فرصتى براى نوسازى جسمى و خودسازى روحي
اسدالله افشار
1- برنامه‌هاى انسان سازى اسلام، بسيار جالب و متنوع است و همه آنها کم و بيش به جسم و جان، روان و تن، دنيا و آخرت انسان‌ها توجه دارند و برنامه‌ها چنان است که همه شئون زندگى انسانى را در بر مى‌گيرد و او را براى توجه به مبدا هستى و آفريدگار و وظيفه و نقش خويش و زندگى و به هدف نهايى آفرينش آماده مى‌سازد.
مى‌دانيم که انسا‌ن‌ها در کوران زندگى در فراز و نشيب خواهش‌‌ها و تمايلات نفسانى و غرايز سرکش، بارها بر لب پرتگاه قرار مى‌گيرند و از اوج ارزش‌هاى انسانى تا پايين‌ترين مرحله درندگى و حيوانيت و ددخويى سقوط مى‌کنند و گاهى پول و مقام و رياست و لذايذ مادى و گرايش به دنيا، چنان او را کور و کر مى‌کند که گويى اصولا براى “خور و خواب و خشم و شهوت” آفريده شده است و بسان “ حيوان خير ندارد از جهان آدميت”.
از طرفى روح پر نوسان و روان و سرشت او همواره او را به سوى هدفى برتر و بالاتر مى‌خواند و اين نداى وجدان را مى‌شنود که او غير از حيوانات است و مقامى بس ارزنده ‌تر دارد. اوست که بايد تاج “کرمنا” بر سر نهد و به کرامت انسانى برسد و آن چنان که بايد اوج گيرد و تا بدان پايه سير کند که رسد آدمى به جايى که به جز خدا نبيند و به مقام والاى آدميت برسد.
براى تعادل اين دوکشش و کوشش درونى و تضاد باطنى و دوگانگى روحى و حتى تضادهايى که ميان زندگى اجتماعى و فردى است و روزانه با آنها دست به گريبان است. پس برنامه‌هاى سازنده و حساب شده بايد، که به همه نيازهايش پاسخ گويد و تمرين کافى براى رويارويى با اين همه مشکلات به او بدهد.
نگرشى کوتاه و ژرف در برنامه‌هاى عبادى اسلام و واجبات و محرمات آن گواه روشنى بر اين مدعاست. عبادت‌هاى مختلف از حج و زکات گرفته تانماز و روزه همه و همه نمودار اين نگرش و بينش اسلامى است که براى سازندگى روح و جسم و جان و تن انساني، طرح و برنامه‌ داده است و همواره او را به سوى تعالى و ارزش‌هاى جاودان معنوى فرا مى‌خواند.
راستى نماز پنجگانه، يعنى در شبانه روز و پنج بار با برنامه ويژه‌اى در برابر خدا و آفريدگار ايستادن و با او سخن گفتن و از او مدد خواستن و دل فکر را با او مرتبط ساختن، چقدر در سازندگى روان و معنويت انسانى نقش دارد؟ و کدامين انسان است که باتوجه به بينش و معرفت به مفهوم نماز خود را در پناه خدا و در حمايت او احساس نکند و يا از او غفلت نمايد و در بند، گناه و نافرمانى باشد.
و يا در طول يک سال که به عادت هميشگى به خوردن و خوابيدن خو گرفته يک ماه تمام را با برنامه ‌ ويژه روزه گرفتن آن هم به خاطر خدا و به قصد قربت، دهان و شکم را از خوردنى‌ها و نفس اماره را از لذايذ جسمى و شهوى باز داشتن، چه نقشى در بازسازى انسان از نظر اخلاق و معنويت دارد و چه تمرين شايسته‌اى براى رشد اخلاق و معنويت و تقويت ايمان و عقيده مى‌باشد.
درباره فوايد بى شمار روزه که از فوايد جسمى و بهداشتى گرفته تا فوايد فردى و اجتماعى و معنوى اخلاقى آن، سخن فراوان است و کم و بيش مى‌دانيد؛ صرف‌نظر از اينکه روزه يک خانه تکانى عظيم براى دستگاه‌ هاضمه و گوارش و ... است و عاملى مهم براى سلامت روح و جسم، اين امساک خود مى‌تواند ده‌ها امراض را معالجه کند ولى ارزش‌هاى معنوى و اجتماعى آن ارزنده‌تر است.
