان باید تلقی شود که در حقیقت از مطالبات مردم نیز بشمار می آید و این مطالبه گری باید شخص رییس جمهور رییسی را به این نکته رهنمون سازد که اولاارائه الگوی اصولی برای دیپلماسی اقتصادی ضروری است و در این زمینه باید جدیت لازم را به خرج دهند و ثانیا به فکر تقویت دیپلماسی اقتصادی باشند و در این مسیر خود و دولتش را بی نیاز از بهره مندی نظرات کارشناسی کارشناسان متخصص دلسوز نبینند و تلاش کنند در این زمینه از تمام استعدادها و ظرفیت ها، استفاده لازم و شایسته را نمایند.
امروز از مهم ترین وظایف دولت مردمی جناب رییسی آن است که تیم اقتصادی در نظر گرفته ایشان با هم هماهنگ باشند و به سیاست های اقتصادی نظام در برنامه ششم توسعه اعتقاد داشته باشند و به نقشه راهی که مسیر سیاست گذاری اقتصادی را ترسیم کرده است وفادار باشند و در راستای خدمت به مردم سر از پا نشناسند و خود را وقف خدمت به این مردم نازنین نمایند، و باور داشته باشند این مردم شایسته دریافت خدمات ارزشمند برای یک زندگی شرافتمدانه انسانی هستند؛ بنابراین در این نقشه راه، اولویت نخست مشخص است و دولت محترم سیزدهم نیز باید در راستای این اولویت گام بر دارد و این اولویت، کنترل و مهار تورم است که می تواند مانع از کوچک تر شدن سفره مردم شود، از شیب تند گرانی در قیمت کا لاهای ضروری و مایحتاج مصرفی روزانه مردم جلوگیری نماید، باعث ثبات قیمت ها در بازار گردد، به اوضاع نابسامان افزایش قیمت ارز سر وسامان بخشد و مانع سقوط ارزش پول ملی شود. این موارد شدنی است اگر دولت بتواند برنامه های اقتصادی خودش را که به مردم وعده داده است با استفاده از دیدگاه کارشناسان صاحب نظر دلسوز، با درایت و با هوشمندی، طراحی، پیاده و اجرایی نماید.
رهبر معظم انقلاب و تبیین نقشه راه دولت مردمی
رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح شنبه 6 شهریور ماه سال جاری به مناسبت سالروز شهادت شهیدان رجایی و باهنر و در هفته دولت در دیدار رئیسجمهور و اعضای دولت سیزدهم؛ نکات قابل مهمی را بیان کردند که این نکات در حقیقت تبیین نقشه راه دولت مردمی می باشد و دولت سیزدهم باید رهنمودهای رهبر فرزانه و حکیم انقلاب را نصب العین قرار داده تا بتواند با عملیاتی کردن آن ها حقوق قانونی، انسانی، شرعی مردم را به عنوان یک تکلیف حکومتی ادا نماید. حرکت در این مسیر روشن پر واضح است مردم را به آینده امیدوار می سازد و موجب اعتماد آنان به دولت و نظام اسلامی خواهد شد. رهبر معظم انقلاب با مطالبه گری در این دیدار براین موضوعات و محورها تأکید وافر داشتند: لزوم استفاده کامل دولت از هر ساعت فرصت گذران خدمت به مردم، ضرورت تمرکز دولت بر بازسازی «انقلابی، عقلانی و خردمندانه» در همه عرصههای مدیریتی کشور، دراولویت بودن مسائل اقتصادی، ارائه رهنمودها و توصیههای مهمی در باره «مردمی بودن»،«عدالت ورزی»، «فسادستیزی»، «احیای امید و اعتماد مردم» و «انسجام و اقتدار و اشراف دولت» بر انجام امور، توکل و توسل به پروردگار راه فائق آمدن بر مشکلات، فرصت