سال 98؛ سال درد ورنج مردم و فرصت سوزی های دولت
دکتراسدالله افشار
سال 1398 سال پر درد و رنجی برای ملت ایران بود. این سال را فراموش نخواهیم کرد. سالی که آغازش با سیل بود و آخرش با ویروس منحوس کرونا همراه شد. هر دو ویرانگر بود، به جان ملت زد و مردم ما را ماتم زده و خانواده ها را پریشان، مصیبت زده و مضطرب نمود. جان و تن این مردم خراش برداشت و تا عمق جانشان این زخم ها کارگر افتاد و تاب و تحملشان را نشانه گرفت؛ لذا سال 98 را باید سالی پُرتنش، پراسترس و مملو از خبرهای بد خواند.
در این سال حوادث ریز و درشت داخلی و بین المللی نیز اتفاق افتاد که در حوزه های سیاسی و اجتماعی جامعه ما را به چالش و بحران نزدیک کرد. از رجز خوانی دشمنان قسم خورده ما گرفته تا توطئه های استکباری غرب با متحدان عبری و عربی اش. و البته باید به تحریم های سنگین و غیر قانونی و ضد حقوق بشری آمریکا هم اشاره داشت که به طور قطع آثارش بی تأثیر برروی جامعه نبوده است.
حقیقتا سال 1398 سال آزمون سخت برای ملت ما بود و این ملت با آبروداری هرچه تمام تر و با حمایت بی چون و چرای خود از تمامیت ارزش های انقلابش و با علم به قصور و تقصیر برخی از مواضع نه چندان اصولی قوه مجریه و مقننه در حوادث سال جاری؛ پای اصول و آرمان های انقلاب ایستادند بدون آن که سهم خواهی نمایند. آن چه دشمنان را با توجه به حجم مشکلات و فشارهای روانی برملت ایران؛ انگشت به دهان حیران و متحیرنموده است، استواری و صلابت و نجابت این مردم است.
انصافا جهان چنین مردمی ندارد و ای کاش مدیران اجرایی و مسئولان عالی رتبه حکومتی قدر این مردم را می دانستند و برای آسایش و رفاه آنان کوتاهی نمی نمودند. امروز مردم ما از خرد و کلان، پیر و جوان، مرد و زن سربلندند و تاریخ در باره آنان به نیکی قضاوت خواهد کرد اما دولت هایی که آمدند و با وعده های خود مردم را به صحنه کشاندند تا آرای آنان را جلب نمایند و چند صباحی حاکم باشند اما برای این مردم و برای این آب و خاک قدم های مؤثر و تأثیرگذار برنداشتند که در میان مردمان جهان سربلند باشند و بر کارنامه این دولت ها فخر بفروشند؛ بازندگان اصلی در پیشگاه تاریخ هستند و تاریخ آنان را دولتمردانی سست عنصر و فرصت سوز خواهد خواند.
خیلی از مسائل و مصائب که در اقصی نقاط کشور بر مردم ما گذشت قابل پیش بینی بود که می توانست با زمان بندی و برنامه ریزی مناسب و مدیریت صحیح مسئولان مانع از صدمات و خسارات کلان در شهرها و استان ها شود چرا که برخی از این حوادث قهری مثل سیل، قابل پیش بینی بوده و باید با بودجه بندی مناسب و بهنگام در سه مرحله کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت، جلوگیری از تخریب و ویرانگری این گونه حوادث می شد.
دولت محترم فعلی باید پاسخ دهد چرا چنین رویکردی در مواجه با چنین حوادث مشابه که گاها هرسال در برخی مناطق کشور تکرار می شود، نداشته است؟ و پاسخ دهد چرا با مقصران در این خصوص برخورد نکرده است؟ مماشات تا کی و این مردم تا چه زمانی باید چوب بی مسئوولیتی مدیران ناکارآمد را بخورند! دولت در این زمین و خیلی مسائل دیگر چرا پاسخگو نبوده و نیست؟ بگذارم بگذرم، این سینه در دفاع از حقوق شهروندی پر از درد است که دراین مقال نگنجد. اما این نکته را بگویم که سال 98 سال عدم موفقیت دولت در سامان دادن امور مردم بود و دولت محترم جناب روحانی معدل خوبی در ارائه خدمات به مردم از خود برجای نگذاشت.
بامداد روز جمعه 13 دی ماه 1398؛ سردار شهید سپهبد حاج قاسم سلیمانی، فرمانده شجاع و سلحشور نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، در حمله تروریستی پهپاد آمریکایی ها در فرودگاه بغداد به شهادت رسید. مسئوولیت این ترور را دولت آمریکا رسما اعلام و با انتشار بیانیه بر عهده گرفت. شهادت این سردار پرفروغ و جاودان در داخل و در جامعه بین الملل بازتاب گسترده ای داشت و توسط آزادگان جهان و حتی کنگره آمریکا و سیاستمداران کهنه کار این کشور تقبیح و محکوم گردید. تشییع جنازه این سردار در ایران و برگزاری همزمان نکو داشت از خدمات صلح آمیز ایشان در خاورمیانه و جهان که بالغ بر 25 میلیون گزارش گردید، حیرت دنیا را واداشت. این حادثه را باید یکی از تلخ ترین حوادث سال 98 بشمار آورد و قطعا تلخی آن تا سال ها جان ملت ما و آزادگان جهان را خواهد آزرد. روحش شاد و راهش پر رهرو.
اکنون فهرست وار به برخی از مهم ترین حوادث سال 98 اشاراتی خواهیم داشت و باشد که دیگر شاهد تلخ کامی ها نباشیم و مدیران لایق و کارآمد با برنامه ریزی مدون علمی خدمات شایسته ای را به مردم ارائه نمایند و تلخی حوادث را در سال 99 به شیرینی تبدیل و کام همه را شیرین گردانند.
1- جاری شدن سیل در روز اول عید98 در استانهای شمالی ایران.[1]
2- جاری شدن سیل در شیراز، استانهای خوزستان، کرمانشاه و لرستان همراه با خسارات جانی و مالی فراوان.
3- شهادت سردار سلیمانی؛ فرمانده شجاع و سلحشور نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی.
4- سقوط هواپیمای اوکراینی و مرگ تمامی 176مسافر و خدمه این هواپیما در پی خطای انسانی.[2]
5- ورود بیماری مخوف کرونا به ایران.[3]
6- تشدید تحریمهای استکبار غرب و کوچک شدن سفرههای مردم.
7- ماجرای گران شدن قیمت بنزین و اعتراضات مردمی و سوءاستفاده خود فروختگان داخلی و ستون پنجم دشمن.
8- برگزارشدن یازدهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی.
9- اقتصاد ایران در سال ۱۳۹۸ با کاهش سطح تولید ناخالص داخلی، کاهش درآمد سرانه، کاهش سرمایهگذاری، افزایش نرخ تورم و افزایش نرخ رشد نقدینگی مواجه بوده است.[4]
10- قرار گرفتن سپاه پاسداران در گروه تروریستی از سوی دولت تروریسم پرورآمریکا.
11- اردیبهشت، نخستین گام ایران برای کاهش تعهدات برجامی منطبق بر بندهای ۲۶ و ۳۶ برجام.
12- عبور ایران از محدودیت غنی سازی در اردیبهشت.
13- سقوط پهپاد آمریکایی در خرداد.
14- توقف تعهدات برجامی در آبان.
15- آوار سیل، بر سر مردم سیستان در بهمن.
