اضافه كردن به علاقمندی ها
خانگی سازی
ذخیره صفحه
لینك آر اس اس
درباره ما
آرشیو مطالب
آمار و امكانات
تعداد بازدیدها :
افراد آنلاین :

سير تحول رابطه حاکميت و حقوق بشر - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۳:۱۴ بعد از ظهر

سير تحول رابطه حاکميت و حقوق بشر                  

اسدالله افشار

 

حاکميت را مي توان «اقتدار عاليه يک دولت در اتخاذ و اجراي تصميمات» دانست. در حقوق بين الملل کلاسيک، مفهوم حاکميت خارجي دولت، استقلال و تساوي آن با دول ديگر، و ضابطه تشخيص دولت از اجتماعات غيردولتي حاکميت مطلق دولت است؛ به اين معنا که قدرت دولت، قدرتي عالي، نامحدود و تبعيت ناپذير است. از اين منظر، حاکميت دو بعد داخلي و خارجي دارد. بعد داخلي حاکميت دولت به اين معناست که دولت بتواند بدون دخالت خارجي، امور کشور را تنظيم و اداره نمايد. در بعد خارجي، هنگامي يک دولت داراي حاکميت است که در روابط خارجي اش از استقلال و آزادي عمل برخوردار باشد و از ديگران تبعيت نپذيرد.

از ديدگاه «مکتب اثباتي»(1) که اراده و رضايت دولت را منبع تعهدات در حقوق بين الملل مي داند، اصل حاکميت، اصلي است که براي نظم جهان به صورت مطلق وجود دارد. بنابراين لزوم احترام متقابل دولت ها به استقلال و حاکميت يکديگر امري ضروري و لازم است. از اين ديدگاه، حاکميت، موضوع حقوق داخلي است و اين موضوع تنها تا آنجا به حقوق بين الملل مربوط مي شود که به تعهدات  بين المللي يک دولت در برابر ساير دولت ها لطمه اي وارد نسازد.(2)

با توسعه حقوق بين الملل از حاکميت دولت ها کاسته شد و دولت ها در بعضي موارد به نفع نظم بين المللي، برخي محدوديت ها را نسبت به حاکميتشان پذيرفتند. از جمله، با وجود آن که اصولاً دولت ها در رابطه با اتباعشان از استقلال و حاکميت مطلقه برخوردارند، و دولت هاي ديگر نمي توانند با شکايت دولتي به موضوع رسيدگي نموده و يا دولت را از اقداماتي منع نمايند، اما از سده بيستم جامعه بين المللي با احترام به اصل حاکميت ملي، مجموعه گسترده اي از قوانين بين المللي حقوق بشر را توسعه داد که تا حدود زيادي اجازه اظهار نظر و تأثيرگذاري در مورد وضعيت حقوق بشر در ديگر دولت ها را مي داد.(3)

از طرفي مي توان گفت حاکميت دولت ها و حمايت بين المللي از حقوق بشر ناسازگار جلوه مي نمايند. چرا که دولت هاي داراي حاکميت، نه تنها قواعد و مقررات بين المللي حمايت از حقوق بشر را وضع مي کنند، بلکه درعين حال روند اجراي حقوق موضوعه رانيز مطابق اراده خودشان تعيين مي کنند.

ورود حقوق بشر به حوزه روابط بين الملل :

ورود حقوق بشر از حوزه صلاحيت دولت ها به حوزه روابط بين الملل حاصل حرکت هايي است که پايه هاي آن را مي توان در معاهدات 1648 «ازنابروک»(4) و 1878 «برلين» دانست. در اين معاهدات بر حمايت از حقوق مذهبي و حقوق اقليت ها تأکيد شد.(5)

بين المللي شدن حقوق بشر در قرن بيستم، با امضاي قرارداد حمايت از اقليت ها تحت نظر جامعه ملل صورت گرفت. در بسياري از معاهدات صلح پس از 1919 سيستمي جهت حفاظت از حقوق اقليت ها موردپذيرش واقع شد. با تأسيس جامعه ملل به حقوق زنان وکودکان توجه شد ونظام قيموميت جامعه ملل نيز به نوعي جزو حقوق بشر محسوب شد.(6) البته حمايت بين المللي از حقوق بشر چندان مورد قبول جامعه ملل قرارنگرفته بود وتنظيم کنندگان ميثاق جامعه ملل به طورجدي درمورد حقوق بشر نيانديشيده بودند. در عين حال، ميثاق جامعه ملل طي مواد 22 و 23 خود، و همچنين با نقش مهمي که جامعه ملل در کمک به اجراي معاهدات پس از جنگ جهاني اول ايفا کرد، در زمينه حقوق بشر نيز مؤثر بود. مي توان اثرگذاري جامعه ملل در بين المللي کردن حقوق بشر را در سه عنوان «نظام قيموميت»، «معيارهاي بين المللي کار»، و «نظام اقليت ها» خلاصه کرد.(7)

جامعه جهاني پس از جنگ جهاني دوم و تشکيل سازمان ملل متحد، بر اساس منشور به دسته اي از حقوق و آزادي ها وصف مقبوليت بين المللي بخشيد و از همه دولت ها با وجود اختلاف در نظام حکومتي و رعايت استقلال آن ها مي خواهد که آن حقوق را رعايت کنند و به آن ها احترام گذارند. سازمان ملل از ابتداي تشکيل و شروع به فعاليت، يکي از کارهاي عمده خويش را معطوف به اين امر و ايجاد راهکارها و مکانيسم هايي براي ملتزم کردن دولت ها  به رعايت موازين شناخته شده حقوق بشري نموده است و در اين راستا از دو وسيله مهم استفاده شده است: يکي طرح و تصويب کنوانسيون ها و قطعنامه ها و ترغيب دولت ها به امضا و تصويب آن ها تا بدين گونه از طريق الزام قراردادي، متعهد به اجراي موازين حقوق بشري بشوند و در مراجع بين المللي پاسخگوي ميزان عمل به اين تعهد قراردادي خود باشند. ديگري، صبغه قاعده حقوقي و يا عرف حقوقي بين المللي به برخي مفاهيم و موازين حقوق بشري دادن؛ به گونه اي که برخي از مفاهيم حقوق بشري به عنوان يک عرف مسلّم بين المللي شناخته شود و تخلف و تجاوز از آن نقض موازين بين المللي محسوب گردد و خود اين امر، نوعي تضمين براي رعايت آن ها از سوي دولت ها باشد.(8)

پس از پايان يافتن دوران نظام دو قطبي، توجه و تأکيد بيشتري بر رعايت حقوق بشر از سوي حاکميت ها شد. کنفرانس جهاني حقوق بشر در سال 1993، سه اصل ضروري را در دستورکار خويش قرار داد: جهانشمول بودن حقوق بشر، ضمانت اجرايي حقوق بشر، و روند دموکراسي. در اين کنفرانس، اقدامات و برنامه هاي قابل توجهي تدارک ديده شد. از جمله، اهميت دادن به نقش سازمان ملل در مورد حقوق بشر؛ ممانعت کشورها از حق شرط هايي که با روح معاهدات حقوق بشري مغايرت داشته باشند؛ و ارجاع طرح تنظيم اساسنامه يک دادگاه کيفري بين المللي براي نقض هاي وسيع حقوق بشردوستانه وحقوق بشر به کميسيون بين الملل.(9)

بدين ترتيب، مسأله نقض حقوق بشر و تجاوز به حقوق و آزادي هاي اساسي افراد انساني به ويژه از سوي دولت ها و قدرت هاي حاکم نسبت به افراد تحت حکومت شان، و پيدا کردن راه حل هاي مؤثر براي جلوگيري ازاين وضع و تضمين حمايت ازحقوق افراد، يکي ازنگراني ها ودل مشغولي هاي مهم نظام بين المللي امروزي است. بسياري از اين دغدغه ها در اسناد بين المللي مورد توجه قرار گرفته اند که در ادامه مورد بررسي قرار مي گيرد.

 رابطه حقوق بشر و حاکميت در ا سناد مهم بين المللي:

يکي از راه هاي محدوديت اختيار و حاکميت مطلقه دولت نسبت به اتباع خود، امضاي قرارداد و معاهده است که بدين وسيله دولت موافقت مي کند اختيار خودرا محدود نمايد.اين اصل اهميت فوق العاده اي در بين المللي کردن تدريجي حقوق بشرداشته است.مجموعه قوانين بين المللي حقوق بشري با اعلام منشور ملل متحد در ژوئن 1945 گام به مرحله جديدي نهاد و به تدريج اين اسناد و همکاري هاي بين المللي براي تحقق حقوق بشر بيشتر مورد توجه قرارگرفت. اين مجموعه تاکنون به دو صورت کلي تکامل يافته است: يکي درچارچوب اعلاميه هاي سازمان ملل که عام ترين آن هااعلاميه جهاني حقوق بشر است. اين اعلاميه ها از ارزش اخلاقي بالايي برخوردارند و براقدامات قانونگذاري، قضايي واجرايي دولت ها سايه افکنده اند.دومين طريق تکميل اين مجموعه، انعقاد مقاوله نامه هاي بين المللي ميان دولت ها است. مفاد اين اسناد براي دولت هاي عضوآن ها لازم الاجرا است.(10) در ادامه رابطه حقوق بشر و حاکميت در اسناد مهم بين المللي بررسي مي شود.

منشور ملل متحد:

منشور ملل متحد در مقدمه و  در مواد 1، 55، 56، 13، 62، 68، و 76 به موضوع حقوق بشر توجه نموده است. مقررات حقوق بشر منشور با وجود ابهاماتي که در آن ها است، پيامدهاي مهمي را با خود داشته است:

1) منشورسازمان ملل حقوق بشر را بين المللي کرد. دولت ها با الحاق به منشور که يک معاهده چند جانبه است، اين معني را به رسميت شناختند که حقوق بشر مذکور در منشور، يک موضوع مورد توجه بين المللي است واين معني ديگر صرفاً درصلاحيت داخلي دولت ها نيست. دولت عضو سازمان ملل حتي اگرهيچ معاهده ديگر حقوق بشري را نپذيرفته باشد، ديگرنمي تواند ادعا کند که بد رفتاري با اتباعش منحصراً يک مسأله داخلي است و برخورد با آن درصلاحيت داخلي خودش است. پذيرفتن منشور،الحاق به يک معاهده چندجانبه است که رعايت حقوق بشر وآزادي هاي اساسي افراد را جزئي از وظايف و تعهدات امضا کنندگان آن مي داند.

2) تعهد دولت هاي عضو  سازمان ملل به همکاري با سازمان در ارتقاي حقوق بشر طبق منشور،اين امکان و اختيار قانوني را به سازمان ملل داد که تلاش وسيعي براي تعريف و تدوين اين حقوق بنمايد.

3) سازمان ملل پس از سال ها موفق شد حوزه تعهدات دولت هاي عضو را به ارتقاي حقوق بشر و آزادي هاي اساسي روشن کند و نهادهاي حقوق بشري مبتني بر منشور را براي تضمين اجراي حقوق بشر از سوي دولت ها ايجاد نمايد. سازمان ملل با صدور قطعنامه هايي که دولت هاي ناقض حقوق بشر را به متوقف ساختن اين وضع فرا مي خواند، و با اجازه دادن به کميسيون حقوق بشر و نهادهاي فرعي آن به ايجاد ترتيباتي براي بررسي ادعاهاي مربوط به نقض حقوق بشر،به عملي ساختن اين تعهدات دولت ها پرداخته است.(11)

پنجشنبه : 1393/9/13- 11صفر1436-4دسامبر2014

پا نویس ها :

1-  Positivism

2- يوسف مولايي، «استقلال، دموکراسي و حقوق بشر»، نشريه نامه، شماره 28، دي ماه 1382، صص 24-23.

3- فريده شايگان و ديگران، تقويت همکاري هاي بين المللي در زمينه حقوق بشر، (تهران: انتشارات دانشکده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران، 1382)، صص 234-233.

4- Osnabruk

5- جهانگير کرمي، شوراي امنيت سازمان ملل متحد و مداخله بشردوستانه، (تهران: مؤسسه چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه، 1375)، ص 71.

6- مهدي ذاکريان، حقوق بشر در هزاره جديد، (تهران: انتشارات دانشکده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران، 1381)، ص 39.

7- حسين مهرپور، نظام بين المللي حقوق بشر، (تهران: انتشارات اطلاعات، 1377)، صص 26-24.

8- همان، ص 12.

9- مهدي ذاکريان، پيشين، ص 52.

10- فريده شايگان و ديگران، پيشين، صص 235-234.

11- حسين مهرپور، پيشين، صص 41-40.

هیولای طلاق و آسیب های اجتماعی - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۳:۳۳ بعد از ظهر

  هیولای طلاق و آسیب های اجتماعی                      

  اسدالله افشار

 

يكم) آسیب های اجتماعی و بحران طلاق ، بیكاری ، اعتیاد به مواد مخدر ، فقر اقتصادی ، مهاجرت ، اختلافات طبقاتی و رویای به دست آوردن زندگی بهتر از عواملی است كه فشارهای روانی زیادی را بر زندگی مشترك زن و مرد وارد می كنند.بیكاری نه تنها به افزایش «طلاق در كشور انجامیده ، بلكه باعث شده تا معضلات دیگری چون ، افسردگی و بیماری های روانی ، تنش های اجتماعی ، فعالیت های ضد امنیتی و افزایش تعداد زندانیان ، روندی صعودی پیدا كنند.»  در بسیاری از این موارد، به دلیل سستی پایه های زندگی و نبود تفاهم و شناخت زوج ها از یكدیگر ، زندگی مشترك زن و مرد حتی با داشتن فرزند و زندگی مناسب به جدایی می انجامد كه این مساله نیز برآسیب های اجتماعی می افزاید. اگر بپذیریم كه بین مرد و زن تفاوت های فیزیكی و روحی بسیاری وجود دارد، آنگاه زن و مرد با شناخت بیشتر می توانند به تفاهم و درك متقابل در زندگی مشترك برسند.گرایش و رویكرد خانواده ها از سنتی به مدرن ، موجب بروز نابسامانیهای مختلف در جامعه شده است. زنان ما بعضا دارای خواسته های خاص خود هستند كه این خواسته ها در تناقض با فرهنگ سنتی خانواده ها قرار گرفته و تنش بین اعضای خانواده ها را افزایش می دهد. نابسامانی در خانواده ها و كم اعتنایی به حقوق زنان وگاهي اوقات زياده خواهي زنان باعث بالا رفتن آمار طلاق ، اعتیاد، خودكشی، افزایش كودكان خیابانی و سستی پایه های نظام خانواده می شود.

دوم) جامعه شناسان معتقدند یکی از مهم ترین دلایلی که به طلاق در جوامع در حال گذار یا به عبارتی در حال توسعه منجر می شود تغییر باورهای اجتماعی و شرایط زندگی به خصوص در میان جوانان است. جوانان امروز با ارتباطات گسترده ای که از طریق اینترنت و ماهواره به دست آورده اند به مولفه های یک زندگی ایده آل می اندیشند و می خواهند فضاها و دنیای جدیدی را تجربه کنند که ازدواج را تا حدودی مانع از تحقق این موضوع می دانند.درگذشته تنها راه یافتن استقلال، ازدواج بود اما اکنون ازدواج معضلات بسیاری همچون مسکن، هزینه های گزاف ازدواج، مشکلات اقتصادی، مهریه های سنگین، پیش رو دارد. بنابراین جوانان یا ازدواج نمی کنند یا اینکه با بهانه های مختلف حاضر به قطع ارتباط زناشویی می شوند.

سوم) امروزه طلاق دیگر به شدت گذشته با فشارهای بیرونی گذشته از طرف خانواده، بستگان و حتی عرف جامعه همراه نیست و به عنوان یک ناهنجاری به آن نگاه نمی شود. از طرفی باید این مساله را گوشزد کرد که وضع قوانین حقوقی در مورد طلاق می تواند در افزایش یا کاهش آن بسیار موثر باشد.چه خوب و چه بد باید به این نکته توجه کنیم که هر چه قوانین طلاق سخت تر باشد خانواده ها از آن به عنوان آخرین حربه استفاده خواهند کرد. اما در صورت آسان بودن قوانین طلاق ممکن است هر خانواده ای در پی بروز اختلافات هر چند اندک به آن متوسل شود و چه بسا این موضوع تا حد زیادی متاثر از احساسات است و افراد بعد از جدا شدن از یکدیگر تازه به عمق مساله پی می برند که آن هنگام بی فایده است.همچنین شوراهای حل اختلاف می توانند در این زمینه بسیار موثر باشند به طوری که آمار نشان می دهد این شوراها در موارد بسیاری توانسته اند موفق عمل کنند.

چهارم) یکی دیگر از عواملی که در افزایش طلاق موثر است افزایش استقلال مالی زنان است به نحوی که مانند گذشته زنان به خاطر نیازهای مالی تن به ازدواج نداده یا مجبور به ادامه آن نیستند بنابراین پیوند زناشویی بیشتر به خاطر مسائل جنسی و عاطفی است. از دیگر مشکلات طلاق، مشکلات جنسی است که عامل بسیار مهمی در اختلافات بین زوجین است. مسائل جنسی می تواند منشا بسیاری از اختلافات و مشکلات بین زوجین باشد اما به دلیل مسائل فرهنگی، اجتماعی، و اخلاقی بروز نمی کند، اما خود را به صورت هایی چون پرخاشگری، بهانه گیری و... نشان می دهد، به طوری که ۱۰ درصد از ۱۰ هزار زن و مرد مورد پژوهش، این عامل را علت اختلاف خود بیان می کنند. البته سو»ظن، خشونت، اعتیاد، دخالت والدین و اطرافیان، ضرب و شتم و نبود تفاهم نیز می تواند از عوامل مهم درخواست طلاق یا طلاق های توافقی باشد.

پنجم) در خصوص طلاق و تاثیرات منفی اجتماعی آن مطالعات و تحقیقات زیادی صورت گرفته است و عموما این آثار را هم برای مردان و هم برای زنان مطلقه در نظر می گیرند بعلاوه این که آثار منفی زیادی بر کلیت جامعه نیز از خود برجا می گذارد. تحقیقات نشان داده است که آثار این پدیده ی مخرب، به‌طور کلی می تواند باعث صدمه به سرمایه انسانی و اقتصادی جامعه شود،‌ و بیشتر با انزوای زنان، مانع نقش آفرینی مفید آنان در جامعه شده و در نتیجه عامل به حاشیه راندن و استثمار آنان می شود و همینطور مردان را به سمت مصرف مواد مخدر و مشروبات الکلی و همینطور بزهکاری سوق دهد.بسیاری از بررسی های انجام شده از رابطه ی بین طلاق با اعتیاد، جرم و بزهکاری، روانپریشی، عدم تعادل شخصیتی، مسائل آموزشی و تربیتی، خودکشی، جامعه ستیزی و نظایر آن حکایت دارند. همینطور طلاق با تاثیر گذاری خود بر اجتماع عامل مهمی در برهم زدن نظم اجتماعی به حساب می آید.

ششم) مطالبی که بیان شد نتیجه تحقیقات متعددی است که صورت گرفته است، متاسفانه معضل طلاق که این روزها چهره ی خود را بیشتر و صریحتر عیان می سازد، دیگر نه قبح سابق را داشته و نه پرهیز جدی از عدم وقوع آن صورت می گیرد و نه جامعه ظرفیت پذیرش هجمه های آن را دارد. تهاجم فرهنگی در کنار شیوع سبک های غلط زندگی و دور شدن از مبانی ارزشی و فرهنگی در کنار تحولات جامعه ی نیمه سنتی- نیمه مدرن ما با جمعیتی جوان باعث شده است خانواده ها و جامعه، فرصت های لازم را برای احیای دوباره زندگی به مطلقین ندهد و خود نیز از آسیب های پدیده طلاق مصون نماند. این واقعیتی است که از چشمها دور مانده است. چه بخواهیم و چه نخواهیم هیولای طلاق همه چیز زندگی اجتماعی را در خود می بلعد.

 

جمعه : 1393/9/7- 5صفر1436-28نوامبر2014

عوامل و موانع پشت پرده عدم توافق جامع هسته اي دروين - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۲:۳۵ بعد از ظهر

عوامل و موانع پشت پرده عدم توافق جامع هسته اي دروين               

اسدالله افشار

پس از7روز مذاکرات فشرده در وين،مذاکرات براي رسيدن به توافقي جامع بازهم به وقت اضافه کشيده شد وتا10 تير94 تمديد شد.با اين حساب و برخلاف انتظار مذاکرات با توجه به مواضع زياده خواهانه آمريکا از پيشرفت قابل توجهي برخوردارنشد و مهلت دستيابي به توافق نهايي وجامع هسته اي هفت ماه ديگربه تعويق افتاد.تاپیش ازاین کسی گمان نمی‌کردکه مجدداً مهلت دست‌یابی به توافق تمدید شود.کشدار شدن موضوع وطولانی شدن روند مذاکرات ودوران انتظاری که ماههاست ادامه داردبرای هیچیک ازطرفین وبه‌ویژه برای ایران چندان رضایت‌بخش نبودوتیم مذاکره کننده ایرانی نیزدوست نداشت که چندماه دیگربه چانه‌زنی در این باره بپردازد.

صاحبنظران معتقدند؛مذاکرات وین آغازی پرهیجان اماپایانی ملایم وآرام داشت.اجلاس وین به مسابقه شورانگیزی شباهت یافته بودکه جهانی به تماشای آن نشسته بود.امافرجام این مسابقه پرهیجان یک نتیجه تساوی بودکه گرچه تماشاگران را راضی نساخت اما همه تیم‌های شرکت‌کننده از این نتیجه اظهار رضایت کردند.آنچه پیداست، اجلاس وین در نقطه پایانی خود مطابق میل دو جریان پیش نرفت؛ جریانی که در پی یک اتفاق خارق‌العاده ازنوع آشتی کامل ایران وامریکا بود وجریانی دیگرکه برای شکست وناکامی اجلاس لحظه شماری می‌کرد. اما چرخه تصمیم دیپلمات‌ها در میانه این دومطالبه به شدت خوشبینانه وکاملاً بدبینانه پیش رفت ودرنقطه‌ای ایستاد که ناظران سیاسی ازآن به عنوان«نتیجه واقع بینانه»تعبیرمی‌کنند.پرونده هسته يي ايران ازسال٢٠٠٣ تا به امروزدرگير فرازونشيب هاي مذاكراتي بوده است كه عملاحل و فصل سريع وبدون دردسراين پرونده دربازه زماني يك ساله رادرسايه نگاهي واقع بينانه غيرمنطقي مي كند.براساس آنچه كه در چند ماه گذشته به كرات از زبان مذاكره كنندگان ايراني و ديگر مذاكره كنندگان حاضر دراين دورازمذاكرات شنيده شده است،جدول زماني لغوتحريم ها وحجم غني سازي ايران درزمره مسائلي است كه به اصلي ترين چالش ها بدل شده است.تمديد مذاكرات هسته يي تاماه جولاي نشان مي دهد كه ايران و١+٥ نتوانستند در اين بازه زماني ازحجم اختلاف ها كاسته وبه نوعي اراده سياسي براي توافق را براختلاف هاي سياسي ارجحيت بخشند.

صادقانه بايد اعتراف كرد سربازان خط مقدم جبهه ديپلماتيك كشور هرچه در توان داشتند در طبق اخلاص گذاشتند. پنجه در پنجه قدرت هاي بزرگ جهاني انداختند و براي دستيابي به توافق و حفاظت از منافع ملي و حفظ دستاوردهاي هسته يي كشور از هيچ كوششي دريغ نكردند.

درخصوص ماراتن دهم مذاکرات هسته‌اي ايران با کشورهاي 1+5 در وين بايد اذعان کرد :

1- مسئول اصلي به نتيجه نرسيدن مذاكرات يكساله در سوم آذر ماه جاري،‌ دولت آمريكاست. كشورهاي اروپائي البته در اين مسئوليت شريك هستند ولي از آنجا كه كارشكني اصلي از آمريكا بود، بايد آمريكا را مقصر و مسبب اصلي دانست. 2- جمهوري اسلامي ايران، به اعتراف كليه اعضاء گروه 1+5 و آژانس انرژي اتمي، در طول يكسال بعد از توافق ژنو، به تمام تعهدات خود كه در توافق نامه ژنو مندرج بود عمل كرده و صداقت خود را به اثبات رسانده است. به مقتضاي اين عملكرد و براساس موافقت نامه ژنو، گروه 1+5 نيز بايد به خواسته‌هاي جمهوري اسلامي ايران پاسخ مثبت بدهد. 3- برخلاف بزرگنمایی‌های صورت گرفته و مشروط به حسن‌نیت طرف غربی، دستیابی به یک توافق جامع هسته‌ای وحل و فصل مناقشه پیش رو میان ایران و 1+5 بسیار ساده و سهل‌الوصول به نظر می‌رسید، چراکه محتوای کیفی توافق نهایی باید مشتمل بر بنیان توافقات قبلی می‌بود که بر همین مبنا توافقات هسته‌ای در2 موضوع «رفع تحریم‌های ضدانسانی علیه ملت ایران در مقابل حصول اطمینان طرف غربی از صلح‌آمیز بودن فعالیت‌های هسته‌ای ایران» قابل خلاصه‌سازی است. غیرقابل کتمان است که مابقی موضوعات مطروحه در مذاکرات، حاشیه‌سازی بوده و اساسا یک بهانه‌جویی بی‌شرمانه و سندسازی ظالمانه علیه ملت ایران است.4- تمدید دوباره مذاکرات تا10 تیر94 واصرارخارج از قاعده طرف آمریکایی برگسترش موضوعات متعددخارج ازچارچوب توافقات گذشته برمتن مذاکرات هسته‌ای ازجمله برنامه‌های موشکی وراداری ایران نشان می‌دهد طرف غربی هیچ اراده مشخصی برامر توافق هسته‌ای با ایران ندارد.آنها صرفا به دنبال بهانه‌جویی‌های سیاسی هستند.5- نگاهي به برخي حواشي مذاکرات وين 8 ازروايت مشاوره تلفني ديپلمات‌هاي غربي با اسراييلي ها درهتل کوبورگ تا حضورجان کري درهواپيماي سعودالفيصل درفرودگاه وين جنس غربي - عبري- عربي زياده خواهي ها را نشان داده واز عوامل و موانع پشت پرده توافق جامع رونمايي کرده است. 6- تيم مذاكره‌كننده ايران به رغم اينكه همانند نظر رهبري هيچ اطميناني به طرف مذاكره‌كننده نداشت وآگاه بود كه سياست‌هاي توسعه‌طلبانه و ظالمانه طرف مقابل حدوحصري ندارد اما براي اينكه به دنيا نشان دهد جمهوري اسلامي درچارچوب حفظ حقوق ملت خود و به جهت رفع اثرسوء تبليغات آمريكا آماده ارايه اسناد حقانيت ملت ايران است درهر مذاكره‌يي شركت كرد تا از حقوق مسلم ملت ايران دفاع كند و ضمن ايستادگي روي خط‌قرمز‌هاي حقوق ملت آمادگي مذاكره در بقيه موارد را نشان داد. 7- جمهوري اسلامي ايران همانگونه كه در سال‌هاي اخير و در شرايط تحريم‌هاي چهارگانه شوراي امنيت، دولت آمريكا، كنگره آمريكا و اتحاديه اروپا به راه خود ادامه داده و با اقتدار كامل در منطقه و جهان درخشيده، از اين پس نيز به همين راه ادامه خواهد داد و تأخير در توافق نهائي مذاكرات با 1+5 تأثيري در اراده سياسي دولت ايران نخواهد داشت. اين درست است كه نمي‌توان تحريم‌ها را در شرايط اقتصادي ايران بي‌تأثير دانست، ولي ملت ايران در طول سه دهه گذشته كه با انواع و اقسام تحريم‌ها مواجه بوده توانسته خود را با هر شرايطي تطبيق دهد و همين روش را از اين پس نيز ادامه خواهد داد. 8- تمدید مذاکرات خواست ایران در این مذاکرات نبود؛ این موضوعی است که پیش از این دو طرف مذاکره کننده به آن اذعان داشتند و با توجه به کارشکنی‌هایی که انجام شد ایران مجبور شد تمدید مذاکرات را بپذیرد؛ از این رو نباید به تمدید مذاکرات بنابر آنچه عنوان شده «پیشرفت در مذاکرات»‌ به عنوان یک پیروزی بنگریم. درواقع اگر رویکرد مذاکرات را به چنین سمتی سوق دهیم، نه تنها به مقاصدمان در این مبحث دست نمی‌یابیم؛ بلکه سرابی در مذاکرات بوجود خواهد آمد که ممکن است، منافع غرب را تامین کند.9- برخي ازصاحبنظران نيزمعتقدند؛مذاکرات شکست نخورده و فرصت مجدد یافته است تادرگذرزمان وباتوجه به سیرتحولات سیاسی واجتماعی منطقه شرایط سامان یافته‌تری رابرای دست‌یابی به توافق فراهم آورد. این شرایط می‌تواند با توجه به دست بالایی که جمهوری اسلامی درنقش‌آفرینی در تحولات منطقه دارد به تقویت موضع نظام وهمنوایی بیشترجامعه جهانی با خواسته‌های مشروع ملت ایران و روشن‌ترشدن تصویری که از ما دارند بینجامد.10- رييس جمهورروحاني به حق معتقداست؛آينده روشن است وپيروزي نهايي در مذاكرات هسته‌اي با ملت ايران خواهد بود. منطق ايران، مذاكره و گفت و گو است ومذاكرات هسته‌اي با جديت تا رسيدن به توافق نهايي ادامه مي‌يابد.ازحقوق هسته‌اي ايران كوتاه نيامده ونخواهيم آمدترديدي درفعال ماندن فناوري و تاسيسات هسته‌اي ايران اسلامي وجود ندارد وامروزطرفهاي مذاكره باوردارندكه فشارو تحريم دربرابرايران بي‌نتيجه است.

چهارشنبه : 1393/9/5- 3صفر1436- 26نوامبر2014

بسيجي را باوربايدكرد - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۲:۳۷ بعد از ظهر

 بسيجي را باوربايدكرد                        

 اسدالله افشار

تشكیل بسیج مستضعفین، ارتش بیست میلیونی به فرمان امام خمینی (ره) هوشیاری و درایت بی نظیر حضرت امام خمینی (ره) از جمله اساسی ترین عوامل در جهت خنثی سازی توطئه ها به حساب می آید که به برکت این دوراندیشی و هدایت انقلاب در مسیر اصلی خود، زمینه انقلاب دوم فراهم آمد و با سقوط لانه جاسوسی امریکا در تهران و برملاشدن ماهیت سلطه جو و تجاوزکارانه امریکا، شیطان بزرگ با ضربه ای سخت و جبران ناپذیر روبرو شد.اسناد بدست آمده از لانه جاسوسی و اظهارات صریح حکام امریکایی مردم و رهبران کشور و بویژه حضرت امام را با این حقیقت آشکار مواجه ساخت که احتمال مداخله نظامی امریکا و هجوم وی به جمهوری اسلامی، امری بعید و غیرممکن نبوده و با توجه به سوابق این کشور در جهان لزوم آمادگی مردم جهت مقابله و رویارویی را در کوتاهترین زمان ممکن آشکار می ساخت.بر این اساس امام امت در پنجم آذرماه سال 58، یعنی در مدتی کمتر از یک ماه بعد از انقلاب دوم، فرمان تاریخی تشکیل بسیج را صادر فرمودند؛یک مملکت بعد از چند سالی که بیست میلیون جوان دارد باید بیست میلیون تفنگدار داشته باشد و بیست میلیون ارتش داشته باشد و یک چنین مملکتی آسیب پذیر نیست و مردم دلسوخته و مسلمان پاکباخته که دل در گرو عشق به انقلاب و هدفهای والای آن داشتند، با آمادگی و قصد و اراده خلل ناپذیر جهت پاسداری از دستاوردهای انقلاب گروههای مقاومت مردمی را درپایگاههای بسیج و در آن زمان در مساجد سراسر کشور تشکیل دادند.

آرمان والا و ایده بلند و هدف عالی انقلاب اسلامی ما را چنین می سزد كه از چار چوب مرزهای ایران بگذرد و دروازه های ملل محروم و توده های مظلوم و مستضعف جهان را بگشاید و پیام آرامش بخش و رسالت انسانی و رهائی بخش خویش را بگوش جان آنها برساند و زمینه های حكومت عدل الهی و جهانی امام عصر (عجل الله فرجه) را آماده سازد . و از این روی ، بسیج تمامی نیروهای فعال و آمادگی جهت تحقق این آرمان ارزنده انسانی ، امری ضروری و طبیعی به نظر می رسيد.

بسيج را بايد مفهومى فراگير دانست كه عموميت آن طيف وسيعى از انديشه‏هاى متعالى را در خود جاى داده است. عنوان و لقب اين واژه مقدس مى‏تواند هماى سعادت را بر دوش هر فردى از هر قشرى از جامعه فرو بنشاند. بسيجى با تعهد و تقوا، عزم و اراده، صفا و صداقت، شجاعت و همّت، عدالت خواهى، تيزهوشى و زمان‏شناسى در فرازهاى حساس انقلاب و نظام اسلامى حضورى مداوم و سرنوشت سازداشته و دارد.

در واقع بسيج يك هويت فرهنگى، روشن، پاك و آينده نگر است و كردارش براى رضايت كردگار است و با چنين هدفى هر جا كه به وجود بسيجى نياز باشد، حضور خالصانه و معنادارش بدون درنگ و عارى از هرگونه فرصت سوزى و عافيت‏طلبى، مشاهده مى‏گردد. حال امكان دارد اين حضور در دفاع مقدس باشد يا عرصه‏هاى علمى و يا احياناً خنثى كردن نقشه‏هاى رنگارنگ و تشويش آفرين و كينه توزانه دشمنان، هرجا كه بسيجى اخلاص، توانمندى و ابتكار خود را به نمايش بگذارد دغدغه‏ها و نگرانى‏ها و آشفتگى‏ها چون برفى كه در برابر آفتاب تابستان قرار گيرد، از بين مى‏روند و به جايش امنيت، آرامش، اميد، رشد و توسعه هويدا می ‏گردد.متأسفانه تفكر بسيجى پس از دوران دفاع مقدّس، در مقاطعى خاص و در پيچ و خم‏هاى سياسى و جناح بازى در محاق مظلوميت قرار گرفته و افرادى براى مطرح نمودن حزب و دسته خود و يا تحكيم پايه‏هاى قدرت‏طلبى خويش سعى كرده‏اند اين شجره طيّبه را مورد يورش طوفان‏هاى پرگرد و غبار خود قرار دهند و از سوى ديگر تبرها و تيشه هايى بدست گرفتند تا ريشه‏هاى اين نهال ناب را آماج نيت‏هاى آلوده خود سازند امّا عِرض خود برده‏اند و زحمتى براى آن فداكاران فراهم كرده‏اند و اين غوغاهاى شيطانى ، طشت نفاق و دورويى آنان را از بام غرور بر دشتى خشك و بى‏حاصل افكنده است واصولاً بسيجى مشغول تلاش ودرپى گره‏گشايى ازمشكلات مردمان و مؤمنان و محرومان صالح است وديگرجايى براى طيف‏هاى سياسى باقى نمى‏گذاردودنياگرايى، رفاه‏طلبى،گروه گرايى و سرسپردگى به جناحى خاص را بر نمى‏تابد و حتى با اين آفت‏ها و علف‏هاى هرز در ستيز است.جرثومه‏هاى زنگ زده و رنگ باخته خاطره‏هاى فداكارى‏هاى بسيجى‏هاى مخلص و با اقتدار را درايام دفاع مقدس فراموش كرده‏اند كه چگونه آنان جان بركف و شجاعانه بر سپاه پرتشويش متجاوزان متجاسر يورش آوردند و تكبير رعد آساى آنان چنان بر قلب مريض و اندام عليل كينه توزان رعشه افكند كه ديگر قادر نمى‏باشند در هيچ زمانى اين رسوايى، شكست و سرافكندگى را ترميم كنند.ازنگاه مقام معظم رهبري؛سالگرد تشکیل بسیج مستضعفان، یادآورخاطره پرشکوه مجاهداتی است که در دوران هشت ساله جنگ تحمیلی، زیباترین تابلوهای ایثار و فداکاری همراه با نجابت و فروتنی و توأم با شجاعت و رشادت را ترسیم کرده است. خاطره جوانمردان پاکدامن و غیوری که شیران روز و زاهدان شب بودند و صحنه نبرد با شیطان زروزوررا با عرصه جهاد با نفس اماره به هم آمیختند وجبهه جنگ را محراب عبادت ساختند. جوانانی که ازلذات و هوسهای جوانی برای خدا گذشتند و پیرانی که محنت میدان جنگ را بر راحت پیرانه سرترجیح دادند و مردانی که محبت زن و فرزند ویارودیار رادر قربانگاه عشق الهی فدا کردند؛ خاطره انسانهای بزرگ و کم ادعایی که کمر به دفاع از ارزشهای الهی بستند وازهیبت دروغین قدرتهایی که برای حفظ فرهنگ وارزشهای جاهلی غرب به مصاف ارزشهای الهی آمده بودند، نهراسیدند.باوربایدکردکه تنهاراه نجات کشورازبحران ها بازگشت به فرهنگ بسیج وحاکمیت تفکربسیجی برهمه عرصه هااست؛چرا که«اگربرکشوری نوای دلنشین تفکربسیجی طنین اندازشد،چشم طمع دشمنان وجهانخواران ازآن دورخواهد شد والا هرلحظه باید منتظرحادثه ماند.»

گفتمان بسيجي است كه مي تواند تمامي برنامه ها و محورهاي توسعه و پيشرفت ايران اسلامي را تضمين كند. ترسيم گفتمان بسيج تعامل با الگوي پيشرفت وعدالت، رهيافتي براي برپائي تحولي است كه ازكارآمدترين ومؤثرترين روشهاي ترويج ارزش هاي بسيج درسندراهبردي نظام است.زيربناي موفقيت الگوهاومدل هاي انگيزشي در اين گفتمان بيش ازهرچيزبرپايه انگيزه هاي الهي وغيرمادي استوار است.«مسلط سازي گفتمان بسيجي» مي تواند جامع دغدغه هاي اجتماعي پيش روي جامعه را پوشش دهد و برطرف سازد.بسيج با تجهيزوتمسك به هوشياري راهبردي وشناخت نيازمندي ها و تهديدها، قابليت واكنش به هنگام داشته ورفتارهاي اوبنابه قضاوت دوست ودشمن،درخورتحسين وتمجيد است.دستاوردهاي انرژي هسته اي بدون همسويي بسيج باسياست هاي دولت امكان پذيرنبود.جمهوري اسلامي افزون برمؤلفه هاي طبيعي؛ ژئوپلتيك، رهبري ونظامي ازنيروي گسترده وهدفمند بسيجي به نحوي برخورداراست كه تاكنون توانسته است با وجود تهديدهاي گسترده، ازمرزهاي ايدئولوژيك وژئوپلتيك خود صيانت نمايد.اكنون مؤلفه دشمن شناسي اعضاي اين مجموعه عظيم سبب گرديده ترفندهاي بيگانگان راه به جايي نبرد. پرواضح است، سلاح آگاهي و اقدام به هنگام بسيجيان درصحنه هاي متعدد حمايت ازنظام، سبب گرديده تاراهبردهاي تهاجم نرم دشمن نيزمانندعرصه سخت به نتيجه نرسدكه اين مهم مديون هوشياري راهبردي نيروهاي مردمي بسيج است.

 

يكشنبه : 1393/9/2- 1صفر1436- 23نوامبر2014

افق مذاکرات هسته‌اي ايران با 1+5 درمسقط - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۳:۲۷ بعد از ظهر

افق مذاکرات هسته‌اي ايران با 1+5 درمسقط                

  اسدالله افشار      

 

سه‌شنبه20آبان ماه 1393 مسقط پايتخت عمان ميزبان نهمين دور مذاکرات جامع هسته‌اي به رياست محمدجواد ظريف وزير امور خارجه ايران و کاترين اشتون هماهنگ کننده 1+5 و با حضور هيأت‌هاي ايران و شش کشور (آمريکا، فرانسه، روسيه، چين، انگلستان و آلمان) بود. پس از اين نشست که يک ساعت به طول انجاميد، رايزني‌هاي دو جانبه و چند جانبه هيأت مذاکره کننده ايراني به رياست سيد‌عباس عراقچي و مجيد تخت روانچي معاونان ظريف با هيأت‌هاي روسيه، چين و به صورت چهارجانبه با هيأت‌هاي سه کشور اروپايي (آلمان، فرانسه و انگلستان) برگزار شد. البته اين شهر روزهاي يکشنبه و دوشنبه 18 و 19 آبان نيز ميزبان چهار دورنشست سه‌جانبه وزراي خارجه ايران،آمريکا وکاترين اشتون بود که جمعا 12 ساعت درباره رفع اختلافات موجود در مسير دستيابي به توافق جامع هسته‌اي به گفت‌وگو پرداختند. نهمين دور مذاکرات جامع هسته‌اي در مسقط پايان يافت و تيم مذاکره کننده روز چهارشنبه 21آبان ماه1393به تهران بازگشت.

در خصوص اين نشست ؛ كارشناسان ، تحليلگران وپايگاه هاي خبري مطالبي رامطرح نموده اند كه پرداختن به بخشي ازآنها دراين مقاله خالي ازلطف نخواهد بود :

1-تيم مذاکره کننده ايران معتقد است ؛ ازآنجا که همه موضوعات به نوعي به هم گره خورده،اين کاررا سخت‌ترمي‌کند واينکه تا سوم آذرماه بتوانيم به نتيجه برسيم کار دشواري است، فرصت کم است، اما نااميد نيستيم. تيم مذاکره کننده ايراني اعتقاد دارد پيشنهادها و ايده‌هايي که به خصوص از طرف ايران ارائه شده، ظرفيت رسيدن به راه‌حل مورد قبول را دارد و ما تا آخرين لحظه پشت ميز مذاکره هستيم و معتقديم رسيدن به تفاهم تا قبل از 3 آذر شدني است.

2- به نوشته روزنامه تايمزآوعمان، يوسف‌بن علوي بن عبدالله، وزيرامور خارجه عمان ابرازاميدواري کرده که دستيابي به توافق نهايي هسته‌اي امکان‌پذير خواهد بود وهمچنين اظهارداشته است : درجريان تمام اين مذاکرات مسائل بسيارزيادي برسراختلافات وجود داردکه مورد بررسي قرارگرفته وبرسرآنها توافق شده است بنابراين من خوشبين هستم.

3- با وجود اينکه اخبارحاکي ازحصول توافق در6 موضوع از7موضوع مورد مناقشه ايران وگروه 1+5 است ولي کماکان افق مذاکرات هسته‌اي ايران با 1+5 مبهم وپيچيده است و روشن نيست که آيا واقعا غرب به دنبال اتخاذ تصميمي روشن و برداشتن گامي بزرگ براي رسيدن به توافق نهايي با ايران تا 24 نوامبر است يا خير؟ دهمين دوراين مذاکرات هفته آينده 27آبان ماه1393(18نوامبر2014) دروين اتريش برگزارخواهد شد وبايد ديد‌، نتيجه اين مذاکرات تا ضرب الاجل 24 نوامبرچه خواهد بود؟

4- آمريکا نيك مي داند که تحريم نمي‌تواند عاملي براي فشار به جمهوري اسلامي ايران در چشم‌پوشي از حقوق مسلم خود درکسب دانش واستفاده از انرژي صلح‌آميزهسته‌اي باشد و ايران ميزان فعاليت‌هاي هسته‌اي خود را براساس نيازهاي خود تعيين کرده است.

5- سرگئي ريابکوف، نماينده روسيه در گروه 1+5 در هتل البوستان مسقط در جمع خبرنگاران با بيان اين که «طرف‌هاي مذاکره‌کننده در حال مسابقه با زمان هستند تا پيش‌از 24 نوامبر به توافق نهايي برسند و در اين رابطه قدم‌هاي بزرگي برداشته‌اند و اکنون امکان قوي براي رسيدن به توافق نهايي وجود دارد»، گفت: ما تاکنون نتايج مهمي به دست آورده‌ايم که سابقه نداشته است و اين در واقع پيشرفت در حل پرونده هسته‌اي مورد مناقشه است.او همچنين گفته است: امکان توافق تا قبل از24 نوامبر وجود دارد گرچه ضمانتي براي آن وجود ندارد.

6- پرسش این است آیا دورجدیدی ازمذاکره بعد ازتاریخ ۳آذرماه تمدید واعلام خواهد شد ویا این تاریخ، پایان کارخواهد بود؟ وزیرخارجه روسیه ووزراءخارجه انگلیس،فرانسه وآلمان ازتمدیددورجدیدخبرداده‌اند و۳آذر ماه به قول وزیرخارجه روسیه روزمقدسی نیست که نتوانیم ادامه کار دهیم. بسترکاری گفتگوها نشان می‌دهد که اولاً هر دو طرف تلاش دارند تا از شکست فاجعه‌بار اجتناب کنند.ثانیاً برکارنامه مذاکرات طولانی و دست‌یابی به موارد بسیاری از توافق خط بطلان نکشند.ایران وآمریکادراین موضع‌گیری مشترک‌اند که هنوزامکان وفرصت برای دستیابی به توافق نهایی تا۳آذرماه وجود دارد، لذا ضرورتی ندارد که امروز درباره تمدید زمانی آن اظهار نظرکرد.

7- از بدیهیات است که توافق بین طرفین باید به‌گونه‌ای باشد که مورد پذیرش تمامی طرف‌ها قرار گیرد. از طرف دیگراز وظایف 1+5 این بود که تمامی تحریم‌های ظالمانه علیه ملت ایران برداشته شود. امروزکه خانم شرمن به‌نتیجه ‌نرسیدن مذاکرات را متوجه ایران دانسته، باید بداند که نه ایران اسلامی، بلکه جامعه جهانی در انتظارراستی‌آزمایی در مورد سخنان مسوولان آمریکایی هستند که درهر شکست درمذاکرات، درمقابل سخنان متین واصولی ایران، فراربه جلورادردستورکارخود قرارمی‌دهند.بدیهی است باانتشارصورت مذاکرات پس ازموعد مقرر،افکارعمومی وجامعه بین‌الملل شاهد خواهند بود که به‌نتیجه‌نرسیدن مذاکرات متوجه کدام طرف است؛زیراهم به پیشنهادات عادلانه،منصفانه وقابل اجراازسوی ایران توجه نشده وهم با زیاده‌خواهی و طرح موضوعات واهی، مسیر دشوار طی شده مذاکرات را سخت‌تر کرده‌اند.

8- انتخابات اخيرداخلي آمريكا وشكست دموكرات ها كه به گفته ناظران سنگين ترين شكست دموكرات ها در چند دهه اخيربود وازدست دادن اكثريت شكننده يي كه درسنا دراختيار داشتند اوباما را با معضلي جدي درسياست داخلي و خارجي روبه روخواهد كرد. با توجه به اين نكته اي كه بيان شد؛ حصول توافق نهايي در مذاكرات هسته يي خواست و نيازمبرم اوباما است ولذا اين توافق ازيك منظربراي اوباما وتيم دموكرات ها كه دوسال ديگربايد با دستاني خالي كاخ سفيد را ترك كنند، مهم تراست زيرا برهيچكس پوشيده نيست كه توافق با ايران و به گمان آنان زدودن خطر«ايران هسته يي»ازجهان مي تواند بزرگ ترين دستاورد اوباما در عرصه سياست خارجي ارزيابي شود. بنابراين به نظرمي رسد اوباما با وجود دشواري هاي پيش رودر مواجهه با كنگره وسنا ازعزمي راسخ براي رسيدن به يك توافق با ايران برخوردار باشد. اما دراين سو،اكنون بارديگر ايران، به بازيگري كليدي درسياست داخلي آمريكا تبديل شده است. حصول توافق در24 نوامبروگذرازاين بزنگاه سخت دستاورد بزرگي براي حزب حاكم دموكرات وشخص اوباما خواهد بود.

جان كلام :

كارشناسان ازمجموعه اين اظهارات و تحليل‌هايي كه پيرامون مذاكرات عمان ارائه مي‌شود و با توجه به گزارش‌هايي هم كه تاكنون مبني برهمكاري‌هاي سازنده ايران با آژانس بين‌المللي انرژي اتمي منتشر شده و موضع شفاف كشورمان بر پايبندي به توافق‌ها دلالت دارد، به اين نتيجه رسيده‌اند كه اكنون نوبت غرب و بخصوص آمريكاست كه براساس اصل اقدام متقابل، حسن نيت خود را نشان دهد و بدون آنكه موضوع هسته‌اي را به ساير مسائل مرتبط نمايد، مشكلي را كه خود، سالها پيش ايجاد كرده از سر راه بردارد.

 

شنبه : 24/8/1393- 21محرم الحرام1436-15نوامبر2014

معرفی کتاب :ساديسم اسرائيلي- تألیف دکتر اسدالله افشار - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۴:۳۴ بعد از ظهر


  

معرفی کتاب

 

نام كتاب : ساديسم اسرائيلي(تحليل و واكاوي 50 روزنسل كشي وجنايات جنگي رژيم جعلي صهيونيسم درغزه ازنگاه جامعه خبري ومطبوعاتي ايران )

 

مؤلف :دكتراسدالله افشار

نا شر: مؤسسه ي انتشاراتي سفيراردهال (تلفن پخش : 88319342)

سال انتشار:25آبان ماه 1393

تعدادصفحه :192

قيمت : 150000ريال

 

خلاصه اي ازكتاب :

اين اثركه با توجه به پيروزي جنبش مقاومت درغزه منتشر و درمعرض انديشه و افكارعمومي قرارداده شده است ؛ حكايت گرتعهدبالاوعقلانيت نويسندگان وتحليل گران جامعه مطبوعاتي كشورعزيزمان ايران مي باشد . صاحبان فكروقلم دراين50 روزبا درايت ودلسوزي  به موضوع غزه پرداخته وبه مردم مبارزومسلمان رنج ديده ودرخاك و خون غلتيده غزه قوت دل داده و يادآورشده اند ؛ شما تنها نبوده و نيستيد و تمام مردم آزاده ي جهان درسرتاسرگيتي باشما هستند وروزي ، روزمرگ استكبارجهاني ورژيم كودك كش و غاصب صهيونيستي رارقم خواهند زدوسرود رهايي راباپيروزي براين جرثومه هاي فتنه وفساد،درعرش وفرش طنين اندازخواهند نمود.

مباحث تحليلي اين اثردرحقيقت داراي چند بُعد مي باشد ؛ بُعد اول آن آشنايي با نوارغزه ، غزه وكرانه باختري است ؛ بُعد دوم به تاريخچه تجاوزرژيم اشغالگر صهيونيستي در فلسطين وغزه و شكست هاي اين رژيم منحوس درمنطقه خاورميانه پرداخته است ، و بُعد سوم اختصاص به فاجعه اخير ، خبر پيروزي مردم مقاوم غزه وجنبش مقاومت وپذيرش آتش بس ازسوي رژيم اشغالگرغاصب دراين جنگ نابرابردارد ؛ كه درقالب 52 گفتاركوتاه ، متوسط و بلند مورد بحث وگفت وگو قرارگرفته است .

دراين كتاب علاوه بربيان مواضع شفاف مردم و مسئوولين بلند پايه نظام جمهوري اسلامي ايران به اعتراضات مدني درسطح جهان ، تبيين ريشه ها وعوامل حوادث دردناك غزه ، تجزيه وتحليل ابعادبين المللي جنگ 50 روزه ، بررسي ابعادجنايات اسرائيل ازمنظرحقوق بين الملل،تأييدجنايات اسرائيل درغزه توسط شخصيت ها ي حقيقي وحقوقي جهان و.... نيزاشاراتي شده است.

مؤلف افتخاردارد اين كتاب را كه با نام"ساديسم اسرائيلي"چاپ ومنتشرگرديده است ؛ به يُمن استقامت مردم غزه وپيروزي آنان به ايشان اهداء وهمچنين ازنويسندگان وتحليل گران عرصه قلم درمطبوعات كشورمان ؛ كه درطول 50 روزبا انديشه وتفكرخود رژيم صهيونيستي رابمباران تبليغاتي- رواني نموده اند به طورويژه تقديروتشكر نمايد تا به همه آنان كه دراين پيروزي سهيم بوده اند تبريك وتهنيت گفته باشد وسپاس خود را به ساحت مقدس آنان پيش كيش نمايد.

 

 

                    

معرفی کتاب

 

نام كتاب :امام باقي (عج) ؛ تحليل وتبيين زندگاني حضرت مهدي (عج) دربيست گفتار

مؤلف :دكتراسدالله افشار

نا شر: مؤسسه ي انتشاراتي سفيراردهال (تلفن پخش : 88319342)

سال انتشار:25آبان ماه 1393

تعدادصفحه : 381

قيمت : 200000ريال

 

خلاصه اي ازكتاب :

 آشنایی با ابعاد گوناگون زندگانی پیشوایان معصوم علیهم السلام از جهاتی، به ویژه برای قشر جوان حائز اهمیت است. چون امام (ع) در فرهنگ اهل بیت علیهم السلام شخصیتی است که به عنوان خلیفه و جانشین پیامبر(ص)، علاوه بر مسؤولیت رهبری وتبیین احکام الهی، عهده دار وظیفه سنگین هدایت وتربیت نفوس مردم نیزهست.بنابراین،تمام رفتارواعمال امام (ع)درچارچوب یک برنا مه منسجم و حساب شده با هدف ارشاد و پرورش کمالات انسا نی افراد انجام می گیرد.

براین اساس،عامه مردم، به ویژه نسل نوجوان وجوان جامعه،ازطریق دقت وتأمل درمجموعه وقایع زندگی ائمه اطهارعلیهم السلام اولا، می توانند شیوه های درست زندگی وکسب فضایل اخلاقی وانسانی که،پایه های کمال آدمی راتشکیل می دهند،بیاموزندوثانیا،ازراه مطالعه درسیره عملی ائمه علیهم السلام به منزلت وعظمت والای آنان پی برده و همواره درزندگی از طریق الگو قراردادن سیره عملی آنان، به موفقیت های لازم دست یابند. اولین گام در شناخت شخصیت امام (ع)،آشنایی با وقایع دوران زندگی اوست . آنچه پیش روی دارید با هدف پا سداشت حقيقت وجود مبا رك آخرین منجی بشریت حضرت مهدی(عج) تألیف و مرورکوتا هی به مجموعه رخداد های زندگی آن حضرت دارد؛ ولذا دراین اثر20 گفتاری،برآنیم که ضمن اشاره گذرا به سیرطبیعی زندگی امام عصر(عج)،ازآغازتولدتا عصرظهور، به اندازه توان ومجال، به برخی از مبا حث که  پا سخ گوی پاره ای ازشبهات نیزخواهد بود، اشاراتی  دا شته با شیم .

شایان ذکراست که مؤلف نام کتاب را از واژه ی «بقیه» به معنای بازمانده وپاینده وآن چه که ازچیزی باقی گذاشته شود ، برگزیده وانتخاب کرده است.ترکیب«بقیه الله» درقرآن مجید وروایات خاندان عصمت و طهارت( علیه السلام)آمده است . ازآن جایی که مهدی موعود (عج)آخرین پیشواوبزرگ ترین رهبرانقلاب پس ازقیام پیامبراسلام( ص)است،یکی ازروشن ترین مصادیق«بقیه الله»می باشدوازهمه به این لقب شایسته تراست.به خصوص که تنها باقیمانده بعد ازپیامبر(ص) وامامان(علیهم السلام) است . بنابراین یکی ازالقاب حضرت مهدی (عج) «بقیه الله»است که خود آن حضرت هنگام آغاز ظهور،خود رابا این لقب معرفی خواهد کرد .وتوصیه شده درعصرغیبت وظهور،هنگام سلام به آن حضرت چنین گفته شود: «السلام علیک یا بقیه الله فی ارضه .»مؤلف اميد واراست مباحث مطروحه دراين اثراولابه آشنایی بیش ترجوانان با ساحت قد سي آخرین حجت عظیم الشأن کمک نماید ؛ وثا نیا برجنبش ومعرفت انتظارفرج درما مسلمين انگيزه وپويايي ايجادنموده تابيش ازهرزمان خودرامنتظرواقعي وحقيقي حضرتش بدانيم.                             

آمريكا گرائي وبازي با افكارعمومي - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۳:۱۲ بعد از ظهر
1024x768

آمريكا گرائي وبازي با افكارعمومي                

 اسدالله افشار

 

سیاستمداران‌ و دست‌اندرکاران‌ رسانه‌های‌ جمعی‌ آمریکا سعی‌ می‌کنند اسطوره‌پردازی‌ آمریکایی‌ را یک‌ واقعیت‌ محض‌ تاریخی‌ بنامند و بدین‌ وسیله‌ مردم‌ این‌ کشور و جهان‌ را تسلیم‌ خواستهای‌ خود نمایند. این‌ کار از همان‌ ابتدای‌ تشکیل‌ آمریکا با جدیت‌ کامل‌ پی‌گیری‌ می‌شد. یکی‌ از نخستین‌ و مهمترین‌ تحلیلگران‌ سیاست‌ آمریکا به‌ نام‌ تکوویل چنین‌ می‌نویسد: «من‌ نمی‌دانم‌ همة‌ آمریکایی‌ها به‌ دینشان‌ معتقد هستند یا خیر ولی‌ مطمئن‌ هستم‌ که‌ به‌ لزوم‌ آن‌ برای‌ بقای‌ نهادهای‌ جمهوریت‌ اعتقاد کامل‌ دارند.»

‌او می‌افزاید:«برخی‌ طرفدار اصول‌ مسیحیت‌ هستند چون‌ به‌ آن‌ اعتقاد دارند. و برخی‌ دیگر با ظاهرسازی‌ مذهبی‌ خود را طرفدار دین‌ جلوه‌ می‌دهند... در ایالات‌ متحده‌ فرمانروا، فردی‌ مذهبی‌ است‌ بنابراین‌ دورویی‌ و ظاهرسازی‌ امری‌ اجتناب‌ناپذیر است».

‌وی‌ قبل‌ از این‌ در سال‌ 1840 در کتابی‌ تحت‌ عنوان‌ «دموکراسی‌ آمریکایی» به‌ این‌ همگرایی‌ اشاره‌ می‌کند و می‌گوید:«هیچ‌ کشوری‌ وجود ندارد که‌ در آن‌ به‌ اندازة‌ آمریکا نبود استقلال‌ فکری‌ و روحی‌ مشهود باشد».

‌در سال‌ 1858، هنری‌ دیوید تورو، یکی‌ از نادر سنت‌ شکنان‌ و نویسندة‌ کتاب«زندگی‌ در جنگلها» می‌نویسد:

«نیازی‌ نیست‌ که‌ برای‌ کنترل‌ آزادی‌ مطبوعات‌ قانون‌ وضع‌ کنیم. مطبوعات‌ خود به‌ خود این‌ کار را می‌کنند و حتی‌ گاهی‌ بیش‌ از حد نیاز. جامعه‌ با رسیدن‌ به‌ توافقی‌ در مورد چیزهایی‌ که‌ می‌توان‌ در مورد آنها اظهار نظر کرد به‌ برنامه‌ای‌ دست‌ یافته‌ است‌ که‌ اگر کسی‌ از این‌ توافق‌ عدول‌ کرد طرد می‌شود. در نتیجه‌ از هر هزار نفر حتی‌ یک‌ نفر پیدا نمی‌شود که‌ جرأت‌ کند در مورد چیز دیگری‌ اظهار نظر کند.»

آمریکا گرایی :

‌یکی‌ از مشخصه‌های‌ اصلی‌»آمریکاگرایی» در کشورهایی‌ که‌ به‌ سلطة‌ آمریکا تن‌ داده‌اند، بازی‌ با افکار عمومی‌ و شرطی‌ کردن‌ آنهاست. این‌ همان‌ چیزی‌ است‌ که‌ اصطلاحاً‌ «تفکر واحد» نام‌ گرفته‌ است.

‌مکتب‌ مک‌ کارتیسم‌ در سال‌ 1952 و با ظهور مک‌ کارتی‌ تأسیس‌ شد. مک‌ کارتی‌ معتقد بود «غیر آمریکایی»ها را باید ردیابی‌ کرد و حتی‌ به‌ محترم‌ترین‌ روشنفکران‌ آمریکایی‌ نظیر اوپنهایمر، که‌ یکی‌ از پیشگامان‌ تحقیق‌ در زمینه‌ انرژی‌ اتمی‌ بود برچسب‌ «ضد آمریکایی» زد.‌این‌ عامل‌ تبلیغاتی‌ در عصری‌ که‌ آمریکا در اوج‌ شکوفایی‌ و قدرت‌ بود، آمریکاگرایی‌ را به‌ شکلی‌ مقدس‌ جلوه‌گر ساخت‌ و تفسیر جدیدی‌ از پاکدامنی‌ بنیانگذاران‌ اولیه‌ این‌ کشور ارائه‌ کرد. این‌ عامل‌ حتی‌ در بدترین‌ انواع‌ خشونت‌ نیز به‌ کار گرفته‌ شد به‌ گونه‌ای‌ که‌ در سالهای‌ 1650 - 1640، قانونگذاران‌ منطقه‌ کانکتیکات قانون‌ زیر را که‌ برگرفته‌ از «کتب‌ مقدس» بود به‌ تصویب‌ رسانند:«هرکس‌ خدایی‌ غیر از خدای‌ یکتا را پرستش‌ کند کشته‌ خواهد شد».

‌امروزه‌ نیز همان‌ خدای‌ تبلیغاتی‌ را برای‌ دفاع‌ از«ارزشهای» دیگر - یا بهتربگویيم‌ نبود ارزش‌های‌ دیگری‌ غیر از بازار، آزادی‌ تجارت‌ یا «حقوق‌ بشر» (که‌ جدیدترین‌ غم‌ زورمداران‌ است!) - مطرح‌ می‌کنند.

‌اولین‌ و بدترین‌ افسانه‌ سیاست‌آمریکا این‌ بود که: «ما ملت‌ برتریم.»

‌این‌ افسانه‌ از آنجا بدترین‌ افسانه‌ سیاست‌ آمریکاست‌ که‌ برای‌ توجیه‌ تبلیغاتی‌ باجگیری‌های‌ آمریکا و ایجاد سلسله‌ مراتبی‌ از نژادهای‌ برتر و نژادهای‌ پست‌تر و «حق‌ تسلط» بر دیگران‌ از سوی‌ این‌ کشور مورد بهره‌ برداری‌ قرار گرفت. آمریکایی‌ها ادعا می‌کردند که‌ این‌ حق‌ الهی‌ باعث‌ می‌شود آنها بتوانند فراتر از تمام‌ قوانین‌ بین‌المللی‌ (مثلاً‌ تصمیمات‌ اتخاذ شده‌ از سوی‌ سازمان‌ ملل) عمل‌ کنند. آمریکا به‌ استناد همین‌ «حق‌ الهی» بدون‌ اخذ مجوز از سازمان‌ ملل‌ و با نقض‌ قوانین‌ بین‌المللی‌ مربوط‌ به‌ حاکمیت‌ و تمامیت‌ ارضی‌ کشورها، آتش‌ جنگ‌ علیه‌ یوگسلاوی‌ را بر افروخت. بر مبنای‌ همین‌ منطق‌ اسرائیل‌ نیز قطع‌نامه‌ سازمان‌ ملل‌ در مورد این‌ رژیم‌ و تعیین‌ مرزهایش‌ را کاغذ پاره‌ می‌نامد.

 نتیجه‌ی‌ اصلی‌ آمریکاگرایی :

‌ایجاد بی‌ثباتی‌ در دنیا توسط‌ آمریکا پدیده‌ی‌ جدیدی‌ نیست‌ و همواره‌ یکی‌ از مسایل‌ استراتژیکی‌ نظام‌ این‌ کشور بوده‌ است. هدف‌ از ایجاد این‌ بی‌ثباتی، بهره‌برداری‌ حداکثر از منابع‌ کشورهای‌ جهان‌ سوم‌ بوده‌ است. ریچارد امرمن‌ یکی‌ از مورخان‌ سیاسی‌ آمریکا با اشاره‌ به‌ نظرات‌ آیزنهاور در این‌ زمینه‌ می‌گوید:«منابع‌ کشورهای‌ جهان‌ سوم‌ باید به‌ دقت‌ تحت‌ کنترل‌ آمریکا باشد.»

‌نتیجه‌ی‌ اصلی‌ آمریکاگرایی، تمرکز روزافزون‌ ثروت‌ در دست‌ گروههای‌ بزرگ‌ صنعتی‌ و فلاکت‌ بیش‌ از حد توده‌های‌ عظیم‌ مردم، به‌ ویژه‌ در کشورهای‌ «توسعه‌ نیافته» و وابستگی‌ آنها به‌ استعمارگران‌ گذشته‌ و حال‌ است. فرهنگ‌ و اقتصاد بومی، روز به‌ روز بیشتر دچار ضرر و زیان‌ می‌شود تا به‌ جای‌ آن‌ فرهنگ‌ و اقتصاد استعمارگران‌ رونق‌ بیشتری‌ پیدا کند.‌بین‌ سالهای‌ 1975 تا 1992 تعداد گروهها و شرکتهای‌ چند ملیتی‌ آمریکایی‌ سه‌ برابر شده‌ و از 1000 گروه‌ که‌ دارای‌ 82 هزار شعبه‌ بودند به‌ 37500 گروه‌ که‌ 207 هزار شعبه‌ را در اختیار گرفته‌اند، رسیده‌ است. این‌ گروهها که‌ نصف‌ ثروت‌ دنیا را در دست‌ گرفته‌اند، بیشتر در آمریکا، اروپا یا ژاپن‌ مستقر شده‌اند.‌تمرکز سرمایه‌ در دست‌ یک‌ گروه‌ به‌ آنجا رسیده‌است‌ که‌ «کنفرانس‌ سازمان‌ ملل‌ در مورد تجارت‌ و توسعه« در گزارش‌ سال‌ 1998 خود درباره‌ی‌ سرمایه‌گذاریهای‌ بین‌المللی‌ تاکید کرده‌ است‌ که‌ صد گروه‌ اقتصادی‌ از طریق‌ «ادغام»و بازی‌ خصوصی‌ سازی‌ به‌ «اربابان‌ دنیا» تبدیل‌ شده‌اند.

‌این‌ کنفرانس‌ خاطرنشان‌ می‌کند که‌ ادغامهای‌ سه‌ ماهه‌ی‌ اول‌ سال‌ 1999 به‌ اندازه‌ کل‌ ادغامها در سال‌ 1998 بوده‌ است.‌از این‌ رهگذر روز به‌ روز بر فاصله‌ میان‌ کشورهای‌ غنی‌ و کشورهای‌ فقیر افزوده‌ می‌شود. به‌ گونه‌ای‌ که‌ آفریقا که‌ محرومترین‌ قارة‌ دنیا به‌ شمار می‌آید در سال‌ 1999 تنها توانست‌ 3/1 درصد از سرمایه‌گذاری‌های‌ دنیا را جذب‌ کند.‌در عرض‌ سی‌ سال، از 1950 تا 1980، فاصله‌ کشورهای‌ «شمال» و کشورهای‌ «جنوب» از130 به‌ 1150 رسیده‌ است. و این‌ در حالی‌ است‌ که‌ سیاستمداران‌ و رسانه‌های‌ جمعی، این‌ دهه‌ را «دهه‌ی‌ توسعه»می‌نامند! در سال‌ 1980 سی‌ و سه‌ درصد جمعیت‌ کشورهای‌ جهان‌ سوم‌ دچار سوء تغذیه‌ بودند که‌ این‌ رقم‌ در سال‌ 1998 به‌ 37 درصد رسیده‌ است.‌قوانین‌ نظام‌ آمریکا موجب‌ شده‌ است‌ فاصله‌ میان‌ کسانی‌ که‌ دارند و آن‌هایی‌ که‌ ندارند در همان‌ کشورهای‌ «غنی» چند برابر شود؛ در سال‌ 1991، تنها پنج‌ درصد مردم‌ آمریکا حدود 90 درصد ثروت‌ ملی‌ را در اختیار داشتند. در فرانسه‌ 6 درصد مردم‌ حدود 50 درصد ثروت‌ ملی‌ را در اختیارگرفته‌اند و 94 درصد بقیه، 50 درصد دیگر را بین‌ خود قسمت‌ کرده‌اند.