روزه يک ورزش روحانى است که موجب تقويت اراده و ايمان مى‌شود و پايمردى و استقامت و روح گذشت و فداکارى را در انسان زنده مى‌سازد و او را تا مرحله ايثار و گذشت از مال و جان و چشم‌پوشى از همه لذايذ و دلبستگى‌هاى زندگى وا مى‌دارد.
به شرطى که روزه‌دار قدر آن را بشناسد و از آن بهره‌ گيرد و تنها به اين اکتفا نکند که غذا نمى‌خورد و آب نمى‌آشامد و ... بلکه چشم و گوش و دست و زبان و انديشه و فکرش و ... روزه‌‌دار باشد و بداند که نبايد جز خدا تسليم کسى بشود و جز در راه رضاى او بکوشد.
هنگامى که پيامبر(ص) در باره فضايل و دستورات اين ماه سخن مى‌گفت، علي(ع) از بهترين اعمال در اين ماه پرسيد و پيامبر در پاسخ فرمود: بهترين اعمال در اين ما پرهيز از گناهان است. “افضل الاعمال فى هذا الشهر الورع عن محارم الله ...”
اگر مسلمانان با بيدارى و بينش و هوشياري، پاس احترام اين ماه را بدارند و از آن براى کنترل هوس‌ها و پيروزى بر شهوات و درس مساوات و برادرى مردم‌خواهى و تقوا بياموزند، مى‌توانند در سايه آن نبرد، با دشمن درون و بيرون و در ميدان جهاد اصغر و اکبر و ... سرافراز و پيروز گردند.
قرآن کريم مى‌فرمايد: استعينوا بالصبر و الصلوه و انها لکبيره الا على الخاثمين
از نماز و روزه نيرو بگيريد و اين کارى بزرگ و دشوارى است مگر بر مومنان خدا ترس. بقره 45
2- ماه رمضان،‌ ماه نوسازى جسم و جان و صفا و پاکى روح است، ماه نزول قرآن و مهار تلاوت آن است.
عظمت و شکوه اين ماه در اسلام به حدى است که همه فعاليت‌ها و کارها و افکاررا تحت‌الشعاع قرار مى‌دهد.
رمضان ماه عبادت و خودسازى است و در روايات اسلامى وعده‌هاى فراوان براى استجابت دعاها و پاداش بسيار براى عبادت‌هاى اين ماه داده شده است.
اين ماه به خاطر ويژگى‌هايش ماه خدا لقب يافته است. و روزه هم عبادت ويژه پروردگار ناميده شده است. “الصوم لى و انا اجزى به”(1)
روزه براى من و به خاطر من است و من پاداش آن را خواهم داد.
پيامبر گرامي(ص) به جابر فرمود: “... هرکس در روزهاى اين ماه روزه بدارد و در شب‌هاى آن به ياد خدا بيدار شود، شکم را از حرام و دامن را از آلودگى‌ حفظ کند و زبان خود را نگه دارد،‌از گناهان بيرون مى‌رود همچنان که از اين ماه بيرون مى‌رود.
“جابر” عرض کرد: چه نيکو است اين حديث.
پيامبر فرمود: اما چه دشوار است اجراى شرايط آن. اى جابر(2)
در روايات، از روزه به سپر تعبير شده که انسان را از آتش جهنم باز مى‌دارد.(3) اين ماه، ماه توبه و استغفار است و شقى‌ترين مردم کسى است که از غفران و آمرزش اين ماه عظيم محروم بماند: “الشقى من حرم غفران الله فى هذا الشهر العظيم”
پيامبر(ص) در ضمن خطبه آخرين جمعه ماه شعبان، وظايف مسلمانان و عظمت اين ماه را يادآور شد و هنگامى که اميرمومنان از برترين و بهترين اعمال در اين ماه پرسش کرد فرمود: افضل الاعمال فى هذاالشهر، الورع من محارم الله. بهترين عمل در اين ماه پرهيزکارى و خوددارى ازگناهان است.(4)
روزه عامل مهمى براى تقويت اراده و تمرين براى افزايش نيرو و توان در برابر خواسته‌ها و تمايلات نفسانى و ... است و نيز عامل مهمى براى کسب تقوا است، که قرآن هم بدان اشاره مى‌کند، “لعلکم تتقون”(5)
و نيز يکى از عوامل مهم توجه و همدردى با زير دستان و محرومان، و باعث تحريک عواطف و تقويت بيشتر روح همبستگى اسلامى است.
3- ماه رمضان ماه خدا و ماه روزه است. راستى چرا روزه بگيريم؟
از نخوردن و نياشاميدن چه نفعى عايد ما مى‌شود؟ارزش مادى و معنوى روزه چيست؟!
