اضافه كردن به علاقمندی ها
خانگی سازی
ذخیره صفحه
لینك آر اس اس
درباره ما
آرشیو مطالب
آمار و امكانات
تعداد بازدیدها :
افراد آنلاین :

آمریکا ؛ تهدید کننده وتخریب گرصلح - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 3:17 بعد از ظهر
آمریکا ؛ تهدید کننده وتخریب گرصلح اسدالله افشار نقش آمریکا درجهان وتأثیرآن برآمریکا دگرگون شده است . بسیاری، این تغییرات را نتیجه رویدادهای دهشتناک یازدهم سپتامبر می‌پندارند و اینکه از آن پس، ما درجهان یکسره تازه‌ای به سر می‌بریم. آیا واقعا چنین است؟ كارشناسان تردید دارند! خطر روزافزون تروریسم و تلاش‌های مشترک بسیاری از دولت‌ها برای رویارویی با این خطر، بی‌گمان بُعد تازه و مهمی به سیاست‌های جهانی افزوده است. با وجود این، امروزه ویژگی بنیادین سیاست‌های جهانی و نقش جهانی آمریکا، نه برخاسته از رخدادهای سال 2001 در نیویورک و واشنگتن، بلکه مولود رویدادهای یک دهه پیش درمسکو است. فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی وپایان جنگ سرد، سه شاخصه محوری جغرافیای سیاسی ومحیط استراتژیک را دگرگون کرده است؛ نخست، ساختار قدرت جهانی؛ دوم، مبانی صف‌آرایی و دشمنی کشورها؛ سوم، الگوی غالب جنگ در جهان. این تحولات به گونه‌ای چشمگیر بر نقش آمریکا در سیاست‌های جهانی اثر گذاشته است. آشکار شدن چهره واقعی اوباما وآمريكا : آشکارتر شدن چهره واقعی اوباما به عنوان رئیس‌جمهور مدعی تغییر و اصلاح وضع گذشته است. اوباما از بدو ورود به صحنه تبلیغات انتخاباتی برای تصدی پست ریاست‌جمهوری در آمریکا، به گونه‌ای شعارهای تغییر در سیاست‌های داخلی و خارجی آمریکا و اصلاح روابط با دیگر دولت‌ها و ملت‌ها و به ویژه ملت ایران را سر داد که عده‌ای تصور کردند اوباما یک پدیده نو در تاریخ سیاست آمریکا خواهد بود. در همان ایام این نگاه نیز وجود داشت که اوباما یک بازیگرروی صحنه است و شرایط آمریکا اینگونه اقتضا می‌کند که اوباما با چهره‌ای متفاوت از بوش و دیگر رؤسای جنگ‌طلب آمریکا ایفای نقش کند. طی یک سال گذشته رفتارهای سیاسی اوباما در قبال مسائل جهانی و به ویژه در قبال ملت ایران، نشان داد که هیچ تغییر راهبردی در سیاست‌های آمریکا به وجود نیامده و آنچه مطرح شده جنبه تاکتیکی داشته و عمدتاً با هدف فریب افکار عمومی انجام شده است. البته این آشکار شدن چهره واقعی را باید یک دستاورد برای نظام اسلامی به حساب آورد. هوشیاری و درایت رهبر معظم انقلاب اسلامی و ملت عظیم‌‌الشأن ایران در قبال رفتارهای فریبکارانه سردمداران کاخ سفید، در نهایت چهره واقعی آنان را در دوره جدید نمایان ساخت. افراد ساده‌اندیش در ایران، به قدرت رسیدن اوباما با شعار تغییر را برای ایران یک فرصت ارزیابی کرده و معتقد به برداشتن گام‌های عملی از سوی ایران برای اصلاح روابط با آمریکا بودند. اکنون با کنار رفتن پرده‌ها و آشکار شدن چهره و ماهیت واقعی اوباما، نادرستی این قبیل تحلیل‌ها به اثبات رسیده است. نشانه‌های سقوط دولت آمريكا : درسایه سیاست‌های جنگ‌طلبانه و غیرمسئولانه کاخ سفید در چند دهه اخیر، امپراطوری آمریکا از بزرگ‌ترین اعتباردهنده وثروتمندترین کشور دنیا به بدهکارترین دولت دنیا تبدیل شده است. به علاوه مردم آمریکا بیش ازهمه ازمشکلاتی نظیر نابرابری اقتصادی، بیکاری، فقدان آزادی‌های مدنی، سانسور رسانه‌ای ومعضلات متعدد مربوط به زیرساخت‌های اجتماعی رنج می‌برند.اینک شاخص‌ترین نشانه‌های سقوط دولت آمريكا در برابر چشمان ماست. ما شاهد رشد الگیارشی در جهت تصاحب قدرت اقتصادی و سیاسی هستیم. یک درصد جمعیت ثروتمند، هم‌اینک بیش از 90 درصد شهروندان واقع در انتهای لیست، دارایی دارند. این نابرابری اقتصادی مطمئناً از زمان دوره رکود بزرگ اقتصاد آمریکا، بی‌نظیراست. به علاوه، اگرهیلاری کلینتون در انتخابات آتی رئیس‌جمهور شود، کنترل کاخ سفید در 24 سال گذشته تنها در دستان دو خانواده، جابه‌جا گردیده است. بدهی‌های اقتصادی هنگفت دولت آمريكا که اکثراً به منابع اقتصادی چین مرتبط است، ما را ازاین نکته غافل نموده که جنگ‌افروزی‌های بی‌نتیجه درسراسردنیا وصرف هزینه‌های هنگفت درپروژه‌های بی‌نتیجه، می‌تواند تا چه حد زمینه سقوطآمريكا را فراهم کند و سال‌هاست که آزادی‌های دموکراتیک مردم آمريكا درسایه شعار امنیت ملی، پایمال و یا محدود می‌گردد. و در سایه افول خدمات عمومی ارائه شده به شهروندان در حوزه سلامت وآموزش وپرورش ومسکن، زندگی روزمره ده‌ها میلیون شهروند آمریکایی،‌وخیم‌تراز گذشته گردیده است. دررسانه‌های آمريكا نیزشاهدیم که برنامه‌های سرگرم‌کننده و مفرح جایی را برای ارائه برنامه‌های نقد و بررسی پیرامون مسایل ملی و سیاسی همراه با توجه به رویدادهای خارج ازایالات متحده باقی نگذاشته‌اند. و در نهایت نیز مردم آمريكا به جای دیدن اخباردر رسانه‌ها باید به مشاهده برنامه‌هایی مبتذل و سخیف و اراجیف در این بخش‌های خبری، تن در دهند. سیا ست کاخ سفید برپایه نقض حقوق انسان‌ها : تحلیلگران مسائل سیاسی بر این باورند که سیاست کاخ سفید تاکنون بر پایه نقض حقوق انسان‌ها با استفاده از حربه فرافکنی استوار بوده است. در واقع آمریکا طی سال‌های اخیر سعی کرده است تا با متهم کردن دیگر کشورها به نقض حقوق بشر و گمراه کردن اذهان عمومی، در سکوت و آرامش، ابتدایی‌ترین حقوق انسان‌ها را سلب کند. جنایات انجام شده درابوغریب ، گوانتانامو ، بگرام و... فقط گوشه‌ای از موارد نقض حقوق بشر توسط آمریکاست.جالب آنکه این جنایات ضدبشری دقیقاً زمانی انجام می‌شد که سیاستمداران واشنگتن با استفاده از هجمه گسترده تبلیغاتی، آنچه را که ازآن با عنوان نقض حقوق بشر در دیگر کشورها یاد می‌کردند، زیرذره‌بین قرارداده بودند.سازمان‌های حقوقی ومدنی جهانی علناًموارد نقض حقوق بشر توسط آمریکا را به باد انتقاد گرفته‌اند و خواستار و رسیدگی به این موضوع شده‌اند. این درحالیست که نمی‌توان به آسانی از موضوع‌های جنجال‌برانگیزی چون انتشاربیش از400 هزارسند محرمانه دررابطه با جنگ عراق و افغانستان گذشت. اگرچه هنوز نقاط تاریک بسیاری وجوددارد كه درحقايق پشت پرده این افشاگری نهفته است،اما می‌توان به جرأت گفت که برخی اسنادکه مستقیماً از رفتار وحشیانه نظامیان آمریکایی در کشورهای فوق‌الذکرپرده برداشت، به شدت واشنگتن را به چالش كشانده است. آمریکا درمسیر قهقرائی : بررسیهای آکادمیک نشان می دهد که درپرتو رفتارهای قیم مآبانه آمریکا در سایر کشورها مدل رشد و توسعه و الگوی حقوق بشر و دمکراسی آمریکائی کمترین محبوبیتی ندارد و کمتر هواخواهی در جهان پیدا می کند و سیاستمداران آمریکائی نگرانند که گویا آمریکا در مسیر قهقرائی و عدم محبوبیت قرار گرفته است. شکست سیاستهای دولتمردان آمريكايي و دستیارانش بویژه درصحنه داخلی که مشخصا باکسری موازنه تجاری کسری بودجه و ناکامی دراداره کشور بنمایش گذاشته شده باعث واگرائی بیشترشده ودیگر سالهاست که آمریکا حتی برای متحدینش هم الگوی مناسبی محسوب نمی شود. “فیگارو” دراین زمینه هشدار می دهد که آمریکا سعی دارد خود را عامل ثبات و تضمین کننده صلح جهانی معرفی کند ولی دنیا شاهد آنست که آمریکا بعنوان تهدید کننده و تخریب گرصلح عمل می نماید. سناتور “شوک هاگل” در آکادمی دیپلماتیک واشنگتن صریحا از یک نگرانی بزرگ پرده برداشت وخاطرنشان ساخت که افول شهرت واعتبار آمریکا به مرزهای وحشتناک رسیده واگرعلل وریشه های آن به درستی درک نشود نسل آینده مجبوراست با بحرانهای خطرناکتری دست و پنجه نرم کند. روند افول اقبال جهانی آمریکا از میان ارقام نظرسنجی ها بخوبی قابل ارزیابی است. سه شنبه : 28/5/1393- 22شوال1435- 19آگوست2014
جامعه اخلاق محور - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 6:5 بعد از ظهر

جامعه اخلاق محور                                   

اسدالله افشار

 

جامعه شناسان معتقدند ارتباطات به عنوان سنگ بنای یک جامعه، شاه کلید قوام و توسعه یک جامعه است تا به پویایی ، توسعه یافتگی و رفاه برسد و با ترنم اخلاق ، از میوه شیرین عدالت اجتماعی برخوردار شود . بنابراین، این جامعه باید دارای ارتباطاتی پویا ، منحصر و کاملاً نظام مند باشد . یکی از عوامل مهمی که این ارتباطات را زیبا، توانمند و پرظرفیت می کند ، ارتباطاتی با جنس اخلاق است که ارتباطات جامعه را آغشته به رنگ فرهنگ می کند . زمانی که مردم به شیوه های ارتباط برقرار کردن و تمامی ارزشها و هنجارهای آن آشنا هستند ، در قالب قوانین ، آداب و رسوم ، سنتها و عرفیات ، این احکام قابل پیاده سازی است .

اگر مردم این ارتباطات را از سر عشق و رعایت ادب و تاسی به ارزشهای معنوی برقرار کردند، آن هنگام جامعه میل و گرایشی به اخلاق محور شدن دارد . برای نمونه ، زمانی که شهروندان یک جامعه ، قانون آن جامعه و آداب و رسوم را می دانند، معاشرت را بلدند و می توانند آن را در ارتباطاتشان به کار گیرند، تنها به یک مرحله از رشد یافتگی رسیده اند . اگر این امور مناسب  و شایسته به کار گرفته شود ، این جامعه به اخلاق محور شدن ، تمایل پیدا می کند .

زمانی که فردی قوانین راهنمایی رانندگی را می داند و در ارتباط با رانندگان دیگر به این قوانین احترام می گذارد ، به آن باور دارد و آنها را اجرا می کند ، یک سطح از اخلاق اجتماعی است اما اگر این رعایت کردن همراه با ادبیات رفتاری محترمانه باشد ، نشان می دهد که این جامعه به سوی اخلاق مند شدن میل دارد. اجتماع اخلاقی فراتر از همه قوانین ، هنجارها ، سنتها و معاشرتها که موجب ارتباط پویا و توسعه یافته می شود ، به اخلاقیات پایبند است ؛ بدین معنا که دارای خلق و خویی همراه با شأن انسانی و در کشور ما متناسب با ادبیات دینی و معنوی ما مسلمانان و ادبیات ملی ما ایرانیهاست .

چنین جامعه ای ، جامعه اخلاق محور است . تحقق این جامعه اخلاق محور شرط دارد . زمانی که نیازهای این افراد و شهروندان در سطوح پایین برطرف شده باشد ، براساس مثلث نیازهای «آبراهام مازلو» این شهروند از سطح برطرف کردن نیازهای اولیه مانند پوشاک ، خوراک و امنیت برخوردار است و برای تحقق یک جامعه آقامنش و با وجاهت ، تلاش می کند . جامعه اگر به سطح برطرف کردن نیازهای وجاهتی خودش رسید ، آماده اخلاق مند شدن است . جامعه وجاهت طلب و تکریم جو، جامعه ای اخلاق محور است.

حضرت امام (ره) به عنوان رهبر انقلاب اسلامی ، با رشد و تکاملی که در شخصیت فردی خود داشتند ، توانستند تحولات بزرگی را در تحقق جامعه ای ارزشی و اخلاقی رقم بزنند . حضرت امام(ره) در فضای اخلاقی خودش و در نظام و سامانه تعریف شده اخلاقی اجتماعی خودش، کاملاً ساده بود. در زندگی ایشان زر و تزویر نبود . حتی زمانی که ایشان می خواست ابراز احساسات کند، اصلاً از پیچیدگی برخوردار نبود و علایم و نمادهای پیچیده ای را در گفتگو و صحبت با دیگران نشان نمی داد . «سادگی» اساس یک اخلاق اجتماعی است. انسانهایی هم که ساده زیست بوده و به زر و زیور دل نبستند، در عرصه اخلاق اجتماعی بویژه در نزد مردم الگو بوده اند.

اما متأسفانه این الگو توسط کسانی همچون خواص، نخبگان، مسؤولان و مدیران، در حوزه های مختلف مدیریتی، آموزشی ، دانشگاهی و رسانه ای به درستی معرفی نشده و زیبایی و سادگی این الگوها در جامعه تقویت نشده است . از این جهت ما ، شاید جزو کسانی هستیم که در معرفی و الگودهی شخصیت حضرت امام (ره) کم کاری کرده ایم . بسیاری از شاخصهای بنیادی تربیتی ، ازاین الگوی بزرگ قابل گسترش در جامعه بود که از آن استفاده نشد و اگر به جامعه برگردیم ، ردپایی از الگوی ارزشمند حضرت امام(ره) را در سطوح مختلف شاهد نیستیم .

برای ایجاد روحیه نشاط و امیدواری در جامعه باید تمامی تلاشها را به کار ببندیم تا به نقطه مطلوب برسیم. اما توجه به واقعیت کنونی جامعه، زیرساختهای مناسب برای تحقق این جامعه اخلاقی فراهم نیست . کار مطالعاتی و پژوهشی در این عرصه، کار شناسایی سره از ناسره و جامعه پذیری و فرهنگ پذیری مردم، کم است. در حال حاضر، در کلانشهرها نبود اخلاق اسلامی که باید آراسته به آن باشیم ، کاملاً مشهود است.

متأسفانه ارتباطات ناسالم شهری و وابستگی به فرهنگ غربی موجب شده جای خالی این اخلاق نمایان باشد. کارشناسان جامعه شناس ؛ تحقق اجتماع اخلاقی را کمی دشوار می بینند ، زیرا با توجه به این شرایط ، فضاهای دانشگاهی، نظام آموزش و پرورش ، فضاهای آموزش تربیت خانوادگی و رسانه های ما تمایلی جدی برای تحقق جامعه اخلاقی نداشته و ندارند . این مجموعه ها نه تنها وحدت نظر ندارند و سیستمی هم عمل نمی کنند ، بلکه حرکت آنها دراین خصوص جزیره ای است . ریسمانهای هم را نیزرشته می کنند .

جان کلام :

صاحب نظران علوم اجتماعی معتقدند ؛ اگر برنامه ریزیهای ما براساس برنامه ریزیهایی باشد که به سمت کرامت انسانی برود، جامعه اخلاق محور، استراتژی موفقی خواهد بود زیرا هیچ چیزی جای اخلاق به ویژه اخلاق آراسته به ادبیات غنی دینی و ملی ما را نمی گیرد و انصافاً سرمایه ای ارزشمند است که اگر آن را از دست ندهیم    برنده ایم.

 

 

دوشنبه : 1393/5/27- 21شوال1435- 18آگوست 2014

 

 

آمريكا ، عراق ، داعش - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 1:4 بعد از ظهر

آمريكا ، عراق ، داعش                           

اسدالله افشار

 

مدت زماني است كه عراق و شامات در آتش دروغ و تباني، خيانت و توطئه مي‌سوزد. مردماني مسلمان گرفتار قهر زمين شده‌اند. گويي بر تارك آنان خون، بدبختي، درد و حرمان نقش بسته است. آنچه دردوماهه اخير در عراق اتفاق افتاده و بيش ازآن در سوريه رخ داده گويي جنايت انسان خونريز در متن بشريت امري متعارف شده است. پيدايش داعش طي بيش از يك سال نيازمند آسيب شناسي جدي است.اگربه عمق آن توجه كنيم و فارغ ازهرگونه تعصب يا تعلق فكري به اين واقعه و حادثه تلخ بنگريم، بي‌تفاوتي قدرت‌هاي جهاني نسبت به مردم مظلوم سوريه و عراق، تباني شرم‌آور برخي دولت‌هاي منطقه از جمله تركيه، عربستان و امارات، رفتار پارادوكسيكال ايالات متحده امريكا و انگليس، جاه طلبي‌هاي تفكر بعثي دردوجامعه شامات و بين النهرين، همه و همه داراي نقش جدي بوده است.

یکدست نبودن بافت سیاسی در عراق و عدم همراهی سیاستمداران عراقی با بدنه حکومتی در مبارزه با تروریسم موجب شد تا ناگهان گروه داعش بر بخش‌هایی از این کشور تسلط بابد و دست به جنایت‌های وحشیانه‌ای بزند.در این میان نمی‌توان به آسانی از نقش سوء برخی کشورهای عرب منطقه و در رأس آنها عربستان سعودی در شعله‌ور شدن آتش بحران در عراق ،گذشت.اما به باور کارشناسان عربستان هم از خطرات ایجاد شده توسط داعش و دیگر گروه‌های تروریستی مورد حمایت ریاض در امان نخواهد بود.

شناخت ماهیت داعش :

كارشناسان اموربين الملل معتقدند ؛ محورهاى زیر براى شناخت ماهیت داعش حائزاهمیت است:

- داعش یک تفاوت اساسى با القاعده دارد. القاعده داراى اصالت ذاتى است ؛ اگرچه مورد سوء استفاده غرب هم قرار مى‌گیرد. اما هسته اصلى داعش ساخته و پرداخته سرویسهاى اطلاعاتى و امنیتى مى‌باشد که اهداف بزرگى ازجمله اسلام‌هراسى براى آن تعریف شده است.

- گروهک داعش خاستگاه فکرى و ایدئولوژیکى خیلى قوى ندارد و افراد آن بسیار سطحى‌نگر هستند.

- به نظر مى‌رسد بحث تشکیل خلافت اسلامى را بیشتر با هدف کسب موقعیت در جوامع اسلامى مطرح مى‌کنند.

وجوه مشخصه گروه داعش :

ترديدي وجود ندارد كه آنچه باعث شد در مدتي بسيار كوتاه نام گروه تروريستي داعش بر سر زبان‌ها بيافتد، ميزان قساوت و جنايت‌هاي وحشيانه اعضاي اين گروه عليه مردم سوريه و عراق بود. گروهي كه به وجود آورندگان آن به طور عمد تلاش كردند چنان چهره ترسناكي از اعضاي اين گروه به جهانيان عرضه كنند كه علاوه برآنكه به عنوان پشتوانه‌اي براي موفقيت در عمليات‌هاي جنايتكارانه آنان در آينده مورد استفاده قرار مي‌گيرد، رعب و وحشت ناشي ازعملكرد آنان وافكار متحجرانه وافراطي اين گروه كه به نام دين اسلام عرضه مي‌شود ، آنها را به عنوان چهره واقعي مسلمانان به جهانيان معرفي نمايد.

بحران داعش که طی دو ماهه اخیر باعث کشته شدن دست کم هزاران نفر در عراق شده است، بار دیگر نشان داد مدعیان دموکراسی در جهان و متحدان آن تا چه اندازه به فرآیندهای دموکراتیک پایبندند.

 داعش، درواقع روی دیگری از چهره دموکراسی خواهانه واشنگتن است که در مقابل افکارعمومی جهان قرار گرفته و گویی همان «پنجه آهنین» درچارچوب تعبیررهبرمعظم انقلاب است که این هفته هاي اخير در عراق از «دستکش مخملی» بیرون افتاده است.

داعش دربستر افکار و عقاید فرقه سلفی تکفیری :

داعش ساخته و پرداخته سرویس‌های اطلاعاتی آمریکا، رژیم صهیونیستی، برخی از کشورهای غربی و اروپایی است ؛ لکن این جریان در بستر افکار از عقاید فرقه سلفی تکفیری شکل‌گرفته که پیش از این، جنایات‌شان در تاریخ ، از ظرفیت‌ها و قابلیت‌های تفرقه‌انگیزی و آدم‌کشی و ارتکاب هر نوع جنایت در جهان اسلام ، خبر می‌داد. غربی‌ها و آمریکا‌یی‌ها، برای تخریب چهره اسلام در عصر ارتباطات و مقابله با امواج بیداری اسلامی نشئت گرفته از انقلاب اسلامی و روند پرشتاب همگرایی‌ میان مسلمانان ، فرقه سلفی تکفیری را بهترین ابزار در میان خود مسلمانان یافته و با کمک دولت‌های مرتجعی چون آل‌سعود ، به تجهیز و به کارگیری آنان در راستای مقاصدشان روی آورده‌اند.شواهد امر و روند تحولات میدانی در عراق طی هفته هاي گذشته، نشان می‌دهد این فریب‌خوردگان به هیچ‌یک از اهداف‌شان نخواهند رسید و جز هلاکت یا فرار، راه دیگری پیش‌رو ندارند.

از نکات قابل‌توجه درخصوص داعش، پرونده سراسر سیاه و توأم با قتل و جنایت فرقه‌ای است که از ابتدای شکل‌گیری و تشکیل امارت اسلامی در منطقه نجد ، اینک در سوریه و عراق به دنبال‌ تشکیل حکومت اسلامی دیگری است! مروری براین پرونده سیاه که دستان پیراستعمار انگلیس خبیث درپشت آن قراردارد، نشان می‌دهد که چرا در مقطع کنونی نظام سلطه و به‌ویژه آمریکا به این جریان برای آتش‌افروزی در جهان اسلام دل بسته‌اند.

داعش، يك گروه تروريستي و بي‌رحم :

حملات جنگنده‌هاي آمريكا به مواضع گروه تروريستي داعش در عراق درحالي صورت پذيرفت كه ناظران و تحليل‌گران مسائل عراق، اين حملات را بي‌تاثير و بيشتر نمايشي دانستند به گونه‌اي كه حتي برخي مقام‌هاي آمريكايي نيز بر بي‌خاصيت بودن اين حملات تأكيد كرده‌اند.

جان مك كين سناتورجمهوريخواه آمريكايي وهمچنين رئيس سابق ستادارتش آمريكاازجمله كساني هستندكه حملات آمريكابه داعش رابي‌حاصل دانسته‌اند.

واقعيت اين است كه آمريكا اراده‌اي براي از بين بردن داعش ندارد چرا كه خود غربي‌ها اين گروه تروريستي را همچون موارد مشابه متعدد ديگر، به وجود آورده‌اند تا از آن براي پيشبرد اهداف سياسي و مقاصد استعماري خود بهره ببرند.

داعش، يك گروه تروريستي و بي‌رحم است كه پس از آغاز توطئه غرب و ارتجاع عرب عليه حكومت دمشق در سوريه تأسيس شد. آمريكايي‌ها به همراه متحدان منطقه‌اي خود، هنگامي كه امكان حمله مستقيم براي ساقط كردن حكومت سوريه را نيافتند سياست خود را بر ايجاد گروههاي شورشي و تجهيز و تسليح آنها قرار دادند و در مدت سه سال انواع و اقسام سلاح‌ها و كمك‌هاي مالي را در اختيار اين گروهها قرار دادند كه نتيجه آن، ظهور گروه‌هاي تروريستي، نظير داعش، النصره و امثال آنها بوده است.

اين، واقعيتي است كه چند مقام آمريكايي از جمله هيلاري كلينتون، وزير خارجه سابق اين كشور نيز به آن تاكيد كرده‌اند. كلينتون اخيراً در مصاحبه‌اي اذعان كرده است داعش ساخته و پرداخته آمريكايي هاست و حتي قرار بود در صورت سقوط حكومت سوريه، داعش به عنوان جانشين آن حكومت توسط غرب به رسميت شناخته شود.

رفتار آمريكائيها در برابر تحولات اخير عراق و سكوت آنها در برابر پيشروي داعش به شكل واضح بيانگر اين موضوع است كه اولاً واشنگتن از اقدامات داعش ناخشنود نيست و دوم اينكه، واشنگتن از اين گروه استفاده ابزاري مي‌كند.درحالي كه گروه داعش با وحشيانه‌ترين شكل شهرهاي عراق را مورد تاخت و تاز قرار داده و تكان دهنده‌ترين جنايات را مرتكب شده است اما اوباما تنها به اين اظهارات بسنده كرد كه بحران عراق از طريق سياسي قابل حل است!

جان كلام :

ایران هراسی، شیعه هراسی و سنی هراسی همه طرح های آمریکایی- صهیونیستی است و داعش نیز پول می‌گیرد و اهداف گوناگون خود را دنبال می‌کند. به یقین داعش وقتی موفق می‌شود که سنی و شیعه درگیر باشند ودرغیر این صورت، همه انرژی خود را صرف نابودی رژیم صهیونیستی و مبارزه با طرح های استعماری می‌کرد. اگر مسلمانان همیشه با هم درگیر باشند نظام سلطه می تواند از آن سود ببرد. شعار جمهوری اسلامی ایران و فریاد حضرت امام (ره) نیز همین است که باید وحدت میان امت اسلامی حفظ شود.

پس می توان نتیجه گرفت که پایگاه مردمی برای داعش سرنوشت ساز است و عشایر سنی و شیعه و کرد نباید اجازه دهند این گروه جایگاهی پیدا کند. والبته سازمان ملل متحد هم باید در این راه به عراق کمک کند. جامعه بین المللی مسئول است و نباید اجازه دهد آمریکا و برخی طرف‌های منطقه‌ای و رژیم صهیونیستی با جان و مال مردم منطقه بازی کنند. تاریخ قضاوت خواهد کرد چه کسانی در روند مبارزه با تروریسم خیانت کردند.

 

شنبه : 1393/5/25- 19شوال1435- 16آگوست2014

 

رييس جمهور نقدپذيربا شند - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 1:12 بعد از ظهر

رييس جمهور نقدپذيربا شند                           

اسدالله افشار

رئيس جمهورروحاني روزسه شنبه 21مردادماه1393 در همايش سالانه سفرا و نمايندگي‌هاي ايران در خارج به شدت از برخي منتقدان داخلي سياست خارجي دولت انتقاد کرد. ايشان در سخناني شديد اللحن با به کار بردن عباراتي خاص گفت : «عده‌اي شعار سياسي مي‌دهند اما بزدل سياسي‌ هستند هر وقت مذاکره مي‌شود، مي‌گويند مي‌لرزيم،به جهنم، برويد جاي گرم که نلرزيد، خدا شما را ترسو و لرزان آفريده است

درباره این بخش ازسخنان تأمل برانگيزرييس جمهورروحاني به عنوان رييس دولت اعتدال نكاتي درمیان است كه درذيل به آنها اشاره مي گردد:

1- ادبيات برگرفته درسخنان جناب روحاني ادبيات مناسبي به عنوان يك رييس جمهور فرهيخته وحقوقدان ودركسوت روحاني هيچ تناسبي با شأن حقيقي وحقوقي ايشان نداشته وندارد ! ازايشان انتظاراست بامتانت واخلاق وادب اعتدالي سخن گفته ومنتقدان را بااين ادبيات تخطئه ننمايند!

2- اي كاش رييس جمهور بجاي عصبانيت و پرخاشگري پرده از راز اين ادبيات تند و غيراعتدالي برداشته ومنتقدان را  با هوشمندي و درايت به سمت منطق و خردورزي هدايت مي نمودند و راه درست انتقاد كردن را به منتقدان يادآورمي شدند وازجاده اعتدال نيزخارج نمي شدند تا بارديگر مواضع ايشان اززبان يك حقوقدان رنگ وبوي استدال داشته باشد تا خوي خشونت ونظام گري! اميدوارم رييس جمهور حقوقدان بماند وهرگز هوس سرهنگ شدن ننمايد!

3-  به زعم كارشناسان وقتی دیروز رئیس جمهور پشت تریبون قرار گرفت و سخنرانی تندی ایراد کرد باعث شگفتی بسیاری شد و این ادبیات از نگاه آنان خاطرات دولت گذشته را برایشان تداعی کرد و البته نگرانی از این موضوع بین اذهان عمومی ایجاد شد که نکند این طرز ادبیات در میان روسای جمهور باب شده است؟ جالب اینجاست دولتی که همواره براین موضوع تاکید داشته و دارد که هشت سال گذشته دیگر بازنمی گردد حال از دوران گذشته نیز پیشی گرفته و حتی درادبیات ولحن سخنرانی نیزبسیار شیبه دولت گذشته است.

4- آقاي روحاني خود بهتر مي دانند که این چنین سخنان تشنج آفرين نه تنها سودي براي دولت و جامعه ندارد بلكه جامعه را از اعتدال خارج كرده و به ورطه افراطی گری می کشاند و فضا را برای رادیکال‌های جناح‌های سیاسی رند وطماع باز می کند. صاحب نظران معتقدند ؛ در شرایط کنونی فضای سیاسی کشور به گونه‌ای بوده است که معتدلین همه جناح ها توانسته‌اند با کنار رفتن غبارهای سیاسی خودی نشان دهند و فعال تر شوند اما چنین ادبیاتی نوعی هموار کردن راه برای ورود دوباره رادیکال‌ها به جای راندن آنهاست.

5- به نظرمی رسد دولت وشخص رييس جمهور محترم درزمینه برخورد با منتقدین باید با سعه صدربیشتری عمل کند. يادمانم نرفته است كه در گذشته منتقدان از سوی رئیس جمهور بی سواد خطاب شدند و امروز نیز با ادبيات ديگري مورد لطف واقع شده اند. درحالي كه نيك مي دانيم درچنين شرايطي ، ایجاد فضایی سالم و همراه با تفاهم و تعامل می‌تواند منتقدین را بیشتر به سمت فضایی عقلانی و واقع بینانه سوق دهد موجبات رحمت و وحدت را پديد آورد و هماني شود كه مدنظردولت وحاكميت است.

6- دولت بدون منتقد وعدم رعايت حقوق منتقدان ؛ دولتي بدون چشم و گوش، زبان و دستاني قدرتمند خواهد بود که با وجود تمام انرژي نهفته دروني توانايي تبديل پتانسيل‌هاي موجود به فعليت‌هاي موعود را نخواهد داشت . فضاي نقد درکشور يک ضرورت است و دولت بايد پذيرش آن را داشته باشد. اگر فضاي نقد و بررسي در کشور نباشد کشور با مشکلات جدي روبه رو خواهد شد.

7- سخن زماني تأثيردارد که منتقدان به فوريت برابرآن موضع‌گيري کنند اما يک نکته نبايد فراموش شود که دولت فاقد منتقد درمعناي منسجم ، هدفمند ، هوشمندانه و هوشيارانه سازدردنياي مدرن امروزمحکوم به پرداخت هزينه‌هاي گزاف است . نبايد انتظارداشته باشيم که هيچ کس هيچ چيزي نگويد وانتقادي نکند اما بعضي افراد که انتقاد کردند به کم سوادي وديگرالقاب متصف و متهم شوندكه اين نوع نگاه ونگرش تبعات منفي به دنبال دارد.رئيس جمهوربايد در اين زمينه سعه صدر بيشتري از خود نشان دهد. شعارهاي اين دولت مغاير با رفتارها و اعمالش است.

8- قطعا تخریب با نقد متفاوت است و دولت باید ازنقد عملکرد خود استقبال کند. در جامعه ما نخبگان بسیاری وجود دارند که نقدهای دلسوزانه‌ای به دولت داشته و هیچ‌گاه هدفشان تخریب نیست.اگرکسی را قبول نداریم نباید وی را متهم کنیم تا فضای کشور منطقی باقی بماند. باید ازنقد‌ها استفاده کنند. حیات جامعه و نشاط آن منوط به وجود فضای نقد است و باید تفاوت میان نقد و تخریب قایل شد. حق نداریم منتقد خود را کم سواد معرفي و به جهنم برويدخطاب کنیم‌.

9-نقد این است که نقد فکر کنیم نه اینکه به ناقد بپردازیم. در حقیقت ما باید به " ما قال" بپردازیم نه " من قال". صحبت های رئیس جمهور بیشتر از آنکه  متوجه " آنچه گفته می شود" باشد، متوجه " آنکه می گوید"است . اینکه به منتقد بگوییم "بی سواد"یا بگوییم که از جای خاصی تغذیه می شود ، ويا "اين كه به جهنم برويد"این نقد محتوایی نیست. نقد عالمانه این است که  نقد فکر را اساس قرار دهیم و به گوینده کاری نداشته باشیم.

10- فضای امن برای نقادی ملزوماتی دارد. رئیس جمهور نباید چهره ای نشان دهند که  تحمل نقد را ندارد. شما باید تحمل نقد را نشان بدهید. به نظر من این سخنان رئیس جمهور باعث شد نقدپذیری ایشان زیر سوال برود. البته در بعضی مواقع  شرایطی پیش می آید که آدم مطلبی را بدون تحمل های اولیه بیان می کند و ما امیدواریم اکنون نیز همین باشد و رئیس جمهور نقدپذیر باشند.

ما باید به استقبال نقد و نقادی برویم ، چه خوشایند ما باشد و چه نباشد.

جان كلام :

عرصه سياست، ‌عرصه تنگ نگري و يكصدايي نيست بنابراين نبايد انتظارداشت با تغيير رئيس جمهور كه داراي تفكرات و رويه هاي متفاوت ازرئيس جمهور گذشته است،‌ همه مخالفان ساكت بنشينند و تنها نظاره گرباشند. مشاوران پرسواد آقاي رئيس جمهورحتما مطلع هستند كه نقد بهترين عامل صيقل دادن به رفتارهاي سياسي است كه ممكن است درگام هايي به خطا برود پس ترس از انتقاد ورأي مخالف نداشته باشيم و بر برج عاج ننشينيم و «ديگران» را يك سر بي سواد و... نناميم. منتقدين را نبايد با الفاظ نامناسب موردخطاب قرار داد؛ هر چند که انتقاد آنها ممكنست واقعا بي‌مورد و بي‌جا بوده و نشاني از دلسوزي براي مردم و کشور در نقدهايشان ديده نشود. و يقينا از طرف رئيس‌جمهور منتخب نيز پذيرفته شده نيست و دور از منطق و سياست‌کاري ايشان است.

چهارشنبه : 22/5/1393- 16شوال2014- 13آگوست2014

پایان دوران قدرت‌نمایی رژیم صهیونیستی - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 6:15 بعد از ظهر

پایان دوران قدرت‌نمایی رژیم صهیونیستی          

 اسدالله افشار

 

كارشناسان اموربين الملل به حق اعتقاد دارند؛تهاجم اسراييل به غزه يک تصميم استراتژيک بود به اين معنا که اسراييل درارزيابي خود ازرقيب به اين نتيجه رسيده است که گروه‌هاي مقاومت درحال تقويت وتجهيز شدن هستند و نگران بود که توازن قدرت بين او ورقيب به هم بخورد لذا تلاش کرد با يک ضربه نظامي نيروهاي مقاومت را تضعيف کند و فکر مي‌کرد مي‌تواند با تمرکزي که بر غزه دارد به اين هدف برسد.

اسرائيل جرثومه خيانت است. ذاتا خائن‌اند، حال خيانت نظامي باشد که از روز پيدايش اسرائيل تا حال ادامه دارد يا خيانت سياسي باشد که هيچ قرار دادي را محترم نمي‌شمارد و يا خيانت اخلاقي و انساني که در صبرا و شتيلا و غزه در تخريب مدرسه و مسجد و منازل، مشاهده نموديم، از کشتن انسان 6 ماهه تا پير مرد 90 ساله، از پناهنده به ساختمان‌هاي سازمان ملل يا غيره.

به وجود آورندگان رژيم جعلي اسرائيل، مي‌خواهند خاورميانه در آتش و التهاب و تجاوز و تخريب باشد و امنيت و آباداني و رشد و ترقي به خود نبيند و ملت‌هاي مسلمان منطقه در برابر يکديگر قرار گيرند، اکنون سوريه در ظرف 3 سال اخير، عراق و داعش و لبنان و داعش و النصره و اسرائيل در ظرف 30 روز اخير را در برابر ديدگان خود داريم و هزينه اين تهاجم را دولت‌هاي عربي «قطر و عربستان و ترکيه» مي‌پردازند و آموزش مي‌دهند و تسهيلات را فراهم مي‌کنند.

تأييد جنايات جنگي اسرائيل درغزه :

رياست كميته‌ي بين‌المللي صليب سرخ، پيتر مائورر، مأموريت سه روزه‌اي را به غزه، اسرائيل و كرانه‌ي باختري آغاز كرد تا شخصاً شاهد هزينه‌هاي انساني درگيري‌هاي جاري باشد.آقاي مائورر مستقيماً با افراد متأثر از اين درگيري‌ها ملاقات خواهد كرد. به‌علاوه، او گفتگوهايي با مقامات ارشد اسرائيلي و فلسطيني و با مديران و داوطلبان جمعيت هلال احمر فلسطين و جمعيت ستاره‌ي داوود اسراييل، شركاي كاري كميته‌ي بين‌المللي صليب سرخ در منطقه، خواهد داشت.اين منطقه از اولويت‌هاي كميته‌ي بين‌المللي صليب سرخ از سال 1948 است. در حال حاضر اين سازمان بيش از 380 كارمند در اين منطقه دارد كه طيف وسيعي از خدمات بشردوستانه را ارائه مي‌كنند. کميسيونر عالي حقوق بشر سازمان ملل متحد اعلام کرد: قرائن بسياري وجود دارد که نشان مي‌دهد اسرائيل در جريان حملات خود به غزه مرتکب جنايت جنگي شده است. ناوي پيلاي، کميسيونر عالي حقوق بشر سازمان ملل متحد اعلام کرد:‌ حمله به کارکنان و تجهيزات امدادرساني که صرفا استفاده بشردوستانه دارد، تعرض به حقوق بين‌المللي به شمار مي‌رود و حتي ممکن است جنايت جنگي نيز به حساب آيد.پيلاي خاطرنشان کرد: تاکنون شش مدرسه سازمان ملل متحد مورد هدف حملات اسرائيل قرار گرفته و در جريان اين حملات تعداد زيادي فلسطيني از جمله زنان و کودکان کشته شده‌اند.

بحراني شدن منا سبات اسرائيل با حوزه آمريکاي لاتين :

در حوزه آمريکاي لاتين نيز رهبران اکثر کشور‌ها در زمينه عمليات نظامي اسرائيل درغزه به دولت نتانياهو شديدا تاخته‌اند. از ديلما روسف، رئيس‌جمهوري برزيل و واکنش تند دولت‌هاي شيلي، پرو و السالودار گرفته تا اظهارات تند رئيس‌جمهوري نيکاراگوئه، مناسبات اسرائيل با حوزه آمريکاي لاتين که در طول سال‌ها بهبود يافته بود، دوباره بحراني شده است.شماري از کشورهاي حوزه آمريکاي لاتين در روزهاي گذشته سفيران خود را براي آنچه که در قاموس ديپلماتيک «مشورت در پايتخت» ناميده مي‌شود، از تل آويو برگرداند.

مناسبات تازه بهبود يافته اسرائيل با ترکيه نيز در پي واکنش‌هاي شديد رجب طيب اردوغان دوباره رو به وخامت نهاده است و گردشگران اسرائيلي که تازه پس از چهار سال آرام‌آرام به ترکيه برمي گشتند، سفرهاي خود را لغو کرده‌اند . والبته از اين نكته نيز نبايد غافل شد كه ؛ نخست‌وزير ترکيه سه بار در روزهاي گذشته اسرائيل را به «نسل كشي» ،«تلاش براي انهدام غزه» و «سفيد کردن روي هيتلر» متهم کرده بود.

به خروش آمدن افکار عمومی در جهان :

در جریان تجاوز یک ماهه اخیر، عاملان رژیم اشغالگر حدود 1903 نفر از مردم غزه را که بیشترشان کودکان و زنان بی‌دفاع بودند کشتند و به مساجد و مدارس و بیمارستانها از روی قصد و با تصمیم قبلی حمله کرده و آن را از افتخارات خود دانستند. آنها چندین بار با حمله هوائی و مانند آن کودکانی را که در ساحل مشغول بازی بودند کشتند.در جریان این تجاوزات افکار عمومی در جهان به خروش آمد و اعتراض شکل جهانی به خود گرفت و حتی در لندن یکصد هزار نفر به اعتراض پرداختند و در پاریس مردم به ممنوع شدن تظاهرات وقعی ننهاده و دولت را به آزاد گذاردن تظاهرات مجبور نمودند.

هرچند دستگاههای تبلیغاتی غرب سعی می‌کردند به تجاوزات رژیم صهیونیستی مشروعیت بدهند،اما امروزه برخلاف گذشته با گسترش رسانه‌های ارتباطی،انحصارتبلیغاتی غرب شکسته شده وگروه یکپارچه دستگاههای تبلیغاتی مقاومت ورسانه‌های دولت‌های دوست مقاومت (مانند دولت‌های ونزوئلا، نیکاراگوئه و...) درآمریکای لاتین- همان گونه که درسطوربالا بيان گرديد- سفرای رژیم صهیونیستی را نیز از کشور خود اخراج نمودند و دولت‌های بی‌طرف توانستند جهانیان را از عمق ددمنشی و فریبکاری اسرائیل آگاه نمایند والبته جای بسی تأسف است که رژیم‌های مرتجع عربی ازقبیل عربستان، امارات، قطر، اردن و...هیچ اقدامی انجام ندادند وحتی گزارش‌هایی انتشار یافت که از همکاری پشت پرده این رژیم‌ها با رژیم صهیونیستی و هماهنگی قبلی با آنها برای حمله به فلسطین حکایت داشت.

ورود افکار عمومی جهانی به صحنه و فشار به دولتها برای تحت فشار قرار دادن رژیم اشغالگر قدس امروزه به یکی از سلاح‌های مقاومت فلسطین تبدیل شده و در آینده نیز نقش‌آفرینی بیشتری خواهد داشت.

پایان دوران قدرت‌نمایی رژیم صهیونیستی و آشکار شدن شکننده بودن این رژیم در مقابل فلسطینی‌ها و نیروهای مقاومت در منطقه مبين آن است كه ؛ این واقعیت‌ها تاثیر خود را بر دولت‌ها و رهبران سیاسی و افکارعمومی جهانی به جاگذاشته ومی‌گذارد و تأثیرافکار عمومی بر تصمیم‌گیری‌های محافل سیاسی جهان آشکار است.بدین ترتیب نابودی رژیم صهیونیستی هرروز به واقعیت نزدیک‌تر می‌شود،حتی هنری کیسینجر وزیر خارجه اسبق آمریکا و استراتژیست معروف آمریکایی پس از مشاهده نبرد اخیر غزه گفته است که اسرائیل به زودی از بین خواهد رفت.

آمارجنايات جنگي اسرائيل ومتحدانش درغزه : 

 به گزارش منابع مختلف، از جمله سازمان ملل، تا چهاردهم مرداد ۱۳۹۳، ۱۹۳۸فلسطینی که بیشتر آنها زنان و کودکان و غیرنظامیان بوده اند، در اثر این حملات کشته، ۷۹۲۰تن زخمی، و بیش از ۵۵۰۰۰۰نفر بی‌خانمان شده‌اند،که تعداد کثیری ازآنها در پناهگاه‌های سازمان ملل وبقیه درخیابانها وخرابه‌های غزّه زندگی می‌کنند. ازاین گذشته، پس ازبمباران بی‌امان نهادهای تصفیه و آبرسانی غزّه، هیچ کدام از اهالی آن به آب آشامیدنی از طریق لوله کشی معمولی دسترسی ندارند و آب مورد نیاز آنها باید بوسیلة نهادهای سازمان ملل و هلال احمر و دستگاه‌های مشابه تأمین گردد. چون سبعیت اسرائیلی غربی ادامه دارد، طبعاً تعداد قربانیان این توحش- با توجه به پايان آتش بس 72 ساعته ودستور نخست وزيركودك كش رژيم جعلي صهيونيستي براي از سرگيري حملات به نوارغزه- نیزروزانه درافزایش خواهدبود و تا رسانه‌ای شدن آنچه که اکنون می‌نویسم، حتماً از آمار فوق خواهد گذشت.

پيروزي سیا سی حماس ؛ خفت رژیم صهیونیستی :

در جنگ 33 روزه با لبنان و حزب‌الله که رژیم صهیونیستی به مدرن‌ترین سلاح‌های جنگی و نظامی مجهز بود، در برابر نیروی مقاومت و ایستادگی نیروهای حزب‌الله لبنان شکست خورد. از یک نقطه نظر سیاسی این جنگ آغاز پیروزی مقاومت و خفت رژیم صهیونیستی شد به طوری که در ادامه ما شاهد پیروزی نیروهای مقاومت غزه در جنگ 22 روزه 2008 نیز بودیم.در جنگ کنونی نیز یک بار دیگر شاهد پیروزی مقاومت و ایستادگی هستیم. سران رژیم صهیونیستی که با هدف پایان بخشیدن به حیات سیاسی حماس، این جنگ در غزه را آغاز کرده بودند، در سایه مقاومت، ایستادگی و عزم و اراده استوار مردم غزه نه تنها موفق به شکست جنبش حماس نشدند، بلکه مجبور به شناسایی رسمی این گروه شدند. مذاکره آ‌تش‌بس دو طرف در قاهره گواهی آشکار مبنی بر شکست طرف صهیونیستی و پیروزی نیروی مقاومت است. چرا که صهیونیست‌ها در ابتدای حمله نابودی کامل حماس را هدف خود اعلام کرده بودند اما ناچار به خارج کردن نیروهای خود از غزه و نشستن به سر میز مذاکره ولو غیرمستقیم و به رسمیت شناختن عملی حماس شدند.

جان كلام :

من  بااين انديشه ي همكاران مطبوعاتي ام موافقم؛ ما در جهانی هستیم که «قدرت»،زیستن راتعریف می‌کند و نه«حق» چگونگی زندگی را. چنین جهانی همواره در«نا امنی» بسر می‌برد. اسرائیل بازوی چنین تعریفی از جهان توسط آمریکا در منطقه خاورمیانه است. جهان «ناامن» تا آن زمان که گفتمان جهانی را صهیونیسم رقم می‌زند. خاورمیانه و فلسطین(غزه) گوشه‌ای از این سناریو و نمایش قدرت است. به خاطربسپاریدکه روزهاي خونین غزه صحنه‌ای برآمده ازگفتمان صهیونیستی بین‌المللی است. درفاصله۷ روز ۵۰۰تن بمب بر سر اهالی غزه می‌ریزند و در یک شب تا سحر بیش از ۲۰ بار هواپیماهای جنگی آمریکایی برفرازآسمان غزه می‌آیند تابمب‌های اهدایی غرب به رژیم صهیونیستی را برسر مردم بریزند! البته هنوزگنبد آهنین آمریکا نیزامنیت برای اسرائیلی‌ها نیاورده است و اسرائیل دردرون «ناامن» است. ما در جهانی نا امن هستیم تا آن زمان که گفتمان جهانی صهیونیستی است.

 

 

دوشنبه : 1393/5/20- 14شوال1435- 11آگوست2014

 

تحقق عینی حقوق بشر بین المللی - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 2:20 بعد از ظهر

تحقق عینی حقوق بشر بین المللی                        

اسدالله افشار

 

آنچه امروزه حقوق بشر نامیده می شود و در اعلامیه جهانی حقوق بشر سازمان ملل در قالب سی ماده بیان شده است، فکر و اندیشه ای است که بر مبانی خاصی استوار بوده از مبادی خاصی نشأت می گیرد. این حقیقت را می توان از متن اعلامیه و نیز از سخنان و تحلیل های مدافعان آن به دست آورد. بنابراین، پذیرش این اندیشه و ایجاد نظام حقوقی بر پایه آن، یا ردّ آن و پی ریزی نظام حقوقی بر اساس اندیشه ای دیگر، در صورتی موجّه و معقول است که پیشاپیش مبانی و مبادی اندیشه حقوق بشر نقد و ارزیابی شده و در مبارزه و رویارویی با چالش ها و انتقادات، سرفراز بیرون آمده باشد. متأسفانه برخی از مدافعان حقوق بشر به جای مبانی اندیشه به انگیزه طرح اندیشه تمسک می جویند. از نظر اینان، چون اندیشه حقوق بشر در قالب یک اعلامیه جهانی، برای ایجاد آزادی، عدالت و صلح و پایان دادن به استبداد، ستم و جنگ و خونریزی، مطرح شده است پس باید مورد احترام و عمل قرار گیرد. و گاهی نیز به نقش و کارآیی آن در ایجاد صلح و امنیت میان انسان ها و ملت ها تکیه کرده و از آن به عنوان دلیل یا مؤید ضرورت پذیرش آن یاد می کنند. حال آن که کارآیی تنها ـ به فرض آن که واقعیت داشته باشد ـ یا صرف انگیزه درست، نمی تواند دلیل بر درستی و معقولیت اندیشه باشد. حقانیت آن را باید از استواری مبانی و مبادی آن نتیجه گرفت، و گرنه گاه یک فکر باطل نیز منافع و مصالحی را برای مدتی تأمین می کند، اما انسان به خود اجازه نمی دهد که چنین فکری را حق تلقی کرده و مبنای زندگی قراردهد. نمونه بارزاين نوع تفكرامروزآن چيزي است كه ما درغزه شاهد آن هستيم ومدعيان دروغين حقوق بشربا نقض آشكارآنچه خود به عنوان مباني حقوق بشراعلام كرده اند رسماً خط بطلان برآن انديشه كشيده اند(! ) وعملاً چشمان خودرابرحقايق و واقعيت هاي كنوني دنيا بسته اند تاعربده كشان بين المللي وقلدران سرمست ازقدرت شيطاني هرغلطي مي خواهند بكنند ؛ بكنند!

حقوق بشر، پایه حیات جامعه انسانی :

یک جامعه با گردهمایی افراد و گروه ها و برقراری ارتباط میان افراد آن به وجود می آید ، جامعه امروز جهانی نیز در بر دارنده روابط گسترده میان افراد می باشد . بنابراین احتیاج به ساماندهی داشته به گونه ای که تمامی نیازهای انسانی و منافع او تامین گردد و آنچه باعث تحقق این مهم می گردد ، ضرورت وجود قانون و حکومت به عنوان عنصر قدرت است . وجود قانون موجب می گردد تا صاحبان قدرت و حکومت ، سیاست ها و برنامه های اداره جامعه را به گونه ای پیش ببرند که منابع ارزشمند جامعه به طور یکسان میان اقشار جامعه تقسیم و توزیع عادلانه گردد .

این حس نیاز در طول تاریخ بشر ، همواره بر اساس حق و عدالت همراه بوده است ، از جمله حقوق آن برابری و مساوات ، آزادی عقیده ، آزادی بیان و قلم ،آزادی احزاب و انجمن ها، حفظ کرامت انسانی ، امنیت در ابعاد مختلف جانی ، شغلی ، اقتصادی ، قضایی و ... است که همه آنها پایه حیات جامعه انسانی را شکل می دهند تا بر اساس آن ، افراد بتوانند اولاً از عزت و سربلندی مواهب طبیعت به طور مساوی برخوردار شوند ثانیاً نسبت به حفظ جان ، حیثیت و حقوق مادی و معنوی خود بیم و هراسی نداشته باشد و ثالثاً بدون دغدغه خاطر استعدادهای خویش را به کار اندازند و تمایلات و ... تمنیات خویش را ارضاء نمایند .

از آن جهت که موضوع حقوق بشر ، انسان است لذا می توان گفت که حقوق بشر مقید به هیچ حد و مرز جغرافیایی ، نژادی ، مذهبی و طبقاتی نیست و تمام کانون های قدرت در همه جای دنیا باید در مقابل آن خاضع و تسلیم باشند و گفتمان حقوق بشر و مناسبات آن با فرهنگ و تمدن های دیروز و امروز جهان نیز گفتمانی است جدی و مسئولیت آفرین ، که بی توجهی به آن ضایعات و تشویش های فراوانی در سطح داخلی و بین المللی به بار می نشاند و متفکران را به چالش فرا می خواند .

همواره شکاف و فاصله طبقاتی افراد و جامعه در ابعاد مختلف اقتصادی ، اجتماعی به حدی عمیق و پیچیده بوده است که عموماً همبستگی اجتماعی و حس عدالت خواهی مردم و حقوق آنان توسط حاکمان دستخوش خطر بوده است به طوری که در طول تاریخ بیشترین صدمات وارده بر حقوق بشر از سوی صاحبان قدرت بوده است .

متاسفانه تهدید ، ناامنی ، فقر ، گرسنگی ، تجاوز ، قتل و نسل کشی انسان علیه انسان ، حلقه بغرنجی در تاریخ جامعه بشری به وجود آورده که آثار سوء آن همچنان درد بی علاج جوامع و ملت ها به حساب می آید ، به همین منظور شاید یکی از بزرگ ترین پیروزی های بشر در جهان امروز در جهت استیفای حقوق انسانی ، صدور اعلامیه ها و منشورهای جهانی حقوق بشر می باشد ؛و اين مهم نيزامروزباآنچه درگوشه وكنارجهان مي بينيم وشاهد سمعي وبصري آن هستيم رنگ باخته است !

نگرشی آزاد از مفهوم، محتوا و اجرای حقوق بشر:

در مقایسه تعبیرهای مختلف از حقوق بشردر فرهنگ های متفاوت به این نتیجه رهنمون می شود که امروزه تفکر انسان مدرن در این خصوص ریشه تاریخی دارد. حقوق متصوره برای انسان مدرن در عین ضروری بودن، حداقل حقوق انسانی است. بنابراین حق حیات، امنیت، برابری اجتماعی، آزادی سیاسی، مقابله سیاسی با ستم و رفاه، علاوه بر آنکه نمی بایست در موضوع تملک و دارایی انسان انگاشته شوند، بیانگر همه آنچه انسان ها در فرهنگ های مختلف ایجاب می کنند نیز نیست. این كتا ب در مقام استدلال بر رد مفهوم های مختلف حقوق بشر نبوده است. بلکه نگرشی آزاد از مفهوم، محتوا و اجرای حقوق بشر را نشان می دهد که به ایجاد هماهنگی بین برداشت های مختلف از حقوق بشر کمک خواهد کرد. از این رو، روش و رویکرد مناسب و سازنده در بحث حقوق بشر باید روش گفت و گو، جامع نگری و تکمیلی باشد، که پذیرش آن، به یقین در تحقق عینی حقوق بشر بین المللی مطلوب خواهد بود.

نقض حقوق بشر :

نقض حقوق بشرواستفاده سياسي از حقوق بشر براي تامين منافع شخصي به خودي خود يك نقض آشكار بوده و به ارزش هاي ذاتي انسان آسيب مي رساند. متاسفانه آنچه در مرحله کاربرداجرایی مشاهده میشود، نقض حقوق بشر بيشتر قاعده و قانون است تا استثنا.لذااين نه فقط يك وظيفه، بلكه يك اجبار براي همه افراد وگروههاست كه درمقابل نقض حقوق بشربه هر صورت، چه توسط دولت ها، چه توسط احزاب وتشکیلات سياسي ويا اشخاص صاحب نفوذ،با صداي بلند و رسا اعتراض كنند.از طرف دیگر دفاع از حقوق بشر نبايد به عنوان اسلحه اي سياسي صرف عليه برخي كشورها و گروهها استفاده شود ولی در برابر نقض آن توسط برخي ديگر سیاست بی تفاوتی اتخاذ شود.

نقد اعلامیه حقوق بشر:

اعلامیه حقوق بشر، نه‌تنها از صفت جهانی‌بودن برخوردار نیست، بلکه دارای کمبودهای درونی یا حتی تناقض‌هایی است که از دید منتقدان غربی و اسلامی آن نهان نمانده است. بنابراین درصورت صدق در نیت و تلاش صادقانه برای تدوین و اجرای اصول و قوانینی درباره حقوق بشر اولا، نیاز به بازنگری در این قانون به شدت احساس می‌شود وبرخلاف اصل جبارانه، غیرعلمی و جزم‌گرایانه آن‌که امکان هرگونه تفسیر نوین و مخالف ظواهر این اعلامیه را از میان برمی‌دارد، باید آن را از نو نوشت ولی پیش از نگارش مجدد آن و تغییر جزئی پاره‌ای از عبارات و افزودن مصطلحات نوین به آن، لازم است دیدگاه حاکم برآن و اهداف و مقاصد موردنظر از اجرای این اعلامیه را حک و اصلاح کرد. بااین‌حال چنان‌که احساس می‌شود، فعلا این امر حتی در ذهن و زبان بسیاری از فعالان این حوزه نیست، چه رسد به این‌که در دستور کار آنان قرار بگیرد.

اصلي ترين جهت مثبت اعلاميه جهاني حقوق بشر:

شايد اصلي ترين جهت مثبت اعلاميه آن باشد که آرمانهاي عالي انساني و فطري را هرچند به صورتي کلي تدوين نموده و بر اجراي آن تأکيد ورزيده است.آرمانهايي که گذشته از انساني و فطري بودنشان ، نتيجه تلاشها ومبارزات مصلحان جامعه بشري در طول تاريخ ، اعم ازپيامبران و حکيمان و ... بوده است . حداقل تأثير مثبت اين اعلاميه - حتي اگر در خارج هم عملا تحقق پيدا نکند- اين است که بر بسياري از مظالم،تبعيضها،ستمها، محدوديتها ونابرابريها،که سالها و قرنها با صورت وشکلي قانوني برمحرومين - بويژه درمغرب زمين - تحميل مي شد خط بطلان کشيد وآنها را غيرقانوني اعلام کرد ودرمقابل، اصل را برآزادي و برابري و برادري انسان نهاد .

جهات منفي اعلاميه جهاني حقوق بشر:

غير از انتقادي که به لحاظ محتوايي ممکن است نسبت به هر يک از مواد اعلاميه جداي از ساير مواد ، وجود داشته باشد ، چند انتقاد کلي به مجموعه ي اعلاميه جهاني حقوق بشر وارد است :

1- عدم صلاحيت لازم و کامل قانونگذار: در بحث از مکتب حقوقي اسلام گفتيم،که انسان مستقل از خداوند ووحي،فاقد صلاحيت کامل ولازم علمي( انسان شناختي )، اخلاقي و معنوي( دوري از خودخواهي و منفعت طلبي )وعيني وواقعي( دوري از خطا و نسيان ) براي قانونگذاري است. اين واقعيت نسبت به تدوين کنندگان اعلاميه جهاني حقوق بشر نيز صادق است.به همين سبب است که اعلاميه،علاوه برنقصها ونقضهاي محتوايي، فاقد مقبوليت عمومي وجهاني است،چرا که علاوه براختلاف نظر انسان شناختي،تدوين کنندگان اعلاميه ويا حداقل سياستگذاران اصلي وتصويب کنندگان ، نه تنها از صلاحيت کامل اخلاقي برخوردار نبوده، بلکه بعضا متهم رديف اول جنايات عليه بشريت نيز بوده اند. به عنوان مثال،تلقي خاصي که اعلاميه ازخدا ، مذهب وانسان دارد، مورد قبول بسياري ازدين باوران و يا حداقل مسلمانان ، که جمعيتي حدود يک پنجم جمعيت کره زمين را تشکيل مي دهند نيست .

2- فقدان شالوده هاي نظري: در بحث از نظام حقوقي اسلام گفتيم که يکي از ويژگي هاي يک سيستم کارآمد ، انسجام و هماهنگي بين قواعد و اجزاء سيستم با زير ساختهاي آن است . از اين جهت اعلاميه بنايي زيبا را مي ماند که مبنايي سست دارد . توضيح آن که اعلاميه بر يک جهان بيني متقن و روشني که قدرت اثبات آن را داشته باشد استوار نيست، بلکه زير بناي آن التقاطي از انديشه هاي مختلفي است که نه تک تک و نه مجموعا قدرت اثبات اصولي چون کرامت ذاتي انسان،آزادي وآزادگي او، برابري و برادري انسانها را ندارند .

تدوين کنندگان اعلاميه، اصول مذکوردرآن را بسان ميوه هاي شيرين و گوارايي ازدرخت اصلي آن ، - درخت دين و وحي و مکتب انبياء،- جدا کرده و به عاريت بردرخت مصنوعي خود نشانده اند که نه تنها هرگز چنين ميوه اي از آن نرويد، بلکه توان حفظ وتحمل چنين ميوه اي را نيز ندارد .

3- عدم هماهنگي و انسجام: اعلاميه از دو ناهماهنگي برون سيستمي و درون سيستمي بشدت رنج مي برد. از يک سو با ناديده انگاشتن اصيل ترين واقعيت هستي، يعني خداوند متعال ودرنتيجه عدم توجه به نقش اراده او درتدبير تکويني وتشريعي جهان و انسان ،ونيز ناديده گرفتن جهان آخرت وابعاد جاويد روح انساني، فقط به تنظيم ناقص بخشي ازواقعيات مربوط به زندگي انسان پرداخته است.تنظيمي که با واقعيتهاي اعتقادي بسياري ازمردم جهان سازگارنبوده و اعلاميه را در عمل خنثي مي سازد .

و ازسوي ديگر،درنتيجه همين بينش محدود وتنگ، برخي ازمواد اعلاميه نيز، به عنوان اجزاء يک سيستم ، با يکديگر تعارض دارد. به عنوان مثال مي توان ازتعارض موجود بين اعتقاد به کرامت ذاتي انسان و آزادي مطلق دراعلاميه و يا التزام به آزادي مذهبي و تساوي مطلق انسانها، ياد کرد .

توضيح آن که ازيک سو، مواد1 ،2 و 7 اعلاميه برتساوي حقوقي تمام افراد تأکيد کرده است ودرماده 16 نيزصريحا نقش مذهب درازدواج را نفي مي کند واز سوي ديگربه موجب ماده 18 ، همه مردم ازحق داشتن دين ومذهب ورفتار مذهبي، به طورمطلق برخوردارند.حال اگردر دين وآييني درامرازدواج محدوديتهاي مذهبي وجود داشته باشد،اين محدوديت به موجب ماده 18 مشروع و مقبول است و به موجب مواد1 ، 2 ، 7 و 16 نامشروع و غيرمقبول است. چرا که مخالف با اصل تساوي افراد درازدواج است. تعارض ديگر را بين ماده 18 فوق الذکر و ماده 3 مبني بر حق حيات مي توان يافت . چرا که يک هندو به موجب آيين خويش و به استناد ماده 18 حق قرباني ساختن فرزند خود را در برابر خداوند دارد در حالي که ماده 3 چنين اجازه اي را به او نمي دهد. همچنين درماده 29 اعلاميه اشکالاتي بر اصل آزادي وارد است،که به مناسبت بحث ازاين اصل به آنها خواهيم پرداخت .

4- عدم توجه به تکاليف:اعلاميه فقط به بيان حقوق  آزادي هاي افراد بسنده کرده و ازتکاليف و وظائف آنان،جزدريک ماده،آنهم به صورت کلي ومبهم،ياد نکرده است. شايد علت اين کاستي در اعلاميه را درجهان بيني پديد آورندگان وزيرساختهاي اعلاميه بتوان ريشه يابي کرد: انديشه هايي که از اثبات اين گونه تکاليف عاجزند،چرا که انسان رادرحصار تنگ دنيا، دنيايي فارغ ازخدا، زنداني کرده اند.  

تلاشهای مصلحان واقدامات حقوق بشری :

حقوق بشروارتقا کرامت فردی وجمعی انسانها همواره از دغدغه های بشر تاکنون بوده است . همچنین در راستای کرامت انسانی وحقوق بشر تا کنون تلاشهای بیشماری درشرق وغرب عالم برای احیای حقوق از دست رفته انسانهای تحت ستم به منصه ظهور رسیده که این تلاشها در جلوه های گوناگونی متبلور شده است ، اگر متفکران مشرق زمین در زمینه ماهیت حقیقت وروح بشر وسجایای معنوی ووظایف اخلاقی بشر آثار گرانبهایی از خود به جای گذارده اند دانشمندان مغرب زمین نیز در پیدایش نظریه هایی در باب روابط حکومت ومردم نقش مهمی را ایفا کرده اند .تاریخ تمدن بشر شاهد کوششهای پیامبران ،فلاسفه ومتفکرین وسایر بشر دوستان برای اعتلای حقوق وآزادیهای بشری است . منشور حمورابی که تدوین آن به سه هزار سال قبل از اسلام برمیگردد، برای تنظیم روابط شهروندان ونیز حقوق بیگانگان به وضع مقرراتی مبادرت نموده است ،همچنین منشور کورش کبیر به پاره ای از موازینی که امروزه به عنوان حقوق بشر نامیده میشوند، دارای اشارات صریحی است، این ضوابط شامل آزادی عقیده وبیان وحقوق اقلیتها می باشد. همچنین رسالت انبیا و پیامبران بزرگ در طول حیات بشرهمواره بر این اصل استوار بوده تاعلاوه بر اعتلای کلمه توحید شرایط رشد فکری را به مرتبه ای برساند تاافراد بتوانند با همزیستی مسالمت آمیز بدون ظلم وجورحاکمان ستمگر زندگی خویش را در مساوات وبرابری به سرمنزل مقصود برساند. نیز نگاه کوتاهی به زندگی پیامبر گرامی اسلام(ص) گویای آن است که آن حضرت برای دفاع از حقوق بیگانگان در عنفوان جوانی همراه با سایر جوانمردان عرب پیمان حلف الفضول را تهیه ، تدوین واجرا وحمایت فرمود و دین مبین اسلام را به عنوان دینی که در آن ملاک پیشرفت و امتیاز فقط تقوا و نیکوکاری است معرفی فرمود.

 اسلام و مساله حقوق بشر:

اسلام به‌عنوان دین مبتنی بر دو شاخه اصلی عقیده و شریعت، بویژه سابقه طولانی حضور در عرصه عملی زندگی و متن جامعه و حکومت، طبیعی است که دارای یک نظام فراگیر و جامع حقوقی – قانونی باشد و به همین دلیل طبیعی است که درصورت لزوم، به ارائه نظر خود درباره امور و مسائل مختلف بپردازد و حتی در موارد نیاز، براساس اصول خاص خود به موضع‌گیری عملی و مشارکت در تدوین و اجرای قوانین لازم اقدام کند.ازاین‌رو برخلاف تصور اولیه ناکافی، نامستند یا حتی سطحی و ناآگاهانه از حقایق این دین یا شاید بی‌انصافی و غرض‌ورزی در مواجهه با دستاوردهای آن یا تقلیل شان و قلمرو آن و … اسلام با مقولات مهم و لازمی به نام «قانون» و «حقوق» و شاخه‌ها و متفرعات آن‌ها بیگانه نیست، بلکه چنان‌که گفته شد، یکی از ارکان اصلی آن، شریعت، یعنی قانون و قانون‌گذاری است.بنابراین با توجه به این مساله، اجمالا گفته می‌شود که اسلام نه تنها می‌تواند درباره مساله حقوق بشر و مسائل مربوط به آن اظهارنظر کند، بلکه حتی می‌تواند به ارائه و طراحی این‌گونه مسائل نیز اقدام کند.

جوهره اصلی حقوق بشر:

جوهره اصلی حقوق بشر پاسداری از حیثیت انسانی است. هر انسانی فارغ از جنس، رنگ، نژاد، مذهب دارای حیثیت انسانی برابر با دیگر انسان ها است. برخورداری از حیثیت و کرامت انسانی برابر، از اصول بنیادین حقوق بشر است که در هیچ شرایطی تخصیص نمی پذیرد. بنابراین منشاء برخورداری از حقوق برابر و یکسان، حیثیت انسانی برابر و یکسان است نه تعلق به جنس، نژاد، مذهب و یا حتی خط مشی سیاسی غالب. لذا مهمترین چالش امروزین جهان مسئله توجه به مسایل حقوق بشر ومشکلات ناشی از نقض این حقوق بنیادین توسط دولتها است به حدی که به جرات میتوان ادعا کرد قرن حاضر دوره توجه به این مقوله وتشکیل دولتهایی است که حقوق بشر را در عمل بتوانند نهادینه کرده وضمانت اجرای داخلی آن را تضمین کنند. علی الاصول حق حیات و حرمت بشری پایگاه و خاستگاه حقوق بشری است که مطالعات جامعه شناختی و تاریخ اجتماعی جوامع بشری بر آن صحه می گذارد. این بررسی ها حاکی است ارتباط ، انسجام و وحدت زمینه های گوناگون حقوق بشر مانند حق حیات چنان دقیق، متقابل و همه جانبه است که تجاوز به آن در یک زمینه، به معنای تجاوز به همه این حقوق اعم از سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی است. لذا با عنایت به اهمیت روز افزون این حقوق واذعان به این امر که مباحث حقوق بین الملل عموما گرایش شدیدی به توجه به محوریت اشخاص در مقولات بین الملل یافته واخیرا تمایلات بسیاری در راستای طرح مسایل حقوق بشری در عرصه جهانی ملاحظه می شود، پرداختن به این مهم از ضروریات غیر قابل انکار می نماید .

