اضافه كردن به علاقمندی ها
خانگی سازی
ذخیره صفحه
لینك آر اس اس
درباره ما
آرشیو مطالب
آمار و امكانات
تعداد بازدیدها :
افراد آنلاین :

امنیت از مهمترین وظایف وکارکردهای دولتها درعصرمدرن - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۵:۴۱ بعد از ظهر

 امنیت  از مهمترین وظایف وکارکردهای دولتها درعصرمدرن             

  اسدالله افشار

 

یکی از با اهمیت ترین وجوه زندگی وجود " امنیت"می باشد . مقوله امنیت درزندگی جمعی تا حدی است که گروهی از متفکران اجتماعی درتعاریف خود کلمه" امنیت"را مترادف  با مفهوم "سلامتی" به کار می گیرند ، و وجود آن را ضامن بقا و  پایداری  جامعه سالم می دانند . البته بر این نکته می توان تاکید نمود که " احساس امنیت" همواره رابطه مستقیم با امنیت واقعی نداشته و وجود و عدم وجود امنیت و احساس آن لزوما" به معنی بهره مندی یا محرومیت ازواقعیت امنیت نیست. در جوامعی که وجود امنیت موجب می شود تا تعاملات اجتماعی در  یک    مسیر واقعی قرار گیرد ، احساس عدم امنیت چه ازلحاظ بودن یا نبودن واقعی آن می تواند تحرکات وجریان های اجتماعی را دچاراختلال کند. واین اختلالات خود سرمنشاء یأس وانفعال اجتماعی می شود.

درنبود آنچه که درجامعه" امنیت" گفته می شود ، ترس و وحشت ، بی اعتمادی و سردرگمی حاکم شده و       فرد فرد جامعه نگران از چکونگی سرنوشت و جایگاه خود در این شرایط ، تنها به نجات خویش می پردازد و فارغ از هرچه بر سر جمع می گذرد ، در صدد یافتن راه حلی برای فرارخود از مهلکه می افتد و این تنها  به بهای نادیده گرفتن حق وحقوق افراد جامعه براولویت خواسته های فردی خود تأکید می کند . تضارب و تقا بل خواسته های فردی موجود درجامعه ای که دستخوش بی قانونی است می تواند متفاوت ومتعدد باشد ، استقامت و استواری چارچوب ها ی اجتماعی را درهم کوبیده و به ناهنجاری هایی میدان می دهدکه به تشدید ناامنی و تقویت تفکر " هرکس برای خود" و" همه برای من"می انجامد .

بنابراین درسایه عدم امنیت اجتماعی ، رضایت مندی از زندگی و شرایط اجتماعی کاهش یافته و یاس و انفعال ، افسردگی فردی و اجتماعی جایگزین شادابی ، تحرک و نشاط می شود . درچنین شرایطی است  که  فرد بخاطرحفاطت  از خود در برابرتهدیدات گو ناگون بر گرفته از اجتماع درغیاب  قانون و مقرراتی که ضامن ادامه حیات جمعی و اجتماعی است ، به هر وسیله ای برای حمایت ازخود و دور شدن ازمسائل و خطرات به خود بیشتر می اندیشد تا بقای جمع و اجتماعی که درآن زندگی می کند.

امنیت  نه  تنها یکی از مهمترین وظایف وکارکردهای دولتها درعصرمدرن است ، بلكه بزرگترین دغدغه هرنظام سیاسی است که با عناصر اقتصادی ، ایدئولوژیک ، فرهنگی ، اجتماعی و نظامی پیوند خورده است . اهمیت این موضوع البته به نظر می رسد که درمیان کشورهای درحال توسعه دوچندان باشد ؛ زیرا امنیت دراین کشور ها، امرپیچیده ای است وپیوندهای موجود میان ابعاد گوناگون آن ، عامل پیچیدگی بیشترآن است . یکی ازموضوعاتی که ازدهه 1980 به این سو ، دردستورکار محققان و علاقمندان امنیت پژوهی قرارگرفته است، موضوع دایره وابعاد امنیت است . فراگذشتن ازمنحصر دیدن امنیت دربُعد نظامی،گرچه دستاورد بزرگی بوده وهست اما تا مشخص شدن ابعاد گوناگون و زوایا و ابهامات فراوان آن ، راه طولانی باید پیموده شود . البته بايد اذعان وتصديق نمود ، امنيت يكي ازعناصر بنيادي بُعد سياسي نظم اجتماعي محسوب مي‏گردد و داراي ابعاد متنوعي است كه شامل ذهني وعيني ، داخلي وخارجي ، فردي وجمعي مي‏باشد وازلحاظ گستره نيزشامل حيطه‏هاي ملي ، منطقه‏اي وجهاني است ، ازجنبه سطح به سطوح خرد وكلان تقسيم مي‏شود . هريك ازاين ابعاد، گستره وسطوح امنيت به نوبة خودبه خرده ابعاد ديگري تقسيم مي‏شود ، براي مثال ، امنيت درسطح خرد مي‏تواند شامل امنيت جاني ، امنيت مالي ، امنيت فكري ، امنيت بياني ، امنيت اخلاقي ، امنيت شغلي وامنيت حقوقي باشد وامنيت درسطح كلان نيزمي‏تواند زيرسطوح اقتصادي ، سياسي ، اجتماعي ، فرهنگي ، نظامي وطبيعي يا زيست محيطي رادربربگيرد.

شناخت اندیشه اجتماعی متفکرانی که خارج از چهارچوب های رایج درعلوم اجتماعی می اندیشیده اند ، بدون علم و احاطه به تعریفی  که  از آنها  از هستی ، انسان و جامعه ارائه داده اند ، نه  تنها چندان صحیح  به  نظر               نمی آید ، بلکه حتی گاه می تواند زمینه پیدایش استنتاج گمراه کننده وانحرافی باشد.

امنیت درمكتب اسلام ودرنزد عقلا و صاحبان فكرابزار است نه هدف . کما اینکه کل سیاست نیز ابزار است. ابزاری درخدمت سیرالی الله دردنیای فانی طبیعت . به دیگرسخن امنیت بخشی ازسیاست است وسیاست خود متأثرازنگاه هستی شناسانه وانسان شناسانه اوست . اگر سیاست و حکومت را ظرفی بدانیم که ارزش های یک ملت درآن حفظ می شود وازقوه به فعلیت درمی آید ، امنیت کارکردش ایمن ساختن و هموارکردن این شرایط است . مآلا اینکه نگاه هستی وانسان شناسانه منجر به این می شود که نگرشی همه جانبه به امنیت و ابعاد آن داشته باشيم . دراين رویکرد علاوه بر جنبه های نظامی، سیاسی، فرهنگی و... که بُعد مادی امنیت را تشکیل می دهند، بُعد غیر مادی و فرا دنیوی امنیت جوامع انسانی نیز بسیارمهم و تعیین کننده است.

 

چهارشنبه : 7/5/1394- 12شوال 1436- 29ژوئیه 2015

اعتمادسازی جاده یکطرفه نیست - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۲:۱۸ بعد از ظهر

اعتمادسازی جاده یکطرفه نیست             

اسدالله افشار

 

بی تردید توافق کنونی یک شبه به دست نیامده است و عامل واحدی نیز ندارد بلکه مجموعه ای از عوامل طی فرایندی پیچیده دست به دست هم داد تا ایران در یک بازی برد برد سربلند از میدان نبرد دیپلماتیک خارج شود. از جمله آن عوامل نقش بی بدیل رهبری معظم انقلاب در هدایت کشتی هسته ای ایران می باشد. فتوای تاریخی معظم له مبنی بر حرمت بمب هسته ای به همراه رویکرد «نرمش قهرمانانه» نقشه راه موفقیت کنونی به حساب می آید. بنابراین در اینجا باید از هوشمندی و تدبیر رهبری معظم انقلاب نهایت تشکر را داشت و بیشترین سهم را در این پیروزی به نام ایشان گذاشت. حتی منتقدین هم در این پیروزی سهم دارند و از آنان نیز باید تشکر کرد. رویکرد تعاملگرایانه دولت یازدهم که بهانه ها را به حداقل رساند، به همراه فهم دقیق از مناسبات بین الملل و توان تکنیکی آنان در رسیدن به توافق نقش بسزایی داشت.

با این توافق دنیا بر حق هسته ای صلح آمیز مهر تائید گذاشت و ایران رسماً در زمره معدود کشورهای دارای توان هسته ای قرار گرفت. از دیروز بهانه ها برای ایران هراسی از دست بهانه جویان سلب و مسیر ایران دوستی هموار شد. بازنده اصلی توافق بزرگ رژیم صهیونیستی و برخی کشورهای متحجر منطقه ای خواهند بود. اما این پایان راه نیست. این آغاز راه دشوار، پایان بحران و سرآغاز یک راه جدید و شروع هوای تازه می باشد. فضایی جدید در دنیا و ایران خلق خواهد شد و بایست قدر موقعیت به دست آمده را دانست و از فرصت های خلق شده به نفع مردم بیشترین بهره را برد. بایست قطار توسعه کشور سرعت بگیرد و شور و نشاط اجتماعی فراگیر شود. فضای کسب و کار باید رونق یابد و قله های دانش و علم و فناوری فتح گردند و زنجیره افتخارات ایرانی کامل گردد.

ایران نه اکنون که توافق هسته‌ای را در مسیر اجرا قرار داده و ‌خواسته‌های سه‌گانه راهبردی خود را در قالب قطعنامه شورای امنیت به‌عنوان سندی بین‌المللی درآورده بلکه از همان هنگام که مذاکرات را بر پایه سه عنصر عزت و حکمت و مصلحت، متوازن و با صلابت آغاز کرد برنده این میدان بود، اکنون شاید بهتر باشد که بگوییم دنیا برنده شد، جهانیان برنده شدند چون در میان منازعات بی‌پایان، جدل‌های سخت و دهشتناک در زمانه و موعدی که‌ در گوشه‌گوشه جهان خشونت‌های عریان و کشاکش‌های خونین محمل حل‌وفصل اختلافات شده و دنیا در تیرگی جهالت و عداوت دست و پنجه نرم می‌کند، دیپلماسی و مردانی که در وین ماراتنی سخت و طاقت‌فرسا را فرجام بخشیدند، نشان دادند که می‌توان از طرق معقولانه با سعه‌صدر با ابزار واژگان و بهره‌گیری از درایت در یک کلام با دیپلماسی ناممکن‌ها را ممکن کرد، بر سخت‌ترین اختلافاتی که پشتوانه‌ای چند دهه‌ای از مخاصمات ایدئولوژیکی تا ژئوپلتیکی بر دوش آن سنگینی می‌کرد را حل‌وفصل کرده و سخت‌ترین گره‌ها را به سرانگشت تدبیر گشود.

مسیر توافق راهی است که باب اعتمادسازی باز گردد. این توافق مقدمه اعتمادسازی است. اعتمادسازی جاده یکطرفه نیست، بر اساس تجدید روابط و گسترش آن تحقق پیدا می‌کند. بر این اساس فراتر از لغو تحریم‌ها باید آینده‌نگری دقیق‌تر با برنامه‌ریزی در سیاست کلان کشور داشته باشیم. این روزها پرسش‌های مردم بسیار است که محور عمده و اصلی آن آینده‌نگری بر اساس انجام توافق است. این آینده‌نگری اگرچه به صورت عمده در محورهای اقتصادی و مالی دیده می‌شود، اما نباید از پرسش‌های سیاسی ، فرهنگی و اجتماعی غافل بود . اگر «توافق» رانقطه عطف تاریخی می‌شمارند و آن را برای صلح و امنیت مفید می‌خوانند از این پس سهم ما (ایران) در این چرخه سیاسی در سطوح منطقه‌ای و بین‌المللی بسیار و البته مهم و اساسی‌تر خواهد شد. مردم از دولت برنامه‌ریزی آینده را می‌خواهند تا از این موفقیت آینده بهتری رقم بخورد.

هرچند این توافق پس از انتشار طبق اصل 177 و 135 قانون اساسی باید به تأیید مجلس شورای اسلامی هم برسد؛ اما همین اندازه که این وفاق در یک اعلامیه رسمی اعلام شد می‌توان پیروزی گفتمان را بر ارعاب و فشار ملاحظه کرد و تبریک گفت. نباید فراموش کرد که رویکرد منطقی دو کشور، حوادث جاری در اطراف منطقه، رشد تروریسم و تشریک مساعی و منافع دو کشور و حتی کشورهای اروپایی مهمترین دلایل و عوامل موفقیت و حصول توافق بود. همچنین از یاد نبریم که این توافق قبل از این که برای ما پیروزی محسوب شود برای کشورهای اروپایی و آمریکایی پیروزی است. چرا که از بُعد اقتصادی و سیاسی ایران جزو کشورهای باثبات منطقه بوده و سرمایه‌گذاری در این کشور بکر با توجه به نیاز به صنایع پیشرو، پسامدرن و استراتژیک محل خوبی برای سرمایه‌گذاری و کسب درآمد برای کشورهای دیگر و زمینه‌ای برای حل معضل منطقه و ایجاد ثبات در کل منطقه خواهد بود.

 

 

یکشنبه : 4/5/1394- 9شوال 1436- 26ژوئیه 2015

 

معرفی کتاب

 نام كتاب : بازشناسی جایگاه انسان درنظام هستی

مؤلف :دكتراسدالله افشار

نا شر: مؤسسه ي انتشاراتي سفيراردهال (تلفن پخش : 88319342)

سال انتشار:بهار1394

تعدادصفحه : 244

قيمت : 120000ريال

 

چکیده کتاب :

انسان ، مظهر جلال و جمال خداوند است و مي توان شناخت حقیقت انسان را از محورهاي اساسی تفکّرات و کوشش های علمی و عملی اندیشمندان ، عرفا و فلاسفه در طول تاریخ بشر قلمداد کرد . بازشناسی جایگاه انسان درنظام هستی ، رهنمونی بسیار شایسته برای شناخت معنای زندگی است و معنای زندگی انسان ، تنها در پرتو درک گستره وجودی او و هدف از خلقت او امکان پذیر است و بدون شناخت انسان ، هرگز نمی توان معنایی را برای زندگی وی مطرح کرد ، همان طور که زندگی نیز بدون داشتن این بینش ، چندان معنادار نخواهد بود . هر چند که در طول تاریخ ، متفکّران و فلاسفه ، تعاریف بسیاری از انسان و حقیقت او و جایگاه او در هستی ارائه کرده اند ، به جرئت می توان گفت که خداوند متعال ، در کلام خویش ، جامع ترین بینش را درباره انسان ارائه می دهد ؛ بینشی که از جزئی نگری دور است ، انسان را محدود نمی سازد و از یک بُعد به او نمی نگرد ؛ بینشی که هم چگونگی پیدایش انسان و هم فلسفه خلقت او را مطرح می سازد و به پرسش های از کجا آمده ایم و به کجا می رویم ، پاسخ کافی می دهد و با این همه ، باز آدمی را به تأمّل و تفکّر درباره این که از چه و برای چه آفریده شده است ، دعوت می کند و می فرماید : «انسان ، باید بنگرد که از چه آفریده شده است».

درهمين راستا وبا توجه به اهميت موضوع ؛ كتاب حاضر با عنوان"بازشناسي جايگاه انسان درنظام هستي" تأليف وتقديم علاقمندان اين گونه مباحث مي گردد . دراین اثرکوشش شده است به کشف و درک زوایای ذهنی انسان پرداخته شود تا ضمن بررسي شناخت جایگاه انسان درنظام هستی ، به مفهومی راه گشا در شناخت انسان نیزدست یابیم . اين كتاب به زباني ساده تأليف شده و به دنبال ارائه تعريفي جامع درباره انسان است چراكه خداوند انسان را به عنوان آيينة تجلي خودش آفريده است. خدا انسان را آفريد تا به واسطة خلق او به همة ملائك و موجودات عالم فخر كند . اگر انسان نبود، جايي براي تجلي صفات خدا و راهي براي شناخت خدا وجود نداشت. خدا انسان را به عنوان عالي ترين، زيباترين و بهترين مخلوقات قرار داد و بهترين بندگان خود را براي هدايت انسان برگزيد. انسانها هرچه پاك تر، مؤمن تر و متعالي تر، تابندة بيشتر نور خدا هستند و خدا را جلوه گري مي كنند. ساختن انسان متعالي، انسان كمال يافته، هدف همه انبياء الهي است. بدون انسان كامل و صالح امكان تجربه زندگي سعادتمند در اين دنيا وجود ندارد و بدون رسيدن به قله هاي كمال امكان بهره مندي از حيات جاويد در اعلي عليين و در مراتب بالاي تعالي براي انسان ممكن نيست .

این کتاب ؛ در4 فصل زیرعنوان بندی شده است وبه مبانی تئوری ونظری انسان وجايگاه اودرنظام هستي          مي پردازد ودربرخي مباحث نيزدیدگاه های ارائه شده دراين زمينه راموردتبیین،تحلیل وتشریح قرارداده است :

فصل ا ول) خدا- آفرینش- انسان

فصل دوم) جایگاه انسان کامل درنظام هستی

فصل سوم) انسان- علم- تربیت

فصل چهارم) انسان- آرمانها- ارزشها

 

 

 

موفقيتي ماندگار در عرصه ديپلماسي بين‌المللي - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۱:۵۷ قبل از ظهر

موفقيتي ماندگار در عرصه ديپلماسي بين‌المللي                

اسدالله افشار

مذاکرات سخت و نفس‌گير هسته‌اي طي دو سال گذشته که منجر به توافق بر سر حل پرونده هسته‌اي ايران در 12 سال گذشته گرديد داراي نکات و مباحث گوناگوني است ‌. در اين نوشتارسعي داریم باتوجه به تصویب قطع‌نامه ٢٢٣١ شوراي امنيت  مبنی بر لغو تحريم‌هاي اعمال‌شده عليه ايران ؛ به برخی نکات دراین زمینه اشاراتی داشته باشیم :

1- مذاکرات ‌هسته‌اي به پايان رسيد و سياست برد برد به قطعنامه‌ منجر و تمام اعضاي 1+5 نسبت به آن ابراز اميدواري کرده و از آن به عنوان موفقيتي ماندگار در عرصه ديپلماسي بين‌المللي ياد نمودند . کارشنسان معتقدند شش کشوري که اين توافقنامه را تأييد کردند ، چشم‌اندازي فراتر از يک توافق نامه ساده داشتند . آنها سعي دارند بحران‌هاي اقتصادي خودشان را که منجر به بحران‌هاي سياسي شده ، چاره انديشي کنند و براي حل اين بحران‌ها به بازارهاي ايران چشم دوخته‌اند . اگر به روند مذاکرات ‌هسته‌اي توجه کنيم ، مي‌بينيم که تحريم‌هاي ايران به صورت ساليانه تمديد مي‌شد ، اما در روزهاي پاياني مذاکرات ‌هسته‌اي، اتحاديه اروپا تحريمها را براي 3 روز تمديد کرد و آمريکايي‌ها نيز به مدت 6 ماه تمديد کردند که همين نوع تمديد تحريمها بيانگرآن بود که اولا مذاکرات در حال به نتيجه رسيدن است و دوم اينکه اروپاييان براي ثانيه‌هاي پس از تحريم برنامه دارند و نمي‌خواهند بازار اقتصادي ايران را از دست بدهند.

2- اينک وقتي به 12 سال مذاکرات پر فراز و نشيب و پيچيده کشورهاي 1+5 با ايران نظر مي‌کنيم مي‌توان دريافت که اين مسير اگر چه يک رقابت و چالش نابرابر و در بسياري موارد خصمانه از سوي قدرت‌هاي بزرگ عليه تهران بوده ولي بدلايل مختلف جمهوري اسلامي‌ايران با تمامي‌توان خود پس از سال‌ها مذاکره و پيگيري، موفق به طي کردن اين راه طولاني و به پايان رساندن اين پرونده به جايگاه قابل اعتماد شده است. در اين شرايط مي‌توان با مراجعه به تاريخ و رصد حافظه آن دريافت که مسير اين توافق از چه مراحل سخت و طاقت فرسايي عبور کرده و کدام منطق و عقل سليم توانسته است با تمامي‌فشارها و تنگناها هم اکنون خود را از ميان فضاي غبارآلود سياسي و تبليغاتي غرب خارج کرده و به يک جمع بندي مورد رضايت دو طرف برساند.

3- پس از يك دهه فشارهاي ناشي از شديدترين تحريم‌هاي ظالمانه و فشارهاي ديپلماتيك بر ملت و نظام جمهوري اسلامي‌و ايستادگي ملت بزرگ ايران اسلامي‌در برابر اين فشارها، بر دولتمردان آمريكايي دو مسأله مهم بصورت قطعي روشن شد. اول اينكه در توسعه صنعت صلح آميز هسته‌اي، ايران به نقطه بي بازگشتي رسيده است. دوم، توسعه قدرت دفاعي كم نظير جمهوري اسلامي‌ايران كه عمدتا و به تعبيري بصورت صد در صد، متكي بر توانمندي‌هاي بومي‌است، راه هرگونه گزينه نظامي‌را به رويشان بسته است. حال چه برايشان خوش آيند بود يا نه، متفقا به اين نتيجه رسيدند كه «ايران؛ كشوري است كه بايد از نو شناخت و با او تعامل سازنده داشت.»

4- موفقیت بزرگ جمهوری اسلامی در ۲۳تیرماه 1394 را می توان پیروزی گفتمان منطق و استدلال، بر جنگ و خشونت نامید . توافقی که در وین اتریش حاصل شد تنها یک توافق نبود بلکه این توافق ، آغاز یک راه است برای تعامل کشورهای منطقه و کسانی که واهیانه ایران را یک تهدید فرض می‌کردند.

حداقل نتيجه اين توافق، ايجاد محملي براي همه كشور هاي منطقه براي ارتباط محترمانه و متقابل با ايران است. مذاكرات هسته اي فرآيندي 12‌ساله بود كه با مقاومت ملت بزرگ ايران به نتيجه رسيده است. اين موفقيت پيام مهمي براي تمام دنيا داشت و آن اينكه زبان تهديد، تحريم، خشونت و زور عليه مردم ايران هيچ وقت به نتيجه نمي رسد و اين ادبيات در ميان مردم ايران هيچ جايگاهي ندارد.

5- دومين روز تاريخي برای کشور و ملت عزیزمان در30 تيرماه 1394 رقم خورد. شش روز بعد از دستيابي به توافق هسته‌اي در وين، قطع‌نامه ٢٢٣١ شوراي امنيت، اين توافق را به اتفاق آرا تصويب كرد. قطع‌نامه‌اي كه متضمن لغو تحريم‌هاي اعمال‌شده عليه ايران در برابر برخي محدوديت‌ها در يك زمان‌بندي مشخص است.

توافق هسته‌اي ايران و ١+٥، مسير طولاني وين به نيويورك و از قصر تاريخي كوبورگ تا برج شيشه‌اي سازمان ملل را پيمود. از شش قطع‌نامه كه در فاصله سال‌هاي ٢٠٠٦ تا ٢٠١٠ در شوراي امنيت به تصويب رسيده بود، گذشتيم تا به قطع‌نامه جديد برسيم. عصر ديروز به وقت تهران، اعضاي شوراي امنيت به رياست دوره‌اي نيوزيلند با ١٥ رأي مثبت، قطع‌نامه جديدي براي ايران تصويب كردند. قطع‌نامه جديد كه با شماره ۲۲۳۱به تصويب رسيده، تمام کشورهای عضو سازمان ملل را به اجرای «برنامه جامع اقدام مشترک» یا متن توافق هسته‌ای ایران با گروه ١+٥ موظف می‌کند. قطع‌نامه‌هاي پيشين عليه ايران ذيل موادي تصويب شده كه هركدام از آنها ايران را خطري براي صلح و امنيت جهان مي‌شناساندند.

6- بایداین قطع‌نامه را قطع‌نامه‌اي منحصربه‌فرد در تاریخ شورای امنیت سازمان ملل متحد دانست. براساس قطع‌نامه جديد ، هم‌زمان با اجراي اقداماتِ توافق‌شده‏‌ مرتبط با برنامه هسته‌اي توسط ایران و راستی‌‏آزمایی توسط آژانس، تمام مفاد برنامه‌هاي قبلي به نحو مشخص‌شده لغو خواهد شد و محدوديت‌هاي خاصي را به نحو مشخص‌شده برقرار خواهد كرد. در متن قطع‌نامه جديد آمده است : «مفاد قطع‌نامه‌های ١٩٦٩ (٢٠٠٦)، ١٧٣٧ (٢٠٠٦)، ١٧٤٧ (٢٠٠٧)، ١٨٠٣ (٢٠٠٨)، ١٨٣٥ (٢٠٠٨)، ١٩٢٩ (٢٠١٠) و ٢٢٢٤ (٢٠١٥) باید لغو شوند». لغو اين قطع‌نامه‌ها به بعد از گزارش آژانس موكول مي‌شود. براساس متن توافق جامع در برنامه اجرائي توافق، «روز توافق، ٩٠ روز پس از تأیید این توافق توسط شورای امنیت سازمان ملل متحد است، یا تاریخ مقدمی که با رضایت متقابل اعضای برجام تعیین شود، خواهد بود که در آن، این «برجام» و تعهدات مندرج آن از تأثیر برخوردار خواهند شد.

بعد از تصويب قطع‌نامه، باراک اوباما رئیس‌جمهور آمریکا ضمن استقبال از تصویب قطع‌نامه شورای امنیت در حمایت از توافق هسته‌ای ایران، ابراز امیدواری کرد که دشمنان داخلی به این مسئله توجه کنند.

7- کارشناسان حقوق بین الملل برا ی تصویب قطع نامه مذکور 4دستاورد سیاسی ذکرکرده اند که به اختصار به آن ها درذیل اشاره می شود :

1لف- برای نخستین‌بار ایران به عنوان یک کشور موفق شده سلطه ساختاری و حقوقی شورای امنیت بر نظام بین‌المللی را به صورت بی‌سابقه‌ای مهار کند . به عبارت دیگر، ایران موفق شده توافقی منعقد کند که عملا اثر اصل ۱۰۳منشور را - که در ادبیات پسااستعماری از آن به‌عنوان ابزار سلطه قدرت‌ها یاد می‌شود - بی‌اثر کند. 

ب- قطع‌نامه‌ای که در تأیید توافق هسته‌ای صادر خواهد شد به نحوی تنظیم شده است‌که اشارات به ماده ۴۱ (مربوط به فصل هفت منشور) تنها به بندهای مربوط به لغو تحریم‌ها (یعنی تعهدات طرف مقابل ایران) محدود می‌شود. این امر به این معنا نیز هست که ایران موفق شده است شورای امنیت را از رویه معمول خود خارج و به ابتکارات و بدعت‌های جدیدی به نفع خود وادار کند.

ج- ایالات متحده آمریکا - که همواره سکان‌دار بلامنازعه شورای امنیت بوده - برای نخستین‌بار «مخاطبِ» یک قطع‌نامه الزام‌آور شورای امنیت قرار گرفته است. به عبارت دیگر، برای اولین‌بار پس از تأسیس سازمان ملل، شورای امنیت، ایالات متحده آمریکا را به اجرای تعهدات‌ حقوقی‌اش نسبت به یک کشور دیگر (ایران) ملزم می‌کند. 

د- ایران موفق شده جریان جنگ‌طلب و ایران‌ستیز درونِ آمریکا (و درون کنگره) را با استفاده از اهرم حقوق بین‌الملل آن‌هم با همراه‌سازی دولت و دستگاه سیاست خارجه خودِ آمریکا - تا حدود زیادی منزوی و حتی مهار کند. امروز، برای جریان تندروی درون آمریکا، «ایران‌ستیزی» برخلاف ۳۵ سال گذشته دیگر رایگان نیست و چه‌بسا هزینه قابل‌ملاحظه‌ای نیز دارد که کمترین آن نقض قطع‌نامه‌ای است که متحدان غربی این کشور پای آن امضا زده‌اند.

جان کلام :

صاحب این قلم چون بسیاری دیگراز دلسوزان وصاحب نظران براین باوراست که ؛ نفس مذاکرات و حاصل آن که قطعنامه 2231 شورای امنیت سازمان ملل هم جزئی از آن تلقی می شود ، از کشورمان یک چهره عقلایی، منطقی، حرفه ای و توانمند در اقناع جامعه جهانی نشان داد ه است که  رسیدن به چنین دستاوردی ، کمتر از لغو تحریم ها نیست. والبته باید در نظر داشت که مذاکرات هسته ای نشان داد ؛ دیپلماسی ، قدرت فائق آمدن بر منطق جنگ نظامی را دارد و این نکته ای است که جمهوری اسلامی ایران تحت رهنمودهای رهبر معظم انقلاب در پیشبرد این مذاکرات ، آن را اثبات نموده است.

 

سه شنبه : 30 / 4/ 1394- 4 شوال 1436- 21 ژوئیه 2015

 

 

 

 

 

 

نقش امنیت در اجتماع و جامعه انسانی - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۱:۵۵ قبل از ظهر

نقش امنیت در اجتماع و جامعه انسانی                         

اسدالله افشار

مسلماً همه ما با واژه امنیت ومشتقات آن برخورد کرده ایم ،واژه هایی همچون:امنیت روانی، امنیت شغلی، امنیت اجتماعی،امنیت جانی،امنیت ملی و

ازدیرباز امنیت یکی از نیازهای اولیه بشر بوده است و بسیاری از جنگها و صلح ها جهت بدست آوردن و حفظ امنیت رخ میداده اند. اگربخواهیم نقش امنیت درزندگی انسانها را بررسی کنیم    می توان آن را به دو بخش امنیت درونی وبیرونی دسته بندی نمود.

امنیت درونی یا همان امنیت روانی، مسلماً مهمترین فاکتورزندگی سالم هرانسانی می باشد. با پیچیده شدن جوامع وپیروآن روابط اجتماعی ، متغیر ها یی که برروی امنیت روانی افراد تاثیرمستقیم وغیر مستقیم دارند بسیارگسترده گردیده. شغل،طبقه اجتماعی،امید به زندگی،سیاست،عشق،اعتبار اجتماعی وبسیاری موارد دیگر می توانند امنیت روانی افراد را تضمین با مختل نمایند.

درعین حال امنیت اجتماعی وبه عبارت دیگر امنیت بیرونی لازم وملزوم  امنیت روانی یک جامعه می باشد.  رخداد های مانند جنگ،سوانح طبیعی،فساد وهرج و مرج های اجتماعی،تحدید کننده امنیت اجتماعی یک جامعه می باشدوبه طبع آن تاثیرمستقیمی برروی امنیت روانی افراد یک جامعه می گزارد.ازجهت دیگربزرگترین دستاورد ادیان الهی حفظ امنیت  روحی وروانی انسانها درمقابل پلیدی ها و وسوسه های شیطانی بوده  است، درمورد دیگر دستاورد های اجتماعی بشرنیزمی توان رد پایی از امنیت را به وضوح مشاهده کرد .

باید توجه داشت  برداشت ما ازواژه امنیت وعوامل تامین کننده آن با توجه به زمان وفرهنگ جوامع مختلف متغیرمی باشد . ممکن است دربرخی از جوامع اقتصاد ومعیشت نقشی اساسی در امنیت روانی واجتماعی افراد  داشته باشد و بی کاری ، فقر و گرسنگی تحدید اصلی برای امنیت افراد آن جامعه تلقی گردد ، در عین حال دردیگر جوامع مشکلات اقتصادی  ممکن است کاهش پیداکرده باشد ومردم ازمعیشت نسبتا مناسبی برخوردار باشند. درچنین جوامعی ممکن است موارد دیگری ازجمله  احترام به آزادی بیان،آزادی های فردی،اجتماعی وسیاسی  به عنوان امنیت اجتماعی درجامعه به حساب آید .

درجامعه امروزایران و با توجه به ساخت اجتماعی آن مقوله امنیت روانی و اجتماعی بسیارحائز اهمیت است وباید توجه داشت بسیاری ازمشکلات ومفاسدی که جامعه امروزما را تحدید می کند ریشه درموارد دیگری دارد،که حل آن به جزریشه یابی مسائلی که مستقیما امنیت روانی واجتماعی افراد را تحدید میکند مقدور نباشد.

ابعاد ، گستره و سطوح امنيت :

امنیت نه تنهایکی ازمهمترین وظایف وکارکردهای دولتها درعصرمدرن است، بلكه بزرگترین دغدغه هرنظام سیاسی است که با عناصر اقتصادی، ایدئولوژیک، فرهنگی،اجتماعی و نظامی پیوند خورده است. اهمیت این موضوع البته به نظر می رسد که درمیان کشورهای درحال توسعه دوچندان باشد؛زیرا امنیت دراین کشور ها، امرپیچیده ای است وپیوندهای موجود میان ابعاد گوناگون آن، عامل پیچیدگی بیشترآن است. یکی ازموضوعاتی که ازدهه 1980 به این سو، دردستورکار محققان و علاقمندان امنیت پژوهی قرارگرفته است، موضوع دایره وابعاد امنیت است. فراگذشتن ازمنحصر دیدن امنیت دربعد نظامی،گرچه دستاورد بزرگی بوده وهست اما تا مشخص شدن ابعاد گوناگون و زوایا وابهامات فراوان آن، راه طولانی باید پیموده شود. البته بايد اذعان وتصديق نمود،امنيت يكي ازعناصر بنيادي بعد سياسي نظم اجتماعي محسوب مي‏گردد و داراي ابعاد متنوعي است كه شامل ذهني وعيني،داخلي وخارجي، فردي وجمعي مي‏باشد وازلحاظ گستره نيزشامل حيطه‏هاي ملي،منطقه‏اي وجهاني است،ازجنبه سطح به سطوح خرد وكلان تقسيم مي‏شود. هريك ازاين ابعاد، گستره وسطوح امنيت به نوبة خودبه خرده ابعاد ديگري تقسيم مي‏شود، براي مثال، امنيت درسطح خرد مي‏تواند شامل امنيت جاني، امنيت مالي، امنيت فكري،امنيت بياني، امنيت اخلاقي،امنيت شغلي وامنيت حقوقي باشد وامنيت درسطح كلان نيزمي‏تواند زيرسطوح اقتصادي، سياسي، اجتماعي، فرهنگي، نظامي وطبيعي يا زيست محيطي رادربربگيرد.

شناخت اندیشه اجتماعی متفکرانی که خارج از چهارچوب های رایج درعلوم اجتماعی می اندیشیده اند، بدون علم و احاطه به تعریفی که از آنها ازهستی، انسان وجامعه ارائه داده اند، نه تنها چندان صحیح به نظر نمی آید،بلکه حتی گاه می تواند زمینه پیدایش استنتاج گمراه کننده وانحرافی باشد. براین اساس كتاب حاضر با بيان مباحث كليدي، به تدوین اصول و مبانی اندیشه ها درباب امنیت و ابعاد آن پرداخته وبرمبنای این اصول، به توصیف جدیدی ازابعاد امنیت دست یافته است.

امنیت درمكتب اسلام ودرنزدعقلا وصاحبان فكرابزار است نه هدف. کما اینکه کل سیاست نیز ابزار است. ابزاری درخدمت سیرالی الله دردنیای فانی طبیعت. به دیگرسخن امنیت بخشی ازسیاست است وسیاست خود متاثرازنگاه هستی شناسانه وانسان شناسانه اوست. اگر سیاست و حکومت را ظرفی بدانیم که ارزش های یک ملت درآن حفظ می شود وازقوه به فعلیت درمی آید، امنیت کارکردش ایمن ساختن وهموارکردن این شرایط است. مآلا اینکه نگاه هستی وانسان شناسانه منجر به این می شود که نگرشی همه جانبه به امنیت و ابعاد آن داشته باشيم. دراين رویکرد علاوه برجنبه های نظامی، سیاسی، فرهنگی و... که بُعد مادی امنیت را تشکیل می دهند، بُعد غیر مادی و فرادنیوی امنیت جوامع انسانی نیز بسیارمهم و تعیین کننده است.

 

دوشنبه : 29 /4/1394- 3شوال 1436- 20ژوئیه 2015

 

 

حصول توازن نسبی در متن برجام - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۴:۳۶ بعد از ظهر

حصول توازن نسبی در متن برجام              

اسدالله افشار

طولاني‌ترين مذاکرات قرن ديروز پس از 12 سال که غرب اصرار داشت ايران حتي حق داشتن يک سانتريفيوژ را ندارد،در حالي پايان يافت که ديپلمات هاي هر 6 کشور تا ساعات صبح سه شنبه 23تیرماه 1394به مذاکره پرداختند. حتي هنگامي که زمزمه هاي نشست مطبوعاتي و اعلام توافق داغ تر شد، فابيوس هتل را ترک کرد و خبرنگاران گمان کردند که مذاکرات شکست خورده، اما با اين جمله او که گفت: «مي روم بخوابم» يقين کردند که توافقي در کار خواهد بود.

بالاخره گفت وگوهاي 6 قدرت بزرگ با ايران با پذيرفتن حق غني سازي ولغو يکجاي تحريم ها و به رسميت شناخته شدن حق تحقيق و توسعه به پايان رسيد. پاياني که البته همه معتقدند آغاز راه خواهد بود و همه بر دشوار بودن اجراي آن در عمل تأکيد دارند؛ روحاني آن را يک آزمون مي داند، اوباما که نگراني از احتمال رد شدن اين متن در کنگره ديروز در چهره و صدا و جملاتش هويدا بود از چالش احتمالي اش با سناتورها گفت، کري اجراي توافق را اندازه رسيدن به آن، دشوار توصيف کرد و ظريف تأکيد کرد بايد ساختن توافق را آغاز کنيم.

بعد از ١٢ سال کشمکش، بعد از ٢٢ ماه نشست و گفت‌و‌گو، بعد از ١٩ روز مذاکره پیاپی. دود سفید بالاخره از قصر کوبورگ برخاست. وزرای خارجه ایران، آمریکا، آلمان، فرانسه، انگلیس، روسیه و چین به‌همراه مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا بالاخره به راه‌حلی برای حل بحران هسته‌ای ایران دست یافتند. چهره‌ها خسته است،‌ برخی کمتر، برخی بیشتر، اما همه در برشی از تاریخ قرار گرفته بودند ؛ روزی که چالش هسته‌ای ایران با یک توافق همکاری مواجه بود ، نه قطع‌نامه ، نه تحریم بلکه با راهی برای برداشتن تحریم‌ها و لغو قطع‌نامه‌ها. 

 کارشناسان به درستی معتقدند ؛ تحليل دقيق و فني متن جمع بندي مذاکرات 22 ماهه نياز به تدقيق و زمان بيشتري دارد اما مروري کوتاه بر متن برجام اين برداشت کلي را ايجاد مي کند که علي رغم وجود نقاط ابهام و ضعف، مذاکرات به پاياني خوش براي ايران رسيده است پاياني که اگر آن را با سال هاي آغازين حرکت هسته اي ايران مقايسه کنيم، بايد به صراحت تأکيد کنيم که کمتر کسي مي توانست آن روزها چنين نتيجه اي را حتي در ذهنش تصور کند. اینک با توجه به شرایط وموقعیت پیش رو و با عنایت به دیدگاه ها وتحلیل ها ی صورت گرفته درزمینه توافق هسته ای ، نکاتی را با مردم عزیزمان و مسئولان اجرایی کشور مطرح می نماییم :

1-  شاید هنوز زود باشد که آینده این توافق مکتوب را پیش‌بینی کرد، زیرا آینده آن منوط به میدان اجرا و (اقدام مشترک) برای آینده با فاصله‌های آینده نزدیک، میان مدت و دراز مدت شده است. «اقدام مشترک» اصلی‌ترین محور عملی توافقی شده است که از آن به «توافق بُرد، بُرد» یاد می‌شود. اما همین اعلام توافق، نقطه عطف برای موفقیت سیاسی است که آغاز فصل جدیدی از روابط بین‌الملل با ایران را نشان می‌دهد . براساس توافق ، تا دو هفته دیگر با تشکیل جلسه شورای امنیت سازمان ملل این متن مورد تصویب قرار خواهد گرفت.

2- جمهوری اسلامی ایران از پیچیده‌ترین معضلی که بیش از ۱۲سال بر تنوره آن دمیده شده و پرونده‌ای قطور را برافراشته بودند با عزت و اقتدار گذر کرد . ایران اکنون به‌ عنوان یگانه کشوری که توانسته از گردنه صعب و سخت فصل هفتم منشور ملل متحد با صحت و سلامت گذر کند، به عنوان یگانه کشوری که توانسته حق غنی‌سازی هسته‌ای را در سندی رسمی و حقوقی و به امضای همه قدرت‌های جهانی برساند، به‌عنوان یگانه کشور درحال توسعه‌ای که در برابر تمامی قدرت‌های بلامنازع سیاسی و اقتصادی جهان از مذاکراتی بی‌سابقه و ماراتن‌گونه با دستان پر و با تحقق خواسته‌های حقه خود خارج شد، اکنون با اطمینان‌خاطر و سرافرازانه‌تر از همیشه با گذر از این پیچ خطیر در‌ هارتلند جهان در حساس‌ترین منطقه گیتی دورانی تازه را آغاز خواهد کرد.

3- واقعیت این است که ایران اسلامی همان گونه که بارها اعلام کرده هیچ گاه به دنبال دستیابی به سلاح هسته ای نبوده و نیست بنابراین تمام جوسازی های آمریکا با دادن این آدرس غلط در اصل محروم کردن ایران از دانش و فناوری هسته ای بومی هست که به علت ایستادگی و مقاومت ملت ایران نتوانسته به آن جامه عمل بپوشاند. به عبارتی در سایه مقاومت ملت و پیشرفت های دانشمندان ایران در عرصه دانش و فناوری هسته ای و همچنین توان بازدارندگی و دیپلماسی هوشمندانه تهران براساس سه اصل عزت، حکمت و مصلحت بود که شش قدرت جهانی مجبور شدند با ایران پشت میز مذاکره راه های برون رفت از وضع موجود در رسیدن به تفاهم را دنبال کنند.

ازسوی دیگر، از آنجا که در تاریخ سیاست خارجی آمریکا از سال 1945 که این کشور به عنوان ابرقدرت در نظام بین المللی قد علم کرد شاید موردی را نتوان سراغ گرفت که برای پیگیری و چانه زنی آن وزیر خارجه آمریکا به علت نیاز دولتش به مذاکره مجبور شود 19 روز آن هم با عصا در محل مذاکرات (وین) حضور مداوم داشته باشد نیز بی سابقه بود.

4- برخي به اشتباه از محصول نهايي مذاکرات اخير وين، به عنوان "توافق نهايي" ياد مي کنند اين در حاليست که بيانيه قرائت شده توسط وزير امور خارجه کشورمان و فدريکار موگريني مسئول سياست خارجي اتحاديه اروپا نماد و مصداق"جمع بندي نهايي مذاکرات" است.اين جمع بندي جهت تبديل شدن به توافق قطعي،  بايد ضمن عبور از فيلترهاي قانونگذاري در ايران و آمريکا، به تاييد نهادهاي قانونگذاري ذي ربط برسد.ميان اعلام توافق نهايي و اجراي آن شکاف و فاصله زمانيدوماهه اي وجود دارد که زمينه ساز اجراي حقوق و تکاليف دو طرف در توافق نهايي احتمالي خواهد بود . بنابراين در تحليل حقوقي آنچه در وين گذشته است، نبايد توافق نهايي را تمام شده تلقي کرد.

5- گذار از توافقات ژنو و لوزان که بی‌گمان مصداق توافق بد بودند- به برجام -که در نگاه اول توافقی متوازن است- به سادگی رخ نداده است . این گذار محصول یک طراحی بسیار پیچیده در اموری چون چانه‌زنی، راهبردگذاری مذاکراتی، مدیریت برد- برد ، ترسیم خطوط قرمز، مدیریت فضای نقد ، لابی‌های چند لایه و دیپلماسی عمومی بوده که جملگی توسط رهبر معظم انقلاب اعمال شده است.

6- صاحب نظران براین اعتقادند که اساسا یکی از مهم‌ترین عواملی که به حصول توازن نسبی در متن برجام انجامیده، همین خالی بودن دست آمریکا ، نیاز آن به توافق و هوشمندی مذاکراتی در استفاده از این نقطه ضعف بوده است . اکنون آمریکایی‌ها می‌خواهند برجام را به یک گزینه برای خود تبدیل کرده و با آن سبد خالی شده گزینه‌های خود را رونق ببخشند. متقابلا نظام جمهوری اسلامی نیز در این اندیشه است که برجام را به بخشی از پیکربندی راهبردی خویش در حوزه‌های اقتصادی، سیاست داخلی، منطقه‌ای و بین‌ا‌لمللی بدل کند. در سطح استراتژیک پرسش اصلی این است : در میان‌مدت ، برجام گزینه کیست و در سبد کدام طرف خواهد نشست؟

 

چهارشنبه : 24/4/1394- 28رمضان1436- 15 ژوئیه 2015

عید فطر؛ بهاردل های مؤمنان - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۳:۵۳ بعد از ظهر

عید فطر؛ بهاردل های مؤمنان                  

 اسدالله افشار

 

درپایان ماه مبارک رمضان و پس ازیک ماه عبادت و روزه داری، اسلام روزاول ماه شوّال راعید قرار داده است؛ زیرا در این روز، انسان ها به فطرت خود بازمی گردند و متوجه عظمت خداوند متعال می شوند.دراین روز،مسلمانان،جسم را به وسیله غسل کردن پاکیزه کرده وبا پوشیدن لباس های تمییز و خوشبوکردن خود، آن راکامل می نمایند. پاکیزگی روح و جانشان نیز به وسیله دعا و مناجات و نماز صورت خواهد گرفت وسرانجام،پاکیزگی اموال ودارایی های آنها به وسیله فطریه دادن وکمک کردن به انسان های فقیرونیازمند صورت می پذیرد. به راستی عید فطر،عید پاکیزگی وطهارت انسان هاست تا از این رهگذر،به فطرت اصلی وحقیقی خویش بازگردند.