آيا جز آنکه جسم ما را ضعيف کند و از قواى ما بکاهد، فايده ديگرى خواهد داشت؟
اينها پرسش‌هايى است که با آن مواجه مى‌شويم.
ولى بايد دانست که روزه يکى از دستورات مهم انسان‌سازى اسلام است که علاوه بر جنبه‌ عبادى آثار مهم زير را داراست:
- آثار اخلاقى و روحى آن فوق‌العاده است،
تمرين و مقاومت يک ماهه در هر سال، برابر گرسنگي، تشنگي، شهوات و ... نيروى اراده و ايمان را، تقويت مى‌کند و قدرت تصميم را افزايش مى‌دهد. حکومت عقل و انديشه را بر شهوات و هوسها، تثبيت مى‌کند و انسانى منظم و مصمم و با اراه، بار مى‌آورد و او را از بردگى هوا و بندگى هوس و خواهش‌ها، مى‌رهاند و آزادى و پايمردى و مقاومت را برايش به ارمغان مى‌آورد. جسم و جان انسان را در مسير هدف و ايمان به کار مى‌گيرد و پرده غفلت را از چشم و دل کنار مى‌زند و او را با مبدا و خدا، پيوند مى‌دهد که پيامدش، روشنى دل و نورانيت فکر و معنويت و تقواست. روزه يک عامل بازدارنده از گناه و آلودگى‌هاست و از مهمترين عوامل پيشگيرى از جرم و جنايت، دزدى و تجاوز و ... است که قرآن آن را به عنوان فلسفه روزه بيان مى‌کند “لعلکم تتقون”. (بقره آيه 183)
روزه عامل تحريک عواطف انسانى است. انسان روزه‌دار، مفهوم گرسنگى و تشنگى و محروميت را درک مى‌کند و به ياد مستمندان و توده‌هاى محروم و گرسنه،‌ مى‌افتدو به دستگيرى و کمک آنان مى‌شتابد. از اين رو امام صادق(ع) مى‌فرمايد: “روزه واجب شد تا مساوات و برابرى ميان اغنياء و فقرا را برقرار سازد”.
مى‌دانيم که سرچشمه بسيارى از بيمارى‌ها، پرخورى و انباشته شدن غذاهاى اضافى و فضولات در بدن است. غذاهايى که کاملا جذب نشده و مواد اضافى آن به صورت چربى‌هاى مزاحم، قندهاى جذب نشده و ... در لا به لاى بافتها باقى مانده است و دستگاه گوارش و ... را به سان يک لجنزار براى پرورش انواع ميکروب‌هاى بيمارى‌زا و انگل‌ها، در مى‌آورد و از اين رهگذر، انواع بيمارى‌ها که سلامت انسان را به خطر مى‌اندازد، به وجود مى‌آيد.
پس روزه در واقع يک رژيم ملايم و بى‌زيان، براى از بين بردن فضولات و چربى‌ها و گوشتهاى اضافى و عامل خشک کننده اين لجنزار است که بافتها را شستشو مى‌دهد و يک خانه تکانى واقعى‌ است!
دستگاه‌هايى که در اثر يازده ماه کار مداوم و فعاليت شبانه روزي، خسته شده، با استراحت يک ماهه (ماه رمضان) از نو نيرو و توان مى‌گيرد و شارژ مى‌شود و تجديد نيرو مى‌کند، بويژه اگر مراعات اعتدال در سحر و افطار بشود و از افراط و پرخورى اجتناب گردد، در آن صورت حديث نبوى مصداق پيدا مى‌کند که “صومواتصحوا” روزه بگيريد تا سالم گرديد!
به علاوه روزه‌دار بايد تلاش کند که چشم خود را نيز از ديدن مناظر شهوت‌انگيز و نامحرمان، زبانش را از تهمت،‌ دروغ، غيبت، دستش را از ظلم و ستم،‌گوش را از سخنان باطل و نادرست، باز دارد و دل و فکر را از انديشه گناه و معصيت، پاک سازد تا بتواند به همه ارزش‌هاى روزه‌، دست يابد.
اميد است همه مسلمانان در سايه الهام از قرآن و پيشوايان راستين از برکات اين ماه بهره‌مند گردند.
پى‌نوشت‌ها:
1- سفينه البحار ماده صوم
2- وسائل‌الشيعه کتاب صوم ص 116
3- سفينه‌البحار
4- عيون اخبار الرضا ص 164
5- سوره بقره 182 (کتب عليکم الصيام کما کتب على الذين من قبلکم لعلکم تتقوي)
بر شما روزه واجب شد چنان که بر امتهاى گذشته واجب بود تا پرهيزکار شويد