 

چهارشنبه: 15/5/1393- 8شوال1435- 5آگوست2014

خواست رهبري؛ مبارزه بافساداقتصادي - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 6:28 بعد از ظهر

خواست رهبري؛ مبارزه بافساداقتصادي                      

اسدالله افشار

 

مبارزه با مفاسد اقتصادی یكی از دغدغه‌های همیشگی و اصلی رهبر انقلاب بوده است. ایشان در دیدار با فعالان بخش‌های اقتصادی كشور در ماه مبارك رمضان 1390 به این مسئله اشاره كردند كه «متأسفانه هميشه اينجور است كه مفسد اقتصادى درمركز دولتى جاپا پيدا ميكند. يعنى يك كسى را پيدا ميكند كه به او كمك كند، به او پاس بدهد، تا او آبشار بزند. تا كسى در داخل حصار نباشد كه به آن متجاوز كمك كند، آن متجاوزنميتواند فساداقتصادى بكند.لذامسئولين دولتى موظفندنسبت به بُروزونفوذفساداقتصادى دردستگاه‌هاى دولتى بشدت حساس باشند.»

سطح بالای فساد مالی و ناکارآمدی سیاست های دولتی :

سطح بالای فساد مالی می تواند موجب ناکارآمدی سیاست های دولتی شود. تحقیقات نشان می دهد که فساد باعث کاهش سرمایه گذاری و در نتیجه کاهش رشد اقتصادی خواهد شد. فساد مالی می تواند فعالیت های سرمایه گذاری و اقتصادی را از شکل مولد آن به سوی رانت ها و فعالیت های زیرمیزی سوق دهد. فساد مالی می تواند موجب پرورش سازمان های رعب آوری مانند مافیا شود.

اگر بخواهیم به علل و عوامل رواج فساد مالی اشاره کنیم باید گفت اقتصاد های از بالا هدایت شده یکی از پایه های پرورش رشوه خواری و فساد مالی است. تجربه کشورهای جنوب آسیا مؤید آن است. همچنین اگر مدیران قدرت فراوان داشته باشند و در عین حال فقیر باشند تمایل به فساد مالی تشدید می شود. یکی دیگر از علل گسترش فساد خاصیت مسری بودن آن است. در تحقیق و بررسی که پارلمان ایتالیا در سال ۱۹۹۳ درباره فساد مالی مافیا انجام داده است مشخص شد اعتقاد به این که دیگران هم همین کار را می کنند یکی از دلایل مکرر فساد مالی بوده است. رفتار مبتنی بر فساد در بین مقامات بالا تأثیری فراتر از پیامدهای مستقیم ناشی از آن رفتار دارد ، لذاصاحب نظران معتقدند سرنخ فساد را باید بین مقامات بالا جست وجو کرد.

فساد همچون یک غده سرطانی :

فساد همچون یک غده سرطانی مدام در حال بازتولید خود به اشکال و انحای مختلف است. بررسی ها نشان داده اقتصادهای بسته قابلیت بیشتری برای بروز انواع و اشکال فساد دارند. گشودگی ساختارها و بازشناسی روندهای اجرای کار و دقت در فرایندها می تواند زمینه را برای بهبود شرایط و تقلیل بحران های فسادانگیز مالی و اداری به وجود آورد. از یاد نباید برد که فسادهای مالی تأثیر مستقیم بر رشد و تولید اقتصادی کشورها خواهد داشت و آنها را از ساختارهای بهینه و مطلوب خارج خواهد ساخت. فسادها از شفافیت برنمی خیزد، بلکه کدر و تاریک بودن جریان ها و امور است که باعث بروز فساد می شود. اساساً شیطان در تاریکی است که زاد و ولد می کند. لذا هرچه زمینه برای انجام کار پیچیده تر و تاریک تر باشد، شرایط برای فساد مهیاتر می گردد. برای برون رفت از چنین وضعیتی باید به دنبال شفاف سازی در امور اداری و مالی بود. آنگاه می توان امید داشت که شرایط بحرانی فساد جای خود را به روند سالم و پویای اقتصادی دهد. 

بزرگي دولت ها و تأثير گذاري آنها درروند فساد اداري ومالي :   

دولت و بزرگی آن به دلیل حیطه اختیارات برای مقامات سیاسی و اقتصادی و اجرایی آن دارای نفوذ و قدرت غیرقابل كنترل می‌شود به طوری كه این اختیارات و روند آن در برخی كشورهای جهان سوم باعث محدودیت حیطه بخش خصوصی می‌شود. آمار و اطلا‌عات منتشر شده در رابطه با فساد در كشورهای جهان سوم و میزان و حجم اختیارات مقامات دولتی و سازمان‌ها و شركت‌های وابسته به دولت باعث به وجود آمدن رانت‌ها و امكانات فسادآمیز شده است.

تجربه‌هادراین نوع كشورها نشان می‌دهد كه اقتصادهای متمركز(دولتی) فرصت‌های زیادی برای سو استفاده به وجود خواهد آورد. در اقتصادهای متمركز فرصت‌های فساد مالی به‌اندازه رانت‌هایی است كه بر اساس اختیارات ویژه مقام‌های دولتی و با اتخاذ تصمیمات روبرو می‌باشد.

در اقتصادهای در حال گذار، رانت‌های اقتصادی بسیار بالا‌ست زیرا مقدار دارایی‌های دولت قابل واگذاری زیاد است و چون به همان نسبت اختیارات گسترده‌ای برای مقام‌های دولتی در اقتصادهای در حال توسعه و در حال گذار تعریف شده است، علا‌وه بر این اختیارات كه نشات گرفته از قوانین و مقررات نسبتا ضعیف است همیشه قابل تغییراست واین خود منجربه سواستفاده‌هاوفرصت‌های فسادمالی می‌گردد وباعث عدم پاسخگویی مقامات خواهد شد.

بزرگی دولت شرایطی را به وجود می‌آورد كه مردم ناخودآگاه و بر اساس نیاز به دولت و سازمان‌های وابسته مراجعه كنند كه این خود باعث فساد خواهد شد زیرا بر اساس متمركز بودن دولت و مراكز تصمیم‌گیری و مقررات و دستورالعمل‌های اجرایی آن و امتیازهایی كه در دولت متمركز وجود دارد باعث رشد فساد در دستگاه اداری و پیامد آن فساد مالی خواهد شد.

مقامات و مدیران دستگاه‌های دولتی كه عمری را با سیستم دولتی و رانت‌های مربوطه همراه بوده‌اند هیچ‌گاه حاضر نیستند كه تصدی‌گیری دولت را كاهش داده و حتی مانع از اصلا‌ح امور شوند. اصل ۴۴ و بیانات مقام رهبری دقیقا در راستای سیاست‌های كلا‌ن نظام می‌باشد كه باید مورد توجه جدی و وارد عملیات اجرایی شود.

بزرگترین مفسده مالی و اقتصادی كشور:

به نظركارشناسان«بی‌انضباطی مالی» بزرگترین مفسده مالی واصلی‌ترین عامل شكل‌گیری فساد اقتصادی در كشور است. یعنی این‌كه در حوزه مالی كشور نظم و انضباط نیست. درزمینه بی‌انضباطی مالی سه پرسش مطرح می‌شود : نخستین سؤال این است كه مجموع درآمدهای كشور چقدر است؟‌ هیچ كس در كشور رقم مجموع درآمدهای كشوررا به‌صورت یك‌جا نمی‌داند.آن‌چه در مجلس به عنوان بودجه سالانه كشور تصویب می‌شود، تنها درآمدهای نفت و مالیات است. سال1390 در حوزه مالیاتی كشور، ظرفیت اخذ و دریافت سالانه 75 هزار میلیارد تومان مالیات وجود داشت، در حالی كه دولت تنها توانسته بود32 هزار میلیارد تومان آن را اخذ كند. این خود نشانه بی‌انضباطی مالی كشور است.

دومین سؤال این است كه مجموع هزینه‌های كشور در طول یك سال چقدر است؟ این رقم را هم هیچ‌كس نمی‌داند. علت اصلی این بی‌اطلاعی آن است كه حجم همه درآمدها و نحوه توزیع آنها به دلیل عدم نظارت مشخص نیست.

پرسش سوم در حوزه بی‌انضباطی مالی این است كه خروجی درآمدهای كشور چگونه هزینه می‌شود؟ نحوه هزینه‌كرد درآمدها، زمان و كیفیت اجرای پروژه‌ها، كیفیت تولید كالا و قیمت تمام شده آن در قیاس با نمونه‌های تولیدشده ازسوی رقیب مشخص نیست. میزان پایین بهره‌وری در كشور، از پیامدهای این نامشخص بودن است.

عوامل بی‌انضباطی مالی در كشور:

حجم بزرگ دولت، نبود انگیزه كافی، عدم برخورد جدی و عدم پاسخ‌گویی و نظارت در سیستم‌های مالی از جمله عوامل بی‌انضباطی مالی دركشوراست. اززمان حكومت قاجاربه بعد، متولیان اقتصاد كشور از كارشناسان و اقتصاددانان خارجی متعدد و دولت‌های مختلفی برای برقراری انضباط مالی در ایران دعوت به همكاری كردند. بسیاری آمدند و فعالیت كردند و رفتند، اما هیچ‌گاه هدف برقراری انضباط مالی در ایران محقق نشد. البته پس از پیروزی انقلاب اسلامی پیشرفت‌های نسبی در این زمینه حاصل شده است، اما همچنان با آرمان‌هایی كه در شأن و شایستگی نظام جمهوری اسلامی ایران است، فاصله وجود دارد. اگر دولت یا یكی از مسئولان در حاشیه قدرت قرار بگیرد و خودش را مبرا از مسئولیت و پاسخ‌گویی بداند، این امر آغاز شكل‌گیری فساد اقتصادی است.

برای حل این مشكل باید آمار دقیق و اطلاعات شفافی از مجموعه درآمدها و هزینه‌ها و همچنین نحوه هزینه‌كرد منابع و نتیجه‌های حاصل از آن در اختیار باشد. همزمان با آن نیز باید نظارت جامع و فراگیری را بر این فرایند اعمال كرد.

توجه و عنايت رهبر انقلاب به مفا سد اقتصادي :

در بررسي تاريخي توجه و عنايت رهبر انقلاب به اين موضوع، در سال 1380شاهد اوج توجه و اشاره‌هاي ايشان هستيم. در ميان کلمات ايشان درآن سال چهارهزارو820 واژه به تذکر و تبيين موضوع مفاسد اقتصادي اختصاص دارد؛ توجهي که در سال‌هاي بعد نيز همچنان ادامه يافته است.

"مبارزه با فساد، يك حركت و رفتار علوي است و قاطعيت علوي را لازم دارد و به فضل پروردگار مسئولاني كه دست‌اندركار اين مبارزه هستند، با الهام از اميرالمؤمنين عليه‌الصلاةوالسلام بايد اين قاطعيت را اعمال كنند و اعمال خواهند كرد.البته به بركت نام اميرالمؤمنين در اين كشور، فعاليتهايي در جهت نزديك شدن به همان الگوي درخشان انجام گرفت. يك نمونه‌ آن، همين مبارزه با مفاسد اقتصادي است. از اطراف و اكناف دنيا بلندگوهاي تبليغاتي با كمال تعجب نسبت به اين جهت گيري نظام جمهوري اسلامي حساسيت نشان دادند و با عصبانيت خود، براي ما بيش از پيش روشن و ثابت كردند كه اين حركت، حركت درستي است. مبارزه با مفاسد اقتصادي و گرايش به سمت بي‌بندوباري در امور مالي و مسائل بيت‌المال، از جمله‌ي اولين خطوط برنامه‌ اميرالمؤمنين بوده است. ما در نظام جمهوري اسلامي بايد افتخار كنيم كه اين راه را دنبال مي‌كنيم."(بيانات در حرم امام رضا عليه‌السلام 12/12/1380)

در طول سال هاي اخير اگرچه شعار مبارزه با مفاسد اقتصادي به كرات از سوي مسئولين مربوطه شنيده شده است، ‌لكن مردم درعمل شاهد اقدام جدي و موثري دراين زمينه نبوده اند وتشكيل جلسات فرمايشي و نمايشي را به هيچ وجه برآورنده‌ نظر مقام معظم رهبري در زمينه‌ مبارزه با مفاسد اقتصادي نمي دانند.

 

 

دوشنبه : 1393/5/13- 7شوال1435-  4آ گوست2014

تبیین ریشه ها و عوامل حوادث دردناک غزه - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 12:46 بعد از ظهر

 تبیین ریشه ها و عوامل حوادث دردناک غزه                   

اسدالله افشار

 

راه‌پيمائي‌ها، تجمعات وتظاهرات ضد صهيونيستي كه اين روزها درسرتاسرجهان برگزارمي‌شوند به ويژه راه‌پيمائي‌هاي روز قدس كه در ايران و بسياري از كشورهاي جهان با شورخاصي برگزار شد، درعين حال كه خود آثارفراواني درحمايت ازمردم مظلوم فلسطين دارند بايد زمينه‌ساز رسيدن به راهكارهاي عملي براي ريشه كن ساختن غده سرطاني اسرائيل از منطقه خاورميانه باشند. اين رژيم در طول 66 سال موجوديت غاصبانه و نامشروع خود ، جنايت وآدم كشي وحتي كودك كشي را ده‌ها بار به اثبات رسانده كه جنايات اين روزهاي صهيونيست‌هادرغزه تازه‌ترين آنست.بنابراين،همه بايدبه همان نتيجه‌اي برسندكه امام خميني(ره) سه دهه قبل برآن تأكيد كردند و گفتند: اسرائيل بايد از صفحه روزگار محو شود.

نگرانی بزرگ غرب :

جنگ غزه 6 روزپس ازآغاز به نگرانی بزرگ غرب تبدیل شده است ازاین روعلیرغم همراهی روزهای اول هم اینک پایان دادن به این جنگ در رأس دستور کار سیاسی غرب قرار گرفته است. حضور همزمان دبیرکل سازمان ملل، وزیر خارجه فرانسه، وزیر خارجه آمریکا در قاهره و ترغیب قطر و ترکیه به یافتن راهی برای متقاعد کردن مقاومت به پایان دادن درگیری به خوبی نشان می‌دهد که غرب بشدت ازروند اوضاع نگران است واحتمال جدی می‌دهد که این جنگ تاثیراساسی روی نه تنها پرونده فلسطین بلکه سایر پرونده‌های منطقه بگذارد.كارشناسان معتقدند؛ غرب به خوبی آگاه است که فلسطینی‌ها به خاطر تجربه دهه‌های اخیر هیچگونه اعتمادی به طرف‌های غربی و عربی ندارند و از این رو هرگونه فشارامنیتی که خارج از محاسبات و بررسی‌های دقیق باشد می‌تواند به یک انفجار بزرگ تبدیل شود و سرمایه‌گذاری غرب را برای همیشه ازبین ببرد. اماآنچه دروهله اول غرب را نگران می‌کند سرایت مقاومت و روحیه تهاجمی ساکنان و سازمان‌های غزه به ساکنان و سازمانهای مناطق دیگرفلسطینی شامل کرانه باختری ، قدس، جنین و سایرمناطق1948است. نشانه‌های این مسئله کاملا مشهود است.

بن بست اسرائيل وشكست طرح اشغال کامل غزه :

تحليلگران براين باورند كه ؛ نتانیاهو محاسبه شروع حمله نظامی در غزه را با ارزیابی تشتت و اختلاف و بحران در کشورهای عربی منطقه انجام داد. نگاهی به مصر، لبنان، سوریه، اردن، عراق و عربستان این واقعیت را نشان می‌دهد که آشفتگی در این کشورها مجال بازکردن جبهه مستقل درباره غزه را به آن‌ها نمی‌دهد و           رژیم صهیونیستی از آن آگاهی دارد. تاکنون طرح جنگی نتانیاهو برای اشغال کامل غزه، خلع سلاح کامل حماس، نابودی تمامی تونل‌های عبوری نظامی و نابودی تمامی پایگاه‌ها و موشک‌های نیروهای مقاومت موفق نشده است. هنوز تمامی بخش جنوبی اسرائیل تا مرکز آن تل‌آویو زیر اصابت موشک‌های مقاومت قرار دارد.آگاهان سياسي با توجه به شرائط حاكم برغزه ابرازداشته اند ؛پیش‌ر‌وی زمینی ارتش صهیونیستی بسیار اندک است و اجرای اهداف طرح این جنگ که وزیر جنگ رژیم صهیونیستی اعلام کرده بود، اشغال کامل غزه برای مدت ۲۰روز تا یکماه و «پاک‌سازی» آن بصورت کامل بطوریکه دیگر تهدیدی برای اسرائیل نباشد و تحویل غزه بعد از اشغال کامل، به «محمود عباس» که مسئولیت غزه را داشته باشد؛كاملا شكست خورده و تا كنون این هدف محقق نگشته است !

اسرائيل و فلسطين ؛ نماد تقابل قدرت مداران و ستمديدگان :

شصت وشش سال است که اسرائيل و فلسطين به دو نماد تبديل شده‌اند. نمادتقابل قدرت مداران و ستمديدگان. آنچه امروز در غزه مي‌گذرد صحنه نمايشي است از تمامي‌آنچه در گوشه و کنار زمين رخ مي‌دهد. گويي خداوند براي مردم زجر ديده غزه رسالتي قائل شده است تا با زجر و درد خود نماد تمامي ظلمي باشند که نمي‌شنويم و نمي‌بينيم. آري، غزه نماد است. نماد يورش ظلم. غزه پرچم است. پرچم تمامي‌ مظلومين جهان. اسرائيل نيز نماد است. نماد قدرت نامشروع وبي‌اخلاق درجهان مدرن.نماد قدرت رسانه‌هايي که مي‌توانند مردم بي‌دفاع را «تروريست» و ارتش جنايتکار را «بي‌دفاع» معرفي نمايند. قدرت رسانه‌هايي که حتي تصوير زخمي‌ها و کشته‌شدگان غزه را سرقت مي‌کنند و به نام رنج مردماني از اسرائيل جا مي‌زنند. اگر رسانه‌ها مي‌توانند ظلم آشکاري مانند فلسطين و غزه را اينگونه وارونه نمايش دهند و مخاطبانشان را قانع کنند پس در ديگر رخدادها چه مي‌کنند.غزه امروزنماد است. نمادآناني که درمسير درست تاريخ حرکت مي‌کنند و آناني که در جبهه غلط ايستاده‌اند. هنگامي‌که آمريکا حتي به موضوع تحقيق و تفحص در رخدادهاي غزه نيز راي منفي مي‌دهد، مي‌توان متوجه شد که بازيگران جهاني عرصه سياست در جهان امروز در کجاي نقشه ظلم و ستم قرار گرفته‌اند و هنگامي‌که غرب پايش را از مرزهايش آن‌سوتر مي‌گذارد چه ميزان از ارزش‌هايي که درون مرزهايش محترم مي‌شمارد فاصله مي‌گيرد.

حوادث دردناك غزه ؛ ازنگاه رهبرمعظم انقلاب :

حضرت آیت الله خامنه ای ؛ عصرروزچهارشنبه اول مرداد1393 در ديدار دانشجويان دانشگاهها ومراکز    آموزش عالی به تبیین ریشه ها و عوامل حوادث دردناک غزه پرداختند كه درذيل فهرست وار به آنها اشاراتي خواهيم  داشت :

1- این جنایات خارج از تصور، واقعیت ذاتی رژیم گرگ صفت و کودک کشی است که تنها علاجش نابودی و از بین رفتن است.

2- دفاع وقیحانه آمریکا و غرب از جنایات صهیونیستها باید به عنوان یک تجربه مهم، در«شناخت، نگاه و برخورد» همه ما با غرب اثربگذارد و بفهمیم که واقعیتها و حقیقت امریکا، همین است .

3- این حوادث نمود «سیاست خشونت آشکار و مشت آهنینی» است که رژیم نامشروع و جعلی در عمر ۶۶ساله خود، بارها و بارها با افتخار و گستاخی آن را به اجرا درآورده است.

4- همانگونه که امام خمینی می فرمود اسرائیل باید از بین برود البته نابودی اسرائیل به عنوان تنها راه علاج واقعی، به معنای از بین بردن مردم یهود این منطقه نیست بلکه برای این کار منطقی، ساز و کاری عملی وجود دارد که جمهوری اسلامی آن را در مجامع بین المللی ارائه داده است.

5- براساس این ساز و کار مورد پسند ملتها، مردمی که در این منطقه زندگی می کنند و اهل و متعلق به آنجا هستند در یک رفراندوم حکومت مورد نظر خود را اعلام می کنند و از این طریق، رژیم غاصب و جعلی از بین خواهد رفت.

6- البته تا زمانی که به یاری پروردگار، این رژیم سنگدل و آدمکش نابود شود، برخورد قدرتمندانه و مقاومت قاطعانه و مسلحانه، راه علاج این رژیم ویرانگر است.

7- کسی گمان نکند اگر موشکهای غزه نبود رژیم صهیونیستی کوتاه می آمد، چرا که در کرانه باختری موشک یا تفنگ وجود ندارد و تنها سلاح مردم، سنگ است اما این رژیم، مردم آنجا را نیز کشتار و تحقیر می کند.

8- رژیمی که خارج از«حد تفکرو تصوربشر» جنایت می کند با مقاومت قدرتمندانه فلسطینی ها، بیچاره شده و دنبال چاره کار است و این ثابت می کند که صهیونیستها فقط زبان قدرت را می فهمند.

9- حوادث غزه، تألم بار و غم افزاست اما مهمتر این است که با نگاهی عمیق تر به حوادث جاری غزه، رفتار سلطه گران را در این ماجرا مورد بررسی و تحلیل قرار داد.

10- رفتار سلطه گران با ظلمی که به مظلومان غزه می‌شود اثبات می کند آنها به بشر، حقوق بشر و به انسانیت، مطلقاً هیچ اعتقادی ندارند و هرچه درباره آزادی و حقوق بشر می گویند تمسخر آزادی و حقوق بشر است.

11- چند دولت غربی به ویژه امریکا و انگلیس خبیث از جنایاتی که هیچ انسان معمولی هم آن را قبول    نمی کند، به صراحت دفاع می کنند و رئیس جمهور ی امریکا در مقابل این همه «کودک کشی و ویرانی و زجر و شکنجه» مردم غزه، با منطقی مسخره می گوید اسرائیل حق دارد از امنیت خود دفاع کند! اما آیا فلسطینی ها حق ندارند از امنیت خود و از زندگیشان دفاع کنند؟

12- مسئولان کشورهای مستکبر نمی فهمند که با دفاع از جنایات صهیونیستهای پلید و مخرب، آبروی خود و کشورشان را در مقابل ملتها می برند و تاریخ در مقابل همدستی آنها با این فجایع، قضاوت سختی خواهد کرد.

13- دفاع از جنایات صهیونیستها، در نظام لیبرال دمکراسی و در منطقی ریشه دارد که از کمترین ارزشهای اخلاقی برخوردار است و هیچ احساس انسانیتی در آن وجود ندارد.

جان كلام:

يكم) جنگ غزه، جنگ اسرائیل و فلسطین نیست. جنگ بربریت و انسانیت است و در این میدان نمی‌توان در میانه ایستاد. شاید نتوان به غزه رفت و دست آن پزشک نروژی بیمارستان شفا را بوسید که به اوباما نوشت؛ اگر قلب داری یک شب به غزه بیا.

دوم) امروزهرچند حل بحران غزه و قطع كردن دست جنايتكاران صهيونيست دراولويت قرار دارد، ولي اولويت بعدي اينست كه ملت‌ها براي اصلاح دولت‌هاي خود و نجات دادن حاكميت‌ها ازانحطاطي كه دچار آن هستند، قيام كنند.

سوم) هيچ کس به خود جرأت نمي‌دهد ازهيتلر به نيکي ياد کند يا ازخونخواران تاريخ همچون چنگيز، اسطوره بسازد. اما امروزه سردمداران رژيم اشغالگر قدس مورد حمايت قرار مي‌گيرند و در حالي که زنان، کودکان و غير نظاميان را در غزه مي‌کشند، از سوي کشورهاي مدعي حقوق بشر از جمله انگليس، آلمان و آمريکا حمايت مي‌شوند.

چهارم) بدون تردید مسئله صهیونیسم، یک مسئله منطقه ای و حتی منحصر به جهان اسلام نیست، یک غده چرکین سرطانی است که هر کجا باشد خطرناک است و باید جراحی و ریشه کن شود.

 

 

دوشنبه : 1393/5/6- 30رمضان1435- 28جولاي 2014

دست تمنای ما وکرم بی منتهایت - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 8:3 بعد از ظهر

عید سعیدفطر، برتمامی فطرت های بیدارمبارک باد

دست تمنای ما وکرم بی منتهایت               

اسدالله افشار

 

عید فطریكى ازدوعید بزرگ درسنت اسلامى است كه درباره آن احادیث وروایات بیشمار وارد شده است.مسلمانان روزه داركه ماه رمضان رابه روزه دارى به پا داشته وازخوردن وآشامیدن وبسیارى از كارهاى مباح دیگرامتناع ورزیده اند،اكنون پس ازگذشت ماه رمضان درنخستین روزماه شوال اجرو پاداش خود راازخداوند مى‏طلبند،اجروپاداشى كه خود خداوند به آنان وعده داده است.آمدن عید یادآورجشن وشادمانی است.عید غبارغم ازدل زدودن است وشادی وشعف را به خانه دل دعوت کردن.عید فطربهاردل های مؤمنانی است که درماه رمضان به غبارروبی خانه دل پرداخته اند ویاد ونام محبوب را زینت دل خود ساخته اند.واژه«عید»ازریشه«عود»است،به معنای بازگشت،وعیدفطرروزی است که انسان به فطرت پاک خودباز  می گردد.عید روزی است که خداوند آن رااز میان دیگر روزها برگزیده است وویژه هدیه بخشیدن وجایزه دادن به بندگان خویش ساخته است واجازه فرموده تا دراین روزبرخوان کرم اوگردآیند،عذرتقصیربه درگاه اوآرندوآرزوهای خویش ازاوخواهند. نیزازآنان خواسته است که دراین روزبخشایش اوراچشم داشته باشند وازرحمت پروردگارخویش ناامید نگردند.

درفرهنگ اسلامی عید وقتی است که فضل خداوند شامل فردیا جامعه ای شود که که از رهگذرآن موفق به پیاده کردن ارزش های الهی شود . قهرادرآن هنگام شادی کردن وجشن گرفتنْ خجسته،مبارک و خدایی خواهد بود. ولی اگراظهارسرور و شادمانی صرفا براساس اموردنیایی باشد،خالی ازبرکت است. قرآن مجید درجایی که ازشهیدان یادکرده، به واسطه اینکه مشمول فضل ورحمت الهی قرارگرفته اند، آنان را همیشه خوشحال ومسرورمعرفی کرده است.

درروزعید بندگان نباید ناامیدی به خود راه دهند؛بلکه باید به فضل وبخشش خداوند امیدوارباشند؛ اگرچه خود صالح وپیراسته نباشند با صالحان وپیراستگان همراه شوند؛چشم به کرم خدا دوزند وبه نماز ایستند،وازخداوند بخواهند که باران رحمت بی حسابش را برکویرستان دلشان ببارد؛چرا که درچنین روزهای ویژه ای بخشش خداوند ویژه است.

امام سجاد(ع) دروداع ماه رمضان می فرماید:«ما کسی را وداع می کنیم که رفتنش برای ما بسیار گران و سخت است و ما را غمگین می کند؛ ماهی که شب وروزش رحمت بود». بزرگان گفته اند:پس از عید فطر، شش روزازاوایل ماه شوال را به عنوان بدرقه روزه بگیرید؛ زیرا اگر کسی بخواهد دوست عزیزی را بدرقه کند، چند قدم به همراه اومی رود.ماه رمضان آن قدربرای اولیای خدا عزیزومهربان بود، که وقتی این ماه به پایان می رسید اولیای خدا احساس غربت می کردند.

عید فطر، روزی است که فطرت آدمی به واسطه سی روزاخلاص، شکوفا شده وبه معطر کردن فضای زندگی انسان می پردازد. به راستی که فطرت، چه عطر دل انگیز و روح افزایی دارد و زندگی در پرتوی فطرت چه زیباست!عیدفطر،عید زیبایی های معنوی است.عید فطر،عید بشارت وعید سعادت است. این عید سعید،برتمامی فطرت های بیدارمبارک باد.

عید فطراز جلال وعظمت خاصی برخورداراست ویکایک لحظات آن شیرین وپرمعناست. اولین لحظه عید فطر«استهلال» یعنی سعی دررؤیت هلال ماه شوال است که روزه داران پیش ازغروب آخرین روزه ماه مبارک رمضان،با چشم دوختن به افق های زیبای طبیعت الهی،درتب وتاب یافتن هلال ماه هستند؛ نوری آسمانی که فرارسیدن شوال را خبرمی دهد.

صحنه خارج شدن بندگان صالح خداوند برای اقامه نمازدرروزعید به همراه تکبیروتهلیل آنان بسیارزیبا و تکان دهنده است.جمعیت ازهرسو چون روددرحرکتند وچون به محل اقامه نماز می رسند،همچون دریایی مواج وخروشانْ عظمت می یابند وبه راستی مراسم نمازعید،مراسم حج وطواف خانه خدا را تداعی می کند که حاجیان،لبیک گویان به سوی محبوب می شتابند.

عید فطر،روزی است که همه مسلمانان جهان در کنار یکدیگربه نماز می ایستند وبه عبادت خداوند متعال می پردازند وکام خویش رابا حلاوت ذکراوشیرین می کنند.عیدفطر،نمادی ازوحدت مسلمانان است؛وحدتی که سبب ذلت وناامیدی شیطان ونیزخواری استکبارودشمنان اسلام می شود.آنهابادیدن صف های به هم پیوسته مسلمانان درنمازعید فطر،می فهمندکه دیگرجایی برای آنان نخواهد بودو نمی توانند اهداف شوم خودرادرجوامع اسلامی پیاده کنند.

اجتماع روزعید فطرمی تواند درپیوند وهمدلی مسلمانان نقش آفرین باشد.آنان درگردهمایی روزعید فطروقرارگرفتن درکنارهم،ازنظرات،مشکلات وگرفتاری های همدیگرآگاه می شوند.دراین گردهمایی بغض ها وکینه ها تبدیل به دوستی وهمدلی می شود ومؤمنان دریک صف واحد احساس اتحاد و نزدیکی بیشتری به همدیگرمی کنند.عید فطرازسویی حکایت ازپیوند معنوی انسان باخدای خویش دارد وازسوی دیگرحکایت گرارتباط وی باهم کیشان خود است .

اي عصاره هستي! دراجتماع عظيمي که براي برپايي نماز عيد فطرتشکيل شده است، بيش ازهر زمان ديگر جاي خالي‌ات ما را غمگين مي‌کند و زمزمه «عزيزٌ عَلَيَّ اَنْ اَرَي الْخَلْقَ وَ لا تُري»(مفاتيح الجنان، بخشي از دعاي ندبه،«بسيارسخت است برمن كه همه را ببينم و تو را نبينم») اززبان ما نمي‌افتد.درفراغت با دلي مملوازاميد، اشک حسرت مي‌ريزيم. حال که زمان پاداش روزه‌داري رسيده، ازخداوند دولت کريمه‌ات رامي‌خواهيم. با زمزمه ندبه، غم سنگيني که از هجرانت بردل ما نشسته،التيام مي‌بخشيم. با تونجوا مي‌کنيم و ازخدا مي‌خواهيم چشمان ما را لايق ديدارتو قرار دهد.

بگذارپيش وپس شود روزعيد فطر                               ما با هلال روي توافطار مي‌کنيم

وامروز دست های روزه داران، برای گرفتن «عیدانه» به آسمان بلند می شود که امروزعید فطرت های پاک است،عید دعاهای مستجاب شده،روزجشن شکست ابلیس،همایش بین المللی روزه داران دروداعی وآغازی دگر... ! الهى... نوای نامت به آتش می کشد بند بند این نیستان در سکوت فرو رفته را ... و به وجد می آورد هیجانات فروکش شده را ...! الهى ... این قلب هراسناک که امید چهاردیواری ضلالت و گمراهی است، به آرامش نمی رسد؛ مگر به نور روشن هدایت تو و زخم های چرکین روح که به تیرهای زهرآلود گناه مبتلا گشته درمان نمی شود؛ مگر به مرهم احسان تو ...! الهى ... ببخشای بر من، به آنچه واقف تری از من که اگر به رفتار خویش بازگشتم تو نیز به بخشایش بی کرانت بازگرد!

واینک در این روز بزرگ، عیدی ما را رستگاری دنیا و آخرت قرار ده!

پنجره های بسته دلمان را بگشا و بهاری همیشگی را به اتاق تاریک دلمان هدیه کن!

اینک مائيم مقرّ و معترف،دست تمنای ما وکرم بی منتهایت ...

پنجشنبه : 1393/5/2- 26رمضان1435- 24جولاي2014

 

 

 

واقعيت اينست...انتظاراين بود - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 3:2 بعد از ظهر

مروري برماراتون مذاكرات وين 6

 واقعيت اينست...انتظاراين بود                          

اسدالله افشار

 

ماراتون مذاکرات وين 6 درحالي پايان يافت که مذاکرات هسته‌اي ايران و 1+5 بمدت چهار ماه ديگر تمديد شد.گفتني است با توجه به عزم جدي دو طرف با تمديد مذاکرات اميدها زنده نگه داشته شد زيرا در صورت عدم تمديد مذاکرات شرايط به شش ماه گذشته برمي‌گشت اما با توجه به اين اصل که ديپلماسي زمان بر است تمديد مذاکرات نشان از مثبت بودن مذاکرات دارد. مذاکرات ايران و 1+5 به مدت چهار ماه تا 3 آذر 93 تمديد شد.اين در حالي است که هر زمان که دو طرف به توافق برسند مذاکرات پايان مي‌يابد.آنچه گفتني است آنست كه دیپلمات‌های ایران و1+5 قریب به سه هفته، سخت روی توافق جامع کارکردند؛ امری که درتاریخ دیپلماسی بسیارنادر است؛ اما درنهایت قرار براین شد که توافق موقت ژنو 4 ماه دیگرتمدید شود تا طی این دوره توافق جامع به‌دست آید.وزیرامورخارجه آمریکا پس ازتوافق ایران وکشورهای ۱+۵ برای تمدید دوره شش ماهه، بیانیه ای دراین خصوص صادرنموده كه حاوي نكات برجسته اي مي باشد؛واين قلم اشاره به برخي ازآنها راخالي ازلطف نمي داند:

1- در کمتر از یک سال قبل، اوباما و رئیس جمهور ایران (حس روحانی) برای اولین بار در خصوص آزمودن یک مسیردیپلماتیک جدید سخن گفتند و من برای اولین بار ظرف سه دهه گذشته به عنوان وزیر امور خارجه آمریکا با همتای ایرانی خود دیدار کردم.

2- ایران به تمامی تعهدات خود در مدت شش ماهه زمان اجرای برنامه اقدام مشترک (توافق نامه هسته ای ژنو)پایبند بوده است.

 3- همانطور که من دروین اعلام کردم ما به پیشرفت‌های مهمی رسیدیم اما شکاف های زیادی بین ما وجود داشت.

4-  ما توافق کرده ایم که مذاکرات تا تاریخ ۲۴ نوامبر (چهار ماه دیگر) ادامه داشته باشد و این درست یک سال پس از امضای توافق هسته ای ژنو است. این توافق فرصت زمان کمی به ما می‌دهد تا کار برای رسیدن به توافق جامع را ادامه بدهیم. و ما معتقدیم که پیشرفت هایی که ما تاکنون در این خصوص داشته ایم تضمین کننده رسیدن ما به توافق جامع است.

5- در این دوره چهار ماهه جدید تمام طرف ها متعهد به انجام تعهداتشان بر اساس برنامه اقدام مشترک هستند. برای چهار ماه آینده ما اقدامات خود در خصوص برنامه هسته ای ایران را بر اساس توافق ژنو ادامه می دهیم و در عوض تحریم ها نیز برای این دوره متوقف خواهند شد و دو میلیارد و ۸۰۰ میلیون دلار دیگر از دارائی‌های بلوکه شده این کشور نیز در اختیار تهران قرار می گیرد.

درچارچوب این تحولات ، سید عباس عراقچی معاون وزیرامورخارجه کشورمان هم درجمع خبرنگاران ایرانی حاضردر وین مطالبي را مطرح نموده اند كه اشاره به آنها ، حقايقي راپيرامون ۱۸ روزکار فشرده دروين 6را روشن مي نمايد :

1- هدف این بود که تا۲۰ جولای2014- 29تير1393- به توافق نهایی دست یابیم اما اختلافات و شکاف های عمیق در خصوص مسائل موضوع مذاکره وجود دارد.

2- شروع به نگارش پیش‌نویس متن کردیم پیشرفت خوبی ازلحاظ متن داشتیم اما ازنظرمحتوا اختلافات باقی است .

3- ۶۵در صد متن تدوین شده اما مقدارباقیمانده شامل مسائل کلیدی می شود که از لحاظ محتوایی بیش از ۸۰ درصد متن را تشکیل می دهد.

4- ازآنجا که نتوانستیم در مذاکرات اختلافات را حل کنیم و مواضع ما با مواضع آنها هنوز فاصله زیادی دارد، راه حل ها مشکلات را حل نکرد . با توجه به اینکه فضای مذاکرات سازنده است و همه طرف ها برای رسیدن به راه حل اراده جدی دارند توافق شد که باید مذاکرات در شرایط فعلی ادامه یابد.

5- برای ادامه مذاکره منعی نداشتیم و ۲۹ تیر پایان مهلت مذاکراتی نبوده است، بر اساس توافق ژنو یک سال از ۲۴ نوامبر ۲۰۱۳ تا ۲۴ نوامبر ۲۰۱۴ فرصت مذاکره داریم.

6- گام اول توافق ژنو ۶ ماهه بود واین گام ۲۹ تیر تمام می شد واگر تمدید نمی شد تحریم ها به جای خود باز می گشت وایران هم می توانست به اقدامات خود باز گردد. در سه روزآخر وقتی به این نتیجه رسیدیم که امکان توافق تا تاریخ ۲۰ جولای نیست بحث ها را به سمت تمدید گام اول بردیم.

7- گام اول توافق ژنورا به مدت ۴ ماه تمدید کردیم ونحوه تمدید و شرایط آن تعیین شده و در ۴ ماه آینده فضای مناسبی داریم که مذاکرات ادامه یابد.

8-  همه چیز درباره غنی سازی مورد اختلاف است نقطه شروع، نقطه پایان ، مسیر و زمان حرکت و در همین قالب نوع وتعداد دستگاه‌ها، میزان ذخایر و به طور کلی همه ۷ یا ۸ مورد سختی که شامل غنی سازی می‌شود.

9- تعیین دوره زمانی گام پایانی و حرکت به سمت صنعتی شدن که لزوما یک دوره زمانی نیست از موارد اختلاف است و هنوز تصمیم‌گیری نشده است. عراقچی گفت : پرانتزها خیلی کم شده اما آنهایی که مانده بیشتر محتوایی است، با یک متن ۸ یا ۹ صفحه ای مواجهیم که دو برابر ضمیمه دارد. در سند اصلی روی متن حدود ۶۵ درصد پیشرفت کردیم، کماکان پرانتزها و نقاط خالی زیادی وجود دارد نقاط خالی جاهایی است که اعداد و ارقام قرار است جایگزین شود و متن پر از سه نقطه است.

ازبيان ديدگاه هاي مطروحه آشكاراست كه؛گرچه پیشرفت های ملموسی در برخی موضوعات داشته‌اند و مشترکا برای تدوین یک متن برنامه جامع اقدام مشترک کار کرده اند، لکن هنوز فاصله قابل توجهی پیرامون برخی موضوعات اساسی باقی مانده است که نیاز به زمان و تلاش بیشتری دارد.ازاین رو هيأت ايراني به همراه وزیران خارجه ۳+۳ تصمیم گرفته اند که اجرای اقدامات برنامه اقدام مشترک را تا ۲۴ نوامبر ۲۰۱۴ که مطابق با زمان بندی پیش بینی شده در برنامه مشترک اقدام است ادامه دهند . ایران و ۳+۳ مجددا تأکید داشته که اجرای تمامی تعهداتشان در برنامه اقدام مشترک را به صورت مؤثر و به موقع ادامه خواهندداد.هيأت ايراني با عزم راسخ برای رسیدن به توافق پیرامون یک برنامه جامع مشترک دراولین فرصت ممکن جلسات خودرادراشکال مختلف طی هفته های آینده برگزار خواهد کرد.

كارشناسان مي گويند اکنون سوال اینجااست که آیاروند‌‌فرآیندمذاکرات د‌‌راین 6 ماه به پاسخگوي انتظارات بود‌‌ه است یا خیر؟ پاسخ مثبت است و فرآیند‌‌ گفت‌وگوها به این سمت بوده است‌‌. همچنان‌که طرف غربی به ویژه آمریکا اذعان کرد‌‌ که ایران اقد‌‌امات بزرگی را د‌‌ر راستای توافق انجام د‌‌اد‌‌ه، به تمام تعهد‌‌اتش عمل کرد‌‌ه و اجازه د‌‌اد‌‌ه بازرسیهای آژانس به‌طورمنظم انجام گیرد‌‌.بنابراین ایران توانسته ثابت کند‌ که قابل اعتماد‌‌ است. اماباوجود‌‌ این فرآیند‌‌مثبت،شکافهایی میان خواستههای ایران و غرب وجود‌‌ د‌‌ارد‌‌ که موجب شد‌‌ه مذاکرات یک د‌‌وره 4 ماهه د‌‌یگر نیز تمد‌‌ید‌‌ شود‌‌. 

د‌‌ر رابطه با د‌‌ستاورد‌‌های این فرآیند‌‌ مثبت برای ایران نیز موارد‌‌ی را مشخصا میتوان ذکرکرد‌‌؛ ازجمله اینکه تاکنون بخشی از پول‌های بلوکه شد‌‌ه ایران پرد‌‌اخت شد‌‌ه، کلیه تحریم‌هایی که قرار بود‌‌ه تعلیق شود‌‌، تعلیق شد‌‌ه وفراترازآن کلیت تحریمها با سستی ورخوت مواجه شد‌‌ه است. به گونهای که د‌‌رهای همکاری اقتصاد‌‌ی، مالی و صنعتی میان ایران و قد‌‌رت‌های بزرگ باز شد‌‌ه است. همچنین د‌‌ر این 6 ماه آمد‌‌وشد‌‌های صنعتی و اقتصاد‌‌ی بسیاری میان ایران و کشورهای بزرگ صورت گرفت. تمامی این موارد‌‌ نشان مید‌‌هد‌‌ فرآیند‌‌ مذاکرات مثبت بود‌‌ه و این مسأله به توانمند‌‌ی ایران د‌‌ر مذاکرات و توجه به منافع ملی باز میگرد‌‌د‌‌.

جان كلام :

واقعيت اينست پس از ششماه گفتگو براي دستيابي به برنامه اقدام مشترك ژنو كه در قالب شش دوره مذاكره دروين برگزار شد، بويژه دوراخيرآن كه 18 روزبه طول انجاميد، انتظاراين بود كه طرفين به راه‌حل جامع و نهايي دست يابند ولي عملاً چنين نشد. ايران و1+5 درحالي از زمان ششماهه براي دستيابي به توافق عبور كردند كه محتمل‌ترين گزينه، همين تمديد بود چرا كه رسيدن به متن توافقي جامع هر چند مورد دلخواه طرفين بود ولي بسيار خوشبينانه بنظر مي‌رسيد.

صاحب نظران معتقدند؛اين نكته را نيزنبايد ازنظردورداشت كه جوسنگيني كه در10 سال گذشته عليه فعاليتهاي هسته‌اي كشورمان ايجاد شده وباعث بوجود آمدن فشار جهاني به ايران گرديده، مسأله‌اي نيست كه به اين سادگي وطي يك دوره مذاكرات ششماهه قابل برطرف شدن باشد ولغوشرايط ناجوانمردانه و غيرمنطفي تحريم وبرطرف كردن عوارض بيانيه‌ها و قطعنامه‌هاي بين‌المللي عليه كشورمان نياز به عزمي جدي دارد كه خوشبختانه گروه مذاكره كننده ايراني به خوبي از اين قابليت‌‌ها برخوردار بوده و تا كنون توانسته است به بهترين وجه آن را مديريت كند.

 

سه شنبه : 1393/4/31- 24رمضان2014- 22جولاي2014

 

روزقدس وحمايت جهاني ازغزه - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 8:54 قبل از ظهر

روزقدس وحمايت جهاني ازغزه                    

اسدالله افشار

اقدام هوشمندانه امام راحل در تعيين آخرين روز جمعه ماه مبارك رمضان به نام روز قدس، برآيند نگرش عميق آن رهبر فرزانه نسبت به تحولات جهان اسلام و خطرات رژيم صهيونيستي است. بايد به اين نكته مهم توجه داشت كه در طول 6 دهه گذشته مسئله فلسطين و اشغال آن به‌خاطر خيانت برخي رهبران عرب به عنوان يك موضوع حاشيه‌اي تلقي مي‌شد اما با پيرو زي انقلاب اسلامي ايران، امام خميني كوشيدند تا مسئله فلسطين را كه كم كم به حاشيه مي رفت از حاشيه خارج كرده و به متن آورد. اين امر سبب شد كه جايگاه فلسطين در سطح منطقه و جهان به شكل مهمي گسترش يابد و مسئله فلسطين دوباره برجسته شود.

ازديگرتأثيرات انقلاب اسلامي برمسئله فلسطين،تعطيلي سفارت رژيم صهيونيستي و واگذاري آن به ملت فلسطين بود كه آن هم اقدام حساب‌شده‌اي بود كه براي اولين بار در طول مبارزه با رژيم صهيونيستي انجام شد. در واقع امام‌خميني(ره) با اين اقدام و اهميت بخشيدن به مسئله فلسطين بخشي از رنج‌هاي فلسطين را به عنوان سر فصل حركت سياسي جمهوري اسلامي ايران در عرصه بين الملل قرار دادند. از همان زمان بود كه مسئله فلسطين مورد توجه قرار گرفت و وضعيت فعلي كه مشاهده مي‌شود حاصل حركت هوشمندانه امام(ره) است كه بر ملت هاي اسلامي باقي مانده است.روز قدس امسال نيزمانند سال‌هاي گذشته دربسياري از كشورهاي اسلامي، عربي وحتي اروپا وآمريكاي لاتين برگزارخواهد شد تا نشان دهد كه انديشه انقلاب اسلامي بعد از گذشت بيش از 3 دهه به بالندگي رسيده است و اجازه نمي‌دهد كه مسئله مهم فلسطين در سايه بحران‌هاي منطقه‌اي مانند سوريه ، مصر، عراق و... به حاشيه برود. به بيان ديگر برگزاري روز قدس دراوج ناآرامي‌هاي منطقه‌اي نشان خواهدداد كه موضوع اصلي در منطقه بايد همان اشغالگري‌هاي اسرائيل و خوي توسعه‌طلبانه اين رژيم باشد.

هیچ مسلمانی در هیچ کجای دنیا هرچند در موضع «اقلیت» باشد، در لزوم آزادسازی قدس و نیز «مسئولیت» خود دراین موضوع تردید ندارد واگرهنوز بیت‌المقدس به پایتخت رژیم غاصب تبدیل نشده و هنوز مسلمین فلسطینی می‌توانند در مسجدالاقصی نماز بخوانند، بخاطر این حس عمومی است. اشغال کامل قدس و قطع دست مسلمانان از آن علی‌الاصول به یک انفجار عمومی در جهان اسلام منجر می‌گردد بگونه‌ای که غرب قادر به تحمل نتایج آن نیست و از این رو حتی آمریکایی‌ها با این سیاست صهیونیستی مخالفت کرده‌اند.

امروزاین اعتقاد که نه انگیزه‌های صرف فلسطینی و نه انگیزه‌های صرف عربی، نه مبارزه صرف مسلحانه و نه مبارزه صرف سیاسی، نه مبارزه صرف تشکیلاتی و نه مبارزه صرف مردمی قادر به دفاع از فلسطین و قدس هستند به یک باور نسبتا عمومی تبدیل شده است. برای آزادسازی فلسطین،امام عظیم‌الشان راهی رانشان دادند که ضمن آنکه نافی انگیزه‌های عربی یا تشکیلاتی یاتسلیحاتی ویاتوده‌ای نیست اما راه کاملتروجامعتری رافراروی فلسطین قرار می‌دهد.

كارنامه ۶ دهه معاصر فلسطين :

كارنامه ۶ دهه معاصر فلسطين نشان مي‌دهد كه برخلاف خواست صهيونيستها و متحدانشان، ملت فلسطين نه تنها تسليم زياده خواهي‌ها نشده، بلكه هرروز بر ميزان مقاومت افزوده و با اتحاد فراگير خود به سدي در برابر دشمنان مبدل شده‌اند. در بررسي كارنامه سالهاي اخير فلسطين به ويژه پس ازانتفاضه دوم مسجد الاقصي (سال ۲۰۰۰) مشاهده مي‌شود كه رژيم صهيونيستي به رغم تمام تجاوزگريها و جنايتهاي صورت داده، نه تنها نتوانسته به اهداف خود دست يابد بلكه دربرابراراده ملت فلسطين تسليم ودرمسير زوال قرارگرفته است.

 عقب نشيني از غزه در سال ۲۰۰۵ از نمونه‌هاي پيروزي مقاومت است. در اين چارچوب جنگ ۲۲ روزه و سپس جنگ ۸ روزه غزه را مي‌توان مهمترين رويدادي دانست كه در آن ملت فلسطين نشان داد كه در برابر ظلم و ستم دشمنان تسليم نمي‌شود وبراي تحقق آرمانها از هيچ رشادتي فروگذار نيست. وتجاوزات دوهفته اخيررژيم اشغالگرقدس به سرزمين هميشه مقاوم غزه نيز بارديگرادعاي مذكور را اثبات نمود كه جبهه مقاومت در سرتاسر فلسطين و جهان اسلام هرگز تسليم زياده خواهي و باج طلبي ها اين اقليت افراطي صهيونيستي نخواهند شد.

دلائل عملیات رژیم صهیونیستی در غزه :

بررسی رخدادهای موازی با عملیات رژیم صهیونیستی درغزه ، روشن می‌کند که چرا نتانیاهوحالا تصمیم به آغاز تهاجم جديد همه‌جانبه به نوارغزه گرفته‌ است. وقایعی که دامنه آن ازقتل«محمد ابوخضیر» تا مذاکرات هسته‌ای ایران را در بر می‌گیرد.بامداد روزعمليات بود که سخنگوی ارتش اسرائیل ازآغاز عملیات تازه‌ای علیه باریکه غزه خبرداد. عملیاتی که این بارهم مثل دوعملیات قبلی(۲۰۰۹و ۲۰۱۲) هدف آن «ریشه‌کن کردن حماس» اعلام شد.اسرائیلی‌ها این عملیات را به عبری «صخره سخت» (تصوک ایتان) نام گذاشتند و مثل عملیات سال ۲۰۱۲آن را با نامی دفاعی به جهان معرفی کردند.اما چرا تل‌آویو باید دراین برهه که با مشکلات عدیده مالی مواجه است، چنین عملیاتی را آغاز کند که به اذعان رسانه‌های اسرائیلی میلیاردها دلار هزینه مستقیم و جانبی برای اقتصاد اسرائیل دارد. تبادل آتش در شهرک‌های نزدیک به غزه و حملات شبانه جنگنده‌های اسرائیلی به غزه که امری متداول و هر روزه است و ارتباط حماس با مرگ سه اسرائیلی درالخلیل هم هنوزاثبات نشده است.شایدبررسی رخدادهای موازی بااین عملیات،روشن کندکه چرا«بنیامین نتانیاهو»نخست‌وزیرو«موشه یعلون» وزیرجنگ صهیونیست‌ها حالا تصمیم به آغاز تهاجمی همه‌جانبه به نوار غزه گرفته‌اند. وقایعی که دامنه آن از قتل «محمد ابوخضیر» فلسطینی تا مذاکرات هسته‌ای ایران را در بر می‌گیرد. كارشناسان چند دليل زيررا ازدلائل دورجديد عمليات رژیم صهیونیستی در غزه برشمرده اند :

1- اختلاف‌افکنی درمیان دوجناح فلسطینی‌ فتح وحماس وبر هم زدن توافقات صورت گرفته برای تشکیل دولت وحدت ملی . 2-  کاهش فشارهای داخلی عليه نتانياهو ودولتش. 3-منحرف کردن افکاراز قتل‌‌ «محمد ابوخضیر». 4- سخنرانی‌های مداوم در مورد خطر رویارویی نظامی با ایران گرفته تا لغو رزمایش‌های هوایی به بهانه نبود بودجه کافی تابتوانندبودجه كافي راجذب نمايند. 5- مانع‌تراشی در مسیر مذاکرات هسته‌ای با ایران . 6- انحراف اذهان وافكارعمومي ازروزجهاني قدس.

رژیم صهیونیستی بزرگ ترین معضل خاورمیانه :

اشغالگران صهیونیست این برهه را که کشورهای غربی با موضوع‌های گوناگون درگیرند و کشورهای منطقه نیز سرگرم سامان دادن به امور داخلی و خارجی خود بوده یا با تنش‌های حاصل از فعالیت گروه‌های تکفیری روبرویند، برای آغاز نبرد نابرابر دیگری در فلسطین و کشتار زنان و کودکان بی دفاع مناسب دیده اند.البته همراهی کشورهای غربی با این رژیم و سکوت و مماشات برخی اعراب در برابر فاجعه‌ای که در ماه مبارک رمضان بر سر مسلمانان فلسطین می‌رود، نشان دهنده توخالی بودن شعارهای حقوق بشری غرب و نیز بی پشتوانه بودن ادعاهای کشورهای عرب در پشتیبانی از فلسطینیان است. با این همه، کشورها و ملت‌های آزاده‌‌ای در منطقه هستند که باور دارند رژیم صهیونیستی بزرگ ترین معضل خاورمیانه است، از پس پرده بسیاری از ناآرامی‌ها و تنش‌های منطقه دست این رژیم را تشخیص می‌دهند و در برابر یورش تازه این رژیم به مردم بیگناه فلسطین ساکت نمی نشینند.

محور مقاومت هم، آنچنان قدرتی دارد که فشارها و تحریم ها و بی اعتنایی ها را پشت سر گذاشته و با نوآوری های تازه خود در مواردی چون افزایش برد موشک های دفاعی، اجرای عملیات دریایی، هدف قرار دادن جنگنده های صهیونیستی و شکننده و پوشالی بودن تمام سدهای دفاعی این رژیم را به اثبات رسانیده است.در چنین شرایطی، و در آستانه روز جهانی قدس، تنها دستاورد رژیم صهیونیستی از حمله نابرابر به غزه، تجربه شکستی دیگر از مقاومت آن هم پس از نبردهای ۲۲روزه و هشت روزه و در هم شکسته شدن دوباره هیمنه آن خواهد بود.

همه نشانه‌ها حاكي ازآن است كه صهيونيست‌ها درغزه شكست خواهند خورد زيرا حماس امروزحماس گذشته نيست و با اينكه اين تجاوزبسيار بزرگتر از گذشته است ولي غزه شكست نخواهد خورد.

شكست رژيم صهيونيستيدر جبهه انساني و اخلاقي :

فلسطيني‌هاي مبارز و قهرمان با مقاومت ستودني خود براي مسلمانان و ملت‌هاي آزاديخواه عزت آفريده‌اند و ننگ و تنفر جهاني را براي سردمداران رژيم صهيونيستي، دولت‌هاي استعمارگر حامي اين رژيم و حكام خائن و بي‌تفاوت عربي باعث شده‌اند.رژيم صهيونيستي قبل از آنكه ناكامي قطعي در صحنه نظامي را تجربه كند در جبهه انساني و اخلاقي به شكست كامل رسيده است.مردم جهان اكنون نظاره‌گر جنگي كاملاً يكجانبه و نابرابر، و غير عادلانه است كه در يك طرف، رژيمي تا بن دندان مسلح و متصل به زرادخانه قدرت‌هاي بزرگ قرار دارد و در سوي ديگر، ملتي مظلوم و بي‌دفاع كه چندين سال است در محاصره كامل مي‌باشند و از كمترين امكان دفاعي برخوردار است.مردم غزه با پوست و گوشت خود مقابل بمب‌ها و موشك‌هاي پيشرفته رژيم صهيونيستي مقاومت مي‌كنند. صهيونيست‌ها درحالي ادعاي برتري مي‌كنند كه مقابل آنها، زنان و كودكان خردسالي قرار دارند كه اين بزرگترين ننگ براي اين رژيم است و نتيجه اعتبار و جايگاه آن را حتي در ميان ملت‌هاي كشورهاي هوادار اين رژيم نيز از ميان برده است و اين، اولين مرحله از پيروزي مقاومت است.

بي آبرويي رژيم صهيونيستي و تشديد تنفر جهاني از اين رژيم آنچنان آشكار شده كه دولتمردان آمريكا را به واكنش واداشته است. باراك اوباما، رئيس‌جمهور آمريكا در اقدامي غيرمعمول و خارج از روال سنتي، طي تماسي تلفني با نتانياهو به اين رژيم هشدار داد كه انتشار تصاوير كشتار كودكان فلسطيني باعث انتقادهاي شديد و گسترده بين‌المللي شده است.

جان كلام :

رژيم صهيونيستي به بهانه قتل سه يهودي مورداشاره ، ابتدا در كرانه باختري به سركوب و جنايت پرداخت كه در واقع اقدامي براي ارزيابي واكنشي كشورهاي عربي و مجامع بين‌المللي بود و پس ازاطمينان ازانفعال و بي‌اعتنايي آنها، جنايات گسترده خود در غزه را آغاز كرد.نشانه‌هاي روشني وجود دارد كه اين بار نيز صهيونيست‌ها با خفت و خواري و ناكامي مواجه خواهند شد و اين عمليات نيز حاصلي جز، بي‌آبرويي بيشتر و تشديد انزجار جهاني از اين رژيم نخواهد داشت و مردم فلسطين، به بهاي خون شهداي خود از اين جنگ نابرابر و ظالمانه سربلند بيرون خواهند آمد.با اين حال، تاريخ سكوت ننگين مجامع بين‌المللي و خيانت حكام حاكم بركشورهاي عربي ازياد نخواهد برد به ويژه حاكماني كه به جاي ياري رساندن به ملت فلسطين، ثروت‌ها وامكانات كشورهاي خود را دراختيار گروه‌هاي تروريست درمنطقه قرارداده وباعث شده‌اند فلسطين ازاولويت كشورهاي اسلامي خارج شود و صهيونيست ها با خاطري آسوده‌تر به كشتارمردم فلسطين بپردازند.

انشاء ا... امت اسلامي با وحدت خود درروزجهاني قدس به آنان نشان خواهند داد فلسطين تنها نيست وغزه را ازفرياد خود كه تشنه حمايت جهاني است سيراب خواهند نمود.

شنبه : 1393/4/28- 21رمضان1435- 19جولاي2014

 

"غزه" همچنان سرافرازو سربلند - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 8:48 قبل از ظهر

"غزه" همچنان سرافرازو سربلند                         

 اسدالله افشار

 «غزه» منطقه کوچک فلسطینی در ساحل مدیترانه با مساحت حدود ۳۶۰ کیلومتر مربع و جمعیتی نزدیک به ۲ میلیون نفر است که مرکز «حماس» جنبش مقاومت اسلامی فلسطین در آن واقع شده از دوهفته گذشته بمباران این منطقه توسط ارتش اسرائیل آغاز شده است و هنوز ادامه دارد. حماس نیز مرحله به مرحله‌ شهرهای اسرائیل را تا مرکز تل‌آویو مورد حمله موشک قرار داده است.

بهانه حملات جديد رژیم صهیونیستی به غزه :

حملات هوایی اسرائیل از زمان «افطار» تا سحر به‌صورت مدام ادامه دارد و تاکنون بیش از صد نفر کشته از ساکنین غزه به‌جای گذاشته و مناطق مسکونی را ویران کرده است. بهانه این درگیری، ربوده شدن سه‌جوان اسرائیلی و سپس یافتن اجساد آنها توسط نیروهای امنیتی است و همزمان ربودن یک نوجوان فلسطینی توسط اسرائیلی‌ها در سحرگاه از کنار مسجد محل و سپس خوراندن چند بطری بنزین به او و سپس آتش زدن این جوان است که انفجار اخبار آن موجب شد تا نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی اعلام کند این اقدام توسط گروه‌های «تندرو مذهبی» اسرائیلی صورت گرفته است و دولت و نیروهای امنیتی رسمی اسرائیل در آن دخالتی نداشتند.نتانیاهو در برابر افکار عمومی ضمن عذرخواهی از خانواده مقتول فلسطینی، وعده داد که «به این جنایت رسیدگی» و کسانیکه این اقدام را انجام داده‌اند شناسایی و به محاکم قضایی معرفی خواهد کرد! تاکنون نه معلوم شده است سه جوان اسرائیلی را چه کسانی ربوده و کشته‌اند و نه قاتلین نوجوان فلسطینی معرفی شده‌اند! اما کلید درگیری‌ نظامی حماس و اسرائیل به همین بهانه زده شده است.

موجی از اعتراض علیه رژیم صهیونیستی :

حملات رژيم صهيونيستي به هزاران نقطه درنوارغزه، مردم فلسطيني را از خانه و کاشانه خود آواره کرده است.ویرانی ساختمان‌ها، قطع آب و برق، کشته و مجروح شدن خانواده‌ها و به‌خصوص کودکان، صحنه‌های بسیار دل‌خراشی را به تصویر درآورده است که انعکاس آن در رسانه‌های غربی، به‌خصوص در اروپا موجی از اعتراض علیه رژیم صهیونیستی راایجاد کرده است. همین اعتراض‌ها به سکوت مجامع بین‌المللی و دولت‌های عربی منطقه، موجب شد تا دیروز شورای امنیت سازمان ملل تشکیل جلسه دهد. دبیرکل سازمان ملل «بان‌کی‌مون» در سخنرانی خود گفت: حماس «موشک شلیک نکند تا اسرائیل هم بمباران نکند!» این موضع‌گیری دبیرکل سازمان ملل مورد اعتراض نماینده فلسطین در سازمان ملل قرار گرفت و در رسانه‌ها اغلب محافل سیاسی مستقل از آن به جانبداری «بان‌کی‌مون» از اسرائیل یاد وآن را محکوم کرده‌اند.«اوباما» با نتانیاهو تلفنی صحبت کرده است. آخرین خبرها دستور آمادگی کامل از سوی نتانیاهو به ارتش است تا برای حمله نظامی زمینی و دریایی برای اشغال غزه آرایش نظامی دهند.

عدم تحقق آتش‌بس فوري :

به‌رغم درخواست شوراي امنيت براي تحقق آتش‌بس،اسرائيل حملات خود به نوارغزه را شدت بخشيده است. فرمانده ارتش اين کشور مي‌گويد آماده دستور است تا نيروهاي تحت فرمان خود را وارد عمليات زميني کند. نظرشوراي امنيت سازمان ملل وجامعه جهاني مبني برتحقق آتش‌بس فوري ميان اسرائيل و فلسطين نه تنها تاثيري درکاهش حملات عليه نوارغزه نداشته،که افزايش دامنه حملات وتشديد بمباران اهداف درغزه را هم در پي داشته است.

 هراس و وحشت پنج ميليون صهيونيست :

اصابت چهارموشك مقاومت فلسطيني به فرودگاه "اللد" در تل آويو براي نخستين باردرتاريخ درگيري‌هاي عربي- اسراييلي كه به همين دليل آژيرخطر در اين شهر به صدا در آمد و اين فرودگاه براي مدتي تعطيل شد و جنبش حماس از شركت‌هاي هواپيمايي جهاني خواست براي آسيب نديدن هواپيماها و پروازهايشان پرواز‌هاي خود به فلسطين اشغالي را متوقف كنند والبته اين باعث هراس ووحشت پنج ميليون صهيونيست شد و نتيجه اين شد كه شركت‌هاي هواپيمايي جهاني كه امنيت مسافران را در رأس اولويت‌هاي خود مي‌دانند، شديدا به وحشت افتادند.روحيه بالاي مردم نوارغزه وتاكيد بيشترمردم بر مقابله با اين تجاوزها در حالي است كه درمحافل اسراييلي عكس اين حالت حاكم است زيرابراساس نظرسنجي‌هاي انجام شده درفلسطين اشغالي، محبوبيت حزب"ميرتس" كه مخالف جنگ وشهركسازي است، طي چهارروز اخير در فلسطين اشغالي افزايش زيادي داشته است و بيشتر تحليلگران نظامي و سياسي مي‌گويند نتانياهو بزرگترين قرباني اين جنگ خواهد بود چون تقريبا نيمي از صهيونيست‌ها مخالف هرگونه حمله زميني به نوار غزه‌اند.

"عبدالباري عطوان"سردبيرروزنامه "رأي اليوم"درتحليلي درخصوص حمله اخيررژيم صهيونيستي به نوار غزه نوشت:اين جنگ تفاوت زيادي با جنگ‌هاي گذشته دارد و در اين ميان بايد گفت كه پيروزي در جنگ‌ها مساله‌اي نسبي است و مقاومت و پايداري و بقاي مردم فلسطين نيز به معناي پيرزوي آن‌ها است،فرار چهار ميليون صهيونيست وخزيدن به پناهگاه‌ها باعث شادي نيروهاي مقاومت مي‌شود،شليك موشك به عمق اراضي اشغالي وهدف قراردادن صهيونيست‌ها پاسخ مناسبي به حملات جنگنده‌هاي اف 16 اسراييلي ساخت آمريكا به كودكان و زنان و شيرخوارگان و بندگان روزه‌دار است.

سردبيرروزنامه رأي اليوم درپايان نوشت: براي هزارمين بار مي‌گوييم اين جنگ اراده‌ها است و كسي در اين جنگ پيروز مي‌شود كه اراده قويتري داشته باشد نه سلاح‌هاي قدرتمندتر و قطعا اراده مردم نوار غزه قويتر و محكم‌تراز كوه هيماليا است.

اعتراف رژيم صهيونيستي به شكست در غزه :

"دني دانون" ،  معاون وزيرجنگ رژيم صهيونيستي در سخناني اعلام كرد : ما دراين جنگ شكست خورديم و بنيامين نتانياهو ، نخست‌وزيراسرائيل بايد استعفا دهد .

 پيشتر نيز حزب مرتز و فراكسيون‌هاي عربي در كنست پيشنهادهايي براي راي عدم اعتماد به دولت بنيامين نتانياهو مطرح كردند.

شكست چندباره اسرائيل درغزه :

كافي است اين مسئله را به يادآورييم كه تمامي نخست وزيران پيشين اسرائيل شانس خود را آزموده و تلاش كردند تا نوار"غزه" رابا مساحتي بالغ بر 360 كيلومتر مربع شكست داده و به پرتاب موشك و مقاومت ساكنان آن پايان دهند، اما همگي آنها دراين راه شكست خورده وكنار رفتند درحالي كه موشك‌هاي فلسطينيان همانند مقاومت آنها، باتمام عظمت، قدرت وافتخار خود همچنان باقي مانده اند، بنابراين بايد گفت كه "بنيامين نتانياهو" نيز استثنا نبوده و سرنوشتي همانند همتايان پيشين خود پيش رو خواهد داشت.

جنگ براي اسرائيل چيزي جز پشيماني در پي نخواهد داشت و توان تحمل فلسطينيان و به ويژه ساكنان نوار "غزه" بسيار بيشتراز توان دشمنان اسرائيلي مي‌باشد، بنابراين بگذاريد جنگ به راه بيفتد آن گاه خواهيم ديد كه كدام طرف زودترفرياد سر داده وازميانجي گرها خواهد خواست آن را متوقف كنند،جايي كه چنين چيزي را درجنگ‌هاي پيشين اسرائيل برعليه نوار"غزه"ازقبيل"ستون ابر"(جنگ هشت روزه) درسال 1391و "سرب گداخته" (جنگ 22 روزه) در اواخر سال 1387 و اوايل سال 1388 شاهد بوديم و حال مي‌بينيم كه "ايهود اولمرت"، نخست‌وزيراسرائيل درزمان جنگ 22 روزه درزندان به سرمي‌برد و"تزيپي ليوني"، معاون وي درآن هنگام نيزدرحال فروپاشي سياسي مي‌باشد.

جان كلام :

"غزه" به عنوان آرامگاه "هاشم بن عبد مناف"(جددوم پيامبرعظيم الشان اسلام)وسكونت گاه"قوم جبارين" (ساكنان سرزمين فلسطين دردوران پيامبري حضرت موسي)،همچنان نمادشكوه،ايستادگي،فداكاري ومقاومت خواهد ماند و به همين دليل نيزهمواره مورد هدف قرارمي‌گيرد، با اين حال تمامي عمليات محاصره و كشتار ساكنان اين نوار نتوانسته و نخواهند توانست آن را به زانو در آورند، "غزه" همچنان سرافرازو سربلند خواهد ماند وپرچم مقاومت نيز همچنان برافراشته خواهد بود، همان گونه كه طي هشت هزار سال گذشته همواره تجاوزگران از بين رفته و اين منطقه پا برجا باقي مانده است."