چهار سال خدمت به سرعت تمام میشود و نباید گذاشت حتی یک ساعت از این فرصت که متعلق به مردم و اسلام است، به خانواده بیتوجهی نشود، حرکت بر ریل انقلاب و ایجاد تحرک انقلابی در همه بخشهای «مدیریت اقتصادی، سازندگی، خدمترسانی، سیاست خارجی، فرهنگ، آموزش و دیگر بخشها» از ضروریات است، پرهیز ازاشرافیگری و نگاه از بالا به مردم، ضرورت عذرخواهی سریع از مردم در مواقع بروزاشتباه، براساس اسلام، رابطه حاکمیت با مردم باید برادرانه و دوستانه باشد، هر مصوبه، لایحه و تصمیم دولت باید «پیوست عدالت» داشته باشد، هر چه ممکن است امکانات عادلانه توزیع شود، ضرورت فسادستیزی و مقابله دقیق و جدی با فساد، فسادستیزی مکمّل عدالتورزی است، جای اصلی مقابله با فساد و فسادستیزی قوه مجریه است، ضرورت حل موضوع تعارض منافع شخصی و عمومی در همه دستگاهها، اعتماد مردم بزرگترین سرمایه دولت است که متاسفانه تا حدی آسیب دیده است، برای وعدهها روزشمار تعیین شود، از درون دولت حرفهای مختلف بیرون نیاید، لازمه تحول و حرکت به سمت پیشرفت، قانونگرایی، شفافیت، انضباط مالی، جلوگیری از تعارض منافع و جدیت در انجام تصمیمها و مصوبات است، ضرورت استفاده از خرد جمعی و عقلانیت، حل مشکلات اقتصادی را موکول به رفع تحریمها نکنید، اختلاف نظری پیش آمد نباید آن را به میان مردم کشاند، ابزارهای فرهنگی و هنری را واقعاً شکوفا کنید، آمریکاییها در قضیه هستهای واقعاً وقاحت را از حد گذراندهاند، دولت کنونی آمریکا هیچ فرقی با دولت قبل ندارد.
تحقق رهنمودها و بیانات رهبر معظم انقلاب که فهرست وار مطرح گردید درحقیقت تبیین نقشه راه دولت مردمی باید تلقی شود که منشور حکمرانی پیشرفته در نظام دموکراسی دینی است که می تواند منشای تحقق خواست ها و مطالبات جامع و به حق مردم و رفع مشکلات اقتصادی کشور در هر زمان و هر مکانی باشد. دولت سیزدهم در معرض امتحان بزرگی است و این امتحان اگر با آن چه رهبر معظم انقلاب تبیین نموده اند با موفقیت همراه شود الگوی شایسته ای خواهد بود برای جایگزین شدن دموکراسی غربی که در سال های اخیر بیشتر رنگ باخته و جوهر ذاتش بیش از گذشته برای جهانیان آشکار گشته است.
امیدواریم با نظارت رییس جمهور رییسی این گام بزرگ که مطالبه رهبری انقلاب و خواست قلبی مردم ایران و حتی منطقه است تحقق یابد.
سه شنبه: 9 / 06 / 1400- 22 محرم الحرام 1443- 31 آگوست 2021
آزمون قوه قضاییه!
اسدالله افشار
انتشارتصاویر ضبط شده از دوربین های مدار بسته زندان اوین که از سوی گروه هکری با نام «عدالت علی» صورت گرفته و از روز یکشنبه 31 مرداد ماه سال جاری در دسترس عموم قرار داده شده و در شبکه های معاند خارجی نیز بازتاب داشته است، کشور را با وجود مشکلات عدیده، با چالش جدیدی مواجه ساخته است که باید مسئولان ذی ربط پاسخگوی این افتضاح شرم آور باشند و با هرکس که مسبب آن است و در هر رده از مسئولیت قرار دارد، به عنوان خاطی یا خاطیان این ننگ غیرقابل توجیه، بدون اغماض برخورد کرده و گزارش آن را به پیشگاه ملت و جهانیان ارائه نمایند.