ارسال توسط افشار
 
تاريخ : ۱۳۸۶/۰۶/۲۱
تاريخ خبر: چهارشنبه 21شهريور1386-29شعبان 1428-12سپتامبر2007-شماره24006

نگاه‌
سلا‌م بر ماه خدا
اسدالله افشار

بارالها!‌

شناسايي فضيلت اين ماه را به ما الهام فرما.‌

و توفيق بزرگداشت آن را به ما مرحمت كن...‌

ما را ياري نما تا روزهاي اين ماه عزيز را چونان كه تو خواسته‌اي به جا آوريم:‌

تمام اعضاي پيكر خود را از گناه بازداريم و در راه بندگي تو، به كار بريم.‌

از سخنان بيهوده گوش فرو بنديم و به مناظر لهو و گناه ننگريم. دست به عصيان نيالاييم و پاي در راه خطا نگذاريم...‌

به ما توفيق مرحمت فرما تا با آنان كه قطع رابطه كرده‌ايم، پيوند آشتي برقرار سازيم و در حق آنان كه ستم كرده‌ايم، عدالت ورزيم و با دشمنان خود - نه دشمنان تو - از نو طرح دوستي بريزيم.‌

امام سجاد(ع)‌

در اين جهان پرغوغا كه بر محور ارزشهاي مادي مي‌گردد، هر روز كه از عمر انسان مي‌گذرد، قيد و بند تازه‌اي بر دست و پاي او مي‌پيچد. حوادث و گرفتاريهاي زندگي روزمره، آن چنان او را به خود مشغول مي‌سازد كه از فكر در همه چيز ديگر باز مي‌دارد. و او را يكباره در يك حال غفلت و بي‌خبري فرو مي‌برد.‌

يكي از فلسفه‌هاي مهم عبادات اسلامي، مخصوصاً روزه ماه مبارك رمضان،‌دريدن اين پرده‌هاي غفلت و بي‌خبري و ايجاد يك تحول فكري و انقلاب مقدس روحي و معنوي در وجود انسان است.‌

روزه يك حالت توجه آميخته با رقت عواطف و احساسات خاص انساني، و خضوع توا‡م با تنبه و بيداري در انسان بر مي‌انگيزد. او را به ياد خدا، به ياد مبديي كه تمام منتهي‌اش از او سرچشمه مي‌گيرد و به سوي او بازمي‌گردد، او را به ياد سرنوشت نهاني بشر، به ياد دادگاه عدالت پروردگار و روز ديگر، به ياد سالها و ماهها و ساعتهايي كه به غلت گذشته، و به ياد خلافكاريهايي كه براثر غلبه هوسهاي سركش و شهوات از او سر زده است، مي‌اندازد.‌

همچنين به ياد دردمندان بينوا، و بينوايان دردمند و محرومان اجتماع كه به حكم اجبار و بر اثر بي‌عدالتي‌هاي محيط در تمام سال همچون روزه‌داران شكم‌هايي گرسنه و لبهايي خشك دارند، مي‌اندازد. تا در پرتو اين بيداري، گذشته را جبران نمايد و افق روشنتري براي آينده خويش پيش‌بيني كند تا به حال محرومان بينوا و دردمندان اجتماع بيانديشد و مرهمي بر جراحات آنان بگذارد.‌

ماه مبارك رمضان را <ماه خدا> مي‌گويند، با اينكه همه ماهها ماه خداست. همه چيز از مبداء پرفيض وجود او سرچشمه مي‌گيرد و در پرتو هستي او به هستي خود ادامه مي‌دهد. بنابراين اگر آن را <ماه خدا> مي‌گويند، دليلي دارد و آن اينكه: ماه رمضان ماهي است كه انسان را به خدا نزديك مي‌سازد.

امواج بي‌كران رحمت او همه را احاطه مي‌كند، قلب آدميان نور و صفاي ديگري مي‌گيرد، از اين جهان تاريك مادي بال و پر مي‌گشايد و به جهان فرشتگان مي‌رود و در آنجا رنگ خدا مي‌گيرد(صبغه`‌الله و من احسن من الله صبغه).‌

روزه يك درس عملي مؤثر براي مهار هوسها و پيروزي بر شهوات و جلوگيري از طغيان خوهاي حيواني است.‌

روزه درس <مساوات انسانها> و <راه تجربي احساس دردهاي مبهم و جانكاه مستمندان و گرسنگان> است.‌

روزه نه تنها جسم و تن را از مواد زايد و مزاحمي كه در طول سال در اعضاي مختلف آن رسوب كرده نجات مي‌بخشد و به تمام اعضاي پيكر نشاط و حيات نويني مي‌دهد، بلكه با روح و جان انسان نيز همين معامله را مي‌كند و علف هرزه‌هاي هوسهاي مزاحم و غرائز طغيانگر را از سرزمين روح و جان او برمي‌كند و آمادگي غيرقابل وصفي براي معنويت بيشتر و بينش كاملتر به او مي‌بخشد.‌

به واسطه همين آثار اعجازآميز است كه در آيات قرآن مجيد و سخنان پيشوايان بزرگ اسلام روزه به عنوان <درس تقوي>، <سپري در برابر آتش>، <وسيله‌اي براي تقويت ايمان و اخلاص> و <راهي به سوي مساوات فقير و غني> معرفي شده است.‌