‌نتیجه‌ی‌ کلی‌ آمریکاگرایی‌ که‌ همان‌ نظام‌ سرمایه‌ داری‌ ازنوع‌ شدیدآن‌ است، ایجاد«دنیایی‌ شکسته»میان‌ کشورهای‌ شمال‌ و کشورهای‌ جنوب‌ است. سالانه‌ 45 میلیون‌ نفر در کشورهای‌ جنوب‌ به‌ دلیل‌ گرسنگی‌ یا سوء تغذیه‌ جان‌ می‌دهند. از این‌ رقم‌ 5/13 میلیون‌ نفرآنها را کودکان‌ تشکیل‌ می‌دهند.این‌ بدان‌ معناست‌ که‌ الگوی‌ رشدی‌ که‌ مد نظرآمریکاست‌ و بسیاری‌ ازکشورهای‌ جهان‌ از نمونه‌ی‌ آمریکایی‌ آن‌ تقلید می‌کنند یا مجبورند آنرا تحمل‌ کنند، درهر دوروزیک‌ هیروشیمای‌ جدید برای‌ بشریت‌ به‌ وجود می‌آورد.

شيوع بيماري آمريكا گرائي دركل دنيا :  

‌ روژه گارودی (1)معتقد است ؛آمریکاگرایی‌ بیماری‌ای‌ است‌ که‌ امروزه‌ درکل‌ دنیا شایع‌ شده‌ است. بنابراین‌ ما باید ابتدا دردرون‌ خود و سپس‌ در سطح‌ کشورهایمان‌ با آن‌ به‌ مبارزه‌ برخیزیم. مبارزه‌ با این‌ بیماری‌ به‌ هیچ‌ وجه‌ به‌ معنای‌ تجویزخشونت‌ وجنگ‌ نیست. زیرا دامن‌ زدن‌ به‌ تشنج‌ و خشونت‌ قبل‌ از هر چیز به‌ بقای‌ نظام‌ آمریکا کمک‌ می‌کند. چرا که‌ این‌ نظام‌ هر از چند گاهی‌ برای‌ «پیشرفت‌ اقتصاد» خود احتیاج‌ به‌ شعله‌ور نمودن‌ آتش‌ جنگ‌ دارد.

‌البته‌ ارتش‌ این‌ کشور در حد و اندازه‌های‌ نامش‌ نیست؛ نه‌ به‌ دلیل‌ ترسو بودن‌ سربازانش، بلکه‌ به‌ این‌ خاطر که‌ افراد آن‌ هیچ‌ انگیزه‌ و محرکی‌ جز تخریب‌ و غارت‌ ندارند. سخنرانی‌ ژنرال‌ آمریکایی‌ که‌ فرماندهی‌ جنگ‌ در یوگسلاوی‌ را به‌ عهده‌ داشت، هیچ‌ نکته‌ای‌ جز«ما برای‌ تخریب‌ آمده‌ایم...» در بر نداشت.

‌قسمت‌ عظیمی‌ از دنیا، به‌ ویژه‌ اروپا، آمریکایی‌ شده‌ به‌ نحوی‌ که‌ آمریکا ستیزی‌ به‌ نوعی‌ بحران‌ داخلی، هم‌ در سطح‌ ملی‌ و هم‌ در زمینه‌ی‌ فردی، تبدیل‌ شده‌ است. آیا باید بگذاریم‌ این‌ جهانی‌ شدن‌ وحشیانه‌ی‌ اقتصاد و سیاست‌ و فرهنگ‌ که‌ قوانین‌ بازار تنها حکمران‌ آن‌ است‌ و تمام‌ ارزشها را به‌ ارزشهای‌ قابل‌ خرید و فروش‌ تبدیل‌ کرده، همچنان‌ ادامه‌ یابد؟ یا به‌عکس، از آمریکای‌ لاتین‌ گرفته‌ تا آسیا، به‌ هسته‌ های‌ مقاومت‌ علیه‌ پُست‌ کنندگان‌ روح‌ انسان‌ که‌ با قوانینی‌ چون‌ رقابت‌ بازار - که‌ غنی‌ها را غنی‌تر و تعدادشان‌ را اندکتر و فقرا را فقیرتر و تعدادشان‌ را بی‌شمارتر می‌کند - به‌ جنگ‌ انسانیت‌ آمده‌اند، خواهیم‌ پیوست؟ آیا در برابر نظریه‌ داروین‌ مبنی‌ بر له‌ شدن‌ توده‌های‌ مردم‌ در زیر گامهای‌ پولدارها، اسلحه‌ به‌ دستها و اربابان‌ رسانه‌ها، از خود مقاومت‌ نشان‌ خواهیم‌ داد؟

‌پیروزی‌ نهایی‌ برآمریکاگرایی‌ زمانی‌ بدست‌ می‌آید که‌ مجموعه‌ی‌ عظیم‌ نظامی‌ - صنعتی‌ آمریکا دیگر قادر به‌ حمایت‌ از نیروهای‌ مرگ‌ آفرین‌ در کل‌ دنیا نباشد.وظیفه‌ی‌ ماست‌ که‌ با از خود گذشتگی‌ اجازه‌ ندهیم‌ اربابان‌ موقت‌ دنیا در قرن‌ بیست‌ و یکم‌ ما را از طریق‌ آلودگی‌ و خشکاندن‌ طبیعت، با فقیر کردن‌ و نابودی‌ مردان‌ و زنان، با استعمار، فساد و نابودی‌ بشریت‌ به‌ نام‌ نئوداروینیسم‌ و حذف‌ ضعفا، به‌ سوی‌»خودکشی‌ دنیا» سوق‌ دهند.

 

پنجشنبه : 22/8/1393-19محرم الحرام1436- 13نوامبر2014

 

 

پي نوشت :

1-  روژه گارودی ، آمریکا ستیزی چرا؟ مترجم : جعفر پاوه ، به نقل از: سایت  باشگاه اندیشه، ۱۵ اسفند ۱۳۸۱ .

 

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin:0in; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:Calibri; mso-fareast-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

بحران آفرينان آشفتگي درخاورميانه - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۲:۲۹ بعد از ظهر
1024x768

بحران آفرينان آشفتگي درخاورميانه                              

 اسدالله افشار

 

يكم)شکاف‌های مذهبی،اجتماعی وسیاسی موجود درخاورمیانه باعث شده است تا روابط میان کشورهای خاورمیانه و قدرت‌های بزرگ بین‌المللی حاضردر این قسمت از جهان با پیچیدگی بسیاری همراه باشد تا جایی که هیچ چشم‌اندازی را نمی‌توان برای آینده خاورمیانه متصور شد.بحران تروریستی درطول چهارسال گذشته به بزرگترین کابوس کشورهای منطقه تبدیل شد. یکی از عواملی که باعث می‌شود تا تروریست همیشه درمنطقه خاورمیانه فعال باشدوجوداختلافات درمیان کشورهای این نقطه حساس ازجهان است.

جالب اینجاست که همه کشورهای خاورمیانه وقدرت‌های جهانی ادعا می‌کنند که هیچ رابطه‌ای با گروه‌های تروریستی ندارند همچنین روابط بسیار پیچیده‌ای از قدرت تمام کشورهای خاورمیانه را به موضع‌گیری در برابرهم وادار می‌کند. به طور کلی دو شیوه تعاملی و تقابلی بین دو طرف وجود دارد.یکی از دلایلی که بحران درخاورمیانه همچنان ادامه دارداین نکته است که تمام کشورهای خاورمیانه تلاش می‌کنندتا به نحوی منافع کشور خود را درمنازعات تامین کنند وسرنوشت کل منطقه چندان اهمیتی در نگاه سیاستمداران این منطقه ندارد.

دوم)اگر پس از يازده سپتامبر، مبارزه با تروريسم به يكي از ادعاهاي آمريكا در افكار عمومي بدل شده بود، پس از بيداري اسلامي، افكار عمومي جهان به‌وضوح شاهد اتحاد و ائتلاف كاخ سفيد با همان تروريست‌هايي بود كه ايالات متحده،افغانستان را به بهانه نابودي آنان به اشغال خود درآورد.اين دگرديسي در"ادعايي به‌نام ارزش‌هاي آمريكايي" چنان مصاديق مبرهني دارد كه اكنون به جهانيان ثابت شده، آنچه بايد از سياست‌هاي خاورميانه‌اي آمريكا انتظار داشت، رئاليسمي قدرت‌محور و لجام‌گسيخته است كه جز سركوب و تقلب، ماهيت ديگري ندارد. بی‌ثباتی، فقدان امنیت و جنگ قدرت، سراسر خاورمیانه را در برگرفته، بدون آنکه ضرورت داشته باشد، اسمی از کشوری خاص ببریم، یا کشوری را استثناء کنیم.باید به این باور برسیم و یقین بدانیم که بدون کنارگذاشتن اختلافات تاریخی واصراربرآوردن آنهابه صحنه‌های سیاسی امروز،هرتهدیدکوچک محلی در خاورمیانه، بی‌درنگ توان فراگیری منطقه‌ای پیدا می‌کند. برای پایان بخشیدن به فجایعی که مسلماً ما مردمان خاورمیانه در آینده از یادآوری آن‌ها احساس شرم خواهیم کرد، تنها یک راه وجود دارد: «همکاری جمعی برای مدیریت بحران‌ها.»

سوم) هرگاه بحران هاي منطقه اي گسترش يابند، به گونه اجتناب ناپذير بازيگران منطقه اي و قدرت هاي بزرگ نيز براي مديريت آن ايفاي نقش مي کنند. بحران امنيتي خاورميانه ازاين جهت اهميت دارد که جبهه مقاومت را دربرابر نظام سلطه مقاوم مي سازد. جنگ هيچ گاه منجربه کاهش شدت منازعه نمي شود بلکه ريشه هاي منازعه را به حوزه هاي جغرافيايي مختلفي تسري مي دهد.جنگ و بحران درخاورميانه نمادي ازواقعيت هاي منازعه پيچيده وتاريخي است که همواره بخشي ازسياست منطقه اي رادربرگرفته است. درجنگ جديد اسرائيل عليه حماس درغزه،نشانه هايي وجودداردکه براي امنيت منطقه اي عبرت آموز است.

چهارم) يكي از الزامات آنچه ارزش‌هاي آمريكايي خوانده مي‌شود، احترام به رأي مردم و به‌ عبارت بهتر، التزام به دموكراسي است اما آنچه ازواشنگتن در خاورميانه ديده مي‌شود، نه التزام به دموكراسي كه برعكس، ايستادن در برابررأي مردم و حمايت از حكومت‌هاي خودكامه مرتجع است.آنچه ارزش‌هاي آمريكايي خوانده مي‌شود و سران كاخ سفيد براي صدورآن به اقصي‌نقاط جهان ازهيچ‌گونه آتش‌افروزي ابايي ندارند، گويا به منطقه خاورميانه كه مي‌رسد، دچار دگرديسي مي‌شود. اين دگرديسي نه يك حادثه و نه تنها ناشي از تاكتيك‌هاي برآمده ازمحيط رواني حاكمان ايالات متحده، بلكه ناشي ازنگاه هانتينگتوني به خاورميانه است كه جنگ با تمدن اسلامي را بخشي از راهبرد سياست‌مداران آمريكايي كرده است.

پنجم)«فریدزکریا»روزنامه‌نگار هندی ـ آمریکایی درکتاب «آینده آزادی؛ اولویت لیبرالیسم بر دموکراسی»، جمله درخور توجهی دارد:

«در خاورمیانه تاریخ مصرف نمی‌شود، بلکه تولید می‌شود.» واقعیت این است که تنش‌های خاورمیانه دریکصدسال گذشته،همواره ماهیتی«خودبازآفرین»داشته‌اند و هربار با شکلی تازه در کشورهای منطقه زاده شده‌اند.اگر بپذیریم که ناتوانی دربخشیدن هویت مستقل ملی به مردم در حوزه سرزمینی، ناتوانی در برقراری تعادل میان تمایلات مذهبی والزامات سیاسی و«خاصه‌پروری» ویک سویه‌‌نگری در حکومت برجمعیتی مختلف الاقوام و کثیرالمذهب، از مهمترین ایراداتی بود که زمینه فروپاشی امپراتوری عثمانی و مداخلات قدرت‌های خارجی را برای تسریع این فروپاشی فراهم کرد،آنگاه مشاهده می‌کنیم که همین بیماری‌ها، عیناً به شمار زیادی ازکشورهای برجای مانده از امپراتوری عثمانی درخاورمیانه منتقل شده است.ظهورپدیده‌هایی چون داعش وبسط تفکرات افراطی اینگونه گروه‌ها میسرنمی‌شود،مگر آنکه بستر مناسب برای آن، از قبل توسط حکومت‌های منطقه فراهم شده باشد.

ششم) سیاست آشفته دولت اوباما، منطقه خاورمیانه را به سوی بحران فراگیر تروریسم برده است. آشفتگی در این سیاست، از افغانستان تا عراق، سوریه، اردن، مصر و لیبی مشهود است. هزینه‌پرداز این سیاست آشفته، مردم این کشورها در منطقه هستند.واقعیت انکارناپذیر این است که رژیم صهیونیستی با تولید بحران در کشورهای اسلامی بقاء پیدا می‌کند وحمایت آمریکا ازاین رژیم دایره آشفتگی درخاورمیانه را تشدید می‌کند. یکی از کشورهای مسلمانی که نقش دوگانه در این ماجرا را بازی می‌کند، دولت ترکیه است. از یک طرف باایران روابط اقتصادی دوجانبه مطلوب راتنظیم می‌کند.بادولت نوری‌المالکی برای سرمایه‌گذاری‌های شرکت‌های تجاری و صنعتی ترکیه قرارداد می‌بندد. اما سیاست امنیتی خود را با «ریاض و تل‌آویو» تنظیم می‌کند، و به قول معروف تهران را در سیاست‌های امنیتی دور می‌زند! این مثلث شوم امنیتی ریاض، آنکارا و تل‌آویوبرای بسیاری ازکشورها درحوزه خاورمیانه فاجعه‌سازشده است.دربستراین فعالیت‌های مرموز منطقه‌ای وسیاست آشفته دولت اوباما، خاورمیانه از یک بحران به بحران دیگرعبورمی‌کند. خاورمیانه از قِبَلِ سیاست آشفته آمریکا دچار جنگ‌های داخلی و بحران‌های سیاسی ـ امنیتی شده است.

 

سه شنبه : 1393/8/20- 17محرم الحرام1436-11نوامبر2014

منابع :

1- قاسم زاده ، ابوالقاسم ، سیاست آشفته آمریکا در خاورمیانه! اطلاعات : دوشنبه ۸ تیر ۱۳۹۳.

2- تاجيك ، نصرت الله ، تغيير چهره ژئوپولتيكي خاورميانه، اعتماد، پنجشنبه 17 مهر 1393- شماره 3079 .

3- پیچیدگی روابط در خاورمیانه از نگاه واشنگتن پست، پايگاه تحليلي خبري فردا،شنبه۱۲ مهر ۱۳۹۳ .

4- متقي ، ابراهيم ، جنگ ترکيبي عليه مقاومت درخاورميانه،خراسان ، سه‌شنبه 24تير1393، شماره 18736.

 

 

 

 

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin:0in; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

جمهوریخواهان ، اوباما ومذاكرات هسته اي ايران - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۳:۳ بعد از ظهر

1024x768

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin:0in; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

جمهوریخواهان ، اوباما ومذاكرات هسته اي ايران            

  اسدالله افشار

روزسه‌شنبه13آبان1393برابربا4نوامبر2014درآمریکاانتخابات مجلس سنا(برای انتخاب 36 سناتور میان‌دوره‌ای) و نمایندگان (برای انتخاب 435 عضو) نیز برگزار شد و دموکرات‌ها - حزب حامی باراک اوباما- جایگاه خود را درسنا از دست داده و این مجلس را به جمهوری‌خواهان واگذارکردند تا مخالفان اوباما که پیش ازاین نیز اکثریت مجلس نمایندگان را داشتند، بطور کامل کنترل قوه مقننه آمریکا -کنگره- را به دست گیرند.

مشارکت در این انتخابات بسیارپایین بوده و نمایندگان تنها با رقمی حدود 20 درصد رای واجدین شرایط انتخاب شده‌اند وازاین منظراین انتخابات را باید افتضاحی دروضعیت مشارکت سیاسی این کشوربه شمار آورد. نکته دیگردرباره این انتخابات آنکه،پیش ازبرگزاری ودرجریان کمپین‌های تبلیغاتی،رسانه‌ها و تحلیلگران آن را آزمونی برای نگاه آمریکایی‌ها به اوباما و دولتش معرفی می‌کردند. اوباما که این روزها در پایین‌ترین درجه ازنظر محبوبیت اززمان روی کارآمدن قرار دارد، خود بیش از همه به این وضعیت بغرنج واقف بود وتا جایی که توانست ازکارزار انتخاباتی خود را دورساخت تا هزینه کمتری به دموکرات‌ها تحمیل کند اما ناکامی‌های وی در سطوح مختلف، از چشم آمریکایی‌ها دور نماند. اکثریت قابل‌توجهی از آنها اصلاً پای صندوق رای نرفتند و درصد اندکی هم که رفتند، به او و حزبش نه گفتند تا کار برای مستاجر کاخ سفید در دو سال آینده سخت‌تر از گذشته شود.

كارشناسان و انتخابات اخيرداخلي آمريكا :

كارشناسان معتقدند ؛ انتخابات اخيرداخلي آمريكا وشكست دموكرات ها سنگين ترين شكست دموكرات ها درچند دهه اخيربوده است؛ وازدست دادن اكثريت شكننده يي كه در سنا دراختيارداشتند اوباما را با معضلي جدي درسياست داخلي وخارجي روبه روخواهد نمود. بنابراين پاسخ به اين سوال كه آيا اين انتخابات بر مذاكرات هسته يي تاثيرگذارخواهد بود يا خير؟ يك پاسخ بيشترندارد وآن ، آري است. ازآنجا که همواره افراطي بودن عواقب نامناسبي براي جهان دارد،انتخابات سناي آمريکا وکسب اکثريت کرسي به نفع جمهوريخواهان که به افراطيون آمريکا معروف هستند، باعث شده تا جهان نگران تغيير نگرش اين افراطيون باشد.اين نگراني درموردآيندمذاکرات هسته‌اي ايران نيزمطرح شده است.

البته شايان ذكراست ؛ جمهوریخواهان نسبت به اسلام و ایران نگاه خوبی ندارند به دلیل اینکه بیشترچهره‌ها و افراد وابسته به این جریان‌ها با لابی‌های صهیونیستی مرتبط هستند که رابطه خصمانه‌ای با ایران دارند و طبیعی است که پیروزی این جریان‌ها بیش از همه مقامات اسرائیل را خوشحال کند.

تأثيرپيروزي جمهوريخواهان درمذاكرات هسته اي ايران :

باربارا اسلاوين ؛ تحليلگرارشد انديشکده شوراي اتلانتيک دراين خصوص گفته است :اگر چه فشار جمهوري خواهان در صورت پيروزي درانتخابات مياندوره اي به اوباما افزايش مي‌يابد ، اما او با استفاده از قدرت رياست جمهوري خود قادر خواهد بود در هر شرايطي ازتحريم‌هاي جاري عليه ايران بکاهد.کاملا واضح است که تسلط جمهوريخواهان در سنا تاثيرات آشکاري در سياست‌هاي داخلي خواهد گذاشت.

وي افزود: جمهوريخواهان محافظه کار با استفاده از اين موقعيت تلاش خواهند کرد تا تحريم‌هاي تازه اي را براي وارد آوردن فشار بر ايران به تصويب برسانند و مانع موفقيت مذاکرات هسته‌اي بشوند.اوباما از اين قدرت برخوردار هست که بتواند جلو تحريم‌هاي بيشتر را بگيرد و باگذشت چند سال ايران قادر خواهد بود حقانيت و اعتماد‌پذيري خود را به اثبات برساند.ايراني‌ها ممکن است دچار اين نگراني بشوند که با قدرت گرفتن جمهوريخواهان در کنگره وسنا‌، اوباما قادر به ايفاي نقش خود در رابطه با توافقنامه هسته‌اي نباشد،اما نبايد فراموش کرد که اوباما براي کاستن از تحريم‌ها نيازي به تاييد کنگره آمريکا ندارد و مي‌تواند از قدرت ويژه رياست جمهوري خود در اين راستا استفاده کند.

تفوق جمهوریخواهان به دنبال مشکلات رئیس جمهوری امریکا :

تفوق جمهوریخواهان به دنبال مشکلات رئیس جمهوری امریکا در پیشبرد طرح‌های مختلفش از جمله در عرصه سیاست خارجی رقم خورد. اوباما در دوره دوم ریاست جمهوری‌اش اعلام کرد که امریکا با 3 چالش موضوع هسته‌ای ایران، مسأله سوریه و موضوع صلح اعراب و اسرائیل رو به رو است که وی تلاش خواهد کرد این مشکلات را به سرانجام برساند اما در این راه چندان توفیقی کسب نکرده است و همچنین دشواری وی در حل و فصل مناقشات جدید پیش آمده برای امریکا از جمله بحران اوکراین، میزان محبوبیت وی را کاهش داد و باعث شد تا جمهوریخواهان پس از یک دوره انزوا به پیروزی برسند.

میزبانی مسقط در فضای کنونی :

مذاکره‌کنندگان ایران و اعضای 1+5 دور بعدی مذاکرات را 20 آبان ماه درعمان برگزار خواهند کرد. علاوه براین وزرای خارجه ایران، امریکا و خانم اشتون هم روزهای 18 و 19 آبان ماه در این کشور دیداری سه جانبه خواهند داشت. میزبانی مسقط در فضای کنونی و همچنین رویکرد حاکم بر مذاکرات حائز اهميت است؛ ولذا باآغازمذاكرات درمسقط ، شمارش معکوس برای رسیدن به سوم آذر1393(24 نوامبر2014) - ضرب‌الاجل دستیابی به توافق جامع هسته‌ای- آغاز خواهد شد. بنابراين مسقط مبداء فصل جدید مذاکرات هسته‌ای بوده و اینک قطار مذاکرات هسته‌ای باردیگربه ایستگاه نخست خود بازمی‌گردد تا نتیجه نهایی روشن شود.

جان كلام :

به زعم كارشاسان وشواهد مثبت موجود ایران تاکنون پایبندی خود را در اجرای تعهداتش به توافق ژنو به اثبات رسانده است و اکنون توپ در زمین امریکا قرار دارد تا از خود نرمش نشان بدهد. اجرای تعهداتی که بر اساس توافق ژنو بر عهده کشورمان قرار داشته و اینک مورد تأیید آژانس بین‌المللی انرژی اتمی نیز قرار گرفته است، نکاتی هستند که سبب می‌شوند تلاش‌های رسانه‌ای و دیپلماسی پنهان اسرائیل برای کارشکنی در مذاکرات هسته‌ای و همراهی برخی کشورهای منطقه با این رویکرد اسرائیل، تأثیر چندانی در روند مذاکرات نگذارد.رویکرد مثبت ایران همچنین سبب شده است که تلاش‌های کارشکنانه جریان‌های تندرو صحنه سیاسی امریکا نتواند به روند مذاکرات خدشه‌ای وارد کند. هر چند که دموکرات‌ها در مجلس سنا اکثریت را از دست داده اند،اما حتي با پيروزي جمهوري خواهان ؛ به دلیل همکاری ایران وتأیید این همکاری‌ها توسط آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، فضای مثبتی ایجاد شده است که ازتأثیرکارشکنی لابی اسرائیل در کنگره امریکا می‌کاهد. اكنون با ازدست رفتن اکثریت دموکرات‌ها درکنگره نیزرئیس جمهوری امریکا می‌تواند براساس اراده و اختیارات خود با تمدید مهلت توافق، زمان لازم برای متقاعد شدن کنگره و تصویب توافق جامع احتمالی را فراهم کند.بنابراین اگرچه ازدست رفتن اکثریت دموکرات‌هادرکنگره وسنای امریکا می‌تواند کاردولت اوباما را برای به نتیجه رساندن مذاکرات هسته‌ای مشکل‌ترکند اما رویکرد مثبتی که در روند همکاری‌ها و در جهت شفاف‌سازی بیشتر و اجرای توافق ژنو وجود داشته است می‌تواند باطل السحر مخالفت‌های کنگره باشد. مشروط بر اینکه دولت اوباما اراده خود را به نمایش بگذارد.

 

جمعه : 1393/8/16- 13محرم الحرام1436- 7نوامبر2014

بحران سیا ست خارجی و جهانی آمریکا - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۲:۵۴ بعد از ظهر
1024x768

بحران سیا ست خارجی و جهانی آمریکا                        

اسدالله افشار

 

جای هیچ شکی نیست که بافت کنونی جامعه جهانی دچار وضعیتی منحصر به فرد شده است که در تک   قطبی گری آمریکابرای رهبری ظالمانه جهان نمودیافته است.این تک قطبی گرایی وخودکامگی بر      پشتوانه های قدرت برتری آمریکا در عرصه های فرهنگی، اقتصادی و نظامی متکی است. این برتری فرصتی برای آمریکا پیش آورده است که در جهان عربده بکشد و با فراهم کردن جوی طاغوتی سیاست های خود را بر جهان تحمیل کند. دراین میان فاجعه آمیزترین مسأله کوتاهی ملت ها درایمان به ارزش ها و فرهنگ خود می باشد.قبل از11 سپتامبر در دهه نود قرن گذشته ـ آغاز دوره خودکامگی آمریکا ـ سیاستمداران آمریکایی با تغییر نگرش خود نسبت به مقوله سیاست، سیاست ها و برنامه های راهبردی خود را از طریق سخنانی قلدرمآبانه با هدف سلطه بر جهان دنبال کردند که هنوزهم ادامه دارد.

 دراین راستا نیوتن گنگرش رهبر حزب اکثریت جمهوریخواه درکنگره آمریکا دردوره ریاست جمهوری کلینتون درمقاله ای تحت عنوان "ملتی که دیگران به آن نیازمند هستند" که درمجله لوموند فرانسه به چاپ رسید،ازسرتکبروغرورمی گوید: "اگرازعرصه سیاست خارج شدیم بدون هیچ گونه شکی مردم ژاپن،آلمان وروسیه،جهان رابه دست می گیرند و آنگاه بدون تمدن پویای آمریکا بربریت، خشونت و دیکتاتوری بر جهان سلطه می یابد."

همچنین انتونی لیک معاون امنیت ملی رئیس جمهور سابق آمریکا طی نطقی متکبرانه تر از نیوتن می گوید: "آمریکا قدرت بزرگ نظامی و اقتصادی در اختیار دارد و در جامعه آمریکایی نژادهای مختلفی با داشتن حس و درک بالایی نسبت به سایر جوامع بین المللی حضور دارند. رهبران ما مورد احترام قرار می گیرند و در سرتاسر جهان، ملت ها در جستجوی یافتن چنین رهبرانی برای خود هستند. ... منافع و اصول ما نه تنها ما را به مداخله وا می دارد بلکه بر اساس این منافع و اصول باید رهبری جهان را به دست گرفت." برای این که چهره امپراتوری چنگیزی آمریکا بیش تر برای خواننده محترم نمایان شود، سخنی از آلبرایت وزیر امور خارجه سابق آمریکا را نقل می کنم. وی خطاب به همپیمانان اروپایی آمریکا گفت: "می خواهم اروپاییان به من به عنوان نماینده ای که مسؤولیت های کلی بردوشش است ، توجه کنند زیرا نمی توان از"آمریکا"بی نیاز بود به این معنا که وقتی قدرت لازم برای تغییر قضایا و مسائل را داشتیم، باید این کار را انجام دهیم."

خیلی از ناظران توانستند نقاب از چهره قدرت نظامی آمریکا بردارند و در خصوص توانایی این کشور در حفظ موجودیتش شک کنند. حتی برخی ها معتقدند که آمریکا طی دو سه دهه آینده فرو می پاشد. در این چهارچوب تشارلز کوبتشان در کتاب خود تحت عنوان "پایان دوره آمریکا" می گوید: " سیطره آمریکا بر جهان طول نمی کشد ... و یک کشور به آسانی نمی تواند مسؤول جهان باشد، زیرا این مسؤولیت کمرشکن است و در نتیجه زمان آن فرارسیده است که رؤساي جمهورآمريكا این نکته را درک کنند که خودکامگی و تصمیم گیری از طرف دیگر کشورهای جهان عاقبت خوشی ندارد و دوام نخواهد داشت."

افزایش احساسات ضد آمریکایی در تمام قاره ها :

نخبگان سیاست خارجی آمریکا که به مدت بیش ازنیم قرن پس ازخاتمه جنگ جهانی دوم کم و بیش در استراتژی اداره نظام جهانی اتفاق داشتند این روزها سخت دچار تفرقه شده اند. دراواخر جنگ ویتنام که به شکست و عقب نشینی آمریکا منتهی شد اختلاف داخلی درآمریکا فقط متوجه یک کشورویک جنگ بخصوصی بود درحالی که امروز استراتژی جهانی این کشور از طرف بسیاری از نخبگان سیاسی و هم چنین متفقین سابق بین المللی ایالات متحده زیر سؤال رفته است. قلدری نظامی یک طرفه آمریکا، عملیات تهاجمی آمریکا در سرزمین های اسلامی، انزوای واشنگتن در سازمان ملل، عدم همکاری نظامی و سیاسی اتحادیه اروپا با نقشه های جنگ طلبانه آمریکا، افزایش احساسات ضد آمریکایی در تمام قاره ها و رقابت و عدم هماهنگی سازمانی درداخل وزارتخانه ها و آژانس های دولتی، بحران سیاست جهانی آمریکا را آشکار ساخته است.

بحران سیاست خارجی و جهانی آمریکا نتیجه سه عامل اصلی است که مدت ها و به ویژه در دهه های اخیر در سیاستگذاری ایالات متحده ریشه دوانده است. عامل اول افول قدرت غیرملموس (معنوی، اخلاقی، ارتباطی انسانی، صداقت دیپلماسی، حقانیت سیاسی، مشروعیت رهبری، دانش فرهنگی، دینی و اعتقادی) یا آنچه که مجموعا این روزها به عنوان «قدرت نرم افزار» از آن صحبت می شود. آنچه اتفاق افتاده است این است که آمریکا به تدریج قدرت ارتباطات انسانی، قدرت گفت وگو و صحبت کردن با دیگران را از دست داده و قدرت اقناع نیز تقلیل یافته است.

دنيا ميدان يكه تازي غرب :

حاكميت بلامنازع استعمار غرب به سركردگي آمريكا بر صحنه بين‌المللي، دنيا را به ميدان يكه تازي غرب تبديل كرده است كه غرب در آن هيچ مانعي سر راه خود نمي‌بيند و نتيجه آن را درحال حاضر، در قالب بروز جنگ‌هاي خونين، دشمني‌هاي فرقه‌اي، ظهور پديده افراطي گري و فروپاشي مرزهاي رسمي مشاهده مي‌كنيم. از ديد غرب متكبر، سياست‌هايي كه آنها طرح مي‌كنند بايد بدون چون و چرا به اجرا گذاشته شود.

برپايه اين تفكر زشت و خودخواهانه، جهان به دو گروه تقسيم مي‌شود. دولت‌ها يا بايد در كنار آمريكا و موافق سياست‌هاي آن قرار بگيرند و يا اينكه دشمن تلقي مي‌شوند.اين تفكر كاملاً تداعي كننده قانون جنگل است. در اين پديده، حق با كسي است كه قدرت زيادتري دارد و متأسفانه جهان امروز با اين سياست غرب كه اهانت بزرگ به شعور و حقوق بين‌المللي است كنار آمده است.متأسفانه مجامع بين‌المللي و سازمان‌هاي جهاني كه قاعدتاً بايد متولي اعاده صلح و امنيت و استقرار منطق وعدالت در جهان باشند به دليل اينكه تحت سيطره اين قدرت‌هاي بزرگ و استعمارگر قرار گرفته‌اند به مراكزي بي‌خاصيت وسرسپرده تبديل شده‌اند كه تنها به دستورقدرت‌هاي بزرگ عمل مي‌كنند و ابزارتأمين اهداف منفعت جويانه اين قدرت‌ها قرار گرفته‌اند.اين مجامع، به دليل همين خصوصيت‌ها، ازحل بحران‌هاي بين‌المللي ومقابله با جنگ افروزان عاجز مي‌باشند.در سايه بي‌خاصيتي و بي‌كفايتي اين مجامع است كه غرب گستاخانه در اموركشورهاي ديگر مداخله مي‌كند و دامنه اين دخالت‌ها را به ابعاد نظامي گسترش مي‌دهد. دو مقوله دفاع ازدموكراسي وحقوق بشر و همچنين مبارزه باتروريسم،ابزاردست دولتهاي غربي به رياست آمريكا،بوده كه دردودهه گذشته مورد استفاده قرار گرفته است. واقع امر اين است كه غرب در هيچ يك از اين موارد صداقت ندارد و آنها را پوششي براي تحقق نقشه‌هاي خود قرار داده است.

 

چهارشنبه: 1393/8/14-11محرم الحرام1436- 5نوامبر2014

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin:0cm; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

نهضت عاشورا ؛ اوج بصيرت - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۵:۲۷ بعد از ظهر

نهضت عاشورا ؛ اوج بصيرت                   

اسدالله افشار

يكم)هیچ معصومی مصیبت دیده‌ای در روزگار، به اندازه این دردانه دوست داشتنی، غبارغم درنم چشمان ننشاند که عاشورايش هم بهانه‌ای باشد برای گریستن.مصیبت بزرگ حضرت اباعبدالله الحسین (ع)، عالم ملک و ملکوت را برای همیشه به ماتم نشاند وهرکه شریک شب عشق و شهادت حسین (ع) شد، تا رستاخیز عالم از ستمگران بیزار شد.و ملت پایدار ما نیز مشق انقلاب خود را از روی حماسه امام حسین (ع) نوشت و در مکتب سرخ سرسلسله شهادت، شعور شورانگیز مبارزه با باطل را آموخت. آموختنی زیبا که نشان آن در همه سرزمین ایران به چشم می‌آید؛ کوچه‌هایی پر از اسامی سرخ، روزهایی سرشار از بزرگداشت‌های عشق و مرزهایی گسترده از سنگرهای سیادت و سعادت. این‌ها همه به برکت خونی بود که به «خون خدا» شهرت یافت و هیچ گاه در خواب رخوتناک تاریخ خشک نشد. جریان سیال و ماندگار از بارش سرخی که از مبدا عشق بارید و در دشتهای داغ و مصیبت بار کربلا فرو رفت تا انگیزه‌های عاشورایی، چهارده قرن بعد در رگهای محزون ملت مسلمان ایران تازه شود و آرمان شیعه برای همیشه کربلا شود.امام حسین (ع) در تیره‌ترین روزگار تاریخ اسلام، حکومت معاویه و پسرش یزید، برای اثبات تصالت نظر خود که رعایت مصلحت اسلام و مسلمانان بود، تصمیم قطعی برامتناع ازبیعت با ظلم گرفت و کشته شدن را ترجیح داد تا فضیلت‌های شرف را پاس بدارد.اين قيام و فداکاري از هر ناحيه‌اي براي بشر متضمن عبرت‌ها و درس هايي است که به فرموده علامه کبير شيخ محمد حسين کاشف الغطاء خردمندان در برابر آن خاضع و در محراب عظمت آن، عقول پيشاني خضوع بر زمين ادب گذارده‌اند.

دوم) درتوصيف قيام مقدس حضرت سيدالشهدا عليه السلام و شرح نهضت جاودان و پايدار حسيني، زبان و بيان و الفاظ و کلمات ما در هر درجه از فصاحت و بلاغت باشد عاجز و ناتوان است و بدون شک، قيام امام يکي از حوادث بي‌نظيري است که هنوز پس از سيزده قرن و اندي اسرار و عظمت و اهميت آن کاملاً آشکار نشده و فروغ تجلّي آن خاموش نشده است و انوارش همواره در تابش و لمعان و راهنماي بشريت به سوي آزادي و عزت نفس و فداکاري و جهاد در راه مبدأ و عقيده و پايداري و مقاومت در برابر باطل و شرک و بشرپرستي بوده و خواهد بود.مفاهيم عاليه‌اي که براي پيشبرد مقاصد بلند و هدف‌هاي عالي انساني و ساختن اجتماع مترقي از آن استنباط مي‌شود از هيچ نهضت و انقلاب ديگري درک نمي‌شود.خلاصه اين قيام اين است: وقتي که اسلام در چنگال عفريت کفر و شرک و استبداد بني‌اميه دست و پا مي‌زد و قيافه کثيف و وحشتناک ارتجاع در همه جا مسلمانان را نگران و ناراحت مي‌کرد و احکام خدا، مسخره و سنن دين پايمال مي شد و کاري‌ترين ضربت بر قلب اسلام و نظام اسلام به نام حکومت يزيد وارد شده بود، بزرگ ترين رهبر و استاد الهي و معلم ربوبي با هفتاد نفر از اهل بيت و خواص و شاگردان ممتاز و فارغ التحصيل و تربيت ديده دانشگاه خود - که گوش و چشم جهان مانند آنان نديده و نشنيده - قيام کرد؛ جان و مال و فرزندان خود را در طبق اخلاص گذاشتند و به ياري دين خدا شتافتند و در جلوي مقاصد تخريبي بني‌اميه سدّي استوارتر از آهن و پولاد ساختند و درس‌هايي که به انسان‌هاي خداپرست و آزادي خواه دادند، خردمندان را مات و مبهوت و ارباب بينش و بصيرت را واله و حيران کرد؛ درس هايي که فقط يک مشت الفاظ، عبارات، سخنراني، فرياد و ادعا نبود.

سوم) تأملي در فرمايشات امام حسين(ع) در طول نهضت عاشورا حکايت از حضور آن حضرت در اوج قله بصيرت دارد. اولاً ايشان آگاهانه و براي انجام تکليف، راه قيام را برگزيد و خطرها ومصيبت‌ها را به جان خريد تا جامعه اسلامي يک‌بارديگر بعد ازپيامبراعظم(ص) حيات انساني خويش را بازيابد ودُمَل‌هاي چرکين فساد به تيغ جراحي برداشته شود و ثانياً ايشان درد کم رنگ شدن دينداري درجامعه را حس کرده و براي امربه معروف و نهي از منکر و زنده کردن سيره پيامبر(ص) قيام کرده است.شناخت عوامل کمرنگ شدن دينداري در جامعه آن روز، يکي از مهمترين موارد شناخت بصيرت در نهضت عاشوراست. امام حسين(ع) با جامعه اي روبرو است که در آن دين لقلقه زبان ها و بازيچه دنيازدگي سياست بازان شده و ترديد و تحير نسبت به مباني ديني عموميت يافته و استحمار، عابدان ظاهربين را آنگونه مسخ کرده بود که همواره در يک جا مي چرخيدند و گامي به پيش نمي رفتند.

چهارم) به جرات مي توان گفت صحنه جانگداز عاشوراي سال ۶۱ه.ق، محصول فقدان دو مفهوم تاريخ ساز "بصيرت و زمان شناسي"بود. اگر خواص پر ادعاي کوفه اندکي بصيرت داشتند و حق و باطل را ابتدا خود در مي يافتند سپس براي عامه مردم تبيين مي کردند، مگر براي ملعوناني چون عبيدالله، عمر، شمر و... مجالي براي جسارت مي ماند؟ هرچند حق بودن سبط پيامبر(ص) همچون آفتاب براي عده اي از خواص روشن بود اما دنياطلبي، ترس، زمان نشناسي و سکوت آنان، تيغ شمر را براي بريدن گلوي فرزند پيامبر صيقل داد. شايد به همين دليل است که ارزش جانفشاني توابين و کشته شدن آنان در راه انتقام خون حضرت اباعبدالله(ع) با ايثار ياران امام در روز عاشورا، قابل قياس نيست. عزاداران واقعي حسيني کساني هستند که از واقعه جانسوز عاشورا درس بگيرند و در فتنه هاي روز و کربلاهاي امروز با بصيرت و زمان شناسي خود، اسلام و قرآن را ياري رسانند چرا که؛"کل يوم عاشورا وکل ارض کربلا" ست. فتنه ها هرروز هست و بصيرت انسان تعيين کننده اموي بودن يا حسيني بودن اوست.

پنجم)ازديدگاه حضرت امام حسين(ع)ظلم وستم،حرام خداراحلال كردن،حلال خداراحرام نمودن،‌شكستن عهد و پيمان خدا، مخالفت باسنت رسول اكرم(ص)، با معصيت و عداوت مواجه شدن با مردم، اطاعت شيطان را به جان خريدن، رها كردن اطاعت خدا، ظاهركردن تباهي‌ها، ترك حدود الهي، وغارت كردن بيت‌المال مسلمين، از مصاديق وابعادوجلوه‌هاي فساد سياسي و اجتماعي محسوب مي‌شود.حضرت امام حسين(ع) با ژرف‌نگري و بينش خاص الهي خويش در مي‌يابد كه فساد و تباهي درمفهوم "عام" شامل ظلم و ستم، استبداد و خفقان، غارت و چپاول، قتل و جنايت،‌به بند كشيدن آزادي، تحريف و بدعت، تهديد و تطميع، خيانت و بي‌عدالتي و گسترش آلودگي‌ها، در تمام زواياي جامعه رخنه كرده است و هيچ راه نجاتي جز قيام و جانفشاني در راه احياي دين ورفع موانع بر سر راه رشد و كمال و سعادت امت و سرزمين وسيع اسلامي باقي نمانده است.ملت‌ها و دولتهاي جوامع اسلامي بايد به اين درس و پيام بزرگ نهضت عاشورا توجه كافي مبذول دارند و با تلاش‌‌هاي مستمرعلمي وعملي همه زواياي نفوذ وگسترش فساددرحكومت وجامعه را مسدود سازند وآگاه باشند كه اگر به اين وظيفه و مسئوليت بزرگ اهتمام نورزند و به قصور و غفلت و نسيان گرفتار آيند، موريانه‌هاي فسادوتباهي به مروردرهمه جاراه بازمي‌كنندوهمه چيزراازدرون مي‌خورند ونابود مي‌كنند.

اين وظيفه و مسئوليت بزرگ، درجامعه وكشور ما كه با انقلاب سترگ و شكوهمند اسلامي رژيم وابسته به غرب و خدمتگزارآمريكا و انگليس را ساقط كرد و نظام وحكومت متصل به تعاليم و قوانين جامع اسلام را بنيان نهاد، بايد بيشتراحساس شود و در عمل تحقق يابد. به ويژه آنكه همواره جلوه‌هايي ازفساد سياسي واجتماعي و اقتصادي همچون اشرافي‌گري، زراندوزي، قدرت‌طلبي، بي‌عدالتي،نفع‌طلبي‌هاي برخاسته ازجناح‌زدگي‌ها،رها كردن ارزش‌هاي اخلاقي،فاصله ازآرمان‌هايي مانند فقرستيزي وتوسعه درابعاد مختلف فرهنگي و سياسي واقتصادي،مردم صبوروايثارگرمسلمان راكه همه هستي خودرادرمعرض خطرمقابله بااستعمارخارجي و استبداد داخلي گذاشتند، رنج مي‌دهد.

سه شنبه : 6/8/1393- 3محرم 1436- 28اكتبر2014

 

داعش وآشوب امنيتي درخاورميانه - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۱:۳۷ قبل از ظهر

داعش وآشوب امنيتي درخاورميانه                         

 اسدالله افشار

 

مساله داعش موضوعي است که اگربا کمک کشورهاي منطقه حل نشود، خيلي زودترازآن چيزي که گمان مي‌رود امنيت را براي کشورهاي منطقه حرام مي‌کند . آنچه در عراق ، سوريه مي‌گذرد در واقع پروژه فارغ‌التحصيلان آکادمي القاعده در سوريه است ؛ موضوعي که مي‌تواند هرلحظه در هرکشوري در جهان شکل بگيرد. جنگ‌هاي صليبي و انفجارهايي مهيب در اروپا محتمل ترين رويدادي است که انتظار قاره سبز را مي‌کشد. جالب اينجاست که سين کيانگ در غرب چين همانند منطقه چچن در قفقاز به ميداني براي مانور القاعده تبديل شده است.کشورهاي منطقه به همراه جامعه جهاني به دور از دشمني‌ها بايد اقدامي عملياتي عليه همه فرزندان اسامه بن لادن در عراق،سوريه،افغانستان،پاکستان،نيجريه يا هرنقطه ديگر که پاي القاعده به آنجا بازشده است انجام دهند ؛ در غير اين صورت خيلي زودتراز آن چيزي که گمان مي‌رود تعريف امنيت به يک رويا در کتاب‌هاي لغت تبديل مي‌شود.کنارهم چيدن فعاليت‌هاي داعش، جيش‌العدل، بوکوحرام، الشهدا بالدم، انصارالشريعه و چندين نام ديگر نشان دهنده نقشه ميان مدت براي تهديد امنيت جهاني است. اگرترور دکترعبدالله عبدالله همانند ترور احمدشاه مسعود پيش از حملات يازدهم سپتامبر به نتيجه رسيده بود مي‌توانست سرآغاز اتفاقات متعدد ديگري در منطقه باشد.

امروزه داعش  خود را یک گروه جهادی پیشتازدرجهان معرفی می‌کند و با پیشرفت‌های نظامی چشمگیر، ثروت فراوان و شبکه رسانه‌ای مؤثرراه دستیابی به اهداف درازمدت خود را هموارمی‌بیند. پیکارجویان تازه‌ای نیز هر روزه به این گروه می‌پیوندند که بسیاری از آنها از کشورهای غربی هستند.داعش در هر شهری که می‌رود، قوانین خودش را برپا می‌کند. قوانینی که برپایه برداشت جاهلانه و سطحی و سلیقه‌ای از برخی آیات قرآن است. آنها بدون داشتن آگاهی و درک درست از دین، فرامین محدود کننده‌ای را برجسته می‌کنند و برمبنای آن، خشونت‌های صورت گرفته را توجیه می‌نمایند .در این اوضاع آشفته، روشن است یکی از بارزترین پیامدهای فعالیت گروه تندرو داعش، دامن زدن به موج اسلام‌هراسی است که پس از حادثه یازدهم سپتامبر درغرب شدت گرفت. چنان که نتایج مطالعات جدیدی که در آلمان با عنوان «وحشت غربی‌‌ها از شرق» انجام گرفت، نشان می‌دهد که 64 درصد از مردم آلمان براین اعتقاد هستند که دین اسلام به خشونت گرایش دارد وهمچنین 60 درصد ازاین افراد معتقدند که دین اسلام برپایه انتقام گرفتن استوار است و مسلمانان رابه انتقامجویی تشویق می‌کند!به نظرمی‌رسد حضورنیروهای افراطی«دولت اسلامی»درمنطقه خاورمیانه سبب تغییررویکردبرخی قدرت‌های منطقه‌ای و بین‌المللی نیزگردیده است. امریکا وحامیان منطقه‌ای وفرامنطقه‌ای آن براین نکته واقف شده‌اند که همانند تجربه شکل‌گیری القاعده درافغانستان، حمایت واستفاده ازگروه‌های افراطی برای تغییر سیاست وحکومت برخی کشورهای منطقه خاورمیانه، درواقع به‌پاکردن آتشی است که دیریا زود دامن خودآنها را نیز خواهدگرفت.کاهش فشارها برای تغییربشاراسد وتقویت موضع وی که مدت‌ها پیش دررابطه با خطرتقویت تروریسم وگسترش افراط‌گرایی درمنطقه هشدار داده بود نیز ازدیگرپیامدهای قدرت‌نمایی داعش درمنطقه است.

خطر داعش در جغرافیای منطقه ای حال به قدری تشدید شده که اگر نگاه راهبردی به تحرک و اقدامات آن نشود می تواند به مناطق دیگر نیز رسوخ کند. مثال و نمونه های بسیاری می توان برای این تحرک این گروه تروریستی آورد. ازجمله برخی هواداران گروه تروریستی داعش ازفرصت تظاهرات مردم اروپا در حمایت از مردم غزه استفاده کردند وپرچم‌های این گروه را درخیابان ها در دست گرفتند. ازدیگر سو، بسیاری از کشورها با پدیده عضوگیری گسترده داعش که گستره وسیعی ازآمریکا تااروپا، قفقازوآسیای غربی و جنوب شرق آسیا را در برگرفته است، روبه رو هستند.اگر چنین وضعی را به فضای رعب ووحشتی که گروه داعش با کشتارمردم درمناطق تصرف شده درعراق وسوریه ایجاد کرده بیفزاییم، متوجه خواهیم شد که منطقه خاورمیانه،حال دچار«بی تعادلی ژئواستراتژیک»شده است،اوضاعی که درآن تعادل جغرافیای راهبردی منطقه از شمال آفریقا یعنی مصر و لیبی تا نقطه کانونی این منطقه یعنی عراق و سوریه و تا نزدیکی مرزهای لبنان و فلسطین به واسطه ظهور گروه تروریستی داعش در درون مثلث تکثر هویتی، رقابت های منطقه ای و مداخله فرامنطقه ای برهم خورده است‌.

در این بستر بی تعادل و بی ثبات، گروهی به نام داعش سربرآورده که به عنوان یک مشکل امنیتی، فضایی فراتر از نبود تعادل را نمایش می دهد؛ شاید آشوب بهترین مفهوم و واژه ای است که می توان برای اوضاع آینده درصورت تداوم بی ثباتی ونبود تعادل جغرافیای راهبردی با حضور داعش نام برد.آشوب امنیتی در این معنا به شرایطی اطلاق می شود که بی ثباتی منطقه ای به دلیل حضورعملیاتی این گروه درروندهای منطقه ای به شکلی پردامنه تداوم می‌یابد وترتیبات امنیتی حاکمیتی را نه تنها با چالش، بلکه با خطرتجزیه روبرو می سازد.

بحران داعش که طی چندماهة اخیر باعث کشته شدن دست کم هزاران نفردرعراق وسوريه شده است، بار دیگر نشان داد مدعیان دموکراسی در جهان و متحدان آن تا چه اندازه به فرآیندهای دموکراتیک پایبندند.داعش، در واقع روی دیگری ازچهره دموکراسی خواهانه واشنگتن است که درمقابل افکارعمومی جهان قرار گرفته و گویی همان «پنجه آهنین» در چارچوب تعبیررهبر انقلاب است که این روزها درعراق وسوريه از «دستکش مخملی» بیرون افتاده است.

جان كلام :

منطقه خاورمیانه به دلیل وجود منابع انرژی نفت و گاز و هارتلند بودن و نیز به سبب موقعیت استراتژیک و ژئوپلتیک و مهد ادیان الهی بسیار حائز اهمیت بوده مضاعفا وجود رژیم غاصب صهیونیستی این منطقه از کره زمین را دست خوش حوادث وناآرامی کرده است. نگاه راهبردی دول غربی دراین منطقه با طرح خاورمیانه بزرگ در سالهای گذشته همواره به اشکال و روشهای مختلفی پیگیری شده و ادامه داشته و بنوعی با شکست مواجه شده است .هم اکنون طرح جدید خاورمیانه بزرگ با نگاه تجزیه کشورهای این منطقه از سوی برنامه ریزان و طراحان غارتگر بین المللی با ایجاد فرقه گرایی و گروه سازی افراطی با نام اسلام دنبال می کردد. پیداش گرو های طالبان در افغانستان و تکفیری ها در سوریه ، داعش در عراق پیرو طرح خاورمیانه به ظاهر بزرگ اما تجزیه شده را خواهانند. هم اکنون شبکه سازی گروه های تکفیری و وهابی درجهان بویژه با حمایت دولتهای عربی مرتجع به منظورتامین منابع انسانی برای جنک وجهاد نکاح درمنطقه خاورمیانه درآنسوی منطقه خاورمیانه ازمیان مسلمانان مهاجروملیت های مختلف درسرزمین ها وکشورهای اروپایی و آمریکایی آسیایی،آفریقایی وحتی اقیانوسیه دنبال می شود وخبرها حکایت ازاعزام وحضورآنان در سوریه و عراق دارد.

دوشنبه : 1393/8/5- 2محرم 1436- 27اكتبر2014

تلاش آمريكا براي حضوردگرباره درمنطقه خاورميانه - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۱:۶ قبل از ظهر

تلاش آمريكا براي حضوردگرباره درمنطقه خاورميانه                

 اسدالله افشار

 

در عراق، تروريست‌هاي داعش كه با تجهيزات نظامي كامل درحال كشتار مردم اين كشور هستند، به هيچكس رحم نمي‌كنند. براي آنها مسلمان و مسيحي و سني و شيعه و ايزدي و كرد و تركمان تفاوتي ندارد. هر كس تسليم اراده داعش شود و با اين گروه تروريستي همكاري كند در امان است و الا بايد گردن زده شود. خريد و فروش زنان، تجاوز به نواميس مردم، چپاول اموال شهروندان، غارت روستاها، تخريب اماكن مذهبي و كشتار دسته‌جمعي اهالي هر منطقه‌اي كه در برابر زورگوئي‌هاي اين گروه فاسد و جنايتكار مقاومت كند، از اقدامات عادي و روزمره داعش است.  همين وضعيت، اكنون در كوباني سوريه جريان دارد. دركوباني، كردها را به دست كردها مي‌كشند، مسلمانان را به دست مسلمانان مي‌كشند و نام اين جنايات را پيشروي "دولت اسلامي" مي‌گذارند. آمريكا، نه تنها به صورت يك تماشاچي به صحنه حزن‌آور كوباني نگاه مي‌كند، بلكه تمام مقدمات را براي بدنام كردن مسلمانان و خشن نشان دادن چهره اسلام فراهم ساخته است و عملاً به داعش كمك مي‌كند تا هرچه مي‌تواند به اين تنور كه دشمنان اسلام نان خود را در آن مي‌بندند هيزم بريزد و آتش آن را تندتر و شعله‌هاي آن را سوزان‌تر نمايد. مهره‌هاي منطقه‌اي آمريكا نيز با اينكه نام مسلمان و عنوان سران كشورهاي اسلامي را يدك مي‌كشند، با آمريكا براي دامن زدن به اين آتش همكاري مي‌كنند و در قالب دروغ بزرگي به نام ائتلاف ضد تروريسم و ضد داعش شريك شده‌اند، ائتلافي كه در عمل نشان داده هدفي غير از ماندگار كردن بلاي خانمان سوز تروريسم و ناامني در منطقه خاورميانه ندارد.

واشنگتن‌تایمز با اشاره به تناقضات موجود در سیاست خارجی آمریکا می‌نویسد؛ آمریکا همزمان با اعلام مبارزه علیه داعش ، 5 هزار تروریست سوری را آموزش می‌دهد!

کمک به تروریست‌های سوری برای مبارزه مسلحانه و اقدامات تروریستی وحشیانه علیه نظام قانونی این کشور و از سوی دیگر بهانه قراردادن داعش برای لشکرکشی به منطقه، سیاست آمریکا را دچار تناقضات غیرقابل حلی کرده است تناقضی که فرید ذکریا تحلیلگر برجسته آمریکایی نیزبه آن اذعان داشته و می‌گوید: برخورد دوگانه واشنگتن با داعش در سوریه و عراق بی‌سابقه است!

تلاش آمريكا براي حضور دگرباره وسيع درمنطقه خاورميانه در قالب ائتلاف سازي و مبارزه با گروه تروريستي داعش، به نظر مي‌رسد كه با اهداف احياي رويكرد مداخله و نمود رهبري آمريكا در عرصه دگرديسي‌هاي بين‌المللي و جهاني صورت مي‌گيرد. ئتلاف گرايي يا ائتلاف سازي يكي ازرويكردهايي است كه طي سال‌هاي گذشته سياست خارجي آمريكا همواره ازآن بهره برده است،رويكردي كه باراك اوباما تلاش كرده تا به همراه چاشني اجماع سازي به بيشنيه شدن قدرت آمريكا درپهنه جهاني ومنطقه‌اي منجر گردد. در منطقه خاورميانه نيزآمريكايي‌ها طي دهه‌هاي متمادي پس ازحضور در اين منطقه تلاش كرده‌اند تا با شكل دهي ائتلاف‌هاي مختلف و نظم دهي به ترتيبات امنيتي، حضور و نفوذ خود را تداوم بخشند.

خاورميانه كه منطقه‌اي پيچيده با ساختار درهم تنيده و متكثر است، ژئوپلتيك قدرت نيز در آن روند و شرايط ويژه‌اي دارد. در چنين جغرافيايي از در هم تنيدگي و تكثر انديشه‌ها، رويكردهاي معنايي و هويتي، ظهور پديده‌ها و گروه‌هاي تازه، دور از دسترس نمي‌تواند باشد و اين آمريكا است كه همواره تلاش مي‌كند در چنين محيط امنيتي و هويتي پيچيده، معادله و توازن قدرت را به نفع خود تمام كند.

آمريكا پس از تحولات20شهريور1380 همچنان رويدادهاي خاورميانه را مهندسي مي‌كند. اين تصوريا بينش كه آمريكايي‌ها پس ازسال 1390 وخروج نيروهايشان ازعراق نقش ومسئوليتي درتحولات چند ساله اخير خاورميانه ندارند، تصوروبينشي ساده لوحانه خواهد بود.بدون شك مسئوليت اصلي رويدادهاي سياه خاورميانه همچون تولد انواع و اقسام سازمان‌ها و گروه‌هاي تروريستي از جمله داعش و نيز گسترش موج فتنه‌هاي مذهبي و قومي و به خصوص فتنه شيعي-سني در منطقه متوجه دولت آمريكا است. در اين رويدادها گاهي اوقات آمريكا دست برتر را دارد و تلاش دارد ضمن حفظ مصالحش امنيت اسرائيل را تامين كند و گاهي اوقات به مثابه دولتي اقدام مي‌كند كه انگار مي‌خواهد انتقام خون ريخته سربازانش را از سال 1382 تا 1390 در عراق از ملت‌ها و دولت‌هاي منطقه بگيرد.

با داستان حمله به برج‌هاي تجاري نيويورك طرح خاورميانه جديد آمريكا نيزعملياتي شد. با حمله با افغانستان وعراق طرح، اجرايي وتاكنون در حال اجراء است. تغييرشرايط و برخي ناكامي‌ها باعث نشد تا آمريكا در اجرايي شدن طرحش تجديد نظر كند. آمريكا دريايي از تضادها و تناقض‌ها در خاورميانه ايجاد كرده است تا ضمن حفظ مصالحش، امنيت اسرائيل را تضمين كند. داعش نتيجه طبيعي سياست‌هاي10 ساله اخيرآمريكا در خاورميانه است كه نشانه‌ها حاكي ازآن است كه به زودي پرونده‌اش بسته نخواهد شد و سال‌هاي 1394 و 1395 مي‌تواند سال‌هايي بسيار حياتي براي طرح‌هاي خاورميانه جديد آمريكا باشد.آمريكا نتايجي را كه در فضاي آرام خاورميانه نتوانست به دست بياورد اكنون درصدد است تا در فضاي جنگ و آشوب خاورميانه آن را به دست آورد، ازهمين رو هرگز نبايد تصور كرد كه برنامه‌هاي آمريكا در منطقه پايان پذيرفته است. از همه مهمتر اين است كه ازنگاه آمريكايي‌ها همه امورخاورميانه جديد ازمذاكرات هسته‌اي تا توان نظامي ايران تا تحولات عراق، سوريه،لبنان وافغانستان همه به هم متصل هستند به همين دليل هيچ توجيهي وجود ندارد كه برنامه‌هاي بلند مدتش پاياني زود هنگام داشته باشند.

 

چهارشنبه : 1393/7/30- 27ذي الحجه1435- 22اكتبر2014

رسالت ما دربرابرقیام حسینی - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۳:۴۴ بعد از ظهر

رسالت ما دربرابرقیام حسینی                  

 اسدالله افشار

1- محر م‌ها مي‌آيند و مي‌روند وهرمشتاقي از آن بهره‌اي مي‌برد. هركس به فراخورعشق و شوق و ظرفيت عقلي و قلبي خود از سفره پربركت و نجات بخش حسين بن علي(ع) ارتزاق مي‌كند. سهم عده‌اي كثيرازاين خوان الهي وحيات‌بخش اندك و قليل و سهم عده‌اي قليل از آن فربه و كثير است. فهرست نعمت‌‌ها و بركات و درس‌ها و آموزه‌‌هاي حيات‌بخش و نجات بخش محرم حسيني زياد است كه يكي ازمهم‌ترين آنها سخنان و خطبه‌هاي عميق و حماسي و سوزناك ودرعين حال بيداركننده آن حضرت است كه به مصداق اكمل«امربه معروف ونهي ازمنكر»پيش روي تاريخ قراردارد و مخاطب آن همه آزادي‌خواهان وعدالت‌طلبان و عزت‌جويان ادوار گوناگون بشريت است.دريغ ازاينكه بسياري ازشركت‌كنندگان درآيين‌هاي سوگواري حسيني با اين گفته‌ها و خطبه‌هاي حضرت اباعبدالله الحسين(ع) بيگانه‌اند و شور و عواطف مقدس حسيني آنها با معرفت روشن بينانه تلفيق نشده است و شايد اين بيگانگي در كارنامه عمل ما نا بخشودني باشد.

2- کارشناسان تحليلگرقیام حسینی مي‌نويسند،تاريخ سلسله حوادثي است که مانند حلقه‌هاي زنجيربه هم پيوسته‌اند و هر حادثه بزرگ يا کوچک ريشه‌اي در گذشته و آثاري در آينده دارد. در محرم هر سال بايد«ريشه‌ها و انگيزه‌هاي» آن را بيابيم و آنها را تعريف اقناعي بنماييم و عملياتي بسازيم و صد البته از مدارک و منابع محکم و مستند و مطمئن چون«قرآن مجيد، سخنان رسول خدا و ائمه اطهار و تاريخ‌نويسان موثق» بهره بگيريم. جمله‌اي آيت‌الله جوادي‌آملي در مقدمه کتاب«مفاتيح‌الحيوه» دارد که حيات يعني دانايي و توانايي و اين زندگي درقیام امام حسين عليه‌السلام جلوه‌گر است، چون حيات براي چند روز معنا نمي‌شود و حيات دراز مدت مورد توجه امام بود و امروز امام حسين عليه‌السلام زنده است. «هرگز نميرد آن که دلش زنده شد به عشق- ثبت است بر جريده عالم دوام ما».

3- تاريخ بشر، حوادث تلخ و شيرين بي‌شماري را به ياد دارد و سازندگان تاريخ فراوان را ثبت نموده است، ولي هيچ حادثه‌‌اي چون حادثه کربلا و تاريخ‌سازي چون امام حسين و يارانش در تاريخ ديده نشده است، زيرا حادثه سکه دو رويه است، که يک روي آن «خيانت، بي‌وفائي، ناجوانمردي، ستمگري، پليدي، قساوت، بي‌رحمي و مهمان‌کشي، عهدشکني، بداخلاقي و بي‌اخلاقي»، با نوشتن دوازده هزار نامه، با امضاي تک نفري، دو نفري و چند نفري با پيک‌‌هاي متعدد، امام را براي امارت و امامت و جماعت و جمعه فراخواندند و «العجل،العجل،العجل» در نامه خود نوشتند و با نماينده فرستاده وي «مسلم‌بن‌عقيل» 18 هزار نفر بيعت کردند و او امام را در جريان بيعت قرار داد. در کربلا، عمربن‌سعد چند نفر از همراهان خود را خواست و به آنان گفت به سوي حسين‌بن‌علي رفته و از وي بپرسيد، چرا به سمت کوفه سفر نموده‌اي و نرفتند و گفتند ما براي وي نامه نوشته‌ايم و او را دعوت کرده‌ايم و روي ديگر اين حادثه تاريخي «توکل ، تعهد، تدين، تواصل، تعاون، اصلاح، امربه معروف و نهي از منکر، پذيرش دعوت آنان، انصراف در صورت تغيير خواسته» بود و به وضوح اعلام شد، که امام مي‌خواست، دين را احيا نمايد با اخلاق عمل کند.

4- امام حسين(ع) چنانكه خود به صراحت بيان مي كند، يك انقلابي اصلاح گر است. از اين روازايشان به عنوان ثارالله و مصلح از سوي شيعيان و خارجي از سوي دشمنان ياد مي شود. ثارالله همان انقلابي است كه قيام و انقلاب اودر مسيرالله و اهداف الهي است و بيانگر اين معناست كه ايشان قيام خود را در چارچوب اهداف و فلسفه الهي تعريف كرده است و از همين رو ايشان را وارث انبياء و پيامبران(ع) مي دانند؛چرا كه همان اهداف پيامبران به ويژه عدالت خواهي آنان را پيگيربوده است.(1)

با بررسي اتهاماتي كه دشمنان به ايشان مي زنند، معلوم است كه آن حضرت به عنوان يك انقلابي وارد صحنه سياسي شده است ؛ چرا كه عنوان خارجي و خوارج درفرهنگ سياسي و اجتماعي آن زمان به كساني گفته مي شد كه عليه نظام سياسي وخلافت وقت قيام كرده ونه تنها ازبيعت سرباززده بلكه به دليل عدم پذيرش مشروعيت الهي وقانوني، دست به سلاح برده و خواهان تغيير نظام سياسي و جابه جايي قدرت از طريق اعمال خشونت و جنگ مي شود. آن حضرت در وقت خروج از مدينه در وصيتي كه به برادرش محمد حنفيه كرده، در بيان علل خروج خود عليه نظام سياسي وقت، به هدف اصلاح گري اشاره فرموده و خروج خويش را با انگيزه «طلب اصلاح در امت پيامبر»، ذكر مي كند و مي فرمايد: اني لم اخرج اشرا و لابطرا و لامفسدا و لاظالما و انما خرجت لطلب الاصلاح في امه جدي واريد ان آمربالمعروف و انهي عن المنكر و اسير بسيره جدي و ابي؛ من نه براي گردش و تفريح و ايجاد آشفتگي وخودنمايي از مدينه بيرون مي روم و نه براي اينكه فساد و تباهي در زمين راه بيندازم و ستم و ظلمي روا دارم، بلكه فقط براي اصلاح در امت جدم خروج مي كنم ومي خواهم امر به معروف و نهي از منكر كنم و بر سيره و روش جدم و پدرم رفتار كنم. (2)

5-  رسالت ما در برابراين رويداد بي‌نظيرتاريخ که فقط از حق و عدل و اخلاق و اعتدال و انصاف و مروت و عزت و استقامت، حريت و مساوات و مواسات و تعاون و تواصل و تواصي به حق و صبر و انسانيت و حيوه طيبه و مرگ با شرافت مي‌گفت و مي‌گويد و خواهد گفت، چيست وچه بايد کرد، نمي‌خواهيم عاشورا را فقط تبيين کنيم و توصيف نماييم و فلسفه‌بافي کنيم، بلکه مي‌خواهيم اضافه بر اينها به صحنه«تطبيق» و تعامل وارد شويم و معلوم سازيم که امام حسين عليه‌السلام اعلام مي‌دارد«هل من ناصر ينصرني».