نگارنده امید آن دارد عقلای حاکمیت با درس آموزی از حوادث سال 98؛ بیدار باشند، هوشیارانه در صحنه و در کنار مردم باشند و با برنامه ریزی مدون علمی تلخی حوادث سال 98را در سال 99 به شیرینی تبدیل نمایند و کام این مردم خوب و دوست داشتنی را با ارئه خدمات شایسته و ارزشمند در رساندن آنان به رفاه اقتصادی، معیشتی، بهداشتی و فرهنگی شیرین نمایند تا بدون دغدغه مادی به امور معنوی خود و خانواده خود اقدام نمایند. سعادت امت اسلامی و رفاه آنان خواست و مورد تأکید دین مبین اسلام است. باید کاری صورت گیرد که فرد مسلمان نیازمند یومیه خود نباشد و در خانواده احساس شرم ننماید. اگر حکومت اسلامی در این زمینه توفیق نداشته باشد و فرد مسلمان از دین خارج شود و به کفر بگراید؛ مسئول و باید مواخذه شود.
چهارشنبه: 28 / 12/ 1398- 23 رجب 1441- 18 مار 2020
[1] - تلفات این سیل در استانهای شمالی 13 نفر بود و یکی از بیسابقهترین سیلهای صد سال اخیر در این مناطق به شمار میرفت. این سیلها موجب خسارتهای مالی برای ساکنین استانهای مازندران، گلستان و خراسان شمالی و همچنین مصدوم شدن حداقل ۱۱۶ نفر شد.
[2] - ماجرای پرواز شماره 752 هواپیمایی اوکراین نیز یکی دیگر از تلخترین اتفاقات سال 98 بود که در دی ماه اتفاق افتاد. در بحبوحه بحران سیاسی بین کشورمان و ایالات متحده آمریکا، این هواپیما به همراه 176 نفر مسافر در 18 دی ماه 1398 از باند فرودگاه امام خمینی برخاست و پس از 6 دقیقه، در پی خطای انسانی که رخ داد مورد اصابت شلیک موشکهای پدافند هوایی قرار گفت و تمامی 176مسافر و خدمه این هواپیما جان خود را از دست دادند.البته این موضوع چند روزی مورد تکذیب قرار گرفت و در نهایت ستادکل نیروهای مسلح در بیانیهای، در باره سقوط هواپیمای اوکراینی توضیح داد.
[3] - در حالیکه حدود یکماه از شیوع این ویروس در کشور چین و کشورهای اطراف گذشته بود، سرانجام در یک اسفند ماه اولین مورد از ابتلا به ویروس کرونا در شهر قم مشاهده شد.
بنا به گفته مسئولین در روز 29 بهمن دو نفر از هموطنان قمی با علایمی شبیه به کرونا در بیمارستانهای این شهر فوت کرده بودند که پساز تحقیق مشخص شد ویروس کرونا وارد ایران شده است.
[4] - طبیعتا با انتشار آمارهای تفصیلی میتوان با دقت بیشتری تحولات شاخصهای اقتصادی سال ۱۳۹۸ را مورد بررسی و تحلیل قرار داد؛ با اینحال آمار مقدماتی مرکز آمار ایران، نشان میدهد رشد اقتصادی ۹ ماهه سال ۹۸، برابر با منفی ۶/ ۷ درصد بوده است و رشد اقتصادی بدون نفت نیز رقمی منفی و نزدیک به صفر بوده است.
بحران سوریه ده ساله شد
دکتراسدالله افشار
بحران سوریه ده ساله شد و همچنان سایه شوم جنگ بر سر این کشور سنگینی می نماید. هم اکنون که بیش از هفتاد درصد خاک سوریه از دست تروریست های متجاوز آزاد شده است اما سوریه در منطقه غرب آسیا در حسرت روزهای آرام؛ ایام سختی را پشت سر می گذارد. برهیچ تحلیل گر منصفی پوشیده نیست که موقعیت فعلی سوریه، تأثیرگذارترین چالش در قرن حاضر بوده که کشورهای منطقه و فرامنطقه ای را با پیامدهای جهانی مواجه ساخته است. برخی از رسانه ها از بحران و جنگ ده ساله سوره تعبیر به عنوان جنگ جهانی کوچک کرد ه اند. البته برخی از رسانه ها نیز سوریه را بهشت تروریستهای دنیا خوانده اند.
مروری بر آمارها حکایت از این معنا دارد که در طی یک دهه، تلفات سنگینی را سوریه با پشتیبانی ایران و روسیه و در پاره ای از مواقع ترکیه؛ در ابعاد انسانی و نظامی به تروریست های فاشیست که از سوی استکبار غرب و متحدان اروپایی، عبری – عربی مورد حمایت بود ه اند وارد کرده است اما بنا به دلایل عدیده سوریه که خود قربانی مطامع قدرت های جهانی قرار گرفته است نتوانسته از این بحران خارج شود و تمامی نشست های صورت گرفته در این سال ها، سرنوشت سوریه را در خاتمه دادن به این جنگ خانمانسوز، در هاله ای از ابهام قرار داده است.
البته ناگفته نماند که سوریه تا به امروز مردانه مقاومت نموده و بهای سنگینی را در جهت حفظ تمامیت ارضی و امنیت ملی خود پرداخت کرده است که به سادگی از کنار آن نمی توان گذشت. آمارهای منتشر شده از سوی مراکز و مجامع بین المللی گویا این ایستادگی از یک سو و از سوی دیگر جفاهایی است که بر ملت مظلوم سوریه رفته است و سازمان های بین المللی با سکوتشان و رسانه ای بین المللی با قصورشان در یاری نرساندن به مردم سوریه؛ باید روزی در پیشگاه تاریخ پاسخگو باشند و از شرمندگی بدون آن که بتوانند دفاعی از عملکرد مزورانه خود داشته باشند، با ندامت سر به زیر اندازند! آن روز دور نیست و قطعا جهان به نظاره آن روز خواهد نشست.
نکات بسیاری در باب بحران سوریه که فاجعه بار ترین تراژدی قرن 21 باید نامید وجود دارد که به پاره ای از آن ها در ذیل اشاره می شود:
1- حداقل ۳۸۴ هزار تن در این جنگ کشته شدهاند که بیش از ۱۱۶ هزار تن از آن ها غیرنظامی هستند.
2- این جنگ بیش از ۱۱ میلیون آواره در داخل و خارج کشور به جای گذاشته است.
3- قبل از جنگ سوریه حدود ۲۳ میلیون نفر، خانههای خود را ترک کردند.
4- نیمی از مردم در خرابهها زندگی میکنند.
5- بیش از ۸۰ درصد از جمعیت زیر خط فقر به سر میبرند.
6- نزدیک به یک دهه جنگ، سوریه را به یک کشور نابود شده تبدیل کرده است.
7- اوضاع اقتصادی سوریه، اوضاع وخیمی است.
8- ارزش پول این کشور فرو پاشیده و اکنون ۵۰۰ پوند سوری معادل یک دلار است، ۲۰ برابر نسبت به قبل از سال ۲۰۱۱ کمتر.
9- بر اساس تخمین 2018سازمان ملل؛ جنک در سوریه نزدیک به ۴۰۰ میلیارد دلار خرابی به بار آورده است.
10- صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل (یونیسف) از کشته و زخمی شدن دستکم ۹ هزار کودک در طول بحران سوریه خبر داده است. البته از تولد ۵ میلیون کودک نیز گزارش داده است.