پروردگارا! به ما توفيق استفاده هر چه بيشتر از اين فرصت بزرگ معنوي مرحمت فرما و ما را از روزه‌داران واقعي در اين ماه رحمت قرار ده.‌




ارسال توسط افشار
 
تاريخ : ۱۳۸۶/۰۶/۱۱
سينما + دين = سينماى ديني
اسدالله افشار
1- فيلم دينى چيست، چه معيا‌رهايى دارد و جايگاه آن در سينماى کشور چيست؟ اين سوالى است که با گذشت بيش از 28 سال از پيروزى انقلاب اسلامى و سايه‌گستراندن حکومت اسلامي، ذهن بسيارى از فعالان عرصه سينما و تلويزيون را به خود مشغول داشته است. هرچند دين حقيقتى حلول يافته در لحظه لحظه‌هاى زندگى انسان و امرى فطرى و ذاتى است، ليکن رويکرد به آن و تلاش براى پرداختن به جنبه‌هاى مختلف آن با اظهارنظرهاى مختلف در حوزه‌ سينما رو به رو است. در گذر تاريخ، بشر دائما به دنبال دين بوده است. در پى يافتن آن پنجره‌اى که چه از طريق نگاه و چه با همه وجودش از زندان خود بگريزد و سينما که هنر آميختن نورها و رنگها، هنر کلام و تصوير و هنر گفتار و شنيدار است، يکى از غنى‌ترين هنرها براى گشودن اين پنجره است. بايد اين نکته را در نظر داشت که سينما جامع‌ترين هنر براى اين منظور است يا به تعبير بهتر بيشترين امکان را براى به تصوير کشيدن دين نياز دارد. سينما مى‌تواند متعالى‌ترين وسيله تعالى در هنر دينى باشد.
2- برخى بر اين باورند که سينماى دينى تاکنون وجود نداشته و از اين پس بايد به ضرورت پيدايش آن پرداخت. برخى پرداختن به آن را مشکل دانسته و آن را منوط به فراهم بودن شرايط و زمينه‌‌هاى لازم و فراوان مى‌دانند و تعدادى هم وجود حتى يک صحنه جزئى را که لحظه‌اى انسان را به تعمق وا دارد نشان از يک فيلم دينى مى‌دانند.
تعدادى از فعالان عرصه سينما معتقدند در زمينه‌ ساخت فيلم‌هاى دينى تلاش درخور شايسته‌اى نشده و برخى نيز توليد چند سريال و فيلم موفق را نشانگر رويکرد به اين سينما مى‌دانند.
در يک جمع‌بندى کلى مى‌توان گفت که سينماى دينى يک ژانر با يک تعريف کليشه‌اي، دقيق و مدون نيست. سينماى دينى تعلق به زمان، سرزمين و فيلمساز خاصى ندارد . سينماى دينى ضرورتا روايتگر رخدادهاى تاريخ اديان و سرگذشت پيامبران و معصومين(ع) نيست. شايد آنچه بيش از هر چيز نشانگر سينماى دينى باشد، بينش فيلمساز و تاثيرى است که فيلم بر مخاطبين باقى مى‌گذارد. اين تاثير مى‌تواند از به تصوير‌کشيدن عالم غيب يا ارتباطات انسانى در جهانى مادى نشات گيرد. آنچه به نظر مهم مى‌رسد،‌ شيوه بيان و نحوه نگرش به موضوع است نه صرف موضوع. از اين رو سينماى دينى مى‌تواند مجموعه‌اى از فيلم‌هاى متفاوت سينماى جهان باشد.
در حالى که سينما به همه شئون زندگى انسان وارد شده، نمى‌توان انتظار داشت دين به عنوان يکى از فطرى‌ترين مفاهيم بشرى وارد سينما نشود. ما در فيلمى که به بيان مرگ، ارزش‌هاى رفيع انسانى‌، اخلاق، تعهد و مسئوليت بشرى مى‌پردازد، با جهان‌بينى دينى مواجه هستيم.
3- همان گونه که دين، داراى معرفتى بسيار گسترده و تبلورى درخشان است و با وجود سادگى از پيچيدگى‌هاى فراوانى برخوردار است، سينماى دينى که مى‌بايست بازتاب اين معرفت باشد نيز بى‌ترديد داراى ابعادى بسيار گسترده و ساختارى بلورين و چند وجهى است. همان سان که ذات هنر سينما داراى چنين شاخصه‌اى است. ايثار، شجاعت، نوعدوستي، ايمان، تزکيه نفس، زهد و پاکدامنى همگى از جمله صفات پسنديده دينى هستند، اما سينما مى‌تواند بدون نمايش هيچ يک از اينها و تنها با ايجاد تاثير درونى در تماشاگر خود، به دين همه بسيار نزديک باشد.