شرايط امروزجهان را ببينيد ودرآن غورو بررسي به عمل آوريد، چگونه استکبار و استثمار و استعمار و استبداد، بيداد مي‌کند ، هر روز شعله جنگي رادرگوشه اي ازجهان برمي‌افروزند وگلوله‌اي پرتاب مي‌کنند ودرختي را قطع مي‌کنند وبين جوامع تفرقه به وجود مي‌آورند وبه جان هم مي‌اندازند،بايد تماشاگر بود، بايد توصيف‌گر بود، بايد همراهي وهمکاري نمود وامضا کرد وحق دانست، يا بايد سرفه‌اي وعطسه‌اي ودادي وفريادي واعتراضي وانتقادي نمود، وآگاه‌سازي کرد و افشاگري نمود و به مقابله برخاست ودرتضعيف آنان و برطرف کردن آنان اقدامي نمود. امام حسين و ياران وي را الگو قرار داد. امروزمردمان فلسطين، غزه، عراق ، سوريه، يمن، افغانستان، لبنان، ليبي، بحرين، عربستان ، تركيه ،كوباني و... گرفتارند؛ واينك كه 1375سال ازحادثه غمباروحزن انگيزقيام حسيني مي گذرد بايد كاري كرد تا آزادگان ومسلمانان جهان بااتحاد بي بديل خود خاطره جاويدان كربلاي حسيني رابا پيام هاي ماندگارش بارديگرجلوه گرسازند وطاغوت هاي زمانه راچون  امويان و سفيانيان وآل‌زياد وآل‌مروان ها منفورتاريخ نمايند ودرزباله دان تاريخ دفن كنند.

هرچه درباره «قیام حسيني» بگوييم، ميدان سخن و مباحثه و مناظره وجود دارد که آيت‌الله وحيد خراساني فرمودند:«عاشورا غوغاي عالم خلقت است»وفرشتگان مجذوب عالم بالا و ملاء اعلي، وقتي به زيارت اصحاب سيدالشهداء مي‌روند، به قدري مجذوب مي‌شوند که تا قيامت تحمل فراق از مشهد اصحاب را ندارند.

ايام عزاي امام حسين (ع) وياران با وفايش درمحرم 1436ه.ق. برشيفتگان حضرتش راتسليت وتعزيت مي گوييم.

سه شنبه : 29/7/1393- 26ذي الحجه1435- 21اكتبر2014

پي  نوشت ها :

1- حديد/25 .

2- بحارالانوار، ج44، ص 329، باب 37، روايت2.

 

محصول دور هشتم گفتگوها دروين - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۵:۳۹ بعد از ظهر

محصول دور هشتم گفتگوها دروين                      

 اسدالله افشار

جمهوری اسلامی ایران و گروه 1+5 تاکنون هفت دور درباره راه‌حل جامع هسته‌ای به گفت‌وگو پرداخته‌اند که شش دورآن در وین و هفتمین دور نیز حدود دو هفته پیش در نیویورک برگزار شد اما کماکان اختلافات عمده در خصوص میزان غنی سازی، رآکتور آب سنگین اراک،‌ تاسیسات فردو، تحریم‌ها و بازه زمانی لغو آن و بازه زمانی اجرای توافقنامه جامع محل اختلاف است.

وهشتمین دورمذاکرات جامع هسته‌ای ازروزسه شنبه22 لغايت پنجشنبه24مهرماه1393به ریاست ظریف و اشتون و با حضور هیئت‌های ایران و 1+5 در وین برگزار وپايان پذيرفت و هیأت مذاکره‌کننده ایرانی به تهران بازگشت. این دورازمذاکرات به نسبت هفتمین دورمذاکرات جامع هسته‌ای که حدود 10روز به طول انجامید، بسیارکوتاه بود؛ مذاکراتی که عمدتا میان ایران و خانم «اشتون» یا آقایان ظریف ، کری و خانم اشتون برگزار شد. مذاکره با سایرکشورها و همچنین گفت‌وگوبا مدیران سیاسی «1+5» در روزآخر، طولانی نبود. كارشناسان معتقدند ؛ روند مذاکرات کاملا مبین آن است که جمهوری‌اسلامی‌ایران و ایالات‌متحده به طرفین اصلی موضوع بدل شده و سایر کشورها یا مسوولیت‌های خود را به تیم آمریکایی محول کرده‌اند یا این مذاکرات برایشان آنچنان بااهمیت نیست و هر نتیجه‌ای میان ایران و آمریکا را درنهایت خواهند پذیرفت مگرآنکه یکی ازکشورها مانند فرانسه که دراجلاس «ژنو»، سازدیگری کوک کرد،موضع دیگری اتخاذ کندکه روند مذاکرات فعلی، بروز دوباره چنین امری را منتفی نشان می‌دهد.

نشست سه روزه هسته‌ای ایران و1+5 با امیدواری مقامات مذاکره کننده به دستیابی توافق نهایی در مدت زمان باقی مانده پایان یافت. درحالی‌که کمتر از 40 روز دیگر تا اتمام ضرب‌الاجل 24 نوامبر(3 آذرماه) برای پایان بخشیدن به پرونده هسته‌ای ایران زمان باقی مانده است، مذاکرات هسته‌ای وارد حساس‌ترین مرحله تاریخ خود شده و دیپلمات‌ها تلاش می‌کنند با کم کردن دامنه اختلافات و نزدیک ساختن دیدگاه‌ها همه چیز را مهیای یک توافق بزرگ کنند.

محافل رسانه‌ای غرب همزمان با دیدارهای فشرده وین که بیشترین بخش آن به ملاقات‌های دوجانبه هیأت ایران و امریکا اختصاص یافت، از طرح جدیدی خبردادند که از سوی مذاکره کنندگان امریکایی روی میز مذاکرات قرار گرفته است و البته تاکنون با واکنشی از سوی مقامات ایرانی رو به رو نشده است. مسئولان تیم مذاکراتی کشورمان بلافاصله بعد از نشست وین روانه تهران شدند تا با بررسی بیشتر موضوعات مطرح شده در رایزنی‌های وین، خود را آماده آخرین مراحل مذاکرات هسته‌ای کنند، مذاکراتی که به گفته محمد جواد ظریف احتمالاًدرمکان دیگری غیرازوین ادامه خواهدیافت.درهمین حال دیپلمات‌های کشورمان فرصت‌های باقی مانده را روزهای سرنوشت‌سازی برای تصمیم‌گیران سیاسی قدرت‌های بزرگ جهانی می‌دانند تا طی آن مقامات غربی با پذیرش بهره‌مندی ایران از حقوق مسلم هسته‌ای‌اش به مهمترین اختلافات باقی مانده  روی میزگفت‌و‌گوها از جمله ظرفیت غنی‌سازی ایران، لغو همه تحریم‌های یک جانبه و چندجانبه و همچنین مدت زمان توافق نهایی پایان بخشند.

بعد از گذشت نزديك به يك سال، دلايل مختلفي باعث شده كه اينك ايران به نقطه توافق موقتي دست يابد كه مي تواند مقدمه يي براي دستيابي به يك توافق نهايي باشد. صاحب نظران براين باورند كه ؛اولا شرايط بحراني منطقه به پيشبرد مذاكرات هسته يي كمك بسزايي كرد . مساله داعش امريكا را تا آنجا از مقاومتي كه از خود نشان داد نرم كرد كه اكنون داعش به عنوان دشمن خطرناكي در خاورميانه به عنصر مشتركي بين ايران و امريكا تبديل شده است. ايران به عنوان تنها كشور منطقه، با توجه به تجربه جنگ 8 ساله يي كه داشته و آشنايي با ژئوپولتيك عراق و كانون هاي نفوذي كه در اين كشور دارد، مي تواند بيش از هر كشور ديگري در برخورد با داعش موفق باشد: موضوعي كه تمام مقامات حتي ضد ايراني هم به آن اعتراف كردند كه بدون در نظر گرفتن ايران امكان سركوب داعش وجود ندارد؛ وثانيا مساله حايزاهميت ديگردرآخرين ملاقات اوباما با نتانياهورقم خورد. رييس جمهورامريكا در برابرخواسته نتانياهوكه مدعي بود ايران اصلانبايد هيچ نوع امكان غني سازي داشته باشد، حق طبيعي ايران در استفاده از غني سازي طبق منشورآژانس بين المللي انرژي هسته يي را متذكر شد: جمله بسيار سنگيني كه هرچند با واكنش هاي اعتراضي هم درامريكا و هم در اسراييل مواجه شد اما گوياي تغييرسياست هرچند اندك اوباما دربرابر ايران است.

شايان ذكراست يادآوري شود؛همزمان با شروع دور هشتم گفتگوها ، کنفرانس بزرگی از شرکت‌های بزرگ صنعتی و اقتصادی، خصوصی و دولتی از سراسر اروپا در لندن برای بررسی شرایط سرمایه‌گذاری‌ها در ایران برگزار شد.مصاحبه‌های خبری از این نشست گویای علاقمندی سرمایه‌گذاران بزرگ اروپایی چه در بخش خصوصی یا دولتی در ایران بود. این مصاحبه‌ها نشان می‌دهد که بخش‌های مختلف اقتصادی، فنی و سرمایه‌گذاری اروپایی اطلاع دارند که دوران تحریم علیه جمهوری اسلامی ایران به زودی پایان می‌پذیرد و ایران وارد فصل جدید در روابط بین‌المللی خود، به‌خصوص با اروپا می‌گردد. از کنفرانس مهم‌ اقتصادی در لندن می‌توان دریافت که مذاکرات سیاسی هسته‌ای سمت و سوی نتیجه‌گیری مثبت پیدا کرده است. علی‌الخصوص که واکنش‌های عجولانه، عصبانی و خشن دولت نتانیاهو به تشکیل این کنفرانس در لندن و ادامه مذاکره با ایران در وین تأئید برداشت‌های برخی از مفسران سیاسی اروپایی است که همه در اروپا به آینده تجدید روابط اقتصادی و استحکام روابط سیاسی با ایران فکرمی‌کنند ودوران تخاصم و ادامه طرح‌های تحریم رو‌به پایان است.

اغلب محافل سیاسی معتقدند اتحادیه اروپا میخواهد تا هرچه زودترپرونده انرژی هسته‌ای ایران به حالت عادی برگردد ومذاکرات به نتیجه نهایی مثبت برسد.این محافل سیاسی باقی ماندن پاره‌ای ازاختلافات میان ایران وآمریکا، همچنین بازی سیاسی دولت روسیه راموجب تعلل یا کُندی پیشرفت درمذاکرات دوطرف می‌شمارند.

معاون وزير امور خارجه روسيه نيز پس از پايان دور هشتم مذاكرات ايران و گروه 1+5‌گفت: روسيه از نتايج اين دور از مذاكرات در وين راضي بوده است.سرگئي ريابكوف، تاكيد كرد: نتيجه كلي اين دور از مذاكرات هسته‌اي كه من فكر مي‌كنم همه طرفها روي آن اتفاق نظر دارند نشان دهنده اين است كه پيشرفتهايي حاصل شده است.

 'راش هالت' نماينده حزب جمهوري خواه در كنگره آمريكا در مقاله‌اي براي 'ديلي بيست' نوشته است ' بايد از خبرها در مورد ديدار ديپلمات‌هاي 6 كشور براي رسيدن به توافق در 24 نوامبر (3 آذر) استقبال كند'.به گفته راش هالت 'با همه فراز و فرودها، مذاكرات وين پايدارترين مذاكرات مستقيم بين دو دولت طي 30 سال گذشته است'.او مي‌گويد برخي در كنگره دست ديپلمات‌ها را با مطرح كردن شرايطي دشوار در مورد توافق نهايي بسته‌اند اما مانند هر مذاكره اي، مساله رسيدن به نتيجه مطلوب است و نه فقط كسب امتياز.به گفته اين نماينده جمهوري خواه، تحريم‌هاي جديد عليه ايران در شرايط حاضر مي‌تواند مذاكرات را با شكست روبه رو كند.او با اشاره به اميدواري رئيس جمهوري و وزير امور خارجه آمريكا كه توافق با ايران شدني است، مي‌پرسد كنگره كجا ايستاده است؟اين نماينده جمهوري خواه معتقد است كنگره آمريكا مي‌تواند با حمايت از مذاكره كنندگان در بخش درست تاريخ ديپلماسي و امنيت ملي بايستد.راش هالت مي‌گويد تعامل ديپلماتيك با ايران اكنون نيز جهان را امن‌تر ساخته است.به گفته او مذاكرات تازه فعلي، امكان يك دگرگوني را پديدار ساخته است و بايد از آن استفاده شود.

جان كلام :

1- فضاي حاكم بر مذاكرات هسته يي حاوي بيم ها و اميدهاست. با گذشت نزديك به يك سال از توافق ژنو مسيري طولاني را به جلو رفته ايم، خيلي از موارد اختلاف دقيقا روشن شده، كارهايي كه بايد قدم هايي براي حل آنها برداشته شود، مشخص شده و 95 درصد اين راهكارها به نتيجه رسيده است. اما اهميت پنج درصد باقيمانده تا آنجاست كه مي تواند تمام اين توافقات را تحت تاثير خود قرار دهد. هرچند در موضوع پرونده هسته يي مسير زيادي را طي كرده ايم اما اختلافات باقيمانده كم نيستند.

2- ايران تا آنجايي كه مي توانسته از خود انعطاف نشان داده و نظارت ها، كنترل ها و محدود سازي ها را طي 9 ماه گذشته انجام داده كه چهار گزارش امانو بعد از توافق ژنو شاهدي بر اين مدعاست. گزارش هايي كه بر انجام آنچه تعهد كرده صحه گذاشته و اكنون اين امريكاست كه بايد از خود انعطاف نشان دهد و اجازه ندهد اين مذاكرات به بن بست كشيده شود.

3- اگر مذاكرات تمديد نشود و به وضعيت آذرماه سال 92 برگرديم بازهم مذاكره خواهيم كرد.اصولاراه حلي به جز مذاكره وجود ندارد اما وقتي گفته مي شود، تمديد نكنيم به اين معناست كه آن توافقات آذرماه گذشته راديگراجرا نكنيم نه اينكه مذاكره را متوقف سازيم. مذاكره مي تواند همچنان براي رسيدن به يك راه حل ادامه يابد.

4- خانم اشتون، آقای جان کری وزیرخارجه آمریکا وآقای محمدجواد ظریف وزیرخارجه ایران درپایان کنفرانس گفتند که هیچ دلیلی یا نشانه‌ای نمی‌بینند که نتوانند تا ۳ آذرماه به توافق جامع دست پیدا نکنند و متن نهایی برای امضاء دو طرف تا این تاریخ آماده نگردد. قرار شد هفته آینده وقت و مکان جدید برای دور جدید ازمذاکره کارشناسی برای نگارش توافقنامه جامع اعلام گردد.

 

يكشنبه : 27/7/1393- 24ذي الحجه1435- 19اكتبر2014

 

تصويرسازي ازفرهنگ كشور - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۷:۸ بعد از ظهر

تصويرسازي ازفرهنگ كشور                

اسدالله افشار

در سال‌های اخیر، فرهنگ بیش از پیش در کانون توجه قرار گرفته است. بسیاری از مباحث جاری در کشور، چه در حوزه اقتصاد باشد یا سیاست، رنگی فرهنگی دارد. غالباً از صفت فرهنگ برای توضیح مجموعه عوامل ناشناخته استفاده می شود واین کاربرد اصطلاح فرهنگ، برابهام معنایی این اصطلاح بیش از پیش می افزاید.

گذارشتابان و «فشرده» کشور از مرحله سنتی به صنعتی و پیشرفت سریع تکنولوژی ساخت اجتماعی و فرهنگی کشور ما را برق آسا دچار دگرگونی و بحران ساخت و در نتیجه عوارض بی شماری را هم به بار آورد. در چنین شرایطی مسئله فرهنگ و توسعه فرهنگی امری نیست که بتوان آن را به حال خود رها کرد و از آن غفلت نمود. در این راه، سیاست سالم و اندیشه ای مورد نیاز است که مسیر تداوم فرهنگی را هموار ساخته و باروری آن را تضمین نماید، به ویژه وقتی که جامعه با شتاب فراوان در جهت توسعه گام برمی دارد و توسعه فرهنگی همگام با دیگر ابعاد توسعه ملی مطرح می گردد ضرورت آن نیاز بیش از پیش آشکار می شود.درعین حال، این مسئله ازواقعیت دیگری نیز خبر می دهد. بخش فرهنگ از یکسو تحت تأثیر تحولات بیرونی (مثل رشد اقتصادی یا توسعه اجتماعی) وازسوی دیگر به دلیل دگرگونی های دورنی آن (مانند افزایش تعداد تولید کنندگان و مصرف کنندگان و یا تفکیک اجتماعی درون فرهنگ و...) وضعیت متفاوتی پیدا کرده است. بر این مجموعه باید گسترش ارتباطات را نیز افزود که مفهوم مرزهای فرهنگی را دگرگون می کند. چنین تحولاتی، فرهنگ را به صورتی روز افزون بسط می دهد و از درون همین گسترش است که مسائل تازه ای پیش روی جامعه و دست اندرکاران فرهنگی قرار می گیرد.

فرهنگ مطلوب ازنگاه امام خميني (ره) :

از ديدگاه امام خميني (ره) فرهنگ اساس سعادت يا شقاوت يك ملت است و رستگاري هر جامعه از راه اصلاح و احياء فرهنگي امكان‌پذير است. از نگاه امام فرهنگ داراي دو ساحت اصلي است. نخست بُعد فردي فرهنگ كه با انسان و سعادت او ارتباط دارد و ديگري بُعد اجتماعي فرهنگ كه در عرصة حيات اجتماعي انسان‌ها حضور دارد. به هر روي با اين نگاه فرهنگ موضوعي است ويژة انسان و ارتباطي وثيق با هدايت و تربيت او دارد. از نگاه ايشان فرهنگ سازنده و پيشرو در حوزه‌هاي فردي و اجتماعي سبب هدايت انسان‌ها و جامعه و تربيت الهي هر دو خواهد شد. ايشان با توجه به هر دو بُعد فردي و اجتماعي فرهنگ، تأثيراتي عميق برهردو ساحت فرهنگ اسلامي ايراني گذاشته‌اند، به گونه‌اي كه الگوي تحول فرهنگي ايران پس از انقلاب اسلامي مي‌تواند به تنهايي موضوع تحقيقي جامع و فراگير باشد. ايشان در بُعد فردي مسائل فرهنگي سال‌ها به خودسازي و تربيت خويش و ديگران پرداختند و در قالب سلوك اخلاقي و عرفان عملي اسلام نمونه‌اي از انسان تربيت‌يافتة الهي را به جهان امروز معرفي نمودند. جوانان بسياري نيز در اين نظام تربيتي كه امام احياگر آن بودند رشد يافتند و سير الي‌ا خويش را با مراد خود پيمودند و به عناصر اصلي انقلاب اسلامي تبديل شدند. در ابعاد اجتماعي نيز تئوري اصلاح فرهنگي امام در قالب انقلاب اسلامي معرفي و تبيين شده است. از نگاه امام فرهنگ مطلوب يك جامعه بايد حاوي 3 ويژگي زير باشد:

1. داراي يك نظام تربيتي براي رشد و تعالي انسان باشد. 2. فعال، پيش‌رو و روزآمد باشد و هيچ گاه دچار تحجر، انفعال و غرب‌زدگي نشود.3. با محوريت فرهنگ‌ خودي تأمين‌كنندة استقلال فرهنگي باشد.

اولویت‌بندی عوامل مؤثر بر فرهنگ و رفتار فرهنگی یک ملت :

 همانطور که فرهنگ بر همه چیز تأثیر می‌گذارد، صدها و بلکه هزاران عامل نیز بر فرهنگ یک ملت مؤثر است. معهذا چنانچه بخواهیم اولویت‌بندی عوامل مؤثر بر فرهنگ و رفتار فرهنگی یک ملت را داشته باشیم، لاجرم می‌توانیم دوعامل را در صدر قرار دهیم. اول خانواده و دوم نظام آموزشی. خانواده را همگان تعریف کرده‌اند و می‌دانند. همانقدر که بگوییم خانواده خاستگاه فرد و خاستگاه جامعه است و همه‌چیز از خانواده برمی‌خیزد. خانواده اگر سالم، عاقل، متعهد، مومن و پاک و شریف باشد، تقریباً همه مسائل جامعه حل می‌شود. اما برای اینکه چنین خانواده‌هایی داشته باشیم یا چنین خانواده‌هایی در اکثریت مطلق قرارگیرند، کاربزرگی وراه درازی در پیش است.خانواده‌ها عبارتند از مجموع زوجین که ازاجتماع برخاسته‌اند و فرزندانی که ازخانواده برخاسته‌اندوغمگنانه بسیاری ازخانواده‌های مابه درستی آموزش نیافته و ناهنجاری‌های نسل‌های قبلی را در خود باز تولید و تشدید کرده‌اند و همان‌ها را به نسل‌های بعدی تحویل می‌دهند. دولت ـ به معنای حاکمیت ـ در برابر سیرتکوین و تحول خانواده‌ها مسئول است. مسئول به‌‌معنای تأسیس یک ساختمان با چند کارمند به عنوان معاونت یا مشاورت خانواده فلان نهاد نیست. خانواده‌ها به‌شدت نیازمند آموزش‌های مفید در همه حوزه‌ها هستند. این آموزش‌ها، اکنون بر عهده هیچ نهادی نیست و تقریباً اصلاً انجام نمی‌شود. اگر تلویزیون گهگاه برنامه‌های خوبی ارائه می‌کند، در کنار دهها برنامه بد دیگر اثرش خنثی می‌شود.

اما نظام آموزشی کشور، دومین عامل اثرگذار بر فرهنگ همه جامعه است که متاسفانه هنوز بسیار می‌لنگد. این سخن نیاز به اثبات ندارد، همه رفتارهای ریز و درشتی که در ابتدای این مقاله نام برده شد و همه آنچه گفته نشد و همه آنچه هر روز به چشم می‌بینیم یک سرش در نظام آموزش و پرورش است که اگر این نظام بهتر از این بود، وضع ما نیز بسیار بهتر از این بود که هست.نظام آموزشی نیاز به یک اصلاح اساسی و بنیادی و انقلابی دارد که بسیاری نیز گفته‌اند اما سقف پرواز اصلاحات در نظام آموزش و پرورش به ۶ کلاسه کردن دوره ابتدایی یا ۳ ساله کردن دوره دبیرستان و مسائل شکلی از این نوع محدود شده است. تردید نکنید اگر آموزش و پرورش اصلاح شود، جامعه اصلاح می‌شود و این یکی از گرانبهاترین سخنانی است که متأسفانه به خاطر تکرار و بی‌توجهی، لوث و ملال‌آور جلوه می‌کند و دیگر گوشی یارای شنیدنش را ندارد.آموزش و پرورش ما، جدای از این اصلاحاتی که به شوخی شبیه است، نیازمند اصلاح جدی در اساس و بنیان با اتکا به همه تجربه‌های بشری و جهانی است. اصلاحاتی که از فرط بزرگی هیچ دولتی یارای دست زدن و حتی آغازیدن آن را نداشته است و معلوم نیست کی قرار است این کلنگ بر زمین بخورد.

جان كلام :

تصویری که صاحب نظران از فرهنگ ترسيم نموده اند می تواند در قالب جملات زیر بيان شود :  

1-فرهنگ سرمایه معنوی یک ملت به شمار می آید.

2-فرهنگ حیات متقابلی با انسان دارد، از انسان حیات می گیرد و به او حیات می بخشد.

3-انقلاب هایی که در تاریخ بوجود آمده اند، فرزند عصیان فرهنگ ها محسوب می شوند.

4-فرهنگ محصول تلاش های بی وقفه ملت ها و اقوام است که در طول روزگار بوجود آمده است.

5-فرهنگ به معنای زندگی اجتماعی انسان هاست که در افکار و الفاظ و کردار انعکاس پیدا می کند.

6-فرهنگ زمان گذشته را به زمان حال و آینده پیوند می زند.

7-فرهنگ ارتباط انسان را با خود و با دیگران و با جهان طبیعت برقرار می سازد.

8-فرهنگ دارای روحی زنده و زاینده است که هرگاه تحرکش گرفته شود و به بیماری توقف مبتلا گردد می میرد.

پنجشنبه : 1393/7/24- 21ذي الحجه1435- 16اكتبر2014

 

تصويرسازي ازفرهنگ كشور - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۷:۷ بعد از ظهر

                  

اسدالله افشار

در سال‌های اخیر، فرهنگ بیش از پیش در کانون توجه قرار گرفته است. بسیاری از مباحث جاری در کشور، چه در حوزه اقتصاد باشد یا سیاست، رنگی فرهنگی دارد. غالباً از صفت فرهنگ برای توضیح مجموعه عوامل ناشناخته استفاده می شود واین کاربرد اصطلاح فرهنگ، برابهام معنایی این اصطلاح بیش از پیش می افزاید.

گذارشتابان و «فشرده» کشور از مرحله سنتی به صنعتی و پیشرفت سریع تکنولوژی ساخت اجتماعی و فرهنگی کشور ما را برق آسا دچار دگرگونی و بحران ساخت و در نتیجه عوارض بی شماری را هم به بار آورد. در چنین شرایطی مسئله فرهنگ و توسعه فرهنگی امری نیست که بتوان آن را به حال خود رها کرد و از آن غفلت نمود. در این راه، سیاست سالم و اندیشه ای مورد نیاز است که مسیر تداوم فرهنگی را هموار ساخته و باروری آن را تضمین نماید، به ویژه وقتی که جامعه با شتاب فراوان در جهت توسعه گام برمی دارد و توسعه فرهنگی همگام با دیگر ابعاد توسعه ملی مطرح می گردد ضرورت آن نیاز بیش از پیش آشکار می شود.درعین حال، این مسئله ازواقعیت دیگری نیز خبر می دهد. بخش فرهنگ از یکسو تحت تأثیر تحولات بیرونی (مثل رشد اقتصادی یا توسعه اجتماعی) وازسوی دیگر به دلیل دگرگونی های دورنی آن (مانند افزایش تعداد تولید کنندگان و مصرف کنندگان و یا تفکیک اجتماعی درون فرهنگ و...) وضعیت متفاوتی پیدا کرده است. بر این مجموعه باید گسترش ارتباطات را نیز افزود که مفهوم مرزهای فرهنگی را دگرگون می کند. چنین تحولاتی، فرهنگ را به صورتی روز افزون بسط می دهد و از درون همین گسترش است که مسائل تازه ای پیش روی جامعه و دست اندرکاران فرهنگی قرار می گیرد.

فرهنگ مطلوب ازنگاه امام خميني (ره) :

از ديدگاه امام خميني (ره) فرهنگ اساس سعادت يا شقاوت يك ملت است و رستگاري هر جامعه از راه اصلاح و احياء فرهنگي امكان‌پذير است. از نگاه امام فرهنگ داراي دو ساحت اصلي است. نخست بُعد فردي فرهنگ كه با انسان و سعادت او ارتباط دارد و ديگري بُعد اجتماعي فرهنگ كه در عرصة حيات اجتماعي انسان‌ها حضور دارد. به هر روي با اين نگاه فرهنگ موضوعي است ويژة انسان و ارتباطي وثيق با هدايت و تربيت او دارد. از نگاه ايشان فرهنگ سازنده و پيشرو در حوزه‌هاي فردي و اجتماعي سبب هدايت انسان‌ها و جامعه و تربيت الهي هر دو خواهد شد. ايشان با توجه به هر دو بُعد فردي و اجتماعي فرهنگ، تأثيراتي عميق برهردو ساحت فرهنگ اسلامي ايراني گذاشته‌اند، به گونه‌اي كه الگوي تحول فرهنگي ايران پس از انقلاب اسلامي مي‌تواند به تنهايي موضوع تحقيقي جامع و فراگير باشد. ايشان در بُعد فردي مسائل فرهنگي سال‌ها به خودسازي و تربيت خويش و ديگران پرداختند و در قالب سلوك اخلاقي و عرفان عملي اسلام نمونه‌اي از انسان تربيت‌يافتة الهي را به جهان امروز معرفي نمودند. جوانان بسياري نيز در اين نظام تربيتي كه امام احياگر آن بودند رشد يافتند و سير الي‌ا خويش را با مراد خود پيمودند و به عناصر اصلي انقلاب اسلامي تبديل شدند. در ابعاد اجتماعي نيز تئوري اصلاح فرهنگي امام در قالب انقلاب اسلامي معرفي و تبيين شده است. از نگاه امام فرهنگ مطلوب يك جامعه بايد حاوي 3 ويژگي زير باشد:

1. داراي يك نظام تربيتي براي رشد و تعالي انسان باشد. 2. فعال، پيش‌رو و روزآمد باشد و هيچ گاه دچار تحجر، انفعال و غرب‌زدگي نشود.3. با محوريت فرهنگ‌ خودي تأمين‌كنندة استقلال فرهنگي باشد.

اولویت‌بندی عوامل مؤثر بر فرهنگ و رفتار فرهنگی یک ملت :

 همانطور که فرهنگ بر همه چیز تأثیر می‌گذارد، صدها و بلکه هزاران عامل نیز بر فرهنگ یک ملت مؤثر است. معهذا چنانچه بخواهیم اولویت‌بندی عوامل مؤثر بر فرهنگ و رفتار فرهنگی یک ملت را داشته باشیم، لاجرم می‌توانیم دوعامل را در صدر قرار دهیم. اول خانواده و دوم نظام آموزشی. خانواده را همگان تعریف کرده‌اند و می‌دانند. همانقدر که بگوییم خانواده خاستگاه فرد و خاستگاه جامعه است و همه‌چیز از خانواده برمی‌خیزد. خانواده اگر سالم، عاقل، متعهد، مومن و پاک و شریف باشد، تقریباً همه مسائل جامعه حل می‌شود. اما برای اینکه چنین خانواده‌هایی داشته باشیم یا چنین خانواده‌هایی در اکثریت مطلق قرارگیرند، کاربزرگی وراه درازی در پیش است.خانواده‌ها عبارتند از مجموع زوجین که ازاجتماع برخاسته‌اند و فرزندانی که ازخانواده برخاسته‌اندوغمگنانه بسیاری ازخانواده‌های مابه درستی آموزش نیافته و ناهنجاری‌های نسل‌های قبلی را در خود باز تولید و تشدید کرده‌اند و همان‌ها را به نسل‌های بعدی تحویل می‌دهند. دولت ـ به معنای حاکمیت ـ در برابر سیرتکوین و تحول خانواده‌ها مسئول است. مسئول به‌‌معنای تأسیس یک ساختمان با چند کارمند به عنوان معاونت یا مشاورت خانواده فلان نهاد نیست. خانواده‌ها به‌شدت نیازمند آموزش‌های مفید در همه حوزه‌ها هستند. این آموزش‌ها، اکنون بر عهده هیچ نهادی نیست و تقریباً اصلاً انجام نمی‌شود. اگر تلویزیون گهگاه برنامه‌های خوبی ارائه می‌کند، در کنار دهها برنامه بد دیگر اثرش خنثی می‌شود.

اما نظام آموزشی کشور، دومین عامل اثرگذار بر فرهنگ همه جامعه است که متاسفانه هنوز بسیار می‌لنگد. این سخن نیاز به اثبات ندارد، همه رفتارهای ریز و درشتی که در ابتدای این مقاله نام برده شد و همه آنچه گفته نشد و همه آنچه هر روز به چشم می‌بینیم یک سرش در نظام آموزش و پرورش است که اگر این نظام بهتر از این بود، وضع ما نیز بسیار بهتر از این بود که هست.نظام آموزشی نیاز به یک اصلاح اساسی و بنیادی و انقلابی دارد که بسیاری نیز گفته‌اند اما سقف پرواز اصلاحات در نظام آموزش و پرورش به ۶ کلاسه کردن دوره ابتدایی یا ۳ ساله کردن دوره دبیرستان و مسائل شکلی از این نوع محدود شده است. تردید نکنید اگر آموزش و پرورش اصلاح شود، جامعه اصلاح می‌شود و این یکی از گرانبهاترین سخنانی است که متأسفانه به خاطر تکرار و بی‌توجهی، لوث و ملال‌آور جلوه می‌کند و دیگر گوشی یارای شنیدنش را ندارد.آموزش و پرورش ما، جدای از این اصلاحاتی که به شوخی شبیه است، نیازمند اصلاح جدی در اساس و بنیان با اتکا به همه تجربه‌های بشری و جهانی است. اصلاحاتی که از فرط بزرگی هیچ دولتی یارای دست زدن و حتی آغازیدن آن را نداشته است و معلوم نیست کی قرار است این کلنگ بر زمین بخورد.

جان كلام :

تصویری که صاحب نظران از فرهنگ ترسيم نموده اند می تواند در قالب جملات زیر بيان شود :  

1-فرهنگ سرمایه معنوی یک ملت به شمار می آید.

2-فرهنگ حیات متقابلی با انسان دارد، از انسان حیات می گیرد و به او حیات می بخشد.

3-انقلاب هایی که در تاریخ بوجود آمده اند، فرزند عصیان فرهنگ ها محسوب می شوند.

4-فرهنگ محصول تلاش های بی وقفه ملت ها و اقوام است که در طول روزگار بوجود آمده است.

5-فرهنگ به معنای زندگی اجتماعی انسان هاست که در افکار و الفاظ و کردار انعکاس پیدا می کند.

6-فرهنگ زمان گذشته را به زمان حال و آینده پیوند می زند.

7-فرهنگ ارتباط انسان را با خود و با دیگران و با جهان طبیعت برقرار می سازد.

8-فرهنگ دارای روحی زنده و زاینده است که هرگاه تحرکش گرفته شود و به بیماری توقف مبتلا گردد می میرد.

پنجشنبه : 1393/7/24- 21ذي الحجه1435- 16اكتبر2014

 

داعش ؛ اين كودك نامشروع فرزند كيست؟ - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۷:۵ بعد از ظهر

داعش ؛ اين كودك نامشروع فرزند كيست؟                        

 اسدالله افشار

 

جريان داعش، كه از خرداد ماه سال1393 با اشغال استان‌هاي شمال غرب عراق بروز و ظهور جديدي پيدا كرده، يك پديده عادي نيست. درباره اين جريان نبايد فقط به اين نكته كه توسط آمريكا و مهره‌هاي منطقه‌اي آن خلق شده و آلت دست آنهاست اكتفا كرد. اين، يك جريان حساب شده با اهداف از پيش تعيين شده است كه برخلاف ظاهر ديوانه‌واري كه دارد، با برنامه به پيش مي‌رود و برنامه‌ريزاني دارد كه نه تنها ديوانه نيستند بلكه بسيار دقيق عمل مي‌كنند و اگر ما هم با برنامه‌اي دقيق با آنها مقابله نكنيم پشيمان خواهيم شد. اين، درست است كه عوامل اجرائي حاضر در صحنه داعش، افراد جاهلي هستند كه با عقل فاصله زيادي دارند و دين خود را نيز از كساني مي‌گيرند كه كارشان بازي با دين و احكام خداست، لكن ما نبايد به اين ظواهر اكتفا كنيم و نبايد فريب ظاهرسازي‌ها را بخوريم. پشت پرده اين جريان آلوده خبرهائي وجود دارد كه ما بايد خود را با آن خبرها و جريان‌سازاني كه با مهارت درحال دنبال كردن اهداف خطرناك خود هستند، طرف حساب بدانيم.

اگر از منظر نظريه بازيها بخواهيم كنش و رفتار گروههاي تروريستي به طور عام و داعش به طور خاص را مورد ارزيابي و بررسي قرار دهيم نمي‌توان ماتريس مشخصي به مانند يك كشور(دولت-ملت) براي آن متصور شد. به اين معنا كه وقتي بخواهيم با چنين گروههاي وارد يك بازي و يك كنش(جنگ، مقابله و يا حتي همراهي) شويم براي اين گروههاي نمي‌توان به سادگي "سود" و "زيان" تعريف كرد و بر اساس آن نوع كنش و واكنش خود را تعريف كرد. براي نمونه اين گروهها سرزمين خاص و مشخصي ندارند كه در محاسبات خود آنرا لحاظ كنند و نگران از اين باشند كه احياناً سرزمين آنها مورد تهديد يا هجمه قرار گيرد.

از اينرو وقتي يك بازيگر در مقابل و يا حتي در مقام همراهي و دوستي با آنها قرار مي‌گيرد نمي‌تواند به درستي بر اساس محاسبه سود و يا زيان ارزيابي درستي از نوع كنش و واكنش آنها برآورد كند. بر اين اساس اگر بازي شطرنج را مثال بياوريم اگر يك طرف بازي گروههاي تروريستي باشند نبايد توقع داشت كه حركت اسب و يا سرباز مطابق قواعد شطرنج باشد. اين گروهها ممكن است مهره اسب و يا سرباز را بردارند و به جاي حركت دادن ببلعند!لذا طرفي كه حتي در مرحله‌اي با اين گروهها همراهي داشته در صورت بر هم خوردن مناسبات با چنين گروههايي از خطرات آنها در امان نخواهد بود.

مقابله با سازمان داعش آنهم تنها به صورت نظامي کارساز نخواهد بود و توسل صرف به اين راه جز عميق‌تر و طولاني کردن جنگ نتيجه‌اي به دنبال نخواهد داشت. نه الزاما به دليل قدرت نظامي اين تشکيلات، بلکه بيشتر به اين علت که سازمان مذکور از پشتوانه‌اي سياسي و مذهبي در داخل و خارج عراق برخوردار است که راه مقابله با آن را بسيار مشکل کرده است.مشكل اصلي در عدم توانائي كنترل سازمان داعش ، به 2 عامل مهم باز مي‌گردد. اول، محاسبات به شدت اشتباه از ساختار حرفه‌اي و توانائي نظامي و امكاناتي اين سازمان. دوم به محاسبه پر اشتباه ديگر از توانائي سياسي و مذهبي اين نيرو براي بازسازي خود.محاسبات اشتباهي كه از همان ابتدا موجب شد نه دولت مركزي عراق و نه همسايگان اين كشور منجمله ايران به اهميت خطر تازه متولد شده پي‌نبرند يا حداقل خطر را آنگونه كه واقعا بود نديدند. برنامه‌ريزي‌ها و اهداف نظامي داعش نشان مي‌دهد ساختارنظامي و امنيتي آن کاملا متفاوت و از الگوي‌هاي مرسوم حاکم بر سازمان‌هاي چريكي تبعيت نمي‌كند.

با نگاهی به حوادث پرشتاب منطقه به خوبی می توان دریافت که گروهک داعش گرچه از حمایت‌های گسترده سعودی ها برخوردار است اما با توجه به اینکه تفکر این گروهک به گونه‌ای است که تفکر مخالف را بر نمی تابد و دوست و دشمن نمی شناسد و به دنبال توسعه منطقه نفوذ خود است بنابراین سعودی‌ها نیز مانند دیگران از گزند این گروهک در امان نیستند به ویژه که در خطوط مقدم داعش اتباع سعودی قرار دارند که سودای بازگشت به عربستان را دارند. عربستان هم اکنون در دایره خطر قرار گرفته است. داعشی‌ها که هم اکنون از نظر مالی بسیار قوی شده اند به دنبال خرید سلاح و جذب تروریست‌های بیشتر برای توسعه منطقه نفوذ جغرافیایی خود هستند که بدون تردید منطقه تحت حاکمیت حامیان مالی و تسلیحاتی سابق دور از نگاه آنها نیست.

اكنون جهان به اين نكته رسيده است كه "داعش" و مستمسك مبارزه با تروريسم، فقط بهانه‌اي براي مداخله عليه سوريه و عراق است و اگر اين كشورها صداقت داشته باشند، داعش گروهي نيست كه نابودي آن نياز به ائتلاف 40 كشور غربي و عربي داشته باشد و كافي است دولت‌هائي كه حمايت مالي، تسليحاتي، لجستيكي و اطلاعاتي آنرا برعهده داشتند و دارند، دست از اين كار بردارند. همين كه اكنون ميان دولت‌هاي غربي و عربي، كه پدرخوانده‌هاي داعش هستند ، برسر اينكه اين كودك نامشروع فرزند كيست بگو مگوهائي در گرفته است ، خود نشانه ناكامي آنها در توطئه مشتركشان درمنطقه است.

آنها كه تا ديروز با كارت داعش در اين قمار بزرگ مشغول مسلمان كشي و توطئه عليه خط مقاومت در ايران، سوريه، عراق و لبنان بوده و ضربه زدن به شيعه و تأمين امنيت اسرائيل بودند اكنون چنان در اين چنبره خود ساخته گرفتار آمده‌اند كه فرياد سر مي‌دهند و دنيا را به كمك مي‌طلبند.هر چند ملتهاي منطقه از اجماعي كه اكنون به ظاهر بر سر موضوع تروريسم و مقابله با تكفيري‌هاي دست ساز آمريكا و ارتجاع عرب ايجاد شده راضي به نظر مي‌رسند ولي اين واقعيت را نيز به عنوان قاعده كلي بازي غربي‌ها فراموش نكرده‌اند كه داعش پروران، براي رضاي خدا عليه داعش سخن نمي‌گويند و به مجرد اينكه مجدداً كنترل كامل تروريسم را در منطقه به دست بگيرند، بازي با كارت تروريست‌ها را ادامه خواهند داد و به همين جهت است كه غرب قصد درگير شدن با داعش و براندازي آن را ندارد.

 

پنجشنبه : 1393/7/24- 21ذي الحجه1435- 16اكتبر2015

 

تركيه و پيامدهاي تجاوزداعش به كوباني - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۵:۳ بعد از ظهر

تركيه و پيامدهاي تجاوزداعش به كوباني                       

اسدالله افشار

 

محاصره و حمله داعش به «کوبانی»، شهری کردنشین در شمال سوریه و در مجاورت مرز مشترک با ترکیه، تبدیل به خبر اول شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های منطقه‌ای و بین‌المللی شده است. به‌راستی اینک «کوبانی» قلب تپنده جهان و آوردگاه میان سیاهی و روشنی شده است. گروه رادیکال و تروریستی داعش طی ماه‌های اخیر در پهنه جغرافیایی دوکشور عراق و سوریه شهرهای مختلفی را به تصرف خود درآورده و همچنان در تلاش برای گسترش توام با خشونت عریان قلمرو خلافت خودخوانده‌اش است و منطقا «کوبانی» نه نخستین شهری است که آنان به‌دنبال تصرفش بوده‌اند و نه آخرین آنها! اما «کوبانی» را باید متفاوت‌ترین شهری دانست که تاکنون داعشیان با آن مواجه شده‌اند؛ متفاوت از این منظر که برخلاف عمده شهرهای دیگر «کوبانی» درواقع به تنهایی گرفتار شده است و عملا به‌جز مردم مسلح‌شده خود با تجهیزات سبک اعم از زن، مرد، پیر و جوان، هیچ دولت و سازمان مهم سیاسی و نظامی را به‌عنوان پشتیبان در پشت‌سر خود نمی‌بیند، شاید مورد آمرلی (شهر ترکمن‌های شیعی در عراق) از نظر مقاومت شبیه به «کوبانی» باشد اما در آنجا دولت عراق، پیشمرگان کرد، حملات و حمایت‌های متحدان منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای در شکستن محاصره به کمک مردم شجاع آمرلی آمد؛ امری که تا به امروز در مورد «کوبانی» رخ نداده است و تنها چند حمله پراکنده و کم‌تاثیر هوایی از سوی ائتلاف ضدداعش رخ داده است.

خبر برافراشته شدن پرچم گروه موسوم به دولت اسلامي بر فراز منطقه شرقي کوباني از آن دست خبرهايي است که قلب هرانساني را مچاله و روان هر بيننده‌اي را تيره مي‌سازد. پس از چند هفته نبرد پر کش وقوس ومبارزه جانانه مدافعان شهر،داعشيان به يمن برخورداري از سلاح‌هاي پيشرفته‌تر والبته حد بالاي درنده خويي توانستند به شرق شهر کوباني راه يابند وبا اين وصف روشن نيست که با ورود جمعي از بدترين زباله‌هاي انساني به کوباني چه سرنوشتي در انتظار ساکنان شهر وکودکان وسالمندان نشسته است! اين که کدام کشورها منافعشان به حيات وقدرت گيري داعشيان گره خورده است نکته ايست که دير يازود براي همگان مشخص خواهد شداما آنچه در اين چند ماهه در رفتار وکردار داعشيان بيش از همه نظر گير است ويژگي يا خصلت «آناکرونيسم» يا نابهنگامي اين گروه جنايتکار است. تاريخ بشر را به يک تعبير با خون نيز نوشته اند وبه راستي در اين هيچ اغراق نيست.به عبارت ديگر هيچ فصلي از زندگي انسان بر روي اختر زمين ورق نخورده که در آن خبري از کشتار و ويراني و آوارگي نبوده باشد. اما اين همه ماجرا نيست.تاريخ نشان داده که (اگراز چند استثنا بگذريم) هرچه بر دايره دانش و تجربه آدمي افزوده‌تر شد گرچه سلاح‌ها کشنده‌تر شد اما جنگ‌ها نيز (تا حد ممکن) رنگ وبوي انساني تري به خود گرفت. قوانين مربوط به اسراي جنگي، زخمي‌ها و غير نظاميان و... گواه اين مدعا است . داعشيان اما با نمايش دل به هَمزني که از وحشيگري و رذالت دادند از همان آغازبرروي خصلت (نابهنگامي) خود تاکيد گذاشته‌اند. اوباشي که بي‌لرزه دستي، سر مي‌برند وبا آسودگي يک يقين علمي، گروه گروه انسان را به گناه ناکرده روانه ديار عدم و بيابان‌هاي بي‌آب وعلف مي‌سازند، در جهان امروز با تمام کاستي‌ها واين پا آن پا کردن‌هاي کشورهاي متمدنش،دير يا زود قرباني خصلت نابهنگام خود خواهند شد.

درخصوص تحرك جديد گروه افراطي داعش دركوباني بيان نكات ذيل ضروري به نظرمي رسد :

1-تركيه هزينه هاي سياسي و اجتماعي خودداري ازكمك به كردهاي سوريه را دركوباني در مقابله با داعش مي پردازد. اين نكته يي است كه بيشترناظران بين المللي برآن تأكيد دارند و شواهد آن را  مي توان در شعله ور شدن اعتراض ها در تركيه مشاهده كرد.

2- كارشناسان مي گويند پيوستگي پديده هاي سياسي- اجتماعي در سطوح داخلي و منطقه يي كردها موجب سرايت اوضاع بحراني كوباني به داخل تركيه مي شود و به نظر مي رسد اعتراض ها در شهرهاي كردنشين به كل تركيه گسترش يابد. به ويژه اينكه تركيه در دو سال اخير شاهد اعتراض هاي گسترده مردمي بوده كه همچنان جسته و گريخته شعله ور مي شود.

3-متخصصان براين باورند كه شواهد نشان مي دهد آنچه براي آنكارا اهميت دارد،استفاده ازبحران هاي پيش آمده درسوريه براي اهداف شكست خورده چند سال اخيراست : ازيك طرف ترك ها تلاش دارند با استفاده ازداعش، توان نظامي وانساني كردهاي «پ. ك. ك» را تضعيف و همزمان ، به بهانه رويارويي با خطرداعش،آمريكا را به حملات گسترده عليه مواضع ارتش سوريه متقاعد كنند.امااين اهداف منطقه يي تركيه با پيامدهاي داخلي مواجه شده است.

4- معترضان كرد معتقدند دولتمردان ترك نگاهي ابزاري به كردها دارند و شواهد نشان مي دهد در برخورد با حقوق بشرازاستانداردهاي دوگانه استفاده مي كنند.آنكارا سياست كينه جويانه خود را نسبت به بشاراسد در سوريه باعنوان دفاع ازحقوق بشر توجيه مي كند،اما براي ساقط كردن دولت اسد،ازكردهاي سوريه به عنوان ابزار استفاده مي كند.

5- تركيه متهم به حمايت مالي و تسليحاتي گروه تروريستي داعش است. تركيه اكنون نه تنها از سوي افكار عمومي جهان، بلكه افكار عمومي در داخل اين كشور متهم به همكاري و حمايت مستقيم و غير مستقيم از تروريست هاي داعش است.اين اعتراض هايي كه در شهرهاي كردنشين و برخي شهرهاي بزرگ تركيه از جمله استانبول در پشتيباني از كردهاي محاصره شده كوباني شكل گرفته است، راه حل سياسي را كه تركيه در سال هاي گذشته براي پيشبرد گفت وگوها با كردها در پيش گرفته است با شكست روبه رو مي كند. دراين زمينه، «عبدالله اوجالان» رهبركردهاي تركيه، تا 15 اكتبر به دولت اردوغان فرصت داده است كه گفت وگو با كردها را به نتيجه برساند. شكست گفت وگوهاي صلح مي تواند دور تازه يي از درگيري ها بين دو طرف را در فضاي متشنج كنوني در خاورميانه ايجاد كند و از سوي ديگر، فشارهاي سياسي اتحاديه اروپا به دولت مركزي تركيه را افزايش دهد و روند الحاق اين كشور به اتحاديه اروپا را با چالش روبه رو كند.

6- رسانه هاي نزديك به دولت تركيه اعلام كرده اند حتي در صورت سقوط شهر كوباني بدون ايجاد منطقه حايل در خاك سوريه و مشخص شدن هدف نهايي كشورهاي ائتلاف، ارتش اين كشور وارد خاك سوريه نخواهد شد. بنابراين گزارش ها،دولت تركيه زيربارفشارهاي كردها نخواهد رفت وبه كردها كمك تسليحاتي نخواهد كرد.

7- باپيشروي تروريست هاي داعش درمنطقه عين العرب (كوباني) سوريه،ايران نسبت به شرايط انساني فاجعه آميزدراين منطقه هشدارداد.مرضيه افخم، سخنگوي وزارت خارجه ايران برضرورت حمايت ازدولت وملت سوريه براي مقابله با تروريست هاي مهاجم تاكيدكرد . سخنگوي دستگاه ديپلماسي از بي تفاوتي جامعه بين المللي نسبت به سرنوشت مردم اين منطقه انتقادكردوگفت: جمهوري اسلامي ايران به زودي كمك هاي انساني خود را براي ساكنان و آوارگان اين منطقه از طريق دولت سوريه ارسال خواهد كرد.

8- بان كي مون، دبيركل سازمان ملل ازكشورهاي جهان خواست كه به ياري شهروندان كرد در شمال سوريه بشتابند. بان كي مون دراين فراخوان، تصريح كرده كه نگران سرنوشت شهروندان كوباني است و حوادث را به دقت دنبال مي كند. به گفته سخنگوي بان كي مون، وي حملات داعش را لشكركشي وحشيانه خوانده است.

 ينس اشتولتنبرگ،دبيركل ناتودر گفت وگوبا يورونيوز درخصوص تهديدات داعش و استقرار آنها در نزديكي مرز تركيه اظهار داشت: مسووليت اصلي ناتو حمايت از همه كشورهاي عضو و متحد بوده و براي حفاظت از تركيه موشك هاي پاتريوت را در اين كشور مستقر كرده ايم تا اين گونه به آنها كمك كنيم.

جان كلام :

داعشيان براي جهاني که- گرچه افتان و خيزان- سيرناگزيرش را به سوي حقوق بشرپيش مي‌گيرد اندکي ديرآمده اند و چندان دورنيست که دردرياي خون  و رنجي که در عراق و سوريه وحالا کوباني به راه انداخته اند غرق خواهند شد.داعش بي شک دُمل چرکين روزگارِما است.دُملي که اگرچه ازبسياري ازلاف وگزاف‌هاي حقوق بشري پرده برداشت اما به راستي از اين نيز هيچ گريزي نيست که نشان داد خاورميانه پرورشگاه بي‌نظيري براي بذر خشونت طلبي وافراطي گري ونارواداري است.

 واقعیت این است که ائتلاف بین‌المللی در حملات هوایی خود به سوریه با عراق به طور آشکارا حاکمیت سرزمینی این کشورها را نقض کرده است لیکن نتوانسته به طور کامل این گروه تروریستی را از بین ببرد و دامنه آشوب و آشفتگی را وسیع‌تر نیز کرده است.

ائتلاف بین‌المللی به یاد نمی‌آورد که داعش و دیگر گروه‌های تروریستی ساخته و پرداخته همین کشورها هستند و در این کشورها آموزش نظامی دیده‌اند به همین دلیل این تروریست‌ها به راحتی قلع و قمع نمی‌شوند و نیش ماری که غربی‌ها در آستین خود پرورش داده‌اند گریبانگیر  خود آنها را خواهد گرفت.

گسترش عملیات نظامی و دخالت نیروهای زمینی، آمریکا را در جنگی فرسایشی و طولانی گرفتار و مشکلات این کشورها را بیشتر خواهد کرد.

 

شنبه : 1393/7/19- 16ذي الحجه1435- 11اكتبر2014

 

آمریکا وسودای مبارزه با تروریسم درخاورميانه - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۴:۰ بعد از ظهر

آمریکا وسودای مبارزه با تروریسم درخاورميانه        

اسدالله افشار

 تلاش آمريكا براي حضوردگرباره وسيع در منطقه خاورميانه در قالب ائتلاف سازي و مبارزه با گروه تروريستي داعش، به نظر مي‌رسد كه با اهداف احياي رويكرد مداخله و نمود رهبري آمريكا در عرصه دگرديسي‌هاي بين‌المللي و جهاني صورت مي‌گيرد.  ائتلاف گرايي يا ائتلاف سازي يكي از رويكردهايي است كه طي سال‌هاي گذشته سياست خارجي آمريكا همواره ازآن بهره برده است،رويكردي كه باراك اوباما تلاش كرده تا به همراه چاشني اجماع سازي به بيشنيه شدن قدرت آمريكادرپهنه جهاني ومنطقه‌اي منجرگردد.درمنطقه خاورميانه نيزآمريكايي‌ها طي دهه‌هاي متمادي پس ازحضوردراين منطقه تلاش كرده‌اند تا با شكل دهي ائتلاف‌هاي مختلف و نظم دهي به ترتيبات امنيتي، حضور و نفوذ خود را تداوم بخشند.  خاورميانه كه منطقه‌اي پيچيده با ساختار درهم تنيده و متكثر است، ژئوپلتيك قدرت نيز درآن روند و شرايط ويژه‌اي دارد. درچنين جغرافيايي ازدرهم تنيدگي وتكثرانديشه‌ها،رويكردهاي معنايي وهويتي،ظهور پديده‌ها و گروه‌هاي تازه، دور از دسترس نمي‌تواند باشد و اين آمريكا است كه همواره تلاش مي‌كند در چنين محيط امنيتي و هويتي پيچيده، معادله و توازن قدرت را به نفع خود تمام كند.

خاورميانه جديد آمريكا :

كارشناسان امورخاورميانه براين باورند ؛ موضوع خروج نيروهاي نظامي ارتش آمريكا از افغانستان همچنان به عنوان يك گره كور در تحولات خاورميانه به شمار مي‌رود؛ چه آن كه يكي از آثار خروج اين نيروها تضعيف دولت مركزي افغانستان و قدرت يافتن طالبان و القاعده در آن خواهد بود (هم چون خروج ارتش آمريكا از عراق و تقويت گروه‌هاي تروريستي). به اعتقاد بسياري از استراتژيست‌هاي منطقه خاورميانه، هرگونه اقدامي از سوي ارتش آمريكا در افغانستان همگام با نوع سياست‌هاي آمريكا در خاورميانه و به خصوص در جهت رويارويي با ايران تنظيم مي‌شود. از سويي ديگر ممكن است پس از خروج ارتش آمريكا از افغانستان شاهد تحولاتي نظير سقوط موصل ، در افغانستان نيز باشيم و اگر اين اقدام با وصول داعش به ديالي و سيطره بر آن هم زمان باشد معنايش اين است كه آمريكا با تكيه براقدامات داعش وديگر گروه‌هاي تروريستي منطقه، سياست مهاردوگانه يا دو سويه ايران ازغرب و شرق را به شكل نيابتي اجرايي و تكميل كرده است.

اين خاورميانه همان خاورميانه جديد آمريكاست.باداستان حمله به برج‌هاي تجاري نيويورك طرح خاورميانه جديد آمريكا نيز عملياتي شد. با حمله با افغانستان و عراق طرح، اجرايي و تاكنون در حال اجراء است. تغيير شرايط و برخي ناكامي‌ها باعث نشد تا آمريكا در اجرايي شدن طرحش تجديد نظر كند. آمريكا دريايي از تضادها و تناقض‌ها در خاورميانه ايجاد كرده است تا ضمن حفظ مصالحش، امنيت اسرائيل را تضمين كند. داعش نتيجه طبيعي سياست‌هاي10 ساله اخيرآمريكا درخاورميانه است كه نشانه‌ها حاكي ازآن است كه به زودي پرونده‌اش بسته نخواهد شد و سال‌هاي 1394 و1395 مي‌تواند سال‌هايي بسيار حياتي براي طرح‌هاي خاورميانه جديد آمريكا باشد.آمريكا نتايجي راكه در فضاي آرام خاورميانه نتوانست به دست بياورد اكنون درصدد است تا در فضاي جنگ و آشوب خاورميانه آن را به دست آورد، از همين رو هرگز نبايد تصور كرد كه برنامه‌هاي آمريكا درمنطقه پايان پذيرفته است. ازهمه مهمتراين است كه از نگاه آمريكايي‌ها همه امور خاورميانه جديد ازمذاكرات هسته‌اي تا توان نظامي ايران تا تحولات عراق، سوريه، لبنان وافغانستان همه به هم متصل هستند به همين دليل هيچ توجيهي وجود ندارد كه برنامه‌هاي بلند مدتش پاياني زود هنگام داشته باشند.

 

نمایشنامه هالیوودی ۱۱سپتامبر2001:

اززمانی که آمریکا سودای مبارزه با تروریسم را با نمایشنامه هالیوودی ۱۱سپتامبر2001سرداده است هنوز طالبان پا برجاست و القاعده دردهها کشورغیرازافغانستان حضورمستقیم دارد.عراق،‌یمن،‌سوریه، لبنان، سودان ،

لبنان،‌سودان،‌سومالی واخیرا هم نیجریه به افغانستان وپاکستان اضافه شده اند.حملات هوایی آمریکا جزکشته شدن مردمان بی گناه و شهروندان نتیجه‌ خاصی نداشته است. آمریکا همین استراتژی را می‌خواهد در عراق و در سوریه به کار ببرد و خبری از نیروی زمینی نیست،مسأله ای که بیش ازهرچیزی نمایشی بودن چنین ائتلافی رادرمبارزه باگروه تروريستي داعش به رخ می‌کشد.نه ائتلاف شکل گرفته انگیزه جدی برای مبارزه با تروریسم را دارد و نه روش در پیش گرفته چنین منظوری را به ما می‌رساند، ائتلاف تشکیل شده در معنا و شکل، یک ائتلاف فضایی است که بیشتر برد تبلیغاتی دارد.

اگر مروری تیتر وار و تصویر گونه به آنچه طی ۱۳سال گذشته داشته باشیم می توان فهمید که تشکیل ائتلاف جهانی برای ریشه کنی تروریسم نه تنها به نابودی آن منجر نشده که بخش های وسیعتری از خاورميانه به این مصیبت و فاجعه گرفتارآمده است وجان صدها هزاربلکه میلیون‌ها نفرازمردم بی‌گناه درراه نابودی آن گرفته شده است. تحولات افغانستان،‌ جمهوری‌های قفقاز ،‌سومالی، نیجریه،‌ غرب سودان (دارفور و جنوب سودان)،‌ لبنان(ترورحریری)،‌ یمن،‌ فلسطین،‌ ایران ، مصر،‌ عراق و سوریه از جمله رویدادهایی هستند که طی ۱۳سال گذشته به مصیبت تروریسم دچار بوده و زیان‌های مالی،‌اقتصادی و جانی فراوانی متحمل شده‌اند.

اکنون با گذشت ۱۳سال ازتشکیل اولین ائتلاف جهانی علیه تروریسم بار دیگر آمریکا و متحدانش که البته این روزها تعدادشان ازشمار انگشتان یک دست هم فراترنمی‌رود سودای تشکیل ائتلافی مشابه درسر دارند. هدف بازهم نابودی یک سازمان تروریستی دیگری تحت نام داعش است!

 

پنجشنبه : 1393/7/17- 14ذي الحجه 1435- 9اكتبر2014

سبك زندگي وغفلت ازمباني ! - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۹:۳۰ بعد از ظهر

                 

اسدالله افشار

 

يكم)امروزه شاهد سخنرانی‌ها و نظریه‌پردازی‌های زیادی در عرصه‌ی سبک زندگی هستیم و شاید کمتر مسئله، نشست، همایش و... فرهنگی در کشور وجود داشته باشد که در آن، سخنی از این امر به میان نیاید. این امر شاید به دلیل این باشد که افراد مختلف، با توجه به گستردگی فضای مفهومی سبک زندگی، به صورت مسئله­محور با سبک زندگی برخورد می‌کنند و نه موضوع‌محور. اما اگر موضوع‌محور به سبک زندگی (که شاید بتوان آن را به صورت خلاصه، الگوی کنش/حرکت انسان دانست) توجه شود، شاید از این تشتت آرا و نظرات جلوگیری به عمل آید.به نظرمی‌رسد، نقطه‌ی آغازین و نحوه‌ی ورود و یا به تعبیر دیگر، اینکه بر اساس چه سنگ‌بنایی و از چه منظری به بحث سبک زندگی ورود پیدا شود، توانایی فرد در ارائه‌ی پاسخ به مسائل بنیادینی مانند اینکه «آیا اسلام توانایی ارائه‌ی سبک زندگی اسلامی را دارد یا خیر؟» و یا اینکه «ما با سبک زندگی اسلامی مواجه هستیم یا سبک‌های زندگی اسلامی هم مورد تأیید دین است؟» را به شدت تحت تأثیر قرارداده وبسیارحائزاهمیت است. به تعبیردیگر،راه ورود به مسئله وفهم مسئله واقتضائات آن، برنحوه‌ی حرکت و نظریه پردازی پیرامون این امر بسیار مؤثر است.

دوم) به نظر می‌رسد در بررسی مفهوم واژه‌ی سبک زندگی از منظر اسلامی و غربی، باید به تفاوت‌های فرهنگی این دو خاستگاه توجه کرد؛ چرا که مفهوم سبک زندگی در دنیای غرب بر پایه‌ی مصرف و فراغت بنا نهاده شده است، در حالی که به نظر می‌رسد بنا نهادن بنیان زندگی بر اساس این موارد در ادبیات اسلامی قابل تأمل باشد و حداقل جایگاه آن‌ها و نوع مواجهه‌ی انسان با آن‌ها نیاز به تبیین بیشتری داشته باشد. بنابراین شاید نتوان با توجه به فضای مفهومی واژه‌ی سبک زندگی در غرب، به همان معنا از سبک زندگی اسلامی سخن به میان آورد و یا نیاز به وضع اصطلاح جدید برای اشاره به این مفهوم در ادبیات دینی باشد.

سوم) یکی از مفاهیم کلیدی‌ای که از پایه‌های اصلی مفهوم سبک زندگی است، بحث قوه‌ی اختیار انسان در انتخاب شیوه‌ی زندگی‌اش است. به بیان دیگر، سبک زندگی تنها در مواردی از زندگی انسان می‌تواند محل بحث واقع شود که انسان با اختیار خودش اقدام به انجام کاری کند و در مواردی که انسان ناگزیر به انجام کاری به نحوه‌ی خاصی در زندگی‌اش می‌شود، سبک زندگی معنا پیدا نمی‌کند. بنابراین لازمه‌ی سخن گفتن از سبک زندگی، پذیرش اختیار انسان به صورت فی‌الجمله است. البته در این میان، نباید از ساختارهای عینی و ذهنی تعین‌بخش زندگی انسان‌ها که به مثابه‌ی پدیدآورندگان برخی گزینه‌های انتخابی پیش‌ روی انسان‌ها عمل می‌کنند و برخی از نظریه‌پردازان حوزه‌ی علوم انسانی جهت تبیین و نظارت بر سبک زندگی به دنبال شناسایی آن موارد هستند، غفلت ورزید و مباحث پیش رو، به هیچ وجه نافی قوه‌ی اختیار انسان نیستند.

چهارم)سبک زندگی ما نیز تحت تاثیرجهانی شدن وشتاب فناوری به طورشگفت انگیزی به سمت فرد گرایی می رود. جامعه ایرانی ما به عنوان یک جامعه اسلامی و شرقی، بایستی یک جامعه جمع گرا باشد. اما این وضعیت درحال تبدیل شدن به جامعه ای است که هر کسی مشکل خود را می بیند و بتدریج مسایل دیگران را فراموش می کند. خوشبختانه بدلیل حضور پررنگ و قوی فرهنگ دینی و سنت های دیرینه ایرانی، جامعه ما رنگ جمع گرایی خود را تا حد زیادی حفظ کرده است و طبیعی است با حفظ این ارزش ها، جامعه ما به راحتی به سمت فردگرایی افراطی نخواهد رفت؛ اما رشد آن در شرایط امروز بویژه بین نسل نو، نگران کننده است. فرهنگ ما ایرانی ها، فرهنگ چهل همسایه است. فردگرایی و گلیم خود را از آب کشیدن، ربطی به فرهنگ ایرانی اسلامی ندارد، اما متاسفانه وجود دارد؛ چون در جامعه ا ی هستیم که پراز تعارض است.

پنجم)سبک زندگی،به آرامی وآهسته درطول زمان، تغییرمی‌کند.تغییرسبک زندگی،همیشه به امورداخلی فرد مربوط نمی شود بلکه بخش وسیعی ازآن به صورت اجتماعی صورت می پذیرد. تغییرسبک زندگی،می تواند یک جامعه بزرگ را به سوی پیشرفت حقیقی یا عقب گرد سوق دهد.غربیان، برای آن که بتوانند تسلط خود را بر ملت های مشرق زمین، پایدار و مستحکم نمایند طی قرن ها کار فرهنگی خزنده ـ تهاجم فرهنگی ـ تمام تلاش خود را بر تغییر سبک زندگی آنان، متمرکز نمودند و در بسیاری موارد، به نتایج دلخواه خود نیز رسیدند.در نگاه غیردینی انتخاب سبک زندگی به سادگی صورت می‌گیرد چرا که اصالت با فرد و علاقه اوست و زیربنای سبک زندگی بر لذت و سود استواراست. اما درباورهای انسان سازاسلام، یک مسلمان نمی‌تواند چنین رفتاری داشته باشد بلکه باید زندگی خود را بر اساس آموزه‌های دینی پی‌ریزی کند.

ششم)سبک زندگی بر تمام مسائل زیستی هر فرد مثل خانواده، سبک ازدواج، نوع مسکن، مدل لباس، الگوی مصرف، نوع آشپزی و خوراک، تفریحات و نحوه گذران اوقات فراغت، کسب و کار، رفتار حرفه‌ای در محل کار، در دانشگاه و مدرسه، رفتار در فعالیت‌های سیاسی، رفتار در ورزش و رفتارهای رسانه‌ای اطلاق می‌شود و بر نوع رفتار ما با دیگران از همسر و فرزند تا رییس و مرئوس، از پلیس و کارمند دولت، رفتارهای ما در سفر و حفظ نظافت و بهداشت، سبک رفتار با دوست و دشمن، آشنا و بیگانه همه و همه سبک زندگی ما را شکل می‌دهد.