عید فطریكى ازدوعید بزرگ درسنت اسلامى است كه درباره آن احادیث وروایات بی شمار وارد شده است. مسلمانان روزه داركه ماه رمضان رابه روزه دارى به پا داشته وازخوردن وآشامیدن وبسیارى از كارهاى مباح دیگرامتناع ورزیده اند،اكنون پس ازگذشت ماه رمضان درنخستین روزماه شوال اجرو پاداش خود راازخداوند مى‏طلبند ، اجروپاداشى كه خود خداوند به آنان وعده داده است . آمدن عید یادآورجشن وشادمانی است . عید غبارغم ازدل زدودن است و شادی و شعف را به خانه دل دعوت کردن . عید فطر بهاردل های مؤمنانی است که درماه رمضان به غبارروبی خانه دل پرداخته اند و یاد و نام محبوب را زینت دل خود ساخته اند .

درمکتب پرفیض ماه رمضان،فطرت انسانی جان گرفته وبه صحنه زندگی گام می گذارد واستعدادهای معنوی آدمی راشکوفا می نماید وآن گاه می توان فرد راسعید ونیک بخت نامید. مؤمنان واقعی که زمینه خوش بختی درنهدشان بوده،درپرتومعارف روح بخش رمضان،استعداد واقعی خود رابازمی شناسند و به سوی هدف نهایی گام برمی دارند وبه سعادت حقیقی می رسند.عید سعید فطر،عید سعادتمندان، وروز شکوفایی استعدادهای معنوی و روحانی است.

درفرهنگ اسلامی عید وقتی است که فضل خداوند شامل فرد یا جامعه ای شود که که از رهگذرآن موفق به پیاده کردن ارزش های الهی شود . قهرادرآن هنگام شادی کردن وجشن گرفتنْ خجسته ، مبارک و خدایی خواهد بود . ولی اگراظهارسرور و شادمانی صرفا براساس اموردنیایی باشد ، خالی ازبرکت است . قرآن مجید درجایی که ازشهیدان یادکرده ، به واسطه اینکه مشمول فضل ورحمت الهی قرارگرفته اند ، آنان را همیشه خوشحال ومسرورمعرفی کرده است.

انسان مؤمن پس ازیک ماه توجه به خداوند وگزاردن تکالیف الهی،درک شب های پرفیض قدروبریدن ازتعلقات دنیوی احساس سبکبالی می کند وروح خویش راآماده رسیدن به کمالات می بیند.ازاین رو به شکرانه این توفیق دل اوشادمان ومسرور است.

خوشحالترین افراد درروزعید ، متقین ومؤمنانی هستند که ازلذت دعوت خدا سرمست شدند ، رنج گرسنگی وشب زنده داری را ازیادبردند و ندای حق راعاشقانه لبیک گفتند و با شورواشتیاق حجاب ها راازمیان برداشند ودرکنارانبیا و اولیای الهی جام وصل نوشیدند.

عید فطرروزي است که زمین وزمان راغرق شادی وسرور کرده است. ساکنان زمین به شکرانه یک ماه عبادت ونیایش ، عید گرفته اند وساکنان آسمان نیزمأمور شده اند که جوایز و پاداش هایی راازسوی عرش الهی برای ساکنان این کره خاکی بیاورند و به راستی که در این روز بزرگ ، زمین ، زمان و آسمان در جوش و خروش اند.

عید فطر، روزی است که فطرت آدمی به واسطه سی روزاخلاص ، شکوفا شده وبه معطر کردن فضای زندگی انسان می پردازد .  به راستی که فطرت ، چه عطر دل انگیز و روح افزایی دارد و زندگی در پرتوی فطرت چه زیباست! عیدفطر، عید زیبایی های معنوی است.عید فطر، عید بشارت وعید سعادت است. این عید سعید،برتمامی فطرت های بیدارمبارک باد.

  غرض ازعيد نه آن است که ازباب جلال                                

 جامه نازبپوشند به الطاف مزيد

اي خوش آن عيد کزآن شاه وگدا خوش باشند        

که چنين عيد سعيد است و جز اين نيست ‌سعيد

  دوشنبه : 22/4/1394- 26رمضان 1436- 13ژوئیه2015

یمن؛ گورستان متجاوزین - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۱:۲۶ قبل از ظهر

 یمن؛ گورستان متجاوزین                                         

اسدالله افشار

 

گزارش های موثق از این آمار حکایت دارد که بیش از ۱0۰0نفر شامل دستکم 90 کودک از آغاز حملات جت های جنگنده به رهبری عربستان از 26 مارس کشته شدند. در اوایل هفته گذشته نیز سه نفر در حملات هوایی جتهای سعودی به یک کاروان حامل کمکهای بشردوستانه در شهر «تعز» کشته شدند.

در حالی که یمن تحت تحریم های هوایی و دریایی قرار دارد، سازمان‌های امدادرسان گزارش می دهند که کمبود آب، غذا، وسایل پزشکی و سوخت برای رسیدگی به وضعیت غیرنظامیان، اوضاع اسفباری را رقم زده است. شهرهای یمن از جمله صنعا-پایتخت- نیز با قطعی برق و دیگر مایحتاج های ضروری مواجه هستند به گونه ای که برخی از ناظران این اوضاع را حصر عمدی برای افزایش درد و رنج مردم توصیف می کنند.

کشور 24 میلیونی یمن پیش از این نیز به عنوان فقیرترین کشور عربی طبقه بندی شده و اتحادیه عرب که سایه خاندان آل سعود برتصمیمات آن سنگینی می کند، درحالی جنگ یک طرفه علیه ملت مظلوم و آزادیخواه یمن را تأیید کرد که گزارش ها از این امر حکایت دارد که تانکرهای آمریکایی در حال سوخت رسانی به جنگنده‌های کشورهای حاضر در جنگ هستند وکاخ سفید نیز اعتراف کرده که درحال ارائه کمک های اطلاعاتی و لجستیکی برای هماهنگی حملات است. بان کی مون دبیر کل منفعل سازمان ملل نیز صرفا به ارائه درخواست‌هایی برای مذاکرات صلح بسنده کرده اما از محکوم کردن حملات هوایی علیه یمن خودداری کرد که به گفته منتقدان به منزله تجاوزی آشکار است که حاکمیت یمن را نقض کرده است.

 : برگ سیاه دیگری  در کارنامه شورای امنیت سازمان ملل متحد

شورای امنیت سازمان ملل متحد سه‌ شنبه شب 25فروردين1394 برگ سیاه دیگری را در کارنامه خود ثبت کرد.  شورای امنیت در جلسه خود قطعنامه 2216 را که از طرف اعضای شورای همکاری خلیج فارس مطرح شده بود، تحت بند هفتم سازمان ملل با 14 رای مثبت و رای ممتنع روسیه به تصویب رساند. همان طور که انتظار می رفت این قطعنامه بدون اشاره به تجاوز آشکار سعودی ها در خاک یمن، خواستار توقف حملات و خلع سلاح نیروهای حوثی شد که در معرض این حملات قرار دارند. در واقع قطعنامه یاد شده به جای جلوگیری از ادامه جنگ، به متجاوزان مشروعیت داد.

اعضای این شورا که پیشتر و در جریان حملات رژیم صهیونیستی به غزه و لبنان طرفداری آشکار خود از طرف متجاوز را نشان داده بودند، این بار نیز به همان سبک قطعنامه ای را تصویب کردند که بدون در نظر گرفتن منافع مردم یمن فقط در جهت تامین خواسته های متجاوزان بود. استقبال سریع و گسترده کشورهای حاشیه خلیج فارس از این قطعنامه، مؤید تأمین شدن خواسته های آنان است.

قطعنامه 2216 تحت بند هفتم منشور سازمان ملل تنظیم شده و این به معنای آن است اگر حوثی ها به آن تن ندهند با اقدام نظامی از سوی جامعه جهانی مواجه خواهند شد؛ این در حالی است که هم اکنون بیش از 20 روز است ائتلافی به رهبری عربستان و متشکل از ده کشور و با حمایت اطلاعاتی و لجستیک آمریکا و اسرائیل درحال بمباران مواضع حوثی هاست.

رأی ممتنع روسيه در قطعنامه 2216

یکی از نکات قابل تأمل در جلسه مذكور شورای امنیت، موضع روسیه بود. مقامات مسکو که تا پیش از این از وتو کردن هرگونه قطعنامه ای علیه یمن سخن گفته بودند، هنگام رای گیری در کمال تعجب رای ممتنع دادند. در همین حال، ویتالی چورکین در نشست شورای امنیت در توضیح رای ممتنع مسکو گفت: «این قطعنامه با موضع پیشنهادی سازنده روسیه برای توقف درگیری ها و تمدید و گسترش تحریم های تسلیحاتی به همه طرف های درگیر، کاملا در یک راستا قرار نداشت». کارشناسان بر این باورند روسیه در این بین برای منافع خود و بنا به برخی ملاحظات، پشت حوثی ها را خالی کرده و آنها را در مقابل حملات هوایی، دریایی و توپخانه ای عربستان تنها گذاشته است که دلایل آن را می توان در سفرهای اخیر مقامات عربستانی به مسکو جستجو کرد. روسیه که به دلیل بحران اوکراین تا حدود زیادی در مجامع بین المللی تحت فشار قرار دارد، ظاهرا از این که حمایت کشورهای نفتخیز عرب را از دست بدهد، نگران است و ترجیح می دهد تمام قدرت خود در مخالفت با اقدامات علیه مردم یمن را فقط با یک رای ممتنع نشان دهد.

شوراي امنيت سازمان ملل ؛ ناقض اصلي صلح بين‌الملل :

شوراي امنيت سازمان ملل كه در طول 20 روز تجاوز وحشيانه رژيم آل سعود به يمن و كشتن و آواره كردن صدها هزار نفر از مردم بي‌گناه سكوت اختيار كرده و با اين اقدام خود رژيم آل سعود را براي كشتن يمني‌ها گستاخ‌تر كرده بود، همان گونه كه درسطورفوق الاشاره بيان شد موافقت خود را با طرح رژيم‌هاي متجاوز عربي عليه يمن اعلام كرد تا نشان دهد نه تنها حافظ صلح نيست بلكه خود ناقض اصلي صلح بين‌الملل است.اين طرح عربي شامل تحريمهاي تسليحاتي عليه انصارالله يمن واعمال تحريم عليه «عبدالملك الحوثي» رهبرجنبش انصارالله وفرزند علي عبدالله صالح رئيس‌جمهور اسبق يمن است. بر اساس اين طرح، علي عبدالله صالح و فرزندش ممنوع‌السفر شدند و از انصارالله درخواست شده است قدرت در يمن را تحويل دهد.

اقدام شوراي امنيت نه تنها به حل بحران كمكي نخواهد كرد بلكه بر تشديد تنش‌ها در يمن خواهد افزود. شوراي امنيت از كشورهاي عضو خواسته است كشتي‌هايي را كه به يمن مي‌روند، بازرسي كند. اين شورا با حمايت از مداخله و تجاوزات نظامي عربستان در يمن همچنين از عبدربه منصور هادي، رئيس‌جمهور مستعفي يمن و مشروعيت وي حمايت كرد. نماينده چين در شوراي امنيت گفت: «گزينه نظامي راه‌حل درست براي حل بحران يمن نيست.» يو جي يي گفت: «چين براي كاهش تنش در يمن از «دولت و ملت يمن حمايت مي‌كند.» نماينده فرانسه در شوراي امنيت نيز ضمن درخواست براي آغاز گفت‌و‌گو در يمن گفت: «بايد عليه كساني كه در مسير گفت‌و‌گو در يمن مانع تراشي مي‌كنند، فشار زيادي اعمال كرد.»

در قطعنامه شورای امنیت نه تنها کشتار مردم بی‌دفاع و مشخصاً غیرنظامیان یمنی محکوم نشده و تقاضایی از مهاجمان برای خاتمه حملات شان نشده، بلکه از یمنی‌ها خواسته شده است، انقلاب خود را متوقف کنند و ضمن چشم پوشی از آنچه تا کنون به دست آورده اند، عملاً حکومت را به دست نشاندگان عربستان واگذار کنند. شورای امنیت همچنین ارسال هرگونه سلاح به مردم و ارتش قانونی یمن برای دفاع از خودشان را ممنوع کرده و از کشورهای دیگر خواسته محموله‌های به مقصد یمن را بازرسی کنند.

جان كلام :

«این بادیه‌نشین کیست که می‌خواهد حکومت 900 ساله خاندان مرا به چالش بکشد؟» ؛ این جمله مشهور امام یحیی ، حاکم منطقه شمال یمن در پاسخ به تجاوز آل سعود در سال 1934 است. یمن به دلیل موقعیت سوق‌الجیشی خود طی یک قرن اخیر بارها و بارها مورد تجاوز بیگانگان قرار گرفته است. از استعمار بریتانیا تا امپراطوری عثمانی و بادیه‌نشینان آل سعود و... نتیجه تمام این تجاوزها چنان بود که به یمن لقب «گورستان متجاوزین» داده‌اند. آخرین بار که پوزه یک کشور بیگانه در این منطقه به خاک مالیده شد 6 سال پیش بود و از قضا دو طرف جنگ آل سعود و حوثی‌ها بودند.

 

یکشنبه : 30/1/1394- 29جمادی الثانی1436- 19آوریل2015

 

نقد دولت يازدهم - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۱:۱۹ قبل از ظهر

نقد دولت يازدهم              

 اسدالله افشار

           

24 خرداد 1394 دومین سالگرد روی کارآمدن دولت روحاني است . ايشان كه با شعاراعتدال ، آراي مردم را به سوي خود جلب نمود ؛ پس ازپيروزي درانتخابات دولت خود را "دولت تدبير و اميد" نام نهاد ؛ امروز ضرورت ايجاب مي نمايد تا ازنگاه تحليل گران داخلي منصف ، مروری كوتاه بربخشي ازعملکرد دولت روحاني ( سياسي - اقتصادي ) داشته باشيم ؛ و لذا صاحب اين قلم اميدواراست بتواند نكاتي را درذيل دراين خصوص مطرح وبيان نمايد :  

1- در دو سال گذشته یکی از انتقادهای اصلی منتقدان این بوده است که دولت یازدهم، دولتی «تک گزینه» است؛ یعنی عملا تمام مسیرهای اساسی کار و پیشرفت در کشور را به مذاکرات هسته‌ای و رفع تحریم‌ها گره زده است. منتقدان، در مقام مستند کردن نظر خود به موارد گوناگونی اشاره می‌کنند؛ از اظهارات رئیس‌جمهور در جریان رقابت‌های انتخاباتی و تعابیری نظیر«تعامل با کدخدا» گرفته، تا بازخوانی عقبه تئوریک دولت و نظریات افرادی که معتقدند تنها راه «پیشرفت پایدار» قرار گرفتن در مدارهای توسعه جهانی تحت کنترل آمریکا و چند کشور اروپایی است و برای پذیرفته شدن در این مدارها، هرگونه اقدامی که از نظر کدخدا غیرسازنده و غیر مطلوب است، باید کنار گذاشته شود.

2- مشی دولت یازدهم از روزي كه سكان اجرايي اموركشور را دردست گرفت ، به  میانه روی و اعتدال معروف گرديد ، ولی متاسفانه اين اعتدال هنوز فقط درحد شعار باقي مانده و متاسفانه به گفتمان فرهنگي واجتماعی تبدیل نشده است . اگراعتدال به گفتمان تبدیل می شد نقطه مقابل خود را كه افراط بود به محاق می برد و مردم تحت تأثیرحاکمیت گفتمان اعتدال دست رد برسینه افراطیون می زدند . ازسوی دیگر بخشی ازعناصر دولت به بهانه اعتدال دردام عافیت طلبی واحتیاط گرفتارآمده اند وهمین به پاشنه آشیل دولت روحانی تبدیل شده است وبايد رييس جمهوربه فكرترميم كابينه خود باشد. مسلما اصلاح طلبان منصف بااين سخن موافقند كه ؛ طعم شیرین تدبیرهمچنان به مردم چشانده نشده است و آثار تدبیر بر سر سفره و زندگی مردم همچنان نمایان نیست.

3- یک جمله از رئیس جمهور محترم- که حقیقتا جزو کلیدی ترین و درست ترین سخنان ایشان درمصاحبه مطبوعاتي روزشنبه مورخ23خرداد ماه 1394 ايشان است - می تواند درک و دریافتی صحیح از مفهوم تورم،فارغ از مباحث کارشناسی به ما بدهد وآن اینکه : «معیار تورم جیب مردم است نه بانک مرکزی و مرکز آمار» هر انسان منصفی با خواندن این جمله می فهمد که تورم چیست و خودش چه حال و روزی دارد. از یک روستایی دور افتاده تا یک شهرنشین متمول، همه می توانند درک کنند که هزینه های جاری زندگی، چه بر سر درآمدهایشان می آورد و آیا این درآمدها کفاف یک زندگی آبرومند را می دهد یا نه!؟

با این سخن رييس جمهور درمی یابیم که ظاهرا دو معیار برای سنجش اقتصاد وجود دارد یکی آمار و ارقام رسمی و دیگری اوضاع معیشتی مردم . منطقا در اوضاع معیشتی مردم نمی توان دستکاری کرد و آمار و ارقام آن را دیگرگونه نمایش داد چرا که این امر، موضوعی جاری در زندگی روزمره مردم است و آحاد جامعه هر روزه دست به جیب می شوند و برای کالاها و خدمات دریافتی خود پول می پردازند. پس این آمار همان گونه که رئیس جمهور محترم گفته ،عین حقیقت است.

در دو سال اخیر که نیمی از عمر دولت یازدهم را سپری شده مي بينيم، ده ها اقتصاددان و کارشناس خبره و دلسوز - که بسیاری از آنها حامی دولت نیز بوده اند- از فقدان برنامه، عدم انسجام و عدم چابکی تیم اقتصادی دولت گلایه کرده و به زبان های مختلف هشدار داده اند که استمرار چنین امری فرجامی تلخ برای دولت به همراه خواهد داشت. اما ظاهرا گوش شنوایی در کار نیست و مسئولان مربوطه ترجیح می دهند همزمان با کاهش محبوبیت دولت در نظرسنجی های مختلف، درخواب جشن و شادی تورم 15 درصدی خيالي وابداعی خود به سربرند !

4- با رسیدن به هفته های پایانی مذاکرات هسته ای و همزمان حساسیت بخشی ازجامعه نسبت به روند مذاکرات و واکنش طرفداران دولت به دغدغه های دلواپسان، نگرانی هایی درباره شکل گیری شکاف های سیاسی ، اجتماعی وفرهنگي حول این موضوع ایجاد شده است.این درحالی است که درصورت تحقق هریک از2 نتیجه توافق یا عدم توافق، ضرورت حفظ انسجام اجتماعی ضروری است چرا که بدون انسجام و در صورت تشدید تنش های سیاسی حول موضوع مذاکرات هسته ای، در حوزه اقتصاد نه می توان از نتایج مثبت توافق هسته ای استفاده چندانی کرد و نه می توان تبعات عدم توافق هسته ای را به خوبی مدیریت کرد.

تحليل گران براين باورند كه ؛ اگر بخشی از جامعه توافق را ناشی از عقب نشینی از اصول، آرمان ها و خط قرمزها بداند و تیم مذاکره کننده را مورد تخطئه قرار دهد، توافق را تسلیم معنا خواهد کرد و نتیجه این تخطئه کشمکش داخلی خواهد بود. این کشمکش بیش از هر چیز برای اقتصاد کشور مضر خواهد بود چرا که ثبات اقتصاد که مقدمه رشد سرمایه گذاری و اجرای سیاست های تحول آفرین در اقتصاد است فقط در شرایط انسجام سیاسی و اجتماعی ممکن است. باید توجه داشت که اگر مذاکرات شکست بخورد و طرفداران دولت، مخالفان داخلی خود را مقصر شکست و مخالفان، طرفداران دولت و تیم مذاکره کننده را به تلاش ناکام برای سازش و عقب نشینی در برابر آمریکا و متحدانش متهم کنند، اقتصاد ایران پس از مذاکرات با 2 معضل مواجه خواهد بود. معضل نخست ، تداوم و حتی تشدید تحریم ها است و معضل جدی تر، شکاف و عدم انسجام داخلی است که اجازه بسیج منابع داخلی برای مدیریت اقتصاد کشور در دوران سخت پس از شکست مذاکرات را نخواهد داد.

5- متاسفانه در بعضی تصمیمات اخیر دولت روحاني یکدستی وجود ندارد و در مواردی همچون بخشنامه تثبیت قیمت کالاها ، تعیین دستوری نرخ سود بانکی ، تغییر قیمت حامل های انرژی و تثبیت قیمت ارز، شاهد حرف ها و سیاست های متناقض هستیم . در مورد نرخ ارز تثبیت قیمت در حد 2850 تومان در شرایطی که وضعیت عرضه و تقاضا در بازار قیمت دیگری را می طلبد کمی غیر منطقی به نظر می رسد؛ در واقع حتی اگر دولت بعد از توافق به پول هنگفتی دست یابد ، نباید از کاهش قیمت ارز استقبال کرد ، چراکه همان مشکلات دولت قبل را زنده خواهد کرد؛ اما به نظرمی رسد دربخش هایی از دولت گرایش به چنین اقداماتی وجود دارد که می توانیم با پایین نگه داشتن نرخ ارز شرایط اقتصادی بهتری ایجاد کنیم یا از این راه رضایت بیشتری در جامعه به وجود می آید و این موضوع کمی نگران کننده است. در مورد مساله نرخ بهره یا سود بانکی هم به نظر می رسد در بدنه دولت اختلاف نظر هایی وجود دارد و خطر تصمیم گیری های دستوری و بدون منطق گذشته را دوباره زنده می کند.

6- مصلحت نظام و کشور، منافع ملی، مطالبات فرهنگي ، اجتماعي ، سياسي واقتصادي مردم و انتظار مقام معظم رهبری ایجاب می‌کند دولت محترم به‌طور طبیعی با تمرکز تدبیر و تلاش خود در تمامي عرصه هاي بيان شده خصوصا اقتصاد، جریان آن را در مسیر رشد و پایداری و ثبات قرار دهد به‌طوریکه مردم آثار این تدابیر را نه فقط در آمارهای منتشر شده در رسانه‌ها بلکه در بهبود و توسعه رفاه زندگی خود ملاحظه و لمس نمایند و البته اولین نشانه‌های سیاست و تدبیر اقتصادی کارآمد دولت، خود را در گردش چرخ‌های تولید و پویایی و تحرک بازارکسب وکار و حفظ و توسعه فرصت‌های اشتغال نشان می‌دهد.تا زمانی که شرایط اقتصاد در وضعیت رکود است هیچ‌کدام از سه نشانه کارآمدی فوق در عرصه اقتصاد ظاهر نمی‌شود.

7- سیاست دولت روحاني بايد در قبال منتقدان استقبال ودربرابرمخالفان بهانه‌جوایستادگی برسیاست‌های معقول ومنطقی باشد. بااین همه باید برای شفاف‌سازی همین مخالفان بهانه‌جونیزازهمه امکانات و ظرفیت‌های موجوددولت بهره جست. چه بسا رسانه‌های حامی و برخی از چهره‌های اصولگرای دولت و سایر بخش‌های اجرایی دراین باره مسئولیت بیشتری دارند. این طیف ازدولت می‌تواند برای آگاه‌سازی تندروهای بهانه‌جو، بدون نگرانی ازهزینه‌های تحمیلی، ازحیثیت انقلابی وارزشی دولت دفاع کند تا چنین نباشد که به‌موقع هجمه«بهانه جویان»،عرصه اطلاع‌رسانی وتوضیح حقیقت کارنامه دولت تحت تأثیرمصلحت‌جویی و محاسبات سیاسی قرار گیرد.

دوشنبه : 25/3/1394- 27شعبان 1436- 15ژوئن 2015

 

 

 

 

 

 

 

 

موضوع تجاوز عربستان به خاک یمن - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۱:۱۸ قبل از ظهر

 موضوع تجاوز عربستان به خاک یمن              

اسدالله افشار

اقدام نابخردانه تجاوز نظامی به یمن از جانب عربستان و برخی کشورهای عرب و غیر عرب منطقه که با هماهنگی و چراغ سبز واشنگتن صورت گرفت، این روزها در صدر اخبار و تحلیل های بین المللی قرار گرفته است. شرایط منطقه پیش از این اقدام غیر معقول ریاض درحالت ملتهب و نا آرامی به سر می برد و در این میان برخی از بازیگران تاثیر گذار و صلح طلب هم چون ایران در صدد بوده و هستند که شرایط را تلطیف کرده و به سمت و سوی آرامش هدایت کنند .

حال آل سعود با حمله نظامی به یمن اوضاع منطقه را پیچیده تر از گذشته کرد، درک ناصحیح مقامات ریاض از شرایط حساس کنونی آنها را ناتوان از فهم این موضوع کرد که منطقه دیگر کشش و پذیرش جنگ جدیدی را ندارد.

موضوع یمن برای سعودی ها حیثیتی است. آنها نمی خواهند شکست دیگری را شاهد باشند. برای عربستانی که پیشتر یمن را به منزله حیاط خلوت خود می نگریسته تصور اینکه آن را از دست بدهد بسیار تلخ است و تلخ تر آن که یمن امروز تحت کنترل گروه انصار الله است که گروهی مورد حمایت تهران است و این موضوع در تضاد کامل با سیاست ها و اهداف آل سعود در منطقه است.

مردم یمن با روحیه شجاعت و مقاومتی که دارند نه تنها پای عقب نگذاشتند بلکه همان گونه که نشان دادند با تظاهرات خود علیه متجاوزان موضع گرفته و از انصار الله حمایت کردند. همچنین علمای یمن با صدور فتوایی حکم جهاد صادر کردند و دفاع از خاک کشور و مقابله با تجاوزکاران را وظیفه همگانی اعلام کردند .اکنون این قلم باتوجه به تجاوزآشکارعربستان ومتحدانش علیه کشوریمن ؛ نکاتی را دراین خصوص یادآورمی شود : 

1- تحلیلگران معتقدند که بسیار خام اندیشانه خواهد بود که اگر بگوییم عربستان فقط برای شکست حوثی ها ( انصارالله ) دست به حمله نظامی زده اند لذا این مساله را در چارچوب سیاست های جدید ریاض در خارومیانه مورد بررسی قرار باید داد.ناکامی کشورهای عربی ، غربی در سوریه و استقرار دولت شیعی در عراق و موقعیت استراتژیک یمن و در نهایت نگرانی از گسترش نفوذ ایران در منطقه از جمله علل حمله ریاض به یمن ذکر شده است.

2- روزنامه 'ایل مانیفستو' ارگان چپ گرایان ایتالیا در مطلبی هدف واقعی عربستان سعودی از مداخله نظامی در یمن را هشدار به جمهوری اسلامی ایران دانست و نوشت: ریاض و تل آویو تاکنون تا این حد با یکدیگر علیه تهران متحد نبودند.عربستان سعودی درعملیاتی موسوم به 'توفان کوبنده' 100 فروند هواپیمای بمب افکن،150 هزار نظامی، کشتی های جنگی و خودروهای زرهی را علیه یمن به کار گرفته است. اگر فکر کنیم استقرار گسترده نیروهای نظامی در (مرزهای) یمن برای شکست دادن چند هزار مبارز شیعی حوثی و بازگرداندن قدرت به منصور هادی رییس جمهوری این کشور است ، سخت دچار اشتباه در قضاوت شده ایم.

3- تصمیم برای اقدام نظامی در یمن با حمایت و اجازه آمریکا صورت گرفته است که وعده داده است از نظر تدارکاتی و اطلاعاتی از عملیات ائتلاف نظامی کشورهای عربی در یمن حمایت کند.آمریکا از عملیات نظامی عربستان در یمن حمایت کرده است. سیاست آمریکایی ها در خصوص یمن مبتنی بر حاشیه گزینی بود. آمریکایی ها در اواسط بهمن ماه سال گذشته پایگاه های نظامی خود در صنعا را نیز تخلیه کردند و سفارت خود را نیز در این شهر تعطیل کردند. این نشان می دهد که سیاست آمریکا از بازی کردن نقش روی صحنه به پشت صحنه تغییر کرده است.

4- جنگی که عربستان  آغاز کرده است این امکان برای انصار الله فراهم ميكند که مناطق مرزی عربستان را مورد تهاجم قرار دهد و ده ها پادگان و مرکز نظامی عربستان را به تصرف درآورد. کمااینکه در سال 1388 انصارالله نزدیک به 29 پایگاه و پادگان نظامی عربستان را در مجاورت مرزهای شمالی یمن به تصرف درآورد.

5- روزنامه لس آنجلس تایمز در مطلبی پیرامون حمله عربستان به یمن، موضوع متفاوتی را پیش کشیده و آن لو رفتن پرونده های جاسوسی آمریکا در یمن و احتمال افتادن آن ها به دست نیروهای انصار الله است. این بحث هرچند در یک عملیات روانی تلاش می کند تا موضوع اصلی این روزها یعنی تجاوز عربستان به یمن و کشتار مردم بی گناه را به فراموشی بسپرد و مسائل دیگری را در صدر اخبار و تحلیل ها قرار دهد، اما موضوع تجاوز عربستان به خاک یمن، چیز کوچکی نیست که به آسانی فراموش شود و از طرفی گزارش روزنامه لس آنجلس تایمز، مستنداتی را از دخالت آمریکا در اوضاع یمن، جاسوسی در این کشور به بهانه مبارزه با القاعده که البته نوعی مدیریت القاعده محسوب می شود- و نیز نوع رابطه آمریکا با منصور هادی ارائه می کند و بنابراین جای توجه دارد.

6- جنگ در یمن به احتمال بسیار زیاد، سرآغاز یک سلسله تغییرات ژئوپلتیکی مهم در منطقه خاورمیانه خواهد بود.این تغییرات به یک معنا ادامه تغییرات پیشین است ولی به معنایی دیگر،        می تواند مستقل از بهار عربی و تبعات آن فهم و تحلیل شود. سعودی قدرت نمایی چندانی در یمن نکرده است و اساسا نمی تواند بکند. سرباز سعودی توان حفاظت از سرحدات خود را هم ندارد چه رسد به اینکه سودای گشودن کشوری دیگر را در سر بپرورد؛ همچون همتای مصری اش که در کنترل صحرای سینا درمانده اما به خود حق می دهد برای شیعه یمنی که از مادر چریک زاده می شود خط و نشان بکشد.

 

یکشنبه : 15/1/1394- 14جمادی الثانی 1436- 4آوریل 2015

 

موافق مذاکره زیرشبحِ تهدید نیستم - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۱:۱۶ قبل از ظهر

موافق مذاکره زیرشبحِ تهدید نیستم                      

 اسدالله افشار

 

رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح روزچهارشنبه 16اردیبهشت ماه 1394دردیدار وزیر و مسئولان آموزش و پرورش و جمع زیادی از معلمان سراسر کشوربا اشاره به تهدیدهای اخیر مقامات رسمی آمریکا هم‌زمان با برگزاری مذاکرات هسته‌ای تأکید واظهارنمودن: «من موافق مذاکره زیرشبحِ تهدید نیستم.مسئولان سیاست خارجی و مذاکره‌کنندگان باید خطوط قرمز و اصلی را به دقت رعایت کنند و هم‌زمان با ادامه مذاکرات، باید از عظمت و هیبت ملت ایران نیز دفاع کنند و زیر بار هیچ تحمیل، زور، تحقیر و تهدیدی نروند.»

رهبر انقلاب بااین سخنان ، صريحا به تهديدهاي نظامي آمريکا عليه ايران واکنش نشان داده و مثل هميشه قاطعانه مقابل لفاظي هاي مقامات ارشد اين کشور ايستادند . ايشان درهفته های پيش نيز در ديدار جمعى از فرماندهان ارتش، که بازهم همزمان با تهديد نظامي يکي ديگر از مقامات آمريکا عليه ايران بود ، در دستورالعمل رسمي خطاب به قواي نظامي کشور تاکيد کردند که در 3 حوزه «تسليحات»، «سازماندهي» و «آمادگي روحي» توانمندي هاي خود را روز به روز افزايش دهند. گرچه در 37 سال گذشته مشابه چنين تهديدهايي عليه ايران کم نبوده اما آن چه مهم است اول هدف آمريکايي ها از بيان اين تهديد و دوم نوع واکنش ها به اين چنين تهديدهايي است. اینک با توجه به شرائط موجود درمنطقه وحساسیت بجا ومنطقی ودلسوزانه کشتیبان انقلاب اسلامی ، درک موقعیت وبیان نکات زیرازمهمترین اولویت های حساس این روزهای کشوربشمار می آید :

1-   کارشناسان معتقدند ؛ آمريکايي ها با چاشني کردن تحريم هاي اقتصادي با تهديدهاي نظامي به دنبال ارتقاي کارکرد تحريم هاي خود عليه ملت ايران هستند ، اتفاقي که خود آمريکايي ها از جمله اوباما و جان کري، مدتي است مي گويند رخ نخواهد داد و به قول اوباما «کشوري که در برابر يک جنگ 8 ساله مقاومت کرده و يک ميليون کشته و زخمي داده، به خاطر غرور ملي و بقاي ملي خود سختي ها را تحمل مي کند» و به گفته توماس فريدمن، خبرنگار نيويورک تايمز، آغاز جنگي ديگر در منطقه براي آمريکايي ها مثل پرتاب نارنجکي است که همه ترکش هايش به خود آمريکا اصابت مي کند؛ مانند آن چه در عراق رخ داد.

2- مردم ایران با مقاومت دلیرانه و سلحشورانه خویش در برابر موج عظیم تحریم‌های دول غربی ثابت نمودند که سیاست تهدید و فشار از جانب غربی‌ها علیه مردم ایران، کوچکترین تأثیری در تغییر سیاست‌های ایران نداشته و ندارد و دیگر نمی‌توان با زبان تهدید و فشار با این مردم غیور و ولایی سخن گفت. وقتی غربی‌ها متوجه شدند که سیاست تحریم ایران ره به جایی نبرده است این بار ناگزیر شدند که سیاست دیالوگ و مذاکره با ایران را برگزینند.

3- قدرت‌های استکباری هرگز بنای به رسمیت شناختن حقوق هسته‌ای ایران را نداشته و ندارند ولی به واسطه رشادت‌ها و فداکاری‌های مردم ایران بود که این قدرت‌ها ناچار شدند از در مذاکره و گفتگو با ایران وارد شوند اما این مذاکره اگر توأم با هوشیاری و دقت نظر تیم مذاکره‌کننده ایرانی در شناخت و تحلیل صحیح و باریک‌بینانه شگردها و ترفندهای خدعه‌آمیز طرف مقابل نباشد می‌تواند خسارات و عواقب جبران‌ناپذیر و فاجعه‌باری را برای امنیت ملی کشور دربر داشته باشد.

3- با توجه به مجموعه مصاحبه ها، سخنرانی ها و گزارش های مذاکره کنندگان آمریکایی و حتی رئیس جمهور اوباما، روشن است که آمریکاییان به دنبال حل جنجال هسته ای بنحوی که در یک بازی برد ـ برد، طرف ایرانی پس از 12 سال چالش به حالتی عادی در بحث هسته ای بازگردد، نیست.

4- رهبر انقلاب در بیانات نوروزی سال 1394 خود در شهر مقدس مشهد به این نکته تأکید داشتند که؛ «رفع تحریم‌ها باید جزو موضوعات مذاکره باشد، نه نتیجه مذاکرات... و اگر آمریکایی‌ها رفع تحریم‌ها را منوط به عملکرد ایران دانستند، حتما این یک خدعه آمریکایی است.» اما در همین حال کاخ سفید با تریبون‌های متعدد خویش بر موضع قبلی خود اصرار دارد که ؛ «اگر تحریم‌ها مرحله‌ای رفع نشود ، توافقی وجود نخواهد داشت» !

5- مذاکرات هسته‌ای 12 ساله حاوی معلومات و تجارب دور و نزدیک بسیاری است که براساس آنها می‌توان مجهولات آخرین دور مذاکرات را معلوم کرد از جمله اینکه آیا می‌توان به توافق متوازن و لغو تحریم‌ها و گشایش اقتصادی از این طریق امید داشت؟  برخی خوش‌بینی‌ها در زمینه توافق چه قدر واقعی و معقول است؟ آیا می‌توان در انتظار معجزه از مذاکرات بود و دست روی دست گذاشت و سال تا سال فرصت‌های دولت و کشور را موکول به ابهامات و تعلیق‌های مذاکرات کرد؟

6- یادمان باشد آمریکا هنوز دشمن ماست و آنقدر‌این دشمنی عمیق و پیچیده است که از لبخند و تبریک عید نوروز تا تمدید تحریم‌ها را در بر می‌گیرد.  آمریکا دشمن ماست و توافق هسته‌ای و هر حرکت دیگر آمریکا،  از سر دشمنی است نه از سر دوستی. چه آنکه اساسا دشمنی آمریکا بسیار عمیق‌تر از موضوع هسته‌ای و موشک بالستیک و مسئله حقوق بشر و دموکراسی است. یادمان باشد فرضاً که بتوان با دشمن به توافق رسید، به دشمن هیچ وقت اعتماد نمی‌توان کردیادمان باشد که اولین اعتماد به دشمن، آخرین است.

 7- هر چه زمان به نشست کمپ‌دیوید میان رئیس‌جمهور آمریکا و سران کشورهای عربی نزدیک‌تر می‌شود و هر چه رقابت‌های حزبی برای پیروزی در انتخابات ریاست‌جمهوری ایالات متحده اوج می‌گیرد، دولتمردان آمریکایی تلاش می‌کنند از طریق بازی زبانی، واقعیت‌های مذاکرات را به‌گونه‌ای جلوه دهند که بتواند برای متحدان تندرو منطقه‌ای‌شان قانع‌کننده باشد.

8-نگرانی ها درباره قدرت ایران و هراس رژیم صهیونیستی و برخی دیگر از قدرت های عرب از احتمال نزدیک شدن واشنگتن به تهران ، باعث شده است تا همزمان با شدت گرفتن رقابت های حزبی برای انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، دموکرات ها و جمهوریخواهان بر سر جلب نظر مثبت لابی های یهودی وارد رقابت شوند، والبته روشن است که در آستانه دیدار اوباما با سران عرب درباره مذاکرات هسته ای ، ایران در صدر خبرهای سیاسی در غرب قرار گرفته و شاید بتوان بازی دولتمردان آمریکایی با واژه ها درباره فرجام مذاکرات را از همین زاویه مورد بررسی قرار داد.

جان کلام :

کشور ما تجربه‌های فراوانی از مذاکرات هسته‌ای دارد و بدعهدی‌ها و نقض توافق بسیاری از غرب دیده است. اینکه اوباما، خود سخن از ادامه اختلافات با ایران اسلامی حتی بعد از توافق احتمالی به میان می‌آورد و دلیل آن را حمایت ایران از حزب الله، سوریه و مخالفت با اسرائیل می‌داند، به خوبی ماهیت تنش‌زا و غیرقابل اعتماد آمریکا را نشان می‌دهد و این اصل را یادآور می‌شود که این شیطان بزرگ تا از تمام دین خود برنگردیم، از دشمنی خویش دست بر نمی‌دارد.

پنجشنبه : 17/2/1394- 18رجب 1436- 7مه2015

 

 

 

 

مهم‌ترین‌ شاخصه‌های تحلیل تغییرات اخیردرعربستان - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۱:۱۵ قبل از ظهر

 مهم‌ترین‌ شاخصه‌های تحلیل تغییرات اخیردرعربستان        

  اسدالله افشار

با برکناری ولیعهد سابق عربستان سعودی و انتصاب محمد بن نایف به‌عنوان ولیعهد و محمد بن سلمان وزیر دفاع فعلی در کسوت جانشین او، بسیاری از کارشناسان احساس می‌کنند که تحولات رأس هرم قدرت در ریاض، فراتر از تغییرات عادی و اداری است و عملا گامی تاریخی برای انتقال به مرحله جانشینی نوه‌های عبدالعزیزآل‌ سعود، سردودمان این خاندان است . درحال حاضر2 نفر زمام قدرت عربستان را به طورکامل دراختیار دارند ؛ یکی محمدبن‌نایف با عقلانیت بیشتر که حالا ولیعهد لقب گرفته و دیگری محمدبن‌سلمان ، جوان ناپخته با قدرت‌ خواهی و جاه‌طلبی فوق‌العاده که جانشین ولیعهد شده است.

 ازمنظرکارشناسان ؛ هردوی آنها مورد تأیید آمریکا و مورد حمایت طایفه سدیری در داخل آل‌سعود هستند. البته احتمال اینکه سرنوشت مقرن بن‌عبدالعزیز به‌عنوان ولیعهد برکنار شده برای محمد بن‌ نایف تکرار شود ضعیف است چون عمده توانایی محمد بن سلمان، پسر جاه‌طلب پادشاه در جنگ‌افروزی‌های برون‌مرزی است و قدرت چالش داخلی او در مقابل ولیعهد جدید چندان بالا نیست.

تغییرات گسترده‌ اخیر درون دربار سعودی آن‌قدرنامتعارف و خلاف عادت هست که برهاضمه‌ سیاسی بخشی وسیع ازاین نظام قبیله‌ای، بسیط وبدوی سنگین‌ آید وسلطنت سعودی را دچاردردسرهایی بی‌سابقه کند.

 درچنین نظام‌های قبیله‌ای که همه‌چیز به نظر پادشاه وابسته است،‌ تنها عاملی که سبب شکل‌گیری ساخت سیاسی و مهار رقابت‌های خونین می‌شود، اعتماد قبیله‌ای همه‌ ارباب منفعت و مدعیان قدرت به سلطان به‌عنوان نگهبان و تداوم‌بخش نظم مستقر و مألوف است، نظم و سامانی که تعادلی قابل تحمل میان نیروهای رفیق و رقیب درون دربار و حواشی آن ایجاد کرده است. حالا، با این انتصابات و اقدامات بی‌سابقه ، این اعتماد به احتمال زیاد به‌ شدت آسیب خورده است.

كابينه تمام عيار جنگي :

با تغييرات جديد قدرت به صورت كامل دراختيار شاه سلمان و دو وليعهد وي يعني محمد بن نايف و فرزند شاه قرار مي‌گيرد و بالاترين مقام ديپلماتيك عربستان در اختيار كسي قرار گرفت كه به داشتن روابط نزديك به سيا و روحيه ضد ايراني خود معروف است، بدين ترتيب تصميم‌گيران اصلي در رياض كساني هستند كه بيشتر روحيه جنگ‌طلبانه و غيرسازنده‌اي دارند. تغييرات جديد فرصتي براي شاه سلمان فراهم مي‌آورد تا مخالفان خود را پاكسازي و قدرت را كامل قبضه كند. با اين تغييرات مي توان دريافت ؛ كار پروژه جنگ يمن موفق نبوده و با شكست مواجه شده است ، به همين دليل كابينه ترميم شده تا به يك كابينه تمام عيار جنگي تبديل شود.

هر چند انتظار نمي‌رود تغييرات جديد منجر به اتخاذ سياست‌هاي خارجي معقول توسط سعودي‌ها شود و حتي پيش‌بيني مي‌شود رياض سياست تخاصمي و جنگ‌طلبانه بيشتري را در دستور كار خود قرار دهد اما اين تغييرات تبعات داخلي زيادي براي ‌آل‌سعود خواهد داشت.

نخستين اعتراض علني به تصميمات اخير پادشاه عربستان :

طلال بن عبدالعزيز برادر ناتنی پادشاه عربستان و فرزند هجدهم ملک عبدالعزیز در توئيتر خود به صراحت با اين تغييرات مخالفت كرده و گفته:«اين تصميمات سليقه‌اي هستند. با توكل به خدا معتقدم اين تصميمات نه مطابق شريعت اسلامند و نه ساختار حكومت. به همين سبب، اطاعتي از اين فرامين و افراد تازه منصوب نخواهد شد.» او با اين مخالفت خواستار سرپيچي از فرمان پادشاه عربستان شده و از ديگر پسران و نوه‌هاي عبدالعزيز، بنيانگذار عربستان، خواسته تا فوري مجمعي تشكيل داده و در مورد اين تغييرات بحث كنند.اين نخستين اعتراض علني به تصميمات اخير پادشاه عربستان است كه از سوي يك عضو ارشد آل‌سعود اعلام مي‌شود و بايد گفت بيش از هرچيز، توجه و اعتراض او به تغييرات در رأس قدرت است تا رده‌هاي پايين‌تر آن . اعتراض و درخواست سرپيچي طلال از فرامين ملك سلمان اخباري را تأييد مي‌كند كه در اين مدت منتشر مي‌شد و حكايت از نارضايتي شاهزادگان آل‌سعود از تصميمات او داشتند.

محمد بن سلمان ؛ جوان جاه‌ طلب درآل‌سعود :

ملك سلمان عزل و نصب‌هايي كرده كه مهار قدرت تنها در دست طيف خاصي از شاهزادگان آل‌سعود باشد و به خصوص نزديك شدن پسرش به تخت سلطنت نگراني‌هاي زيادي را براي آنها ايجاد كرده است. اين شاهزاده جوان با رهبري تجاوز نظامي به يمن نشان داده جاه‌طلبي‌هايش حد و اندازه‌اي ندارد و حتي جسارت اين را دارد كه براي حفظ قدرت سنت‌هاي معمول در آل‌سعود را ناديده گرفته و عرصه را بر ديگر شاهزادگان اين خاندان تنگ كند. دستگيري تعدادي از شاهزادگان آل‌سعود در مدت اخير يكي از نشانه‌هاي اين خصوصيت محمد بن سلمان است كه با تجاوز نظامي او به يمن مخالفت داشتند، البته او هم با دستگيري و حبس آنها نشان داد تحمل هيچ گونه مخالفتي را ندارد. اين نحو عمل از سوي يك جوان جاه‌طلب در آل‌سعود با توجه به نظام سياسي بسته و به بيان بهتر، استبدادي آل‌سعود چندان تعجب‌برانگيز نيست .