11- به گفته �هنریتا فوره� مدیر اجرایی یونیسف؛ طی ۹ سال اخیر میلیونها کودک وارد دومین دهه زندگی خود در شرایط جنگ، خشونت، مرگ و آوارگی میشوند.
12- بنابر آمار اعلام شده از سوی یونیسف؛ در این مدت حدود ۵ هزار کودک (که برخی از آن ها تنها ۷ سال سن داشتهاند) به عنوان نیروی جنگی به کار گرفته شدهاند.
13- درگیریهای اخیر در ادلب سوریه؛ موجب آواره شدن بیش از ۹۶۰ هزار نفر از جمله بیش از ۵۷۵ هزار کودک شده است.
14- بنابر گزارش یونیسف در دهمین سال آغاز بحران سوریه؛ در هر ده ساعت یک کودک در این کشور میمیرد. (گزارش ایرنا به نقل از خبرگزاری فرانسه)
15- بنابر همین گزارش تعداد کودکانی که نمیتوانند به دلیل جنگ در سوریه به مدرسه بروند، حدود ۲.۸ میلیون کودک برآورد شده است.
16- بیمارستانها، مراکز اقتصادی، موسسات فرهنگی و آموزشی، خانه های مردم، زیر ساخت های فنی و تأسیساتی و خدماتی در این جنگ ده ساله ویرانگر؛ تخریب گردیده که باید بعد ازاتمام جنگ ساخته و احیا شود.
17- خوبست بدانیم به جزء داعش، جبهه النصره، اهرار الشام و برخی دیگر از گروه های شناخته شده در سوریه، بیش از 2 هزار گروه تروریستی دیگر نیز در این کشور وجود دارند که هرچند در طول دو سال گذشته سرکوب شدهاند، اما به شکل خطرناکی هستههای خود را حفظ کرده و می توانند به راحتی در ائتلاف با گروههای دیگر قرار گیرند. [1]
18- بحران فلج کننده و ویرانگر ده ساله سوریه اگرچه جنگی تمام عیار از سوی شبه نظامیان تروریستی نظام سلطه جهانی است اما راهحل نظامی ندارد، مدعای این ادعا همین طولانی شدن این بحران است که هرروز از پایان آن دور می شویم؛ لذا وقت آن است با همه تلاش های سیاسی صورت گرفته که به شکست منتهی شده است، مجددا به دیپلماسی فرصت عمل بدهیم.
نگارنده امیدواراست سوریه از بحران ده ساله خارج شود، اقتصادش ترمیم و شکوفا گردد، نشاط به جامعه بحران زده اش بازگردد و زندگی روال عادی خودش را پیدا کند تا مردمان سوریه به آرامش و صلح ماندگار دست یابند و باز گل لبخند بر لبان کودکان، مردان و زنانش بنشیند. ننگ بر جبهه استکبار و صهیونیسم بین المللی که مخل نظم و آسایش خاورمیانه و جهان شده اند.
دوشنبه: 26 / 12 / 1398- 21 رجب 1441- 16 مارس 2020
[1] - جدیدترین آمار سازمان ملل نشان میدهد که تنها 24 هزار جنگجوی داعشی در عراق و سوریه سرگردان و مخفی هستند که در صورت پیدا کردن کوچکترین روزنهای، قادر خواهند بود موج وحشت دیگری را در سراسر منطقه پخش کنند.
بحران سوریه ده ساله شد
دکتراسدالله افشار
بحران سوریه ده ساله شد و همچنان سایه شوم جنگ بر سر این کشور سنگینی می نماید. هم اکنون که بیش از هفتاد درصد خاک سوریه از دست تروریست های متجاوز آزاد شده است اما سوریه در منطقه غرب آسیا در حسرت روزهای آرام؛ ایام سختی را پشت سر می گذارد. برهیچ تحلیل گر منصفی پوشیده نیست که موقعیت فعلی سوریه، تأثیرگذارترین چالش در قرن حاضر بوده که کشورهای منطقه و فرامنطقه ای را با پیامدهای جهانی مواجه ساخته است. برخی از رسانه ها از بحران و جنگ ده ساله سوره تعبیر به عنوان جنگ جهانی کوچک کرد ه اند. البته برخی از رسانه ها نیز سوریه را بهشت تروریستهای دنیا خوانده اند.
مروری بر آمارها حکایت از این معنا دارد که در طی یک دهه، تلفات سنگینی را سوریه با پشتیبانی ایران و روسیه و در پاره ای از مواقع ترکیه؛ در ابعاد انسانی و نظامی به تروریست های فاشیست که از سوی استکبار غرب و متحدان اروپایی، عبری – عربی مورد حمایت بود ه اند وارد کرده است اما بنا به دلایل عدیده سوریه که خود قربانی مطامع قدرت های جهانی قرار گرفته است نتوانسته از این بحران خارج شود و تمامی نشست های صورت گرفته در این سال ها، سرنوشت سوریه را در خاتمه دادن به این جنگ خانمانسوز، در هاله ای از ابهام قرار داده است.
البته ناگفته نماند که سوریه تا به امروز مردانه مقاومت نموده و بهای سنگینی را در جهت حفظ تمامیت ارضی و امنیت ملی خود پرداخت کرده است که به سادگی از کنار آن نمی توان گذشت. آمارهای منتشر شده از سوی مراکز و مجامع بین المللی گویا این ایستادگی از یک سو و از سوی دیگر جفاهایی است که بر ملت مظلوم سوریه رفته است و سازمان های بین المللی با سکوتشان و رسانه ای بین المللی با قصورشان در یاری نرساندن به مردم سوریه؛ باید روزی در پیشگاه تاریخ پاسخگو باشند و از شرمندگی بدون آن که بتوانند دفاعی از عملکرد مزورانه خود داشته باشند، با ندامت سر به زیر اندازند! آن روز دور نیست و قطعا جهان به نظاره آن روز خواهد نشست.
نکات بسیاری در باب بحران سوریه که فاجعه بار ترین تراژدی قرن 21 باید نامید وجود دارد که به پاره ای از آن ها در ذیل اشاره می شود:
1- حداقل ۳۸۴ هزار تن در این جنگ کشته شدهاند که بیش از ۱۱۶ هزار تن از آن ها غیرنظامی هستند.
2- این جنگ بیش از ۱۱ میلیون آواره در داخل و خارج کشور به جای گذاشته است.
3- قبل از جنگ سوریه حدود ۲۳ میلیون نفر، خانههای خود را ترک کردند.
4- نیمی از مردم در خرابهها زندگی میکنند.
5- بیش از ۸۰ درصد از جمعیت زیر خط فقر به سر میبرند.
6- نزدیک به یک دهه جنگ، سوریه را به یک کشور نابود شده تبدیل کرده است.
7- اوضاع اقتصادی سوریه، اوضاع وخیمی است.
8- ارزش پول این کشور فرو پاشیده و اکنون ۵۰۰ پوند سوری معادل یک دلار است، ۲۰ برابر نسبت به قبل از سال ۲۰۱۱ کمتر.
9- بر اساس تخمین 2018سازمان ملل؛ جنک در سوریه نزدیک به ۴۰۰ میلیارد دلار خرابی به بار آورده است.
10- صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل (یونیسف) از کشته و زخمی شدن دستکم ۹ هزار کودک در طول بحران سوریه خبر داده است. البته از تولد ۵ میلیون کودک نیز گزارش داده است.