هفتم)حال باتوجه به مباحث مطرح‌شده،این سؤال عنوان می‌شودکه آیااصولاًمی‌توان ازدین توقع ارائه‌ی برنامه‌ای برای زندگی انسان‌ها را داشت؟ البته پاسخ به این سؤال، مبتنی بر پاسخ به سؤال هدف از دین است. با توجه به اینکه دین عهده‌دارتأمین سعادت دنیا وآخرت انسان‌هاست ونیزاینکه به نظر می‌رسد کلیت اعمال روزمره‌ی زندگی انسان‌ها، درسعادت‌مندی انسان‌ها نقش دارند، بنابراین ضروری است که دین دراین موارد سخن گفته باشدوراجع به آنها نظرداده باشد.بنابراین بدین معنا،می‌توان سخن ازسبک زندگی دینی،یعنی دین به مثابه‌ی ارائه‌دهنده‌ی برنامه‌ای برای زندگی انسان‌ها، به میان آورد.سبک زندگی دینی در تمامی مواردی که انسان را به سعادت دنیوی و اخروی‌اش رهنمون کند، نقش دارد و اگر عملی وجود داشته باشد که در رسیدن به سعادت دنیوی و اخروی انسان، تأثیری نداشته باشد و در دایره‌ی مباحات قرار بگیرد، طبیعتاً از دایره‌ی سبک زندگی دینی خارج می‌شود. البته باید به این نکته‌ی لطیف نیز اشاره کرد که به نظر می‌رسد انجام دستورات الهی در درازمدت سبب جهت‌دهی به امیال انسان می‌شود و در نتیجه به نظر می‌رسد کنشگری در مباحات نیز سمت‌وسوی خاصی به خود می‌گیرد.

هشتم) شايد سبك زندگي آن قدر به روبنا و ظواهر زندگي انسان ها مي پردازد كه اغلب ما معتقد نيستيم يا حتي فراموش مي كنيم كه داراي لايه هاي عميق تر تئوريك نيز هست. غفلت از مباني، خود را در استفاده از روش هايي نشان مي دهد كه يا سكولاريسم پنهان است يا تقليد. علت هر دو اين ها هم سطحي نگري است. گروه اول بر اين خيال مي زيند كه اسلام را در عصر جديد، نونوار مي كنند و گروه دوم ناخواسته دين را قرباني سبك زندگي غربي مي كنند.

 

سه شنبه : 1393/7/15- 12ذي الحجه 1435- 7اكتبر2014

ارزيابي تحليلگران ازحملات خود سرانه ائتلاف ضدداعش به خاك سوريه 

اسدالله افشار

 كارشناسان معتقدند؛آمریکا وداعش درسوریه به یک کار مشغول هستند وآن اسقاط دولت سوریه وازبین بردن ارتش آن است. بنابراین میان اقدامات آمریکا در حمله هوایی به بخش‌هایی از سرزمین سوریه و اشغال همین بخش‌ها توسط «داعش» اختلاف وجود ندارد کمااینکه درباره ناکافی بودن این اقدامات و تلاش برای کشاندن دامنه درگیری به دمشق هم میان آمریکا و داعش اختلافی وجود ندارد. جالب این است که در حالی که آمریکایی‌ها با صراحت می‌گویند عربستان، قطر و امارات تامین مالی و تسلیحاتی داعش را برعهده داشته‌اند، اعلام می‌کنند که در ائتلاف بر ضد سوریه با محوریت آمریکا، کشورهای عربستان، قطر و امارات کنار آمریکا حضور دارند! بنابراین باید به اقدامات آمریکا علیه مناطقی در «رقه» و «حلب» به عنوان یک مانور و آماده‌سازی عملیات علیه دمشق نگاه کرد. آمریکا در این مرحله در حال عادی‌سازی اقدامات نظامی در سوریه است و در مرحله بعدی هجوم سنگینی را متوجه دمشق خواهد کرد.

تحليل گران درتحليل خود براين نكته تأكيد دارند كه ؛ امروز در سوریه آن نیرویی که تحرک دارد و می‌تواند تا حدی یک تهدید امنیتی علیه نظام سوریه باشد، داعش است که بطور عملی بخش‌های عمده‌ای از دو استان دیرالزور و رقه را در سوریه در دست دارد. کما اینکه این سازمان بخش‌های عمده‌ای از سه استان غربی عراق را در سیطره دارد. مجموعه سرزمین تحت اشغال آنان در عراق و سوریه به حدود 300 هزار کیلومتر مربع می‌رسد، جمعیت این استانها که عملا در گروگان داعش هستند حدود 8 میلیون نفر می‌شوند. نیروهای داعش در این 5 استان در بین همین جمعیت 8 میلیون نفره قرار دارند و از این رو عملیات نظامی علیه آنان بسیار پیچیده و در عین حال با نتایج محدود همراه است. در این میان اقدام نظامی هوایی علیه این مناطق ضمن آنکه حتما با تلفات گسترده انسانی - آن هم انسانهای به گروگان گرفته شده - توأم است، نتایج اندکی به همراه می‌آورد. با این وصف 10 سال عملیات نظامی هوایی هم نمی‌تواند به داعش ضربه جدی بزند، این درحالی است که عملیات هوایی خارجی،تسلط تروریستی داعش بر این استانها را موجه می‌گرداند.

ترديدي وجود ندارد كه تشكيل ائتلاف ضدداعش به رهبري آمريكا، با هدف رسيدن به آنچه غربي‌ها نتوانستند در طول 3 سال آشوبگري وايجاد بي‌ثباتي در سوريه به آن برسند صورت گرفته است. آمريكايي‌ها و هم‌پيمانان غربي ومنطقه‌اي آنها همانهايي هستند كه در اين مدت به ايجاد، تقويت وحمايت گروههاي تروريستي در سوريه پرداختند و پس از سالها زماني كه مشاهده كردند حمايت آنها از گروههاي تروريستي نتوانسته دولت سوريه را به زانو درآورد، ائتلاف ضدداعش را طراحي كردند تا بتوانند خود مستقيما به خاك سوريه حمله كنند و به عنوان اولين گام، زيرساخت‌هاي اقتصادي اين كشور را ويران نمايند.

از آغاز بمباران مراكزي در خاك سوريه، مشخص گرديده كه جنگنده‌هاي ائتلاف ضدداعش بيشتر از آنكه مواضع تروريست‌ها را هدف قرار دهند، در پي ويران كردن زيرساخت‌هاي اقتصادي سوريه هستند و در حملات خود پالايشگاهها، چاه‌هاي نفتي، مراكز اقتصادي و زيربنايي كشور سوريه را هدف قرار مي‌دهند. علاوه بر آن در اين حملات تعداد زيادي از شهروندان غيرنظامي سوري نيز مورد هدف قرار گرفته و كشته شده‌اند كه اين واقعه تداعي‌كننده كشتارها و جنايات گسترده آمريكائيها در دوران اشغال افغانستان و عراق است.

واقعيت اينست كه حملات خودسرانه ائتلاف ضدداعش به خاك سوريه،برخلاف گذشته چنين ائتلاف‌هائي، اينبار بدون كسب مجوزهاي قانوني از مجامع بين‌المللي نظير شوراي امنيت سازمان ملل صورت گرفته كه اين خود خطري به مراتب بزرگ‌تراز جنگ‌افروزي‌هاي سابق غربي‌ها در منطقه را گوشزد مي‌كند. اين‌، پايه‌گذاري بدعتي خطرناك درنظام بين‌الملل است ودرواقع چيزي نيست مگر اقدام خودسرانه كشورهاي غربي در حمله به خاك يك كشور مستقل بدون توجه به قوانين ومقررات بين‌المللي وخطرناك‌تر اينكه تلاش مي‌كند اين تجاوز آشكار را تحت پوشش جامعه جهاني يا ائتلاف بين‌المللي موجه جلوه دهد.

اينكه رئيس‌جمهور آمريكا در طرح خود براي مقابله با داعش تصريح مي‌كند "در مبارزه با داعش محدوديت جغرافيايي نداريم و براي حمله هوايي به داعش همانگونه كه در عراق صورت گرفت در سوريه نيز در اين مورد ترديدي به خود راه نمي‌دهيم"، نقض آشكار قوانين بين‌المللي و ناديده گرفتن حق حاكميت كشورهاست و دولتمردان آمريكا حق ندارند با زير پا گذاشتن استقلال و حاكميت كشورها به ادعاي مبارزه با خطر تروريسم حريم هوايي كشوري را نقض كنند و شايد از اين رو باشد كه تصميم كاخ سفيد براي حمله به خاك سوريه تحت عنوان بمباران مواضع داعش با مخالفت همپيمانان غربي آنان از قبيل انگليس و آلمان مواجه شده و آنها اعلام كرده‌اند "در حمله هوايي آمريكا به خاك سوريه مشاركت نخواهيم كرد، زيرا هرگونه عمليات در سوريه بدون هماهنگي دمشق، مغاير مقررات بين‌المللي است". متحدان غربي آمريكا پيش از اين بارها با كاخ سفيد در انجام اقدامات خلاف موازين بين المللي، شريك بوده‌اند و اكنون كه حساب خود را از آمريكا جدا كرده‌اند قطعاً به دليل چشم انداز تاريك و ناموفق راهبرد جديدي است كه مقامات آمريكايي طراحي كرده‌اند.

آيا اين ائتلاف قابل تأمل براي اين است که همه گروه‌هاي سلفي از جمله داعش، دوباره در سوريه جمع شوند و به کمک نيروي واکنش سريع ناتو و اخطاري که در روزهاي اخير به پدافند ضدهوايي سوريه داده شده، کار ناتمام را در اين کشور جنگ زده، تمام کنند تا خيال رژيم صهيونيستي راحت باشد وگرنه، سي هزار نيروي داعش که چنين اجماعي را نمي‌خواهد. کافي است تا عقبه آموزشي و مالي آنها که بر عهده همين ائتلافي‌هاست، بريده شود تا جنايت هيولايي که خود پرورده اند به افسانه‌هاي ضحاکي بپيوندد.

آيا اين ائتلاف، وارونه جلوه دادن اعمال پيشين و حال آمريکا و انگليس و فرانسه و عربستان و فرار به جلو نيست؟ چطور مي‌شود باور کرد که اين کشورها در از بين بردن هيولاي دست پرورده خود، صداقت داشته باشند؟ تجربه‌هاي تاريخي پيشين، عکس اين صداقت را ثابت کرده است.

آيا در ورأي اين ائتلاف، حضور دوباره و دائمي نيروهاي نظامي آمريکا و انگليس و فرانسه و پاسداري از منافع استثمار گرانه و نيز، حراست از رژيم صهيونيستي شکست خورده و منفعل نيست؟ تا شرايطي در منطقه پيش آيد که صدها بار فاجعه آميزتر از اعمال وحشيانه امثال داعش باشد.

بسیاری از کارشناسان نظامی معتقدند که استفاده از بمباران هوایی در مقابله با جنگ‌های چریکی گروه‌های تروریستی چون داعش نمی‌تواند راه مناسبی برای مقابله با این گروه‌ها باشد و قطعا حملات هوایی ائتلاف اهداف دیگری را از بمباران عراق و سوریه دنبال می‌کند.اين دسته ازكارشناسان اظهارداشته اند؛ یک نکته بسیار حائز اهمیت درخصوص مبارزه با داعش در عراق و سوریه کوتاه نبودن زمان نتیجه‌گیری در برابر گروه‌های تروریستی است و احتمالا با بهبود مواضع ارتش این دو کشور تا سال‌ها پاکسازی تروریست‌ها به طول خواهد انجامید.از سوی دیگر هدف قرار دادن تاسیسات زیربنایی سوریه نه‌تنها به تضعیف موضع تروریست‌ها نمی‌انجامد بلکه به‌مرور زمان با تحت فشارقرار دادن حکومت مرکزی سوریه و تحمیل هزینه‌های سنگین بازسازی موجب تقویت موضع تروریست‌ها خواهد شد. کارشناسان نظامی واقف هستند که وجود تاسیسات زیربنایی یکی از عوامل مهم در جنگ‌های فرسایشی است لذا هدف قرار گرفتن این تاسیسات توسط نیروهای ائتلاف هیچ توجیهی ندارد.

توماس پرت تحلیل‌گر مسائل سوریه در مصاحبه با گلف نیوز می‌گوید : ما در مورد یک ارتش منظم صحبت نمی‌کنیم بلکه داعش یک گروه شبه‌نظامی است که دارای زیرساخت‌های ثابت نیست نیروهای ائتلاف مناطق اطراف شهر کوبانی را بمباران کردند اما این اقدامات هیچ کمکی به کاهش پیشروی نیروهای داعش نکرد. فقط در یک مورد از حملات نیروهای ائتلاف 22 تن از مردم عادی کشته شدند و یک کارخانه تولید آرد هدف قرار گرفت و مجموع این اتفاقات یعنی حملات هوایی نتوانسته است موفق باشد.

آمریکایی‌ها با حمله به پالایشگاه گاز و نفت در شرق سوریه مدعی هستند که مانع درآمد 2 میلیون دلاری داعش از طریق فروش نفت شده‌اند اما یک کارشناس سوری مدعی شد که عمده درآمد داعش از طریق باج‌خواهی و آدم ربایی تامین می‌شود و این گروه قابلیت چندانی در استفاده از تاسیسات پالایشگاهی ندارد.

آمریکا تاکنون 4100 سورتی پرواز بر فراز عراق انجام داده است از طرف دیگر عربستان، بحرین، اردن، امارات و برهی کشورهایی اروپایی هم حملاتی را انجام داده‌اند اما این میزان از حملات هوایی تاثیر محسوسی بر عملکرد داعش نداشته است. کارشناسان معتقدند با ادامه روند حملات هوایی بزودی تعداد پروازهای آمریکا در عراق از حملات سال 2011 ناتو در لیبی پیشی خواهد گرفت.

آمریکا تاکنون 224 حمله هوائی علیه مواضع داعش در عراق و 66 حمله علیه داعش در سوریه انجام داده است که در مجموع این حملات با 43 جنگنده ایالات متحده و 23 فروند جنگنده‌های کشورهای عرب منطقه صورت گرفته است.پیش بینی می‌شود که مرحله اول جنگ علیه داعش حدود5/2 میلیارد دلارهزینه به آمریکا و متحدانش در منطقه تحمیل کند.

جان كلام :

آمريکايي ها درحمله به سوريه ازيک سو تلاش دارند ريان معارضه نزديک به خوددردرگيري هاي خاورميانه را تقويت کرده و گروه هاي رقيب را سرکوب کنند وازسوي ديگربه مقابله با گروه هايي بپردازند که اولويت شان مبارزه با آمريکاست . آنچه مشخص است نه اولويت داعش آمريکاست و نه اولويت آمريکا داعش.

 

پنجشنبه :1393/7/10- 7ذي الحجه1435- 2اكتبر2014

تحليلي بر هفتمين دور مذاکرات هسته‌اي ايران و 1+5درنيويورك

درک واقعی‌ترآنچه درنیویورک اتفاق افتاد           

اسدالله افشار

 

هفتمين ماراتن مذاکرات هسته‌اي ايران و 1+5 صبح روز شنبه 5مهر1393 ‌به وقت تهران در حالي پايان يافت که اين دور از مذاکرات هسته‌اي ايران که از 10 روز پيش در نيويورک آغاز شده بود با وجود اختلافات حل نشده و باقي مانده پايان يافت. اين مذاکرات اگرچه منجر به پيشرفت قابل ملاحظه‌اي در موضوعات مورد اختلاف نگرديد اما در مجموع مفيد و سازنده بود. در اين راستا با عنايت به مجموعه شرايط و بحث‌هاي فني فشرده‌اي که تاکنون صورت گرفته است، طرفين تصميم گرفتند مشورت‌ها در آينده نزديک از سر گرفته شود. اين دور از مذاکرات هسته‌اي ميان ايران و 1+5 در حاشيه مجمع عمومي سازمان ملل آغاز و به دو دور ديدارهاي سه‌جانبه ميان وزراي امور خارجه ايران و آمريکا با همراهي کاترين اشتون مسوول سياست خارجي اتحاديه اروپا منتهي شد. لازم به ذکر است که پيش از اين قرار بود مذاکرات در سطح وزراي 1+5 هم برگزار شود که اين اتفاق شکل نگرفت.شايد تنها نکته مثبت در مذاکرات هسته‌اي بدون پيشرفت ايران و گروه 1+5 ، از دست ندادن اميد و تمديد دوباره بازه زماني 24 نوامبر (3 آذر) براي يک دوره ديگر باشد. هنوز زمان مذاکرات بعدي مشخص نشده است. همه کشورهاي عضو گروه 1+5 و ايران در اعلام مواضع خود درباره پايان بدون پيشرفت مذاکرات نيويورک اعلام کردند که اميد خود را به ادامه مذاکرات از دست نداده اند و اميدوارند در هفته‌ها و ماه‌هاي آتي بتوانند به توافق دست يابند. بر‌اساس اعلام تيم مذاکراتي ايران، مذاکرات سه‌جانبه ظريف با اشتون و کري در فضايي کاملا جدي و صريح صورت گرفته و ابعاد مختلف فني، سياسي و حقوقي برنامه هسته‌اي کشورمان و نيز تحريم‌ها را در بر گرفت. اين مذاکرات در مجموع مفيد و سازنده بوده اگرچه منجر به پيشرفت قابل ملاحظه‌اي در موضوعات مورد اختلاف نشد. با عنايت به مجموعه شرايط و بحث‌هاي فني فشرده‌اي که تاکنون صورت گرفته است، دو طرف تصميم گرفتند مشورت‌ها در آينده نزديک از سر گرفته شود.

ازمنظركارشناسان در خصوص مذاکرات هسته اي ايران و اعضاي 1+5 نکاتي وجود دارد که دراينجا به برخي از آنها اشاراتي خواهيم داشت :

1- ايران ميز مذاكره را رها نمي كندو يك قدم هم از حقوق ملت ايران عقب نشيني نخواهد كرد.

2- ايران به هيچ وجه از حقوق هسته‌اي و خطوط قرمز عدول نمي‌كند وآمادگي كامل دارد با حفظ حقوق هسته‌اي و رعايت خطوط قرمز راه حل‌هايي ارائه نمايدكه نگراني‌ها را رفع كند .

3- مهم ترین نکته ای که تیم ایرانی اکنون باید در نظر بگیرد این است که مواضع رادیکال غربی ها اکنون یک تاکتیک مذاکراتی است نه یک راهبرد سیاسی و بنابراین دلیلی برای عجله بیش از حد وجود ندارد.

4- ايران در طول 7 دوره مذاکره از پاييز گذشته تا به امروز، اراده سياسي اش براي حل مسائل را اثبات کرده است . نمونه هايي مانند حضور20روزه و طولاني مدت دکترظريف دروين6، مذاکرات سياسي و کارشناسي فراوان از جمله مذاکرات کنوني در نيويورک و ... مويد اين موضوع هستند. بدون شک اگر در پايان زمان باقي مانده توافق هسته اي حاصل نشود، پاسخ به اين پرسش روشن است که چه کسي فرصت بي نظير دستيابي به يک توافق را از بين برده است.

5- راهبرد مذاکره، راهبردي است که از ديرباز مورد توجّه نظام اسلامي بوده است و هرگز از آن پاي پس نکشيده است. دولت ايران همواره حاضر بوده با ابراز شفافيت در زمينه مسائل مورد بحث با قدرت‌هاي جهاني به گفت‌وگو نشسته و اين مسائل را در محيطي به دور از شعارزدگي‌هاي احساسي و غيرمنطقي به بحث بگذارد. امروز نيز اين مسئله براي دولت‌هاي غربي آشکار شده که اگر با غرور و نخوت به موضع‌گيري در قبال پرونده هسته‌اي ايران بپردازند، تنها بر تصلّب طرفين در ايستادگي بر مواضع فعلي خواهند افزود و هيچ راه حلّي به دست نمي‌آيد. آن‌ها متوجّه شدند اين گمان که تنها با افزايش فشارهاي سياسي و اقتصادي موجب عقب‌نشيني ايران از مواضع پيشين شوند، گمان باطلي است و بايد به مذاکره برابر و صريح بدون پيش‌شرط‌هاي از پيش تعيين شده تن دهند.

6- به گفته رييس جمهورروحاني؛تداوم فعالیت‌های صلح آمیزهسته‌ای، ادامه غنی‌سازی و لغو تحریم‌ها شروط ایران برای هر نوع توافق هسته‌ای است ایران تا جایی که لازم بوده، در مذاکرات انعطاف به خرج داده، اما در عین حال اگر احساس کند طرف مقابل به دنبال زیاده‌خواهی است یا توافق را سخت و بر سر راه آن ایجاد مشکل می‌کند، گزینه‌های متنوعی در اختیار خواهد داشت زمان باقی مانده برای مذاکره کوتاه ‌است و پیشرفت‌هایی که در هفتمين دور مذاکرات هسته‌اي مشاهده کرده‌ایم، بسیار بسیار کند بوده است و اکنون این طرف مقابل است که باید نسبت به خواسته‌هایی که امروز مطرح می‌کند تجدید نظر نماید تا سریع‌تر به توافق دست پیدا کنیم.

7- پاره اي ازتحليلگران براين باورند ؛ برای درک واقعی‌ترآنچه درنیویورک اتفاق افتاده است باید به برنامه‌هایی اشاره کرد که تیم دیپلماسی ایران از قبل برای حضور در نیویورک تدارک دیده بوده است. به‌عبارت دیگر برای فهم این موضوع که آیا نشست هسته‌ای نیویورک دستاوردی داشت یا خیر باید به اهداف از پیش تعیین شده این نشست بپردازیم. چرا که برخی رسانه‌ها به این دلیل ازتیترهایی مانند نشست بی‌حاصل یا توقف مذاکرات و.. استفاده کردند که تصور آنان این بود چون دراین نشست تفاهمنامه‌ای امضا نشده یا توافقی برای امضای تفاهمنامه درآینده نزدیک به‌عمل نیامده است لذا نشست نیویورک بدون دستاورد بوده است.

8-برخي ازصاحب نظران اعتقاددارند؛ هدف از نشست هسته‌ای نیویورک که درحاشیه نشست سالیانه مجمع عمومی سازمان ملل متحد برگزار شد، یک گام به جلو بردن مذاکرات پیشین هسته‌ای بوده است و هر نوع انتظاری غیرازاین هدف می‌تواند کارشناسان رادرتحلیل تحولات دیپلماسی هسته‌ای درنیویورک به خطا ببرد. پس اگرازاین زاویه به نشست هسته‌ای نیویورک نگاه کنیم و سایر انتظارات غیر واقعی را کنار بگذاریم می‌بینیم که این نشست دستاورد ملموسی داشته است هر چند در زمینه کلیات مذاکرات هسته‌ای مشکلات حل نشده زیادی باقی مانده که عمده این مشکلات هم به کشورهای غربی عضو 1+5 بر می‌گردد. ازدید تیم دیپلماسی ایران، اکنون توپ مذاکرات در زمین 1+5 است  و با انعطافی که آنان باید نشان بدهند زمینه برای توافق نهایی بیشتر فراهم می‌شود.  

 

سه شنبه : 1393/7/8- 5ذي الحجه 1435-  30سپتامبر2014

عید قربان مجمع الشواهدى از صدق در گفتار وکردار - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۳:۳ بعد از ظهر

عید قربان مجمع الشواهدى از صدق در گفتار وکردار         

اسدالله افشار

 

روز دهم ماه قمری ذی الحجه، مصادف با عید قربان از گرامیترین عیدهای مسلمانان است که به یاد ابراهیم و فرزندش اسماعیل، توسط بسیاری از مسلمانان جشن گرفته می‌شود.عید قربان که از جمله تعطیلات رسمی مسلمانان است، از یک تا چهار روز جشن گرفته می‌شود و در طی آن مردم با پوشیدن بهترین پوشاک خود، پس از انجام عبادات، به دید و بازدید و جشن و سرور می‌پردازند.

حاجیان در این روز پس از به پایان رساندن مناسک حج، حیوانی را ذبح می‏کنند و پس از قربانی آنچه بر آنان در حال احرام، حرام شده‏ بود - مانند نگاه کردن در آینه، گرفتن ناخن و شانه زدن مو -، حلال می‏گردد و با توجه به اینکه حج، یکی از عبادتهای بسیار مهم در اسلام است، توانایی به انجام رساندن آن نیز برای هر مسلمانی بسیار شادی آور است، در نتیجه، روزی که پس از انجام وظایف‏ سنگین حج، به عنوان جایزه الهی و اتمام احرام پیش می‏آید را عید میدانند.همچنین در روایت‏های مکرری نقل شده که در روز عید قربان، قربانی کنید تا گرسنگان و بیچارگان نیز به خوراک برسند.

عيد قربان ريشه در دوران ماقبل تاريخ بشر دارد. انسان اوليه که از فهم طبيعت عاجز است، برای به دست اوردن ترحم خدايان دست به قربانی کردن حيوانات و انسان ها ميزند. اين رسم نزد همه ملل و اديان به اسامی مختلف موجود بوده است. اين سنت طولانی بشری در اسلام نيز پذيرفته شده است.

عید قربان ؛ عید رهایی از تعلقات :

عید قربان که پس از وقوف در عرفات (مرحله شناخت) و مشعر (محل آگاهی و شعور) و منا (سرزمین آرزوها، رسیدن به عشق) فرا می رسد ، عید رهایی از تعلقات است . رهایی از هر آنچه غیرخدایی است . در این روز حج گزار، اسماعیل وجودش را ، یعنی هر آنچه بدان دلبستگی دنیوی پیدا کرده قربانی می کند تا سبکبال شود . صدای پای عید می آید. عید قربان پاک ترین عیدها است ، عید سر سپردگی و بندگی است . عید بر آمدن انسانی نو از خاکسترهای خویشتن خویش است . عید قربان ، عید نزدیک شدن دلهایی است که به قرب الهی رسیده اند . عید قربان عید بر آمدن روزی نو و انسانی نو است.

عید قربان مجراى فیض الهى :

عید قربان، از جمله شعایر گرامیداشت رتبه خُلّت ابراهیم و خلوص و تسلیم اسماعیل است.اگر بتوانیم رضاى خویش را فداى رضاى حق کنیم؛ اگر بتوانیم از خواسته دل در راه خواسته دین چشم بپوشیم؛ و اگر بتوانیم از داشته‏ها و خواسته‏ها بگذریم؛آنگاه به مرز عبودیت و به حوزه قربانگاه قدم نهاده‏ایم.مگر خلیل الرحمان چه کرد؟ ما اگر پیرو مشى و مرام ابراهیم باشیم، باید هیچ چیز از آنچه داریم و به آن دل بسته‏ایم، همچون زن و فرزند، مال و منال، پول و پس‏انداز، خانه و خادم، ماشین و مسکن، عنوان و شغل و ... حجاب چهره جان ما و مانع بندگى و فرمانبردارى در برابر فرمان خداوند نشود و آنگاه که پاى دین و خدا و رضاى او به میان آید، به سادگى و به صراحتى ابراهیمى و به صداقتى اسماعیلى، از آنها در گذریم و امر مولا را مقدّم بداریم.این یکى از آموزه‏هاى بزرگ عید قربان است.عید قربان مجراى فیض الهى و وسیله عنایت رحمانى به بندگان مؤمن و مسلم و مطیع است.

عید قربان روز تقرب به درگاه خدا :

عید قربان مجمع الشواهدى از صدق در گفتار و کردار و ادعا و عمل است. گذشتن از یک گوسفند و شتر، یک نشانه کوچک از این دلباختگى به حضرت حق است.این گونه است که قربانى وسیله قرب مى‏شود و عید قربان روز تقرب به درگاه خدا مى‏گردد.عید قربان با نماز و عبادتش، با ذکر و دعایش، با قربانى و صدقات و احسانش، بسترى براى جارى ساختن مفهوم عبودیت و بندگى است و فصلى است براى قرب یافتن مسلمانان به خداوند آن هم در سایه عبودیت و اطاعت.

عيد قربان وپرهيزازتهمت وشايعه سازي :

اين روزها در همه جا شاهد تهمت و افترا و تهديد و تخريب و شایعه سازی و در يك كلمه بداخلاقي هاي زياد سياسي وفرهنگي درسطح جامعه هستيم و گويي كه قبح و معصیت اينگونه رفتارها در حال از بين رفتن است ؛ و كمتر كساني نگران آينده كشور هستند كه شاهد اين همه تنش وبداخلاقي مي باشند؛ وحتي اين نوع بحثها وشایعه سازی ها نه تنها موجب تشدد جامعه شده بلكه آثارآن را مي توان دربرخي موضع گيري هاي اشخاص وگروه هاي سياسي جامعه به وضوح ديد !

رهبرانقلاب در بیانات حکیمانه و عالمانه خویش هميشه همه را از اتهام و افترا و شایعه پراکنی به ویژه نسبت به همه مسئولین و سران کشور بر حذر داشته و همگان را به نشانه گرفتن نوک پیکان حملات به سمت تعداد انگشت شمار براندازان و دشمنان داخلی نظام و دشمنان خارجی توصیه کردند؛ و تاکید کردند که در شناخت دشمن اصلی و واقعی نباید اشتباهی مرتکب شد و اینکه نباید با اینگونه رفتارها باعث سردرگمی و بدبینی مردم نسبت به نظام و مسئولین شد.

جان كلام :

عید قربان را بایستی برای قربانی کردن هوای نفسانی ونفس اماره ودریک کلمه همه بداخلاقی ها وکجرویها وبی تقوایی ها جشن گرفت و نباید فراموش کرد که خداوند متعال با صدور فرمان به مسلخ بردن اسماعیل، از ابراهیم خلیل الله می خواهدکه با قربانی کردن عزیزترین وباارزش ترین دارایی اش،نفس شیطانی ونفس اماره اش و همه بداخلاقی ها و بدسرشتی ها را به مسلخ برد.

راقم اين سطور، اين عيد خجسته را به همه مسلمانان جهان خاصه ايرانيان عزيز تبريک مي گويد.

 

سه شنبه : 1393/7/8- 5ذي الحجه1435- 30سپتامبر2014

 

شوق آموختن و دل دادن به کلام معلم - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۴:۳۰ بعد از ظهر

شوق آموختن و دل دادن به کلام معلم               

 اسدالله افشار

با آغاز سال تحصیلی در اول مهر، همه ساله میلیون ها دانش آموز به شوق آموختن دانش، روانه مدارس    می شوند. در این میان، تلاش دانش آموزان خردسال و ابتدایی بسیار تماشایی است. این تکاپو، جلوه زیبایی را به جامعه می بخشد ، گویی که خونی تازه به رگ های حیات کشور وارد شده است و این چنین، تجسم پر معنایی از نسل آینده به اذهان خطور می کند. نسل فردا باید آنچنان سازنده جلوه کند که درخور فردای نسل باشد. این نسل باید کوله بار تجربه و دانش نسل گذشته را ره توشه خود کند و دمادم بر میزان شعور و آگاهی خود بیفزاید. برای سازندگی، هیچ راهی، اعم از انتقال فن آوری روز، وارد کردن متخصصان و مستشاران خارجی، ایجاد مناطق آزاد تجاری و ...، مناسبتر از توجه عمیق به امر مهم تعلیم و تربیت نمی باشد. سرمایه گذاری بر روی انسان، به معنای سرمایه گذاری بر روی مولّد فن آوری است. اگر برای این سرمایه گذاری تدابیر لازم اندیشیده شود، به خودکفایی در فن آوری نو خواهیم رسید و می توانیم نیازهای تخصصی ملل دیگر را نیز برآورده کنیم . صاحب نظران ، امر آموزش و پرورش را یک سرمایه گذاری افزوده می دانند ، یعنی هزینه ای که صرف یک دانش آموز می شود ، سودی چند برابر می دهد. اگر با این دیدگاه برای آموزش و پرورش برنامه ریزی کنیم، به نتیجه مثبت تری از تعلیم و تربیت خواهیم رسید.

روزهای آغازین سال تحصیلی هم مثل سالهای اولیه تحصیل ، دوران بسیار حساسی است. ایجاد نگرش های مثبت و پویا در دانش آموزان، تقویت انگیزه کوشش برای یادگیری و کاهش دغدغه و اضطراب و آشنایی با شخصیت و دیدگاههای دانش آموزان می تواند در روزهای اول مدرسه صورت پذیرد. همچنین در دوران اولیه تحصیل، خانه و مدرسه هر یک نقش ویژه دارند.

کارشناسان مسایل اجتماعی معتقدند روابط در خانه فردی تر و عاطفی تر و در مدرسه جمعی تر و منطقی تر است. از این رو این دو محیط خانه و مدرسه از لحاظ فراهم آوردن زمینه های لازم برای رشد و تربیت کودک مکمل یکدیگرند و باید همدیگر را یاری کنند. لذا همکاری پدر و مادر با معلمان و اولیای مدرسه اهمیت ویژه ای دارد. اما در این میان نباید نقش آموزشی و تربیتی مدرسه را نادیده گرفت، چراکه دوران تحصیل از جهت تعلیم و تربیت بهترین و مهمترین دوران است. در این دوره بچه ها ویژگی های روانی و آمادگی کاملی برای تربیت پذیری و ادب آموزی دارند و آموزش رسمی بچه ها نیز از این مرحله آغاز     می شود. لذا این دوران طلایی را که بهترین فرصت برای تعلیم و تربیت است، نباید به سادگی از کف داد.

کیفیت نظام آموزشی ارتباط مستقیمی با امکانات مدارس، برخورد معلمان و مربیان با دانش آموزان و محیط مدرسه دارد. به عبارتی وجود فضا و زمان مناسب و کافی، اولین نیاز در یادگیری است و نظام آموزش و پرورش مناسب یکی از پایه های پیشرفت در جوامع امروزی است. سرمایه گذاری در جهت ارتقای سطح کمی و کیفی آموزش، هرچند بازده فوری ندارد، اما قدم اول برای تربیت نیروی انسانی موردنیاز جامعه است.

ماه مهر حقیقتا ماه مهر است ، چرا که یک جنبش عظیم و مجاهدت گسترده و یک تلاش همگانی برای کسب علم و معرفت آغاز می شود و فضای کشور عطرآگین به عطر مجاهدت در راه علم و کسب دانش، معرفت و تربیت نسل های پی در پی است. همه تلاش ‌ها این است که سرمایه ‌گذاری‌ ها و دلسوزی‌ های دولت و جامعه فرهنگی متمرکز در مدرسه و در جهت علم آموزی و تربیت نسل های مومن و شجاع باشد.

دانش آموزان عزیز باید به سرعت راه کسب علم و معرفت و خودسازی را بپیمایندو قدر فرصت و دوران جوانی و نوجوانی خودرا بدانند. اين قلم اعتقاد راسخ دارد و نيك مي داند فرزندان اين مرزوبوم باوردارند؛

احترام به معلم ، دل دادن به کلام معلم ، ارادت به معلم، این مقدمه و لازمه علم آموزی ، معرفت ، رسیدن و بدست آوردن فرصت برای کارهای بزرگ و بزرگ‌تر است .

دوستي مي گفت ؛ پنجره های کلاس ها، یک ریز شوق می بینند و شعف؛ چه در داخل کلاس برای دانش اندزوی ها و چه در حیاط برای دوستی ها.امروز در تقویم ها، گل های عطوفت می روید و ساعت ها، کاملاً به مهربانی نزدیک می شوند. مکتبی به بُرنایی مهر نیست.گوش کن؛ این صدای گام های دوباره بهار است که در اولین روز پاییز، پیچیده است.

وعزيزي ديگرگفت؛ صدای پای مدرسه می آید. قلم ها برای نوشتن مشق ها، می دوند و مشق ها انتظار دستان کوچک بچه ها را می کشند. دوباره دفترهای نمره حاضر می شوند تا اضطراب معصومانه کودکان را ثبت کنند.آب خوری ها، تشنه سیراب کردن لیوان های خالی شده اند و تخته سیاه ها، دلتنگ دیدن دوباره شلوغ ها و ساکت های کلاس. کلاس های خالی، صدای پای نوآموزان دانش را می شنوند و سکوت های سرد، در های و هوی امیدبخش آنها، آرام آرام محو می گردد. بذر تعلیم، آماده کاشتن در ذهن های مستعد و پُر بار شده است و نیمکت ها بی قرار حضور کتاب ها و کیف ها شده اند.صدای گام هایی کوچک به گوش می رسد؛ صدای شکفتن و جوانه زدن، صدای رویش و رُستن، صدای پای بهار، صدای پای مدرسه    می آید.

آغاز سال تحصیلی را به همه دانش پژوهان ، دانشگاهیان ، فرهنگیان ، دانش آموزان ، دانشجویان ، مديران ، ناظمان ، معلمان ، اولياء و ملت بزرگ ایران صمیمانه تبریک عرض می کنم وازدرگاه خداوند عالم وحكيم، توفيق وسلامتي ايشان را مسألت مي نمايم.

 

سه شنبه : 1/7/1393- 27شوال1435- 23سپتامبر2014

 

گذشته شنا سي، درك آينده ، كسب موفقيت - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۶:۴۱ بعد از ظهر

 گذشته شنا سي، درك آينده ، كسب موفقيت                     

اسدالله افشار

 

دور تازه مذاکرات هسته اي ايران و 1+5 همزمان با آغاز شصت و نهمين نشست مجمع عمومي سازمان ملل در نيويورک برگزار مي شود. محمد جواد ظريف وزيرخارجه کشورمان به اتفاق ساير اعضاي تيم هسته اي ايران وارد نيويورک شده اندوقراراست درناهارکاري ميان ظريف وکاترين اشتون مسئول سياست خارجي اتحاديه اروپا، برنامه اين دور از مذاکرات تنظيم شود.اين هفتمين دور از مذاکرات ايران و 1+5 براي دست يافتن به توافق جامع هسته اي است. مذاکراتي که اواخر بهمن 1392 و پس از اجراي توافق ژنو در وين آغاز شده است. ششمين دور مذاکرات نيزدرحالي به مدت حدود 3 هفته در وين برگزار شد که تصور مي شد تا قبل ازپايان مهلت اجراي توافق ژنو دوطرف ممکن است روي يک توافق نهايي به نتيجه برسند اما سرانجام توافق جامع حاصل نشد و اين مذاکرات براي چهار ماه ديگر تمديد و مقرر شد مذاکرات دو تا سه هفته بعد، از سر گرفته شود که در اين فاصله رايزني هاي دوجانبه اي بين تيم مذاکره کننده ايراني و اعضاي 1+5 انجام شد.لازم به نظر مي رسد تيم مذاكره كننده ايراني در مذاكرات هسته اي؛ نكاتي را كه درذيل خواهد آمد مدنظرداشته باشند :

1-  گذشته شناسی، مقدمه بسیار مناسب و معتبری برای فراهم کردن زمینه‌های درک آینده و کسب موفقیت در آن است.با درنظر داشتن آنچه رهبری در مورد خروج‌های کلان مذاکرات یعنی استمرار و عدم تغییر خصومت‌ها و دشمنی‌های آمریکا با ایران اسلامی حتی در این مذاکرات مستقیم و دوجانبه ایران-آمریکا مطرح فرمودند، نقشه راه ما می تواند این باشد که مذاکرات هسته‌ای توافق جامع را صرفاً باید به عنوان یک مذاکره «هسته‌ای» دید. ازاین رو،امید بستن به مراودات دیگریاسراب مسائلی دیگر به ویژه اگرموجب انعطاف و تعدیل رفتاری، مطالبه گری و امتیازگیری درعرصه هسته‌ای باشد،مطلوب نخواهد بود وسناریوتعاملات فراهسته‌ای را نمی‌توان درقبال تعدیل مطالبات وحقوق مسلم هسته‌ای تعقیب کرد. البته،باید و نبایدها دراین زمینه، دارای قالب کلان و کلی است و نفیاً یا اثباتاً به گمانه‌زنی‌های گذشته و جاری ارتباط ندارد. مهم اینست که نظرات وديدگاههاي رهبری رانقشه راهی برای راهبری صحیح واطمینان بخش دیپلماسی هسته‌ای بدانیم.تطبیق این کل‌ها برجزئیات واتخاذ تدابیری که خاص ومنطبق برعینیات باشند،به صلاحیت و صلاحدید کارگزاران روابط خارجی مربوط می‌شود.

2- یکی از مهم ترین گزاره‌های راهبردی که در بیانات رهبری و در خصوص چشم انداز دیپلماسی هسته‌ای قابل توجه و بهره‌گیری است، اینست که «آمریکایی‌ها اکنون در موضع ضعف بیشتری قرار دارند». این امر، نتیجه حمایت‌های آمریکا از رژیم صهیونیستی در جنگ غزه است.به تعبیر دیگر، پیروزی مقاومت در برابر این همه حمایت‌های غرب که به معنای پیروزی محور مقاومت از جمله ایران است، باید در صحنه مذاکرات دیده شود. ایران که اکنون دست بالاتری را در منطقه دارد، باید از دستاوردهای این پیروزی که به ضعف آمریکا منجر شده است، در محتوا و شکل پیشبردن مذاکرات بهره بگیرد. نباید این دستاوردها را مورد اغماض قرار داد و از نظر دور داشت.

3- کشورهای طرف مذاکره ایران که صاحبان غول‌های رسانه‌ای جهان هستند، سعی دارند با استفاده از بلندگوهای خود بر روند گفت‌وگوها تأثیربگذارند و فضای خارج از این مذاکرات را در افکار عمومی هم مدیریت کنند و طبعاً آنچه در اذهان و افکار نقش می‌بندد، چیزی است که رسانه‌ها می‌سازند، نه همه آنچه که در جلسات رخ داده است. در این میان جمهوری اسلامی ایران که طرف اصلی این مذاکرات است هم نیازمند یک برنامه و راهبرد عملیاتی رسانه‌ای است تا بتواند در مدیریت فضای درونی و بیرونی مذاکرات تأثیرگذار باشد و در کنار جبهه حساس هسته‌ای، سنگر رسانه‌ای آن را نیز مدیریت کند.

4- موضوع دیگری که درهمین باره باید به‌طورمداوم مورد توجه قرار گیرد، این است که مسئولان مذاکرات و مقامات ارشد دولتی باید در سخنرانی‌ها و مصاحبه‌ها و مواضع مختلف خود همواره از تعامل مثبت ایران و لجاجت طرف مقابل سخن بگویند تا در صورت شکست احتمالی گفت‌و‌گوها افکار عمومی در داخل و خارج بدانند که جمهوری اسلامی ایران حسن‌نیت خود را نشان داد، اما زیاده‌خواهی طرف مقابل کار را به شکست کشاند.

5- دردشمنی آمریکا و طبیعی بودن این رفتارآنها نباید تردید کرد اما انفعال و ضعف برخی از مسئولان امر در موضع‌گیری‌ها، نگرانی و تردید جدی را به دنبال دارد که چرا و تا کی مسئولان ما در مقابل زورگویی و گردنکشی دشمن، به کلمات فانتزی و بی‌کاربرد اکتفا می‌کنند!؟ اینکه در مقابل تحریم‌های وضع شده جدید و محدود کردن راه مبادلات اقتصادی کشورمان، به این جمله اکتفا شود که «این اقدام با روح توافقنامه ژنو در تعارض است»! یا اینکه «ما تحریم‌های جدید را تحمل نمی‌کنیم»! و بعد، هم تحمل کنیم و هم به دنبال ادامه مذاکرات بی‌ثمر باشیم، پسندیده و معقول است؟ یعنی اجازه بدهیم دشمن گام به گام پیشتر بیاید و ما فقط بگوئيم این کار بدی است؟!

6- اما روح توافقنامه چیست که عده‌ای از مغایرت تحریم‌های جدید با آن سخن می‌گویند!؟ اصلا توافقنامه ذی‌روح است!؟ در یک جمله و با استناد به سخنان مسئولان دیپلماسی کشورمان «اعتمادسازی» نقطه ثقل و به اصطلاح روح توافقنامه است. یعنی قرار بوده که در پایان شش ماه اجرای توافقنامه، طرفین، اعتماد نسبی به هم پیدا کنند و در اثر اجرای دقیق و بدون تردید این توافقنامه و جلب اعتمادها، گام‌های بعدی برداشته شود. ایران به گواهی اظهارات مقامات غربی و آژانس، به تمامی تعهدات خود عمل کرده و هرچه قرار بوده انجام بدهیم، با صدق و اخلاص انجام داده‌ایم، از اکسید کردن و تعطیل کردن و تعلیق کردن تا تعهدات نانوشته و اجرا شده دیگر! آنها هم تنها به بخشی از تعهدات بسیار اندک و کم‌ارزششان- در مقابل تعهدات وسیع و بسیار بسیار گرانقیمت ما- عمل کردند. بنابراین باید اعتمادشان جلب می‌شد. اگر چنین است پس تحریم‌ها و تهدیدهای جدید چه معنی دارد؟ در این مدت چه می‌خواسته‌اند که به آن نرسیده‌اند؟ و اگر بگویند هنوز اعتمادشان حاصل نشده، سوال مهم این است که کی و کجا این اعتماد حاصل می‌شود؟ اگر آنگونه که آمریکایی‌ها می‌گویند 20 سال زمان لازم است تا اعتماد آنها جلب شود و پس از آن تحریم‌ها - آنهم احتمالا - رفع شود، باید باز هم فقط از روح توافقنامه سخن گفت!؟

7- تيم هسته‌اي ايران تلاش دارد تا بلکه بتواند داستان هزار و يک شب بحران بين‌المللي هسته‌اي ايران را به سرانجامي برساند. اکنون بيش از ده سال است که از آغاز اين بحران مي‌گذرد. در اين مدت 4 دولت عوض شده‌اند. 4 تيم مذاکره‌کننده تغيير کرده‌اند و حداقل سه بار سياست، سمت‌گيري و گونه بازي ايران تغيير کرده است. در مورد طرف مقابل نيز اگرچه به علت تعدد مذاکره‌کنندگان نمي‌توان به صراحت از اين تغييرات سخن گفت، اما به وضوح تغييرات فراوان را مي‌توان در سياست‌ها با تغيير در ترکيب سياستمداران کشورهاي طرف مذاکره ديد. اما چرا پس از اين همه تغييرات، هنوز اين مذاکرات در فضايي از اما و اگر و ابهام و ترديد در حال انجام است؟ علت تا اين حد به درازا کشيدن بحران و بيم و اميد کنوني را بايد در اين ديد که ما با دشمن در حال مذاکره هستيم. در اين نکته طنزي تلخ نهفته است. زيرا با دشمن مذاکره کردن بي معناست مگر در موضوع صلح يا آتش‌بس. دشمن از جنس جنگ و نابودي است. دشمن از جنس بازي با حاصل جمع صفر است. دشمن از جنس مرگ است. با دشمن اگر مذاکره‌اي به منظور پايان دشمني شود، به صلحي ختم خواهد شد که ديگر دشمني را بي‌معنا مي‌کند و او ديگر دشمن نيست و اگر براي آتش‌بس باشد، تنها تيغ‌ها را در نيام فرو خواهد کرد تا ديگر باره دراولين فرصت از نيام خارج و از رو بسته شوند. جنس مذاکرات هسته‌اي ايران نيز از جنس صلح و دوستي نبوده و تنها براي آتش‌بس بوده است. اگر اين مذاکرات در بهترين حالت خود به نتيجه‌اي منجر شود که سند نهايي ازآن بيرون بيايد، به آتش‌بسي منجر خواهد شد، که بازدربهترين حالت دشمني را شايد براي مدتي به تعويق بيندازد و ديري نخواهد گذشت که يا بر سر همين موضوع يا موضوعي ديگر دو طرف در برابر هم قد علم خواهند کرد.

8- اين نکته بايد مورد توجه باشد که تمام ادعاي آمريکايي ها اين است که ايران حاضر نيست اقداماتي براي اثبات صلح آميز بودن فعاليت هايش انجام دهد، کساني که اطلاع اندکي از روند مذاکرات يازده ساله دارند مي دانند اين ادعا تا چه حد خلاف واقع است اما مسئولين ايراني بايد بدانند که واقعيت اين است که نه تنها بسياري ازمردم دنيا بلکه اکثرمسئولان کشورهاي دنيا ازاين سابقه اطلاع چنداني ندارند وايران به دليل ضعف ديپلماسي عمومي دردوره هاي قبلي وپرده پوشي هاي تا حدي لازم آقاي ظريف،اين اطلاعات اعتمادآور را به آن ها منتقل نکرده است.

9-از نقايص مهمي که مي توان در تيم هسته اي فعلي برشمرد خط کشيدن بر کليت آنچه تا پيش از اين در پرونده هسته اي ايران وجود داشته است و استفاده نکردن از دستاوردهاي فعاليت هاي آنان از انتقادات مهمي است که مي توان به تيم فعلي وارد دانست در اين زمينه نيز تيم هسته اي ايران در بازگشت به گذشته دستي پر براي اثبات حقانيت ايران و زياده خواهي آمريکا دارد. آقاي ظريف بايد به دقت و حتي با ذکر جزئيات ليستي از اعتمادسازي هاي ايران و عدم همکاري هاي آمريکا را ارائه کند و به اين دليل که اين موارد مربوط به رفتارهاي عملي گذشته بوده، براي هر کارشناس منصفي روشنگر و قانع کننده است. مجال زيادي براي برشمردن و بازکردن همه مصاديق اين موضوع وجود ندارد اما اجازه دهيد چند تا ازآن ها را ارائه کنيم اهميت و تاثيرگذاري اين مصاديق در آن است که همگي توافقنامه هايي رسمي هستند که ايران آن ها را امضا کرده است و طرف مقابل يا با آن ها مخالفت کرده است يا درباره آن ها بدعهدي .

10- بي‌اعتمادي عميقي که ميان ايران و غرب به وجود آمده علي‌رغم تلاش دولت روحاني در طي يک سال گذشته، چندان کاهش نيافته، بلکه تنها انتظارات طرف غربي از عمق به سطح آمده و بيان شده است چون در دوره احمدي‌نژاد اصولا مذاکره‌اي جدي با غرب وجود نداشت. در کنار اين واقعيت، بايد اذعان کرد که در حال حاضراوبامابسيارعلاقمنداست که موافقتنامه جامع به امضابرسدزيرا وي دردوره دوم رياست جمهوري‌اش به مردم آمريکا قول داده که تلاش مي‌کند سه مشکلي را که آمريکا در خاورميانه با آن روبرو است و به زعم آنها مساله هسته‌اي ايران يکي از آنهاست- حل کند؛ ولي هنوزهيچ موفقيتي دراين خصوص به دست نياورده و اين باعث نارضايتي طرفداران اوبامادرجامعه آمريکا شده است. ازطرف ديگر انتخابات کنگره آمريکا هم در پيش است و اوباما به برگ برنده‌اي براي پيروزي دموکرات‌ها در اين مجلس نياز دارد.با اين وصف مي‌توان گفت که در صورت انعطاف دو طرف و امضاي موافقتنامه جامع بين ايران و غرب، وضعيت برد- برد شکل مي‌گيرد و همين اميدواري‌ها را براي رسيدن به اين وضعيت بيشتر مي‌کند.

جان كلام :

با این اوصاف به تاکید باید گفت مسیرحل حقوقی وفنی اختلاف با مسیر انحرافی که القا می‌شود کاملا متفاوت است. صرف نظراز اینکه دارندگان وکاربران تسلیحات کشتارجمعی حق اظهارنگرانی ندارند- واین را همواره باید با تاکید گفت- تضمین سلامت برنامه هسته‌ای ایران و عدم انحراف آن مسیر حقوقی و فنی مشخصی دارد و این تضمین نمی‌تواند هیچ ارتباطی به بازی‌های انحرافی نظیر تعلیق، فریز، کاهش حجم و سطح غنی‌سازی و افزایش به اصطلاح زمان ‌بریک آوت (گریز هسته‌ای) داشته باشد. چگونه است که آمریکا حق داشته در طول سال‌های گذشته ایران را به بمباران تاسیسات هسته‌ای تهدید کند اما مثلا ایران حق نداشته برای مصونیت، تاسیسات فردورا زیرزمین بسازد، حتی اگراین تاسیسات تحت نظارت آژانس فعالیت کند؟!ما بدعهدی و گروگان‌گیری‌های غرب را درعدم پرداخت حق‌السهم 10 درصدی ایران ازیورودیف فرانسه، ساخت نیروگاه بوشهروتامین سوخت 20 درصد راکتور تهران به تکرارآزموده‌ایم و بنابراین هیچ دلیلی ندارد توانایی ملی خودکفا برای تامین نیازهای خود را بلوکه کنیم و دست نیاز به سوی دولت‌های خبیثی بگشاییم که تحریم و فشار و زورگویی و باج‌خواهی، اخلاق تغییرناپذیر آنهاست.

 

پنجشنبه : 1393/6/27- 22شوال1435- 18سپتامبر2014

 

دوران دفاع مقدس ؛ دوران تلخي ها وشيريني ها - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۶:۳۸ بعد از ظهر

دوران دفاع مقدس ؛ دوران تلخي ها وشيريني ها                    

اسدالله افشار

يكم) تجاوز عراق به ایران که در۳۱ شهریور ۱۳۵۹(سپتامبر ۱۹۸۰)، آغاز شد و به مدت ۸ سال ادامه یافت، طولانی ترین و بی سابقه ترین جنگ متعارف قرن حاضر به شمار می رود، چرا که جنگ جهانی اول و دوم مدتی کمتر از هشت سال ادامه یافتند و جنگ های دیگر، مانند جنگ ویتنام شمالی و جنوبی نیز به عنوان یک جنگ متعارف همانند جنگ ایران و عراق شناخته نشده است. تاریخ از هشت سال جنگ برای ایران، شرف و آزادگی و مقاومت و ایمان به خدا را در صفحات خود ثبت کرد، اما از متجاوز و متحدان او که طی هشت سال او را یاری و تشویق کردند، جز به زشتی یاد نخواهد کرد.

دوم)31شهریور 1359 با حمله هوایی عراق به چند فرودگاه ایران و تعرض زمینی همزمان ارتش بعث به شهرهای غرب و جنوب ایران، جنگ 8 ساله حکومت صدام حسین علیه ایران آغاز شد. این جنگ 19 ماه پس از پیروزی انقلاب اسلامی و چند روز پس از آن اتفاق افتاد که صدام پیمان الجزایر را در برابر دوربین‌های تلویزیون بغداد پاره کرد. صدام در نطقی با تأکید بر مالکیت مطلق کشورش بر اروند رود (که وی آن را شط‌العرب نامید) و ادعای تعلق جزایر ایران به «اعراب» جنگ را در زمین، هوا و دریا علیه ایران آغاز کرد. این جنگ در حالی شروع شد که مردم ایران دوران نقاهت پس از انقلاب را می‌گذراندند و طبعاً به بازسازی کشور و آرامش و سازندگی می‌اندیشیدند.

سوم)براي همه دنيا واضح و روشن بود كه اين جنگ هدفي جز براندازي نظام جمهوري اسلامي‌ايران نداشت.همه اميد وآرزوي استكبار جهاني در پيروزيهاي صدام نهفته بود، تا شايد توسط اين ابله بتواند انقلاب و نظام نو پا را به تسليم وادارد. مثل هميشه لطف وعنايت خداوندي شامل ملت مظلوم ومسلمان ايران شد وتوطئه‌اي كه براي براندازي اعتقادات وارزشهاي اين ملت طراحي شده بود، باعث محكمتر شدن پايه‌هاي نظام اوو تزلزل در اركان كفر گرديد. ملت مسلمان وشجاع ايران با تأسي به ائمه هديٰ و تبعيت از رهبري آگاه ونترس، يكپارچه بپا خاستند و اسلحه بدست گرفتند.

چهارم)  استكبار جهانی علی رغم تصور تئوریسینهای اطلاعاتی و امنیتی خویش شاهد انفجار نور در ظلمتكده پرازستم زیرسلطه خویش بود وظهور و گسترش این پدیده آخرقرن بیستم را تهدیدی جدی علیه نظم استكباری موجود میدید پس تلاشهای گستردهای را جهت انهدام آن آغاز نمود واهداف ذیل را در مقاصد شوم خود علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی دنبال میكرد:

1. انهدام و نابودی انقلاب اسلامی. 2. محدود کردن انقلاب اسلامی در داخل قلمرو سرزمینی و مرزهای ایران. 3. بهره از جنگ تحمیلی به عنوان اهرم فشاری در جهت حل مسئله گروگانهای لانه جاسوسی.4. تضعیف و در نهایت نابودی توان و نیروهای نظامی دو كشور ایران و عراق. 5. مصون نگه داشتن حكام مرتجع منطقه و رژیمهای وابسته از گزند جنبشهای رهایی بخش كه از انقلاب اسلامی الهام میگیرند.6. عملیات روانی و انحراف افكار عمومی از مسئله اعراب و اسراییل تا رژیم اشغالگر قدس به مقاصد شوم خود جامه عمل بپوشاند. 7. بهره گیری از احساسات ناسیونالیستی طرح احساسات قومی و مذهبی و عرب و عجم و تحریك ملل اسلامی عرب علیه انقلاب اسلامی.

ناگفته نماند كه پیروزی انقلاب اسلامی ایران ضمن خدشهدار نمودن حیثیت و اعتبار آمریكا و آشكار ساختن قدرت پوشالی، منافع آمریكا در اقصی نقاط جهان و بخصوص حاشیه خلیج فارس را مورد تهدید قرار داد و با قطع شیرهای نفتی، ایران به سوی غرب به ویژه آمریكا و بیكاری بیش از صدهزار نفر از اتباع آمریكایی در ایران و از دست دادن بهترین بازار مصرف اجناس آمریكایی در ایران اقتصاد سرمایهداری آمریكا را با معضلاتی مواجه ساخت.

پنجم) همه می‌دانند که این جنگ، جنگ دو ملت و ستیز دو قوم عرب و ایران نبود، جنگ ارضی و مرزی نبود، بلکه همه پوشش توجیهی نظام سلطه برای تحمیل جنگ بود. صدام بهانه‌ای بیش نبود. صدام خلط کثیف در زباله‌دان تاریخ بود و مأموریتش ننگین‌تر و خبیث‌تر از هیتلر و وقیح‌تر از همه جانیان بشریت بود.

در دفاع مقدس، مسلمان، یهودی و مسیحی و زرتشتی، شیعه و سنی همه در حفظ ایران کوشیدند و شهیدان گوهر‌های همیشه ماندگار ایران شدند. وای شهیدان شما هستید و می‌مانید ورمز ماندگاری ایرانید. شما همیشه چون آفتاب گرما بخش وحدت ملت ایران می‌درخشید. نام و یاد شما، امید می‌آفریند و امنیت ثبات این سرزمین را در بر دارد.

ششم)هشت سال كشور مظلوم و تواناي ايران در آتش وخون رقصيد و جوانانش به همه دنيا حالي كردند كه هر دستي به قصد تعدي به سمت اين مرز و بوم دراز شود، قطع خواهد شد. هشت سال سراسر نيرو ، مقاومت وحماسه و هشت سالي كه بي‌شك در تاريخ اين سرزمين بياد ماندنيست و نه زرين برگ كه خونين‌ترين است. هيچ دستي،هيچ قدرتي وهيچ عاملي قادر نيست اين دوران خدايي را از تاريخ اين ملت پاك كند.اگر كسي قادربود آفتاب راازگنبدكبود حذف كند،آنگاه خواهد توانست دوران شهامت،شجاعت ورشادت دفاع مقدس را از تاريخ اين مرز وبوم حذف نمايد. در هر جاي اين كره خاكي،آزاده‌اي نفس مي‌كشد ،بدون شك جوانمرديها وشهادت طلبيهاي مردان وزنان غيور ايراني را در سينه زنده نگه خواهد داشت.در دوران دفاع مقدس، معنويات چون اقيانوسي عظيم در ميان ملت وخصوصاً جبهه‌ها موج مي‌زند و نغمه‌هاي الهي لحظه‌اي از وزيدن باز نايستادند. هشت سال دفاع مقدس خداوند كريم لحظه‌اي عنايتش را از ملت ايران دريغ نكرد. محبت و برادري را در ميان ملت افزوده كرد ورشد وآگاهي وتوان رزمي‌و خودباوري را درميان ملت موحد ما متبلور ساخت .

هفتم) جنگ با تمام فراز و فرودهای فراوانی که در طول هشت سال دفاع مقدس داشت . به اتش بس ختم شد . این آتش بس در هاله ای از ابهام قراردارد. تکلیف بندهای قعطنامه ۵۹۸ چه شد.؟ کدام یک از بندهای قعطنامه بطوری جدی پیگیری شد. این دفاع مقدس ازشروع تهاجم دشمن تا مقاومت و تنبيه متجاوز های در طول هشت سال بیش از ۹۰ عملیات کوچک وبزرگ را در خود جای داده است.تلخی ها وشیرنی های بسیاری را در یاد ها زنده می کند.هر چند شروع جنگ تلخ بود. اما این تلخی شیرینی را به این مردم هدیه داد که در حالت عادی برای رسیدن به آنها باید قرنها تلاش کرد.

جان كلام :

ای شهیدان ،ای آموزگاران درس ایثار و گذشت ، شمامظلومید ؛ ازاین جهت که نسل‌های این سرزمین با مجاهدت‌های شما هنوزآمیخته وآموخته نشده‌اند وهنوز نمی‌دانند چگونه پدرانشان صحنه گردانان درس آزادی واستقلال ایران بوده‌اند.آنها نمی‌دانند شمادليران چه‌هاکرده اید. گذرزمان تلخی ایام و یاد یادآوران همان همرزمان نیز، شما را فراموش کرده اند و این فراموشی‌ها درد ایران ماست.‏ و درد و دریغ از ما که در بیان مجاهدت‌های شما نیز، ملاحظه می‌کنند!هنوز قلم‌ها وهنر‌ها دربه تصویر کشاندن رزم شما مستأصل هست. بگذارید صادقانه بگویم شما فخراین ملت هستید و برشبستان این سرزمین با خون نوشته‌اند هرکس دراین سرزمین پای مینهد با وضووارد شود که جای جای این سرزمین ازخون مقدس فرزندان ایران، سیراب است.‏

 

پنجشنبه : 27/6/1393- 22شوال1435- 18سپتامبر2014

شكست سيا ست‌هاي جنگ‌افروزانه بوش و اوباماي درجهان - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۱:۴۱ قبل از ظهر

 تحليلي بر طرح ائتلاف جهانی علیه گروه‌های تروریستی در سوریه و عراق

شكست سيا ست‌هاي جنگ‌افروزانه بوش و اوباماي درجهان          

اسدالله افشار

سردمداران كاخ سفيد پس از حوادث يازدهم سپتامبر سال 2001 با طمطراق فراوان وعده داده بودند كه با لشكركشي به خاورميانه، قادرند ريشه تروريسم رابراي هميشه خشك كرده و نظم دلخواه را در نظام بين‌المللي برقرار سازند و به همين دليل حمله نظامي به افغانستان و عراق و اشغال اين دو كشور را آغاز كردند تا ضمن مقابله با تروريسم كه به اعتقاد تئوريسين‌هاي پنتاگون از اين دو كشور نشأت مي‌گرفت، نظام‌هاي مطلوب را در خاورميانه با حضور نظاميان آمريكايي پايه‌گذاري كنند. از همين رو بود كه وزير خارجه وقت آمريكا مدعي شد "ما نظامي پيشرفته و جامعه‌اي ايده‌آل در افغانستان پايه‌گذاري كرده و با نظارت مستقيم خود، ژاپني دوم را در آسيا ايجاد خواهيم كرد!" ولي امروز پس از 13 سال سرمايه‌گذاري هنگفت نظامي، مالي، سياسي، اقتصادي و حيثيتي آمريكا شاهد هستيم كه ريشه تروريسم در جهان نه تنها خشكانده نشده بلكه در خاورميانه و دركشورهايي هم كه آمريكا در آنها حضور مستقيم و يا غيرمستقيم دارد، فعاليت تروريسم از گذشته قوي‌تر و بيشتر شده و عملاً سياست‌هاي جنگ‌افروزانه بوش و اوباماي مدعي ايجاد تغيير در جهان به شكست انجاميده است.

در سالگرد فاجعه ۱۱سپتامبر، اوباما رئیس‌جمهوری آمریکا تروریسم را خطر بزرگ بین‌المللی خواند. اعلام طرح ائتلاف جهانی علیه گروه‌های تروریستی در سوریه و عراق محور اصلی سخنرانی رئیس‌جمهوری آمریکا بود و اوباما دستور بمباران‌های هوایی مراکز داعش و النصره در سوریه و عراق را صادر کرد.اوباما گفت انهدام گروه‌های تروریستی در عراق و سوریه و در دیگر کشورها، زمان‌بر و طولانی خواهد بود. همزمان با سخنرانی رئیس‌جمهوری آمریکا، جان‌کری وزیرخارجه اوباما به خاورمیانه آمد، در عراق با آقای عبادی نخست‌وزیر جدید این کشور ملاقات و گفتگو کرده و از عربستان، قطر و چند کشور دیگر عربی نیز برای بررسی طرح تشکیل جبهه مشترک علیه داعش دیدار کرده است. «اوباما» در سخنرانی‌اش گفت دولت بشار اسد وجاهت قانونی ندارد و بدون هماهنگی با دولت سوریه، حملات‌هوایی را در خاک آن کشور علیه داعش و النصره انجام خواهد داد.

پوتین، رئیس‌جمهوری روسیه ضمن اعتراض به سخنان اوباما درباره دولت سوریه، اجرای هر حمله هوایی بدون هماهنگی با دولت این کشور را خطرناک و نقض آشکار قوانین بین‌المللی خواند. درباره همکاری با ایران، اوباما ترجیح داد تادرسخنرانی خود سکوت کند.امّا وزیرخارجه آمریکا درعراق گفت جمهوری‌اسلامی ایران علیه گروه‌های تروریستی درعراق و سوریه است وبا کُردها وارتش عراق برای سرکوب داعش همکاری می‌کند!

درخصوص مواضع مذكورآمريكا ؛ نكات قابل تأملي وجود دارد كه درذيل به آنها اشاره مي گردد :

1- داعش دشمنی است که این روزها سبب ائتلاف کشورهای منطقه و جهان شده است. ائتلافی که به زعم کارشناسان در پس آن ائتلافی دیگر با اهداف دیگری نهفته است. پس از انتشار تصاویر ذبح دو آمریکایی به دست داعش، کاخ سفید دست به کار شد و طی اجلاس سالانه ناتو برنامه‌ریزی برای مقابله هماهنگ با داعش طرح ریزی کرد. پس از آن بود که ائتلافی بین المللی در این زمینه میان کشورهای عضو ناتو و حکومت‌های عربی با عنوان« ائتلاف نابودی داعش» بوجودآمداما بدون حضوردوکشورقدرتمند منطقه یعنی ایران و ترکیه!

2- کارشناسان بین‌المللی بیان می کنند که آمریکا در مقابله با داعش استراتژی مشخصی ندارد و از سوی دیگر این ائتلاف برای سامان دادن به اوضاع مغشوش و ترمیم شکست‌های گذشته آمریکا در خاورمیانه است. کشورهای عربی مانند عربستان سعودی و قطر نیز که پیش از اینها در حمایت لجستگی و مالی از داعش سهم بسزای داشته‌اند حالا با توجه به شکست‌هایی که از محور مقاومت خورده‌اند در پی ترمیم جایگاه خود هستند و این ائتلاف هم موقعیت مناسبی برای احیا دوباره آنهاست. این درحالی است که کارشناسان مطرح می‌کنند تنها بستن منافذ کمک‌های مالی از داعش مهمترین عامل برای تضعیف این گروهک تروریستی است.