جان كلام :

1-در عربستان مسائلی مانند دموکراسی، انتخابات، حق مردم برای تعیین سرنوشت، آزادی مطبوعات و احزاب و گردش نخبگان سخنی بس‌گزاف و بسیار دور از ذهن و واقعیت است.  می‌توان این تغییرات وسیع را نشان‌دهنده عمق اختلافات داخلی و جنگ قدرت میان شاهزادگان نسل اول و دوم و سوم عبدالعزیز، بنیانگذار عربستان کنونی دانست.

  2- از مهم‌ترین‌ شاخصه‌های تحلیل تغییرات اخیر ملک سلمان، دور کردن خاندان پادشاه سابق از قدرت و بالا بردن شاخه «سدیری» در خاندان آل سعود است.

3- پادشاه عربستان سرمست از آنچه آن را «پیروزی توفان سهمگین» علیه مردم یمن می‌داند، دست به این تغییرات وسیع و مهم در هیات حاکمه زد و به زعم خود پاداش پسرش وزیر دفاع جوان را فورا داده و وی را به جانشینی ولیعهد رسانده است.

4- سعودی‌ها عقیده دارند این جوانگرایی در هیأت حاکمه در واقع تدبیر «پیشدستانه» آل سعود برای جلوگیری از بحران مشروعیت در نتیجه سالخوردگی و بیماری نسل اول فرزندان عبدالعزیز بنیان‌گذارعربستان است.اما منتقدان، این تغییرات را به توفان و کودتای سلمان علیه خانواده شاه سابق عبدالله تشبیه کرده‌اند و بزرگ‌ترین‌ زیان‌دیده این تغییرات را متعب پسر عبدالله و مقرن بن عبدالعزیز دانستند که کنار گذاشته شدند تا میدان برای دو محمد یکی محمد بن سلمان و دیگری محمد بن نایف کاملا باز باشد.

دوشنبه : 14/2/1394- 15رجب1436- 4 مه 2015

 

 

ملک سلمان درحال سناریو سازی - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۱:۱۳ قبل از ظهر

 ملک سلمان درحال سناریو سازی                           

   اسدالله افشار

 

1- صاحب نظران تغییرات حاصله دررژیم عربستان را نشانه آغاز شمارش معکوس برای سقوط در داخل بافت حکومت آل‌سعود دانسته ومعتقدند ؛ بافتی که در بردارنده عوامل انحطاط و اضمحلال این خاندان است. البته برای فرار موقت از نتیجه محتوم روند اضمحلال ، سعودی‌ها به سیاست‌های تاخیری نظیر راه ‌انداختن جنگ در یمن یا شیعه‌هراسی و ایران‌هراسی در سطح بین‌المللی روی آورده‌اند . بهانه‌کردن قدرت‌گیری ایران در منطقه یا آتش‌افروزی در یمن، حربه‌ای است که خاندان حاکم در عربستان، عوامل و عناصر خود را از تفرق و اختلاف بازدارند اما شاهدیم با اقدامات و تغییرات اخیر نتیجه‌ای کاملا عکس رقم می‌خورد . گویی این بافت فرسوده حکومت سلطنتی ـ خاندانی را علاجی نیست.

2- روشن است که این تغییرات باعث جابه‌جایی اساسی در ساختار حکومتی آل سعود گشته تا جایی که از نظر بسیاری به خانه‌تکانی و حتی زلزله و کودتای سیاسی تعبیر شده است. این دست تعابیر با توجه به نظام به شدت بسته سیاسی در عربستان و حکومت بی‌چون و چرای آل سعود برآن بی‌جهت نیست چنان که تغییرات در بالاترین مقام‌های سیاسی آن هم بعد چهار ماه از فوت شاه سابق خبر از رقابت شدید درون‌خانوادگی دارد .

3- بی‌شک این تغییرات منجر به قبضه شدن قدرت در دست سدیری‌ها خواهد بود و آمدن کسانی مثل الجبیر به رأس قدرت که خارج از حلقه شاهزادگان آل سعود است، تضمینی برای تقویت بیشتر سدیری‌ها در قدرت است. از طرف دیگر، این روند نمی‌تواند بدون واکنش دیگر شاهزادگان آل سعود باشد. شدیدتر و عمیق‌تر شدن رقابت دیگر شاهزادگان آل سعود با سدیری‌ها از پی‌آمدهای اجتناب‌ناپذیر این تغییرات است که می‌تواند جنگ قدرت را به صورتی غیرقابل پیش‌بینی دامن بزند. در این صورت، تغییرات فعلی دو مسیر را در پیش پای آل سعود می‌گذارد؛ نخست تقویت کامل سدیری‌ها در قدرت تا آنجا که دیگر جایی برای دیگر شاهزادگان باقینماند و دوم مبارزه آنها در برابر سدیری‌ها تا در نهایت منجر به سقوط این باند از قدرت بشود.

4- دوران این‌گونه حکومت‌های متمرکز سلطنتی و مستبد سال‌ها پیش گذشته است و به نظر می‌رسد اکنون عربستان شاهد آخرین تحرکات شبه اصلاحی قبل از فروپاشی حکومت کهنه و مندرس پادشاهی مطلق خانوادگی در این کشور است. فضای سیاسی امنیتی حاکم بر عربستان، انتظار هرگونه برنامه اصلاح اجتماعی سیاسی از پایین به بالا را دور از دسترس می‌نماید؛ در این کشور حرکت اجتماعی علیه حکومت و جنبش مدنی بسیار کند و تقریبا معدوم است و آنچه هست، تنها ملتی است که چاره‌ای جز گوش سپردن و اطاعت و بیعت با این خاندان ندارد. از تعداد زندانیان سیاسی در این کشور اطلاع دقیقی در دست نیست اما قطعا یکی از معضلات سیاسی این کشور وجود تعداد قابل توجهی از مخالفان بدون محاکمه در بازداشتگاه‌ها و زندان‌های آل‌سعود است.

5- کارشناسان معتقدند ؛ تغییرات سیاسی عربستان که دو پست حساس ولیعهد و وزیر امور خارجه را نیز در بر گرفت به حکومت «سلمان بن عبدالعزیز» امکان داد تا از قدرت شاهزادگانی که روی سنت‌های به جای مانده از بنیانگذار سعودی تأکید می‌کردند بکاهد و نوعی تغییرات مدیریت شده را به پیش ببرد. تغییراتی که در همان روز انتصاب سلمان به مقام پادشاهی در درون حکومت روی داد و به برکناری شخصیت کهنه‌کاری چون «تویجری» منجر شد، نوعی اقدام پیشدستانه برای مهار مخالفت‌های درونی با سیاست‌های سلمان به حساب آمد اقدام سلمان در زمانی که هیات‌های سیاسی برای شرکت در مراسم تدفین «عبدالله» به ریاض آمده بودند، غیر اخلاقی و شتابزده بود و از این رو پس از آن، ناظران سیاسی وقوع تغییرات گسترده‌تر در آینده را پیش‌بینی کردند.

6- تصمیم‌های ملک سلمان چندان غافگیرکننده وغیرمنتظره نبود،اودرادامه کودتای خود علیه عبدالله بن عبدالعزیز شاه سابق ومتوفی که قبل از دفن جنازه او شروع شد،اکنون فرزند خام و بی‌تجربه خود را در جایگاه سوم ساختار حکومتی عربستان نشانده است. ملک سلمان درچارچوب معامله‌ای که نتیجه آن تحقق آمال خود و مطالبات آمریکایی‌ها است، تصمیم‌هایی را که باید منتظر پس لرزه‌های آن در میان خاندان سعودی بود، اتخاذ کرد و راه را بر روی دیگر فرزندان و نوادگان عبدالعزیز موسس رژیم سعودی بست. ناظران معتقدند، تردیدی وجودندارد ملک سلمان درحال سناریو سازی است تا فرزندش محمد بن سلمان را به قهرمانی تبدیل کند که بتواند در آینده ولی عهد و سپس شاه شود.

7- آل سعود با مشکلاتی درمسیربازسازی رژیم روبروست، هرچند که مخالفت‌ها تاکنون به اندازه‌ای نبوده است که بتواند تهدید بزرگی را متوجه خاندان آل سعود کند ولی همین مخالفت‌های اندک نشانه‌ای ازمشکلات بنیادینی است که سیستم حکومتی عربستان با آن مواجه است.این مشکلات بیشتر ناشی از زیاده روی غارت ثروت کشور عربستان، حرکت در زیر فرمان غرب، افزایش فضای امنیتی در تعامل با ملت و بکارگیری روش‌های منقرض شده در رفتار با مردم عربستان است.

 

 دوشنبه : 21/2/1394- 22رجب1436- 11می2015

 

مقابله واقعي با فساد - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۱:۱۲ قبل از ظهر

مقابله واقعي با فساد                     

اسدالله افشار

اشاره :

رهبر معظم انقلاب درروزچهارشنبه مورخ 9اردیبهشت ماه 1394 در ديدار هزاران نفر از کارگران سراسر کشور با تبيين وظايف مسئولان، دستگاه‌ها و عناصر مختلف مرتبط با توليد داخلي و تأکيد بر مبارزه‌ واقعي با فساد و قاچاق، از حرف زدن‌هاي مکرر و بي‌عملي در مقابله با فساد انتقاد و تأکيد کردند :" با «دزد دزد» گفتن، دزد از سرقت دست بر نمي‌دارد بايد جلوي او را گرفت . مسئولان کشور، روزنامه نيستند که مدام راجع به فساد حرف بزنند آنها بايد جلوي فساد را به معناي واقعي کلمه بگيرند . "

دراين ارتباط ملاحظاتي وجود دارد كه بي پرده بايد مطرح ومورد توجه جدي قرارگيرد وباآسيب شناسي علمي و عملي و بدور از حب و بغض جناحي و سياسي به رفع چالش ها دراين زمينه اقدام و قيام نمود تا به تعبيررساي رهبرمعظم انقلاب نتيجه را همگان به طورملموس مشاهده كنند واين مهم محقق نمي گردد مگربا تصميمات قاطع و عملي و بدون هرگونه ملاحظه واجراي بي چون و چراي آن. اين قلم برحسب وظيفه ذاتي روزنامه نگاري خود دراين باب نكاتي را يادآور مي شود :

1- چنانچه بخواهیم فساد را درقالب یک معادله ارائه دهیم این معادله بدین صورت خواهد بود: انحصارطلبی به علاوه سوء استفاده از قدرت منهای پاسخگویی و شفافیت عملکرد مساوی با فساد است. مهمترین دلیل بروز و ظهور انواع فساد در یک نظام سیاسی و یا اداری وجود مدیران ناکارآمد و یا آلوده ونیز فقدان نظارت قوی و مستمر است.

2- مراقب باشيم وجدي بگيريم ؛ فساد سیاسی ، اداری و اقتصادی از درجه مشروعیت و اثر بخشی دولت ها  می کاهد تا آن اندازه که می تواند دولت ها و نظام های سیاسی را با بحران مشروعیت و مقبولیت مواجه سازد. فساد از هر نوع آن که باشد ثبات و امنیت جوامع را به خطر انداخته و تهدیدی جدی علیه امنیت ملی محسوب می شود. فساد ، ارزش های اسلامی ، اخلاقی و آزادی سیاسی را مخدوش ساخته و از این طریق مانع توسعه سیاسی و اجتماعی جامعه می شود.

3- آنچه پیداست پدیده مفاسد اقتصادی در سومین دهه از حیات جمهوری اسلامی اشكالی پیچیده پیدا كرده است و شهروندان و دولتمردان به یكسان نگران تداوم مناسبات فساد آلود در شبكه های اقتصادی و مالی كشور هستند و نخبگان اقتصادی نیز انكار نمی كنند كه پیمودن راه اصلاح و توسعه بدون جراحی این ساختارهای آفت زده امكان پذیر نیست.

4- در سال‌های اخیر اقتصاد کشور از دو زاویه تحریم و مفاسد اقتصادی در شرایط دشواری قرار گرفت هرچند مقوله تحریم از مفاسد اقتصادی جداست و شاید بتوان گفت تحریم برای کشور ما یک نعمت بود اما مفاسد برای ما فقط عقب ماندگی اقتصادی را به‌همراه دارد  بنابراین وقت آن رسیده است که ما یک استراتژی جدید ایجاد کنیم.

5- موضوع مبارزه با مفاسد اقتصادي يكي از موضوعات مهم و كليدي و در عين حال بحث‌انگيز جامعه ما در شرايط كنوني محسوب مي‌شود.در طول سه دهه انقلاب اسلامي و نظام جمهوري اسلامي هر‌گاه اقدامي در مبارزه با مفاسد اقتصادي آغاز شده ، پس از مدتي با مشكلات عديده اي مواجهه و به حال خود رها شده است . طرح مبارزه با مفاسد اقتصادي كه قبلاً با عناويني چون مبارزه با ثروت‌هاي باد آورده مطرح شده و ناتمام مانده بود، متعاقب فرمان مهم هشت ماده‌اي مقام معظم رهبري به سران سه قوه ، مجدداً در دستور كار مسئولان قرار گرفت ولي فراز و فرود در اين موضوع بسيار زياد بوده است . متاسفانه مسئولان کشور به جاي پيروي از فرمايشات مقام معظم رهبري به گفتار درماني مي پردازند در حالي که امروز نيازمند عمل مدبرانه هستيم.

6- خشكانيدن ريشه‏ى فساد مالى و اقتصادى و عمل قاطع و گره‏گشا در اين باره ، مستلزم اقدام همه جانبه بوسيله‏ى قواى سه گانه مخصوصاً دو قوه‏ى مجريه و قضائيه است. قوه‏ى مجريه با نظارتى سازمان يافته و دقيق و بى‏اغماض، از بروز و رشد فسادمالى در دستگاهها پيشگيرى كند، و قوه‏ى قضائيه با استفاده از كارشناسان و قضات قاطع و پاكدامن، مجرم و خائن و عناصر آلوده را از سر راه تعالى كشور بردارد. بديهى است كه نقش قوه‏ى مقننه در وضع قوانين كه موجب تسهيل راه‏كارهاى قانونى است و نيز در ايفاء وظيفه‏ى نظارت، بسيار مهم و كارساز است.

7- درفرمان هشت ماده‏يى رهبر انقلاب به سران قوا آمده است :«كار مبارزه با فساد را چه در دولت و چه در قوه‏ى قضائيه به افراد مطمئن و برخوردار از سلامت و امانت بسپاريد. دستى كه ميخواهد با ناپاكى دربيفتد بايد خود پاك باشد، و كسانى كه ميخواهند در راه اصلاح عمل كنند بايد خود برخوردار از صلاح باشند.»

8- در موضوع فساد اقتصادي لازم است به هزينه هايي که ديده نمي شوند هم توجه کرد. به عنوان مثال ايجاد انحصار براي مالکان فعاليت هاي فاسد گاه سبب مي شود تا منابع مالي بسيار بيشتر از آنچه که آن شرکت ها صرف ايجاد شغل يا اقدامات خيريه اي مي کنند در اختيار مالکان قرار گيرد. منابعي که سبب انحصار در خريد يا فروش کالاها شده و بازار را تحت تاثير قرار خواهد داد. يادمان که هست ايجاد انحصار براي برخي واردکنندگان نهاده هاي دامي در سال هاي گذشته که طي يک رانت و فساد اقتصادي ايجاد شده بود سبب چه تلاطم هايي در بازار مرغ شد.

9- مبارزه با مفاسد اقتصادی هنوز موضوعی تازه از صحنه اقتصادی و عرصه رسانه ای ایران است. هر روز و هر هفته می توان انتظار داشت كه با نطق یك نماینده يايك وزيرو يا هرمسئول بلند پايه كشوري با گشودن یك پرونده، مسأله دیرپای مبارزه با مفاسد در فضای ایران زنده شود. اما موضوعی به این اندازه خبرساز و پردامنه در صحنه عمل، مسیری پر از ابهام طی می كند و این فصلی تراژیك از قصه مبارزه با فساد اقتصادی است و معمایی عجیب برای آنها كه پرسش از آینده بحث مبارزه با مفاسد دارند.

10- مبارزه با فساد به جاي آنکه محتاج نشست و همايش و ستاد باشد، بيشتراز هرچيز نيازمند يک عنصر اساسي ديگر است ؛ «تصميم!» همان که در پيام کوتاه رهبر فرزانه انقلاب اسلامي چنين رخ نموده است: «توقع من از آقايان محترم اين است که چه با سمينار و چه بدون آن، تصميمات قاطع و عملي بدون هرگونه ملاحظه اي بگيرند و اجرا کنند. (سخنان مقام معظم رهبری درهمایش ملی ارتقای سلامت نظام اداری و مبارزه با فساد ، روزدوشنبه 17 آذرماه 1393) طبيعي است که مقدمه تصميم، آن هم از نوع قاطع و عملي آن ، مستلزم باور به وجود فساد ، اعتقاد به مبارزه با آن، در اختيار داشتن وسيله شناسايي آن و عزم و اراده است . همه اين عناصر که کنار هم قرار گيرد ، کنارگذاشتن «ملاحظه» است که به نظرصاحب نظران ، گير اساسي کار در همين واژه است . ملاحظه وابستگي و خويشاوندي سياسي ، ملاحظه در معرض خطر قرار گرفتن منافع مادي و معنوي ، ملاحظه آبرو ريزي سياسي و طايفه اي و حتي ملاحظه تشويش اذهان عمومي که اين آخري بيشتر از همه دستاويز اهمال و کوتاهي قرار مي گيرد؛ ولذا درباب مبارزه با فساد باید چون علی (ع)بی پرده،صریح وشفاف برخورد نمودوبا مردم دراین زمینه نیزصادق بود.                                                                                                     پنجشنبه : 10/2/1394- 11رجب 1436- 30آوریل2015

مذاکرات هسته‌ای ایران ؛ یک پیروزی به‌یادماندنی - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۱:۹ قبل از ظهر

 مذاکرات هسته‌ای ایران ؛ یک پیروزی به‌یادماندنی                    

  اسدالله افشار

 

ضرب الاجل سی‌ام ژوئن 2015-10تیر ماه 1394- به پایان خود نزدیک می‌شود و دیپلمات‌های هفت کشور موسوم به گروه5+1 در پایتخت اتریش در حال مذاکره هستند. آنچه از محل مذاکرات هسته‌ای - هتل کوبورگ - به گوش می‌رسد ، از ادامه رایزنی‌های فشرده دیپلمات‌ها و جلسات پی در پی مسئولان کشورها برای دستیابی به توافق نهایی حکایت دارد.

مذاکرات اگرچه سخت است اما رسیدن به توافق ازنظر کارشناسان غیرممکن نیست. صاحب نظران معتقدند ؛ طرفین مذاکره کننده خصوصا آمریکا باید به برنامه زمانی تعیین شده پایبند باشند تابتوانند مسائل باقیمانده در روزهای آینده را حل وفصل نمایند ، که این مهم به اراده سیاسی طرف‌های مقابل بستگی دارد؛ ولذا اگرطرف های غربی به تفاهم لوزان پایبند باشند و زیاده خواهی نکنند، توافق در دسترس است.

این مذاکرات هسته‌ای قرار است به بیش از یک دهه اختلاف دیپلماتیک برای برنامه هسته‌ای ایران پایان دهد، برنامه‌ای که تهران بر صلح آمیز بودن آن تاکید دارد اما آمریکا، اسرائیل و دیگر کشورهای غربی نگران هستند که هدف آن ساخت سلاح هسته‌ای باشد. شش کشور مذاکره‌کننده با ایران متشکل از آمریکا، فرانسه، آلمان، چین، روسیه و انگلیس امیدوارند به توافقی دست یابند که فعالیت‌های هسته‌ای جمهوری اسلامی را به مدت ده سال محدود کند و در ازای آن تحریم‌های آمریکا و سازمان ملل لغو شود. اکنون با توجه به مقدمه بیان شده وحساسیت زمان دراین خصوص بیان چند نکته ضروری به نظرمی رسد :

1- همه مسئولان ایران به دنبال توافق خوب، منصفانه و عزتمندانه هستند.

دقت در این سه شاخص  که رهبر معظم انقلاب در دیدار رمضانی سال جاری  با مسئولان و مدیران ارشد نظام با تاکید بر آنها اعلام کردند یادآور سه اصل عزت، حکمت و مصلحت در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران است که رهبر انقلاب با تاکید بر آنها نقشه راه سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران را در تعاملات منطقه ای و بین المللی ترسیم نمودند. سه اصل و پایه ای که آرمانگرایی و واقع گرایی را توأمان دارد و با ملاک قرار دادن آنها تردیدی نیست منافع ملی ایران اسلامی به بهترین شکل مطلوب تأمین خواهد شد.

2- اکنون آنچه تعیین‌کننده است این است که کدام طرف حقیقتا نگران شکست مذاکرات است و خسارت آن را برای خود بیشتر می‌داند. این امر خود را در میزان مقاومتی نشان خواهد داد که طرف‌ها بر سر خطوط قرمز خویش به خرج خواهند داد و اینکه تا چه حد بتوانند طرف مقابل را نسبت به جدیت خود متقاعد کنند.

3- رهبر معظم انقلاب در دوم تیرماه سالجاری در دیدار مسئولان نظام فرمودند: « ما دنبال توافقیم. اگر کسی بگوید که در مسئولین جمهوری اسلامی کسی هست که توافق را نمیخواهد، خلاف گفته است... ما دنبال توافق خوب هستیم.» با توجه به فرمایشات رهبر معظم انقلاب می‌توان توافق خوب هسته‌ای را از نظر جمهوری اسلامی ایران توافقی دانست که:

-  براساس یک مذاکره منطقی، معقول، خارج از سایه شوم تحریم و تهدید، مطابق با همه هنجارها و مقررات پذیرفته شده در سطح بین‌المللی و بدون تبعیض صورت گرفته باشد؛

-  از تمام دستاوردهای هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران اعم از غنی‌سازی صنعتی  و تحقیق و توسعه صیانت کند.

- عزت ملت ایران را به بارزترین وجه حفظ کند؛

- به هیچ وجه اجازه بازرسی از مراکز نظامی و بازجویی از دانشمندان هسته‌ای کشورمان را به طرف مقابل ندهد.

- همه تحریم‌ها اعم از هسته‌ای و غیرهسته‌ای به صورت یکجا برچیده شود؛

- ز منوط شدن لغو تحریم‌ها به اجرای تعهدات ایران جلوگیری شود؛

- با موکول کردن هر اقدامی به گزارش آژانس پرهیز شود؛

- محدودیت‌های بلندمدت پذیرفته نشود.

4- سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در مذاکرات هسته ای با 1+5 تحت تاثیر چهار بخش مهم ساختار نظام سیاسی ، ایدئولژی ، منافع حیاتی و امنیت ملی کشور از اصول ثابتی پیروی می کند و صرفاً در چارچوب اعتمادسازی و تعامل سازنده با نظام بین الملل ، برنامه های هسته ای ایران در سطح منافع غیرحیاتی و قابل مذاکره قرار گرفته است و خروجی آن نباید به هیچ وجه ، به اصول ثابت و استقلال این کشور بزرگ خدشه ای وارد سازد.

5- اوباما حيثيت خود را روي مساله هسته‌اي گذاشته و اگر توافق امضا شود امكان پيروزي حزب دموكرات در انتخابات آينده افزايش پيدا مي‌كند. دولت فعلی آمريكا بر اساس محاسباتی که داشته می‌دانند اگر توافق نهایی با ایران منجر به حل پرونده 12ساله هسته‌ای ایران شود به پيروزي حزب دموكرات در انتخابات سال آینده ریاست‌جمهوری كمك شایانی خواهد كرد. از طرفي اگر جمهوري‌خواهان هم بدانند شكست مذاكرات پيروزي آنها را در انتخابات به همراه خواهد داشت از هيچ تلاشي براي به شكست كشاندن مذاكرات دريغ نمي‌كنند.

6- مذاکرات هسته‌ای ایران می‌تواند یک موفقیت یا یک شکست بزرگ باشد.اکنون هر گامی که به سوی حل‌و‌فصل این پرونده برداشته شود، می‌تواند به یک پیروزی به‌یادماندنی تبدیل شود و هر گامی به عقب می‌تواند فاجعه‌بار باشد. احتمال تمدید زمان مذاکرات وجود دارد. این توافق بیش از هر چیز میراثی از باراک اوباما بر جای خواهد گذاشت و می‌تواند بر انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در سال ٢٠١٦ تأثیرگذار باشد. از سوی دیگر لغو تحریم‌های ایران وضعیت اقتصادی این کشور را تغییر خواهد داد.

جان کلام :

از نگاه ناظران سیاسی همه طرف‌های دخیل در پرونده هسته‌ای از پوتین در روسیه تا آمانو در وین و جان کری در واشنگتن  در پی به نتیجه رساندن پروژه چندین ماهه مذاکره هستند. حتی اگر یک سال پیش برخی از قدرت‌های شریک یا حریف ایران مثل روسیه یا آلمان نسبت به کارایی عنصر «مذاکره» درگشودن قفل این نزاع 10 ساله دچار تردید بودند اکنون از پی روزها و ساعت‌های طولانی گفت‌و‌گو با دیپلمات‌های ایرانی، چشم انداز و دورنمایی جز حل مسالمت‌آمیز این مناقشه پیش رو نمی‌بینند. 

 دوشنبه : 8/4/1394- 12رمضان1436- 29ژوئن 2015

 

انسان ، جامعه ، سقوط وانحطاط - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۱:۷ قبل از ظهر

انسان ، جامعه ، سقوط وانحطاط               

اسدالله افشار

اتکاء به خلق ، اتکاء بنفس :

ضرورت زندگی ايجاب می کند که هر انسانی بامردم بياميزد و با آنان معاشرت نمايد ، ولی معاشرت با مردم ، غير از اتکاء به مردم است . انسان عاقل در برخوردهای اجتماعی مؤدب و مهربان است ، به شخصيّت مردم ، احترام می کند ، با آنان به گرمی و خوشروئی ملاقات می نمايد ، حقوق و حدود خود و دگران را بخوبی مراعات می کند ، ولی هرگز تن به ذ لّت نمی دهد ، خويشتن را خوار و زبون نمی نمايد ،کاری را که خود بايد انجام دهد از اين و آن توقع نمی کند ، به اتکاء ديگران از انجام وظايف خويشتن خودداری نمی نمايد . اتکاء به خلق عبارت از اين است که  آدمی در راه نيل به سعادت از انجام وظايف خويش به اميد اين وآن شانه خالی کند و به ديگران متکی باشد. اين حالت روانی از نظردينی  و علمی يکی از صفات مذموم و ناپسنديده ی انسان است ، افراد متکی به خلق ، زبون  و غير مستقلند ، به خود اعتماد ندارند و همواره طفيلی مردمند . اتکاء بنفس عبارت از اين است که هر انسانی بخود تکيه کند ، به عقل و علم خود ، بخوی و خلق خود ، به عزم و تصميم خود ، بکار و کوشش خود ، اعتماد نمايد و در زندگی ، روی پای خود بايستد ، هر انسانی بداند که در کارهای خوب و بد خويش مسئوليت شخصی دارد و خوشبختی و بدبختی هر فردی ناشی ازنوع افکار و اعمال خود اوست .

فايده اجتماعی خوی پسنديده شرم و حيا :

فايده  اجتماعی خوی پسنديده شرم و حيا ، جلوگيری از گناهان و بازداشتن مردم از آلوده شدن به معاصی و اعمال خلاف اخلاق است . هر انسانی به طور طبيعی مائل است در راه اعمال تمايلات نفسانی خود از هرجهت آزاد باشد و به تمام خواسته های خويش جامه عمل  بپوشد . ولی اين آزادی بدون قيد وشرط ، موافق صلاح و سعادت او نيست . به همين جهت در تعاليم آسمانی پيغمبران  خدا ، و همچنين درقوانين کشورهای جهان ، چيزهايي که مخالف مصالح فردی و اجتماعی است ممنوع شناخته شده و مردم مکلفند از آنها اجتناب نمايند. اگرتأثير شرم و حيا ء نمی بود احترام مهمان و وفاء بعهد مراعات نمی شد . حياء نه تنها در اجرای وظايف اخلاقی مؤثر است بلکه بسياری ازفرائض قانونی نيز در پرتو حياء ، جامه عمل می پوشد زيرا بعضی از مردمان اگر حياء نمی داشتند و از ملامت مردم نمی ترسيدند ؛ مراعات حق پدر ، مادر و همچنين حق ارحام خود را نیزنمی کرد ند. اگر حياء نمی بود مردم امانت ها را رد نمی کرد ند و از هيچ عمل منافی با عفت چشم پوشی نمی نمودند !

 اگراجتماعی، عفت وخود داری از معاشرتهای غيرقانونی را کهنه پرستی و خرافات بخواند و آميزشهای غير مشروع را نمونه تجدد خواهی و روشنفکری بشناسد ، اگر در اجتماعی امانت و صداقت نشانه ابلهی و عدم لياقت باشد ، و  بر عکس رشوه خواری و دروغگويی سند شايستگی و لياقت تلقی شود ، اگر در اجتماعی شرابخواری و قمار بازی قبحی نداشته باشد ، در آنجا شرم و حياء نسبت به آن   پليدی ها معنی و مفهومی نحواهد داشت ، وکسانی که مرتکب آن گناهان  می شوند هرگز ترسی از ملامت و سرزنش مردم ندارند ! هرگناهی در اجتماع ، مانند يک بيماری خطر ناک است و برای مردم آن جامعه ، مصيبت و بدبختی است . ولی مصيبت بزرگتر آنست که جامعه آن گناه را قبيح نشناسد وگناهکار را  مستحق تنفر و مجازات ندا ند . بديهی است در چنين وضعی آن جامعه بی پروا و با سرعت بسوی سقوط و انحطاط پيش ميرود و طولی نمی کشد که به عوارض شوم آن گناه دچار خواهد شد !

سعادت جامعه بشری در پرتو دو اصل :

تضاد آشکاری بين خواهشهای نفسانی هرانسان از طرفی، و مصلحت های فردی و اجتماعی از طرف ديگر، وجود دارد.آدمی ازنظر تمايلات فردی و هوای نفس خويش مائل است ازهرقيدو بندی آزاد باشد و هيچ مانعی سد راه خواسته های او نشود ، هر چه می خواهد بگويد، هرچه ميل دارد بخورد ، به هر نحوی متمايل است شهوات خويش را ارضاء نمايد، ولی مصلحت خود او ومصلحت اجتماعی که بايد در آن زندگی کند،ايجاب می نمايد که هرانسان از خواهش های مضر و غير مشروع خويش صرف نظر کند و از ارضاء آن چشم بپوشد و اين امر برای تمام ملل و اقوام جهان اولين و اساسی ترين شرط زندگی اجتماعی است. جامعه بشردرپرتو دو اصل بزرگ می تواند به اين مقصد مقدس نائل گردد و زندگی سعادتبخش بوجود آورد : اول آنکه تمام مردم نيکيها و بديهای زندگی را بشناسند و ديگر آنکه هر انسانی بر نفس خويش آنچنان حاکم و مسلط شود که بتواند به آسانی خود را از بديها و نا رواييها بر کنار نگاهدارد و اين مطلب هدف اساسی رهبران آسمانی و همچنين منظور عالی مربيان ارجمند بشر است . به هر نسبتی که در اجتماع ، تربيت صحيح پيشرفت  کند و ادب بر مردم حاکم باشد نا روايی و گناه کمتر است . بر عکس هر قدر مردم به تربيت بی اعتنا باشند حجم بديها بيشتر خواهد بود .

 

سه شنبه : 16/4/1394- 20رمضان 1436- 7ژوئیه 2015

 

 

 

معرفی کتاب

 

نام كتاب : بازشناسی جایگاه انسان درنظام هستی

مؤلف :دكتراسدالله افشار

نا شر: مؤسسه ي انتشاراتي سفيراردهال (تلفن پخش : 88319342)

سال انتشار:بهار1394

تعدادصفحه : 244

قيمت : 120000ريال

 چکیده کتاب : 

انسان ، مظهر جلال و جمال خداوند است و مي توان شناخت حقیقت انسان را از محورهاي اساسی تفکّرات و کوشش های علمی و عملی اندیشمندان ، عرفا و فلاسفه در طول تاریخ بشر قلمداد کرد . بازشناسی جایگاه انسان درنظام هستی ، رهنمونی بسیار شایسته برای شناخت معنای زندگی است و معنای زندگی انسان ، تنها در پرتو درک گستره وجودی او و هدف از خلقت او امکان پذیر است و بدون شناخت انسان ، هرگز نمی توان معنایی را برای زندگی وی مطرح کرد ، همان طور که زندگی نیز بدون داشتن این بینش ، چندان معنادار نخواهد بود . هر چند که در طول تاریخ ، متفکّران و فلاسفه ، تعاریف بسیاری از انسان و حقیقت او و جایگاه او در هستی ارائه کرده اند ، به جرئت می توان گفت که خداوند متعال ، در کلام خویش ، جامع ترین بینش را درباره انسان ارائه می دهد ؛ بینشی که از جزئی نگری دور است ، انسان را محدود نمی سازد و از یک بُعد به او نمی نگرد ؛ بینشی که هم چگونگی پیدایش انسان و هم فلسفه خلقت او را مطرح می سازد و به پرسش های از کجا آمده ایم و به کجا می رویم ، پاسخ کافی می دهد و با این همه ، باز آدمی را به تأمّل و تفکّر درباره این که از چه و برای چه آفریده شده است ، دعوت می کند و می فرماید : «انسان ، باید بنگرد که از چه آفریده شده است».

درهمين راستا وبا توجه به اهميت موضوع ؛ كتاب حاضر با عنوان"بازشناسي جايگاه انسان درنظام هستي" تأليف وتقديم علاقمندان اين گونه مباحث مي گردد . دراین اثرکوشش شده است به کشف و درک زوایای ذهنی انسان پرداخته شود تا ضمن بررسي شناخت جایگاه انسان درنظام هستی ، به مفهومی راه گشا در شناخت انسان نیزدست یابیم . اين كتاب به زباني ساده تأليف شده و به دنبال ارائه تعريفي جامع درباره انسان است چراكه خداوند انسان را به عنوان آيينة تجلي خودش آفريده است. خدا انسان را آفريد تا به واسطة خلق او به همة ملائك و موجودات عالم فخر كند . اگر انسان نبود، جايي براي تجلي صفات خدا و راهي براي شناخت خدا وجود نداشت. خدا انسان را به عنوان عالي ترين، زيباترين و بهترين مخلوقات قرار داد و بهترين بندگان خود را براي هدايت انسان برگزيد. انسانها هرچه پاك تر، مؤمن تر و متعالي تر، تابندة بيشتر نور خدا هستند و خدا را جلوه گري مي كنند. ساختن انسان متعالي، انسان كمال يافته، هدف همه انبياء الهي است. بدون انسان كامل و صالح امكان تجربه زندگي سعادتمند در اين دنيا وجود ندارد و بدون رسيدن به قله هاي كمال امكان بهره مندي از حيات جاويد در اعلي عليين و در مراتب بالاي تعالي براي انسان ممكن نيست .

این کتاب ؛ در4 فصل زیرعنوان بندی شده است وبه مبانی تئوری ونظری انسان وجايگاه اودرنظام هستي          مي پردازد ودربرخي مباحث نيزدیدگاه های ارائه شده دراين زمينه راموردتبیین،تحلیل وتشریح قرارداده است :

فصل ا ول) خدا- آفرینش- انسان

فصل دوم) جایگاه انسان کامل درنظام هستی

فصل سوم) انسان- علم- تربیت

فصل چهارم) انسان- آرمانها- ارزشها

 

 

 

به مناسبت  5تیرماه (26ژوئن 1987) روز جهانی مبارزه با مواد مخدر

مبارزه با مواد مخدر ؛ وظیفه نهادها و سازمانهای بین المللی         

 اسدالله افشار

اعتیاد معضلی جهانی است که برای حل آن به اقداماتی جهانی نیاز است. کنفرانس بین‌المللی مبارزه با اعتیاد و قاچاق مواد مخدر از تاریخ ۱۷ تا ۲۶ ژوئن ۱۹۸۷ در شهر وین به منظور ابراز عزم سیاسی ملت‌ها در امر مبارزه با پدیده خانمانسوز و شوم مواد مخدر تشکیل شد و در آن سندی به تصویب کشورهای شرکت‌کننده رسید. این سند خط‌مشی همه‌جانبه اقدامات در امر کنترل مواد مخدر را از سوی کشورهای شرکت‌کننده مشخص و آنان را متعهد کرده است تا اقدامات بین‌المللی در خصوص مبارزه با قاچاق مواد مخدر را قاطعانه دنبال کنند. این سند در ۴ فصل تنظیم شد که بیش از ۳۵ مورد اقدام عملی را همچون ارزیابی میزان مصرف، پیشگیری از طریق آموزش، نقش رسانه‌ها در بازگشت معتادان به دامن اجتماع و معالجه آنان، ریشه‌کنی مزارع غیرمجاز خشخاش، نابودی شبکه‌های عمده قاچاق مواد مخدر، همکاری‌های حقوقی کشورها و... را در خود جای داد. این سند در ۲۶ ژوئن مصادف با ۵ تیرماه به اتفاق آرا مورد تایید و تصویب کشورهای شرکت‌کننده قرار گرفت و سالروز تصویب این سند به نام روز جهانی مبارزه با مواد مخدر اعلام شد.هدف از برگزاری این روز مسوول‌سازی سازمان‌ها، آموزش و آگاهی بخشی به خانواده‌ها و ارتقای دانش و آگاهی آنها در زمینه پیشگیری از اعتیاد در سطح محلات، مدارس، محیط‌های کاری و دانشگاه‌ها برای مبارزه با این معضل شوم است.در این روز تمامی سازمان‌های مرتبط با حوزه مبارزه با مواد مخدر همچون وزارت بهداشت، وزارت آموزش و پرورش، سازمان بهزیستی، نیروی انتظامی و سازمان‌های غیردولتی و دیگر دستگاه‌ها عملکرد سازمانی خود را به نمایش می‌گذارند.

اینک که درآستانه سالروز مبارزه جهانی با مواد مخدر - پنجم تیرماه - قرارداریم ضروریست دراین خصوص نکاتی را یادآوری نماییم :

1-معضل اعتیاد به مواد مخدر، بلای خانمان سوزی است که جوامع بشری را در چنگال مرگ آور خویش گرفتار ساخته است. این اختاپوس هراس آور، قدرت اندیشه، نوآوری، پشتکار، کوشش و سازندگی را در انسان ها به ویژه نسل جوان جامعه از بین می برد و بنیان خانوادگی و اعتقاد دینی آنان را به نابودی می کشاند. امروزه کمتر کشوری را در جهان می توان یافت که پدیده مواد مخدر و اعتیاد، مهم ترین دغدغه یا یکی از مهم ترین مشکلات اجتماعی اش نباشد. هر ساله، مبالغ هنگفتی برای مبارزه با این معضل هزینه می شود، ولی هم چنان رقم باندهای قاچاق مواد مخدر و شمار معتادان رو به افزایش است. در ایران نیز معضل مواد مخدر سال هاست که حل ناشدنی باقی مانده و با وجود مبارزه پی گیر جمهوری اسلامی با این پدیده مهلک، هنوز نتوانسته ایم بر این معضل اجتماعی غلبه کنیم.

2- صاحب نظران و اندیشمندان متعهد، حل شدن معضل اعتیاد و پدیده مواد مخدر را به مبارزه ای فراگیر و پیوسته در ابعاد نظامی، انتظامی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی نیازمند می دانند. در این میان، مبارزه ریشه دار فرهنگی،     می تواند تضمین کننده بهره دهی فعالیت دیگر بخش ها باشد. با تلاش فرهنگی می توان از گسترش روز افزون اعتیاد و قاچاق مواد مخدر در کشور جلوگیری کرده، از این رهگذر، سلامت فردی و اجتماعی را به کشور بازگرداند.

3- امروزه پژوهش گران دریافته اند که آن چه سبب تخفیف و تقلیل جرایم می شود، تنها شدت مجازات نیست، بلکه پذیرش نادرستی کار نیز تأثیر زیادی در افراد بهنجار دارد. به این ترتیب، باید گفت ناپسند دانستن مواد مخدر در ذهن آحاد جامعه، تنها با آموزش شکل خواهد گرفت و تأثیر آن، به گفته پژوهش گران علوم اجتماعی به مراتب از عامل تهدید و قانون بیش تر است. از این رو، به نظر می رسد که این مسئله باید به صورت یک واحد درسی در دبستان ها، دبیرستان ها و دانشگاه ها آموزش داده شود. تبلیغات درست و آموزش کارآ در این ارتباط نیز به مرکزی نیاز دارد که بتواند تبلیغات را متناسب با شرایط هر منطقه جغرافیایی پیش ببرد. همچنین نیروهایی را پرورش دهد که بتوانند در مراحل گوناگون با اعتیاد مبارزه کنند.

4- برخی کشورها در امر مبارزه با مواد مخدر، موفقیت های چشمگیری داشته اند. این کشورها می توانند به عنوان الگویی برای مبارزه در نظر گرفته شوند. تشکیل کمیته ویژه و کارآمد برای بررسی و بهره برداری از این تجربه ها، می تواند بسیار مفید باشد. کشورهایی مانند ژاپن، هنگ کنگ، تایلند و چین در این زمینه بسیار فعال هستند. برای مثال، تلاش های زیربنایی چین برای بازگویی زیان های اعتیاد، بهبود شرایط اقتصادی و فرهنگی و افزایش سطح آموزش همگانی، این کشور را به یکی از نمونه های موفق در جهان تبدیل کرده است. دولت جمهوری اسلامی، به ویژه ستاد مبارزه با مواد مخدر، می تواند با بهره گیری از تجارب این کشورها افق های جدیدی را در مبارزه با این پدیده شوم و ویرانگر بگشاید و از این رهگذر آسیب های اجتماعی را کاهش دهد.

5- بی تردید، برای عدم موفقیت در امر مبارزه با مواد مخدر، دلایل فراوانی وجود دارند که از جمله می توان به: وجود تناقض در برنامه های گوناگون بین المللی، فقر جهانی، فقدان برنامه های هم سطح و هماهنگ اقتصادی در جهان، نبودن سازمان اجرایی قدرتمند در امر مبارزه، عدم ضمانت اجرای تصمیم گیری های سازمان های بین المللی مربوط ، بی تفاوتی آگاهانه یا  ناآگاهانه مسئولان برخی کشورهای تولید کننده مواد مخدر و سوءاستفاده های سیاسی مستقیم و غیر مستقیم برخی دولت ها از قاچاقچیان مواد مخدر اشاره کرد. این دلایل، موجب شده که مبارزه با مواد مخدر و قاچاقچیان، به شکست بینجامد و سازمان های مافیایی، به شکل وحشتناک در جوامع مختلف تاخت و تاز کنند.

6- تجارت بین المللی پر سود مواد مخدر خود مهم ترین مانع جهت برخورد بین المللی کارآمد با این پدیده است و نکته جالب اینکه گاهی برخی دولتها به سبب بهره مندی از این تجارت پرسود در مبارزه با مواد مخدر تعلل   می کنند . و از سوئی چون هزینه هایی که کشورها جهت مبارزه با مواد مخدر در نظر می گیرند عمدتاً در محدوده همان کشورها هزینه می شود ، در نتیجه علی رغم وجود سازمانها و نهادهای بین المللی مبارزه با مواد مخدر ، همکاری های بین المللی در این زمینه چندان چشمگیر یا موثر نیست.

7- سازمان ملل متحد به عنوان عالی ترین نهاد بین المللی همواره در گزارشات خود از وضعیت مواد مخدر در سطح جهان ، خواستار گسترش و تحکیم همکاری های بین المللی برای اعتلای اهداف کنوانسیون های مبارزه با مواد مخدر مصوب سالهای ۱۹۶۱ ، ۱۹۷۱ و ۱۹۸۸ شده است. کما اینکه مواد مخدر و قاچاق آن در حال حاضر به عنوان جرایم سازمان یافته در سطح جهانی محسوب می شود . و بدون تردید مبارزه با جرائم سازمان یافته نیازمند اتخاذ تدابیر مشترک و همکاری های گسترده در سطوح منطقه ای و بین المللی می باشد.

8- وظیفه نهادها و سازمانهای متولی مبارزه با مواد مخدر در کشورهای مختلف تنها مبارزه ملی با مواد مخدر نیست هرچند مبارزه در سطح کشورها ، عنصری اجتناب ناپذیر در فرایند مقابله با مواد مخدر است ، اما با توجه به ماهیت بین المللی قاچاق مواد مخدر و تاثیرات سوء آن بر استقلال ، تمامیت ارضی ، کارآمدی نظام سیاسی و امنیت ملی کشورها ، همکاری بین دولتها روند مبارزه را حتی در سطح ملی نیز آسانتر و مثمرثمرتر می نماید.

9- گزارش سال 2014 میلادی سازمان ملل نیز تعداد معتادان را در جهان 243 میلیون (متوسط 162-324 میلیون) برابر با 2/5 درصد جمعیت 15-64 سال حداقل در سال قبل از پرسش حداقل یکبار مواد مخدر مرتبط با گروه حشیش، تریاک ، کوکائین، محرک های نوع آمفتامین(ATS) را استفاده کرده اند، اعلام نموده است. مصرف تریاک و حشیش از سال 2009 سیر نسبی صعودی داشته است، در حالی کوکائین، آمفتامین به جز«اکستازی» ثابت و حتی تا حدودی سیر نزولی داشته است.