بیان برخی از نکات در خصوص ماجرای مشکوک انتشار این تصاویر که واکنش هایی را در مجامع سیاسی و اجتماعی به همراه داشته است، ضروری به نظرمی رسد:
1- تصاویر منتشر شده نشان داد که آن چه پیش از این مقامات کشور از وضعیت زندانهای ایران به مردم گزارش داده اند با حقایق و واقعیت ها مغایرت داشته و پاره ای از آن ها کذب بوده است. این تصاویر بیانگر گزارشات کذب آنان است و غیرقابل انکار می باشد. این تصاویر زشت و زننده و غیرانسانی خشونت به شکل عمومی را کاملا نشان می دهد که توضیح آن انسان را شرمنده می سازد و توان باز توضیح را از نویسنده سلب می نماید. همین قدر بگویم تصاویر تکان دهنده است و نه تنها جای هیچ گونه توجیه برای کسی باز نگذاشته بلکه قابل دفاع هم نمی باشد.
2- تصاویرلو رفته منتشر شده به قدری واضح و روشن است که حتی مسئولین ذی ربط را به پوزش و عذرخواهی وا داشته تا با توجیهات غلط خود وضع را بدتر از این ننمایند. آیا این افتضاح پیش آمده با مدیریت غلط؛ که هزینه سنگینی را بر دوش نظام تحمیل نموده است، با عذرخواهی تمام می شود و تبعات حاصله از آن را که به آبرو نظام در سطح بین المللی صدمه زده است ترمیم می نماید؟ عذرخواهی خوبست و معنای آن این است که قصور و غفلت و کوتاهی خود را در امر حادث شده پذیرفته اند و آمادگی برای پاسخگویی و احیانا تنبیه و مجازات را دارند.
3- تصاویر افشا شده اصل ۳۹ قانون اساسی را به چالش کشیده چراکه در این اصل آمده است:« هتک حرمت و حیثیت کسی که به حکم قانون دستگیر، بازداشت، زندانی یا تبعید شده، به هر صورت که باشد ممنوع و موجب مجازات است.» جای بسی شگفتی است که مشتی فاسد نفوذی قانون را زیرپا گذاشته و از غفلت مسئولان ذی ربط؛ در حال تخریب وجهه ایران و نظام اسلامی هستند تا در داخل و در خارج مشروعیت نظام را زیر سئوال ببرند! این کشور تا کی باید چوب قصورها و غفلت های مسئولان ساده لوح را بخورد و تاوان دهد.
4- نکته مهم تر آن است که از این دست اتفاقات و ماجراها در سطح حکومت ها در دنیا پیش آمده و باز پیش خواهد آمد و این که اکنون این ماجرا در ایران حادث شده گروهی به عقده گشایی پرداخته و انگشت اشارت به سوی ایران دراز کرده اند که چنین و چنان شده و برای خود قصه ها ساخته تا از آب گل آلود ماهی آرزوهای باطل خود را صید کنند. درست به همین دلیل قوه قضاییه باید منطقی و محکم با قضیه انتشار تصاویر از زندان اوین برخورد نماید و با بررسی همه جوانب آن، این تهدید را به فرصت تبدیل نماید تا بهانه از دست رجز خوانان جیره خوار استکبار گرفته شود و نتوانند به اهداف از پیش تعیین شده خود نایل آیند و ایران را در زمینه حقوق بشر متهم جلوه دهند.
5- قطعا با تفحص و تدبر از سوی دستگاه قدرتمند قوه قضاییه و حساسیت رییس محترم آن قوه این ماجرا ختم به خیرخواهد شد و پشت پرده این ماجرا که بلاشک سیاسی است افشا و دست پلید و خائن برخی از نفوذی های مزدبگیر استکبار رو خواهد شد. قوه قضاییه بداند موضوع مهم و حثیتی است و آبروی نظام بسته به این ماجرا است و لذا شفاف بگویم اگر قصوری از سوی امور زندان ها صورت گرفته است برخورد شود، از زندانی هایی که نسبت به آنان در این تصاویر هتک حرمت و حثیت و آبرو شده است دلجویی و رضایتشان جلب گردد. با افراد خاطی یا خاطیان که خارج از وظایف قانونی خود و بیرون از چارچوب تشکیلاتی خالق این رسوایی ها بوده اند، بدون اغماض برخورد تا عبرت سایرین شود. آبرو نظام و منافع ملی و افکار مردم ایران و جهان باید در این خصوص در نظرگرفته شود تا ابهامی در این خصوص باقی نماند. دفاع غلط از عملکرد خلاف قانون مسئولان مرتبط با این ماجرا نه خدمت به آنان است و نه خدمت به نظام اسلامی بلکه خیانتی است به آنان و مهم تر آن که کیان نظام اسلامی را با خطر مشروعیت مواجه ساخته ایم. بهترین راه در خصوص ماجرای پیش آمده برخورد صادقانه با این اتفاق است تا بدخواهان را با عمل به قانون خلع سلاح نماییم و سلامت دستگاه قضا و زیر مجموعه های این دستگاه را از اتهام مبری سازیم. رسیدگی به انتشاراین تصاویر آزمون قوه قضاییه است تا سلامت خود را به رخ جهانیان نشان دهد.