 

پنجشنبه : 1393/4/26- 19رمضان1435- 17جولاي 2014

 

اين شب هاي قدر - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 9:31 قبل از ظهر

اين شب هاي قدر                            

اسدالله افشار

 این شب ها، شب های قدر است؛ شب های دعا و عشق، شب های صدا و سکوت؛ شب های پروازبه سوي آستان جانان. شب هایی که کوله بار پرواز برای آغاز بسته می شود. در این شب ها هزار بار به خویشتن نزدیک تر خواهیم شد؛ چنان که به خداوند منان نزدیک تر می شویم.به تعبيرصاحب ذوقي دراین شب ها، خانه هایمان را با بوی فرشته ها فرش می کنیم تا آسمان، راه خانه هایمان را گم نکند. دراین شب ها، ماه به اندازه همه پنجره ها تکثیر شده است تا نور در هوای نفس کشیدنمان جریان بگیرد و ذکر «یا نوریا نوریا نور»مان بالا بگیرد.

شب قدر کدام شب است؟

در قرآن کریم آیه ای که به صراحت بیان کند شب قدر چه شبی است دیده نمی شود. ولی از جمع بندی چند آیه از قرآن کریم می توان فهمید که شب قدر یکی از شب های ماه مبارک رمضان است. قرآن کریم ازیک سو می فرماید:«انا انزلناه فی لیلة مبارکة » (دخان / 3 ) . این آیه گویای این مطلب است که قرآن یکپارچه دریک شب مبارک نازل شده است وازسوی دیگرمی فرماید: «شهررمضان الذی انزل فیه القرآن » (بقره/185 ) . و گویای این است که تمام قرآن در ماه رمضان نازل شده است. و در سوره قدرمی فرماید: «انا انزلناه فی لیله القدر» (قدر/1 ) . از مجموع این آیات استفاده می شود که قرآن کریم در یک شب مبارک در ماه رمضان که همان شب قدر است نازل شده است. پس شب قدر در ماه رمضان است. اما اینکه کدام یک از شب های ماه رمضان شب قدر است، در قرآن کریم چیزی بر آن دلالت ندارد. و تنها از راه اخبار می توان آن شب را معین کرد. در بعضی از روایات منقول از ائمه اطهار علیهم السلام شب قدر مردد بین نوزدهم و بیست و یکم و بیست و سوم ماه رمضان است و در برخی دیگر از آنها مردد بین شب بیست و یکم و بیست و سوم و در روایات دیگری متعین در شب بیست و سوم است (تفسیرمجمع البیان،ج 10،ص 519 ) . و عدم تعین یک شب به جهت تعظیم امر شب قدر بوده تا بندگان خدا با گناهان خود به آن اهانت نکنند. پس از دیدگاه روایات ائمه اهل بیت علیهم السلام شب قدر از شب های ماه رمضان و یکی از سه شب نوزدهم و بیست و یکم و بیست و سوم است. اما روایات منقول از طرق اهل سنت به طور عجیبی با هم اختلاف داشته و قابل جمع نیستند ولی معروف بین اهل سنت این است که شب بیست و هفتم ماه رمضان. شب قدر است (تفسیرالدر المنثور، ج 6 ) و در آن شب قرآن نازل شده است.

شب قدر؛ شب تقديرمقدرات :

شب قدر شبی است که همه مقدرات تقدیر می گردد و قالب معین و اندازه خاص هر پدیده، روشن و اندازه گیری می شود. به عبارت ديگر؛ شب قدر یکی از شب های دهه آخر ماه رمضان است . طبق روایات ما، یکی از شب های نوزدهم یا بیست و یکم و به احتمال زیادتر، بیست و سوم ماه مبارک رمضان، است. دراین شب - که شب نزول قرآن به شمار می آید - امور خیر و شر مردم و ولادت، مرگ، روزی، حج، طاعت، گناه و خلاصه هر حادثه ای که در طول سال واقع می شود، تقدیر می گردد. شب قدر همیشه و هر سال تکرار می شود . عبادت درآن شب، فضیلت فراوان دارد و در نیکویی سرنوشت یک ساله بسیار مؤثر است . در این شب تمام حوادث سال آینده به امام زمان ارائه می شود و وی از سرنوشت خود و دیگران با خبر می گردد . امام باقر (ع) می فرماید: «انه ینزل فی لیله القدر الی ولی الامر تفسیر الامور سنه سنه، یؤمرفی امر نفسه بکذا وکذا و فی امرالناس بکذا وکذا: درشب قدر به ولی امر(امام هر زمان) تفسیرکارها وحوادث نازل می شود ووی درباره خویش و دیگر مردمان مامور به دستورهایی می شود» . (الکافی، ج 1، ص 248 )

شب قدر؛ لحظه طلایی مغفرت :

شب قدر، شب قداست نفس است و پاکی روح؛ شب ترنّم عندلبان ربانی، لحظه شکوه و اوج ذکرهای آسمانی است. شب قدر، شب امید، شب دعا، گاهِ اشک های بی صدا، زمانِ از خود رها شدن و لحظه آسمانیِ با خدا بودن است. شب قدر، فرصت شکوه ای است که به اجابت می رسد و از بارگاه کبریایی حق به قلب تطهیر شده انسان هدیه می شود. قدر، پاک ترین سرود آفرینش است که خداوند در جان انسان ها دمیده است. قدر، بهترین فرصت هجرت است که در تقدیر انسان آمده و لحظه طلایی مغفرت است که لب های نازک و معصوم گل ها را به حسرت کشانده است.

شب قدر؛ شب لحظات روحانی و معنوی :

شب قدر، شب برکت، رحمت و مغفرت الهی است؛ شبی که در لحظه لحظه اش خدا جاری است و هر دقیقه اش سرمایه ای است که باید چون جان پاس داشت و آن را به راحتی از کف نداد. مگر می توان غیر از لیالی قدر، شبی یافت که ارزشی فزون تر از هزار ماه داشته باشد؟ مگر می توان غیر از این لحظات روحانی و معنوی، روزها و شب هایی سراغ گرفت که درهای بهشت به روی مردمان گشوده و درهای دوزخ بر روی آنان بسته باشد؟ مگر می توان لحظه هایی نشان دادکه در آنها نفس کشیدن تسبیح و خوابیدن عبادت باشد؟ پس بیایید قدر لیالی قدر را بیشتر بدانیم و پیش از آن که لحظه های ارزشمندش سپری شود، از چشمه سار جوشان آن خود را سیراب کنیم.

شب قدر؛ شب شست وشوی روح درجویبار زلال توبه :

پیامبر خدا(ص) فرموده اند: «در این ماه شبی است که برتر از هزار ماه است؛ هرکس از فیض شب قدر محروم شود، از تمام خیرات بی نصیب مانده است و از برکات شب قدر محروم نمی ماند، مگر کسی که خویشتن را محروم کرده است.» پس یاران، مبادا در این شب های مقدس از دعا رو برگردانید و شب قدر را به غفلت سپری کنید. مبادا خویشتن را از رحمت خدای محروم کرده، سرنوشتی شقاوت بار برای خویش رقم بزنید. شب قدر، فرصتی است برای جبران و دمی خوش است برای نجوای عاشقانه. شب قدر، بهاری ترین فصل عمر انسان مسلمان، بارانی ترین وقت، معراجی ترین لحظه، زمانی برای روی آوردن به خلوتی روح انگیز و فرصتی برای شست وشوی روح در جویبار زلال توبه است.

قدراین شب ها را بدانيم :

شب قدر، شب سلامتی و شب پرخیر و برکتی است که انسان می تواند سلامتی و سعادت دنیا و آخرتش را تأمین کند.شب قدر از اول شب تا به صبح مملو از برکات خداوند لایزال است. در این شب، از اول شب تا به صبح، خیردنیا و آخرت براي انسان قرار داده شده است. از این رو، قدر این شب را باید بهتر دانست و عظمت آن را بیشتر باید شناخت. در این چند شبی که به احتمال بسیار قوی، شب قدر می باشد، انسان باید خیر دنیا و آخرت را برای خود و دیگران بخواهد؛ لذا دراین مجال ؛ فهرست واربه برخی ازاعمال این شب اشاره می شود، تا بلکه موجب بهره برداری بیشتر از این اوقات عزیز گردد:

1-  توجّه دادن دل به اینکه این شب چه شب با عظمتی است. 2- احیاء و شب زنده داری دراين شب ها.

3- اهمیّت دادن به نماز و قرائت قرآن(ارتباط با خدا) . 4- در این چند شبانه روز قدر، گناه وارد زندگی مانشود (اجتناب ازگناه) . 5- توبه و ابراز پشیمانی از قصور و تقصیر، بازگشت از نفس امّاره و صفات رذیله به سوی رحمت خدای متعال. 6-  راز و نیاز با معبود.

 جان كلام :  

 نوای رحمت ایزدی به گوش می‏رسد. در قلب زمان اعظم ملائکه آسمان برزمین می‏آیند تا بالهایشان را فرش پای ملکوتیان کنند.آمدند تا تورا بخرند.آمدند تا تورا نزدآن معبودی ببرندکه خریدارهریوسف بد سرشت است . لیالی قدردرانتظارند تا فانوس عشق وعاشقی را بنوازند . معشوقه دل؛ عطر شفا ورحمت را می‏گستراند، دلبری می‏کند تا تو را که عاشقی و مجنون، نازاو را بخری .

شب قدر، شب زیبایی‌هاست، شب آسمانی شدن است. شب هم‌نشینی با فرشتگان است. شب توبه و استغفار، شب وعده با خداست. و من آمده‌ام با چشمانی اشکبار و دستانی تهی و کوله‌باری از گناه که بر دوشم سنگینی می‌کند.آمده‌ام تا همیشه نیازم را با بی‌نیازی وجودش یک‌رنگ کنم. آمده‌ام تا تسبیح توبه و استغفار را دانه‌دانه بشمارم. آمده‌ام تا وجودم را دراقیانوس بی‌کران رحمت الهی غرق کنم.

آمده‌ام ای خوب‌ترین! ای بهترین! ای مهربان‌ترین! تا درمیهمانی بندگانت مرا نیز بپذیری و بخشش گناهان را بدرقة راهم کنی. آمده‌ام تا به چهارده نورپاک، قسَمت دهم ووالاترین کتاب را برسربگیرم و بالاتر روم. مرا به خویش وامگذارودراین شب، با بهترین دوستانت هم‌نشین کن وازخویش مران که بی‌توحیرانم و سرگردان.

 

سه شنبه : 1393/4/24-17رمضان1435- 15جولاي2014

 

 

جدی گرفتن سیا ست‌های اقتصاد مقا ومتی - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 10:43 قبل از ظهر

جدی گرفتن سیا ست‌های اقتصاد مقا ومتی           

اسدالله افشار

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی، عصرروزدوشنبه16تیرماه 1393مصادف با9رمضان1435 دردیدار مسئولان، کارگزاران وجمعی ازمدیران ارشد دستگاه‌های مختلف کشوری ولشگری،ضمن بیان نکاتی بسیار مهم درزمینه مسائل داخلی وخارجی، توصیه‌هایی هم به دولت داشتند.جدی گرفتن سیاست‌های اقتصاد مقاومتی اولین توصیه ایشان بودکه گفتند:

رئیس‌جمهورمحترم وبرخی مسئولان،کم وبیش درخصوص حمایت ازسیاست‌های اقتصادمقاومتی سخن گفته‌اندامانیازاصلی،عمل است ونباید این‌گونه باشدکه درسخن،از اقتصاد مقاومتی حمایت کنیم اما در عمل، حرکت ما کُند باشد.

رهبر انقلاب اسلامی تأکیدکردند:مبنای اقتصادمقاومتی تکیه برتولیدداخلی واستحکام بنیه درونی اقتصاد است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای افزودند: رونق اقتصادی نیز فقط با تولید و فعال کردن ظرفیت‌های درونی محقق می‌شود و نه با چیز دیگر.

اینک این قلم درراستای دغدغه های معظم له دراین خصوص نکاتی را درذیل یادآور می گردد:

یکم) مقام معظم رهبری در چند سال اخیر بحث اقتصاد مقاومتی را مطرح و از آن به عنوان روشی مهم در تغییر مسیر حرکت اقتصادی کشوریاد کردند؛روشی که در برابر هجمه های غرب همانند سدی محکم کارآمد شد.اعمال تحریم های یک جانبه و غیرقانونی، همواره یکی ازابزارهای نظام سلطه برای وارد آوردن فشار به نظام جمهوری اسلامی ایران بوده است، هرچند اندکی پس ازپیروزی انقلاب اسلامی و پس از تسخیر لانه جاسوسی،آمریکا قانون تحریم نظام جمهوری اسلامی ایران را به اجرا گذاشت ودرطول37سال گذشته نیزهمواره برحجم این تحریم ها افزوده شد.در مقابل اتخاذ چنین رویکردی، مقام معظم رهبری بحث اقتصاد مقاومتی رامطرح وازآن به عنوان یک تاکتیک واستراتژی مهم درتغییرمسیرحرکت اقتصادی کشوریاد نمودند.

دوم) اقتصاد ایران در روزهای پایانی بهمن ماه سال گذشته شاهد ابلاغ یکی از مهمترین اسناد کلان و تعیین کننده در این زمینه بود. سیاست های کلی اقتصادی موسوم به «اقتصاد مقاومتی» از طرف آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی بر اساس بند یکم اصل 110 قانون اساسی و پس از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام به رییسان هر سه قوه ابلاغ شد.کاهش وابستگی به درآمدهای حاصل از فروش نفت و گاز، ارتقای شاخص های عدالت اجتماعی، افزایش تولید، اشتغال و بهره وری از جمله موارد مطرح شده در سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی است.به دنبال این ابلاغ، «حسن روحانی» رییس جمهوری از یک سو در نامه یی به رهبری آمادگی دولت برای اجرایی کردن سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی و عمل بر اساس مفاد آن را اعلام کرد و از سوی دیگر در نامه یی به معاون اول خود دستورهای 11 گانه یی را برای عملیاتی کردن این سیاست ها ابلاغ کرد.از زمان ابلاغ سیاست های اقتصاد مقاومتی این موضوع به یکی از مسایل مورد بحث و گفت و گو در محافل اقتصادی و رسانه یی کشور تبدیل شده است و در مورد محتوا، بایدها و نبایدها و الزام های اجرایی شدن این سیاست ها، مسایل مختلفی از طرف کارشناسان مطرح شده است.

سوم) تکیه بر توان داخل، یکی از ارکان سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی است که این موضوع در عرصه های مختلف مورد توجه بوده است؛ یکی از این عرصه ها، تکیه بر نیروی انسانی و سرمایه انسانی داخلی است؛ براساس این سند، سهم نیروی انسانی داخلی باید افزایش پیدا کند علاوه بر این، نیروی انسانی داخلی باید با آموزش های مهارت، خلاقیت و کارآفرینی توانمند شود و مجموعه یی تحت عنوان افزایش سهم سرمایه انسانی محقق شود. مساله بعدی، استفاده از سرمایه های خرد و کلان داخلی است؛ ما کشوری پهناور هستیم و سرمایه های خرد و کلان گسترده یی در خدمت مردم است که در این راستا دولت باید بتواند این سرمایه ها را از دلال بازی، واسطه گری ها و فعالیت های سوداگرانه مخرب به سمت سرمایه گذاری های مولد و مطمئن سوق دهد.

چهارم) برخلاف تصور اقتصاد مقاومتی، اقتصاد ریاضتی نیست، بلکه اقتصادی است متعالی که اجرای آن بهبود رشد اقتصادی، تولید ملی، عدالت اجتماعی، اشتغال، تورم و رفاه عمومی را به دنبال خواهد داشت ... اقتصاد مقاومتی به هیچ عنوان به دنبال بستن درهای اقتصاد ایران به دنیا نیست. تعامل سازنده با دنیا با نگاه به بیرون و البته اتکا به توان داخلی اتفاقا از مهمترین وی‍ژگی های اقتصاد مقاومتی است.

پنجم) بدیهی است لزوم ورود نخبگان حوزه و دانشگاه در حمایت و اجرایی نمودن اقتصاد مقاومتی در بعد نظریه پردازی و تولید محتوا و فکر به شدت احساس می شود زیرا اصل و اساس تحقق اقتصاد بومی در کشور باید منطبق بر مکتب اقتصادی بومی برآمده از گزاره های دین مبین اسلام شکل گیرد، لذا تبیین صحیح و مطلوب از اقتصاد مقاومتی خود به عنوان امر بنیادین در تحقق اقتصاد پویا،مقاوم و کارآمد مورد نظر می باشد،از این رو همکاری نهاد حوزه و دانشگاه و هم اندیشی نخبگان آن دو نهاد در راستای ارایه گفتمان سازی از اقتصاد مقاومتی و نیز بستر سازی برای اقتصاد دانش بنیان ضرورتی انکار ناپذیر است.

ششم) هدف نهایی و اساسی اقتصاد مقاومتی، این است که کشور از جهت اقتصادی مقاوم شود و بتواند در مقابل توطئه‌های دشمنان مقاومت نماید.این مسئله مهم‌ترین نقطه افتراق اقتصاد مقاومتی با اقتصاد ریاضتی است. اقتصاد ریاضتی با فشار به مردم و اقتصاد داخلی و حتی کاهش برنامه‌های توسعه‌ای کشور، سعی می‌نماید کشورهای دیگر را راضی کند. این کشورها اگرچه در ظاهر ممکن است دشمن هم تلقی نشوند اما حداقل موضوع این است که قدر مسلم از نظر اقتصادی رقیب هستند و امروزه همگان می‌دانند که رقابت در عرصه اقتصاد تفاوت چندانی با جنگ در عرصه نظامی ندارد. چه بسا تبعات شکست در رقابت اقتصادی بسیار وسیع‌تر و مخرب‌تر برای یک کشور باشد.این در حالی است که اقتصاد مقاومتی با تاکید بر ارائه آزادی عمل بیشتر به مردم و اقتصاد داخلی و حتی افزایش برنامه‌های توسعه‌ای سعی می‌نماید خود را در مقابل توطئه‌های دشمنان و حتی رقبای اقتصادی مقاوم کند تا شرایط اقتصادی که بعضاً از جانب رقبا (دشمنان) بر اقتصاد ملی تحمیل می‌شود، نتواند زمینه تسلط آنان را بر کشور فراهم کند. حمایت از مردم، نقطه مرکزی اقتصاد مقاومتی است در حالی که در اقتصاد ریاضتی حمایت از طلبکاران (وام‌دهندگان مانند بانک جهانی، کشورهای دیگر و سایر اعتباردهندگان) از طریق ایجاد محدودیت برای مردم و اقتصاد ملی، نقطه تمرکز سیاست‌های اقتصادی قرار می‌گیرد.

هفتم) هم در اقتصاد ریاضتی و هم در اقتصاد مقاومتی مردم، محور و کانون تمرکز اصلی به شمار می‌روند. با این تفاوت که در اقتصاد ریاضتی علی‌رغم اینکه در بروز مشکلات و سختی‌های اقتصادی کشورهای رقیب و شرکت‌های بزرگ دخیل هستند اما در حل این مشکلات این مردم هستند که به تنهایی باید بار تمام سختی‌ها را به دوش بکشند تا مبادا منافع اعتباردهندگان ذره‌ای دچار خطر شود. البته در اقتصاد مقاومتی نیز مردم محورند؛ اما نه فقط محور تحمل سختی‌ها بلکه تکیه‌گاه اصلی تمام فعالیت‌های اقتصادی به شمار می‌روند.

هشتم) برای تحقق اقتصاد مقاومتی، باید از خانواده شروع کرد. آماده سازی زیرساخت های اقتصاد خانگی و اشتغال زایی و کارآفرینی در خانواده ها ساده ترین راه برای تحقق اقتصاد مقاومتی و کاهش آسیب های اجتماعی وتضمین تحکیم خانواده هاست...ایجادتعاونی های محلی براساس مدیریت محله محوردرزمینه های بهداشت، فرهنگ و اقتصاد در سال 93 می تواند عامل ایجاد سرعت در اقتصاد مقاومتی شود.

نهم) رسیدن به اهداف مورد اشاره در سیاست های اقتصاد مقاومتی نیازمند کار عملی و جدی و پرهیز از شعار زدگی اولین شرط آن ا ست. همه دست اندرکاران نظام باید برای تحقق این اهداف تلاش جدی کنند، چرا که به نظر می رسد مبتلا شدن برخی سیاست های کلی به شعارزدگی که قبلاابلاغ شده اند، همگان را به این نتیجه رسانده است این بارمختصات کاربه گونه ای طراحی شودکه کمترین امکان برای شعاردادن وبیشترین فرصت را برای عمل کردن مهیا سازد. هماهنگی میان ارکان حکومتی و قوای سه گانه جهت تحقق مطلوب اجرای این سیاست ها و پرهیزاز موازی کاری و همچنین شفافیت عملکرد نهادهای مسوول شرط دوم آن است. همچنین وجود ساختار قدرتمند نظارتی نیازمند است تا سیاست ها و نحوه ی اجرا را رصد کند و در صورت انحراف یا کاستی آن موضوع را گوشزد کند.

دهم) مهم‌ترین چالش اقتصاد مقاومتی عدم درک صحیح مسؤولان ازآن است ، نگرانی کارشناسان با توجه به نامگذاری سال‌های مختلف یا فرمان مبارزه فساد رهبرمعظم انقلاب نا شی از عدم باور حتی در سطح بعضی سران است که باید این نقیصه در مورد اقتصاد مقاومتی برطرف شود. اقتصاد مقاومتی همراه با ورود مدبرانه و هوشمندانه به حوزه اقتصاد جهانی است و هم مردم و هم فعالان اقتصادی و هم نظام باید در درجه اول باید درک محیط را داشته باشد. اقتصاد مقاومتی یک مقوله موقت و تاکتیکی نیست، اقتصاد مقاومتی نسخه‌ای عملیاتی است، بنابراین هر سه دستگاه قانون‌گذاری، اجرایی و قضایی باید در تحقق اهداف میان مدت و بلند مدت آن دارای رسالت باشند.

یازدهم) با توجه به بررسي همه عوامل موثر و زير سيستم دراقتصاد مقاومتي بايد گفت كه تحريم‌ها نمي‌توانند خلل مهمي براي كشوري با قدرت جمهوري اسلامي ايران وبا اين مرزهاي گسترده و منابع خدادادي ايجاد كنند، كشوري كه به خداي متعال اتكا دارد وملتي استوار و هوشمند است حتماً پيروز اين ميدان خواهد بود. نظام اسلامي قادر است با برنامه‌ريزي، تلاش، تدوين استراتژي ها و اقدامات لازم با محوريت اقتصاد مقاومتي، بخش عمده اي از تهديدهاي امروزين را نيز به فرصت تبديل كند.

دوازدهم) اقتصاد مقاومتی به جامعه اسلامی کمک می کند تا ضمن تأمین یکی از مهم ترین مؤلفه های جامعه یعنی آسایش و اقتصاد، اجازه ندهد تا دشمن از این چشم اسفندیار و نقطه ضعف جامعه استفاده کرده و با تیرهای زهرآگین تحریم و فشار، جامعه را فلج کند؛ زیرا اقتصاد مقاومتی جامعه را چنان مصون می دارد که این نقطه ضعف به یک نقطه تحرک و پرش برای جامعه مطرح شده و جامعه اسلامی را به عنوان یک الگوی برتر به جهانیان معرفی نماید؛ زیرا توده های مردمی که جز دنیا هدفی ندارند، به این نتیجه و باور می رسند که اگر دنیا بخواهند سبک زندگی اسلامی را در پیش گیرند. اقتصاد مقاومتی به معنای اقتصادی که بر منابع انسانی و مالی و مادی داخلی جامعه تکیه کرده است و با عناصری از خلاقیت، باور و اعتماد، همه نیازهای خود را تولید و تامین می کند و مستقل و خودکفا از دیگران به راه رشد و شکوفایی خود ادامه می دهد، این امکان را به جامعه اسلامی می دهد تا همه فشارهای سلطه گران و مستکبران را تحمل کرده و آنها را پس زند.

جان کلام :

 مقام معظم رهبری با توجه به نیازهای جامعه اسلامی، مهندسی فرهنگ را در دستور کار خود قرارداده اند. ایشان به عنوان یک نخبه و روشنفکر اسلامی در مقام مدیریت فرهنگ، با تولید مفاهیم و اصطلاحات جدید بر آن است تا فرهنگ جامعه را به درستی بازسازی و اصلاح نماید وبراساس اسلام ناب محمدی به معاصرت بکشاند. ایشان با ایجاد اصطلاح و مفهوم اقتصاد مقاومتی برآن شد تا نیازهای راهبردی جامعه را شناسایی و به جامعه معرفی کند و ایشان را در این جهت مدیریت نماید. البته ازآن جایی که فرهنگ را همگان می سازند گام اصلی را می بایست درگام نخست مدیران ارشد نظام و سپس از طریق رسانه ها همه بخش ها و سطوح جامعه بردارد تا اقتصاد مقاومتی شکل گیرد.

یکشنبه : 1393/4/22- 15رمضان1435- 13جولای2014

كالبد شكافي ويروس مخرب طلاق - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 10:49 قبل از ظهر

 

كالبد شكافي ويروس مخرب طلاق                  

اسدالله افشار

 

یکى از نهادهاى اجتماعى در هر جامعهاى «خانواده» است. این نهاد از طریق تشکیل زندگى مشترک بین زن و مرد شکل مىگیرد. در تمام ادیان و از جمله در دین مبین اسلام نیز به آن تأکید شده است به گونهاى که پیامبر گرامى اسلام (ص) فرمود: «ازدواج سنت و قانون من است. هر کس از آن سرپیچى کند از من نیست.»

در قانون اساسى جمهورى اسلامى ایران نیزدراصل دهم در اهمیت توجه به خانواده چنین آمده است که:«ازآنجایى که خانواده واحد بنیادین جامعه اسلامى است، همه قوانین، مقررات و برنامهریزىهاى مربوطه باید در جهت آسان کردن تشکیل خانواده، پاسدارى ازمقررات آن واستوارى روابط خانوادگى بر پایه حقوق واخلاق اسلامى باشد.»به رغم همه این تأکیدات و توصیههایى که در جهت انتخاب درست همسر و حفظ خانواده در منابع دینى و علمى و دانشگاهى شده است موضوع طلاق همچنان یکى از پدیدههاى اجتماعى جوامع و از جمله ایران محسوب مىشود.

نقش عوامل مختلف در گسترش طلاق :

در گسترش این مسئله، عوامل مختلف در زمینههاى فردى، خانوادگى و اجتماعى نقش دارند که برخى از آنها عبارتند از: اعتیاد یکى از زوجین بخصوص مردان، ازدواجهاى تحمیلى، سوء ظن، دخالتهاى اطرافیان، بیمارى صعبالعلاج یکى از زوجین، انحراف اخلاقى هر یک از زوجین، عقیم بودن، سردمزاجى زن، ازدواج مجدد شوهر، فاصله سنى زیاد، عدم رضایت از روابط زناشویى، همسرآزارى، بیکارى، ارتکاب جرایم، ناکافى بودن قوانین در حمایت از زنان، عدم تمکین، ترک انفاق، عسر و حرج، عدم فراگیرى آموزشهاى مهارتهاى همسردارى و زندگى و....

توضیح این نکته ضرورى است که علل مؤثر در بروز طلاق در افراد، زمانها، مناطق و جوامع مختلف، متفاوت است و هیچ گاه یک دسته عوامل ثابت در همه زمانها و در همه جوامع یکسان نبوده، نیست و نخواهد بود.توجه به پدیده طلاق در اکثر جوامع از جمله ایران بیشتر به دلیل پیامدهاى منفى بعد از طلاق هم براى افراد حاصل از طلاق (زن، مرد، فرزندان) و هم براى خانوادهها و جامعه است. در دین مبین اسلام نیز از آن به عنوان حلال مورد غضب (ابغض الحلال) یاد شده است.

طلاق یک پدیده چند وجهى :

طلاق یک پدیده چند وجهى است؛ زیرا ازیک جهت، پدیده حقوقى است و از جهت دیگر، یک پدیده روان شناختى و حتى یک پدیده اقتصادى و از زاویه دیگر پدیده اى اجتماعى. از آن جا که علل و زمینه هاى گوناگون و نیز بستر یک نظام اجتماعى درشکل گیرى طلاق مؤثرمى باشد، به عنوان یک پدیده اجتماعى (Social Phnomenan) در نظر گرفته است. برخى از عوامل و زمینه هاى اجتماعى که در ایجاد طلاق مؤثر است، در سطح کلان و بعضى در سطح متوسط و تعدادى نیز در سطح خرد عمل مى کنند، همچنین بعضى از علل، از آن چنان قوّتى برخوردارند که مى توانند به عنوان علّت العلل طلاق عمل کنند، در حالى که بعضى در حد زمینه ساز و بسترسازى ایجاد این پدیده مؤثرند. از سوى دیگر، بعضى از این علل ممکن است به تنهایى کارساز بوده و برخى دیگر، نیاز به علتى غیرازعلل اجتماعى داشته باشند تا بتوانند به عنوان عامل طلاق عمل کنند. بنابراين مسأله «طلاق» در حیات انسانى داراى جنبه هاى گوناگونى است: از یک جهت، پدیده اى حقوقى است که در علم حقوق ـ به خصوص در بخش قانون مدنى ـ بررسى مى شود و از جهت دیگر، پدیده اى اقتصادى است؛ به این معنا که هم مى تواند «خانواده» را به عنوان یک واحد اقتصادى بر پاى دارد و هم به این معنا که یک عامل اقتصادى مانند «مقدار درآمد خانواده» و به طور کلى، «فقر» موجب از هم گسیختگى خانواده مى شود.

ازسوى دیگر،طلاق یک پدیده روان شناختى است؛چرا که برتعادل روانى فرزندان وبستگان خانواده به شدت تأثیرمى گذارد.هم چنین یک پدیده جمعیتى است؛ چون برترکیب جمعیتى وساختارآن اثرمى گذارد.از سوى دیگر، طلاق یک پدیده اجتماعى نیز هست؛ به این معنا که علل و زمینه هاى اجتماعى موجود و به طور کلى، ساختار جامعه مى تواند سبب از هم گسیختگى خانواده شود.

افزایش نرخ طلاق و گسترش اضطراب در میان جوانان :

معضلات اجتماعی مانند افزایش نرخ طلاق و گسترش اضطراب در میان جوانان، این روزها مورد بحث رسانه های همگانی و موضوع بسیاری از همایش ها و سمینارها در سراسر کشور قرار گرفته و بسیاری از آنها حاوی آمارهای بسیار تکان دهنده ای است.بی تردید افزایش دامنه آفت های جامعه که باید دست اندرکاران امور تعلیم و تربیت و فرهنگ سازی کشور را به تامل و چاره اندیشی اساسی وادارد، معلولی بیش نیست. برای تجهیز و مقابله با این پدیده های ناهنجار، ابتدا باید علل و ریشه های بروز این مساله مهم را شناسایی کنیم، در غیر این صورت هر راه حلی اگرچه با صرف هزینه های زیاد، بی تاثیر خواهد ماند. به این ترتیب، درخواست طلاق هنگامی صادر می شود که هرگونه امید و تلاش برای دستیابی به کانون گرم زندگی مشترک بی پاسخ می ماند و واقعیتهایی رخ می دهد که دستیابی به آرزوها را ناممکن می سازد و آنگاه تنها راه رهایی به جدایی ختم خواهد شد. اما روانشناسان معتقدند: زندگی مجموعه ای از افتادن ها و برخاستن ها، لذت ها و تلخکامی ها، خواب ها و بیداری های هدفدار است، این که تصور کنیم همه امور باید موافق میل و خواسته ما تحقق پذیرد، تصویری اشتباه است.اصولاً خانواده ای را نمی توان سراغ گرفت که در آن به هیچ وجه اختلاف فکر و سلیقه وجود نداشته باشد، هر انسانی ذوق و سلیقه ای مخصوص به خود دارد. اما برای دستیابی به آرامش باید این ذوق و سلیقه را به هم نزدیک کرد، زیرا انسان ها تنها در سایه توافق ها می توانند در کنار هم زندگی کنند نه اختلاف ها. از سوی دیگر، در زندگی مشترک بی اعتنایی به پیمان زندگی، خودخواهی ها و تنگ نظری ها، بی حوصلگی و بی توجهی به سرنوشت یکدیگر، اختلاف در سلیقه ها، فزون طلبی ها، تنوع جویی ها، عدم رعایت وظایف فرد است که "طلاق" را می آفریند و این پایان مشکلات نیست، بلکه سرآغاز ویرانی است و معضلات جدید را به وجود می آورد.

اشاره اي به اقسام طلاق :

۱) طلاق عاطفی:زن و شوهر عواطف خود را از یکدیگر دریغ می دارند و روی از هم بر می تابند، زیرا اعتمادشان به یکدیگر و جذابیتشان برای هم به پایان رسیده است.

۲) طلاق اقتصادی: وقتی خانواده ای از هم می پاشد، تصفیه اقتصادی یعنی تقسیم اموال و دارایی آنها در دو سهم ضرورت پیدا می کند.

۳) طلاق قانونی:در دادگاه پایان رسمی ازدواج و همراه آن شرایط اجازه ازدواج مجدد برای طرفین اعلام می گردد.

۴) طلاق توافقی والدین:تصمیماتی که درباره حضانت فرزندان، دیدار بعدی آنان، مسئولیت های هریک از والدین از نظر مالی و تربیت کودکان و غیره اتخاذ می گردد.

۵) طلاق اجتماعی:تغییراتی است که در رابطه با دوستان و آشنایان اتفاق می افتد، به این معنا که چون از وقوع طلاق اطلاع پیدا می کنند، هریک به گونه ای واکنش نشان می دهند.

۶) طلاق روانی:وقتی ازدواجی گسسته شد، احساس همدلی از بین می رود و مفهوم "خود" تغییر می کند. در اینجا طرفین باید درک کنند که دیگر هیچ کدام یک پیوند را تشکیل نمی دهد، زیرا هریک خود را تنها می بیند و این تنهایی برای هریک از آنان یک "ضربه" است.

آمار رسمی طلاق نشان دهنده میزان ناکامی زوجین در زندگی زناشویی نیست. این آمار شامل افرادی که از یکدیگر جدا زندگی می کنند، اما به طور قانونی طلاق نگرفته اند، نمی شود. علاوه بر آن افراد زیادی وجود دارند که از زندگی مشترک خود راضی نیستند، اما به دلایل مختلف از هم جدا نمی شوند. آنها نگران پیامدهای عاطفی، مالی، اجتماعی و فرهنگی طلاق هستند و ترجیح می دهند به خاطر فرزندانشان به زندگی مشترک ادامه دهند. به این ترتیب آمار رسمی طلاق در جامعه درصد ناچیزی از تعداد خانواده هایی که در شرایط “طلاق عاطفی” به سر می برند را نشان می دهد.

کارشناسان معتقدند عوامل مختلف اجتماعی در افزایش میزان طلاق نقش دارد. به اعتقاد آنها به تدریج که زنان از نظر اقتصادی مستقل می شوند آمار طلاق نیز افزایش می یابد. با افزایش سطح درآمدها زنان مجبور به تحمل نارسایی های زندگی مشترک برای تامین مایحتاج اولیه زندگی خود نیستند.

طلاق عاطفی پدیده ای فراگیردرکشور:

طلاق عاطفی پدیده ای فراگیردرکشوراست، مسأله ای که به دلیل محدودیت های اجتماعی و فرهنگی، مشکلات مالی، اجبار خانواده ها و عوامل دیگری که اجازه جدایی زن و شوهر را نمی دهد، خانواده های زیادی را وادارمی کند در شرایطی که زن و مرد از نظر روانی علاقه ای به ادامه زندگی مشترک ندارند، پس از یک دوره طولانی دعوا و کشمکش، از مرحله دشمنی و تنفر عبور کنند و به وضعیت "بی تفاوتی" برسند. بی تفاوتی آخرین مرحله روابط بین زن و شوهر است که درآن اصل "بود و نبود" همسر فرقی برای زوجین نمی کند بلکه مسائل جنبی دیگر زندگی ازجمله مسائل مالی وامنیت اجتماعی زن است که احساس نیاز به همسررا شکل می دهد. درچنین شرایطی میزان ناهنجاری های اجتماعی افزایش پیدا می کند وموجب به وجود آمدن ارتباطات خارج از چارچوب خانواده می شود. ضمن آن که به گفته كارشناسان در مرحله طلاق عاطفی اگرچه زوجین در زیر یک سقف زندگی می کنند، ولی به لحاظ عاطفی و اجتماعی جدا هستند و در همین زمان اغلب انحرافات و آسیب های اجتماعی رخ می دهد.

نگاهي به آمارتأسف بارطلاق دركشور:

برابر اعلام ثبت احوال. طي 7 ماه اول سال 92 ازدواج 5/5 درصد در كشور نسبت به سال 88 كاهش داشته است. و در مقابل طلاق از افزايش 1/9 درصدي برخوردار بوده. در سال 88 بطور متوسط در مقابل هر يك هزار ايراني، 2/12 نفر ازدواج كرده‌آند كه بيشترين آن‌ها در استان سيستان و بلوچستان با 7/14 نفر و كمترين در استان تهران با 9 نفر در هزار نفر بوده است. در همان سال از هر هفت ازدواج يك مورد منجر به طلاق شده كه كمترين آن باز در استان سيستان و بلوچستان يك طلاق در مقابل 27 ازدواج و بيشترين آمار در تهران يك طلاق در برابر سه ازدواج بوده است.

همچنين باز براساس اعلام ثبت احوال، در 5 سال اخير از 5/12 طلاق در مقابل هر100 ازدواج در سال 87 به 1/18 طلاق در مقابله هر100 ازدواج در سال 91 رسيده‌ايم و سرعت افزايش طلاق در مقابل ازدواج 5/1 برابر شده است در همين حال جمعيت زنان بدون همسر بر اثر طلاق، بيش از 440 هزار نفر و در مردان، 214 هزار نفر بوده است در سال 91 150 هزار و 324 واقعه طلاق در كشور ثبت شده يعني روزانه 381 ازدواج منجر به طلاق مي‌گردد. اين آمار در سال 92 به بيش از 158 هزار نفر رسيده است. به نسبت جمعيت تقريبا آمار طلاق در كشور ما با سه كشور اصلي اروپاي غربي، معادل است، چون در فرانسه 66 ميليوني، 133 هزار طلاق در سال، آلمان 82 ميليوني، 190 هزار و انگليس 60 ميليوني 144 هزار مورد طلاق در سال دارند. در ايران 77 ميليوني از سال 85 تا 91، اين آمار به طور پيوسته در حال افزايش بوده است و از 94 هزار مورد در سال 85 به 158 هزار در سال 92 رسيده است.

وقتي به پراكندگي اين آمارها در استان‌ها نگاه مي‌كنيم شهرهاي كوچك و روستاها كمترين مشكل و كلان شهرها بيشترين مسئله را دارند، به نحوي كه در تهران برابر آخرين آمار، متوسط طلاق 1 در برابر 3 ازدواج است و همين آمار در مناطق جنوبي تهران 1 طلاق در برابر 4 ازدواج و در مناطق غربي تهران 2 در مقابل 3 مي‌باشد، يعني از هر سه ازدواج دو مورد آن منجر به طلاق مي‌شود!

متزلزل‌بودن كانون خا نواده و كوتا ه‌ بودن عمرازد واج‌ها :

متزلزل‌بودن كانون خانواده و كوتاه‌بودن عمرازدواج‌ها قطعا عامل اصلي بحران جمعيت دركشور است. بدون توجه به دلايلي بوجود آمدن اين وضع اتخاذ راه حل و برنامه‌ريزي عاقلانه، امكان‌پذير نخواهد بود. عوامل متعددي براي اين وضعيت مي‌تواند ذكر شود ولي دريك تقسيم‌بندي كلي، دو عامل فرهنگي و اقتصادي بارز‌ترين آنها است وقتي اعلام مي‌شود 17 درصد طلاق‌ها به دليل خيانت صورت مي‌پذيرد. غيراز آلوده‌بودن فضاي فرهنگي كشور معنايي ندارد. اين تخريب بنيان‌هاي اخلاقي وفرهنگي،‌ تنها معلول نقشه‌هاي دشمن نيست.بلكه اعمال برنامه‌ها وسياست‌هاي فرهنگي پرفرازونشيب وغالباً تحت تأثيرعوامل سياسي و جناحي، در داخل كشور نيز به آن كمك نموده است.

توجه به چند نکته ضروری :

متاسفانه امروزبه لحاظ گسست خانواده وآمارطلاق، جمهوري اسلامي ايران در كنار كشورهايي مثل فرانسه، آلمان و انگليس قرار دارد؛ لذا ضروريست براي اصلاح اين مسيررفته رفته معضل را كالبد شكافي ودرمان وبه نكات زيرنيز توجه لازم مبذول نماييم :

1- كوتاهي متوليان فرهنگ و ترويج اخلاق و در مقابل هجوم سراسري بيگانگان، سهم اساسي در ناپايداري كانون خانواده دارد.

2- وضعيت اقتصادي كشور، تورم و مشكلات طاقت فرسا ؛ دليل ترس و نگراني از تشكيل خانواده است.

3-آمارهاي فسادچندهزار ميلياردي، تهديدات ناشي ازتحريم‌ها،تاخت وتازاقتصادي برخي آقازاده هاوپديده شوم يقه سفيدها ي قانون گريزهمه خبرازآينده روشني نمي‌دهند.

4-  آماركساني كه قبل ازازدواج با هم رابطه داشته‌اند، نگران كننده است آن هم براي جامعه ما. اين ويروس مخرب ازقلب فرهنگ غرب با ابزارشبكه‌هاي ماهواره‌اي واينترنت به ما منتقل شده و جوانان بي‌دفاع ما را تسليم ومقهورخود ساخته است چون باغرايزآنان تطابق دارد.بپذيريم كه اين غرايزطبيعي وبالفطره را نتوانستيم برآموزه‌هاي دين واخلاق استوارسازيم.

5- بايد با استفاده ازتجارب سايركشورها، آخرين شيوه‌ها و روش‌هاي علمي وجامعه شناسانه و بازگشت به فرهنگ و اخلاق اسلامي و سنت‌هاي ديرين، اين معضل را حل كرد.

 

شنبه:1393/4/21- 14رمضان1435- 12جولاي2014

جنگ شیعه وسنی درعراق ؛ فقط یک آرزوست - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 12:4 بعد از ظهر

جنگ شیعه وسنی درعراق ؛ فقط یک آرزوست          

اسدالله افشار

 

آمریکایی‌ها اقدامات داعش را مدیریت می‌کنند و با سلطه بر رهبرانشان، ازآنها برای حمله به هرکسی که مطابق راهبردشان لازم است، بهره می‌گیرند. آنچه اکنون در عراق می‌گذرد یک توطئه برنامه‌ریزی شده بزرگ برای شکل‌دهی ترتیبات امنیتی منطقه بعد از شکست طرح‌های غربی‌ها در سوریه است. شکست در سوریه برای غرب بسیار رسوا و تلخ بوده و ارمنظرکارشناسان آنها با پذیرش این شکست اکنون می‌خواهند از طریق:

1- توطئه‌چینی برای عراق، حضور مستقیم در منطقه از طریق حضور مجدد در عراق و القای این توطئه که بدون آمریکا عراق نمی‌تواند باقی بماند.

2- تقویت مجدد گروه‌های تکفیری مانند داعش برای بازگشت به سوریه و...

3- بدنام کردن ایران با دروغ‌پراکنی مبنی بر همکاری ایران با آمریکا در مسئله عراق.

از واقعیات تلخی که می‌تواند ناشی از شکست در سوریه باشد- یعنی تغییرات سیاسی بزرگ در نظام‌های سیاسی ارتجاع عرب که حامیان تروریست‌ها در سوریه بوده‌اند و تضعیف خردکننده رژیم صهیونیستی- جلوگیری و در شکل‌دهی ترتیبات امنیتی جدید منطقه ایفای نقش نمایند.

توطئه تجزيه عراق وسوریه :

دكترمايكل چاسودوفسكي استاد اقتصاد دانشگاه اوتاوا وازتحليلگران بنام مسائل سياسي وبين المللي،در تحليلي درسايت گلوبال ريسرچ درباره اهداف آمريكا ازحمايت غيرمستقيم ازتروريست‌ها درعراق نوشته است: آمريكا درعراق اهداف بلندمدت‌تراز تضعيف يا سرنگوني دولت نوري المالكي، درسردارد وآن تجزيه اين كشور به سه حكومت مستقل است.چاسودوفسكي معتقد است بر خلاف آن چه كه رسانه‌هاي غربي تلاش دارند وضعيت عراق را جنگ داخلي يا فرقه‌اي ميان اهل سنت و اهل تشيع جلوه دهند، اين آمريكا است كه در پشت صحنه طراحي وضعيت ناآرام عراق است.

چاسودوفسكي در ادامه نوشته است: تشكيل يك گروه تروريستي كه عراق و سوريه را پوشش دهد بخشي از برنامه امنيتي آمريكا است كه طبق آن، عراق و سوريه به سه حكومت مستقل تبديل شود: يك خليفه اسلامي اهل سنت؛ يك جمهوري شيعه عربي؛ و يك جمهوري كردنشين.

هدف آمريكا از جنگ داخلي در عراق :

ازآنجا كه شاكله ناوگان هوايي جنگي عراق عمدتا از هواپيماهاي آمريكايي تشكيل شده، آمريكايي‌ها احاطه كافي به قدرت هوايي دولت عراق دارند و بر همين اساس به طور مخفيانه به گروه داعش براي مقابله با حملات هوايي دولت عراق، كمك اطلاعاتي مي‌كنند. به عبارت ديگر،آمريكا درحال مهندسي يك جنگ داخلي در عراق است به طوري كه هر دو طرف را به طور غيرمستقيم، مديريت مي‌كند.آمريكا به دنبال تجهيز هر دو طرف منازعه به تسليحات پيشرفته جنگي است تا با يكديگر بجنگند و جنگ داخلي مدنظر واشنگتن را برآورده سازند.آمريكا در استخدام نيرو، آموزش و تامين مالي گروه‌هاي تروريستي داعش، نقش مهمي دارد و حتي نيروهاي ويژه غربي، در رده‌هاي بالاي داعش، حضور دارند.

به نوشته نشريه "ديلي ميل" چاپ لندن، كمك‌هاي مالي و تجهيزاتي آمريكا و ناتو از طريق قطر و عربستان به گروه داعش مي‌رسد. هدف آمريكا از اين جنگ داخلي، تخريب زيرساخت‌ها و اقتصاد عراق است تا بتواند به هدف اصلي خود كه همان تجزيه اين كشور است، برسد.

 استفاده ابزاری آمریکا ازگروه داعش :

"مايكل چاسودوفسكي" دراین مقاله ازتوطئه وسیع آمریکا درخصوص کشورعراق پرده برداشته واینگونه اظهارنظرنموده است : آمريكا تلاش دارد تا افكار عمومي را به اين سمت ببرد كه منازعات كنوني در عراق را جنگ شيعه معرفي مي‌كند و اينگونه وانمود ‌سازد كه به جاي اشغالگران آمريكايي، گروه‌هاي قدرت طلب داخلي كه خونريزترند، بر سر كار آمده‌اند. بدين ترتيب، آمريكايي‌هاي اشغالگر بتوانند نقش فرشته نجات كشور عراق را بازي كنند.اين راهبرد آمريكايي‌ها سابقه تاريخي هم دارد. آمريكا در قالب جنگ با تروريسم، از يك سو گروه‌هاي تروريستي همچون القاعده را ايجاد كرده و از سوي ديگر به طور ظاهري به نجات كشورهايي مي‌آيد كه هدف حملات تروريستي القاعده قرار گرفته‌اند. تمامي اين راهبرد، براي توجيه دخالت آمريكا در كشورهاي مدنظر است.آمريكا از گروه داعش به عنوان ابزاري براي اجراي پروژه تشكيل يك كشور اسلامي سني استفاده مي‌كند.با تداوم حمايت‌هاي پشت پرده از داعش و مخالفت‌هاي ظاهري با آن، آمريكا به ديگر اهداف خود كه تضعيف عراق و جنبش مقاومت آن است، نيز مي‌رسد.تشكيل يك خلافت اسلامي، به طور پنهاني از سوي سازمان جاسوسي آمريكا سيا و سازمان‌هاي امنيتي عربستان، قطر، تركيه و رژيم صهيونيستي حمايت مي‌شود.

چاسودوفسكي معتقد است بر خلاف آن چه كه رسانه‌هاي غربي تلاش دارند وضعيت عراق را جنگ داخلي يا فرقه‌اي ميان اهل سنت و اهل تشيع جلوه دهند، اين آمريكا است كه در پشت صحنه طراحي وضعيت ناآرام عراق است.

بهره برداری رژیم صهیونیستی ازبحران عراق :

با شروع حملات داعش در خاک عراق، بحران عراق در صدر اخبار قرار گرفت، به طوری‌که همه خبرهای دیگررا تحت‌الشعاع خود قرارداد. رژیم صهیونیستی از این شرایط بهره‌گیری کرد و حملات خود به فلسطینیان در کرانه باختری و نوار غزه را افزایش داد. نتانیاهو از فرصت به دست آمده با تهاجم داعش درعراق بهره‌گیری می‌کند و با ادامه شهرک‌سازی‌ها همراه با ویرانی روستاهای فلسطینیان، تهاجم نظامی سازمان یافته را علیه آنها ادامه می‌دهد.نتانیاهو» از هجوم تروریستی داعش ـ بعثی‌های صدام در راستای سیاست پایه‌ای صهیونیست‌ها در ایجاد هرج و مرج و بحران در محیط پیرامونی خود و در داخل کشورهای عربی ـ اسلامی، بهره‌گیری می‌کند.کارشناسان معتقدند؛این سیاست درسوریه سه سال آتش جنگ داخلی راشعله‌ور نگهداشت. سه کشور عربی اردن، لبنان و عراق در همسایگی سوریه را تأثیرپذیر از بحران سوریه کرد. اسرائیلی‌ها بهره بسیار از بحران و جنگ داخلی در سوریه بردند. به‌طوری‌که عقبه سیاسی ـ عربی فلسطینیان را ضعیف کردند و شکستند. اسرائیلی‌ها در استراتژی سیاسی خود به دنبال عراق ضعیف هستند و قدرتمندی این کشور را برنمی‌تابند.

نگاه مقام معظم رهبری به حوادث منطقه و عراق :

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی روزشنبه مورخ7تیرماه1393 دردیدار خانواده‌های معظم شهیدان هفتم تیر، با اشاره به حوادث منطقه از جمله عراق تصریح کردند: آنچه در عراق می‌گذرد، جنگ «تروریسم و دلبستگان به غرب» با «مخالفان تروریسم و طرفداران استقلال ملت‌ها» است. مقام معظم رهبری تأکیدکردند:دشمنان اسلام امروزبرروی ایجاد جنگ‌های داخلی میان ملت‌ها سرمایه‌گذاری کرده‌اند تا مردم را با عناوین قومی و مذهبی به جان یکدیگر بیندازند. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، تبلیغات مستکبران را درباره حوادث عراق و برخی کشورها، نشان‌دهنده امید بستن آنها به ایجاد جنگ شیعه و سنی خواندند و افزودند: در عراق، دنباله‌ها و تفاله‌های رژیم صدام به همراه عده‌ای انسان‌های «غافل، جاهل و دورازفهم و معنویت»، دست به جنایت می‌زنند ودشمنان این حوادث را جنگ شیعه وسنی می‌نامند اما این فقط یک آرزوست.حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، افزودند: آنها به دروغ حوادث عراق را جنگ شیعه و سنی می‌نامند اما این جنگ، جنگ تروریسم با مخالفان تروریسم، جنگ دلبستگان به اهداف آمریکا و غرب با طرفداران استقلال ملت‌ها و جنگ انسانیت با بربریت و وحشی‌گری است.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به تلاش دشمنان اسلام برای تکرار حوادث عراق در برخی کشورهای دیگر تاکید کردند: ملت‌ها باید هوشیارانه این تحرکات را زیرنظر داشته باشند و بدانند دشمن برای از بین بردن استقلال و عزت مسلمانان، از هیچ کاری ابا ندارد. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رها شدن از «دغدغه بیداری اسلامی و نهضت دنیای اسلام» را علت اصلی تلاش جبهه استکبار برای راه‌اندازی جنگ شیعه و سنی خواندند و در تبیین راه‌های مقابله اساسی با دشمنان، مردم سالاری اسلامی را نسخه‌ای شفابخش و بی‌بدیل برشمردند.

 

پنجشنبه: 1393/4/19- 12رمضان1435- 10جولای2014

 

 

 

 

 

عراق گورستان "داعش" - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 1:32 بعد از ظهر

 عراق گورستان "داعش"                            

اسدالله افشار

 اقدامات تروریستى داعش ؛ مهمترین چا لش امنیتى براى عراق :

کشور عراق به‌عنوان یکى از حوزه‌هاى بلافصل استراتژیک جمهورى اسلامى ایران در شرایط جدید شاهد مواجهه با تشدید ناامنى‌ها و توسعه حضور گروهک تروریستى داعش شده است. البته عراق از سال 2003 میلادى که به اشغال آمریکا درآمد تاکنون وبه‌رغم تشکیل دولتهاى مردمى از طریق برگزارى انتخاباتهاى پارلمانى، با پدیده ناامنى و بى‌ثباتى مواجه بوده و این موضوع تبدیل به مهمترین مسأله امنیت ملى این کشور شده است. اما بحران جدید ناشى از اقدامات تروریستى داعش را مى‌توان به‌عنوان مهمترین چالش امنیتى براى عراق طى یک دهه گذشته قلمداد کرد.گروهک داعش از 16 خردادماه 1393 اقدام به تحرکات نظامى جدى در عراق کرد و تا حدی توانسته است تعادل سیاسى، امنیتى و نظامى این کشور را به هم بریزد. کارشناسان معتقدند این موضوع یک پدیده خلق الساعه نیست و به‌دلیل وجود طراحى‌ها و برنامه‌ریزى‌هاى قبلى این قابلیت را دارد که تا آینده قابل پیش‌بینى ادامه یابد.ولی بطور مسلم با حضور دولت و ملت عراق در صحنه بالاخره نابود خواهد شد.بنابراین تحولات مربوط به این مسأله در حال حاضر تبدیل به مهمترین دغدغه امنیت ملى کشورمان شده است که ضرورت دارد با واکاوى ماهیت و چالشهاى امنیتى این موضوع، طراحى هاى راهبردى هوشمندانه اى براى مدیریت و کنترل پیامدها صورت گیرد.

بسیاری از محافل سیاسی گفته‌اند که دولت اردوغان در ترکیه، همچنین دولت سعودی در عربستان و نتانیاهو نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی از وقوع هجوم داعش در عراق خبر داشتند! چرا رسانه‌های سعودی و شبکه‌های عربی وابسته به آن از گروه تروریستی داعش با نام گروه انقلابی و اسلامی یاد کردند و برای آنها بسترساز موفقیت و پیروزی بزرگ نظامی در داخل خاک عراق از طریق رسانه‌های خود شدند؟ این پرسش‌ها و دهها سؤال دیگر، هاله‌ای از ابهام درباره وقایع تروریستی در عراق و گروه داعش ـ بعثی ایجاد کرده است که هنوز بسیاری از آنها بدون پاسخ مانده است؟ همین ابهام و کمبود «داده‌»های روشن و دقیق، خبررسانی درباره وقایع و میدان جنگ را آشفته ساخته است و بیشتر «خبرسازی» دیده می‌شود تا اخبار دقیق و صحیح از وقایع جنگ و گریز در عراق.

پيدايش داعش نیا زمندآسيب شنا سي جدي :

مدت زماني است كه عراق و شامات درآتش دروغ و تباني، خيانت و توطئه مي سوزد. مردماني مسلمان گرفتار قهر زمين شده اند. گويي برتارك آنان خون، بدبختي، درد و حرمان نقش بسته است. آنچه اين روزها در عراق اتفاق افتاده و مدتي قبل در سوريه رخ داد گويي جنايت انسان خونريز در متن بشريت امري متعارف شده است. پيدايش داعش طي بيش از يك سال نيازمند آسيب شناسي جدي است. اگر به عمق آن توجه كنيم و فارغ از هرگونه تعصب يا تعلق فكري به اين واقعه و حادثه تلخ بنگريم، بي تفاوتي قدرت هاي جهاني نسبت به مردم مظلوم سوريه و عراق، تباني شرم آور برخي دولت هاي منطقه از جمله تركيه، عربستان سعودي و امارات عربي متحده، رفتار پارادوكسيكال ايالات متحده امريكا و انگلستان، جاه طلبي هاي تفكر بعثي در دو جامعه شامات و بين النهرين همه و همه داراي نقش جدي بوده است.

عراق گورستان داعش :

نگاهي به نقشه جغرافيايي عراق و پراكندگي وسيع نيروهاي تروريست در انجام عمليات و توان لجستيك آنها و از همه مهمتر سلاحهاي پيشرفته و نقشه‌هاي عملياتي از پيش تهيه شده آنها پرده از توطئه بزرگي برمي‌دارد كه به واسطه پشتيباني همه جانبه حاميان گروه تروريستي داعش و عقبه خارجي آنها براي ضربه زدن به امنيت و يكپارچگي عراق و به آشوب كشيدن اين كشوردرجريان است. آنچه اين روزها مردم عراق را در عرصه‌هاي امنيتي و ميداني دچار يك شوك عجيب كرد و از سرعت وقوع آن غافلگير شدند، سرانجام با حضور به موقع و كارساز مراجع و علماي اين كشور كنترل شد و لبيك مردمي براي پيوستن به نيروهاي ارتش جهت مقابله با تروريست‌هاي داعش حاوي اين پيام بود كه عراق در صورت يك مديريت هوشيارانه و اتحاد و يكپارچگي عمومي مي‌تواند به گورستان داعش تبديل شود، گروه تروريستي كه عوامل متعددي در ايجاد،‌ابقا و دوام آن موثر بوده است.

وظیفه ی دولت های منطقه دربرابراین مولود آمریکایی :

آن دسته ازدولت‌هاي منطقه كه ديروز فرصت لازم را براي گروه‌هاي تندرو و جنايتكاري مانند داعش فراهم كردند وبه جان مردم سوريه وعراق انداختند،اكنون بايد نگران باشند كه اين گروه‌ها درهر يك از كشورهاي اسلامي مي‌توانند حضور داشته باشند وخود آنها را نيز تهديد كنند. حكامي كه مدت‌هاي مديد درصدد ایجاد اختلال درامنيت كشورهاي اسلامي وحتي عربي بودند، اكنون به جايي رسيده‌اند كه گروه‌هاي دست پرورده تروريستي رامخل امنيت خود مي‌بينند و مشاهده مي‌كنند كه با پول‌هاي نفتي چگونه مولودي آمريكايي و برآمده از افكار القاعده و طالبان را پرورش داده‌اند و به جان خود انداخته‌اند.اكنون دولت‌هاي منطقه تا فرصت دارند، ضمن حفظ انسجام در برابراين مولود آمريكايي، بايد زمينه‌هاي اين قبيل خشونت‌ها و تندروي‌ها كه به نام اسلام و مسلمانان صورت مي‌گيرد را از ميان ببرند و با همبستگي و وحدت دركنار مردم مسلمان كشورهاي منطقه قرارگيرند وبدانندكه اگرجنايتكاران داعش براثربي‌توجهي آنان برامورمسلمين مسلط شوند، نامي ازاسلام باقي نخواهند گذاشت و طبعاً از حكمراني آنان نيز اثري باقي نخواهد ماند.

 

چهارشنبه : 1393/4/18- 11رمضان1435- 9جولای2014

اعتدال خوب است ؛ افراط محکوم - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 11:20 قبل از ظهر

اعتدال خوب است ؛ افراط محکوم                         

اسدالله افشار

 حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی، عصرروزدوشنبه مورخ16تیر1393 در دیدار مسئولان، کارگزاران و جمعی از مدیران ارشد دستگاه‌های مختلف کشوری و لشگری، ضمن بیان نکاتی بسیار مهم در زمینه مسائل داخلی و خارجی، تلاش پیچیده و چند جانبه برای ایجاد اختلال در محاسبات مسئولان و دستگاه‌های جمهوری اسلامی را مهمترین هدف کنونی استکبار بویژه آمریکا خواندند و با اشاره به اوضاع حساس منطقه و جهان و قرار گرفتن در یک پیچ حقیقی تاریخی تأکید کردند: جمهوری اسلامی بر مبنای عناصر اصلی محاسبات عقلانی خود یعنی «اعتماد به پروردگار و سنن آفرینش» و «شناخت دشمن و بی‌اعتمادی به او»، راه پرافتخار خود را با تکیه بر مردم، بهره‌گیری از تجربه‌ها و تلاش و مجاهدت پیگیر برای تحقق آرمان‌های ملت ادامه می‌دهد.

رهبر انقلاب اسلامی در این سخنرانی به شعار دولت یازدهم، یعنی «اعتدال» اشاره کردند و افزودند: اعتدال شعار بسیار خوب و مورد تأیید است زیرا افراط همواره محکوم است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای یک سفارش به دولت درخصوص شعار «اعتدال» کردند و گفتند: مراقب باشید که برخی در صحنه سیاسی کشور، با شعار اعتدال، جریان‌های مؤمن را کنار نزنند زیرا همین جریان مؤمن است که در مواقع خطر زودتر از همه سینه سپر می‌کند و در مشکلات نیز، دولت را به طور واقعی کمک می‌کند.

ایشان تأکید کردند: اعتدال همان اسلام است. یعنی مقابله شدید با کفار و مهربانی با یکدیگر، یعنی امر به معروف و نهی از منکر. اعتدال به این معنا نیست که از کارهایی که جریان مؤمن، احساس وظیفه می‌کند، جلوگیری کنیم.

اکنون این قلم با توجه به بیانات رهبرمعظم انقلاب درخصوص اعتدال؛ نکاتی را یادآورمی شود :

یکم) معناي«اعتدال»‌ ، بهره‌گيري از تمام ظرفيت‌ها‌ي سياسي و اجتماعي براي پيشبرد امورات جامعه ا ست. موضوعي كه با توجه به روندها و فعاليت‌ها‌ي موجود در اغلب جاها به هدررفت ظرفيت‌ها‌ و كشاندن آنها به وادي‌ها‌ي بيهوده يا پراكنده منجرشده است .

«اعتدال»نبايدبه معناي«كوتاه آمدن»،«عقب‌نشيني»و«ازدست دادن منافع»تعبيرشود بلكه به معناي بهره‌گيري ازبهترين روش براي پيشبرد امورات وتحقق منافع مطرح باشد.جامعه ايران با توجه به تاريخ مفصل خود وهمچنين فرصت انقلاب اسلامي‌ ازموقعيت منحصر بفردي برخورداراست تا تبلور درستي از ظرفيت‌ها‌يش داشته باشد و اين به سياست و فرهنگ سياسي جامعه ايراني بر مي‌گردد.

دوم) اعتدال و ميانه‌روي فضيلتي است كه در بدايت امر ريشه در علم اخلاق دارد و به منزله جدي‌ترين بحث در علم اخلاق از آن ياد مي‌شود. يك فرد اخلاقي كه روش اعتدال را در اعمال و رفتار خود برگزيده است، پيوسته مي‌كوشد ازرفتارهاي افراط وتفريط‌گونه و مواضع تند و مخرب دوري گزيند. حساب‌شده، خردورزانه وبه قاعده عمل نمايد. همواره پايان فعل اخلاقي خود رامحاسبه كند و به فرجام كارخود عنايت نشان ‌دهد.

سوم) دولتمرد اعتدال‌خواه مي‌كوشد در سياست‌ورزي بر محور عقلانيت عمل نمايد و عقل وتدبير و اميد را پشتوانه چرخه سياست خود قراردهد. مي‌كوشد از سخنان تنش‌زا و هزينه‌آور اجتناب ورزد و با فضاسازي‌هاي بيهوده واظهارات شوك‌آور موجبات اتلاف منابع و سرمايه را فراهم نياورد. سياستي را برمي‌گزيند كه به تخريب چهره ملي در ويترين جهاني منجرنشود واراده جهاني را عليه منافع ملي برنيانگيزاند. وبالاخره اينكه اعتدال به زعم دولتمرد اعتدال‌خواه قابليتي براي انتخاب و نتيجتا اتخاذ تصميم است.

چهارم) امروزجامعه ما بشدت نيازمند حركت به سوي "اعتدال" است. اعتدال بايد به بدنه جامعه تعميم داده شود و اعتدال بايد به يك فرهنگ تبديل گردد. اين هدف متعالي فقط هنگامي تأمين خواهد شد كه قواي سه گانه در تمام بخش‌ها و اجزاء، تعادل در حرف و عمل را رعايت كنند و سپس براي تبديل ساختن "اعتدال" به فرهنگ رايج در جامعه برنامه‌هاي عملي داشته باشند. اعتدال با شعار محقق نمي‌شود، با عمل مي‌توان اعتدال را در جامعه تعميم داد.

پنجم) دولت يازدهم می تواند ضمن استفاده ازتجربیات مثبت دولت های پیشین درجهت خلق فرصت هایی تازه بکوشد. آنچه که مسلم است راهبرد اعتدال می تواند قویترین عملکرد را داشته باشد چون همواره آرام ترین حرکات حامل بیشترین نیروها بوده اند. حرکت آرام وپیوسته والبته فزاینده می تواند نیروی خردورزی و تدبیررا با خود داشته باشد تا ضعف شتابزدگی وپرت شدن از مسیر اصلی را نداشته باشد.

ششم) تدبیر و امید می تواند دوبال پرواز برای حرکت به سوی افقی آکنده ازافتخاروسرافرازی باشد اگر فعل اعتدال را به خوبی درسیاست این سرزمین صرف کنیم. بنابراين اعتدال یک فرصت است فرصتی به وسعت ایران بزرگ تا کلیه افراد دلسوزی را که با قصد خدمت به مردم ونظام زیراین چتروسیع جمع        می شوند دربرگیرد.

هفتم) ما برای گسترش گفتمان اعتدال باید «منطق گفت‌وگویی» را گسترش داده و اجازه دهیم که نویسندگان و اندیشمندان حوزه‌های مختلف علوم اجتماعی وانسانی درفضایی بازوآزاد از طریق رسانه‌ها، دانشگاه‌ها، مراکز، مؤسسات فرهنگی به گفت‌وگو بپردازند و ما را نسبت به واقعیت وجودی‌مان آگاه کنند. ما باید بپذیریم که به تعبیر لوسین گلدمن روشنفکران واندیشه‌وران علوم اجتماعی به‌عنوان «وجدان بیدار جامعه»، کسانی هستند که «حداکثر آگاهی ممکن» ازجامعه وانسان رادارند. گفتمان اعتدال زمانی می‌تواند تداوم یابد وبه سرمنزل مقصودبرسد وخود را به‌عنوان گفتمان حاکم تثبیت کند که اندیشه‌ورزان وروشنفکران وفعالان علوم اجتماعی و انسانی را به‌عنوان نیروهای اصلی و مولد این گفتمان بسیج کند و فرصت‌ها و امکانات لازم برای آنها را مهیا سازد.

هشتم) گفتمان اعتدال نمی‌تواند بدون ورود به عرصه فرهنگ، جایگاه واقعی خود درسیاست را پیدا کند. من اگرچه می‌پذیرم که آنچه در صحنه عملی سیاست آشکار می‌شود فعالان سیاسی، سیاستمداران و به‌طورکلی نیروهای درگیردرمنازعات قدرت هستند،اما پشت صحنه مبارزه، رقابت جدی«منازعه برسرفرهنگ» است. این فرهنگ است که اکنون به مساله تبدیل شده است. افراط، تفریط واعتدال درجامعه ایران ازدرون فرهنگ تغذیه می‌شود. جامعه ایران به‌عنوان جامعه‌ای با تاریخ چندهزارساله و سرشار از نیروهای عاطفی وانسانی، نمی‌تواند سرنوشت سیاست را تنها به نیروهای سیاسی یا قواعد بازی سیاست بسپارد. این جامعه بیش ازهرچیز به فرهنگ تکیه دارد. گفتمان اعتدال دیریا زود باید راه خود را درفرهنگ پیدا کند.

نهم) اعتدال، نه از خصلت رادیکال برخوردار است و نه محافظه‌کار. اعتدال، همان قرار گرفتن در طریق وسطا است، و طریق وسطا همان صراط مستقیم است. اعتدال، به‌رسمیت شناختن بافت و تافت متکثر و متنوع جامعه است. اعتدال، مطلق و قدسي نكردن خود و پندارهاي خود، و سيرت و صورتي شيطاني نبخشيدن به رقباي خود است. اعتدال، پرهیز از باورهای منجمد و متصلب، و پرهیز از انجماد و انبساط‌های دفعی و فصلی سياسي ومرامي است. اعتدال، پرهیزازخشونت و تنش (درعرصه داخلی وخارجی)وپرهیزازدشمن‌سازی است. اعتدال، قانون‌مداری و اخلاق‌مداری ومردم‌مداری است. اعتدال، هرچیز و هر کس را بر اساس استعدادها و شایستگی‌های وجودی درجای مناسب خود قراردادن است.

دهم) درنظام جمهوری اسلامی مبنا، معیاروشاقول سنجش اعتدالگرایی،اعتقاد به اصل نظام اسلامی وآرمانهای انقلاب و اصول تفکری حضرت امام خمینی(ره) و اصل ولایت فقیه، وتوجه به منافع ملی وعمل درچارچوب قانون اساسی است. در واقع انحراف ازآنها به مفهوم افراط وتفریط وخروج ازاعتدال شمرده خواهد شد.

با توجه به سطورمذكور، هر جریانی که بخواهد«اعتدال» را مصادره و با رویکردهای متفاوت با اصول اساسی انقلاب، آرمان‌های حضرت امام(ره) و نظام جمهوری اسلامی آن را تعریف کند این خود خروج ازاعتدال خواهد بود.