هنر دينى قطعا تابع اخلاقيات است، اما نمايش و تبليغ اخلاق‌گرايى ضرورتا محدوده بسته سينماى دينى نيست. سينماى دينى مجموعه جريان‌هايى است که يک حرکت و تاثير متعالى آن را در انديشه و روح انسان پديد مى‌آ‌ورد. از نگاه کارشناسان، اين جريان‌ها الزاما در محدوده قالب‌ها راه را بر خلاقيت و تفکر بسته و سينما را از قلمرو هنر خارج مى‌کند.
4- مهمترين خطرى که سينماى دينى را تهديد مى‌کند، خطر ظاهرگرايى دينى است. چنين سينمايى به جاى اينکه به سينماى دينى برسد، به سينماى تزوير، ريا و نفاق مى‌انجامد. سينماى ريا و تزوير، سينماى تظاهر، سينمايى که ظاهرى دينى و باطنى عوام‌فريب و دنياگرا دارد، از يک سينماى لائيک و خنثى بدتر است. در سينماى نفاق، از صداقت خبرى نيست و همين بى‌صداقتى و دورويى در لحن و تاثير فيلم بروز مى‌کند و مخاطب را متاثر مى‌نمايد. سينماى نفاق نه تنها مخاطب را به دين‌باورى جلب نمى‌کند، بلکه در چشم دل او دافعه‌اى نسبت به ظواهر دينى ايجاد مى‌کند که نتيجه‌گيرى معکوس دارد.
سينماى نفاق بى‌ايمانى را ترويج مى‌کند و برغفلت مخاطبان دامن مى‌زند و همه آثار ايمان را به مسخره مى‌‌گيرد و از ظواهر دين همچون کالايى که دربازار مى‌فروشند، سود مى‌برد. سينماى نفاق سينماى دين‌فروش است و دکانى است براى خريد و فروش ارزش‌ها و قلب اصالت‌ها و داد و ستد ايمان. سينماى نفاق،‌ عوام‌فريب و عوام‌زده است؛ قشرى است،‌تنها بر پوسته دين تاکيد مى‌کند و کارى با مغز ندارد؛ دنيا گراست، فقط به جيبش مى‌انديشد و تنها نگرانى‌اش گيشه است و تماشاگر را نيز به سوى دنياگرايى مى‌راند. سينماى نفاق داراى ويژگى‌هاى ديگرى است که در ذيل فهرست‌وار اشاره مى‌شود:
- بى‌گذشت و دنياپرست است تهمت و دروغ و شايعه پراکن است.
- نان به نرخ روز خور مى‌باشد. متزلزل و سست مواضع است.
- رونق بازارش در ارعاب ديگران است.
- حقيقت را منحصرا در اختيار خود مى‌داند.
- در بيرون متشرع است و در خلوت آن کار ديگر مى‌کند.
- تخم کينه، عداوت، خشونت و بدبينى در عرصه هنر مى‌کارد.
- دم از اخلاق مى‌زند ولى مروج بداخلاقى است.
- جنجالى و غوغاسالار است، کم‌تحمل مى‌باشد.
- تنگ‌نظر و حسود است . عليه هر آدم موفقى توطئه مى‌کند و دست به پرونده‌سازى مى‌زند.
در يک کلام سينماى نفاق يک انگل متعفن در بدنه سينماى دينى است و براى سلامت سينماى دينى و ادامه حياتش، بايد اين غده چرکين را جراحى کرد و به دور انداخت تاگسترش عفوت بدنه نحيف سينماى دينى را از پا نيندازد.
5- آنچه تاکنون از تجربه سينماى دينى در حوزه جهان و ايران فراروى ما نهاده شده است شامل زير مجموعه‌هاى زير است؛
الف - سينماى تاريخى - ديني:
آنچه تاکنون از تجربه سينماى دينى در حوزه جهان و ايران فراروى ما نهاده شده است شامل زير مجموعه‌هاى زير است:
يک - سينماى تاريخى - ديني: اين نوع سينما بيشتر نظر به قصص انبياء و اولياء دارد که عمدتا در کتب مقدس آسمانى يا در متون روايى منسوب به بزرگان دين گردآورى شده است و تاريخ زندگى و نبوت يا کرامت آنان را در بر مى‌گيرد.
آثارى نظير “ده فرمان”” - سيسيل ب دو ميل -، “کتاب آفرينش”‌- جان هيوستن‌- و نسخه‌هاى متعدد سينمايى از زندگى حضرت عيسى بن مريم در حوزه سينماى جهان و فيلم‌هايى مثل “سفير” - فريبرز صالح -، “ايوب پيامبر” - فرج‌الله سلحشور‌-‌ “روز واقعه” - شهرام اسدى - ، “مريم مقدس” - شهريار بحرانى - و “بشارت منجي” - نادر طالب‌زاده - در عرصه سينماى ايران از اين نوع سينماست.