3- استراتژي اعلام شده از سوي رئيس جمهوري آمريكا تناقض‌هاي بسياري را در خود گنجانده و چيز جديدي براي گفتن نداشت. در قطعنامه 2170 شوراي امنيت بر رويارويي با تمامي گروه‌هاي تروريستي در سوريه تاكيد شده بود كه واشنگتن تنها نام داعش را از اين قطعنامه بيرون كشيده و مدعي مبارزه با آن است. مبارزه با تروريسم بايد به شكلي غير از آنچه كه اوباما اعلام كرد انجام شود. مبارزه با تروريسم از آن سوي آبها و با حملات هوايي محقق نمي‌شود؛ جنگ با تروريسم بايد به وسيله كساني انجام شود كه با تمام وجود اين پديده شوم را درك كرده‌اند و از آن آسيب ديده‌اند.

4- در پي تاكيد اوباما بر كشاندن حملات هوايي عليه داعش به خاك سوريه، مسئولان اين كشور اعلام كردند هرگونه اقدام نظامي آمريكا عليه داعش در خاك سوريه و بدون اجازه دمشق را حمله عليه خود تلقي مي‌كنند.علي حيدر، وزير آشتي ملي سوريه در واكنش به اظهارات اخير باراك اوباما، رئيس‌جمهوري آمريكا گفت: هرگونه حمله به داعش در خاك سوريه و بدون موافقت دمشق حمله به سوريه محسوب مي‌شود و دمشق حق پاسخ گفتن به آن را براي خود محفوظ مي‌دارد. وي گفت: رويارويي با داعش و ديگر گروه‌هاي تروريستي در سوريه بايد با همكاري و هماهنگي با دولت دمشق انجام شود.وليد المعلم، وزير خارجه سوريه نيز در اين باره گفت: مبارزه با تروريسم اولويتي است كه در سوريه تنها ملت اين كشور مي‌توانند درخصوص آن تصميم‌گيري كنند. تنها سوري‌ها هستند كه حق دارند درباره آينده، رئيس جمهور و نوع حكومت خود تصميم‌گيري كنند.

5-  در حاليکه اوباما از راهبردش براي «تنبيه و تخريب» داعش سخن مي‌گويد، اميدوار است که از نفرت گسترده ضد داعش در خاورميانه به عنوان سرمايه استفاده کند. اما اوباما در متقاعد کردن رهبراني که نسبت به آمادگي کاخ سفيد براي عملي کردن وعده‌هاي اخيرپيرامون عراق وسوريه ترديد دارند با چالشي دلهره‌آورمواجه است. بنا برشنيده‌ها ، اوباما آماده بسط حملات هوايي آمريکا ،که ازماه گذشته به توقف پيشروي معارضان سني در عراق کمک کرده است، به سوريه مي‌باشد. اما تحليلگران مي‌گويند که سابقه رفتار ناپايدار و توأم با بي‌ميلي آمريکا در قبال ورود به جنگ داخلي سوريه، متحدانش همچون ترکيه، اردن، قطر و عربستان را، که همگي مخالف بشار اسد هستند، نگران و سردرگم کرده است.

6- پروفسور توبي داج، مدير مرکز خاورميانه در دانشکده اقتصاد لندن، مي‌گويد:«وقتي که با تصميم‌گيران ارشد در رياض وامان صحبت مي‌کنيد، ديدن سرخوردگي و بي‌اعتمادي عميق آنان نسبت به دولت اوباما برايتان شوکه کننده است. به علاوه، اين کشورها نه تنها، به طرق مختلف، از معارضان ضد اسد که آمريکا در پي نابودي آنان است حمايت کردند، بلکه از اسلامگراهايي که عامل پيدايش داعش و ساير گروه‌هاي جهادي که اکنون خارج از کنترل آنها هستند نيز پشتيباني نمودند. چنين چيزي هر نوع ائتلاف به رهبري آمريکا را پيچيده مي‌کند. بازيگران منطقه‌اي به ياد دارند که اوباما چگونه اعلام کرد که اسد «بايد برود» اما، با قطع و وصل مکرر حمايتش از مخالفان ميانه‌روي اسد، اقدام کمي براي تحقق آن داشت. آنها خصوصا به اوت سال گذشته اشاره مي‌کنند، هنگامي که ارتش اسد عليه شهروندان سوري از سلاح شيميايي استفاده نمود، رئيس‌جمهور آمريکا به تعهدش نسبت به خط قرمز صريح خودش پايبند نبود. در عوض، توافقي براي تحويل و انهدام سلاح‌هاي شيميايي سوريه صورت گرفت که - در نظر پايتخت‌هاي خاورميانه، حداقل - به قيمت از بين رفتن اعتبار آمريکا تمام شد.

7- كنفرانسي كه رياض روزپنج‌شنبه20شهريورماه 1393- 15شوال1435- در "جده" ميزبان آن بود تا طي آن درباره استراتژي مبارزه با تروريسم در منطقه بحث و تبادل نظر صورت گيرد را تنها بايد توطئه‌اي جديد از سوي سعودي‌ها در حمايت از تروريسم در عراق و سوريه دانست.همانگونه كه انتظار مي‌رفت، كنفرانس جده برگزار شد، در حالي‌كه نتوانست به سوالات بسيار مهم پاسخ شفاف و روشن بدهد، از جمله اينكه ميزان جديت شركت كنندگان در اين كنفرانس براي مبارزه با داعش در راستاي عدم مشاركت كشورهاي مهم و تاثير‌گذاري همانند روسيه و ايران و سوريه تا چه اندازه است؟دوم اينكه آيا آمريكا تلاش مي‌كند، شوراي امنيت را دور بزند تا پوششي بين‌المللي - منطقه‌اي محدود و متشكل از 11 كشور عليه داعش تشكيل دهد، يا پا را فراتر از آن خواهد نهاد؟ بيانيه صادره توسط كنفرانس اين آزادي را به كشورهاي شركت‌كننده در كنفرانس مي‌دهد، تا در اقدامات نظامي عليه داعش مشاركت نداشته باشند، همانگونه كه كناره‌گيري تركيه از تدوين بيانيه و امضاي آن نشان دهنده متزلزل بودن عزم برخي ازكشورهاي حاضر در كنفرانس در رويارويي با داعش و عدم جديت آنها در اين امر است.اما سوال مهم‌تر آن است كه آيا كشورهايي همچون آمريكا و عربستان كه به حمايت‌هاي خود از تروريسم در سراسر نقاط جهان ازجمله منطقه خاورميانه و كشورهايي مانند عراق وسوريه معروف هستند،تا چه اندازه در خشكاندن منابع مالي حمايت‌كننده از داعش جدي مي‌باشند، در حالي‌كه اين منابع براي آنها كاملا شناخته شده هستند.شركت‌كنندگان در نشست "ضدتروريسم" جده در پايان اين كنفرانس بيانيه مشتركي صادر كردند. بر اساس اين بيانيه، كشورهاي عضو شوراي همكاري خليج فارس همراه با عراق، اردن و لبنان، تعهد خود بر حمايت از ائتلاف مدنظر آمريكا براي مبارزه با داعش را اعلام كرده‌اند. در اين بيانيه‌اي اشاره‌اي به نام تركيه نشده است.شركت‌كنندگان همچنين بر تعهد خود نسبت به اجراي قطعنامه 2170 شوراي امنيت سازمان ملل متحد و همچنين قطعنامه 7804 اتحاديه عرب براي جلوگيري از ورود جنگجويان خارجي به عراق از طريق كشورهاي همسايه تأكيد كردند.تركيه يكي از حاميان داعش و مبادي اصلي ورود تروريست‌هاي خارجي به سوريه و سپس عراق است و به همين دليل از امضاي بيانيه مشترك خودداري كرد.نمايندگان كشورهاي شركت‌كننده در نشست جده موافقت كردند كه به سهم خود در مبارزه همه‌جانبه با داعش نقش‌آفريني كنند، اين سهم "جلوگيري از جريان ورود جنگجويان خارجي از طريق كشورهاي همسايه عراق و سوريه، مقابله با تأمين مالي داعش و ديگر گروه‌هاي تندرو، رد ايدئولوژي نفرت‌آور اين گروه‌ها، پايان دادن به مصونيت مرتكبين اين اقدامات تروريستي و تحويلشان به مراجع قضايي، كمك به تلاش‌هاي انسان‌دوستانه، همياري در مسير بازسازي جوامع تأثيرپذيرفته از اقدامات وحشيانه داعش، پشتيباني مناسب از كشورهايي كه در معرض حادترين تهديدات داعش هستند و پيوستن به يكي از زواياي چندگانه اقدام هماهنگ نظامي عليه داعش" را شامل مي‌شود.

8- تحليلگران آگاه سياسي معتقدند ؛ حضور نداشتن ایران در ائتلافی که ایالات متحده به‌عنوان سردمدارآن، از عضویت 40کشور درآن سخن گفته است،امری قابل پیش‌بینی بود.به ‌هرحال آمریکا و برخی کشورهای حاضردرائتلاف ، علاقه‌مند به رسميت ‌بخشی به نقش و جایگاه ایران آن هم درآستانه مذاکرات حساس هسته‌ای نیویورک نیستند.این امرنوعی عقب‌نشینی ازسوی ایالات‌متحده تلقی می‌شد وطبیعتا طراحان سیاست خارجی والبته برخی متحدان منطقه‌ای آمریکا، علاقه‌مند به حضور ایران در چنین ائتلافی نبوده و نیستند.

اگرچه اوباما هفته گذشته درسخنان مهمی ، مشکل اعراب سنی را نه ایران شیعه ، که تروریست‌های سلفی دانسته بود اما هنوز فضا برای همکاری‌هایی از این‌دست میان ایران و آمریکا مهیا نیست. از سوی دیگر، ایران نیز بارها اعلام کرده بود حاضر نیست در چنین ائتلاف‌هایی شرکت کند، چراکه به نیت تشکیل‌دهندگان آن، مواضع دوگانه در قبال سلفی- تکفیری‌ها و میزان جدی‌بودن در مبارزه با «داعش» تردید دارد. ایران یادآور شده بود از حاکمیت ملی عراق حمایت خواهد کرد و کمک‌های لازم را در اختیار دولت منتخب این کشور قرار خواهد داد و این نقش سازنده را وظیفه خود دانسته و نیازی به بیش از آن ندارد.

9- برخي ديگراز كارشناسان امور بين الملل براين باورندكه ؛ اعراب منطقه دست از سر عراق بر مي دارند، داعش را که به باشگاه آموزش تروريسم ويژه شهروندان غربي تبديل شده، آرام مي کنند و در ازاي همه اين ها آمريکا در سوريه به آن ها کمک مي کند تا ارتش سوريه را هدف هجمه جديد قرار دهند.بنابراين از اين پس آمريکا براي مبارزه با افراطي گري در عراق، از افراطي گري در سوريه حمايت مي کند! آمريکايي ها پوشش ديپلماتيک اين عمليات را به اسم مبارزه با داعش فراهم مي کنند و اعراب منطقه پشتيباني لجستيک عمليات را بر عهده مي گيرند. به هر حال همه اين منابعي که تا به امروز خرج داعش مي شده، مي تواند از اين پس خرج جبهه النصره و کتائب احرارالشام وديگر گروه هايي ازاين دست بشود. اين گروه هاي تروريستي تنها تفاوت شان با گروه داعش، در نام و عنوان شان است. بر همين اساس است که عربستان سعودي فقط چند ساعت پس از اعلام تشکيل ائتلاف آمريکا با 10 کشور عربي منطقه، علنا اعلام مي کند که اردوگاه هاي آموزش و تجهيز نيروهاي نظامي مخالف بشار اسد را تاسيس مي کند. آمريکا نيز صراحتا اعلام کرده است که نبرد نيابتي عليه داعش در عراق به عهده ارتش عراق و در سوريه به گروه هاي مسلح مخالف بشار اسد سپرده شده است.

10- بررسی نقشه راه امریکا وتحلیل سیاسی اظهارات اخیر باراک اوباما رئیس جمهوری امریکا در مورد استراتژی این کشور برای مبارزه با تروریسم، نشان می‌دهد هدف از این ائتلاف مقابله با گروهک داعش نیست، بلکه سرنگونی دولت سوریه است. از آنجا که امریکا، غرب و همپیمانان منطقه‌ای امریکا در طول 40 ماهی که از بحران سوریه می‌گذرد نتوانستند از رهگذر تصویب یک قطعنامه در شورای امنیت، سوریه را تحت بند 7 قرار دهند، لذا شیوه به ظاهر مشروعی را برای حمله به سوریه اتخاذ کردند.در طول این مدت امریکا، انگلیس و فرانسه تحت تأثیر فشارهای عربستان و قطر پیش نویس قطعنامه‌ای را تسلیم شورای امنیت کردند که به موجب آن سوریه تحت بند 7 منشور سازمان ملل قرار گیرد اما روسیه و چین این قطعنامه‌ها را وتو کردند. هدف نهایی امریکا و غرب این است که بدون مراجعه به شورای امنیت و با استفاده از ارتش‌های منطقه‌ای به بهانه سرکوب داعش و جبهه النصره بطور موازی به مقابله با ارتش سوریه بپردازند.در واقع همان ائتلافی که در مورد معمر قذافی دیکتاتور سابق لیبی صورت گرفت و ناتو و چند کشور عربی برای سرنگونی دولت قذافی به مراکز نظامی لیبی حمله کردند، چنین سناریویی نیز برای سوریه تعریف شده است.

11- طرح آمريکايي با مشخص کردن نقش کشورها اهداف خود را به پيش مي‌برد از جمله اينکه تامين هزينه جنگ و ارسال مهمات براي نبرد با داعش به کشورهاي مختلف سپرده مي‌شود، درواقع اين جنگ‌ها براي آمريکا و ناتو حکم يک معامله پرسود را دارد تجارتي که بايد تا مي‌توان از آن سود برد.آيا براي آزادسازي کويت از دست نيروهاي عراقي ميلياردها دلار پرداخت نکردند؟ و بار ديگر براي تخريب عراق که در سال 2003 و بازگشايي مناطق مختلف و تهيه آب و غذا براي ارتش ميلياردها دلار ديگر ندادند؟

گفته مي‌شود که کشورهاي عرب حوزه خليج‌فارس در اين جنگ‌ها بيش‌از 140 ميليارد دلار هزينه کردند. البته که اين موضوع به عراق خلاصه نمي‌شود و ميلياردها دلار براي تخريب ليبي به ناتو پرداخت کردند. هم‌چنين در سوريه،‌ کشورهاي عربستان، قطر و امارات تا کنون نزديک به 40 ميليارد دلار براي حمايت نظامي و مالي از گروهک‌هاي تروريستي هزينه کرده‌اند.ممکن است اين سوال مطرح شود که اين هزينه‌هاي ميلياردي کجا رفته است؟ پاسخ اين است که اين مبالغ براي پيشرفت و تجهيز ناتو، تضمين چرخه توليدات کارخانه‌هاي اسلحه‌سازي و صنعتي آمريکا و ديگر کشورهاي غربي خرج شده است.وضعيت فعلي در اين پيمان هم تغيير چنداني نکرده است. آمريکا و ناتو هنوز هم کشورهاي سوريه، ايران و روسيه را از اين پيمان جدا کرده‌اند. موضوعي که هرتحليل‌گرسياسي آن را يک اشتباه آشکارتلقي مي‌کند چرا که حذف اين کشورها به معناي ادامه و گسترش خطرات و تهديدات تروريسم در منطقه است. وشايد بهتراست بگوييم كه اين نيز نوعي كلاهبرداري شيادانه آمريكائيان باهم پيمانانشان تحت عنوان«طرح ائتلاف جهانی علیه گروه‌های تروریستی در سوریه و عراق » مي باشد .

 

 

يكشنبه : 1393/6/23- 18شوال1435- 14سپتامبر2014

 

 

 

 

باج گيري داعش وآمريكا ازدولت وملت عراق - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۴:۴۲ بعد از ظهر

باج گيري داعش وآمريكا ازدولت وملت عراق                    

اسدالله افشار

تحليلگران معتقدند ؛ همزمان با حضور تروریست‌های تکفیری در سوریه و عراق، نظام سلطه و به خصوص رژیم ایالات متحده آمریکا با نادیده انگاشتن جنایات این گروه‌ها و پرهیزازتروریست نامیدن آنها ، ازالفاظی چون مخالفان، انقلابیون و... برای نام بردن از این گروه‌ها استفاده نموده و یکی از مهم‌ترین مسایلی که مطرح می‌ساختند این دروغ بزرگ بود که این گروه‌ها، مسلمانان اهل سنت هستند که به دلیل بی‌توجهی علویان در سوریه و شیعیان در عراق به حقوق ایشان، مجبور به قیام مسلحانه و تلاش جهت احقاق حقوق خود شده‌اند! همین مسئله بهانه‌ای برای تحریم نظام سوریه و تحت فشار قراردادن حکومت عراق برای تشکیل آنچه دولت وحدت ملی و با استفاده از همه جناح‌ها و گروه‌ها خوانده می‌شد، گردید. در این مسیر انواع کمک‌های مالی، اطلاعاتی و تجهیزاتی برای این گروه‌های تروریستی ارسال می‌گردید و حرکت ایشان نیز جنبش آزادیخواه خوانده می‌شد. این حمایت حتی اعدام زنان و کودکان، استفاده از سلاح‌های غیرمتعارف و ممنوعه از جمله تجهیزات شیمیایی، به اسارت گرفتن زنان، تخریب زیرساخت‌ها و اماکن تاریخی توسط این گروه تروریستی را نادیده می‌انگاشت و حتی اشغال موصل و بخش‌هایی از خاک عراق و تهدید و اخراج مسیحیان و دیگر اقلیت‌ها نیز باعث تغییر موضع آمریکا و نظام سلطه نگردید. با این حال حرکت گروهک داعش به سمت منطقه کردستان عراق و تهدید منافع آمریکا باعث شد که به ناگاه این گروهک از یک گروه «استقلال طلب اهل سنت» تبدیل به یک گروه «تروریستی» گردد!

کارشناسان براين باورند ؛ آمریکا در عراق به مخمصه عجیبی گرفتار آمده است. تغییر دولت در عراق از طریق تروریزم وحشی آخرین شانس و ابتکار آمریکا به حساب می‌آید. اگر دولت کنونی عراق از این بحران، سربلند بیرون آید، مسلما دولت عراق به اصلاح «نظم کنونی» و مسامحه‌های خسارت‌باری که دراعمال حق حاکمیتی اکثریت انجام شده، مبادرت می‌ورزد. ارتش عراق قطعا اصلاح جدی خواهد شد و از وضع متفرق کنونی به وضع منسجم تبدیل می‌شود. کما اینکه این اصلاحات جدی، دستگاه امنیتی عراق را نیز دربرخواهد گرفت. این ضمن آنکه موضع دولت در مواجهه با اختلافات داخلی را تقویت کرده و به آن امکان فیصله‌دهندگی می‌دهد، آمریکا و رژیم‌های ترکیه و عربستان را به شدت نگران می‌کند.

ابتلاي جامعه عراق به افراط وتندروي :

کارشناسان و تحلیلگران اعتقاد دارند که جامعه عراق در سالهای اخیر مبتلا به افراط و تندروی شده است که البته ریشه آن را می توان به سیستم سرکوب رژیم بعث و نیز اشغال این کشور توسط ارتش آمریکا مرتبط دانست. عراقی ها خود معتقدند، دسته های کوچک تندرو و اقلیتی بحران ساز در تمامی این سالها عراق را به بازی گرفته اند؛ ناسازگاری در سیاست، نابردباری در فرهنگ و مذهب و سرانجام زیاده خواهی و تمامیت خواهی، خرمنی ازآتش برجامعه عراق افکنده است .این افراط ها وتندروی ها نیز بعضا از خارج عراق تزریق می شود، بطوری که پس از سقوط صدام حسین در۲۰۰۳ میلادی، در شرایطی که ملت و بویژه دولت عراق سرگرم تدارک برای خارج کردن ارتش آمریکا از این کشور بود، پای گروههای تروریستی از خارج کشور به واسطه حمایت برخی از بازیگران منطقه ای به عراق باز شد. ورود القاعده به عراق که با شعار مبارزه با اشغالگران همراه بود، درنهایت به جنگ فرقه ای کشیده شدکه محصول آن قربانی شدن بیش ازیک میلیون شهروند عراقی بود واکنون داعش با حمایت همان دولت های منطقه ای در شمال عراق است .

روند تحولات سيا سي در عراق :

روند تحولات سياسي در عراق به گونه‌اي است كه تحليل‌هاي متفاوتي پيرامون چرايي و آينده آن از سوي كارشناسان مطرح مي‌شود. اينكه چه عواملي موجب بروز چنين بحراني در عراق شده، هرچند تا حدودي جواب واحد نسبت به آن وجود دارد، اما تحليل‌هاي مطرح شده را در دو گروه مدافعان و مخالفان تقسيم مي‌كند. مدافعان آن دسته از افرادي هستند كه معتقدند گرچه دولت نتوانسته عملكرد خوبي در حوزه مسايل دفاعي و امنيتي داشته باشد اما همه اين مسايل به دولت مربوط نمي‌شود. زيرا اين گروه مجموعه عوامل را متاثر از رفتارهاي نيروهاي خارجي به خصوص آمريكا و تحميل خواسته هايشان به دولت عراق مي‌دانند. در مقابل مخالفان هر نوع چالش موجود را برآمده از رفتارهاي دولت و تاكيد شخص مالكي بر تداوم نخست وزيري مي‌دانند و بر اين عقيده‌اند كه تنها راهكار، ايجاد دولت وحدت ملي است.

عراق سال جاري را مي‌توان به قبل و بعد از حمله داعش تقسيم بندي كرد. عراق بعد از حمله داعش، نه تنها وارد چالش‌هاي جدي‌تر سياسي با نيروهاي داخلي شده بلكه با پديده تروريسم و مساله امنيت نيز دست و پنجه نرم مي‌كند. اين امر به حدي اوضاع عراق را تحت تاثير قرار داد كه مرجعيت اين بار نيز مبادرت به صدور فتوا براي همراهي دولت به منظور مقابله با داعش كرد.

راهبرد آمريكا؛ ايجاد فتنه درمنطقه :

چرا امريكايي‌ها جنايت‌هاي داعش را به عنوان يك عمليات تروريستي محكوم نمي‌كنند؟ آمريكا و متحدانش در عراق مجبور به عقب نشيني شدند. آمريكا امروز نمي‌تواند با سلاح نظامي به كشورها ورود كند، به همين دليل حركت‌هايي مانند داعش نوعي جنگ نيابتي است كه آمريكا از آن حمايت مي‌كند. از اين رهگذر آنها در منطقه به دنبال ايجاد فتنه طايفه‌اي و جنگ مذهبي و در گير كردن منطقه با آشوب و نا امني هستند.آمريكا به دنبال استفاده از اين فضا است. آمريكا در سال 2003 عراق را به عنوان گام اول براي خاورميانه جديد با مدل آمريكايي تعريف كرد. اما با ناكامي مواجه شد كه اين نيز مرهون تلاش‌هاي جمهوري اسلامي ايران و مقاومت‌هاي مردم منطقه است. بر اين اساس به دنبال انتقال گيري است. راهبرد آمريكا ايجاد فتنه است. تصور مي‌كند در سناريوي جديد مي‌تواند با جمهوري اسلامي ايران و جبهه مقاومت مقابله و آنها را تضعيف كند. آمدن داعش هم در همين چارچوب است. ما در شرايط حساسي هستيم و محيط امنيتي ما متاثر از اين موضوعات است كه بايد به آن توجه جدي داشت.

مهم بودن مسأله امنيت عراق براي ايران :

با توجه به اينكه داعش تهديدي براي خود عراق است، تهديد امنيتي هم براي ايران به حساب مي‌آيد. بايد به اين پرسش كه سياست امنيتي نظامي ايران درعراق چيست و ايران چگونه مي‌خواهد با اين تهديد مقابله كند پاسخ داد.البته براي اين پاسخ بايد اشاره كردكه؛تروريسم مرزندارد. اين چيزي است كه ازابتدا هم گفته ايم. بازتأكيد مي‌كنيم كه اشاعه و ترويج تروريسم همزاد با اشغالگري در منطقه است. اگر تروريسم بتواند در عراق موفق شود، محيط امنيتي همه كشورهاي منطقه از جمله جمهوري اسلامي ايران به خطر مي‌افتد. ايران خود قرباني تروريسم است و بايد با اين پديده با حساسيت برخورد كند. به همين دليل هم بايد براي تحكيم مرزهاي خود و هم در براي تامين امنيت داخلي خود طرح داشته باشد و اينكه اگر عراق نيازمند به همكاري است، كمك كند. دولت عراق يك دولت قانوني است و حق دولت عراق است كه روابط دفاعي و امنيتي با هركشوري داشته باشد.اگراين درخواست ازايران صورت بگيرد،بايد سخاوتمندانه عمل كرد.نه فقط جمهوري اسلامي ايران، بلكه هر كشور ديگري كه مدعي است مي‌خواهد نقشي در صلح و امنيت جهاني عليه تروريسم داشته باشد. طبيعتا ما تجربه مقابله با تروريسم را داريم . جمهوري اسلامي به خاطرامنيت عراق حتي مذاكراتي هم با آمريكا در موضع امنيت داشته و نشان داده است مساله امنيت عراق براي ايران مهم است.

جان كلام :

داعش با اشاره آمريكا و با هدف باج‌گيري از دولت و ملت عراق و زمينه‌سازي براي بازگشت مجدد نيروهاي آمريكايي به صحنه امنيتي و نظامي عراق به شهرهاي مختلف اين كشورحمله كرده است. مجموعه رخدادهاي اخير عراق نشان مي‌دهد كه يك فتنه سازمان‌يافته براي ايجاد تقابل ميان شيعه و سني و در نهايت تجزيه‌ عراق به سه اقليم مختلف در حال شكل‌گيري است.

در طول دو سال اخير داعش در كشتار مردم سوريه و هتك حرمت اماكن مقدسه از هيچ جنايتي فروگذار نكرد و رسانه‌هاي غربي و عربي و فضاي مجازي نيز در ارائه يك تصوير دهشتناك از داعش از تمام ظرفيت خود استفاده كردند. به‌نظر مي‌رسد هدف از چنين كاري اين است كه داعش را يك سازمان انقلابي و اسلامي نزد افكار عمومي به تصويركشانده و آن‌گاه وانمود كنند كه اسلام واقعي همان چيزي است كه دولت اسلامي عراق و شام آن را عملياتي مي‌كند.

 

سه شنبه : 18/6/1393- 12ذي القعده 1435- 9 سپتامبر2014

 

فريادي ازجنس ابوذر - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۵:۷ بعد از ظهر

 فريادي ازجنس ابوذر                              

اسدالله افشار

هر جا پول هست فساد هم خودش را نمایان می سازد. برای مبارزه با فساد مالی باید عوامل آن را شناخت. از دیدگاه سازمانی، فساد مالی زمانی رخ می دهد که مقام های دولتی دارای قدرت زیاد، پاسخگویی ضعیف و انگیزه های منفی باشند. سطح بالای فساد مالی می تواند موجب ناکارآمدی سیاست های دولتی شود. تحقیقات نشان می دهد که فساد باعث کاهش سرمایه گذاری و در نتیجه کاهش رشد اقتصادی خواهد شد. فساد مالی می تواند فعالیت های سرمایه گذاری و اقتصادی را از شکل مولد آن به سوی رانت ها و فعالیت های زیرمیزی سوق دهد. فساد مالی می تواند موجب پرورش سازمان های رعب آوری مانند مافیا شود.

اگر بخواهیم به علل و عوامل رواج فساد مالی اشاره کنیم باید گفت اقتصاد های از بالا هدایت شده یکی از پایه های پرورش رشوه خواری و فساد مالی است. تجربه کشورهای جنوب آسیا مؤید آن است. همچنین اگر مدیران قدرت فراوان داشته باشند و در عین حال فقیر باشند تمایل به فساد مالی تشدید می شود. یکی دیگر از علل گسترش فساد خاصیت مسری بودن آن است. در تحقیق و بررسی که پارلمان ایتالیا در سال ۱۹۹۳ درباره فساد مالی مافیا انجام داده است مشخص شد اعتقاد به این که دیگران هم همین کار را می کنند یکی از دلایل مکرر فساد مالی بوده است. رفتار مبتنی برفساد دربین پاره اي ازمقامات بي تقواي بالا تأثیری فراتراز پیامدهای مستقیم ناشی ازآن رفتاردارد ، لذا سرنخ فساد را باید بین برخي ازنامديران ارشد ونامقامات بالا جست وجو کرد. اصلاح ساختار و مبارزه با فساد سیستم اداری خواسته مهم مردم درتمامی جوامع و وظیفه مهم و قطعي دولت‌هاست. فرقی هم نمی‌کند که ساختار حاکم از چه نوعی باشد و مرام و مسلک مردمان چه باشد. مهم آن است که در سیستم حاکم بر جامعه، فساد نباشد و مردم تلاش برای ریشه‌کن کردن فساد و کوتاه کردن دست مفسدان از گلوگاه‌های مهم اقتصادی و شریان‌های حیاتی جامعه را در عمل و رفتار مسئولان ببینند و باور کنند که آنها فقط به شعار و وعده بسنده نمی‌کنند. مردم انتظاردارند محاكمه اين دسته ازمفسدان كه با توجه به موقعيت و انتصاب نسبي و سببي آن ها به برخي از مسئوولان عالي رتبه حكومتي ؛ باعث شده است به بيت المال دست اندازي نمايند ، علني برگزار و شائبه اي دراين خصوص دراذهان بوجود نيايد تاهمه چيزشفاف درديد جامعه قرارگيرد وهركس ازظن خود خيال بافي وتحليل سازي ننمايد! اين حق مردم است تا بدانند درپشت صحنه محاكمه اين يقه سفيدها چه مي گذرد كه پس ازخروج ازدادگاه باز گردن كلفتي مي نمايند وبراي نظام اسلامي خط ونشان مي كشند! قوه قضائيه بايد دراين زمينه شفاف سازي نمايد ومردم را محرم وامين نظام تلقي واطلاعاتي درخورشأن اين مردم ارائه كند ، تا آرامش روحي ورواني جامعه ارتقا يابد. معاون اول رئیس‌جمهوردراواخراردبيهشت ماه 1393، اعلام کرد دولت یازدهم در مبارزه با فساد شعار نمی‌دهد بلکه عمل می‌کند، بطور طبیعی امید به بهبود اوضاع در دل مردم تقویت شد. این امیدواری به کسانی که دولت یازدهم را برای خدمتگزاری به مردم انتخاب کرده‌ بودند منحصر نیست و هر ایرانی با هر اعتقادی از اینکه دولت مستقر بدنبال مبارزه با فساد است خوشحال و دلگرم می‌شود اما اگر همزمان با این وعده و شعار دلگرم‌کننده، شواهدی حاکی از نفوذ و جولان مفسدان را مشاهده کنند، نه تنها در تحقق وعده مسئولان تردید می‌کنند، بلکه نگران سرمایه‌های مادی و معنوی جامعه می‌شوند که در معرض دستبرد مفسدان قرار گیرد.یک نمونه از این وضعیت، بحث معوقات بانکی است که دیر زمانی است سبب دغدغه مردم و شعار مسئولان شده است. مردم بارها شنیده‌اند که معوقات بانکی به مرز خطرناکی رسیده است و کسی هم اقدام جدی برای بازستاندن آنها بعمل نمی‌آورد. بانک‌ها عملا اقدام موثری برای استیفای حقوق مردم نمی‌کنند و در نتیجه بدهی‌ بدهکاران روز بروز بیشتر می‌شود. امنیت اقتصادی، امنیت سرمایه‌گذاری و عباراتی از این قبیل عملا دستمایه و بهانه‌ای شده برای حاشیه امن کلان بدهکاران بانکی! نتیجه این روش نامتعارف و غیرقانونی، رشد شتابزده و نگران‌کننده معوقات بانکی است بگونه‌ای که براساس برخی آمارها، حدود یک پنجم نقدینگی در گردش جامعه، اکنون بصورت معوقات بانکی در دست عده‌ای کلان سرمایه‌دار قرار دارد! طرفه آنکه همین آمار هم بصورت صحیح و دقیق اعلام نمی‌شود! در برخی خبرها و گفته‌ها، از صد هزار میلیارد تومان سخن گفته می‌شود! در برخی دیگر از پنجاه هزار میلیارد تومان! این تفاوت شگرف و خیره‌کننده از کجا ناشی می‌شود!؟ آیا اعلام عدد و رقم صحیح و دقیق برای مسئولان سیستم بانکی ناممکن و مشکل است!؟ یا اعلام دقیق آن به دلایلی صلاح نیست!؟ در حالیکه هیچکس نمی‌تواند منکر این موضوع شود که سرمایه بانک‌ها اعم از سرمایه در گردش و معوقات بانکی، سرمایه کشور و سرمایه مردم است، بی‌خبری مردم  و دادن اطلاعات ضد و نقیض به آنها چه توجیهی دارد!؟ وضعيت اقتصادي كشور طي سه دهه گذشته دچار مشكلات مزمن بوده است. گراني ، تورم وبيكاري مردم را آزار مي‌دهد. بايد براي مبارزه با اخلال در نظام اقتصادي كشور در بعد حكومتي به جنگ جهل، غفلت و تباني و دسيسه رفت و احكام دقيق قضائي در اين مورد را خواستارو اجرا نمود . دراين ارتباط برادر عزيز وهمكارمطبوعاتي دلسوزم جناب آقاي انبارلويي بيش ازيك دهه كتب و مقالاتي را به چاپ رسانده واز بيت المال و حقوق اين مردم آگاهانه دفاع نموده است وچون ابوذردرصحنه حاضراست وتا نتيجه نگرفته ازاعتقاد درست وپاكش دست برنداشته وهمچنان      مي نويسد ومي گويد: « نگارنده از 10 سال پيش تاكنون با نوشتن مقالات متعدد اين ادعا را مطرح كرده كه بودجه هيچ دولتي پس ازانقلاب دچار كسري نبوده و مدعي است نقض اصل 53 قانون اساسي و عدم ساماندهي ماليه عمومي منشأ كسر بودجه دولت است. از طريق رفع اين نقيصه مي‌توان كسري بودجه را به سمت صفر برد. سال 84 كه تفريغ نفت براي اولين بار در 100 صفحه منتشر شد معلوم گرديد شش ميليارد دلار از درآمدهاي نفتي به خزانه واريز نشده است. همچنين معلوم شد فروش نفت در داخل در گردش خزانه و فرآيند بودجه‌نويسي و بودجه‌ريزي ديده نشده است. احصاي همين دو قلم نجومي كافي بود كه براي اولين بار اثبات شود بودجه كل كشور در سال 83 دچار كسري نبوده است و به همين دليل، هم در سال‌هاي قبل و هم در سال‌هاي بعد به توهم كسري بودجه خاتمه داده شد. اما متاسفانه دستگاه‌هاي نظارتي به اين مهم از زاويه اخلال در نظام اقتصادي كشور نگاه نكردند...  اكنون دولت بودجه 93 را اجرا مي‌كند. بزودي بودجه كل كشور در سال 94 تقديم مجلس مي‌شود. هنوز تفريغ بودجه سال‌هاي 90، 91 و 92 در مجلس قرائت نشده است تا به ميزان ارزيابي اين اخلال و عدم پيگيري آن در نهادهاي نظارتي بنشينيم.دولت و مجلس بايد با احياي اصل 55 قانون اساسي، به تفريغ بودجه سال‌هاي گذشته از باب رصد اخلال در نظام اقتصادي كشور عنايت ويژه كنند. اگر به مقوله اخلال رسيدند، حكم قانون را اجرا كنند و حداقل كف مجازات‌هايي را كه در قانون ديوان محاسبات در اين مورد تعريف شده، اعمال كنند.اكنون ميلياردها دلار و ميلياردها ريال ازدرآمد عمومي كشور درتصرف غيرقانوني اشخاص حقيقي و حقوقي در قالب بنگاه‌هاي دولتي و خصوصي مربوط وجود دارد كه بي‌ترديد عنوان مجرمانه تصرف در وجوه عمومي و دولتي بر آن مترتب است اما عزم جدي براي برخورد با آن از باب رفع اشكال كسري بودجه دولت ديده نمي‌شود. دولت به راحتي از تخلفات در اين مورد با ناديده گرفتن ماده 151 قانون تجارت در سازمان حسابرسي عبور مي‌كند. مجلس هم با بي‌اعتنايي به گزارش تفريغ بودجه و عدم پيگيري تخلفات بويژه تصرف در وجوه عمومي و دولتي از آن عبور مي‌كند.نتيجه اين بي‌اعتنايي، اخلال در نظام اقتصادي كشور است كه دود آن به چشم مردم مي‌رود.»

 یکشنبه : 16/6/1393- 11ذي القعده 1435- 7سپتامبر2014

 

 

 

كم رنگ شدن فلسفه وجودي صهيونيسم - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۳:۳۴ بعد از ظهر

 كم رنگ شدن فلسفه وجودي صهيونيسم                    

اسدالله افشار

 

پیروزی مقاومت اسلامی فلسطین در نوار غزه پس از 50 روز، پیروزی بسیار بزرگی است و بالاخره رژیم صهیونیستی وادار به پذیرش همه درخواستهای فلسطینیان از جمله برداشتن حصر غزه به طور کامل، بازگشایی گذرگاهها و فعال شدن فرودگاه و بندر غزه گرديد . همچنین رژیم صهیونیستی با گشایش راهی برای رفت و آمد بین کرانه باختری رود اردن و نوار غزه موافقت نموده است؛ این پیروزی باعث شد مردم نوار غزه همچنین دیگر مناطق فلسطین تحت اشغال به خیابانها آمده و به شادی و پایکوبی بپردازند.

اگر بخواهیم به ابعاد این پیروزی بپردازیم باید گفت این پیروزی نتیجه 50 روز مقاومت، بیش از2 هزار شهید، بیش از13 هزار زخمی و ویرانیهای گسترده در نوار غزه بود. این پیروزی تنها پیروزی مقاومت و ملت فلسطین نبود بلکه پیروزی محور مقاومت شامل ایران، سوریه، عراق، فلسطین و لبنان بوده و این مسأله در معادلات منطقه ای بسیار حائز اهمیت است و در کارنامه محور مقاومت ثبت خواهد شد. محور مقاومت از این پس در معادلات منطقه ای با قدرت بیشتری وارد عمل خواهد شد.

انتقاد از نتانیاهو :

پس از پذیرش آتش ‌‌بس اما اوضاع در سرزمین‌‌های اشغالی برای دولت نتانیاهو سخت و نامساعد بوده است. در این راستا دولت نتانیاهو به دلیل سیاست این رژیم در حمله به غزه از سوی احزاب رقیب به شدت تحت فشار بوده است.«زهوا گلان»، دبیرکل حزب چپ «مرتز» در کنست با انتقاد از نتانیاهو گفت که این آتش‌‌بس 50 روز با تاخیر امضا شده است. او در گفت‌وگو با خبرگزاری‌‌ها نیز گفت که نتانیاهو در تمامی عملیات خود شکست خورده و اسرائیل هزینه‌‌های بی‌‌شماری متحمل شده است. به گفته وی نتانیاهو و دولت وی هیچ عایدی از جنگ نداشته است. این در شرایطی است که برخی از راست‌‌های اسرائیلی نیز از دولت نتانیاهو انتقاد کرده‌‌اند و «دنی دنون» از حزب لیکود در گفت‌وگو با رادیو ارتش اسرائیل گفت: «بارها از خودم پرسیده‌‌ام این عملیات‌‌ها برای چه انجام شده است؟ در حالی که می‌‌شد هزینه کمتری متقبل شد؟» در مقابل اما برخی از تحلیلگران فلسطینی با حس بدبینی نسبت به اجرای مفاد آتش‌‌بس از سوی اسرائیل می‌‌گویند که باید منتظر جزئیات توافق بود. در این ارتباط «نورا عراکات»، وکیل و استاد دانشگاه جورج میسون می‌‌گوید که آتش‌‌بس قابل اطمینان نیست و اعتماد لازمه را ایجاد نمی‌‌کند.

50 روز جنگ وعيان شدن ضعف‌هاي سيا سي ، اطلاعاتي و نظامي صهيونيست ها :

رژيم صهيونيستي در خلال 50 روز جنگ به چندين نكته و ضعف‌هاي سياسي، اطلاعاتي و نيز نظامي خود پي برد. اين رژيم بار ديگر دريافت كه پس از سالها آموزش، تمرين و آمادگي هنوز هم راه‌حل كارساز براي ايستادن در مقابل مقاومت، فرهنگ و اراده و عقيده جنگاوري آن نيافته است. ارتش اين رژيم دريافت كه هنوز نتوانسته يك مفهوم عملياتي كه قادر به مقابله با تاكتيك‌هاي مقاومت باشد تعريف كند و عليرغم قدرت و امكانات كمتر مقاومت در نواز غزه در مقايسه با حزب‌الله و نيز شرايط فعلي، اما با هم نتوانسته در برابر آن موفق عمل كند.  اما ضعف اطلاعاتي رژيم صهيونيستي در زمينه حل معضل موشك‌هاي مقاومت و نيز محل دقيق تونل‌ها آشكار شد و مقاومت در اين زمينه نيز پيروز بود.  از سوي ديگر اين رژيم عليرغم برتري نظامي و تكنولوژيكي خود در برابر جنگ فرسايشي نتوانست مقاومت كند، عامل اصلي در جنگهايي از اين نوع قدرت پايداري و تحمل در برابر خسارتهاي جاني و مالي است اما اين رژيم در جنگ اخير خرافه ايستادگي جبهه داخلي خود را دريافت و اين موضوع به صورت عملي در تخليه شهرك‌هاي صهيونيستي و عدم قبول ساكنان آن براي بازگشت به خانه‌هايشان، و نيز تاييد 38 درصدي نتانياهو توسط آنها آشكار شد در حاليكه نتانياهو تا قبل از جنگ غزه از تاييد 82 درصدي برخوردار بود.

همچنين رژيم صهيونيستي دريافت كه اسطوره پايداري جبهه داخلي فلسطين قابل خدشه نيست و عليرغم نزديك به 13 هزار مجروح و نزديك به 2180 شهيد مردم غزه باز هم ايستادند، اين بدان معناست كه درهر روز تقريبا 260 نفر زخمي شدهاند.

د ستاوردهاي صهيونيست ها وجنبش مقاومت ازجنگ 50 روزه :

برخي تحليلگران اظهارداشته اند ؛ نتانیاهو می‌تواند درباب فهرست دستاوردهای خود بگوید : جنگی را که خود آغاز کرده بودیم متوقف کردیم! بیش از2000 نفراز ساکنان غزه را کشتیم ، 3 فرمانده مقاومت را از پا درآوردیم، باعث شدیم گردانهای فلسطینی موشک‌های خود را به سمت ما شلیک کنند لذا از تعداد آنان کاسته شده است و... نزدیک به 40 هزار خانه ساکنان غزه را تخریب کردیم و باعث آوارگی دوباره حدود 400 هزار فلسطینی شدیم. این فهرست دستاوردهای آقای نتانیاهو است.

اما گروه مقاومت فلسطینی درباره دستاوردهای خود می‌تواند بگوید : ما در این جنگی که بر ما تحمیل شد بیش از همیشه مقاومت کردیم، بیش از همیشه به دشمن حمله کردیم، بیش از200 نفر از نظامیان و وابستگان به آنان راازپای درآوردیم ، نزدیک به500 نفردیگرازآنان را مجروح کردیم ، چند میلیون نفرازشهروندان غاصب اسرائیل از عسقلان تا تل‌آویو و حیفا به پناهگاهها کشانده و دو ماه زندگی آنان را مختل کردیم و در حالی که از سوی جبهه عربی کمک نشدیم توانستیم از فلسطین در برابر تهاجم پرحجم دشمن دفاع نمائیم.

پايان روزهای ترکتازی اسرائیل :

روزهای ترکتازی اسرائیل به پایان خود نزدیک می‌شود، افکار عمومی جهان رفته رفته به تزویر رهبران اسرائیل وقوف می‌یابند، ملل مغرب زمین کم کم به هزینه شدن مالیاتی که می‌پردازند در کمک به اسرائیل اعتراض می‌کنند و رهبران دموکراسی‌های غربی در فایده ناچیزی که هزینه گزاف حمایت از این رژیم جنگ طلب به‌بار آورده ـ در کنار بحران‌های عریض و طویل پیاپی که تولید می‌کند ـ تردید می‌کنند. فلسفه وجودی رژیم اسرائیل رو به کمرنگ شدن است.پدیده صهیونیسم بسیار پیچیده است. انواع منافع و رقابت‌ها تقریباً در همه پایتخت‌های دول ذی نفوذ بخصوص در ایالات متحده آمریکا به گونه‌ای موثر درگیر این پدیده است. در حالی‌که صهیونیسم از هیچ کوششی برای سوار شدن بر حساسیت‌های افکار عمومی و استفاده از مطامع سیاسی دولت‌های قوی فروگذار نکرده، جهان اسلام که اصلی‌ترین قربانی تجاوزهای اسرائیل است به‌کلی میدان را برای لابی اسرائیل خالی گذاشته و حتی گاهی در همان میدانی بازی کرده که صهیونیست‌ها مکارانه برایش مهیا کرده‌اند. تنها در دهه اخیر نشانه‌هایی دیده می‌شود حاکی از توجه حامیان آرمان فلسطین به سلاح برنده افکار عمومی دنياست که نتایج فرخنده‌ آن نیز به تدریج درحال آشکار شدن است.

ضرورت اعلام جرم عليه سران رژیم صهیونیستی و حامیان آن ها :

به لحاظ حقوق بین الملل جنایات رژیم صهیونیستی دارای ابعاد روشنی است. براي رسيدگي به چنين جرائمي دردنيا اساسنامه ای به عنوان اساسنامه ی "رم" وجود دارد که با اکثریت آرای کشورها درایتالیا به  تصویب رسيده است. در واقع این اساسنامه مؤسس دیوان کیفری بین المللی مي باشد . در این اساسنامه آمده است که دادگاه یا دیوان کیفری بین المللی می تواند به چهار جنایت رسیدگی کند.اولین جنایت نسل کشی است و دومین آن  جنایت علیه بشریت و سومین آن جنایت جنگی و چهارمین جنایت نیز تجاوزاست؛ که تا حالاازتجاوز تعریفی نشده است. امروز وقتی که ما به جنایات رژیم صهیونیستی در غزه نگاه می کنیم، این جنایات وآدم کشی ها ودرندگی هادرحقیقت با سه تاازجرایمی که دراساسنامه دیوان کیفری بین المللی آمده است، منطبق می باشد. لازم به ذكراست اين ديوان در سال 2001 تأسيس گشته تا بتواند به جنایاتی که رؤسا و سران کشورها علیه مردم خودشان و یا ملت های دیگر مرتکب می شوند، رسیدگی کنند . همان گونه كه درسطورمذكوربيان شد ؛ این جنایات شامل جنایت جنگی، جنایات نسل کشی، جنایت علیه بشریت و جنایت تجاوز می باشد. در حقیقت به لحاظ حقوق بین الملل، اقدامات ددمنشانه رژیم صهیونیستی در این 50 روزمشمول سه تا از این جنایت ها است . هم نسل کشی، هم جنایت علیه بشریت و هم جنایت جنگی می باشد که مهمترین بعدش همین جنایات جنگی است.

مکانیسمی که در حقوق بین الملل وجود دارد و اساسنامه رم نيزآن را بیان داشته اين است كه  مي توان از دو راه اعلام جرم نمود و در دیوان کیفری بین المللی سران رژیم صهیونیستی و حامیان آنها را محاکمه نمود ومصونیت دیپلماتیک درآنجا اثری ندارد . جرم هم شخصی است نه به لحاظ شخصیت حقوقی بلکه به لحاظ شخصیت حقیقی عاملین یا مسببان و مباشران این جنایت در واقع محاکمه خواهند شد . اين دو راه  يكي این است که سران کشوری که این جنایت را انجام می دهند عضو این اساسنامه باشند ، وازآن جا که اسرائیل مشروعيت و اصالتش مبتني برجنایات و غصب مي باشد ، طبعا این اساسنامه راامضا نکرده است وعضو هم     نمي باشد برحسب ظاهر نمي توان آنها راتحت تعقيب ومحاكمه قرارداد!

راه دوم این است که شورای امنیت وارد عمل شود و پرونده را به دیوان کیفری بین المللی ارسال کند . و دراين خصوص نيز بايد ترديد نمود چرا كه  متأسفانه با نفوذی که انگلیس و آمریکا در شورای امنیت سازمان ملل دارند ، این اتفاق بعید به نظرمي رسد؛ ولذا تنها راه براي محاكمه اين جانيان ، همانا ، فشار افکار عمومی  مردم  و ملت ها درجهان است .

 

پنجشنبه : 1393/6/13-  8 ذي القعده 1435-  4 سپتامبر2014

اسرائيل عليه نتانياهو - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۷:۷ بعد از ظهر

 اسرائيل عليه نتانياهو                      

 اسدالله افشار

 

50روز جنگ در غزه، به کشته‌شدن دوهزارو413 فلسطینی و حدود 111هزار زخمی انجامیده است. اولین آمار منتشرشده پس از اعلام آتش‌بس در نوار غزه، حاکی است اسراییل بیش از60 هزار و 664 بار به غزه حمله کرده که هشت‌هزارو210حمله موشکی، 15هزارو739هزار حمله دریایی و 36هزارو 715مورد آنها، حملات توپخانه‌ای بوده‌اند. در طول این حملات، دوهزارو358 منزل به شکل کلی تخریب و 13هزارو644 منزل نیز به‌صورت جزیی آسیب دیده‌اند و بیش از نیم‌میلیون فلسطینی در اثراین حملات، آواره شده‌اند و بیشتر آنها در90پناهگاه وابسته به سازمان ملل زندگی می‌کنند. حجم خسارت‌های اقتصادی واردشده به غزه، سه‌میلیارد و460میلیون‌دلاربرآورد شده است.همچنین حدود 70اسراییلی درجریان این درگیری‌ها به هلاکت رسیده‌اند.

گفته می‌‌شود این توافق پس از مذاکرات چند روز گذشته بین رام‌الله و قطر حاصل شده است و حداقل خواسته‌های فلسطینی‌ها را شامل می‌شود. به موجب این توافقنامه که هنوز جزییات آن به روشنی منتشر نشده قرار است بلافاصله بعد از شروع آتش‌بس گذرگاه‌های غزه به اسراییل بازشده و ورودوخروج کالاها و اشخاص و انتقال کمک‌های فوری دارویی و غذایی شروع شود. این توافقنامه همچنین توقف حملات اسراییل به غزه و نیز ماهیگیری فلسطینی‌ها در سواحل غزه تا فاصله هفت مایل را تضمین می‌کند. گفته می‌شود قرار است درباره مسایل مهم‌تر، ازجمله بازگشایی فرودگاه غزه و تاسیس بندر و آزادی اسرای فلسطینی تا یک ماه دیگر گفت‌وگو شود. مصر و دولت خودگردان، این توافقنامه را رسما اعلام کردند اما هنوز اسراییل دراین‌باره واکنشی نشان نداده است. خالد البطش از رهبران حماس این توافق را «پیروزی کامل ملت فلسطین» دانسته و گفته است: اسراییل تعهد کرده است که تعقیب و ترور رهبران مقاومت را متوقف کند. او همچنین از مردم غزه خواست به دلیل شکسته‌شدن محاصره غزه به خیابان‌ها ریخته و با ابراز شادی، این پیروزی را جشن بگیرند.

موج شادی‌ ساکنان غزه نشان می‌دهد آنها بر این باورند آتش‌بسی که ازشامگاه سه‌شنبه 4 شهريور1393 میان حماس واسراییل به اجرا درآمده، متفاوت از آتش‌بس‌های قبلی است. اما مشکل می‌توان پیش‌بینی کرد چنین توافقی تا چه زمان دوام بیاورد؛ همان‌طور که آتش‌بس مورد توافق در اوایل ماه آگوست که به‌نظر می‌رسید پایدار باشد، چند روز بیشتر دوام نیاورد اما دست‌کم از شدت حملات کاسته شد. در شرایط فعلی، این شانس وجود دارد که محاصره تا حدودی بشکند و امکان سفر و تجارت مهیا شود؛ به این ترتیب با بازشدن بخشی از ایست‌های بازرسی مرزی، ساخته‌شدن یک بندر و اجازه ماهیگیری به ساکنان غزه و ورود کمک‌های بشردوستانه و مذاکره برای آزادی زندانیان، فضا به شکل قابل‌توجهی تغییر خواهد کرد.

جنگ 50 روزه که به شکست ارتش رژیم صهیونیستی منجر شد فصل جدیدی در فلسطین اشغالی به لحاظ مبارزاتی و سیاسی به وجود خواهد آورد. با توجه به اینکه هیچ گونه توازنی به لحاظ نظامی میان مقاومت اسلامی و ارتش رژیم صهیونیستی وجود ندارد لذا مقاومت فلسطین در کنار ملت فلسطین و اهالی غزه توانست با یک پیروزی درخشان بر ارتش رژیم صهیونیستی فائق آید این پیروزی و در طول مبارزاتشان و تا کنون اتفاق نیفتاده است.مهمترین فصلی که در این جنگ 50 روزه اتفاق افتاد این است که تمام کشورهای غربی و آمریکایی در کنار کشورهای غربی قرار گرفته اند و برخی کشورهای مرتجع کمک های مالی در اختیار اسرائیل قرار دادند و مردم غزه با تکیه بر امکانات بومی خودشان و سازوکارهای ابتدایی توانستند بر تجهیزات پیچیده صهیونیستی پیروز شوند.

بسياري از مقامات بين‌المللي و منطقه‌اي نيز از برقراري اين آتش بس استقبال كرده و آن را تبريك گفتند و اين در حالي است كه مقامات رژيم صهيونيستي نارضايتي خود را از برقراري اين آتش بس اعلام كردند.

اين توافق را مي‌توان توافقي دير هنگام در چارچوب كارشكنيهاي طرف اسرائيلي توصيف كرد چرا كه حدود دو ماه جنگ و ريختن هزاران تن مواد منفجره بر ساكنان و غير نظاميان غزه امر غير قابل قبولي بود كه واكنشهاي اعتراضي متعددي را در ميان جامعه جهاني در پي داشت. با اين حال برقراري اين توافق به عنوان يك پيروزي براي گروههاي مقاومت در نوار غزه محسوب مي‌شود.

لازم به ذكر است يكي از شروط اصلي رژيم صهيونيستي براي برقراري آتش بس فراگير در نوار غزه، خلع سلاح حماس بود كه مسئولان حماس حتي طرح اين مسئله را غيرقابل پذيرش خواندند."ابو مجاهد" سخنگوي جريان مقاومت در نوار غزه در گفتگو با خبرگزاري فلسطيني "معا" اعلام كرد كه برقراري توافق آتش بس فراگير در نوار غزه بر اساس توافقنامه 2012 صورت گرفته است. وي گفت: بازگشايي گذرگاهها با در نظر داشتن رفع محاصره نوار غزه، بازسازي نوار غزه و زير ساختها، لغو موضوع مربوط به اراضي بي‌طرف و گسترش منطقه صيد ماهي در ساحل غزه از مفاد توافقنامه اخير است. وي همچنين تاكيد كرد كه باقي مسائل مربوط به برقراري آتش بس در نوار غزه طي يك ماه آينده بررسي مي‌شود.

اعتراف رسانه‌هاي رژيم صهيونيستي به شكست در جنگ غزه :

رسانه‌هاي رژيم صهيونيستي اعلام كردند: اين رژيم بر اثر حمله به غزه و پاسخ موشكي گروههاي فلسطيني از نظر اقتصادي اجتماعي فلج شده است.به گزارش المنار، آثارحمله به غزه به روشني در فلسطين اشغالي ديده مي‌شود.افزايش بيماري‌هاي افسردگي، ديابت ومشكلات روحي ورواني وهمچنين فلج شدن اقتصادي، متلاشي شدن گردشگري و فرارصهيونيستها از شهركهاي نزديك غزه براي يافتن مناطق امن‌ترازجمله آنهاست.

شبكه ده تلويزيون اسرائيل اعلام كرده ترس ووحشت باعث شده است داروهاي آرامبخش روان واعصاب درداروخانه‌هاي فلسطين اشغالي ناياب شود، حوادث رانندگي نيز40 درصد افزايش يافته و بيماريهاي مختلف مانند ديابت و بيماري دندان به علت افزايش تنش دو برابر شده است.در حال حاضر آثار سقوط و نابودی رژیم صهیونیستی بعد از شکست در غزه کاملا نمایان است و در یک مقارنه و یک بررسی تحلیلی در مورد جنگ 50 روزه غزه مشخص است که رژیم صهیونیستی آسیب های زیادی به ملت فلسطینی وارد آورده و هزاران تن بمب بر سر مردم بی دفاع غزه پرتاب کرد ولی در عین حال مردم غزه در کنار مقاومت اسلامی قرار داشتند. در طول جنگ 50 روزه غزه فرودگاه بین المللی بین گلنون پروازهایش را متوقف کرد. تمام تاسیسات زیربنایی رژیم صهیونیستی آسیب دید. گفته می شود در این جنگ اسرائیل 10 میلیارد دلار  به دلیل سقوط بازار بورس تل آویو به پایین تر از 5 درصد آسیب اقتصادی دیده و سقوط شاخص بازار بورس در اسرائیل که یک شاخص مهم اقتصادی این رژیم است نشان می دهد اسرائیل از درون به شدت آسیب پذیر است.

درگيري داخلي دراسراييل :

طيفهاي مختلف سياسي اسرائيل از جمله حزب ليکود پس‌ از اعلام آتش‌بس به اين توافق به شدت حمله کردند. داني دانون معاون سابق وزيرجنگ اسرائيل گفت‌: «‌ملت اسرائيل از اين جنگ در حالي خارج شد که حيرت و اضطراب در چهره‌هاي اسرائيلي‌ها ديده مي‌شود. اسرائيل وارد جنگي شد که به آن تحميل شد.»وي خواستار نشست ويژه حزب ليکود در عسقلان شد تا نتايج اين عمليات بررسي شود.

 تحليلروزنامه "‌هاآرتص"از آتش‌بس :

روزنامه‌"هاآرتص"درتحليل آتش‌بس نوشت، نتانياهوازفرصت آتش‌بس استفاده کردوگريخت. کابينه اسرائيل به رياست بنيامين نتانياهو بدون مباحثات سازمان يافته يا رأي گيري و از طريق يک گفتگوي تلفني کوتاه با اعضاي کابينه کوچک اسرائيل با توافقنامه آتش‌بس با يک « سازمان تروريستي » موافقت کرد و نتانياهو از اين فرصت بهره‌برداري کرد و گريخت. براک رفيد تحليلگر سياسي روزنامه‌هاآرتص با اين جملات به آتش‌بس اعلام شده واکنش نشان داد و نوشت خود همين نتانياهو پنج سال پيش پس از حمله به نوار غزه که در آن زمان «سرب گداخته»نام داشت شعار مبارزات انتخاباتي اش اين بود که « مأموريت تکميل نشده است و بايد حماس نابود شود واوتنها شخصي است که مي‌تواند چنين کاري را انجام دهد.» تحليلگر‌هاآرتص نوشت‌: «نتانياهو مقتدرانه‌تر از آنچه که مي‌توانست، عليه حماس حرف زد اما به رويارويي با حماس ، ضعيف‌تر از آنچه که مي‌شد پايان داد. همه خواسته نتانياهو آن بود که به هر بهايي شده به آتش‌بس دست يابد و زمانيکه اين فرصت را به دست آورد از آن بهره‌برداري کرد و گريخت.»

خسارات وارده برمردم غزه : 

اگرچه درابتداي نوشتاراشاره اي كلي به آمارخسارات داشته ايم ؛اما اينك دراين بخش بصورت مشروح اما مختصرو فشرده بارديگرآنها را مرور و از نظر مي گذرانيم :

544كودك و 302 زن فلسطيني در پنجاه روز گذشته در حملات هوايي، دريايي و زميني ارتش رژيم صهيونيستي به غزه شهيد و بيش از هزاركودك نيز براي هميشه دچار نقص عضو و معلوليتهاي مختلف شده‌اند.

ارتش اسرائيل از ابتداي تهاجم به غزه 60 هزار و 664 حمله انجام داده كه 8210 حمله موشكي و 15736 شليك گلوله از توپخانه‌هاي نيروي دريايي و 36718 گلوله توپخانه زميني بوده است. 16هزارو2 واحد مسكوني ويران شده كه 2358 خانه به صورت كامل و13644 باب خانه به صورت جزيي ويران شده است.

انجمنهاي خيريه نيزازاين حملات درامان نبوده‌اندو31 انجمن خيريه كه به بيش از200 هزارنفرخدمات رساني مي‌كرد ويران شده است.بيش از 460 هزار فلسطيني نيز آواره و بي‌خانمان و در90 سرپناه متعلق به سازمان ملل متحد توزيع شده‌اند.خسارات اقتصادي مستقيم و غيرمستقيم وارده به غزه حدود 3 ميليارد و460 ميليون دلار است كه نتيجه حمله به 324 مؤسسه تجاري و صنعتي وحمله به خانه‌ها، تأسيسات شيرين سازي آب، فاضلاب، مقرهاي دولتي، مدارس، قايقهاي ماهيگيري، تأسيسات برقي، مراكز بهداشتي، جاده‌ها،خطوط آب، برق، زمينهاي كشاورزي، مؤسسات مردم نهاد، مساجد، كليساها و قبرستانهاست.

با وجود خسارت‌هاي زيادي كه ارتش رژيم صهيونيستي در جنگ 50 روزه به فلسطينيان وارد كرده اما اين رژيم نيز ضربات قابل ملاحظه‌اي از مقاومت دريافت كرده كه هلاكت 151 نظامي اسراييلي كه منابع صهيونيستي هلاكت 64 نفر را تاييد كرده‌اند از جمله آنهاست ؛ شمار تلفات نظاميان صهيونيست در تاريخ جنگ با فلسطينيان بي‌سابقه بوده است. همچنين پاسخ موشكي مقاومت فلسطين به جنايات ارتش رژيم صهيونيستي موجب فرار صهيونيست‌ها از چندين شهر و شهرك و اختلال شديد در روند اقتصادي و كاري صهيونيست‌ها در سرزمين‌هاي اشغالي شده است همچنين صدها پرواز خارجي به فلسطين اشغالي لغو شده كه همگي نشان از پيروزي مقاومت در جنگ غزه دارد.

شنبه : 1393/6/8- 3ذي القعده1435- 30 آگوست2014

 

واقعیت‌هایی در خصوص داعش - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۴:۲۵ بعد از ظهر

واقعیت‌هایی در خصوص داعش                  

اسدالله افشار

 

حمله داعش و ريشه دواندن آنها در خاک حاصلخيز خاورميانه دستاورد فکري جديدي براي منطقه خواهد داشت که در صورت عدم قطع ريشه‌هاي آن در دراز مدت خسارات جدي به بارخواهد گذاشت و مي‌تواند اولا سدي محکم در برابر پيشرفت کشورهاي اسلامي ‌باشد و ثانيا زمينه وابستگي و دخالت مستمر غرب در خاروميانه را فراهم کند.شايد بتوان اذعان کرد که در صورت اکتفا به عمليات نظامي‌در برخورد با داعش و تمام گروه‌هاي سلفي تروريستي در منطقه و مغفول واقع شدن ريشه‌يابي، نحوه پيدايش و گسترش اين گروه‌ها و از همه مهمتر چگونگي و علت پذيرفته شدنشان از سوي گروهي از افکار عمومي ‌در عراق و سوريه نمي‌توان به جنگ داعش رفت.داعش يک ايدئولوژيست که با اجراي يک عمليات نظامي ‌مدتي منفعل مي‌شود و از حرکت در سطح باز مي‌ماند و به حرکت پنهاني در عمق ادامه مي‌دهد و باز در دوره‌اي ديگر قوي تر از گذشته سربَرخواهد آورد. همانطور که با حملات نظامي ‌آمريکا و کشته شدن بن لادن، القاعده تمام نشد بلکه به شکل خشن‌تري از پيش و در قالب داعش و النصره تکامل يافت‌. بنابراين به يقين عدم برخورد ريشه‌اي و اکتفا به قطع شاخ و برگ داعش در خاورميانه، شاهد قدرت گرفتن مجدد اين گروه با همين نام ويا نامي‌ ديگر خواهيم بود که استيلايش بر وسعتي هرچند کوچک در منطقه آغازي بر ظهور قرون وسطاي ممالک اسلامي‌خواهد بود همچون قرون وسطاي غرب که با حمله ژرمن‌ها به رم و آغاز حاکميت کليسا رخ داد.

بهره برداری رژیم صهیونیستی ازتهاجم داعش به عراق :

با شروع حملات داعش در خاک عراق، بحران عراق در صدر اخبار قرار گرفت، به طوری‌که همه خبرهای دیگر را تحت‌الشعاع خود قرار داد. رژیم صهیونیستی از این شرایط بهره‌گیری کرد و حملات خود به فلسطینیان در کرانه باختری و نوار غزه را افزایش داد. به بهانه گم شدن سه جوان شهروند اسرائیل تا امروز نزدیک به 1000نفر از فلسطینیان و فعالان سیاسی دولت خودگردان فلسطین را اسیر و زندانی کرده است. بمباران غزه و بخشی از کرانه باختری از زمین و هوا ادامه دارد. به‌طوری که در ماه مبارک رمضان فلسطینیان در شرایط کامل جنگی در برابر دشمن صهیونیستی بسر بردند . نتانیاهو از فرصت به دست آمده با تهاجم داعش در عراق بهره‌گیری می‌کند و با ادامه شهرک‌سازی‌ها همراه با ویرانی روستاهای فلسطینیان، تهاجم نظامی سازمان یافته را علیه آنها ادامه می‌دهد.

«نتانیاهو»ازهجوم تروریستی داعش ـ بعثی‌های صدام در راستای سیاست پایه‌ای صهیونیست‌ها در ایجاد هرج و مرج و بحران در محیط پیرامونی خود و در داخل کشورهای عربی ـ اسلامی، بهره‌گیری می‌کند. این سیاست در سوریه سه سال آتش جنگ داخلی را شعله‌ور نگهداشت. سه کشور عربی اردن، لبنان و عراق در همسایگی سوریه را تأثیرپذیر از بحران سوریه کرد. اسرائیلی‌ها بهره بسیار از بحران و جنگ داخلی در سوریه بردند. به‌طوری‌که عقبه سیاسی ـ عربی فلسطینیان را ضعیف کردند و شکستند. اسرائیلی‌ها در استراتژی سیاسی خود به دنبال عراق ضعیف هستند و قدرتمندی این کشور را برنمی‌تابند. نتانیاهو معتقد است که جنگ تروریستی داعش ـ بعثی‌های صدام، در نهایت کشور عراق را از مدار یک کشور عربی قدرتمند در خاورمیانه جدا می‌سازد و مشکلات داخلی این کشور را مضاعف می‌کند. براساس همین استراتژیک ، نتانیاهو حملات تروریستی داعش را در راستای منافع اسرائیل ارزیابی می‌کند و از آن بهره‌گیری می‌نماید. در این برداشت کسی از تحلیگران سیاسی در منطقه و در غرب تردید ندارد که حرکت نظامی داعش ـ بعثی‌های صدام، منافع بسیاری برای رژیم صهیونیستی ایجاد کرده است.