لازمست قوه قضاییه نسبت به تشکیلات سازمان زندان ها و سیستم های نظارتی و هوشمند این تشکیلات؛ بازنگری کنند و سازمان زندان ها را مجهز به بهترین تجهیزات الکترونی فنی روز نمایند تا خلاهای موجود اصلاح و ترمیم گردد.
6- البته از این نکته نباید غافل شد و خدمات سایر افراد و مسئولانی که در این دستگاه عاشقانه فعالیت می کنند و از چارچوب قانون و اختیارات قانونی خود خارج نشده اند، به خاطر عملکرد غلط عده ای از افراد غیرمسئول، نادیده گرفته شود و به آنان با همان چشمی که به متخلفان نگاه می شود نگاه شود. خوبان باید تقدیر شوند و خاطیان و متخلفان تنبیه و مجازات. این رسم ملک داری و صلابت و سلامت نگه داشتن حکومت های سالم و مشروع است تا کسی بی جهت تشویق و یا تنبیه نگردد تا عدالت مستقر و جاری و ساری گردد.
امید است ماجرای مذکور که با واکنش سریع و دستور رییس محترم قوه قضاییه و رییس محترم مجلس شورای اسلامی همراه بوده است زودتر بررسی، رسیدگی و نتایج آن صادقانه به مردم گزارش شود تا به اقتدار و مشروعیت نظام اسلامی آسیب و خدشه ای وارد نشود.
شنبه: 6 / 06 / 1400- 19 محرم الحرام 1443- 28 آگوست 2021
دولت سیزدهم؛ کمتر حرف بزند و بیشتر عمل کند
اسدالله افشار
مجلس شورای اسلامی در عصر روز چهارشنبه 3 شهریور ماه سال جاری و پس از پنج روز بررسی فشرده بر روی وزرای پیشنهادی کابینه دولت سیزدهم، به 18 وزیر رأی اعتماد داد و تنها وزیرآموزش و پرورش نتوانست از فیلتر مجلس عبور نماید تا در جمع وزراء، در مدار و ریل خدمت قرار گیرد. اکنون دولت سیزدهم مستقر گردیده و باید بلادرنگ با شتاب هرچه بهتر و بیشتر و عقلانیت و احساس مسئولیت بالا و در تراز دولت مردمی، خدمات ارزنده ای را در این برهه حساس به این مردم شایسته و قابل تحسین ارائه نماید و مشکلات پیش روی آنان را با گشایش در همه زمینه ها از جمله مهم ترین آن ها مقابله با کرونا، مهار افسار گسیخته گرانی و تأمین معیشت مردم است که ذهن و روح ایشان را در زندگی درگیر نموده، مرتفع سازند تا کشور را در مسیر روشن رشد، پیشرفت و بالندگی قرار دهند و روزهای باشکوه و پر آرامش و نشاط و با امنیتی را برای مردم عزیز ایران فراهم آورند و رقم زنند.
ضمن تبریک به 18 وزیر محترم که لباس خدمت برتن کرده اند و موجبات استقرار دولت سیزدهم را فراهم آورده اند؛ نکاتی را که از اهمیت و اولویت برخوردار است و همیشه از سوی مقام معظم رهبری و همچنین رییس جمهور محترم جناب رییسی مطرح گردیده و وعده و تعهد حل آنان را داده اند با این دولتمردان تازه نفس که به میدان آمده تا به معنای واقعی کلمه خدمتگذار این مردم با شرف و با حیا و قدرشناس باشند در میان می گزارم؛ باشد که به شایستگی و به بزرگی این مردم، شاهد خدمات ارزنده و ماندگار آنان در جهت گشایش مشکلات جامعه باشیم.