یازدهم) مفهوم اعتدال به معنای محافظه کاری،سازشکاری وتسلیم دربرابرباج خواهی‌های نظام سلطه ویادست کشیدن ازحقوق حقه ملت بزرگ ایران وازدست دادن استقلال و عزت نفس نیست، بلکه فرصتی جدید برای بازنگری وآسیب شناسی گذشته وپرهیزاز تندروی های غیرمنطقی هزینه آفرین وحرکت درچارچوب الگوی«عزت، حکمت  ومصلحت» است. مفهوم اعتدال وگفتمان اعتدالگرایی نباید به معنای طرد ورد گفتمان‌های قبلی فرض شود، بلکه باید آن را  به نوعی اصلاح کننده،تکمیل کننده وبرآیند همه گفتمان های قبلی دانست که بادرک شرایط زمانی و وضعیت موجود کشور مطرح شده است.البته آنچه که مسلم است توفیق این گفتمان نیز باید در فرایند شکل گیری دولت ودرانجام امور به منصه ظهوردرآید ودرعمل موفقیت آن به اثبات برسد.

دوازدهم)درپهنای سیاست ایران،فارغ ازدوگانه اصولگرا واصلاح طلب بودن، درمیان ستیزها و سازش‌هاي مرسوم، گروه‌ها و کسانی هستند که ازتخالف منابع رزق مي‌جویند وخود را درجریانهای متضاد سیال مي‌بینند، این دو زیست بودن پدیده‌ي تازه ای نیست و همیشه با زد و بند‌هاي غیراخلاقی یا به تعبیری رفتار ماکیاولیستی الفت داشته است، که باز تعریف وآسیب شناسی مفهوم اعتدال در فضای بطئی تجربه این رویه، مي‌تواند از استمرار تذ بذب سیاسی و بروز رفتارهای فرصت طلبانه قدری بکاهد.

امیدواریم دولت اعتدال نصایح رهبری معظم انقلاب را نصب العین قرارداده ودرتحقق آنها کوشاباشند.

 

سه شنبه : 1393/4/17- 10رمضان 1435- 8جولای2014

 

 

 

 

 

ضرورت حل بحران ايجاد شده درعراق - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 10:37 قبل از ظهر

ضرورت حل بحران ايجاد شده درعراق             

اسدالله افشار

ایران،حل بحران کنونی عراق را در توان داخلی دولت و ملت عراق می‌داند و همه تلاش خود را در تقویت همگرایی داخلی بخش‌های مختلف پازل قدرت در عراق معطوف کرده و نشانه‌های موفقیت این سیاست را می‌توان در نزدیکی مواضع بخش‌های مختلف حاکمیتی و مردمی در عراق مشاهده کرد. آگاهان سیاسی به خاطر دارند که حدود 7 ماه پیش نزدیک به بیست میلیون شیعه عراقی در روز اربعین حسینی در کربلا حضور پیدا کردند و قدرت و عرق ملی و مذهبی خود را به رخ جهانیان کشیدند. چگونه ممکن است چنین مردمی حریف چند هزارتروریست مزدورنشوند؟ ازسوی دیگر برخلاف سوریه که نیروهای آن تجربه درگیری‌های داخلی و مواجهه فراگیر با پدیده تروریزم را نداشتند و تنها به ارتش کلاسیک خود متکی بود، عراق دست‌کم 30 سال تجربه چنین درگیری‌هایی را دارد و سازمان‌های شبه نظامی نظیر سپاه بدر، جیش‌المهدی، عصائب حق و... را دراختیار دارد ومی‌تواند درمدت کوتاهی مناطق اشغال شده درسه استان سنی‌نشین را آزاد نماید.

مخمصه عجیب آمريكا درعراق :

آمریکا در عراق به مخمصه عجیبی گرفتار آمده است. تغییر دولت در عراق از طریق تروریزم وحشی آخرین شانس و ابتکارآمریکا به حساب می‌آمد . اگر دولت کنونی عراق از این بحران، سربلند بیرون آید كه خواهد آمد ، مسلما دولت عراق به اصلاح «نظم کنونی» و مسامحه‌های خسارت‌باری که در اعمال حق حاکمیتی اکثریت انجام شده، مبادرت می‌ورزد. ارتش عراق قطعا اصلاح جدی خواهد شد و از وضع متفرق کنونی به وضع منسجم تبدیل می‌شود. کما اینکه این اصلاحات جدی، دستگاه امنیتی عراق را نیز دربر خواهد گرفت. این ضمن آنکه موضع دولت در مواجهه با اختلافات داخلی را تقویت کرده و به آن امکان فیصله‌دهندگی می‌دهد، آمریکا و رژیم‌های ترکیه و عربستان را به شدت نگران می‌کند.

كارشناسان وبحران عراق :

علیرغم هیاهوهای فراوان وعملیات روانی گسترده‌ای که با محوریت طرف‌های بین‌المللی و منطقه‌ای صورت می‌گیرد، كارشناسان خبره درامورخاورميانه براين باورند كه ؛ اولاً این یک بحران فراگیر نیست و علی‌الاصول ازسه استان سنی‌نشین الانبار، صلاح‌الدین ونینوا فراترنخواهد رفت. البته تروریست‌ها در آینده هم مثل گذشته سعی می‌کنند ازطریق اقدامات امنیتی- بمب‌گذاری- ونه نظامی استانهای مرکزی وجنوبی وشرقی- که عمدتاً شیعه‌نشین می‌باشند- را ناامن کنند . کما اینکه این استانها علیرغم شهدایی که نثاراستقلال عراق و حاکمیت ملی خود کرده‌اند، هیچ زمان به اشغال تروریست‌ها در نیامده‌اند.

البته این سخن به این معنا نیست که سیطره نسبی تروریست‌ها درسه استان سنی‌نشین اهمیت ندارد. چطور می‌توان بحران سه استانی که اگرچه حداکثر۱۸درصد جمعیت عراق را به خود اختصاص داده‌اند، ۴۶درصد خاک عراق را شامل می‌شوند، کم اهمیت دانست و نیز چگونه می‌توان تأثیراین بحران براستانهای همجوار، ازجمله نجف وکربلا را نادیده گرفت. صحبت بر سراین است که یک موج تبلیغاتی وانمود می‌کند که این موج آنقدر قدرت دارد که می‌تواند حکومت را در بغداد ساقط کرده و برکل عراق سیطره یابد. این گروه اگراینقدر قدرت دارد چرا درسوریه شکست خورده و دائماً در حال فرار است؟ این در حالی است که قدرت مذهب، مردم و دولت در عراق بیش از سوریه است.

مواجهه عربستان باموانع جدي درعراق :

برخي تحليل گران برجسته ايراني درحوزه ي بين المللي اعقاد دارند؛ بحران در عراق زودتر از بحران در سوریه به ضعف می‌گراید چرا که عربستان بعنوان مهمترین حامی تروریزم در منطقه با موانع جدی‌تری در عراق مواجه می‌باشد. در عراق نزدیک به ۶۰درصد جمعیت را شیعیان و نزدیک به ۲۰درصد را کردها تشکیل می‌دهند و این دو گروه بزرگ عراقی به یکدیگر وابستگی و دلبستگی تاریخی و سیاسی دارند. عربستان نمی‌تواند به اهل سنت عرب عراق- ۱۷درصد جمعیت- تکیه کند چرا که از یک سو اکثریت سنی‌ها در عراق به عربستان خوشبین نیستند و از سوی دیگر وقتی دامنه بحران در عراق بالا می‌گیرد بیش از هر طایفه‌ای، به سنی‌ها لطمه می‌زند کما اینکه این روزها آنان از دو سو در معرض آسیب قرار گرفته‌اند.حجم کشته‌ها در عراق در این دو استان صلاح‌الدین و الانبار از هر جای دیگر عراق بیشتر است. طبعاً اهل سنت برای مدت طولانی نمی‌توانند این وضع را تحمل کنند. در سطح بین‌المللی نیزآن حمایتی که از تروریزم در سوریه امکانپذیر بود در عراق امکان‌پذیر نیست وازاین روحمایت غرب از تروریزم درسوریه آشکار و در عراق پنهانی صورت می‌گیرد.

د شمنان درصدد تحقق تجزيه عراق :

درحال حاضر، آمريكا، انگليس، عربستان سعودي، رژيم صهيونيستي و بعضي شيخ نشين‌هاي خليج فارس، بدون آنكه با صراحت چيزي بگويند، درصدد تحقق تجزيه عراق و تقسيم آن به سه كشور هستند. اين توطئه هر چند ممكن است در اثر هوشياري مردم و اقدامات مرجعيت به مرحله عمل نرسد، ولي از سخنان ديروز رهبران كردهاي عراق كاملاً پيداست كه به مرحله‌اي رسيده كه مي‌تواند براي مسئولان عراقي و مردم اين كشور دردسرساز باشد.نكته مهم اينست كه اگر توطئه تجزيه عراق به سه كشور كردستان، عراق اهل سنت و عراق شيعه به اجرا درآيد، اين واقعه بيش از همه به زيان كردها خواهد بود. كردها هر چند ممكن است اين واقعه را گام اول براي يكپارچه ساختن كردستان شامل مناطق كردنشين عراق، سوريه، ايران و تركيه بدانند، ولي اولاً تحقق چنين رؤيائي بسيار دور از واقعيت است و ثانياً هر قدم كه در اين زمينه برداشته شود، كردها را با مشكلات فراواني مواجه خواهد كرد كه قطعاً از ادامه چنين طرحي پشيمان خواهند شد. آمريكا، انگليس، رژيم صهيونيستي و همراهان منطقه‌اي آنها كه از تجزيه عراق حمايت مي‌كنند، نه خيرخواه كردها هستند نه اهل سنت عراق و نه شيعيان اين كشور. غربي‌ها مطامع استعماري خود را دنبال مي‌كنند، ‌صهيونيست‌ها به دنبال امنيت و گسترش قلمرو نفوذ خود در منطقه خاورميانه و تحقق شعار "از فرات تا نيل" هستند و شيوخ مرتجع عرب نيز چشم ديدن يك عراق قدرتمند با حكومت مردمي را كه حجتي است براي ملت‌هاي منطقه ندارند.

ضرورت وحدت و مدیریت یکپارچه درعراق :

مجموعه رهبران سیاسی شیعه از گروه‌های گوناگون دربرابرانتقاد مردم عراق قرارگرفته‌اند که با سهم خواهی خود از هرم قدرت سیاسی عراق ومشغول شدن به بازی‌های سیاسی، موجب تضعیف دولت مستقر در عراق شده‌اند و امروز نتیجه رفتارهای غلط سیاسی خود وتشدید اختلاف‌ها را دریورش تروریستی داعش با همراهی هواداران رژیم صدام از بعثی‌های گذشته می‌بینند. مهمترین عامل داخلی این تهاجم تروریستی و البته موفقیت‌ نسبی آنها در اشغال چند شهر در عراق، ضعف مجموعه حاکمیت در بغداد است که بجای وحدت برای مدیریت یکپارچه در عراق، دچار تفرقه شدید سیاسی شدند و اساس کار خود را، تصاحب بیشتر از سهم سیاسی وقدرت قرار دادند. از شرایط امنیتی در کشور غافل شدند و میدان را برای مانور دشمنان بازگذاشتند. اگر چه امروز نخست وزیرعراق ازتوطئه سازمان یافته در خارج از عراق، بخصوص از چند کشور عربی همسایه می‌گوید، اما همین توطئه طراحی شده، بستراجرایی مناسب خود را در ضعف وتشدید اختلاف‌های درونی در حاکمیت عراق پیدا کرد.

 دولت آمريکا به دنبال فرصت طلبي سيا سي درعراق :

دولت آمريکا به دنبال فرصت طلبي سياسي درعراق است و به دنبال اين است که برنده قانوني رقابت سياسي را با فشارغيرقانوني ازحقوق اش منصرف کند. متوهم است که بتواند ايران را درجريان مذاکرات هسته اي به بهانه گسترش همکاري‌هاي منطقه اي با خودهمراه کند. پيامدهاي اين سياست حتي اگردرکوتاه مدت جايگاه آمريکا را نزد متحدان عرب اش در منطقه ارتقا دهد، در بلند مدت منافع اين کشور را تهديد مي کند. عراق کشوري است که پس ازسال ها خفقان زيرچکمه استبداد بعثي، دارد اندکي طعم دموکراسي و حاکميت قانون را تجربه مي کند. کشوري است که فارغ از نحسي داعش، هنوز در تعريف و تثبيت هويت واحد ملي اش موفق نشده و در ابتداي راه است. پرونده عراق همچنان در وزارت خارجه و وزارت دفاع آمريکا بازاست و بدون شک به عنوان کارنامه مداخله سياسي و نظامي ايالات متحده در خاورميانه مورد قضاوت قرار مي گيرد.

تنها راه حل منطقي و قانوني براي حل بحران ايجاد شده درعراق:

در اين شرايط راه حل منطقي همان است که مرجعيت شيعي در عراق آن را توصيه کرده است. مقابله نظامي در قالب ارتش عراق و بسيج مردمي با فتنه فرقه اي و تروريستي در اين کشور، همزمان با ادامه روند سياسي براي تشکيل دولت جديد در موعد مقرر تنها راه حل منطقي و قانوني براي حل بحران ايجاد شده در عراق است. دادگاه فدرال عراق نتايج انتخابات پارلماني را تاييد کرده است. قانون اساسي اين کشورنيززمان بندي مشخصي را براي تشکيل مجلس، انتخاب رئيس مجلس، انتخاب رئيس جمهور و نخست وزير و تشکيل دولت جديد ارائه کرده است که مرجعيت در عراق بر پايبندي به اين زمانبندي تاکيد ويژه دارد.

جان كلام :

شرایط کنونی عراق ازپیچیدگی خاصی برخورداراست. باید توجه داشت موقعیت فعلی شیعیان عراق ـ که در بر گیرنده برخی امتیازات سیاسی و اقتصادی و اجتماعی است ـ در شرایطی شکننده قرار دارد. پایداری این موقعیت از دشواری هایی برخورداراست. زیرا ازیک سو آمریکا و اردوگاه غرب خواهان تغییر جغرافیای سیاسی به نفع شیعه نیست و بنابراین تمام تلاش خود را به کار خواهند گرفت تا همه امکانات را برای تضعیف جبهه شیعیان در عراق و منطقه فراهم آورند و از سویی دیگر با توجه به مخالفت سنیان عراق و بخصوص جریان سلفی و تکفیری و همچنین سردمداران سنی منطقه ـ که قدرت گرفتن شیعیان را با جریان سنتی و سکولار حاکم در کشورهای متبوع خود در تضاد می بینند ـ به صورت کاملا هماهنگ مخالفت های خود را علیه نیروهای سیاسی شیعی ابراز می دارند.بنابراین عراق صحنه ای است که خواست های سیاسی بازیگران متفاوت و متناقضی را که درآن به ایفای نقش می پردازند، در هم تنیده ضعف و سستی و اشتباه استراتژیک هر یک از آنان واکنش سرسخت رقیب را در پی خواهد داشت.

به هرصورت یکی ازعوامل مهم نابسامانی اجتماعی و سیاسی کنونی عراق، دخالت نظامی دولت ایالات متحده دراین کشوراست که طی سال های گذشته به بهانه مبارزه باتروریسم و با هدف ایجاد آرامش درمنطقه و رفع نگرانی های جامعه جهانی صورت گرفت اما اززمانی که دیکتاتوربغداد سرنگون شد، فرصت مناسب برای رشد و گسترش فعالیت گروه های افراطی درعراق به وجود آمد و این روند همچنان ادامه دارد.

شنبه : 1393/4/14- 7رمضان1435-  5 جولاي2014

 

 

 

نماد روز قلم برای تجلیل - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 10:28 قبل از ظهر

به بهانه 14تير؛ روزقلم

 نماد روز قلم برای تجلیل               

 اسدالله افشار

 حافظ سخن بگوی که بر صفحه جهان              این نقش ماند از قلمت یادگار عمر

 امروزه و در دنیای کنونی، تنها راه مبارزه با ستم و ستمگری و استکبار، حَربه نظامی نیست؛ بلکه به اعتقاد اندیشمندان، کار فرهنگی همواره پاسخ مثبت‏تری در مقایسه با جنگ نظامی به دست می‏دهد. بر این اساس، باید به قلم و قلم به دست گرفتن، با دید دیگری نگریست؛ چنان که رهبر فقید انقلاب، حضرت امام خمینی رحمه‏الله فرمود: «قلم، یک اسلحه است» و شاعری نیز سروده است:

هان اهل قلم! قلم تفنگ است امروز    برگیر سلاح خود، که جنگ است امروز

 برخیز که بی‏بهانه، سنگر گیریم             در خانه، به هر بهانه، ننگ است امروز

 قلم‏های متعهد در طول تاریخ :

چه بسیار نویسندگان آگاه و شجاعی که شهید قلم گشته و از قلم خونین خویش، بر دار آویخته شدند. آنکه تیغ تیز قلم را برمی‏گیرد و کفنی سپید از کاغذ می‏پوشد، رنگ نوشته‏هایش خون اوست که در این میدان می‏ریزد و درچنین معرکه‏ای، سرِ قلمزن، سپر اوست و جانش، آخرین تیر ترکش وجودش. چه دست‏هایی قلم شده تا قلم‏ها در دست پاکان قرار گیرد. در طول تاریخ، قلم‏های متعهد و آگاه، همواره از سوی مستبدان غالب، آزادی نداشته‏اند و تازیانه توقیف، بر پیکر نوشته‏هایی که از خون دل این قلم‏ها تغذیه و سیراب می‏شده‏اند، خطی کبود یا سرخ بر جای می‏گذاشته‏اند. تکلیف صاحب قلم هم که معلوم است؛ او قلم را سلاحی در برابر ستم و ستمگر می‏داند؛ چنان که جلال آل احمد می‏گوید: «قلم این روزها برای ما شده یک سلاح... و بریده باد این دست، اگر نداند که این سلاح را کجا باید به کار برد».

قلم ؛ پل ارتباطي گذشته و آينده بشر:

قلم مقسّم دوران تاريخ و ماقبل تاريخ است،حافظ علوم و دانشها، پاسدار افکار انديشمندان، حلقه اتصال فکري عالمان، و پل ارتباطي گذشته و آينده بشر است؛ و حتي ارتباط آسمان و زمين نيز از طريق لوح و قلم حاصل شده است. قلم انسانهايي را که جدا از هم، از نظر زمان و مکان زندگي مي کنند پيوند مي دهد، گويي همة متفکران بشر را در تمام طول تاريخ و در تمام صفحة روي زمين در يک کتابخانه بزرگ جمع مي بيني!

قلم رازداربشر وخزانه دار علوم، و جمع آوري کننده تجربيات قرون واعصار است، و اگر قرآن به آن سوگند ياد مي کند به همين دليل است و البته قلم وسيله اي براي  ما يسطرون  و نوشته ها، که قرآن به هردو سوگند ياد کرده است. زيرا براساس يک تفسيرمنظورازقلم تعليم کتابت است و براساس تفسيرديگر علومي است که از طريق کتابت به انسان مي رسد.

قلم، سرچشمه تمدن‏هاى بشرى :

قلم، سرچشمه تمدن‏هاى بشرى و منشأ پيشرفت و تكامل علوم، و بيدارى انديشه‏ها و افكار و شكل گرفتن مذاهب، و منشأ هدايت و آگاهى بشر بوده است، بدان حد كه دوران زندگى بشر با پيدايش قلم (خط) به دوران «تاريخى» و دوران «ما قبل تاريخ» تقسيم مى‏شود. دوران تاريخ زندگى انسان از زمان اختراع خط آغاز مى‏شود؛ زمانى كه انسان توانست ماجراى زندگى‏اش را بر صفحات نقش نمايد و سطورى بر صفحه كاغذ و شبيه آن به يادگار گذارَد.قلم، حافظ علوم و معارف، پاسدار افكار انديشمندان، حلقه اتصال فكرى علما، و پل ارتباطى گذشته و آينده است، و حتى ارتباط آسمان و زمين نيز از طريق لوح و قلم حاصل شده است.قلم، ابزارى است كه انسان‏هاى جدا از هم ـ از نظر زمان و مكان ـ را پيوند مى‏دهد؛ به طورى كه گويى همه متفكران اعصار گذشته را، كه در تمام نقاط زمين به سر مى‏برند، در يك كتابخانه عظيم، جمع مى‏بينيم.

قلم‏هاى نويسندگان حقيقت‏گرا؛ عامل بقاى قدرت سالم در حكومت ها :

قلم‏هاى نويسندگان حقيقت‏گرا وفضيلت‏خواه و واقع‏بين، عامل بقاى قدرت سالم در حكومت‏اند و هرگز حكومت سالم به جنگ اهل قلم نمى‏رود و در حكومت سالم شمشير و سرنيزه در مقابل «قلم» قرار نمى‏گيرد؛ زيرا همين كه قلم‏ها شكسته شد و زبان مردان حق گو و حق‏شناس در دستان حاميان خنياگرى قرار گرفت، به جاى غلبه شرف و فضيلت، باطل و رذيلت رشد مى‏كند، حقْ خريد و فروش مى‏شود، انصاف و مروت در اختيار وقاحت و نامردى قرار مى‏گيرد و دلائل و شواهد فراوان وجود دارد كه چنين جوامعى را اگر كوه‏هاى زر و طلاى بى غش حمايت كنند در قِبال آتشفشان توفنده تاريخ ياراى مقاومت نخواهد داشت و چون دودى بر هوا خواهد رفت. آن روز كه جنگجويان قهرمان به شمشيرهاى خود سوگند ياد كنند، و آن را اسباب بزرگى و افتخار بشمرند، براى قلم نويسندگان همين افتخار و سربلندى در تمام دوران جهان بس كه خداوند سوگند به قلم ياد كرده است، نه به شمشير.

جان كلام :

درصفحات تقویم، چهاردهم تیرماه با عنوان «روز قلم» به خود جلوه ای دیگر بخشیده است. نام گذاری این روز به نام قلم، بی ارتباط با تاریخ کهن متمدن و فرهنگ ساز این سرزمین نیست. ابوریحان بیرونی در کتاب آثار الباقیه خود آورده است که چهاردهمین روز از تیرماه را ایرانیان باستان، روز تیر (عطارد) می نامیدند. از طرفی سیاره تیر یا همان عطارد، در فرهنگ ادب پارسی، کاتب و نویسنده ستارگان است. به همین مناسبت این روز را روز نویسندگان می دانستند و گرامی می داشتند.ارزش و کرامت قلم بسیار بالاتر از آن است که برای بزرگداشت آن و صاحبانش به اختصاص دادن روزی در تقویم به آن بسنده کنیم. این ساده ترین شعار برای تجلیل از مقام قلم و ارباب قلم است. نماد روز قلم برای تجلیل، تجلیل و پیشرفت نویسندگان و نوشته ها، فقط یک تلنگر است. در این روز با گرامی داشت یاد و خاطره اهالی قلم و تجلیل از آثار ایشان، شاید بتوانیم گوشه ای از زحمات طاقت فرسای آنان را قدردان باشیم.

 

چهارشنبه: 1393/4/11- 4رمضان1435- 2جولاي2014

سبك زندگي بر مبناي خدامحوري - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 10:14 قبل از ظهر

سبك زندگي بر مبناي خدامحوري                      

 اسدالله افشار

 

ما اگر پيشرفت همه‌جانبه را به معناى تمدن‌سازى نوين اسلامى بگيريم - بالاخره يك مصداق عينى و خارجى براى پيشرفت با مفهوم اسلامى وجود دارد؛ اينجور بگوئيم كه هدف ملت ايران و هدف انقلاب اسلامى، ايجاد يك تمدن نوين اسلامى است؛ اين محاسبه‌ى درستى است - اين تمدن نوين دو بخش دارد: يك بخش، بخش ابزارى است؛ يك بخش ديگر، بخش متنى و اصلى و اساسى است. به هر دو بخش بايد رسيد.

 آن بخش ابزارى چيست؟ بخش ابزارى عبارت است از همين ارزشهائى كه ما امروز به عنوان پيشرفت كشور مطرح ميكنيم: علم، اختراع، صنعت، سياست، اقتصاد، اقتدار سياسى و نظامى، اعتبار بين‌المللى، تبليغ و ابزارهاى تبليغ؛ اينها همه بخش ابزارى تمدن است؛ وسيله است.

اما بخش حقيقى، آن چيزهائى است كه متن زندگى ما را تشكيل ميدهد؛ كه همان سبك زندگى است كه عرض كرديم. اين، بخش حقيقى و اصلى تمدن است؛ مثل مسئله‌ى خانواده، سبك ازدواج، نوع مسكن، نوع لباس، الگوى مصرف، نوع خوراك، نوع آشپزى، تفريحات، مسئله‌ى خط، مسئله‌ى زبان، مسئله‌ى كسب و كار، رفتار ما در محل كار، رفتار ما در دانشگاه، رفتار ما در مدرسه، رفتار ما در فعاليت سياسى، رفتار ما در ورزش، رفتار ما در رسانه‌اى كه در اختيار ماست، رفتار ما با پدر و مادر، رفتار ما با همسر، رفتار ما با فرزند، رفتار ما با رئيس، رفتار ما با مرئوس، رفتار ما با پليس، رفتار ما با مأمور دولت، سفرهاى ما، نظافت و طهارت ما، رفتار ما با دوست، رفتار ما با دشمن، رفتار ما با بيگانه؛ اينها آن بخشهاى اصلى تمدن است، كه متن زندگى انسان است.

اگر ما در اين بخشى كه متن زندگى است، پيشرفت نكنيم، همه‌ى پيشرفتهائى كه در بخش اول كرديم، نميتواند ما را رستگار كند؛ نميتواند به ما امنيت و آرامش روانى ببخشد؛ همچنان كه مى‌بينيد در دنياى غرب نتوانسته. در آنجا افسردگى هست، نااميدى هست، از درون به هم ريختن هست، عدم امنيت انسانها در اجتماع و در خانواده هست، بى‌هدفى و پوچى هست؛ با اينكه ثروت هست، بمب اتم هست، پيشرفتهاى گوناگون علمى هست، قدرت نظامى هم هست. اصل قضيه اين است كه ما بتوانيم متن زندگى را، اين بخش اصلى تمدن را اصلاح كنيم. البته در انقلاب، در اين بخش، پيشرفت ما چشمگير نيست؛ در اين زمينه، ما مثل بخش اول حركت نكرديم، پيشرفت نكرديم. خب، بايد آسيب‌شناسى كنيم؛ چرا ما در اين بخش پيشرفت نكرديم؟

پیشرفت حقیقی یا عقب گرد با تغییر سبک زندگی :

سبک زندگی، به آرامی و آهسته در طول زمان، تغییر می‌کند. تغییر سبک زندگی، همیشه به امور داخلی فرد مربوط نمی شود بلکه بخش وسیعی از آن به صورت اجتماعی صورت می پذیرد. تغییر سبک زندگی، می تواند یک جامعه بزرگ را به سوی پیشرفت حقیقی یا عقب گرد سوق دهد.غربیان، برای آن که بتوانند تسلط خود را بر ملت های مشرق زمین، پایدار و مستحکم نمایند طی قرن ها کار فرهنگی خزنده ـ تهاجم فرهنگی ـ تمام تلاش خود را بر تغییر سبک زندگی آنان، متمرکز نمودند و در بسیاری موارد، به نتایج دلخواه خود نیز رسیدند.

شبیه سازی استعمارنوبراي تغييرسبك زندگي :

دراستعمار نو، بنابراین است که بیگانگی واشغالگری به نحو ظریفی از خاطره‌ها زدوده شود و نه تنها ملت مورد هجوم انگیزه ای برای مقابله نداشته باشند بلکه حضور استعمار و پذیرش آن، به عنوان یک «ضرورت» تلقی شود.تغییر سبک و ذائقه در این نوع تهاجم و دوره استعمار نو خیلی مهم است. غربی‌ها ابتدا جریانی در سطح نخبگان و مسئولان در کشورهایی مثل ایران، به راه انداختند که از آن به عنوان «شبیه سازی» یاد می‌شود. یعنی شبیه سازی از سوی ملت مورد هجوم، با راهنمایی و مدیریت نخبگان و مسئولان یاد شده.ملت مورد هجوم، به علت تحقیری که بر او وارد می‌شود، سعی می‌کند خود را شبیه مهاجمین کند. مهاجمین نیز سعی دارند تمدن، تفکر و سبک زندگی خود را برتر نشان دهند. از طرف دیگر، آن ها نوعی احساس حقارت در برخی کشورها و ملت‌ها به وجود می‌آورند و پایه ای می‌شود برای شبیه کردن به بیگانگان و کفار، که در فرهنگ و متون دینی ما این شبیه سازی، مذمت شده و ناپسند است.پیامبر اکرم(ص) حدیثی دارند که همین موضوع را متذکر ‌شده و می‌فرمایند: «اگر قومی خودش را شبیه قومی دیگر کند، از آن ها محسوب می‌گردد». این یعنی دور شدن از هویت خودش.جامعه اسلامی، از سبک زندگی مخصوص خود برخوردار است؛ از نوع پوشش گرفته تا سخن گفتن و غذا خوردن و رفت و آمد و بنابراین در چارچوب جهان بینی الهی، ما باید سبک زندگی خودمان را داشته باشیم.

رابطه عقل معاش با سبک زندگی :

اسلام برای عقل جایگاه رفیعی قائل است و آن را برای رسیدن به زندگی الهی و کمال واقعی ضروری می‌داند. در اسلام منافع دنیا و آخرت در کنار یکدیگر دیده شده است؛ به طوری که نه دنیا را نفی می‌کند و نه آخرت را؛ در صورتی که در عقلانیت غربی، زندگی آرمانی و رسیدن به امیال و آرزوهای نفسانی به همراه نفی ارزش‌ها، محور اعمال و زندگی فرد قرار می‌گیرد. در نتیجه‌ی این تفکر، همه‌ی وسیله‌ها جهت رسیدن به زندگی برتر دنیایی مشروعیت می‌یابد. با بررسی متون اسلامی می‌توان راه‌حل برون‌رفت از بحران دنیای مدرن را یافت. دین مبین اسلام عقل معاش یا همان عقل زندگی را در کنار عقل معاد، برای رسیدن به زندگی سعادت‌مندانه، معرفی کرده و آن را مبنای عمل انسان قرار داده است.عقل معاش در دین اسلام به تدبیر در زندگی گفته می‌شود و در واقع همان عقل اقتصادی و اجتماعی است که به فرد توانایی فعالیت مؤثر و داشتن برنامه در تمامی امورات زندگی، محاسبه، کنترل، تلاش، فعالیت، بهینه‌سازی زمان، اقتصاد و به طور کلی عاقلانه برخورد کردن با همهی پدیده‌های مرتبط به زندگی را می‌دهد. به تعبیری می‌توان آن را همان عقلانیت ابزاری دانست؛ با این تفاوت که عقلانیت ابزاری مدرنیسم، انسان‌محور است؛ اما عقل معاش، که در دین اسلام به آن تدبیر زندگی هم گفته می‌شود، توحیدمحور است. در نتیجه می‌توان عقل معاش را همان سبک زندگی توحیدمحور دانست که در آن هدف وسیله را توجیه نمی‌کند و این عقل معاش در کنار عقل معاد، که در حقیقت جهان‌بینی و ایدئولوژی زاده‌ی آن است، می‌تواند سعادت دنیا و آخرت انسان را تأمین کند و او را از گرداب هلاکت نجات بخشد.

« سبک زندگی» در معرض تغییر:

«سبک زندگی» پیوسته و دایمی نبوده و طی دوران عمر بشر، در معرض تغییر قرار می گیرد. زیرا ممکن است شخص در زمان روبرو شدن با دیگر انسان‌ها و همزیستی با آنان، عادت‌هایی را از آن ها الگوبرداری کرده و به شیوه ی زندگی خود، اضافه کند. همچنین امکان دارد بر اثر تاثیرپذیری از اطرافیان، عادتی از مجموعه عادت‌های سبک زندگی خود را تغییر دهد.حال سوال این است که الگوبرداری از رفتار دیگران که آگاهانه یا ناخواسته، اتفاق می‌افتد و گاهی تغییر اساسی در باورها و اعتقادات را نیز پدید می‌آورد، چرا مورد غفلت واقع می‌شود؟!امروزه شاهدیم که فیلم‌های سینمایی، تلویزیون، اینترنت و مطبوعات، رفتارهای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و را در وضعیتی ناخواسته به آدمی، تلقین می کنند که قطعا دارای پشتوانه ی عقیدتی می باشند هر چند که سخنی از «اعتقادات» به میان نیاید یا حتی گفته شود که ربطی به «عقاید» ندارد.از طریق رسانه های یاد شده، «پیام‌های بازرگانی» هر ساعت و روز، در معرض دید بینندگان قرار می گیرند و بخشی از اوقات فراغت و تفریحات ما را پر کرده، و مردم را به سوی خرید بیشتر، تشویق می‌کنند.هر کسی که هم می خواهد خرید بیشتری داشته باشد، ناگزیر باید از امکانات و پشتوانه ی اقتصادی قویتری نیز برخوردار باشد، و تحقق این مسئله به دو امر دیگر بستگی دارد: اول ـ  کار و تلاش بیشتر در طول شبانه روز.

دوم ـ  کار بیشتر نیز مستلزم کاستن از استراحت و تحمل انواع رنج ها می باشد.

 نگاه آسيب شنا سانه به وضعيت فرهنگي و به خصوص سبك زندگي كنوني ايرانيان :

نگاه آسيب شناسانه به وضعيت فرهنگي و به خصوص سبك زندگي كنوني ايرانيان، ما را وامي دارد تا مشكلات فرهنگي خود را تنها ناشي از تهاجم فرهنگي نظام سلطه نبينيم. مشكلات جامعه را بايد به درستي شناسايي كرد ومجراي اصلاح آن را نيز روشن نمود. بسياري از ما اين نكته را در نقد وضع موجود لحاظ نمي كنيم و كاستي ها و آسيب هاي خود را در حوزه ي رفتارها و هنجارهاي فرهنگي، به مسائل سياسي يا اقتصادي و بين المللي «فرافكني» مي كنيم. شايد سبك زندگي آن قدر به روبنا و ظواهر زندگي انسان ها مي پردازد كه اغلب ما معتقد نيستيم يا حتي فراموش مي كنيم كه داراي لايه هاي عميق تر تئوريك نيز هست. غفلت از مباني، خود را در استفاده از روش هايي نشان مي دهد كه يا سكولاريسم پنهان است يا تقليد. علت هر دو اين ها هم سطحي نگري است. گروه اول بر اين خيال مي زيند كه اسلام را درعصر جديد، نونوار مي كنند و گروه دوم ناخواسته دين را قرباني سبك زندگي غربي مي كنند.

جان كلام :

رهبرمعظم انقلاب اسلامي در سخنان چندسال اخير خود اولاً بستر و ضرورت و جايگاه بحث سبك زندگي را در جمهوري اسلامي مشخص كرده اند . ثانياً براي نشان دادن نقشه ي راه اين مسئله، به چند ملاحظه ي مهم اشاره نمودند. ايشان تفسيري توحيدي از زندگي و سبك زندگي بر مبناي خدامحوري را متفاوت از سبك زندگي انسان مدارانه ي غربي دانستند.ملاحظه دوم اما به عرصه ي عمل برمي گردد؛ آن جا كه اغلب گمان مي كنند همه چيز بايد بالا به پايين و دستوري باشد. در حالي كه جنس فرهنگ و فرهنگ سازي به خصوص در جامعه ي ايراني كه از ظرفيت هاي شبكه سازي اجتماعي نظير مساجد و حسينيه ها و ... برخوردار است، بايد از پايين به بالا باشد. جاي تأسف دارد كه در بعضي مواقع كه رهبري انقلاب مطالبه اي نرم افزاري را بيان مي كنند، ابتدا آيين نامه ها و بخشنامه ها و نهادها براي آن تعيين مي شود و نهايتاً هم اصل موضوع به حاشيه مي رود. اگر سپردن اقتصاد به دست مردم هنوز با موانعي مواجه است، اما مي توان سبك زندگي را با كمك مردم و به دست ايشان ايجاد كرد و رواج داد و ثمرات آن را ديد.

 

دوشنبه : 1393/4/9- 2رمضان1435- 30ژوئن2014

 

عطش بندگی و شوق پرواز - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 7:18 بعد از ظهر

عطش بندگی و شوق پرواز                      

اسدالله افشار

 

ماه مبارك رمضان، ماه تولّد قرآن، ماه اُنس با قرآن، ماه بهار قرآن، و ماه شناخت و بهره‏برداري فكري و عملي از قرآن فرا مي‏رسد.ماهي كه درشب قدرآن، قلب پيامبر اكرم(ص) همه قرآن را از امين وحي، فرا گرفت و قرآن از لوح محفوظ بر قلب وسيع و نوراني بزرگ‏ترين پيامبران منعكس شد، ماهي كه همه ما با روزه گرفتن و عبادت و مناجات و دعا، با زمينه‏سازي وآمادگي معنوي به استقبال دريافت قرآن مي‏رويم، ومي‏خواهيم درپرتوآثارپربركت روزه خالص،وعبادت‏ها و دعاهاي همراه آن، رابطه خود را با قرآن نزديك‏تركنيم، و تصميم بگيريم كه خط رابط ما با قرآن همواره استوارتر و محكم‏ترگردد.قرآن، روح ماه رمضان است كه دركالبد آن دميده شده،وارزش وعظمت آن را چند برابركرده است. قرآن،قلب ماه رمضان است،كه بدون اين قلب وضربان آن،جوهره حقيقت دررگ‏هاي حيات معنوي روزه داران به جريان نمي‏افتد،قرآن بهاردل‏ها، وماه رمضان، بهارقرآن است،چنان كه امام باقر(ع) فرمود:«لِكُلِّ شي‏ءٍ رَبيعٌ و رَبيعُ القُرآنِ شَهرُ رَمَضان: براي هرچيز بهاري است، وبهارقرآن ماه رمضان است.»(علامه مجلسي، بحارالانوار،ج96، ص386 )

ماه مبارك رمضان،بهاردعا ،مناجات وانتظار:

در هیچ ماهی به اندازه ماه مبارک رمضان دعا ، مناجات ، ذکر و نمازهای مستحبی وارد نشده است. هرروز آن،دعایی خاص وهرشبش نمازوذکری ویژه خود دارد. امارمضان ، بهارانتظار نیز هست ؛ چراکه دردعاها و مناجاتهای این ماه به همان اندازه که روح بندگی وتضرع به درگاه خداوندوطلب آمرزش ورستگاری از اوموج می زند ؛ روح انتظار و امید فرارسیدن دولت کریمه اهل بیت علیهم السلام ، نیزجاری است. با بررسی اجمالی اعمال ماه مبارک رمضان روشن می شود که علاوه برتضرع و بندگی در پیشگاه خالق هستی دو موضوع دیگرنیزدرمجموع این اعمال موردتوجه جدی قرارگرفته است؛که عبارتنداز:۱- نقش امام و حجت الهی درجهان هستی؛ ۲- انتظار وآمادگی برای ظهوردولت کریمه اهل بیت علیهم السلام.

ماه مبارك رمضان،«فصل شکفتن»:

دل که هوای پروازمی‌کند،دل که بی‌تاب ماندن می‌شود،چشم‌ها که بهانه باریدن می‌گیرند،زبان که زمزمه نیایش می‌جوید ، دست‌ها که تشنه قنوت دعا می‌شوند ، نسیم رحمت ربانی وزیدن می‌گیرد . ابرهای فاصله کنارمی‌روند . دل اوج می‌گیرد . روح آسمانی انسان سبزمی‌شود و «رمضان»طلوع می‌کند . در روزهای با طراوت رمضان،خورشید مهربان‌تر می‌تابد . ملائک الهی برای شنیدن مناجات بندگان به زمین می‌آیند. دل، هوای عرش می‌کند . قلب می‌تپد نه برای زندگی ، برای اوج گرفتن ، کندن ،کندن از زمین ، پرواز ، رهایی.

و« رمضان قطعه‌ای از بهشت است در جهنم سوزان دنیای مادی . » یک ماه استثنایی ، فرصتی طلایی برای ابرازشوق بندگی خالق یکتا . رمضان ، «فصل شکفتن» است . موعد عروج . معراج تا خدا . پله‌های فاصله راطی کردن . الهی شدن و رنگ و بوی خدا گرفتن . رمضان «شهرالله» است ، ماه ضیافت الهی.

ماه مبارك رمضان ماه «امساک»:

رمضان ماه«امساک» است؛امساک«شکم»ازخوردن وآشامیدن. امساک «چشم» از نگاه‌های حرام و شهوت‌بار. امساک «زبان»ازدروغ، غیبت،تهمت،ناسزا، لغویات و امساک«گوش»ازشنیدن نارواها و حرام‌ها.امساک«دست وپا»ازتعدی وتجاوزبه حقوق دیگران. باید دست دیگران را گرفتن، به یاری آنها برخاستن وقدم به راه خیر نهادن. وامساک «قلب وذهن» ازپرداختن به غیرمحبوب،خالص شدن. و رمضان «فرصتی است استثنایی»:برای «دل»که درچشمه زلال طاعت وبندگی شست‌وشو یابد. برای «قلب»که بایادحضرت دوست صفا گیرد.برای«نفس»که با کمند«تقوا»مهارشود. برای«بدن»که با امساک وپرهیزکاری ورزیده شود.برای«فکر»که به غیراو نپردازد.وبرای«همه بندگان» که ازاین فرصت بی‌نظیر بهترین استفاده‌ها راببرند.

 ماه مبارك رمضان،آغاز سال سالکان :

آیت اللّه جوادی آملی، به نقل ازسید بن طاووس،دانشمند بزرگ اسلامی،درباره بزرگ داشت ماه مبارک رمضان فرموده اند:«عده ای اول سالشان فروردین است که تلاش می کنند لباس نودربر کنند،مثل درخت ها که اول سالشان فروردین است ولباس های نووتازه به تن می کنند.اول سال یک کشاورز،اول پاییزاست که درآمد مزرعه را حساب می کند. تاجری که کارگاه تولیدی دارد،اول سال را درفرصت دیگری تعیین می کند، ولی آن ها که اهل سیرو سلوک اند،اول سالشان ماه مبارک رمضان است.آن ها به حساب رسی خود می پردازند که ماه رمضان گذشته،چه درجه ای ازمعنویت داشته وامسال چه درجه ای دارند؟ ماه مبارک رمضان،برای سالکان کوی دوست،ماه محاسبه است».

ماه مبارك رمضان، ماه بلوغ انسان درپیکره معرفت:

رمضان، صفحه لاهوتی ملاقات است ؛ صفحه ای که در دفترزندگی بندگان ، سالی ، یک ماه گشوده می ماند. صفحه ای که درمتن آن ، عطش بندگی حاکمیت دارد و اوج پادشاهی را ساجدانه ترین استغاثه می داند. رمضان ، ماه بلوغ انسان در پیکره معرفت است و معرفت ، همان کلید مقدسی است که ورود به حریم رمضان رااذن می دهد.دری را گشوده اند به وسعت دامنه اجابت! سفره ای را گسترده اند به بی کرانگی یک دعوت عاشقانه. سلامی را منتظر نشسته اند به نیازمندی یک بنده ؛ یک عبد ضعیف ؛ یک عاشقِ مسکین ؛ یک من و یک توِ محتاج ! رخصت داده اند به نجیبانه ترین نگاه معصومی که پناهی جز این آستان غنی نیافته است!

ماه مبارك رمضان هنگامة تذکارانسان :

بسیاری ازمشکلات اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی و  سیاسی ما ناشی از فقدان نظام «تذکار»‌آفرین فطری است. جامعه‌ای که آحاد افرادش به مقام «تذکار» نائل شده باشند خود حافظ و مبین دین حق و برپا کننده عدالت خواهد بود. برای چنین جامعه‌ای هر اتفاق غیرمنتظره به‌محض بروز،هضم و با ارزش‌های نهادینه آن جامعه تطبیق داده شده، ارزیابی گشته ودفع یا جذب می‌شود.

رمضان هنگامه تذکارانسان و« به خودآمدن» و«درخود ماندن» ، بیرون آمدن از«فرومایگی»‌ و«فرودستي» ورسیدن به مقام «فرادستی» است . اگردر رمضان نیاموزیم که چگونه باید هنراندیشیدن را در وجود تک تک آدمیان بگسترانیم و بدان جهت دهیم - به‌گونه‌ای که اگر با چشم سرنزدیکی به خدا را در نمی‌یابند با دیده عقل ودل آن را ببینند و بتوانند با حفظ خود درمقام تذکار،ازمعصیت فردی وجمعی مصون بمانند- دیگرایام سال ظرف کم‌حوصله‌تری برای چنین برنامه حجیم و فراگیری است.

هنرماه مبارك رمضان :

هنررمضان،تحول‌پذیرکردن انسان تا مرحله تقرب رحمانی و عاری‌سازی او ازخصایص شیطانی است. از این‌روکارکرد رمضان ، محدود به اطاعت او از امر به «نخوردن و نیاشامیدن» نیست. گرچه طبع وصنعت‌ الهی انسان ، خوردن را نخستین عمل مقدماتی برای سایراعمال و مبدأ هرخیر و شرروحی و جسمی انسان مقرر کرده است و آن را یکی از لوازم قطعی حیات و رشد انسان از دوره جنینی تا آخرین لحظه نزدیک به موت او قرارداده است، اما محدودیت هفده ساعته انسان ، درنخوردن و نیاشامیدن،بدون درنظرگرفتن دیگر وجوه تاثیرگذار(کاریزمای)رمضان ، نمی‌تواند تنها عامل ورود انسان به مدارج انسانیت باشد.

کارکرد رمضان ، تقواست ؛ حصول تقوا و وصول آثارتبعی آن درانسان ، یعنی دستیابی انسان به قدرت مغزافزاری و نرم‌افزاری یک برنامه کامل(پکیج) خودسازی که قادراست انسان را برای حداقل یک‌سال- تا رمضانی دیگر- رمضانی و با تقوا نگه ‌دارد و این توانایی را فقط باید ازآن رمضان دانست و خداوند متعال هیچ وقت دیگری ازایام طبیعت را به چنین قدرت تاثیرگذاری مجهز نکرده است.

فکرناقص،عمل اندک و عبادت ناچیز بندگان ، با عنایت ویژه رمضانی خداوند ،کامل و تمام به حساب می‌آید وچندین برابرثواب وپاداش- نسبت به دیگراوقات سال- همراه آمرزش همه گناهان وپاک کردن پرونده گذشته وحتی بخشش پیشاپیش انسان نسبت به خطاها و لغزش‌های آینده را جایزه قبول اعمال رمضانی او،منظور کرده است.

درخاتمه حلول ماه مبارك رمضان 1393-1435را به تمامي شيعيان مسلمان جهان خاصه هم وطنان روزه دارايراني تبريك وتهنيت گفته واميدوارم طاعات وعبادات ايشان دراين ماه پرخيروبركت موردقبول درگاه ذات احديت واقع شود.

 

پنجشنبه : 5/4/1393- 28شعبان1435- 26ژوئن 2014

 

 منابع:

1- آیه الله جوادى آملى،اسرارعبادات،آیین رمضان؛مناسبتها،احکام،ادعیه وآداب،معاونت آموزش و تحقیقات بعثه مقام معظّم رهبرى.

2- محمد محمدی ری شهری، میزان الحکمه،ج4، مرکز النشر مکتب الاعلام الاسلامی، قم، 1371.

3-  رجب على مظلومى، درس هاى رمضان، تهران، آفاق، 1369 .

4- اصغر محمدى همدانى، توشه رمضان، تهران، زعیم ، 1379 .

5- اسدالله افشار، فرصت پرواز، تهران ، سفيراردهال، 1390.

 

تروريسم بين‌المللي يك معضل جهاني - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 10:5 قبل از ظهر
1024x768

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin:0cm; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

تروريسم بين‌المللي يك معضل جهاني                

اسدالله افشار

 

كلمه ‏ى »ارهاب« يا تروريسم، به معنى »ترس و ترساندن« است. مصدر آن »رهب« است. در فرهنگ لغات، وجه مشترك بين اين كلمه و اكثر مشتقات كلمه‏ ى »رهب«، به معنى ترس و ترساندن است. در زبان انگليسى، اصل كلمه ‏ى Terreurبه فعل لاتينى Ters برمی ‏گردد، و به معنى »ترساندن« يا »ترس و وحشت« است كه بيشتر مشتقات آن حول همين معانى مشخص می ‏چرخند. كلمه‏ ى تروريسم در زبان فرانسه براى اولين بار در حوزه ‏ى سياسى به كار رفت. اگر به آن مراجعه كنيم، درمی ‏يابيم كه كلمه‏ ى Terreur يا Terrorismeهمان معانى گذشته را در بر دارد. در لغت‏نامه‏ ى دهخدا، تروريسم به معناى اصول حكومت وحشت و فشار (اصول حكومتى كه در فرانسه‏ ى حد فاصل سالهاى 1793 و 1794 حاكم بود) آمده است.

در زبان فارسى اين كلمه به اصلى اطلاق می شود كه در آن از قتل‏هاى سياسى و ترور دفاع شود. در ديگر فرهنگ‏هاى فارسى نيز تروريسم به معنى لزوم آدم‏كشى و تهديد و خوف و وحشت در ميان مردم، براى نيل به هدف‏ هاى سياسى؛ و يا برانداختن حكومت و در دست گرفتن زمام امور دولت، يا تفويض آن به دسته‏ ى ديگرى است كه مورد نظر مى‏باشد. اين عقيده معمولاً از ابزار اصلى فاشيسم، ماكياوليسم و مكاتب مشابه می باشد. با توجه به معانى فوق، در تعريف لفظى كلمه ‏ى تروريسم، به طور خلاصه می ‏توان گفت كه تروريسم به معنى ترس، ترساندن و وحشت است. اما تعريف نظرى قاطع و مشخصى از اين پديده قدرى دشوار است، زيرا:

1. هيچ اتفاق نظر روشن و معينى بين كارشناسان در مورد مفهوم تروريسم وجود ندارد. در نتيجه، آن‏چه را برخى افراد تروريسم به حساب مى‏آورند، ديگران به عنوان يك عمل قانونى و مشروع به آن می نگرند.

2. مفهوم تروريسم، در وهله‏ ى اول، حكمى ارزشى را بر مى‏انگيزد كه شامل رد اعمال تروريستى و تقبيح آن‏ها مى‏شود. اما زمانى كه موضوع مربوط به يك پژوهش علمى و دانشگاهى مى‏شود، پرهيز از احكام ارزشى، بسيار مهم و ضرورى است.

3. مفهوم تروريسم با چند مفهوم ديگر از قبيل: خشونت سياسى، جرم سياسى و ... تداخل پيدا كرده و به هم آميخته‏اند.

4. مفهوم تروريسم ، يك مفهوم ديناميكى و پوياست ؛ وصورت و اشكال و شيوه‏ها و انگيزه ‏هاى آن درجاها و دوره‏ هاى زمانى گوناگون، با هم تفاوت دارند.

در جمع‏بندى تعريف‏هاى لفظى فوق‏ الذكر، و ملاحظاتى كه در اين زمينه مطرح شد، تروريسم را می ‏توان:

هرنوع استفاده يا تهديد به استفاده از خشونت غيرقانونى، به منظور ايجاد جوّ رعب و وحشت، براى تحت تأثير قرار دادن يا تسلط بر فرد يا مجموعه‏اى از افراد و يا كل جامعه. اين كار براى دستيابى به هدف مشخصى كه شخص اعمال كننده‏ ى خشونت در نظر دارد انجام می ‏گيرد.

عناصراصلى مفهوم «تروریسم» :

«تروریسم» اصطلاحى است که اندیشمندان سیاسى و حکومتها بر سر آن توافق ندارند، ولى تمام این تعاریف شیوه هاى گوناگونى است که با تعبیرى منفى به کار رفته اند تا اعمال تهدیدآمیز به کار گرفته شده از سوى گروههاى فرادولتى خودجوش سیاسى را توصیف نمایند. برخى در صدد برآمده اند تا بر اساس تعاریف موجود، عناصر اصلى مفهوم «تروریسم» را در امور ذیل خلاصه کنند:

الف ـ کاربرد یا تهدید به کارگیرى ابزارهاى خشونت آمیز از راه هاى غیرقانونى؛روشن است که مبارزات ملل تحت ستم به منظور آزادسازى سرزمینهاى اشغال شده خود، تروریسم محسوب نمي گردد؛ زیرا براساس حقوق بین الملل، این مبارزات قانونى و مشروع است؛ 

ب ـ قصد ارعاب همه مردم یا یک گروه خاص؛  

ج ـ رسیدن به اهداف سیاسى یا ایدئولوژیک.

برخى دیگر عناصر مشترک میان تعاریف گوناگون را در امور ذیل خلاصه کرده اند:

1ـ سازمان یافته بودن اقدامات تروریستى؛

2ـ در برداشتن خشونت بسیار؛

3ـ غیرقابل پیش بینى بودن حملات.

برخى نیز دو عنصر را از مفاهیم مشترک تعاریف موجود دانسته اند:

الف ـ استفاده از خشونت به عنوان تاکتیکى براى ارعاب؛

ب ـ استفاده از عامل غافلگیرى که به تروریستها فرصت مي دهد تا زمان و مکان حمله را انتخاب کنند.

«تروريسم»يك گفتمان آمريكايي :

«تروريسم» به عنوان يك مفهوم رايج در محافل سياسي و رسانه اي جهان، يك گفتمان آمريكايي است. به عبارتي ديگر، آمريكايي ها اين مفهوم را براي بي حيثيت كردن مخالفان خود به كار مي برند و از اين طريق، زمينه را براي اقدامات بعدي عليه به اصطلاح دولت ها و ملت هاي تروريست عملي مي كنند.اگر تروريسم هماني باشد كه آمريكايي ها آنرا تعريف مي كنند، دراين صورت هر فرد، گروه و يا كشوري كه پس از 11سپتامبر 2001 درمورد تروريسم سخني گفته، مقاله اي نوشته، كنفرانس و يا سميناري برگزار كرده، پيماني را به امضاء رسانده و يا موضعي گرفته است، در واقع آب به آسياب آمريكا ريخته و در دام سياست خارجي اين كشور گرفتار شده است.ولي، تروريسم معني ديگري نيزدارد واين همان تعريفي است كه ما دردنياي امروز شاهد آن هستيم :«كشتارغيرنظاميان براي رسيدن به اهداف سياسي.» تروريسم در اين معنا، عارضه اي است كه به مدت يك دهه كشورهاي عراق ، افغانستان ، تونس، ليبي ، يمن ، سوريه، فلسطين ، بحرين ، پاكستان وبرخي مناطق ديگررافراگرفته است ونوعاًدراين ترورها، شيعيان وسني ها مورد هدف قرارمي گيرند.

مردم كشورهاي يادشده با قيام هاي جاري خود، عملاً نشان داده اند كه استراتژي ترور را نمي پذيرند و به علاوه، خواستار وحدت ميان شيعه و سني هستند. از آنجا كه وحدت، قدرت مي آفريند، وبايد نسبت به آينده جهان اسلام خوشبين بود.

ترورچه منشاء آمريكايي داشته باشد، چه گرايش هاي بنيادگرايانه، علت آن باشد،خوشبختانه قرائن وشواهد نشان مي دهد كه جهان اسلام به سلامت از اين بحران عبور خواهد كرد.

امنيت از نيازهاي اوليه زندگي اجتماعي :

تروريسم بين‌المللي يك معضل جهاني است. مهم‌ترآنكه تعداد چشم‌گيري ازاقدامات تروريستي عليه مسلمانان يا درداخل سرزمين‌هاي اسلامي واحيانا مستند يا منتسب به آنان انجام مي‌شود. ازسوي ديگر، امنيت از نيازهاي اوليه زندگي اجتماعي و برخورداري ازآن ازآرمان‌هاي ديرين بشري است. كابوسِ وحشتناكِ ترس ناشي ازتجاوز، ظلم وتهديد وارعاب همواره عامل ناگواري، ركود و نوميدي انسان درزندگي جمعي بوده است. رهايي ازاين كابوس واحساس امنيت در برابرعواملي كه آرامش زندگي وحقوق فرد و جامعه را به مخاطره مي‌افكنده و زندگي وآزادي و آسايش انسان را مورد تهديد قرار مي‌داده، هم وظيفه نخستين و غيرقابل انكارهمه حكومت‌ها، خواه ديني وخواه سكولار است و هم نيازمند تلاش جمعي همه ملت‌ها و بلكه يكايك ابناي بشراست؛ زيرا امنيت حالتي نيست كه با فعاليت فردي و يا يك‌جانبه تحقق پذيرد، بلكه دراين راه تشريك مساعي افراد براي تأمين امنيت ملّي ومشاركت همگاني درتأمين امنيت جهاني اجتناب‌ناپذير است.

جان كلام :

امروز، هم تروريسم، و هم دشمن ادعايی آن که با توسل و به بهانه مبارزه با تروريسم و با خشونت هر چه تمامتر بنياد مناسبات و نظام ناعادلانه جهانی سازی خود را برجهان تحميل می‌کند، به بزرگترين معضلات حيات بشرتبديل شده‌اند. ولذا برروشنفکران وآگاهان جهان است تا از طريق اعلاميه‌های جمعی ويا فراخوان برای تشکيل کنگره‌های عمومی، و با تعاريفی مشخص، مفهوم تروريسم و جنگ آزادی بخش ملی را روشن نمايند. تا ديگرسازمانهای تبه کاری همچون القاعده ، داعش ، رژيم فاشيست صهيونيستي و... نتوانند مدعی استقلال طلبی و عدالت خواهی شوند وتاآمريکا ديگرنتواند به اشغالگری وجنگ بی‌پايان خود، نام نبرد آزادی بخش و "عدالت بی‌پايان" اعطا کند.

 

شنبه : 1393/3/31-  23شعبان1435- 21ژوئن2014

 

ملزومات مبارزه با فساد اقتصادی - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 10:11 قبل از ظهر

 ملزومات مبارزه با فساد اقتصادی                           

  اسدالله افشار

 

فساد و مبارزه با آن امروزه در بسياري از كشورهاي مختلف جهان به عنوان يك مسئله اساسي موردنظر است. مهم‌ترين علل فساد اقتصادي در بخش عمومي به تصدي‌هاي دولت در اقتصاد مربوط مي‌شود و شامل محدوديت هاي تجاري، يارانه‌هاي صنعتي، كنترل  قيمت‌ها، نرخهاي چندگانه ارزي، دستمزدهاي پايين در خدمات دولتي، تجاري، و ذخاير منابع طبيعي مانند نفت است . فساد اقتصادي سبب كاهش سرمايه‌گذاري و كندي رشد اقتصادي و در نهايت باعث عدم تحقق اهداف توسعه اقتصادي در كشور مي‌شود درآمد هاي مالياتي كاهش مي‌يابد و كيفيت زير ساخت‌ها ي اقتصادي و خدمات عمومي تنزل پيدا مي‌كند.اساسي‌ترين سياست هاي مبارزه با فساد اقتصادي و اصلاحات اقتصادي شامل ايجاد نهادهايي بدين منظور، افزايش دستمزدهاي بخش عمومي، كاهش اندازه دولت در اقتصاد، حسابرسي مالي دقيق، استقلال رسانه‌هاي ارتباط جمعي، استقلال دستگاه قضايي، مشاركت شهروندان، تمركز زدايي و اصلاح فرهنگ جامعه است كه مي توان دراقتصاد كشور پويايي ايجاد نماييد ودر نهايت باعث رشد وشكوفايي در اقتصاد ملي شود.

فساد اقتصادي به يكي از مشكلات مهم كشورهاي در حال توسعه تبديل گرديده است، عده‌اي براين عقيده‌اند كه اصولاً راهي براي حل اين مشكل وجود ندارد. عده‌اي نيز برآنند كه مجازات و تنبيه عاملين فساد تنها راه حل مشكلات مقابله با فساد اقتصادي است. مشكل فساد اقتصادي حل نخواهد شد، مگر آنكه عوامل و ريشه‌هاي بروز اين پديده زشت را كشف و ريشه‌كني اين عوامل را براي مقابله با فساد مهيا گردد.

ریشه کن نمودن فساد؛ از اهداف مهم انقلاب اسلامی :

برخورد قاطع در امر بیت المال و سوءاستفاده از آن یکی از راه های حفاظت از سلامت اقتصاد و ثبات یک نظام اسلامی است.ریشه کن نمودن فساد در همه ابعاد جامعه، مخصوصاً بعد اقتصادی از اهداف مهم انقلاب اسلامی بوده است. عاملی که به چرخه اقتصاد ایران از انقلاب تا کنون، صدمات زیادی وارد کرده و مانع پیشرفت عدالت در جامعه شده،وجود فساداقتصادی است.در طول تاریخ اسلام، پیامبر(ص) و امیر المؤمنین علی (ع)، مبارزاتی زیادی در این خصوص داشته و در این راه از جان و مال خود سرمایه گذاری نموده اند. اسوه عدالت امیرالمؤمنین(ع)، حرف از اجرای عدالت را ساده و عمل به آن را دشوار دانسته اند.ایشان در جایی به مالک اشتر درباره مجازات افرادی که به اموال عمومی دستبرد زدند می فرمایند:" از همکاران نزدیکت سخت مراقبت کن و اگر یکی از آنان دست به خیانت زد و گزارش مأموران تو همه آن خیانت را تأیید کرد،به همین مقدار گواهی قناعت کرده او را با تازیانه کیفر کن و آنچه از اموال که در اختیار دارد از او باز پس گیر، پس او را خوار دار و خیانتکار بشمار و طوق بدنامی به گردنش بیفکن."(نامه 53 نهج البلاغه)

یک حکومت اسلامی باید ظرفیت این جهاد علی گونه را داشته باشد و به معنای واقعی کلمه باید به معیار و آرمان خود یعنی، برقراری عدالت برسد. هرچند با وجود اسناد و مدارک موجود مبنی بر فساد مالی برخی مدیران و وابستگان آنها ،اقدامی جدی در این خصوص شکل نگرفته است؛ اما مردم هنوزاميدوارانه به دستگاه قضا نگاه مي كنند و اطمينان دارند قوه قضائيه در اين خصوص نه كوتاه خواهد آمد و نه با صاحبان زر و زوروتزويرسازش خواهد نمود.

دانه درشت ها آزاد و رها :

در کشور ما،این معضل به گونه ای است که با افرادی که به خاطر وام های کوچک و برگشت چک هایشان گرفتار هستند، به صورت قانونی برخورد می شود، ولی دانه درشت ها یی که مبالغ بسیار زیادی را با مهارت خاص و ارتباط پشت پرده ای که با افراد با نفوذ دارند آزاد گذاشته می شوند. وام های کلانی را با زد و بندهایی تحت عناوین مختلف می گیرند، در حالی که افراد نیازمند، برای گرفتن وام های بسیار کوچک برای رفع مشکلات زندگی خود ، بعد از مدت ها دوندگی، بی نتیجه می مانند ؛ این مصداق " بی عدالتی و تبعیض" در کشور ماست.این سؤال هم مطرح می شود که چرا در جامعه ما درباره افرادی که جرایم خیلی کوچکی هم دارند به سختی قانون اجرا می شود و حتی در مورد آبرو،حقوق و خانواده آنها که محروم و مظلوم واقع می شوند ،هیچ گونه اغماضی صورت نمی گیرد، ولی دانه درشت هایی که با گرفتن رشوه های چند صدمیلیون دلاری و ... اقتصاد کشور را دچار مشکل می کنند در دام قانون گرفتار نمی شوند؟!

اشاره اي به خلا هاي موجود در مبارزه با مفا سد اقتصادی :

كارشناسان معتقد هستند؛که اولین دلیل رادراین رابطه می توان درنحوی تنظیم قوانین جستجو كرد. متاسفانه در مقاطعی در کشور شاهد بودیم که قوانین در کشور به صورتی تنظیم می شود که اصطلاحا به آن گرد نویسی در قوانین گفته می شود. این شیوه در هنگام تدوین لایحه بودجه بکار می رود. نقطه اوج این اتفاق را دردولت های نهم و دهم شاهد بودیم. اگر نگاهی به بودجه های ارائه شده دراین دودولت بیندازیم، متوجه می شویم که این بودجه ها به شدت تاثیرهمان اصلاح گردنویسی قراردشته اند . نکته دوم دراین زمینه این است که قوانین مورد توجه قرار نمی گیرند.هنگامی که مشاهده می کنیم که افراد خود را از قوانین بالاتر می بینند، باید منتظر باشیم تا رانت و فساد در فضای کشور بروز کند. مدیران هرگاه خود را بالاتر از قوانین ببینند، به راحتی قوانین را دور می زنند و هیچ ارزشی برای اجرایی کردن قوانین قائل نیستند.

نکته دیگری که سبب بروز فساد در عرصه اقتصادی کشور می شود، انتخاب و انتصاب نیروهایی است که بدون هیچ رابطه و تنها از روی ضابطه در رأس قرار می گیرند. معمولا باید افرادی که در پست های مختلف قرار می گیرند، سلسله مراتب را در طی کرده باشند.اما در مواقعی مشاهده می شود که پست های کلیدی بدون توجه به سلسله مراتب ها و گذشتن از فیلترهای مختلف تنها به دلیل ارتباط هایی که با ساخت قدرت دارند در پست های کلیدی و مهم قرار می گیرند. این عدم نظارت کافی در کشور سبب می شود که این افراد با جرأت و جسارت بیشتری به کار و فعالیت های مفسدانه خود بپردازند.

یکی دیگرازملزومات مبارزه با فساد اقتصادی برخورداری ازتشکیلات خاص مبارزه دراین زمینه است که وجود قضات متخصص در امر مبارزه با فساد اقتصادی، وجود بدنه کارشناسی قوی و متخصص درزمینه های مختلف اقتصادی وتعامل مستمر قضات بابدنه کارشناسی ازابتدای بررسی ورسیدگی یک پرونده تاصدور حکم، از زیرشاخه های این تشکیلات خاص می باشد.

برخی از ملزومات در فرمان ۸ماده ای مقام معظم رهبری به وضوح آمده است ،معظم له در ماده پنجم برای سازمان بازرسی کل کشور و دیوان محاسبات و وزارت اطلاعات، استراتژی همکاری پیشنهاد کرده است. سپس با فرمان مشترکی، ذهن ها را متوجه نقاط آسیب پذیر در گردش مالی و اقتصادی کشور کرده تا نقاط کور را به درستی شناسایی کنند و در اختیار محاکم قضایی قرار دهند. در این فرمان، تکلیف قوای سه گانه به نحوی شفاف بیان شده است به طوری که هم به فعالیت جمعی دعوت شده اند و هم مسئولیت و حوزه عمل هر یک به تفکیک بیان شده است. این فرمان چند لایه دارد که تشکیل ستاد و تهیه طرح مبارزه با فساد اقتصادی الگوی مبارزه علمی، مراقبت از سلامت نظام اسلامی از جهت اقتصادی، فعالیت سالم اقتصادی برای ایجاد اشتغال برپایه صحت و سلامت ارتباطات حکومتی، پرهیزازامتیازطلبی و انحصارطلبی و احیای سرمایه گذاری، اقدامات قوای سه گانه در نظارت سازمان یافته به منظور جلوگیری ازبروزورشد فساد مالی دردستگاه ها برخی ازاین لایه ها می باشد.به هرصورت مبارزه با فساد اقتصادی وپیشگیری ازآن، قطعاً ملزومات خاصی را می طلبد که عزم راسخ مسئولان کشوراولین شرط آن است . ازسوی دیگر ناهماهنگی میان قوای سه گانه ازدیگر معضلات رسیدگی به مفاسد اقتصادی است که باید به آن توجه ویژه شود.

جان كلام :

 1- برخورد قاطع، شفاف و از سر دقت، عدل، انصاف و اعمال مجازات متناسب با جرائم اقتصادي آن گونه که خاصيت بازدارندگي و تکرار نشدن جرم را داشته باشد نه تنها ميزان جرم و خطا را کاهش مي دهد بلکه باعث ترميم و بازسازي اعتماد و اطمينان مردم به سيستم هاي نظارتي و دستگاه عدليه و قواي مقننه و مجريه مي شود، همچنين برخوردهاي قاطع و به موقع با خلافکاران و مجرمان در هر رده اي که هستند باعث پالايش مجموعه کشور و حاکميت از خطا و خلاف و جرايم و مجرمان و خلافکاران مي شود، همچنين موجب تجميع قوا و مردم براي سازندگي و پيشرفت و توسعه و سرافرازي هر چه بيشتر کشور در عرصه جهاني و همچنين از همه مهمتر شادي روح شهيدان و خشنودي و رضايت خداوند باري تعالي مي شود.

2- نکته مهم ديگر اين که بي گمان مهم ترين سرمايه ماندگاري و پيشرفت هر حاکميتي، اعتماد و اطمينان مردم است بر اين اساس در هر فسادي مهم تر از ساير افراد، کساني هستند که دستي در مسئوليتي هر چند کوچک يا بزرگ در حاکميت از جمله در سيستم بانکي و اقتصادي دارند و در مباشرت، تباني، همکاري، زمينه سازي، چشم بستن بر خلاف در جريان هر گونه فساد کوچک يا بزرگي نيز دستي دارند بنابراين جرم و خيانت اين گونه افراد چون به نوعي به حاکميت وصل و منتسب هستند از ديگران بيشتر است چرا که موجب بدبيني و خدشه دار شدن اعتماد و اطمينان مردم که سرمايه اصلي هر حاکميتي است مي شوند پس اين گونه افراد در هر سطح و منصبي بايد هر چه سريعتر، قاطعانه و شفاف، محاکمه و به اشد مجازات محکوم شوند تا بدين ترتيب ريشه مفسدان و مسئولان اعتمادسوز در اين کشور سوزانده شود.