دو - سينماى اخلاقى - تشريعي: اين نوع سينما در پى تبيين و تبليغ پاره‌اى ارزش‌هاى دينى است که عمدتا در اخلاق و فقه متجلى شده است. ترغيب به برگزارى مراسم دينى و شعاير مذهبى و عبادات و انجام دادن رفتارهاى مبتنى بر اخلاق دينى از جمله اين ارزش‌هاست.
سه - سينماى جوهري: اين نوع سينما بيشتر از آنکه روايتگر تاريخ يا مبين احکام صورى دين باشد مفاهيم عميق و بنيادين نظير ايمان، معجزه، تداوم الوهيت خداوند در بستر زمان و مکان، توکل و در يک کلام ارتباط ناب بين انسان و حضرت بارى‌تعالى را باز مى‌جويد و تماشاگر خود را به تعمق دراين معانى فرا مى‌خواند. شايد در عصر حاضر که عصر بى‌ايمانى است و در چنبره تجدد و مدرنيسم هر آنچه رنگ و بوى معنى و متافيزيک دارد گرفتار تفاسير و تعابير مادى شده است، چنين سينمايى از محل اعتبار بيشترى برخوردار باشد. آثارى مثل “بچه‌هاى آسمان” و “رنگ خدا” - مجيد مجيدى - “گاهى به آ‌سمان نگاه کن” - کمال تبريزي- و “زير نور ماه” - رضا ميرکريمى - نتايج موفق اين تلاش را نشان مى‌دهند که فارغ از گرفتارى‌ در ظاهرسازى و قالب‌مدارى کليشه‌زدگي، هريک به نوعى تعامل انسان و خداوند را به عينيت سينما درآورده‌اند و تماشاگر را در تفکر به بازسازى رابطه‌اش با خالق هستى تذکار بخشيد‌ه‌اند. اين نوع سينما متعالى‌ترين نوع سينماى دينى است، چرا که مخاطب را با جوهره دين که همانا نزديکى به ذات اقدس الهى است، پيوند مى‌دهد و فطرت و وجدان او را به حقيقت فرا مى‌خواند و زمينه‌هاى اعتقادى‌اش را بر مى‌انگيزاند. کارشناسان به درستى معتقدند که مى‌توان آثارى نيز خلق کرد که هر سه جنبه فوق را همزمان در بر داشته باشند.
البته خالق چنين فيلمى با دشوارى و حساسيت فراوان‌ترى همراه است. فيلمى مانند “مردى براى تمام فصول” - فرد زينه‌مان - شايد تا حدودى به اين جنبه نزديک شد‌ه باشد. زيرا از يک سو اثرى تاريخى است و به مقطعى از زندگى يک قديس - سرتوماس مور - مى‌پردازد و از طرف ديگر، پايبندى وى به احکام فقهى و اخلاقى مسيحيت را تبيين مى‌کند و از همه مهمتر دغدغه يک مرد را در چگونگى حفظ ايمانش به خداوند و نفروختن آن به متاع دنيا روايت مى‌کند.
6- در يک جمع‌بندى گذرا در زمينه امکان وجودى سينماى دينى به سه ديدگاه متفاوت بر مى‌خوريم که در زير مورد اشاره قرار مى‌دهيم:
الف - ديدگاه نخست: در ديدگاه نخست، تصور بر اين است که سينما صرفا يک ابزار بى‌طرف است و مى‌تواند در خدمت هر محتوايى قرار گيرد. مثال ساده چاقو و کاربرد آن براى مقاصد متضاد، بيانگر همين نگرش ابزارى است.
چنين نگاهى به خدمت گرفتن سينما را براى ارائه مفاهيم دينى بسيار سهل‌الوصول مى‌داند و بر اين باور است که سينما ظرف نامتعينى است که هرمحتوايى مى‌تواند مظروف آن باشد.
ب - ديدگاه دوم: ديدگاه دوم به سينما نگاهى محدود کننده دارد، براساس اين ديدگاه، سينما تنها محتوايى را مى‌تواند ارائه کند که متناسب با خاستگاه و خواستگاهش است؛