داعش ؛ محصول مشترک عربستان، رژیم اسرائیل و آمریکا:

داعش اساسا محصول مشترک عربستان، رژیم اسرائیل و آمریکاست و خطری برای رژیم اسرائیل و عربستان تلقی نمی شود. برآیند گزارش ها نشان می دهد اندیشه تشکیل گروهک تروریستی از سال ۲۰۰۷ و پس از پیروزی درخشان حزب الله بر ارتش رژیم صهیونیستی در جنگ ۳۳ روزه توسط بندر بن سلطان رئیس سابق دستگاه اطلاعاتی عربستان مطرح شد.

بندر بن سلطان در جریان دیدار با مقامات بلند پایه موساد و سیا در فلسطین اشغالی برای مقابله با جنبش های مقاومت و کشورهای ضد صهیونیستی موضوع تشکیل جنبش‌های به ظاهر اسلامی را به عنوان تنها راهکار ضربه زدن به همگرایی شیعی و سنی مطرح کرد. بندر بن سلطان اعتقاد داشت که تشکیل گروهک‌های تروریستی با رویکرد تکفیری تقابل میان شیعه و سنی در منطقه را تشدید خواهد کرد لذا ابتداد ابوبکر البغدادی سرکرده گروهک تروریستی داعش به مدت دو سال زیر نظر افسران سازمان سیا و موساد آموزش جنگ نرم و جنگ شهری را طی کرد. به نظر می‌رسد با توجه به وابستگی مالی داعش به عربستان احتمال کمتری وجود دارد که این گروهک به عربستان حمله کند اما با توجه به وجود اختلاف میان داعش و سایر گروهک‌های تروریستی به نظر   می رسد که داعش در دراز مدت مانند القاعده با عربستان دچار اختلاف خواهد شد. از آنجایی که نگرش سرکرده های داعش کاملا تکفیری و سلفی است لذا این مجموعه با شیوه های حکومتی پادشاهی مخالفند و ممکن است در آینده مسیر خود را از عربستان جدا کنند.

سرکرده‌های داعش ؛ از نخبگان و طلایه داران ارتش حزب بعث عراق :

واقعیت‌هایی در خصوص داعش براساس آخرین اطلاعات به دست آمده از آنها از سوی منابع عراقی منتشر شده است.گروهک تروریستی موسوم به داعش در واقع اکنون در عراق شناخته شده است و همگی خوب می‌دانند واقعیت این گروهک این است که بعثی‌ها آن را اداره می‌کنند، سرکرده‌های داعش در واقع مشتی از نخبگان و طلایه داران ارتش حزب بعث عراق هستند که سلفی‌های تکفیری ضمن کادر آن در آمده‌اند، و هم اکنون می‌توان به‌جرات گفت بخش اعظم سرکرده‌های دولت اسلامی در عراق و شام موسوم به گروهک داعش را اعضای حزب بعث منحل عراق و اعضای سرویس اطلاعات نظامی ارتش سابق موسوم به استخبارات تشکیل می‌دهند، ابوبکر بغدادی و ابوایمن العراقی و ابواحمد العلوانی و ابوعبدالرحمن البیلاوی و حجی بکر از آن جمله هستند.

کل تروریسم درعراق :

اگر تعریف تروریسم در سایه عصیان و طغیان طولانی بر کل جهان معنی شود، در خصوص عراق باید بگوییم اکنون در عراق کل تروریسم در گروهکی به‌نام دولت اسلامی در عراق و شام با نام اختصاری داعش تجلی یافته است، اکنون این گروهک لباسی به‌اندازه قالب خود اگرچه کمی هم گشاد به نظر می‌رسد برای تن خود دوخته است.از سال ۲۰۰۳عراقی‌ها همه‌روزه با بدترین و ناجوانمردانه‌ترین جنایات عصر خود روبه‌رو بوده‌اند، آنها از شر مستبدترین نظام‌های جهان نفسی راحت کشیدند و بلافاصله به دامان بذری که این رژیم دیکتاتوری در عراق از خود به جای گذاشت افتادند، بذر نفاق و دودستگی و نزاع طایفه‌ای و مذهبی که حزب بعث به‌دنبال ریشه‌دار کردن آن در عراق بعد از صدام بود.

اکنون از آن بذر نهال منفور تکفیری‌ها و تندروها با اشکال و گونه‌های متفاوت و سمت‌و سوهای مختلف شکل یافته‌اند و هدفی واحد را دنبال می‌کنند و آن هدف ایجاد تفرقه و فتنه و قتل عراقی‌ها براساس اصل عقیده و دین است.

جان كلام :

حضرت آیت‌الله خامنه‌اى دردیدار با رئیس و مسؤولان عالى دستگاه قضائى اعلام داشتند: ما با دخالت آمریکایى‌ها ودیگران درمسائل داخلى عراق به‌شدت مخالفیم وآن‌ را تأیید نمى‌کنیم زیرا معتقدیم دولت وملت عراق و مرجعیت دینى این کشور توانایى تمام‌کردن این فتنه را دارند و ان‌شاءالله آن‌را تمام خواهند کرد.

سخنان رهبر معظم انقلاب ، استراتژى دقیق جمهورى اسلامى را در قبال تروریستهاى بعثى- تکفیرى و حامیان استکبارى - ارتجاعى آنها مشخص نمود. آنگونه استراتژى که برخاسته از بینش الهى و بصیرت ژرفى است که مصالح مردم عراق را بر بازی‌هاى سیاسى برترى داده و بر توانایی‌هاى مردم و مرجعیت عراق تأکید دارد.

نظام اسلامى به‌خوبى دریافته است که در پس جریان ارتجاعى و خشونت‌طلبى و وحشى داعش، کشورهاى ارتجاعى عرب و در وراى آنها رژیم صهیونیستى و حامیان آمریکایى آن ایستاده‌اند.

حامیانى که با خون مردم بی‌گناه عراق و سوریه و لبنان قصد دارند سیاستهاى منافقانه و تجزیه‌طلبانه خود را در قبال اسلام و کشورهاى اسلامى به‌ویژه عراق در زمان حاضر عملیاتى نمایند. جنایات داعش و واکنش همه علماى شیعه و سنى، نشان داد که برخلاف ادعاى انگلیس و آمریکا، در اینجا نبرد شیعه و سنى جریان ندارد بلکه گروهى وحشى به نیابت از اسراییل و ارتجاع عرب، علیه اسلام مى‌جنگند.

حتى یکى از فرماندهان بعثى تکریتى که اخیراً در شمال سامرا دستگیر شده، اعترافات تکان‌دهنده‌اى درباره تروریستهاى تکفیرى بعثى بر زبان آورده است. وى گفته افرادى که به داعش موسوم هستند، هم‌اکنون نقش فداییان صدام را براى فرمانده لشکرهاى سابق صدام بازى مى‌کنند.

ازهمین روبودکه حتى عدنان العرعور،ازعلماى منتفّذ سلفى درسوریه، درواکنش به اقدامات داعش،در مصاحبه‌اى بیان کرد : براى ما روشن شده است که نیروهاى داعش همه توافقات را زیر پا مى‌گذارند و به کشتن مجاهدین راه حق مبادرت مى‌ورزند. آنها خائنانى هستند که تلاش مى‌کنند تا با تکفیر علما، امت اسلامى را از وجود علما پاک کنند.

 

دوشنبه : 1393/6/3- 28شوال1435- 25جولاي2014

انتظارات بجاي مردم - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۳:۴۵ بعد از ظهر

                   

اسدالله افشار

دوم شهريور هر سال آغاز هفته دولت است که روز پايانى آن سالروز شهادت محمد على رجايى؛ رئِس جمهور و محمد جواد باهنر؛ نخست وزير وقت ايران در سال 1360 است.شهيدان رجايى و باهنرتشکيل دهندگان نخستين دولت ايران پس از يکدست شدن جمهورى اسلامى ايران که پس ازخروج دولتمردان عصر حکومت موقت و دولت ابوالحسن بنى صدراستقراريافت. ازاين جهت دولت رجايى و باهنرآغازعصر تازه جمهورى اسلامى بشمار ميرود و شهادت آنها ضايعه اى است که دولت و مردم ايران هر سال به ياد آن در سوگ مى نشينند.هفته دولت ، فرصتى است تا لختى تأمل کنيم و به آن چه درگذرشتابزده زمان پنهان مانده ، نظرافکنيم. بايد رنج وتلاش مسوولان متعهد کشوررا ارج نهيم، خدمت هاى ناديدنى دولت مردان خدمت گزارو صاحب منصبان درد آشنا را سپاس گوييم و به همه تلاش گران و زحمت کشان نظام جمهورى اسلامى خسته نباشيد بگوييم.

اينك باعنايت به اين مناسبت نكاتي را با جناب دكترروحاني رييس محترم دولت مطرح ودرميان مي گذاريم باشد كه مورد توجه ايشان قرارگيرد :

1- یکی از انتظارات بجای مردم از دولت و نظام اسلامی، ایجاد سیستم اقتصادی سالم است که سرمایه ها را به گونه صحیح به کار گیرد و پایه های اقتصادی استوار را بنا نهد. با وجود تلاش فراوان دولتمردان ، هنوز این نیاز اساسی اقتصادِ بیمارگونه ما به طورآشکار جلوه گراست. البته از مشکلات داخلی و خارجی نظام نباید غافل شد.به هر روی، برای برپایی سیستم اقتصادی سالم و پایدار نیاز به تلاش عمومی و به کارگیری تمام توان های بالقوه جامعه است. دولت با بسیج نیروهای متخصص و با تجربه می تواند براین مشکل فایق آید.

2-  جامعه مطلوب، جامعه ای است که دولتمردانش با مردم همدل و همنوا باشند و در راه رسیدن به کرامت انسانی و استقلال همه جانبه تلاش کنند. برای این منظور یکی از طرح هایی مهم دولت بايد به کار گرفتن سرمایه های مردم برای پایه ریزی اقتصادی سالم و مستقل باشد . مشارکت ملی مردم در طرح های اقتصادی رشد مناسبی داشته است ولی به حدّ مطلوب نرسیده و دولتِ خدمتگزار باید با ایجاد جاذبه های مادی و معنوی، مردم را به مشارکت های جدی و عمومی فرا بخواند.

3- یکی از مهم ترین پایه های اقتدار هر دولت و حکومتی، «امنیت» است. تعیین میزان واقعیِ اقتدار سیاسی و ثباتِ داخلی از طریق این عامل قابل ارزیابی و ارزشگذاری است. این امر در کشور ما، نه تنها از لحاظ سیاسی و اصول حکومت داری دارای اهمیت است، بلکه از جهت اقتصادی و فرهنگی نیز بسیار مهم است. لذا تمام ارکان جامعه هوشیارانه باید مواظب بوده، از تنش ها و عملکردهایی که باعث ایجاد ناامنی می شود بپرهیزند.

4- یکی از محورهای اصلیِ توسعه، عدالت اجتماعی است. تقسیم عادلانه ثروت و به کارگیری یکسانِ توانایی های جامعه با هدف دست یابی به توسعه ای هماهنگ و فراگیر، از جمله شاخصه های عدالت اجتماعی است. خواسته مردم از دولت و نظام اسلامی، ریشه کن کردن بی عدالتی و ایجاد بستری سالم برای تقسیم عادلانه امکانات و فرصت ها و اجرای عدالت اجتماعی در عرصه های گوناگون است.

از اهداف اصلی حکومت اسلامی، برپایی قسط و عدالت اجتماعی است. اجرای درست عدالت در جامعه و بهره‏مندی تمامی مردمان از امکانات موجود، اصلی‏ترین عامل اجتماعی حرکت جامعه انسانی به سوی تعالی است. بنابراین، وظیفه دولت اسلامی است که در تأمین عدالت اجتماعی تلاش کند.

مسئولان باید به دنبال عدالت باشند. دنبال آسان کردن زندگی برای طبقات مستضعف و محروم و پابرهنه باشند؛ کسانی که در روز خطر این مملکت را نجات دادند.

جناب روحاني چرافكري به حال اقشاركم درآمد نمي نماييد ؟ چرا فاصله حقوق مديران درهردستگاه باهم اختلاف فاحش دارند وچرا فاصله حقوق مديران با كارمندان و كارشناسان گاهي اوقات به چند ده ميليون تومان مي رسد؟ خوبست بررسي اين بي عدالتي را ازنهاد رياست جمهوري آغازتا بدانيد درحوزه مديريتي كلان حضرت عالي چه مي گذرد ؟ گويا برخي ازچاپلوسان موجب فيلترينگ شما گشته ونمي گذارند كسي ازكاركنان به شما نزديك شده وداد خودشان را ازظلم پاره اي ازمديران نهاد مطرح نمايند! وا...درقيامت مسئول هستيد وبايد درپيشگاه خداوند سبحان درظلمي كه به ايشان رفته پاسخگوباشيد. آيا مي دانيد بازنشستگان كشوروحتي بازنشستگان دستگاه جناب عالي چگونه زندگي مي گذرانند؟ چراآقاي بانك وجناب نهاونديان كه الحمدلله هردوايشان ازمكنت فراوان برخوردارند- نسبت به حال زيردستانشان بي خبروكم اهميت هستند! رسيدگي به اين امور يعني عدالت اجتماعي ، يعني مبارزه با فقر، تبعيض وفساد. جناب روحاني آيا خبرداريد مديران شما نيز پاي خود را جاي پاي مديران دولت سابق گذاشته و درحمله به بيت المال گوي سبقت را ازيكديگرربوده اند و پشت به پشت براي چپاول ازبيت المال ، ازيكديگرحمايت غارتگرانه كرده و با عناويني چون مشاور و مديركل خودرا مقام كرده و حقوق هاي 3ميليوني خود را بعضا به 7 تا 10ميليون رسانده اند؟! آيا اين است معناي نظام هماهنگ پرداخت ؟ آيا تا به حال فكر كرده ايد چرا همه عاشق پست مديريت شده اند وچرا مديران دودستي ميزمديريت را گرفته ورها نمي كنند وحتي حاضرند به خاطرآن تملق وچاپلوسي نمايند وحق را درحوزه مسئوليتي خود قرباني نمايند؟! والله اگرحكومت علي بن ابيطالب (ع) بود اين متملقان چاپلوس جايگاهي دراين دستگاه نداشتند. جناب روحاني تاديرنشده آتش جهنم را ازدامان خود دور وحوزه مديريت كلان مجموعه نهاد را به اهلش واسپاريد كه طمعي نسبت به بيت المال نداشته باشد. اميدوارم اين مقاله نيزكه درد دل كاركنان وبازنشستگان نهاد مي باشد موردعنايت ديوان محاسبان قرارگيرد.      

5- خوش‏بختانه رهبر معظم انقلاب با اتکا به تجربه‏های ارزشمند اجرایی و تیزبینی خاص خویش، کوشیده است با نظارت دقیق بر عملکرد دولت‏مردان و نمایاندن نقاط قوّت و ضعف آنها، با بیان هشدارها، رهنمودها و راه‏کارها، دولت را برای رسیدن به اهداف چشم‏اندازی روشن و امیدبخش یاری رساند. ایشان همواره با طرح خواسته‏هایی چون مبارزه دولت‏مردان با مثلث شوم فقر و فساد و تبعیض و طرح‏های دیگر، به تبیین سیاست‏های صحیح نظام پرداخته است. نگارنده اميدواراست دولت اعتدال باجديت دراين مسيرحركت وشكاف هاي طبقاتي را كمترنمايد.

6- از ديگر مسئوليت هاي دولت در برابر شهروند آن است كه براي اصلاح جامعه تلاش كند. تلاش براي اصلاح جامعه از اصول اساسي نه تنها دولتمردان بلكه هر انساني است. ارزش و اعتبار اصلاحات تا آن اندازه است كه بعثت هاي پياپي پيامبران تنها براي اين منظور انجام شده است. هر دولتي موظف است همانند هر فرد مسلمان در حوزه اصلاح فردي (تزكيه) و اجتماعي تلاش كند و جلوي هرگونه فساد و تباهي و پديده هاي ناهنجار اجتماعي را بگيرد اين مساله همان چيزي است كه امام حسين(ع) آن را انگيزه قيام خود برشمرده است و مي فرمايد. انما خرجت لاصلاح امت جدي؛ من تنها براي اصلاحات در رفتار و هنجارهاي امت جدم قيام كرده و خروج بر دولت ظالم نموده ام. بنابراين اصلاح جامعه وجلوگيري از فساد و يا گسترش آن از وظايف دولت اسلامي است كه قرآن در آيه 205 سوره بقره بدان اشاره دارد.

7- حفظ نسل و توجه به آموزش و تربيت كودكان و نوجوانان از مهم ترين وظايف دولت اسلامي است. آموزش ها به گونه ايي باشد كه هويت اسلامي نوجوانان و جوانان حفظ شود. البته در آيات قرآن از حفظ نسل به مفهوم كلي و گسترده آن سخن رفته است كه هم به بخش تشويق مردم به توليد نسل است و هم به معناي محافظت بر اصول اسلامي و آموزش و تربيت آنان است. حفظ نسل از آن رو ضروري است كه بدون نسل امت از ميان مي رود و بدون آموزش و ايجاد بسترهاي لازم جامعه پذيري جامعه دچار بحران هويت مي شود. از اين روست كه قرآن بر حفظ نسل تاكيد مي ورزد. (بقره آيه 205)

8- ازديگر وظايف دولت در حوزه اقتصادي، مهار توليد و توزيع ارزاق عمومي و نيازهاي ضروري انسان و جوامع بشري در شرايط بحراني و شرايطي است كه گمانه بحران مي رود. (يوسف آيه 47)

قرآن دولت ها و حاكماني كه به امور اقتصادي مردم رسيدگي نمي كنند و به وضعيت اقتصادي جامعه و امت بي توجهي مي كنند سرزنش و نكوهش مي كند. (نساء آيه 53)

به هر حال از وظايف حكومت و دولت هاست كه در حوزه اقتصادي به ويژه كشاورزي كه رزق و روزي مردم را تامين مي كند اهتمام داشته و براي آن برنامه ريزي دقيق ارايه دهند و بر حفظ و گسترش آن بكوشند. (بقره آيه 205)

9- دولت بدون منتقد وعدم رعايت حقوق منتقدان ؛ دولتي بدون چشم و گوش، زبان و دستاني قدرتمند خواهد بود که با وجود تمام انرژي نهفته دروني توانايي تبديل پتانسيل‌هاي موجود به فعليت‌هاي موعود را نخواهد داشت . فضاي نقد درکشور يک ضرورت است و دولت بايد پذيرش آن را داشته باشد. اگر فضاي نقد و بررسي در کشور نباشد کشور با مشکلات جدي روبه رو خواهد شد.نبايد فراموش شود که دولت فاقد منتقد درمعناي منسجم ، هدفمند ، هوشمندانه و هوشيارانه سازدردنياي مدرن امروزمحکوم به پرداخت هزينه‌هاي گزاف است . نبايد انتظارداشته باشيم که هيچ کس هيچ چيزي نگويد وانتقادي نکند اما بعضي افراد که انتقاد کردند به کم سوادي وديگرالقاب متصف و متهم شوندكه اين نوع نگاه ونگرش تبعات منفي به دنبال دارد.رئيس جمهوربايد دراين زمينه سعه صدر بيشتري ازخود نشان دهد. شعارهاي اين دولت مغاير با رفتارها و اعمالش است.قطعا تخریب با نقد متفاوت است و دولت باید ازنقد عملکرد خود استقبال کند. در جامعه ما نخبگان بسیاری وجود دارند که نقدهای دلسوزانه‌ای به دولت داشته و هیچ‌گاه هدفشان تخریب نیست.اگرکسی را قبول نداریم نباید وی را متهم کنیم تا فضای کشور منطقی باقی بماند. باید ازنقد‌ها استفاده کنند. حیات جامعه و نشاط آن منوط به وجود فضای نقد است و باید تفاوت میان نقد و تخریب قایل شد. حق نداریم منتقد خود را کم سواد معرفي و به جهنم برويدخطاب کنیم‌.

جان كلام :

با توجه به آنچه بيان شد؛ مردم انتظار دارند حضور رئيس جمهور محترم، وزرا و ديگر دولتمردان در جامعه، حضوري نشاط آفرين و اميد بخش باشد زيرا بطور طبيعي افراد جامعه، از مشكلات، خصوصا مشكلات اقتصادي، آگاه هستند و شايد بيش از بسياري از مسئولان، آن را با تمام وجود لمس مي‌كنند. بنابراين بيان دردها و مشكلات توسط مسئولان و يا خداي ناكرده سياه نمايي، نه تنها پيامد مثبتي ندارد بلكه چه بسا موجب ايجاد دلسردي درجامعه و تكرار بيان به ارث بردن شرايط دشواراز دولت گذشته و مرثيه خالي بودن خزانه يا ... در نهايت رشد جوانه‌هاي "اميد" را در جامعه كند خواهد ساخت علاوه بر آنكه سودي هم نخواهد بخشيد .

 

شنبه : 1393/6/1-  26شوال1435- 23آگوست2014

 

 

 

 

 

آمریکا ؛ تهدید کننده وتخریب گرصلح - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۵:۱۷ بعد از ظهر
آمریکا ؛ تهدید کننده وتخریب گرصلح اسدالله افشار نقش آمریکا درجهان وتأثیرآن برآمریکا دگرگون شده است . بسیاری، این تغییرات را نتیجه رویدادهای دهشتناک یازدهم سپتامبر می‌پندارند و اینکه از آن پس، ما درجهان یکسره تازه‌ای به سر می‌بریم. آیا واقعا چنین است؟ كارشناسان تردید دارند! خطر روزافزون تروریسم و تلاش‌های مشترک بسیاری از دولت‌ها برای رویارویی با این خطر، بی‌گمان بُعد تازه و مهمی به سیاست‌های جهانی افزوده است. با وجود این، امروزه ویژگی بنیادین سیاست‌های جهانی و نقش جهانی آمریکا، نه برخاسته از رخدادهای سال 2001 در نیویورک و واشنگتن، بلکه مولود رویدادهای یک دهه پیش درمسکو است. فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی وپایان جنگ سرد، سه شاخصه محوری جغرافیای سیاسی ومحیط استراتژیک را دگرگون کرده است؛ نخست، ساختار قدرت جهانی؛ دوم، مبانی صف‌آرایی و دشمنی کشورها؛ سوم، الگوی غالب جنگ در جهان. این تحولات به گونه‌ای چشمگیر بر نقش آمریکا در سیاست‌های جهانی اثر گذاشته است. آشکار شدن چهره واقعی اوباما وآمريكا : آشکارتر شدن چهره واقعی اوباما به عنوان رئیس‌جمهور مدعی تغییر و اصلاح وضع گذشته است. اوباما از بدو ورود به صحنه تبلیغات انتخاباتی برای تصدی پست ریاست‌جمهوری در آمریکا، به گونه‌ای شعارهای تغییر در سیاست‌های داخلی و خارجی آمریکا و اصلاح روابط با دیگر دولت‌ها و ملت‌ها و به ویژه ملت ایران را سر داد که عده‌ای تصور کردند اوباما یک پدیده نو در تاریخ سیاست آمریکا خواهد بود. در همان ایام این نگاه نیز وجود داشت که اوباما یک بازیگرروی صحنه است و شرایط آمریکا اینگونه اقتضا می‌کند که اوباما با چهره‌ای متفاوت از بوش و دیگر رؤسای جنگ‌طلب آمریکا ایفای نقش کند. طی یک سال گذشته رفتارهای سیاسی اوباما در قبال مسائل جهانی و به ویژه در قبال ملت ایران، نشان داد که هیچ تغییر راهبردی در سیاست‌های آمریکا به وجود نیامده و آنچه مطرح شده جنبه تاکتیکی داشته و عمدتاً با هدف فریب افکار عمومی انجام شده است. البته این آشکار شدن چهره واقعی را باید یک دستاورد برای نظام اسلامی به حساب آورد. هوشیاری و درایت رهبر معظم انقلاب اسلامی و ملت عظیم‌‌الشأن ایران در قبال رفتارهای فریبکارانه سردمداران کاخ سفید، در نهایت چهره واقعی آنان را در دوره جدید نمایان ساخت. افراد ساده‌اندیش در ایران، به قدرت رسیدن اوباما با شعار تغییر را برای ایران یک فرصت ارزیابی کرده و معتقد به برداشتن گام‌های عملی از سوی ایران برای اصلاح روابط با آمریکا بودند. اکنون با کنار رفتن پرده‌ها و آشکار شدن چهره و ماهیت واقعی اوباما، نادرستی این قبیل تحلیل‌ها به اثبات رسیده است. نشانه‌های سقوط دولت آمريكا : درسایه سیاست‌های جنگ‌طلبانه و غیرمسئولانه کاخ سفید در چند دهه اخیر، امپراطوری آمریکا از بزرگ‌ترین اعتباردهنده وثروتمندترین کشور دنیا به بدهکارترین دولت دنیا تبدیل شده است. به علاوه مردم آمریکا بیش ازهمه ازمشکلاتی نظیر نابرابری اقتصادی، بیکاری، فقدان آزادی‌های مدنی، سانسور رسانه‌ای ومعضلات متعدد مربوط به زیرساخت‌های اجتماعی رنج می‌برند.اینک شاخص‌ترین نشانه‌های سقوط دولت آمريكا در برابر چشمان ماست. ما شاهد رشد الگیارشی در جهت تصاحب قدرت اقتصادی و سیاسی هستیم. یک درصد جمعیت ثروتمند، هم‌اینک بیش از 90 درصد شهروندان واقع در انتهای لیست، دارایی دارند. این نابرابری اقتصادی مطمئناً از زمان دوره رکود بزرگ اقتصاد آمریکا، بی‌نظیراست. به علاوه، اگرهیلاری کلینتون در انتخابات آتی رئیس‌جمهور شود، کنترل کاخ سفید در 24 سال گذشته تنها در دستان دو خانواده، جابه‌جا گردیده است. بدهی‌های اقتصادی هنگفت دولت آمريكا که اکثراً به منابع اقتصادی چین مرتبط است، ما را ازاین نکته غافل نموده که جنگ‌افروزی‌های بی‌نتیجه درسراسردنیا وصرف هزینه‌های هنگفت درپروژه‌های بی‌نتیجه، می‌تواند تا چه حد زمینه سقوطآمريكا را فراهم کند و سال‌هاست که آزادی‌های دموکراتیک مردم آمريكا درسایه شعار امنیت ملی، پایمال و یا محدود می‌گردد. و در سایه افول خدمات عمومی ارائه شده به شهروندان در حوزه سلامت وآموزش وپرورش ومسکن، زندگی روزمره ده‌ها میلیون شهروند آمریکایی،‌وخیم‌تراز گذشته گردیده است. دررسانه‌های آمريكا نیزشاهدیم که برنامه‌های سرگرم‌کننده و مفرح جایی را برای ارائه برنامه‌های نقد و بررسی پیرامون مسایل ملی و سیاسی همراه با توجه به رویدادهای خارج ازایالات متحده باقی نگذاشته‌اند. و در نهایت نیز مردم آمريكا به جای دیدن اخباردر رسانه‌ها باید به مشاهده برنامه‌هایی مبتذل و سخیف و اراجیف در این بخش‌های خبری، تن در دهند. سیا ست کاخ سفید برپایه نقض حقوق انسان‌ها : تحلیلگران مسائل سیاسی بر این باورند که سیاست کاخ سفید تاکنون بر پایه نقض حقوق انسان‌ها با استفاده از حربه فرافکنی استوار بوده است. در واقع آمریکا طی سال‌های اخیر سعی کرده است تا با متهم کردن دیگر کشورها به نقض حقوق بشر و گمراه کردن اذهان عمومی، در سکوت و آرامش، ابتدایی‌ترین حقوق انسان‌ها را سلب کند. جنایات انجام شده درابوغریب ، گوانتانامو ، بگرام و... فقط گوشه‌ای از موارد نقض حقوق بشر توسط آمریکاست.جالب آنکه این جنایات ضدبشری دقیقاً زمانی انجام می‌شد که سیاستمداران واشنگتن با استفاده از هجمه گسترده تبلیغاتی، آنچه را که ازآن با عنوان نقض حقوق بشر در دیگر کشورها یاد می‌کردند، زیرذره‌بین قرارداده بودند.سازمان‌های حقوقی ومدنی جهانی علناًموارد نقض حقوق بشر توسط آمریکا را به باد انتقاد گرفته‌اند و خواستار و رسیدگی به این موضوع شده‌اند. این درحالیست که نمی‌توان به آسانی از موضوع‌های جنجال‌برانگیزی چون انتشاربیش از400 هزارسند محرمانه دررابطه با جنگ عراق و افغانستان گذشت. اگرچه هنوز نقاط تاریک بسیاری وجوددارد كه درحقايق پشت پرده این افشاگری نهفته است،اما می‌توان به جرأت گفت که برخی اسنادکه مستقیماً از رفتار وحشیانه نظامیان آمریکایی در کشورهای فوق‌الذکرپرده برداشت، به شدت واشنگتن را به چالش كشانده است. آمریکا درمسیر قهقرائی : بررسیهای آکادمیک نشان می دهد که درپرتو رفتارهای قیم مآبانه آمریکا در سایر کشورها مدل رشد و توسعه و الگوی حقوق بشر و دمکراسی آمریکائی کمترین محبوبیتی ندارد و کمتر هواخواهی در جهان پیدا می کند و سیاستمداران آمریکائی نگرانند که گویا آمریکا در مسیر قهقرائی و عدم محبوبیت قرار گرفته است. شکست سیاستهای دولتمردان آمريكايي و دستیارانش بویژه درصحنه داخلی که مشخصا باکسری موازنه تجاری کسری بودجه و ناکامی دراداره کشور بنمایش گذاشته شده باعث واگرائی بیشترشده ودیگر سالهاست که آمریکا حتی برای متحدینش هم الگوی مناسبی محسوب نمی شود. “فیگارو” دراین زمینه هشدار می دهد که آمریکا سعی دارد خود را عامل ثبات و تضمین کننده صلح جهانی معرفی کند ولی دنیا شاهد آنست که آمریکا بعنوان تهدید کننده و تخریب گرصلح عمل می نماید. سناتور “شوک هاگل” در آکادمی دیپلماتیک واشنگتن صریحا از یک نگرانی بزرگ پرده برداشت وخاطرنشان ساخت که افول شهرت واعتبار آمریکا به مرزهای وحشتناک رسیده واگرعلل وریشه های آن به درستی درک نشود نسل آینده مجبوراست با بحرانهای خطرناکتری دست و پنجه نرم کند. روند افول اقبال جهانی آمریکا از میان ارقام نظرسنجی ها بخوبی قابل ارزیابی است. سه شنبه : 28/5/1393- 22شوال1435- 19آگوست2014
جامعه اخلاق محور - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۸:۵ بعد از ظهر

جامعه اخلاق محور                                   

اسدالله افشار

 

جامعه شناسان معتقدند ارتباطات به عنوان سنگ بنای یک جامعه، شاه کلید قوام و توسعه یک جامعه است تا به پویایی ، توسعه یافتگی و رفاه برسد و با ترنم اخلاق ، از میوه شیرین عدالت اجتماعی برخوردار شود . بنابراین، این جامعه باید دارای ارتباطاتی پویا ، منحصر و کاملاً نظام مند باشد . یکی از عوامل مهمی که این ارتباطات را زیبا، توانمند و پرظرفیت می کند ، ارتباطاتی با جنس اخلاق است که ارتباطات جامعه را آغشته به رنگ فرهنگ می کند . زمانی که مردم به شیوه های ارتباط برقرار کردن و تمامی ارزشها و هنجارهای آن آشنا هستند ، در قالب قوانین ، آداب و رسوم ، سنتها و عرفیات ، این احکام قابل پیاده سازی است .

اگر مردم این ارتباطات را از سر عشق و رعایت ادب و تاسی به ارزشهای معنوی برقرار کردند، آن هنگام جامعه میل و گرایشی به اخلاق محور شدن دارد . برای نمونه ، زمانی که شهروندان یک جامعه ، قانون آن جامعه و آداب و رسوم را می دانند، معاشرت را بلدند و می توانند آن را در ارتباطاتشان به کار گیرند، تنها به یک مرحله از رشد یافتگی رسیده اند . اگر این امور مناسب  و شایسته به کار گرفته شود ، این جامعه به اخلاق محور شدن ، تمایل پیدا می کند .

زمانی که فردی قوانین راهنمایی رانندگی را می داند و در ارتباط با رانندگان دیگر به این قوانین احترام می گذارد ، به آن باور دارد و آنها را اجرا می کند ، یک سطح از اخلاق اجتماعی است اما اگر این رعایت کردن همراه با ادبیات رفتاری محترمانه باشد ، نشان می دهد که این جامعه به سوی اخلاق مند شدن میل دارد. اجتماع اخلاقی فراتر از همه قوانین ، هنجارها ، سنتها و معاشرتها که موجب ارتباط پویا و توسعه یافته می شود ، به اخلاقیات پایبند است ؛ بدین معنا که دارای خلق و خویی همراه با شأن انسانی و در کشور ما متناسب با ادبیات دینی و معنوی ما مسلمانان و ادبیات ملی ما ایرانیهاست .

چنین جامعه ای ، جامعه اخلاق محور است . تحقق این جامعه اخلاق محور شرط دارد . زمانی که نیازهای این افراد و شهروندان در سطوح پایین برطرف شده باشد ، براساس مثلث نیازهای «آبراهام مازلو» این شهروند از سطح برطرف کردن نیازهای اولیه مانند پوشاک ، خوراک و امنیت برخوردار است و برای تحقق یک جامعه آقامنش و با وجاهت ، تلاش می کند . جامعه اگر به سطح برطرف کردن نیازهای وجاهتی خودش رسید ، آماده اخلاق مند شدن است . جامعه وجاهت طلب و تکریم جو، جامعه ای اخلاق محور است.

حضرت امام (ره) به عنوان رهبر انقلاب اسلامی ، با رشد و تکاملی که در شخصیت فردی خود داشتند ، توانستند تحولات بزرگی را در تحقق جامعه ای ارزشی و اخلاقی رقم بزنند . حضرت امام(ره) در فضای اخلاقی خودش و در نظام و سامانه تعریف شده اخلاقی اجتماعی خودش، کاملاً ساده بود. در زندگی ایشان زر و تزویر نبود . حتی زمانی که ایشان می خواست ابراز احساسات کند، اصلاً از پیچیدگی برخوردار نبود و علایم و نمادهای پیچیده ای را در گفتگو و صحبت با دیگران نشان نمی داد . «سادگی» اساس یک اخلاق اجتماعی است. انسانهایی هم که ساده زیست بوده و به زر و زیور دل نبستند، در عرصه اخلاق اجتماعی بویژه در نزد مردم الگو بوده اند.

اما متأسفانه این الگو توسط کسانی همچون خواص، نخبگان، مسؤولان و مدیران، در حوزه های مختلف مدیریتی، آموزشی ، دانشگاهی و رسانه ای به درستی معرفی نشده و زیبایی و سادگی این الگوها در جامعه تقویت نشده است . از این جهت ما ، شاید جزو کسانی هستیم که در معرفی و الگودهی شخصیت حضرت امام (ره) کم کاری کرده ایم . بسیاری از شاخصهای بنیادی تربیتی ، ازاین الگوی بزرگ قابل گسترش در جامعه بود که از آن استفاده نشد و اگر به جامعه برگردیم ، ردپایی از الگوی ارزشمند حضرت امام(ره) را در سطوح مختلف شاهد نیستیم .

برای ایجاد روحیه نشاط و امیدواری در جامعه باید تمامی تلاشها را به کار ببندیم تا به نقطه مطلوب برسیم. اما توجه به واقعیت کنونی جامعه، زیرساختهای مناسب برای تحقق این جامعه اخلاقی فراهم نیست . کار مطالعاتی و پژوهشی در این عرصه، کار شناسایی سره از ناسره و جامعه پذیری و فرهنگ پذیری مردم، کم است. در حال حاضر، در کلانشهرها نبود اخلاق اسلامی که باید آراسته به آن باشیم ، کاملاً مشهود است.

متأسفانه ارتباطات ناسالم شهری و وابستگی به فرهنگ غربی موجب شده جای خالی این اخلاق نمایان باشد. کارشناسان جامعه شناس ؛ تحقق اجتماع اخلاقی را کمی دشوار می بینند ، زیرا با توجه به این شرایط ، فضاهای دانشگاهی، نظام آموزش و پرورش ، فضاهای آموزش تربیت خانوادگی و رسانه های ما تمایلی جدی برای تحقق جامعه اخلاقی نداشته و ندارند . این مجموعه ها نه تنها وحدت نظر ندارند و سیستمی هم عمل نمی کنند ، بلکه حرکت آنها دراین خصوص جزیره ای است . ریسمانهای هم را نیزرشته می کنند .

جان کلام :

صاحب نظران علوم اجتماعی معتقدند ؛ اگر برنامه ریزیهای ما براساس برنامه ریزیهایی باشد که به سمت کرامت انسانی برود، جامعه اخلاق محور، استراتژی موفقی خواهد بود زیرا هیچ چیزی جای اخلاق به ویژه اخلاق آراسته به ادبیات غنی دینی و ملی ما را نمی گیرد و انصافاً سرمایه ای ارزشمند است که اگر آن را از دست ندهیم    برنده ایم.

 

 

دوشنبه : 1393/5/27- 21شوال1435- 18آگوست 2014

 

 

آمريكا ، عراق ، داعش - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۳:۴ بعد از ظهر

آمريكا ، عراق ، داعش                           

اسدالله افشار

 

مدت زماني است كه عراق و شامات در آتش دروغ و تباني، خيانت و توطئه مي‌سوزد. مردماني مسلمان گرفتار قهر زمين شده‌اند. گويي بر تارك آنان خون، بدبختي، درد و حرمان نقش بسته است. آنچه دردوماهه اخير در عراق اتفاق افتاده و بيش ازآن در سوريه رخ داده گويي جنايت انسان خونريز در متن بشريت امري متعارف شده است. پيدايش داعش طي بيش از يك سال نيازمند آسيب شناسي جدي است.اگربه عمق آن توجه كنيم و فارغ ازهرگونه تعصب يا تعلق فكري به اين واقعه و حادثه تلخ بنگريم، بي‌تفاوتي قدرت‌هاي جهاني نسبت به مردم مظلوم سوريه و عراق، تباني شرم‌آور برخي دولت‌هاي منطقه از جمله تركيه، عربستان و امارات، رفتار پارادوكسيكال ايالات متحده امريكا و انگليس، جاه طلبي‌هاي تفكر بعثي دردوجامعه شامات و بين النهرين، همه و همه داراي نقش جدي بوده است.

یکدست نبودن بافت سیاسی در عراق و عدم همراهی سیاستمداران عراقی با بدنه حکومتی در مبارزه با تروریسم موجب شد تا ناگهان گروه داعش بر بخش‌هایی از این کشور تسلط بابد و دست به جنایت‌های وحشیانه‌ای بزند.در این میان نمی‌توان به آسانی از نقش سوء برخی کشورهای عرب منطقه و در رأس آنها عربستان سعودی در شعله‌ور شدن آتش بحران در عراق ،گذشت.اما به باور کارشناسان عربستان هم از خطرات ایجاد شده توسط داعش و دیگر گروه‌های تروریستی مورد حمایت ریاض در امان نخواهد بود.

شناخت ماهیت داعش :

كارشناسان اموربين الملل معتقدند ؛ محورهاى زیر براى شناخت ماهیت داعش حائزاهمیت است:

- داعش یک تفاوت اساسى با القاعده دارد. القاعده داراى اصالت ذاتى است ؛ اگرچه مورد سوء استفاده غرب هم قرار مى‌گیرد. اما هسته اصلى داعش ساخته و پرداخته سرویسهاى اطلاعاتى و امنیتى مى‌باشد که اهداف بزرگى ازجمله اسلام‌هراسى براى آن تعریف شده است.

- گروهک داعش خاستگاه فکرى و ایدئولوژیکى خیلى قوى ندارد و افراد آن بسیار سطحى‌نگر هستند.

- به نظر مى‌رسد بحث تشکیل خلافت اسلامى را بیشتر با هدف کسب موقعیت در جوامع اسلامى مطرح مى‌کنند.

وجوه مشخصه گروه داعش :

ترديدي وجود ندارد كه آنچه باعث شد در مدتي بسيار كوتاه نام گروه تروريستي داعش بر سر زبان‌ها بيافتد، ميزان قساوت و جنايت‌هاي وحشيانه اعضاي اين گروه عليه مردم سوريه و عراق بود. گروهي كه به وجود آورندگان آن به طور عمد تلاش كردند چنان چهره ترسناكي از اعضاي اين گروه به جهانيان عرضه كنند كه علاوه برآنكه به عنوان پشتوانه‌اي براي موفقيت در عمليات‌هاي جنايتكارانه آنان در آينده مورد استفاده قرار مي‌گيرد، رعب و وحشت ناشي ازعملكرد آنان وافكار متحجرانه وافراطي اين گروه كه به نام دين اسلام عرضه مي‌شود ، آنها را به عنوان چهره واقعي مسلمانان به جهانيان معرفي نمايد.

بحران داعش که طی دو ماهه اخیر باعث کشته شدن دست کم هزاران نفر در عراق شده است، بار دیگر نشان داد مدعیان دموکراسی در جهان و متحدان آن تا چه اندازه به فرآیندهای دموکراتیک پایبندند.

 داعش، درواقع روی دیگری از چهره دموکراسی خواهانه واشنگتن است که در مقابل افکارعمومی جهان قرار گرفته و گویی همان «پنجه آهنین» درچارچوب تعبیررهبرمعظم انقلاب است که این هفته هاي اخير در عراق از «دستکش مخملی» بیرون افتاده است.

داعش دربستر افکار و عقاید فرقه سلفی تکفیری :

داعش ساخته و پرداخته سرویس‌های اطلاعاتی آمریکا، رژیم صهیونیستی، برخی از کشورهای غربی و اروپایی است ؛ لکن این جریان در بستر افکار از عقاید فرقه سلفی تکفیری شکل‌گرفته که پیش از این، جنایات‌شان در تاریخ ، از ظرفیت‌ها و قابلیت‌های تفرقه‌انگیزی و آدم‌کشی و ارتکاب هر نوع جنایت در جهان اسلام ، خبر می‌داد. غربی‌ها و آمریکا‌یی‌ها، برای تخریب چهره اسلام در عصر ارتباطات و مقابله با امواج بیداری اسلامی نشئت گرفته از انقلاب اسلامی و روند پرشتاب همگرایی‌ میان مسلمانان ، فرقه سلفی تکفیری را بهترین ابزار در میان خود مسلمانان یافته و با کمک دولت‌های مرتجعی چون آل‌سعود ، به تجهیز و به کارگیری آنان در راستای مقاصدشان روی آورده‌اند.شواهد امر و روند تحولات میدانی در عراق طی هفته هاي گذشته، نشان می‌دهد این فریب‌خوردگان به هیچ‌یک از اهداف‌شان نخواهند رسید و جز هلاکت یا فرار، راه دیگری پیش‌رو ندارند.

از نکات قابل‌توجه درخصوص داعش، پرونده سراسر سیاه و توأم با قتل و جنایت فرقه‌ای است که از ابتدای شکل‌گیری و تشکیل امارت اسلامی در منطقه نجد ، اینک در سوریه و عراق به دنبال‌ تشکیل حکومت اسلامی دیگری است! مروری براین پرونده سیاه که دستان پیراستعمار انگلیس خبیث درپشت آن قراردارد، نشان می‌دهد که چرا در مقطع کنونی نظام سلطه و به‌ویژه آمریکا به این جریان برای آتش‌افروزی در جهان اسلام دل بسته‌اند.

داعش، يك گروه تروريستي و بي‌رحم :

حملات جنگنده‌هاي آمريكا به مواضع گروه تروريستي داعش در عراق درحالي صورت پذيرفت كه ناظران و تحليل‌گران مسائل عراق، اين حملات را بي‌تاثير و بيشتر نمايشي دانستند به گونه‌اي كه حتي برخي مقام‌هاي آمريكايي نيز بر بي‌خاصيت بودن اين حملات تأكيد كرده‌اند.

جان مك كين سناتورجمهوريخواه آمريكايي وهمچنين رئيس سابق ستادارتش آمريكاازجمله كساني هستندكه حملات آمريكابه داعش رابي‌حاصل دانسته‌اند.

واقعيت اين است كه آمريكا اراده‌اي براي از بين بردن داعش ندارد چرا كه خود غربي‌ها اين گروه تروريستي را همچون موارد مشابه متعدد ديگر، به وجود آورده‌اند تا از آن براي پيشبرد اهداف سياسي و مقاصد استعماري خود بهره ببرند.

داعش، يك گروه تروريستي و بي‌رحم است كه پس از آغاز توطئه غرب و ارتجاع عرب عليه حكومت دمشق در سوريه تأسيس شد. آمريكايي‌ها به همراه متحدان منطقه‌اي خود، هنگامي كه امكان حمله مستقيم براي ساقط كردن حكومت سوريه را نيافتند سياست خود را بر ايجاد گروههاي شورشي و تجهيز و تسليح آنها قرار دادند و در مدت سه سال انواع و اقسام سلاح‌ها و كمك‌هاي مالي را در اختيار اين گروهها قرار دادند كه نتيجه آن، ظهور گروه‌هاي تروريستي، نظير داعش، النصره و امثال آنها بوده است.

اين، واقعيتي است كه چند مقام آمريكايي از جمله هيلاري كلينتون، وزير خارجه سابق اين كشور نيز به آن تاكيد كرده‌اند. كلينتون اخيراً در مصاحبه‌اي اذعان كرده است داعش ساخته و پرداخته آمريكايي هاست و حتي قرار بود در صورت سقوط حكومت سوريه، داعش به عنوان جانشين آن حكومت توسط غرب به رسميت شناخته شود.

رفتار آمريكائيها در برابر تحولات اخير عراق و سكوت آنها در برابر پيشروي داعش به شكل واضح بيانگر اين موضوع است كه اولاً واشنگتن از اقدامات داعش ناخشنود نيست و دوم اينكه، واشنگتن از اين گروه استفاده ابزاري مي‌كند.درحالي كه گروه داعش با وحشيانه‌ترين شكل شهرهاي عراق را مورد تاخت و تاز قرار داده و تكان دهنده‌ترين جنايات را مرتكب شده است اما اوباما تنها به اين اظهارات بسنده كرد كه بحران عراق از طريق سياسي قابل حل است!

جان كلام :

ایران هراسی، شیعه هراسی و سنی هراسی همه طرح های آمریکایی- صهیونیستی است و داعش نیز پول می‌گیرد و اهداف گوناگون خود را دنبال می‌کند. به یقین داعش وقتی موفق می‌شود که سنی و شیعه درگیر باشند ودرغیر این صورت، همه انرژی خود را صرف نابودی رژیم صهیونیستی و مبارزه با طرح های استعماری می‌کرد. اگر مسلمانان همیشه با هم درگیر باشند نظام سلطه می تواند از آن سود ببرد. شعار جمهوری اسلامی ایران و فریاد حضرت امام (ره) نیز همین است که باید وحدت میان امت اسلامی حفظ شود.

پس می توان نتیجه گرفت که پایگاه مردمی برای داعش سرنوشت ساز است و عشایر سنی و شیعه و کرد نباید اجازه دهند این گروه جایگاهی پیدا کند. والبته سازمان ملل متحد هم باید در این راه به عراق کمک کند. جامعه بین المللی مسئول است و نباید اجازه دهد آمریکا و برخی طرف‌های منطقه‌ای و رژیم صهیونیستی با جان و مال مردم منطقه بازی کنند. تاریخ قضاوت خواهد کرد چه کسانی در روند مبارزه با تروریسم خیانت کردند.

 

شنبه : 1393/5/25- 19شوال1435- 16آگوست2014

 

رييس جمهور نقدپذيربا شند - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۳:۱۲ بعد از ظهر

رييس جمهور نقدپذيربا شند                           

اسدالله افشار

رئيس جمهورروحاني روزسه شنبه 21مردادماه1393 در همايش سالانه سفرا و نمايندگي‌هاي ايران در خارج به شدت از برخي منتقدان داخلي سياست خارجي دولت انتقاد کرد. ايشان در سخناني شديد اللحن با به کار بردن عباراتي خاص گفت : «عده‌اي شعار سياسي مي‌دهند اما بزدل سياسي‌ هستند هر وقت مذاکره مي‌شود، مي‌گويند مي‌لرزيم،به جهنم، برويد جاي گرم که نلرزيد، خدا شما را ترسو و لرزان آفريده است

درباره این بخش ازسخنان تأمل برانگيزرييس جمهورروحاني به عنوان رييس دولت اعتدال نكاتي درمیان است كه درذيل به آنها اشاره مي گردد:

1- ادبيات برگرفته درسخنان جناب روحاني ادبيات مناسبي به عنوان يك رييس جمهور فرهيخته وحقوقدان ودركسوت روحاني هيچ تناسبي با شأن حقيقي وحقوقي ايشان نداشته وندارد ! ازايشان انتظاراست بامتانت واخلاق وادب اعتدالي سخن گفته ومنتقدان را بااين ادبيات تخطئه ننمايند!

2- اي كاش رييس جمهور بجاي عصبانيت و پرخاشگري پرده از راز اين ادبيات تند و غيراعتدالي برداشته ومنتقدان را  با هوشمندي و درايت به سمت منطق و خردورزي هدايت مي نمودند و راه درست انتقاد كردن را به منتقدان يادآورمي شدند وازجاده اعتدال نيزخارج نمي شدند تا بارديگر مواضع ايشان اززبان يك حقوقدان رنگ وبوي استدال داشته باشد تا خوي خشونت ونظام گري! اميدوارم رييس جمهور حقوقدان بماند وهرگز هوس سرهنگ شدن ننمايد!

3-  به زعم كارشناسان وقتی دیروز رئیس جمهور پشت تریبون قرار گرفت و سخنرانی تندی ایراد کرد باعث شگفتی بسیاری شد و این ادبیات از نگاه آنان خاطرات دولت گذشته را برایشان تداعی کرد و البته نگرانی از این موضوع بین اذهان عمومی ایجاد شد که نکند این طرز ادبیات در میان روسای جمهور باب شده است؟ جالب اینجاست دولتی که همواره براین موضوع تاکید داشته و دارد که هشت سال گذشته دیگر بازنمی گردد حال از دوران گذشته نیز پیشی گرفته و حتی درادبیات ولحن سخنرانی نیزبسیار شیبه دولت گذشته است.

4- آقاي روحاني خود بهتر مي دانند که این چنین سخنان تشنج آفرين نه تنها سودي براي دولت و جامعه ندارد بلكه جامعه را از اعتدال خارج كرده و به ورطه افراطی گری می کشاند و فضا را برای رادیکال‌های جناح‌های سیاسی رند وطماع باز می کند. صاحب نظران معتقدند ؛ در شرایط کنونی فضای سیاسی کشور به گونه‌ای بوده است که معتدلین همه جناح ها توانسته‌اند با کنار رفتن غبارهای سیاسی خودی نشان دهند و فعال تر شوند اما چنین ادبیاتی نوعی هموار کردن راه برای ورود دوباره رادیکال‌ها به جای راندن آنهاست.

5- به نظرمی رسد دولت وشخص رييس جمهور محترم درزمینه برخورد با منتقدین باید با سعه صدربیشتری عمل کند. يادمانم نرفته است كه در گذشته منتقدان از سوی رئیس جمهور بی سواد خطاب شدند و امروز نیز با ادبيات ديگري مورد لطف واقع شده اند. درحالي كه نيك مي دانيم درچنين شرايطي ، ایجاد فضایی سالم و همراه با تفاهم و تعامل می‌تواند منتقدین را بیشتر به سمت فضایی عقلانی و واقع بینانه سوق دهد موجبات رحمت و وحدت را پديد آورد و هماني شود كه مدنظردولت وحاكميت است.

6- دولت بدون منتقد وعدم رعايت حقوق منتقدان ؛ دولتي بدون چشم و گوش، زبان و دستاني قدرتمند خواهد بود که با وجود تمام انرژي نهفته دروني توانايي تبديل پتانسيل‌هاي موجود به فعليت‌هاي موعود را نخواهد داشت . فضاي نقد درکشور يک ضرورت است و دولت بايد پذيرش آن را داشته باشد. اگر فضاي نقد و بررسي در کشور نباشد کشور با مشکلات جدي روبه رو خواهد شد.

7- سخن زماني تأثيردارد که منتقدان به فوريت برابرآن موضع‌گيري کنند اما يک نکته نبايد فراموش شود که دولت فاقد منتقد درمعناي منسجم ، هدفمند ، هوشمندانه و هوشيارانه سازدردنياي مدرن امروزمحکوم به پرداخت هزينه‌هاي گزاف است . نبايد انتظارداشته باشيم که هيچ کس هيچ چيزي نگويد وانتقادي نکند اما بعضي افراد که انتقاد کردند به کم سوادي وديگرالقاب متصف و متهم شوندكه اين نوع نگاه ونگرش تبعات منفي به دنبال دارد.رئيس جمهوربايد در اين زمينه سعه صدر بيشتري از خود نشان دهد. شعارهاي اين دولت مغاير با رفتارها و اعمالش است.

8- قطعا تخریب با نقد متفاوت است و دولت باید ازنقد عملکرد خود استقبال کند. در جامعه ما نخبگان بسیاری وجود دارند که نقدهای دلسوزانه‌ای به دولت داشته و هیچ‌گاه هدفشان تخریب نیست.اگرکسی را قبول نداریم نباید وی را متهم کنیم تا فضای کشور منطقی باقی بماند. باید ازنقد‌ها استفاده کنند. حیات جامعه و نشاط آن منوط به وجود فضای نقد است و باید تفاوت میان نقد و تخریب قایل شد. حق نداریم منتقد خود را کم سواد معرفي و به جهنم برويدخطاب کنیم‌.

9-نقد این است که نقد فکر کنیم نه اینکه به ناقد بپردازیم. در حقیقت ما باید به " ما قال" بپردازیم نه " من قال". صحبت های رئیس جمهور بیشتر از آنکه  متوجه " آنچه گفته می شود" باشد، متوجه " آنکه می گوید"است . اینکه به منتقد بگوییم "بی سواد"یا بگوییم که از جای خاصی تغذیه می شود ، ويا "اين كه به جهنم برويد"این نقد محتوایی نیست. نقد عالمانه این است که  نقد فکر را اساس قرار دهیم و به گوینده کاری نداشته باشیم.

10- فضای امن برای نقادی ملزوماتی دارد. رئیس جمهور نباید چهره ای نشان دهند که  تحمل نقد را ندارد. شما باید تحمل نقد را نشان بدهید. به نظر من این سخنان رئیس جمهور باعث شد نقدپذیری ایشان زیر سوال برود. البته در بعضی مواقع  شرایطی پیش می آید که آدم مطلبی را بدون تحمل های اولیه بیان می کند و ما امیدواریم اکنون نیز همین باشد و رئیس جمهور نقدپذیر باشند.

ما باید به استقبال نقد و نقادی برویم ، چه خوشایند ما باشد و چه نباشد.

جان كلام :

عرصه سياست، ‌عرصه تنگ نگري و يكصدايي نيست بنابراين نبايد انتظارداشت با تغيير رئيس جمهور كه داراي تفكرات و رويه هاي متفاوت ازرئيس جمهور گذشته است،‌ همه مخالفان ساكت بنشينند و تنها نظاره گرباشند. مشاوران پرسواد آقاي رئيس جمهورحتما مطلع هستند كه نقد بهترين عامل صيقل دادن به رفتارهاي سياسي است كه ممكن است درگام هايي به خطا برود پس ترس از انتقاد ورأي مخالف نداشته باشيم و بر برج عاج ننشينيم و «ديگران» را يك سر بي سواد و... نناميم. منتقدين را نبايد با الفاظ نامناسب موردخطاب قرار داد؛ هر چند که انتقاد آنها ممكنست واقعا بي‌مورد و بي‌جا بوده و نشاني از دلسوزي براي مردم و کشور در نقدهايشان ديده نشود. و يقينا از طرف رئيس‌جمهور منتخب نيز پذيرفته شده نيست و دور از منطق و سياست‌کاري ايشان است.

چهارشنبه : 22/5/1393- 16شوال2014- 13آگوست2014

پایان دوران قدرت‌نمایی رژیم صهیونیستی - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۸:۱۵ بعد از ظهر

پایان دوران قدرت‌نمایی رژیم صهیونیستی          

 اسدالله افشار

 

كارشناسان اموربين الملل به حق اعتقاد دارند؛تهاجم اسراييل به غزه يک تصميم استراتژيک بود به اين معنا که اسراييل درارزيابي خود ازرقيب به اين نتيجه رسيده است که گروه‌هاي مقاومت درحال تقويت وتجهيز شدن هستند و نگران بود که توازن قدرت بين او ورقيب به هم بخورد لذا تلاش کرد با يک ضربه نظامي نيروهاي مقاومت را تضعيف کند و فکر مي‌کرد مي‌تواند با تمرکزي که بر غزه دارد به اين هدف برسد.

اسرائيل جرثومه خيانت است. ذاتا خائن‌اند، حال خيانت نظامي باشد که از روز پيدايش اسرائيل تا حال ادامه دارد يا خيانت سياسي باشد که هيچ قرار دادي را محترم نمي‌شمارد و يا خيانت اخلاقي و انساني که در صبرا و شتيلا و غزه در تخريب مدرسه و مسجد و منازل، مشاهده نموديم، از کشتن انسان 6 ماهه تا پير مرد 90 ساله، از پناهنده به ساختمان‌هاي سازمان ملل يا غيره.

به وجود آورندگان رژيم جعلي اسرائيل، مي‌خواهند خاورميانه در آتش و التهاب و تجاوز و تخريب باشد و امنيت و آباداني و رشد و ترقي به خود نبيند و ملت‌هاي مسلمان منطقه در برابر يکديگر قرار گيرند، اکنون سوريه در ظرف 3 سال اخير، عراق و داعش و لبنان و داعش و النصره و اسرائيل در ظرف 30 روز اخير را در برابر ديدگان خود داريم و هزينه اين تهاجم را دولت‌هاي عربي «قطر و عربستان و ترکيه» مي‌پردازند و آموزش مي‌دهند و تسهيلات را فراهم مي‌کنند.

تأييد جنايات جنگي اسرائيل درغزه :

رياست كميته‌ي بين‌المللي صليب سرخ، پيتر مائورر، مأموريت سه روزه‌اي را به غزه، اسرائيل و كرانه‌ي باختري آغاز كرد تا شخصاً شاهد هزينه‌هاي انساني درگيري‌هاي جاري باشد.آقاي مائورر مستقيماً با افراد متأثر از اين درگيري‌ها ملاقات خواهد كرد. به‌علاوه، او گفتگوهايي با مقامات ارشد اسرائيلي و فلسطيني و با مديران و داوطلبان جمعيت هلال احمر فلسطين و جمعيت ستاره‌ي داوود اسراييل، شركاي كاري كميته‌ي بين‌المللي صليب سرخ در منطقه، خواهد داشت.اين منطقه از اولويت‌هاي كميته‌ي بين‌المللي صليب سرخ از سال 1948 است. در حال حاضر اين سازمان بيش از 380 كارمند در اين منطقه دارد كه طيف وسيعي از خدمات بشردوستانه را ارائه مي‌كنند. کميسيونر عالي حقوق بشر سازمان ملل متحد اعلام کرد: قرائن بسياري وجود دارد که نشان مي‌دهد اسرائيل در جريان حملات خود به غزه مرتکب جنايت جنگي شده است. ناوي پيلاي، کميسيونر عالي حقوق بشر سازمان ملل متحد اعلام کرد:‌ حمله به کارکنان و تجهيزات امدادرساني که صرفا استفاده بشردوستانه دارد، تعرض به حقوق بين‌المللي به شمار مي‌رود و حتي ممکن است جنايت جنگي نيز به حساب آيد.پيلاي خاطرنشان کرد: تاکنون شش مدرسه سازمان ملل متحد مورد هدف حملات اسرائيل قرار گرفته و در جريان اين حملات تعداد زيادي فلسطيني از جمله زنان و کودکان کشته شده‌اند.

بحراني شدن منا سبات اسرائيل با حوزه آمريکاي لاتين :

در حوزه آمريکاي لاتين نيز رهبران اکثر کشور‌ها در زمينه عمليات نظامي اسرائيل درغزه به دولت نتانياهو شديدا تاخته‌اند. از ديلما روسف، رئيس‌جمهوري برزيل و واکنش تند دولت‌هاي شيلي، پرو و السالودار گرفته تا اظهارات تند رئيس‌جمهوري نيکاراگوئه، مناسبات اسرائيل با حوزه آمريکاي لاتين که در طول سال‌ها بهبود يافته بود، دوباره بحراني شده است.شماري از کشورهاي حوزه آمريکاي لاتين در روزهاي گذشته سفيران خود را براي آنچه که در قاموس ديپلماتيک «مشورت در پايتخت» ناميده مي‌شود، از تل آويو برگرداند.

مناسبات تازه بهبود يافته اسرائيل با ترکيه نيز در پي واکنش‌هاي شديد رجب طيب اردوغان دوباره رو به وخامت نهاده است و گردشگران اسرائيلي که تازه پس از چهار سال آرام‌آرام به ترکيه برمي گشتند، سفرهاي خود را لغو کرده‌اند . والبته از اين نكته نيز نبايد غافل شد كه ؛ نخست‌وزير ترکيه سه بار در روزهاي گذشته اسرائيل را به «نسل كشي» ،«تلاش براي انهدام غزه» و «سفيد کردن روي هيتلر» متهم کرده بود.

به خروش آمدن افکار عمومی در جهان :

در جریان تجاوز یک ماهه اخیر، عاملان رژیم اشغالگر حدود 1903 نفر از مردم غزه را که بیشترشان کودکان و زنان بی‌دفاع بودند کشتند و به مساجد و مدارس و بیمارستانها از روی قصد و با تصمیم قبلی حمله کرده و آن را از افتخارات خود دانستند. آنها چندین بار با حمله هوائی و مانند آن کودکانی را که در ساحل مشغول بازی بودند کشتند.در جریان این تجاوزات افکار عمومی در جهان به خروش آمد و اعتراض شکل جهانی به خود گرفت و حتی در لندن یکصد هزار نفر به اعتراض پرداختند و در پاریس مردم به ممنوع شدن تظاهرات وقعی ننهاده و دولت را به آزاد گذاردن تظاهرات مجبور نمودند.

هرچند دستگاههای تبلیغاتی غرب سعی می‌کردند به تجاوزات رژیم صهیونیستی مشروعیت بدهند،اما امروزه برخلاف گذشته با گسترش رسانه‌های ارتباطی،انحصارتبلیغاتی غرب شکسته شده وگروه یکپارچه دستگاههای تبلیغاتی مقاومت ورسانه‌های دولت‌های دوست مقاومت (مانند دولت‌های ونزوئلا، نیکاراگوئه و...) درآمریکای لاتین- همان گونه که درسطوربالا بيان گرديد- سفرای رژیم صهیونیستی را نیز از کشور خود اخراج نمودند و دولت‌های بی‌طرف توانستند جهانیان را از عمق ددمنشی و فریبکاری اسرائیل آگاه نمایند والبته جای بسی تأسف است که رژیم‌های مرتجع عربی ازقبیل عربستان، امارات، قطر، اردن و...هیچ اقدامی انجام ندادند وحتی گزارش‌هایی انتشار یافت که از همکاری پشت پرده این رژیم‌ها با رژیم صهیونیستی و هماهنگی قبلی با آنها برای حمله به فلسطین حکایت داشت.

ورود افکار عمومی جهانی به صحنه و فشار به دولتها برای تحت فشار قرار دادن رژیم اشغالگر قدس امروزه به یکی از سلاح‌های مقاومت فلسطین تبدیل شده و در آینده نیز نقش‌آفرینی بیشتری خواهد داشت.

پایان دوران قدرت‌نمایی رژیم صهیونیستی و آشکار شدن شکننده بودن این رژیم در مقابل فلسطینی‌ها و نیروهای مقاومت در منطقه مبين آن است كه ؛ این واقعیت‌ها تاثیر خود را بر دولت‌ها و رهبران سیاسی و افکارعمومی جهانی به جاگذاشته ومی‌گذارد و تأثیرافکار عمومی بر تصمیم‌گیری‌های محافل سیاسی جهان آشکار است.بدین ترتیب نابودی رژیم صهیونیستی هرروز به واقعیت نزدیک‌تر می‌شود،حتی هنری کیسینجر وزیر خارجه اسبق آمریکا و استراتژیست معروف آمریکایی پس از مشاهده نبرد اخیر غزه گفته است که اسرائیل به زودی از بین خواهد رفت.

آمارجنايات جنگي اسرائيل ومتحدانش درغزه : 

 به گزارش منابع مختلف، از جمله سازمان ملل، تا چهاردهم مرداد ۱۳۹۳، ۱۹۳۸فلسطینی که بیشتر آنها زنان و کودکان و غیرنظامیان بوده اند، در اثر این حملات کشته، ۷۹۲۰تن زخمی، و بیش از ۵۵۰۰۰۰نفر بی‌خانمان شده‌اند،که تعداد کثیری ازآنها در پناهگاه‌های سازمان ملل وبقیه درخیابانها وخرابه‌های غزّه زندگی می‌کنند. ازاین گذشته، پس ازبمباران بی‌امان نهادهای تصفیه و آبرسانی غزّه، هیچ کدام از اهالی آن به آب آشامیدنی از طریق لوله کشی معمولی دسترسی ندارند و آب مورد نیاز آنها باید بوسیلة نهادهای سازمان ملل و هلال احمر و دستگاه‌های مشابه تأمین گردد. چون سبعیت اسرائیلی غربی ادامه دارد، طبعاً تعداد قربانیان این توحش- با توجه به پايان آتش بس 72 ساعته ودستور نخست وزيركودك كش رژيم جعلي صهيونيستي براي از سرگيري حملات به نوارغزه- نیزروزانه درافزایش خواهدبود و تا رسانه‌ای شدن آنچه که اکنون می‌نویسم، حتماً از آمار فوق خواهد گذشت.

پيروزي سیا سی حماس ؛ خفت رژیم صهیونیستی :

در جنگ 33 روزه با لبنان و حزب‌الله که رژیم صهیونیستی به مدرن‌ترین سلاح‌های جنگی و نظامی مجهز بود، در برابر نیروی مقاومت و ایستادگی نیروهای حزب‌الله لبنان شکست خورد. از یک نقطه نظر سیاسی این جنگ آغاز پیروزی مقاومت و خفت رژیم صهیونیستی شد به طوری که در ادامه ما شاهد پیروزی نیروهای مقاومت غزه در جنگ 22 روزه 2008 نیز بودیم.در جنگ کنونی نیز یک بار دیگر شاهد پیروزی مقاومت و ایستادگی هستیم. سران رژیم صهیونیستی که با هدف پایان بخشیدن به حیات سیاسی حماس، این جنگ در غزه را آغاز کرده بودند، در سایه مقاومت، ایستادگی و عزم و اراده استوار مردم غزه نه تنها موفق به شکست جنبش حماس نشدند، بلکه مجبور به شناسایی رسمی این گروه شدند. مذاکره آ‌تش‌بس دو طرف در قاهره گواهی آشکار مبنی بر شکست طرف صهیونیستی و پیروزی نیروی مقاومت است. چرا که صهیونیست‌ها در ابتدای حمله نابودی کامل حماس را هدف خود اعلام کرده بودند اما ناچار به خارج کردن نیروهای خود از غزه و نشستن به سر میز مذاکره ولو غیرمستقیم و به رسمیت شناختن عملی حماس شدند.