 

سه شنبه : 1393/3/27- 19شعبان1435- 17ژوئن 2014

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4

/* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin:0cm; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

معرفی کتاب

 

نام كتاب : انتخاب مردم؛ اعتدال ( تحلیل انتخابات یازدهمین دوره ریاست جمهوری 24خرداد1392)

مؤلف :دكتراسدالله افشار

نا شر: مؤسسه ي انتشاراتي سفيراردهال (تلفن پخش : 88319342)

سال انتشار:بهار 93

تعدادصفحه : 276

قيمت : 150000ريال

 

خلاصه اي ازكتاب :

بابرگزاری یازدهمین انتخابات  ریاست جمهوری در24‌خرداد 1392وخلق حماسه بزرگ سیاسی،  با ر‌دیگرروحیه امید و نشاط درمردم شکل گرفت. باورمردم به صندوق آرا برای تجلی اراده ملت،دستاوردکم‌اهمیتی نیست. به یقین شعارهاوسیاست‌هایی که درایام انتخابات مطرح شد به مردم این امکان رادادکه انتخاب طبیعی و سالمی داشته باشند. رویکردهای نامزدهای محترم به وضوح ، شفافیت دیدگاه ها و سلایق را درجامعه و اداره کشورنشان دادوطبعا مردم رویکردی راانتخاب کردندکه بیشترباطبع وسلیقه آنها همسوبود؛به‌هرحال ازهمین خیل شعارها وروش‌ها مردم گزینه اعتدال وخردمندی رابرگزیدند.

این كتاب که دراولین سالگرد حیات دولت اعتدال درعرصه سیاسی کشورمنتشرگردیده ودراختیارعلاقمندان قرارگرفته است؛باهدفبرداشتنگامنخستبرايپژوهشیگستردهدربارةنقشوجایگاهاعتدالدرگسترةتاریختمدناسلامیوارائۀیکالگويکاربرديبرايمطالعاتیمشابه،بارویکرديمتنمحورمي باشد.اعتدال  بهمفهومیبهمثابۀیکارزشقرآنیو یکی ازخصلتهاي پیامبراعظم (ص) درجان ودل وذهن ورفتار نخبگان جامعه اسلامی درگذشتۀ تمدنی ما جاي داشت وگاه درتوصیه هاي دولت مردان به کارگزاران تجلی        می یافت وگاه دراندرزها واندرزنامه هاي بزرگان رخ می نُمود وگاه در ستایش ممدوحان به کاربسته می شد وگاه درگفتگوهاي عالمان وفاضلان ونکته سنجان جاي می گرفت وگاه دستمایه اي بودبراي خرده گیري برپاره اي رفتارهاي ناپسند حاکمان، گاه واژة محوري درعنوان پاره اي ازابواب فقهی یا اخلاقی بود تا بتواند به خوبی محتواي آن باب را حکایت کند وگاه نامی مناسب بود براي یکی ازمهمترین مهارتهاي بلاغی.

مؤلف درمقام جمع بندي مطالب خود، این فرضیه راتقویت می کند که اعتدال که ریشه درآموزه هاي دینی دارد درعینیت جامعۀ اسلامی هم، تمدن اسلامی را درجنبه هاي مختلف ازباروبرخود متأثرساخت، به گونه اي که یکی ازویژگی هاي تمدن اسلامی رامی توان اعتدال ورزي واعتدال گرایی نامید.

 

 

 

 

آزادی «داعش» ؛ تهديد امنيت جهاني - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 9:21 قبل از ظهر
1024x768

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin:0cm; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

آزادی «داعش» ؛ تهديد امنيت جهاني                 

اسدالله افشار

 چگونگي تشكيل گروه داعش :

"دولت اسلامي در عراق و شام" يا "داعش" گروه مسلحي است كه با تفكرات سلفي افراطي و تروريستي، اين روزها عراق و سوريه را ناآرام كرده است. اين گروه همانطور كه از نامش پيدا است، در عراق و سوريه فعال است و سركرده اين گروه تروريستي "ابوبكر البغدادي" نام دارد.گروه "دولت اسلامي در عراق" در 23 مهر 1385 و پس از نشست شماري از گروه‌هاي مسلح در عراق شكل گرفت. در اين نشست "ابوعمر البغدادي" به عنوان سركرده آن تعيين شد. اين گروه از زمان تشكيل در سال 1385 عمليات و حملات تروريستي بسياري را در عراق برعهده گرفت. پس از هلاكت "ابوعمر البغدادي" در30 فروردين 1389 "ابوبكر البغدادي" به عنوان جايگزين وي معرفي شد.با روي كار آمدن ابوبكر البغدادي، دامنه عمليات و حملات اين گروه تروريستي وسعت گرفت و همزمان با آغاز بحران در سوريه، عناصر اين گروه در سوريه نيز فعال شدند.عناصر داعش در مناطق محدودي از برخي استانهاي عراق به ويژه استان "الانبار" حضور دارند و عمليات تروريستي در كل عراق را پوشش مي‌دهند. بر اساس گزارشها و آمار منتشر شده، داعش در نيمه دوم سال گذشته نزديك به 1400 خانه را در عراق منفجر و ويران كرد. طي اين حملات 1996 نفر كشته و 3021 نفر زخمي شدند. عناصر داعش در 20 خرداد 93 در اقدامي بي‌سابقه به موصل مركز استان نينوا يورش برده و ظرف چند ساعت اين شهر را تصرف كردند.عناصرداعش درسوريه در مناطقي از استانهاي "رقه"، "حلب"، "حومه لاذقيه"، "ريف دمشق"، "ديرالزور"، "حمص"، "حماه"، "حسكه" و "ادلب" پراكنده هستند و در برخي ازاين مناطق نيزكنترل كامل رابه دست گرفته‌اند.

عناصرگروه داعش مانند"جبهه النصره"از بي‌رحم‌ترين تروريستهاي حاضر در سوريه و عراق هستند.بيشتراين تروريستها با همكاري برخي طرفهاي منطقه‌اي از عربستان، ليبي، يمن و چند كشورديگرجمع آوري وسازماندهي شده‌اند. سلاح ومهمات وتجهيزات اين گروه نيز بيانگرحمايت گسترده مالي وتسليحاتي طرفهاي منطقه‌اي مانند عربستان و قطر از اين گروه تروريستي است.

داعش فرزند القاعده :

كارشنا سان معتقدند؛غربي‌ها اشتباهي که در مورد القاعده در جريان جنگ‌هاي داخلي افغانستان تجربه کرده بودند را بارديگرتکرارکردند تا جنگ داخلي سوريه به آوردگاه جهاني سلفي‌هاي آموزش ديده تحت نظر آکادمي القاعده تبديل شود. هزاران سلفي براي جنگ با دولت‌هاي خود از 32 کشور و از راه ترکيه وارد نبرد سوريه شدند. داعش فرزند القاعده است که توسط ابومصعب الزرقاوي در عراق بنيان گذاري شد و حالا به عنوان ارشدترين دانش‌آموخته آکادمي القاعده قطعه‌اي حساس درپازل امارت سلفي‌ها را شکل داده است. اگرچه اختلافاتي بين رهبران داعش والقاعده وجود دارد اما آنها درواقع برطبق برنامه از پيش طراحي شده عمل مي‌کنند.دراين ميان بايد گفته شود القاعده همچنان توسط برخي شاهزاده‌هاي سعودي تغذيه مالي مي‌شوند.

تروريسم القاعده؛ تهديدي  جدي براي امنيت جهاني :

آزادی داعش در گسترش فعالیت‌هایش در بخش‌هایی از سوریه و عراق پایگاهی را برای تروریسم جهانی ایجاد می‌کند. گرچه اکنون تمرکز این گروه بر این قلمرو است، اما اعضای آن می‌گویند اهدافشان مناطق وسیع‌تر و غرب را شامل می‌شود. لازم به ذكراست ؛ کنارهم چيدن فعاليت‌هاي داعش، جيش‌العدل، بوکوحرام، الشهدا بالدم، انصارالشريعه و چندين نام ديگر نشان دهنده نقشه ميان مدت براي تهديد امنيت جهاني است. اگرتروردکترعبدالله عبدالله همانند ترور احمدشاه مسعود پيش از حملات يازدهم سپتامبر به نتيجه رسيده بود مي‌توانست سرآغاز اتفاقات متعدد ديگري در منطقه باشد.امروز، فارغ‌التحصيلان آکادمي القاعده آنچنان قدرتمند شده اند که توانايي تغيير معني امنيت رادارند.صاحب نظران براين باورند؛آنچه که درعراق يا حتي نيجريه مي‌گذرداثبات مي‌کند موضوع تروريسم القاعده جامعه جهاني را تهديد مي‌کند و هيچ کسي در امان نيست.

تحلیل هفته‌نامه آمریکایی« فارین پالیسی» درباره نبرد نیروهای داعش علیه عراق :

هفته‌نامه آمریکایی فارین پالیسی در تحلیلی نوشت که روند نبردهای گروهک داعش در عراق نتیجه دسیسه چندساله دربار آل‌سعود برای نبرد با جمهوری اسلامی است. هفته‌نامه «فارین پالیسی» طی تحلیلی درباره نبرد نیروهای داعش علیه عراق و دولت مرکزی این کشور و نقش پشت پرده عربستان دراین ماجرا نوشت: نبرد کنونی داعش در عراق در واقع نبرد سعودی علیه ایران به ‌جهت تسلط بر خاورمیانه است.بنابراین گزارش، ضربه‌زدن به«نوری المالکی»،نخست وزیر عراق از رویاهای چندساله «ملک عبدالله»، پادشاه عربستان سعودی بوده است.ملک عبدالله، نوری ‌المالکی رادر کنار ایران می‌بیند واز اعزام سفیر به بغداد نیز خودداری کرده است.فارین پالیسی درادامه نوشت: ملک‌عبدالله شک ندارد که ضربه زدن راهبردی به ایران با رهبری وی جهت سرنگونی«بشار اسد» موفقیتی دربر نداشته است بنابراین رویدادهای کنونی عراق فرصت جدیدی را به وی اعطا کرده است.این گزارش افزود: البته هنوز اسناد قطعی ازاین تاکتیک سعودی‌‌ها در دسترس نیست، اما شواهدی از دست داشتن سعودی‌‌ها در ماجرای داعش وجود دارد و  باید افزود که بندر بن سلطان رهبری این ماجرا را پیشتر دراختیار گرفته بود.فارین پالیسی درخاتمه نوشت: در برهه کنونی احتمال برخورد نیروهای ایران و عربستان نمی‌رود اما آنچه که آشکار است این مهم‌ است که درگیری‌ سعودی با ایران به‌نظر با درگیری‌های اخیر عراق گره خورده است و واشنگتن نیز باید درپی‌ یافتن واژه مناسبی برای عصری تازه درخاورمیانه و سیاست‌هایش در این‌باره باشد.

نگاه اکونومیست به مواضع آمريكا دررابطه با داعش :

نشریه اکونومیست درپی حمله گروه داعش به عراق واشغال موصل، سرمقاله جدید خود را به تحولات عراق اختصاص داده است.این نشریه می‌نویسد: رئیس‌جمهوری اوباما با نادیده گرفتن داعش به این گروه کمک کرده است. تردیدی نیست که تصمیم جورج بوش، رئیس‌جمهوری سابق آمریکا، برای جنگ یک فاجعه بود. اما اوباما در ترک عراق نتوانست به توافقی دست‌یابد که دراین راستا بتواند برخی از نیروهای خود را در این کشور نگه‌دارد یا از عراق حمایت هوایی انجام دهد. ماه گذشته او درخواست مالکی، نخست‌وزیر عراق، مبنی برحمله هوایی آمریکا به تروریست‌ها را نپذیرفت. همچنین درسوریه نتیجه قابل پیش‌بینی تعهد اوباما به درگیر نشدن در سوریه این بود که تهدید تروریسم آنچنان بزرگ شد که ممکن است آمریکا را به نحو بدتری درگیر کند.اکنون دولت اسلامی عراق و شام موسوم به داعش ممکن است به عنوان عاملی برای تجزیه عراق و سوریه عمل کند. این گروه با تسلیحات به تصرف درآمده از موصل مجهز شده است و با پولی که از بانک‌های این شهر غارت کرده می‌تواند هزینه نیروهای خود را تامین کرده و به راحتی مقاومت کند.

داعش را بايد متوقف كرد :

صدها پیکارجوی داعش پاسپورت اروپایی دارند. این گروه هم‌اکنون در شرق سوریه کمپ‌های آموزشی تاسیس کرده است. این مساله یادآور پایگاه‌های اسامه بن لادن در افغانستان است.  با این وجود می‌توان داعش را متوقف کرد. پیکارجویان این گروه زیاد نیستند. این گروه 11 هزار نیرو دارد و از طریق سربازگیری در مسیر پیشروی و آزاد کردن زندانیان نیروهایش را تقویت می‌کند. این در شرایطی است که مالکی پس از انتخابات ماه گذشته در تلاش است دولت ائتلافی تشکیل دهد. اشغال موصل به او این فرصت را می‌دهد که دولتی متشکل از همه عراقی‌ها ازجمله سنی‌های میانه‌رو و کُردها تشکیل دهد. این اقدام به مهار داعش کمک می‌کند به‌ویژه اکنون که کُردها نیروهای پیشمرگ خود را برای جنگ اعزام کرده‌اند. همچنین گروه‌های سنی حامی داعش را ترغیب می‌کند از حمایت از این گروه دست بردارند. اوباما هم می‌تواند با تجهیز و آموزش سربازان عراقی وتحت فشار قراردادن داعش در سوریه از طریق آموزش و تجهیز مخالفان میانه‌رو به مهاراین گروه کمک کند. البته جنگ با داعش ممکن است مؤثر نباشد. حتی اگردر این جنگ مالکی پیروز شود، یک گروه تروریستی دیگر ازخاکسترهای جنگ درسوریه یا عراق سربر خواهد آورد. اما نجنگیدن با این گروه نیز به معنی خونریزی بیشتردرخاورمیانه و به احتمال بسیارزیاد در بقیه نقاط جهان خواهد بود.

داعش؛ هم تهديد وهم فرصت براي آمريكا :

اجماع علیه تروریسم داعشی نه تنها در وفاق قابل توجه شیعه و اهل سنت و فتواهای همگرای علمای آنها به وجود آمده بلکه به همسویی در لزوم مبارزه با تروریسم بین اکثر کشورهای منطقه نیز منجر شده است.به زعم كارشناسان حالا دیگرتقریبا همه به جز تغذیه کنندگان تروریسم داعش و تکفیر، بر ضرورت مقابله با این جریان تاکید دارند از بیت مراجع شیعی گرفته تا دارالافتاهای اهل سنت، ازآیت الله سیستانی ودولت مستقر در بغداد تا عبدالفتاح السیسی و ژنرال های قاهره نشین.

داعش که از شکاف اختلاف های داخلی عراق و واگرایی های منطقه ای سر برآورده بود، اکنون با پادزهر وحدت رو به خنثی شدن می رود. تروریست های داعش به لطف این همنوایی با حملات برق آسایی پس از انفعال اولیه نیروهای امنیتی عراق روبرو شدند و از برخی مناطق مهم و استراتژیک تحت اشغال مثل موصل، کرکوک، تکریت و بلد عقب نشستند.حالا زنگ خطر تشتت و تفرقه در عراق رفته رفته به کنسرتی همنوا تبدیل می شود که فقط برخی قدرت های خواهان امتیاز گیری مانند آمریکا برای ورود به آن شرط و شروط می گذارند، هرچند داعش برای آمریکایی ها می تواند همزمان تهدید و فرصت باشد. شاید به همین دلیل است که آمریکایی ها گاه می گویند عملیات فوری و کوتاه مدت را در عراق شروع خواهند کرد و گاه امتیازگیری سیاسی را روی میز می گذارند و درباره ضرورت سایر گزینه ها تغافل می کنند.

 

يكشنبه : 1393/3/25 - 17شعبان1435- 15‍ژوئن2014

 

منابع :

1- ودايع ، علي ، آکادمي القاعده و امنيت جهاني ، مردم سالاری: شنبه24خرداد1393- شماره 3496 .

2- داعش، دسیسه عربستان ، کیهان: شنبه24خرداد1393- شماره20797 .

3- همه علیه داعش ، ازسیستانی تاالسیسی ، جام جم آنلاین : جمعه23 خرداد1393 .

4- هراتی، رفیعه ، لزوم جنگ با داعش برای فراگیر نشدن تروریسم ، دنیای اقتصاد : شنبه24خرداد1393- شماره 3221 .

5- "داعش" چگونه متولد شد؟، جمهوری اسلامی : شنبه۲۳ خرداد  - ۱۳۹۳ شماره 10046 .

 

 

 

لیست آثارمنتشرشده دکتراسدالله افشار - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 7:1 بعد از ظهر

لیست آثارمنتشرشده دکتراسدالله افشار

 1- افشار،اسدالله،داستانهايي ازآثارتوسل وتمسك به امام حسين(ع)، مؤسسة تحقيقاتي وانتشاراتي نور، چاپ دوم،بهار1380 .

2- افشار،ا سدالله،شصت وسه سال با پيامبر(ص)،درمكه،جلداول ،چاپ دوم،ا نتشارات عابد، تابستان 1386 .

3-افشار،اسدالله،شصت وسه سال باپيامبر(ص)،درمدينه(1)،جلددوم،چاپ دوم،انتشارات عابد،

تابستان 1386 .

4- افشار،اسدالله،شصت وسه سال با پيامبر(ص)،درمدينه(2)، جلدسوم ،چاپ دوم،ا نتشارات عابد، تابستان 1386.

5- افشار،اسدالله،شصت وسه سال باپيامبر(ص)،ايمان وخداشناسي، جلدچهارم،چاپ دوم،انتشارات عابد،تابستان 1386 .

6- افشار،ا سدالله، شصت وسه سال با پيامبر(ص)،معاد،جلدپنجم،چاپ دوم،انتشارات عابد،تا بستان 1386 .

7- افشار،ا سدالله،شصت وسه سال با پيامبر(ص)،اما مت،جلد ششم،چاپ دوم،انتشارات عابد،تابستان 1386 .

8- افشار،ا سدالله، شصت وسه سال با پيامبر(ص)،عبادت،جلدهفتم،چاپ دوم،انتشارات عابد،تابستان 1386 .

9-افشار،اسدالله، شصت وسه سال باپيامبر(ص)،خانواده،جلدهشتم،چاپ دوم، انتشارات عابد،تابستان 1386 .

10-افشار،اسدالله،شصت وسه سال باپيامبر(ص)،اخلاق فردي واجتماعي(1)،جلدنهم،چاپ دوم،

انتشارات عابد، تابستان 1386 .

11-افشار،اسدالله،شصت وسه سال باپيامبر(ص)،اخلاق فردي واجتماعي(2)،جلددهم،چاپ دوم،

انتشارات عابد، تابستان 1386 .

12- افشار،اسدالله،راه بي بازگشت،جلد اول،چاپ دوم، انتشارات سفيرارد هال،پائيز1388.

13- افشار،اسدالله،راه بي بازگشت،جلددوم،چاپ دوم، انتشارات سفيرارد هال،پائيز1388.

14- افشار،اسدالله،راه بي بازگشت،جلدسوم،چاپ دوم، انتشارات سفيرارد هال،پائيز1388.

15- افشار،اسدالله، براي فرزندم،چاپ اول،مؤسسة فرهنگي انتشاراتي الماس دا نش،بها ر1389.

16-افشار،اسدالله،رشد،پيشرفت،توسعة اقتصادي،ضرورتي اجتناب ناپذير،چاپ اول،انتشارات سفیر

اردهال،تابستا ن 1390.

17- افشار،اسدالله،فرهنگ،توسعه،عدالت وجهاداقتصادي،چاپ اول،مؤسسة فرهنگي انتشاراتي    الما س دانش، تابستان 1390

18- افشار،اسدالله،اين است آئين ما ، چاپ اول، انتشا رات سفيراردهال،زمستان1390.

19-افشار،اسدالله،جنبش وال استريت وروزهاي ناآرام آمريكا،چاپ اول،انتشارات سفير            ارد هال،زمستان 1390.                 

20- افشار،اسدالله، عصر بيداري ملت‌ها، چاپ اول، مؤسسة فرهنگي انتشاراتي الماس دانش، بهار 1391 .

21- افشار،اسدالله،فرصت پرواز، چاپ اول،انتشارات سفيرارد هال، تا بستا ن 1391. 

22- افشار،اسدالله،طنین مطالبات جامعه جها نی درتهران (تحلیل وتبیین بازتاب شانزدهمین اجلاس سران جنبش عدم تعهد درتهران)، انتشا رات سفيراردهال، چاپ اول، زمستان1391. 

 23- افشار،اسدالله، ضرورت تأمل وبا زنگری درنظریه های انقلاب ، انتشا رات سفيراردهال، چاپ اول ، زمستان1391.

24- افشار،اسدالله، افق روشن ، مؤسسة تحقيقاتي وانتشاراتي نور، چا پ اول، زمستان1391.

25-افشار،اسدالله،درمسیربالندگی،مؤسسة فرهنگي انتشاراتي الماس دانش،چاپ اول ،بهار1392.

26-افشار،اسدالله،سياست،اقتصاد،حماسه،مؤسسة فرهنگي انتشاراتي الماس دانش،چاپ اول،

زمستان1392.

27- افشار،اسدالله،جایگاه حقوق بشردرنظام بین الملل ، مؤسسة فرهنگي انتشاراتي الماس دانش، چاپ اول ، زمستان1392.

28- افشار،اسدالله،تفسیری برقرائت دینی ازوحدت(براساس آراءواندیشه های اما م خمینی"ره")، انتشا رات سفيراردهال، چاپ اول ، بهار1393.

29-افشار،اسدالله،انتخاب مردم؛اعتدال(تحليل يازدهمين انتخابات رياست جمهوري24خرداد

1392) ، انتشا رات سفيراردهال، چاپ اول ، بهار1393.

30- افشار،اسدالله،ازجهاداقتصادي تااقتصادمقاومتي، انتشا رات سفيراردهال، چاپ اول ، بهار1393.

 

 

 

ظهور مهدي(عج)؛ نويد صلح عمومي و عدالت همگاني - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 9:16 قبل از ظهر
1024x768

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin:0cm; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

ظهور مهدي(عج)؛ نويد صلح عمومي و عدالت همگاني             

اسدالله افشار

 

مباحث آینده نگری ـ از جمله موضوع مهدویت ـ برای انسان ها و جوامع انسانی فواید فراوانی دارند، مهدویت و مباحث فرجام نگر، عهده دار ترویج امید به آیندة بهتر به شمار می آیند؛ امیدی که در اعماق و درون همة انسان ها وجود دارد. و به نوعی خاستگاه فطری داشته و گرایش فطری زیربنای آن محسوب می شود. البته در صورتی می توان از مهدویت و مفاهیم همسوی آن چنین انتظاری داشت که واقع نما بودن و نیز شناختاری بودن آن ها از پیش ثابت شود؛ از این رو لازم است ابتدا زبان دین مورد تحقیق و پژوهش قرار گیرد، تا معناداری و شناختاری بودن گزاره های دینی ـ به ویژه گزاره های کلامی مهدوی ـ ثابت شود، تا مهدویت نقش اساسی و مهم خود را که همانا ایجاد تحرک و پویایی و بالندگی در انسان ها و جوامع انسانی است، ایفا کند.

«موعود» مطرح در همه ادیان بزرگ جهان :

در همه ادیان بزرگ جهان، بحث «موعود» مطرح است و این موضوع اهمیت ویژه ای دارد. آن چه نظر همگان را به خود جلب می کند، این است که همه ادیان هدف از بروز و ظهور آن موعود را در آخر الزمان، ایجاد قسط و عدالت و گسترش آن در سراسر جهان می دانند، آن هم در هنگامی که مردم به شدت از گمراهی و نادانی رنج می برند. از نظر همه ادیان، در این هنگام که فساد و ظلم و ستم به طور محسوس در میان جوامع بشری همگان را به ستوه آورده، مردی ظهور خواهد کرد که جهان را پر از عدل و داد می کند و همگان را به سوی خداشناسی و پاکبازی فرا می خواند. به عقیده ما شیعیان، آن کسی که در آخرالزمان ظهور و قیام خواهد کرد، حضرت مهدی(عج) از فرزندان حضرت زهرا علیهاالسلام است که هم اکنون زنده و از نظرها پنهان است.

موعودگرایی اندیشه و باوری است فراگیرکه غالب ادیان و مذاهب و مکاتب بشری به نوعی بدان باور دارند؛ یعنی روزی از روزها که همان روز موعود است، منجی و موعود برای نجات و رستگاری بشریت ظهور کرده و انسان ها را به آرزوی دیرینه خود می رساند؛ همچنین خوب و متعالی زیستن را از فضای ذهن و تئوری به منصه عمل آورده و آن را به تجربه بشری می رساند. این مهم در اسلام و باورهای دینی مسلمان ها در قالبِ مهدویت تبلور یافته است:«السلام علی المهدی الذی و عدالله عز و جل به الامم ان یجمع به الکلم و یلم به الشعث:درود برآن مهدی که خداوند عزوجل وعده ظهور اورا به امت ها داده است که به وسیله او وحدت و یکپارچگی را جایگزین پراکندگی و تفرقه کند.» (قرآن کریم، ترجمه محمدمهدی فولادوند)

عقلاني بودن اصالت مهدويت :

عقیده به مهدویت و انتظار ظهور موعود آخرالزمان، عقیده به یک واقعیت و وعده حتمی و تخلف ناپذیر الهی است. عقیده به مهدویت را هیچ فرد عاقلی مردود نمی شمارد ودرآن شک و تردید نمی کند؛ چنان که اخبارانبیا وائمه علیهم السلام درمورد وجود ملائکه،عالم غیبت و بهشت و جهنم را هیچ فردعاقلی رد نمی نماید. اصالت مهدویت و ظهور مصلح آخرالزمان، مسئله ای است که تمامی ملت ها و امت ها آن را پذیرفته اند. از سوی دیگر، مسئله ظهور حضرت مهدی(عج) با توجه به آیات و روایات فراوان، مسئله ای است که حقیقت دارد، اما هنوز صورت واقعیت به خود نگرفته است که برای ما آشکار باشد و عقل آدمی مسئله ای که واقعیت داشته باشد، ولی هنوز صورت واقعی و آشکار به خود نگرفته، انکار نمی کند. بنابراین مهدویت، مسئله ای است که عقل آدمی فارغ از هر نوع دین و مذهبی آن را قبول می کند.

 فطري بودن اصالت مهدويت :

مهدویت، یعنی منتهی شدن جوامع جهان به سوی جامعه ای واحد و سعادت عمومی، امنیت و رفاه، تعاون و همکاری، همبستگی همگانی، حکومت حق و عدل جهانی، غلبه حق بر باطل و نجات مستضعفان و نابودی مستکبران. این برنامه و عاقبت مطلوب، با فطرت و خواسته وجدان هر انسانی هماهنگ است. پایان یافتن سلطه بشر بر بشر و برقرار شدن حکومت عدل و نظام الهی و لغو این تبعیضات و برداشتن این مرزها، همه مطلوب بشر است. از این رو اتفاق نظر همه ملت ها بر پایان یافتن جهان، با سعادت عمومی و آمدن روشنایی پس از تاریکی ها و شکست باطل، اصلی فطری است که با سنت جهان و حرکت عالم که بر حق استوار است، موافق است و این عدالت و ظهور روشنایی، در دولت بر حق حضرت مهدی(عج) تحقق می یابد.

اعتقاد به مهدويت، ضرورت اجتماعي:

در كنار فساد اخلاقي و بي عفتي عمومي نسل هاي امروزي و رسميت يافتن روابط خلاف انسانيت در كشورهاي به ظاهر مترقي و آشفتگي هاي سياسي در جهان، فرصتي گرانبها به دست آمده و گروهي كه خود را از غرق شدن در منجلاب فساد حاكم در دنيا حفظ كرده اند، براي شنيدن سخن حق آماده شده اند. در اين جو نوين، در سايه كمرنگ شدن تعصب و تحجر و برخورد ايده ها و انديشه ها، بايد عقيده مهدويت را نه تنها به عنوان يك انديشه مذهبي و ديني، بلكه به عنوان يك مسئله فكري و ضرورت اجتماعي مطرح كرد. زيرا مهدويت در ضمير ناخودآگاه و عقل نهفته همه مردم جهان وجود دارد، به طوري كه هرگز كسي را نمي توان يافت كه برخوردار از قدرت فكر و انديشه سالم باشد و در ضمير و عقل و خرد خود پذيراي اين مسئله نباشد. زيرا اين وضع آكنده از فساد و سرشار از دشواري ها و بحران ها و جنايات و جنگ ها و تباهي ها، مصلح و نجات دهنده اي را مي طلبد كه توازن به هم خورده جهان را باز گرداند و بشريت را از اين همه فلاكت و بدبختي برهاند.

مسئله انتظاروانتظارات بشردراين دوران :

مسئله انتظار همانند اعتقاد به آفريدگار است كه در دلها ريشه دارد. دل، خدا را مي‌خواند و چشم در انتظار مهدي(ع) است. اين موضوع را فطري مي‌دانيم از آن بابت كه مسئله مشترك بين همه انسانها، ‌مذاهب، مكاتب و انديشه‌هاي متنوع است. با استدلال بيان شده جاي هيچ گونه شك و شبهه باقي نمي‌ماند كه موضوع انتظار امري عمومي و همگاني است.خواست‌هاي بشر در انتظار اين است که اقتدار معنوي بر بشريت حاكم گردد؛ سيستم كنترلي جهاني پديد آيد؛ امنيت و آسايش تامين گردد؛ سياست تباهي‌هاي مخوف كه جهت نابودي مستضعفان است ريشه كن شود؛ تبعيضات و تعصبات جاهلانه و جاه طلبي‌ها محو و نابود شوند؛ هواهاي نفساني و طغيانها و عصيانها و قانون شكني‌ها تحت كنترل درآيند و محكوم گردند؛ خيانتها و نابساماني‌ها و بيدادگريها از جامعه رخت بربندند؛ توسعه طلبي‌ها، استعمار، استثمار، استبداد، انحراف، كژي‌ها و سيه روزي‌ها ريشه كن گردد و...

جهان تشنه ي اقتداروعدالت مهدي(عج) : 

امروزديگر ثابت شده كه دنياي مادي قادر به اصلا‌ح جهان و جلوگيري از جنگ وخون‌ريزي و ظلم و تجاوز و بي‌عدالتي نيست، سازمان ملل و شوراي امنيت و اعلا‌ميه حقوق بشر كه متفكران جهان بايد مجري آن باشند، بازيچه دست زورمندان و بهانه پيشبرد منافع و مطامع دولت‌هاي قوي و صاحبان قدرت‌هاي بزرگ است. ملت‌هاي ضعيف و محروم امروز بيش از هر روزي حيران و سرگردان هستند. آنها به كلي ازتأمين منظور و دادخواهي خود بوسيله دولت‌هاي بزرگ و مجامع بين‌المللي مايوس شده‌اند وهيچ پناهگاهي ندارند كه بدان پناه برند.تمام قدرت‌ها و قانون‌ها و منشورها در جهت پيشرفت ظلم و ستم و تامين منافع ارباب قدرت و دولت به كار مي‌رود. و بدينگونه جهان در حالت بهت و وحشت و اضطراب به سر مي‌برد و هيچ روزنه اميدي هم در مسير زندگي انسان‌ها براي آينده بهتر به چشم نمي‌خورد، بلكه همه خود را در معرض مخاطرات بيشتر و آينده تاريكتري مي‌بينند.اين اوضاع اسف‌انگيز به كجا منتهي مي‌شود، سرانجام آن چه خواهد بود، و بشر سرگردان رو به كجا مي‌آورد؟جامعه شيعه به اين پرسش پاسخ مي‌دهد و مي‌گويد اين شب‌هاي ظلماني با مداد روشني در پيش دارد، واكنش اين همه مظالم و بيدادگري عدالت جهاني و حكومت مقتدري است كه سرانجام تحقق خواهد يافت و پرچم نويد بخش آن درسراسرجهان به اهتزازدرخواهد آمد. آري عكس‌العمل ظلم مطلق و تاريكي وتيرگي جهاني، روشني و عدالت عمومي است كه سراسر گيتي را فرا گيرد و بشريت را براي هميشه از اين همه ناامني‌ها وجنگ‌ها و خون‌ريزي‌ها و بي‌عدالتي و تبعيض‌ها نجات دهد. سرانجام روزي مي‌رسد كه بشر از تمام نيروهاي مادي و قدرت‌هاي عظيم صنعتي و ماشيني خويش سرخورده مي‌شود و ازاين همه ابزار و وسائل جز ناكامي وپريشاني چيزي نمي‌بيند.منع گسترش سلا‌ح‌هاي هسته اي جلوگيري از مسابقه تسليحاتي، زمزمه صلح پايدار، عمليات نسل جوان كه پديد آورندگان جهان آينده هستند، و جهش‌ها و جنبش‌هايي كه در اين خصوص در برخي از نقاط جهان ديده مي‌شود همه و همه طليعه منطق نوراني جامعه شيعه و هدف عالي از ظهور مهدي موعود اسلا‌م است كه دير يا زود عموميت پيدا مي‌كند و صحنه جهان را براي پذيرش حكومت واحد جهاني و صلح عمومي و عدالت همگاني وي آماده مي‌سازد.

اوضاع جهان بعدازظهورمهدي (عج) :

يكي از نكات بسيار جالبي كه در اخبار اسلا‌مي راجع به اوضاع بعد از ظهورمهدي موعود ديده مي‌شود، رفاه وآسايش عمومي و عمران و آبادي است كه سراسر جهان را فرا مي‌گيرد ودر تمام مظاهر زندگي مردم تاثير مي‌بخشد.در اين روايات صريحا مي‌گويد: جنگ، خون‌ريزي و بيماري و بيكاري از ميان مي‌رود ومردم به كار وكوشش گمارده مي‌شوند.درسايه امنيت مطلق و بهبود وضع زندگي وازدياد محصول وثروت مردمي تندرست و فعال و نيرومند به وجود مي‌آيند.

جشن نيمه شعبان و راز شكوهمندي آن:

 جشن نيمه شعبان جشن آمادگي است، آمادگي براي شركت در نهضتي بزرگ و انساني، نهضتي كه سازنده و حيات بخش است. آغاز آن با ظهور مهدي(عج) و فرجام آن شكست سيه روزي ها، جهل ها و شرك ها، فسادها و جنايت هاست. آمادگي براي حركتي مستمر و توام با زمينه سازي ها، با مقاومت زيادتر و تلاش بيشتر، براي وصول به ايده حكومت اسلامي و وحدت و برابري امم. آن كس كه ولادت مهدي را اين چنين جشن مي گيرد، به حقيقت مي خواهد اعلام آمادگي براي شركت در اين نهضت كند وآن كس كه به نام مهدي و از شنيدن لقب قائم(عج) قيام مي نمايد مي خواهد بگويد كه من جان بر كف وآماده و مهياي قيام هستم و در اين قيام آمادگي همه جانبه دارم. جشن تولد امام زمان(عج) جشن زنده شدن آرزوها، احياي اميدها، رونق گرفتن تمناهاي عالي انساني و خلاصه جشن منتظران است. با تولد مهدي(عج)، شادي واميد در دل مشتاقان وآرزومندان تحقق وعده الهي، يعني وعده قسط و عدل جهاني وپيروزي مستضعفان، زنده  مي شود.پاسداشت اين جشن از سوي مردم، بدان جهت است كه حيات و تولد مهدي(عج) سرنوشت ساز و عامل توجيه بقا و راز زندگي توام با حيثيت و شرافت ماست.

سه شنبه : 1393/3/20- 12شعبان1435- 10ژوئن2014   

 

 

 

انتخابات سوريه ؛ كيش ومات آمريكا - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 8:44 قبل از ظهر
1024x768

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin:0cm; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

انتخابات سوريه ؛ كيش ومات آمريكا                      

اسدالله افشار

 

براساس نتايج انتخابات رياست جمهوري سوريه ؛ بشاراسد براي يک دوره هفت ساله ديگررييس جمهوري اين کشور شد. بشاراسد که به مدت 14 سال رييس جمهوري سوريه بود، با کسب 7/88 درصد آرا معادل 10 ميليون و319 هزار و 703 راي، پيروز انتخابات رياست جمهوري سوريه شد.

کميته عالي قضايي انتخابات رياست جمهوري سوريه در بيانيه اي اعلام کرد: از 15 ميليون و840 هزار و 575 نفرکه درانتخابات سوريه واجد شرايط راي دادن بودند11 ميليون و634 هزارو412 نفردرانتخابات شرکت کرده اند. ميزان مشارکت مردم سوريه درانتخابات 42/73 درصد بوده است همچنين ميزان آراي باطله نيز 8/3 درصد بوده است. منابع سوري اعلام کردندکه بشاراسد، 17 ژوئن (27 خرداد) به عنوان رئيس جمهور سوريه سوگند ياد مي کند.

اينك باتوجه به انتخابات برگزارشده رياست جمهوري درسوريه وبرگزيده شدن بشاراسدكه آشكارا به معناي كيش ومات آمريكا با هم پيمانان ايشان است؛ بيان چند نكته دراين خصوص ومروربرخي مسائل پيرامون سوريه از زمان ناآرامي ها ، خالي ازلطف نمي باشد: 

يكم)اطلاعات دقيق نشان مي‌دهد که چند هفته پيش از انتخابات رياست جمهوري سوريه ، رايزني‌هاي آمريکايي-اروپايي انجام شده که محورش انتخابات رياست جمهوري سوريه بوده است . يک مسئول آمريکايي به همتايان اروپايي خود گفته است: «وقتي براي نشست ژنو دو خود را آماده مي‌کرديم، به روس‌ها و ايراني‌ها پيشنهاد داديم که بشاراسد در منصب خود بماند اما بدون اجراي انتخابات. پاسخ مسکو و تهران اين بود که اسدمانند هرشهروند ديگرسوري حق دارد نامزد انتخابات شود وبهتراست تصميم‌گيري دراين خصوص که چه کسي را مي‌خواهند، به مردم سوريه واگذار شود».

دوم) هشدارهای بین‌المللی مانع از ‌آن نگرديد که مسئولان سوری از حق قانونی خود برای برگزاری نخستین انتخابات ریاست جمهوری در تاریخ این کشور پس از پنج دهه و در سایه جنگ داخلی گسترده، چشم‌پوشی کنند.

سوم)كارشناسان معتقدند؛درسوریه سیاست‌های غلط آمریکاوهمراهان اوبه خصوص کشورهای ترکیه، عربستان و قطردو محصول داده است:اول اینکه جنگ طولانی داخلی ماهیت تروریستی ومزدوری گروه‌های مسلح را آشکارکرد و اکنون در این جنگ دو قطب حضور دارند. ارتش ملی سوریه که می‌خواهد کشور را از چنگال تروریست‌ها آزاد سازد و گروه‌های تروریستی گوناگون که به نام اسلام، آدم‌کشان حرفه‌ای شده‌اند و تخریب و کشتار هدف اصلی آن‌ها شده است. دوم اینکه آمریکا، ترکیه و عربستان با دلارهای بسیار تلاش کردند تا یک گروه را به نام «شورای ملی سوریه» شکل دهند و با استقرار این گروه در کشور ترکیه آن را دولت رسمی سوریه درخارج از این کشور نامیدند. اوباما هرگونه راه‌حل سیاسی برای پایان بخشیدن به جنگ کثیف درسوریه رامنوط به سقوط بشاراسدوکناره‌گیری اوازریاست دولت سوریه مي دانست؛ درحالي كه انتخابات سوريه وبرگزيده شدن بشاراسد خط بطلاني برانديشه استكباري غرب وهم پيمانان آنان بود واين انتخابات اثبات كرد دموكراسي واقعي رامردم درعرصه اجتماعي ودرصحنه سياسي به دنيا نشان خواهند داد ودرعمل مشت محكمي بردهان ياوه گويان يانكي گستاخ خواهندزد، كه اين اتفاق درانتخابات چندروزپيش سوريه به منصه ظهوررسيد.

چهارم)  سیاست غلط غرب (آمریکا و اروپا) درباره سوریه موجب شد تا بسیاری از شخصیت‌های سیاسی سوریه را که در شرایط عادی می‌توانستند «آلترناتیو» یا گزینه سیاسی در برابر بشار اسد باشند سوزاند و باطل کرد. از سوی دیگرمردم سوریه بعدچند سال جنگ داخلی ومقابله باتروریست‌ها،اکنون نمی‌خواهند آینده کشورخود را به دست این گروه‌های خون‌ریزوسفاک بسپارند. سرنوشت کشور خود را با بشاراسد گره زده‌اند وبرای نجات ورسیدن به آرامش نسبی آینده سوریه،بشاراسدرابه عنوان رئیس جمهور خود برگزيدند. اكنون بشاراسد رسماً ریيس جمهور شده است وبا اتكا به آراء مردم دولت آینده را در سوریه تشکيل خواهد داد.

پنجم)درسوریه انتخابات ریاست جمهوری برگزارشدآمریکا و همراهان آن در اروپا این انتخابات را غیرقانونی دانسته‌اند و آن را رد کرده‌اند. خوبست به يادآوريم كه ؛ هجوم مداوم خبری ـ تبلیغاتی علیه شخص بشار اسد ودولت اواز سوی شبکه‌های وسیع رسانه‌ای درغرب ازآغاز جنگ داخلی درسوریه تا امروزادامه داشته ودارد. آمریکا با همراهی انگلیس و فرانسه تنورمخالفت سیاسی با دولت سوریه و تلاش برای منزوی‌سازی بشاراسد در سازمان ملل را ازدست نداده‌اند. جبهه‌ سیاسی علیه دولت سوریه بیش ازسه سال است به وسیله آمریکا و همراهان او ادامه دارد و بخش دوم وموازی درکنار جنگ نظامی دربحران سوریه است.

بازخوب است به يادآوريم ؛ بعد از سه سال و آغاز سال چهارم این بحران، که هم میدان نظامی و هم جبهه سیاسی دارد، همه محافل سیاسی دریافته‌اند که جبهه نظامی در سوریه به مرز پایانی نزدیک می‌‌شود و پیروز این جبهه، ارتش ملی سوریه و بشار اسد است. مهمترازاین پیروزی نظامی، برای بشار اسد این است که دو واقعیت در سوریه کاملاً آشکار شده است. اول ماهیت بحران و جنگ داخلی به واقعیت مقابله با تروریست‌ها از چندین تشکل به نام تروریستی مبدل شده است.

دوم، درحالیکه فازنظامی بحران سوریه به پایان نزدیک می‌‌شود، آزادسازی شهرها، روحیه جدیدی برای مردم بخصوص جوانان سوریه ایجاد کرده است. تروریست‌ها به انزوا می‌روند و معارضین سیاسی بشاراسد نیز مقبولیت مردمی ندارند. آمریکا در بیرون از سوریه برای نجات این کشور شعار می‌دهد، اما در درون سوریه منفور ملت سوریه شده است. زیرا سوری‌ها آوارگی، ویرانی وجنگ خانمان‌سوز درکشور خود را ناشی از سیاست‌های غلط و سلطه‌گر آمریکا می‌دانند که دست در دست رژیم صهیونیستی در خاورمیانه دارد.

ششم) آمریکا به‌صورت آشکار در برابر این انتخابات ایستاده بود و با برگزاري آن مخالفت می نمود. برخی از گزارش‌ها حکایت ازاين داشت آمریکا و اسرائیل طرح اجرای یک حمله نظامی جدید، اما وسیع از کناره مرزهای جنوبی سوریه ازاردن و اسرائیل را تدارک دیده‌اند. که هدف آن، برهم زدن آرامش نسبی در سوریه در آستانه انتخابات ریاست جمهوری و ایجاد وحشت عمومی است تا انجام انتخابات، امکان عملی پیدا نکند. این حمله جدید از مرزهای جنوب سوریه برای به دست گرفتن مجدد بخش دیگری از سوریه است، آنهم در حالیکه روز به روز ارتش ملی سوریه بر سراسر خاک کشور مسلط می‌شود.

برخی ازمحافل سیاسی از امکان بروزانفجارهای جدید دردمشق و چند شهر دیگرسوریه خبر می‌دادند که در روزهای نزديك به انتخابات برای بایکوت انتخابات انجام خواهدگرفت! زهي خيال باطل چراكه مردم وملت سوريه باحضوربهنگام خود درانتخابات تمامي معادلات استكبارغرب رادرهم كوبيد وسحرآنان راباطل نمودند. 

هفتم) گرچه این انتخابات در نزدیک به 80 درصد وسعت سوریه و در میان تهدیدهای بی شمار تروریست ها برگزار شد، اما آنچه مشخص است این که در صورت برگزار شدن ایــــــن انتخابات در سراسر سوریه، آمار مشارکت درآن به مراتب بالاترازاین می رفت.مردم سوریه که بعد ازاعلام رسمی نتایج انتخابات ریاست جمهوری کشورشان،همچنان مشغول جشن وپایکوبی هستنددرباره اظهارات غربی هامبنی بر«بی ارزش خواندن» رایشان و«ساختگی بودن انتخابات»، این سخنان را ناشی ازمحکم بودن سیلی زده شده به صورت آنان تلقی می کنند. موضعی که فیصل مقداد، معاون وزیرامور خارجه سوریه آن را به صورتی دیپلماتیک بیان کرد وگفت: ما ازهیچ کس نمی خواهیم که انتخابات ریاست جمهوری سوریه را به رسمیت بشناسد و فقط مردم سوریه هستند که به رهبران خود مشروعیت می دهند نه هیچ کشور دیگری.

این انتخابات نشان داد که 40 ماه تلاش و برنامه و توطئه های وسیع و سازمان یافته بین المللی و منطقه ای در عرصه های سیاسی، نظامی، رسانه ای و اقتصادی، برای ساقط کردن نظامی که اکثریت قاطع یک ملت از آن حمایت می کند، راه به جایی نبرده است و بعد از این هم نخواهد برد.

جان كلام :

1- انتخابات سوریه، ازيكسوسندها و مدارک لازم برای استحکام بشاراسد ونظام سوریه را نشان داد وازسوي ديگر نشانه ی شکست تبلیغاتی، سیاسی و نظامی دنیای غرب بود که طی سه سال گذشته درصدد براندازی نظام حاکم بر سوریه وحکومت بشاراسد بوده است.

2- مخالفان همواره سعی کرده بودند که اینگونه وانمود کنند بشاراسد پایگاه مردمی درسوریه ندارد و نظامش نظام دموکراتیک نیست ودر حقیقت برگزاری انتخابات درسوریه نشانه دموکراتیک بودن نظام سوریه است که ازاین منظر هم می تواند همه دروغ های غرب را دراین زمینه افشا کند.

3- طبق پیش بینی ها وافکارسنجی های صورت گرفته و با توجه به اجتماعاتی که در سوریه انجام گرفته بود، پیش بینی می شد که برنده انتخابات آقای بشار اسدباشد؛ همان کسی که دنیای غرب معتقد بود باید تا قبل از سال 2014 و پیش از پایان یافتن زمان ریاست جمهوری اش کنار برود که دیدیم چنین اتفاقی نیفتاد و اگرچه آنان دوست داشتند وی دیگردر صحنه انتخابات حضور پیدا نکند اما ديديم که بشاراسد شرط آنان را کاملا نادیده گرفت و ديديم که برای دوره بعد نیزدوباره توسط مردم انتخاب گرديد که این شکست تبلیغاتی دیگر دنیای غرب است که نباید آن را نادیده گرفت.

4- اکنون با پایان یافتن انتخابات ریاست جمهوری سوریه، مرحله جدیدی در این کشور آغاز می شود و نظام و ارتش سوریه می توانند محکم تر از قبل و با دستانی قوی تر و بازتر به برخورد با گروه های تروریستی و مسلح اقدام کنند.

5- كارشناسان معتقدند ؛ بشاراسد که سه سال گذشته او را پخته تراز خیلی سیاستمداران مسن ترمنطقه کرده، اینک بااعتماد سوری ها، مرحله جدید،اما سخت تری برای اداره کشورش پیش رودارد که پایان دادن به اقدامات تروریست ها، بازگرداندن امنیت به سراسرکشور، زمینه سازی برای بازگشت آوارگان به خانه و کاشانه شان وبازسازی ویرانه های جنگ ازجمله آنهاست.

 

دوشنبه : 1393/3/19- 11شعبان1435- 9‍‍ ‍ژوئن2014

 

 

 

اشاره اي به توفيقات بين المللي امام خميني(ره ) - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 12:28 بعد از ظهر
 

اشاره اي به توفيقات بين المللي امام خميني(ره )            

اسدالله افشار

 

ورود به اندیشه و شخصیت امام خمینی(ره) به مجالی بیشترنیازمند است، لیکن اشاره ای اجمالی به برخی از ابعاد وجودی ایشان با عنایت به تحولات کنونی و پیرامونی آنهم درآغازبيست وپنجمين سالروزرحلت جانگدازحضرتش، ضروری می نماید.بنیانگذار انقلاب اسلامی درمقطعی ازتاریخ قرن بیستم ظهور نمود که جهان اندیشه،به نحوی درتملک دوایده ماتریالیستی غرب وشرق بود،چنان که هرفکرمغایربا انگاره های  ذهنی شان را مردود و مطرود اعلام می کردند.

امام خمینی(ره) توانست با ارائه گفتمان متفاوت از گفتمانهای موجود، بشریت سرگشته و حیران را که ناکام از سراب معرفت شناسی راهبردهای غرب و شرق بود، معطوف به پارادایم متافیزیکی خود نماید که ابتنای آن بر آموزه های اسلامی است.تحول شگرف درتطور شخصیتی افراد که جوامع ومحیط پیرامونی آنها را دستخوش تغییرهای بنیادین نمود، اقدامی بس بزرگ و ستودنی است که با ابزارها و معیارهای موجود امکان آنالیز آن وجود ندارد. حضرت امام(ره) با دید متمایزازمناسبات موجود جهانی، مختصات فکری ودریافتهای استراتژیک اتاقهای فکر آکادمیهای باسابقه غرب را درهم ریخت وآنها را به عجز و ناتوانی در شناخت این حرکت الهی وادارنمود. تا قبل ازظهوروبروز اندیشه بنیانگذارانقلاب اسلامی، ملاک برتری ثروت، گستره جغرافیای مستعمرات، نفوذ درسازمانهای بین المللی، حضوردرائتلافها واتحادیه های نظامی واقتصادی، برخورداری از فناوریهای مدرن نظامی و صنعتی و... محسوب می شد وهر کشور و شخص مدعی که محاسبات وزن شخصیتی آنان بااین مؤلفه ها نسبت نداشت،ازدید کارشناسان ومردم شکست خورده،بی حاصل تلقی می گردید. در این فضای ذهنی غالب، حضرت امام(ره) با حرکت توفنده الهی همه برآوردها و محاسبات ماتریالیستی آنها را فاقد منطق علمی و رئالیستی معرفی و با این حرکت به جهانیان اثبات نمود که سرمایه دیرینه شما با وجود پشتیبانی گسترده جهانی در مقابل بیداری و حضور در صحنه امت اسلامی بر باد فناست،«میشل فوکو» اندیشمند پست مدرن فرانسوی، دراین زمینه معتقد است:«هر انقلابی که درقرن بیست اتفاق افتاده درراستای پست مدرنیته بوده،الاوقوع انقلاب اسلامی که درجهت خلاف مدرنیته بوده است.»

راه رهایی ملت ها ازمنظرامام خميني (ره):

موج بیداری اسلامی بیانگرتأثیرعنصرالهام بخش اندیشه امام است که همواره بیداری وسربلندی راصرفاً برای ایران وایرانی پیگیری نمی کرد،بلکه فراترازآن جغرافیای اندیشه اسلامی وحتی جهان مستضعفان،مورد نظرامام بود.اسقف کاپوچی،اسقف بیت المقدس دراین زمینه معتقد است:«قلب آزادگان دنیا وتمام مستضعفان ومحرومان دنیا برای امام خمینی(ره) می تپد.اوفقط به ایران تعلق ندارد،بلکه تمام محرومان دنیا چه مسلمان وچه غیرمسلمان، اورا نجات دهنده خود می دانند.»

امام خمینی(ره) پس ازتوصیف غمباراوضاع ملتهای تحت ستم وافشای رفتاروعملکرد استعمارگران ومهره های داخلی ومنطقه ای آنان،راه رهایی را به ملتها نشان می دهند وچنین  اظهارمی نما يند:«وشما ای مستضعفان جهان و ای کشورهای اسلامی و مسلمان جهان، بپاخیزید و حق را با چنگ و دندان بگیرید و از هیاهوی تبلیغاتی ابرقدرتها و عمال سرسپرده آنان نترسید و حکام جنایتکار را که دسترنج شما را به دشمنان شما تسلیم می کنند از کشورهای خود برانید و خود و طبقات خدمتگزار متعهد زمام امور را به دست گیرید و همه در زیر پرچم پرافتخار اسلام مجتمع و با دشمنان اسلام و محرومان جهان به دفاع برخیزید.» (1)

 بیداری ا سلامی دغدغه حضرت امام خميني (ره) :

بیداری اسلامی دغدغه حضرت امام(ره) برای کشورهای اسلامی بود. اینک با حضور میلیونی مردم ودومینوی سقوط دیکتاتورها آرمان استقلال ملتهای اسلامی درحال وقوع است، به نحوی که امام خمینی(ره)،تحقق آرمان پیروزی رادروصیتنامه خود با وعده الهی همراه کردند ونوشتند:«به امید آن روزکه خداوند تعالی وعده فرموده است.»این، همان تضمین الهی است که انقلاب اسلامی نیزبا تکیه برآن پیروز شد وهمین نمونه که درعصرحاضرودرمیان شگفتی جهانیان رخ داده کافی است که مسلمانان را به قطعی بودن این وعده الهی مطمئن نماید.

رهبري بي‌نظيرامام (ره) دررويارويي با قدرت‌ها:

بيداري اسلامي هرچند پيش ازانقلاب درايران،ودردو سده‌ي اخيردركشورهاي مختلف شكل گرفته بوداما اگربيداري اسلامي رادريك منحني رسم كنيم،امام رادرطي اين 200 سال در قله‌ي اين منحني مي‌توان ترسيم نمود. با توجه به رهبري بي‌نظير امام دررويارويي با قدرت‌ها وبه پيروزي نشاندن يك انقلاب وراهبري موج بيداري اسلامي ومواجهه با مسائل آن، بررسي مشكلات وموانع اين پديده از ديدگاه آن بزرگ‌مرد تاريخ،ازاهميت زيادي برخورداراست.تحليل وبررسي اين موانع، مبتني بريافته‌هاي امام، بايد دستاوردي گران‌سنگ براي اسلام‌‌خواهان،صاحب‌نظران ورهبران جنبش‌هاي اسلامي تلقي شود.

امام خمینی‌(ره) دربرابرمدل مبتذل دموکراسی غربی :

امام خمینی‌(ره) دربرابرمدل مبتذل دموکراسی غربی که اتفاقا درطول چند قرن اخیرسرمنشأ همه گرفتاری‌های جوامع بشری بوده وعملا مجوزی برای مشروعیت‌بخشی به جنایت‌های بی‌شمارضدبشری دولت‌های استعمارگر غربی به حساب می‌آید، متقابلا مدل حکومت اسلامی مبتنی بر اصول اسلام ناب محمدی(ص) راپیشنهاد می‌دهند. به هر صورت به آسانی قابل درک است که دموکراسی غربی ازیک دوگانگی غیرقابل هضم رنج تاریخی می‌برد؛ ازیکسو برای رسیدن به جامعه مدنی! عاری ازتعدیات بشری وتثبیت پایه‌های حکومتی«دولت رفاه» مزورانه شعارهای جذابی را مطرح می‌کند واز سوی دیگر با خودخواهی‌های شیطانی برای تامین رفاه شهروندان خویش یک جریان تمام‌عیار تعدی به حقوق دیگر ملل مستضعف را سازماندهی وعملیاتی می‌کند و به راحتی برای تامین رفاه جوامع غربی مجوز غارت منابع وسرمایه‌های مادی ومعنوی ملل محروم را صادر می‌کند.درحقیقت کسی تردید ندارد که درحال حاضراردوگاه استکبارجهانی متشکل از2 بلوک شرق وغرب است که درروزگاری نه‌چندان دورمردم ساکن درآن مناطق درپی دستیابی به مدینه فاضله‌ای بودند که ظلم اجتماعی سیاسی درآن هیچ نمودی نداشته باشد وهمه انسان‌ها درکمال خوشی به زیست جمعی مشغول باشند.

تبیین شفاف ریشة اصلی گرفتاری‌های ملل مسلمان :

اختلاف درجوامع اسلامی و پناه بردن به دامن اسلام آمریکایی یکی ازریشه‌های اصلی گرفتاری‌های ملل مسلمان است. امام خمینی(ره) دربخش تبیین شفاف ریشه اصلی گرفتاری‌های ملل مسلمان تحت ستم دولت‌های غربی می‌فرمایند:«علما ودانشمندان سراسر جهان بویژه علما و متفکران بزرگ اسلام، یک دل و یک جهت در راه نجات بشریت از سلطه ظالمانه این اقلیت حیله‌باز و توطئه‌گر به پاخیزند و این کتاب‌هایی را که اخیرا با دست استعمار منتشرشده و دامن به اختلاف بین طوایف مسلمین می‌زنند نابود کنند وریشه اختلاف که سرچشمه همه گرفتاری‌های مظلومان است را برکنند ویکدل ویکسو بر این رسانه‌های گروهی که بیشتر ساعات شب وروزبه فتنه‌انگیزی ونفاق‌افکنی عمرخود را می‌گذرانند،پرخاش کنند».همچنین امام خمینی(ره) درسال ۱۳۶۱ دردیداری که با مسؤولان وقت وزارت امور خارجه کشور داشتند با صراحت توصیه می‌فرمایند:«سعی شودکه سفارتخانه‌ها تحت سلطه دیگران نباشند وتصرفاتی در آنها از ناحیه دیگران نباشد. هرقدمی که برمی‌دارید به فکر این باشید که آیا رو به وابستگی می‌رویم یا به طرف رهایی وآزادی ورابطه با کشورهای خارجی که نمی‌خواهند ما را ببلعند باید باشد و با آنها که می‌خواهند از طریق روابط ما را وابسته بکنند هیچ لزومی ندارد وباید با احتیاط با آنها برخورد شود. وزارت خارجه تنها وزارتخانه‌ای است که با اسلامی شدنش بیشترازدیگر وزارتخانه‌ها می‌تواند موجودیت اسلامی ما را به خارج نشان دهد و بالعکس صدماتی که به این کشور ممکن است وارد آید ودر سابق از ناحیه سفارتخانه‌های خارجی در اینجا و سفارتخانه‌های ما درخارج برکشور وارد شده بیشترازدیگران است».(2)

رسالت تاریخی انقلاب ا سلامی :

 بی‌شک درشرایط کنونی که جریان سلطه در گرداب گریزناپذیری به نام بیداری ملل گرفتار شده، یکی ازدستاوردهای حیاتی انقلاب اسلامی کمک به پیچش نسیم روح‌بخش بیداری اسلامی در کشورهای منطقه است. به‌رغم فشارهای استکبار جهانی انقلاب اسلامی رسالت تاریخی دارد تا با احیای اسلام ناب محمدی(ص) وسرمایه‌گذاری معنوی تحولات نوینی را درمناسبات ظالمانه دولت‌های غربی با ملل محروم رقم زده و همانند صدر اسلام طبقه مستضعف را درجهت حفظ کرامت انسانی وتقابل همه‌جانبه با جبهه زیاده‌طلب مستکبران یاری برساند. درحال حاضر موفقیت حضرت امام‌(ره) درآشنا‌سازی توده‌ها با ریشه اصلی گرفتاری‌هایشان وتوفیق بین‌المللی ایشان درپی‌ریزی ساختارهای اصولی بنیان یک قدرت سیاسی جهانشمول جدید درچارچوب تعالیم واصول اصیل اسلام ناب محمدی(ص) موجب شده مبارزه ملل تحت ستم با موجودیت جریان جهانی سلطه درچارچوب قواعد دینی وشریعت آسمانی اسلام هویت نوینی یابد.

هويت و توسعه ؛ تفكروطرح امام خميني (ره) :

نهضت امام خميني اوج گرايش اصول گرايي اسلامي است كه ديگرجنبشهاي اسلامي درسراسر جهان تحت تأثيرموفقيت ايشان درتأسيس جمهوري اسلامي توانا شدند. تفكروطرح امام خميني در واقع تلفيقي ازهويت و توسعه بود. درحالي كه رهبران پيشين جنبش بيداري اسلامي چون سيد جمال به دنبال توسعه وتجدد بودند وبرخي هم به صورت كمرنگي بر هويت تأكيد مي كردند. امام خميني همان گونه كه به دنبال احياي هويت اسلامي بودند، توسعه نيزدرگفتمان وي ازجايگاه ويژه اي برخوردار بود، توسعه اي كه درچارچوب هويت اسلامي تعريف مي شد. نظرية سياسي امام منحصراً درقالب و شكل اسلامي مطرح مي شد وهمين امر موقعيت وويژگي ممتازي به امام خميني درجنبش اسلام گرايي در جهان اسلام مي دهد.(3)

نقش امام خميني(ره) درجنبش هاي جهان ا سلام :

انقلاب اسلامي ايران، به رهبري امام خميني،درتولد و تحرك بسياري ازجنبش هاي اسلامي درجهان اسلام نقش داشته است. افول قوم گرايي، ناسيوناليسم، لائيسيسم، راه را براي حضور قدرتمندانة اسلام گرايي درمنطقه مهيا كرد وانقلاب اسلامي وانديشه هاي امام خميني هم تأثيرفراواني دراين روند گذاشت. درميان رهبران بيداري اسلامي در جهان عرب، انديشه هاي سيد قطب تا حدي به انديشه هاي امام نزديك بود.«آيت الله خميني وسيد قطب هردو راه حل نهايي مسائل را درراهي مي ديدند كه براي فهم اسلام داشتند. هردوجهان را به صورت تقابل ما و آن ها درنظر مي گرفتند.آيت الله خميني دو قطب اين تقابل رامستضعف و مستكبرمي ناميد وسيد قطب آن دو راجاهليت و اسلام؛ هردوآن دسته از بخشهاي جهان كه نظام اسلامي برآن حاكم نيست ـ و دراين جا ما مي توانيم آن بخشهايي را نيزكه رفتار ديني برآن ها حاكم نيست به آن دسته اضافه كنيم ـ قلمرو جاهليت واستكباردانسته اند».(4) درنظر انديشمنداني چون امام وسيد قطب، اسلام هم دين است وهم دولت وارزشها والگوهاي رفتاري غرب نمي تواند با ارزشهاي اسلامي سازگارباشد.(5)

امام خميني (ره) جامع علم و عمل:

امام خميني (ره) جامع علم وعمل بود وهرچه مي‌گفت ومي‌فرمود وخود عمل مي‌كرد،ريشه دراعتقاد راسخ ديني داشت كه ازآبشخورفرهنگ اسلامي سيراب مي‌شد. اينكه درعالم كنوني چه مايه نيروو قدرت روحي واخلاقي لازم است تا بتوان قول و فعل راازاثر بادهايي كه ازغرب به همه جاي جهان مي‌وزد محفوظ داشت مطلب ديگري است كه حتي تفكردرآن جان را به ستوه مي‌آورد وآن بزرگ چه روح جبروتي و بي‌ترسي داشت كه از قدرت‌هاي بزرگ اين جهاني هيچ بيم به خود راه نمي‌داد وچندان به رحمت پروردگارش اميدواربود كه با قلبي آرام ومطمئن به ديداراو شتافت.

جان كلام :

كاوش درابعاد شخصيتي وانديشه‌هاي سياسي امام خميني(ره) براي همه و به ويژه نسل جوان و دانشجو، ضرورتي انكار ناپذيراست به گونه‌اي كه هر كسي دراين دوره و زمانه،ادعاي خط امام(ره) دارد واز امام(ره) و انديشه‌هاي امام(ره) صحبت مي‌كند،ولي خلاف سيره امام(ره) اقدام مي‌كنند. امام خميني(ره) درقرن بيستم،كه گفتمان غالب، انديشه مدرنيته بود ودين جايگاهي درآن نداشت، با تكيه براسلام ناب كوشيد تا با تصرف در جوهره مدرنيته،آن را به نفع دين وارزش‌هاي اسلامي مصادره و تأويل نمايد.بدين ترتيب،رهبركبيرانقلاب اسلامي با احياي دين و معنويت، اميد تازه‌اي دردل !ملت‌ها و نهضت‌هاي اسلامي دميد كه بيداري اسلامي را درپي داشت و برپايه اين بيداري،انقلاب اسلامي در ايران به پيروزي رسيد ونقطه آغازي شد برمقابله جدي‌ترملت‌هاي مستضعف درمقابل قدرت‌هاي استكباري.

روح امام راحل شاد وراه نوراني ايشان تا ابد پررهروباد.

 

دوشنبه : 1393/3/12- 4شعبان1435-2ژوئن2014

 پا‌نوشت‌ ها:

 1. امام و موج بیداری در جهان اسلام،غلامرضا قلندریان، روزنامه قدس،  ۱۳۹۰/۳/۱۲ . 

2. بیداری ا سلامی ود شمن‌شنا سی دراندیشه‌های امام خمینی(ره)، سیروس محمودیان ، وطن امروز، چهارشنبه، 13 مهر1390- شماره 753 .

3. بابي سعيد، هراس بنيادين، ص 105، 109؛ نيز نك:

John L. Esposito The Iranian Revolution: It s Global Impact Miami: Florida International University Press PP. 12 - 13.

4. مجيد خدوري، پيشين، ص 30، 9 ـ 78؛ محمد رشيد رضا، السنه و الشيعه، قاهره، 1366 ق، ص 59 ـ 54 و 79؛

حميد عنايت، سيري درانديشه سياسي دراسلام،ترجمه بهاءالدين خرمشاهي،تهران، خوارزمي، ص 34 .

5. علي اکبر ولايتي ،کتاب فرهنگ وتمدن اسلامي .  

 

گفتمان امام خمینى ؛ زنده وتأثیرگذار - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 9:53 قبل از ظهر
 

گفتمان امام خمینى ؛ زنده وتأثیرگذار                             

اسدالله افشار

 

ازآنجا که دربیست وپنجمين سالگرد ارتحال امام خمینی(ره) قرارگرفته ايم،اين قلم بنا به دلبستگي هاي خود به آرمان ها وارزشها آن عزيزسفركرده ازيك سووجهت اداي احترام به اين مرد رباني و عارف وفقيه ومجتهد مجاهدازسوديگر، تلاش دارد به گوشه هايي ازمباني فكري وانديشه هاي والاي ايشان اشاراتي داشته باشد؛ اميد آن كه اين مهم دراين گفتاركوتاه محقق گردد.     

احیای شخصیت اسلام و مسلمین :

امام خیمنی (ره) برای احیای شخصیت اسلام و مسلمین دو کار را به طور موازی انجام دادند. یکی شکستن ابهت کاذب به اصطلاح ابرقدرت‌ها و دیگری نشان دادن ابعاد مجهول و مغفول ماندۀ اسلام به مسلمین. اینکه آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند، اگر کل دنیا در مقابل ما بایستد ما در مقابل همۀ دنیای آنها می‌ایستیم، سیاست نه شرقی نه غربی، به کار بردن تعبیر شیطان بزرگ برای آمریکا، پوچ و توخالی جلوه دادن نظریه‌ها و رفتارها و ارعابات قدرت‌های بزرگ و غیره نماد تحقیر بزرگی کذایی غرب است. از طرف دیگر تکرار مکرر این نکته که اسلام برای همه چیز زندگی ما برنامه دارد، ارائۀ نظریۀ ولایت فقیه، ارائۀ مدل سیاسی جمهوری اسلامی، از نمونه تلاش‌های ایشان برای اثبات این نکته است که اسلام شخصیت دارد و می‌تواند به احیای جوامع بشری اقدام نماید.حال اگراز زاویۀ یک انسان امروزی به فعل عظیم امام روح‌الله نگاه کنیم به بزرگی ایشان بیشترپی می‌بریم و با مقایسه ایران و جهان اسلام امروز با ایران و جهان اسلام چهل پنجاه سال پیش به این نکته می‌رسیم که مسلمین توانسته‌اند خود را بازیابی وبازسازی کنند وحرف‌های اساسی دردنیا برای گفتن داشته باشند.

نوک حمله تهاجم امام (ره) به سوی استکبارجهانی :

یکی از مشخصه های بارز اندیشه سیاسی حضرت امام خمینی(ره) تلاش برای وارد کردن واژه ها و مفاهیم قرآنی و اسلامی در ادبیات سیاسی انقلاب اسلامی بود که از جمله مهمترین آنها واژه استکبار است.حضرت امام(ره) از همان آغاز نهضت، نوک حمله تهاجم خود را به سوی استکبار جهانی و در راس آن آمریکای جنایتکار نشانه رفت و نهضت اسلامی خود را مبتنی بر «دکترین استکبارستیزی» بنیان نهاد. آموزه های قرآنی یکی از مهمترین اهداف ارسال انبیاء و اوصیاء الهی را در طول تاریخ شمرده می شد.حضرت امام(ره) تنها در مقام توصیف ویژگیهای استکبار جهانی باقی نمی ماند و با بصیرت و آگاهی و شجاعت تمام آمریکای جنایتکار را به عنوان راس استکبار جهانی معرفی و مورد خطاب قرارمی دهد.رهبرکبیرانقلاب اسلامی با فریاد برآوردن آنکه «همه بدبختی ما از آمریکاست»از خوی تجاوزطلبی و ضرورت مبارزه و عدم رابطه با استکبار چنین سخن گفت:«خیال نکنید که روابط ما با امریکا و روابط ما با نمی دانم شوروی وروابط ما با اینها یک چیزی است که برای ما یک صلاحی دارد. این مثل رابطه بره با گرگ است! رابطه بره با گرگ، رابطه صلاحمندی برای بره نیست،اینها می خواهند ازما بدوشند،اینها نمی خواهند به ما چیزی بدهند.» (صحیفه امام،ج10،ص 360، 4/8/1358)

تأکید برحفظ اعتدال و اجتناب از انحراف به چپ وراست :

هنگامی که در مجموعه گفتارها و اندیشه های امام خمینی (ره) دقت می نمائیم به وضوح می بینیم که حفظ اعتدال و اجتناب از انحراف به چپ و راست هماره مورد تاکید ایشان بود. امام (ره) مردم را از تندیها و کندیهای بی رویه کجرفتاری و کژاندیشی منع می کردند. ایشان در عین حال که فقیهی فرزانه بودند و در ابعاد عرفان تفسیر قرآن و سیاست جهانی نیز جلوه گریهای برجسته ای داشتند در همه ابعاد حیات علمی سیاسی و اجتماعی از انحراف و خروج از حد اعتدال و وسط هشدار داده اند.