10- آمارهانشان مي دهد درایران بيش از 60 درصد جرائم مرتبط با مواد مخدر و بيش از 6 ميليون نفر در کشور تحت تاثير مواد مخدر قرار دارند و روزانه 8 نفر در اثر مواد مخدر جان خود را از دست داده و 70 نفر نيز معتاد مي شوند. بازآمارهاي رسمي نشان مي دهد که در حال حاضر کشور ما يک ميليون و 325 هزار معتاد دارد و سالانه بيش از 500 تن مواد مخدر مصرفمي شود که البته آمارهاي غير رسمي رقمي بيش از اين را نشان مي دهد. همچنين طي 5 سال گذشته روزانه 70  معتاد به جمعيت معتادان کشور اضافه شده و بر اساس تحقيقات انجام شده مواد مخدر به تنهايي بين 63 تا 65 درصد از جرائم و دستگيري ها را به شکل مستقيم و غير مستقيم به خود اختصاص داده است.

11- گزارش هاي رسمي بيانگراين است که تعداد زنان معتاد بين سال هاي 86 تا 92، 73 درصد افزايش داشته است و مسئولين ستاد مبارزه با مواد مخدر نيز اعلام کردند تعداد زناني که در اثر سوء مصرف مواد جان خود را از دست دادند سال 1393 نسبت به سال 1392 آن 15 درصد رشد داشته است و از سوي ديگر بيشترين زنان معتاد در رده سني 20 تا 36 سال هستند که اغلب آنها از مواد مخدر ترياک، شيشه، الکل و کراک استفاده مي کنند و همچنين از هفت هزار و 377 زن زنداني در کشور 60 درصد آنها به دلايل مرتبط با جرايم اعتياد و مواد مخدر به زندان راه پيدا کرده اند که بيشتر آنها خود نيز از اين مواد استفاده مي کردند.برخي آمارهاي موجود در مورد مواد مخدر نشان مي دهد که 75 درصد معتادان کشور بالاي ديپلم بوده و 63 درصد معتادان ايراني متأهل هستند و از سوي ديگر عامل 50 درصد طلاق ها و 20 درصد قتل هاست.

جان کلام :

باتوجه به آنچه بیان شد ؛انتظار مردم دنیا از مسئولانشان ریشه کن کردن این معضل اجتماعی است که خود سرچشمه بسیاری از مشکلات دیگرو بدبختی خانواده‌ها است.  اقدامات فعلی دردنیا گرچه قابل تقدیراست اما اساسی و اصولی نبوده و قادر به ریشه کن کردن معضل اعتیاد  نمی باشد ؛ لذا مراجع ذی ربط باید مبارزات همه جانبه از کنترل مرز‌ها گرفته تا خشکاندن ریشه مافیای داخلی وبین المللی را در دستور کار خود قرار دهند.

چاپ در : 1- رسالت : دوشنبه 1/4/1394- ش 8411

                

دوشنبه : 25/3/1394- 27شعبان1436- 15ژوئن 2015

منابع :

1- جام‌جم آنلاین ، چهارشنبه 26 آذر 1393 ، کد خبر :1760442805898516233

2- مردم سالاری : دوشنبه 20بهمن 1393- شماره 3689

3- جمهوری اسلامی : شنبه 16اسفند93- شماره 10262

4- آرمان : چهارشنبه  20 اسفند1393- شماره 2712

5- همشهری آنلاین ، پنجشنبه 12تیرماه 1393

6- گزارش جهانی آژانس مواد مخدر و جرائم سازمان ملل از وضعیت مواد مخدر در26 ژوئن 2014 

شکست زیاده خواهی رجب طیب اردوغان - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۵:۲۰ بعد از ظهر

 شکست زیاده خواهی رجب طیب اردوغان                            

 اسدالله افشار

نتایج قطعی انتخابات پارلمانی ترکیه در آخرین ساعات روز یکشنبه 17 خرداد ماه سال جاری اعلام شد. حزب حاکم عدالت و توسعه به رهبری رجب طیب اردوغان در این انتخابات، شکست سنگینی را متحمل شد! تا پیش از اعلام نتایج، بیشتر تحلیل‌ها  با این سمت و سو ارائه می‌شد که، حزب حاکم پس از پیروزی، برای تغییر نظام سیاسی از پارلمانی به ریاستی نیازمند همه‌پرسی خواهد شد یا بدون همه‌پرسی به این مهم دست خواهد یافت. اما اکنون دولت پس از 13 سال یکه‌تازی باید به فکر تشکیل یک دولت ائتلافی لرزان یا حتی تجدید انتخابات باشد.

 طبق قانون، اگر حزب عدالت و توسعه موفق به کسب 330 کرسی از 550 کرسی پارلمان می‌شد، می‌توانست با برگزاری همه‌پرسی و تغییر قانون اساسی، تغییر نظام سیاسی ترکیه از پارلمانی به ریاستی را کلید بزند تا بدین ترتیب باز هم بر قدرت اردوغان افزوده شود! طبق همین قانون، اگر این حزب موفق می‌شد 367 کرسی به دست آورد، می‌توانست حتی بدون برگزاری این همه‌پرسی بر بلندپروازی‌های خود در داخل و خارج این کشور بیفزاید. اما نتایج اعلام شده، تمام محاسبات اردوغان و دولتش را به هم ریخت. براساس نتایج اعلامی، حزب عدالت و توسعه حدود 41 درصد آرا را به دست آورده و به پیروزی رسیده است، یعنی حدود 258 کرسی که 18 کرسی کمتر از حد نصاب لازم (50 درصد کل آراء) برای تشکیل دولت است.  لازم به ذکراست ؛ این حزب تاقبل ازبرگزاری انتخابات روزیکشنبه ۳۱۲ کرسی در اختیار داشته و در جریان انتخابات پیشین در سال ۲۰۱۱ توانست ۴۹ درصد از آراء را بدست آورده بود.

اینک با توجه به نتایج قطعی اعلام شده  ، نکاتی را درهمین ارتباط مورد اشاره قرارمی دهیم :

1- نخست وزیر در نظام پارلمانی ترکیه مهمترین سمت اجرایی کشور است. رئیس جمهوری مقامی نمادین دارد. نخست وزیر که برای چهار سال انتخاب می شود، رهبر حزبی است که اکثر ۵۵۰کرسی پارلمان را بدست آورده است.در انتخابات سراسری روز یکشنبه 17خردادماه 1394، ۲۰حزب سیاسی و بیش از ۱۵۰نامزد مستقل برای کسب کرسی های پارلمان تلاش نمودند . مشخص است که ؛ تعداد کمی از آنها به هدف خود خواهند رسید زیرا برای حضور در پارلمان باید دست کم ۱۰درصد آراء را بدست آورد و در غیر این صورت آرای نامزدانِ ناکام بین احزاب پیروز یعنی آنهایی که بیش از ۱۰درصد رای داشته اند، تقسیم می شود. این نظام سیاسی بعد از کودتای نظامی سال ۱۹۸۰میلادی بنا نهاده شد.

2- مسئله مهم در انتخابات پارلمانی در ترکیه این است : حزبی که اردوغان آن را پایه‌گذاری کرد، در چند سال گذشته بیش از سه‌میلیون رأی خود را از دست داد و آرای کردها که پیش از‌این به سبد این حزب ریخته می‌شد، این‌بار به سبد حزب نوپای دموکراتیک خلق‌ها ریخته شد. رکود اقتصادی، بی‌کاری، فساد مالی، نقض حقوق‌بشر و بازداشت گسترده اصحاب رسانه، همچنین مسائل منطقه‌ای و کم‌توجهی به مناطق شرق و جنوب‌شرقی ترکیه، ازجمله مسائلی است که در نتیجه انتخابات ترکیه مؤثر بوده است و حالا این رجب‌طیب اردوغان است که سعی می‌کند چهره کاریزماتیک خدشه‌دار‌شده خود در نظام سیاسی ترکیه را بازسازی کند.

3- تردیدی نیست که حزب «عدالت و توسعه» که رئیس آن اردوغان است، توانست در انتخابات 17خرداد ماه سال جاری به پیروزی برسد ولی نظرسنجی‌ها نشان داد که جایگاه این حزب نسبت به گذشته به مراتب ضعیف‌تر شده و از 47 درصد به 41 تنزل نموده است. این رویداد برای اردوغان که برنامه‌های بلندپروازانه‌ای تدارک دیده  بود می‌تواند تلخ و ضربه‌ای سنگین باشد. اردوغان با سیاست‌هایش در سوریه و حمایت‌های آشکار و پنهان از تروریست‌هایی که به هیچ معیار انسانی پایبند نیستند، در داخل مورد نفرت بسیاری از اقشار مردم ترکیه به خصوص احزاب سیاسی و قشر تحصیل کرده قرار گرفته است ولی اردوغان - به زعم کارشناسان- با تأکید بر شعارهای اقتصادی و مذهبی توانسته است براین نفرت داخلی غلبه کند .

4- بزرگترین برنده این انتخابات حزب دموکراتیک خلق‌ها بود که با کسب ۱۳درصد آرا توانست به پارلمان راه یابد. صلاح‌الدین دمیرتاش، یکی از دو رئیس حزب، روز یکشنبه و در حالی که هنوز شمارش آرا ادامه داشت هرگونه ائتلاف با عدالت و توسعه را رد کرد. با این حال، حزب عدالت بیش از دولت‌های قبلی ترکیه و یا گروه‌های مخالف در جهت برآورده ساختن درخواست‌های کردها فعالیت کرده است. احتمال همکاری بین حزب عدالت و توسعه و بزرگترین حزب مخالف یعنی خلق جمهوری‌خواه وجود ندارد. خصومت بین ملی‌گراها و کردها نیز امکان ایجاد ائتلافی سه‌گانه متشکل از احزاب مخالف را نیز کاملاً بعید می‌سازد.  

5- بامشخص شدن نتایج انتخابات ترکیه ؛ صحنه سیاسی ترکیه با وضعیتی کاملاً جدید روبرو شده است که هر نوع ائتلافی از سوی اردوغان باید با تغییراتی در سیاست داخلی و خارجی او همراه شود. قطعا هیچ حزبی بدون اینکه اردوغان تغییری در سیاست هایش بدهد حاضر به ائتلاف با وی نخواهد شد وقطعا هر حزبی در چنین شرایطی سعی می کند وزارتخانه های مهم را از اردوغان بگیرد و به این ترتیب یک رشوه سیاسی را از وزارتخانه های کلیدی مانند وزارت خارجه، وزارت کشور یا وزارت دفاع و یا وزارت اقتصاد بگیرد تا دولت ائتلافی رنگ واقعیت ببیند.این، یک ضربه بسیار اساسی به اردوغان خواهد بود و او را مجبور خواهد کرد که در یک سری از      سیاست هایش تجدیدنظر کند. بنابراین اردوغان، بعد از سال ها حکومت بر ترکیه با وضعیتی کاملاً جدید روبرو گشته است، و می بینیم که اردوغان رئیس‌جمهور ترکیه در اولین واکنش به نتایج انتخابات پارلمانی کشورش و عدم موفقیت حزبش برای کسب اکثریت کرسی‌های پارلمانی گفته است که ؛ "هیچ حزبی قادر نیست به تنهایی تشکیل کابینه دهد.

6- به نظر می‌رسد بسیاری از مردم ترکیه با آگاهی از زیاده‌خواهی‌های رجب طیب اردوغان، که درصدد بود خود را به «سلطان» ترکیه تبدیل کند و به نوعی سلطنت یا امپراطوری عثمانی را باز تولید نماید، از رأی دادن به حزب او خودداری کردند تا او در این زیاده‌‌خواهی‌ها ناکام بماند. علاوه براین زیاده‌خواهی داخلی که می‌توانست خطر دیکتاتوری را متوجه مردم ترکیه کند. شکست رجب طیب اردوغان در انتخابات مجلس، آغاز افول حزب او و کنار رفتن تدریجی وی از قدرت خواهد بود. این واقعه، بسیاری از مردم ترکیه را که به عدم وفاداری اردوغان نسبت به شعارهایش اعتراض داشتند خوشحال کرد و روشن است که سیر نزولی رهبران حزب عدالت و توسعه و پائین آمدن تدریجی آنان از نردبان قدرت، ادامه خواهد یافت.

جان کلام :

تحلیل گران معتقدند که ؛ با شکست حزب عدالت و توسعه، قطعاً معادلات سیاسی و نظامی در سوریه و عراق دچار تغییر خواهد شد کما اینکه وزن سیاسی دولت ترکیه نزد دولت‌ها از جمله دولت‌های غربی نیز کاهش خواهد یافت. این تغییر، علاوه بر اینکه مانع تبدیل شدن اردوغان به سلطان ترکیه خواهد شد، او را به عنوان یک شاه خیالی بی‌لشکر، مایه عبرت سران سایر کشورهائی که حیات خود را در آتش افروزی و حمایت از تروریست‌ها جستجو می‌کنند قرار خواهد داد.

پنجشنبه : 21 /3/1394- 23شعبان1436- 11ژوئن 2015

سیاست های مزورانه عربستان در یمن - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۵:۱۹ بعد از ظهر

سیاست های مزورانه عربستان در یمن                   

 اسدالله افشار

تهاجم وحشيانه و خونبار چند ماهاخير آل سعود عليه يمن، در کنار خسارات فراواني که بر مردم فقير و مظلوم اين کشور اسلامي وارد ساخته است، به آشکارتر شدن همسويي آل سعود و همپيمانانش با اسرائيل انجاميد. دشمنان جبهه مقاومت تا کنون به مدد رسانه‌هاي در اختيار و حمايت امپراتوري رسانه‌اي صهيونيسم، تلاش کرده اند تا اين همسويي را پرده‌پوشي کنند! اگر تا ديروز حمايت آل سعود و همپيمانانش از اسرائيل دربرابر حزب ا... لبنان و مقاومت فلسطين، حمايتي غيرمستقيم از صهيونيست‌ها به شمار مي‌آمد و اگر پشتيباني از داعش و النصره و ديگر تروريست‌ها در سوريه را نتوان جنگ مستقيم حاميان تروريست‌ها، عليه محور مقاومت به حساب آورد، تهاجم آل سعود به يمن، ورود به جنگي نيابتي از طرف اسرائيل عليه بخشي از جهان اسلام بود که شعار اصلي آن‌ها مرگ بر آمريکا و مرگ بر اسرائيل است، حتي اگر در تحليل‌هايي که صورت مي‌گيرد، يمن به عنوان بخشي از محور مقاومت اسلامي کمتر مورد توجه قرار گرفته باشد.

تحلیل گران معتقدند ؛ جنگ جبهه صهيونيسم عليه يمن از زاويه نگاه ديگري هم قابل تحليل است؛ چرا که از دیدگاه آنان شکست خفت بار اسرائيل در جنگ 33 روزه، عدم نتيجه‌گيري از بمباران‌هاي سنگين باريکه غزه براي تضعيف مقاومت فلسطين وعدم توفيق در جبهه سوريه باعث شده است تا اين جبهه به خيال خود، نقطه آسيب پذير ديگري از جهان اسلام را که با پيروزي انقلاب مردم يمن مي‌رود تا جبهه مقاومت اسلامي را گسترده تر سازد، انتخاب کند. وباید اذعان داشت جبهه صهيونيسم که رژيم آل سعود آن را در نبرد يمن نمايندگي کرده است، با گمان جدايي جغرافيايي يمن از محور به هم پيوسته مقاومت از يک سو و همسايگي با عربستان از سوي ديگر بر آن بوده تا از پاگرفتن انديشه مقاومت ضد صهيونيستي در قطعه مهمي از جهان اسلام جلوگيري کند.

طمع‌ ورزی ‌های عربستان علیه یمن :

سیاست رژیم سعودی و طمع‌ورزی‌هایش علیه یمن سیاست جدیدی نیست بلکه از زمان سیطره بر اراضی شمال غربی یمن (نجران، جیزان و عسیر) در سال 1934 (1213 ش) ادامه داشته و امروزه با شدت بخشیدن به موارد زیر همچنان سیاست مزورانه خود را در یمن پی می‌گیرد:

1-ادامه سلطه بر تصمیم‌گیری سیاسی در یمن و حمایت از نهادهای حاکم طرفدار خود با این اعتبار که یمن حیاط خلوت آنهاست؛  2-ایجاد درگیری‌های استانی، مذهبی و قومی میان طبقات مختلف یمنی از طریق گسترش افکار سلفی و تکفیری؛ و ارائه حمایت‌های مالی و رسانه‌ای که هدف اصلی آن تجزیه جامعه یمنی است؛ 3-اختصاص دادن کمک‌ها و حتی حقوق ماهیانه برای برخی مزدوران داخلی؛ 4-تضعیف اقتصاد یمن از طریق اعمال فعالیت‌هائی همچون جلوگیری کردن از صادرات یمن و ایجاد تنگنا برای نیروی کار یمنی ؛ 5-اعمال فشار به شرکت‌های بین‌المللی جهت جلوگیری از حفاری‌ و عملیات نفتی؛ 6-حمایت از گروه‌های تکفیری مثل القاعده و داعش و دادن کمک‌های مالی، نظامی و لجستیکی به آنها زیرا این گروه‌ها بازوی اجرایی عربستان در یمن هستند و هدف اصلی آنها متزلزل ساختن امنیت و سرکوب بافت اجتماعی یمن است و رخدادهای جاری این نکته را به اثبات رسانده و جای شک برای کسی باقی نگذاشته است.

ماجرای یمن از نگاه عربستان:

از نگاه عربستان، ماجرای یمن تلاشی برای ایجاد توازن ژئوپلتیکی با ایران است. زمامداران سعودی بر این باورند که ریاض تا همین جا نیز دستاوردهایی داشته است. رسانه‌های وابسته به عربستان، برجسته‌ترین این دستاوردها را شامل مواردی نظیر رفع کدورت میان مصر و ترکیه که بر سر دولت اخوانی مرسی رخ داده بود و اکنون به وحدت نظر در مسأله یمن رسیده‌اند، رفع کدورت میان بحرین، امارات و عربستان با قطر و حضور هر چهار کشور در جبهه واحد یمن، کاستن از دخالت‌های خارجی، تقویت وحدت عربی، ممانعت از تشدید افراطی‌گری و ممانعت از آنچه «دخالت ایران در امور داخلی کشورهای عربی» معرفی می‌کنند. این تصور اشتباه وجود دارد که دستاوردهای ادعایی در زمینه ائتلاف عربی، تنها از طریق شعله‌ور کردن جنگی با نتایج غیر قابل پیش‌بینی، امکان تحقق و تقویت دارد. همزمان با تشدید جنگ روانی؛ اتکا به نکاتی ساده‌اندیشانه‌ای مثل توان آتش جنگنده‌های ائتلاف علیه غیرنظامیان؛ موجب شده تا مسائل مهم و تأثیرگذار بر فرجام «بازی با آتش» سعودی‌ها، مورد غفلت واقع شود.

جان کلام :

به این ترتیب با اطمینان می‌توان اظهار داشت که تنها دستاورد این جنگ برای عربستان، اثبات سرسپردگی برای خدمت به بیگانگان و کمک به کسب اهداف دشمنان قسم خورده اسلام ناب محمدی(ص) بوده است، خدمتی که همانند؛ منازعات تحمیلی به لبنان، لیبی، افغانستان، سوریه، عراق و سایر کشورهای اسلامی، تنها نابودی زیرساخت‌ها و سایر منابع و امکانات حیاتی بخش دیگری از جهان اسلام در جهت تضعیف مسلمین و حفظ منافع نظام سرمایه‌داری و نیز منافع شخصی خاندان آل سعود را در پی داشته و در نتیجه به رسوایی و بی‌آبرویی ظالمین در نزد افکار عمومی جهان و تسریع در سقوط عاملان و حاکمان آن منجر خواهد .

 

شنبه : 16/3/1394- 18شعبان 1436- 6 ژوئن 2015

سیاست های مزورانه عربستان در یمن - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۵:۱۳ بعد از ظهر

سیاست های مزورانه عربستان در یمن                   

 اسدالله افشار

تهاجم وحشيانه و خونبار چند ماهاخير آل سعود عليه يمن، در کنار خسارات فراواني که بر مردم فقير و مظلوم اين کشور اسلامي وارد ساخته است، به آشکارتر شدن همسويي آل سعود و همپيمانانش با اسرائيل انجاميد. دشمنان جبهه مقاومت تا کنون به مدد رسانه‌هاي در اختيار و حمايت امپراتوري رسانه‌اي صهيونيسم، تلاش کرده اند تا اين همسويي را پرده‌پوشي کنند! اگر تا ديروز حمايت آل سعود و همپيمانانش از اسرائيل دربرابر حزب ا... لبنان و مقاومت فلسطين، حمايتي غيرمستقيم از صهيونيست‌ها به شمار مي‌آمد و اگر پشتيباني از داعش و النصره و ديگر تروريست‌ها در سوريه را نتوان جنگ مستقيم حاميان تروريست‌ها، عليه محور مقاومت به حساب آورد، تهاجم آل سعود به يمن، ورود به جنگي نيابتي از طرف اسرائيل عليه بخشي از جهان اسلام بود که شعار اصلي آن‌ها مرگ بر آمريکا و مرگ بر اسرائيل است، حتي اگر در تحليل‌هايي که صورت مي‌گيرد، يمن به عنوان بخشي از محور مقاومت اسلامي کمتر مورد توجه قرار گرفته باشد.

تحلیل گران معتقدند ؛ جنگ جبهه صهيونيسم عليه يمن از زاويه نگاه ديگري هم قابل تحليل است؛ چرا که از دیدگاه آنان شکست خفت بار اسرائيل در جنگ 33 روزه، عدم نتيجه‌گيري از بمباران‌هاي سنگين باريکه غزه براي تضعيف مقاومت فلسطين وعدم توفيق در جبهه سوريه باعث شده است تا اين جبهه به خيال خود، نقطه آسيب پذير ديگري از جهان اسلام را که با پيروزي انقلاب مردم يمن مي‌رود تا جبهه مقاومت اسلامي را گسترده تر سازد، انتخاب کند. وباید اذعان داشت جبهه صهيونيسم که رژيم آل سعود آن را در نبرد يمن نمايندگي کرده است، با گمان جدايي جغرافيايي يمن از محور به هم پيوسته مقاومت از يک سو و همسايگي با عربستان از سوي ديگر بر آن بوده تا از پاگرفتن انديشه مقاومت ضد صهيونيستي در قطعه مهمي از جهان اسلام جلوگيري کند.

طمع‌ ورزی ‌های عربستان علیه یمن :

سیاست رژیم سعودی و طمع‌ورزی‌هایش علیه یمن سیاست جدیدی نیست بلکه از زمان سیطره بر اراضی شمال غربی یمن (نجران، جیزان و عسیر) در سال 1934 (1213 ش) ادامه داشته و امروزه با شدت بخشیدن به موارد زیر همچنان سیاست مزورانه خود را در یمن پی می‌گیرد:

1-ادامه سلطه بر تصمیم‌گیری سیاسی در یمن و حمایت از نهادهای حاکم طرفدار خود با این اعتبار که یمن حیاط خلوت آنهاست؛  2-ایجاد درگیری‌های استانی، مذهبی و قومی میان طبقات مختلف یمنی از طریق گسترش افکار سلفی و تکفیری؛ و ارائه حمایت‌های مالی و رسانه‌ای که هدف اصلی آن تجزیه جامعه یمنی است؛ 3-اختصاص دادن کمک‌ها و حتی حقوق ماهیانه برای برخی مزدوران داخلی؛ 4-تضعیف اقتصاد یمن از طریق اعمال فعالیت‌هائی همچون جلوگیری کردن از صادرات یمن و ایجاد تنگنا برای نیروی کار یمنی ؛ 5-اعمال فشار به شرکت‌های بین‌المللی جهت جلوگیری از حفاری‌ و عملیات نفتی؛ 6-حمایت از گروه‌های تکفیری مثل القاعده و داعش و دادن کمک‌های مالی، نظامی و لجستیکی به آنها زیرا این گروه‌ها بازوی اجرایی عربستان در یمن هستند و هدف اصلی آنها متزلزل ساختن امنیت و سرکوب بافت اجتماعی یمن است و رخدادهای جاری این نکته را به اثبات رسانده و جای شک برای کسی باقی نگذاشته است.

ماجرای یمن از نگاه عربستان:

از نگاه عربستان، ماجرای یمن تلاشی برای ایجاد توازن ژئوپلتیکی با ایران است. زمامداران سعودی بر این باورند که ریاض تا همین جا نیز دستاوردهایی داشته است. رسانه‌های وابسته به عربستان، برجسته‌ترین این دستاوردها را شامل مواردی نظیر رفع کدورت میان مصر و ترکیه که بر سر دولت اخوانی مرسی رخ داده بود و اکنون به وحدت نظر در مسأله یمن رسیده‌اند، رفع کدورت میان بحرین، امارات و عربستان با قطر و حضور هر چهار کشور در جبهه واحد یمن، کاستن از دخالت‌های خارجی، تقویت وحدت عربی، ممانعت از تشدید افراطی‌گری و ممانعت از آنچه «دخالت ایران در امور داخلی کشورهای عربی» معرفی می‌کنند. این تصور اشتباه وجود دارد که دستاوردهای ادعایی در زمینه ائتلاف عربی، تنها از طریق شعله‌ور کردن جنگی با نتایج غیر قابل پیش‌بینی، امکان تحقق و تقویت دارد. همزمان با تشدید جنگ روانی؛ اتکا به نکاتی ساده‌اندیشانه‌ای مثل توان آتش جنگنده‌های ائتلاف علیه غیرنظامیان؛ موجب شده تا مسائل مهم و تأثیرگذار بر فرجام «بازی با آتش» سعودی‌ها، مورد غفلت واقع شود.

جان کلام :

به این ترتیب با اطمینان می‌توان اظهار داشت که تنها دستاورد این جنگ برای عربستان، اثبات سرسپردگی برای خدمت به بیگانگان و کمک به کسب اهداف دشمنان قسم خورده اسلام ناب محمدی(ص) بوده است، خدمتی که همانند؛ منازعات تحمیلی به لبنان، لیبی، افغانستان، سوریه، عراق و سایر کشورهای اسلامی، تنها نابودی زیرساخت‌ها و سایر منابع و امکانات حیاتی بخش دیگری از جهان اسلام در جهت تضعیف مسلمین و حفظ منافع نظام سرمایه‌داری و نیز منافع شخصی خاندان آل سعود را در پی داشته و در نتیجه به رسوایی و بی‌آبرویی ظالمین در نزد افکار عمومی جهان و تسریع در سقوط عاملان و حاکمان آن منجر خواهد .

 

 

شنبه : 16/3/1394- 18شعبان 1436- 6 ژوئن 2015

رمضان، صفحه لاهوتی ملاقات - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۵:۱۱ بعد از ظهر

 رمضان، صفحه لاهوتی ملاقات                           

اسدالله افشار

 

ماه رمضان هرساله ازراه مي رسد ؛ ماهی که درس‌های تهذیب نفس،‌پرهیز از گناه وتمرین توبه و انابه مرورمی‌شود و بازگشت به خویشتن خویش و خدای خود، سرلوحة رفتار انسان‌های پاک وجوانان جویای حقیقت ومعنویت قرار می‌گیرد.بی‌هیچ تردیدی، ضروری‌ترین وظیفه وهدف انسان‌های متعالی،خودسازی وخویشتن‌داری است تا رستگاری‌شان تحقق یابد. رستگار کسی است که جان را پاک سازد .وماه رمضان فرصت مغتنمی است برای آنان که دست وپا بسته‌ زندگی و مشکلات آن هستند تا جان را ازآلودگی‌ها و دلبستگی‌ها رهایی بخشند، تمرین عبودیت کنند و خالی ازدغدغه‌های دنیایی،‌ به تاریک وروشن آینده ي خود بیندیشند.ماه رمضان،ماه عبادت است؛‌عبادت خداپرستان صرفاً روزه گرفتن،‌قرآن ختم کردن وذکر گفتن نیست ـ هرچند آن اعمال هم بر نورانیت وجود خواهد افزود ـ قدم اول درعبادت،تأمل وتفکر است که یک لحظه تفکر، بهتر از یک سال عبادت است» و بهترین عبادت‌ها تفکر است».

خالق هستي،يک فرصت ويژه وثابتي را براي بشرمؤمن تدارک ديده است تا درآن فرصت،مؤمن،فراتر ازقيل وقالهاي روزمره وعمرتلف کن، به خود، به روح خود مي پردازد. اين فرصت ناب ونوراني، رمضان است. ماه مبارکي که دستهاي تمنايش را به سوي ما پيش آورده وما را به جانب نور،فرا مي خواند.

اگرخوب بنگريم،رمضان را با سينه اي صبور مي بينيم. با دستاني مشتاق، باچهره اي بشاش،با لباني به ذکر، با داماني پرگل، با چشم اندازي پر اميد، با دوستاني همراه، با قدمهايي پر طنين، با خبرهايي خوب، با وعده هايي خير، با رازهايي سربه مهر،با اشاراتي ازدوست، با نغمه هايي ازبهشت، با طراوتي ازباران، با سماجتي ازنياز، با حلاوتي ازناز،با دويدن،خراميدن، افتادن،برخاستن، با سوز،با خراش،با زخم،با فرياد،    با نجوا ، با اشک،درکوفتن، پاسخ نشنيدن، درکوفتن، پاسخ نشنيدن، درکوفتن، درکوفتن، درکوفتن وناگهان:دري که گشوده مي شود ما را به اندرون فرا مي خواند.اندروني ازنورمحض. به وسعت هستي. و به وسعت يک لبخند نمکين دوست.

ماه رمضان ابعاد وچهره‏هاى گوناگون دارد وهركس از يك زاويه به تماشاى سيماى رمضان مى‏ايستد و به ميزان توش و توان خويش از آن بهره مى‏گيرد. جلاى ذهن وصفاى ضمير توام با كاروتلاش وآهنگ «قرب‏جويى‏» دراستفاده از انواررمضان وانعكاس فروغ آن نقش فراوان دارد.ماه رمضان تنها ماهى است كه نام آن درقرآن آمده است (شَهْرُرَمَضانَ الَّذی أُنْزِلَ فیهِ الْقُرْآنُ هُدًی لِلنّاسِ وَبَیِّناتٍ مِنَ الْهُدی‏ وَ الْفُرْقانِ بقره/185) وازآن به عنوان     ما هى كه قرآن درآن فرود آمده معرفى شده است.امام چهارم درصحيفه سجاديه دعاى ورودبه رمضان(صحيفه سجاديه، دعاى 44) ازاين ماه به عنوان‏«شهرالصيام‏»،«شهر الاسلام‏»،ماه پاكى،و«ماه پالايش‏»وماه شب‏زنده‏دارى نام مى‏برد. ودردعاى وداع (صحيفه سجاديه،دعاى45) رمضان آن را«شهرالله اكبر» وعيد اولياى الهى مى‏نامد وهمچون مادرى كه ازفراق فرزند بنالد،درفراق رمضان گريه مى‏كند.

رمضان، صفحه لاهوتی ملاقات است؛صفحه ای که دردفترزندگی بندگان،سالی، یک ماه گشوده می ماند.   صفحه ای که درمتن آن، عطش بندگی حاکمیت داردواوج پادشاهی راساجدانه ترین استغاثه می داند. رمضان،ماه بلوغ انسان درپیکره معرفت است ومعرفت،همان کلید مقدسی است که ورود به حریم رمضان رااذن می دهد.دری را گشوده اند به وسعت دامنه اجابت! سفره ای را گسترده اند به بی کرانگی یک دعوت عاشقانه. سلامی را منتظر نشسته اند به نیازمندی یک بنده؛ یک عبد ضعیف؛ یک عاشقِ مسکین؛ یک من و یک توِ محتاج! رخصت داده اند به نجیبانه ترین نگاه معصومی که پناهی جز این آستان غنی نیافته است!

ماه خیروبرکت، ماه نزول رحمت،ماه میهمانی وضیافت الهی، باردیگرما را به یک فضای معنوی غیرقابل وصفی       می کشاند ، فضایی آکنده ازعشق به خدا، ودنیایی ازصفا وصمیمیت که یک ماه به طول می انجامد.اینجاست که برهمه لازم است که قدراین ضیافت را بدانند وپیشاپیش خود رابرای ورود به این میهمانی آماده کنند،خداپرستان می دانندکه این ضیافت بادیگرمیهمانی ها فرق دارد.دراین جا میزبان خالق یکتا است وانبیاء الهی پذیرایی کنندگان وفرشتگان،خدمتگزاران این خوان هستند.دراین میهمانی فرشتگان پیوسته برموحدان سلام گفته وباکشیدن بالهای خود برروزه داران،گناه میهمانان را از بین می برندوپاک می کنند.برای این میهمانی درآتش وخشم خداوندی بسته، دربهشت و رحمت پروردگار باز و دست شیاطین وخناسان و وسوسه گران غل وزنجیرشده است.این ضیافت درنگاه پیامبر(ص)آنقدرمهم است که درآخرین جمعه شعبان مردم را به آمادگی های لازم برای ورود به ماه خدا فرامی خواند.

 

پنجشنبه : 21/3/1394- 23شعبان 1436- 11ژوئن 2015

خانواده و نظام آموزشی ازعوامل مؤثر بر فرهنگ یک ملت - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۵:۱۰ بعد از ظهر

خانواده و نظام آموزشی ازعوامل مؤثر بر فرهنگ یک ملت           

 اسدالله افشار

 

 همانطور که فرهنگ برهمه چیزتأثیرمی‌گذارد، صدها و بلکه هزاران عامل نیزبرفرهنگ یک ملت مؤثر است. معهذا چنانچه بخواهیم اولویت‌بندی عوامل مؤثر بر فرهنگ و رفتار فرهنگی یک ملت را داشته باشیم، لاجرم می‌توانیم دوعامل را در صدر قرار دهیم. اول خانواده و دوم نظام آموزشی. خانواده را همگان تعریف کرده‌اند و می‌دانند. همانقدر که بگوییم خانواده خاستگاه فرد و خاستگاه جامعه است و همه‌چیز از خانواده برمی‌خیزد. خانواده اگر سالم، عاقل، متعهد، مومن و پاک و شریف باشد، تقریباً همه مسائل جامعه حل می‌شود. اما برای اینکه چنین خانواده‌هایی داشته باشیم یا چنین خانواده‌هایی در اکثریت مطلق قرارگیرند، کاربزرگی وراه درازی در پیش است.خانواده‌ها عبارتند از مجموع زوجین که ازاجتماع برخاسته‌اند و فرزندانی که ازخانواده برخاسته‌اندوغمگنانه بسیاری ازخانواده‌های مابه درستی آموزش نیافته و ناهنجاری‌های نسل‌های قبلی را در خود باز تولید و تشدید کرده‌اند و همان‌ها را به نسل‌های بعدی تحویل می‌دهند. دولت ـ به معنای حاکمیت ـ در برابر سیرتکوین و تحول خانواده‌ها مسئول است. مسئول به‌‌معنای تأسیس یک ساختمان با چند کارمند به عنوان معاونت یا مشاورت خانواده فلان نهاد نیست. خانواده‌ها به‌شدت نیازمند آموزش‌های مفید در همه حوزه‌ها هستند. این آموزش‌ها، اکنون بر عهده هیچ نهادی نیست و تقریباً اصلاً انجام نمی‌شود. اگر تلویزیون گهگاه برنامه‌های خوبی ارائه می‌کند، درکنار دهها برنامه بد دیگراثرش خنثی می‌شود.

اما نظام آموزشی کشور، دومین عامل اثرگذار بر فرهنگ همه جامعه است که متاسفانه هنوز بسیار می‌لنگد. این سخن نیاز به اثبات ندارد، همه رفتارهای ریز و درشتی و همه آنچه هر روز به چشم می‌بینیم یک سرش در نظام آموزش و پرورش است که اگر این نظام بهتر از این بود، وضع ما نیز بسیار بهتر از این بود که هست.نظام آموزشی نیاز به یک اصلاح اساسی و بنیادی و انقلابی دارد که بسیاری نیز گفته‌اند اما سقف پرواز اصلاحات در نظام آموزش و پرورش نباید فقط به تغییرات پایه ای ؛ مثلا6کلاسه کردن دوره ابتدایی یا ۳ ساله کردن دوره دبیرستان و مسائل شکلی از این نوع محدود گردد ! تردید نکنید اگر آموزش و پرورش اصلاح شود، جامعه اصلاح می‌شود و این یکی از گرانبهاترین سخنانی است که متأسفانه به خاطر تکرار و بی‌توجهی ، لوث و ملال‌آور جلوه می‌کند و دیگر گوشی یارای شنیدنش را ندارد . آموزش و پرورش ما ، جدای از این اصلاحاتی (که درهردهه ای مطرح می گردد واجرایی می شود ) به شوخی شبیه است ، نیازمند اصلاح جدی در اساس و بنیان با اتکا به همه تجربه‌های بشری و جهانی است. اصلاحاتی که از فرط بزرگی هیچ دولتی یارای دست زدن و حتی آغازیدن آن را نداشته است و معلوم نیست کی قرار است این کلنگ بر زمین بخورد!

 

 

دوشنبه : 28/2/1394- 29رجب 1436- 18مه 2015

حمله به یمن ؛ آزمون خطاهای قبلی رژیم آل سعود - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۵:۶ بعد از ظهر

حمله به یمن ؛ آزمون خطاهای قبلی رژیم آل سعود                    

اسدالله افشار

 

عربستان سعودی رهبر کشورهای عربی، متحد مهم آمریکا و یکی از مهم‌ترین تولیدکنندگان نفت است ولی در عین حال با مشکلات جدی داخلی، مسائل مالی و نیز جابجایی قدرت پس از مرگ ملک عبدالله و جانشینی ملک سلمان مواجه است. این کشور فاقد توانایی نظامی است که سبب دخالت قاطع در درگیری داخلی یمن شود و اگر دخالت نظامی با اعزام نیروهای زمینی فروان را انتخاب کند، محتمل‌ترین نتیجه این کار بن‌بست پرهزینه‌ای است که منابع نظامی، توانایی مالی و اراده سیاسی سعودی‌ها را فرسوده خواهد کرد.چنین نتیجه‌ای باعث خشم بخش‌هایی از جمعیت عربستان می‌شود: عده‌‌ای از این عصبانی خواهند بود که بعد از این همه هزینه نظامی، کشور توانایی نظامی قابل اعتنایی ندارد و عده دیگری از به کارگیری منابع کشور در یک جنگ بی‌فایده خارجی همزمان با مشکلات جدی داخلی خشمگین خواهند شد.

نگاه کارشناسان درباره حمله نظامی عربستان به یمن :

کارشناسان درباره حمله نظامی عربستان به یمن و هزینه‌های غیرقابل جبران ریاض در این اقدام معتقدند قبل از اینکه این جنگ، ضربه‌ای به مردم یمن باشد، آتشی به دامن رژیم آل سعود است که این روزها از اوضاع منطقه‌ای و تحولات بین‌المللی به شدت ضربه خورده و نگران آینده هستند. حمله عربستان به یمن را باید حمله‌ای از سر درماندگی و ناشی از شکست‌های پی در پی سیاسی آل سعود در منطقه ارزیابی کرد زیرا عربستان پس از شکست سیاست‌هایش در سوریه برای سرنگونی رژیم بشار اسد و عدم موفقیت گروه تکفیری داعش در گسترش سلطه بر عراق و شکست برنامه‌های ریاض در بحرین و لبنان، اکنون نیز که یمن علیرغم استفاده از ابزارهای گوناگون همچون حمایت سیاسی از مهره‌های سیاسی، توطئه تجزیه و ایجاد ناآرامی‌های قبیله‌ای، تقویت گروه تروریستی القاعده، تعطیل کردن سفارت و فشارهای اقتصادی گوناگون نتوانست با انصارالله و مردم یمن مقابله کند، خشن‌ترین روش را برگزید و به حمله نظامی روی آورد و آتشی را برافروخت که به اعتقاد کارشناسان منطقه، دود آن زودتر از همه به چشم خود آتش افروزان خواهد رفت.

شکست خفت بارمتجاوزان انگلیسی وعربستانی درتاریخ یمن :

تاریخ یمن به روشنی نشان می‌دهد هر کشوری به این سرزمین طمع کرده و آنرا مورد حمله نظامی قرار داده، سرانجام با خفت و سرشکستگی آن را ترک کرده است. در مداخلات نظامی دهه‌های اخیر به یمن، نیروهای انگلیسی در سال 1316 این کشور را از هوا و دریا مورد حمله قرار دادند ولی بر اثر مقاومت مردم مجبور به عقب‌نشینی شدند.از سال 1324 نیز سعودیها تاکنون 6 بار به یمن حمله نظامی کرده و چند بار بخش‌هائی از این کشور را از طریق مرز 1000 کیلومتری مشترک به اشغال در آوردند ولی هر بار، دست از پا درازتر مجبور به قبول شکست و خواری شدند. بنابر این حمله اخیر عربستان به یمن تازگی نداشته و در ادامه همان تجاوزات شکست خورده قبلی و آزمون خطاهای قبلی رژیم آل سعود است که این بار نیز نتیجه‌ای را عاید ریاض نخواهد کرد.

تضعیف ارتش‌های عربی :

اگر بپذیریم که یکی از طراحی‌های آمریکا برای تامین امنیت «اسرائیل» تضعیف ارتش‌های عربی است، بنابراین هم اکنون نوبت به ارتش عربستان رسیده تا تضعیف شود واین موضوعی است که در محاسبات حکام آل سعود قرار نگرفته است.تجاوز رژیم سعودی به یمن توجه بسیاری از تحلیلگران و کارشناسان را جلب کرده، در حالی‌که بسیاری از آنها بر این باورند، این بزرگ‌ترین خطایی است که عربستان می‌توانست مرتکب آن شود.

سابقه تاریخی همکاری  اسرائیل با عربستان علیه یمن :

سعودی‌ها و صهیونیست‌ها یک بار در دهه شصت میلادی، اتحاد محکمی برای جلوگیری از سقوط سیستم پادشاهی در یمن ایجاد کرده بودند؛ امروز بار دیگر این اتحاد در مقابل اراده مردمی یمن شکل گرفته است. حمله عربستان به یمن، بنا به گفته برخی از مسئولان یمنی، با مشارکت جنگنده‌های اسرائیلی همراه شده است. «حسن زید» دبیر کل حزب «الحق» یمن اعلام کرد که نیروی هوایی ارتش رژیم صهیونیستی نیز در حملات به یمن شرکت کرده است. اسرائیل پیش از این نیز در جریان جنگ داخلی 1962- 1965 (44-41ش) با عربستان و اردن برای حفظ خاندان پادشاهی یمن در مقابل ملی‌گرایان یمنی اقدام کرده بود، ملی‌گرایانی که حامی «جمال عبدالناصر» بوده و تمایلات سوسیالیستی داشتند. روزنامه الاخبار لبنان، در بررسی تفصیلی نقش اسرائیل در همکاری با عربستان برای جلوگیری از سقوط سیستم پادشاهی یمن در جنگ داخلی دهه شصت به کتاب «انگلیس و جنگ داخلی یمن 1962- 1965» «کلایو جونز» مورخ انگلیسی اشاره می‌کند که در آن در مورد همکاری اسرائیل با عربستان توضیح داده است. همچنین برخی اسناد منتشر شده از زمان دولت «جان کندی» در آمریکا از این حقیقت پرده بر می‌دارد.

این اسناد، از این واقعیت نیز صحبت می‌کند که کشورهای عربستان و اردن به همراه رژیم اسرائیل سعی داشتند در آن زمان، دولت آمریکا را از برقراری رابطه با جمال عبدالناصر منصرف کنند ، کسی که بالاترین خطر را در آن زمان برای آل سعود داشت.

یمن کابوس ریاض :

برخی تحلیل گران معتقدند که یمن به کابوس ریاض تبدیل خواهد شد و این حمله از نظر برخی کارشناسان تداعی گر حمله صدام به کویت است حمله ای که در نهایت بهانه ای برای حمله آمریکا به عراق و سقوط دیکتاتور شد.والبته برخی دیگر ازکارشناسان غربی اظهارداشته اند ؛  یمن برای عربستان بیش از یک کابوس به همراه دارد، زیرا در این کشور از هم پاشیده و فاقد حاکمیت هم جهادی های افراط گرای سنی و هم حوثی ها ظهور               یافته اند. از آنجا که عربستان در یمن شریک و متحد کارآمدی ندارد در نتیجه ریاض به ظاهر تلاش کرده است تا برخلاف مداخله در بحرین در سال 2011 از هرگونه مداخله تمام عیار در یمن دوری کند و خود را از نزاع های جاری در این کشور دور نگاه دارد. در هیچ کجای دنیا نمی توان دید که اختلاف سطح درآمد در دو کشور همسایه بیش از اختلاف سطح درآمد میان عربستان و یمن باشد. درآمد سرانه در عربستان حدود 54000 دلار در سال است در حالی که در یمن این رقم کمتر از 4000 هزار دلار است. با اینکه وجود یک یمن باثبات و شکوفا به نفع عربستان است، اما سیاست های عربستان مبنی بر ممنوعیت ورود نیروی کار یمنی به داخل این کشور باعث وخامت وضعیت اقتصادی در یمن شده اند و این امر به نوبه خود تهدیدی برای منافع عربستان محسوب می شود.

حمايت علني سازمان ملل از جنايات عربستان در يمن :

 بيش از دو هفته است كه حاكمان رژيم سعودي شكست خود در منازعات سياسي يا تجزيه يمن را با انتقام از مردم يمن تلافي مي‌كنند و تمامي مصاديق قوانين بين‌المللي در ارتكاب جنايت جنگي و نسل‌كشي را ركورد زده‌اند. جالب است كه سازمان ملل به عنوان يك نهاد بين‌المللي كه بايد حافظ صلح و امنيت جهاني و مانع از ارتكاب جنايت عليه بشريت و جنايت جنگي و... شود، براي رفع مسئوليت مي‌گويد حوثي‌ها به قطعنامه‌هاي شوراي امنيت عمل نمي‌كنند! اين يعني اينكه يك حمايت علني از جنايت عربستان در يمن را به نمايش گذاشته و آن را مجاز مي‌داند. اساساً بايد گفت تحولات منطقه به نحوي پيش مي‌رود كه ماهيت بسياري از بازيگران و نهاد‌ها و مؤسسات و افراد در جايگاه‌هاي بين المللي افشا و رسوا مي‌شوند.