از اين رو به دليل آنکه سينما در بستر فرهنگ غيردينى و انسانيت‌گريز غرب تولد و رشد يافته، تنها مى‌تواند در خدمت محتواى موجود در همان فرهنگ باشد. اين ديدگاه به طور عام به تاريخ بعد از رنسانس در کشورهاى غربى و صنعتى‌شدن فرهنگ غرب و به طور خاص به جو غالب در تاريخ صد ساله سينما استفاده مى‌کند و معتقد است که اگر سينما مى‌توانست محتواى دينى ارائه کند مى‌بايست در اين صد ساله يک جريان قدرتمند دينى در کنار جريان اصلى حاکم بر سينما وجود مى‌داشت. عدم وجود چنين جريان خود محکمترين دليل براى اثبات اين است که سينما، ظرفيت، قابليت و توان ارائه محتوايى دينى را ندارد. علاوه بر اين نظرى وجود دارد که معتقد است از آنجايى که سينما تنها با واقعيت ملموس و ديدنى سر و کار دارد ، راهى به ناديدنى ها و از جمله خلجان‌هاى درونى متافيزيک يا دينى ندارد.
پ -ديدگاه سوم: در اين ميان يک ديدگاه بينابينى وجود دارد که نه ساده‌انگارى ديدگاه اول را دارد و نه معدودانگارى ديدگاه دوم را. صاحبان اين ديدگاه ضمن آنکه سينما را ابزارى براى انتقال پيام مى‌دانند، از يک طرف اين گفته مشهور “مک لوهان” را پذيرفته‌اند که وسيله همان پيام است و لذا محدوديت‌هاى ظرفيت و توانمندى‌ هر رسانه - از جمله سينما - را مدنظر قرار مى‌دهند و از سوى ديگر کاستى‌هايى که وجه صنعتى سينما بر وجه هنرى آن تحميل مى‌کند را از نظر دور نمى‌دارند.
بنابراين حاميان اين نظريه معتقدند که هم با تمسک به ابزار سينما و يافتن قابليت‌هاى نوين آن از طريق تغييرات در فرم‌ها و قالب‌هاى موجود، مى‌توان به سينماى دينى رسيد و هم همان گونه که در انديشه دينى جهان به عنوان مظهر و نماد شناخته مى‌شود و از خداوند به عنوان باطن يا معناى هستى ياد مى‌شود، هر نمادى فى‌نفسه داراى ظهور و بطونى است که مى‌توان با تاويلى دينى آن را بازگشود و لذا در عرصه سينما مى‌توان از تصاوير متعالى استفاده کرده ‌و سينما قادر است نگاه بيننده را به جنبه‌هاى نامکشوف و پنهان دنياى اطرافش جلب کند و مى‌توان راز و رمز درونى اشيا را از طريق پديدار کردن حالت‌هاى حرکتى خاص آنها نمايش دهد.
حرف آخر:
بحث در خصوص دغدغه‌هاى سينماى دينى البته بحثى دامنه‌دار است چرا که دامنه اهميت حضور دين در متن سينما نيز از برد وسيعى برخوردار است و محدود به همين مقاله نمى‌شود، آنچه در اين يادداشت مختصر برآمد برگزيده‌اى از دغدغه‌هاى نگارنده و صاحب‌نظران بود که برحسب بضاعت فکرى نگارنده بيان شد و طبعا اين بحث قابليت طرح در ابعاد گسترده‌تر و عمق بيشتر را نيز دارا است که اميد است با تلاش نظرى و عملى انديشمندان و هنرمندان بربرکت آن افزوده‌تر شود و اميد کسانى را که دغدغه دين و ديندارى در دنياى معاصر را دارند به تحقق اين پدپده مقدس در عرصه سينما زنده‌تر سازند و مسلما مسئولان مى‌توانند و بايد با حمايتهاى مادى و معنوى خود نسبت به ارتقاى سطح کيفى سينماى دينى تلاش کنند صاحب اين قلم اميدوار است که طرح مسئله سينماى دينى و نگاه به مقوله دين از نظر گاه سينما باب گفتگو و انديشيدن را بر سينماگران بگشايد.کشور ما که مخزن غنى‌ترين و درخشان‌ترين مظاهر دينى مى‌باشد، جاى دريغ است که در آن سينما اين هنر مهجور‌مانده از دين را همچنان مهجور نگاه داشته و در تعالى آنان نينديشيده و نکوشيده‌ باشيم.
منابع:
1- دين و سينماى ديني، احمد روزبه
2- سينماى دينى از ابهام تا روشنگري، مهرزاد دانش
3- سينما در حوزه معارف ديني. عبدالله اسفندياري
4- شرايط لازم براى تحقق سينماى ديني، مهرداد فريد و رضا سالک
5- نسبت سينما و دين، مهرداد فريد و رضا سالک
6- شناخت وسايل ارتباط جمعي، مارشال مک لوهان ترجمه ژيلا سازگار


ارسال توسط افشار

اسلایدر