11- به گفته «هنریتا فوره» مدیر اجرایی یونیسف؛ طی ۹ سال اخیر میلیونها کودک وارد دومین دهه زندگی خود در شرایط جنگ، خشونت، مرگ و آوارگی میشوند.
12- بنابر آمار اعلام شده از سوی یونیسف؛ در این مدت حدود ۵ هزار کودک (که برخی از آن ها تنها ۷ سال سن داشتهاند) به عنوان نیروی جنگی به کار گرفته شدهاند.
13- درگیریهای اخیر در ادلب سوریه؛ موجب آواره شدن بیش از ۹۶۰ هزار نفر از جمله بیش از ۵۷۵ هزار کودک شده است.
14- بنابر گزارش یونیسف در دهمین سال آغاز بحران سوریه؛ در هر ده ساعت یک کودک در این کشور میمیرد. (گزارش ایرنا به نقل از خبرگزاری فرانسه)
15- بنابر همین گزارش تعداد کودکانی که نمیتوانند به دلیل جنگ در سوریه به مدرسه بروند، حدود ۲.۸ میلیون کودک برآورد شده است.
16- بیمارستانها، مراکز اقتصادی، موسسات فرهنگی و آموزشی، خانه های مردم، زیر ساخت های فنی و تأسیساتی و خدماتی در این جنگ ده ساله ویرانگر؛ تخریب گردیده که باید بعد ازاتمام جنگ ساخته و احیا شود.
17- خوبست بدانیم به جزء داعش، جبهه النصره، اهرار الشام و برخی دیگر از گروه های شناخته شده در سوریه، بیش از 2 هزار گروه تروریستی دیگر نیز در این کشور وجود دارند که هرچند در طول دو سال گذشته سرکوب شدهاند، اما به شکل خطرناکی هستههای خود را حفظ کرده و می توانند به راحتی در ائتلاف با گروههای دیگر قرار گیرند. [1]
18- بحران فلج کننده و ویرانگر ده ساله سوریه اگرچه جنگی تمام عیار از سوی شبه نظامیان تروریستی نظام سلطه جهانی است اما راهحل نظامی ندارد، مدعای این ادعا همین طولانی شدن این بحران است که هرروز از پایان آن دور می شویم؛ لذا وقت آن است با همه تلاش های سیاسی صورت گرفته که به شکست منتهی شده است، مجددا به دیپلماسی فرصت عمل بدهیم.
نگارنده امیدواراست سوریه از بحران ده ساله خارج شود، اقتصادش ترمیم و شکوفا گردد، نشاط به جامعه بحران زده اش بازگردد و زندگی روال عادی خودش را پیدا کند تا مردمان سوریه به آرامش و صلح ماندگار دست یابند و باز گل لبخند بر لبان کودکان، مردان و زنانش بنشیند. ننگ بر جبهه استکبار و صهیونیسم بین المللی که مخل نظم و آسایش خاورمیانه و جهان شده اند.
دوشنبه: 26 / 12 / 1398- 21 رجب 1441- 16 مارس 2020
[1] - جدیدترین آمار سازمان ملل نشان میدهد که تنها 24 هزار جنگجوی داعشی در عراق و سوریه سرگردان و مخفی هستند که در صورت پیدا کردن کوچکترین روزنهای، قادر خواهند بود موج وحشت دیگری را در سراسر منطقه پخش کنند.
روزهای سخت در انتظار عربستان
دکتر اسدالله افشار
دستگیری برخی از چهره های سرشناس شاهزادگان سعودی در ده روز اخیر که اقدامی پیش دستانه از سوی «محمد بن سلمان» بشمار می آید، حکایت گر وخیم بودن وضعیت ملک سلمان و ناتوانی او در امور جاری عربستان و یا احیانا مرگ وی می باشد. اگرچه برخی از تحلیل گران معتقد به ابهام در دلایل و انگیزه های بن سلمان در بازداشت شاهزادگان سعودی از جمله برادر پادشاه هستند اما از این نکته کلیدی که کاملا واضح و روشن است نمی توان به راحتی گذشت و چشم پوشاند که بن سلمان به دنبال حذف رقبای سیاسی و منتقدان خود از بین شاهزادگان سرشناس سعودی می باشد تا بتواند راه رسیدن به قدرت و پادشاهی عربستان را هموار سازد و چه بسا در این مسیر باکی هم از کودتا و کشتار مخالفان خود ندارد و حاضر است خواص در بار را نیز در رسیدن به تاج و تخت به قربانگاه برده و جان آنان را برای نشستن بر روی تخت سلطنت بگیرد.
«محمد بن سلمان» در عربستان روزهای سختی را در حال سپری کردن است. او علیرغم آغاز فعالیت های رسمی خود با عنوان ولیعهدی آغازی طوفانی داشت اما هرگز نتوانست در طرح های سیاسی و اجتماعی موفق عمل نماید. او که از سوی آمریکا و صهیونیسم بین المللی حمایت می شد نه در اصلاحات موفق عمل نمود و نه در صحنه بین المللی توانست نقش منطقه ای و جهانی خود را به درستی ایفا نماید. دستور قتل روزنامه نگار معروف عربستانی به نام قاشقجی در ترکیه، فرماندهی و دستور حمله و تجاوز آشکار به کشور مسلمان یمن و کشتار حجاج بیت الله الحرام در زمان حج تمتع، و حمایت های گسترده مالی از گروه تروریستی داعش علیه عراق و سوریه بخشی از عملکرد فاشیستی این جنایتکار مورد حمایت استکبار و صهیونیسم بین المللی است. محمدبن سلمان نشان داده است برای ماندن در قدرت و قدرت گرفتن، منتقدانی را که مانع و تهدید در مسیر خود ببیند بدون تردید آنان را کشته، زندانی و یا خانه نشین می نماید و حاضر نیست نسبت به عملکرد خود به احدی پاسخ دهد!
در هرحال «محمد بن سلمان» با کمک سرویس های اطلاعاتی سیا و موساد در پی بر داشتن موانع جانشینی خود بوده و با دستگیری و بازداشت شاهزادگان درباری خصوصا عمویش «احمدبن عبدالعزیز» و «محمد بن نایف» که پیش از او ولیعهدی را برعهده داشته است، به دنبال نمایش اقتدار و قدرت است. اما بن سلمان باید بداند ممکن است به این قدرت دست یابد اما چالش های او با نظام سیاسی عربستان و جامعه بین الملل همچنان پا برجا و برای ایشان در آینده مسئله ساز و پر درد سر خواهد بود. برای رسیدن به درک عمیق از این تحلیل؛ باید در انتظار تحولات غیر منتظره عربستان بود و تیز بینانه اخبار مربوط به قدرت حاکمه در ریاض را دنبال کرد.
آیا «محمدبن سلمان» با توجه به عطش رسیدن به قدرت، دست به کودتا و قتل پدر خواهد زد؟ و اطرفیان خودش را قربانی مطامع خود خواهد کرد؟ رفتار سیاسی او با پیشینه بیان شده به ما پاسخ مثبت می دهد که او برای رسیدن به این قدرت، حاضر است دستانش را به قتل و کشتار آلوده سازد و فرمان چنین اعمال غیرانسانی و بشری را به راحتی و مثل آب خوردن صادر نماید. «محمدبن سلمان» ممکن است با دیکتاتوری و اختناق در آینده بر مسند قدرت بنشیند و پادشاه جوان عربستان شود اما بداند روزهای سختی در عربستان خواهد داشت و جانش هر لحظه در معرض هلاکت خواهد بود. عربستان دیگر روی آرامش را نخواهد دید. این عربستان با مشکلات داخلی و بین المللی در عرصه های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و حتی نظامی که کارنامه درخشانی هم ندارد قطعا آسیب پذیر بوده و در برابر چالش ها قد خم خواهد نمود.