نقض حاکمیت یمن و بی‌احترامی به تمامیت ارضی آن :

این تجاوزگری و ادعاهای عربستان درحالی است که بحران یمن یک موضوع سیاسی داخلی است و مداخله عربستان که شورای امنیت و قدرت‌های جهانی چشمان خود را برروی آن بسته‌اند، نقض حاکمیت یک کشور مستقل و بی‌احترامی به تمامیت ارضی آن است. اما نکته اساسی که پادشاه جدید عربستان و فرزندش به عنوان وزیر دفاع این کشور از آن غافل هستند این‌که زمان پایان تجاوز به یمن را عربستان تعیین نخواهد کرد. گروه حوثی‌ یمن که با نام انصارالله نیز خوانده می‌شود دهها سال است سلاح به دوش، می‌جنگد و در جنگ‌های چریکی ید طولایی دارد.

مردم یمن از هر قشر و طیفی علیه تجاوزگری بیگانه متحد هستند و این اتحاد، شیعه و سنی نمی‌شناسد. اتحاد مردم یمن چنان قوی است که علیه تجاوز گری عربستان می‌جنگند؛ بدیهی است اگر چنین یکپارچگی و اتحادی وجود نداشت، انصارالله نمی‌توانست در سه جبهه با تجاوزگری عربستان، تروریست‌های القاعده و نیروهای وابسته به «عبدربه منصور هادی» رئیس جمهوری خائن یمن که به دامن سعودی‌ها پناه برد و عربستان را به حمله به خاک وطن خود تشویق کرد، بجنگد. به باور کارشناسان، ملک سلمان دچار اشتباه راهبردی در تجاوز به یمن شده است و در صورت بروز جنگ زمینی، ضربه‌پذیری عربستان قریب به یقین خواهد بود.

 

 

 

دوشنبه : 24/1/1394- 23جمادی الثانی1436- 13آوریل2015

چالش‌های مهم اسرائیل - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۵:۵ بعد از ظهر

چالش‌های مهم اسرائیل                  

اسدالله افشار

 

امام‌خمینی(ره) براساس آموزه‌های اسلامی و احادیث شریف: «من اصبح و لم یهتم بامور المسلمین فلیس منهم و من سمع رجلا ینادی یا للمسلمین فلم یجبه فلیس بمسلم»، «و من سمع رجلا ینادی یا للمسلمین فلم  یجبه فلیس بمسلم» وتجربیات ارزشمند خود در عرصه‌های انقلاب اسلامی در زمینه مبارزات مردمی، آخرین جمعه ماه مبارک رمضان که از ایام‌الله قدر است را روز قدس نام‌گذاری کرد تا نمادی برای بیداری و خیزش اسلامی و نجات قدس و فلسطین گردد. با کمال مسرت و خوشبختی امروزه می‌توان مشاهده کرد که در پرتو تدبیر الهی امام(ره)، امت اسلامی و آزادی خواهان عالم به حمایت از آرمان فلسطین و در مقابل صهیونیسم بین‌الملل قیام کرده‌اند و روز قدس وجدان‌های خفته را بیدار کرده است. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی همچون امام‌خمینی(ره) همواره بر اهمیت دفاع از فلسطین و پاسداشت روز جهانی قدس تأکید داشته و دارند. ایشان در تمام مدت زعامت خویش عموم مسلمانان جهان را برای گرامیداشت روز جهانی قدس دعوت کرده‌اند. به مناسبت روز جهانی قدس، نکاتی رادرخصوص رژیم اشغالگرقدس درذیل مرورمی نماییم:

1- 67 سال پیش اشغالگران صهیونیست در روزی که فلسطینیان «یوم النکبه» می‌خوانند؛ پس از یورش به 774 روستا و شهر در سرزمین فلسطین و کشتار 15 هزار غیرنظامی مسلمان و مسیحی، بازماندگان را به کرانه باختری رود اردن، باریکه غزه و کشورهای همسایه مانند سوریه، اردن و لبنان تبعید کردند.بر پایه آخرین آماری که مرکز اطلاع رسانی فلسطین بیست و سوم اردیبهشت سال جاری ارایه کرده است اکنون 6 میلیون و یکصد هزار تن در فلسطین اشغالی ساکن و به همین اندازه بیرون از سرزمین مادری آواره‌اند. از این شمار، فقط پنج میلیون و 49 هزار تن در آژانس امدادرسانی و کاریابی برای آوارگان فلسطینی (آنروا) پرونده دارند.البته آوارگی فلسطینیان پیامد شکل‌گیری نخستین هسته‌های صهیونیسم در سال 1276 خورشیدی در شهر «بال» سوییس و واگذاری قیمومیت فلسطین به بریتانیا و سپس صدور اعلامیه «بالفور» از سوی وزیر امورخارجه وقت انگلیس در سال 1296 خورشیدی بود. سرانجام سازمان ملل متحد در سال 1326 خورشیدی با قطعنامه 181، فلسطین را به 2 بخش صهیونیست نشین و عرب نشین تقسیم کرد.یک سال پس از آن بود که اشغالگران صهیونیسم که مهر تایید بر اشغالگری خود را نشانه‌ای از پشتیبانی کامل غرب می‌دانستند برای تحقق رویای دیرینه «صهیونیسم از نیل تا فرات» فصل تازه‌ای از کشتار و خشونت و اشغال را آغاز کردند؛ به گونه‌ای که فقط نزدیک به 160 هزار فلسطینی عرب تبار در بخش‌های اشغال شده باقی ماندند.

2- وضعیت اسرائیل چه در زمینه داخلی و چه منطقه‌ای و بین‌المللی، وضعیت هشدار و اورژانسی است. گزارش محرمانه وزارت خارجه اسرائیل به قلم گیلعاد کوهن (معاون وزارت) که سال گذشته توسط یدیعوت آحارونوت فاش شد، خاطرنشان می‌کند اسرائیل در سال 2015 به استقبال انزوای بیشتر جهانی در حوزه‌های سیاسی و اقتصادی و دانشگاهی حتی از جانب کشورهای اروپایی می‌رود . بیش ازاین آویگدور لیبرمن وزیر خارجه در جمع سفیران اسرائیل خاطرنشان کرده بود «غیر از ایران ، اروپا نیز در سال 2015 جزو چالش‌های مهم اسرائیل خواهد بود چرا که برخی پارلمان‌ها و دولت‌های اروپایی موضع‌گیری علیه اسرائیل را افزایش داده‌اند». در یک سال گذشته این هشدارها شدت گرفته است. 21 اردیبهشت 92 مئیر داگان رئیس سابق سرویس جاسوسی موساد به جروزالم‌پست گفت «اسرائیل بر لبه پرتگاه ایستاده است. ما نمی‌توانیم خود را اداره کنیم. ریشه تهدید واقعی در سیاست‌های کنونی تل‌آویو نهفته است. اسرائیل به نقطه‌ای رسیده که نمی‌تواند خود را مدیریت کند. ما با پیشامدهای بدی در آینده مواجه می‌شویم». مشابه همین هشدار را شبتای شاویت رئیس اسبق موساد دوم تیر 93 در روزنامه هاآرتص نوشت. «من آینده اسرائیل را تاریک و نگران‌کننده می‌بینم. ما در درگیری با فلسطینی‌ها و تشکیل دولت یهودی و سرکوب آنها موفق عمل کردیم اما امروز واقعا نگران آینده پروژه صهیونیسم هستم زیرا از یک‌سو در برابر انبوه تهدیدهای حیاتی قرار داریم و از طرف دیگر با کوری دولت و فلج استراتژیک آن روبه‌رو هستیم. ما به آمریکا وابسته‌ایم اما روابط دو طرف به پایین‌ترین میزان رسیده است. اروپا که بزرگترین بازار ما بود، در حال خسته شدن از دست ماست و به سمت برخی تحریم‌ها تمایل دارد. روسیه به تدریج علیه ما شده و به دشمنان ما کمک می‌کند.»

3-  بنی گانتز رئیس ستاد مشترک نیروهای مسلح اسرائیل در تحلیلی که اواخر آذر سال1393از سوی «دیفنس نیوز» منتشر شد، هشدار داد «اسرائیل از زمین و آسمان و حتی زیرزمین با چالش‌های امنیتی همه‌جانبه مواجه است.» مشابه سخنان او را نتانیاهو اردیبهشت 2 سال پیش در سالگرد تاسیس رژیم صهیونیستی عنوان کرد و گفت «خطرات بی‌سابقه‌ای در کمین موجودیت اسرائیل است، خطراتی به مراتب بزرگتر از جنگ‌هایی که از سال 1948 روبه‌رو بودیم.» بیداری اسلامی و شاخه عمیق‌تر و عملیاتی‌تر آن (مقاومت اسلامی) کابوس بزرگی بود که سراغ رژیم جعلی صهیونیستی رفته بود. دان مریدور وزیر اطلاعات اسرائیل اواخر بهمن 91 در گفت‌وگو با المانیتور تصریح کرد «بهار عربی و سرنگون شدن رژیم‌های عربی عامل تقویت محور ایران در منطقه با حضور سوریه و حزب‌الله است و اگر ایران به قدرت حاکم جهان اسلام تبدیل شود، جهان و نظم آن در قرن جدید دگرگون خواهد شد.» چند روز پس از وی آوی دیختر وزیر امنیت اسرائیل (رئیس اسبق شین‌بث) در مصاحبه با دیرکت ماتن گفت «من نمی‌دانم چه کسی بهار عربی را اختراع کرد چون بیشتر به زمستان بارانی شبیه است. دیدیم اخوان‌المسلمین در مصر به قدرت رسید و یک سال کنترل مصر به عنوان بزرگترین کشور و ارتش منطقه و نیز کانال سوئز را به دست گرفت.» ارزیابی صهیونیست‌ها چنان‌که در مقاله مایکل اورن سفیر اسرائیل در آمریکا (روزنامه واشنگتن پست- 4 خرداد 92) دیده می‌شود، به هم خوردن نقشه خاورمیانه است. «ایران در حال به هم زدن نقشه قدیمی خاورمیانه است. نقشه‌ای که قدرت‌ها در قرن گذشته ترسیم ‌کردند در حال از بین رفتن است.» اسرائیل نقطه پرگار چنین نقشه‌ای بود اما اکنون دور تا دور خود را در محاصره نیروهایی می‌دید که کم یا زیاد مطالبه مردم‌سالاری، اسلام و مبارزه با آمریکا و اسرائیل را داشتند.

4- در شرايط پر تلاطم كنوني و در دوراني كه تير قهر و تفرقه از منجنيق فلك، منطقه خاورميانه را هدف گرفته، دشمن به خوبي مي‌داند كه فلسطين ميزان الحراره غيرت و حميت و نقطه تمركز و محوري دنياي اسلام است. از اين رو با هدف گرفتن گستاخانه زنان و كودكان و غيرنظاميان و بي‌دفاعان فلسطيني كه سلاحي جز دعا و مظلوميتشان باقي نمانده، كار مقاومت در اين منطقه را يكسره كرده و بنيان حاميان عدالت و صلح را ريشه كن كند. فشارهاي 67ساله براي شكستن قدرت و اقتدار و صلابت فلسطنیان به جايي نرسيده و دشمن زبون و وامانده از رويارويي مجاهدان و رزمندگان مقاومت اسلامي، بي‌توجه و بي‌خيال به نگراني جامعه جهاني به غيرنظاميان مي‌تازد. دنياي اسلام و آزادگان و رادمردان با مشاركت خود در مراسم روز قدس عملا نشان خواهند داد كه فلسطين رمز اتحاد مسلمانان است و علي رغم همه اختلافات در مورد حمايت از قدس و فلسطين درنگ نخواهند كرد.

5- طی بیش از چهارسال گذشته با افزایش ساخت‌وساز و شهرک‌سازی‌ها در اطراف قدس شریف و در مناطق فلسطینی‌نشین و محاصره این حرم با شهرک‌های اسراییلی‌نشین، دولت اسراییل تلاش دارد هویت تاریخی و اسلامی قدس شریف را از بین ببرد. این اقدامات تندروانه رژیم اسراییل به صورت طبیعی با واکنش‌های داخلی و خارجی مواجه بوده است. چنانکه دولت سوئد که عضو اتحادیه اروپاست، کشور فلسطین را به رسمیت شناخت و از سوی دیگر پارلمان انگلیس هم این کشور را به‌صورت نمادین به رسمیت شناخته است. همچنین اتحادیه اروپا نیز سرمایه‌گذاری در اسراییل را کاهش داد و به این ترتیب از همکاری خود با اسراییل کاست.   از سوی دیگر، بزرگ‌ترین حامی اسراییل یعنی دولت ایالات‌متحده‌آمریکا هم از این لجاجت اسراییل به ستوه آمده است و با این همه رژیم اسراییل همچنان از فعالیت‌های شدید ضدفلسطینی خود دست برنداشته است. به‌هرترتیب به‌نظر می‌رسد تنها نیرویی که می‌تواند اسراییلی‌ها را در جای خود بنشاند و به احقاق حقوق خود نزدیک کند همان نیروی مردم فلسطین است. این‌ سال ها در فلسطین علایمی از شروع یک انتفاضه جدید دیده می‌شود. از طرف دیگراسراییل با مقاومت فلسطینی‌ها در غزه طی جنگ و مقاومت در این شهر و نیز مقاومت مردم فلسطین در کرانه غربی مواجه است که این‌همه موفقیت می‌تواند افسانه شکست‌ناپذیری اسراییل را بشکند. امروز وحدت عمیق میان گروه‌های فلسطینی در قالب یک دولت یکپارچه، متحد و قدرتمند و همچنین ادامه مقاومت، راهکار مقابله با ظلم و زیاده‌خواهی رژیم اسراییل خواهد بود.

 

 

 

دوشنبه : 15/4/1394- 19رمضان 1436- 6ژوئیه2015

 

 

 

انسان ، جامعه ، سقوط وانحطاط - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۵:۴ بعد از ظهر

انسان ، جامعه ، سقوط وانحطاط               

اسدالله افشار

اتکاء به خلق ، اتکاء بنفس :

ضرورت زندگی ايجاب می کند که هر انسانی بامردم بياميزد و با آنان معاشرت نمايد ، ولی معاشرت با مردم ، غير از اتکاء به مردم است . انسان عاقل در برخوردهای اجتماعی مؤدب و مهربان است ، به شخصيّت مردم ، احترام می کند ، با آنان به گرمی و خوشروئی ملاقات می نمايد ، حقوق و حدود خود و دگران را بخوبی مراعات می کند ، ولی هرگز تن به ذ لّت نمی دهد ، خويشتن را خوار و زبون نمی نمايد ،کاری را که خود بايد انجام دهد از اين و آن توقع نمی کند ، به اتکاء ديگران از انجام وظايف خويشتن خودداری نمی نمايد . اتکاء به خلق عبارت از اين است که  آدمی در راه نيل به سعادت از انجام وظايف خويش به اميد اين وآن شانه خالی کند و به ديگران متکی باشد. اين حالت روانی از نظردينی  و علمی يکی از صفات مذموم و ناپسنديده ی انسان است ، افراد متکی به خلق ، زبون  و غير مستقلند ، به خود اعتماد ندارند و همواره طفيلی مردمند . اتکاء بنفس عبارت از اين است که هر انسانی بخود تکيه کند ، به عقل و علم خود ، بخوی و خلق خود ، به عزم و تصميم خود ، بکار و کوشش خود ، اعتماد نمايد و در زندگی ، روی پای خود بايستد ، هر انسانی بداند که در کارهای خوب و بد خويش مسئوليت شخصی دارد و خوشبختی و بدبختی هر فردی ناشی ازنوع افکار و اعمال خود اوست .

فايده اجتماعی خوی پسنديده شرم و حيا :

فايده  اجتماعی خوی پسنديده شرم و حيا ، جلوگيری از گناهان و بازداشتن مردم از آلوده شدن به معاصی و اعمال خلاف اخلاق است . هر انسانی به طور طبيعی مائل است در راه اعمال تمايلات نفسانی خود از هرجهت آزاد باشد و به تمام خواسته های خويش جامه عمل  بپوشد . ولی اين آزادی بدون قيد وشرط ، موافق صلاح و سعادت او نيست . به همين جهت در تعاليم آسمانی پيغمبران  خدا ، و همچنين درقوانين کشورهای جهان ، چيزهايي که مخالف مصالح فردی و اجتماعی است ممنوع شناخته شده و مردم مکلفند از آنها اجتناب نمايند. اگرتأثير شرم و حيا ء نمی بود احترام مهمان و وفاء بعهد مراعات نمی شد . حياء نه تنها در اجرای وظايف اخلاقی مؤثر است بلکه بسياری ازفرائض قانونی نيز در پرتو حياء ، جامه عمل می پوشد زيرا بعضی از مردمان اگر حياء نمی داشتند و از ملامت مردم نمی ترسيدند ؛ مراعات حق پدر ، مادر و همچنين حق ارحام خود را نیزنمی کرد ند. اگر حياء            نمی بود مردم امانت ها را رد نمی کرد ند و از هيچ عمل منافی با عفت چشم پوشی نمی نمودند !

 اگراجتماعی، عفت وخود داری از معاشرتهای غيرقانونی را کهنه پرستی و خرافات بخواند و آميزشهای غير مشروع را نمونه تجدد خواهی و روشنفکری بشناسد ، اگر در اجتماعی امانت و صداقت نشانه ابلهی و عدم لياقت باشد ، و  بر عکس رشوه خواری و دروغگويی سند شايستگی و لياقت تلقی شود ، اگر در اجتماعی شرابخواری و قمار بازی قبحی نداشته باشد ، در آنجا شرم و حياء نسبت به آن   پليدی ها معنی و مفهومی نحواهد داشت ، وکسانی که مرتکب آن گناهان  می شوند هرگز ترسی از ملامت و سرزنش مردم ندارند ! هرگناهی در اجتماع ، مانند يک بيماری خطر ناک است و برای مردم آن جامعه ، مصيبت و بدبختی است . ولی مصيبت بزرگتر آنست که جامعه آن گناه را قبيح نشناسد وگناهکار را  مستحق تنفر و مجازات ندا ند . بديهی است در چنين وضعی آن جامعه بی پروا و با سرعت بسوی سقوط و انحطاط پيش ميرود و طولی نمی کشد که به عوارض شوم آن گناه دچار خواهد شد !

سعادت جامعه بشری در پرتو دو اصل :

تضاد آشکاری بين خواهشهای نفسانی هرانسان از طرفی، و مصلحت های فردی و اجتماعی از طرف ديگر، وجود دارد.آدمی ازنظر تمايلات فردی و هوای نفس خويش مائل است ازهرقيدو بندی آزاد باشد و هيچ مانعی سد راه خواسته های او نشود ، هر چه می خواهد بگويد، هرچه ميل دارد بخورد ، به هر نحوی متمايل است شهوات خويش را ارضاء نمايد، ولی مصلحت خود او ومصلحت اجتماعی که بايد در آن زندگی کند،ايجاب می نمايد که هرانسان از خواهش های مضر و غير مشروع خويش صرف نظر کند و از ارضاء آن چشم بپوشد و اين امر برای تمام ملل و اقوام جهان اولين و اساسی ترين شرط زندگی اجتماعی است. جامعه بشردرپرتو دو اصل بزرگ می تواند به اين مقصد مقدس نائل گردد و زندگی سعادتبخش بوجود آورد : اول آنکه تمام مردم نيکيها و بديهای زندگی را بشناسند و ديگر آنکه هر انسانی بر نفس خويش آنچنان حاکم و مسلط شود که بتواند به آسانی خود را از بديها و نا رواييها بر کنار نگاهدارد و اين مطلب هدف اساسی رهبران آسمانی و همچنين منظور عالی مربيان ارجمند بشر است . به هر نسبتی که در اجتماع ، تربيت صحيح پيشرفت  کند و ادب بر مردم حاکم باشد نا روايی و گناه کمتر است . بر عکس هر قدر مردم به تربيت بی اعتنا باشند حجم بديها بيشتر خواهد بود .

 

سه شنبه : 16/4/1394- 20رمضان 1436- 7ژوئیه 2015

 

 

 

اندیشه سياسي استكبارستيزي امام (ره) درمواجهه باغرب - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۵:۱ بعد از ظهر

 اندیشه سياسي استكبارستيزي امام (ره) درمواجهه باغرب            

 اسدالله افشار

 

با فرارسیدن بيست وششمين سالگرد ارتحال امام فرزانه، فقیه، زاهد، شجاع و بزرگوارمان و برای گرامیداشت یاد و خاطره ایشان ، بخشی ازابعاد اندیشه سياسي استكبارستيزي آن عزیزرا درمواجهه باغرب مورد بررسي قرارداده تا به عمق آينده نگري امام بزرگواردراين خصوص واقف گرديم.

جایگاه استقلال دراندیشه سیاسی امام خمینی (ره) :

یکی از مبانی اندیشه سیاسی حضرت امام تاکید بر ضرورت حفظ نظام است که این موضوع از منظر سیاست خارجی همان تاکید بر استقلال است چرا که با حفظ استقلال است که تمامیت ارضی و حاکمیت ملی یک کشور از آسیب های احتمالی مصون می ماند. ایشان حفظ نظام را از اوجب واجبات می دانستند چراکه درصورت حفظ نظام فرصت لازم برای ادای واجبات ومعرفی اسلام ناب به جهان فراهم بود اما درصورت فقدان نظام، بطور طبیعی زمینه نابودی کامل یا استحاله قطعی مکتب اسلام فراهم می گردید.

در اندیشه سیاسی حضرت امام، به دو عنصر « آزادی» در بعد داخلی و «استقلال» در بعد خارجی توجه ویژه شده است که هر دوی این عناصر به جمهوری اسلامی ارتباط مستقیم پیدا می کند وبه عبارت دیگر استقلال و آزادی درعین اینکه به یکدیگر مرتبط هستند درارتباط با جمهوری اسلامی معنا پیدا می کنند. استقلال بدون آزادی که همان ظهور اراده ملی و پشتوانه مردمی است دوام نمی یابد و آزادی نیز بدون وجود استقلال منجر به وابستگی و استحاله در نظام بین الملل خواهد شد. استقلال و آزادی موردنظر امام ریشه در اسلام و قوانین شرع دارد از این بابت می توان گفت که نگاه حضرت امام به سیاست خارجی یک نگاه ایدئولوژیک است.

به اعتقاد حضرت امام ملتی که می خواهد آزاد باشد و مستقل بماند باید بر ارزش های دینی و فرهنگی خود اتکا کند استقلال بدون اتکا به این ارزشها جز استبداد نخواهد بود. حضرت امام آزادی بدون استقلال را به آزادی وارداتی که جز بردگی و هضم شدن در نظام استکباری جهان نخواهد بود تشبیه می کردند. از نظر ایشان تعریفی از استقلال که مبنای اسلامی نداشته و با جمهوریت نظام سازگار نباشد تعریف درستی نمی تواند باشد.

«دکترین استکبارستیزی» امام خميني (ره) :

یکی از مشخصه های بارز اندیشه سیاسی حضرت امام خمینی(ره) تلاش برای وارد کردن واژه ها و مفاهیم قرآنی و اسلامی درادبیات سیاسی انقلاب اسلامی بود که ازجمله مهمترین آنها واژه استکباراست.حضرت امام(ره) از همان آغاز نهضت، نوک حمله تهاجم خود را به سوی استکبار جهانی و در راس آن آمریکای جنایتکار نشانه رفت و نهضت اسلامی خود را مبتنی بر «دکترین استکبارستیزی» بنیان نهاد. آموزه های قرآنی یکی از مهمترین اهداف ارسال انبیاء و اوصیاء الهی را در طول تاریخ شمرده می شد.حضرت امام(ره) تنها در مقام توصیف ویژگیهای استکبار جهانی باقی نمی ماند و با بصیرت و آگاهی و شجاعت تمام آمریکای جنایتکار را به عنوان راس استکبار جهانی معرفی و مورد خطاب قرار می دهد.رهبرکبیرانقلاب اسلامی با فریاد برآوردن آنکه «همه بدبختی ما از آمریکاست»از خوی تجاوزطلبی و ضرورت مبارزه و عدم رابطه با استکبار چنین سخن گفت: «خیال نکنید که روابط ما با امریکا و روابط ما با نمی دانم شوروی و روابط ما با اینها یک چیزی است که برای ما یک صلاحی دارد.این مثل رابطه بره با گرگ است! رابطه بره با گرگ، رابطه صلاحمندی برای بره نیست، اینها می خواهند از ما بدوشند، اینها نمی خواهند به ما چیزی بدهند.»

 (صحیفه امام، ج 10، ص 360، 4/8/1358)

حضرت امام(ره) در طول مبارزه و بالاخص بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و شکل گیری نظام اسلامی که نظام استکبار جهانی بطورتمام قد دربرابر نهضت اسلامی ملت ایران قرار گرفت و آن را بزرگ ترین تهدید قلمداد کرد ، به تبیین ابعاد و شاخصه های دکترین استکبارستیزی پرداختند که مهم ترین آن را می توان دردوذيل يادآوري و مورد مطالعه قرار داد:

1- الهی بودن : یکی ازمولفه های مهم مبانی اندیشه ای حضرت امام(ره) مساله مبارزه با استکبار، مساله ماهیت الهی مبارزه و قیام برای خداست. تاریخی ترین سند مبارزاتی حضرت امام(ره) با آیه شریفه «قل انّما اعظکم بواحده أن تقوموا للّه مثنی و فرادی » آغاز می شود. ایشان در ابتدای پیام که خطاب به همه مسلمانان و علما و روحانیون نوشته اند آورده اند:«خدای تعالی در این کلام شریف، از سرمنزل تاریک طبیعت تا منتهای سیر انسانیت را بیان کرده، و بهترین موعظه هایی است که خدای عالم از میانه تمام مواعظ انتخاب فرموده و این یک کلمه را پیشنهاد بشر فرموده. این کلمه تنها راه اصلاح دو جهان است... خودخواهی و ترک قیام برای خدا ما را به این روزگار سیاه رسانده و همه جهانیان را بر ما چیره کرده و کشورهای اسلامی را زیر نفوذ دیگران درآورده.» (صحیفه امام، ج1، ص 21، 15/2/1323)

2- سازش ناپذیری : ایشان امکان هرگونه تلاش برای نزدیکی و سازش و مصالحه با استکبار را نفی می کند و آن را نافی عزت مسلمین می داند. ضمن آنکه این حرکت را ثمربخش ندانسته و براین باوراست که استکبار از موضع خود کوتاه نخواهد آمد. این نگاه برآمده از آموزه های قرآنی است که خدواند در شرح وضعیت جبهه حق و دشمنان آن بدان اشاره کرده است. وامروزما شاهد اين آينده نگري حضرت امام خميني (ره) مي باشيم وآن هم درقضيه انرژي هسته اي و مذاكرات مستمرايران با گروه5+1است كه با مواضع متزلزل آمريكا وهم پيمانان ايشان مواجهيم!   

 امام وآمریکا :

رابطه با آمریکا همواره موضوع مورد بحث سیاست خارجی ایران بوده وهست. حضرت امام خمینی (ره) آمریکا را شیطان بزرگ دانسته و معتقد بودند تا زمانی که آمریکا آدم نشود یعنی روشهای غلط و سلطه جویانه خود در برخورد با دیگران و با جمهوری اسلامی ایران را تصحیح نکند نمی توان با این کشور رابطه برقرار کرد. البته نگاه حضرت امام به سلطه جوئی ابرقدرتها منحصر به آمریکا نبوده وایشان از بدو پیروزی انقلاب اسلامی و در دوران جنگ سرد با طرح شعار اصولی « نه شرقی نه غربی» سلطه جویی هر دو ابرقدرت آمریکا و شوروی (سابق) را مطرود می دانستند واین به دلیل اعتقاد ایشان به حفظ استقلال نظام الهی ایران بود.

نگاه امام خميني (ره) به تمدن جديد غرب :

امام آثار تمدن جدید غرب را یکدست نگرفته، بلکه آنها را قابل انفکاک از هم دانسته اند.و لذا در مواجهه با آن نیز از کلی نگری اجتناب کرده و برای مواجهه با دو رویه متفاوت غرب، راه حل های خاص ارائه می کند. به عبارت دیگر، وی نه همچون غرب زدگان، در صدد پیوند همه جانبه باغرب است و نه همچون غرب گریزان، در صدد طرد و نفی کامل هر آنچه غربی است؛ بلکه راه حل خاص با ویژگیهای خاص دارد .

امام تنها راهکار مواجهه مسلمانان از جمله ملت ایران با دو رویه غرب را در بازگشت به اسلام جست وجو     می نماید؛ چرا که درقرائت و تفسیر ایشان از اسلام، مبانی دینی در عین سازگاری با نو اندیشی و دستاوردهای پیشرفته و مدرن انسان در هر جا و هر زمان و تلاش در جهت توسعه و ترقی اندیشه و عمل بشر در ابعاد مادی و معنوی، با هر گونه انحراف و انحطاط انسان درجامعه مخالف بوده و از این رو، با تمام قدرتهایی که به دنبال استثمار و بهره کشی از انسانها در جهات نادرست و انحرافی می باشند، مقابله می نماید. و این، همان چیزی است که مسلمانان در مواجهه با غرب بدان نیازمندند تا بتوانند در عین بهره مندی از دستاوردهای پیشرفته و متمدن انسانی، از سلطه و هژمونی، قدرت مداران غربی نیز در امان باشند.

آنچه امام در اخذ دستاوردهای مدرن غرب همواره آن را مورد توجه قرار داده و از آن گریزان است، این است که مبادا اخذ این دستاوردها به یکی از موارد زیر منجر شود:

1ـ سلطه سیاسی : بزرگترین واهمه ایشان دراقتباس ازغرب، این است که این امرمنجربه سلطه سیاسی، نظامی، اقتصادی و... آنان برما بشود و لذا دراشاره به این مطلب می گویند: «مخالفت روحانیون با بعضی از مظاهر تمدن در گذشته صرفا به جهت ترس از نفوذ اجانب بوده است.»( امام خمینی، صحيفه نور، ج 21،ص 90 )

2ـ از خود بیگانگی : یکی دیگر از دغدغه های امام در اخذ تمدن جدید غرب، این است که رویکرد به غرب باعث خود باختگی ملل اسلامی بشود و در نتیجه این رویکرد، آنها خود را فراموش کرده و برای همیشه خود را وابسته و محتاج به غیر بدانند؛ چنانکه از نظر ایشان، این امر در باره ایرانیان چنین بوده است و لذا امام در اشاره به این مساله می گویند:«افسوسا که ما ازاروپائیان چنان وحشت کردیم که یکسره خود را باختیم و... گمان کردیم که اگر مملکتی در سیر طبیعی پیشرفت کرد، در سیر حکمت الهی نیز پیشقدم است و این از اشتباهات بزرگ ما بود.» (امام خمینی، کشف الاسرار، ص 34 )

و همین امر باعث همه گرفتاریها و بدبختی مسلمانان گردید.

بنابر این، ایشان تاکید می کنند که ما در عین استفاده از آثار تمدن دیگران، نباید مجذوب آنها شده و خود را فراموش کنیم. آنها اگر در بعد مادی پیشرفت کرده اند، فرهنگ اسلامی ما در هر دو بعد مادی و معنوی پیشرفت و سعادت مسلمانان را تامین نموده است حتی در دنیای امروز نیز در حالی که دنیای صنعتی آنها می خواهد «جامعه بشری را نظیر یک کارخانه بزرگ صنعتی اداره کند»، اسلام با توجه به اینکه «جامعه ها از انسانهایی تشکیل شده است که دارای بعد معنوی و روح عرفانی است. در کنار مقررات اجتماعی، اقتصادی و غیره، به تربیت انسان براساس ایمان به خدا تکیه می کند و در هدایت جامعه از این بعد، بیشتر برای هدایت انسان به طرف تعالی و سعادت عمل می کند.»( امام خمینی، صحیفه نور، ج 4 ، ص 190 )

3ـ مفاسد و انحرافات اخلاقی : یکی دیگر از جهاتی که امام در اخذ تمدن جدید غرب آن را مورد توجه قرار داده است، طریقه استفاده از آن دستاوردها و مفاسد موجود در آن می باشد و لذا در انتقاد به طریقه اخذ دستاوردهای تمدن از سوی رژیم پهلوی می گویند: «کدام روحانی گفته است که ما با فلان مظاهر تمدن مخالفیم؟ شما مظاهر تمدن را وقتی در ایران می آید همچو از صورت طبیعی خارجش می کنید، که چیز حلال را مبدل به حرام می کنید.»(امام خمینی، صحيفه نور، ج 1،ص 76 ) بنابراین، به اعتقاد امام، اگر چه «در اسلام تمام آثار تجدد و تمدن مجاز است»(امام خمینی، صحيفه نور، ج 4،ص 85 ) ؛ ولی فساد اخلاقی ناشی از آن که حتی خود غربیها از آن گریزانند، به هیچ وجه پذیرفته نیست. و لذا هنگام اقتباس از دستاوردهای پیشرفته دیگران، این امر همیشه باید مورد نظر قرار بگیرد و از مفاسد و استفاده های مفسده دار اجتناب گردد.

جان كلام :

امام در تدارک وآرایش نیروهای جبهه انقلاب درمقابل استکبار، ازیک سوشناخت دقیق و درستی از فرزندان و سربازان بالقوه و بالفعل انقلاب دراین قشر به دست میدهد واز سوی دیگر لغزشگاهها و خطرات ناشی از نفوذ و سلطه دشمن از این دریچه را بخوبی تشخیص میدهد. در جای جای سخن امام، مسئله تامین و تربیت نیروی انسانی خود یافته و دارای اعتماد به نفس ومسلح به دانش وتخصص ومبرا ازخودخواهیها و نفس پرستیها به عنوان اصلیترین عامل ایجاد، بسط، تداوم و صیانت انقلاب رخ مینماید. صراحت، تکرار و تاکیدات حضرت امام دراین زمینه تا به حدی است که لااقل درشرایط فعلی و برای این نسل، نیازی به ارائه موارد و نمونههای آن نیست.

باشد که این مشی امام، راهنما وراهبرد نظام و مسئولان جمهوری اسلامی درمواجهه با دشمن و مقابله با تهاجم همه جانبه غرب درعرصه هاي گوناگون قرارگیرد واظهارات واقدامات خوشبینانه و ساده لوحانه بعضی از مسئولان و دستاندرکاران را که فکر میکنند مذاكره با غرب يعني حل همه مشكلات جامعه وما مي توانيم از اين رهگذرازخباثت هاي آنها رهایی یابیم،جای خود را به تبعیت ازرهنمودهای امام(ره) ومقام معظم رهبري بسپارد، وباغلبه روحیه خود باوری واعتماد به نفس واز طریق تکیه وتأکید برمراکزداخلی و گسترش آنها دشمن را از دستیابی به آرزوهایش مأیوس کنیم .

 

 

 

سه شنبه : 5خرداد1394- 7شعبان1436- 26مه 2015

 

آنچه مذاکرات لوزان به جهانيان اثبات نمود - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۵:۰ بعد از ظهر

آنچه مذاکرات لوزان به جهانيان اثبات نمود         

اسدالله افشار

 

مذاکرات هسته ای ایران به شرط آن که در مسیری روبه جلو پیش رفته و سنگ اندازی های تندروهای مخالف این گفت وگوها نتواند آن را از مسیر موجود منحرف کند، الگویی برای حل و فصل مسالمت آمیز مناقشات جهانی است؛ بدون آن که دو طرف الزاما نیازی به درگیری نظامی داشته باشند. الگویی که نشان می دهد، می توان با استفاده از دیپلماسی و بدون کاربرد نیروی نظامی یا حتی توسل به تهدید آشکار به آن، یک مناقشه طرح شده تحت فصل هفتم منشور ملل متحد را تبدیل به یک پرونده مذاکراتی کرده و از به آتش کشیدن منطقه ای که تامین کننده بخش عمده ای از انرژی جهان است، خودداری کرد.آرمان غرب و متحدان منطقه‌ای واشنگتن از سامی و عرب گرفته تا تندروهای دموکرات و جمهوریخواه کنگره برچیدن کامل برنامه غنی‌سازی ایران بود اما واقعیت‌های سیاسی موجب شد تا عملگرایان حاضر در کاخ سفید این دیدگاه را رد و توافقی بر سر ادامه غنی‌سازی را انتخاب کنند . آنها محدودیت‌های خود را پذیرفته و به آن نیز معترفند لازم است،ما نیز بر اساس محدودیت‌های خود و به‌منظور دستیابی به «توافقی بهتر» از آنچه در لوزان در مورد آن تفاهم کرده‌ایم، تلاش وعمل کنیم.‏

 

ارزیابی‌های کارشناسان صهیونیستی از توافق هسته‌ای :

احساس نگرانی، ناامیدی و شکست، نتیجه پایانی همه دسیسه‌های سیاسی، امنیتی و دیپلماتیک رژیم اسراییل برای وحشت آفرینی از برنامه صلح آمیز هسته‌ای در طول سال‌های گذشته بود، به ویژه اینکه توافق هسته‌ای اعلام شده بدترین سناریویی است که اسراییل از آن می‌ترسید.در توافق هسته‌ای اعلام شده هیچ یک از مطالبات صهیونیست‌ها به ویژه بنیامین نتانیاهو نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی مانند رفع تحریم‌ها مشروط به تغییر سیاست خارجی ایران و پایان حمایت از گروه‌های مقاومت و جلوگیری از گسترش قدرت موشکی ایران جایی ندارد.

«یوفال اشتاینتس» وزیر امنیت رژیم صهیونیستی اعتراف کرد که مقامات این رژیم از اینکه نتوانستند کشورهای بزرگ جهان را از مذاکره با ایران منصرف کنند، احساس ناامیدی دارند. وی گفت: اسراییل برای مقابله با برنامه هسته‌ای ایران همچنان همه گزینه‌ها از جمله دیپلماتیک، امنیتی و حتی نظامی را روی میز قرار داده است.

نخست وزیر اسرائیل نیز گفته است که اگر توافق نهایی امضا شود یک خطای تاریخی خواهد بود و جهان را بیش از هر زمان دیگری با خطر مواجه می‌کند.

برخی خبرگزاری ها اظهارداشتند ؛ گزارشگران و تحلیل گران اسراییلی منتظر مواضع رسمی اسراییل نشدند تا عقربه قطب نمای خود را با آنها تنظیم کنند و به سرعت به ارزیابی توافق هسته‌ای مبادرت کردند به ویژه اینکه توافق اعلام شده از همه شرط و شروط و خط و نشان کشیدن‌های اسراییل فاصله دارد. این روزنامه لبنانی خاطرنشان کرد: تحلیل گران اسراییلی معتقدند اعلام توافق هسته‌ای در حقیقت اعتراف بین‌المللی است مبنی بر اینکه ایران یک کشور هسته‌ای می‌باشد.

 

ترميم وجهه صلح طلب و نمايش اقتدار ديپلماتيک ايران :

آنچه مذاکرات لوزان به جهانيان اثبات نمود اينکه ايران واقعي با روشي عقلاني ميز مذاکره را ترک نمي‌کند حتي اگر اين مذاکرات ساعت‌ها بر‌خلاف عرف ديپلماتيک طول بکشد و يا اينکه خارج از روال ساعاتي از شبانه‌روز را به خود اختصاص دهد‌. ترميم وجهه صلح طلب و نمايش اقتدار ديپلماتيک ايران امروز بيش‌از هر دستاورد ديگري حائز اهميت است چه اينکه بسياري از دشمنان و بدخواهان جمهوري اسلامي‌ايران در سال‌هاي بسيار با کوبيدن بر طبل ايران هراسي صحنه خيمه شب بازي را در منطقه و جهان تدارک ديدند تا بتوانند از پس اين صحنه منافع خويش را تحصيل نمايند‌. منافعي که بسياري از آنها با فروش ميلياردها دلار تسليحات نظامي‌در منطقه خليج‌فارس و خاورميانه عملا اين منطقه را به بازار فروش تسليحات متنوع خود تبديل نموده و با استراتژي توازن وحشت بر مدار ايران هراسي منطقه پيراموني ايران را تبديل به انبار باروتي نموده و چنين وانمود کردند که فتيله اين انبار باروت نيز در دست ايران است . اين در حاليست که همين کشورها خود بيشترين اسباب نا امني را در چندين دهه گذشته در منطقه فراهم آورده‌اند‌. از جنگ و تجاوز تا غارت منابع و جلوگيري از توسعه يافتگي اقتصادي و سياسي‌.

 

درباره مصوبه اخیر گنگره آمریکا :

درهفته سوم فروردین ماه سال جاری ، طرح نمایندگان آمریکا در کمیته روابط خارجی سنای این کشور درباره توافق هسته‌ای احتمالی با ایران- موسوم به «قانون بازبینی موافقتنامه اتمی ایران»- با رای کامل (19 موافق) به تصویب رسید. طرحی که به زودی در صحن سنا نیز به رای گذاشته خواهد شد و اخبار حاکی است به راحتی و با آرای مشابه در آنجا نیز به تصویب خواهد رسید. این طرح مدتهاست که در سنای آمریکا مطرح بوده و جنجال های زیادی را با ادعای مخالفت کاخ سفید با آن برانگیخته بود. بر اساس این لایحه، دولت اوباما باید متن موافقتنامه نهایی را به محض تکمیل شدن -حداکثر پس از 5 روز- در اختیار کنگره قرار دهد. همچنین بر این اساس، توانایی اوباما مبنی بر لغو بسیاری از تحریم های آمریکا علیه ایران در زمانی که کنگره در حال بررسی این موافقتنامه است، از بین خواهد رفت. بر این اساس کنگره باید ظرف 30 روز درباره توافق هسته‌ای با ایران اظهار نظر کرده و امکان نظارت و دخالت در آن را می‌یابد.عدم هم زمانی امضای توافق هسته‌ای و لغو همه تحریم‌ها از جمله تبعات این مصوبه است. جمهوری اسلامی بطور روشن این موضوع را جزو شروط اصلی توافق و موکول کردن لغو تحریم‌ها به آینده را جزو خطوط قرمز خود بیان کرده ‌است.البته این تنها اثر این مصوبه نیست. «قانون بازبینی موافقتنامه اتمی ایران» پای موضوعات غیرهسته‌ای را هم به توافق احتمالی باز می‌کند. ادعای حمایت ایران از تروریسم، موضوع موشک‌های بالستیک و حقوق بشر از جمله مواردی است که در این قانون به آنها پرداخته شده و کاخ سفید موظف است گزارش‌های دوره‌ای و منظمی را در این موارد به کنگره ارائه کند و چنانچه جمهوری اسلامی برخلاف میل اعضای کنگره آمریکا قدمی برداشت، آنها می‌توانند ظرف 10 روز تحریم‌های تعلیق شده را بازگردانند! آمریکایی ها حمایت جمهوری اسلامی از جریان مقاومت در منطقه (مانند حزب‌الله، حماس، مردم مظلوم بحرین، انقلابیون یمن و...) را حمایت از تروریسم خوانده و به رسمیت شناختن همجنس بازی و لغو قانون قصاص را از جمله موارد حقوق بشر می‌دانند که جمهوری اسلامی باید از اولی دست برداشته و به دومی بپیوندد!نکته بسیار مهم و قابل توجه در این قانون، شرط عجیب و غریب سنای آمریکا برای لغو دائمی تحریم‌هاست. براساس این مصوبه لغو تحریم‌ها توسط کنگره به برچیده شدن توانایی هسته‌ای ایران پیوند خورده است!

اوباما که پیشتر اعلام کرده بود این طرح پیشنهادی را به خاطر احتمال آسیب رساندن به توافق هسته‌ای قریب الوقوع با ایران وتو خواهد کرد، موافقت خود با طرح مزبور را اعلام کرده است. کاخ سفید مدعی است موافقت اوباما با این طرح به دلیل تعدیل آن است اما سناتورها نظر دیگری دارند.

جان کلام :

به نظرکارشناسان این موضوع بیشترازاینکه مربوط به مشکلات داخلی آمریکا باشد ، سناریویی برای تحت فشارقرار

دادن ایران است . اوباما موظف است به مفاد توافق نهایی که بین ایران و ١+٥ نوشته می‌شود عمل کند چراکه ایران با دولت آمریکا سرکار دارد و این وظیفه دولت آمریکاست که به تعهدات خود در قبال ایران عمل کند. بنابراین به‌نفع غرب است که دست از کارهایی که مذاکرات را با چالش و مانع مواجه می‌کند بردارد.

 

سه شنبه : 1/2/1394- 2رجب1436- 21آوریل2015

 

 

امنیت اجتماعی ، کمال جامعه - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۴:۵۹ بعد از ظهر

امنیت اجتماعی ، کمال جامعه                                      

 اسدالله افشار

          

واژه شناسان،امنیت را به آرامش نفس و نبودن بیم و هراس معنا کرده اند و امنیت را حالتی برشمرده اند که انسان در آرامش و آسودگی آن را احساس می کند و این آرامش می تواند از آن نظر باشد که توانایی ها، امکانات و دارایی های انسان با هیچ خطر و تهدیدی مواجه نیست و از این جهات در امان است و چنانچه در مفهوم امنیت، توسعه قائل شویم چه بسا احساس ارزش و احساس شخصیتی که فرددرجامعه دارد نیزازجلوه های دیگرامنیت به شمارمی رود.با این توضیح می توان گفت:   خاستگاه های ایجاد امنیت راباید درنهادهای خانواده،مدرسه واجتماع ودولت جستجوکرد. گرچه نوع نگرش های حاکم برجامعه ودولت تأثیرات مهمی رادراین میان برجا می گذارد.