امام (ره) تهمت قشریگری به جمعی را صحیح ندانسته اند همچنانکه فقه را به دور از مسائل جاری زندگی و فقط بر مبنای تاویلهای دور از لمس نمی پسندند ایشان با اینکه ابعاد عرفانی برخی آیات قرآنی را حقیقت می دانستند اما تأویلات خنک برخی افراط گران را تأیید نمی کردند. هرچند امام (ره) درتفسیرقرآن کریم تفسیر به رای را غلط می دانستند و آن را محکوم می کردند لیکن هرفهم را مصداق آن برنمی شمردند و تلاش در دریافت معانی والای آیات قرآنی را امری ممکن و بلکه لازم می دانستند.امام (ره) با روشن بینی های خاصی به مسائل می نگریستند به طوری که پرداخت به موضوعات خارج از حیطه دانش بشری را بی ثمر می دانستند و ازاضاعه فرصت و اتلاف وقت در آن زمینه ها برحذر می داشتند.

توجه به مردم و حقوق آنان و بهره‌گیری از استعدادها و نیروهای آنان :

 اقلیت ممتاز و گروه خواص به دلیل برخورداری از رفاه و موقعیت برتر، به تدریج دچار نسیان، غفلت، استغنا و سرانجام طاغوتی می‌شوند. فساد گروه مزبور نقش مؤثری در فاسدسازی جامعه دارد و به این دلیل تمامی افراد جامعه گرفتار عذاب خواهند شد اگر چه اقلیتی صالح در میان آنان وجود داشته باشد.

امام خمینی(ره) در این زمینه دروصیت‌ نامه الهي سياسي خود چنین نوشته‌اند:«وصیت اینجانب به وزرای مسئول در عصر حاضر و در عصرهای دیگر آن است که علاوه بر آنکه شماها و کارمندان وزارتخانه‌ها بودجه‌ای که از آن ارتزاق می‌کنید مال ملت و باید خدمتگزار ملت خصوصاً مستضعفان باشید، و ایجاد زحمت برای مردم، و مخالف وظیفه عمل کردن حرام، وخدای نخواسته گاهی موجب غضب الهی می شود، همة شماها به پشتیبانی ملت احتیاج دارید.با پشتیبانی مردم خصوصاً طبقات محروم بود که پیروزی حاصل شد، و دست ستم‌شاهی از کشور و ذخائر آن کوتاه گردید، و اگر روزی ازپشتیبانی آنان محروم شوید شماها کنار گذاشته می‌شوید،وهمچون رژیم شاهنشاهی ستمکاربه جای شماستم‌پیشگان پست‌هارااشغال می‌نمایند.»

عبارات فوق اگرچه بسیار ساده وروان مطلب را تبیین می‌نماید، ولی نکات بسیار مهمی را متذکر می‌شود که در نوشته‌های دیگران با چنین صراحت و روشنی دیده نمی‌شود. ازاینگونه عبارات در سخنان حضرت امام فراوان وجود دارد. زیرا توجه به مردم و حقوق آنان و بهره‌گیری ازاستعدادها و نیروهای آنان یکی از خطوط اساسی خط مشی (استراتژی) امام دردوران مبارزات و پس ازپیروزی انقلاب اسلامی بوده است. مردم نیز متقابلاً این واقعیت را به خوبی شناخته و پاسخ مثبت دادند.نظریه‌های مردم‌مداری، مردم‌سالاری و دموکراسی، زمانی می‌تواند واقعیت داشته باشد که منافع،حقوق و حیثیت مردم درهرحال حفاظت و حراست شود و حق‌الناس به معنای واقعی آن موردتوجه قرار گیرد. بعید است جز ایمان به خداوند و قیامت در زمامداران و مدیران بتواند حکومت مردمی واقعی را محقق گرداند.

امام (ره) سنت گرایی نواندیش و نوگرایی سنت باور:

از کتاب «کشف الاسرار»گرفته تا نامه ای که به عروس محترمشان نوشته اند تا وصیت نامه الاهی- سیاسی شان پیداست که امام به شدت یک متفکر سنت گرا و معنوی اندیش است، اما سنت گرایی امام از نوع تحجر، جمود و قشری گری نیست؛ بازگشت به عقب، کهنه پرستی یا گذشته پرستی نیست. ایشان جمود بر سنت ندارند و همان طور که سنت باورند، نواندیش هم هستند و معتقدند در همین قرن بیستم نیز می توان مسلمان زیست، می توان عارفانه زیست، می توان با معنویت زیست و خود ایشان در زندگیشان به وضوح این را نشان دادند.امام با یادگیری زبان های خارجی مخالف نبودند، با مظاهر تمدن مخالف نبودند، با یادگیری فلسفه ها مخالف نبودند. در منشور معروفشان به حوزه ها و به روحانیت هشدار دادند که مبادا با نواندیشی مخالفت کنید و به نام دفاع از سنت، به نفی تمدن بپردازید. ازسوی دیگربه طلّاب هشدار دادند که مبادا با مجذوب شدن به نوگرایی و نواندیشی، سنت را فراموش کنید و به روحانیان تأکید کردند که فقه جواهری را حفظ کنید وخودشان نیزدرعرصه فقاهت واجتهاد نوآوری ها کردند وفتواهایی داشتندکه پاره ای ازهم کسوتانشان برنتافتند و ماجرا را همه می دانید. ایشان در فقه، اصول، عرفان و فلسفه نظریه های جدیدی مطرح کردند. پس امام سنت گرایی نواندیش است و نوگرایی سنت باور است؛ بنابراین دوگونه نوگرایی می توان داشت: یک نوگرایی سنت باورانه و یک نواندیشی سنت ستیزانه.

نقش و تأثیرگذارى شخصیت امام خمینی(ره) درتاریخ معاصرایران :

نقش وتاثیرگذارى شخصیتى چون امام خمینی(ره) در تاریخ معاصر ایران نقش بى‌بدیل مى‌باشد. نقش‌‌آفرینى درتحول ساختار سیاسى ایران معاصرازسلطنت به نظام جمهورى اسلامى با رهبرى حرکت انقلابى مردم ایران در سال 1357 در بسیارى جنبه‌هاى دیگر لزوم توجه جدى به امام خمینی(ره) و آراء و اندیشه‌هاى او را در تاریخ معاصر ایران را نشان مى‌دهد.امام خمینى شاخصه اصلى گفتمان تفوق یافته جدیدى به نام اسلام سیاسى درایران است از این‌رو فهم تاریخ معاصر ایران درچند دهه اخیر فارغ ازتوجه به گفتمان امام خمینی(ره) میسر نیست. چرا که عصرحاضر و نظام جمهورى اسلامى میراث امام خمینی(ره) است وما در فضایى زندگى مى‌کنیم که گفتمان امام خمینى درآن حضور زنده و تاثیرگذار دارد وهیچ اندیشه وعمل سیاسى بى‌ارتباط با این گفتمان- چه مخالف و چه موافق- میسر نیست و ناچار به آن ارجاع داده مى‌شود.

گفتمان سیاسى امام ازمنظردیگرى درتحولات فکرى سیاسى ایران امروز حضور زنده وتاثیرگذار دارد از آنجا که گفتمان امام تبار جریانات فکرى سیاسى ایران امروز محسوب مى‌شود واین گفتمان‌ها وامدارنظر و دیدگاه امام خمینی(ره) هستند وهرکدام سعى کرده‌اند براساس تحولات سیاسى واجتماعی، تبیین‌ها وتفاسیروگاه نوآورى‌هایى درآموزه‌هاى گذشته ارائه دهند.طرح آموزه‌هایى چون جامعه مدنی، ‌مبناى مشروعیت ،‌انتصاب یا انتخاب فقیه،حدودواختیارات رهبرى ومردمسالارى دینى ،‌تفاسیر جدید بودندکه درچارچوب اولیه گفتمان امام خمینی(ره) صورت گرفته وزمینه ظهور خرده گفتمان‌هاى جدید را فراهم کرده است. بنابراین تبیین گفتمان امام خمینى به‌عنوان گفتمان اصلى اسلام سیاسى ایران معاصرامکان رویارویى این تغییرات و تحولات را فراهم مى‌آورد. ازاین روجهت توجه به این گفتمان جایگاه واهمیت آن را برای امروزما و آیندگان معین و مشخص مى‌کند.

تحقق آرمان‌ها و اندیشه‌های امام راحل :

تحقق آرمان‌ها و اندیشه‌های امام راحل عظیم‌الشأن در شکل‌گیری نظام جمهوری اسلامی و تثبیت موقعیت آن درعرصه جهانی شاید یکی ازمهم‌ترین دستاوردهای انقلاب اسلامی دربيش ازسه دهه گذشته باشد. انقلاب اسلامی ایران پدید‌آورنده منطق وسیاستی نو در عرصه روابط بین‌الملل بود. منطقی که به تعبیرزیبای مقام معظم رهبری«سیاست تعاملی ضد نظام سلطه» والبته مبتنی برشاخصه‌های مکتب سیاسی امام (ره) بود. ثبات و پایداری مسئولان نظام اسلامی براین شاخصه‌ها درسال‌های اخیرسبب شده است که به رغم پیچیده‌تر شدن توطئه‌ها و فشارهای سران نظام سلطه، جمهوری اسلامی ایران بتواند آن را به عنوان الگویی الهام‌بخش در جهان معاصر تبدیل کند.رازاین موفقیت را به درستی باید در مکتب سیاسی امام دید؛ مکتبی که گستره آن حتی از تشکیل نظام اسلامی هم وسیع‌تر است. برای بشریت و برای دنیا حرف‌هایی دارد وراه تازه‌ای پیشنهاد می‌کند.

شنبه : 1393/3/10-2شعبان1435-31مي2014

براستي چه رسالت بزرگي - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 8:12 قبل از ظهر

27رجب، سالروز بعثت فرخنده،حضرت محمد مصطفی(ص)،بر موحدین جهان مبارک باد

براستي چه رسالت بزرگي                               

 اسدالله افشار

 

حضرت محمد (صلی الله علیه واله) قبل از بعثت، در بعضي از اوقات براي تفكر و عبادت به غار حرا در كوهي واقع در شمال مكه پناه مي‏برد تا اين كه در اين روز، فرشته‏ي وحي، جبرئيل امين، بر آن حضرت نازل شد و به آن حضرت بشارت نبوت و رسالت داد. اين واقعه به طور مشهور، در روز 27 رجب، سيزده سال قبل از هجرت و در سال چهلم عام الفيل برابر با سال 610 ميلادي روي داد. اولين آياتي كه بر حضرت نازل شد در ابتدا آيات نخستين سوره‏ي علق و سپس مُدَّثر بود. آغاز اسلام و شروع بعثت با نام خدا، خواندن، قَلَم، قيام، هشدار، پاكي و اخلاص و بزرگداشت خدا شروع شد. بعثت كه به معني رستاخيز معنوي و انقلاب در همه‏ي امور است با انقلاب فرهنگي آغاز گرديد. چرا كه پايه و اساس تحوّل فرهنگي به خواندن، نوشتن و پاك سازي و بهسازي فرهنگي بستگي دارد. در آن زمان محيط مكه و اطراف آن، چنان در لجن‏زار بت‏پرستي و خرافات و فساد غرق بود كه دعوت علني بر خلاف آن وضع، ممكن نبود. بلكه نياز به هسته‏ي مركزي و دفاعي و اجتماع ياران وفادار و فداكار داشت. از اين رو، پيامبر بزرگ اسلام(ص) سه سال به طور محرمانه با افراد تماس مي‏گرفت و آن‏ها را به اسلام دعوت مي‏نمود. پيامبر گرامي اسلام، پس از بعثت، نستوه و خستگي‏ناپذير با جهل، كفر و ستم مبارزه كرد و پس از سه سال تبليغ مخفي و ده سال دعوت علني مردم به توحيد و ترويج آشكار دين اسلام در شهر مكه، به مدينه هجرت كرد و تا پايان عمر خويش در آن ديار ماند.

انفجار نور در قلب تاریكى‌ها :

این حادثه مبارك به راستى انفجار نوردرقلب تاریكى‌ها وفریادى درخاموشى‌ها وهشدارى دراوج غفلت‌ها بود. عظمت واعجاز این حركت بزرگ وتوفنده را مى‌توان با مطالعه كارنامه جهان پیش ازبعثت به دست آورد. قرن ششم میلادى را باید عصر حاكمیت سیاهى و تباهى نامید، چرا كه در آن زمان ابرهاى متراكم نادانى، سایه شوم وسنگین خود را برزندگى بشرافكنده بود وجوامع آن روزدرتنگناهاى اقتصادى واجتماعى مرگبارى قرارداشتند، لیكن سنت تاریخ و قانون طبیعت و مشیت حق تعالى، همواره به اثبات رسانیده كه در چنین مقاطع حساس ویأس آوراست كه روشنایى وامید ازاعماق ظلمت ویأس پیدا مي شود وبهارسبزوخرم ازدل زمستان سردو بي جان متولد مي گردد.درعصرى، پیام روح بخش بعثت رسول اكرم صلی الله علیه و آله بركالبد افسرده ومرده جهان دمیده شد كه پانصد سال و به نقلى هفتصد سال ازظهور عیسى بن مریم گذشته بود. دراین فترت و فاصله ممتد كسى به پیامبرى مبعوث نگردید،جهل و ظلم برسراسرگیتى حكومت مى‌كرد وجنگ نامعقول ایران وروم نابسامانى‌ها وافسردگيهاى فراوانى به بارآورده بود.آرى،مشیت الهى براین بود كه ازگریبان تاریكى، سپیده شكافته شود وآفتاب تابناك نیّراعظم وفخربنى آدم،حضرت محمد بن عبد الله صلی الله علیه وآله طلوع كند.

27رجب ، حضرت محمد (ص ) از سوي خداوند برگزيده شد ونورايمان ومعرفت حق بردلهاي انسانها تابيد. بعثت پيامبراكرم (ص) سرآغاز راهي شد تا انسان از شرك ، بي عدالتي ، تبعيض ، جهل وفساد رهايي يافته و به سوي توحيد ، معنويت ، عدالت و كرامت حركت كند.

حضرت محمد (ص)؛ شخصيتي خود ساخته : 

پيغمبر اسلام يك فرد به تمام معنا خودساخته بود. او زندگى را ازصفر شروع كرد. پيش از ولادت پدر جوانش وفات يافت. پنج‏ساله بود مادرش را نيزازدست داد. درنه سالگى سرپرست و غمخوارخود عبدالمطلب جد بزرگوارش بدرود زندگانى گفت، واو به خانه عموى بزرگوارش ابوطالب آمد. درسن دوازده سالگى همراه عمويش ابوطالب به سفر تجارى شام رفت. درهمان سن و سال چنان محبوبيت‏يافت كه مردم مكه به وى لقب «امين‏» دادند. محمد امين هرگز با مردم مكه و بزم‏هاى شبانه و عيش ونوشهاى آنها ميانه‏اى نداشت. از آنها كناره مى‏گرفت وروى به خارج شهر مى‏نهاد و در افكار عميقى فرو مى‏رفت. به پاس زحماتى كه عمويش ابوطالب براى او متحمل شده بود، گوسفندان او را به چرا مى‏برد، و در اطراف مكه چوپانى مى‏نمود. هميشه مشغول به خود بود، و از وضع موجود رنج مى‏برد. رنج مى‏برد كه چرا مردان و زنان مكه آلوده‏اند، و اوقات گرانبهاى خود را به ميگسارى و بى‏بند و بارى مى‏گذرانند؟ رنج مى‏برد كه تا كى اكثريت مردم مفلوك عرب بايد در منجلاب زندگى مرگ‏آور غوطه‏ور باشند، و تا كى بايد در اين خواب طولانى به سر برند؟ هرچند او فردى از قريش بود، ولى از راه و رسم بت‏پرستى و ماديگرى آنها سخت در عذاب بود. عذابى كه پيوسته او را مى‏آزرد. به طور خلاصه آداب و رسوم خرافى كه ميان اعراب جاهلى و به خصوص مردم مكه و قريش معمول بود، چنان او را رنج مى‏داد كه سالى چند بار پناه به دامنه كوه حرا مى‏برد، و در آنجا قله كوه به تنهائى مى‏گذرانيد، و به عبادت خداوند اشتغال داشت.

حضرت محمد(ص)؛ پيامبرنوروبرگزيده خداوند بزرگ :

آري خداوند متعال براي هدايت بشر و سعادت او و به خاطر علاقه اي که به مخلوقات خود دارد، حضرت محمد (ص) را به پيامبري بر مي گزيند. او پيامبر نوراست و برگزيده خداوند بزرگ. حضرت محمد (ص) همان کودکي است که درزمان تولد، پايه هاي کاخ ظلم و تبعيض را درکسري لرزاند، همان جواني است که به خاطرپاکدامني وصداقت، محمد امين نامش نهادند، همان جوان غيوري است که درزمان حکومت تعصبات قومي وقبيله اي، براي دفاع ازمظلومان با جوانان پاک سيرت پيمان جوانمردان راامضا نمود،او همان کودکي است  که راهب مسيحي با ملاقات او به پيامبريش بشارت داد. او همان پيامبري است که تمام پيامبران پيشين، آمدنش را مژده داده بودند. حال حضرت محمد (ص) به پيامبري مبعوث شده است و به رسالتي فکر مي کند که بر دوش او نهاده شده است. اوپيامبرخدا است و پيام آور عدالت وکرامت انساني، او بايد رسالت نبوي خويش را با پيام خروج انسان ازظلمات و حرکت به سوي نورآغاز کند.او بايد انسان رااز شرک، بي عدالتي، تبعيض، جهل و فساد بيرون آورد و به سوي توحيد، معنويت، عدالت و کرامت حرکت دهد. اوبايد مبعث نبوي خود رابا نهضت معنوي شروع کند وانقلابي در عالم بشري ايجاد کند که مردم مادي بت پرست را به مبدا آفرينش؛ خداوند بزرگ راهنمايي کند وآنان راازکردارزشت برحذردارد و به نيکويي دعوت کند. براستي که چه رسالت بزرگي است که بر دوش رسول اکرم (ص) نهاده شده است.

هدف اصلى ازبعثت پيامبران وانزال كتاب‏ هاى آسمانى چيست؟

مسأله اساسى اين است كه هدف اصلى از بعثت پيامبران و انزال كتاب‏ هاى آسمانى چيست؟ ممكن است گفته شود: هدف اصلى، هدايت، سعادت و نجات مردم است. شك نيست كه پيامبران براى هدايت مردم وسعادت و نجات آن هاو...مبعوث شده‏اند. سخن در اين نيست. سخن دراين است كه اين راه راست به چه مقصود نهايى منتهى مى‏ شود؟ سعادت مردم ازنظر اين مكتب در چيست؟ در اين مكتب چه نوع اسارت ‏ها براى بشر تشخيص داده شده كه مى‏ خواهد مردم را از آن گرفتارى‏ ها نجات دهد؟ اين مكتب رستگارى را در چه چيز مى‏ داند؟در قرآن كريم ضمن اين كه به همه اين معانى اشاره يا تصريح شده، دو مفهوم مشخص ذكر شده كه مى ‏رساند هدف اصلى، اين دو امر است. يعنى همه تعليمات پيامبران مقدمه‏اى است براى اين دوامركه عبارتند از: شناخت و نزديك شدن به خدا و ديگر برقرارى عدل درجامعه.

 

                                                                       شنبه: 3/3/1393-24رجب1435-24مي2014

ایستگاه وین - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 7:27 بعد از ظهر
1024x768

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin:0in; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}


ایستگاه وین                          

 اسدالله افشار

 يكم)توافق ژنو پس ازحدود 6 ماه به ایستگاه وین وچهارمین دورمذاکرات رسید.خبرها کاملا متناقضند. از فضاسازی‌هایی که می‌گویند طرفین به نگارش متن توافق نهایی نزدیک شده‌اند تا گزارش‌های متعددی نظیر اظهارات آقای عراقچی که می‌گوید در 13 مورد اختلاف وجود دارد یا گزارش اکونومیست مبنی بر اینکه «به رغم لبخندها در وین، شکاف‌ها بر سر موضوعاتی نظیر کاهش تعداد سانتریفیوژهای ایران از 19 هزار به 3 هزار دستگاه و مدت زمانی 5 ساله یا 20 ساله توافق، نحوه افزایش نظارت بر تاسیسات هسته‌ای ایران، عملکرد راکتور آب سنگین اراک و نحوه طراحی مجدد آن بسیار است.» برخی خبرها حاکی است که ایران درصدد توسعه تعداد سانتریفیوژها به 50 یا 100 هزار و به کارگیری سانتریفیوژهای پیشرفته است و در مقابل آمریکا و غرب مایلند با کاهش این رقم به یک تا 3 هزار دستگاه، عملا دکور و ماکتی از غنی‌سازی در ایران را بپذیرند؛ همچنان که گفته می‌شود در صورت تحقق توقع غرب درباره راکتور آب سنگین اراک، عملا این راکتور خاصیت خود را از دست داده و تبدیل به راکتور آب سبک خواهد شد. هیلاری کلینتون وزیر خارجه سابق آمریکا چهارشنبه گذشته در نشست کمیته یهودیان آمریکا گفته «پرزیدنت اوباما شانس توافق جامع با ایران را 50-50 یا کمتر دانسته ولی من شخصاً تردید دارم.»

دوم) چهارمين مرحله ازمذاکرات ايران و1+5 شامل آمريکا،انگليس،فرانسه،چين، روسيه وآلمان، باپشت سر گذاشتن سه روز مذاکرات سخت و فشرده ميان روساي هيات‌هاي مذاکره کننده و معاونان آنان در وين برگزار شد.دو طرف گفته‌اند چهارمين دورمذاکرات به دليل قرارگرفتن درآستانه نگارش متن توافق نامه ازاهميت و حساست بيشتري برخوردار بوده است.

اما نتايج مذاکرات گويا ازاختلاف ديدگاه دوطرف حکايت دارد.يک مقام آگاه نزديک به تيم مذاکره کننده هسته‌اي کشورمان دروين اظهارکرد:غرب بايد زياده‌خواهي را کنار بگذارد وارزيابي دقيقي ازواقعيات موجود درصحنه داشته باشد.

بخش انگليسي شبکه خبري العربيه در توئيتربا انتشار پستي مدعي شد مقامات آمريکايي گفته‌اند گفت‌وگوهاي دوجانبه ايران و ايالات متحده آمريکا با شکست مواجه شده است. تنها چند دقيقه بعد از انتشار اين پست ماري هارف قائم مقام سخنگوي وزارت خارجه آمريکا با انتشار پستي در توئيتر نوشت: اين ادعا کاملا و قطعا نادرست است.

سوم)برخي ازكارشناسان خوش بينانه معتقدند؛دربرهه زماني كنوني كه مطابق پيش‌بيني‌ها، مذاكرات هسته‌اي در حساس‌ترين مرحله به دست اندازهايي برخورد كرده است، به نظرمي‌رسد تلاش پيدا وپنهان اكثرقدرت‌ها و بازيگران منطقه‌اي، رفع اين دست اندازها وهم افزايي براي حصول توافق است.آن گونه كه ازشواهد و قرائن پيداست، باورعمومي و پيش‌بيني‌هاي قابل اتكا براين است كه اين مذاكرات پيش ازموعد توافق اوليه يعني 29 تيرماه به نتيجه مي‌رسد وطرف‌هاي مذاكره بريك مخرج مشترك مورد رضايت، توافق مي‌كنند.

چهارم) والبته برخي ديگرازصاحب نظران براين باورند كه؛ پیش‌بینی درباره بی‌نتیجه بودن مذاکرات نه فقط پیچیده نیست بلکه نیم‌نگاهی گذرا به چالش یازده‌ ساله اخیر از یکسو و اهداف استراتژیک اعلام شده آمریکا نسبت به ایران اسلامی از سوی دیگر به وضوح نشان می‌دهد که ایران و حریف با دو نگاه متفاوت و در مواردی متضاد به این چالش و مذاکرات برخاسته از آن می‌نگرند. اکثر مسئولان محترم کشورمان با خوشبینی به مذاکرات می‌نگریستند تا آنجا که کلید حل بسیاری از مشکلات را در آن می‌دیدند. طیف یاد شده با این تصورکه آمریکا و متحدانش نسبت به صلح‌آمیز بودن فعالیت هسته‌ای ایران تردید دارند برای جلب اعتماد حریف دست به تلاش گسترده‌ای زدند که در برخی از موارد با «وادادگی» نیز همراه بود. غافل از آن که طرف مقابل نسبت به صلح‌آمیز بودن برنامه هسته‌ای کشورمان کمترین تردیدی نداردوباتوجه به چالش یازده ساله و بازرسی‌های پی درپی وهمه جانبه، اساسا نمی‌توانست ونمی‌تواند کمترین تردیدی داشته باشد. اما،درآن سوی ماجرا آمریکا و متحدانش به فعالیت هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران وچالش پدید آمده دراین میان، باعنوان یک «گروگان»می‌نگریستندواین چالش رااهرم مناسبی برای مقابله با موجودیت نظام اسلامی - و نه برنامه هسته‌ای آن - تلقی کرده و می‌کنند.

پنجم) باید قبول کرد که مذاکرات هسته‌ای توسط دشمنان جمهوری اسلامی به ما تحمیل شده است، ولی نباید ‌آن را نادیده گرفت یا بی‌ثمر شمرد.بسیاری از تحلیلگران و صاحبنظران بی طرف براین باورند که مواضع امریکا دربرخورد با پرونده هسته‌ای ایران، عمدتاً سیاسی است. اگرچه امریکا وهمپیمانانش برای نگرانی خود در مسائل هسته‌ای ایران، دلایلی چون تلاش مخفیانه ایران برای گسترش سلاح هسته‌ای، تمایل ایران به تکمیل نیروگاه بوشهر، سابقه برخی اقدام‌های مخالف منافع غربی‌ها، اقدام ایران برای توسعه موشک‌های میانبرد ودوربرد را بیان می‌دارند،اما دلایل واقعی درایجاد وادامه موضوع هسته‌ای راباید در مسائلي كه درذيل خواهد آمد البته به پاره اي ازآنها اشاره خواهد شد- جست‌وجو کرد:

1- نقش بی بدیل جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک قدرت منطقه‌ای و جهانی که عامل نگرانی شدید غرب است؛ 2- تأثیر فوق‌العاده سیاست‌های ایران برامنیت اسرائیل وفشارهای بی امان لابی‌های صهیونیستی دردنیا ؛ 3- توطئه‌های مزدوران داخلی که نقش ستون پنجم استکبار را ایفا می‌کنند و خوراک تبلیغاتی فراهم می‌آورند؛4- تسلط امریکا و همپیمانانش بر سازمان‌های بین‌المللی مانند سازمان ملل، شورای امنیت، سازمان بین‌المللی انرژی اتمی و...5- حمایت مؤثر ایران از جنبش‌های آزادیخواه منطقه و جهان و توفیقات به دست آمده در این رهگذر؛6- بهانه‌جویی وسرسپردگی برخی ازسران کشورهای منطقه همپیمان غرب که ایران اسلامی را سد راه اهداف و حکومت‌های خودکامه خود می‌بینند؛ و....جست‌وجو کرد.

ششم) نگاه ديگري هم وجوددارد كه معتقد است ؛ دولت‌های اروپایی می‌خواهند تا هر چه زودتر گفتگوها به انجام نهایی برسد و شرایط روابط با جمهوری اسلامی ایران بخصوص در روابط اقتصادی به حالت عادی بازگردد. همین نگاه را دولت اوباما دارد که با نگاه بخش خاصی از نمایندگان کنگره (مجلس و سنای آمریکا) متفاوت است. اوباما به پایان دوران هشت ساله ریاست جمهوری خود نزدیک می‌شود. در آمریکا معمولاً سال پایانی، سال انتخابات دوران جدید ریاست جمهوری خوانده می‌شود و رؤسای جمهور در پایان دوران حداقل مدت یکسال و نیم مانده به پایان دوران وارد تصمیم‌گیریهای جدید نمی‌شوند.

اوباما می‌خواهد موضوع پرونده روابط آمریکا با ایران و بخصوص مسأله پرونده انرژی هسته‌ای ایران در فاصله زمانی حداکثر تا پایان سال میلادی جاری حل و فصل گردد. اگرگفته می‌شود تا تیرماه آینده دو طرف به توافق برای پذیرش «توافق جامع» می‌رسند، این اطلاع چندان دور از واقعیت و سیاست طرف اروپایی و آمریکایی نیست.

هفتم) وقطعا ازاين نكته نيزنبايد غفلت نمود كه؛ حوادث اوکراین سایه سنگین خود را بر گروه ۱+۵گذاشته است. به طوری که آمریکا و اروپا به سختی دولت پوتین را عضوی ازاعضاء گروه ۱+۵می‌شمارند. نماینده دولت روسیه در گروه ۱+۵گفته است، اگر فشارهای غرب (اروپا و آمریکا) چنان گردد که ادامه پذیرش روسیه در گروه ۱+۵دچار مشکل گردد، روسیه به تنهایی مواضع خود را در مذاکرات اعمال خواهد کرد. به نظر می‌رسد چرخش رویدادها در بحران اوکراین در دستیابی به نتایج درمذاکرات به طور مثبت یا منفی را سرعت بخشد. به هرحال تا پایان تیرماه آینده همه شاهد مرحله پایانی ازمذاکرات وعبورازمرحله«نیمه نهایی» هسته‌ای به «فینال» آن خواهند بود.

هشتم) حرکت دردورنهايي مذاکرات تابعي از«احتياط دقيق»،«واکنش  حساب شده» و«چينش همه احتمالات درکنار يکديگر» است.در چنين شرايطي بايد از هرگونه پيش بيني هيجان زده اجتناب کرد و نتيجه مذاکرات را تابعي ازرفتار طرف مقابل درخصوص پذيرش حقوق مسلم هسته اي ايران و نگارش توافقنامه اي قابل قبول (به لحاظ حقوقي وراهبردي) دانست. دراين برهه بايد ميان «توافق بد» و« عدم توافق» و«توافق قابل قبول» نوعي خط کشي و مرزبندي مفهومي و راهبردي صورت گيرد.بديهي است که انعقاد توافقي نامطلوب که تضمين کننده  واقعي حقوق هسته اي ملت ايران نباشد،  به مراتب نسبت به  عدم توافق بدتر خواهد بود.

نهم) لازم است  در طول مذاکرات آتي «مطالبه گري  ازاعضاي 1+5» درخصوص نقض حقوق مسلم ايران در ان .پي. تي را در دستور کار جدي تيم مذاکره کننده هسته اي  قرارداد. همچنين اقدامات مقامات آمريکايي واروپايي درخصوص عدم عمل مؤثر به تعهداتشان درتوافقنامه ژنو و وضع برخي تحريمهاي جديد عليه افراد و شرکتها جملگي در حداقلي ترين و خوشبينانه ترين حالت ممکن مترادف با «سوء نيت طرف مقابل در مذاکرات»ودرحالتي ديگربه معناي«نقض عيني وحقوقي توافقنامه»است.درچنين شرايطي بايدضمن بازتعريف دقيق خطوط قرمز هسته اي و تفهيم آن به طرف مقابل، به کنترل رفتاري اعضاي 1+5 در مراحل حساس پيش رو پرداخت.

 دهم) سه روز مذاكرات فشرده ميان ايران و گروه 1+5 در چهارمين دور گفتگوها در وين درحالي به پايان رسيد كه طرفين، روند پيشرفت را "كند" و "دشوار" خوانده و از ورود به مرحله نگارش مفاد توافقنامه جامع هسته‌اي باز ماندند.اين وضعيت بدان معناست كه در مراحل اوليه گفتگوها كه به طرح رئوس كلي مفاد پيش‌نويس توافقنامه نهايي مي‌پردازد، اختلاف نظرهايي وجود دارد كه راه را براي ورود به مرحله نگارش، بسته نگاه داشته و براي پيشبرد آن بايد رايزني‌هاي گسترده‌اي انجام شود.آنچه از بررسي روند اين دور از گفتگوها بر مي‌آيد، صلابت و ايستادگي گروه مذاكره كننده كشورمان بر حقوق هسته‌اي ملت ايران به عنوان يك عضو "ان. پي. تي" و رعايت خطوط قرمز در چارچوب منافع ملي و اجازه ندادن به طرف مقابل براي وارد ساختن موضوعات غيرهسته‌اي از جمله صنايع دفاعي كشورمان به دستور كار مذاكرات است. اين جديت و حساسيت در راه استيفاي حقوق ملت ايران نه تنها بيانگر اين نكته است كه اعضاي گروه مذاكره كننده كشورمان حاضر به معامله بر سر منافع ملي نيستند بلكه مويد اين اصل اساسي است كه آنان عزمي جدي براي دستيابي به توافقي محكم و پايدار با گروه 1+5 دارند و در اين مسير، حاضر به عقب نشيني از چارچوب‌هاي تعيين شده ملي نيستند و طبعاً اين صلابت را بايد قدر دانست.

جان كلام:

وظیفه همگان است که بر اساس رهنمود‌های مقام معظم رهبری و درک صحیح از شرایط ملی و بین‌المللی و در نظر گرفتن منافع ملی ضمن حمایت لازم از تیم مذاکره کننده، ازایجاد حاشیه‌های مخرب بپرهیزیم و اجازه دهیم تا تمام توان تیم مذاکره کننده مصروف تأمین حداکثری منافع کشورمان دراین مذاکرات حساس گردد.

 

پنجشنبه : 1393/3/1-22رجب1435-22مي2014

 

خانواده ؛ کانون اصلی رشد و تعالی انسان - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 7:21 بعد از ظهر
 

خانواده ؛ کانون اصلی رشد و تعالی انسان                       

اسدالله افشار

 

خانه کانونی مقدس ونخستين پايگاه برای تربيّت ، سازندگی وحتی آفرينندگی انسان است.اين کانون گرم وروشن که مبتنی بردورکن عاطفه وخرد است می تواند افرادی بپروراند آزاد،آگاه ،آشنا به حدود و وظايف ومسئوليت،سرباز، نگهدارخود وجامعه خويش.خانه می تواندآموزشگاهی باشد که درآن افراد درس مهر ، آشتی، بردباری ،ايمان، اخلاق وتعادل را می آموزند يا مدرسه ای که درآن درس کينه وانتقام ، ترشروئی ، نابکاری،خيانت ودوروئی آموخته می شود. با همه نفودهائی که آدمی درطول مدت حيات ازجامعه و مدرسه و همبازيها می گيرد باز نفوذ خانواده دراوبيشتروتا پايان عمردراو وجود دارد به  همين نظرازنظر عالمان تربيت نقش خانواده نقشی فوق العاده ومؤثر ترازنقش ديگرمؤسسات است. خانواده درفرزندان سازندگی ايجاد می کنند، آنها را به مبانی فرهنگی ، دانش ، آگاهی های روزمجهز می سازند طريق زندگی صحيح وآداب اجتماعی رامی آموزند، درس مهرواخلاق به فرزندان می دهندوبالاخره آنان را به اخلاق وادب مجهزمی نمايند.

محيط خانواده مدرسه اي است که می تواند استعدادهای درونی اطفال رابپرورد وبه آنها درس عزت نفس و شخصيت،رشادت و شهامت ، بخشش و سخاوت و ساير سجايای انسانی را بياموزد نه کود کستان.

دامن پدرومادراولين محيط مقدس تربيت انسان دردوران کودکی است . خوشبخت قرزندانيکه پدران و مادران پاکدل وبا ايمان بخوبی درتربيت ايشان کوشيدند وکودکان راازاول با فضيلت بارآوردند . دين مبين اسلام به چنين پدرومادری احترام بسيارکرده واحسان به آنان را بعد ازپرستش خدا توصيه فرموده است، به فرزندان سفارش کرده  که دربرابرآنها مؤدّب ومتواضع باشند وبه پاس تربيت درباره پدرومادر دعای خير کنند .

پدران ومادران ازنظردينی و علمی موظفند درراه احترام به کودکان واحياء شخصيت آنان ازتمام فرصت ها استفاده کنند وازعملی که مستقيم يا غيرمستقيم موجب تحقيروتوهين فرزندان است اجتناب نمايند، زيرا اهانتهای دوران کودکی،شخصيت واستقلال طفل رادرهم می شکند واورادچاربيماری"عقده حقارت"      می کند. گاهی اين حالت روانی تا پايان زندگی باقی می ماند ودربعضی ازمواقع بيمارراازصراط مستقيم منحرف نموده وعملااورا به کارهای ناپسندواميدارد. يکی ازوظائف اولياء ، درراه پرورش صحيح شخصيت کودکان حفظ عدل وتوازن بين آنها است . پدران ومادرانی که چند فرزند دارند لازم است درطرزرفتارو کفيت احترام نسبت به هرکودکی مراعات شخصيت سايرکودکان خود را بنمايند، تمام آنها را عملاً فرزند خود بحساب آورند و با همه عادلانه و بطور متساوی رفتار نمايند .

حضرت علی(ع) بدون مبالغه يک انسان کامل ويک شخصيت نمونه ای درجهان بشريت است. کليه صفات انسانی وملکات فاضله اخلاقی بنحواکمل دروجود اين مرد الهی آشکاراست . اومعلم مدرسه انسانيت ومثل اعلای بشرمتکامل است.دوست ودشمن،مسلم وغيرمسلم وخلاصه هرکس که تاريخ درخشان زندگی اين رادمرد رامطالعه کنددربرابراوسرتعظيم فرودمی آورد.اين شخصيت بزرگ الهی درکمال صراحت به پرورشهای دوران کودکی خود تکيه می کند وازتربيت های عاطفی وعقلی خويش که درخردسالی فرا گرفته سخن می گويد وبه مربی لايق وبزرگوار خود يعنی پيغمبرگرامی اسلام (ص) مباهات می نمايد .

خانواده ؛ کانون تربیت و مهد مودت و رحمت :

مکتب انسان‌ساز اسلام در بین ادیان دیگر بیشترین عنایت و توجه را به احترام،پاکی و تعالی خانواده ،این نهاد مقدس ،دارد و آن را کانون تربیت و مهد مودت و رحمت برشمرده و سعادت و شقاوت جامعه بشری را وابسته به صلاح و فساد این نهاد می‌داند. دین مبین اسلام ،هدف از تشکیل خانواده را تأمین کردن نیازهای عاطفی ، معنوی و مادی انسان از جمله دستیابی به سکون و آرامش می داند که دستیابی به این اهداف والا و حفظ و حراست مستمر از آن، نیازمند توجه جدی به خانواده و پیاده ‌کردن قوانین مربوط به آن است. در نهاد خانواده هر یک از افراد آن مسوولیت ها و وظایفی دارند که با رعایت هر یک از این وظایف محیط خانواده محیطی پربار و سالم و روبه ترقی خواهد بود و افراد خانواده باید نسبت به حقوق و وظایف یکدیگر و زدودن نگرش‌های غلط جامعه آگاهی کامل داشته باشند. این در حالی است که اعضای خانواده بویژه والدین نسبت به حفظ حرمت و صیانت خانواده از آفات و آسیب‌ها و توانا نمودن اعضا در ابعاد شناختی و رفتاری جهت هدایت آنها در مسیر الی الله و حصول به حیات طیبه مسئول هستند.

تأکید رهبرمعظم انقلاب مبنی برتقویت نهاد مقدس خانواده :

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی سیاست‌های کلی «جمعیّت» را درمورخ30/2/1393که براساس بند یک اصل ۱۱۰ قانون اساسی و پس از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام تعیین شده است ، ابلاغ فرمودند .

دربند4این ابلاغیه آمده است : « تحکیم بنیان و پایداری خانواده با اصلاح و تکمیل آموزش‌های عمومی در باره اصالت کانون خانواده و فرزند پروری و با تأکید برآموزش‌ مهارت‌های زندگی وارتباطی و ارائه خدمات مشاوره‌ای برمبنای فرهنگ وارزش‌های اسلامی- ایرانی و توسعه وتقویت نظام تأمین اجتماعی ، خدمات بهداشتی و درمانی و مراقبت‌های پزشکی در جهت سلامت باروری و فرزندآوری» لذابا توجه به تأکید معظم له دراین خصوص  مبنی براصالت کانون خانواده ، واضح ومبرهن است که تربیت وعواطف اجتماعی به عنوان مهمترین ویژگی‌های نظام انسانی ازخانواده نشأت می‌گیرد وتوجه به نقش محوری زن به عنوان محور عاطفه وتربیت و نقش محوری مرد درامرتربیت وتأمین معیشت واداره زندگی، امری ضروری است. ازآنجایی که خانواده واحد بنیادین واساسی جامعه وکانون اصلی رشد و تعالی انسان است، قوانین ومقررات وبرنامه‌های کشوربایددرجهت آسان کردن تشکیل خانواده، حمایت وپاسداری ازقداست آن واستواری روابط خانوادگی برپایه حقوق و اخلاق اسلامی وضع شود. درکنار اعضای خانواده وفرد فرد افراد جامعه که وظایفی درقبال حرمت واحترام به خانواده و تعالی بخشیدن به آن دارند،دولت اسلامي،مسوولان ودست اندرکاران نیزبیشترازافراد جامعه باید با سیاستگذاری وبرنامه‌ریزی جهت تقویت نهاد مقدس خانواده برمبنای آسان کردن تشکیل خانواده،پاسداری ازقداست آن واستوارساختن روابط خانوادگی برپایه حقوق و اخلاق اسلامـی و نیز با بهره‌گیری ازقرآن وسنت، قانون اساسی ودیگرقوانین جاری درنظام اسلامی و رهنمودها و فرمایشهای حضرت امام خمینی(ره) و بیانات روشنگرانه مقام معظم رهبری درمورد خانواده به تعالی و ترقی آن کمک کنند.

 

پنجشنبه  : 1393/3/1- 22رجب1435-22مي2014

 

پوچی نظریه استثناگرایی آمریکا - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 9:55 قبل از ظهر

1024x768

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin:0cm; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

 پوچی نظریه استثناگرایی آمریکا                             

  اسدالله افشار

 

آمریکا کشور برگزیده نیست. نه آمریکائیان و نه هیچ ملت دیگری نمی توانند ادعای برتری نسبت به سایر ملل داشته باشند و به بهانه های مختلف سعی در گسترش قلمرو فرمانروایی خود داشته باشند. امروز بیش ازهر زمانی پوچی نظریه استثناگرایی آمریکا ثابت شده است، حتی بزرگ ترین نظریه پردازان اجتماعی و سیاسی آمریکا نیزآن را نفی می کنند. مدعاي اين قلم دراين زمينه ارائه بخشي ازكارنامه ي دولت هاي آمريكايي است كه به پاره اي ازآنهادرذيل اشاره خواهدشد :

1- کشوری که تاکنون به بيش از23 کشور جهان حمله نظامی کرده است ویک بار نیزاز بمب اتمی علیه نوع بشراستفاده کرده به راستی مهد آزادی است؟ کشوری که دردوجنگ خونین عراق وافغانستان دخالت مستقيم داشته ودرمنطقه خاورميانه مشغول خونریزی و کشتارزنان وکودکان بی گناه است مهد آزادی است؟!

2- درآمریکاآزادی مطبوعات، بیان واینترنت به بهانه‌های واهی ازسوی دولت محدود شده است و شهروندان هرروزبا محدودیت‌های بیشتری دربهره‌گیری ازحقوق وتامین منافع خود روبه رو می‌شوند. شهروندان آمریکا به اطلاعات آزادانه دسترسی ندارند بلکه همواره برآنها نظارت می‌شود وهمین نظارت‌ها آنها را محدود می‌کند.رسانه‌های آمریکایی بارها تصریح کرده‌اندکه دولت ازتجهیزات ارتباطاتی پیشرفته برای شنود استفاده می‌کند و این کار زیر نظرآژانس امنیت ملی آمریکا صورت می‌گیرد.

3- قانون تبعیض نژادی درآمریکا دهه ها پیش لغو شده است اما هنوزنیزرگه های پررنگی ازتبعیض علیه رنگین پوست ها صورت می پذیرد.گروه‌های قومیتی واقلیت درآمریکا با بیکاری فزاینده روبه رو هستند. نرخ بیکاری در آمریکا روبه تزايد است . تبعیض در نظام آموزشی از دیگر موارد نقض حقوق بشردرآمریکاست. به طوری که 33درصد ازسفید پوستان درآمریکا مدرک دانشگاهی گرفته‌اند وسهم سیاهپوستان فقط20درصد و سهم گروه‌های دیگر قومیتی 13درصد است. همچنین پلیس درآمریکا نیزمکررازحقوق خود تخطی کرده و به زورمتوسل می‌شود ودردهه گذشته شمار گزارش‌های مرتبط با افسران خطاکار پلیس درآمریکا 50درصد بیشتر شده است. درهر سال یک میلیون نفرتوسط ایستگاه‌ها ی پلیس درآمریکا متوقف شده ومورد بازجویی و سوال قرار می‌گیرند.

4- دولت آمریکا در شرایطی قرار دارد که به دلیل اقتضائات ناشی از اقتصاد امپریالیستی، طمع‌ورزی‌های بی‌پایان جهانی، حرکت پر شتاب در سیر قهقرایی و سقوطِ حیات خود، برای حفظ بقا راهی جز بسط قدرت و سلطه خود با تکیه بر نیروی نظامی (به عنوان اصلی‌ترین اهرم توان‌مندی خویش) به منظور بازتولید سرمایه ندارد.به عبارت دیگر، ساختارجامعه و اقتصاد آمریکا به گونه‌ای است که جهت تداوم حیات، نیازمند باز تعریف موقعیت استراتژیک خود در جهان به عنوان مدیر و دارای عنصرهژمونیک است آن هم حول محورمنافع شرکت‌های بزرگ مالی خود. سیطره‌ی نئولیبرالیزم به معنای یورش سرمایه‌ی بزرگ انحصاری آمریکایی است که برای بخشی از مردم آمریکا و همه‌ی جهانیان چیزی جز جنگ و کشتار بی‌رحمانه و تشدید بی‌عدالتی‌ها و فقر و فاصله طبقاتی و یک استبداد ویران‌گر و تمامیت طلب لیبرال ـ سرمایه‌دارانه حاصلی نخواهد داشت.

5- اساسِ منطق نئولیبرالی دردرون کشورهای امپریالیستی برای انبوه فرودستان وعناصردِکلاسه، و خانه‌خراب، طرح مسأله به صورت انتخاب میان “مرگ” و “زندگی” است و آن‌ها که توانِ مبارزه در میدانِ بی‌رحمِ مسابقه‌ی انباشت سرمایه و استثمار وحشیانه را ندارند باید حذف گردیده و گزینه‌ی “مرگ” را برگزینند؛ و همین‌طور در نظام پر فشار سلطه استکباری‌ای که امپریالیزم نئولیبرال پدید‌ آورده است، ملت‌ها و دولت‌هایی که قادر به دفاع از هوّیت و تمامیّت ارضی و عزّت ملی خود نباشند، راه و چاره‌ای جز برگزیدن مرگ و نابودی ندارند. نگاهی به شرایط داخلی آمریکا وموقعیت جهانی آن نشان می‌دهد که عربده‌کشی‌های میلیتاریستی آن، فریادِ نفس کش طلبیدنِ قلدری پیروز و سرحال نیست؛ بلکه عربده‌هایِ از سر استیصال غولِ تیرخورده‌ای است که تصویرپرهراس مرگ اورا به وحشت افکنده و او تنها راه نجات خود را در گرد وخاک کردن و لگد به دیگران زدن و فریادِ بلند قلدرانه (اما از سر ضعف) سر دادن یافته است.

6- ازدیدگاه بسیارى ازصاحب نظران رویکرد نظامى دردیپلماسى فرامرزى آمریکا نشانه اى واضح از افول ابر قدرت غرب و ابزارى براى سر پوش نهادن بر بحران همه جانبه جامعه آمریکا و انحراف افکار عمومى داخل و خارج، از واقعیتهاى موجود در این زمینه تحلیل مى گردد .با بررسى همه جانبه واقعیتهاى پیدا و پنهان جامعه آمریکا که به تعبیررهبر معظم انقلاب اسلامى«دچار بحران شدید هویت فرهنگى و شخصیتى بوده و به علت از بین رفتن پایه هاى اخلاق ازدرون درحال متلاشى شدن مى باشد.»(دردیدارنمایندگان فرهنگى جمهورى اسلامى ایران درخارج ازکشوربامعظم له،11/6/76 ) مى توان به علائم افول حتمى ایالات متحده پى برد، البته باید به این نکته مهم هم اذعان داشت که آمریکا نه تنها یک کشورغربى بلکه آزمایشگاه بارزى ازنزول و انحطاط جامعه مدنى و نهادهاى شناخته شده آن در تمدن غرب مى باشد.

7- امواج ویران کننده جنایت و خشونت، تجاوز، اعتیاد، ابتذال اخلاقى و فرو پاشى نهاد خانواده و «حرص و طمع مادى، تنزیل اصول معنوى، رشوه خوارى، فساد، فردگرایى، خودخواهى و بالاتر از همه عدم وجود یک مرکز و قدرت معنوى، ایالات متحده را دچار بحرانهاى اجتماعى و سیاسى کرده است . البته این واقعیت غیر قابل انکارى است که آمریکا با برخوردارى از تکنولوژى پیشرفته، قدرت عظیم نظامى ثروتمندترین کشور دنیاست، اما آنچه بدیهى مى نماید این است که ثروتمندترین کشور دنیا به لحاظ گرفتار آمدن در دام فقر معنوى،  امروز از غلبه بر بحرانهاى عظیم اجتماعى و فرهنگى خود درمانده گشته است .

کورنل وست، استاد دانشگاه هاروارد آمریکا نیز با اعتراف به فقر معنوى ملت آمریکا و در اعتراض به سیاستهاى اشتباه سردمداران کاخ سفید درزمینه هاى فرهنگى اظهارنموده است:«ملتى که دنیا را از نظراقتصادى و نظامى فتح کند ولى روح خود را از دست بدهد چه فایده اى دارد؟»وست، با بیان این که شعارهاى پیروزمندانه کاخ سفید ووال استریت فریب دهنده است، گفت:«اما با یک نگاه دقیقتربه جامعه درمى یابیم که ما تا چه اندازه مبتلا به فقر فزاینده معنوى، پوچى وخلا اخلاقى هستیم و شمار روزافزون خودکشى هاوبى خانمانى هاوسقط جنینهاخودگواه این فقرمعنوى ماست.»(روزنامه کیهان، 11/3/77 )

8- وضعیت کنونى آمریکا حاکى از آن است که مادى گرایى، آرمان گرایى را تحت الشعاع قرار داده و آمریکا خشنترین جامعه درجهان مى باشد. وآمار مربوط به قتل و سایر جنایات در کلیه بخشهاى این جامعه وحشت آور است . و تمایلات جنسى نیز به وحشى گرى و خشونت کشانده شده است .ارمغان شوم مادى گرایى افراطى، مخاطرات عظیمى است که آسایش را از جامعه آمریکا ربوده است . به همین علت اکنون سرطان جنایت و خشونت، جامعه آمریکا را تهدید مى کند .

9- رشد پدیده هایى چون خشونت، جنایت،اعتیاد و. . . درجامعه بحران زده ایالات متحده درقالب بحرانهاى جدیدى تسلسل وار ادامه پیدا کرده و سرمایه هاى انسانى این کشور را به ورطه نابودى مى کشاند . ازهم گسیختگى معنوى واخلاقى که دامن گیر دانش آموزان و دانشجویان این کشور شده سیرصعودى خود را به سرعت طى مى کند .استفاده از مواد مخدر، نوشیدن مشروبات الکلى، حاملگى دختران جوان، خودکشى، تجاوز، دزدى و خشونت، البته یک مورد دیگر که در سالهاى اخیر به موارد بالا افزوده و در غالب ایالات آمریکا به عنوان یک معضل اجتماعى مطرح شده، مسلح شدن جوانان دانش آموزبه انواع سلاحهاى گرم وبعضا استفاده ازآنها علیه معلمان، کارکنان و دانش آموزان دیگر است .

10- نتایج آخرین نظرخواهى درآمریکا نشان مى دهد که 61% مردم این کشور معتقدند مقامات دولت آمریکا فاسد وتقلب کارند . اکثر شركت كنندگان دراين نظرسنجي از عملکرد مقامات دولتى بویژه اعضاى کنگره آمریکا ناراضى هستند و معتقدند این افراد امین و درستکار نمى باشند . افشاى وضعیت فضاحت بار و فساد مالى و اخلاقى مقامات آمریکایى در چند دهه اخیر و به دفعات مکرر موجبات حذف آنان را از صحنه سیاسى کشور فراهم کرده است چنان که تنها «دردودهه 1970 و1980 پانزده تن ازسران واعضاى کنگره آمریکا به علت تخلف قانونى، رشوه خوارى، سوء استفاده وفساد،ازسمت خود استعفاداده ویا برکنار شده اند .

فساد پنهان و پیداى دست اندرکاران نظام حاکم برآمریکا تا به آن جا گسترده است که جمیز بیکر وزیر اسبق امور خارجه آمریکا با اشاره به بحران اجتماعى و پیچیده ایالات متحده مى گوید:«براى حل بحران اجتماعى آمریکا نخبگان و مسؤولان و شخصیتهاى سیاسى آمریکا بایستى از خود شروع کنند و کمتر رسوایى اخلاقى و مالى به بار آورند .» ( روزنامه جمهورى اسلامى، 22/9/72 )

جان كلام :

به رغم تصویرزیبایى که سیاستمداران آمریکایى ازردپاى زندگى آمریکایى براى دنیاى خارج ترسیم           مى کنند این رؤیا براى جمع بزرگى از مردم این کشور به صورت یک «کابوس » درآمده است .واقعیات غیرقابل انکار موجود حاکى ازآن است که انحطاط معنوى و فرهنگى ، ازهم گسیختگى اجتماعى و فساد سردمداران آمریکا و. . . ، فروپاشى تدریجى امپراطورى ایالات متحده را تسریع ساخته است. واساسا ازنظربرخى از صاحب نظران؛مساله این نیست که آیاآمریکا افول مى کند یا نه، بلکه سوال این است که آمریکا آبرومندانه افول مى کند و یا با مقاومت لجوجانه و محافظه کارانه خود، ناگهان به ورطه نابودى سقوط مى کند.

 

چهارشنبه :1392/2/24- 14رجب1435- 14مي2014

کتاب سیاست ، اقتصاد ، حماسه منتشر و وارد بازارکتاب شد - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 3:50 بعد از ظهر

1024x768

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin:0cm; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

معرفی کتاب

 

نام كتاب : سياست ، اقتصاد، حماسه(تبيين پيام نوروزي سال1392مقام معظم رهبري مبني برسال "حماسه سياسي وحماسه اقتصادي" )

مؤلف :دكتراسدالله افشار

نا شر: مؤسسه ي فرهنگي انتشارات الماس دانش (تلفن پخش : 66968058)

سال انتشار: اسفند 1392

تعدادصفحه : 504

قيمت : 175000ريال

 

خلاصه اي ازكتاب :

سیاست و اقتصاد دو جزء و بخش اساسی جامعه است که ارتباطی درهم‌تنیده و متقابل با هم دارند. رشد و تحول اقتصادی موجب ثبات و توسعه سیاسی می‌گردد و متقابلاً برنامه‌‌های سیاسی نقشی راهبردی در توسعه اقتصادی دارد و لازمه‌ی دستیابی به رشد و پیشرفت اقتصادی ایجاد ثبات و آرامش سیاسی است، هم‌چنین سیاست‌ها و برنامه‌‌های حکومتی جایگاه برجسته‌ای در تحقق اهداف اقتصادی دارد، از این رو استقلال سیاسی و استقلال اقتصادی لازم و ملزوم یکدیگر می‌باشند.ازسوی دیگردرچند دهه‌ اخیر شاهد درهم‌تنیدگی سیاست و اقتصاد در عرصه‌ جهان هستیم و بسیاری از مسائل و چالش‌ها از دید سیاسی مورد تحلیل قرار می‌گیرد و اقتصاد سیاسی جایگاه مهمی در تحولات نظام بین‌الملل ایفا می‌نماید؛ بنابراین تحقق حماسه سیاسی و اقتصادی موجب تحول عمیق در بطن و عرصه جامعه می‌گردد که رشد و توسعه اقتصادی، ثبات سیاسی و شکست تهدیدها و تحریم‌‌های نظام استکباری را به دنبال دارد. با وقوع حماسه سیاسی و اقتصادی بسیاری از آرمان‌ها و اهداف جامعه تحقق یافته و می‌توان شاهد چشم‌اندازی روشن و توسعه‌یافته برای جامعه بود.

نگارنده رجاء واثق دارد با تألیف این کتاب توانسته باشد این مهم را تحلیل و تبیین نمایدکه: باید امروز با استفاده درست ازابزارها واقدامات هدفمند وصحیح گام‌های مثبتی برداشت ونظام برنامه‌‌ریزی کشور با درك صحیح ومدیریت درست و ایجاد شرایط مناسب برای فعالیت سیاسی و اقتصادی درجهت نیل به اهداف و تحقق شعار حماسه سیاسی و اقتصادی تلاش و همت مضاعف داشته باشد.

امید است که این اثردر بوته نقد وتحلیل مسئولین ذی‌ربط، اساتید وکارشناسان اقتصادی قرارگیرد و مساعدت وپشتیبانی فکری وعلمی صاحب‌نظران دینی و فقهی را به خود جلب نمایدتاخطاها، کمبودها واشتباه‌های آن اصلاح و برای حل مشكلات جامعه راهگشا باشد.

 

 

عجزوناتوانى بشرازدرك هویت وشخصیت على (ع) - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 2:18 بعد از ظهر

1024x768

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin:0cm; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

عجزوناتوانى بشرازدرك هویت وشخصیت على (ع)                

 اسدالله افشار

على علیه السلام درمكه مكرمه درداخل بیت الحرام(كعبه)درروزجمعه، سیزدهم رجب سال سى‏ام عام الفیل به دنیاآمد.وپیش ازاوهیچكس دركعبه متولد نشد،واین فضیلتى است كه خداوند به جهت بزرگداشت وبالا بردن مقام و اظهار كرامت او مخصوص حضرتش گردانیده است.اميرمؤ منان از صلب پدري چون ابوطالب ديده به جهان گشود. ابـوطـالب بزرگ بطحاء و رئيس بني هاشم بود. سراسر وجود او، کانوني از سماحت و بخشش ، عطوفت و مهر، جانبازي و فداکاري در راه آئين توحيد بود. مـادر وي فـاطـمه ، دختر اسد فرزند هاشم است. وي از نخستين زناني است که به پيامبر ايـمـان آورد و پـيـش از بـعثت از آيين ابراهيم پيروي مي کرد. او به هنگام شدت يافتن درد زايمان راه مسجدالحرام را پيش گرفت و خود را به ديوار کعبه نزديک ساخت و چنين گفت: خـداونـدا، بـه تـو و پـيـامـبـران و کـتـابـهـائي کـه از طـرف تـو نـازل شـده انـد و نـيـز بـه سـخـن جـدّم ابـراهـيـم سـازنـده ايـن خـانـه ايـمـان راسخ دارم. پـروردگارا، به پاس ‍ احترام کسي که اين خانه را ساخت و به حق کودکي که در رحم من است ، تولد اين کودک را بر من آسان فرما.

لحـظـه اي نـگـذشـت کـه فـاطمه به صورت اعجازآميزي وارد خانه خدا شد و در آنجا علي عليه السّلام به دنيا آمد. دوره زندگانى آدمى به چند مرحله تقسیم میشود و انسان در هرمرحله به اقتضاى سن خود اعمالى را انجام میدهد، دوران طفولیت با اشتغال به اعمال وحركات خاصى ملازمه دارد ولى على علیه السلام بر خلاف عموم اطفال هرگزدنبال بازیهاى كودكانه نرفته وازچنین اعمالى احترازمی‌جست بلكه ازهمان كودكى درفكر عظمت بود ورفتاروكردارش ازابتداى طفولیت نمایشگر یك تكامل معنوى و نمونه یك عظمت خدائى بود.

على علیه السلام تا سن هشت سالگى تحت كفالت پیغمبر صلى الله علیه و آله و سلم بود و آنگاه به منزل پدرش مراجعت نمود ولى این بازگشت او را از مصاحبت پیغمبر صلى الله علیه و آله و سلم مانع نشده و بلكه یك صورت تشریفاتى ظاهرى داشت و اكثر اوقات على علیه السلام در خدمت رسول اكرم صلى الله علیه و آله و سلم‏ سپرى میشد آن حضرت نیز مهربانی‌ها و محبت‏هاى ابوطالب را كه در زوایاى قلبش انباشته بود در دل على منعكس می‌ساخت و فضائل اخلاقى و ملكات نفسانى خود را سرمشق تربیت او قرار می‌داد و بدین ترتیب دوران كودكى و ایام طفولیت على علیه السلام تا سن ده سالگى (بعثت پیغمبر صلى الله علیه و آله و سلم) در پناه و حمایت آن حضرت برگزار گردید و همین تعلیم و تربیت مقدماتى موجب شد كه على علیه السلام پیش از همه دعوت پیغمبر صلى الله علیه و آله و سلم را پذیرفت و تا پایان عمر آماده جانبازى و فداكارى در راه حق و حقیقت گردید.علي (ع)شخصيتي است كه ريشه‏هايش از چشمه نبوت سيراب شده، درختش پستان نبوت را مكيده، شاخه‏ هايش ازآبشخوارامامت بارور شده، درخانه وحى رشد يافته، درخانه نزول قرآن تربيت گرديده ودر دوران زندگى پيامبرصلى الله عليه وآله و سلم با او بوده وتا دم مرگ ازاو جدا نگشته است هرگز با ساير مردم قابل مقايسه نيست، چرا كه او از گرامى‏ترين و پاكيزه‏ترين ريشه خانوادگى برخوردار بوده و معلوم است كه رگ و ريشه شايسته بالنده است و شهاب تيز و درخشان نفوذ كننده وآموزش پيامبركارساز. وپيامبر صلى الله عليه وآله وسلم تربيت اورا به عهده نگرفت و ضامن پرورش و تربيت نيكوى او نشد مگر به دو دليل: يا آنكه از روى حدس قوى آينده درخشان او را مى‏نگريست و يا از طريق وحى الهى مى‏دانست. اگرروزى حدس قوى بوده معلوم است كه تيرحدسش خطا نرفته وپندارش نابجا نبوده است، واگر به وحى الهى بوده، ديگر منزلتى برتر و حالى دلالت كننده‏تر از آن برفضيلت و امامت حضرتش وجود ندارد.

 تأملي برشخصیت حضرت علی علیه السلام :

على علیه السلام بشر بود ولى خصوصیات وجود او در هیچ بشرى دیده نشده است، كارهاى آن حضرت شبیه سایر مردم نبود تا مردم بتوانند او را از مقایسه با نفس خود بشناسند بلكه او مظهر العجایب و الغرایب بود كه تمام افراد بشر را در گذشته و آینده مبهوت نموده و خواهد نمود ! اعمال و افعال او كلا خارق العاده و عجیب بود، كسى كه زورمند و توانا باشد تسلیم دیگرى نمی‌شود و در برابر اجحاف دیگران صبر و تحمل نمی‌كند زیرا صبر در برابر عجز است نه در برابر توانائى اما على علیه‌السلام در كمال قدرت و نیرو نهایت صبر و حلم را داشته است و این عمل را جز اعجاز به چه میتوان تعبیر نمود؟ همچنین كسى كه ادیب و خوش قریحه باشد فاقد صفت رزمجوئى بوده و بدرد صحنه كار زار نمی‌خورد اما على علیه السلام ادیب و خطیب منحصر به فرد بود و در عین حال دل و زهره شجعان عرب در میدان‌هاى جنگ از ترس و هیبت او ذوب می‌گردید.

بر همگان معلوم است كه اشخاص فروتن و متواضع فاقد هیبت و وقار بوده و به علت تواضعشان كسى مرعوب آنها نمی‌گردد ولى على علیه السلام با كمال تواضع و شكسته نفسى كه حتى روى خاكها نشسته و ابوترابش می‌گفتند چنان هیبت و رعب و شكوهى داشت كه دل شیر را آب می‌كرد چنان كه روزى معاویه به قیس بن سعد گفت خدا رحمت كند ابوالحسن را بسیار خندان و خوش طبع بود، قیس گفت به خدا سوگند با آن شكفتگى و خندانى هیبتش از همگان فزون‏تر بود و آن هیبت تقوى بود كه آن جناب داشت نه مثل هیبتى كه اراذل و اوباش شام از تو دارند.

محبت وولايت علي (ع) ؛ عامل رسيدن به كمال :

امام معصوم محور هستي، قطب عالم وجود، تكيه گاه آفرينش، واسطه فيض الهي به جهان هستي و نگهدارنده كائنات باذن الله است. دراين راستا، محبت و ولايت علي (ع) مربي همه موجودات،هدايتگرآنان به سوي كمال و سبب دوام و قوام تمامي پديده ها از جمادتا انسان است.اگر محبت علي (ع) كه نمونه كامل انسانيت وطاعت و  عبوديت واخلاق است از روي صدق وراستي باشد، مانع ارتكاب گناه مي گردد. مانند واكسني كه مصونيت ايجاد مي كند و نمي گذارد بيماري در شخص واكسينه شده راه يابد. محبت پيشوايي مانند علي (ع)كه نمونه تقوا و پرهيزكاري است آدمي راشيفته رفتار علي (ع) مي كند. فكر گناه را از سر او بدر مي برد، البته به شرطي كه محبتش صادقانه باشد. كسي كه علي (ع) را بشناسد، تقواي او را بشناسد، سوزوگداز عارفانه او را، ناله هاي نيمه شبهايش را و ساده زيستي و كار و تلاش همه جانبه اش را بداند، محال است به خلاف فرمان او كه هميشه امر به تقوي و درستي مي كرد عمل كند. يعني هر محبي به خواسته محبوبش احترام مي گذارد و فرمان او را گرامي مي دارد. فرمانبرداري از محبوب لازمه محبت صادق است.

پس محب واقعي علي ، واله و حيران علي و عاشق و جانباز علي، رهرو راستين علي است.

جان كلام :

صاحب اين قلم ضمن تبريك 13رجب به تمامي شيفتگان حضرت علي (ع)،اذعان مي نمايد شرح و توصیف شخصیت على علیه السلام ازعهده تقریرهمگان خارج بوده واعمال ورفتاراوبا قیاسات ما قابل تفهیم نمی‌باشد. لذا به قول مولوى بایدكارپاكان را قیاس ازخود نگیریم وبلكه به عجزوناتوانى خودازدرك هویت و شخصیت على علیه السلام اقراركنیم كه افكاركوچك ما قابلیت درك واقعیت آن را نخواهد داشت.

شنبه : 1393/2/20- 10رجب1435- 10مي2014

 

 

نقدي براعلاميه جهاني حقوق بشر - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 12:35 بعد از ظهر

1024x768

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin:0in; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

نقدي براعلاميه جهاني حقوق بشر                         

اسدالله افشار

 

درمفهوم حقوق بشرتعریف واحدی ارائه نشده و توافقی دراین مورد وجود ندارد، به بیان كلی حقوق بشر، حقوق بنیادین و انتقال ناپذیر است كه برای حیات نوع بشر اساسی تلقی می‌شود‌، یعنی مجموعه‌ای از ارزشها، مفاهیم،‌ اسناد و سازوكارها است كه موضوعشان حمایت از مقام و منزلت و كرامت انسانی‌است. هدف و غایت حقوق بشر تضمین حقوق اساسی افراد بوده و حقوق بشر به دنبال اعطاء حقوق مشخص افراد می‌باشد و منظور از حقوق اساسی افراد، ‌همان حقوق و آزادیهای فردی است كه عبارتند از: حكومت قانون- عادلانه- و آزادی بیان و اجتماعات و مصونیت جان و مال و آزادیهای ویژه ای چون حقوق اقتصادی ، مصونیت از تبعیض و حقوق بیگانگان با تمام زیرشاخه ها و چارچوبهای منطقی اجرای وجود ضمانت اجرای آنهاست.

حقوق بشر بارها تعریف و باز تعریف شده است و در هر دوره، مكتب و صاحبنظری از منظر خود به این موضوع نگریسته است و چارچوب آنرا تبیین كرده است. اگرچه برخی صاحبنظران، حقوق بشر فعلی را «حاصل تفوق و نفوذ فلسفه و اندیشه‌های غربی» در این زمینه می دانندولی باید اذعان نمود كه رشد و شكوفایی چنین اندیشه‌هایی از بنیادهای فرهنگی سایر ملل، مذاهب و مكاتب بهره برده است، به همین دلیل است كه اعلامیه جهانی حقوق بشر مصوب 51 عضو سازمان ملل با فرهنگها و نظرات گوناگون است و دو میثاق بین المللی حقوق بشر و پروتكلهای اختیاری حقوق مدنی و سیاسی با اعتقادات ادیان و مكاتب تا حدود زیادی همخوانی و همراهی داردبه همین دلیل با قاطعیت می‌توان گفت: «حقوق بشر امروزی تلفیقی از اعتقادات و ارزشهای مربوط به نوع بشر از گذشته تا به امروز است».