جمعه: 23 / 12 / 1398- 18 رجب 1441- 13 مارس 2020
نقش اختلالات درون خانواده در گرایش جوانان به اعتیاد
دکتر اسدالله افشار
اعتیاد به مواد مخدر به عنوان پدیده ای زیستی- اجتماعی- روانی یکی از غم انگیز ترین تراتژی های انسان معاصر است که تبعات بسیار ناخوشایند اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و حتی سیاسی دارد. رابطه اعتیاد با مسائل اجتماعی ارتباطی دوجانبه است. از یک سو اعتیاد، جامعه را به انحطاط می کشاند و از سوی دیگر پدیده ای است که ریشه در مسائل اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی دارد. اعتیاد گرایش فرد را به اصول اخلاقی و معنوی و ارزش های اجتماعی کاهش می دهد. به طوری که آسیب شناسان اجتماعی، اعتیاد را به مثابه «جنگ شیمیایی خانگی» و «جنگ بدون مرز» می دانند.[1]
در واقع اعتیاد به مواد مخدر همچون الکل نه فقط بر جسم فرد بلکه برروح و روان، تفکر و رفتار و همچنین بر نگرش فرد نسبت به خود، نزدیک ترین دوستان و دیگران تأثیر می گذارد. پیامدهای ناخوشایند ناشی از آن یکی از مهم ترین مشکلات سلامت عمومی در سراسر جهان بشمار می رود. علیرغم سابقه طولانی، اختلال های وابسته مواد در دنیا اخیرا به یک مشکل بزرگ جهانی تبدیل شده که ازعوامل روان شناختی، اقتصادی، فردی، خانوادگی و سیاسی تأثیرمی گیرد.
خانواده ها از مهم ترین عوامل اعتیاد جوانان در دنیا
پژوهش های صورت گرفته، خانواده را به عنوان یکی از مهم ترین و مؤثرترین عوامل در پیشگیری و یا ایجاد کننده گرایش فرزندان به سمت مواد مخدر برشمرده اند.[2]
لازم به ذکر است خانواده، بخشی از گروه اجتماعی اولیه فرد است و اولین کانون اجتماعی شدن است که نگرش ها و رفتارهای فرد را تحت تأثیر قرار می دهد. باید اذعان داشت والدین به طور مستقیم و غیر مستقیم بیشترین حمایت و تأثیر را بر روی فرزندان خود دارند. جو عاطفی خانواده که چگونگی دخالت یا عدم دخالت شان در کارهای اعضای دیگر و رقابت و همکاری آن ها با یکدیگر است، در سلامت روانی و رفتاری فرزندان مؤثراست.
نتایج شواهد پژوهشی در این زمینه
شواهد پژوهشی نشان می دهندکه:
1- تعامل والدین- کودک بر عملکرد خانواده و بهزیستی روان شناختی فرزندان تأثیر می گذارد.[3]
2- چندین ویژگی از رابطه والدین- کودک مانند سطوح پایین صمیمیت، پذیرش و محبت والدین با بزهکاری و رفتارهای ضد اجتماعی فرزندان مرتبط است.
3- در مقابل، سست شدن روابط عاطفی حاکم بر خانواده و جو توأم با تعارض منجر به ادراک ضعیف خود کارآمدی، اعتماد به نفس پایین و عدم احساس شایستگی اجتماعی در فرزندان می گردد و آن ها با یک شخصیت رشد نیافته و ناایمن به جامعه وارد می شوند و بالطبع در مواجهه با رویدادها و فشارهای زندگی اجتماعی احساس ناامنی می کنند، چرا که تأمین امنیت و احساس امنیت فردی در درجه اول به محیط خانواده بر می گردد.[4]
4- در این بخش باید به این نکته مهم نیز توجه داشت که جو خانوادگی حمایتی و صمیمیت عاطفی یک پیش شرط برای سلامت جسمی و روانی کودکان در طول زندگی شان است، در حالی که انزوا و بیگانگی خانوادگی اغلب با مشکلالت رشدی همراه است.
5- یک خانواده ناکارآمد با روابط عاطفی سرد، آسیب دیده، روابط هیجانی ناسازگار و نا عادلانه، پرخاشگری، رفتارها و الگوهای حل تعارض بد مشخص می شود.
6- اختلالات درون خانواده تأثیر منفی بر نوجوانان و رشدشان دارد و آن ها با استفاده از مصرف مواد سعی در پیدا کردن راهی برای خروج از وضعیت غیرقابل تحمل خانواده دارند؛ به طوری که پژوهش ها نیز نشان می دهد داشتن روابط خانوادگی ضعیف پیش بینی کننده مصرف مواد می باشد.
7- در مقابل، پژوهش های دیگر[5] نیز نشان داده است که کارکرد مؤثرخانواده باعث افزایش ایمنی و کاهش مشغله ذهنی، کناره گیری و مشکلات رفتاری در کودکان می شود و کودکانی که دارای خانواده های با ارتباطات باز هستند، شادتر، سالم تر و از زندگی شان راضی هستند.
8- هر اندازه، خانواده از محیط و جو عاطفی سالم و در نتیجه رفتارها و تعاملات سالم تری بهره مند باشد، و به عبارتی صداقت، صمیمیت، یکدلی، یکرنگی، ملاطفت، مهربانی و عشق بر فضای عمومی خانواده مستولی گردد، به همان میزان نیز فرزندان در کسب هویت، افزایش عزت نفس و داشتن خودپنداره مثبت، موفق تر بوده و در نتیجه با وقایع زندگی و اطرافیان، سازگارانه تر برخورد خواهند نمود.
9- تحقیقات نشان داده است بداخلاقی والدین و نداشتن ارتباط خوب با فرزند، جزء عوامل محیطی مستعد کننده گرایش به اعتیاد می باشد. تجربه محیط ناخوشایند در خانواده می تواند اضطراب، افسردگی و پرخاشگری را در فرد افزایش دهد و این عواطف منفی می تواند فرد را مستعد گرایش به اعتیاد کند.[6]
10- هنگامی که انسان از لحاظ عاطفی و اجتماعی حامی کمتری دارد، احساس تنهایی از لحاظ روان شناختی بر او مستولی می گردد. احساس تنهایی به عنوان یکی از نشانه های افسردگی و گرایش لغزش گونه افراد به اعتیاد است؛ لذا یکی از مسائل مطرح شده در حوزه اعتیاد، احساس تنهایی ناشی از طردهای اجتماعی و حذف محیط حامی به سبب ادامه این رفتارهای مخاطره آمیز می باشد.
جان کلام این که؛ اعتیاد به مواد مخدر به عنوان یک آسیب اجتماعی در مبحث آسیب شناسی اجتماعی مطرح است که در بسیاری از کشورها، قشرمولد و جوان را مورد هدف قرار داده و از این طریق مضرات اجتماعی، اقتصادی، فردی و فرهنگی بسیاری را به بار آورده است. اعتیاد موجب زوال شخصیت و ضعف توانایی جسمانی جمعیت جوان شده و آنان را از گروه فعال و پر نشاط جامعه دور می کند. در این راستا شناسایی جوانان در معرض خطرسوءمصرف مواد و سایر رفتارهای پر خطر باید از دغدغه های جدی و اساسی متولیان تعلیم و تربیت باشد.