امنیت اجتماعی ؛ شاه کلید زندگی :

امنیت اجتماعی یکی از ارکان اساسی و به یک تعبیر شاه کلید زندگی است واین به آن معنا است که تصور زندگی سالم و هدفمند بدون آن امکان پذیرنخواهد بود و درست به همین رو دولتها در تحقق آن بسیاردرتکاپووتلاشند،گرچه تأثیر متقابل امنیت اجتماعی براقتصاد،تولید،توسعه،سیاست و فرهنگ غیرقابل انکاراست زیراتحقق امنیت اجتماعی به مفهوم فراهم بودن بسترهای تولید،اقتصاد، تجارت،علم وفرهنگ واداره شهرها وکشور است.

امنیت اجتماعی ازاصلی ترین نیا زهای یک ملت :

امنیت اجتماعی یکی ازاصلی ترین نیازهای یک ملت و کشور است، زیرا حرکت و پویایی کشور در مسیرعلم ومعنویت، فناوری وتوسعه،اقتصادوهنرمرهون امنیت اجتماعی است. وقتی فرد ببیند جامعه وافراد با اورفتار مناسب ومنصفانه دارند شخصیت واحترام اورعایت می شود، حقوق اجتماعی او حفظ می شود دردرونش، احساس آرامش خواهد کرد،آن وقت استعدادها وخلاقیت ها بارور و شکوفا می شود ودرپرتوهمین آرامش وایمنی،هم فرد رشد می یابد وهم جامعه بالنده وپرنشاط خواهد شد.اما چنانچه فرد، دربارة موضوعات مهم زندگی مانند کار،درآمد،آبرو،اعتبارو روابط اجتماعی اش با جامعه وحکومت ازحالت ایمنی وآرامش برخوردارنباشد آن وقت دچار ناآرامی شده واحساس خطروتهدید می کند.

امنیت اجتماعی ، محورتعادل فردوجامعه:

به این ترتیب امنیت اجتماعی، محور تعادل فرد وجامعه است وگویی کشتی کوچک فرد دردریای جامعه باامنیت اجتماعی به آرامش وتعادل دست می یابد ودراین حالت نیز فرد می تواند به اهدافش دست یابد وبه موفقیت وپیروزی نائل گردد،جامعه نیزمسیرکمال را طی می کند.با این توضیح روشن می شودکه امنیت اجتماعی به گونه ای زمینه سازرشد و تکامل فرد وجامعه است و هدف اصلی پیامبران الهی نیزایجاد همین شرایط مطلوب درجامعه بوده تا بشرآسوده خاطر راه را بشناسد و حرکت تکاملی خود را بپیماید وبه سرمنزل مقصود برسد.بنابراین برای رشد معنویت درتعالی اخلاق درجامعه، چاره ای جزتامین امنیت اجتماعی وآماده کردن فضای مناسب رشد وشکوفایی وجود ندارد واساساً زدودن محرومیت ها، فقر و تبعیض و نابرابری ها درپرتو تحقق امنیت اجتماعی است.

 

امنیت اجتماعی ؛ دغدغه مشترک مردم :

درسالهای اخیر،موضوع امنیت اجتماعی موردتوجه اکثرمردم وصاحب نظران سیاسی واجتماعی بوده است. مسئولان حکومتی نیزدغدغه های روبه افزایش خود نسبت به این موضوع را بارها اعلام کرده اند.البته درکناردغدغه های مشترک نسبت  به مقوله امنیت اجتماعی،اختلاف نظرهایی نیزدر این زمینه وجود داردکه براساس تفاوت دیدگاه نسبت به شناسایی واولویت بندی مصادیق،تشخیص ریشه وعوامل ایجاد کننده و نحوه مقابله با سوژه هایی که ضد امنیت اجتماعی تلقی می شود، شکل گرفته است.دربرخی مقاطع زمانی نیزهمین موضوع به سوژه مقابله گروههای سیاسی با یکدیگر تبدیل شده است به طوری که یک گروه،دیگری را به           بی تفاوتی دراین مقوله حساس متهم می کند ودیگری از"قشری نگری" رقیب دراین زمینه شکایت می نماید. نمونه هایی هم وجود دارد که با گذشت چند سال جای گروهها عوض شده وبرخی طرفداران پیشین روش های خشن،بیش ازحد با مردم مهربان می شوند وبالعکس.اما آنچه درتمام سال های گذشته، به صورت ثابت ولایتغیر باقی مانده است برخوردهای احساسی وبعضا غیرکارشناسی وکشیده شدن این موضوع اجتماعی به حوزه   درگیری های سیاسی است.همین وضعیت، شرایطی ایجاد نموده است که هیچ گاه فرصت کافی و شرایط مساعد فراهم نشده است تا اجماعی قابل قبول برای شناسایی مصادیق واقعی که امنیت اجتماعی را به خطر می اندازد به وجود آید. لنگیدن در گام اول، تاثیر خود را در گام های بعدی نیزآشکار ساخته است ودرنتیجه،امروزدرخصوص اولویت بندی امور ضد امنیت اجتماعی، وحدت نظروحتی نزدیکی دیدگاه میان ارکان حکومت وجود ندارد. اختلاف دیدگاههای علنی شده در این خصوص، آنقدر واضح است که نیازی به ذ کر نمونه نیست. در مهمترین مرحله یعنی تشخیص بهترین راه مقابله با ناهنجاریها و به حداقل رساندن هزینه های مرتبط با آن نیز حتی هیچ نشانه ای از همگامی و همکاری اکثریت کارگزاران حکومتی با قاطبه کارشناسان، مشاهده نمی شود.

 

پنجشنبه : 21/3/1394- 23شعبان1436- 11ژوئن 2015

 

 

احتمال تمدید گفت‌وگوها - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۴:۵۸ بعد از ظهر

احتمال تمدید گفت‌وگوها                        

 اسدالله افشار

 

به روزهای ضرب‌الاجل تعيين شده براي پايان پرونده هسته‌اي ايران نزدیک می شویم. مذاکرات هسته‌ا‌ي ايران و گروه 1+5 تاکنون تاثيرات منطقه‌ا‌ي و بين‌المللي بسياري به همراه داشته است ‌. بروز جنگ‌هاي جديد و پيش‌بيني نشده در خاورميانه ، سبقت گرفتن عربستان سعودي از آمريکا در جنگ‌افروزي و يارکشي‌هاي بي‌سابقه با هدف ايجاد سد در مقابل ايران توسط عربستان سعودي از جمله آثار منطقه‌ا‌ي توافق ژنو است .والبته دراین خصوص موارد ومسائل دیگری وجود دارد که به پاره ای ازآنها درذیل اشاره خواهیم داشت :

1- شورای امنیت سازمان ملل طی قطعنامه‌ای فعالیت کمیته کارشناسان ناظر بر اجرای تحریم‌ها علیه ایران را برای یک سال دیگر تمدید کرد.بر اساس این قطعنامه، کارشناسان مزبور تا 9 جولای 2016 به کار خود ادامه خواهند داد.با نزدیک شدن به ضرب‌الاجل 30 ژوئن در مذاکرات هسته‌ای ایران، این قطعنامه نشانه‌ای دال بر این است که قدرتمندترین بخش سازمان ملل متحد آماده اعمال تغییرات در رژیم تحریم‌ها علیه ایران نیست واین یعنی ایجاد چالش درمذاکرات هسته ای.  وچه بسا باتوجه به آنچه بیان شد ؛ بسیاری از تحریم‌هایی که تحت عنوان تحریم‌های ثانویه خوانده می‌شوند ، علاوه بر مسئله هسته‌ای ، همزمان به دلایل دیگر از جمله ادعای حمایت از تروریسم و برنامه موشکی، علیه تهران که اجرا شده‌اند ، احتمال بازگشت برخی تحریم‌ها با بهانه‌های جدید را محتمل ساخته است.

2- «جاش ارنست» سخنگوی کاخ سفید دریکی از کنفرانس های اخیرخبری خود گفته است : «باراک اوباما» رئیس‌جمهور آمریکا بیش از هر زمان دیگری مصمم است که تلاش‌های دیپلماتیک به نتیجه برسد زیرا وی معتقد است که این موضوع به طور شفاف به نفع منافع آمریکا خواهد بود. ما سرمایه سیاسی زیادی را در این رابطه هزینه کرده‌ایم تا این موضوع به جلو حرکت کند و پیشرفت‌هایی در این رابطه داشته‌ایم و رئیس‌جمهور مصمم است که این موضوع به نتیجه برسد.

3- یک نظرخواهی از یهودیان امریکا نشان می‌دهد حدود۶۰درصد آنها از توافق هسته‌ای با ایران حمایت می‌کنند. اما در اسرائیل، بنیامین نتانیاهو معتقد است این توافق بدترین اشتباه کشورهای غربی در مقابل ایران است چون امکان دستیابی این کشور به سلاح هسته‌ای را از بین نمی‌برد. نتانیاهو همچنین ادعا کرده است که با همسایگان عرب هم صحبت کرده و آنها هم در مورد خطرناک بودن توافق هسته‌ای با او هم‌عقیده هستند. در چنین شرایطی به نظر می‌رسد اسرائیل در آستانه توافق احتمالی ایران و 1+5، مجدانه تلاش می‌کند از آب گل‌آلود ماهی گرفته و منافع و امنیت اسرائیل را به این توافق گره بزند.

4- ايران همواره اعلام کرده که در پي دستيابي صلح‌آميز از فناوري هسته‌اي است و اين فعاليت‌ها بايد همواره مورد احترام قرار گيرد. اما متاسفانه برخي کشورها با عدم پذيرش اين موضوع همواره در پي سنگ‌اندازي و ايجاد مانع براي دستيابي ايران به اين فناوري هستند و براي رسيدن به اهداف خود از هيچ تلاشي نيز فروگذار نيستند. جمهوري اسلامي‌ايران به دليل آنکه استفاده صلح‌آميز از انرژي هسته‌اي را حق ملت خود قلمداد مي‌کند از مذاکرات استقبال کرده است اما چنانچه آنان قصد کارشکني داشته باشند، در برابر زياده خواهي‌هاي آنان نيز خواهد ايستاد.

5- سناتورهای آمریکایی همزمان با دورجدید مذاکرات هسته‌ای ؛ متممی به لایحه بودجه دفاعی آمریکا اضافه کرده‌اند که تحریم‌های کنگره علیه ایران را تا 10 سال تمدید می‌کند. دو سناتور ارشد آمریکایی ، «مارک کرک» و «رابرت منندز» همزمان با مذاکرات هسته‌ای، متممی به لایحه بودجه دفاعی آمریکا اضافه کرده‌اند که تحریم‌های کنگره علیه ایران را تا 10 سال تمدید می‌کند.این متمم در صورت تصویب، «قانون تحریم‌های ایران، 1996» که در حالت فعلی در سال 2016 منقضی می‌شود را برای 10 سال دیگر تمدید می‌کند.این تحریم‌ها خواستار وضع محدودیت‌هایی علیه برنامه موشکی و آنچه «حمایت ایران از تروریسم» خوانده شده هستند و به دلیل آنکه تحریم‌های غیرمرتبط با مسئله هسته‌ای دانسته می‌شوند، مشمول تعهدات گروه 1+5 برای تعلیق، تخفیف یا توقف اجرا، در صورت حصول توافق هسته‌ای با ایران نمی‌شوند.«پیتر بیلربک» از کارکنان قبلی مجلس سنا، متمم پیشنهادی را به ویژه در بحبوحه مذاکرت هسته‌ای با ایران و در نزدیکی مراحل نهایی توافق با این کشور «خطرناک و شتابزده» خوانده است.

6- «جاش ارنست»، سخنگوی کاخ سفید در کنفرانس خبری در پاسخ به سوالی درباره احتمال تغییر ضرب‌الاجل ۳۰ ژوئن برای مذاکرات هسته‌ای گفت: ممکن است رایزنی‌ها برای تدوین سند برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) تا چند روز بعد ادامه یابند و به روزهای ابتدایی ماه جولای کشیده شوند.

«ماری هارف» سخنگوی وزارت خارجه آمریکا نیز در کنفرانس خبری مدعی شد: ایران باید ذخائر اورانیوم خود را تا ۳۰ ژوئن(10 تیرماه) کاهش دهد. و«گری سیک» عضو سابق شورای امنیت ملی دولت آمریکا طی یادداشتی در نشریه «پولیتیکو» نوشت: نگرانی اصلی اعراب و اسرائیل نفوذ سیاسی ایران در منطقه است نه سلاح هسته‌ای.

7- « رادیو بین‌المللی فرانسه» در گزارشی پیرامون آخرین تحولات مذاکرات هسته‌ای ایران با گروه 1+5  نوشت: قبلا دستگاه‌های اطلاعاتی آمریکا به نتیجه قطعی رسیدند که ایران هیچ برنامه نظامی حداقل از سال 2003 به این سو نداشته است. پس تنها باید به قبل از سال 2003 در این مسئله نظر کرد. اینکه ایران نیز این مسئله را روشن کند که قبل از سال 2003 فعالیت هسته‌ای نظامی داشته است یا خیر تنها جنبه تاریخی دارد و هیچ تاثیری در آینده ندارد برای اینکه بطور قطع آمریکا،فرانسه و دیگر کشورهای حاضر در مذاکرات می‌دانند که برنامه‌‌های  هسته‌ای ایران تحت کنترل شدید بوده و امکان فعالیت نظامی ایران در این مسیر وجود نداشته است.

8- ایران و گروه 1+5 همچنان بر سر همه موضوعات اصلی اختلاف نظر دارند.با توجه به اختلافات باقی‌مانده، انتظار می‌رود که گفت‌وگوها تمدید شده و در ماه جولای (اواسط تیر ماه تا اواسط مرداد) ادامه یابد.

ایران و 6 کشور، باید تا روز پایان ماه ژوئن (10 تیر ماه) به توافق جامع دست یابند، با این حال تداوم اختلافات موجب شده تا احتمال تمدید گفت‌وگوها تقویت شود.

به نوشته آسوشیتدپرس، قرار است نحوه اجرای توافق در 4 یا 5 ضمیمه، تشریح شود. با این حال، دیپلمات‌ها می‌گویند به دلیل وجود اختلاف نظر بر سر جزئیات، همچنان تمامی ضمائم ناقص است. به گفته دیپلمات‌ها، متن اصلی به دلیل وجود اختلاف بر سر 10 موضوع اساسی، دارای ده‌ها جای خالی است که هنوز پر نشده است!

 

پنجشنبه : 28/3/ 1394- 1رمضان1436- 18ژوئن 2015

 

 

 

 

25سال گذ شت - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۴:۵۶ بعد از ظهر

25سال گذ شت                            

اسدالله افشار

 

در14 خرداد سال 68،معمار انقلاب اسلامی وموسس جمهوری اسلامی ایران حضرت روح‌الله الموسوی الخمینی، بدرود حیات گفت و عالمی را غرق عزا و ماتم "لیک اندر مرگ مردان بزرگ ساخت(عالمی گرید چومیرد عالمی) واینک 25سال ازآن روزسخت و سنگین می‌گذرد که توجه عزیزان را به نکاتی درذيل در همين ارتباط جلب می‌نمایم :

يكم) هر سال، به 14 خرداد که نزدیک می‌شویم، همه علاقمندان به انقلاب و وفاداران به نظام جمهوری اسلامی، برای معرفی ابعاد وجودی امام خمینی به تکاپو می‌افتند. مراجعه به سخنان، پیام‌ها و سیره بنیانگذار جمهوری اسلامی، راه‌هائی هستند که معمولاً توسط کسانی که درصدد معرفی این مرد بی‌نظیر تاریخ معاصر ایران و جهان هستند طی می‌شوند. اینها روش‌های درستی هستند، ولی از اینها بهتر مراجعه به وصیت نامه امام خمینی است که در واقع "منشور انقلاب" و "نقشه راه نظام جمهوی اسلامی" است.

دوم) وصیت نامه امام خمینی، دستورالعمل جامعی است که اسلام را به درستی به مخاطبان می‌شناساند، نشیب و فرازهای تاریخ معاصر را می‌نمایاند، از چهره خائن استعمارگران خارجی و استبدادیان داخلی و تزویرگران و قدرت پرستان پرده بر می‌دارد و در نهایت به مردم مظلوم که در طول تاریخ تحت ستم‌های گوناگون همین خائنان قرار داشتند می‌فهماند که برای آزاد زیستن و مستقل ماندن باید چه راهی را طی کنند. در این وصیت نامه، علاوه بر ملت ایران، دیگر ملت‌های مسلمان و حتی ملت‌های غیرمسلمان مورد خطاب قرار گرفته‌اند و راه با سعادت زیستن به آنها نمایانده شده است.

سوم) خردادماه هر سال یاد و خاطره شخصیتی را با خود دارد که به اعتراف دوست و دشمن، نقش مهمی در حیات فکری- سیاسی ایرانیان دارد. وی را بحق می‌توان آموزگار آموزه‌های بدیع در عرصه های فقاهت، سیاست و عرفان دانست. امام خمینی(ره) هم در عرصه اندیشه و هم در عرصه سیاسی با نوآوری و خلاقیت، راه جدید و افق روشنی برای انسان ایرانی گشود.

چهارم) امام خمینی تنها فقیهی است که اسلام را احیا نمود و انقلاب را صادر کرد و بیداری و هوشیاری در جهان اسلام واروپا و غرب بوجود آورد که حوادث چند سال اخيرشمال آفریقا واين روزهاي منطقه خاورمیانه - خصوصا ايستادگي مردم مظلوم وبي دفاع يمن - تاثیرپذیرازانقلاب اسلامی ایران می‌باشند. امام خمینی (ره) تنها رجل روحانی و فرزندی از فرزندان علی و فاطمه علیهما السلام است که با سرمایه اسلام و سلاح ایمان وحمایت قاطبه مردم و بدون کودتا ومبارزه مسلحانه، انقلاب اسلامی را ظرف 15 سال "42 تا 57" به پیروزی رساند و در برابر همه توطئه‌ها ایستاد.

پنجم) امام خیمنی (ره) برای احیای شخصیت اسلام و مسلمین دو کار را به طور موازی انجام دادند. یکی شکستن ابهت کاذب به اصطلاح ابرقدرت‌ها و دیگری نشان دادن ابعاد مجهول و مغفول ماندۀ اسلام به مسلمین. اینکه آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند، اگر کل دنیا در مقابل ما بایستد ما در مقابل همۀ دنیای آنها می‌ایستیم، سیاست نه شرقی نه غربی، به کار بردن تعبیر شیطان بزرگ برای آمریکا، پوچ و توخالی جلوه دادن نظریه‌ها و رفتارها و ارعابات قدرت‌های بزرگ و غیره نماد تحقیر بزرگی کذایی غرب است. از طرف دیگر تکرار مکرر این نکته که اسلام برای همه چیز زندگی ما برنامه دارد، ارائۀ نظریۀ ولایت فقیه، ارائۀ مدل سیاسی جمهوری اسلامی، از نمونه تلاش‌های ایشان برای اثبات این نکته است که اسلام شخصیت دارد و می‌تواند به احیای جوامع بشری اقدام نماید.حال اگراز زاویۀ یک انسان امروزی به فعل عظیم امام روح‌الله نگاه کنیم به بزرگی ایشان بیشتر پی می‌بریم و با مقایسه ایران و جهان اسلام امروز با ایران و جهان اسلام چهل پنجاه سال پیش به این نکته می‌رسیم که مسلمین توانسته‌اند خود را بازیابی و بازسازی کنند و حرف‌های اساسی در دنیا برای گفتن داشته باشند.

ششم) علي رغم فراز و نشيب هايي که بعد از رحلت امام خميني(ره) انقلاب اسلامي به خود ديده است اما اصول اساسي آن يعني ارزش هايي همچون؛ علاقه و توجه به آموزه هاي اسلامي، استقلال و وحدت ملي، دفاع از مظلومان و مستضعفان جهان، باور "ما مي توانيم" و... کماکان در انديشه و رفتار اکثريت اعضاي جامعه اسلامي به چشم مي خورد و در مقاطع حساسي که کشور با آن روبرو مي شود به خوبي متجلي          مي گردد. اما متأسفانه امروز که سال ها از حيات آن عزيز سفر کرده مي گذرد برخي ارزش ها از مباني جامعه آرماني که آن رهبرعاليقدر براي تحقق جامعه اسلامي بنيان گذاري کرده بود کمرنگ شده و مواردي همچون؛ ساده زيستي وپرهيزازتجملات در بين مردم ومسئولان، استقلال فرهنگي، سلامت اداري سازمان هاي دولتي، مسئولاني که شيفته خدمت باشند، عدالت اجتماعي و اقتصادي و... نياز به روحي تازه و حياتي مجدد دارد.

هفتم) اکنون که 25سال است  امام خميني(ره) در بين ما نيست ايران اسلامي علي رغم تحريم ها، کارشکني ها و دشمني هاي فراواني که عليه او مي شود توانسته است باالهام از مباني فکري وي در عرصه هاي مختلف علمي همچون؛ سلول هاي بنيادي، انرژي هسته اي، ماهواره هاي فضايي و ... به پيشرفت هاي زيادي دست يافته و در عرصه هاي سياست بين المللي ضمن حفظ رويکرد مستقل خود در سايه "عزت، حکمت و مصلحت" به عنوان يک کشور مقتدر ظهور و بروز داشته باشد. به گونه اي که دنيا نمي تواند ايران را در معادلات منطقه استراتژيک خاورميانه ناديده بگيرد.

هشتم) در واکاوی شخصیتی حضرت امام(ره) به عنوان رهبری انقلاب اسلامی در هدایت خیزش مردمی و رسیدن به پیروزی، به این مساله می‌توان اشاره کرد که ایشان رهبری مدبر، شجاع، متفکر، آگاه به زمان و مسائل جهانی که با بهره‌مندی از شیوه‌های نوین و بدیع، بزرگ‌ترین انقلاب معاصر را هدایت کرد. ایشان در کوران انقلاب به عنوان چهره‌ای تاریخ‌ساز و پدیده‌ای استثنایی و کاریزماتیک جلوه کرد و به قول «یودو اشتاین باخ» مدیر موسسه شرق‌شناسی آلمان: «امام خمینی سیاسی‌ترین رهبر معنوی جهان، با شخصیتی جذاب و کاریزماتیک است و تمام آرمان‌های جمهوری اسلامی که بر مبنای آنها ساخته شده است، از افکار ایشان ریشه می‌گیرد. »

جان كلام :

امروز نیز امام خمینی بر قلب‌ها حکومت می‌کند و صدها میلیون مردم در سراسر جهان به این عبد صالح خدا عشق می‌ورزند وآماده فداکاری درراه تحقق آرمان‌های بزرگ اوهستند. این آمادگی مردمی بی‌نظیر، مسئولیت ملت ومسئولان ایرانی را مضاعف می‌کند واین واقعیت را به آنان گوشزد می‌نماید که فقط با هوشیاری در برابر توطئه‌ها، تلاش برای تحکیم پایه‌های وحدت و بهره‌برداری کامل و مدبرانه از ظرفیت‌ها می‌توان به این مسئولیت خطیر عمل کرد.

 

يكشنبه : 3/3/1394- 5شعبان 1436-24مه 2015

 

 

امام خميني (ره) ؛ بنيانگذارعنصراعتدال - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۲:۳۱ بعد از ظهر

1024x768

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin:0cm; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

   امام خميني (ره) ؛ بنيانگذارعنصراعتدال               

  اسدالله افشار

 

گفتمان اعتدال مجموعه مختصاتی است که وقتی درکنار هم قرارمی گیرد پیام مشخصی را می رساند.رشد، اعتلاوتوسعه کشورمهم ترین شاخصه گفتمان اعتدال است.اعتدال دراین تعریف وسیله ای برای توسعه و پیشرفت کشورمحسوب می شود. معمولا اولین معنی ازاعتدال که به ذهن متبادرمی شود میانه روی است. اما آن چیزی که درذهن ما است توازن میان آرمان ها وواقعیت هاست.اعتدال یعنی اینکه ما سازوکاری برای ایجاد توازن بین آرمان ها وواقعیت هاپیداکنیم که البته کاربسیارمشکلی است.درفقه شیعه هم توازن بین آرمان وواقعیت بسیارمورد توجه است.

گفتمان اعتدال، یک رفتار فراگیراست. یعنی نباید آن را تنها در چند حوزه خاص محدود و محصور کرد. وقتی می گوییم به سمت اعتدال برویم تنها این نیست که افراط کاری ها را کنار بگذاریم. اتفاقا یکی از مهمترین موضوعات گفتمانی پیش روی ما همین است که به همه بگوییم به بسط این گفتمان اعتدال محور کمک کنند. بازهم تأکید می کنم که اعتدال، تنهادر اقتصاد یا سیاست خلاصه نمی شود. اعتدال در فرهنگ، رفتارهای اجتماعی و بسیاری ازموضوعات دیگر، پیش شرط حرکت به سمت وسوی ساخت آینده ای درخشان برای کشوراست. شمااگربه آموزه های دینی واسلامی هم توجه کنیدریشه این اعتدال راپیدا خواهیدکرد.امامان و بزرگان ما بارها تاکیدکرده اندکه حرکت درست درخط ومسیراعتدال است.ازرایج ترین توصیه ها هم همان اعتدال در گفتار است. حضرت علی هم بارها در کلامشان به اعتدال اشاره کرده اند و احادیث بسیاری داریم که این موضوع را تأیید می کنند. به هرجهت، رفتارمردم هم نشان دادکه همگی به این اجماع رسیده اند که باید در این مسیرحرکت داشته باشیم. تنها نیازامروز ما توسعه این رفتارواین گفتمان است.

امروزجامعه ما بشدت نيازمند حركت به سوي"اعتدال" است. اعتدال بايد به بدنه جامعه تعميم داده شود و اعتدال بايد به يك فرهنگ تبديل گردد. اين هدف متعالي فقط هنگامي تأمين خواهد شد كه قواي سه گانه درتمام بخش‌ها واجزاء،تعادل درحرف وعمل را رعايت كنند وسپس براي تبديل ساختن"اعتدال"به فرهنگ رايج درجامعه برنامه‌هاي عملي داشته باشند. اعتدال باشعارمحقق نمي‌شود،باعمل مي‌توان اعتدال رادرجامعه تعميم داد.

با توجه به مبانی اندیشه سیاسی حضرت امام(ره) بوضوح روشن می گرددكه اساسا انقلاب اسلامی ونظام جمهوری اسلامی ایران برشالوده تفكراعتدالی به اسلام  شكل گرفته است . درواقع مفهوم اعتدال نه مفهومی نوین ونه مفهومی بیگانه درچارچوب مبانی فكری نظام ما است بلكه عنصراعتدال را حضرت امام(ره)بواسطه معرفی اسلام ناب درذات تفكرانقلاب اسلامی نهاده است. لذادرشرایط امروزجامعه مااعتدال چیزی جزپیروی ازخط امام و رهبری، وپرهیزاز افراط و تفریط وحركت درمسیراسلام ناب و انقلاب اسلامی نخواهد بود . بنابراین تفسیر صحیح واصولی ازاین مفهوم حتما مسیر تكاملی را برای نظام وانقلاب اسلامی رقم خواهد زد  .

امام به مثابه یك مصلح دینی و یك احیاء گر بزرگ ، در تلاش برای معرفی اسلام اصیل از قرائتهای افراطی و تفریطی از اسلام ، رویكردی جامع و معتدل به اسلام داشتند . عصاره تفكر دینی حضرت امام را كه بعنوان فقیه و اسلام شناسی بر جسته مورد تایید همگان بوده اند می توان در به تعبیر ایشان اسلام ناب محمدی (ص) جست. ایشان اسلام ناب را در تقابل با رویكردهای افراطی متحجرین و تفریطی متجددین قرار می دادند ، رویكردهای كه بطور كلی آنها را در قالب تعبیراسلام آمریكایی عنوان می كردند.اسلام ناب واسلام آمریكایی دو تعبیری بودند كه حضرت امام وارد فرهنگ سیاسی و گفتمان انقلاب اسلامی نمودند.ایشان اسلام آمریكایی را شامل مواردی چون اسلام اشرافیت، اسلام ابوسفیان، اسلام ملاهای كثیف درباری، اسلام مقدس نماهای بی شعورحوزه های علمی ودانشگاهی،اسلام نكبت وذلت،اسلام پول وزور،اسلام فریب وسازش واسارت،اسلام حاكمیت سرمایه وسرمایه داران برمظلومین وپابرهنه هاذكرمی‌كندواین اصطلاح رادربرابراسلام ناب محمدی، اسلام پابرهنگان ومحرومان قرارمی‌دهد. شعاراعتدال،شعاربجا وشایسته وبایسته ای است که می بایدحول گرانیگاه اصل مترقی ولایت فقیه تعریف وصورتبندی شود. نمی توان به نام اعتدال،کام افراطیون را شاد نمود وبامطرح نمودن ادعاهای درشت وبی مایه ای ، آب به آسیاب دشمنان نظام ریخت.

جان كلام :

اعتدال گرایی فرصتی است برای همگان؛ هم آنهایی که افراط کردند و ارزش های اسلامی واخلاقی را رعایت نکردند وبه منافع ملی کشورخسارت نشاندند وهم آنهایی که تفریط وکم کاریشان چرخ تولید را نگهداشت. دولت اعتدال، تدبیرش امید آفرین باید باشد.

در یک کلام مهم ترین مؤلفه های اعتدال درحال حاضر را باید قانون گرایی، خشونت گریزی کامل، افرایش آزادی ها ورعایت وتضمین حقوق اقلیت های گوناگون زبانی، قومی، دینی، سیاسی وکاهش نابردباری ها، فساد وبی عدالتی ونابرابری اجتماعی، میانه روی درگفتارورفتارهای سیاسی وتلاش برای رسیدن به نوعی خرد جمعی که بیشترین میزان ازکنشگران اجتماعی رادریک نظام با یکدیگرسازش دهد ومخرج مشترکشان باشد دانست.

 

يكشنبه : 1392/11/27- 16ربيع الثاني1435- 16فوريه2014

 

بن بست بحران آفريني درسوريه - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۰:۳۰ قبل از ظهر
Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA /* /*]]>*/ /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin:0cm; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:10.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-bidi-font-family:Arial;} Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA /* /*]]>*/ /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin:0cm; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:10.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-bidi-font-family:Arial;}

بن بست بحران آفريني درسوريه                    

   اسدالله افشار

تركيب كشورهاي شركت‌كننده درژنو 2 كه به اصطلاح براي حل بحران ومشكلات مردم سوريه دورهم جمع شده بودند، خود حكايت ازاين داشت كه هدف از برگزاري اين ژنو، نه كمك به حل واقعي بحران سوريه، بلكه تلاش براي دامن زدن به آن وفراهم كردن زمينه سقوط دولت قانوني وبركناري رئيس‌جمهوربرخاسته از راي مردم آن كشوراست.علاوه برآمريكا، انگليس،فرانسه وبرخي ديگرازهم پيمانان غربي آمريكاكه به صراحت اعلام كرده‌اندكه ازتروريست‌هاي سوريه،حمايت مالي وتسليحاتي مي‌كنندوحتي نيروي انساني دراختيارشان قرارمي‌دهند؛حضوركشورهايي مثل عربستان سعودي وقطربه عنوان اصلي‌ترين حاميان منطقه‌اي تروريست ها

 درسوريه دركنفرانس يادشده وهمچنين مانع تراشي دربرابرحضورتأثيرگذارايران دراين كنفرانس نشان داد كه چه اهداف پليدي درپس پرده خوش نقش ونگارژنو2 براي سوريه طراحي شده است.

بعد ازنشست ژنو1 تحولات ميداني به نفع دولت وارتش سوريه رقم خورده است وبنابراين مخالفان وحاميان خارجي آنها درشرايطي نيستندكه بتوانند مصوبات ژنو1 را به نفع خود تفسيركنند وآن را به كرسي بنشانند. يعني اين شرايط تحولات سوريه وبرگشت ورق به نفع دولت اين كشوربوده كه امريكا وديگرهم ائتلافي‌هاي واشنگتن را به سمت كنفرانس‌هاي ژنو1و2 واداركرد تا حداقل بتوانند جلوي ضرربيشتررا بگيرند. حتي خود مقامات غربي نيزبه اين واقعيت پي برده‌اند كه دوره درخواست كناره‌گيري بشاراسد ازقدرت سپري شده است ولذا آنها توجه و تلاش خود را براين متمركزكرده‌اند كه جلوي شركت بشاررا درانتخابات رياست جمهوري بعدي بگيرند وعلتش اين است كه براساس تحقيقات ميداني به اين نتيجه رسيده‌اند كه محبوبيت بشاراسد همچنان دربين مردم سوريه بالاست ودرصورت شركت درانتخابات رياست جمهوري بازهم پيروز خواهد شد.

برگزاری کنفرانس ژنو2 که درادامه کنفرانس  ژنو1 برگزارگرديد،بیشتربه این دلیل بود که بحران‏آفرینى در سوریه به بن‏بست رسیده است،به‏همین‏خاطر کسى امیدى به نتیجه‏بخش بودن این کنفرانس نداشت.

آمریکا،کشورهای اروپایی، قطروترکیه ازجمله کشورهایى بودندکه باجدیت ازتشکیل ژنو2حمایت مي کردند وراه دیگرى هم غیرازاین‏که ازطریق یک برنامه سیاسى بتوانندجبهه ازهم گسیخته مخالفان اسدراتا حدى کناریکدیگرنگه دارند،نداشتند.اماعربستان سعودى ورژیم اسرائیل ژنو2 رایک بازى شکست‏خورده تلقى کردند واز برگزاری آن حمایتی به عمل نیاوردند.آن‌ها معتقدندکه باید به سمت یک اجماع جهانى حرکت کرد تا یک اقدام نظامى علیه سوریه شکل بگیرد.

تحلیل‌گران معتقدندتا زمانی که کشورهای غربی وبرخی ازکشورهای منطقه  ازگروه‌های تروریستی حمایت می‌کنند بحران سوریه پایان  نخواهد یافت. برگزاری کنفرانس‌های بین‌المللی نیزنمی‌تواند کارگشا باشد چرا که این گروه‌های تروریستی آن چنان خود را قدرتمند تصورمی‌کنند که حتی برای کشورهای حامی آنها به خطر بالقوه تبدیل شده‌اند به نحوی که این کشور‌ها از بازگشت این تروریست‌ها به کشورخود احساس ترس کرده وحتی برخی اعلام کرده‌اندکه برای ازبین بردن آنها به سوریه فرستاده شده‌اند. بدین ترتیب گروه‌های تروریستی که ساخته وپرداخته کشورهای غربی هستندبه عامل ترس این کشورهاتبدیل شده‌اند به همین دلیل شناخت این گروه‌های مسلح و تکفیری می‌تواند به نقش کشورهای حامی آنها دربحران سوریه کمک کند.

 

شنبه : 1392/11/26- 15ربع الثاني1435- 15فوريه2014

جناب روحاني؛ سعه صدرداشته با شيد - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۶:۳۷ بعد از ظهر

1024x768

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin:0in; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

 جناب روحاني؛ سعه صدرداشته با شيد                 

 اسدالله افشار

 

رئيس جمهور محترم روزسه شنبه مورخ15بهمن1392 در جمع روسای دانشگاه ها و مدیران پارک های علم و فناوری حضوريافت ومواضع جديدش رابيان كرد.مواضعي كه كمي متفاوت ترازقبل بودومهمتراينكه منتقدان وهمچنين مخالفان رويه وروند سياسي دولت را«كم سواد»دانستند. وي اين سخنان رادرقبال منتقدان مذاكرات وتوافقات ژنوعنوان كرد وگفت: «چرافقط یک عده معدود کم سواد ازجای خاص تغذیه می شوند باید ازتوافق ژنوحرف بزننداما اساتید دانشگاه های ما خاموش اند ودرباره این اتفاق بزرک بین المللی حرف نمی زنند؟چرا با مردم همراه نمی شوید.»اگرچه درطي چندروزگذشته به اين سخنان رييس جمهورروحاني انتقادهاي درست وبجايي مطرح گرديده است امااين قلم ذكرچند نكته رادراين خصوص خالي ازلطف نمي داند باشد كه جناب روحاني ازسعه صدربيشتري برخوردارگردند وازمشاوران ناصح ونكته سنجي درادامه راه بهره مند شوند وبامنتقدان دلسوزچون ائمه اطهار(ع) با گشاده روئي برخورد نمايند:

1- انتقاد پذیری مؤثر نتایجی چون؛تقویت سلامتی فکری و روحی، ایجاد عزت نفس،افزایش سطح بهره وری وافزایش رقابت، برای تضمین موفقیت را به دنبال دارد.اگرانتقاد کننده وانتقاد شونده میخواهند به هدف انتقاد سازنده که همانا تغییررفتارخاصی است دست یابند،باید بایک دیگرهمکاری کنند.2-ازانتقادها می توان برای ایجاد تحرک دراشخاص ونفوذدرآنها،آموزش،بیان نیازهاوخواسته‌هاویامحرکی برای اصلاح و پیشرفت خوداستفاده کرد.3-نسبت دادن کم‌‌سواد به تمامي‌ منتقدين پسنديده نبوده ويقيناازطرف رييس جمهورمحترم

نيزپذيرفته شده نيست ودورازمنطق و سياست‌کاري ايشان است.4-  منتقدين را نبايد با الفاظ نامناسب مورد خطاب قرارداد؛ هرچند که انتقاد آنها واقعا بي‌مورد و بي‌جا بوده و نشاني ازدلسوزي براي مردم وکشوردر نقدهايشان ديده نمي‌شود. 5- عرصه سياست، ‌عرصه تنگ نگري ويكصدايي نيست بنابراين نبايد انتظارداشت با تغيير رئيس جمهور كه داراي تفكرات و رويه هاي متفاوت ازرئيس جمهور گذشته است،‌ همه مخالفان ساكت بنشينندوتنها نظاره گرباشند.امااينكه بي سوادياكم سواددانستن منتقدومخالف ازجايگاه رياست جمهوري شنيده شود، طبيعي است كه مي تواند آسيب زا باشد.6- فضای نقد درکشور یک ضرورت است و دولت باید پذیرش آن را داشته باشد. اگرفضای نقد وبررسی در کشور نباشد کشوربا مشکلات جدی روبه‌رو خواهد شد.7-  قطعا تخریب با نقد متفاوت است و دولت باید از نقد عملکرد خود استقبال کند. در جامعه ما نخبگان بسیاری وجود دارند که نقدهای دلسوزانه‌ای به دولت داشته و هیچ‌گاه هدفشان تخریب نیست.8- اگرکسی را قبول نداریم نبایدوی رامتهم کنیم تافضای کشورمنطقی باقی بماند. بایدازنقد‌هااستفاده شود. حیات جامعه و نشاط آن منوط به وجود فضای نقداست وباید تفاوت میان نقد وتخریب قایل شد.حق نداریم منتقدخود راکم سوادخطاب کنیم‌.9- اینگونه نیست که همه کسانی که توافقنامه هسته ای ایران را مورد انتقاد قرار داده اند افراد بی سوادی بوده اند. برخي مقالات استاتيد دانشگاهها راديده ام ومطالعه کرده ام.آنها به صورت دقیق وارد مفاد توافقنامه شده وسعی کرده اند مشکلات آن رابیان کنند. بنابراین اینگونه نیست که همه منتقدین توافقنامه بی سواد باشند.10- صاحب نظران وكارشناسان معتقدند؛ اگر رئیس جمهورمحترم در مقدمات صحبت ازفضای امن نقد و نقادی می کنند، انتظارآنست که در نتیجه گیری هم به آن مبانی ومقدمات پایبند باشند. فضای امن برای نقادی ملزوماتی دارد. رئیس جمهورنباید چهره ای نشان دهند که  تحمل نقد را ندارد. شما باید تحمل نقد را نشان بدهید. به نظر مي رسد این سخنان رئیس جمهور باعث شد نقدپذیری ایشان زیرسوال برود.

11- گروهي ديگرازتحليل گران درعرصه مطبوعات دريادداشت هاي خود دران زمينه يادآورشده اند؛آقاي رئيس جمهوردرحالي منتقدان توافقنامه ژنويعني بسياري ازعلما،مراجع،دانشگاهیان،

متخصصان حقوق بين الملل ودانش هسته اي را«کم سواد»معرفي کرده وبه آنان اهانت مي کندکه پيش ازاين،بارها برضرورت انتقادوحتي تشويق منتقدان تأکيدورزيده بود.اين دسته ازهمكاران مطبوعاتي معتقدند؛اين احتمال نيزبه ذهن خطورمي کندکه مبادا برخي ازاطرافيان رئيس جمهورمحترم براي فرارازپاسخگويي خود درقبال بي تدبيري خسارت آفرين توزيع سبدکالا ازاعتمادايشان سوءاستفاده کرده و حمله تند واهانت آميز به منتقدان توافقنامه ژنورا به وي پيشنهاد کرده باشند،تا ازاين طريق، ماجراي ياد شده درواکنش منتقدان به اهانت رئيس جمهور و معاون ايشان، به فراموشي سپرده شود! که دراين صورت، توجه ودقت بيشتررئيس جمهورمحترم نسبت به اين طيف ازاطرافيان ضرورت بيشتري خواهد داشت.12- جناب دكترروحاني شايسته بود منتقدان    بي سوادرادردادگاه ذهني خودآنهم درپايگاه فكروانديشه يعني دانشگاه محاكمه و محكوم نمي نموديد! بعيد مي دانم ایشان طالب آن باشند كه الگوي فكري خودشان را به منتقدان تحميل كنند. اينگونه برخوردها نه تنها سازنده نيست، بلكه بسيارنامناسب است.13- انتقاد صحيح داروي تلخ ولي مفيدي است كه زماني مؤثرخواهد بود كه به موقع ودرست تجويزشود، درغيراين صورت نه تنها باعث بهبودي نمي شود بلكه منجر به تشديد بيماري خواهد شد.14- پرده پوشی برواقعیات، یا خود را به بی خبری زدن، واقعیت هاراعوض نمی کند. وقتی درکسی یا جایی یارفتاروبرخوردی اشکال وجودداشته باشد،فرزانگان عاقل،ازهرتذکّراصلاحی استقبال میکنند،تاآن رابرطرف سازند.اماجاهلان وخودخواهان،دوست دارندکه درهمان موارد نیز،مدح وتملّق وثنا بشنوندوبرعیوب وکاستی هاوزشتیهاسرپوش بگذارند؛ من مطمئنم جناب روحاني ازاين دست افراد نبوده ونيستندواعتقاددارم ايشان دراين خصوص به اصلاح مواضع خود خواهند پرداخت. 15- منتقدان عزيزهم بدانند؛ نقد ازروی خیرخواهی و به قصداصلاح و کمک به اشخاص مورد نقد کجا، ونقد به قصد خراب کردن وجهه وموقعیت وکوبیدن وتخریب کجا! البته هشیاران، انگیزه های نهفته درورای نقدها را خوب می فهمند و می شناسند.نقد، نباید برخاسته ازحسد وغرض ورزی وتسویه حساب باشد. تذکّرهای حسودانه وکین توزانه، وضع را بدتر می کند. اصلاً مگرازیک حسود، نصیحت وخیرخواهی وتذکّر به قصد اصلاح برمی آید؟

جان كلام:

باری، «نقد پذیری» ، درمسایل اخلاقی، فرهنگی، اجتماعی و مدیریتی، ضامن سلامت رابطه ها ورشد افکارو اعمال است. این مسأله درمتون دینی با عناوینی هم چون: نصیحت وموعظه مورد توجه قرار گرفته است.

پایان این بحث را حدیثی ازامام سجاد علیه السلام قرارمی دهیم که درضمن بیان حقوقِ متقابلی که افراد در جامعه نسبت به هم دارند (دررساله ی الحقوق) ازجمله به «حقِ نصیحت گر» بر گردنِ «نصیحت شنو» و وظیفه ناصح ومتنصّح اشاره فرموده است:«وَحقّ الناصِحِ اَن تَلینَ لَهُ جَناحَکَ وَ تُصغِِیَ اِلَیهِ بِسَمعِکَ ، فَاِن اَتی بالصَّوابِ حَمِدتَ اللهَ عزوّجلّ وَ اِن لم یوافِق ، رَجَمتَهُ...: حق نصیحت کننده (و ناقد و پند دهنده) آن است که نسبت به او نرمش و انعطاف نشان دهی و به سخنش گوش فرا دهی، اگرحرفش بجا ودرست بود، خدای متعال را سپاس بگویی واگرتذکّرش موافق با حق نبود، نپذیری....» ( ميزان الحکمه ، ج 10 ، ص 57 )

صاحب اين قلم كه متجاوزاز20سال است مي نويسداميدواراست؛رييس جمهورانديشمندش مواضع اخيرخودرااصلاح نموده وبه استقبال نقد و نقادی بروند، چه خوشایند ايشان باشد وچه نباشد.

 

جمعه : 1392/11/18-  7ربيع الثاني1435- 7فوريه2014

 

حیات طیبه درعصرحاکمیت کفروالحاد - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۲:۱۲ بعد از ظهر

1024x768

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin:0in; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

  حیات طیبه درعصرحاکمیت کفروالحاد

  اسدالله افشار

 

يكم)هرانقلابی دارای اهداف وآرمان هایی است. هدف، آن مقصد نهایی است؛ ولی آرمان،آرزوهای مقدّس و متعالی را گویند. بدین ترتیب، اهداف ممکن است مرحله ای و یا نهایی باشد،امّا آرمان ها مرحله ای نیستند، بلکه نهایی اند. برای نمونه،آرمان های انقلاب اسلامی ایران همان اهداف سلبی وایجابی است که مردم به همراه رهبران خود برای دستیابی به آنها، برضّد نظام سلطنتی پهلوی دست به اعتراض گسترده وهمه جانبه زده وتا سقوط کامل آن رژیم ازپای ننشستند.