اعلاميه جهانى حقوق بشر، به راستى اعلاميه اى جهانى است؟!

به نظر مى رسد كه چنين نباشد؛ زيرا همان طور كه برخى از محققان معتقدند«حقوقى كه به نام حقوق بشر تشريح مى شود، با توجه به ويژگى هاى اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى جامعه اى كه از اين حقوق در آن جا تعريف به عمل مى آيد، شكل متفاوتى به خود مى گيرد. از اين رو، حقوق بشر هيچ گاه در چارچوب يك تعريف عام و قابل پذيرش عمومى نگنجيده است. اين امر موجب بروز يك معضل در نظام حقوق بين الملل شده است.» لازمه جهانى بودن آن است كه، يا به همه فرهنگ ها توجه شود يا دست كم، قدر مشترك همه نظام هاى حقوقى اخذ شود. همان طور كه برخى از دولت هاى جهان سوم نظير جمهورى اسلامى ايران، هند، چين و برزيل اعلام كرده اند. حقوق بشر مورد نظر غرب برخلاف فرهنگ و عقيده آن هاست ولذا در مسايل حقوق بشر بايستى به فرهنگ هاى بومى توجه شود و معيارهايى كه صرفاً براى مبناى فرهنگ و سنن و فلسفه غربى است، نبايد جهانى تلقى شود.

حقوق بشر را بايد برچه مبنايي اعلام كرد؟

اعلاميه جهاني حقوق بشر كه در دهم دسامبر 1948م با چهل‌وهشت رأي موافق و هشت رأي ممتنع به تصويب رسيد، ازهمان ابتداي شكل‌گيريِ مقدمات آن، مناقشات مهمي را برانگيخت و تفاوت‌هاي بنيادي فراواني را در ارزش‌ها و فرهنگهاي ملل آشكار ساخت. اين مناقشات و تفاوت‌ها، سرانجام در دو قلمروي «بين‌تمدني» و «درون­تمدني»، و سه عرصة «فلسفي»، «تاريخي» و «عملي» آرايش يافت.

يكي از پايدارترين مسائل اين بود كه حقوق بشر را بايد بر چه مبنايي اعلام كرد. تاريخچه اعلاميه مشخص ميكند كه مسائل مورد بحث در آن دوران و ديدگاه‌هايي كه الهام‌بخش روايت نهايي «اعلامية حقوق بشر» بودند، در اساس، به يك منظومة فلسفي غربي مربوط مي‌شدند. سنّت‌هاي فلسفي و حقوقي غير‌غربي ــ كه شايد مي‌توانستند خواسته‌هاي آرماني متفاوت يا تكميلي حقوق بشر را مطرح سازند ــ به ندرت در مذاكرات و مشورت‌ها مدنظر قرار گرفتند. حتي آن بخش از اعضاي كميسيون حقوق بشر كه نمايندگي كشورهاي غيرغربي را بر عهده داشتند، در اغلب موارد، خود در غرب يا در مؤسساتي درس خوانده بودند كه نمايندگان قدرتها و انديشههاي غربي در كشورشان بودند. بنابراين اگرچه گهگاه به سنّت‌هاي غيرغربي مانند آيين كنفسيوس يا اسلام ارجاعاتي مي‌شد، اما ارجاع به سنّتهاي غربي بر نظرخواهيهايي كه به تدوين نهايي «اعلاميه جهاني» انجاميدند، سخت مسلط بود.

اعلاميه جهاني حقوق بشر، بر مباني فرهنگ غرب :

اعلاميه جهاني حقوق بشر، بر مباني فرهنگ غرب، به‌ويژه فلسفه حقوق طبيعي، استوار است. بشر ليبرال غرب، چنان‌كه جان راولز(John Rawls) به درستي توضيح ميدهد، سه وجه اساسي دارد: نخست، حكومت مردم‌سالار مبتني بر قانون اساسي مستدل، كه منافع اساسي مردم را تأمين ميكند؛ دوم، شهرونداني كه به لحاظ يك رشته «تعلقات مشترك»(Common Sympathy) وحدت يافته‌اند؛ و سوم، يك طبيعت اخلاقي. به نظر راولز، وجه نخستْ امري حقوقي و نهادي است؛ وجه دوم فرهنگي و سرانجام، وجه سوم مستلزم انطباق دقيق با مفهومي سياسي از حق و عدالت است.مطالعة مواد مختلف اعلامية حقوق بشر، ابتنا و التزام اين اعلاميه به انسان‌شناسي فوق را نشان مي‌دهد. هرچند تاكنون تلاشهاي زيادي براي انفكاك ملازمة حقوق بشر با انسان‌شناسي فلسفه ليبرال غرب صورت گرفته، و به تعميم و تسرّي حقوق بشر به ديگر سنّتهاي فكري ـ اجتماعي توجه شده است، اما در سال 1948 م (سال تصويب اعلاميه) چنين نبود. در اين زمان، ملازمه ميان مواد اعلامية حقوق بشر و ليبراليسم غرب مشهود بود. نمايندة دولت عربستان در سومين كميتة مقدماتي كميسيون حقوق بشر، با توجه به اين ملازمه، برخي مواد اعلاميه را در حكم تعرض به اصول فرهنگ‌هاي دولت‌هاي اسلامي تلقي مي‌كرد.

اشاره اي به محتواي اعلاميه جهاني حقوق بشر:

اعلاميه جهاني حقوق بشر ، شامل يک مقدمه و 30 ماده است که چون بدون ذکر عنوان و سر فصل به صورت پشت سر هم آمده است ، دسته بندي واحدي نسبت به آن وجود ندارد و شارحين آن ، هر يک بر حسب ذوق و سليقه ي خود ، دسته بندي هايي را ارائه کرده اند . شايد بتوان ، مطالب اعلاميه را در شش بخش اصلي زير ، خلاصه و طبقه بندي کرد :

بخش اول ) ديدگاهها ، اصول و مباني (مواد1و2): 1- وحدت خانواده بشري ؛ 2- وحدت خانواده بشري ؛

3- حقوق بنيادين و غير قابل انتقال مرد و زن ؛ 4- آزادي ، برابري و برادري .

بخش دوم ) حقوق ، آزادي ها و مصونيتهاي شخصي (مواد3تا11).

بخش سوم ) حقوق بنيادين فرد در رابطه با خانواده ، سرزمين ، اشياء و جهان خارج (12تا17).

بخش چهارم ) حقوق و آزاديهاي عمومي و سياسي بنيادين (مواد18تا21)

بخش پنجم ) حقوق اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي (22تا27).

بخش ششم ) چگونگي ارتباط فرد و جامعه ، تکاليف فرد در برابر جامعه ، محدوديتهاي حقوق و آزادي هاي فردي و روش تفسير اعلاميه (مواد28تا30).

اصلي ترين جهت مثبت اعلاميه جهاني حقوق بشر:

شايد اصلي ترين جهت مثبت اعلاميه آن باشد که آرمانهاي عالي انساني و فطري را هر چند به صورتي کلي تدوين نموده و بر اجراي آن تأکيد ورزيده است . آرمانهايي که گذشته از انساني و فطري بودنشان ، نتيجه تلاشها و مبارزات مصلحان جامعه بشري در طول تاريخ ، اعم از پيامبران و حکيمان و ... بوده است . حداقل تأثير مثبت اين اعلاميه - حتي اگر در خارج هم عملا تحقق پيدا نکند - اين است که بر بسياري از مظالم ، تبعيضها ، ستمها ، محدوديتها و نابرابريها ، که سالها و قرنها با صورت و شکلي قانوني بر محرومين - بويژه در مغرب زمين - تحميل مي شد خط بطلان کشيد و آنها را غير قانوني اعلام کرد و در مقابل ، اصل را بر آزادي و برابري و برادري انسان نهاد .

چند انتقاد کلي به مجموعه ي اعلاميه جهاني حقوق بشر:

صاحب نظران معتقدند؛ غيرازانتقادي که به لحاظ محتوايي ممکن است نسبت به هر يک ازمواد اعلاميه جداي از سايرمواد ، وجود داشته باشد ، چند انتقاد کلي به مجموعه ي اعلاميه جهاني حقوق بشروارد است :

1- عدم صلاحيت لازم و کامل قانونگذار ؛ 2- فقدان شالوده هاي نظري ؛ 3- عدم هماهنگي و انسجام ؛ 4- عدم توجه به تکاليف.

ايدئولوژي «يك بام و دو هوا» قدرتهاي بزرگ، در قبال حقوق بشر:

رويكرد نوعي سياست ابزارگرايانه و ايدئولوژي «يك بام و دو هوا» توسط قدرت­هاي بزرگ، نظير آمريكا در قبال حقوق بشر موجب تزلزل بنيادهاي انساني و جهاني حقوق بشر گرديده است. اين­گونه دولت­ها در هنگام تصويب ميثاق بين­المللي مربوط به حقوق بشر و از حق تحفظّ و اعلام قيد استفاده كردند. اين امر به آنها اجازه تفسير مورد نظر خويش را از حقوق بشر داده است دولت آمريكا هنگام تصويب ميثاق بين­المللي حقوق مدني و سياسي،اعلام داشت كه نسبت به ماده هفت خود را ملزم مي­داند از رفتار ظالمانه و            غير انساني، يا مجازات خلاف شؤون انساني به مفهومي كه در اصلاحيه­هاي قانون اساسي آمريكا آمده است، خودداري كند.

بند يك ماده 20 ميثاق ابراز داشته است: «هرگونه تبليغ براي جنگ به موجب قانون ممنوع است.» دولت آمريكا بر اين ماده تحفظ دارد و آزادي بيان و اجتماعات را كه طبق قانون اساسي و ديگر قوانين آمريكا حمايت شده­اند، محدود نمي­نمايد. دولت فرانسه نيز در اين خصوص اعلام كرده است. و از جنگ كه در ماده 20، تبليغ آن ممنوع شده است، به معناي نقض قوانين و مقررات و ملاحظات بين­المللي است و قانونگذار فرانسه براي تبيين اين موضوع صالح است. همين كشور در مورد ماده 27، كه در مورد حقوق اقليت­هاي مذهبي در تقيّد به سنن مذهبي و آزادي انجام مراسم ديني است، اعلام داشته است: در پرتو اصل دوم قانون اساسي فرانسه، اين ماده تا آنجا كه مربوط به جمهوري فرانسه است قابل اجرا نيست.

از نمونه­هاي فوق اينگونه استنباط مي­گردد كه اين قدرت­ها نيز در برخي موارد، به صورت مشروط به اين اسناد پيوسته­اند، پس نبايد ساير ملل را به پيوستن بدون شرط و قيد مجبور نمايند و از سوي ديگر، برخورد دو گانه و حتي چندگانه مدعيان حقوق بشر نسبت به كشورهاي مختلف جهان و قضيه حقوق بشر در آنها، به ترديد در مقاصد و انگيزه­هاي پي­گيري وضعيت حقوق بشر مي­انجامد و اين امر به سست شدن التزام عملي و نظري بدان منجر خواهد شد.

جان كلام :

1. همه انسان ها و به طور كلي بشريت داراي حقوقي است كه براي همه از هر رنگ و نژاد و تيره و قبيله اي و با هر مذهب و مرام و مسلكي محفوظ است و همگان بايد به آن احترام بگذارند و مدّنظر قرار دهند.

2. حقوق مسلم افراد در بازي هاي دولت مردان و بخصوص دول زورگوي عالم، كه به كمتر از همه چيز قانع نيستند، تضييع و ناديده گرفته مي شود و در مسابقه براي تحكّم و زور و استعمارگري فرا نو، همين نوع بشر و زن و كودك بي گناه است كه تاوان كبر و مستي قلدران را مي پردازد.

3. اعلاميه جهاني حقوق بشرداراي نكات خوب و ارزنده اي براي بشريت است، اما اين بدان معنا نيست كه همه محتويات آن مورد تأييد باشد. مهم تر از همه اينكه در عصرحاضر، حقوق بشر به بهانه اي در دست مستكبران براي تعقيب منافع به ناحق خويش تبديل شده است.

4. شايد مهم ترين نكته اي كه در اعلاميه جهاني حقوق بشر ناديده گرفته شده است، احترام به اديان و فرهنگ هاي به حق و معتبر موجود در عرصه جهاني است.

 

 

پنجشنبه : 1393/2/18-8رجب1435-8 مي 2014

 

 

 

 

 

 

 منابع :

1- سعيد ميرزايى ينگجه، تحول مفهوم حاكميت درسازمان ملل متحد،تهران،دفترمطالعات سياسى وبين المللى وزارت امور خارجه، 1373.

2- محمود مسائلى،«نسل جديد حقوق بشر»، مجله سياست خارجى، تهران، دفترمطالعات سياسى وبين المللى وزارت امورخارجه، شماره 1، سال ششم، بهار1371.

3- سيد محمد اكبرى، «اصل عدم مداخله»، مجله پژوهش حقوق و سياست، تهران، دانشكده حقوق و علوم سياسى دانشگاه علامه طباطبايى، ش 1، سال اول، پاييز و زمستان 1378.

4- محمدتقى جعفرى تبريزى،تحقيقى دردو نظام حقوق جهانى بشرازديدگاه اسلام وغرب وتطبيق آن دوبا يكديگر، تهران، دفتر خدمات حقوقى بين المللى جمهورى اسلامى ايران، چاپ اول، 1370.

5- هدايت الله فلسفى، «تدوين و اعتلاى حقوق بشر»، مجله تحقيقاتى حقوقى، شماره 17ـ 16، سال 75 ـ 74.

6- على اكبرخسروى،حقوق بين الملل دفاع مشروع،تهران،آدينه،1373 .

7- سيد خليل خليليان، حقوق بين الملل اسلامى، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، چاپ پنجم، 1375 .

8- امير حسين رنجبريان، تأملي بر حقوق بشر. مجله راهبرد، ش4 .

نقدي براعلاميه جهاني حقوق بشر - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 8:20 قبل از ظهر

1024x768

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin:0cm; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

نقدي براعلاميه جهاني حقوق بشر                        

اسدالله افشار

 

درمفهوم حقوق بشرتعریف واحدی ارائه نشده و توافقی دراین مورد وجود ندارد، به بیان كلی حقوق بشر، حقوق بنیادین و انتقال ناپذیر است كه برای حیات نوع بشر اساسی تلقی می‌شود‌، یعنی مجموعه‌ای از ارزشها، مفاهیم،‌ اسناد و سازوكارها است كه موضوعشان حمایت از مقام و منزلت و كرامت انسانی‌است. هدف و غایت حقوق بشر تضمین حقوق اساسی افراد بوده و حقوق بشر به دنبال اعطاء حقوق مشخص افراد می‌باشد و منظور از حقوق اساسی افراد، ‌همان حقوق و آزادیهای فردی است كه عبارتند از: حكومت قانون- عادلانه- و آزادی بیان و اجتماعات و مصونیت جان و مال و آزادیهای ویژه ای چون حقوق اقتصادی ، مصونیت از تبعیض و حقوق بیگانگان با تمام زیرشاخه ها و چارچوبهای منطقی اجرای وجود ضمانت اجرای آنهاست.

حقوق بشر بارها تعریف و باز تعریف شده است و در هر دوره، مكتب و صاحبنظری از منظر خود به این موضوع نگریسته است و چارچوب آنرا تبیین كرده است. اگرچه برخی صاحبنظران، حقوق بشر فعلی را «حاصل تفوق و نفوذ فلسفه و اندیشه‌های غربی» در این زمینه می دانندولی باید اذعان نمود كه رشد و شكوفایی چنین اندیشه‌هایی از بنیادهای فرهنگی سایر ملل، مذاهب و مكاتب بهره برده است، به همین دلیل است كه اعلامیه جهانی حقوق بشر مصوب 51 عضو سازمان ملل با فرهنگها و نظرات گوناگون است و دو میثاق بین المللی حقوق بشر و پروتكلهای اختیاری حقوق مدنی و سیاسی با اعتقادات ادیان و مكاتب تا حدود زیادی همخوانی و همراهی داردبه همین دلیل با قاطعیت می‌توان گفت: «حقوق بشر امروزی تلفیقی از اعتقادات و ارزشهای مربوط به نوع بشر از گذشته تا به امروز است».

اعلاميه جهانى حقوق بشر، به راستى اعلاميه اى جهانى است؟!

به نظر مى رسد كه چنين نباشد؛ زيرا همان طور كه برخى از محققان معتقدند«حقوقى كه به نام حقوق بشر تشريح مى شود، با توجه به ويژگى هاى اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى جامعه اى كه از اين حقوق در آن جا تعريف به عمل مى آيد، شكل متفاوتى به خود مى گيرد. از اين رو، حقوق بشر هيچ گاه در چارچوب يك تعريف عام و قابل پذيرش عمومى نگنجيده است. اين امر موجب بروز يك معضل در نظام حقوق بين الملل شده است.» لازمه جهانى بودن آن است كه، يا به همه فرهنگ ها توجه شود يا دست كم، قدر مشترك همه نظام هاى حقوقى اخذ شود. همان طور كه برخى از دولت هاى جهان سوم نظير جمهورى اسلامى ايران، هند، چين و برزيل اعلام كرده اند. حقوق بشر مورد نظر غرب برخلاف فرهنگ و عقيده آن هاست ولذا در مسايل حقوق بشر بايستى به فرهنگ هاى بومى توجه شود و معيارهايى كه صرفاً براى مبناى فرهنگ و سنن و فلسفه غربى است، نبايد جهانى تلقى شود.

حقوق بشر را بايد برچه مبنايي اعلام كرد؟

اعلاميه جهاني حقوق بشر كه در دهم دسامبر 1948م با چهل‌وهشت رأي موافق و هشت رأي ممتنع به تصويب رسيد، ازهمان ابتداي شكل‌گيريِ مقدمات آن، مناقشات مهمي را برانگيخت و تفاوت‌هاي بنيادي فراواني را در ارزش‌ها و فرهنگهاي ملل آشكار ساخت. اين مناقشات و تفاوت‌ها، سرانجام در دو قلمروي «بين‌تمدني» و «درون­تمدني»، و سه عرصة «فلسفي»، «تاريخي» و «عملي» آرايش يافت.

يكي از پايدارترين مسائل اين بود كه حقوق بشر را بايد بر چه مبنايي اعلام كرد. تاريخچه اعلاميه مشخص ميكند كه مسائل مورد بحث در آن دوران و ديدگاه‌هايي كه الهام‌بخش روايت نهايي «اعلامية حقوق بشر» بودند، در اساس، به يك منظومة فلسفي غربي مربوط مي‌شدند. سنّت‌هاي فلسفي و حقوقي غير‌غربي ــ كه شايد مي‌توانستند خواسته‌هاي آرماني متفاوت يا تكميلي حقوق بشر را مطرح سازند ــ به ندرت در مذاكرات و مشورت‌ها مدنظر قرار گرفتند. حتي آن بخش از اعضاي كميسيون حقوق بشر كه نمايندگي كشورهاي غيرغربي را بر عهده داشتند، در اغلب موارد، خود در غرب يا در مؤسساتي درس خوانده بودند كه نمايندگان قدرتها و انديشههاي غربي در كشورشان بودند. بنابراين اگرچه گهگاه به سنّت‌هاي غيرغربي مانند آيين كنفسيوس يا اسلام ارجاعاتي مي‌شد، اما ارجاع به سنّتهاي غربي بر نظرخواهيهايي كه به تدوين نهايي «اعلاميه جهاني» انجاميدند، سخت مسلط بود.

اعلاميه جهاني حقوق بشر، بر مباني فرهنگ غرب :

اعلاميه جهاني حقوق بشر، بر مباني فرهنگ غرب، به‌ويژه فلسفه حقوق طبيعي، استوار است. بشر ليبرال غرب، چنان‌كه جان راولز(John Rawls) به درستي توضيح ميدهد، سه وجه اساسي دارد: نخست، حكومت مردم‌سالار مبتني بر قانون اساسي مستدل، كه منافع اساسي مردم را تأمين ميكند؛ دوم، شهرونداني كه به لحاظ يك رشته «تعلقات مشترك»(Common Sympathy) وحدت يافته‌اند؛ و سوم، يك طبيعت اخلاقي. به نظر راولز، وجه نخستْ امري حقوقي و نهادي است؛ وجه دوم فرهنگي و سرانجام، وجه سوم مستلزم انطباق دقيق با مفهومي سياسي از حق و عدالت است.مطالعة مواد مختلف اعلامية حقوق بشر، ابتنا و التزام اين اعلاميه به انسان‌شناسي فوق را نشان مي‌دهد. هرچند تاكنون تلاشهاي زيادي براي انفكاك ملازمة حقوق بشر با انسان‌شناسي فلسفه ليبرال غرب صورت گرفته، و به تعميم و تسرّي حقوق بشر به ديگر سنّتهاي فكري ـ اجتماعي توجه شده است، اما در سال 1948 م (سال تصويب اعلاميه) چنين نبود. در اين زمان، ملازمه ميان مواد اعلامية حقوق بشر و ليبراليسم غرب مشهود بود. نمايندة دولت عربستان در سومين كميتة مقدماتي كميسيون حقوق بشر، با توجه به اين ملازمه، برخي مواد اعلاميه را در حكم تعرض به اصول فرهنگ‌هاي دولت‌هاي اسلامي تلقي مي‌كرد.

اشاره اي به محتواي اعلاميه جهاني حقوق بشر:

اعلاميه جهاني حقوق بشر ، شامل يک مقدمه و 30 ماده است که چون بدون ذکر عنوان و سر فصل به صورت پشت سر هم آمده است ، دسته بندي واحدي نسبت به آن وجود ندارد و شارحين آن ، هر يک بر حسب ذوق و سليقه ي خود ، دسته بندي هايي را ارائه کرده اند . شايد بتوان ، مطالب اعلاميه را در شش بخش اصلي زير ، خلاصه و طبقه بندي کرد :

بخش اول ) ديدگاهها ، اصول و مباني (مواد1و2): 1- وحدت خانواده بشري ؛ 2- وحدت خانواده بشري ؛

3- حقوق بنيادين و غير قابل انتقال مرد و زن ؛ 4- آزادي ، برابري و برادري .

بخش دوم ) حقوق ، آزادي ها و مصونيتهاي شخصي (مواد3تا11).

بخش سوم ) حقوق بنيادين فرد در رابطه با خانواده ، سرزمين ، اشياء و جهان خارج (12تا17).

بخش چهارم ) حقوق و آزاديهاي عمومي و سياسي بنيادين (مواد18تا21)

بخش پنجم ) حقوق اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي (22تا27).

بخش ششم ) چگونگي ارتباط فرد و جامعه ، تکاليف فرد در برابر جامعه ، محدوديتهاي حقوق و آزادي هاي فردي و روش تفسير اعلاميه (مواد28تا30).

اصلي ترين جهت مثبت اعلاميه جهاني حقوق بشر:

شايد اصلي ترين جهت مثبت اعلاميه آن باشد که آرمانهاي عالي انساني و فطري را هر چند به صورتي کلي تدوين نموده و بر اجراي آن تأکيد ورزيده است . آرمانهايي که گذشته از انساني و فطري بودنشان ، نتيجه تلاشها و مبارزات مصلحان جامعه بشري در طول تاريخ ، اعم از پيامبران و حکيمان و ... بوده است . حداقل تأثير مثبت اين اعلاميه - حتي اگر در خارج هم عملا تحقق پيدا نکند - اين است که بر بسياري از مظالم ، تبعيضها ، ستمها ، محدوديتها و نابرابريها ، که سالها و قرنها با صورت و شکلي قانوني بر محرومين - بويژه در مغرب زمين - تحميل مي شد خط بطلان کشيد و آنها را غير قانوني اعلام کرد و در مقابل ، اصل را بر آزادي و برابري و برادري انسان نهاد .

چند انتقاد کلي به مجموعه ي اعلاميه جهاني حقوق بشر:

صاحب نظران معتقدند؛ غيرازانتقادي که به لحاظ محتوايي ممکن است نسبت به هر يک ازمواد اعلاميه جداي از سايرمواد ، وجود داشته باشد ، چند انتقاد کلي به مجموعه ي اعلاميه جهاني حقوق بشروارد است :

1- عدم صلاحيت لازم و کامل قانونگذار ؛ 2- فقدان شالوده هاي نظري ؛ 3- عدم هماهنگي و انسجام ؛ 4- عدم توجه به تکاليف.

ايدئولوژي «يك بام و دو هوا» قدرتهاي بزرگ، در قبال حقوق بشر:

رويكرد نوعي سياست ابزارگرايانه و ايدئولوژي «يك بام و دو هوا» توسط قدرت­هاي بزرگ، نظير آمريكا در قبال حقوق بشر موجب تزلزل بنيادهاي انساني و جهاني حقوق بشر گرديده است. اين­گونه دولت­ها در هنگام تصويب ميثاق بين­المللي مربوط به حقوق بشر و از حق تحفظّ و اعلام قيد استفاده كردند. اين امر به آنها اجازه تفسير مورد نظر خويش را از حقوق بشر داده است دولت آمريكا هنگام تصويب ميثاق بين­المللي حقوق مدني و سياسي،اعلام داشت كه نسبت به ماده هفت خود را ملزم مي­داند از رفتار ظالمانه و            غير انساني، يا مجازات خلاف شؤون انساني به مفهومي كه در اصلاحيه­هاي قانون اساسي آمريكا آمده است، خودداري كند.

بند يك ماده 20 ميثاق ابراز داشته است: «هرگونه تبليغ براي جنگ به موجب قانون ممنوع است.» دولت آمريكا بر اين ماده تحفظ دارد و آزادي بيان و اجتماعات را كه طبق قانون اساسي و ديگر قوانين آمريكا حمايت شده­اند، محدود نمي­نمايد. دولت فرانسه نيز در اين خصوص اعلام كرده است. و از جنگ كه در ماده 20، تبليغ آن ممنوع شده است، به معناي نقض قوانين و مقررات و ملاحظات بين­المللي است و قانونگذار فرانسه براي تبيين اين موضوع صالح است. همين كشور در مورد ماده 27، كه در مورد حقوق اقليت­هاي مذهبي در تقيّد به سنن مذهبي و آزادي انجام مراسم ديني است، اعلام داشته است: در پرتو اصل دوم قانون اساسي فرانسه، اين ماده تا آنجا كه مربوط به جمهوري فرانسه است قابل اجرا نيست.

از نمونه­هاي فوق اينگونه استنباط مي­گردد كه اين قدرت­ها نيز در برخي موارد، به صورت مشروط به اين اسناد پيوسته­اند، پس نبايد ساير ملل را به پيوستن بدون شرط و قيد مجبور نمايند و از سوي ديگر، برخورد دو گانه و حتي چندگانه مدعيان حقوق بشر نسبت به كشورهاي مختلف جهان و قضيه حقوق بشر در آنها، به ترديد در مقاصد و انگيزه­هاي پي­گيري وضعيت حقوق بشر مي­انجامد و اين امر به سست شدن التزام عملي و نظري بدان منجر خواهد شد.

جان كلام :

1. همه انسان ها و به طور كلي بشريت داراي حقوقي است كه براي همه از هر رنگ و نژاد و تيره و قبيله اي و با هر مذهب و مرام و مسلكي محفوظ است و همگان بايد به آن احترام بگذارند و مدّنظر قرار دهند.

2. حقوق مسلم افراد در بازي هاي دولت مردان و بخصوص دول زورگوي عالم، كه به كمتر از همه چيز قانع نيستند، تضييع و ناديده گرفته مي شود و در مسابقه براي تحكّم و زور و استعمارگري فرا نو، همين نوع بشر و زن و كودك بي گناه است كه تاوان كبر و مستي قلدران را مي پردازد.

3. اعلاميه جهاني حقوق بشرداراي نكات خوب و ارزنده اي براي بشريت است، اما اين بدان معنا نيست كه همه محتويات آن مورد تأييد باشد. مهم تر از همه اينكه در عصرحاضر، حقوق بشر به بهانه اي در دست مستكبران براي تعقيب منافع به ناحق خويش تبديل شده است.

4. شايد مهم ترين نكته اي كه در اعلاميه جهاني حقوق بشر ناديده گرفته شده است، احترام به اديان و فرهنگ هاي به حق و معتبر موجود در عرصه جهاني است.

 

 

چهارشنبه : 17/2/1393- 7رجب1435- 7مي 2014

 

 منابع :

1- سعيد ميرزايى ينگجه، تحول مفهوم حاكميت درسازمان ملل متحد،تهران،دفترمطالعات سياسى وبين المللى وزارت امور خارجه، 1373.

2- محمود مسائلى،«نسل جديد حقوق بشر»، مجله سياست خارجى، تهران، دفترمطالعات سياسى وبين المللى وزارت امورخارجه، شماره 1، سال ششم، بهار1371.

3- سيد محمد اكبرى، «اصل عدم مداخله»، مجله پژوهش حقوق و سياست، تهران، دانشكده حقوق و علوم سياسى دانشگاه علامه طباطبايى، ش 1، سال اول، پاييز و زمستان 1378.

4- محمدتقى جعفرى تبريزى،تحقيقى دردو نظام حقوق جهانى بشرازديدگاه اسلام وغرب وتطبيق آن دوبا يكديگر، تهران، دفتر خدمات حقوقى بين المللى جمهورى اسلامى ايران، چاپ اول، 1370.

5- هدايت الله فلسفى، «تدوين و اعتلاى حقوق بشر»، مجله تحقيقاتى حقوقى، شماره 17ـ 16، سال 75 ـ 74.

6- على اكبرخسروى،حقوق بين الملل دفاع مشروع،تهران،آدينه،1373 .

7- سيد خليل خليليان، حقوق بين الملل اسلامى، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، چاپ پنجم، 1375 .

8- امير حسين رنجبريان، تأملي بر حقوق بشر. مجله راهبرد، ش4 .


Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4

/* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

معرفي دوكتاب  جدید دکتر اسدالله افشار ازسوی  پایگاه خبری تحلیلی خبیرنیوز

تاریخ:۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۳

 

1- نام كتاب : تفسيري برقرأئت ديني ازوحدت

 

مؤلف :دكتراسدالله افشار

نا شر: مؤسسه ي انتشاراتي سفيراردهال (تلفن پخش : 88319342)

سال انتشار: بهار 93

تعدادصفحه : 400

قيمت : 220000ريال

قابل عرضه در : بيست وهفتمين نمايشگاه بین المللی كتاب ؛ سالن شبستان راهرو19غرفه 28

 

خلاصه اي ازكتاب :

ایجاد اتحاد میان آحاد مسلمانان درسراسرجهان، ازآرمان‌های اصیل اسلام است. انسجام اسلامی ازاصول راهبردی مورد توجه قرآن وسیره نبوی وائمه اطهار(ع)است که دربیانات بنیانگذاروحدت بزرگ اسلامی حضرت امام خمینی (ره) نیزبدین بیان تجلی کرده است:«اسلام دردوکلمه خلاصه می‌شود:کلمه توحید وتوحیدِ کلمه».آثاراتحادازدیدگاه قرآن ازمهم‌ترین وشاخص‌ترین عناصرزندگی بشراست که انسان به عنوان امری راهبردی درزندگی خویش خواهان دستیابی به این آثاراست.ازجمله این اهداف وعناصرمی‌توان به «امنیت وآرامش اجتماعی وسیاسی»اشاره کرد.

اين کتاب با عنوان"تفسيري برقرائت ديني ازوحدت" تلاشي نظري- والبته تا حدي کاربردي- درزمينه تحقق آرما ن وحدت است که درحقيقت، انگيزه اصلي تأليف آن، فهم،تبيين وتوليد محتوادربارة وحدت ازدومنظر ملي ودرجهان اسلام است. ازديگررويکردهايي که درتدوين اين کتاب به چشم مي‌خورد،به ترويج نوعي ادبيات همگرايي با تأکيد برموضوع وحدت اسلامي است که مؤلف وسايرمحققان دراين اثر،كوشيده‌اند تاحد امکان به بسط و توسعه آن دست يابند.والبته آنچه دراين کتاب،نمايان است،اين است که بخش قابل توجهي ازادبيات موجود- که دربارة روابط وتعامل ميا ن کشورهاي اسلامي شکل گرفته است- بيشترمعطوف به مشکلات و اختلافات کهن جهان اسلام است وبه نوعي بازگويي و بازپردازي دردهاي تاريخي به شمار مي‌رود. البته چنان که صاحب نظران نيزاذعان کرده اند،اين امردر برخي موارد،اجتناب ناپذيرمي‌نمايد؛چرا که به نظر مي‌رسد دراين مسير،راه گشايي وچاره سازي به خاطربرخي مشکلات ومسأئل اساسي،مورد اغماض و چشم پوشي قرارگرفته با شد. نوشتارحاضرباتوجه به 90بحث ارائه شده؛ازسه دفترباسرفصلهايي كه درذيل خواهدآمدتشكيل شده است، ومؤلف برآنست كه موضوع وحدت رابا استفاده ازتمام ظرفيت ها واستعدادهاي تحقيقا تي موجود،موردتأمل و واكاوي همه جانبه قراردهد:

دفتراول) بازخواني مفهوم،مبا ني، علل،آثا رومحورهاي وحدت ازمنظراسلام(30بحث) ؛

دفتردوم) بررسي راهكا رهاي عملي وحدت درجهان ا سلام (30بحث) ؛

دفترسوم) وحدت ملي (30بحث) .

علاقمندان مي توانند اين كتاب رادربيست وهفتمين نمايشگاه بین المللی كتاب وازسالن شبستان راهرو19غرفه 28تهيه نمايند.

2 - نام كتاب : ازجهاداقتصادي تااقتصاد مقاومتي

 

مؤلف :دكتراسدالله افشار

نا شر: مؤسسه ي انتشاراتي سفيراردهال (تلفن پخش : 88319342)

سال انتشار: بهار 93

تعدادصفحه : 450

قيمت : 250000ريال

قابل عرضه در : بيست وهفتمين نمايشگاه بین المللی كتاب ؛ سالن شبستان راهرو19غرفه 28

 

خلاصه اي ازكتاب :

اصطلاح"اقتصادمقا ومتی" اولین باردرتاریخ 16/6/1389 توسط مقام مظم رهبري وارد اد بیا ت اقتصا دی کشور شد . واین نکته رانیزباید درنظرداشت که درادبیات اقتصادی معمولا برای حمایت ازاقتصادوبه ویژه تولید ملی بیشترازواژه اقتصادحمایتی (Protectionism) استفاده می کنند و این واژه بدان معناست که اقتصاد ملی باید از هر نظر مورد حمایت جدی قرار گیرد. البته شايان توجه است که واژه اقتصاد مقاومتي که توسط رهبري به کار برده شد بسيارفراترازاقتصاد حمايتي ودربردارنده ابعاد نوين وبسيارگسترده اي درعرصه اقتصاد ملي و   بين الملل مي باشد . مقام معظم رهبری با آگاهی کامل ازجنگ اقتصادی دشمن و اهداف آن‌ها از تشدید فشارها و تحریم‌ها علیه ایران همواره تلاش کردند، به ارائه برنامه‌ها و الگوهای مناسب جهت مقابله با این فشارها بپردازند. با توجه به تشدید فشارها وتحریم‌های دشمنان آنچه بیش ازپیش درسخنان دوسال اخیرمقام معظم رهبری برآن تأکیدشده،بحث«اقتصاد مقاومتی»است.ایشان معتقدندکه یکی ازراه‌های عبورازمقطع حساس وسرنوشت ‌سازکنونی جدی‌گرفتن اقتصاد مقاومتی ا ست .

مؤلف دراین اثرتلاش دارد باارائه مباحث علمی درخورتحلیل؛درچهارگفتارمجزاومستقل اماپیوسته ودرارتباط با یکدیگر مباحثی رابطورمختصرومعجزازمنظراندیشمندان، صاحبنظران، کارشناسان ونویسندگان مسأئل اقتصادی درچهارعنوان ذیل مطرح و مورد واکا وی قرارد هد :

گفتاراول ) درباب اقتصا د (38 بحث) ؛

گفتاردوم) درباب اقتصاد اسلامی ( 36 بحث) ؛

گفتارسوم) درباب جهاد اقتصا د ی (37 بحث) ؛

گفتارچهارم) درباب اقتصاد مقا ومتی (38) .

علاقمندان مي توانند اين كتاب رادربيست وهفتمين نمايشگاه بین المللی كتاب وازسالن شبستان راهرو19غرفه 28  تهيه نمايند.

 

 

 

                  

 

                  

روند افول اقبال جهانی آمریکا - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 8:19 قبل از ظهر
1024x768 1024x768

روند افول اقبال جهانی آمریکا                            

اسدالله افشار

 

انقلاب اسلامی ایران را می توان از جمله مهمترین تحولاتی دانست که در قرن گذشته سبب تحولات و دگرگونی های بسیاری در حوزه منافع قدرت های بزرگ شد. انقلاب اسلامی ایران نظام سیاسی جدیدی را به دنیا معرفی کرد که بر نفی سلطه استوار بود. این انقلاب به همان سرعتی که در میان توده های مردم در اقصی نقاط جهان جا باز می کرد به یکی از هدف های براندازی سرویس های امنیتی و سیاسی نظام سلطه و مشخصا آمریکا مبدل شد تا جایی که برای تحقق آن بودجه های رسمی تصویب شد و اختصاص یافت که (جرج سوروس ـ میلیاردر یهودی آمریکایی ـ پیش برنده) OSI (سرمایه نهادهایی چون بنیادهای سوروس با نام اصلی بنیاد جامعه باز طرح های موسوم به انقلاب مخملین) را باید به آن افزود آمریکا برای حذف انقلاب اسلامی طرح های مختلفی داشت و دارد که در فازهای مختلف قرار می گیرد و یا جنگ نرم فعال ترین آنهاست.

نقض حقوق بشروحقوق شهروندي درآمريكا :

آمریکا... مهد آزادی.... دموکراسی.... لیبرالیسم.... مجسمه آزادی.... همه عباراتی است که در عکس فوری از ایالات متحده آمریکا جای می گیرد. اما به راستی چقدراین ادبیات شایسته کشوری همچون آمریکاست. کشوری که تاکنون به بيش از23 کشورجهان حمله نظامی کرده است ویک بار نیزاز بمب اتمی علیه نوع بشر استفاده کرده به راستی مهدآزادی است؟ کشوری که دردوجنگ خونین عراق و افغانستان مشغول خونریزی وکشتارزنان وکودکان بی گناه بوده است ودرآشوب هاي خاورميانه وناامن كردن كشورهاي دنيادستي برآتش داشته است آيامهدآزادی است؟!

البته شاید عده‌ای فکرکنند که حداقل ، معیارهای آزادی و حقوق بشر در داخل خاک کشورآمریکارعایت مي شوداماشواهد وقراین چیزی خلاف این موضوع راتصدیق می کند. درآمریکا آزادی مطبوعات، بیان و اینترنت به بهانه‌های واهی از سوی دولت محدود شده است و شهروندان هر روز با محدودیت‌های بیشتری در بهره‌گیری از حقوق و تامین منافع خود روبه رو می‌شوند. شهروندان آمریکا به اطلاعات آزادانه دسترسی ندارند بلکه همواره بر آنها نظارت می‌شود و همین نظارت‌ها آنها را محدود می‌کند.رسانه‌های آمریکایی بارها تصریح کرده‌اند که دولت ازتجهیزات ارتباطاتی پیشرفته برای شنوداستفاده می‌کند واین کار زیرنظرآژانس امنیت ملی آمریکا صورت می‌گیرد. به دنبال حمله یازدهم سپتامبر، دولت آمریکا با دستاویز قراردادن این حمله به سازمان‌های ذیربط اطلاعاتی وامنیتی امکان داد تا نه تنها تمامی ارتباطات شهروندان این کشور را كه حتي مقامات رسمي وبلندپايه كشورهاي جهان راچون فرانسه ،آلمان و... شنود کرده و در صورت لزوم وارد عمل شوند و بر اطلاعات نظارت کامل داشته باشند.

ضعف‌های آمریکا :

بحران‌هائی همچون جنبش وال استریت، مشکلات فزاینده اقتصادی و نگرانی‌هائی که در عراق و افغانستان برای آمریکا بوجودآمده وتاامروزنيزبیشترهم شده است ، بن بست تاریخی بزرگی را برای این کشور رقم زده است. آمریکا نمی‌تواند از گردابی که اکنون در آن دست و پا می‌زند نجات پیدا کند.

درهمین حال، شکست‌های بزرگتری نیزبه سراغ آمریکا آمده‌اند که نشان می‌دهند هرروزکه می‌گذرد ملت‌ها بیش از گذشته ازواشنگتن فاصله می‌گیرند ودولت‌های آمریکا واسرائیل هرروز منزوی‌تر می‌شوند. سقوط دیکتاتورهای مصر،تونس، لیبی و درآستانه سقوط قرارگرفتن دیکتاتوریمن و به لرزه در آمدن تخت و تاج آل سعود و آل خلیفه و چند شاه و دیکتاتوردیگر، رویدادهای نامیمونی برای آمریکا وفرزند نامشروعش اسرائیل هستند. با این حوادث، رویاهای سلطه‌جویانه آمریکا ورژیم صهیونیستی درمنطقه خاورميانه بدون تعبیر ماندند و همه چیز برخلاف اراده آنها رقم خورده است.

آمریکا ورژیم صهیونیستی تاهمین سال گذشته ازخاورمیانه جدید مورد نظرخود سخن می‌گفتند ودر رؤیاهای خود، کشورهائی را در نقشه جغرافیائی خاورمیانه می‌دیدند با دولت‌هائی کاملاً مطیع و تسلیم اراده آنها. اما دوسال پيش وزیردفاع وقت آمریکا اعتراف نمودکه اسرائیل در سراشیبی سقوط قرارگرفته وسران رژیم صهیونیستی نیز از اینکه سرنوشت کشورهای عربی و شمال آفریقا برخلاف میل و اراده آنها رقم خورده، نگران آینده خود هستند. این رویدادها بدین معنی است که نه تنها آنچه خواست و اراده سران کاخ سفید و رژیم صهیونیستی بود تحقق نیافته، بلکه همه چیز درست در جهت عکس به پیش می‌رود. ستاره بخت آمریکا رو به افول است و رژیم صهیونیستی نیز به سوی زوال به پیش می‌رود.

آمریکا در مسیر قهقرائی و عدم محبوبیت :

نگرانی اصلی واشنگتن اینست که با وجود نفرت روزافزون ملتها و گاهی هم دولتها نسبت به آمریکا آیا می توان اهداف استراتژیک واشنگتن در قلب خاورمیانه را محقق ساخت این سئوالی است که امروزه حتی تندروترین طیف نومحافظه کاران آمریکا نگران عواقب سیاست هایی هستند که افول قدرت آمریکا را بدنبال دارد. سیاستهائی که حتی متحدین دیروز و امروز آمریکا را هم به واکنش و مخالفت وادار کرده است.

کاندولیزا رایس رئیس وقت شورای امنیت ملی آمریکادر یک سخنرانی عمومی مطرح ساخت که علت تنفر عمومی از سیاست های آمریکا را درک نمی کند و نمی داند که چرا آمریکا این اندازه دشمن دارد وی حتی ازدانشگاهها ومراکز تحقیقاتی آمریکا خواست که رمزگشائی کنند و به علت دشمنی و اعتراض جهانی علیه آمریکا پی ببرند.اگرچه افشاگریها پیرامون فجایع زندانهای “ابوغریب” و “گوانتانامو” برای آمریکا اعتباری باقی نگذاشته است لکن بررسیهای آکادمیک نشان می دهدکه در پرتو رفتارهای قیم مآبانه آمریکا در سایر کشورها مدل رشدوتوسعه والگوی حقوق بشرودمکراسی آمریکائی کمترین محبوبیتی نداردوکمتر هواخواهی درجهان پیدا می کند وسیاستمداران آمریکائی نگرانند که گویا آمریکا درمسیر قهقرائی وعدم محبوبیت قرار گرفته است.شکست سیاستهای بوش پدروپسر و دستیارانشان بویژه درصحنه داخلی که مشخصا با کسری موازنه تجاری کسری بودجه وناکامی دراداره کشوربنمایش گذاشته شده باعث واگرائی بیشتر شده ودیگر سالهاست که آمریکا حتی برای متحدینش هم الگوی مناسبی محسوب نمی شود. “فیگارو” دراین زمینه هشدارداده بودکه آمریکا سعی دارد خود را عامل ثبات و تضمین کننده صلح جهانی معرفی کند ولی دنیا شاهد آنست که آمریکا بعنوان تهدید کننده و تخریب گر صلح عمل می نماید. سناتور “شوک هاگل” درآکادمی دیپلماتیک واشنگتن صریحاازیک نگرانی بزرگ پرده برداشت وخاطرنشان ساخت که افول شهرت واعتبارآمریکا به مرزهای وحشتناک رسیده واگرعلل وریشه های آن به درستی درک نشود نسل آینده مجبوراست با بحرانهای خطرناکتری دست وپنجه نرم کند. روندافول اقبال جهانی آمریکا ازمیان ارقام نظرسنجی ها بخوبی قابل ارزیابی است.“کارن هیوز” يكي ازمشاوران سابق بوش گفته است : دهها سال طول می کشد که آمریکا بتواند بر نفرت و کینه مردم جهان غلبه کند.

يكشنبه : 11393/2/14- 4رجب1435-4مارس2014

 

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin:0cm; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

 

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin:0cm; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

استاد مطهري مردی جامع درعلم وعمل - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 9:19 قبل از ظهر

استاد مطهري مردی جامع درعلم وعمل                       

 اسدالله افشار

 

درآستانه سي وپنجمين سالروزشهادت استادشهيد علامه مرتضي مطهري (ره) قرارداريم . مطهري مردي جامع درعلم و عمل، تعقل وتعبد و در درس و سياست، صاحب اخلاص، صداقت و شجاعت بود و نظيراو كم پيدا مي‌شود.جادارد بپرسيم ميراثي كه ازمطهري به‌جا‌مانده‌است‌چيست؟

 نگارنده اين سطوربرخودفرض مي داند تا درخصوص اين روحاني آگاه و روشنفكر، كه حق بزرگي برتاروپود فرهنگ اين جامعه دارد مطالب ونكاتي رادرپاسداشت اين شهيدعالي مقام كه مصادف باروزتجليل ازمقام معلم نيز مي باشد، مطرح ومورد بحث قراردهد.

اميد آن كه اين مختصر، مفيد و مؤثر و بيان كننده بخشي ازميراث اين شخصيت والاي واين معلم انديشمند وفرزانه باشد.

استاد شهيدمطهری؛ یک مصلح اجتماعی :‌

استادشهيدمطهری رابه عنوان یک روحانی واسلام شناس برجسته،به عنوان یک فیلسوف ومتفکرژرف اندیش ، به عنوان یک استاد و نویسنده نمونه و به عنوانهای دیگری از این قبیل شناخته ایم .اما شناخت او به عنوان یک مصلح اجتماعی، نیاز مغفولی است که به دو دلیل ضرورت مضاعفی یافته است، نخست آنکه مطهری از معدود متفکرانی است که مورد قبول و اقبال قشرهای متفاوت اجتماعی و طیف های مختلف فکری است و نظر صائب ، نیت خالص و قدرت نظریه پردازی او را همگان پذیرفته و تحسین کرده اند. دیگر آنکه با گذشت بيش ازسه دهه از تجربه برپایی نظام سیاسی بر مبنای تفکر دینی ، نیاز به بازاندیشی در گذشته برای حرکتی پرشتاب تروصحیح تر درآینده جای تردید ندارد.

نگاهی به آثاروکارنامه پربرکت این شهید بزرگ نشان می دهد که می توان او را به عنوان یک مصلح اجتماعی که اتفاقا از خاستگاه دین به همه چیز نگریسته است، مورد مطالعه قرار داد و از آثار مکتوب و شفاهی و از مهم ترین سیره عملی و رفتار اجتماعی او الگوی مطمئنی برای خود ساخت .

الگوی مهندسی فرهنگی ازمنظراستاد مطهری :

مهندسی فرهنگی عبارت است از یک رویکرد مفهومی به مدیریت و برنامه ریزی توسعه فرهنگی که در زمره مفاهیم در حال تغییر فرهنگ و طراحی راهبردهای عملی در ارتباط با منابع و مبانی و همچنین مشکلات برخاسته از فرهنگ و توسعه در زمینه ها و بسترهای گوناگون قرار می گیرد. به عبارت دیگر مهندسی فرهنگی در باره سیستم ها، فرایندها، جایگزین ها و فرمول بندی راه حل های خلاقانه برای چالش های توسعه نهادهای فرهنگی و تبلیغ و تشویق مشارکت مردم در زندگی فرهنگی است.

استاد مطهری در یک جامعه اسلامی مهندسی فرهنگی را با سه حرکت؛ تحلیه، تخلیه و تثبیت فرهنگی امکان پذیر می داند و اضلاع مثلث مهندسی فرهنگی در ساختار اندیشه ایشان دارای سه ضلع تحلیه، تخلیه و تثبیت فرهنگی می باشد. به عبارت دیگر از دیدگاه این متفکر بزرگ مقوله مهندسی فرهنگی در یک جامعه اسلامی با تخلیه برخی افکار و اندیشه ها از یک طرف، تحلیه مردم به برخی دیگر از افکار، احساسات و اندیشه ها از طرف دیگر و تثبیت این افکار و اندیشه ها و اعمال در آنها از جانب سوم جامه تحقق در می پوشد. این الگو به عنوان یک الگوی عام قابلیت کاربست در تمام فعالیت های فرهنگی در کشور و ازجمله در دانشگاه ها را دارد واساسا یکی از مناسب ترین وموفق ترین الگوهای ساماندهی و مدیریت فعالیت های فرهنگی می باشد.

 عقل و عاطفه استادمطهري در خدمت مباني دين :

مطهري مردي عاطفي وروحيه‌اي عرفاني ودلي متعبد داشت، اهل نمازشب بود و نماز شب اوهرگزازآغاز نوجواني ترك نشده بود.او هنگام ذكر مصائب خاندان پيغمبر بر منبر با اين‌كه استاد دانشگاه بود، روضه مي‌خواند و گريه مي‌كرد. اين وضع، امروز تعجب‌آور نيست، ولي در فضاي 50 سال پيش دانشگاه‌ها شجاعت مي‌‌خواست. مطهري بسيار عاطفي بود، اما با مدير قرار دادن عقل، عاطفه را، هم در وجود خويش و هم در جامعه ديني تحت سيطره عقل مي‌خواست و معتقد بود كه عاطفه بايد در خدمت مباني دين باشد.

سخناني كه اودرباره تحريفات واقعه عاشورا گفته ناشي ازاين نگاه عقلاني است. با جعل داستان عروسي حضرت قاسم مي‌توان عواطف را بيشتر تحريك كرد، اما حقيقت تابع قضاوت عقل است. شهيد مطهري با خرافات و با سنت‌هاي غلط مبارزه مي‌كرد . دفاع شجاعانه اوازحقوق زن دراسلام ناشي ازهمين نگاه عقلاني او بود.بخشي ازآثار مطهري را مسائل مربوط به زنان تشكيل مي‌دهد. آن روزي كه شهيد مطهري كتاب مساله حجاب را نوشت، اظهار‌نظر درباره حجاب اسلامي خيلي شجاعت مي‌خواست.

استاد شهيد مطهري؛ آسيب شناس بزرگ جهان اسلام :

استاد شهيد مطهري يك آسيب شناس بزرگ جهان اسلام بود كه قدرت فوق العاده اي در درك شرايط فعلي و تطبيق آن با شرايط مورد انتظار داشت. برهمين مبنا بود كه  46 سال پيش و20 سال قبل از پيروزي انقلاب اسلامي از افق حركت آينده صهيونيزم پرده برداشت و نسبت به خطر رو به رشد آن در درون كشورهاي اسلامي هشدار دادند. در عرصه هاي داخلي نيز استاد ، از خطر انحراف در جبهه اسلام سخن راند و مسئولان نظام را به خطر گسترش انديشه هايي كه به ظاهر اسلامي اند اما در باطن به تبليغ سكولاريزم مي پردازند هشدار داد. استاد شهيد مطهري پس از حضرت امام راحل اولين شخصي بود كه به خطر نفاق و سران منافقين پي برد و حتي تغيير در ايدئولوژي آنها را نيز سالها پيش از بروز، پيش بيني نموده و حتي مبارزه اش با رژيم شاه مانع از آن نشد تا از خطر گروه ها و جريان هاي انحرافي غافل بماند.

اعتقاد استاد مطهري به آميختگي دين وسيا ست :

شهيد مطهري و عالمان بزرگ اسلامي، نگرشي جامع نگر مبني بر اشتمال دين بر مصالح دنيا و آخرت داشته و نگرش افراطي و تفريطي به آن را طرد ميكنند. در اين ديدگاه، دنيا به مثابه راهي براي رسيدن به آخرت است. و در عرض آخرت قرار ندارد تا گمان تعارض و دو گانگي بين آنها برود، بلكه هم شئون مادي و هم معنوي، مورد اهتمام پيامبران بوده است. براين مبنا استاد مطهري از وابستگي دين و سياست حمايت كرده و اعتقاددارداين وابستگي به اين معني است كه توده مسلمان، دخالت در سرنوشت سياسي خود را يك وظيفه و مسوليت مهم ديني بشمارد. همبستگي دين و سياست به معني وابستگي دين به سياست نيست، بلكه به معني وابستگي سياست به دين است. از نظر وي، اسلام آييني جامع است كه شامل تمامي شئون زندگي بشر اعم از ظاهري و باطني مي شود و در عين حال كه مكتبي اخلاقي است، سيستمي اجتماعي و سياسي نيز به شمار مي رود. اسلام معنا را در ماده، باطن را در ظاهر،آخرت را در دنيا، مغز را در پوست و هسته را در پوسته نگهداري ميكند.

استاد مطهري ؛ معلمی فرهیخته :

در قلمرو پرورش توانایی ها و شایستگی های بشر ، دو نوع معلم و مربی مورد نیاز است این که استعدادها را بارور سازد . یکی معلم گفتار و بیان که از طریق آموزش ، درهای معرفت و دانش را به روی انسان بگشاید و دیگری معلم الگو و اسوه که رفتار و کردار او ، راه و رسم زندگی را ترسیم کند و دست انسان را گرفته و به مراحل کمال برساند . بررسی زندگی انسان های والایی که رفتار و کردار آنان می تواند سرمشق زندگی ما باشد ، برای رشد و تکامل انسان بسیار ضروری و مفید است از این رو استاد مطهری هم استاد بیان و هم قلم بود و هم سرمشق زندگی از نظر رفتار . او در بستر علم و دانش ، در جهاد قلمی و بیانی ، در پاسداری از مرزهای حق و حقیقت ، در تهجد و نیایش در دل شب در عزت و مناعت نفس ، در تواضع و فروتنی ، در حفظ حرمت بزرگان و جهات دیگر اسوه و سرمشق است و آشنایی با رموز و خصوصیات زندگی او می تواند عاشقان کمال را در عرصه علم و عمل یاری کند .

استادمطهري و تبیین آزادی :

استاد شهیدمطهري در راستای تبیین آزادی در حکومت اسلامی و نقد آزادی در مرام نظری و عملی لیبرال دموکراسی، میان آزادی عقیده و آزادی تفکر، تفکیکی اساسی صورت می‏دهد. آزادی عقیده از این منظر ویژگی نظام لیبرال دموکراسی و مبنای آن «تمایل» است در حالی که آزادی تفکر، خصوصیت نظام اسلامی و مبنای آن «اراده» است. استاد با تصریح به اشتباه اعلامیه حقوق بشر، مبنی برآزادی هر گونه عقیده ، براین باوراست که هراعلام برائت ازمشرکین را با اصل آزادی و حقوق واقعی بشر در تعارض نمی‏بیند ومعتقد است نفی عقاید مُضر و نه عقاید ادیان ابراهیمی و عقاید مستدل، منافاتی با آزادی و حقوق بشر ندارد.

 

مقابله استادمطهري با نفوذ انديشه‌هاي انحرافي :

يكي از مؤلفه ها و وي‍ژگي‌هايي‌كه مطهري را در اين جايگاه ممتاز قرار داد، حضور وي در جبهه مقابله با نفوذ انديشه‌هاي انحرافي درحوزه دين بود . مطهري به خوبي دريافت آنچه كه دين رادرعصرحاكميت ايدئولوژي‌هاي انساني تهديد مي‌كند، نه ظهور و بروز مكاتب اومانيستي و حتي الحادي است، بلكه شكل‌گيري انديشه‌هاي التقاطي است كه استحاله تدريجي دين را نشانه رفته است. تلاش براي به روز كردن دين و ارائه چهره اي ازآن متناسب با مقتضيات زمان، توسط مسلماناني كه دغدغه دين را داشته ولي به جاي تفقه در دين با وام گيري مفاهيم وارزشها ازديگر مكاتب به ظاهر مدرن جديد، حركتي انحرافي بود كه منجر به ارائه ديني التقاطي گرديد.

جان كلام :

بي‌شك استاد شهيد مرتضي مطهري را مي‌توان برجسته‌ترين شاگردامام خميني (ره) دانست كه نام وي چون خورشيدي درمحفل شاگردان امام(ره)مي‌درخشد.استادشهيد مرتضي مطهري باتفقه ودقت نظردرآموزه‌هاي ديني چنان برآن اشراف يافت که استادش دروصف آثاروي مي‌گويند:«آثاري كه از او هست، بي استثنا، همه آثارش خوب است. ومن كسي،ديگري راسراغ ندارم كه بتوانم بگويم بي‏استثناآثارش خوب است‏.»(11/2/61)

براستي اگر مطهري امروززنده بود دربرابرالتقاط جديد چگونه افشاگري مي‌کرد؟!جامعه امروزما به مطهري‌هاي ديگري سخت نيازمند است!

 

چهار شنبه : 1393/2/10- 30جمادي الثاني1435- 30آوريل2014

انسان ؛ كاروتلاش - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 8:46 قبل از ظهر

به مناسبت روز جهاني كار و كارگر

انسان ؛ كاروتلاش                                      

اسدالله افشار

 نخستین روز ماه مه برابربا12 اردیبهشت روزجهانی كاروكارگرنام دارد. اين قلم ضمن تبريك اين روزخجسته به جامعه كارگري ايران اسلامي؛ نكاتي رادرخصوص اين روزوگراميداشت آن يادآوري مي نمايد :

1- مفهوم کار بعنوان معنی مستقلی از زندگی روزمره شاید بعد از انقلاب صنعتی در ادبیات ظاهر شده باشد. برای انسان اولیه، کار با بقای او ارتباط داشت و به فعالیتهائی چون شکار، ماهی گیری، کشاورزی اولیه، جمع آوری میوه و دانه و اعمال سنن اجتماعی و قبیله ای محدود شد. حتی در دوران بعد از انقلاب صنعتی، به استثنای گروه معدودی که امکان تفریح بر ایشان وجود داشت، برای همگان کار روی زمین، یا در اشتغال به   حرفه های مختلف و بازرگانی از صبح تا شام، نوعی راه و روش زندگی بود.

2- از هنگامي كه آدمي بر كره زمين پديد آمد، براي رفع نيازهاي خود نيازمند كوشش بود. زندگي انسان بر محور كار مي‌گردد و كار، تلاش انسان جهت حصول به هدف معين است. كليد گشايش هر استعدادي در درون  انسان كار است. كار بزرگ‌ترين و شايد زيربنايي‌ترين بخش زندگي انساني است. چرا كه از كار مي‌توان به جوهره دروني افراد  پي برد و وقتي اين جوهره‌هاي  دروني‌ آشكار شوند  و استعدادهاي بالقوه به منصه ظهور  برسند مي‌توان به وجود جامعه‌اي پويا اميدوار بود.

3- مكاتب كوناگون بشري ديدگاه‌هاي مختلفي درباره كار داشته‌اند. در انديشه يونان  باستان از آنجا كه كار به بردگان اختصاص داشت فعاليتي تحقيرآميز و پست شمرده مي‌شد و اين ديدگاه در آثار فلاسفه يونان نيز وجود دارد. بتدريج در قرون وسطا وحاكميت كليسا بر اروپا تشويق به انجام كار براي كسب درآمد به وجود آمد. با گذشت زمان در دوران رنسانس و شكل‌گيري عقايد جديد درباره‌ انسان و دين و دنيا‌، كار جايگاه و اصالت ‌خاصي يافت. در جهان‌بيني اسلامي‌، كار مفهوم ويژه‌اي ‌دارد و آثار آن تمام‌ صحنه هستي را مي‌گيرد  و دنيا و آخرت‌ را به هم گره مي‌زند‌.

4- در پرتو آیین مبین اسلام، ایرانیان با دل و جان به احکام این دین حیات‌بخش که کار را عبادت دانسته و برای کارگران مقام و احترام ویژه‌ای قائل است، گرویده‌اند و براساس این تعالیم و رهنمودها، ادبیات این سرزمین به عنوان یکی از مقدس‌ترین جلوه‌های ادبیات جهان شکل گرفته است. ادبیاتی که ملهم از آیات قرآن کریم، احادیث نبوی و روایات پیشوایان عالی قدر مکتب نورانی تشیع است. در ادبیات غنی و شکوهمند ایران همواره از کار و کارگران به نیکی و عظمت یاد شده و به تحقیق در ادبیات هیچ سرزمینی تا این اندازه برچنین عناصری تکیه و تاکید نشده است.

5- دراشعار سخنوران گرانقدر و نامدار ادب پارسی، کار، عنصر رهایی جوامع از پلیدی‌ها و مذلت‌ها و عامل ارتقا وتوسعه معرفی شده وازکارگران به عنوان مردمان شریفی که نقش مهم وارزشمندی درگردش چرخهای جامعه دارند یاد شده است. در واقع گفتنی‌ها در این باره بسیار فراوان است تا جایی که می‌توان به آثار بسیاری در ادبیات کارگری که شاخه‌ای از ادبیات اجتماعی ایران و جهان است اشاره داشت و جا دارد که این آثار مورد توجه و تعمق افزونتری قرار گیرد.

6-  بي گمان كار به معناي تلاش و كوشش براي توليد درهر حوزه اي، عملي ارزشي است. كار به اشكال مختلف ظهور و بروز مي كند؛ از اين رو مي توان از كار فكري، كار هنري، كار معنوي و كار جسمي و بدني سخن گفت. درهمه اين موارد آن چه اصالت مي يابد تلاش توليدي بشراست. بشر براي دست يابي به كمال وسعادت و آسايش وآرامش، نيازمند تهيه امكانات و وسايل و برطرف كردن مشكلات و چالش هاي پيش روست. ازاين رو اقدام به تلاش و كوشش مي كند تا به اين هدف نايل شود. براي دست يابي به هدف، تلاش در شكل هاي پيش گفته خودنمايي مي كند.تفكروتدبروطرح وبرنامه ريزي، بخشي ازتوليد است. بدون تفكر و تدبر و تامل ممكن نيست تا انسان بتواند در حوزه عمل و تلاش جسمي موفق شود، از اين رو توليد فكري به عنوان توليد پايه مطرح مي شود.

7- نظام اقتصادی اسلام ارزش و اهمیت زیادی برای کار و کوشش و کارگر قائل است. تقدیس اسلام از کار و کارگر به اندازه ای زیاد است که در هیچ یک از مکاتب اقتصادی جهان وجود ندارد. برخلاف اندیشه های سرمایه داری که اقتصاد و ثروت را در اختیار طبقات مرفه و ثروتمند جامعه قرار داده است، و دیگر نحله های اقتصادی که در بالا بردن قدرت مالی بزرگ مالکان و اقشار بالای اجتماعی نظریه پردازی می کنند، نظام اقتصادی اسلام بیشترین اهمیت و توجه را به کار حلال و کارگران داده است و اصول و احکام لازم برای گرامیداشت کارگر و بالا بردن سطح زندگی او و انجام کار مشروع در جامعه را بیان ساخته است.

8- کار و کوشش یکی از نمودهای شکرگزاری از نعمت های بیکران خداوند است و کارگر شخصی قانع، قدرشناس و از بندگان راسخ خداوند تلقی می شود که با ارائه فعالیت اقتصادی مفید به جامعه به دیگر اعضای اجتماع خدمت می نماید. حضرت پیامبر اکرم (ص) با بوسه زدن بر دستان پینه بسته کارگری خسته، بر کل جهان ثابت نمودند که کار و کارگر ارزش معنوی و مادی بیکرانی در جامعه اسلامی دارد، هیچ یک از رهبران و پیشروان مکاتب و اندیشه های اقتصادی و اجتماعی تا این حد به کارگر و کار و کسب حلال او اهمیت نداده است.

9- از نظر اسلام کار فعالیتی برای تأمین معاش و تلاشی برای استقلال اقتصادی کشور و رهایی از وابستگی و مهمتر از همه، عبادتی برتر و جهاد در راه خداوند است. اثر شگرف این اندیشه ناب این است اگر کارگر یا کارمندی کار را عبادت و جهاد بداند هرچند زندگی اقتصادی اش تأمین باشد و به دیگران نیز وابسته نباشد، باز هم از کار و تلاش دست برنمی دارد. این همان اندیشه ای است که پیامبراکرم(ص) و امامان معصوم(ع) تلاش نمودند در جامعه بوجود آید و در اذهان مردم ماندگار شود، چرا که ماندگاری این فکر همیشه جامعه کارگری را بالنده و شاداب نگه می دارد و تمام اهداف دیگر را تحت پوشش قرار می دهد.این هدف بلند اهداف اولیه و میانی را نیز در برمی گیرد. وقتی کار عبادت شد، تأمین معاش و استقلال اقتصادی و رهایی از وابستگی را در دل خود دارد. از این گذشته اسلام کار را یک تکلیف تعطیل نشدنی می داند که در قاموس آن بازنشستگی مفهوم ندارد.

جان كلام :

- انجام كار، مطلوب خداوند است و همچون عبادت و جهاد در راه خدا مقدس است.

- در مكتب اسلام ‌بيكاري و نيازمند ديگران بودن امري ناپسند‌ شمرده شده است.

-  از واجبات مسلم بر هر فرد مؤمن لزوم انجام كار براي تأمين زندگي خود و خانواده  است.

- مسئوليت  اجتماعي  شخص  مؤمن، رفع نيازهاي جامعه  درحد توان است. برآوردن  نيازهاي جامعه واجب كفايي است و شخص بايد در برآوردن آن بكوشد.

- كار، وسيله كسب تجربه انسان است و بر رشد عقلاني  و اجتماعي او مي‌افزايد.

- انسان با كسب درآمد از نظر  روحي آرامش مي‌يابد. زيرا فرد نيازمند از نظر روحي در اضطراب و نگراني است.

- با كار، اعضاي  انسان توان  خود را بروز  مي‌دهد.

- با كار و تلاش ‌فقر دفع مي‌شود. كسب در آمد  باعث مي‌شود فرد بتواند ‌به ديگران كمك كند. فرد بايد در بعد اجتماعي  مفيد  و مؤثر باشد.

 

دوشنبه : 1393/2/8-28جمادي الثاني1435- 28آوريل2014


دلیل تأکید مداوم رهبر معظم انقلاب بر فرهنگ چیست؟ - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 8:5 قبل از ظهر

دلیل تأکید مداوم رهبر معظم انقلاب بر فرهنگ چیست؟            

 اسدالله افشار

 

فرهنگ مجموعه ای از بینش ها و کُنش ها،معقولات ومحسوسات ، اعتقادات و رفتارها درطول تاریخ یک جامعه است که از نسلی به نسل دیگر در همان جامعه منتقل می شود که شامل سنت های ملّی و قومی و هم آداب و عقاید دینی که در دو بُعد بینش ها ورفتارها ظهورمی یابد.بُعد دیگری که در زندگی انسان می باشد اقتصاد است که شامل همه فعالیتها و معادله هایی است که مربوط به معیشت و زندگی مادی انسان می شود. بنظر می رسد برقراری نسبت مستقیم و ارتباط میان دو حوزه اقتصاد و فرهنگ کمی دشوارباشد حتی شاید به کاربردن این دو واژه دریک امتداد یعنی «اقتصاد فرهنگ» یا «فرهنگ اقتصادی» ، موضوع را کمی پیچیده ترکند.درک ودریافت انسانها از کلیتی به نام اقتصاد معمولاً در چارچوبی برگرفته از باورهای آئینی ، سنتی و مذهبی آنها شکل می گیرد و ساخته می شود. بحث تاثیر متقابل فرهنگ و اقتصاد در شهرهای مدرن پیچیده است بطورمثال مردمانی که در شهرهای مدرن یا کلان شهرها زندگی می کنند به لحاظ روانی مایلند تا خود را توانگرتر از آنچه در واقعیت هستند نشان دهند در شهرها این تصویر بیرونی افراد است که سطح آنها را در اجتماعی که درآن زندگی می کنند تعیین می کند و شهروندان هویت خود را از ابزارآلاتی که در اختیار دارند اخذ می کنند .

فرهنگ مقوله بسیطی است اما به کوتاهترین سخن، عبارتست از آنچه بشر خلق کرده است، اعم از علم واخلاق و مصنوعات. اما اقتصاد، «علم تخصیص منابع کمیاب به احتیاجات روزافزون» است بنابراین، اقتصاد از آن حیث که علم است،خود زیرمجموعه ودردرون فرهنگ است درعین حال که می‌تواند برمادر خود، یعنی فرهنگ تأثیربگذارد.فرهنگ مادرهمه رفتارها وکنش‌های فردی وجمعی است وبرای همین ساختارگرایان، همه حوزه‌های کنش‌های فردی وجمعی اعم ازحوزه سیاست واجتماع واقتصاد را ساخته‌ی فرهنگ می‌دانند. با این روش، بسیاری از رفتارهای فردی و جمعی ما، هم ریشه فرهنگی دارد و هم اقتصادی، هم آثار فرهنگی به جای می‌گذارد هم اقتصادی.