جان كلام :

من  بااين انديشه ي همكاران مطبوعاتي ام موافقم؛ ما در جهانی هستیم که «قدرت»،زیستن راتعریف می‌کند و نه«حق» چگونگی زندگی را. چنین جهانی همواره در«نا امنی» بسر می‌برد. اسرائیل بازوی چنین تعریفی از جهان توسط آمریکا در منطقه خاورمیانه است. جهان «ناامن» تا آن زمان که گفتمان جهانی را صهیونیسم رقم می‌زند. خاورمیانه و فلسطین(غزه) گوشه‌ای از این سناریو و نمایش قدرت است. به خاطربسپاریدکه روزهاي خونین غزه صحنه‌ای برآمده ازگفتمان صهیونیستی بین‌المللی است. درفاصله۷ روز ۵۰۰تن بمب بر سر اهالی غزه می‌ریزند و در یک شب تا سحر بیش از ۲۰ بار هواپیماهای جنگی آمریکایی برفرازآسمان غزه می‌آیند تابمب‌های اهدایی غرب به رژیم صهیونیستی را برسر مردم بریزند! البته هنوزگنبد آهنین آمریکا نیزامنیت برای اسرائیلی‌ها نیاورده است و اسرائیل دردرون «ناامن» است. ما در جهانی نا امن هستیم تا آن زمان که گفتمان جهانی صهیونیستی است.

 

 

دوشنبه : 1393/5/20- 14شوال1435- 11آگوست2014

 

تحقق عینی حقوق بشر بین المللی - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۴:۲۰ بعد از ظهر

تحقق عینی حقوق بشر بین المللی                        

اسدالله افشار

 

آنچه امروزه حقوق بشر نامیده می شود و در اعلامیه جهانی حقوق بشر سازمان ملل در قالب سی ماده بیان شده است، فکر و اندیشه ای است که بر مبانی خاصی استوار بوده از مبادی خاصی نشأت می گیرد. این حقیقت را می توان از متن اعلامیه و نیز از سخنان و تحلیل های مدافعان آن به دست آورد. بنابراین، پذیرش این اندیشه و ایجاد نظام حقوقی بر پایه آن، یا ردّ آن و پی ریزی نظام حقوقی بر اساس اندیشه ای دیگر، در صورتی موجّه و معقول است که پیشاپیش مبانی و مبادی اندیشه حقوق بشر نقد و ارزیابی شده و در مبارزه و رویارویی با چالش ها و انتقادات، سرفراز بیرون آمده باشد. متأسفانه برخی از مدافعان حقوق بشر به جای مبانی اندیشه به انگیزه طرح اندیشه تمسک می جویند. از نظر اینان، چون اندیشه حقوق بشر در قالب یک اعلامیه جهانی، برای ایجاد آزادی، عدالت و صلح و پایان دادن به استبداد، ستم و جنگ و خونریزی، مطرح شده است پس باید مورد احترام و عمل قرار گیرد. و گاهی نیز به نقش و کارآیی آن در ایجاد صلح و امنیت میان انسان ها و ملت ها تکیه کرده و از آن به عنوان دلیل یا مؤید ضرورت پذیرش آن یاد می کنند. حال آن که کارآیی تنها ـ به فرض آن که واقعیت داشته باشد ـ یا صرف انگیزه درست، نمی تواند دلیل بر درستی و معقولیت اندیشه باشد. حقانیت آن را باید از استواری مبانی و مبادی آن نتیجه گرفت، و گرنه گاه یک فکر باطل نیز منافع و مصالحی را برای مدتی تأمین می کند، اما انسان به خود اجازه نمی دهد که چنین فکری را حق تلقی کرده و مبنای زندگی قراردهد. نمونه بارزاين نوع تفكرامروزآن چيزي است كه ما درغزه شاهد آن هستيم ومدعيان دروغين حقوق بشربا نقض آشكارآنچه خود به عنوان مباني حقوق بشراعلام كرده اند رسماً خط بطلان برآن انديشه كشيده اند(! ) وعملاً چشمان خودرابرحقايق و واقعيت هاي كنوني دنيا بسته اند تاعربده كشان بين المللي وقلدران سرمست ازقدرت شيطاني هرغلطي مي خواهند بكنند ؛ بكنند!

حقوق بشر، پایه حیات جامعه انسانی :

یک جامعه با گردهمایی افراد و گروه ها و برقراری ارتباط میان افراد آن به وجود می آید ، جامعه امروز جهانی نیز در بر دارنده روابط گسترده میان افراد می باشد . بنابراین احتیاج به ساماندهی داشته به گونه ای که تمامی نیازهای انسانی و منافع او تامین گردد و آنچه باعث تحقق این مهم می گردد ، ضرورت وجود قانون و حکومت به عنوان عنصر قدرت است . وجود قانون موجب می گردد تا صاحبان قدرت و حکومت ، سیاست ها و برنامه های اداره جامعه را به گونه ای پیش ببرند که منابع ارزشمند جامعه به طور یکسان میان اقشار جامعه تقسیم و توزیع عادلانه گردد .

این حس نیاز در طول تاریخ بشر ، همواره بر اساس حق و عدالت همراه بوده است ، از جمله حقوق آن برابری و مساوات ، آزادی عقیده ، آزادی بیان و قلم ،آزادی احزاب و انجمن ها، حفظ کرامت انسانی ، امنیت در ابعاد مختلف جانی ، شغلی ، اقتصادی ، قضایی و ... است که همه آنها پایه حیات جامعه انسانی را شکل می دهند تا بر اساس آن ، افراد بتوانند اولاً از عزت و سربلندی مواهب طبیعت به طور مساوی برخوردار شوند ثانیاً نسبت به حفظ جان ، حیثیت و حقوق مادی و معنوی خود بیم و هراسی نداشته باشد و ثالثاً بدون دغدغه خاطر استعدادهای خویش را به کار اندازند و تمایلات و ... تمنیات خویش را ارضاء نمایند .

از آن جهت که موضوع حقوق بشر ، انسان است لذا می توان گفت که حقوق بشر مقید به هیچ حد و مرز جغرافیایی ، نژادی ، مذهبی و طبقاتی نیست و تمام کانون های قدرت در همه جای دنیا باید در مقابل آن خاضع و تسلیم باشند و گفتمان حقوق بشر و مناسبات آن با فرهنگ و تمدن های دیروز و امروز جهان نیز گفتمانی است جدی و مسئولیت آفرین ، که بی توجهی به آن ضایعات و تشویش های فراوانی در سطح داخلی و بین المللی به بار می نشاند و متفکران را به چالش فرا می خواند .

همواره شکاف و فاصله طبقاتی افراد و جامعه در ابعاد مختلف اقتصادی ، اجتماعی به حدی عمیق و پیچیده بوده است که عموماً همبستگی اجتماعی و حس عدالت خواهی مردم و حقوق آنان توسط حاکمان دستخوش خطر بوده است به طوری که در طول تاریخ بیشترین صدمات وارده بر حقوق بشر از سوی صاحبان قدرت بوده است .

متاسفانه تهدید ، ناامنی ، فقر ، گرسنگی ، تجاوز ، قتل و نسل کشی انسان علیه انسان ، حلقه بغرنجی در تاریخ جامعه بشری به وجود آورده که آثار سوء آن همچنان درد بی علاج جوامع و ملت ها به حساب می آید ، به همین منظور شاید یکی از بزرگ ترین پیروزی های بشر در جهان امروز در جهت استیفای حقوق انسانی ، صدور اعلامیه ها و منشورهای جهانی حقوق بشر می باشد ؛و اين مهم نيزامروزباآنچه درگوشه وكنارجهان مي بينيم وشاهد سمعي وبصري آن هستيم رنگ باخته است !

نگرشی آزاد از مفهوم، محتوا و اجرای حقوق بشر:

در مقایسه تعبیرهای مختلف از حقوق بشردر فرهنگ های متفاوت به این نتیجه رهنمون می شود که امروزه تفکر انسان مدرن در این خصوص ریشه تاریخی دارد. حقوق متصوره برای انسان مدرن در عین ضروری بودن، حداقل حقوق انسانی است. بنابراین حق حیات، امنیت، برابری اجتماعی، آزادی سیاسی، مقابله سیاسی با ستم و رفاه، علاوه بر آنکه نمی بایست در موضوع تملک و دارایی انسان انگاشته شوند، بیانگر همه آنچه انسان ها در فرهنگ های مختلف ایجاب می کنند نیز نیست. این كتا ب در مقام استدلال بر رد مفهوم های مختلف حقوق بشر نبوده است. بلکه نگرشی آزاد از مفهوم، محتوا و اجرای حقوق بشر را نشان می دهد که به ایجاد هماهنگی بین برداشت های مختلف از حقوق بشر کمک خواهد کرد. از این رو، روش و رویکرد مناسب و سازنده در بحث حقوق بشر باید روش گفت و گو، جامع نگری و تکمیلی باشد، که پذیرش آن، به یقین در تحقق عینی حقوق بشر بین المللی مطلوب خواهد بود.

نقض حقوق بشر :

نقض حقوق بشرواستفاده سياسي از حقوق بشر براي تامين منافع شخصي به خودي خود يك نقض آشكار بوده و به ارزش هاي ذاتي انسان آسيب مي رساند. متاسفانه آنچه در مرحله کاربرداجرایی مشاهده میشود، نقض حقوق بشر بيشتر قاعده و قانون است تا استثنا.لذااين نه فقط يك وظيفه، بلكه يك اجبار براي همه افراد وگروههاست كه درمقابل نقض حقوق بشربه هر صورت، چه توسط دولت ها، چه توسط احزاب وتشکیلات سياسي ويا اشخاص صاحب نفوذ،با صداي بلند و رسا اعتراض كنند.از طرف دیگر دفاع از حقوق بشر نبايد به عنوان اسلحه اي سياسي صرف عليه برخي كشورها و گروهها استفاده شود ولی در برابر نقض آن توسط برخي ديگر سیاست بی تفاوتی اتخاذ شود.

نقد اعلامیه حقوق بشر:

اعلامیه حقوق بشر، نه‌تنها از صفت جهانی‌بودن برخوردار نیست، بلکه دارای کمبودهای درونی یا حتی تناقض‌هایی است که از دید منتقدان غربی و اسلامی آن نهان نمانده است. بنابراین درصورت صدق در نیت و تلاش صادقانه برای تدوین و اجرای اصول و قوانینی درباره حقوق بشر اولا، نیاز به بازنگری در این قانون به شدت احساس می‌شود وبرخلاف اصل جبارانه، غیرعلمی و جزم‌گرایانه آن‌که امکان هرگونه تفسیر نوین و مخالف ظواهر این اعلامیه را از میان برمی‌دارد، باید آن را از نو نوشت ولی پیش از نگارش مجدد آن و تغییر جزئی پاره‌ای از عبارات و افزودن مصطلحات نوین به آن، لازم است دیدگاه حاکم برآن و اهداف و مقاصد موردنظر از اجرای این اعلامیه را حک و اصلاح کرد. بااین‌حال چنان‌که احساس می‌شود، فعلا این امر حتی در ذهن و زبان بسیاری از فعالان این حوزه نیست، چه رسد به این‌که در دستور کار آنان قرار بگیرد.

اصلي ترين جهت مثبت اعلاميه جهاني حقوق بشر:

شايد اصلي ترين جهت مثبت اعلاميه آن باشد که آرمانهاي عالي انساني و فطري را هرچند به صورتي کلي تدوين نموده و بر اجراي آن تأکيد ورزيده است.آرمانهايي که گذشته از انساني و فطري بودنشان ، نتيجه تلاشها ومبارزات مصلحان جامعه بشري در طول تاريخ ، اعم ازپيامبران و حکيمان و ... بوده است . حداقل تأثير مثبت اين اعلاميه - حتي اگر در خارج هم عملا تحقق پيدا نکند- اين است که بر بسياري از مظالم،تبعيضها،ستمها، محدوديتها ونابرابريها،که سالها و قرنها با صورت وشکلي قانوني برمحرومين - بويژه درمغرب زمين - تحميل مي شد خط بطلان کشيد وآنها را غيرقانوني اعلام کرد ودرمقابل، اصل را برآزادي و برابري و برادري انسان نهاد .

جهات منفي اعلاميه جهاني حقوق بشر:

غير از انتقادي که به لحاظ محتوايي ممکن است نسبت به هر يک از مواد اعلاميه جداي از ساير مواد ، وجود داشته باشد ، چند انتقاد کلي به مجموعه ي اعلاميه جهاني حقوق بشر وارد است :

1- عدم صلاحيت لازم و کامل قانونگذار: در بحث از مکتب حقوقي اسلام گفتيم،که انسان مستقل از خداوند ووحي،فاقد صلاحيت کامل ولازم علمي( انسان شناختي )، اخلاقي و معنوي( دوري از خودخواهي و منفعت طلبي )وعيني وواقعي( دوري از خطا و نسيان ) براي قانونگذاري است. اين واقعيت نسبت به تدوين کنندگان اعلاميه جهاني حقوق بشر نيز صادق است.به همين سبب است که اعلاميه،علاوه برنقصها ونقضهاي محتوايي، فاقد مقبوليت عمومي وجهاني است،چرا که علاوه براختلاف نظر انسان شناختي،تدوين کنندگان اعلاميه ويا حداقل سياستگذاران اصلي وتصويب کنندگان ، نه تنها از صلاحيت کامل اخلاقي برخوردار نبوده، بلکه بعضا متهم رديف اول جنايات عليه بشريت نيز بوده اند. به عنوان مثال،تلقي خاصي که اعلاميه ازخدا ، مذهب وانسان دارد، مورد قبول بسياري ازدين باوران و يا حداقل مسلمانان ، که جمعيتي حدود يک پنجم جمعيت کره زمين را تشکيل مي دهند نيست .

2- فقدان شالوده هاي نظري: در بحث از نظام حقوقي اسلام گفتيم که يکي از ويژگي هاي يک سيستم کارآمد ، انسجام و هماهنگي بين قواعد و اجزاء سيستم با زير ساختهاي آن است . از اين جهت اعلاميه بنايي زيبا را مي ماند که مبنايي سست دارد . توضيح آن که اعلاميه بر يک جهان بيني متقن و روشني که قدرت اثبات آن را داشته باشد استوار نيست، بلکه زير بناي آن التقاطي از انديشه هاي مختلفي است که نه تک تک و نه مجموعا قدرت اثبات اصولي چون کرامت ذاتي انسان،آزادي وآزادگي او، برابري و برادري انسانها را ندارند .

تدوين کنندگان اعلاميه، اصول مذکوردرآن را بسان ميوه هاي شيرين و گوارايي ازدرخت اصلي آن ، - درخت دين و وحي و مکتب انبياء،- جدا کرده و به عاريت بردرخت مصنوعي خود نشانده اند که نه تنها هرگز چنين ميوه اي از آن نرويد، بلکه توان حفظ وتحمل چنين ميوه اي را نيز ندارد .

3- عدم هماهنگي و انسجام: اعلاميه از دو ناهماهنگي برون سيستمي و درون سيستمي بشدت رنج مي برد. از يک سو با ناديده انگاشتن اصيل ترين واقعيت هستي، يعني خداوند متعال ودرنتيجه عدم توجه به نقش اراده او درتدبير تکويني وتشريعي جهان و انسان ،ونيز ناديده گرفتن جهان آخرت وابعاد جاويد روح انساني، فقط به تنظيم ناقص بخشي ازواقعيات مربوط به زندگي انسان پرداخته است.تنظيمي که با واقعيتهاي اعتقادي بسياري ازمردم جهان سازگارنبوده و اعلاميه را در عمل خنثي مي سازد .

و ازسوي ديگر،درنتيجه همين بينش محدود وتنگ، برخي ازمواد اعلاميه نيز، به عنوان اجزاء يک سيستم ، با يکديگر تعارض دارد. به عنوان مثال مي توان ازتعارض موجود بين اعتقاد به کرامت ذاتي انسان و آزادي مطلق دراعلاميه و يا التزام به آزادي مذهبي و تساوي مطلق انسانها، ياد کرد .

توضيح آن که ازيک سو، مواد1 ،2 و 7 اعلاميه برتساوي حقوقي تمام افراد تأکيد کرده است ودرماده 16 نيزصريحا نقش مذهب درازدواج را نفي مي کند واز سوي ديگربه موجب ماده 18 ، همه مردم ازحق داشتن دين ومذهب ورفتار مذهبي، به طورمطلق برخوردارند.حال اگردر دين وآييني درامرازدواج محدوديتهاي مذهبي وجود داشته باشد،اين محدوديت به موجب ماده 18 مشروع و مقبول است و به موجب مواد1 ، 2 ، 7 و 16 نامشروع و غيرمقبول است. چرا که مخالف با اصل تساوي افراد درازدواج است. تعارض ديگر را بين ماده 18 فوق الذکر و ماده 3 مبني بر حق حيات مي توان يافت . چرا که يک هندو به موجب آيين خويش و به استناد ماده 18 حق قرباني ساختن فرزند خود را در برابر خداوند دارد در حالي که ماده 3 چنين اجازه اي را به او نمي دهد. همچنين درماده 29 اعلاميه اشکالاتي بر اصل آزادي وارد است،که به مناسبت بحث ازاين اصل به آنها خواهيم پرداخت .

4- عدم توجه به تکاليف:اعلاميه فقط به بيان حقوق  آزادي هاي افراد بسنده کرده و ازتکاليف و وظائف آنان،جزدريک ماده،آنهم به صورت کلي ومبهم،ياد نکرده است. شايد علت اين کاستي در اعلاميه را درجهان بيني پديد آورندگان وزيرساختهاي اعلاميه بتوان ريشه يابي کرد: انديشه هايي که از اثبات اين گونه تکاليف عاجزند،چرا که انسان رادرحصار تنگ دنيا، دنيايي فارغ ازخدا، زنداني کرده اند.  

تلاشهای مصلحان واقدامات حقوق بشری :

حقوق بشروارتقا کرامت فردی وجمعی انسانها همواره از دغدغه های بشر تاکنون بوده است . همچنین در راستای کرامت انسانی وحقوق بشر تا کنون تلاشهای بیشماری درشرق وغرب عالم برای احیای حقوق از دست رفته انسانهای تحت ستم به منصه ظهور رسیده که این تلاشها در جلوه های گوناگونی متبلور شده است ، اگر متفکران مشرق زمین در زمینه ماهیت حقیقت وروح بشر وسجایای معنوی ووظایف اخلاقی بشر آثار گرانبهایی از خود به جای گذارده اند دانشمندان مغرب زمین نیز در پیدایش نظریه هایی در باب روابط حکومت ومردم نقش مهمی را ایفا کرده اند .تاریخ تمدن بشر شاهد کوششهای پیامبران ،فلاسفه ومتفکرین وسایر بشر دوستان برای اعتلای حقوق وآزادیهای بشری است . منشور حمورابی که تدوین آن به سه هزار سال قبل از اسلام برمیگردد، برای تنظیم روابط شهروندان ونیز حقوق بیگانگان به وضع مقرراتی مبادرت نموده است ،همچنین منشور کورش کبیر به پاره ای از موازینی که امروزه به عنوان حقوق بشر نامیده میشوند، دارای اشارات صریحی است، این ضوابط شامل آزادی عقیده وبیان وحقوق اقلیتها می باشد. همچنین رسالت انبیا و پیامبران بزرگ در طول حیات بشرهمواره بر این اصل استوار بوده تاعلاوه بر اعتلای کلمه توحید شرایط رشد فکری را به مرتبه ای برساند تاافراد بتوانند با همزیستی مسالمت آمیز بدون ظلم وجورحاکمان ستمگر زندگی خویش را در مساوات وبرابری به سرمنزل مقصود برساند. نیز نگاه کوتاهی به زندگی پیامبر گرامی اسلام(ص) گویای آن است که آن حضرت برای دفاع از حقوق بیگانگان در عنفوان جوانی همراه با سایر جوانمردان عرب پیمان حلف الفضول را تهیه ، تدوین واجرا وحمایت فرمود و دین مبین اسلام را به عنوان دینی که در آن ملاک پیشرفت و امتیاز فقط تقوا و نیکوکاری است معرفی فرمود.

 اسلام و مساله حقوق بشر:

اسلام به‌عنوان دین مبتنی بر دو شاخه اصلی عقیده و شریعت، بویژه سابقه طولانی حضور در عرصه عملی زندگی و متن جامعه و حکومت، طبیعی است که دارای یک نظام فراگیر و جامع حقوقی – قانونی باشد و به همین دلیل طبیعی است که درصورت لزوم، به ارائه نظر خود درباره امور و مسائل مختلف بپردازد و حتی در موارد نیاز، براساس اصول خاص خود به موضع‌گیری عملی و مشارکت در تدوین و اجرای قوانین لازم اقدام کند.ازاین‌رو برخلاف تصور اولیه ناکافی، نامستند یا حتی سطحی و ناآگاهانه از حقایق این دین یا شاید بی‌انصافی و غرض‌ورزی در مواجهه با دستاوردهای آن یا تقلیل شان و قلمرو آن و … اسلام با مقولات مهم و لازمی به نام «قانون» و «حقوق» و شاخه‌ها و متفرعات آن‌ها بیگانه نیست، بلکه چنان‌که گفته شد، یکی از ارکان اصلی آن، شریعت، یعنی قانون و قانون‌گذاری است.بنابراین با توجه به این مساله، اجمالا گفته می‌شود که اسلام نه تنها می‌تواند درباره مساله حقوق بشر و مسائل مربوط به آن اظهارنظر کند، بلکه حتی می‌تواند به ارائه و طراحی این‌گونه مسائل نیز اقدام کند.

جوهره اصلی حقوق بشر:

جوهره اصلی حقوق بشر پاسداری از حیثیت انسانی است. هر انسانی فارغ از جنس، رنگ، نژاد، مذهب دارای حیثیت انسانی برابر با دیگر انسان ها است. برخورداری از حیثیت و کرامت انسانی برابر، از اصول بنیادین حقوق بشر است که در هیچ شرایطی تخصیص نمی پذیرد. بنابراین منشاء برخورداری از حقوق برابر و یکسان، حیثیت انسانی برابر و یکسان است نه تعلق به جنس، نژاد، مذهب و یا حتی خط مشی سیاسی غالب. لذا مهمترین چالش امروزین جهان مسئله توجه به مسایل حقوق بشر ومشکلات ناشی از نقض این حقوق بنیادین توسط دولتها است به حدی که به جرات میتوان ادعا کرد قرن حاضر دوره توجه به این مقوله وتشکیل دولتهایی است که حقوق بشر را در عمل بتوانند نهادینه کرده وضمانت اجرای داخلی آن را تضمین کنند. علی الاصول حق حیات و حرمت بشری پایگاه و خاستگاه حقوق بشری است که مطالعات جامعه شناختی و تاریخ اجتماعی جوامع بشری بر آن صحه می گذارد. این بررسی ها حاکی است ارتباط ، انسجام و وحدت زمینه های گوناگون حقوق بشر مانند حق حیات چنان دقیق، متقابل و همه جانبه است که تجاوز به آن در یک زمینه، به معنای تجاوز به همه این حقوق اعم از سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی است. لذا با عنایت به اهمیت روز افزون این حقوق واذعان به این امر که مباحث حقوق بین الملل عموما گرایش شدیدی به توجه به محوریت اشخاص در مقولات بین الملل یافته واخیرا تمایلات بسیاری در راستای طرح مسایل حقوق بشری در عرصه جهانی ملاحظه می شود، پرداختن به این مهم از ضروریات غیر قابل انکار می نماید .

 

چهارشنبه: 15/5/1393- 8شوال1435- 5آگوست2014

خواست رهبري؛ مبارزه بافساداقتصادي - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۸:۲۸ بعد از ظهر

خواست رهبري؛ مبارزه بافساداقتصادي                      

اسدالله افشار

 

مبارزه با مفاسد اقتصادی یكی از دغدغه‌های همیشگی و اصلی رهبر انقلاب بوده است. ایشان در دیدار با فعالان بخش‌های اقتصادی كشور در ماه مبارك رمضان 1390 به این مسئله اشاره كردند كه «متأسفانه هميشه اينجور است كه مفسد اقتصادى درمركز دولتى جاپا پيدا ميكند. يعنى يك كسى را پيدا ميكند كه به او كمك كند، به او پاس بدهد، تا او آبشار بزند. تا كسى در داخل حصار نباشد كه به آن متجاوز كمك كند، آن متجاوزنميتواند فساداقتصادى بكند.لذامسئولين دولتى موظفندنسبت به بُروزونفوذفساداقتصادى دردستگاه‌هاى دولتى بشدت حساس باشند.»

سطح بالای فساد مالی و ناکارآمدی سیاست های دولتی :

سطح بالای فساد مالی می تواند موجب ناکارآمدی سیاست های دولتی شود. تحقیقات نشان می دهد که فساد باعث کاهش سرمایه گذاری و در نتیجه کاهش رشد اقتصادی خواهد شد. فساد مالی می تواند فعالیت های سرمایه گذاری و اقتصادی را از شکل مولد آن به سوی رانت ها و فعالیت های زیرمیزی سوق دهد. فساد مالی می تواند موجب پرورش سازمان های رعب آوری مانند مافیا شود.

اگر بخواهیم به علل و عوامل رواج فساد مالی اشاره کنیم باید گفت اقتصاد های از بالا هدایت شده یکی از پایه های پرورش رشوه خواری و فساد مالی است. تجربه کشورهای جنوب آسیا مؤید آن است. همچنین اگر مدیران قدرت فراوان داشته باشند و در عین حال فقیر باشند تمایل به فساد مالی تشدید می شود. یکی دیگر از علل گسترش فساد خاصیت مسری بودن آن است. در تحقیق و بررسی که پارلمان ایتالیا در سال ۱۹۹۳ درباره فساد مالی مافیا انجام داده است مشخص شد اعتقاد به این که دیگران هم همین کار را می کنند یکی از دلایل مکرر فساد مالی بوده است. رفتار مبتنی بر فساد در بین مقامات بالا تأثیری فراتر از پیامدهای مستقیم ناشی از آن رفتار دارد ، لذاصاحب نظران معتقدند سرنخ فساد را باید بین مقامات بالا جست وجو کرد.

فساد همچون یک غده سرطانی :

فساد همچون یک غده سرطانی مدام در حال بازتولید خود به اشکال و انحای مختلف است. بررسی ها نشان داده اقتصادهای بسته قابلیت بیشتری برای بروز انواع و اشکال فساد دارند. گشودگی ساختارها و بازشناسی روندهای اجرای کار و دقت در فرایندها می تواند زمینه را برای بهبود شرایط و تقلیل بحران های فسادانگیز مالی و اداری به وجود آورد. از یاد نباید برد که فسادهای مالی تأثیر مستقیم بر رشد و تولید اقتصادی کشورها خواهد داشت و آنها را از ساختارهای بهینه و مطلوب خارج خواهد ساخت. فسادها از شفافیت برنمی خیزد، بلکه کدر و تاریک بودن جریان ها و امور است که باعث بروز فساد می شود. اساساً شیطان در تاریکی است که زاد و ولد می کند. لذا هرچه زمینه برای انجام کار پیچیده تر و تاریک تر باشد، شرایط برای فساد مهیاتر می گردد. برای برون رفت از چنین وضعیتی باید به دنبال شفاف سازی در امور اداری و مالی بود. آنگاه می توان امید داشت که شرایط بحرانی فساد جای خود را به روند سالم و پویای اقتصادی دهد. 

بزرگي دولت ها و تأثير گذاري آنها درروند فساد اداري ومالي :   

دولت و بزرگی آن به دلیل حیطه اختیارات برای مقامات سیاسی و اقتصادی و اجرایی آن دارای نفوذ و قدرت غیرقابل كنترل می‌شود به طوری كه این اختیارات و روند آن در برخی كشورهای جهان سوم باعث محدودیت حیطه بخش خصوصی می‌شود. آمار و اطلا‌عات منتشر شده در رابطه با فساد در كشورهای جهان سوم و میزان و حجم اختیارات مقامات دولتی و سازمان‌ها و شركت‌های وابسته به دولت باعث به وجود آمدن رانت‌ها و امكانات فسادآمیز شده است.

تجربه‌هادراین نوع كشورها نشان می‌دهد كه اقتصادهای متمركز(دولتی) فرصت‌های زیادی برای سو استفاده به وجود خواهد آورد. در اقتصادهای متمركز فرصت‌های فساد مالی به‌اندازه رانت‌هایی است كه بر اساس اختیارات ویژه مقام‌های دولتی و با اتخاذ تصمیمات روبرو می‌باشد.

در اقتصادهای در حال گذار، رانت‌های اقتصادی بسیار بالا‌ست زیرا مقدار دارایی‌های دولت قابل واگذاری زیاد است و چون به همان نسبت اختیارات گسترده‌ای برای مقام‌های دولتی در اقتصادهای در حال توسعه و در حال گذار تعریف شده است، علا‌وه بر این اختیارات كه نشات گرفته از قوانین و مقررات نسبتا ضعیف است همیشه قابل تغییراست واین خود منجربه سواستفاده‌هاوفرصت‌های فسادمالی می‌گردد وباعث عدم پاسخگویی مقامات خواهد شد.

بزرگی دولت شرایطی را به وجود می‌آورد كه مردم ناخودآگاه و بر اساس نیاز به دولت و سازمان‌های وابسته مراجعه كنند كه این خود باعث فساد خواهد شد زیرا بر اساس متمركز بودن دولت و مراكز تصمیم‌گیری و مقررات و دستورالعمل‌های اجرایی آن و امتیازهایی كه در دولت متمركز وجود دارد باعث رشد فساد در دستگاه اداری و پیامد آن فساد مالی خواهد شد.

مقامات و مدیران دستگاه‌های دولتی كه عمری را با سیستم دولتی و رانت‌های مربوطه همراه بوده‌اند هیچ‌گاه حاضر نیستند كه تصدی‌گیری دولت را كاهش داده و حتی مانع از اصلا‌ح امور شوند. اصل ۴۴ و بیانات مقام رهبری دقیقا در راستای سیاست‌های كلا‌ن نظام می‌باشد كه باید مورد توجه جدی و وارد عملیات اجرایی شود.

بزرگترین مفسده مالی و اقتصادی كشور:

به نظركارشناسان«بی‌انضباطی مالی» بزرگترین مفسده مالی واصلی‌ترین عامل شكل‌گیری فساد اقتصادی در كشور است. یعنی این‌كه در حوزه مالی كشور نظم و انضباط نیست. درزمینه بی‌انضباطی مالی سه پرسش مطرح می‌شود : نخستین سؤال این است كه مجموع درآمدهای كشور چقدر است؟‌ هیچ كس در كشور رقم مجموع درآمدهای كشوررا به‌صورت یك‌جا نمی‌داند.آن‌چه در مجلس به عنوان بودجه سالانه كشور تصویب می‌شود، تنها درآمدهای نفت و مالیات است. سال1390 در حوزه مالیاتی كشور، ظرفیت اخذ و دریافت سالانه 75 هزار میلیارد تومان مالیات وجود داشت، در حالی كه دولت تنها توانسته بود32 هزار میلیارد تومان آن را اخذ كند. این خود نشانه بی‌انضباطی مالی كشور است.

دومین سؤال این است كه مجموع هزینه‌های كشور در طول یك سال چقدر است؟ این رقم را هم هیچ‌كس نمی‌داند. علت اصلی این بی‌اطلاعی آن است كه حجم همه درآمدها و نحوه توزیع آنها به دلیل عدم نظارت مشخص نیست.

پرسش سوم در حوزه بی‌انضباطی مالی این است كه خروجی درآمدهای كشور چگونه هزینه می‌شود؟ نحوه هزینه‌كرد درآمدها، زمان و كیفیت اجرای پروژه‌ها، كیفیت تولید كالا و قیمت تمام شده آن در قیاس با نمونه‌های تولیدشده ازسوی رقیب مشخص نیست. میزان پایین بهره‌وری در كشور، از پیامدهای این نامشخص بودن است.

عوامل بی‌انضباطی مالی در كشور:

حجم بزرگ دولت، نبود انگیزه كافی، عدم برخورد جدی و عدم پاسخ‌گویی و نظارت در سیستم‌های مالی از جمله عوامل بی‌انضباطی مالی دركشوراست. اززمان حكومت قاجاربه بعد، متولیان اقتصاد كشور از كارشناسان و اقتصاددانان خارجی متعدد و دولت‌های مختلفی برای برقراری انضباط مالی در ایران دعوت به همكاری كردند. بسیاری آمدند و فعالیت كردند و رفتند، اما هیچ‌گاه هدف برقراری انضباط مالی در ایران محقق نشد. البته پس از پیروزی انقلاب اسلامی پیشرفت‌های نسبی در این زمینه حاصل شده است، اما همچنان با آرمان‌هایی كه در شأن و شایستگی نظام جمهوری اسلامی ایران است، فاصله وجود دارد. اگر دولت یا یكی از مسئولان در حاشیه قدرت قرار بگیرد و خودش را مبرا از مسئولیت و پاسخ‌گویی بداند، این امر آغاز شكل‌گیری فساد اقتصادی است.

برای حل این مشكل باید آمار دقیق و اطلاعات شفافی از مجموعه درآمدها و هزینه‌ها و همچنین نحوه هزینه‌كرد منابع و نتیجه‌های حاصل از آن در اختیار باشد. همزمان با آن نیز باید نظارت جامع و فراگیری را بر این فرایند اعمال كرد.

توجه و عنايت رهبر انقلاب به مفا سد اقتصادي :

در بررسي تاريخي توجه و عنايت رهبر انقلاب به اين موضوع، در سال 1380شاهد اوج توجه و اشاره‌هاي ايشان هستيم. در ميان کلمات ايشان درآن سال چهارهزارو820 واژه به تذکر و تبيين موضوع مفاسد اقتصادي اختصاص دارد؛ توجهي که در سال‌هاي بعد نيز همچنان ادامه يافته است.

"مبارزه با فساد، يك حركت و رفتار علوي است و قاطعيت علوي را لازم دارد و به فضل پروردگار مسئولاني كه دست‌اندركار اين مبارزه هستند، با الهام از اميرالمؤمنين عليه‌الصلاةوالسلام بايد اين قاطعيت را اعمال كنند و اعمال خواهند كرد.البته به بركت نام اميرالمؤمنين در اين كشور، فعاليتهايي در جهت نزديك شدن به همان الگوي درخشان انجام گرفت. يك نمونه‌ آن، همين مبارزه با مفاسد اقتصادي است. از اطراف و اكناف دنيا بلندگوهاي تبليغاتي با كمال تعجب نسبت به اين جهت گيري نظام جمهوري اسلامي حساسيت نشان دادند و با عصبانيت خود، براي ما بيش از پيش روشن و ثابت كردند كه اين حركت، حركت درستي است. مبارزه با مفاسد اقتصادي و گرايش به سمت بي‌بندوباري در امور مالي و مسائل بيت‌المال، از جمله‌ي اولين خطوط برنامه‌ اميرالمؤمنين بوده است. ما در نظام جمهوري اسلامي بايد افتخار كنيم كه اين راه را دنبال مي‌كنيم."(بيانات در حرم امام رضا عليه‌السلام 12/12/1380)

در طول سال هاي اخير اگرچه شعار مبارزه با مفاسد اقتصادي به كرات از سوي مسئولين مربوطه شنيده شده است، ‌لكن مردم درعمل شاهد اقدام جدي و موثري دراين زمينه نبوده اند وتشكيل جلسات فرمايشي و نمايشي را به هيچ وجه برآورنده‌ نظر مقام معظم رهبري در زمينه‌ مبارزه با مفاسد اقتصادي نمي دانند.

 

 

دوشنبه : 1393/5/13- 7شوال1435-  4آ گوست2014

تبیین ریشه ها و عوامل حوادث دردناک غزه - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۲:۴۶ بعد از ظهر

 تبیین ریشه ها و عوامل حوادث دردناک غزه                   

اسدالله افشار

 

راه‌پيمائي‌ها، تجمعات وتظاهرات ضد صهيونيستي كه اين روزها درسرتاسرجهان برگزارمي‌شوند به ويژه راه‌پيمائي‌هاي روز قدس كه در ايران و بسياري از كشورهاي جهان با شورخاصي برگزار شد، درعين حال كه خود آثارفراواني درحمايت ازمردم مظلوم فلسطين دارند بايد زمينه‌ساز رسيدن به راهكارهاي عملي براي ريشه كن ساختن غده سرطاني اسرائيل از منطقه خاورميانه باشند. اين رژيم در طول 66 سال موجوديت غاصبانه و نامشروع خود ، جنايت وآدم كشي وحتي كودك كشي را ده‌ها بار به اثبات رسانده كه جنايات اين روزهاي صهيونيست‌هادرغزه تازه‌ترين آنست.بنابراين،همه بايدبه همان نتيجه‌اي برسندكه امام خميني(ره) سه دهه قبل برآن تأكيد كردند و گفتند: اسرائيل بايد از صفحه روزگار محو شود.

نگرانی بزرگ غرب :

جنگ غزه 6 روزپس ازآغاز به نگرانی بزرگ غرب تبدیل شده است ازاین روعلیرغم همراهی روزهای اول هم اینک پایان دادن به این جنگ در رأس دستور کار سیاسی غرب قرار گرفته است. حضور همزمان دبیرکل سازمان ملل، وزیر خارجه فرانسه، وزیر خارجه آمریکا در قاهره و ترغیب قطر و ترکیه به یافتن راهی برای متقاعد کردن مقاومت به پایان دادن درگیری به خوبی نشان می‌دهد که غرب بشدت ازروند اوضاع نگران است واحتمال جدی می‌دهد که این جنگ تاثیراساسی روی نه تنها پرونده فلسطین بلکه سایر پرونده‌های منطقه بگذارد.كارشناسان معتقدند؛ غرب به خوبی آگاه است که فلسطینی‌ها به خاطر تجربه دهه‌های اخیر هیچگونه اعتمادی به طرف‌های غربی و عربی ندارند و از این رو هرگونه فشارامنیتی که خارج از محاسبات و بررسی‌های دقیق باشد می‌تواند به یک انفجار بزرگ تبدیل شود و سرمایه‌گذاری غرب را برای همیشه ازبین ببرد. اماآنچه دروهله اول غرب را نگران می‌کند سرایت مقاومت و روحیه تهاجمی ساکنان و سازمان‌های غزه به ساکنان و سازمانهای مناطق دیگرفلسطینی شامل کرانه باختری ، قدس، جنین و سایرمناطق1948است. نشانه‌های این مسئله کاملا مشهود است.

بن بست اسرائيل وشكست طرح اشغال کامل غزه :

تحليلگران براين باورند كه ؛ نتانیاهو محاسبه شروع حمله نظامی در غزه را با ارزیابی تشتت و اختلاف و بحران در کشورهای عربی منطقه انجام داد. نگاهی به مصر، لبنان، سوریه، اردن، عراق و عربستان این واقعیت را نشان می‌دهد که آشفتگی در این کشورها مجال بازکردن جبهه مستقل درباره غزه را به آن‌ها نمی‌دهد و           رژیم صهیونیستی از آن آگاهی دارد. تاکنون طرح جنگی نتانیاهو برای اشغال کامل غزه، خلع سلاح کامل حماس، نابودی تمامی تونل‌های عبوری نظامی و نابودی تمامی پایگاه‌ها و موشک‌های نیروهای مقاومت موفق نشده است. هنوز تمامی بخش جنوبی اسرائیل تا مرکز آن تل‌آویو زیر اصابت موشک‌های مقاومت قرار دارد.آگاهان سياسي با توجه به شرائط حاكم برغزه ابرازداشته اند ؛پیش‌ر‌وی زمینی ارتش صهیونیستی بسیار اندک است و اجرای اهداف طرح این جنگ که وزیر جنگ رژیم صهیونیستی اعلام کرده بود، اشغال کامل غزه برای مدت ۲۰روز تا یکماه و «پاک‌سازی» آن بصورت کامل بطوریکه دیگر تهدیدی برای اسرائیل نباشد و تحویل غزه بعد از اشغال کامل، به «محمود عباس» که مسئولیت غزه را داشته باشد؛كاملا شكست خورده و تا كنون این هدف محقق نگشته است !

اسرائيل و فلسطين ؛ نماد تقابل قدرت مداران و ستمديدگان :

شصت وشش سال است که اسرائيل و فلسطين به دو نماد تبديل شده‌اند. نمادتقابل قدرت مداران و ستمديدگان. آنچه امروز در غزه مي‌گذرد صحنه نمايشي است از تمامي‌آنچه در گوشه و کنار زمين رخ مي‌دهد. گويي خداوند براي مردم زجر ديده غزه رسالتي قائل شده است تا با زجر و درد خود نماد تمامي ظلمي باشند که نمي‌شنويم و نمي‌بينيم. آري، غزه نماد است. نماد يورش ظلم. غزه پرچم است. پرچم تمامي‌ مظلومين جهان. اسرائيل نيز نماد است. نماد قدرت نامشروع وبي‌اخلاق درجهان مدرن.نماد قدرت رسانه‌هايي که مي‌توانند مردم بي‌دفاع را «تروريست» و ارتش جنايتکار را «بي‌دفاع» معرفي نمايند. قدرت رسانه‌هايي که حتي تصوير زخمي‌ها و کشته‌شدگان غزه را سرقت مي‌کنند و به نام رنج مردماني از اسرائيل جا مي‌زنند. اگر رسانه‌ها مي‌توانند ظلم آشکاري مانند فلسطين و غزه را اينگونه وارونه نمايش دهند و مخاطبانشان را قانع کنند پس در ديگر رخدادها چه مي‌کنند.غزه امروزنماد است. نمادآناني که درمسير درست تاريخ حرکت مي‌کنند و آناني که در جبهه غلط ايستاده‌اند. هنگامي‌که آمريکا حتي به موضوع تحقيق و تفحص در رخدادهاي غزه نيز راي منفي مي‌دهد، مي‌توان متوجه شد که بازيگران جهاني عرصه سياست در جهان امروز در کجاي نقشه ظلم و ستم قرار گرفته‌اند و هنگامي‌که غرب پايش را از مرزهايش آن‌سوتر مي‌گذارد چه ميزان از ارزش‌هايي که درون مرزهايش محترم مي‌شمارد فاصله مي‌گيرد.

حوادث دردناك غزه ؛ ازنگاه رهبرمعظم انقلاب :

حضرت آیت الله خامنه ای ؛ عصرروزچهارشنبه اول مرداد1393 در ديدار دانشجويان دانشگاهها ومراکز    آموزش عالی به تبیین ریشه ها و عوامل حوادث دردناک غزه پرداختند كه درذيل فهرست وار به آنها اشاراتي خواهيم  داشت :

1- این جنایات خارج از تصور، واقعیت ذاتی رژیم گرگ صفت و کودک کشی است که تنها علاجش نابودی و از بین رفتن است.

2- دفاع وقیحانه آمریکا و غرب از جنایات صهیونیستها باید به عنوان یک تجربه مهم، در«شناخت، نگاه و برخورد» همه ما با غرب اثربگذارد و بفهمیم که واقعیتها و حقیقت امریکا، همین است .

3- این حوادث نمود «سیاست خشونت آشکار و مشت آهنینی» است که رژیم نامشروع و جعلی در عمر ۶۶ساله خود، بارها و بارها با افتخار و گستاخی آن را به اجرا درآورده است.

4- همانگونه که امام خمینی می فرمود اسرائیل باید از بین برود البته نابودی اسرائیل به عنوان تنها راه علاج واقعی، به معنای از بین بردن مردم یهود این منطقه نیست بلکه برای این کار منطقی، ساز و کاری عملی وجود دارد که جمهوری اسلامی آن را در مجامع بین المللی ارائه داده است.

5- براساس این ساز و کار مورد پسند ملتها، مردمی که در این منطقه زندگی می کنند و اهل و متعلق به آنجا هستند در یک رفراندوم حکومت مورد نظر خود را اعلام می کنند و از این طریق، رژیم غاصب و جعلی از بین خواهد رفت.

6- البته تا زمانی که به یاری پروردگار، این رژیم سنگدل و آدمکش نابود شود، برخورد قدرتمندانه و مقاومت قاطعانه و مسلحانه، راه علاج این رژیم ویرانگر است.

7- کسی گمان نکند اگر موشکهای غزه نبود رژیم صهیونیستی کوتاه می آمد، چرا که در کرانه باختری موشک یا تفنگ وجود ندارد و تنها سلاح مردم، سنگ است اما این رژیم، مردم آنجا را نیز کشتار و تحقیر می کند.

8- رژیمی که خارج از«حد تفکرو تصوربشر» جنایت می کند با مقاومت قدرتمندانه فلسطینی ها، بیچاره شده و دنبال چاره کار است و این ثابت می کند که صهیونیستها فقط زبان قدرت را می فهمند.

9- حوادث غزه، تألم بار و غم افزاست اما مهمتر این است که با نگاهی عمیق تر به حوادث جاری غزه، رفتار سلطه گران را در این ماجرا مورد بررسی و تحلیل قرار داد.

10- رفتار سلطه گران با ظلمی که به مظلومان غزه می‌شود اثبات می کند آنها به بشر، حقوق بشر و به انسانیت، مطلقاً هیچ اعتقادی ندارند و هرچه درباره آزادی و حقوق بشر می گویند تمسخر آزادی و حقوق بشر است.

11- چند دولت غربی به ویژه امریکا و انگلیس خبیث از جنایاتی که هیچ انسان معمولی هم آن را قبول    نمی کند، به صراحت دفاع می کنند و رئیس جمهور ی امریکا در مقابل این همه «کودک کشی و ویرانی و زجر و شکنجه» مردم غزه، با منطقی مسخره می گوید اسرائیل حق دارد از امنیت خود دفاع کند! اما آیا فلسطینی ها حق ندارند از امنیت خود و از زندگیشان دفاع کنند؟

12- مسئولان کشورهای مستکبر نمی فهمند که با دفاع از جنایات صهیونیستهای پلید و مخرب، آبروی خود و کشورشان را در مقابل ملتها می برند و تاریخ در مقابل همدستی آنها با این فجایع، قضاوت سختی خواهد کرد.

13- دفاع از جنایات صهیونیستها، در نظام لیبرال دمکراسی و در منطقی ریشه دارد که از کمترین ارزشهای اخلاقی برخوردار است و هیچ احساس انسانیتی در آن وجود ندارد.

جان كلام:

يكم) جنگ غزه، جنگ اسرائیل و فلسطین نیست. جنگ بربریت و انسانیت است و در این میدان نمی‌توان در میانه ایستاد. شاید نتوان به غزه رفت و دست آن پزشک نروژی بیمارستان شفا را بوسید که به اوباما نوشت؛ اگر قلب داری یک شب به غزه بیا.

دوم) امروزهرچند حل بحران غزه و قطع كردن دست جنايتكاران صهيونيست دراولويت قرار دارد، ولي اولويت بعدي اينست كه ملت‌ها براي اصلاح دولت‌هاي خود و نجات دادن حاكميت‌ها ازانحطاطي كه دچار آن هستند، قيام كنند.

سوم) هيچ کس به خود جرأت نمي‌دهد ازهيتلر به نيکي ياد کند يا ازخونخواران تاريخ همچون چنگيز، اسطوره بسازد. اما امروزه سردمداران رژيم اشغالگر قدس مورد حمايت قرار مي‌گيرند و در حالي که زنان، کودکان و غير نظاميان را در غزه مي‌کشند، از سوي کشورهاي مدعي حقوق بشر از جمله انگليس، آلمان و آمريکا حمايت مي‌شوند.

چهارم) بدون تردید مسئله صهیونیسم، یک مسئله منطقه ای و حتی منحصر به جهان اسلام نیست، یک غده چرکین سرطانی است که هر کجا باشد خطرناک است و باید جراحی و ریشه کن شود.

 

 

دوشنبه : 1393/5/6- 30رمضان1435- 28جولاي 2014

دست تمنای ما وکرم بی منتهایت - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۲۰:۳ بعد از ظهر

عید سعیدفطر، برتمامی فطرت های بیدارمبارک باد

دست تمنای ما وکرم بی منتهایت               

اسدالله افشار

 

عید فطریكى ازدوعید بزرگ درسنت اسلامى است كه درباره آن احادیث وروایات بیشمار وارد شده است.مسلمانان روزه داركه ماه رمضان رابه روزه دارى به پا داشته وازخوردن وآشامیدن وبسیارى از كارهاى مباح دیگرامتناع ورزیده اند،اكنون پس ازگذشت ماه رمضان درنخستین روزماه شوال اجرو پاداش خود راازخداوند مى‏طلبند،اجروپاداشى كه خود خداوند به آنان وعده داده است.آمدن عید یادآورجشن وشادمانی است.عید غبارغم ازدل زدودن است وشادی وشعف را به خانه دل دعوت کردن.عید فطربهاردل های مؤمنانی است که درماه رمضان به غبارروبی خانه دل پرداخته اند ویاد ونام محبوب را زینت دل خود ساخته اند.واژه«عید»ازریشه«عود»است،به معنای بازگشت،وعیدفطرروزی است که انسان به فطرت پاک خودباز  می گردد.عید روزی است که خداوند آن رااز میان دیگر روزها برگزیده است وویژه هدیه بخشیدن وجایزه دادن به بندگان خویش ساخته است واجازه فرموده تا دراین روزبرخوان کرم اوگردآیند،عذرتقصیربه درگاه اوآرندوآرزوهای خویش ازاوخواهند. نیزازآنان خواسته است که دراین روزبخشایش اوراچشم داشته باشند وازرحمت پروردگارخویش ناامید نگردند.

درفرهنگ اسلامی عید وقتی است که فضل خداوند شامل فردیا جامعه ای شود که که از رهگذرآن موفق به پیاده کردن ارزش های الهی شود . قهرادرآن هنگام شادی کردن وجشن گرفتنْ خجسته،مبارک و خدایی خواهد بود. ولی اگراظهارسرور و شادمانی صرفا براساس اموردنیایی باشد،خالی ازبرکت است. قرآن مجید درجایی که ازشهیدان یادکرده، به واسطه اینکه مشمول فضل ورحمت الهی قرارگرفته اند، آنان را همیشه خوشحال ومسرورمعرفی کرده است.

درروزعید بندگان نباید ناامیدی به خود راه دهند؛بلکه باید به فضل وبخشش خداوند امیدوارباشند؛ اگرچه خود صالح وپیراسته نباشند با صالحان وپیراستگان همراه شوند؛چشم به کرم خدا دوزند وبه نماز ایستند،وازخداوند بخواهند که باران رحمت بی حسابش را برکویرستان دلشان ببارد؛چرا که درچنین روزهای ویژه ای بخشش خداوند ویژه است.

امام سجاد(ع) دروداع ماه رمضان می فرماید:«ما کسی را وداع می کنیم که رفتنش برای ما بسیار گران و سخت است و ما را غمگین می کند؛ ماهی که شب وروزش رحمت بود». بزرگان گفته اند:پس از عید فطر، شش روزازاوایل ماه شوال را به عنوان بدرقه روزه بگیرید؛ زیرا اگر کسی بخواهد دوست عزیزی را بدرقه کند، چند قدم به همراه اومی رود.ماه رمضان آن قدربرای اولیای خدا عزیزومهربان بود، که وقتی این ماه به پایان می رسید اولیای خدا احساس غربت می کردند.

عید فطر، روزی است که فطرت آدمی به واسطه سی روزاخلاص، شکوفا شده وبه معطر کردن فضای زندگی انسان می پردازد. به راستی که فطرت، چه عطر دل انگیز و روح افزایی دارد و زندگی در پرتوی فطرت چه زیباست!عیدفطر،عید زیبایی های معنوی است.عید فطر،عید بشارت وعید سعادت است. این عید سعید،برتمامی فطرت های بیدارمبارک باد.

عید فطراز جلال وعظمت خاصی برخورداراست ویکایک لحظات آن شیرین وپرمعناست. اولین لحظه عید فطر«استهلال» یعنی سعی دررؤیت هلال ماه شوال است که روزه داران پیش ازغروب آخرین روزه ماه مبارک رمضان،با چشم دوختن به افق های زیبای طبیعت الهی،درتب وتاب یافتن هلال ماه هستند؛ نوری آسمانی که فرارسیدن شوال را خبرمی دهد.

صحنه خارج شدن بندگان صالح خداوند برای اقامه نمازدرروزعید به همراه تکبیروتهلیل آنان بسیارزیبا و تکان دهنده است.جمعیت ازهرسو چون روددرحرکتند وچون به محل اقامه نماز می رسند،همچون دریایی مواج وخروشانْ عظمت می یابند وبه راستی مراسم نمازعید،مراسم حج وطواف خانه خدا را تداعی می کند که حاجیان،لبیک گویان به سوی محبوب می شتابند.

عید فطر،روزی است که همه مسلمانان جهان در کنار یکدیگربه نماز می ایستند وبه عبادت خداوند متعال می پردازند وکام خویش رابا حلاوت ذکراوشیرین می کنند.عیدفطر،نمادی ازوحدت مسلمانان است؛وحدتی که سبب ذلت وناامیدی شیطان ونیزخواری استکبارودشمنان اسلام می شود.آنهابادیدن صف های به هم پیوسته مسلمانان درنمازعید فطر،می فهمندکه دیگرجایی برای آنان نخواهد بودو نمی توانند اهداف شوم خودرادرجوامع اسلامی پیاده کنند.

اجتماع روزعید فطرمی تواند درپیوند وهمدلی مسلمانان نقش آفرین باشد.آنان درگردهمایی روزعید فطروقرارگرفتن درکنارهم،ازنظرات،مشکلات وگرفتاری های همدیگرآگاه می شوند.دراین گردهمایی بغض ها وکینه ها تبدیل به دوستی وهمدلی می شود ومؤمنان دریک صف واحد احساس اتحاد و نزدیکی بیشتری به همدیگرمی کنند.عید فطرازسویی حکایت ازپیوند معنوی انسان باخدای خویش دارد وازسوی دیگرحکایت گرارتباط وی باهم کیشان خود است .

اي عصاره هستي! دراجتماع عظيمي که براي برپايي نماز عيد فطرتشکيل شده است، بيش ازهر زمان ديگر جاي خالي‌ات ما را غمگين مي‌کند و زمزمه «عزيزٌ عَلَيَّ اَنْ اَرَي الْخَلْقَ وَ لا تُري»(مفاتيح الجنان، بخشي از دعاي ندبه،«بسيارسخت است برمن كه همه را ببينم و تو را نبينم») اززبان ما نمي‌افتد.درفراغت با دلي مملوازاميد، اشک حسرت مي‌ريزيم. حال که زمان پاداش روزه‌داري رسيده، ازخداوند دولت کريمه‌ات رامي‌خواهيم. با زمزمه ندبه، غم سنگيني که از هجرانت بردل ما نشسته،التيام مي‌بخشيم. با تونجوا مي‌کنيم و ازخدا مي‌خواهيم چشمان ما را لايق ديدارتو قرار دهد.

بگذارپيش وپس شود روزعيد فطر                               ما با هلال روي توافطار مي‌کنيم

وامروز دست های روزه داران، برای گرفتن «عیدانه» به آسمان بلند می شود که امروزعید فطرت های پاک است،عید دعاهای مستجاب شده،روزجشن شکست ابلیس،همایش بین المللی روزه داران دروداعی وآغازی دگر... ! الهى... نوای نامت به آتش می کشد بند بند این نیستان در سکوت فرو رفته را ... و به وجد می آورد هیجانات فروکش شده را ...! الهى ... این قلب هراسناک که امید چهاردیواری ضلالت و گمراهی است، به آرامش نمی رسد؛ مگر به نور روشن هدایت تو و زخم های چرکین روح که به تیرهای زهرآلود گناه مبتلا گشته درمان نمی شود؛ مگر به مرهم احسان تو ...! الهى ... ببخشای بر من، به آنچه واقف تری از من که اگر به رفتار خویش بازگشتم تو نیز به بخشایش بی کرانت بازگرد!

واینک در این روز بزرگ، عیدی ما را رستگاری دنیا و آخرت قرار ده!

پنجره های بسته دلمان را بگشا و بهاری همیشگی را به اتاق تاریک دلمان هدیه کن!

اینک مائيم مقرّ و معترف،دست تمنای ما وکرم بی منتهایت ...

پنجشنبه : 1393/5/2- 26رمضان1435- 24جولاي2014

 

 

 

واقعيت اينست...انتظاراين بود - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۵:۲ بعد از ظهر

مروري برماراتون مذاكرات وين 6

 واقعيت اينست...انتظاراين بود                          

اسدالله افشار

 

ماراتون مذاکرات وين 6 درحالي پايان يافت که مذاکرات هسته‌اي ايران و 1+5 بمدت چهار ماه ديگر تمديد شد.گفتني است با توجه به عزم جدي دو طرف با تمديد مذاکرات اميدها زنده نگه داشته شد زيرا در صورت عدم تمديد مذاکرات شرايط به شش ماه گذشته برمي‌گشت اما با توجه به اين اصل که ديپلماسي زمان بر است تمديد مذاکرات نشان از مثبت بودن مذاکرات دارد. مذاکرات ايران و 1+5 به مدت چهار ماه تا 3 آذر 93 تمديد شد.اين در حالي است که هر زمان که دو طرف به توافق برسند مذاکرات پايان مي‌يابد.آنچه گفتني است آنست كه دیپلمات‌های ایران و1+5 قریب به سه هفته، سخت روی توافق جامع کارکردند؛ امری که درتاریخ دیپلماسی بسیارنادر است؛ اما درنهایت قرار براین شد که توافق موقت ژنو 4 ماه دیگرتمدید شود تا طی این دوره توافق جامع به‌دست آید.وزیرامورخارجه آمریکا پس ازتوافق ایران وکشورهای ۱+۵ برای تمدید دوره شش ماهه، بیانیه ای دراین خصوص صادرنموده كه حاوي نكات برجسته اي مي باشد؛واين قلم اشاره به برخي ازآنها راخالي ازلطف نمي داند:

1- در کمتر از یک سال قبل، اوباما و رئیس جمهور ایران (حس روحانی) برای اولین بار در خصوص آزمودن یک مسیردیپلماتیک جدید سخن گفتند و من برای اولین بار ظرف سه دهه گذشته به عنوان وزیر امور خارجه آمریکا با همتای ایرانی خود دیدار کردم.

2- ایران به تمامی تعهدات خود در مدت شش ماهه زمان اجرای برنامه اقدام مشترک (توافق نامه هسته ای ژنو)پایبند بوده است.

 3- همانطور که من دروین اعلام کردم ما به پیشرفت‌های مهمی رسیدیم اما شکاف های زیادی بین ما وجود داشت.

4-  ما توافق کرده ایم که مذاکرات تا تاریخ ۲۴ نوامبر (چهار ماه دیگر) ادامه داشته باشد و این درست یک سال پس از امضای توافق هسته ای ژنو است. این توافق فرصت زمان کمی به ما می‌دهد تا کار برای رسیدن به توافق جامع را ادامه بدهیم. و ما معتقدیم که پیشرفت هایی که ما تاکنون در این خصوص داشته ایم تضمین کننده رسیدن ما به توافق جامع است.

5- در این دوره چهار ماهه جدید تمام طرف ها متعهد به انجام تعهداتشان بر اساس برنامه اقدام مشترک هستند. برای چهار ماه آینده ما اقدامات خود در خصوص برنامه هسته ای ایران را بر اساس توافق ژنو ادامه می دهیم و در عوض تحریم ها نیز برای این دوره متوقف خواهند شد و دو میلیارد و ۸۰۰ میلیون دلار دیگر از دارائی‌های بلوکه شده این کشور نیز در اختیار تهران قرار می گیرد.

درچارچوب این تحولات ، سید عباس عراقچی معاون وزیرامورخارجه کشورمان هم درجمع خبرنگاران ایرانی حاضردر وین مطالبي را مطرح نموده اند كه اشاره به آنها ، حقايقي راپيرامون ۱۸ روزکار فشرده دروين 6را روشن مي نمايد :

1- هدف این بود که تا۲۰ جولای2014- 29تير1393- به توافق نهایی دست یابیم اما اختلافات و شکاف های عمیق در خصوص مسائل موضوع مذاکره وجود دارد.

2- شروع به نگارش پیش‌نویس متن کردیم پیشرفت خوبی ازلحاظ متن داشتیم اما ازنظرمحتوا اختلافات باقی است .

3- ۶۵در صد متن تدوین شده اما مقدارباقیمانده شامل مسائل کلیدی می شود که از لحاظ محتوایی بیش از ۸۰ درصد متن را تشکیل می دهد.

4- ازآنجا که نتوانستیم در مذاکرات اختلافات را حل کنیم و مواضع ما با مواضع آنها هنوز فاصله زیادی دارد، راه حل ها مشکلات را حل نکرد . با توجه به اینکه فضای مذاکرات سازنده است و همه طرف ها برای رسیدن به راه حل اراده جدی دارند توافق شد که باید مذاکرات در شرایط فعلی ادامه یابد.

5- برای ادامه مذاکره منعی نداشتیم و ۲۹ تیر پایان مهلت مذاکراتی نبوده است، بر اساس توافق ژنو یک سال از ۲۴ نوامبر ۲۰۱۳ تا ۲۴ نوامبر ۲۰۱۴ فرصت مذاکره داریم.

6- گام اول توافق ژنو ۶ ماهه بود واین گام ۲۹ تیر تمام می شد واگر تمدید نمی شد تحریم ها به جای خود باز می گشت وایران هم می توانست به اقدامات خود باز گردد. در سه روزآخر وقتی به این نتیجه رسیدیم که امکان توافق تا تاریخ ۲۰ جولای نیست بحث ها را به سمت تمدید گام اول بردیم.

7- گام اول توافق ژنورا به مدت ۴ ماه تمدید کردیم ونحوه تمدید و شرایط آن تعیین شده و در ۴ ماه آینده فضای مناسبی داریم که مذاکرات ادامه یابد.

8-  همه چیز درباره غنی سازی مورد اختلاف است نقطه شروع، نقطه پایان ، مسیر و زمان حرکت و در همین قالب نوع وتعداد دستگاه‌ها، میزان ذخایر و به طور کلی همه ۷ یا ۸ مورد سختی که شامل غنی سازی می‌شود.

9- تعیین دوره زمانی گام پایانی و حرکت به سمت صنعتی شدن که لزوما یک دوره زمانی نیست از موارد اختلاف است و هنوز تصمیم‌گیری نشده است. عراقچی گفت : پرانتزها خیلی کم شده اما آنهایی که مانده بیشتر محتوایی است، با یک متن ۸ یا ۹ صفحه ای مواجهیم که دو برابر ضمیمه دارد. در سند اصلی روی متن حدود ۶۵ درصد پیشرفت کردیم، کماکان پرانتزها و نقاط خالی زیادی وجود دارد نقاط خالی جاهایی است که اعداد و ارقام قرار است جایگزین شود و متن پر از سه نقطه است.

ازبيان ديدگاه هاي مطروحه آشكاراست كه؛گرچه پیشرفت های ملموسی در برخی موضوعات داشته‌اند و مشترکا برای تدوین یک متن برنامه جامع اقدام مشترک کار کرده اند، لکن هنوز فاصله قابل توجهی پیرامون برخی موضوعات اساسی باقی مانده است که نیاز به زمان و تلاش بیشتری دارد.ازاین رو هيأت ايراني به همراه وزیران خارجه ۳+۳ تصمیم گرفته اند که اجرای اقدامات برنامه اقدام مشترک را تا ۲۴ نوامبر ۲۰۱۴ که مطابق با زمان بندی پیش بینی شده در برنامه مشترک اقدام است ادامه دهند . ایران و ۳+۳ مجددا تأکید داشته که اجرای تمامی تعهداتشان در برنامه اقدام مشترک را به صورت مؤثر و به موقع ادامه خواهندداد.هيأت ايراني با عزم راسخ برای رسیدن به توافق پیرامون یک برنامه جامع مشترک دراولین فرصت ممکن جلسات خودرادراشکال مختلف طی هفته های آینده برگزار خواهد کرد.

كارشناسان مي گويند اکنون سوال اینجااست که آیاروند‌‌فرآیندمذاکرات د‌‌راین 6 ماه به پاسخگوي انتظارات بود‌‌ه است یا خیر؟ پاسخ مثبت است و فرآیند‌‌ گفت‌وگوها به این سمت بوده است‌‌. همچنان‌که طرف غربی به ویژه آمریکا اذعان کرد‌‌ که ایران اقد‌‌امات بزرگی را د‌‌ر راستای توافق انجام د‌‌اد‌‌ه، به تمام تعهد‌‌اتش عمل کرد‌‌ه و اجازه د‌‌اد‌‌ه بازرسیهای آژانس به‌طورمنظم انجام گیرد‌‌.بنابراین ایران توانسته ثابت کند‌ که قابل اعتماد‌‌ است. اماباوجود‌‌ این فرآیند‌‌مثبت،شکافهایی میان خواستههای ایران و غرب وجود‌‌ د‌‌ارد‌‌ که موجب شد‌‌ه مذاکرات یک د‌‌وره 4 ماهه د‌‌یگر نیز تمد‌‌ید‌‌ شود‌‌. 

د‌‌ر رابطه با د‌‌ستاورد‌‌های این فرآیند‌‌ مثبت برای ایران نیز موارد‌‌ی را مشخصا میتوان ذکرکرد‌‌؛ ازجمله اینکه تاکنون بخشی از پول‌های بلوکه شد‌‌ه ایران پرد‌‌اخت شد‌‌ه، کلیه تحریم‌هایی که قرار بود‌‌ه تعلیق شود‌‌، تعلیق شد‌‌ه وفراترازآن کلیت تحریمها با سستی ورخوت مواجه شد‌‌ه است. به گونهای که د‌‌رهای همکاری اقتصاد‌‌ی، مالی و صنعتی میان ایران و قد‌‌رت‌های بزرگ باز شد‌‌ه است. همچنین د‌‌ر این 6 ماه آمد‌‌وشد‌‌های صنعتی و اقتصاد‌‌ی بسیاری میان ایران و کشورهای بزرگ صورت گرفت. تمامی این موارد‌‌ نشان مید‌‌هد‌‌ فرآیند‌‌ مذاکرات مثبت بود‌‌ه و این مسأله به توانمند‌‌ی ایران د‌‌ر مذاکرات و توجه به منافع ملی باز میگرد‌‌د‌‌.

جان كلام :

واقعيت اينست پس از ششماه گفتگو براي دستيابي به برنامه اقدام مشترك ژنو كه در قالب شش دوره مذاكره دروين برگزار شد، بويژه دوراخيرآن كه 18 روزبه طول انجاميد، انتظاراين بود كه طرفين به راه‌حل جامع و نهايي دست يابند ولي عملاً چنين نشد. ايران و1+5 درحالي از زمان ششماهه براي دستيابي به توافق عبور كردند كه محتمل‌ترين گزينه، همين تمديد بود چرا كه رسيدن به متن توافقي جامع هر چند مورد دلخواه طرفين بود ولي بسيار خوشبينانه بنظر مي‌رسيد.

صاحب نظران معتقدند؛اين نكته را نيزنبايد ازنظردورداشت كه جوسنگيني كه در10 سال گذشته عليه فعاليتهاي هسته‌اي كشورمان ايجاد شده وباعث بوجود آمدن فشار جهاني به ايران گرديده، مسأله‌اي نيست كه به اين سادگي وطي يك دوره مذاكرات ششماهه قابل برطرف شدن باشد ولغوشرايط ناجوانمردانه و غيرمنطفي تحريم وبرطرف كردن عوارض بيانيه‌ها و قطعنامه‌هاي بين‌المللي عليه كشورمان نياز به عزمي جدي دارد كه خوشبختانه گروه مذاكره كننده ايراني به خوبي از اين قابليت‌‌ها برخوردار بوده و تا كنون توانسته است به بهترين وجه آن را مديريت كند.