دوم)پس ازهرانقلابی، بانگاه به عملکردآن درمی یابیم که این انقلاب تا چه حددر رسیدن به اهداف وآرمان های خود موّفق بوده است.اکنون با نگاهی به عملکرد ودستاوردهای انقلاب اسلامی ایران می توان دریافت که با همه موانع و مشکلات داخلی و خارجی که انقلاب اسلامی با آن روبه رو بوده، تا حّد زیادی توانسته به اهداف وآرمان های خود دست یابد. گرچه یادآوری این نکته نیزلازم است که واقعیّت این است که هیچ انقلابی نمی تواند درمدّت کوتاهی به همه اهداف وآرمان های خود دست یابد. ازاین رو،نباید انتظارداشت که انقلاب اسلامی با توّجه به امکانات موجود درکشوربه ویژه پس ازپیروزی انقلاب اسلامی، بتواند به همه خواسته های خود برسد.

سوم)اگرما نگاه کلان به انقلاب و حادثة پدید آمدن جمهوری اسلامی بکنیم، جزئی نگری ها نمی تواند ما را گمراه کند. گاهی جزئی نگری ونگاه نکردن به مسیرمستمرِازابتداء تا انتهاء،انسان را گمراه می کند؛حتّی گاهی آدم راه راگم می کند،هدف راگم می کند.نمی خواهیم بگوئیم جزئی نگرنباشیم؛چرا،نگرش به جزئیات، یعنی همان برنامه ریزی؛این رامامنکرنیستیم.برنامه ریزی،نگاه به فصول مختلف وبخشهای مختلف،یعنی جزئی نگری.می خواهیم بگوئیم این نگاه به بخشها واجزاء وابعاد موجب نشود که ما غافل بشویم ازنگاه به کل. چون نگاه به کل برای ما درس آموز است.

چهارم) با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، بزرگ‏ترین تحول جهانی قرن بیستم به وقوع پیوست. بنیان گذار این انقلاب با قیام خود، غرور ملت‏های مستضعفی را که سالیانی مدید مورد ظلم قرار گرفته بودند، به آنان باز گرداند. او نه تنها سرنوشت کشورش را تغییر داد، بلکه میلیون‏ها انسان گم‏گشته در برهوت جاهلیت عصر مدرن را به بازگشتی دوباره به معنویت و یکتاپرستی فراخواند.پیروزی انقلاب اسلامی، چه درداخل وچه در خارج از کشور، ناظران را با پدیده‏ای تازه در صحنه سیاسی جهان روبه‏رو ساخت. این پدیده بنا به ماهیت، اهداف و سرنوشت خود، در هیچ‏یک ازمعیارهای سیاسی جهان نمی‏گنجد.

پنجم)اصالت انقلاب اسلامی ایران دوبُعددارد:نظری و عملی. در بعد نظری و فکری، آرمان‏ها و ایده‏های این انقلاب، وارداتی نبوده، محصول جامعه و تاریخ ایران است. اسلام و عقاید اسلامی هزار وچهارصد سال قبل از سوی ایرانیان پذیرفته شده، در این مدت به عنصر اصلی واساسی فرهنگ و ملیت ما تبدیل شد. در بُعد عملی نیز می‏بینیم که مردم با نیروی خود و بدون کمک‏های مالی وتسلیحاتی شرق وغرب یا همسایگان و با اتکا به خداوند و شعار«پیروزی خون برشمشیر» به پیروزی رسیدند.

ششم) استقلال طلبی و نفی سلطه بیگانگان، اصالت دادن به معنویت وارزش های اخلاقی، احترام به کرامت انسانی، احیای تفکر عقلانی در حوزه معرفت دینی، طرح این اندیشه که دین از سیاست وعلم ازدین جدانیست، بازگشت به هویت دینی وفرهنگی، احیا واصلاح باورهای مذهبی، مقدم داشتن جمعی به جای منفعت طلبی های فردی، عدالت اجتماعی، ایجاد وضع مناسب برای رشد مادی ومعنوی انسان ها وسرانجام وحدت و عزت امت اسلامی از اصلی ترین اهداف انقلاب اسلامی است. درحقیقت وجه غالب انقلاب کوشش درراه احیای فرهنگ و تمدن اسلامی وتشکیل حیات طیبه درعصر حاکمیت کفروالحاد است.

هفتم) آنچه امروزتوجه اهل نظرو کارشناسان مسائل اجتماعی را به خود جلب کرده است، بروز فاصله میان قشرها و طبقه های مختلف جامعه است. فاصله ای که می تواند اجزای جامعه رادچارازهم گسیختگی سازد. شاید سخن گفتن ازگسست قشرهای جامعه مسئله خوشایندی نباشد، ولی چشم بستن برروی واقعیت نیز به سرانجامی ناگوارترخواهد انجامید.بی گمان، انقلابی که دربستر وحدت وهمدلی گروه های مختلف جامعه به وقوع پیوست، نمی تواند پایداری وپویایی خود را دربستری جزاین حفظ کند.بنابرتعبیرمعمار انقلاب، حفظ نظام ازاوجب واجبات است. ازاین رو، بررسی وشناسایی عواملی که تهدید کننده ثبات واقتدارنظام باشد نیز امری بایسته است. درواقع، بروزفاصله میان یک طبقه، قشر یا گروه سنی با طبقه، قشر یا گروه سنی دیگر را گسست می گویند. این فاصله می تواند یک نوع فاصله فکری، فرهنگی، ایدئولوژیکی، روحی و عاطفی، فیزیکی، جغرافیایی و یا تفاوت در شرایط و سطح زندگی افراد باشد.گسست فکری، فرهنگی، روحی وعاطفی میان نسل جدید انقلاب با نسل پیش ازآن، می تواند به عنوان خطری جدی انقلاب را تهدید کند، بنابراین، نباید این امر، ازنظرها پنهان بماند وازتوطئه خناسان وبدخواهان غافل شويم.

هشتم)درشرایط کنونی، وظیفه مردم به ویژه دست اندرکاران امورفرهنگی است که انتقال ارزش های انقلاب اسلامی واندیشه های ناب انقلاب اسلامی، حضرت امام رحمه الله ورهبرفرزانه انقلاب به نسل های بعد را، سرلوحه کارخود قرار دهند. کوتاهی دراجرای این وظیفه مهم آثارناگواری به دنبال خواهد داشت. توجه عملی داشتن به مقولاتی همچون بحران هویت،ازدواج سالم،اشتغال،رشد اخلاقی وعلمی، تعادل دینی و رفتارفردی اجتماعی،جلوگیری ازاشاعه مظاهرفساد اخلاقی،ایجاد محافل فرهنگی وتفریحی وورزشی وسعی در برقراری ارتباط نزدیک میان علما وجوانان، ازمهم ترین وظایف برنامه ریزان دراين اموراست.

 

خیزید که هنگام نشاط سحرآمد                        شب رفته و خورشید زمشرق به درآمد 

برپا شده صد ولوله درگلشن توحید                  کز بام فلک مرغ صبا خوش خبرآمد 

آمد پی ایجاد سحرناجی خورشید                      برجان خدایان دروغین تبرآمد 

 

 

دوشنبه : 1392/11/14- 3ربيع الثاني1435- 3فوريه2014

 

 

پيروزي انقلاب اسلامي؛چالش سيا سي درغرب - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۱:۱۳ قبل از ظهر
1024x768 Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin:0cm; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

پيروزي انقلاب اسلامي؛چالش سيا سي درغرب             

اسدالله افشار

 

انقلاب،ازمهم ترین پدیده های اجتماعی است که به ندرت اتفاق می افتد.بررسی تاریخی نشان می دهد،هرقدر به زمان حاضر نزدیک شده ایم،ازتعداد انقلاب های اجتماعی کاسته شده است.تا جایی که برخی سخن از پایان انقلاب گفته اند وعمرآن را به خصوص درقرن بیست و یکم به سر آمده تلقی کرده اند.با این حال تفکر و تأمل نظری درباره این پدیده نه تنها افول نکرده است؛ بلکه هر روز شاهد افزایش حجم تحقیقات و پژوهش ها و رشد اطلاعات دراین باره هستیم. فراوان آثاری را می بینیم که انقلاب های اجتماعی، به خصوص انقلاب های بزرگ را مورد بازبینی و تحلیل قرار می دهند. پرسش زمانی عمیق ترمی شود، که می بینیم در میان این انقلاب ها، آخرین انقلاب بزرگ؛یعنی انقلاب اسلامی ایران،حجم زیادی از پژوهش های غربی را به خود اختصاص داده است. اگرهدف نظریه و نظریه پردازی رساندن کثرت به وحدت باشد و بپذیریم که نظریه پردازی انقلاب برای نظام مند کردن افکار و اذهان، در قدم اول پیرامون یک انقلاب و در مرحله بعد همه انقلاب ها، شکل گرفته است، چه وحدتی می توان میان یک انقلاب دینی وچندین انقلاب غیردینی یا سکولار در نظر گرفت.به ویژه زمانی که به گفته بسیاری ازصاحب نظران،انقلاب ایران چالش های بزرگی فراروی اصول تفکراجتماعی درالگوی غربی آن، پدیدآورده است. به راستی چه نیازی را این نظریه پردازی وبازبینی برآورده می سازدکه چنین گسترده بدان پرداخته شده است. آیا ناسازگاری محوری متغیرهای این انقلاب با انقلاب های دیگر، مجال همانند سازی و وحدت یابی را به پژوهش گران غربی انقلاب اسلامی خواهد داد.یا آن که برای نجات الگوها ومدل های خود ناگزیرند دست به تقلیل و تفسیر متغیرهای ناسازگار بزنند.به نظرهمین سرّ گستردگی میل به پژوهش و نظریه پردازی غربی ها درباره انقلاب اسلامی است.

اینکه انقلاب ایران توجه بسیاری ازنظریه پردازان انقلاب را به حوزه فرهنگ معطوف ساخت از سویی نشان ازتزلزل کلان روایت ها وگفتمان مسلط غرب وازطرف دیگرتجدید حیات،حضورو معارضه رقیب دیرینه تفکرغرب؛یعنی تفکردینی وحیات معنوی را می رساند.گسترده گی نظریه پردازی غرب نیزبه سمت این پدیده، نه به این دلیل که درگوشه ای از جهان یک اتفاق بزرگ و عجیبی رخ داده است؛ بلکه نگرانی ودلواپسی نسبت به تزلزل الگوی بزرگ غربی است که آنها را به چنین تحرک وسیعی واداشته است. شکاف و تزلزلی که این انقلاب دربنیان ها وشالوده های تفکرغرب ایجاد کرد،عظیم ترازآن بودکه نظام پژوهشی غرب نسبت به آن بی تفاوت باشد.

گیدنز،جامعه شناس مشهورانگلیسی تحت عنوان«تحولات جاری دردین؛انقلاب اسلامی»می نویسد:دیدگاهی که«مارکس»، «دورکهایم» و«وبر»درآن سهیم بودند، این بود که دین سنتی بیش ازپیش در دنیای مدرن به صورت امری حاشیه ای درمی آید ودنیوی شدن فرایندی اجتناب ناپذیر است. ازاین سه جامعه شناس شاید تنها وبرمی توانست حدس بزند که یک نظام دینی سنتی؛مانند اسلام ممکن است تجدید حیات عمده ای پیدا کند و پایه تحولات مهم سیاسی دراواخر قرن بیستم شود؛ با این همه، این دقیقاً آن چیزی است که دردهه 1980 درایران رخ داد.فوکومعتقد است مردمی که روی این خاک زندگی می کنند، درجستجوی چیزی هستند که ما غربی ها امکان آن را پس از رنسانس وبحران بزرگ مسیحیت ازدست داده ایم وآن «معنویت سیاسی» است.

پيروزي انقلاب اسلامي دردودهه پاياني قرن بيستم ميلادي، ضمن ايجاد دگرگوني عمده واساسي داخلي، تحولات مهم وبعضاً سرنوشت سازي درجامعه جهاني به وجود آورد. وازآن روكه اين انقلاب نه فقط انقلاب تَن ها،كه انقلاب فكرها وانديشه ها نيزبود، علاوه بربازتاب ها وتأثيرات عيني و عملي متعددي كه برجامعه جهاني وروند تحولات آن برجاي گذاشت، در بعد فكري و نظري نيز آن را به دگرگوني عميقي واداشت.انقلاب ايران،عرصه اي جدّي براي آزمون،تأييد،تعديل وابطال بسياري ازنظريات رايج ومرسوم در علوم اجتماعي محسوب مي شد. ابعاد اين انقلاب بسيار گسترده تر از آن بود كه درابتدا به نظر مي رسيد، چرا كه تنها به دگرگوني ساختارسياسي، اجتماعي واقتصادي يك رژيم اكتفا نكرد، بلكه در شالوده كاخ رفيع دانش اجتماعي نيزلرزه افكند.

نظريات انقلاب ونظريه هاي تحليل آن،ازنفوذناپذيرترين عرصه هاي نظريات ونظريه هاي علوم اجتماعي بودند كه با وقوع انقلاب اسلامي ايران تأثير بسياري گرفتند. پيروزي اين انقلاب زمينه مناسبي براي آزمون نظريات انقلاب وجرح وتعديل آن ها به شمارمي آمد، همچنان كه بستر مناسبي را براي طرح نظريات وديدگاه هاي جديد فراهم آورد؛ به گونه اي كه امروز،با طيف متنوعي ازديدگاه ها ونظريات درزمينه انقلاب مواجهيم كه ازدگرگوني انقلابي درايران تأثيرپذيرفته اند.

با توجه به وضع کنونی عالم ومقوله جهانی سازی و بحران در تفکر غربی وآنچه که در غرب در چالش های نظری و عملی خود بدان دچار شده است؛ نظریه پردازان غربی، انقلاب اسلامی را درمرحله نهضت و نظام سیاسی همراهی می کنند وحتی برخی به چالشی که میان نظام لیبرال دموکراسی، با نظام دینی پیش می آید، اذعان می کنند، ولی آنان حاضر نیستند تا مرحله تمدن سازی، درمورد نظام دینی پیش بروند. این مسئله به معنای چالش جدی با غرب و اصول آن است و«جوهر افول یابنده غرب» را در بُعد تمدنی، به چالش کشیده، نوعی نظام بدیل را نشان می دهد.وضعی که در عالم جدید به وجود آمده است، عکس العملی دارد که در تاریخ ظاهر خواهد شد و عدم موفقیت غرب در تحقق آرمان های خود توجه به دین را بیشتر می کند. آینده، آینده ای است که نهضت های دینی رو به سوی آن دارند؛ پس آینده ای که نهضت های دینی به آن نوید می دهند، درست در جهت مقابل آینده ای است که مدرنیته به آن نوید می داده است. در جامعه مدرن، درنهایت دین می تواند حضور داشته باشد؛ اما صفت دینی به جامعه دادن و دین را در همه شئون جامعه، ساری و جاری ساختن امر دیگری است. دراین مسیر است که درنهایت نسبت جدید، میان انسان و هستی برقرارمی شود.می دانیم درغرب جدید، ایدئولوژی های موجود همگی به «نیست انگاری» می رسند؛ لذا راه برون رفت ازعالم غربی وتغییردرنسبت میان انسان وعالم، وجود ندارد؛ همچنان که این«ایسم ها»در تغییروتحول تاریخی جدید دیگر، برای غرب، به طورعمده منشأ اثر نیستند؛ اماانقلاب اسلامی بسترمناسب، برای ظهور تفکرجدید است. ازمقدمات انقلاب واقعی، تذکرنسبت به حقیقت تاریخ غالب است.

جان كلام :

فلسفه سياسي انقلاب اسلامي ايران خود را با فلسفه سياسي غرب درگيركرده است و ازبنيان، پيش فرض ها،مباني،اصول،متدوغايات،آن را به چالش كشيده است.اين چالش به قدري سريع ودرعين حال،فراگير بوده است كه درغرب، نظريه پردازان انقلاب ها را با حيرت وسرگرداني روبه رو كرده است.«درواقع،مطابق نبودن وناسازگاري پاره اي ازتئوري هاي انقلاب، برانقلاب اسلامي، نظريه پردازان بسياري رادچارمشكل وبه تعبيرلاكاتوش، آنان رامجبوربه رفوكردن وترميم هاي متعددي درتئوري هايشان كرد.»

 

جمعه : 11بهمن1392- 29ربيع الاول1435-31ژانويه2014

انقلاب اسلامی؛ انقلاب بازنگری و بازسازی - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۱:۱۱ قبل از ظهر
1024x768 Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin:0cm; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

انقلاب اسلامی؛ انقلاب بازنگری و بازسازی               

 اسدالله افشار

بزرگداشت پیروزی انقلاب وايام اللّه دهه فجردر بهمن ماه هرسال به معنای بزرگداشت آرمان های اسلامی واعتقادات دینی است،که جوهره انقلاب را تشکیل می دهند. به عبارت دیگرحضورآگاهانه در صحنه هایی این چنین، از مصادیق پاسداری ازریشه های انقلاب است. ازاین رو، امید می رود مردم آگاه وبیدار ایران اسلامی دراين ايام مبارك وخجسته، باردیگربه دشمنان خارجی و داخلی بفهمانند که برپیمانی که با امام بزرگ خویش درجهت تحقق بخشیدن به احکام اسلام وبنای جامعه دینی بسته اند، استواربوده اند و خواهندبود وهیچ توطئه نظامی، اقتصادی ، فرهنگی وسياسي آنان راازصحنه ها خارج، ونسبت به اسلام و انقلاب دلسرد نخواهد کرد.

با پیروزی انقلاب اسلامی درایران، بزرگ‏ترین تحول جهانی قرن بیستم به وقوع پیوست. بنیان گذاراین انقلاب با قیام خود، غرورملت‏های مستضعفی را که سالیانی مدید مورد ظلم قرار گرفته بودند، به آنان باز گرداند. او نه تنها سرنوشت کشورش را تغییر داد، بلکه میلیون‏ها انسان گم‏گشته در برهوت جاهلیت عصر مدرن را به بازگشتی دوباره به معنویت و یکتاپرستی فراخواند.پیروزی انقلاب اسلامی، چه در داخل و چه در خارج از کشور، ناظران را با پدیده‏ای تازه در صحنه سیاسی جهان روبه‏رو ساخت. این پدیده بنا به ماهیت، اهداف و سرنوشت خود، در هیچ‏یک از معیارهای سیاسی جهان نمی‏گنجد.

انقلاب اسلامی ایران درشرایط ومقتضیات خاصی روی داد که سبب شد متغیرهای جدی و جدیدی در عرصه مطالعات مربوط به رهیافت انقلاب پدید آید وبسیاری از نظریه های کلاسیک و جدید در جامعه شناسی سیاسی انقلاب بازنگری و بازسازی شوند. تا پیش از وقوع انقلاب اسلامی، نظریه پردازان با بررسی نمونه های متعددی از انقلاب ها(نظیرانقلاب فرانسه، روسیه، چین و انقلاب های ضداستعماری دیگری که در قرن بیستم به وقوع پیوستند) و وجوه مشترک آنها، کوشیدند تا نظریه ای جهانشمول عرضه دارند تا درپرتو آن بتوانند هر انقلاب اجتماعی دیگری را تفسیر کنند و آینده جوامعی را که شرایط عینی و ذهنی آنها برای وقوع تحولات سیاسی آماده است، پیش بینی نمایند؛ ولی انقلاب اسلامی ایران به مثابه نظریه ای جدید، متغیرهای مختلف موجود در رهیافت های جامعه شناسانه و روان شناسانه انقلاب رامتحول کرد؛ چرا که این انقلاب از نظر پیدایش، چگونگی استمرار نهضت، مشارکت مردم، بسیج عمومی ونقش روحانیت درچارچوب نظریه های موجود قرار نمی گرفت. علاوه براین یکی از نتایج آشکارانقلاب اسلامی ایران، لغو نظریه های تک علتی در عرصه مطالعات انقلاب شناسی است. این انقلاب نشان دادکه تحلیل های افرادی چون«کرین برینتون»، «جورج اس پی تی»و«اسکاچ پل» و...که انقلاب را با رویگردانی قشرروشنفکر وطبقات متوسط جدیدازنظام پیشین همسو می دانند، به هیچ وجه با همه اجزای تشکیل دهنده جامعه که مظهربروزتحول سیاسی است، قابل مقایسه نیست.

انقلاب اسلامى در همه‏ى ابعاد فردى و اجتماعى، داخلى و خارجى، سياسى و اقتصادى و فرهنگى، اهداف بسيار بلندى براى مردم و دولت ترسيم نموده است.اين اهداف عمدتاً مأخوذ از قرآن و سنت بوده كه عمدتاً در كلام امام خمينى (ره) و شعارهاى مردم متجلى شده‏اند.اين اهداف درمنبع قانون اساسى بصورت رسمى و قانونى به تأييد و تصويب امام و امت رسيده‏اند. بطوربسيار عادى وعقلايى وحقانى، اين اهداف يكى از بهترين ملاك‏ها براى سنجش وضعيت كنونى نظام وارزيابى آثارونتايج انقلاب اسلامى هستندوهركس مى‏تواند بپرسد:

بعد از سه دهه ازوقوع انقلاب واستقرار نظام جديد، اهداف فوق چقدر محقق شده‏اند؟

ووضع موجود با اهداف فوق چقدر فاصله دارد؟

آيا اصولاً وضع موجود انقلاب و نظام در راستاى تحقق اهداف فوق هستند يا خير؟

اهداف انقلاب ونظام جمهورى اسلامى دراصل سوم قانون اساسى ترسيم شده‏است وهرخواننده‏اى مى‏تواند با مطالعه‏ى آنها وبا اتكاء به اخبارواطلاعاتى كه شخصاً از وضع موجود دارد نسبت به آثارونتايج انقلاب اسلامى ارزيابى وقضاوت نمايد.البته حق آن است كه اين سنجش دريك پژوهش گروهى وسيع و عميق متكى به آمار وارقام و اسناد صورت بپذيرد و نتيجه‏ى آن براى همگان تبيين شود.

مهمترین عوامل آسیب رسان به تحقق اهداف انقلاب :

درچشم‏اندازآینده چند چالش عمده درپیش روی انقلاب اسلامی است که می‏تواندباپیوند باآسیب‏های وارده تا این مرحله ومشکلات موجود وتشدید فعالیت‏های دشمنان انقلاب،آسیب رسان باشد.اهم آن عبارت است:

1- اتكا به درآمدهاي نفتي. 2- بیکاری افرادتحصيل كرده. 3- كاهش جمعيت جوان.4- عدم حرکت موزون و منسجم اقتصاد جامعه برای پاسخگویی به نیازهای رو به رشد. 5- موانع اقتصادی، فرهنگی درمسیرازدواج جوانان . 6- نا کارآمدی نظامهای فرهنگ سازداخلی. 7- اوج گیری انتظارات مردم ازدولت درکنارکاهش توان اقتصادی دولت.8-تلاشهای دائمی دشمنان اسلام و انقلاب و درمحاصره قراردادن ایران دربین کشورهای وابسته. 9- ایجاد بحران‏های منطقه‏ای در اطراف کشور و تلاش دائمی برای به انزوا کشاندن ایران در سطح جهانی. 10- به وجود نیامدن نظام آموزش عالی مناسب برای حل مسائل جامعه. 11- عدم شکل گیری نهاد برنامه‏ریزی مناسب برای تدوین برنامه‏های توسعه همه جانبه وپایداردر کشور.12- به وجود نیامدن نظامهای آماری، اطلاعاتی برای شناخت تحولات جامعه درابعاد مختلف به عنوان پشتوانه برای نظامهای برنامه ریزی. 13- به وجود نیامدن نظامهای نظارتی و ارزشیابی. 14- عدم شکل گیری بخش خصوصی سالم و فعال و در خدمت منافع ملی. 15- تخصیص غلط منابع اقتصادی به نفع افرادی که در کارهای فیزیکی جامعه ایفای نقش می‏کنند و به ضرر افرادی که در کارهای نرم افزاری و علوم انسانی فعالیت می‏نمایند.16- عدم انتقال علم و تکنولوژی مناسب به ساختارهای مختلف : اقتصادی، سیاسی، مدیریتی‏و فرهنگی.17- رشد نا متعادل و توسعه ناموزون مناطق مختلف کشور.18- عدم ایجاد یک نظام مالیاتی کارآمد.19- عدم شکل گیری ساختار نظارت عمومی مردم بر تصمیم‏گیری مدیران اجرایی و دستگاههای دولتی.  20- از بین رفتن حساسیت درمورد مصرف بیت المال واموال عمومی درفرهنگ رفتاری تصمیم گیرندگان و مديران.21- تخریب نظام قضاوت جامعه نسبت به عناصر حکومت و دولت . 22- بسته بودن دايره نخبگان.23- وجودفقرو شكاف طبقاتي. 24- وجود مراكز متعدد تصميم گيري.

جان كلام:

تاریخ انقلاب را باید نگاشت وهرروز آن را مرورکرد تا موریانه های غفلت ازدرون تهی مان نکنند. تاریخ انقلاب را باید برای نسل جوان انقلاب خواند تا بدانندکه نیاکانشان برای پیروزی وتداوم آن چه خون دل ها خورده اند، وچه شکنجه ها ومرارت ها وتبعیدها به جان خریده اند. باید به نسل جوان ونسل انقلاب یادآوری کرد تامیراث گرانسنگ انقلاب راارزان ازدست ندهند وآن را بیهوده درپای دنیاخواهی وشهوت طلبی نامحرمان ، نااهلان ، ناكثين، مارقين وقاسطين قربانی نکنند.

یاد تمامی شهیدان انقلاب اسلامی  گرامي وتا همیشه تاريخ پربار وكهن اين سرزمين رشيد سبز باد.

 

پنجشنبه : 10بهمن1392- 28ربيع الاول1435-30ژانويه2014

 

متهمان دیروز؛ مدعيان امروز - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۱:۱۱ قبل از ظهر
1024x768 Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin:0cm; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

متهمان دیروز؛ مدعيان امروز                           

اسدالله افشار

 

کنفرانس ژنو۲ازروزچهارشنبه2بهمن1392-22ژانويه2014

باحضورنمایندگان۴۰کشوردرشهرمونتروسوئیس برگزارگرديده وتا روزجمعه 4بهمن1392-24ژانويه ادامه خواهدداشت.دراين كنفرانس دولت سوریه،ائتلاف مخالفان سوریه ومتحدان بین‌المللی آن‌ها ‌، شرکت دارند.اكنون باتوجه به فضاي بين المللي به وجودآمده ضروري به نظرمي رسد چند نكته را درخصوص سوريه ، اين كنفرانس ومخالفان سوريه يادآورشويم:  

يكم) از زمان آغاز بحران سوريه در بهمن ماه 1389، طبق آمار و ارقام ارايه شده از سوي سازمان ملل، تاكنون بيش از صد هزار نفر كشته شده و نزديك به دو و نيم ميليون آواره سوري به كشورهاي همجوار پناه برده‌اند. ضمن اينكه بيش از 4 ميليون نفر از مردم اين كشور هم به ترك خانه و شهرهاي خود و نقل مكان به ديگر شهرها و مناطق سوريه مجبور شده‌اند. براين اساس، بحران سوريه بحراني است كه نه تنها براي اين كشور نتايج وخيمي به همراه داشته است بلكه با تسري آن به ديگر كشورهاي منطقه باعث گرديده تا خاورميانه بعنوان منطقه بحران خيز، بحراني‌تر گردد.

دوم) كارشناسان براساس شواهدمعتقدند؛ بحران سوریه درپایان جنگ 33 روزه لبنان برنامه‌ریزی شد. جنگی که درپایان سال 1385 منجر به شکست رژیم صهیونیستی ازحزب‌الله لبنان شد. در بررسی‌های انجام‌شده از سوی کمیته وینوگرادکه متشکل از یک گروه 80 نفری ازشخصیت‌های حقوقی، نظامی، سیاسی و امنیتی رژیم صهیونیستی بود علت شکست ارتش این رژیم در مقابل حزب‌الله را کمک‌های تسلیحاتی سوریه به آنها اعلام کردند.درآن زمان گفته شد که اگرقرار باشد معادله امنیتی به نفع اسرائیل عوض شود باید نظام سوریه تغییر کند و اساساً وضع فعلی سوریه که به عنوان عضو جبهه مقاومت فعالیت می‌کند دگرگون شود. ازآن سال به بعد آنها به دنبال این بودند که این تغییر وضعیت را در سوریه شروع کنند.

سوم)کنفرانس ژنو2 که درادامه کنفرانس سال90 ژنویک برگزار می‌شود بیشتر به این خاطر برگزارمی‌شودکه بحران‌آفرینی درسوریه به بن‌بست رسیده است و ازاین طریق مانع ازبین رفتن سرمایه‌های غرب دربحران سوریه شود.به همین خاطرکسی امیدی به نتیجه‌بخش بودن این کنفرانس نداردوکنفرانس ژنو2ازیک کنفرانس فعال به یک کنفرانس منفعل و ضعیف تبدیل شد.

چهارم)بازيگران اصلي اين كنفرانس، آمريكا وروسيه مي‌باشند. با اينكه واشنگتن ومسكو براي برگزاري نشست هم نظر بوده‌اند ولي اختلافات اساسي ميان آنان وجود داردكه درهمان روزنخست واظهارات وزراي خارجه اين دوكشوركاملاً نمايان بود.دراين ميان، دعوت بان كي مون ازايران براي شركت درژنو2 وسپس، پس گرفتن آن كه به يك رسوايي براي دبيركل سازمان ملل ودست اندركاران اين نشست تبديل شد ازحاشيه‌هاي مهم اين نشست بود.كاملاً واضح بود كه اين عقب‌نشيني دبيركل سازمان ملل دراثر فشارهاي آمريكا بوده است.دراين حال، بسياري ازناظران ايران راغايب بزرگ اين نشست عنوان كرده وتأكيدكردند بدون حضورايران به عنوان قدرت بزرگ منطقه،اميدي به حصول نتيجه ازژنو2وجود ندارد.

پنجم)اگرنگاهي به رويكرد طرف‌هاي درگيردربحران سوريه وطرف‌هاي حاضردرنشست ژنو2، بياندازيم، متوجه خواهيم شدكه اين نشست بربستراختلاف‌هاي بنياديني قرارگرفته است.ازيك سواختلاف نظرهاي شديدي بين گروه‌هاي معارض سوري كه خودرا"گروه‌هاي مخالف"مي‌نامند،وجود دارد، وازديگرسو،شكاف عميق بين كشورهاي شركت‌كننده دراين اجلاس برسرچگونگي رسيدن به يك راهكاربراي حل بحران ياد شده ديده مي‌شود كه اين امر باعث مي‌گردد تا نتيجه بخش بودن اين كنفرانس درسايه ترديد قرار گيرد.

ششم)برخي حاضران دراين نشست خود ازمتهمان قتل‌عام مردم سوريه هستند ونماينده واقعي مردم اين كشور نيستند. در واقع كساني كه اين مذاكرات را هدايت كرده و مدعي حمايت از سوري‌ها و منافع آنها هستند، كشورهايي هستند كه طي سه سال گذشته با حمايت‌هاي مالي وتسليحاتي ازبنيادگرايان به خشونت درمنطقه دامن زده‌اند.چنانچه درميان اين متهمان افرادي ازكشور‌هاي اروپايي هم حضوردارند.

نهايتا آنچه براي سوريه باقي مانده است كشوري آسيب ديده وجمعيتي آواره وبي‌سر پناه است.مسئول اين رويداد تروريست‌هاوخصوصا اعراب،ر‍ژيم صهيونيستي، آمريكايي‌ها واروپايي‌ها هستند كه درحال حاضر داعيه حمايت ازمردم سوريه را دارند. اين كشورها نه‌تنها نماينده واقعي مردم نبوده بلكه عامل اتفاقات ومصائب رخ داده نيزهستند.

هفتم)غربي‌ها، اعراب واسرائيلي‌ها به كرات ثابت كرده‌اندكه فقط به منافع خود فكرمي‌كنند وتنها مردم سوريه هستندكه شايستگي مديريت برسرنوشت كشورخود را دارند . لذاباتوجه به حضورنمايندگان كشورها در

 مذاكرات وتحريم آن توسط نمايندگان واقعي مردم ، اين مذاكرات به شكست خواهد انجاميد.زيرا اين كشورهاهيچ جايگاهي درميان اذهان مردم سوريه ندارند.

درمجموع مي‌توان گفت كه هر يك ازمخالفان وموافقان با دستوركارويژه خود وتفسيربه رأيي كه ازمصوبات ژنو1 دارند به نشست ژنو2 آمده اندكه اين امكان به نتيجه رسيدن به توافق دراين نشست را بسيارضعيف نشان مي‌دهد.حد‌اكثرنتيجه‌اي كه مي‌توان ازاين نشست انتظارداشت اين است كه در‌باره نشست ياحتي نشست‌هاي بعدي توافق شود. درچنين شرايطي تحولات ميداني است كه كماكان حرف اول رادرعرصه بحران سوريه خواهد زد.

با اين حال باتوجه به فضاي كنفرانس ژنو2وواقعيات جاري درسوريه،بسياربعيداست ؛اين كنفرانس نتيجه‌اي به همراه داشته باشد.

 

جمعه : 1392/11/4- 20ربيع الاول1435- 24ژانويه2014

ناتوانی آمریکا درتاثیرگذاری برتحولات خاورمیانه - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۵:۴۵ بعد از ظهر
1024x768

ناتوانی آمریکا درتاثیرگذاری برتحولات خاورمیانه             

 اسدالله افشار

يكم)دردوران جرج بوش پسر، طرح پرطمطراقی با عنوان خاورمیانه بزرگ مطرح شد. فارغ ازمسایل بسیاری که دراین طرح و حاشیه آن وجود داشت دوهدف عمده دراین طرح مورد توجه طراحان بود. هدف اول چاره جویی برای یک تناقض(پارادوکس)در سیاست خارجی آمریکا ودیگر یافتن راهکارهای جدی وعملی جهت تامین امنیت رژیم صهیونیستی. البته دراین طرح گامها به گونه ای دیده شده بودکه با تحقق هدف اول، مقصددوم هم حاصل می شد.اماآن تناقض درسیاست خارجی آمریکا که به شکل هجوگونه ای درآمده و هنوزهم آن مسیراستمراردارداین بودکه چگونه می شود آمریکای مدعی حقوق بشر، دموکراسی وارزش های انسانی،درمنطقه خاورمیانه ازمستبدترین ودیکتاتورترین و ضدترین ها علیه حقوق بشروانسانیت حمایت        می نمایدواتفاقاً همه این حکومت ها جزهم پیمانان ایالات متحده آمریکا هستند.سیاستمداران وطراحان خاورمیانه بزرگ با درکی که ازشرایط منطقه،افکارعمومی حاکمان دیکتاتورووضعیت رژیم صهیونیستی داشتنداین طرح را هوشمندانه ارائه کردندامادولت بوش بدلایل بسیارزیاد موفق نشداین طرح رااجرانماید.

دوم) تحولات حساس خاورمیانه در سال های اخیر، بیم وامیدهای فراوانی درمنطقه به دنبال داشته است.حل وفصل بحران هاي اين منطقه(مثل بحران لبنان، سوریه، مصر،بحرين، يمن ، اسرائیل و...)وسفرهای متعدد مقام‌های آمریکا به منطقه برای پیشبرد روند صلح خاورمیانه(!)،درعین داشتن تبعات گوناگون برای سرنوشت منطقه،یک نقطه مشترک دارندکه تذکرمهمی به بازیگران اصلی این صحنه می‌دهد:ناتوانی آمریکا در تاثیرگذاری برتحولات خاورمیانه، روزبروزمشهودترمی‌شود وبازیگران منطقه‌ای درحال اثبات این مدعا هستند که بدون حضورآمریکا، بهترمی‌توانند به بحران‌ها و یافتن راه‌حل برای آنها بیاندیشند.

سوم) با فروپاشی شوروی وخارج شدن رقیب دیرینه وبرهم خوردن موازنه قدرت باعث شد که ایالات متحده آمریکا احساس کند که زمینه سلطه بلامنازع غرب به رهبری آمریکا فراهم شده است وفرصت طلائی در جهت تثبیت قدرت یک جانبه گرائی وزمان مناسب برای اعمال قدرت واجرای استراتژی جدید آمریکا برای جهان فراهم شده است درچنین شرایطی حادثه مشکوک وپرابهام یعنی حمله به ساختمان های دوقلوی آمریکا که به حادثه 11 سپتامبر معروف گشت به وقوع پیوست.که بلافاصله آمریکا با نشانه رفت بسوی خاورمیانه با شعار مبارزه با تروریست، حقوق بشرو... با حضورنظامی دراین منطقه پروژه برای عملیاتی کردن استراتژی جدید این کشور برای جهان کلید خورد.ایالات متحده آمریکا برای اجرائی کردن طرح خاورمیانه بزرگ(Greate Mddle East) که شاه بیت آن سلطه غرب درلوای دموکراسی غربی است حمله نظامی خود را به خاورمیانه آغازنمودکه این حمله وحضورنظامی تاثیرات زیادی رادرمنطقه خاورمیانه بعنوان هسته مرکزی بیش ازدیگر نقاط جهان تحت تأثیراین حادثه قرارداد؛كه البته آمريكابه طوركامل به هيچ يك ازاهداف استعماري ازپيش تعيين شده خود دركشورهاي مدنظرنائل نيامدوشدآنچه كه امروزشاهد آن درخاورميانه هستيم وهرگوشه اي ازاين منطقه تبديل به باروت شده است ، كه هرلحظه امكان انفجارآن مي تواند جهان راباخطرنابودي مواجه سازد.

چهارم)تحرکات سیاسی ودیپلماتیک، چانه زنی های سیاسی با قدرت های هم سنگ و هم وزن درتعاملات بین المللی،استراتژی خبری ورسانه ای وتبلیغات بنگاه های بزرگ خبرپراکنی وامپراطوری های گسترده و اختاپوسی خبری استکباری،استفاده ازنفوذ ولابی غیرقابل انکاروغیرموجه آمریکادرنهادها وسازمان های بین المللی به ویژه سازمان ملل وشورای امنیت وپیمان آتلانتیک شمالی ناتووگروه های کوچکترمانندکشورهای صنعتی ونیز نهادهای اقماری مانند بانک جهانی، صندوق بین المللی پول، آژانس بین المللی انرژی اتمی و... همگی بگونه ای سازماندهی وجهت دهی می شوند که کاخ سفید رادرنیل به اهداف آمریکا درخاورمیانه یاری نماید.

پنجم)استراتژی تهدید نرم، تحریم اقتصادی، تهدید نظامی، راه اندازی وتحریک انقلاب های رنگین، حمایت ازحکومت های دست نشانده ودولت های همسو، سنگ اندازی درمسیر موفقیت وپیشرفت کشورهای مخالف وحمایت ازاپوزیسیون های داخلی درآنها، تلاش جهت روی کارآمدن گروه ها وشخصیت های سیاسی نزدیک به آمریکا درمنطقه، امنیتی نمودن خاورمیانه وایجاد فضای رعب ووحشت درمنطقه وایجاد بدبینی و بدگمانی بین کشورها،دروغ پردازی وشایعه پراکنی، سیاه نمایی و... برخی ازبرنامه های آمریکا درتحقق اهدافش در خاورمیانه است. شوی مضحک و نخ نمای مبارزه با تروریسم، دفاع ازحقوق بشر، صدوروبرقراری دموکراسی، مبارزه بااستبداد و... نیزتلاشی جهت پوشش نهادن براهداف واقعی و خطرناک آمریکا درمنطقه و نیزکسب اجماع نسبی جهانی وایجاد بسترروانی مناسب درسطح دنیا برای توجیه وهمراهی با اقدامات آمریکائیان است.

 

 

پنجشنبه : 1392/11/3- 21ربيع الاول1435- 23ژانويه2014

 

 

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin:0in; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

خانواده ، تربيّت و سازندگی - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۰:۵۷ قبل از ظهر

1024x768

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin:0in; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

خانواده ، تربيّت و سازندگی                                 

  اسدالله افشار

 

خانه کانونی مقدس ونخستين پايگاه برای تربيّت ، سازندگی وحتی آفرينندگی انسان است.اين کانون گرم وروشن که مبتنی بردورکن عاطفه وخرد است می تواند افرادی بپروراند آزاد،آگاه ،آشنا به حدود و وظايف ومسئوليت،سرباز، نگهدارخود وجامعه خويش.خانه می تواندآموزشگاهی باشد که درآن افراد درس مهر ، آشتی، بردباری ،ايمان، اخلاق وتعادل را می آموزند يا مدرسه ای که درآن درس کينه وانتقام ، ترشروئی ، نابکاری،خيانت ودوروئی آموخته می شود. با همه نفودهائی که آدمی درطول مدت حيات ازجامعه و مدرسه و همبازيها می گيرد باز نفوذ خانواده دراوبيشتروتا پايان عمردراو وجود دارد به  همين نظرازنظر عالمان تربيت نقش خانواده نقشی فوق العاده ومؤثر ترازنقش ديگرمؤسسات است. خانواده درفرزندان سازندگی ايجاد می کنند، آنها را به مبانی فرهنگی ، دانش ، آگاهی های روزمجهز می سازند طريق زندگی صحيح وآداب اجتماعی رامی آموزند، درس مهرواخلاق به فرزندان می دهندوبالاخره آنان را به اخلاق وادب مجهزمی نمايند.محيط خانواده مدرسه اي است که می تواند استعدادهای درونی اطفال رابپرورد وبه آنها درس عزت نفس وشخصيت،رشادت وشهامت، بخشش وسخاوت وساير سجايای انسانی را بياموزدنه کود کستان.

دامن پدرومادراولين محيط مقدس تربيت انسان دردوران کودکی است . خوشبخت قرزندانيکه پدران و مادران پاکدل وبا ايمان بخوبی درتربيت ايشان کوشيدند وکودکان راازاول با فضيلت بارآوردند . دين مبين اسلام به چنين پدرومادری احترام بسيارکرده واحسان به آنان را بعد ازپرستش خدا توصيه فرموده است، به فرزندان سفارش کرده  که دربرابرآنها مؤدّب ومتواضع باشند وبه پاس تربيت درباره پدرومادر دعای خير کنند .

پدران ومادران ازنظردينی و علمی موظفند درراه احترام به کودکان واحياء شخصيت آنان ازتمام فرصت ها استفاده کنند وازعملی که مستقيم يا غيرمستقيم موجب تحقيروتوهين فرزندان است اجتناب نمايند، زيرا اهانتهای دوران کودکی،شخصيت واستقلال طفل رادرهم می شکند واورادچاربيماری"عقده حقارت"      می کند. گاهی اين حالت روانی تا پايان زندگی باقی می ماند ودربعضی ازمواقع بيمارراازصراط مستقيم منحرف نموده وعملااورا به کارهای ناپسندواميدارد. يکی ازوظائف اولياء ، درراه پرورش صحيح شخصيت کودکان حفظ عدل وتوازن بين آنها است . پدران ومادرانی که چند فرزند دارند لازم است درطرزرفتارو کفيت احترام نسبت به هرکودکی مراعات شخصيت سايرکودکان خود را بنمايند، تمام آنها را عملاً فرزند خود بحساب آورند و با همه عادلانه و بطور متساوی رفتار نمايند .

حضرت علی(ع) بدون مبالغه يک انسان کامل ويک شخصيت نمونه ای درجهان بشريت است. کليه صفات انسانی وملکات فاضله اخلاقی بنحواکمل دروجود اين مرد الهی آشکاراست . اومعلم مدرسه انسانيت ومثل اعلای بشرمتکامل است.دوست ودشمن،مسلم وغيرمسلم وخلاصه هرکس که تاريخ درخشان زندگی اين رادمرد رامطالعه کنددربرابراوسرتعظيم فرودمی آورد.اين شخصيت بزرگ الهی درکمال صراحت به پرورشهای دوران کودکی خود تکيه می کند وازتربيت های عاطفی وعقلی خويش که درخردسالی فرا گرفته سخن می گويد وبه مربی لايق وبزرگوار خود يعنی پيغمبرگرامی اسلام (ص) مباهات می نمايد .

 

سه شنبه: 1392/11/1- 19ربيع الاول1435-21ژانويه2014

 

مذاکرات ژنو2 وحضورکشورهاي جنگ افروز - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۰:۵۵ قبل از ظهر

1024x768

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin:0in; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

مذاکرات ژنو2 وحضورکشورهاي جنگ افروز             

 اسدالله افشار

 

خبرگزاری‌ها ازتشکیل نشست ژنو۲ برای بحران سوریه دردوم بهمن‌ماه خبرداده‌اند.ائتلاف ملی»که تشکل اصلی علیه دولت بشاراسداست درنشست ژنو۲شرکت خواهدکرد.اين تشکل دارای۱۲۰عضواست ومرکزآن درترکیه مي باشد.دولتهاي آمریکا،عربستان،ترکیه وقطرخواهان شرکت ائتلاف ملی درژنو ۲هستند. درسوی دیگرایران، روسیه وسوریه درنشست خود درمسکو برای هماهنگی مواضع تشکیل جلسه دادند وگفتگو کردند.