1- وزرای محترم با علم به کاستی ها و برخی از مشکلات برجا مانده از دولت های گذشته خاصه دولت های 12 و 13وارد میدان خدمتگذاری شده اند و باید بدانند نباید کم کاری خود را گردن گذشته انداخته و با بهانه جویی های واهی و موهوم، پاسخگوی دوران مسئولیت خود نباشند و عدم موفقیت خود را متوجه کمبودها و عملکرد گذشتگان نمایند تا کم کاری های خود را در حوزه مربوطه توجیه نمایند.
2- مردم با شما و شخص رییس جمهور محترم قرابتی ندارند الا این که اقبال آنان به رییس جمهور به خاطر شعارهای ایشان در دوران انتخابات ریاست جمهوری بوده و اکنون باید آن شعارها تحقق یابد و وعده های داده شده از سوی رییس جمهور رییسی با تمام مردانش که اعضای کابینه دولت وی تلقی می شود محقق گردد. مردم با گرایش به وعده ها و شعارهای داده شده، امیدوار به بهبود شرایط کشور در همه زمینه ها و عرصه های اقتصادی، بهداشتی، رفاهی، عمرانی، فرهنگی، اجتماعی و آموزشی شده و مجاب به اعتماد گردند و لذا از امروز دولت مردمی باید پاسخگوی این اعتماد و امید باشد.
3- مردم از همین امروز شما را زیر ذره بین خود قرار خواهند داد. به مردم دروغ نگویید. به فهم و شعور آنان توهین نکنید. با مردم و در بین مردم باشید. از طریق واسطه ها اخبار را دریافت نکنید. ناشناخته میان مردم برویید تا ببینید آیا در حوزه کاری خود موفق بوده اید. به مانند و مثل مردم زندگی کنید. خریدهای زندگی را خودتان انجام دهید تا شرایط سخت زندگی را چون مردم درک کنید. رانندگان و نیروهای خدماتی را که از بیت المال حقوق می گیرند گماشته خود نسازید تا خدمتگزار منزل شما و خانواده شما باشند. مجیز گوها، متملقان و چاپلوسان را از اطراف خود دور کنید. منتقد را که بی غرض عیب کارهای شما را با نقد خود هویدا می سازند تکریم کنید و چون دری گرانبها در مجموعه مدیریتی خود آنان را حفظ کنید. شبکه های مجازی و اجتماعی را جدی بگیرید و ضریب خطای خود را در امور محوله کاهش دهید تا مستمسک این شبکه ها قرار نگیرید. شفاف گزارش دهید و با مردم و کارکنان خود که از همین مردم هستند صادق باشید. با وجود شبکه های اجتماعی فراوان؛ امروز هیچ خبر محرمانه و سری در دنیا وجود ندارد و در صورت کتمان حقیقت و یا انتشار اخبار کاذب، مطمئن باشید سریع افشا و رسوایی در پی خواهد داشت.
4- در تحقق مطالبات مردم جدی باشید و دغدغه آنان را در همه زمینه های خصوصا اقتصادی، رفاهی، بهداشتی، دغدغه خود بدانید. خود را تافته جدا بافته به حساب نیاورید و با غرور و تکبر با زیر دستانتان رفتار ننماید. روزی را برای دیدار با کارمندان خود قرار دهید و بدون واسطه به حرف های آنان گوش فرا دهید. بر امور معاونان و مدیران و رؤسای ادارات نظارت فرمایید تا حقی از افراد و امور مردم در حوزه کاری تان ضایع نشود. مراقب زد و بند برخی مسئولان خصوصا در حوزه های مالی و اداری و حراستی باشید و برای خود در این زمینه چشم و گوش قابل اعتمادی را تدارک نمایید تا به مظلومی ظلم نشود که آه مظلوم نسل شما را برباد خواهد داد. گاهی سرزده به محیط کاری افراد مجموعه خود وارد شوید و بدون تشریفات با آنان رو در رو و چهره به چهره گفت و گو داشته باشید. از خود انرژی و موج مثبت صادر کنید و با لبخند تمام سختی های کار را از دوش کارشناسان و کارمندان سبک فرمایید. محبت هزینه ای ندارد اما کبر و غرور و منیت؛ هزینه ساز است مراقب باشید برای خود بی دلیل هزینه تراشی ننمایید که خسارات جبران ناپذیری را در پی خواهد داشت و همگان از آن متضرر خواهند شد.