شنبه: 17 / 12 / 1398- 12 رجب 1441- 7 مارس 2020
[1] - افشاری، مریم؛ بابا خانی، نرگس؛ احمدی، آرمیندخت؛ وشمس الدینی لریی، سلوی (1395). مقایسه میزان حرمت خود، خود کار آمدی و خود تنظیمی در افراد وابسته به مواد افیونی، مواد محرک و افراد عادی. مجله پزشکی قانونی ایران، 22(1)، 22-15.
[2] - میرزایی علویجه، مهدی؛ نصیرزاده، مصظفی؛ اسلامی، احمدعلی؛ شریفی راد، غلامرضا، حسن زاده، اکبر ( 1392). تأثیر عملکرد خانواده در وابستگی جوانان به مواد مخدر صنعتی. فصلنامه آموزش بهداشت و ارتقای سلامت ایران، 1(2)، 30- 19.
[3] - ارقبایی، محمد؛ سلیمانیان، علی اکبر؛ و محمدی پور، محمد ( 1397). نقش جو عاطفی خانواده در گرایش به مصرف مواد: بررسی نقش میانجی عاطفه منفی. فصلنامه اعتیاد پژوهی سوءمصرف، سال دوازدهم، شماره چهل و پنجم، 70-53.
[4] - عباسی، قدرت ا... ( 1394). بررسی عوامل روان شناختی مؤثر بر احساس امنیت عمومی. طرح پژوهشی، نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران.
[5] - پورسینا، زهرا؛ طهماسیان، کارینه؛ و صادقی، منصوره سادات (1393). نقش واسطه ای ایمنی هیجانی در رابطه بین کارکرد خانواده و مشکلات رفتاری کودکان.مجله روان شناسی خانواده،1(2)، 78-69.
[6] - شیخ الاسلامی، راضیه؛ نجاتی، عصمت؛ و احمدی، ساره (1390). پیش بینی مؤلفه های شادکامی زنان متأهل از طریق عزت نفس و روابط زناشویی. مجله زن در فرهنگ و هنر،3(1)، 54-39.
اردوغان در باتلاق ادلب سوریه
دکتراسدالله افشار
بحران در جنگ سوریه در ادلب به سرکردگی اردوغان با تجهیز تروریست های النصره و تحریر الشام، هر روز ابعادی گسترده تری به خود می گیرد. تروریست های النصر و تحریر الشام که در ادلب تاب مقابله با ارتش سوریه را نداشتند و تلفات سنگینی را متحمل شده بودند با ماجرا جویی رییس جمهور ترکیه و ورود نیروهای نظامی این کشور،از پیشروی ارتش سوریه در پاک سازی شمال آن کشور جلوگیری بعمل آمد.
تجاوز آشکار اردوغان برخلاف قوانین، کنوانسیون ها و قطعنامه های بین المللی و همچنین بدون مجوز دولت سوریه صورت گرفته و از نگاه حقوق بین الملل این اقدام ترکیه به مثابه اشغالگری محسوب شده و دولت سوریه می تواند به هر طریق ممکن و در چارچوب مقررات و قوانین بین المللی، در حفاظت و حراست از تمامیت خاک سوریه و حاکمیت ملی سوریه، اقدامات بازدارنده را انجام و متجاوز را از این تجاوز پشیمان نماید. اردوغان بداند با این تجاوز نه می تواند تروریست های النصره و تحریر الشام را از سقوط و اضمحلال نجات بخشد، و نه می تواند با این تجاوز، مهاجرین سوریه را از سوی مرزهای خود به سمت اروپا گسیل دارد تا ازاین رهگذر و با اهرم فشار، به باج خواهی از اروپا و ناتو بپردازد! بعید است اروپا و ناتو این رفتار خارج از عرف دیپلماتیک اردوغان را بی پاسخ گذارند و به سادگی از کنار آن عبور کنند.
اردوغان هم در داخل ترکیه و هم در جامعه جهانی باید پاسخگوی رفتارهای متناقض و فتنه جو و آشوبگرانه خود باشد. این قبیل ماجرا جویی ها تا کنون جواب نداده است و چه بسا اوضاع نابسامان منطقه را که بحرانی و فاجعه بار است از گذشته چالش برانگیزتر کند و دستیابی به صلحی پایدار را غیرمتحمل سازد. خوبست اردوغان از سیاست یک بام و دو هوا دست بردارد و با بهانه ها و شیطنت های هر از گاه خود اوضاع منطقه را ملتهب ننماید. اردغان همچنین باید بداند منطقه خاورمیانه دیگر تاب و تحمل بحران های جدید را ندارد و اگر دست از رفتارهای خود بر ندارد در زمین آمریکا بازی کرده و برنده اصلی این صحنه گردانی ها و بحران ها بلاشک آمریکائیان، صهیونیسم بین المللی و اعراب مرتجع منطقه هستند.
قطعا اردوغان با این تجاوز به دنبال اهدافی می باشد تا بتواند قدرت نظامی ترکیه را بازیابی و به رخ منطقه و جامعه بین الملل بکشاند و خواسته های سیاسی و غیرسیاسی خودش را با توجه به مشکلات داخلی و بین المللی به حداقل رساند. او نه می خواهد آمریکا را ازدست بدهد و نه می تواند از روسیه چشم پوشی کند، اردوغان در شرایط آشفته منطقه هم خر را می خواهد و هم خرما را.
اردوغان می خواهد بازیگری قوی در شبه جزیره بالکان، دریای مدیترانه، شمال آفریقا و آسیای شرقی باشد. اردوغان دراین مسیر چشم اندازهایی را برای موفقیت در این زمینه برای خود تعریف کرده است که به دنبال تحقق آن ها می باشد. اما باید بداند خواب او با تجاوز آشکار به ادلب سوریه تعبیر نخواهد شد و یقین بداند دست از پا درازتر و با دستان خالی و شرمندگی هرچه تمام تر به نقطه اصلی خود و شاید هم بدتر ازگذشته بازگشته و مجبور به ترک صحنه می گردد. به طور قطع اردوغان با شکست در ادلب که با هزینه های سنگین مالی و انسانی همراه بوده است؛ همراهی روح ناسیونالیستی مردم ترکیه را از دست داده و امنیت و قدرت سیاسی ترکیه را نیز با چالش های جدی در دوران حاکمیت خود مواجه خواهد ساخت. اگر اردوغان به فکر چاره در خروج از ادلب سوریه نباشد یقینا در باتلاق ادلب گرفتار آمده و در آن فرو خواهد رفت.