رابطه اقتصاد و فرهنگ :

براي درک رابطه اقتصاد و فرهنگ بايد به خاستگاه اين دو نظر افكند. خاستگاه اقتصاد و فرهنگ را به تعبيري مي توان، جامعه تلقي نمود، جامعه نوعي سيستم اجتماعي است. سيستم اجتماعي، معلول روابط اجتماعي است. روابط اجتماعي برخلاف روابط طبيعي، اموري قطعي وتكويني نيستند. در سيستم هاي انساني بر روابط انساني به علت وجود اختيار و آگاهي او قطعيت حاكم نيست وانسان درشرايط معين مي تواند به يك عامل مشخص، پاسخ هاي متفاوتي بدهد و اين پاسخ هاي متعدد، چيزي جز وجود كثرت و گزينه هاي متفاوت نيست. با تعدد و وجود گزينه هاي متفاوت است كه پديده اي به نام (انتخاب) معنا پيدا مي كند و از ميان روابط ممكن بين پديده ها، ناگزير بايد يكي را برگزيد. انتخاب هاي گوناگون برمبناي ارزش هاي ذهني مختلف افراد صورت مي گيرند كه در واقع فرهنگ شكل دهنده ارزش هاي گوناگون براي افراد و جوامع مختلف است. بنابراين ملاحظه مي شود كه بين اقتصاد و فرهنگ رابطه تنگاتنگي وجود دارد.

اگر بخواهيم رابطه فرهنگ و اقتصاد را به شكل ديگري بيان كنيم، شايد بتوان گفت:اولا،رفتارهاي پايدار انساني حاصل و متأثر از فرهنگ است؛ ثانيا فعاليت هاي اقتصادي ازجمله رفتارهاي اقتصادي انسان است ودر نتيجه جزيي ازمجموعه رفتارهاي انساني به شمار مي آيد و ثالثا رفتارهاي اقتصادي(غير از رفتارهاي ناپايدار و استدلالي) مبتني بر فرهنگ است و رفتارهاي پايدار خاص، نتيجه فرهنگ خاص است. بنابراين رفتارهاي پايدار خاص اقتصادي نتيجه فرهنگ خاصي است. توسعه اقتصادي نيز به وضعيتي خاص از اقتصاد اطلاق مي شود و هر وضعيت خاص اقتصادي نتيجه رفتارهاي خاصي است. بنابراين توسعه اقتصادي نتيجه رفتارهاي خاصي است و اين رفتارهاي خاص، نيز نتيجه فرهنگي خاص بوده و به همين دليل مي توان نتيجه گرفت كه توسعه اقتصادي نيز وضعيت فرهنگي خاص خود را مي طلبد.

تعریف وتدوین ادبیات مربوط به مقوله اقتصاد فرهنگ وشناخت ابزار و تکنیک های مورد نیاز برای سنجش نسبت فرهنگ و اقتصاد نیازمند تلاشی مستمر، آگاهانه وعلمی است که انجام پژوهش های بنیادی-کاربردی و استفاده ازتجربیات سایرکشورها دراین زمینه قطعاًروشنگراین مسیروراهنمای مناسبی برای ورود اندیشمندان، اقتصاد دانان، بنگاه های فرهنگی و هنری و دولتمردان به این حوزه است.

اقتصاد فرهنگ با کشف روابط علی بین اقتصاد و فرهنگ و ارائه مدل کارآمد توسعه پایدار، راه را برای رونق و شکوفایی فرهنگی و هنری هموار می سازد و بیش از آنکه در صدد ارزیابی و قضاوت هنجاری از اقدامات و فعالیت های فرهنگی و هنری باشد، به دنبال تحلیل آثاراقتصادی این فعالیت ها و ارائه دانش کمی درباره عوامل مؤثربراقدامات، سیاستها، برنامه ها،فعالیتها ومطلوبیت ها اززاویه هزینه- منفعت وتبیین محدودیت های حاکم برعرضه و تقاضای کالاهای فرهنگی و هنری است.

اقتصاد فرهنگ تحول سریعی را از زمان طرح آن در آغاز قرن بیستم طی كرده است. در طول این سال ها، مصادیق اقتصاد فرهنگ گاه پدیده های فرهنگی مانند هنر و موسیقی دانسته شده است كه سابقه آنها به پیش از قرن ۲۰ باز می گردد و گاه سرگرمی های گوناگون، رادیو، تلویزیون، رسانه ها و هم اكنون اینترنت و بازی های رایانه ای و بسیاری از موارد دیگر جزو مصادیق اقتصاد فرهنگ دانسته شده اند.

تأثیر فرهنگ براقتصاد :

در شرایط اجتماعی، همان گونه كه اقتصاد بر فرهنگ تأثیر می گذارد، فرهنگ هم براقتصاد تأثیر متقابل دارد و فرهنگی هم كه در اقتصاد جاری می شود در بستر اقتصاد پرورش می یابد. بنابراین در مرحله سوم می توان به جای «اقتصاد فرهنگ»، «فرهنگ اقتصاد» را به كار برد، چون فرهنگ در اقتصاد جدی شده و اقتصاد بستر فرهنگ واقع گردیده و همه بخش های اقتصادی تحت تأثیر فرهنگ قرار گرفته است.

چرا«فرهنگ»مهم است؟دلیل تأکیدمداوم رهبر عزیزانقلاب برفرهنگ چیست؟

رهبرمعظم انقلاب در بیانات خود در اولین روز سال جدید درجوار حرم امام رضا (ع) باردیگر براهمیت مسئله فرهنگ و لزوم توجه مسئولان به این امر تاکید کردند و حتی فرهنگ را از اقتصاد نیز مهمتر دانستند و در باب دلیل این اهمیت نیز فرمودند:«چراکه فرهنگ به معنای هوایی است که ما تنفس می کنیم. اگر این هوا تمیز باشد آثاری دارد و اگر کثیف باشد آثار دیگری دارد. فرهنگ یک کشور مانند هواست. اگر بخواهیم مصرف تولیدات داخلی به معنای واقعی کلمه تحقق یابد باید فرهنگ تولید داخلی در ذهن مردم جا بیفتد».

رهبر معظم انقلاب در ادامه بیانات خود مسئله فرهنگ را از این جهت مهم دانستند که امروزه بیشترین سرمایه گذاری دشمنان بر روی «فرهنگ» است زیرا فرهنگ از تاثیر بسزایی در میان افراد جامعه برخوردار است و از همین روز ایشان در این رابطه می فرمایند:«اگر جهت گیریها درست نباشد به همان بلایی دچار خواهیم شد که برخی کشورها خانواده را برانداختند و شهوات را برپا داشتند. تمرکز دشمنان بر روی  فرهنگ بیشتر از همه جاست. بخاطر همین تاثیر زیادی که فرهنگ دارد.هدف وآماج تحرک دشمنان درزمینه فرهنگ عبارت است از ایمان و باورهای مردم. مسئولان فرهنگی باید مراقب رخنه فرهنگی باشند. رخنه های فرهنگی بسیارخطرناک است وباید حساس باشند.»

اما نکته مهم درسخنان مقام معظم رهبری اینجا بودکه ایشان فرمودند نباید همه آسیب های فرهنگی متوجه بیگانگان سازیم بلکه بخشی ازاین آسیبهای فرهنگی ناشی از«کم کاری ها»است که درداخل صورت می گیرد.

«نمیخواهیم بگوییم همه آسیب های فرهنگی کار بیگانگان است.خودمان هم مقصریم. مسئولان فرهنگی و غیرفرهنگی و کم کاری ها وغلط کاری ها همه تاثیر داشته.» به عنوان نمونه ایشان در این رابطه می فرمایند:

«برخی عزم راسخ ملت رابه هم می زننددرمسائل مهم مربوط به سرنوشت کشور. جای احساس عزت و اعتماد به نفس ملی، احساس حقارت ملی را به آنها تزریق می کنند. جای ایمان راسخ، شبهه افکنی و بی اعتقادی. جای کار و تلاش و همت بلند، لذت جویی و شهوت رانی. »

به نظرمی رسد مهمترین فعالیتی که در عرصه فرهنگی با توجه به تلاش دشمنان برای تهاجم فرهنگی و رخنه فرهنگی درداخل کشورباید صورت گیرد تلاش برای تقویت وترویج فرهنگ دینی و میهنی از طریق آموزش وتیلبغات دررسانه ها ودرمدارس است که می تواند جامعه را به سلاح فرهنگی مجهزکندوسد محکمی درمقابل جنگ نرم دشمن ایجاد نماید.

جان كلام:

فرهنگ بستر شکل‌گيري و خيزش هر نوع حرکت علمي، اقتصادي، اجتماعي و سياسي است. به اين ترتيب، هيچ طرحي بدون در نظر گرفتن يک پيوست فرهنگي مبتني بر الگوهاي بومي، ملي و ديني نمي‌تواند در مسير موفقيت قرار بگيرد. اين نکته‌اي است که غرب در تمامي محصولات و کالاها و حتي دانش وارداتي به ديگر کشورها لحاظ نموده است.با نگاهي دقيق‌تر به مقوله‌ي تحريم‌هاي اقتصادي و فضاسازي‌هاي رسانه‌اي که در پي آن از سوي رسانه‌هاي غربي رخ داد، مي‌توان به‌روشني دريافت حتي بحث‌هاي اقتصادي و تحريم عليه ايران نيز با پيوست‌هاي فرهنگي همراه بوده است. اين مسئله لزوم طرح مباحث فرهنگي را در کنار مسائل اقتصادي و پيگيري اين مباحث را به موازات اقتصاد در کشور بيشتر به رخ مي‌کشد.اين قلم اميدوار است اساتيد و متخصصان باارائه راهكارهاي دقيق تر و پيشنهادات مؤثرترزمينه هاي تحقق شعار سال را هموارتر نمايند.

 

شنبه : 1393/2/6- 26جمادي الثاني1435- 26آوريل2014

ريشه ي اصلي مفا سد مالي واقتصادي - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 8:47 قبل از ظهر

1024x768

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin:0cm; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

ريشه ي اصلي مفا سد مالي واقتصادي                       

اسدالله افشار

 

مبارزه با فساد مالي به دلیل تعدد عامل شکل دهنده آن و گستردگی اثرات چندگانه آن مستلزم عزم ملی،خواست همگانی و جدیت دولت است.این مبارزه باید ساختاریافته، هماهنگ و برنامه ریزی شده باشد و تمام ابعادی را که بر فساد اثر می گذارد را دربرگیرد؛ چرا که در غیر این صورت فساد به صورت ریشه ای حل نمی شود.ازاین رو، به منظور مقابله جدی با فساد باید ضمن شناسایی همه ابعاد شکل دهنده فساد در جامعه ایران وبررسی سطح و عمق فساد در این جامعه،راه حل های مختلف تجزیه وتحلیل شود و بهترین راه حل برای این مهم،در نظرگرفته شود. تجربه ایران درمبارزه با فساد ووضعیت موجود کشورمان،نشان می دهد که به منظور مقابله با فساد، ضمن آن که همه سازمان ها باید بسیج شوند،نیازمند اصلاح ساختارونظام های موجود است.

در مبارزه ضدّ مفاسد مالی باید ازاساس روی روش های پیشگیری تأکید شود وپس از توجّه به مسائل پیشگیری کننده باید سراغ درمان و روش های اجرایی در امر مبارزه رفت. اصلی ترین مسأله در امر پیشگیری، احیای معنویات، اخلاقیّات و ارزش های دینی و نیز اشاعه فرهنگ مبارزه با فساد مالی است؛ و سپس باید به دنبال تقویت عوامل بیرونی باشیم. وجود قوانین صریح و عاری ازابهام،تقویت نهادهای نظارتی، ایجاد نهادی مستقل در امر مبارزه با مفاسد مالی، شفّاف سازی، مقرّرات زدایی وانجام خصوصی سازی سالم، تقویت بیش تر انضباط مالی و... ازجمله مواردی هستند که در کنارتقویت عوامل درونی باید مدّ نظر باشند. بنابراين عملیات مبارزه با فساد مالی ومصادیق آن، کار گروهی است، و راهبردهای ویژه مبارزه با آن فقط درصورتی با کامیابی همراه خواهد بود که به شکل جامع، قاعده مند و سازمان یافته اجرا شوند و مشارکت همه نهادها را به همراه داشته باشد. فساد مالی، ازعوامل گوناگونی ناشی است ویک سیاست خاص فقط آن را تشدید یا تضعیف می کند ودر نتیجه، برای ریشه کنی آن به برنامه ای همه جانبه نیازمندیم که همگان- از بالاترین سطح تا عامّه مردم- به رعایت و انجام آن ملزم باشند.

اگر بخواهيم به علل و عوامل رواج فساد مالي اشاره كنيم بايد گفت، اقتصادهاي از بالا هدايت شده يكي از پايه‌هاي پرورش رشوه‌خواري و فساد مالي است، تجربه كشورهاي جنوب آسيا مؤيد آن است همچنين اگر مديران قدرت فراوان داشته باشند و درعين حال فقير باشند تمايل به فساد مالي تشديد مي‌شود يكي ديگراز علل گسترش فساد خاصيت مسري بودن آن است درتحقيق و بررسي كه پارلمان ايتاليا در سال 1993 درباره فساد مالي مافيا انجام داده است مشخص شد اعتقاد به اين كه ديگران هم همين كار را مي‌كنند يكي از دلايل مكرر فساد مالي بوده است رفتار مبتني بر فساد در بين مقامات بالا تاثيري فراترازپيامدهاي مستقيم ناشي از آن رفتار دارد، لذا سرنخ فساد را بايد بين مقامات بالا جستجو كرد.

براي مبارزه با فساد چه مي‌توان كرد؟

با اصلاح ساختارهاي سازماني و قوانين اين مكان وجود دارد كه تعادل بين منافع و ضررهاي ناشي از رفتار مبتني بر فساد مالي را جرح و تعديل كرد اصلاحات ساختاري در حوزه‌هايي چون ماليات، قوانين معاملات خصوصي و توسعه پروژه‌هاي زيربنائي تحت مسئوليت دولت، ضروري است اصلاحات نهادي براي افزايش شفافيت و پاسخگوئي بخش دولتي و كمك به سازمانهاي مستقل ضرورت دارد دولتها بايد در اين راستا در ايجاد ساختارهاي نهادي مورد نياز رشد عادلانه ترديد نكنند. در چين قديم به بسياري از بروكراتها حق نيفتادن به دام رشوه‌خواري و فساد مالي پرداخته مي‌شد كه آنرا يانگ سين مي‌ناميدند تا انگيزه اطاعت از قانون و سلامت نفس آنان تقويت شود اين اقدام و ديگر اقدامات مشابه ترغيبي مي‌تواند كارايي داشته باشد اما به سختي مي‌توان به انگيزه‌هاي صرف مالي مانع رشد فساد مالي شد فراتر از اين، نياز به تمركز روي الگوها و ارزشهاي غالب ضرورت دارد به عبارت ديگر براي درك كامل چالش فساد مالي بايد فرضيه‌اي كه ارزش ها و هنجارها را ناديده مي‌گيرد و نتيجه مي‌گيرد كه صرفاً منافع افراد آنان را به سمت فساد مالي سوق مي‌دهد را كنار بگذاريم وجود نظامهاي شفاف قوانين و مجازات به همراه اقدامهاي جدي مي‌تواند از جمله ارزشهايي باشد كه شخص آن را محترم مي‌شمارد احترام به اين گونه ارزشهاي حكم حصاري در برابر فساد مالي را دارد فساد مالي طاعون دموكراسي است پس بايد قبل از اين كه شروع شود متوقف شود.

فرمان 8 ماده ای مقام معظم رهبری !!! 

1380/2/10روزی بود که فرمان مهم 8 ماده ای رهبر معظم انقلاب، خطاب به سران سه قوه صادر شد. شدت نارضایتی رهبری از عدم همکاری سه قوه برای مبارزه با مفاسد اقتصادی دراین بیانیه کاملاً مشهود است .طی این فرمان مسئولین موظف بودند هرچه سریع تر اقدامات لازم را انجام دهند و دست عده ای فاسد را از خزانه بیت المال کوتاه کنند.یاد آوری بخشی از این فرمان در اینجا ضروری به نظر می رسد:

"امروز کشور ما تشنه فعالیت اقتصادی سالم و ایجاد اشتغال برای جوانان و سرمایه گذاری مطمئن است و این همه به فضایی نیازمند است که در آن سرمایه گذار و صنعتگر و عنصر فعال در کشاورزی و مبتکر علمی و جوینده کار و همه قشرها از صحت و سلامت ارتباطات حکومتی و امانتی و صداقتی متصدیان امور مالی و اقتصادی مطمئن بوده و احساس امنیت و آرامش کنند.اگر دست مفسدان و سوءاستفاده کنندگان از امکانات حکومتی قطع نشود و اگر امتیاز طلبان و زیاده خواهان پر مدعا و انحصارجو،طرد نشوند،سرمایه گذار و تولید کننده و اشتغال طلب،همه احساس نا امنی و نومیدی خواهند کرد و کسانی از آنان به استفاده از کارشناسان و قضات قاطع و پاکدامن،مجرم و خائن و عناصر آلوده را از سر راه تعالی کشور بردارد،بدیهی است که نقش قوه مقننه در وضع قوانین که موجب تسهیل راه کارهای قانونی است و نیز در ایفای وظیفه نظارت،بسیار مهم و کارساز است."

صدوراین فرمان استقبال گسترده مردمی را در برداشت که سال ها زیرسایه تبعیض و بی عدالتی به سر برده بودند وبیشترین آسیب ازجانب مفسدین متوجه آنها شده بود.

جای تأسف است که باصدوراین فرمان،در12سال گذشته چه دردوران اصلاحات وچه دردوران دولت هاي نهم ودهم و با وجود تشکیل ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی، هیچ گونه اصلاحی جدي دراین زمینه صورت نگرفت ونتيجه آن شدكه همگان مي دانيم وفسادمالي واقتصادي تامغزاستخوان برخي ازمراكزدولتي وبرخي ازبخش هاي نيمه دولتي نفوذ و رخنه نمود و پديده هايي مانند فاضل خدادادها، مرتضي رفيق دوست ها، شهرام جزائري ها ، خاوري ها وبابك زنجاني هاو...آزآن متولدشدند!

عدم توجه به فرمان ۸ ماده‌ای؛ ریشه اصلی مفا سد اقتصادی:

رهبر انقلاب در این فرمان خشکانیدن ریشه فساد مالی و اقتصادی و عمل قاطع و گرهگشا دراین باره را مستلزم اقدام همه جانبه، بوسیله قوای سه گانه، مخصوصاً دو قوه مجریه و قضاییه دانستند.

اما بی توجهی به این فرمان سبب شد تا مردم همواره اخبار مختلفی را از مفاسد اقتصادی درادوارمختلف بشنوند؛ پرونده‌های مربوط به شهرام جزایری، فساد کرسنت، اختلاس‌های پی‌در‌پی ،خرید وفروش سئوالات کنکور، سلطان شکر و فولاد، زمین خواری کلان، فساد ۳ هزار میلیاردی و در نهایت بابک زنجانی همه و همه ریشه در بی‌توجهی به فرمان مقام معظم رهبری در مورد مبارزه با مفاسد اقتصادی دارد.

به هر صورت مبارزه با فساد اقتصادی و پیشگیری از آن، قطعاً ملزومات خاصی را می طلبد که عزم راسخ مسئولان کشور اولین شرط آن است.

از سوی دیگر ناهماهنگی میان قوای سه گانه ازدیگر معضلات رسیدگی به مفاسد اقتصادی است که باید به آن توجه ویژه شود.

در حال حاضر این سوال آحاد مردم است که امر مبارزه با مفاسد اقتصادی درکجا ودرچه مرحله ای قرار دارد واین مورد سوال جدی افکار عمومی است؟

در پایان توجه مسئولین برای تحقق مطالبات مردم ، به این توصیه رهبری لازم الاجراست:

" تسامح درمبارزه با فساد، به نوعى همدستى با فاسدان و مفسدان است. اعتماد عمومى به دستگاههاى دولتى و قضائى در گرو آن است که این دستگاه ها در برخورد با مجرم ومتخلف قاطعیت و عدم تزلزل خود را نشان دهند."

 

چهارشنبه : 1393/2/3- 23جمادي الثاني1435- 23آوريل2014

خانواده عامل کمال بخشی - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 8:11 قبل از ظهر

1024x768

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin:0cm; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

خانواده عامل کمال بخشی                          

 اسدالله افشار

 

خانواده نظام اجتماعی پویایی است كه برای خود ساختار،اجزاء وقواعدی دارد ودربین تمامی نهادها ، سازمان ها وتأسیسات اجتماعی ، نقش و اهمیتی خاص و بسزا دارد.خانواده درزمره عمومی ترین سازمان های اجتماعی است ونشان یا نماد اجتماعی شمرده می شود وبرآیند یا انعكاس ازكل جامعه است.دریك جامعه ی منحط ، خانواده نیز خود به خود منحط خواهد بود و بالعكس. بنابراین خانواده را می توان معیاری برای شناخت آسیب های اجتماعی دانست و برای پی بردن به علل این انحرافات ، به خانواده مراجعه كرد.

هر نظام برای خود اجزایی دارد. در نظام خانواده اجزاء مهم عبارت است از رابطه مادر با خود و با پدر، و رابطه ی پدر با خود و با مادر. چگونگی این روابط كیفیت خانواده را مشخص می سازد.

خانواده مانند هرنظام اجتماعی نیازهای اولیه دارد . ازجمله این نیازها عبارت اند از : احساس ارزشمندی ، احساس امنیت فیزیكی ، احساس صمیمیت و به هم وابستگی ، احساس مسئولیت ، نیاز به انگیزه ، نیاز به شادی ، نیاز به تأیید و تصدیق و بالاخره نیازهای روحی و معنوی . خانواده همچنین به پدر و مادری احتیاج دارد كه به برقراری یك رابطه سالم باهم متعهد باشند وآن قدر احساس امنیت كنند كه بتوانند فرزندان خود را به دور از آلودگی ها پرورش دهند.

خانواده همچنین مانند سایرنظامهای اجتماعی به تولید ( غذا ، لباس ، مسكن) ، به حفظ روابط عاطفی ( نوازش و محبت ) ، به روابط خوب ( عشق و صمیمیت )، به خود شكوفایی ، به تحریك ( هیجان ، رقابت ، نشاط ) و به وحدت ( احساس تعلق و اتفاق ) احتیاج دارد .

خانواده ، گروه كوچكی است كه از زن و شوهر و فرزند یا فرزندان تشكیل می شود. عضو خانواده بودن ، یعنی در نوعی شبكه عاطفی سهیم شدن ، به یك گروه اجتماعی تعلق داشتن ، تاریخ مشترك داشتن و به محیط زندگی خاصی عادت كردن. اهمیت خانواده نیز به خاطر همین دستاوردهاست.

نهاد خانواده یكی از مقدس ‌ترین و با ارزش ‌ترین نهادهاست كه شناخت آسیب‌ های آن در بهسازی خانواده وجامعه تأثیر بسزایی دارد؛ زیرا كجروی ‌های گوناگون اجتماعی،خانواده‌های نابهنجاراست. فرهنگ خانواده درشخصیت افراد، وافراد درجامعه اثرمی‌ گذارند. خانواده هم كانون محبت واحترام است وهم مركز انضباط و اقتدار؛پس بیش ازگروه‌های دیگردركودك تأثیرمی‌ گذارد وبه زودی گروه،راهنمایی اومی ‌گردد.كودك براثرمحبت شورانگیزواقتدارآرامش بخشی كه درخانواده می ‌بیند،می‌ كوشدتا هرچه بیشترباآن همنوایی كند؛ ازاین رو،خواه‎‎ ناخواه ، هنجارهای آن رامی ‌پذیرد و اعضای آن را الگوقرارمی‌ دهد.خانواده، گذشته ازآن كه نخستین گروه راهنمای كودك است،نخستین گروه عضویت اونیزاست؛لذاآسان‌ تروسریع ترازگروه هاي بعدی درشخصیت اورخنه می‌ كند. تأثیرخانواده درشخصیت اعضای كم سال خود بسیار عمیق است.

خانواده به عنوان اولین کانونی که فرد درآن قرارمی‌گیرد دارای اهمیت شایان توجهی است. اولین تأثیرات محیطی که فرد دریافت می‌کند از محیط خانواده است وحتی تأثیرپذیری فرد از سایر محیطها می‌تواند نشأت گرفته از همین محیط خانواده باشد. خانواده پایه گذار بخش مهمی از سرنوشت انسان است و در تعیین سبک و خط مشی زندگی آینده ، اخلاق ، سلامت و عملکرد فرد در آینده نقش بزرگی بر عهده دارد.عواملی چون شخصیت والدین ، سلامت روانی و جسمانی آنها ، شیوه‌های تربیتی اعمال شده در داخل خانواده ، شغل و تحصیلات والدین به وضعیت اقتصادی و فرهنگی خانواده ، محل سکونت خانواده ، حجم و جمعیت خانواده ، روابط اجتماعی خانواده و بی‌نهایت متغیر دیگر در خانواده وجود دارند، شخصیت فرزند ، سلامت روانی و جسمانی او ، آینده شغلی ، تحصیلی ، اقتصادی ، سازگاری اجتماعی و فرهنگی ، تشکیل خانواده او و غیره را تحت تاثیر قرار می‌دهند.

انحرافات خانواده ، عدم سلامت روانی خانواده ، مشکلات اقتصادی و اجتماعی خانواده از لحاظ تأثیری که روی اعضاء خود دارد جامعه را تحت تأثیر قرار می‌دهد. افراد پیوند میان خانواده و اجتماع هستند. افراد پرورش یافته در خانواده وارد اجتماع می‌شوند و ویژگیهای سالم یا ناسالم خود را که در خانواده دریافت کرده وارد اجتماع می‌کنند. از این لحاظ سلامت یک جامعه به سلامت خانواده‌های آن وابسته است.

اسلام به عنوان مکتبی انسان ساز بیشترین عنایت را به تکریم، تنزیه و تعالی خانواده  دارد واین نهاد مقدس را کانون تربیت، مهد مؤدت و رحمت می شمرد. لذا سعادت و شقاوت جامعه انسانی را منوط به صلاح و فساد این بنا می داند و هدف از تشکیل خانواده  را تأمین نیازهای مادی، عاطفی و معنوی انسان از جمله دستیابی به سکون و آرامش بر می شمارد.

انسان ها درخانواده به هویت ورشد شخصیتی دست می یابند ودرخانواده های سالم  و رشید به تکامل معنوی و اخلاقی نایل می شوند. لذا خانواده عامل کمال بخشی، سکونت، آرامش و بالندگی به اعضا خویش است که در تحولات اساسی جوامع نقش عمده ای ایفا می کنند.

صاحب اين قلم اميدوار است مراكزآموزشي و فرهنگي كشور اعم از وزارتخانه هاي مرتبط با اين امرمهم وحساس تا مؤسسات غيردولتي كه بايد برعملكرد آنها نظارت دقيقي صورت بگيرد ؛ آگاهي به مسئوليت خود داشته باشند ودرتدارك ايجادفضاي متعالي با الگوهاي متناسب با شأن وجايگاه رفيع فرهنگي اين ملت فداكارباشند وبدانند خدمت دراين سنگرمقدس فرهنگي حكم جهاد اكبرداشته ودرنزدخداوند متعال پاداشي بس عظيم دارد چراكه حفظ اين سنگرسلامت نسل فعلي رابيمه ونسل آتي را سربلندوسرافرازمي نمايد وبراي هميشه تصويري زيبا ازخانواده ايراني دردنيا به يادها خواهد ماند واين مهم شدني است ووقطعا باهوش وذكاوت مثال زدني ايراني محقق خواهدشد.  

 

 

يكشنبه : 1393/2/1- 21جمادي الثاني1435- 21آوريل2014

تحقير، تبعيض وستم درآمريكا - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 10:25 قبل از ظهر

1024x768

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin:0cm; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

تحقير، تبعيض وستم درآمريكا                                

 اسدالله افشار

 آمريكا كشور لابي ها و گروه هاي نفوذ است. به نظر مي رسد لابي ها در مقابل افكار عمومي از قدرت بسيار بيشتري برخوردار باشند. نتيجه اين پديده تداوم روندهاي كنوني و تغييرناپذيري آمريكايي است كه ادعاي تحقق دموكراسي و حقوق اساسي و اوليه بشر در آن، گوش مردم خودش را كر كرده است.

به عبارتي روشن تر، بسياري از نخبگان سياسي آمريكا با توجه به واقعيت هاي مربوط به روندها و عرف بازي قدرت در اين كشور، مرهون لابي هاي مذكور بوده و از اين رو مراعات منافع اقتصادي و مطامح سياسي و اجتماعي اين گروه هاي ذي قدرت و داراي نفوذ، بر انديشه وعمل نخبگان مزبور سايه انداخته است.هرچند چنين القا مي شود كه دوران نژادپرستي درجامعه آمريكا به سرآمده است، اما بررسي شواهد نشان مي دهد كه مولفه‌هاي نژادپرستي با كمي تغييردرلايه هاي پنهان تري ازجامعه، فرهنگ، سياست و قانون ايالات متحده آمريكا مخفي شده است.تلاش نخبگان آمريكايي درسطوح مختلف اجتماعي،سياسي وفرهنگي براي الگوسازي براساس استانداردهاي خاص مبتني برآنچه كه به عنوان ويژگي هاي يك فرد آمريكايي محسوب مي‌شود و تلاش براي يكسان سازي جامعه، بيش از پيش، حقوق اقليت هاي قومي را نقض مي كند. اين تبعيض ها تا جايي گسترش يافته اند كه حتي به دستگاه قضايي آمريكا نيز سرايت كرده است.

در کشور آمریکا به طور متوسط هر ۳۶ ساعت یک سیاهپوست به دست پلیس کشته می‌شود.تبعیض‌های نژادی در ایالات متحده آمریکا که با نظام برده‌داری در سده ۱۷ آغاز شد، همچنان تا عصر حاضر ادامه یافته ‌است. با گذشت سال‌ها از سخنراني معروف«مارتين لوترکينگ» باعنوان«رویایی دارم»، سياهپوستان آمريکا همچنان به دلیل سیاست‌های نژادپرستانه دولت این کشور، در محدودیت و محرومیت به سر می‌برند. آمارها حاکی از آن است که حدود يک ميليون نفر ازمجموع 2 ميليون و۳۰۰ هزار نفر زنداني آمريکا را سياهپوستان تشکيل مي‌دهند و این در حالی است که شمار آمریکایی‌های سفيدپوستي که موادمخدر مصرف مي‌کنند،5برابربيشتر

ازسياهپوستان است. میانگین ثروت یک خانواده سفیدپوست 20 برابر ثروت یک خانواده سیاهپوست است همچنین ازنظر امکانات مالی ورفاهی، سیاهان در شرایط بسیار پایین‌تری نسبت به سفید پوستان قراردارند. به گونه‌‌ای که ميانگين ثروت يک خانواده سفيدپوست (۱۱۳ هزار دلار)، ۲۰ برابر درآمد يک خانواده سياهپوست است. ۱۸ درصد از سياهپوستان زير ۲۵ سال آمریکایی، از بيمه درمانی محرومند. یکی از اشکال این تبعیض نژاد پرستانه، نحوه برخورد پلیس با سیاهان است. گسترش نژادپرستی در بخش‌های دولتی آمریکا باعث شده بسیاری ازافسران پلیس در ایالات مختلف بی‌پروا به مظنونان سیاهپوست خود شلیک کنند وآنان را به قتل برسانند. پلیس آمریکا همواره سعی کرده است با ارائه گزارش‌های متعدد آمار بالای قتل سیاهان توسط ماموران خود توجیه کند. از ژانویه سال ۲۰۱۲ نیروهای پلیس و امنیتی حداقل ۱۲۰ نفر از زنان و مردان سیاهپوست را به قتل رسانده‌اند که قطعا نمی‌توان آنها را تصادفی و غیر عمدی دانست. نتایج یک نظرسنجی نشان می‌دهد که ۶۴ درصد از مردم نیویورک رویکرد تبعیض‌آمیز پلیس ضد سیاهپوستان را تصدیق می‌کنند.

به طور کلی نژادپرستی همواره به عنوان یک مسئله مهم در ایالات متحده از دوره استعمار و برده‌داری مطرح بوده است. با انتخاب اوباما به عنوان نماینده‌ای سیاهپوست در کاخ سفید، انتظار می‌رفت شرایط سیاهان بهبود یابد اما در عمل تغییر چندانی ایجاد نشد چرا که نوع نگاه متفاوت و نژاد پرستانه به سیاهان در جامعه سفیدپوست آمریکا نهادینه شده است.آمار قتل، زندانی شدن بدون تفهیم اتهام و برگزاری دادگاه، دستگیری‌های بی‌علت و تضییع حقوق اجتماعی سیاهپوستان در دوران ریاست جمهوری اوباما، نه تنها کاهش نداشت؛ بلکه بیشتر نیز شده است. این در حالی است که تنها بخش کوچکی از موارد متعدد خشونت نیروهای پلیس آمریکا علیه رنگین‌پوستان و سیاهپوستان آمریکایی در مطبوعات و رسانه‌ها منتشر می‌شود.

«ایست و بازرسی» نیز از دیگر سیاست‌های تبعیض‌آمیز پلیس آمریکا در قبال سیاهان است. گزارش‌های منتشر شده حاکی از این امر است که در سال ۲۰۱۱ پلیس نیویورک ۷۰۰ هزار نفر از کسانی‌که نزدیک به ۸۵ درصد آنها سیاهپوست و یا مردان جوان اسپانیایی بودند را متوقف کرده است. شمار قابل توجهی از افراد سیاهپوست شرکت کننده در این نظرسنجی، اعلام کردند تاکتیک توقف و بازرسی پلیس، آنها را به ستوه آورده است. جالب توجه آنکه علی‌رغم این رفتارهای خشونت‌بار و قتل سیاهان، پلیس آن را انکار کرده و به طرق مختلف آن را توجیه می‌کند. فعالان سرشناس حقوق بشر می‌گویند، اسناد و مدارک کافی وجود دارد که ثابت می‌کند هرگاه پلیس یک سیاهپوست یا لاتین تبار را می‌کشد آن را قتلی موجه و قانونی تلقی می‌کند.

رنگین‌پوستان حدود 30 درصد جمعیت  آمریکا را تشکیل می‌دهند اما60 درصد زندانیان ازمیان آنهاست.از سال1970 تا 2005 جمعیت زندان‌ها700 درصد افزایش یافته است. این رقم از نسبت‌های جمعیت و جرائم نیز پیش افتاده است. ازهر 15 مرد سیاهپوست  واز هر 36 لاتین تبار یک نفر به زندان می‌افتند.

طبق تازه‌ترین اطلاعات و گزارش وزارت آموزش آمریکا ، دانش‌آموزان سیاهپوست اغلب بیش از دیگر همکلاسی‌های سفیدپوست خود بازداشت می‌شوند. طبق این گزارش، در سال تحصیلی 2010-2009 تعداد 96هزار دانش‌آموز  بازداشت شده  و 242 هزار نفر به دستگاه قضایی ارجاع داده شده‌اند. از این تعداد، بیش از 70 درصد ، سیاهپوست و لاتین‌تبار بوده‌اند. تنبیهات سخت در مدارس از تعلیق تا بازداشت ، باعث شده است شمار نوجوانان  رنگین پوست که سروکارشان به دستگاه قضایی می‌افتد، به طور قابل ملاحظه‌ای افزایش یابد.

درسه دهه گذشته ، شمارزنان زندانی تا 800 درصد افزایش یافته است که اکثرشان زنان رنگین‌پوست هستند.‌، میزان نابرابری‌های قومی و نژادی تکان‌دهنده است.زنان سیاهپوست سه برابر بیشتر از زنان سفیدپوست به زندان می‌روند. زنان لاتین‌تبارنیز در مقایسه با زنان سفیدپوست 69 درصد بیشتر به زندان می‌روند.از ديد بسياري از سفيدپوستان متنفذ آمريكا، سياه‌پوستان موجودات كم ارزش و انگل گونه‌اي هستند كه وبال گردن جامعه آمريكا شده‌اند. انتشار گزارش‌هاي متعددي از برخورد وحشيانه پليس آمريكا به سياه‌پوستان، كه تصاوير برخي از آنها نيز منتشر شده است و طي آن، مأموران به قصد كشت، قرباني را مورد ضرب و شتم قرار مي‌دهند، نمونه‌هائي از واقعياتي است كه در جامعه آمريكا جريان دارد.سياه‌پوستان آمريكا كه 12درصد كل جمعيت اين كشور را تشكيل مي‌دهند از جمله محروم‌ترين قشرهاي اجتماعي آمريكا هستند. شرايط ناعادلانه سياسي، اقتصادي و قضايي اين كشور موجب شده است كه دست كم 50درصد كودكان سياه در فقر به سر ببرند. بر اساس آمارهاي موجود، نرخ بيكاري در ميان سياه‌پوستان بسيار بالاتر از سفيدپوستان است و درآمدي كه سياه‌پوستان به دست مي‌آورند بسيار كمتر و در برخي موارد نصف درآمد سفيدپوستان است.سياه‌پوستان آمريكا در جامعه به اصطلاح متمدن اين كشور همواره سرگذشتي آميخته با رنج و درد داشته‌اند، سياه‌پوستان، چه آن زمان كه به صورت برده و دسته دسته از آفريقا به آمريكا منتقل شدند و چه اكنون كه بخش عمده نيروي كار را در مشاغل سخت و طاقت‌فرسا بر عهده دارند، همواره مورد تحقير، تبعيض و ستم قرار داشته‌اند.

جمعيت 30 ميليون نفري سياه‌پوستان به دليل اينكه اعتمادي به سازمان‌هاي دولتي ندارند، همواره در تلاش بوده‌اند تا تشكيلاتي دردفاع ازحقوق خود ايجاد كنند زيراعلنا مي‌بينند حقوقشان درجامعه به اصطلاح دمكراتيك آمريكا نقض مي‌شود. اين رفتارتبعيض‌آميز و برخوردهاي نژادپرستانه در حالي صورت مي‌گيرد كه سياستگذاران آمريكا گستاخانه متوقع هستند. جهانيان، جامعه آمريكا را به عنوان الگو و نماد بپذيرد، جامعه‌اي كه ارزش‌هاي انساني درآن جايگاهي ندارد وملاك ارزش‌گذاري انسانها تا حد رنگ پوست تنزل پيدا مي‌كند.

جان كلام :  

رفتار پليس آمريکا با شهروندان کشوري که به اصطلاح مهد آزادي بيان، دموکراسي و حقوق بشر است! پرده از دروغگويي، خشونت طلبي، نژادپرستي دولتمردان ودربند بودن آزادي درينگه دنيا برمي دارد. گويي مجسمه آزادي سمبل بي جان تمام ادعاهايي است که بر طبل توخالي «دفاع ازحقوق بشر» مي زنند. وظيفه پليس در هر کشوري تأمين امنيت مردم جامعه و برقراري نظم کشوراست. پليس درافکار عمومي آحاد مردم درگستره اي به بزرگي افکاربين الملل نقش بازدارندگي ازجرم وجنايت رادارد.اين وظيفه پليس درجامعه اي که دولتمردانش سال هاي طولاني است، نقش «دايه مهربان تر از مادر» را براي ملل ديگر بازي مي کنند، بايد پررنگ تر باشد. اماتاريخچه رفتارهاي خشن پليس آمريکا درمواجهه با مردم کشورخودش بخصوص زنان، نوجوانان وکودکان که اغلب هم سياه پوست هستند،يادآوراين ضرب المثل است که مي گويد:«هرچه بگندد نمکش مي زنند؛ واي به روزي که بگندد نمک.»

 

شنبه : 1393/1/30- 19جمادي الثاني1435- 19آوريل2014

 

 

حضرت فاطمه(س)؛ دردانه هستی - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 10:11 قبل از ظهر

1024x768

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin:0cm; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

حضرت فاطمه(س)؛ دردانه هستی                       

  اسدالله افشار

 

فاطمه (س) در سال پنجم پس از بعثت و در روز 20 جمادی الثانی در مکه به دنیا آمد. اکثر مفسران شیعی و عده‌ای از مفسران بزرگ اهل تسنن نظیر فخر رازی، آیه آغازین سوره کوثر را به فاطمه (س) تطبیق نموده‌اند و او را خیر کثیر و باعث بقا و گسترش نسل و ذریه پیامبر اکرم(ص) ذکر کرده‌اند. که آیه انتهایی این سوره نیز قرینه خوبی براین مدعاست که در آن خداوند به پیامبر(ص) خطاب می‌کند و می‌فرماید همانا دشمن تو ابتر و بدون نسل است.

دختر محمد (ص) در زخمی‌ترین صفحه تاریخ پا به عرصه وجود گذاشت و او بود که با تعالیم پدر، پایانی شد بربدیمنی دخترکان همواره معصوم تاریخ.رنگ تاریخ عوض شد و جاهلیت از خواب گران چندین هزارساله، هراسان و آشفته برخاست.روزگار غزلی سروده بود که شاعران فخر فروش عرب جاهلی تا آن روز نتوانسته بودند، گوشه‌ای از مصرعش را بر زبان بیاورند. فاطمه به دنیا آمده بود و به راستی که پس از دوران بی‌مهری با دختران و زنده به گور کردن آنها، این دردانه هستی، غزل تازه آفرینش بود.

آري خورشید وجود فاطمه(س) جهان را روشن ساخت. زمین خاکی لختی از ظلمت مادّی برون آمد و نور آسمانی را در خود دید. فاطمه(س) به دنیا آمد تا کهکشان خلقت برگرد وجودش بگردد. به دنیا آمد تا رحمت الهی تجلی دوباره یابد. به دنیا آمد تا خلقت بی معنا نماند. و انگشتر وجود بی نگین نماند. سلام و درود خدا بر تنها انگیزه خلقت، زیباترین آیه وحی، فاطمه زهرا(س).

گوهردردانه نبوی وقره العین رسول را با القاب بسیاری می شناسند که هرکدام از آن ها، به دلیل ویژگی های خاص آن بزرگوارْ به ایشان نسبت داده شده است. در روایات اسلامی و کتاب های تاریخی، بیش از 104 لقب برای آن حضرت آورده اند؛ ازجمله این القاب می توان از زهرا، کوثر، مرضیه، مبارکه، محدثه، انسیه حورا، منصوره و عالمه نام برد.

یکی ازالقاب مبارک و مشهور حضرت فاطمه علیهاالسلام ، زهرا، به معنای نور و درخشندگی است. از امام صادق علیه السلام پرسیدند که چرا فاطمه را زهرا نامیده اند؟ آن حضرت فرمود: زیرا هر گاه فاطمه در محراب عبادت می ایستاد و به عبادت مشغول می شد، نور او بر اهل آسمان می درخشید، همان طور که ستارگان بر اهل زمین درخشیدند.

از میان القاب بانوی دو سرا، کوثرْ لقبی است که از سوی خداوند به او و پدرش داده شده و به معنای فراوانی و زیادی هر چیزی است. شیخ طبرسی در تفسیر خود می نویسد: گفته اند مراد از کوثر، نسل و ذُرّیه حضرت رسول صلی الله علیه و آله است که از فاطمه زهرا علیهاالسلام دختر آن حضرت به وجود آمده و تا روز قیامتْ تعدادشان بیرون از شمار است. خداوند این لقب را در جواب مشرکانی که پیامبر را به واسطه نداشتن پسر، ابتر و بدون دودمان می نامیدند، به پیامبر خود عطا فرموده است.

بانوی نمونه اسلام، در عرصه خانه اش یک کدبانوی کامل، در برابر شوهرش یک همسر فداکار و شکیبا، در مورد فرزندانش یک مادر بی همتا و دلسوز و مربی، در پهنه کار و تلاش، یک کوشنده خستگی ناپذیر، در جهان اسلام یک مسلمان نمونه و الگو، در عرصه حفظ و صیانت از دستاوردهای انقلاب اسلامی یک مبارز تلاشگر و سازنده، و در برابر خالق خویش یک مؤمن پرهیزگار و پاکدامن و پارسا بود... در خانه اش با دست های رنج دیده خود، که از فرط کار و تلاش، لطمه دیده و آزرده و تاول زده بود، کار می کرد و «دستاس» می کشید و گندم می کوبید و نان می پخت، تا سفره بی رنگ و رونق خانه، قوت لایموتی داشته باشد. با سن و سال اندک خود، کارهای طاقت فرسای خانه پرجمعیت و عائله مندشان را شخصاً انجام می داد، و انتظام امور خانه را به تنهایی برعهده داشت... شب ها را، با تنی خسته و جسمی درهم کوفته، به جای آرام و استراحت، تا نیمه شبان و گاه تا سحرگاهان، بر سر سجاده بیدار می نشست و به دعا و نیایش و راز و نیاز با آفریدگار یکتای خود می گذرانید... در معرکه جنگ و مهلکه نبرد حق و باطل، به یاری مجروحان و زخم خوردگان می شتافت و با دست های مهربانش، مرهم بر جراحاتشان می گذاشت... و در عالم سیاست و جهان بینی سیاسی اسلام، قهرمانی نستوه، مجاهدی راستین، و رزمنده ای خستگی ناپذیر و به تمام معنی انقلابی بود...

دختر پیامبر و همسر جانشین پیامبر و مادر امامان برحق، تنها زن خانه و کدبانوی کاشانه نبود، بلکه او بانوی کار و پیکار، زنی قهرمان و رزمنده ای شایسته در عرصه های گوناگون زندگی بود: قهرمان صحنه کار، صحنه سیاست، صحنه عبادت، صحنه آموزش و تربیت، صحنه جهاد و پیکار و شهادت، و بالاخره سرآمد فضایل و فضیلت ها، کارآیی ها و کاردانی ها، دانایی ها و توانایی ها، و شایستگی ها و بایستگی ها بود...

گاهی شکوه بانوی بزرگ جهان، چنان دل وجان را لبریزمی سازد که توان سخن گفتن را از انسان می گیرد. جایگاه رفیع فاطمه اطهر (س) خیره کننده دیدگان هر بیناست. در شأن فاطمه (س) آیات بسیاری نازل گشته وروایات نیز همچون دریایی مواج و متلاطم طراوت بخش ساحل اندیشه ها و کرانه های معرفت است.

اما دراین میان، راه دیگری نیز وجود دارد که ما را با ژرفای کمالات وجلوه فضیلتهای این بانوآشنا می سازد، آن هم نگریستن به سیره عملی و شیوه رفتاری آن بزرگوار است. در واقع، زندگینامه زیبا و پرنکته و آموزنده او در ابعاد گوناگون، آینه ای است که نوری از بزرگی ها و فضیلتهای او را بر رواق دلمان می تاباند و شبستان جان را همچون روز، روشن می سازد.

حضرت فاطمه(س) از کودکی، بزرگ زیست و در راه پیامبر (ص) با بصیرتی ولی گونه در مبارزه با جبهه نفاق و حمایت از حکومت ولایی لحظه ای از پا ننشست. او نمونه بارز یک زن در همه ابعاد است. مظهر یک همسر، یک مادر، و مظهر یک زن مبارز و مسئول در برابر زمانه و سرنوشت جامعه و آینده حکومت اسلامی. وی خود یک «امام» است. نمونه یک تیپ ایده آل برای همه زنان، یک اسوه كامل وتمام عياربراي همه اعصاروقرون.

نگارنده درپايان اين گفتاركوتاه؛ سال روز میلاد اسوه زهد و تقوا، نازدانه آل کسا، اقیانوس علم و حلم،   چشمه سار نجابت، صابره عصمت، عصاره بعثت، هم کُفْوِ ولایت، پیوند دهنده حلقه نبوت و ولایت، بارور کننده درخت امامت، کوثر الهی، سمبل ایثار، قصیده پاکی ها، مثنوی عرفان، غزل خوبی ها، مدافع ولایت، ام ابیها، صدیقه کبری، فاطمه زهرا علیهاالسلام رابه همه مادران ، زنان ، شیفتگان و ره پویان طریقش تبریک وتهنیت مي گويد وآرزومند است دختران امروزايراني كه زنان ومادران آينده اين مرزوبوم هستند درتمامي ابعاد زندگي ، حضرت فاطمه (س) راالگوي تمام نماي زندگي خويش قرارداده وراه آن بزرگواررابپيمايند.

 

 

شنبه : 1393/1/30- 19جمادي الثاني1435-19آوريل2014

ترسيم افق هاي بلند - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 8:4 قبل از ظهر

1024x768

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin:0cm; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

ترسيم افق هاي بلند                           

اسدالله افشار

 

تعیین شعارسال وتبیین آن درسخنرانی آغازین روزازبهارتوسط مقام معظم رهبری،نقشه راهی است که برمبنای مسایل موجود جامعه و نیازهای اساسی کشورترسیم می شود.شعار سال 93 نیزسامان بخشی به اقتصاد و فرهنگ نامگذاری شد که بادواستراتژی مهم عزم ملی وحرکت جهادی باید برای دستیابی به آن تلاش کرد .

رهبرمعطم انقلاب که بحث اقتصاد مقاومتی را چندین سال است به شکل های مختلف مطرح می کنند در اواخرسال 92 سیاست های کلی آن راابلاغ نمودندودرتبیین شعارامسال نیزمراد ازاقتصاد را نیزاقتصاد مقاومتی دانستند؛ اقتصادی که به فرموده ایشان مبتنی بر الگوی علمی متناسب با نیاز کشور است درونزاست و با تکیه بر مشارکت و همراهی مردم در شرایط تحریم و غیر تحریم کاربرد دارد.

نامگذاری 7 سال پیاپی با عناوین اقتصادی و ابلاغ سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی در آخرین روزهای سال 92 توسط رهبر انقلاب نشانه اهمیت مسائل اقتصادی برای حفظ کیان این مرز و بوم است.

كارشناسان وصاحب نظران معتقدند؛نامگذاری امسال تحت عنوان"اقتصاد وفرهنگ با عزم ملی ومدیریت جهادی"وتطبیق آن درپازل نامگذاری های رهبرمعظم انقلاب طی چند سال اخیربه وضوح بیانگراین واقعیت است که معظم‌‌له با عنایت به ارتقای ظرفیت های جامعه مسلمان ایران، امسال بردرهم تنیدگی غیر قابل انفکاک فرهنگ واقتصاد درجامعه تمرکزکرده اند و نگاه های تجریدی در هردو حوزه فرهنگ و اقتصاد را آفت حرکت رو به جلو جامعه اسلامی قلمداد می‌‌کنند.

انقلاب اسلامي ايران در طول 35 سال از عمر با بركت خود اگرچه ظرفيت‌ها و قابليت‌هاي خود را به اثبات رسانده است،اما پيچيده‌تر شدن تهديدات وفشار‌هاي دشمنان عليه نظام اسلامي مسيردستيابي به آرمان‌ها را دشوار‌ترساخته است وحوادث وتحولات سال گذشته كه درعرصه مذاكرات،هسته‌اي تبلوريافت،ماهيت اهداف دشمنان راآشكار‌ترساخت و نشان داد كه موضوع هسته‌اي بهانه‌اي بيش نيست وآنها در روند مذاكرات تسليم نظام اسلامي وازبين بردن قابليت‌ها وظرفيت‌هاي آن راهدف گرفته‌اند واين نكته است كه قطعنامه ضد‌ايراني پار‌لمان اتحاديه اروپا نيزدرپي اثبات آن است.براين اساس شعارامسال را نبايد درعرض شعار‌هاي سال‌هاي گذشته دانست چراكه شعارامسال به جزشعار‌هاي مناسبتي سال‌هاي گذشته تمامي ابعاد شعار‌هاي سال‌هاي گذشته رادرخود دارد وعلاوه برابعاد اقتصادي ومديريتي، برفرهنگ وارزش‌هاي اسلامي تأكيد شده و مقابله با فشار‌ها وتهديدات وراهبرد‌هاي نوين دشمنان را نيزمدنظر قرارداده است.

برخي ازصاحب نظران اقتصادي براين باورند؛سال پیش رو، سال تعیین‌کننده‌ای است. سالی که اگر انتظارات مثبتی که در فضای اقتصادی سیاسی شکل گرفته به نتیجه برسد می‌توان برای اقتصاد ایران روند صعودی مناسبی را حداقل تا دو، سه سال بعد ازآن تصویرکرد. درعین حال که سرخورده شدن انتظارات به معنای بازگشت به تکانه‌های اقتصادی است که می‌تواند سهمگین‌ترازشوک‌هایی باشد که از سال 1389 تا 1391 به اقتصاد ایران وارد شد وهمزمان سرخوردگی انتظارات موجب می‌شود که شکل‌گیری انتظارات مثبت به زمانی بسیاردورترموکول شود. همان‌طورکه پس ازتشکیل دولت آقای روحانی انتظارات نقشی ملموس در روند‌های اقتصادی داشتند، معکوس شدن این انتظارات می‌تواند شوکی غیرقابل کنترل را به اقتصاد وارد کند.ازاین روسال کنونی، سال کلیدی اقتصاد ایران است که می‌تواند به ما بگوید تغییرروند دربلندمدت تداوم می‌یابد یا نه. بنابراین همگی باید دست به دست دهیم تا ازاین گلوگاه تاریخی عبورکنیم .

درخاتمه بايد به چند نكته كليدي ديگردراين زمينه اشاراتي داشته وجايگاه ويژه اي برايشان درنظربگيريم :  

1- درمیان اهداف وتلاش‌های دشمن برای ازمیان بردن نظام جمهوری اسلامی دوهدف آنها از خطر بیشتری برای نظام برخوردار است. این دو خطر عبارتند از:الف) استحاله درونی وتغییراهداف نظام اسلامی که با ابزارهای فرهنگی قابل تحقق است وب) خسته شدن مردم از تداوم انقلاب اسلامی و بازگشت از راه نورانی امام و شهدا که دشمن ابزار اقتصادی را برای این هدف مناسب دیده است. بر این اساس است که دو عنصر فرهنگ و اقتصاد در شعار سال کنونی همنشین شده‌اند و در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند.

2- اقتصاد مقاومتي، استراتژي كلان نظام در دهه جاري است و بايد باشد. اما راهبرد اجرايي اقتصاد مقاومتي «مديريت جهادي» است. به علت آنكه با مديريت‌هاي متعارف و مرسوم و كاسب‌كارانه مبتني بر هزينه و فايده نمي‌توانيم اين عقب‌ماندگي‌ها را جبران كنيم و به اين شاخص‌هاي مطلوب دست پيدا كنيم. اين مديريت جهادي است كه ضمن تكيه بر عقل وتجربه، به شدت برايمان،‌تعهد،‌مسئوليت وايثار واز خودگذشتگي متكي است. نمونه آن هم سال‌هاي دفاع‌مقدس بود كه مديريت جهادي توانست به‌رغم همه محدوديت‌ها ايران را از يك عرصه تقابل جهاني سربلند بيرون بياورد. بنابراين به نظر مي‌‌آيد «مديريت جهادي» راه ناگزير كشور دراتخاذ اقتصاد مقاومتي براي رسيدن به عدالت وپيشرفت باشد. مديريت و تلاش جهادي فرهنگي است كه در مقاطع مختلف از جمله دوران دفاع‌مقدس آزمون موفق خود را پس داده است. درآن شرايط سخت هم به‌رغم كمبود امكانات، اين مديريت و تلاش جهادي بود كه توانست به‌عنوان راهبردي براي عبور ازموانع سخت عملكرد موفقي داشته باشد.

3- از نظر نگارنده، طرح و تاکید ویژه بر مساله "فرهنگ" در برهه‌ای از زمان که کشور بنا به دلایلی از جمله برخی کاستی‌های مدیریتی وهمچنین تا حدی "تحریم‌ها" از مشکلات اقتصادی رنج می‌برد، علاوه بر اهمیت ذاتی فرهنگ وسرمایه‌گذاری ویژه دشمن علیه ملت ایران در این عرصه، ناظر به ظهور و بروز پدیده‌ای جدید در حوزه اقتصاد وتوسعه است که پس از روی کارآمدن دولت یازدهم، به دلیل ارتباط برخی مسئولان ارشد اجرایی دولت با حلقه‌ای از مشاوران با دیدگاه‌هایی خاص، بیم آن می‌رود برخی تئوری‌های ناکارآمد و انحرافی، در عرصه مدیریتی و اجرایی کشور ساری و جاری شود که بدون تردید لطمات فرهنگی و هویتی آن بسیاربیشتروعمیق‌ترازلطمات اقتصادی خواهد بود.درباره چنین دیدگاهی درزمینه توسعه که "توسعه دردنیای امروزراجزازطریق قرارگرفتن برمدارغربی قابل تحقق نمی‌داند"،پیش ازاین سخنرانی‌ها، مصاحبه‌ها ویادداشت‌هایی ازسوی عده‌ای ازصاحب‌نظران ایراد ونوشته شده است که تا حدود زیادی درباب روشنگری دراین موضوع کفایت می‌کند.

به هر روی اکنون که افق های بلند ازسوي رهبري معظم انقلاب در عرصه اقتصاد فرهنگ و فرهنگ اقتصاد ترسیم شده است شایسته است طرح ریزی برنامه ها و ارزیابی آنها براساس محورهای ترسیم شده قرارگیرد تا ازکج راهه رفتن ویا موازی کاری ها گوناگون پرهیزگردد.

 

سه شنبه : 1393/1/26- 15جمادي الثاني1435-15آوريل2014

 

تحول تروريسم درگذرزمان - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 7:54 قبل از ظهر

1024x768

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin:0cm; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

 تحول تروريسم درگذرزمان                             

 اسدالله افشار

 

با پايان قرن بيستم به نظر ميرسد كه ديگر كسي از تهديد تروريستها در امان نباشد. در طول اين قرن، حملات تروريستي بارها عليه مقامات كشورهاي مختلف صورت گرفت و در نتيجه، تروريسم به مهمترين مشغله ذهني سياستمداران، پليس، روزنامه نگاران و نويسندگان تبديل شد.تاكنون تروريسم به صورت خشونت يا تهديد براي كاشتن بذروحشت و ترس درجامعه وتضعيف يا حتي سرنگوني حكام وايجاد تغييرات سياسي انجام گرفته و در طول تاريخ طولاني خود به صورتهاي مختلفي ظاهر شده وامروزه نيزازنظر كمي افزايش يافته است. البته برخي مواقع نيز ميتواند به صورت جنگ چريكي (بر خلاف چريكها، تروريستها به دنبال تصرف اراضي نيستند) درآيد و حتي جايگزين جنگ شود.از سال 1900 به بعد، انگيزهها، استراتژيها و سلاحهاي در دسترس تروريستها تحول يافته اند. آنارشيستها و گروههاي تروريستي چپگرا همواره در قالب ارتشهاي سرخ در كشورهايي چون آلمان، ايتاليا و ژاپن ظاهر شده اند. اما اين تجربه تنها به چپگراها منحصر نيست و گروههاي راستگرا را نيز شامل ميشود.با اين حال، امروزه بسياري از تروريستهاي داخلي يا بين المللي، نه چپگرا و نه راستگرا هستند، بلكه در اصل گرايشهاي قومي جدايي طلبانه دارند. قدرت تروريستهاي قومگرا از آرمانگرايان تروريست بيشتر است چراكه آنها حمايت عمومي بيشتري را جلب ميكنند.تغييراستراتژي مبارزان تروريست بزرگترين تحول تروريسم دردهه هاي اخيراست. بسياري از گروههاي تروريست دركشورهايي چون ايرلند (ارتش جمهوريخواه)، تركيه (حزب كارگران كُرد وپ .ك.ك) و اسپانيا (سازمان آزاديبخش باسك) كه در قرن بيستم سر برآوردند، جناحهاي سياسي و تروريستي داشته اند.

تاريخ نشان ميدهد كه تأثير سياسي تروريسم اندك بوده وآثار آن برخلاف سياست ازپيش تعيين شده است. البته تروريسم سالهاي اخيرنيزازاين قاعده مستثني نيست. براي نمونه، قتل راجيوگاندي در سال 1991 در هند مانع از قدرت رسيدن حزب كنگره در اين كشور نشد. درمقابل اقدامات تروريستي گروهها، مخالفان نيز بر شدت عمل خود ميافزايند. هر چند در برخي كشورها (مانند سريلانكا) دليل اعمال تروريستي مسائل اقتصادي است، در برخي ديگر(مانند اسپانيا) اين طور نيست.برخي معتقدند كه با روي كار آمدن تروريستها، تأثيرآنها بيشترميشود. هرچند حتي، در اين موارد نيز، تروريستها نخست با خشونت رفتار كرده اند، بعدها خود را با فرايند سياسي وفق داده اند.

اقدامات تروريستي؛ مخل امنيت جوامع :

از جمله اقدامات سوئي كه امنيت جوامع را با مخاطره روبرو مي‌كند، اقدامات تروريستي است كه هنوز جامعه بين‌المللي درازميان برداشتن آن توفيق چنداني نيافته است. موفق‌نبودن جامعه بين‌المللي علل بسياري دارد كه يكي از آنها ــ صرف‌نظر از نبود تعریفي مناسب‏، جامع و مانع ازاين پديده ــ تغيير ساختار تروريسم درطي دوران بوده است. از اين روتروريسم، به‌عنوان پديدة سياسي هميشه موجود، گرچه از تداوم برخوردار بود‏ه، پس ازفروپاشي نظام دوقطبي به چهر‌ه‌اي دوپهلو تبديل شده است. ازيك‌طرف گروه‌هاي افراطي با دست‌يازيدن به اين حربه قصد دارند به اهداف ومقاصد خود نائل آيند‏، ازطرف ديگربرخي قدرتها، خصوصاً ايالات متحده امريكا، با مستمسك قراردادن تروريسم قصد دارند با قطعنامه‌هاي مبهم شوراي امنيت به اقدامات يك‌جانبه خود مشروعيت بخشند تا درامور داخلي سايركشورها مداخله كنند وازاين طريق منافع سيري‌ناپذير خود را درجهان و منطقه خاورميانه تامين نمايند.تروريسم از جمله پديده‌هايي است كه چه در تاريخ و چه در كتابها و مقالات امروزي دوراني متمادي دارد، ولي آنچه در ميان انبوه اطلاعات به‌دست‌آمده از تروريسم ناپيداست، تاريخچه تكوين و دگرديسي اين پديده مي‌باشد.

 

پيشينه ی تحول تروريسم درتاريخ:

در طول تاريخ مي‌توان مصاديقي راازتروريسم يافت كه حكايتگرتحول آن است واين قلم بطوراختصاربه آن اشاراتي خواهد داشت :

در سال (73-66م) تروريسم سيكاري رخ داد كه در آن سيكاري‌ها، يك فرقه­ی بسيار سازمان­يافته­ی مذهبي، مركب ازمردان مراتب پايين اجتماع يهوديان فلسطين باستان بودند که در مبارزه­ی متعصبان مخالف سلطه­ی روميان در فلسطين فعال بودند و سلاح آنها خنجريا دشنه‌اي كوتاه بنام سيكا بود.

تروريسم دوران نورا با تروريسم سيستماتيك نيمه­ی دوم قرن19 اروپا معرفي مي‌كنند كه موارد آن متعدد است. تروريسم جنبش روسي نارودنا ياوليا، به مفهوم اراده­ی مردم هم نوعي تروراست كه اعضاي آن برخلاف ديگر انواع انقلابيون، پردازنده و هوادار نوعي فلسفه­ی ترور شخصي بودند.

تروريسم ايرلندي، توسط جمهوريخواهان ايرلند شكل گرفت با فعاليت­هايي چون ديناميت­كاري و كشتار و پارك فونيكس؛ در اروپاي شرقي نيز اين واژه در 1890 براي مثلا: تروريسم ارمني‌ها بر ضد سركوب­گري‌هاي ترك بكار رفت كه با فاجعه­ی قتل عام ارمنيان در جنگ جهانی اول تمام شد و قتل رهبران نظامي ترك و سفراي تركيه در اتريش و فرانسه منسوب به آنهاست و همچنان فعاليت اين گروه ادامه دارد. تروريسم آنارشيست‌ها در1890 با عنوان تبليغ عملي بود كه به نظرشان بهترين راه متحقق ساختن تغييرات سياسياجتماعي انقلابي، قتل كساني است كه در مناصب قدرتند. دهه­ی1880 و سده­ی بيست عصر سوءقصد به جان دولت­مردان اروپا و آمريكا بود، از جمله گارفيلد، مك كنيلي در آمريكا و تلاش براي كشتن بيسمارك و ويلهلم اول در آلمان و قتل كارنور در فرانسه و آنتونيوكانوواس نخست­وزير اسپانيا و اليزابت امپراتريس و امبرتو پادشاه ايتاليا. تروريسم كارگري در ايالات متحده و تروريسم در شبه جزيره­ی ايبري كه در آن آنارشيسم تروريستي موجب مبارزات مرگ­بار و سوءقصدهايي شدند، از نمونه‌هاي ديگر تروريسم در تاريخند.

تروريسم راست­گرا بعد از جنگ جهانی اول، مفهوم پيدا كرد و تا آن­زمان اين ويژگي را متعلق به گروه­هاي چپ مي‌دانستند از جمله­ی اينها كروآت‌ها بودند كه به ترور همزمان پادشاه يوگسلاوي و نخست­ وزير فرانسه در زمان ديدارشان اقدام كردند.

تروریسم پست مدرن :

بررسی آنچه دراین بخش تروریسم پست مدرن نامیده شده است، نیازمند به شناخت بیشتر تئوری‌های پست مدرنیستی دارد. پست مدرنیته جریانی است که در واقع، برآمده از دل مدرنیته و تلاشی است برای یافتن پاسخ‌هایی درحل معظلات مدرنیته وخروج ازبن بست مدرنیسم؛ نمادی است برآمده ازدل بحران‌های متعددی که مدرنیته درفرایند تکامل وتحول خود باآنها روبه روبوده است وظهوراندیشه‌های پست مدرنیستی، نتیجه سرخوردگی جامعه روشنفکری اروپا ازدستاوردهای مدرنیته در غرب بود. پست مدرنیست‌ها با انتساب پدیده‌هایی چون قهر، خشونت، تروریسم و... به روشنفکری و رنسانس، تمامی دستاوردهای مثبت انسانی و اجتماعی آنها رازیرسؤال برده وانکار کرده وبه دنبال آن، به محکوم کردن و نفی روشنگری ورنسانس برخاستند، به گونه‌ای که «ژان ـ فرانسوالیوتار» در کتاب معروف خود «وضعیت پست مدرن» گزارشی درباره دانش می‌نویسد:مدرنیته با جایگزین کردن روایت‌های غیردینی‌تر و دنیاگرانه‌تر، ولی روایت‌هایی نه چندان جهانی و کلی به جای روایت‌های الهی یا تقدیری درباره سرنوشت انسان، پا به عرصه وجود نهاد.

تروریست‌های پست مدرن، کمترازگذشتگان خود دردهه‌های 60 و70 ایدئولوژیک هستند ودرعین حال بیشترازآنها به اعتراضات مذهبی و قومی متوسل می‌شوند. به نظرمی‌ رسد که تروریسم پست مدرن هیچ محدودیتی را چه در داخل و چه در خارج، برنمی‌تابد. این نوع از تروریسم بین‌المللی بوده و به عبارتی به طور واقعی جهانی به شمار می‌رود؛ شهروندان عادی را بیشتر از نظامیان مورد هدف قرار می‌دهد؛ همیشه در حال جابجایی است و از این جهت مثل زنبوران عسل در کندو عمل می‌کند؛ از تکنولوژی‌های جهانی ارتباطات و اطلاعات استفاده می‌کند؛ سلول‌هایش که نقش شبکه‌های اطلاعاتی را دارند، آن را قادر می‌سازند تا همیشه خود را بازیابی کرده و به قید و بندهای رسمی شناخته شده مقید نباشد؛ ازاهمیت رسانه‌های همگانی برای تحت تأثیر قراردادن افکارعمومی آگاه بوده و بر استفاده از آنها تأکید می‌کند؛ از نظر نظامی از آخرین پیشرفت‌های موجود در زمینه تعلمیات نظامی بهره‌مند است؛ درباره منابع مالی همانند کارتل‌های قاچاق دارو عمل می‌کند وعلاوه بر همه اینها، اطلاعات کافی از سلاح‌های بیولوژیکی نیز در اختیار این نوع ازتروریسم قرار دارد که هر زمان بخواهد، می‌تواند از آن استفاده کند.

تروریسم پست مدرن هم در کشورهای پیشرفته پدید می‌آید وهم در کشورهای درحال توسعه(طراحان و مجریان اصلی حملات 11 سپتامبر بیشتر شهروندان کشورهای آلمان، مصروعربستان سعودی بودند).

به هرترتیب، شایدریشه گسترش تروریسم قديم وجديدرا بتوان دربی‌عدالتی‌های سیاسی،اقتصادی واجتماعی موجود درجهان، نژادپرستی، نابرابری دررشد وتوسعه میان کشورهای شمال وجنوب،نقض گسترده حقوق بشر، گرسنگی وفقریافت وبه طورکل، شکست سرمایه‌داری جهانی وظهورتروریسم جهانی درارتباطی تنگاتنگ با یکدیگرند.

 

دوشنبه: 1393/1/25-14جمادي الثاني1435- 14آوريل2014

 

 

 

منابع :

 

1- آقا بخشي، علي؛ فرهنگ علوم­ سياسي، تهران، نشر نوبهار، 1379.

2- طيب،عليرضا ،تروريسم، تهران ؛نشر­ ني، 1382.

3- صالحی،محمد،علل و عوامل توسعه تروریسم درجهان؛تجارت جنگ‌افزارو گسترش تروریسم پست مدرن،

سایت تابناک ، ٢٤ شهریور ۱۳۸٧.

4- عميد زنجانى، عباسعلى ، فقه سياسى تهران، اميركبير، 1377، چ سوم، ج 3 (حقوق بين‌الملل اسلام).

5- فلورى،موريس،«مبارزه باتروريسم ازرهگذرحقوق بين‌الملل»،ترجمه سيدقاسم زمانى،راهبرد21پاييز1380 .