5- با فساد و بی عدالتی و نابرابری در حوزه کاری خود مبارزه و مقابله نمایید. نگذارید خاله خرس های متملق و چاپلوس در محیط کاری شما و دفتر شما نفوذ کرده و شکل بگیرند. این جماعت اگر نفوذ کنند و مجال رشد پیدا کنند به سان کنه به جسم و جانتان سنجاق شده و به یک چشم برهم زدن شما را به مانند موم در دستان خود اسیر کرده و به هر شکلی که بخواهند شما را به همان شکل کرده و بازیچه امیال خود قرار خواهند داد و از شما عروسک خیمه شب بازی خواهند ساخت که هیچ اراده ای برای تغییر و تحول نخواهید داشت و بدون اجازه آنان جرعه ای آب هم نمی توانید میل نمایید. تا می توانید از این افراد فاصله گرفته و نگذارید در حوزه کاری تان شکل بگیرند و بر شما و کارتان مدیریت کنند.
6- شخص رییس جمهور محترم بارها چه در دوران مبارزات انتخاباتی و چه بعد از پیروزی و چه در هنگام معرفی وزرا و دفاع ازآنان در مجلس و چه در اولین جلسه دولت سیزدهم در روز پنجشنبه 4 شهریور ماه سال جاری؛ اولویت ها را یادآور شده اند و مردم نیز انتظار دارند به این اولویت ها در بازده زمانی معقول پرداخته شود تا مردم و جامعه به آرامش نسبی رسند. این اولویت ها عبارتند از: مقابله با کرونا؛ تأمین واکسن و واکسیناسیون سریع مردم؛ ارتقای وضعیت بهداشتی در کشور؛ حل و رفع مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم؛ مهارگرانی افسار گسیخته؛ مهار تورم و کاهش آن؛ رفع تحریمها و گشایش در نظام پولی و بانکی؛ صیانت از ارزش پول ملی؛ مبارزه با فساد در هرشکل و در هر زمینه؛ سروسامان دادن به وضعیت مسکن، تورم، بیکاری، گرانی و کسری بودجه؛ رسیدگی به وضعیت بازنشستگان لشکری و کشوری، همسان سازی حقوق بازنشستگان؛ مبارزه با فساد و رانت؛ حرکت در مدار قانون و پیاده کردن قانون اساسی و...
در این خصوص حرف و سخن فراوان است اما به همین میزان اکتفا می گردد. برای کابینه سیزدهم آرزوی توفیق دارم و امیدوارم با دوری از حواشی و پرهیز از جنجال های رایج سیاسی، در اندک زمان معقول و منطقی با برنامه ریزی دقیق، به مطالبات مردم پاسخ مثبت داده شود و مشکلات مردم در کمترین زمان ممکن مرتفع گردد. مردم سرمایه های اصلی هر حکومتی هستند، حفظ این سرمایه های با ارزش و ذی قیمت از اهم واجبات است. حکومت بدون مردم معنایی ندارد. قدر مردم را باید دانسته شود تا در خدمت به آنان که ولی نعمتتان هستند کوتاهی نگردد. انشاءا... دولت سیزدهم کمتر حرف بزند و بیشتر عمل کند.
یازده قرن پیش، حماسه سرای نامی ایران، فردوسی؛ به درستی ادعا کرده است که:
بزرگی سراسر به گفتار نیست
دو صد گفته چون نیم کردار نیست
و در قرن هفتم نیز سعدی در قالب « موعظه و نصیحت» خود گفته است:
سعدیا گر چه سخندان و مصالح گویی
به عمل کار برآید به سخندانی نیست
پنجشنبه: 4 / 06 / 1400- 17 محرم الحرام 1443- 26 آگوست 2021