جمعه: 16 / 12 / 1398- 11 رجب 1441- 6 مارس 2020
پشت پرده توافقنامه صلح آمریکا و گروه طالبان
دکتراسدالله افشار
شنبه 10 اسفندماه سال جاری ( 29 فوریه 2020 ) این خبر بر روی شبکه ها و سایت خبری جهان مخابره شد؛ پس از 11 دور مذاكره طي حدود يك سال و نيم زمان توافقنامه صلح بين دولت ايالات متحده امريكا و گروه طالبان در دوحه قطر به امضا رسيد. آیا با وجود ترامپ به عنوان رییس جمهورپیمان شکن توافقنامه های بین المللی و ناقض عهدنامه ها، می توان نگاه مثبت به این توافقنامه از سوی آمریکا داشت و شاهد تأثیرات آن در افغانستان و منطقه بود؟ و آیا واقع آمریکائیان طبق زمان بندی این توافقنامه سرانجام بعد از 18سال افغانستان را ترک خواهند کرد و دست از غارت منابع این سرزمین برخواهند داشت؟ و آیا واشنگتن حاضر به نابودی سود کلان حاصل از تولید مواد مخدر در افغانستان خواهد بود؟ در هرصورت از این نکته نمی توان غافل شد که وقتی در سال ۲۰۰۱ میلادی وقتی آمریکا و هم پیمان هایش به بهانه خودداری دولت طالبان از تحویل «اسامه بن لادن» به عنوان مظنون اصلی حملات ۱۱ سپتامبر با شعار ریشه کنی تروریست به افغانستان هجوم آوردند؛ دوباره کشت و تولید مواد مخدر در این کشور روند صعودی به خود گرفت و جالب آن که هرگز از آن روز تا امروز این نکته بدیهی که فروش مواد منبع درآمد تروریست هاست مورد توجه غربی ها قرار نگرفت؛ چرا که آنان به خوبی می دانستند، قاچاق موادمخدر موجب تقویت مالی تروریست ها و توسعه شبکه های افراط گرایی می شود که هم امنیت و هم صلح منطقه ای و جهانی را تهدید می کند و از این رهگذر می توانند به مطامع استعماری خود نائل آیند.
نگارنده با توجه به سوابق مخرب پیمان شکنی آمریکا خصوصا در دوره رییس جمهورکنونی آمریکا، نسبت به این توافقنامه خوش بین نبوده و به همین دلیل بحث در این باب را دارای ابهامات و پیچیدگی می داند اما با این وجود نکاتی را می توان در این خصوص یادآور شد:
1- به نظر می رسد این توافقنامه شکننده باشد و ترامپ با توجه به در پیش بودن انتخابات آتی ریاست جمهوری آمریکا که خود نامزد جدی برای دومین بار در این پست می باشد، از آن بهره برداری تبلیغاتی نماید تا از این طریق با وعده بازگشت سربازان آمریکایی به خانه، اعتماد عمومی را جلب و آرای مردم را همراه خود داشته باشد. آیا این مانور تبلیغاتی ترامپ با توجه به شکست سیاست های منطقه ای و جهانی اش، محقق خواهد شد؟
2- از دیگر اهداف این توافقنامه، زیر سئوال بردن مشروعیت دولت منتخب کنونی مردم افغانستان است. و نقطه مقابل آن مشروعیت بخشیدن به گروهی افراطی به نام طالبان است که مورد انتقاد غربی ها بوده و آنان را گروهی مرتجع و واپس گرا می خواندند؛ حال چی اتفاقی رخ داده است که آمریکاییان به جای آن که با دولت منتخب مردم افغانستان سرمیز مذاکره بنشینند و توافقنامه ای را به امضا رسانند با گروه افراطی طالبان گفت و گو کرده و توافقنامه امضا کرده اند؟ به این ابهام یک پاسخ می توان داد وآن پروژه دولت سازی و ایجاد دولت سایه برای پیاده کردن برنامه های آمریکا در افغانستان است تا به هنگام لزوم مشروعیت دولت قانونی را زیر سئوال برده و با خدشه مواجه سازد!
3- شاید بتوان این توافقنامه را به یک معامله نیم بند تشبیه نمود؛ معامله ای که از هر دو سر برای آمریکاییان سود است و با انتخاب طالبان، آینده هراسی همچنان مهمان روح و روان مردم افغانسنان خواهد بود و سایه شوم جنگ و جنایت همچنان بعد از 4 دهه، کیان و تمامیت ارضی افغانستان را تهدید می کند. ترامپ برای آن که بتواند برای دومین بار انتخاب شود حاضراست دست به هرکاری بزند و آینده شوم و تلخی برای منطقه و جهان رقم زند.
قطعا تاریخ در باره عملکرد ناصواب رؤسای جمهور آمریکا قضاوت خواهد کرد و آنان را به خاطر راه انداختن جنگ ها، جنایت ها و فسادها به پای میز محاکمه خواهد کشاند. این روز دور نخواهد بود.
سه شنبه: 13 / 12 / 1398- 8 رجب 1441-3 مارس 2020
باز سوریه، ادلب و ترکیه
دکتر اسدالله افشار
باز سوریه، ادلب و ترکیه در صدر اخبار جهانی قرار گرفتند. سوریه به طور طبیعی که حق مسلم این کشوراست در برابر تروریسم ایستادگی کرده و تا پاکسازی کامل شهرها و استان هایش بر سر مواضع اصولیش ذره ای کوتاه نیامده است. سوریه توانسته است با کمک ایران و شوروی و در برخی مواقع ترکیه؛ بخش های مهمی از خاک خود را از دست تروریست های «داعشی»، «احرار الشام» و «جبهه النصره» نجات دهند و از جمله آن ها منطقه ادلب می باشد که نیمی از آن آزاد شده است و سوریه تا پیروزی نهایی بر اشغالگران تروریست فاصله چندانی ندارد؛ البته اگر ترکیه دست از بچه بازی و سوء تفاهمات خود بردارد و در زمین آمریکا بازی نکند می توان به گام نهایی پیروزی امیدوار بود. سوء تفاهم ترکیه به توافقات «آستانه» و «سوچی» بازمیگردد.
«رجب طیب اردوغان»، رئیسجمهور ترکیه چندی قبل تهدید کرده بود اگر نیروهای نظامی سوریه تا پایان ماه فوریه سال جاری میلادی از ادلب عقب نشینی نکنند دست به اقدام نظامی خواهد زد! ازجناب اردوغان باید سئوال کرد این تهدید شما به نفع کیست؟ و چرا در صدد رها کردن تروریستها از باتلاق ادلب هستید؟ حالا که اشغالگران تروریست در ضعف کامل قرار دارند و شکست شان حتمی است چرا می خواهد معادلات را به نفع آنان تغییر دهد؟ شاید بتوان تنها دلیل این موضع گیری رییس جمهور ترکیه را در این راستا تحلیل و ارزیابی نمود که گروه های تروریستی «احرار الشام» و «جبهه النصره»، مورد حمایت خود ترکیه بوده و حالا که نقششان را نتوانسته اند در سوریه ایفا کنند و برای ترکیه مفید باشند و در حال اضمحلال قرار دارند بهتر است از شکست آنان جلوگیری بعمل آید و مانع این امر شوند. کاش ترکیه برطبق نشست های متعدد «آستانه» بر سر پیمان خود باقی می ماند و نقش میانجی گری خود را به خوبی میان گروه های شرارت گر تروریستی با دولت سوریه ایفا می کرد نه حالا که خود آتش فتنه جدید در منطقه شده و آمریکائیان جانب آنان را گرفته است. در هر صورت اردوغان سنگ بنایی در منطقه پایه گذاری کرد که هم نیروهای نظامی ترکیه را به قتلگاه کشانده که تاکنون بیش از 35 نفر کشته شده اند و هم جان مردمان غیر نظامی هردو کشور را برای مطامع حکومت خود به خطر انداخته و آنان را با فجایع انسانی مواجه ساخته است. اردوغان در پیشگاه تاریخ چه پاسخی خواهد داشت و مواضع سست و لرزان خودش را چگونه توجیه خواهد نمود؟ صریح و شفاف بگویم از مواضع اخیر ایشان تنها آمریکا و متحدان اروپایی، عبری و عربی که ضد ادامه حکومت بشار اسد هستند نفع خواهند برد. الان در چنین شرایطی است که خلاء شهید سردار سلیمانی کاملا احساس می شود که اگر این مرد بزرگ و سردار صلح زنده بود، قطعا ماجرای به گونه ای دیگر رقم می خورد. در هرحال باید منتظر بود تا ببینیم گنشگران منطقه ای در برابر این بی منطقی و آتش افروزی اردوغان چه مواضعی را اتخاذ خواهند نمود و اردغان تا کجا می تواند ترکیه را به ناکجاآباد ببرد!