 

سه شنبه : 1393/4/31- 24رمضان2014- 22جولاي2014

 

روزقدس وحمايت جهاني ازغزه - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۸:۵۴ قبل از ظهر

روزقدس وحمايت جهاني ازغزه                    

اسدالله افشار

اقدام هوشمندانه امام راحل در تعيين آخرين روز جمعه ماه مبارك رمضان به نام روز قدس، برآيند نگرش عميق آن رهبر فرزانه نسبت به تحولات جهان اسلام و خطرات رژيم صهيونيستي است. بايد به اين نكته مهم توجه داشت كه در طول 6 دهه گذشته مسئله فلسطين و اشغال آن به‌خاطر خيانت برخي رهبران عرب به عنوان يك موضوع حاشيه‌اي تلقي مي‌شد اما با پيرو زي انقلاب اسلامي ايران، امام خميني كوشيدند تا مسئله فلسطين را كه كم كم به حاشيه مي رفت از حاشيه خارج كرده و به متن آورد. اين امر سبب شد كه جايگاه فلسطين در سطح منطقه و جهان به شكل مهمي گسترش يابد و مسئله فلسطين دوباره برجسته شود.

ازديگرتأثيرات انقلاب اسلامي برمسئله فلسطين،تعطيلي سفارت رژيم صهيونيستي و واگذاري آن به ملت فلسطين بود كه آن هم اقدام حساب‌شده‌اي بود كه براي اولين بار در طول مبارزه با رژيم صهيونيستي انجام شد. در واقع امام‌خميني(ره) با اين اقدام و اهميت بخشيدن به مسئله فلسطين بخشي از رنج‌هاي فلسطين را به عنوان سر فصل حركت سياسي جمهوري اسلامي ايران در عرصه بين الملل قرار دادند. از همان زمان بود كه مسئله فلسطين مورد توجه قرار گرفت و وضعيت فعلي كه مشاهده مي‌شود حاصل حركت هوشمندانه امام(ره) است كه بر ملت هاي اسلامي باقي مانده است.روز قدس امسال نيزمانند سال‌هاي گذشته دربسياري از كشورهاي اسلامي، عربي وحتي اروپا وآمريكاي لاتين برگزارخواهد شد تا نشان دهد كه انديشه انقلاب اسلامي بعد از گذشت بيش از 3 دهه به بالندگي رسيده است و اجازه نمي‌دهد كه مسئله مهم فلسطين در سايه بحران‌هاي منطقه‌اي مانند سوريه ، مصر، عراق و... به حاشيه برود. به بيان ديگر برگزاري روز قدس دراوج ناآرامي‌هاي منطقه‌اي نشان خواهدداد كه موضوع اصلي در منطقه بايد همان اشغالگري‌هاي اسرائيل و خوي توسعه‌طلبانه اين رژيم باشد.

هیچ مسلمانی در هیچ کجای دنیا هرچند در موضع «اقلیت» باشد، در لزوم آزادسازی قدس و نیز «مسئولیت» خود دراین موضوع تردید ندارد واگرهنوز بیت‌المقدس به پایتخت رژیم غاصب تبدیل نشده و هنوز مسلمین فلسطینی می‌توانند در مسجدالاقصی نماز بخوانند، بخاطر این حس عمومی است. اشغال کامل قدس و قطع دست مسلمانان از آن علی‌الاصول به یک انفجار عمومی در جهان اسلام منجر می‌گردد بگونه‌ای که غرب قادر به تحمل نتایج آن نیست و از این رو حتی آمریکایی‌ها با این سیاست صهیونیستی مخالفت کرده‌اند.

امروزاین اعتقاد که نه انگیزه‌های صرف فلسطینی و نه انگیزه‌های صرف عربی، نه مبارزه صرف مسلحانه و نه مبارزه صرف سیاسی، نه مبارزه صرف تشکیلاتی و نه مبارزه صرف مردمی قادر به دفاع از فلسطین و قدس هستند به یک باور نسبتا عمومی تبدیل شده است. برای آزادسازی فلسطین،امام عظیم‌الشان راهی رانشان دادند که ضمن آنکه نافی انگیزه‌های عربی یا تشکیلاتی یاتسلیحاتی ویاتوده‌ای نیست اما راه کاملتروجامعتری رافراروی فلسطین قرار می‌دهد.

كارنامه ۶ دهه معاصر فلسطين :

كارنامه ۶ دهه معاصر فلسطين نشان مي‌دهد كه برخلاف خواست صهيونيستها و متحدانشان، ملت فلسطين نه تنها تسليم زياده خواهي‌ها نشده، بلكه هرروز بر ميزان مقاومت افزوده و با اتحاد فراگير خود به سدي در برابر دشمنان مبدل شده‌اند. در بررسي كارنامه سالهاي اخير فلسطين به ويژه پس ازانتفاضه دوم مسجد الاقصي (سال ۲۰۰۰) مشاهده مي‌شود كه رژيم صهيونيستي به رغم تمام تجاوزگريها و جنايتهاي صورت داده، نه تنها نتوانسته به اهداف خود دست يابد بلكه دربرابراراده ملت فلسطين تسليم ودرمسير زوال قرارگرفته است.

 عقب نشيني از غزه در سال ۲۰۰۵ از نمونه‌هاي پيروزي مقاومت است. در اين چارچوب جنگ ۲۲ روزه و سپس جنگ ۸ روزه غزه را مي‌توان مهمترين رويدادي دانست كه در آن ملت فلسطين نشان داد كه در برابر ظلم و ستم دشمنان تسليم نمي‌شود وبراي تحقق آرمانها از هيچ رشادتي فروگذار نيست. وتجاوزات دوهفته اخيررژيم اشغالگرقدس به سرزمين هميشه مقاوم غزه نيز بارديگرادعاي مذكور را اثبات نمود كه جبهه مقاومت در سرتاسر فلسطين و جهان اسلام هرگز تسليم زياده خواهي و باج طلبي ها اين اقليت افراطي صهيونيستي نخواهند شد.

دلائل عملیات رژیم صهیونیستی در غزه :

بررسی رخدادهای موازی با عملیات رژیم صهیونیستی درغزه ، روشن می‌کند که چرا نتانیاهوحالا تصمیم به آغاز تهاجم جديد همه‌جانبه به نوارغزه گرفته‌ است. وقایعی که دامنه آن ازقتل«محمد ابوخضیر» تا مذاکرات هسته‌ای ایران را در بر می‌گیرد.بامداد روزعمليات بود که سخنگوی ارتش اسرائیل ازآغاز عملیات تازه‌ای علیه باریکه غزه خبرداد. عملیاتی که این بارهم مثل دوعملیات قبلی(۲۰۰۹و ۲۰۱۲) هدف آن «ریشه‌کن کردن حماس» اعلام شد.اسرائیلی‌ها این عملیات را به عبری «صخره سخت» (تصوک ایتان) نام گذاشتند و مثل عملیات سال ۲۰۱۲آن را با نامی دفاعی به جهان معرفی کردند.اما چرا تل‌آویو باید دراین برهه که با مشکلات عدیده مالی مواجه است، چنین عملیاتی را آغاز کند که به اذعان رسانه‌های اسرائیلی میلیاردها دلار هزینه مستقیم و جانبی برای اقتصاد اسرائیل دارد. تبادل آتش در شهرک‌های نزدیک به غزه و حملات شبانه جنگنده‌های اسرائیلی به غزه که امری متداول و هر روزه است و ارتباط حماس با مرگ سه اسرائیلی درالخلیل هم هنوزاثبات نشده است.شایدبررسی رخدادهای موازی بااین عملیات،روشن کندکه چرا«بنیامین نتانیاهو»نخست‌وزیرو«موشه یعلون» وزیرجنگ صهیونیست‌ها حالا تصمیم به آغاز تهاجمی همه‌جانبه به نوار غزه گرفته‌اند. وقایعی که دامنه آن از قتل «محمد ابوخضیر» فلسطینی تا مذاکرات هسته‌ای ایران را در بر می‌گیرد. كارشناسان چند دليل زيررا ازدلائل دورجديد عمليات رژیم صهیونیستی در غزه برشمرده اند :

1- اختلاف‌افکنی درمیان دوجناح فلسطینی‌ فتح وحماس وبر هم زدن توافقات صورت گرفته برای تشکیل دولت وحدت ملی . 2-  کاهش فشارهای داخلی عليه نتانياهو ودولتش. 3-منحرف کردن افکاراز قتل‌‌ «محمد ابوخضیر». 4- سخنرانی‌های مداوم در مورد خطر رویارویی نظامی با ایران گرفته تا لغو رزمایش‌های هوایی به بهانه نبود بودجه کافی تابتوانندبودجه كافي راجذب نمايند. 5- مانع‌تراشی در مسیر مذاکرات هسته‌ای با ایران . 6- انحراف اذهان وافكارعمومي ازروزجهاني قدس.

رژیم صهیونیستی بزرگ ترین معضل خاورمیانه :

اشغالگران صهیونیست این برهه را که کشورهای غربی با موضوع‌های گوناگون درگیرند و کشورهای منطقه نیز سرگرم سامان دادن به امور داخلی و خارجی خود بوده یا با تنش‌های حاصل از فعالیت گروه‌های تکفیری روبرویند، برای آغاز نبرد نابرابر دیگری در فلسطین و کشتار زنان و کودکان بی دفاع مناسب دیده اند.البته همراهی کشورهای غربی با این رژیم و سکوت و مماشات برخی اعراب در برابر فاجعه‌ای که در ماه مبارک رمضان بر سر مسلمانان فلسطین می‌رود، نشان دهنده توخالی بودن شعارهای حقوق بشری غرب و نیز بی پشتوانه بودن ادعاهای کشورهای عرب در پشتیبانی از فلسطینیان است. با این همه، کشورها و ملت‌های آزاده‌‌ای در منطقه هستند که باور دارند رژیم صهیونیستی بزرگ ترین معضل خاورمیانه است، از پس پرده بسیاری از ناآرامی‌ها و تنش‌های منطقه دست این رژیم را تشخیص می‌دهند و در برابر یورش تازه این رژیم به مردم بیگناه فلسطین ساکت نمی نشینند.

محور مقاومت هم، آنچنان قدرتی دارد که فشارها و تحریم ها و بی اعتنایی ها را پشت سر گذاشته و با نوآوری های تازه خود در مواردی چون افزایش برد موشک های دفاعی، اجرای عملیات دریایی، هدف قرار دادن جنگنده های صهیونیستی و شکننده و پوشالی بودن تمام سدهای دفاعی این رژیم را به اثبات رسانیده است.در چنین شرایطی، و در آستانه روز جهانی قدس، تنها دستاورد رژیم صهیونیستی از حمله نابرابر به غزه، تجربه شکستی دیگر از مقاومت آن هم پس از نبردهای ۲۲روزه و هشت روزه و در هم شکسته شدن دوباره هیمنه آن خواهد بود.

همه نشانه‌ها حاكي ازآن است كه صهيونيست‌ها درغزه شكست خواهند خورد زيرا حماس امروزحماس گذشته نيست و با اينكه اين تجاوزبسيار بزرگتر از گذشته است ولي غزه شكست نخواهد خورد.

شكست رژيم صهيونيستيدر جبهه انساني و اخلاقي :

فلسطيني‌هاي مبارز و قهرمان با مقاومت ستودني خود براي مسلمانان و ملت‌هاي آزاديخواه عزت آفريده‌اند و ننگ و تنفر جهاني را براي سردمداران رژيم صهيونيستي، دولت‌هاي استعمارگر حامي اين رژيم و حكام خائن و بي‌تفاوت عربي باعث شده‌اند.رژيم صهيونيستي قبل از آنكه ناكامي قطعي در صحنه نظامي را تجربه كند در جبهه انساني و اخلاقي به شكست كامل رسيده است.مردم جهان اكنون نظاره‌گر جنگي كاملاً يكجانبه و نابرابر، و غير عادلانه است كه در يك طرف، رژيمي تا بن دندان مسلح و متصل به زرادخانه قدرت‌هاي بزرگ قرار دارد و در سوي ديگر، ملتي مظلوم و بي‌دفاع كه چندين سال است در محاصره كامل مي‌باشند و از كمترين امكان دفاعي برخوردار است.مردم غزه با پوست و گوشت خود مقابل بمب‌ها و موشك‌هاي پيشرفته رژيم صهيونيستي مقاومت مي‌كنند. صهيونيست‌ها درحالي ادعاي برتري مي‌كنند كه مقابل آنها، زنان و كودكان خردسالي قرار دارند كه اين بزرگترين ننگ براي اين رژيم است و نتيجه اعتبار و جايگاه آن را حتي در ميان ملت‌هاي كشورهاي هوادار اين رژيم نيز از ميان برده است و اين، اولين مرحله از پيروزي مقاومت است.

بي آبرويي رژيم صهيونيستي و تشديد تنفر جهاني از اين رژيم آنچنان آشكار شده كه دولتمردان آمريكا را به واكنش واداشته است. باراك اوباما، رئيس‌جمهور آمريكا در اقدامي غيرمعمول و خارج از روال سنتي، طي تماسي تلفني با نتانياهو به اين رژيم هشدار داد كه انتشار تصاوير كشتار كودكان فلسطيني باعث انتقادهاي شديد و گسترده بين‌المللي شده است.

جان كلام :

رژيم صهيونيستي به بهانه قتل سه يهودي مورداشاره ، ابتدا در كرانه باختري به سركوب و جنايت پرداخت كه در واقع اقدامي براي ارزيابي واكنشي كشورهاي عربي و مجامع بين‌المللي بود و پس ازاطمينان ازانفعال و بي‌اعتنايي آنها، جنايات گسترده خود در غزه را آغاز كرد.نشانه‌هاي روشني وجود دارد كه اين بار نيز صهيونيست‌ها با خفت و خواري و ناكامي مواجه خواهند شد و اين عمليات نيز حاصلي جز، بي‌آبرويي بيشتر و تشديد انزجار جهاني از اين رژيم نخواهد داشت و مردم فلسطين، به بهاي خون شهداي خود از اين جنگ نابرابر و ظالمانه سربلند بيرون خواهند آمد.با اين حال، تاريخ سكوت ننگين مجامع بين‌المللي و خيانت حكام حاكم بركشورهاي عربي ازياد نخواهد برد به ويژه حاكماني كه به جاي ياري رساندن به ملت فلسطين، ثروت‌ها وامكانات كشورهاي خود را دراختيار گروه‌هاي تروريست درمنطقه قرارداده وباعث شده‌اند فلسطين ازاولويت كشورهاي اسلامي خارج شود و صهيونيست ها با خاطري آسوده‌تر به كشتارمردم فلسطين بپردازند.

انشاء ا... امت اسلامي با وحدت خود درروزجهاني قدس به آنان نشان خواهند داد فلسطين تنها نيست وغزه را ازفرياد خود كه تشنه حمايت جهاني است سيراب خواهند نمود.

شنبه : 1393/4/28- 21رمضان1435- 19جولاي2014

 

"غزه" همچنان سرافرازو سربلند - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۸:۴۸ قبل از ظهر

"غزه" همچنان سرافرازو سربلند                         

 اسدالله افشار

 «غزه» منطقه کوچک فلسطینی در ساحل مدیترانه با مساحت حدود ۳۶۰ کیلومتر مربع و جمعیتی نزدیک به ۲ میلیون نفر است که مرکز «حماس» جنبش مقاومت اسلامی فلسطین در آن واقع شده از دوهفته گذشته بمباران این منطقه توسط ارتش اسرائیل آغاز شده است و هنوز ادامه دارد. حماس نیز مرحله به مرحله‌ شهرهای اسرائیل را تا مرکز تل‌آویو مورد حمله موشک قرار داده است.

بهانه حملات جديد رژیم صهیونیستی به غزه :

حملات هوایی اسرائیل از زمان «افطار» تا سحر به‌صورت مدام ادامه دارد و تاکنون بیش از صد نفر کشته از ساکنین غزه به‌جای گذاشته و مناطق مسکونی را ویران کرده است. بهانه این درگیری، ربوده شدن سه‌جوان اسرائیلی و سپس یافتن اجساد آنها توسط نیروهای امنیتی است و همزمان ربودن یک نوجوان فلسطینی توسط اسرائیلی‌ها در سحرگاه از کنار مسجد محل و سپس خوراندن چند بطری بنزین به او و سپس آتش زدن این جوان است که انفجار اخبار آن موجب شد تا نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی اعلام کند این اقدام توسط گروه‌های «تندرو مذهبی» اسرائیلی صورت گرفته است و دولت و نیروهای امنیتی رسمی اسرائیل در آن دخالتی نداشتند.نتانیاهو در برابر افکار عمومی ضمن عذرخواهی از خانواده مقتول فلسطینی، وعده داد که «به این جنایت رسیدگی» و کسانیکه این اقدام را انجام داده‌اند شناسایی و به محاکم قضایی معرفی خواهد کرد! تاکنون نه معلوم شده است سه جوان اسرائیلی را چه کسانی ربوده و کشته‌اند و نه قاتلین نوجوان فلسطینی معرفی شده‌اند! اما کلید درگیری‌ نظامی حماس و اسرائیل به همین بهانه زده شده است.

موجی از اعتراض علیه رژیم صهیونیستی :

حملات رژيم صهيونيستي به هزاران نقطه درنوارغزه، مردم فلسطيني را از خانه و کاشانه خود آواره کرده است.ویرانی ساختمان‌ها، قطع آب و برق، کشته و مجروح شدن خانواده‌ها و به‌خصوص کودکان، صحنه‌های بسیار دل‌خراشی را به تصویر درآورده است که انعکاس آن در رسانه‌های غربی، به‌خصوص در اروپا موجی از اعتراض علیه رژیم صهیونیستی راایجاد کرده است. همین اعتراض‌ها به سکوت مجامع بین‌المللی و دولت‌های عربی منطقه، موجب شد تا دیروز شورای امنیت سازمان ملل تشکیل جلسه دهد. دبیرکل سازمان ملل «بان‌کی‌مون» در سخنرانی خود گفت: حماس «موشک شلیک نکند تا اسرائیل هم بمباران نکند!» این موضع‌گیری دبیرکل سازمان ملل مورد اعتراض نماینده فلسطین در سازمان ملل قرار گرفت و در رسانه‌ها اغلب محافل سیاسی مستقل از آن به جانبداری «بان‌کی‌مون» از اسرائیل یاد وآن را محکوم کرده‌اند.«اوباما» با نتانیاهو تلفنی صحبت کرده است. آخرین خبرها دستور آمادگی کامل از سوی نتانیاهو به ارتش است تا برای حمله نظامی زمینی و دریایی برای اشغال غزه آرایش نظامی دهند.

عدم تحقق آتش‌بس فوري :

به‌رغم درخواست شوراي امنيت براي تحقق آتش‌بس،اسرائيل حملات خود به نوارغزه را شدت بخشيده است. فرمانده ارتش اين کشور مي‌گويد آماده دستور است تا نيروهاي تحت فرمان خود را وارد عمليات زميني کند. نظرشوراي امنيت سازمان ملل وجامعه جهاني مبني برتحقق آتش‌بس فوري ميان اسرائيل و فلسطين نه تنها تاثيري درکاهش حملات عليه نوارغزه نداشته،که افزايش دامنه حملات وتشديد بمباران اهداف درغزه را هم در پي داشته است.

 هراس و وحشت پنج ميليون صهيونيست :

اصابت چهارموشك مقاومت فلسطيني به فرودگاه "اللد" در تل آويو براي نخستين باردرتاريخ درگيري‌هاي عربي- اسراييلي كه به همين دليل آژيرخطر در اين شهر به صدا در آمد و اين فرودگاه براي مدتي تعطيل شد و جنبش حماس از شركت‌هاي هواپيمايي جهاني خواست براي آسيب نديدن هواپيماها و پروازهايشان پرواز‌هاي خود به فلسطين اشغالي را متوقف كنند والبته اين باعث هراس ووحشت پنج ميليون صهيونيست شد و نتيجه اين شد كه شركت‌هاي هواپيمايي جهاني كه امنيت مسافران را در رأس اولويت‌هاي خود مي‌دانند، شديدا به وحشت افتادند.روحيه بالاي مردم نوارغزه وتاكيد بيشترمردم بر مقابله با اين تجاوزها در حالي است كه درمحافل اسراييلي عكس اين حالت حاكم است زيرابراساس نظرسنجي‌هاي انجام شده درفلسطين اشغالي، محبوبيت حزب"ميرتس" كه مخالف جنگ وشهركسازي است، طي چهارروز اخير در فلسطين اشغالي افزايش زيادي داشته است و بيشتر تحليلگران نظامي و سياسي مي‌گويند نتانياهو بزرگترين قرباني اين جنگ خواهد بود چون تقريبا نيمي از صهيونيست‌ها مخالف هرگونه حمله زميني به نوار غزه‌اند.

"عبدالباري عطوان"سردبيرروزنامه "رأي اليوم"درتحليلي درخصوص حمله اخيررژيم صهيونيستي به نوار غزه نوشت:اين جنگ تفاوت زيادي با جنگ‌هاي گذشته دارد و در اين ميان بايد گفت كه پيروزي در جنگ‌ها مساله‌اي نسبي است و مقاومت و پايداري و بقاي مردم فلسطين نيز به معناي پيرزوي آن‌ها است،فرار چهار ميليون صهيونيست وخزيدن به پناهگاه‌ها باعث شادي نيروهاي مقاومت مي‌شود،شليك موشك به عمق اراضي اشغالي وهدف قراردادن صهيونيست‌ها پاسخ مناسبي به حملات جنگنده‌هاي اف 16 اسراييلي ساخت آمريكا به كودكان و زنان و شيرخوارگان و بندگان روزه‌دار است.

سردبيرروزنامه رأي اليوم درپايان نوشت: براي هزارمين بار مي‌گوييم اين جنگ اراده‌ها است و كسي در اين جنگ پيروز مي‌شود كه اراده قويتري داشته باشد نه سلاح‌هاي قدرتمندتر و قطعا اراده مردم نوار غزه قويتر و محكم‌تراز كوه هيماليا است.

اعتراف رژيم صهيونيستي به شكست در غزه :

"دني دانون" ،  معاون وزيرجنگ رژيم صهيونيستي در سخناني اعلام كرد : ما دراين جنگ شكست خورديم و بنيامين نتانياهو ، نخست‌وزيراسرائيل بايد استعفا دهد .

 پيشتر نيز حزب مرتز و فراكسيون‌هاي عربي در كنست پيشنهادهايي براي راي عدم اعتماد به دولت بنيامين نتانياهو مطرح كردند.

شكست چندباره اسرائيل درغزه :

كافي است اين مسئله را به يادآورييم كه تمامي نخست وزيران پيشين اسرائيل شانس خود را آزموده و تلاش كردند تا نوار"غزه" رابا مساحتي بالغ بر 360 كيلومتر مربع شكست داده و به پرتاب موشك و مقاومت ساكنان آن پايان دهند، اما همگي آنها دراين راه شكست خورده وكنار رفتند درحالي كه موشك‌هاي فلسطينيان همانند مقاومت آنها، باتمام عظمت، قدرت وافتخار خود همچنان باقي مانده اند، بنابراين بايد گفت كه "بنيامين نتانياهو" نيز استثنا نبوده و سرنوشتي همانند همتايان پيشين خود پيش رو خواهد داشت.

جنگ براي اسرائيل چيزي جز پشيماني در پي نخواهد داشت و توان تحمل فلسطينيان و به ويژه ساكنان نوار "غزه" بسيار بيشتراز توان دشمنان اسرائيلي مي‌باشد، بنابراين بگذاريد جنگ به راه بيفتد آن گاه خواهيم ديد كه كدام طرف زودترفرياد سر داده وازميانجي گرها خواهد خواست آن را متوقف كنند،جايي كه چنين چيزي را درجنگ‌هاي پيشين اسرائيل برعليه نوار"غزه"ازقبيل"ستون ابر"(جنگ هشت روزه) درسال 1391و "سرب گداخته" (جنگ 22 روزه) در اواخر سال 1387 و اوايل سال 1388 شاهد بوديم و حال مي‌بينيم كه "ايهود اولمرت"، نخست‌وزيراسرائيل درزمان جنگ 22 روزه درزندان به سرمي‌برد و"تزيپي ليوني"، معاون وي درآن هنگام نيزدرحال فروپاشي سياسي مي‌باشد.

جان كلام :

"غزه" به عنوان آرامگاه "هاشم بن عبد مناف"(جددوم پيامبرعظيم الشان اسلام)وسكونت گاه"قوم جبارين" (ساكنان سرزمين فلسطين دردوران پيامبري حضرت موسي)،همچنان نمادشكوه،ايستادگي،فداكاري ومقاومت خواهد ماند و به همين دليل نيزهمواره مورد هدف قرارمي‌گيرد، با اين حال تمامي عمليات محاصره و كشتار ساكنان اين نوار نتوانسته و نخواهند توانست آن را به زانو در آورند، "غزه" همچنان سرافرازو سربلند خواهد ماند وپرچم مقاومت نيز همچنان برافراشته خواهد بود، همان گونه كه طي هشت هزار سال گذشته همواره تجاوزگران از بين رفته و اين منطقه پا برجا باقي مانده است."

 

پنجشنبه : 1393/4/26- 19رمضان1435- 17جولاي 2014

 

اين شب هاي قدر - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۹:۳۱ قبل از ظهر

اين شب هاي قدر                            

اسدالله افشار

 این شب ها، شب های قدر است؛ شب های دعا و عشق، شب های صدا و سکوت؛ شب های پروازبه سوي آستان جانان. شب هایی که کوله بار پرواز برای آغاز بسته می شود. در این شب ها هزار بار به خویشتن نزدیک تر خواهیم شد؛ چنان که به خداوند منان نزدیک تر می شویم.به تعبيرصاحب ذوقي دراین شب ها، خانه هایمان را با بوی فرشته ها فرش می کنیم تا آسمان، راه خانه هایمان را گم نکند. دراین شب ها، ماه به اندازه همه پنجره ها تکثیر شده است تا نور در هوای نفس کشیدنمان جریان بگیرد و ذکر «یا نوریا نوریا نور»مان بالا بگیرد.

شب قدر کدام شب است؟

در قرآن کریم آیه ای که به صراحت بیان کند شب قدر چه شبی است دیده نمی شود. ولی از جمع بندی چند آیه از قرآن کریم می توان فهمید که شب قدر یکی از شب های ماه مبارک رمضان است. قرآن کریم ازیک سو می فرماید:«انا انزلناه فی لیلة مبارکة » (دخان / 3 ) . این آیه گویای این مطلب است که قرآن یکپارچه دریک شب مبارک نازل شده است وازسوی دیگرمی فرماید: «شهررمضان الذی انزل فیه القرآن » (بقره/185 ) . و گویای این است که تمام قرآن در ماه رمضان نازل شده است. و در سوره قدرمی فرماید: «انا انزلناه فی لیله القدر» (قدر/1 ) . از مجموع این آیات استفاده می شود که قرآن کریم در یک شب مبارک در ماه رمضان که همان شب قدر است نازل شده است. پس شب قدر در ماه رمضان است. اما اینکه کدام یک از شب های ماه رمضان شب قدر است، در قرآن کریم چیزی بر آن دلالت ندارد. و تنها از راه اخبار می توان آن شب را معین کرد. در بعضی از روایات منقول از ائمه اطهار علیهم السلام شب قدر مردد بین نوزدهم و بیست و یکم و بیست و سوم ماه رمضان است و در برخی دیگر از آنها مردد بین شب بیست و یکم و بیست و سوم و در روایات دیگری متعین در شب بیست و سوم است (تفسیرمجمع البیان،ج 10،ص 519 ) . و عدم تعین یک شب به جهت تعظیم امر شب قدر بوده تا بندگان خدا با گناهان خود به آن اهانت نکنند. پس از دیدگاه روایات ائمه اهل بیت علیهم السلام شب قدر از شب های ماه رمضان و یکی از سه شب نوزدهم و بیست و یکم و بیست و سوم است. اما روایات منقول از طرق اهل سنت به طور عجیبی با هم اختلاف داشته و قابل جمع نیستند ولی معروف بین اهل سنت این است که شب بیست و هفتم ماه رمضان. شب قدر است (تفسیرالدر المنثور، ج 6 ) و در آن شب قرآن نازل شده است.

شب قدر؛ شب تقديرمقدرات :

شب قدر شبی است که همه مقدرات تقدیر می گردد و قالب معین و اندازه خاص هر پدیده، روشن و اندازه گیری می شود. به عبارت ديگر؛ شب قدر یکی از شب های دهه آخر ماه رمضان است . طبق روایات ما، یکی از شب های نوزدهم یا بیست و یکم و به احتمال زیادتر، بیست و سوم ماه مبارک رمضان، است. دراین شب - که شب نزول قرآن به شمار می آید - امور خیر و شر مردم و ولادت، مرگ، روزی، حج، طاعت، گناه و خلاصه هر حادثه ای که در طول سال واقع می شود، تقدیر می گردد. شب قدر همیشه و هر سال تکرار می شود . عبادت درآن شب، فضیلت فراوان دارد و در نیکویی سرنوشت یک ساله بسیار مؤثر است . در این شب تمام حوادث سال آینده به امام زمان ارائه می شود و وی از سرنوشت خود و دیگران با خبر می گردد . امام باقر (ع) می فرماید: «انه ینزل فی لیله القدر الی ولی الامر تفسیر الامور سنه سنه، یؤمرفی امر نفسه بکذا وکذا و فی امرالناس بکذا وکذا: درشب قدر به ولی امر(امام هر زمان) تفسیرکارها وحوادث نازل می شود ووی درباره خویش و دیگر مردمان مامور به دستورهایی می شود» . (الکافی، ج 1، ص 248 )

شب قدر؛ لحظه طلایی مغفرت :

شب قدر، شب قداست نفس است و پاکی روح؛ شب ترنّم عندلبان ربانی، لحظه شکوه و اوج ذکرهای آسمانی است. شب قدر، شب امید، شب دعا، گاهِ اشک های بی صدا، زمانِ از خود رها شدن و لحظه آسمانیِ با خدا بودن است. شب قدر، فرصت شکوه ای است که به اجابت می رسد و از بارگاه کبریایی حق به قلب تطهیر شده انسان هدیه می شود. قدر، پاک ترین سرود آفرینش است که خداوند در جان انسان ها دمیده است. قدر، بهترین فرصت هجرت است که در تقدیر انسان آمده و لحظه طلایی مغفرت است که لب های نازک و معصوم گل ها را به حسرت کشانده است.

شب قدر؛ شب لحظات روحانی و معنوی :

شب قدر، شب برکت، رحمت و مغفرت الهی است؛ شبی که در لحظه لحظه اش خدا جاری است و هر دقیقه اش سرمایه ای است که باید چون جان پاس داشت و آن را به راحتی از کف نداد. مگر می توان غیر از لیالی قدر، شبی یافت که ارزشی فزون تر از هزار ماه داشته باشد؟ مگر می توان غیر از این لحظات روحانی و معنوی، روزها و شب هایی سراغ گرفت که درهای بهشت به روی مردمان گشوده و درهای دوزخ بر روی آنان بسته باشد؟ مگر می توان لحظه هایی نشان دادکه در آنها نفس کشیدن تسبیح و خوابیدن عبادت باشد؟ پس بیایید قدر لیالی قدر را بیشتر بدانیم و پیش از آن که لحظه های ارزشمندش سپری شود، از چشمه سار جوشان آن خود را سیراب کنیم.

شب قدر؛ شب شست وشوی روح درجویبار زلال توبه :

پیامبر خدا(ص) فرموده اند: «در این ماه شبی است که برتر از هزار ماه است؛ هرکس از فیض شب قدر محروم شود، از تمام خیرات بی نصیب مانده است و از برکات شب قدر محروم نمی ماند، مگر کسی که خویشتن را محروم کرده است.» پس یاران، مبادا در این شب های مقدس از دعا رو برگردانید و شب قدر را به غفلت سپری کنید. مبادا خویشتن را از رحمت خدای محروم کرده، سرنوشتی شقاوت بار برای خویش رقم بزنید. شب قدر، فرصتی است برای جبران و دمی خوش است برای نجوای عاشقانه. شب قدر، بهاری ترین فصل عمر انسان مسلمان، بارانی ترین وقت، معراجی ترین لحظه، زمانی برای روی آوردن به خلوتی روح انگیز و فرصتی برای شست وشوی روح در جویبار زلال توبه است.

قدراین شب ها را بدانيم :

شب قدر، شب سلامتی و شب پرخیر و برکتی است که انسان می تواند سلامتی و سعادت دنیا و آخرتش را تأمین کند.شب قدر از اول شب تا به صبح مملو از برکات خداوند لایزال است. در این شب، از اول شب تا به صبح، خیردنیا و آخرت براي انسان قرار داده شده است. از این رو، قدر این شب را باید بهتر دانست و عظمت آن را بیشتر باید شناخت. در این چند شبی که به احتمال بسیار قوی، شب قدر می باشد، انسان باید خیر دنیا و آخرت را برای خود و دیگران بخواهد؛ لذا دراین مجال ؛ فهرست واربه برخی ازاعمال این شب اشاره می شود، تا بلکه موجب بهره برداری بیشتر از این اوقات عزیز گردد:

1-  توجّه دادن دل به اینکه این شب چه شب با عظمتی است. 2- احیاء و شب زنده داری دراين شب ها.

3- اهمیّت دادن به نماز و قرائت قرآن(ارتباط با خدا) . 4- در این چند شبانه روز قدر، گناه وارد زندگی مانشود (اجتناب ازگناه) . 5- توبه و ابراز پشیمانی از قصور و تقصیر، بازگشت از نفس امّاره و صفات رذیله به سوی رحمت خدای متعال. 6-  راز و نیاز با معبود.

 جان كلام :  

 نوای رحمت ایزدی به گوش می‏رسد. در قلب زمان اعظم ملائکه آسمان برزمین می‏آیند تا بالهایشان را فرش پای ملکوتیان کنند.آمدند تا تورا بخرند.آمدند تا تورا نزدآن معبودی ببرندکه خریدارهریوسف بد سرشت است . لیالی قدردرانتظارند تا فانوس عشق وعاشقی را بنوازند . معشوقه دل؛ عطر شفا ورحمت را می‏گستراند، دلبری می‏کند تا تو را که عاشقی و مجنون، نازاو را بخری .

شب قدر، شب زیبایی‌هاست، شب آسمانی شدن است. شب هم‌نشینی با فرشتگان است. شب توبه و استغفار، شب وعده با خداست. و من آمده‌ام با چشمانی اشکبار و دستانی تهی و کوله‌باری از گناه که بر دوشم سنگینی می‌کند.آمده‌ام تا همیشه نیازم را با بی‌نیازی وجودش یک‌رنگ کنم. آمده‌ام تا تسبیح توبه و استغفار را دانه‌دانه بشمارم. آمده‌ام تا وجودم را دراقیانوس بی‌کران رحمت الهی غرق کنم.

آمده‌ام ای خوب‌ترین! ای بهترین! ای مهربان‌ترین! تا درمیهمانی بندگانت مرا نیز بپذیری و بخشش گناهان را بدرقة راهم کنی. آمده‌ام تا به چهارده نورپاک، قسَمت دهم ووالاترین کتاب را برسربگیرم و بالاتر روم. مرا به خویش وامگذارودراین شب، با بهترین دوستانت هم‌نشین کن وازخویش مران که بی‌توحیرانم و سرگردان.

 

سه شنبه : 1393/4/24-17رمضان1435- 15جولاي2014

 

 

جدی گرفتن سیا ست‌های اقتصاد مقا ومتی - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۰:۴۳ قبل از ظهر

جدی گرفتن سیا ست‌های اقتصاد مقا ومتی           

اسدالله افشار

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی، عصرروزدوشنبه16تیرماه 1393مصادف با9رمضان1435 دردیدار مسئولان، کارگزاران وجمعی ازمدیران ارشد دستگاه‌های مختلف کشوری ولشگری،ضمن بیان نکاتی بسیار مهم درزمینه مسائل داخلی وخارجی، توصیه‌هایی هم به دولت داشتند.جدی گرفتن سیاست‌های اقتصاد مقاومتی اولین توصیه ایشان بودکه گفتند:

رئیس‌جمهورمحترم وبرخی مسئولان،کم وبیش درخصوص حمایت ازسیاست‌های اقتصادمقاومتی سخن گفته‌اندامانیازاصلی،عمل است ونباید این‌گونه باشدکه درسخن،از اقتصاد مقاومتی حمایت کنیم اما در عمل، حرکت ما کُند باشد.

رهبر انقلاب اسلامی تأکیدکردند:مبنای اقتصادمقاومتی تکیه برتولیدداخلی واستحکام بنیه درونی اقتصاد است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای افزودند: رونق اقتصادی نیز فقط با تولید و فعال کردن ظرفیت‌های درونی محقق می‌شود و نه با چیز دیگر.

اینک این قلم درراستای دغدغه های معظم له دراین خصوص نکاتی را درذیل یادآور می گردد:

یکم) مقام معظم رهبری در چند سال اخیر بحث اقتصاد مقاومتی را مطرح و از آن به عنوان روشی مهم در تغییر مسیر حرکت اقتصادی کشوریاد کردند؛روشی که در برابر هجمه های غرب همانند سدی محکم کارآمد شد.اعمال تحریم های یک جانبه و غیرقانونی، همواره یکی ازابزارهای نظام سلطه برای وارد آوردن فشار به نظام جمهوری اسلامی ایران بوده است، هرچند اندکی پس ازپیروزی انقلاب اسلامی و پس از تسخیر لانه جاسوسی،آمریکا قانون تحریم نظام جمهوری اسلامی ایران را به اجرا گذاشت ودرطول37سال گذشته نیزهمواره برحجم این تحریم ها افزوده شد.در مقابل اتخاذ چنین رویکردی، مقام معظم رهبری بحث اقتصاد مقاومتی رامطرح وازآن به عنوان یک تاکتیک واستراتژی مهم درتغییرمسیرحرکت اقتصادی کشوریاد نمودند.

دوم) اقتصاد ایران در روزهای پایانی بهمن ماه سال گذشته شاهد ابلاغ یکی از مهمترین اسناد کلان و تعیین کننده در این زمینه بود. سیاست های کلی اقتصادی موسوم به «اقتصاد مقاومتی» از طرف آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی بر اساس بند یکم اصل 110 قانون اساسی و پس از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام به رییسان هر سه قوه ابلاغ شد.کاهش وابستگی به درآمدهای حاصل از فروش نفت و گاز، ارتقای شاخص های عدالت اجتماعی، افزایش تولید، اشتغال و بهره وری از جمله موارد مطرح شده در سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی است.به دنبال این ابلاغ، «حسن روحانی» رییس جمهوری از یک سو در نامه یی به رهبری آمادگی دولت برای اجرایی کردن سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی و عمل بر اساس مفاد آن را اعلام کرد و از سوی دیگر در نامه یی به معاون اول خود دستورهای 11 گانه یی را برای عملیاتی کردن این سیاست ها ابلاغ کرد.از زمان ابلاغ سیاست های اقتصاد مقاومتی این موضوع به یکی از مسایل مورد بحث و گفت و گو در محافل اقتصادی و رسانه یی کشور تبدیل شده است و در مورد محتوا، بایدها و نبایدها و الزام های اجرایی شدن این سیاست ها، مسایل مختلفی از طرف کارشناسان مطرح شده است.

سوم) تکیه بر توان داخل، یکی از ارکان سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی است که این موضوع در عرصه های مختلف مورد توجه بوده است؛ یکی از این عرصه ها، تکیه بر نیروی انسانی و سرمایه انسانی داخلی است؛ براساس این سند، سهم نیروی انسانی داخلی باید افزایش پیدا کند علاوه بر این، نیروی انسانی داخلی باید با آموزش های مهارت، خلاقیت و کارآفرینی توانمند شود و مجموعه یی تحت عنوان افزایش سهم سرمایه انسانی محقق شود. مساله بعدی، استفاده از سرمایه های خرد و کلان داخلی است؛ ما کشوری پهناور هستیم و سرمایه های خرد و کلان گسترده یی در خدمت مردم است که در این راستا دولت باید بتواند این سرمایه ها را از دلال بازی، واسطه گری ها و فعالیت های سوداگرانه مخرب به سمت سرمایه گذاری های مولد و مطمئن سوق دهد.

چهارم) برخلاف تصور اقتصاد مقاومتی، اقتصاد ریاضتی نیست، بلکه اقتصادی است متعالی که اجرای آن بهبود رشد اقتصادی، تولید ملی، عدالت اجتماعی، اشتغال، تورم و رفاه عمومی را به دنبال خواهد داشت ... اقتصاد مقاومتی به هیچ عنوان به دنبال بستن درهای اقتصاد ایران به دنیا نیست. تعامل سازنده با دنیا با نگاه به بیرون و البته اتکا به توان داخلی اتفاقا از مهمترین وی‍ژگی های اقتصاد مقاومتی است.

پنجم) بدیهی است لزوم ورود نخبگان حوزه و دانشگاه در حمایت و اجرایی نمودن اقتصاد مقاومتی در بعد نظریه پردازی و تولید محتوا و فکر به شدت احساس می شود زیرا اصل و اساس تحقق اقتصاد بومی در کشور باید منطبق بر مکتب اقتصادی بومی برآمده از گزاره های دین مبین اسلام شکل گیرد، لذا تبیین صحیح و مطلوب از اقتصاد مقاومتی خود به عنوان امر بنیادین در تحقق اقتصاد پویا،مقاوم و کارآمد مورد نظر می باشد،از این رو همکاری نهاد حوزه و دانشگاه و هم اندیشی نخبگان آن دو نهاد در راستای ارایه گفتمان سازی از اقتصاد مقاومتی و نیز بستر سازی برای اقتصاد دانش بنیان ضرورتی انکار ناپذیر است.

ششم) هدف نهایی و اساسی اقتصاد مقاومتی، این است که کشور از جهت اقتصادی مقاوم شود و بتواند در مقابل توطئه‌های دشمنان مقاومت نماید.این مسئله مهم‌ترین نقطه افتراق اقتصاد مقاومتی با اقتصاد ریاضتی است. اقتصاد ریاضتی با فشار به مردم و اقتصاد داخلی و حتی کاهش برنامه‌های توسعه‌ای کشور، سعی می‌نماید کشورهای دیگر را راضی کند. این کشورها اگرچه در ظاهر ممکن است دشمن هم تلقی نشوند اما حداقل موضوع این است که قدر مسلم از نظر اقتصادی رقیب هستند و امروزه همگان می‌دانند که رقابت در عرصه اقتصاد تفاوت چندانی با جنگ در عرصه نظامی ندارد. چه بسا تبعات شکست در رقابت اقتصادی بسیار وسیع‌تر و مخرب‌تر برای یک کشور باشد.این در حالی است که اقتصاد مقاومتی با تاکید بر ارائه آزادی عمل بیشتر به مردم و اقتصاد داخلی و حتی افزایش برنامه‌های توسعه‌ای سعی می‌نماید خود را در مقابل توطئه‌های دشمنان و حتی رقبای اقتصادی مقاوم کند تا شرایط اقتصادی که بعضاً از جانب رقبا (دشمنان) بر اقتصاد ملی تحمیل می‌شود، نتواند زمینه تسلط آنان را بر کشور فراهم کند. حمایت از مردم، نقطه مرکزی اقتصاد مقاومتی است در حالی که در اقتصاد ریاضتی حمایت از طلبکاران (وام‌دهندگان مانند بانک جهانی، کشورهای دیگر و سایر اعتباردهندگان) از طریق ایجاد محدودیت برای مردم و اقتصاد ملی، نقطه تمرکز سیاست‌های اقتصادی قرار می‌گیرد.

هفتم) هم در اقتصاد ریاضتی و هم در اقتصاد مقاومتی مردم، محور و کانون تمرکز اصلی به شمار می‌روند. با این تفاوت که در اقتصاد ریاضتی علی‌رغم اینکه در بروز مشکلات و سختی‌های اقتصادی کشورهای رقیب و شرکت‌های بزرگ دخیل هستند اما در حل این مشکلات این مردم هستند که به تنهایی باید بار تمام سختی‌ها را به دوش بکشند تا مبادا منافع اعتباردهندگان ذره‌ای دچار خطر شود. البته در اقتصاد مقاومتی نیز مردم محورند؛ اما نه فقط محور تحمل سختی‌ها بلکه تکیه‌گاه اصلی تمام فعالیت‌های اقتصادی به شمار می‌روند.

هشتم) برای تحقق اقتصاد مقاومتی، باید از خانواده شروع کرد. آماده سازی زیرساخت های اقتصاد خانگی و اشتغال زایی و کارآفرینی در خانواده ها ساده ترین راه برای تحقق اقتصاد مقاومتی و کاهش آسیب های اجتماعی وتضمین تحکیم خانواده هاست...ایجادتعاونی های محلی براساس مدیریت محله محوردرزمینه های بهداشت، فرهنگ و اقتصاد در سال 93 می تواند عامل ایجاد سرعت در اقتصاد مقاومتی شود.

نهم) رسیدن به اهداف مورد اشاره در سیاست های اقتصاد مقاومتی نیازمند کار عملی و جدی و پرهیز از شعار زدگی اولین شرط آن ا ست. همه دست اندرکاران نظام باید برای تحقق این اهداف تلاش جدی کنند، چرا که به نظر می رسد مبتلا شدن برخی سیاست های کلی به شعارزدگی که قبلاابلاغ شده اند، همگان را به این نتیجه رسانده است این بارمختصات کاربه گونه ای طراحی شودکه کمترین امکان برای شعاردادن وبیشترین فرصت را برای عمل کردن مهیا سازد. هماهنگی میان ارکان حکومتی و قوای سه گانه جهت تحقق مطلوب اجرای این سیاست ها و پرهیزاز موازی کاری و همچنین شفافیت عملکرد نهادهای مسوول شرط دوم آن است. همچنین وجود ساختار قدرتمند نظارتی نیازمند است تا سیاست ها و نحوه ی اجرا را رصد کند و در صورت انحراف یا کاستی آن موضوع را گوشزد کند.

دهم) مهم‌ترین چالش اقتصاد مقاومتی عدم درک صحیح مسؤولان ازآن است ، نگرانی کارشناسان با توجه به نامگذاری سال‌های مختلف یا فرمان مبارزه فساد رهبرمعظم انقلاب نا شی از عدم باور حتی در سطح بعضی سران است که باید این نقیصه در مورد اقتصاد مقاومتی برطرف شود. اقتصاد مقاومتی همراه با ورود مدبرانه و هوشمندانه به حوزه اقتصاد جهانی است و هم مردم و هم فعالان اقتصادی و هم نظام باید در درجه اول باید درک محیط را داشته باشد. اقتصاد مقاومتی یک مقوله موقت و تاکتیکی نیست، اقتصاد مقاومتی نسخه‌ای عملیاتی است، بنابراین هر سه دستگاه قانون‌گذاری، اجرایی و قضایی باید در تحقق اهداف میان مدت و بلند مدت آن دارای رسالت باشند.

یازدهم) با توجه به بررسي همه عوامل موثر و زير سيستم دراقتصاد مقاومتي بايد گفت كه تحريم‌ها نمي‌توانند خلل مهمي براي كشوري با قدرت جمهوري اسلامي ايران وبا اين مرزهاي گسترده و منابع خدادادي ايجاد كنند، كشوري كه به خداي متعال اتكا دارد وملتي استوار و هوشمند است حتماً پيروز اين ميدان خواهد بود. نظام اسلامي قادر است با برنامه‌ريزي، تلاش، تدوين استراتژي ها و اقدامات لازم با محوريت اقتصاد مقاومتي، بخش عمده اي از تهديدهاي امروزين را نيز به فرصت تبديل كند.

دوازدهم) اقتصاد مقاومتی به جامعه اسلامی کمک می کند تا ضمن تأمین یکی از مهم ترین مؤلفه های جامعه یعنی آسایش و اقتصاد، اجازه ندهد تا دشمن از این چشم اسفندیار و نقطه ضعف جامعه استفاده کرده و با تیرهای زهرآگین تحریم و فشار، جامعه را فلج کند؛ زیرا اقتصاد مقاومتی جامعه را چنان مصون می دارد که این نقطه ضعف به یک نقطه تحرک و پرش برای جامعه مطرح شده و جامعه اسلامی را به عنوان یک الگوی برتر به جهانیان معرفی نماید؛ زیرا توده های مردمی که جز دنیا هدفی ندارند، به این نتیجه و باور می رسند که اگر دنیا بخواهند سبک زندگی اسلامی را در پیش گیرند. اقتصاد مقاومتی به معنای اقتصادی که بر منابع انسانی و مالی و مادی داخلی جامعه تکیه کرده است و با عناصری از خلاقیت، باور و اعتماد، همه نیازهای خود را تولید و تامین می کند و مستقل و خودکفا از دیگران به راه رشد و شکوفایی خود ادامه می دهد، این امکان را به جامعه اسلامی می دهد تا همه فشارهای سلطه گران و مستکبران را تحمل کرده و آنها را پس زند.

جان کلام :

 مقام معظم رهبری با توجه به نیازهای جامعه اسلامی، مهندسی فرهنگ را در دستور کار خود قرارداده اند. ایشان به عنوان یک نخبه و روشنفکر اسلامی در مقام مدیریت فرهنگ، با تولید مفاهیم و اصطلاحات جدید بر آن است تا فرهنگ جامعه را به درستی بازسازی و اصلاح نماید وبراساس اسلام ناب محمدی به معاصرت بکشاند. ایشان با ایجاد اصطلاح و مفهوم اقتصاد مقاومتی برآن شد تا نیازهای راهبردی جامعه را شناسایی و به جامعه معرفی کند و ایشان را در این جهت مدیریت نماید. البته ازآن جایی که فرهنگ را همگان می سازند گام اصلی را می بایست درگام نخست مدیران ارشد نظام و سپس از طریق رسانه ها همه بخش ها و سطوح جامعه بردارد تا اقتصاد مقاومتی شکل گیرد.

یکشنبه : 1393/4/22- 15رمضان1435- 13جولای2014

كالبد شكافي ويروس مخرب طلاق - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۰:۴۹ قبل از ظهر

 

كالبد شكافي ويروس مخرب طلاق                  

اسدالله افشار

 

یکى از نهادهاى اجتماعى در هر جامعهاى «خانواده» است. این نهاد از طریق تشکیل زندگى مشترک بین زن و مرد شکل مىگیرد. در تمام ادیان و از جمله در دین مبین اسلام نیز به آن تأکید شده است به گونهاى که پیامبر گرامى اسلام (ص) فرمود: «ازدواج سنت و قانون من است. هر کس از آن سرپیچى کند از من نیست.»

در قانون اساسى جمهورى اسلامى ایران نیزدراصل دهم در اهمیت توجه به خانواده چنین آمده است که:«ازآنجایى که خانواده واحد بنیادین جامعه اسلامى است، همه قوانین، مقررات و برنامهریزىهاى مربوطه باید در جهت آسان کردن تشکیل خانواده، پاسدارى ازمقررات آن واستوارى روابط خانوادگى بر پایه حقوق واخلاق اسلامى باشد.»به رغم همه این تأکیدات و توصیههایى که در جهت انتخاب درست همسر و حفظ خانواده در منابع دینى و علمى و دانشگاهى شده است موضوع طلاق همچنان یکى از پدیدههاى اجتماعى جوامع و از جمله ایران محسوب مىشود.

نقش عوامل مختلف در گسترش طلاق :

در گسترش این مسئله، عوامل مختلف در زمینههاى فردى، خانوادگى و اجتماعى نقش دارند که برخى از آنها عبارتند از: اعتیاد یکى از زوجین بخصوص مردان، ازدواجهاى تحمیلى، سوء ظن، دخالتهاى اطرافیان، بیمارى صعبالعلاج یکى از زوجین، انحراف اخلاقى هر یک از زوجین، عقیم بودن، سردمزاجى زن، ازدواج مجدد شوهر، فاصله سنى زیاد، عدم رضایت از روابط زناشویى، همسرآزارى، بیکارى، ارتکاب جرایم، ناکافى بودن قوانین در حمایت از زنان، عدم تمکین، ترک انفاق، عسر و حرج، عدم فراگیرى آموزشهاى مهارتهاى همسردارى و زندگى و....

توضیح این نکته ضرورى است که علل مؤثر در بروز طلاق در افراد، زمانها، مناطق و جوامع مختلف، متفاوت است و هیچ گاه یک دسته عوامل ثابت در همه زمانها و در همه جوامع یکسان نبوده، نیست و نخواهد بود.توجه به پدیده طلاق در اکثر جوامع از جمله ایران بیشتر به دلیل پیامدهاى منفى بعد از طلاق هم براى افراد حاصل از طلاق (زن، مرد، فرزندان) و هم براى خانوادهها و جامعه است. در دین مبین اسلام نیز از آن به عنوان حلال مورد غضب (ابغض الحلال) یاد شده است.

طلاق یک پدیده چند وجهى :

طلاق یک پدیده چند وجهى است؛ زیرا ازیک جهت، پدیده حقوقى است و از جهت دیگر، یک پدیده روان شناختى و حتى یک پدیده اقتصادى و از زاویه دیگر پدیده اى اجتماعى. از آن جا که علل و زمینه هاى گوناگون و نیز بستر یک نظام اجتماعى درشکل گیرى طلاق مؤثرمى باشد، به عنوان یک پدیده اجتماعى (Social Phnomenan) در نظر گرفته است. برخى از عوامل و زمینه هاى اجتماعى که در ایجاد طلاق مؤثر است، در سطح کلان و بعضى در سطح متوسط و تعدادى نیز در سطح خرد عمل مى کنند، همچنین بعضى از علل، از آن چنان قوّتى برخوردارند که مى توانند به عنوان علّت العلل طلاق عمل کنند، در حالى که بعضى در حد زمینه ساز و بسترسازى ایجاد این پدیده مؤثرند. از سوى دیگر، بعضى از این علل ممکن است به تنهایى کارساز بوده و برخى دیگر، نیاز به علتى غیرازعلل اجتماعى داشته باشند تا بتوانند به عنوان عامل طلاق عمل کنند. بنابراين مسأله «طلاق» در حیات انسانى داراى جنبه هاى گوناگونى است: از یک جهت، پدیده اى حقوقى است که در علم حقوق ـ به خصوص در بخش قانون مدنى ـ بررسى مى شود و از جهت دیگر، پدیده اى اقتصادى است؛ به این معنا که هم مى تواند «خانواده» را به عنوان یک واحد اقتصادى بر پاى دارد و هم به این معنا که یک عامل اقتصادى مانند «مقدار درآمد خانواده» و به طور کلى، «فقر» موجب از هم گسیختگى خانواده مى شود.

ازسوى دیگر،طلاق یک پدیده روان شناختى است؛چرا که برتعادل روانى فرزندان وبستگان خانواده به شدت تأثیرمى گذارد.هم چنین یک پدیده جمعیتى است؛ چون برترکیب جمعیتى وساختارآن اثرمى گذارد.از سوى دیگر، طلاق یک پدیده اجتماعى نیز هست؛ به این معنا که علل و زمینه هاى اجتماعى موجود و به طور کلى، ساختار جامعه مى تواند سبب از هم گسیختگى خانواده شود.

افزایش نرخ طلاق و گسترش اضطراب در میان جوانان :

معضلات اجتماعی مانند افزایش نرخ طلاق و گسترش اضطراب در میان جوانان، این روزها مورد بحث رسانه های همگانی و موضوع بسیاری از همایش ها و سمینارها در سراسر کشور قرار گرفته و بسیاری از آنها حاوی آمارهای بسیار تکان دهنده ای است.بی تردید افزایش دامنه آفت های جامعه که باید دست اندرکاران امور تعلیم و تربیت و فرهنگ سازی کشور را به تامل و چاره اندیشی اساسی وادارد، معلولی بیش نیست. برای تجهیز و مقابله با این پدیده های ناهنجار، ابتدا باید علل و ریشه های بروز این مساله مهم را شناسایی کنیم، در غیر این صورت هر راه حلی اگرچه با صرف هزینه های زیاد، بی تاثیر خواهد ماند. به این ترتیب، درخواست طلاق هنگامی صادر می شود که هرگونه امید و تلاش برای دستیابی به کانون گرم زندگی مشترک بی پاسخ می ماند و واقعیتهایی رخ می دهد که دستیابی به آرزوها را ناممکن می سازد و آنگاه تنها راه رهایی به جدایی ختم خواهد شد. اما روانشناسان معتقدند: زندگی مجموعه ای از افتادن ها و برخاستن ها، لذت ها و تلخکامی ها، خواب ها و بیداری های هدفدار است، این که تصور کنیم همه امور باید موافق میل و خواسته ما تحقق پذیرد، تصویری اشتباه است.اصولاً خانواده ای را نمی توان سراغ گرفت که در آن به هیچ وجه اختلاف فکر و سلیقه وجود نداشته باشد، هر انسانی ذوق و سلیقه ای مخصوص به خود دارد. اما برای دستیابی به آرامش باید این ذوق و سلیقه را به هم نزدیک کرد، زیرا انسان ها تنها در سایه توافق ها می توانند در کنار هم زندگی کنند نه اختلاف ها. از سوی دیگر، در زندگی مشترک بی اعتنایی به پیمان زندگی، خودخواهی ها و تنگ نظری ها، بی حوصلگی و بی توجهی به سرنوشت یکدیگر، اختلاف در سلیقه ها، فزون طلبی ها، تنوع جویی ها، عدم رعایت وظایف فرد است که "طلاق" را می آفریند و این پایان مشکلات نیست، بلکه سرآغاز ویرانی است و معضلات جدید را به وجود می آورد.

اشاره اي به اقسام طلاق :

۱) طلاق عاطفی:زن و شوهر عواطف خود را از یکدیگر دریغ می دارند و روی از هم بر می تابند، زیرا اعتمادشان به یکدیگر و جذابیتشان برای هم به پایان رسیده است.

۲) طلاق اقتصادی: وقتی خانواده ای از هم می پاشد، تصفیه اقتصادی یعنی تقسیم اموال و دارایی آنها در دو سهم ضرورت پیدا می کند.

۳) طلاق قانونی:در دادگاه پایان رسمی ازدواج و همراه آن شرایط اجازه ازدواج مجدد برای طرفین اعلام می گردد.

۴) طلاق توافقی والدین:تصمیماتی که درباره حضانت فرزندان، دیدار بعدی آنان، مسئولیت های هریک از والدین از نظر مالی و تربیت کودکان و غیره اتخاذ می گردد.

۵) طلاق اجتماعی:تغییراتی است که در رابطه با دوستان و آشنایان اتفاق می افتد، به این معنا که چون از وقوع طلاق اطلاع پیدا می کنند، هریک به گونه ای واکنش نشان می دهند.

۶) طلاق روانی:وقتی ازدواجی گسسته شد، احساس همدلی از بین می رود و مفهوم "خود" تغییر می کند. در اینجا طرفین باید درک کنند که دیگر هیچ کدام یک پیوند را تشکیل نمی دهد، زیرا هریک خود را تنها می بیند و این تنهایی برای هریک از آنان یک "ضربه" است.

آمار رسمی طلاق نشان دهنده میزان ناکامی زوجین در زندگی زناشویی نیست. این آمار شامل افرادی که از یکدیگر جدا زندگی می کنند، اما به طور قانونی طلاق نگرفته اند، نمی شود. علاوه بر آن افراد زیادی وجود دارند که از زندگی مشترک خود راضی نیستند، اما به دلایل مختلف از هم جدا نمی شوند. آنها نگران پیامدهای عاطفی، مالی، اجتماعی و فرهنگی طلاق هستند و ترجیح می دهند به خاطر فرزندانشان به زندگی مشترک ادامه دهند. به این ترتیب آمار رسمی طلاق در جامعه درصد ناچیزی از تعداد خانواده هایی که در شرایط “طلاق عاطفی” به سر می برند را نشان می دهد.

کارشناسان معتقدند عوامل مختلف اجتماعی در افزایش میزان طلاق نقش دارد. به اعتقاد آنها به تدریج که زنان از نظر اقتصادی مستقل می شوند آمار طلاق نیز افزایش می یابد. با افزایش سطح درآمدها زنان مجبور به تحمل نارسایی های زندگی مشترک برای تامین مایحتاج اولیه زندگی خود نیستند.

طلاق عاطفی پدیده ای فراگیردرکشور:

طلاق عاطفی پدیده ای فراگیردرکشوراست، مسأله ای که به دلیل محدودیت های اجتماعی و فرهنگی، مشکلات مالی، اجبار خانواده ها و عوامل دیگری که اجازه جدایی زن و شوهر را نمی دهد، خانواده های زیادی را وادارمی کند در شرایطی که زن و مرد از نظر روانی علاقه ای به ادامه زندگی مشترک ندارند، پس از یک دوره طولانی دعوا و کشمکش، از مرحله دشمنی و تنفر عبور کنند و به وضعیت "بی تفاوتی" برسند. بی تفاوتی آخرین مرحله روابط بین زن و شوهر است که درآن اصل "بود و نبود" همسر فرقی برای زوجین نمی کند بلکه مسائل جنبی دیگر زندگی ازجمله مسائل مالی وامنیت اجتماعی زن است که احساس نیاز به همسررا شکل می دهد. درچنین شرایطی میزان ناهنجاری های اجتماعی افزایش پیدا می کند وموجب به وجود آمدن ارتباطات خارج از چارچوب خانواده می شود. ضمن آن که به گفته كارشناسان در مرحله طلاق عاطفی اگرچه زوجین در زیر یک سقف زندگی می کنند، ولی به لحاظ عاطفی و اجتماعی جدا هستند و در همین زمان اغلب انحرافات و آسیب های اجتماعی رخ می دهد.

نگاهي به آمارتأسف بارطلاق دركشور:

برابر اعلام ثبت احوال. طي 7 ماه اول سال 92 ازدواج 5/5 درصد در كشور نسبت به سال 88 كاهش داشته است. و در مقابل طلاق از افزايش 1/9 درصدي برخوردار بوده. در سال 88 بطور متوسط در مقابل هر يك هزار ايراني، 2/12 نفر ازدواج كرده‌آند كه بيشترين آن‌ها در استان سيستان و بلوچستان با 7/14 نفر و كمترين در استان تهران با 9 نفر در هزار نفر بوده است. در همان سال از هر هفت ازدواج يك مورد منجر به طلاق شده كه كمترين آن باز در استان سيستان و بلوچستان يك طلاق در مقابل 27 ازدواج و بيشترين آمار در تهران يك طلاق در برابر سه ازدواج بوده است.

همچنين باز براساس اعلام ثبت احوال، در 5 سال اخير از 5/12 طلاق در مقابل هر100 ازدواج در سال 87 به 1/18 طلاق در مقابله هر100 ازدواج در سال 91 رسيده‌ايم و سرعت افزايش طلاق در مقابل ازدواج 5/1 برابر شده است در همين حال جمعيت زنان بدون همسر بر اثر طلاق، بيش از 440 هزار نفر و در مردان، 214 هزار نفر بوده است در سال 91 150 هزار و 324 واقعه طلاق در كشور ثبت شده يعني روزانه 381 ازدواج منجر به طلاق مي‌گردد. اين آمار در سال 92 به بيش از 158 هزار نفر رسيده است. به نسبت جمعيت تقريبا آمار طلاق در كشور ما با سه كشور اصلي اروپاي غربي، معادل است، چون در فرانسه 66 ميليوني، 133 هزار طلاق در سال، آلمان 82 ميليوني، 190 هزار و انگليس 60 ميليوني 144 هزار مورد طلاق در سال دارند. در ايران 77 ميليوني از سال 85 تا 91، اين آمار به طور پيوسته در حال افزايش بوده است و از 94 هزار مورد در سال 85 به 158 هزار در سال 92 رسيده است.

وقتي به پراكندگي اين آمارها در استان‌ها نگاه مي‌كنيم شهرهاي كوچك و روستاها كمترين مشكل و كلان شهرها بيشترين مسئله را دارند، به نحوي كه در تهران برابر آخرين آمار، متوسط طلاق 1 در برابر 3 ازدواج است و همين آمار در مناطق جنوبي تهران 1 طلاق در برابر 4 ازدواج و در مناطق غربي تهران 2 در مقابل 3 مي‌باشد، يعني از هر سه ازدواج دو مورد آن منجر به طلاق مي‌شود!

متزلزل‌بودن كانون خا نواده و كوتا ه‌ بودن عمرازد واج‌ها :

متزلزل‌بودن كانون خانواده و كوتاه‌بودن عمرازدواج‌ها قطعا عامل اصلي بحران جمعيت دركشور است. بدون توجه به دلايلي بوجود آمدن اين وضع اتخاذ راه حل و برنامه‌ريزي عاقلانه، امكان‌پذير نخواهد بود. عوامل متعددي براي اين وضعيت مي‌تواند ذكر شود ولي دريك تقسيم‌بندي كلي، دو عامل فرهنگي و اقتصادي بارز‌ترين آنها است وقتي اعلام مي‌شود 17 درصد طلاق‌ها به دليل خيانت صورت مي‌پذيرد. غيراز آلوده‌بودن فضاي فرهنگي كشور معنايي ندارد. اين تخريب بنيان‌هاي اخلاقي وفرهنگي،‌ تنها معلول نقشه‌هاي دشمن نيست.بلكه اعمال برنامه‌ها وسياست‌هاي فرهنگي پرفرازونشيب وغالباً تحت تأثيرعوامل سياسي و جناحي، در داخل كشور نيز به آن كمك نموده است.

توجه به چند نکته ضروری :

متاسفانه امروزبه لحاظ گسست خانواده وآمارطلاق، جمهوري اسلامي ايران در كنار كشورهايي مثل فرانسه، آلمان و انگليس قرار دارد؛ لذا ضروريست براي اصلاح اين مسيررفته رفته معضل را كالبد شكافي ودرمان وبه نكات زيرنيز توجه لازم مبذول نماييم :

1- كوتاهي متوليان فرهنگ و ترويج اخلاق و در مقابل هجوم سراسري بيگانگان، سهم اساسي در ناپايداري كانون خانواده دارد.

2- وضعيت اقتصادي كشور، تورم و مشكلات طاقت فرسا ؛ دليل ترس و نگراني از تشكيل خانواده است.

3-آمارهاي فسادچندهزار ميلياردي، تهديدات ناشي ازتحريم‌ها،تاخت وتازاقتصادي برخي آقازاده هاوپديده شوم يقه سفيدها ي قانون گريزهمه خبرازآينده روشني نمي‌دهند.

4-  آماركساني كه قبل ازازدواج با هم رابطه داشته‌اند، نگران كننده است آن هم براي جامعه ما. اين ويروس مخرب ازقلب فرهنگ غرب با ابزارشبكه‌هاي ماهواره‌اي واينترنت به ما منتقل شده و جوانان بي‌دفاع ما را تسليم ومقهورخود ساخته است چون باغرايزآنان تطابق دارد.بپذيريم كه اين غرايزطبيعي وبالفطره را نتوانستيم برآموزه‌هاي دين واخلاق استوارسازيم.

5- بايد با استفاده ازتجارب سايركشورها، آخرين شيوه‌ها و روش‌هاي علمي وجامعه شناسانه و بازگشت به فرهنگ و اخلاق اسلامي و سنت‌هاي ديرين، اين معضل را حل كرد.

 

شنبه:1393/4/21- 14رمضان1435- 12جولاي2014