جمعه: 9 / 12 / 1398- 4 رجب 1441- 28 فوریه 2020
وظیفه ملی و شرعی منتخبین مردم در مجلس یازدهم
دکتراسدالله افشار
یازدهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی در روز دوم اسفند ماه سال جاری برگزار گردید. در این انتخابات بنا به گفته وزیر محترم کشور؛ ۲۴ میلیون و ۵۱۲ هزار و ۴۰۴ نفر(واجدین شرایط ۵۷ میلیون و ۹۱۸ هزار و ۱۵۹ نفر بودند) که ۴۸ درصد آن ها بانوان و ۵۲ درصد آن ها آقایان هستند، مشارکت 57/ 42 داشته اند. آمار نهایی این انتخابات حاکی از آن است که اصولگرایان پیروز این میدان شده اند. اگرچه در خصوص میزان مشارکت حرف و سخن و تحلیل فراوان است و باید در این خصوص آسیب شناسی جدی صورت گیرد اما به هرتقدیر مردم با وظیفه شناسی بهنگام، بار دیگر پشتیبانی و وفاداری خود را نسبت به نظام جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی نشان دادند. نگارنده ضمن تبریک به برگزیدگان ملت در مجلس یازدهم؛ امیدوار است این مجلس، مجلسی پرقدرت با ایدههای نو و جدید برای حل مشکلات مردم باشد و به دور از هیاهو و تصفیه حساب های حزبی، گروهی و باندی به دنبال ارائه خدمات شایسته به این مردم قدرشناس باشد و زمان را برای خدمتگزاری از دست ندهند تا بعد از 4سال به خاطر کوتاهی خدمت، حسرت خورده و اظهار ندامت و پشیمانی نمایند. مردم اصلاح طالبان را در این انتخابات با شکست بدرقه نمودند. چرا؟ چون از کارنامه 4ساله آنان در مجلس که توفیقی برای حل مشکلات نداشتند؛ ناراضی بوده و درست به همین دلیل به جناح اصول گرایان اقبال نشان داده و این گوی و میدان را بار دیگر به آنان سپردند تا شاید بارقه هایی از امید در حل مشکلات اقتصادی ایشان پیدا شود و از زیر بار این غول آسیب زننده به کیان و تمامیت اجتماع و خانواده رهایی یابند.
نمایندگان محترم برگزیده بدانند؛
1- فصل رقابت تمام شده و اکنون با رفاقت باید 4سال که زمان مناسب و خوبی برای ارئه خدمات به این مردم عزیز است کمربند همت خود را محکم ببندند و عزم خویش را برای حل معضلات ریز و درشت داخلی و بین المللی این آب و خاک، به کار گیرند.
2- پيروزانتخابات مردم بودند. جناح پیروز باد به غبغب نیاندازد. مراقب تحریک های خناسان و شکست خوردگان افراطی باشند. آنان از روز بعد از اعلام نتایج جوسازی های خودشان را شروع کرده اند. صادق زیبا کلام در توئیت خود به رییس جمهور گفته است ایامی سختی را در پیش رو دارید و دیگر ماه عسل شما با مجلس دهم تمام شده است و مجلس یازدهم شمشیرش را برای دولت تدبیر و امید از رو بسته است! این اولین آتش تهیه رقیب شکست خورده است. آن ها می خواهند مجلس یازدهم را از هم اکنون وارد حاشیه ها و جنجال ها نمایند تا این مجلس نتواند به کارهای ریشه ای خود در جراحی و اصلاح کژی های دولت بپردازد. مجلس یازدهم باید با اندیشه، همفکری و مشورت با صاحب نظران و به دور از هوچی گری ها، هیاهوها و جنجال های بی مورد، برنامه های خود را برای رفاه اجتماعی، گره گشایی از مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم اعلام نماید و دولت را در باقی مانده عمر قانونی اش یاری رساند تا اهداف ازپیش تعیین شده نظام سیاسی کشور که از سوی رهبرمعظم تحت عنوان گام دوم انقلاب اعلام و برنامه ریزی شده است، تحقق یابد.
3- مجلس یازدهم باید نماد وحدت و یکپارچگی نظام سیاسی کشور باشد. این مجلس که از خرداد ماه 1399 آغاز به کار خواهد نمود باید مظهر امید به مردم باشد و نشاط اجتماعی را به ارمغان آورد و اعتماد عمومی را در نزد افکارعمومی ترمیم و بازسازی نماید و خادم مردم به معنای واقعی کلمه باشند. قطعا مجلس یازدهم باید با درایت و هوشیاری و تیزبینی کم کاری و ناکارآمدی مجلس دهم را در پاره ای از مواضع متخذه جبران نماید و گام های مؤثر و محکم و قوه ای را به نفع مردم بردارد. به مجلس یازدهم توصیه می شود فکر اساسی و جدی در خصوص همسان سازی حقوق بازنشستگان بنمایند و این قشر شریف و زحمتکش را شرمنده خانواده شان ننمایند.
4- مطالبه گری مردم با این میزان مشارکت در انتخابات از مجلس یازدهم عبارتست از: باز شدن گره های کور اقتصادی، اصلاح جهت های سیاست خارجی، مقابله با فسادهای گسترده آبرو بر آزاردهنده، مقابله با گسست ها و گسل های اجتماعی و سیاسی، پر کردن شکاف طبقاتی، مقابله بی امان با هرگونه رانت وتبعیض، تصویب لوایح و طرح های مفید جهت رشد و شکوفایی کشور، تأمین عدالت اجتماعی، کوتاه کردن دست سوداگران در همه عرصه ها، تقویت پول ملی، کارآفرینی و اشتغالزایی، حمایت همه جانبه از مردم در برابر فشارهای غیرمعقول دولت بر مردم و ...
جان کلام این که، مجلس یازدهم اگر می خواهد در رأس امور باشد باید به وظیفه ملی و شرعی خود در همه زمینه ها و عرصه ها عمل نماید و بدون مماشات با ارکان قدرت، نگاهی واقع بینانه به مسائل ملی و مدنی جامعه داشته باشد تا تجسم اراده ملی باشد، قطعا با این نگاه امنیت ملی و امنیت روحی و روانی جامعه بازیابی و تقویت می شود و دشمنان داخلی و بین المللی و مغرضان خود فروخته این مرز و بوم، ناامید و با دستان خالی صحنه را ترک خواهند نمود. باید امیدوار بود مجلس آتی که در خرداد ماه 1399آغاز به کار خواهد نمود در عملکرد و فعالیت های مشروحه مذکور که از مطالبات جدی مردم است موفق عمل نمایند و امید مردم را بر باد ندهند.
مردم به این مجلس که جوان هستند و تازه وارد در این عرصه اما متخصص و متعهد می باشند دل بسته اند. برای موفقیت شان دعا کنیم.
سه شنبه : 6 / 12 / 1398- 1 رجب 1441- 25 فوریه 2020