عليرغم مخالفت آمریکا ودولت عربستان باحضورايران دراين نشست ، دولت‌های روسیه،آلمان وانگلیس با بیان اهمیت جایگاه ایران درخاورمیانه ودر موضوع بحران درسوریه، خواهان دعوت رسمی ازجمهوری اسلامی ایران برای شرکت درنشست ژنو۲ شده‌اندكه اين امرنيزمحقق گرديدوايران نيزدراين نشست فعالانه حضوري دلگرم كننده براي دفاع ازحقوق ملت مظلوم وبي دفاع سوريه خواهدداشت. کنفرانس ژنو۲برای حل بحران سوریه بايدواقعیت هارامدنظرقراداده وازحقوق ملت سوريه بدون قيدوشرط حمايت ودفاع نمايد. كارشناسان معتقدند اين كنفرانس بايد نكات زيررا براي دستيابي به يك صلح پايدارمنظورنظرقراردهند:

1-بحران سوریه راه‌حل نظامی نداردوباید ازطریق سیاسی وگفتگو پایان یابد.2-آتش‌بس فوری ضروری‌ترین اقدام برای آغازمرحله سیاسی وادامه گفتگوها تا رسیدن به راه‌حل نهایی است.3- احترام به آراء مردم این کشورازطریق برگزاري انتخابات ملی وآزاد.4- ضرورت ممانعت ازادامه خشونت توسط گروه‌های تروریستی درداخل سوریه. 5- تعهد قدرت هاي درگيربرعدم تجهيزگروه هاي تروريستي وخلع سلاح آنان.6- امنيت وآزادي حق مردم سوريه است وبايد اين مهم دراين نشست تأمين گردد.7- خواست جامعه جهاني خاتمه جنگ سه ساله درسوريه است و نشست آتي ژنو2بايد اين خواست بين المللي رامحقق سازد.

جان كلام :

کشورسوريه که امروز محل جنگ کشورهاي ديگرشده است، سابقه‌اي بس درازدرتاريخ دارد که مورخان، اين قدمت را به حدود پنج هزارسال پيش ‍ مي‌رسانند. شهردمشق که پايتخت سوريه‌ است رادروازه تاريخ مي‌نامند ومعروف است که اين شهرازکهن‌ترين شهرهاي جهان مي‌باشدکه از8 تا 10هزارسال قبل ازميلاد پيوسته محل سکونت انسان بوده‌است و به اين دليل آن را اولين پايتخت دنيا مي‌نامند. اين کشور با اين تاريخ و قدمت در اين روزها محل دعواي فرقه اي و مذهبي وبين المللي برخي از کشورها شده است به طوري که قدرتهاي بزرگ براي نشان دادن قدرت وتواناييهاي خود و با کمک گرفتن ازکشورهاي منطقه باعث تشديد اين جنگ خواهند شد. مذاکرات ژنو2باحضورپررنگ کشورهاي جنگ افروزدرروزهاي آتي برگزارخواهد شد اما بايد دانست که اين جنگ جزبا کناره گيري کشورهاي مداخله گروسپردن مسئوليت به خود مردم سوريه به پايان نخواهد رسيد.

 

سه شنبه: 1392/11/1- 19ربيع الاول1435- 21ژانويه2014

 

طلوع فجردر17ربيع‌الاول - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۶:۳۷ بعد از ظهر

Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4

/* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin:0in; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:10.0pt; font-family:"Times New Roman"; mso-ansi-language:#0400; mso-fareast-language:#0400; mso-bidi-language:#0400;}

  طلوع فجردر17ربيع‌الاول                          

    اسدالله افشار

 

یکم) درباب میلاد حضرت محمد(ص) :

17ربيع‌الاول زمين وآسمان مکه نورباران شدزمین وآسمان مکه نورباران بود و موج عطر گل می‌پیچید، امید زندگی در جان موجودات می‌جوشید، هوا آغشته ازعطر بهاران بود، شبی رویایی به‌شهر مکه می‌خندید، صدای حمد و تهلیل شباویزان خوش آهنگ به سوی کهکشان روانه بود. سپیده دم جمعه ۱۷ربیع‌الاول سال عام‌الفیل، ۵۷۱سال پس ازمیلاد مسیح (مطابق با ۲۸نیسان نوری) درگوشه‌ای ازحجاز و در نزدیکی کانون یکتا پرستی "کعبه" در منطقه‌ای به نام شعب ابیطالب، نوری به سوی آسمان بلند شد و محمد (ص) در حالیکه ذکر"الله‌اکبرالحمدالله کثیرا وسبحان‌الله بکره واصیلا" برلب داشت، گام بر جهان خاکی نهاد. پسری زیباتراز ماه و تابنده تر از خورشید چشم بر جهان گشود، محمد(ص) درحالی متولد شد که پنج ماه ازوفات پدرش عبدالله می‌گذشت و او هیچگاه موفق به دیدارپدرنشد ودردامان پرمهر مادروزیرنظرعبدالمطلب پرورش یافت.

آتشكده آذرگشسب، با طلوع حضرتش، به خاموشي مي گرايد، به نشان فرومردن فروغ دروغين آتش اهورايي، درجلوه جمال الهي وجلال كبريايي. واين"صبح صادق"رسيدن "روز" را نويد مي دهد، پس ازشب ديجور و ظلمت ظلم، پس ازقرن ها قساوت وسالها سفاهت. و با اين ميلاد لرزه وشكاف، دركاخ"كسري"مي افتد،به نشانه اينكه ازاين پس"كعبه"كوي عشق است وسكوي آزادي.وبناي يادبودعدالت وبرابري وتوحيد، وسمبل قيام مردم وقوام امت ورمزخضوع، دربرابرفقط "الله".

به بركت ميلادمحمد(ص) چهره ي جهان دگرگون شد، شرك ها به توحيد مبدل گشت، عبادت خدا جاي اطاعت از طاغوت ها را گرفت، نفاق ها به يكرنگي گرائيد و خصومت ها و دشمني هاي چندين ساله، به "اخوت اسلامي" تبديل شد، مهاجر و انصار، برادر شدند و عرب و عجم، يار هم گشتند و سفيد و سياه برابر گرديدند.

او هرگزدر واژه‏ها نمى‏گنجد وفراترازآن است. انسان‏كاملى كه تمام افلاك و موجودات را خدا به خاطر او آفريد واگراو نبود، هيچ چيز نبود. «لولاك لما خلقت الافلاك‏» والاانسانى كه تا قاب قوسين او ادنى بالا رفت و به جايى رسيد كه‏جبرئيل آن ملك مقرب وواسطه وحى الهى به آنجا هرگزنرسد وبا صراحت‏به او عرض كرد: اگر يك مو بالاتر روم به نور تجلى‏بسوزد پرم. ولى رسول الله رفت و به جايى رفت كه نه در خرد آيدو نه بر ورق نگاشته شود و نه حتى در وهم وخيال! اوست كسى كه‏خدايش درباره‏اش فرمود:«و انك لعلى خلق عظيم‏» پس مابه جاى‏اينكه حرفى بزنيم كه نه آغازش ونه انجامش ما را به جايى‏مى‏رساند چرا كه جز آفريده‏اش وبرادرش كسى اورا نخواهد شناخت‏«يا على ما عرف الله الاانا وانت وما عرفنى الا الله وانت وما عرفك الا الله وانا»پس روااست كه لب فرو بنديم وسخن كمترگوئيم. بيائيم دراين سخن ربانى كه پيامبررا داراى منشى سترگ واخلاقى عظيم معرفى مى‏كند بيانديشيم واززبان روايت نمى ازاين‏اقيانوس پرفيض برگيريم، شايد برخى عزيزان به كار بندند وازرسول الله(ص)الگوى زندگى بگيرند كه قرآن فرمود:«و لكم فى رسول‏الله اسوه حسنه‏» .

ميلاد حضرت محمد (ص) نقطه عطفي درتاريخ کهن انسان وسرآغازي بر تحول زندگي بشري برکره خاکي است روزي که سرآغاز دگرگوني تفکر انديشه ورزوخداگونه انسان برعالم امکان است. ميلاد نبي اکرم(ص) نقطه عطف تحول تاريخ انسان است، تحول درتاريخ و تمدن بشري وفرهنگ عظيم انساني. سرآغازاين حرکت فراگيرازجزيره العرب شروع شد وسپس همه جهان را درنورديد وفرهنگ بشري رامتحول و دگرگون ساخت.

دوم ) درباب میلاد امام جعفرصادق (ع) :

روزولادت رسول اکرم (ص) وروزولادت امام ششم امام صادق (ع) با هم مصادف شده و دوولادت بزرگ در این روز واقع شده است. امام جعفرصادق(ع) روز جمعه، هنگام طلوع فجرو به‌روایتی در روزدوشنبه، ۱۷ربیع الاول سال ۸۳قمری دیده به جهان گشود وعالم انسانی را با انوار طیبه خویش تابناک کرد. پدرش امام محمد باقر(ع) وی را به نام عموی نیاکانش جعفرطیار،"جعفر" نام نهاد، حضرت جعفربن محمد (ع)دارای یک کنیه معروف به نام "ابوعبدالله" ودوکنیه به نامهای "ابواسماعیل" و"ابوموسی" ودارای القاب صادق، صابر، طاهر و فاضل است.مادر گرامی امام جعفرصادق (ع)، فاطمه، معروف به "ام فروه" اززنان نیکوکار عصر خویش بود وازلحاظ فضیلت ومنقبت، سرآمدزنان روزگارخود بشمارمی‌آمد. امام جعفرصادق(ع) مدت۱۲سال، حیات با برکت جدش امام زین العابدین (ع) را درک کرد وازمکتب تربیتی وعلمی وی بهره وافریافت،همچنین آن حضرت مدت ۳۲سال ازوجود شریف پدرش امام محمد باقر(ع) برخوردار بود ودرتمام رویدادهای مهم درکنارپدرارجمندش قرارداشت. مدت امامت امام جعفرصادق (۳۳سال و۱۰ماه) بود و در ایام زندگی با برکتش با خلافت غاصبانه چند تن از خلفای اموی و دو تن از خلفای عباسی معاصر بود.

درخاتمه اين قلم ؛ میلاد مسعود پیامبراکرم (ص) وامام جعفرصادق (ع) را به تمامي مسلمانان جهان خاصه شيفتگان اهل بيت درايران،تبريك وتهنیت گفته واميدواراست جهان بشريت درمسيراين برگزيدگان وآيات نوراني الهي قدم برداشته وبه سرمنزل مقصود نائل آيند. 

 

 

پنجشنبه :1392/10/26- 13ربيع الاول1435- 15ژانويه2014

تروريسم ، امنيت ، باج خواهي - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۳:۲۲ بعد از ظهر
800x600 Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4 /* /*]]>*/ /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin:0cm; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:10.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-bidi-font-family:Arial;}

تروريسم ، امنيت ، باج خواهي                             

اسدالله افشار

يكم)تروريسم بين‌المللي يك معضل جهاني است. مهم‌تر آنكه تعداد چشم‌گيري ازاقدامات تروريستي عليه مسلمانان يا در داخل سرزمين‌هاي اسلامي واحيانا مستند يا منتسب به آنان انجام مي‌شود.از سوي ديگر، امنيت ازنيازهاي اوليه زندگي اجتماعي و برخورداري از آن ازآرمان‌هاي ديرين بشري است. كابوسِ وحشتناكِ ترس ناشي ازتجاوز، ظلم و تهديد و ارعاب همواره عامل ناگواري، ركود و نوميدي انسان در زندگي جمعي بوده است. رهايي ازاين كابوس واحساس امنيت در برابرعواملي كه آرامش زندگي وحقوق فرد و جامعه را به مخاطره مي‌افكنده و زندگي وآزادي وآسايش انسان را مورد تهديد قرار مي‌داده، هم وظيفه نخستين و غيرقابل انكارهمه حكومت‌ها، خواه ديني و خواه سكولار است و هم نيازمند تلاش جمعي همه ملت‌ها و بلكه يكايك ابناي بشراست؛ زيراامنيت حالتي نيست كه با فعاليت فردي و يا يك‌جانبه تحقق پذيرد، بلكه دراين راه تشريك مساعي افراد براي تأمين امنيت ملّي ومشاركت همگاني در تأمين امنيت جهاني اجتناب‌ناپذير است.تروريا ايجاد رعب و وحشت نيزازعوامل مهم تهديدكننده امنيت در سطح بين‌المللي است. ازاين‌رو، مقابله با تمام عوامل سلب امنيت درهرشكل وقالبي كه باشدـ ازجمله تروريسم ـ مسئوليت همگاني است؛ زيرا بي‌شك،كليه عوامل تهديدكننده امنيت ازمصاديق «منكر»، يعني زشتي و پليدي و ضد ارزش، هستند و مقابله با آنها مصداق «نهي از منكر» وزمينه تحقق «معروف» خواهد بود.

دوم) ابهام درمفهوم «ترور» و«تروريسم» موجب ناكامي در مبارزه جدّي با آن مي‌شود؛ زيرا ناكامي جامعه بين‌المللي درتعريف «تروريسم»، علتي سياسي دارد، نه فني. دولت‌هاي سرخورده و ناتوان يا آنها كه قرباني جرايم اقتصادي و اجتماعي هستند يا چنين چهره‌اي از خود ترسيم مي‌كنند، از گردن نهادن به تعريفي صرفا شكلي يا مبتني بر واقعيات از تروريسم سر باز مي‌زنند. اين دولت‌ها، بي‌آنكه آشكارا تروريسم را بستايند، تلويحا آن را توجيه مي‌كنند و غالبا آن را آخرين حربه ضعفا به شمار مي‌آورند؛همان‌گونه كه دولت‌هاي سلطه‌خواه و متجاوز با سوء استفاده از قدرت و نفوذ خود در مجامع بين‌المللي و رسانه‌هاي جهاني، تجاوزگري را «دفاع»، و دفاع يك ملت از حق تعيين سرنوشت و حاكميت سرزميني خود را «ترور، خشونت و تهديد» مي‌نامند؛ آنچنان‌كه در برخورد اسرائيل غاصب عليه ملت مظلوم فلسطين و «حزب‌اللّه» لبنان صورت مي‌گيرد.

سوم)درتبليغات مافيايي تروريسم، اثري وحرفي ازدموكراسي،آزادي،عدالت، علم، فرهنگ، ادبيات، هنر،سياست وحتي بازيهاي برابرنيست. هرچه هست،رگويي وتوهين وتحقير است.خط دادنها وخط خوردنهاوخط زدنهاوخط كشيهاي قرون وسطايي است.

هرچه هست،رسيدن سريع،نامشروع،غيردموكراتيك، باج خواهانه وطلبكارانه، به سوي قدرت سياسي است بدون اين كه حداقلهاي پرنسيبها وبازيهاي سياسي يا حتي نظامي، درنظر گرفته شود. بازي، هرچه هست، ازنوع يك طرفه ومفت بري تمام عياراست!نگاهي به تبليغات روزمافياي تروريسم ، گوياي حساسيت ونگراني شديد سياستهاي مافيا دردوران جديد است. مافيايي كه براي به دربردن تروريسم اززير تيغ دموكراسي ومردم، به هرترفند ودستاويزي چنگ مي زند تا شايد چند صباحي برعمر تروريسم و باج خواهي، بيافزايد.

چهارم) تروريسم درتاريخ جوامع بشري هميشه بوده، اما چيزي كه آن را مرگبارتر كرده، توليد سلاح هاي مدرن است و بدين خاطر ما آن را يك پديده نوظهور در جوامع اسلامي مي ناميم كه متأسفانه تبديل به يك فرهنگ اعتقادي در ميان قشري ترين افراد شده است و به همين دليل، هم ابعاد گسترده و بي سابقه اي يافته است و هم مردم بي گناه غيرنظامي و دور از صحنه نبرد را هدف مي گيرد.همه اين ويژگي هايي كه برشمرديم، دقيقا از زماني عارض جامعه بشري شده است كه ايالات متحده آمريكا پس از واقعه 11 سپتامبر 2001 به منطقه لشكركشي كرده است.

پنجم) دربد زمانه‌ای زندگی می‌کنيم!در زمانه‌ای که بانکداران و نزولخواران جهانی که هراس انگيزترين نظام تا بن دندان مسلح امپرياليستی تاريخ را هدايت می‌کنند امروز مدعی بسط آزادی و دموکراسی درجهان شده‌اند.

والبته مردم وجامعه آمريکاخوداولين قربانيان اين هيولای جديد الخلقه‌اند. هيولايی که امروز با شعارمبارزه باتروريسم درپی تحقق بخشيدن به مخوفترين نظام توتاليترتاريخ بشراست. نظامی که با بردن دوربين‌های جاسوسی وميکروفونهای شنود به اعماق خانه‌‌ها وکنترل ذهن‌ها با هزاران کانال تلوزيونی ماهواره‌ای در پی ايجاد جامعه ١٩٨٤ جورج اورول درنيمه نخست ازاولين دهه هزاره سوم ميلادی است.

آری! در بد زمانه‌ای زندگی می‌کنيم!درزمانه‌ای که بنيادگرايان ارتجاعی دست دردست باندهای مخوف تجارت مواد مخدر، امروز مدعی استقلال طلبی و عدالت خواهی و مبارزه با "امپرياليسم" شده‌اند. والبته مبارزه ضد امپرياليستی!! آنان منفجر کردن اتوبوس‌های حامل شاگردان مدرسه و توريستها و يا زنانی است که برای خريد از خانه خارج شده‌اند،ويا انفجارمراسم عروسی ومنفجر کردن خانه‌های مسکونی است که در آنها زنان و کودکان بی‌گناه زندگی می‌کنند. ننگ و نفرت ابدی براين باصطلاح "مجاهدان ضدامپرياليسم" و جهادشان وسازمانهای جهنمی که آنها راهدايت می‌کنند.چه کسانی رامی‌خواهند فريب دهند؟ وگمان می‌کنند تا به کی مردم دنيا فريب اين بازی مشمئزكننده آنهاراخواهند خورد؟

 

چهارشنبه: 1392/10/25- 13ربيع الاول1435- 15‍ژانويه2014

تعميق بصيرت، وحـدت ود شمن شنا سي - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۱:۵۰ قبل از ظهر
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4 /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin:0cm; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4 /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin:0cm; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

تعميق بصيرت، وحـدت ود شمن شنا سي              

اسدالله افشار

 با وقوع انقلاب اسلامي در سال ۱۳۵۷، حساسيت دشمنان اسلام براي ايجاد اختلاف و پراكندگي در ميان مسلمانان بيشتر شد. بنابراين حضرت امام خميني(ره) با درك اين موضوع كه دو مذهب تشيع و تسنن كه از پيروان زيادي در سراسر جهان برخوردار هستند، هر اندازه بتوانند ديدگاه‌هاي خود را به يكديگر نزديك كنند، تأثير بسيار مهم و ارزشمندي دراعتلا وعزت وسربلندي مسلمان درجهاني كنوني خواهند داشت و توطئه‌هاي هرروزه آن‌ها را نقش برآب خواهند كرد،روزهاي دوازدهم تا هفدهم ربيع الاول را تحت عنوان «هفته وحدت» نام گذاري كردند. ويكي ازمهم‌ترين راه‌هاي ايجاد وحدت ميان جامعه مسلمين را عرضه نمودند.

گرامي باد هفته ي وحدت، كه در آن ميثاق ها تحكيم مي شود، پبمان ها استوارترمي گردد، خون ها درهم مي جوشد، دست ها و بازوها درهم قرار مي گيرد، چهره ها بر يكديگر لبخند پبروزي و صفا مي زند، قشرها همه باهمند، امت، يكپارچه و منسجم است و شيعه و سني، به ياد سالروز ميلاد رسول گرامي اسلام (ص)، با هم و در كنار هم، دريك راه و به سوي يك هدف سرود وحدت مي خوانند.قبله ي مشترك، رسول مشترك، كتاب واحد و رهبر واحد، وحدت بخش قشرهاي اين امت است. گرامي باد هفته وحدت، سالروز ولادت پيامبر رحمت و مربي انسانها و سفيرگرانقدرالهي به سوي مردم.گرامي باد هفته وحدت كه در بردارنده ولادت ششمين پبشواي شيعه است.گرامي باد هفته ي وحدت،كه خنثي كننده ي توطئه هاي دشمنان،درمسير     تفرقه افكني است.

وحدت ويكپارچگى مسلمانان ولزوم اتحاد واتفاق كلمه ميان ايشان بلكه ضرورت توحيد كلمه برمحوركلمه توحيد براى همه موحدان وخداپرستان روى زمين،ازتعاليم وآموزشهاى اساسى آيين اسلام وازاصول فرهنگ قرآنى است.قرآن كريم يكى ازعمده ‏ترين وسازنده ‏ترين اهداف رسالت رسول اكرم(ص)راتأليف قلوب وايجاد انس وتفاهم به جاى خصومت ودشمنى بيان مى‏داردواگركسى درتاريخ، به ديده عبرت بنگرد اين معنى راازشاهكارهاى رسالت محمدى (ص)مى‏يابد.«واعتصموابحبل الله جميعا ولاتفرقوا:همگى به حبل ورشته خداوندى چنگ بزنيد وپراكنده نگرديد.»

طرح انديشه«وحدت جهان اسلام‏» يكى ازمشغوليت‏ هاى فكرى ديرينه واساسى حضرت امام (ره) بود كه او در طول دوران فعاليت اجتماعى - سياسى خود چه قبل ازپيروزى «انقلاب‏» اسلامى وچه بعد ازآن لحظه ‏اى از آن غفلت نورزيد.وفادارى صادقانه امام به «وحدت‏» نه تنها او را به برجسته‏ ترين شخصيت انقلابى جهان اسلام تبديل نمود، بلكه او توانست درميان فرقه ‏هاى اسلامى مختلف نيزجايگاه بس رفيعى كسب نمايد.

استراتژى مبارزاتى امام (ره)؛درجهت ايجاد بستروشرايط لازم براى تحقق وحدت و هميارى در جهان اسلام، اصولا روى دومحور عمده تمركزيافته است:«حركت فكرى - فرهنگى‏» و«حركت‏ سياسى - عملى‏». امام (ره) با توجه به مراحل مبارزه،«تعليم وتربيت‏» سياسى رازيربناى حركت ‏سياسى دانسته واولين وظيفه مردم رادر تحقق وتوسعه، امر«تبليغ‏»و«تعليم‏»قرارداده است.

پيام گران سنگ هفته وحدت اين است که بدانيم پافشاري برتاريخ، قشري گري است وبها دادن به اختلافات ظاهري، سطحي نگري. بايد ميراث نبوت را پاس داريم تا به قهقراي جهل و ظلمت سقوط نکنيم. پيام هفته وحدت اين است که بادست اتّحاد و ذهن هوشيار، درسايه دستورات پيامبرخدا وعترت پاک آن حضرت، مجال ازتفرقه افکني بيگانگان بگيريم. پيام هفته وحدت اين است که درسايه قرآن وسنت وسيره رسول اکرم(ص)، وحدت و يک رنگي خود را حفظ کنيم. در سايه امامت و ولايت، صراط مستقيم جمهوري اسلامي را بپيماييم وجزدرمقابل خدا ورسولش براي کسي سرخَم نکنيم.

بدون شک عزت وسربلندی و تعالی هرامت دریگانگی وهم بستگی آنهاست.اتحاد واتفاق بزرگ ترین عامل قدرت وشوکت هرجامعه وامت، ودرمقابل، ذلت وسرافکندگی وسقوط هرامت درتفرقه وپراکندگی آن نهفته است. برهمین اساس حضرت علی (ع)درخطبه 192 نهج البلاغه با بیان سرگذشت امت های پیشین، مردم را به عبرت گرفتن ازسرنوشت آنها وتفکردرعلل تعالی وسقوط آنها، فرا خوانده وبعد ازتحلیل این امر، مسلمانان را به کارهایی که موجب عزت وشوکت وقدرتشان می شود، تشویق فرموده است. آن حضرت چنین می فرمایند:«آن اموری که موجب عزت وشوکت امت های گذشته شد، دوری گزیدن ازپراکندگی و همت گماشتن وتوصیه وترغیب یکدیگربه رعایت هم بستگی بود.آنها ازهرامری که ستون فقرات امتشان را می شکست و قدرتشان راسست می کرد، دوری می گزیدند».

اين قلم اطمينان دارد همان‌گونه که تاکنون مردم آگاه وولايتمدارايران اسلامي خود را به عنوان الگوي مناسب وحدت وهمـدلي بـراي سـايـر مسلمانان جهـان معرفي کـرده انـد، با تعميق بصيرت، وحـدت و دشمن شناسي خودکماکان توطئه‌هاي استکبار جهاني وضد انقلاب داخلي و خارجي را با هوشمندي، اقتدار و صلابت خنثي نموده و با حضور خود در صحنه هاي مختلف دفاع ازاسلام وانقلاب زمينه برپايي حکومت عدل جهاني را فراهم خواهند آورد.

 

 

سه شنبه : 1392/10/24- 12ربيع الاول1435- 14ژانويه2014


سوريه؛ ‍ژنو2وتحليل ها - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۱:۲۵ قبل از ظهر

  سوريه؛ ‍ژنو2وتحليل ها                  

   اسدالله افشار

مرکزآوارگان درسازمان ملل باهشداردرباره قحطی سوریه گزارش داده است که هم‌اکنون ۵۲ میلیون نفر آواره جنگی درجهان وجود دارند که بیش از۶ میلیون نفر آنان را شهروندان سوریه تشکیل می‌دهند. در این آمار تعداد پناهندگان سوری به کشورهای همسایه، در لبنان بیش از۸۰۰ هزار نفر، دراردن ۶۰۰ هزار نفر و در ترکیه بیش از۵ر۲ میلیون نفرگزارش شده است. درخواست سازمان ملل جمع‌آوری ۵ر۶ میلیارد دلار برای کمک به آوارگان سوریه است که به آن نیاز فوری دارد. سازمان جهانی غذا نسبت به خطر قحطی درسوریه هشدارداد واعلام کرد اگربحران جنگ دراین کشورادامه یابد، تا یک سال دیگر۷۵ درصد سوری‌ها به کمک خارجی‌ وابسته خواهند بود. این سازمان اوضاع سوریه راوخیم‌ترین بحران انسانی دهه‌های اخیر توصیف و اعلام کرد که حدود نیمی از جمعیت سوریه درمرز گرسنگی قراردارند و حدود یک سوم مردم به صورت مبرم وفوری به کمک غذایی نیازمند هستند.هم‌اکنون سازمان‌های امدادرسان بایدحدود هفت میلیون سوری رازیرپوشش بگیرندوبخصوص به وضعیت بحران‌‌زده کودکان ودانش‌آموزان رسیدگی کنند.

كارشناسان معتقدند؛سقف ادامه جنگ درسوریه به انتها رسیده است.اگرچه هنوزچند کشورعربی با دلارهای نفتی شبکه‌های تروریستی را درداخل سوریه، لبنان وعراق هدایت می‌کنند وهرروزامواج ترور،کشتار و انفجار دراین کشورها خبرسازاست. واقعیت این است که بعد ازسه سال،غربی‌ها (آمریکا واروپا) دریافته‌اند که بحران سوریه راه حل نظامی ندارد.قراراست کنفرانس ژنو2 برای مذاکره درباره یافتن راه حل سیاسی بحران سوریه، پس ازتعطیلات ژانویه در22همين ماه تشکیل گردد.تلاش‌ها تاکنون به دلیل‌ تأخیرهایی که بالاخص از ناتوانی آمریکا در ترغیب رهبران اپوزیسیون سوریه برای شرکت درمذاکرات ، ناشی می‌شدند ، خدشه‌دار شده‌اند. هنوزمشخص نیست چه گروهی اپوزیسیون را نمایندگی کرده وچه گروهی نیزنمایندگی دولت را عهده خواهند داشت. اما آنچه دراين خصوص مهم است ؛ حضور و شرکت بازیگران کلیدی ذینفع درمناقشه سوریه درگفت‌و‌گوهای صلح ژنو2حیاتی است.تنهاکنفرانسی که شامل تمام طرف‌های عمده در سوریه، منطقه وجهان است می‌تواند راه‌ را برای نیل به صلح هموارسازد. همکاری اخیربین روسیه،آمریکا وایران برای ترغیب دولت سوریه به نابودکردن تسلیحات شیمیایی‌اش ، مایه دلگرمی است.

صاحب نظران به اين نكته كليدي اذعان دارندكه؛گفت‌و‌گوهای ژنو2اگرتمام طرف‌های ذینفع مربوطه به مانندایران،اسدورهبران اپوزیسیون درآن شرکت جویندمی‌تواندثمربخش باشد.

این گروه بایددعوت به یک آتش‌بس واقعی نمایدکه ازپشتیبانی قدرت‌های منطقه‌ای وبین‌المللی برخورداراست.آنچه دراين كنفرانس بايد مدنظرباشد و شركت كنندگان برآن پاي فشارندتازمينه هاي تحقق يك وفاق به وقوع پيونددعبارتست از:

1- ازتجزیه سوریه جلوگيري به عمل آيد؛2-توسط تمهیداتی کینه‌توزی‌های فرقه‌ای کاهش يابد؛3- ساختارهای کلیدی دولتی، نظامی وامنیتی باید حفظ شوند ؛4- عناصرتروریست وافراطی به حاشیه رانده شوند؛5- بایدازکمک‌های بشردوستانه برای کاهش رنج‌های مردم غیرنظامی حمایت کنند ؛ 6- برای پرداختن به چالشهای امنیتی کنونی وآتی درمنطقه،یک مکانیزم همکاری منطقه‌ای ايجادوآن راموردبررسي قراردهند.

درتحليل ديگربرخي ديگرازتحليلگران براين باورندكه ؛درآستانه برگزاری کنفرانس ژنو2 شرایط کنونی نسبت به گذشته تاحدود زیادی تغییرکرده است ازجمله اینکه،متحدسوریه به‌ویژه ایران وروسیه درحوزه دیپلماتیک به پیروزی رسیده‌اند ومانع بروزیک جنگ علیه سوریه ازسوی آمریکا ومتحدان غربی‌اش شده‌اند. به عبارت دیگر،آمریکایی‌ها درپرونده سوریه ازگزینه نظامی فاصله گرفته‌اند وراه‌حل سیاسی را به گزینه نظامی ترجیح می‌دهند که این مسئله برای واشنگتن نوعی شکست سیاسی- نظامی محسوب می‌شود.به همین دلیل مقامات کاخ‌سفید می‌کوشند با دردست گرفتن نبض کنفرانس منافع خودراتأمین کنندتا بازنده ازمیدان خارج نشوند و شکست سیاسی خود را به نوعی جبران کنند.

نكته آخر:

ممانعت آمريكا ازحضورايران درژنو2 حاكي ازرويكردنه چندان واقع‌گرايانه ايالات متحده درامور ديپلماتيك است وبه نظرمي‌آيد تصميم اين قدرت بيانگرنوعي بي‌منطقي درمعادلات سياسي است.آمريكا بايددرنظر داشته باشد كه جمهوري اسلامي ايران كشوري قدرتمند در منطقه بوده كه تصميمات وحضورآن درامورمرتبط با منطقه تأثيرگذاراست و مي‌تواند برروند هرمذاكره‌اي تاثيرات جدي داشته باشد.حضورايران درمذاكرات مربوط به عراق وافغانستان نشان مي‌دهد كه هيچكدام ازدول منطقه نمي‌توانند نقش مهم ايران درخاورميانه و همسايگانش را ناديده بگيرند.چه بسا ناديده گرفتن اين كشور درمسيرهرمذاكره‌اي دولت‌هاي درگيررا به بن بست خواهد كشاند. جان كلام اين كه؛ عدم حضورايران درژنو2 بي‌شك اين مذاكرات را بي‌نتيجه خواهد ساخت. زيرا جمهوري اسلامي كشوري است كه در خاورميانه حضور جدي داشته و بي‌توجهي به اين قدرت و عدم حضور آن در هر معادله سياسي، سايردولت‌ها را با سردرگمي روبه‌روخواهد ساخت.

 

جمعه : 1392/10/20-  8 ربيع الاول1435- 10‍انويه2014

ویروس ایدزدراقتصاد کشور - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۴:۵۵ بعد از ظهر

 ویروس ایدزدراقتصاد کشور               

  اسدالله افشار

پرونده‌های مربوط به شهرام جزایری، فسادکرسنت ، اختلاس‌های پی‌در‌پی ، خرید و فروش سئوالات کنکور، سلطان شکروفولاد ، زمین خواری کلان ، فساد۳هزارمیلیاردی ودرنهایت بابک زنجانی همه وهمه ریشه در بی‌توجهی به فرمان مقام معظم رهبری درمورد مبارزه بامفاسد اقتصادی دارد .

اينك باتوجه به شرائط حساس جامعه و نامه چند روزاخيررییس‌جمهور به معاون اول خودمبني بر"اقدامات لازم برای شناسایی ومجازات کسانی که باتبانی وسوءاستفاده ازامتیازات خاص،زمینه ویژه‌خواری ودرآمدهاي

 غیرموجه رافراهم کرده‌اند ، دراولویت کارقرارگیرد؛ وموارد سوءاستفاده ازشرایط تحریم مورد رسیدگی وبرای حراست ازحقوق مردم وبیت‌المال اقدام فوری صورت پذیرد وگزارش مربوطه ظرف یک ماه به اینجانب ارائه گردد" ؛ اين قلم بنابروظيفه شرعي ورسالت ذاتي مطبوعاتي خود مواردي رادرباب فساداقتصادي مطرح ويادآوري مي نمايد :

يكم) فساد اقتصادي نقض قوانين موجود براي تامين منافع و سود شخصي است ازفساد غالباً به عنوان يك بيماري شديد نام برده مي‌شود. بيماري نظيرسرطان وياايدزكه بطور بي‌رحمانه ازيك سازمان به سازمان ديگرواز يك نهاد به نهاد ديگرسرايت مي‌كند، بطوريكه تمام نهادهاي موجود راتحليل برده تا منجر به فروپاشي سيستم سياسي حاكم شود.رواج فساد اقتصادي به درستي به عنوان يكي ازمهمترين موانع درراه پيشرفت هاي موفقيت‌آميزاقتصادي، براي كشور برشمرده شده است.

دوم) سطح بالاي فساد اقتصادي مي‌تواند موجب ناكارآمدي سياست هاي دولتي شود تحقيقات موجود نشان مي‌دهد كه فساد باعث كاهش سرمايه‌گذاري و در نتيجه كاهش رشد اقتصادي خواهد شد. فساد مالي مي‌تواند فعاليت هاي سرمايه‌گذاري واقتصادي را ازشكل مولد آن به سوي رانتها وفعاليت هاي زيرزميني سوق دهد فساد اقتصادي مي‌تواند موجب پرورش سازمانهاي وحشتناكي مانند مافيا شود فساد گسترده و فراگيريكي ازنشانه‌هاي ضعف حاكميت است وعملكرد ضعيف حاكميت مي‌تواند روند رشد وتوسعه اقتصادي راروبه تحليل برد.

سوم) فساداقتصادی پدیده ای چندبعدی است . بدین معنی كه گسترش فساد اقتصادی به كارآمدی سیستم قانونگذاری و شرایط سخت اقتصادی و بهبود بخش عمومی ، نوسان مهارت های فساد اقتصادی و آمادگی برای ورود به عرصه فساد اقتصادی بازمی گردد.به عبارت دیگر،درشرایطی كه عموم جامعه فساد راپذیرفته اند وآن را لازمه فعالیت های خودمی دانند، گرایش به رشوه و انواع فساد پذیرفته می شود.

چهارم) مهمترین عوامل بروز فساد اقتصادی دركشورعبارتند از:

1- حجم بزرگ اقتصاد دولتی ؛ 2- وابستگی دولت به بودجه‌های نفتی ؛ 3- وجود مشكلاتی درساختارهای اداری و مدیریتی و مالی ؛ 4- عدم نظارت پذيري سيستم ؛ 5- عدم انگیزه‌های ارزشی و اعتقادی و دینی درمدیران یامسئولان مالي واداري؛6-عدم توزیع عادلانه امكانات درساختارسیستم(پرداخت دستمزدها، اختصاص امكانات رفاهی، ارائه برخی امتیازها ومواردی ازاین قبيل)؛ 7- وقانون گريزي . 

پنجم) راهكار مناسب برای از میان بردن مفسدان نظام اقتصادی این است كه همه عوامل نفوذ و بروز فساد در دستگاه‌های اجرایی تغییركند. كوچك شدن حجم دولت،تقویت نظارت‌پذیری وقانون‌پذیری، افزایش انگیزه كاركنان و برخورد بسیار جدی با مفسدان از جمله این عوامل است.هر گونه اهمال، سستی و مصلحت‌اندیشی درمبارزه با فساد، به‌ویژه درمواردی كه مفسدان دررأس نظام ودررأس دستگاه‌های دولتی هستند، موجب گسترش فساد می‌شود.بنابراین همان‌گونه كه رهبرمعظم انقلاب بارهاتأكيدفرموده اند،هیچ توجیه اي وجود ندارد كه مسئولی برای خود درحوزه‌های قدرت و سیاست حاشیه امن ایجاد كند و مصلحت‌های سیاسی یا قومی و قبیله‌ای یا گروه و جناحی، افراد را در حاشیه امن قرار دهد.

ششم)اگرهمه اقدام‌های لازم برای مبارزه با فساد رابه كار بگیریم،فساد اقتصادی كاهش می‌یابد.دردنیای امروز هستندكشورهایی كه باحداقل فساددرسیستم مالی خود به فعالیت‌شان ادامه می‌دهند، اما متأسفانه درجمهوری اسلامی ایران، با وجود تفكرها ونگرش‌های دینی وارزشی وانقلابی ونظارتی،مسئولان هنوز نتوانسته‌اند آ‌ن‌طور كه شایسته ودر شأن این نظام است،ازفساد اقتصادی جلوگیری كنند ومتأسفانه دراین حوزه هنوزبا آرمان‌های انقلاب اسلامی فاصله زیادی داریم.

جان كلام:

آنچه روشن به نظر می‌رسد،این نکته است که دستگاه ایمن‌سازی نظام اقتصادی کشور به هر علتی ناتوان شده است و یارای مقابله با بیماری‌های اقتصادی کشور را ندارد.این موضوع درساده‌ترین شکل ممکن آن موجب بروزبیماری مزمن مفاسداقتصادی درکشورشده است که صدمه ولطمه اصلی آن به سرمایه‌های اجتماعی کشورومیزان اعتماد عمومی نسبت به دولت برمی‌گردد.درنهایت باید گفت جدیت درمبارزه بامفاسد اقتصادی تنها با ریشه کن کردن ویروس ایدز در اقتصاد کشورمحقق خواهد شد.باحذف این ویروس، دستگاه‌های ایمن‌سازبه طورخودکاربا هربیماری اقتصادی و مفسده‌ای مقابله خواهند نمود. 

 

 

پنجشنبه : 1392/10/19- 7ربيع الاول1435-9ژانويه2014

 

 

/* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin:0in; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:10.0pt; font-family:"Times New Roman"; mso-ansi-language:#0400; mso-fareast-language:#0400; mso-bidi-language:#0400;}

اين است واقعيت هاي مصر - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۵:۳۹ بعد از ظهر
  اين است واقعيت هاي مصر                           

      اسدالله افشار

قاهره وشهرهاي مختلف مصر،اين روزها شاهد تظاهرات مردم هستند، مردمي كه با اين تظاهرات وتجمعات، خشم واعتراض خودرانسبت به عملكردكودتاچيان حاكم ابرازمي‌دارند.تظاهركنندگان كه ازگروه‌ها واحزاب سياسي گوناگون واقشارمتنوع مي‌باشند،باسردادن شعارهايي مي‌گويند دولت دست نشانده نظاميان بايد بركنار شود. دولت كودتا درمصرجماعت اخوان المسلمين را گروه تروريستي اعلام کرده است ازاين پس هرگونه تظاهرات اعتراضي اين گروه غيرقانوني است وهرشهروند مصري که درآن شرکت کند،به 5 سال حبس محکوم مي شود.ازديگرسودولت مزبور همچنين روزنامه حزب عدالت و آزادي را توقيف کرده است.

با اين حال به نظرمي رسد بايد تحولات مصررا براساس واقعيت هاي اين کشورتحليل نمود. واقعيت هاي مصر اين است :

1- مصريان هرگونه تلاش براي خاموش کردن صداي يک جريان سياسي را در مصر نمي پذيرند.2- حذف جريان سياسي اخوان المسلمين درمصرغيرممكن است؛چراكه اين جريان سياسي يک جنبش فراملي است وحدود9 دهه تجربه كارسياسي دارد و شاخه هاي آن سال هاست که درکشورهاي اردن، ليبي، سوريه، قطر، ترکيه، يمن و... علني يا زيرزميني ريشه دوانيده است.3- كارشناسان معتقدند؛ اخوان المسلمين اگرچه سال گذشته قرباني يک کودتاي نظامي تمام عيارشد،اما خود نيزدرفرصت سوزي وميدان دادن به عوامل اين کودتا نقش داشت.4- دخالت بيش ازاندازه ارتش درروند سياستگذاري به آشوب دركشوردامن زده و به‌رغم ادعاهاي خود، با كارشكني درامورسياستگذاري‌هاي اخوان، ازمصري‌ها سلب آرامش شده است.5- اشتباه جدي نظاميان اين است كه قصددارند تا ازطريق سركوب شرايط را آرام سازند، درصورتي كه اين استراتژي نتيجه عكس داشته و به روند خشونت دامن مي‌زند.6 - نظاميان پايگاه خود درميان مردم راازدست داده واين مردم هستند كه آينده مصر را رقم مي‌زنند.7- شکاف دین ودولت، شکاف نظامیان وسیاستمداران، شکاف فقیروغنی، سه شکاف عمده درجامعه مصرمي باشد.8- واقعیت این است که کانون اصلی قدرت درشش دهه گذشته مصرارتش بوده است. حالا این کانون قدرت وقتی تحولی رخ می‌دهد وجزیی ازقدرت درمکانیسم تاریخی دراختیار رقیبش قرارمی‌گیردآیا خواهد نشست و نظاره‌گر صرف صحنه خواهد بود؟ نه. 9- نظاميان درصدد هستند به مردم مصر اين پيام را برسانند كه اگر براي ادامه انقلاب اصرار داشته باشند با مشت آهنين ارتش مواجه خواهند شد. صحنه‌هاي تكان دهنده‌اي از ضرب و شتم وحشيانه تظاهر كنندگان در حوادث روزهاي اخير، نه تنها رويدادهائي غيرمنتظره نبودند بلكه اقدامي كاملاً حساب شده بود تا تصميم ارتش به مردم تفهيم گردد و همه بدانند در مقابل نظاميان بايد تسليم شوند و دست از خواسته‌هاي خود بردارند.

10- آنچه اين روزها درمصررخ مي‌دهد، نقشه راه پيش روي قدرت‌هاي زياده خواه وسلطه‌گرغربي براي كل منطقه خاورميانه است.آمريكا وسايردولت‌هاي استعماري غرب براي تأمين منافع ملي خود وهمچنين براي بلعيدن كامل اين منطقه وتضمين بقاي وتثبيت رژيم صهيونيستي آماده شده‌اند.11- بیش از۲۰ هزارنفر زندانی سیاسی وکشته شدن بیش از ۵ هزار نفر از مردم مصر در درگیری‌های خیابانی، سقوط اقتصاد ملی و مشکلات فراوان معیشتی مردم، رشد تضادها درمواجهه با حاکمیت وادامه تقابل‌ها شکاف وسیع سیاسی، اجتماعی در مصر به وجود آورده است که مشکلات حاکمیت نظامی برآمده ازکودتا را مضاعف ساخته است. مردم مصربه طور عمومی خسته شده‌اند وآشفتگی درکشورخود را بر‌نمی‌تابند.12- پيش نويس قانون اساسي مصر در حالي قرار است به همه پرسي گذاشته شود(درروزهاي24و25دي ماه-14 و15 ژانويه 2014 ميلادي) كه برخي گروه‌ها آن را ضامن پيشرفت دموكراسي مي‌دانند،امابرخي ديگر محتواي اين پيش نويس را تحت تأثيرمنافع نظاميان ارزيابي مي‌كنند وبا آن مخالفند.

حال بايد منتظرماند و ديد مردم مصرچه رفتاري درقبال همه پرسي پيش نويس قانون اساسي خواهند داشت.

درصورتي كه اين همه پرسي بااستقبال ضعيفي روبروشود، كشمكش‌هاي سياسي دراين كشور نه تنها كاهش نمي‌يابد بلكه مي‌تواند ابعاد گسترده‌تري به خود بگيرد.

 

يكشنبه :1392/10/15- 3ربيع الاول1435- 5ژانويه2014

سه سوگ در سه فرازتاريخي - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۴:۴۵ بعد از ظهر

  سه سوگ در سه فرازتاريخي                     

  اسدالله افشار

با دلی مالامال ازتأ لم وتأثررحلت جانسوزپیامبرنورورحمت ، بهانة خلقت حضرت محمد (ص) وشهادت کریم اهل بیت امام حسن مجتبی(ع) را در28 صفر و آخرين روزازهمين ما ه را كه مصادف با سالروزشها د ت پیشوای هشتم ، خورشید تابان آسمان پرنورایران ، غریب آشنا ، نگین خراسان ، شهد شیرین مشهد ، حضرت امام رضا(ع) مي باشد؛به شيعيا ن سراسرعا لم تسلیت وتعزيت گفته وبه همين منا سبت سه نكته را درسه فرازكه به اين انسانهاي نمونه وبرگزيده اختصاص دارد ، مورد اشاره قرارمي دهيم .

فرازاول- دربا ب حضرت محمد مصطفي (ص) :

آخرین رسول حق مهرسکوت برلب می نهد وجبرائیل درحریم ملکوت گوشه عزلت می گزیند چرا که اینک خاک پیکرآن پاک را درخود نهفته و عرش اعلی وبهشت ابقی جان عزیزش راپذیرا گشته است. ازاین پس درهای آسمان بسته است، ازاین پس جزبه مدد نورستارگان امامت درشب تاریکی که با غروب خونرنگ دهم محرم سال 61 هجری آغاز شده است نمی توان راه جست و یافت. تا کی باشد که شمشیر آخته دوازدهمین پیشوا ورهبر، همنام آخرین رسول حق این تیرگی را بشکافد و خورشید راستی وعدالت را بردیدگانمان بنشاند. چگونه می توان از این روح پاک و جان رسیده به افلاک سخن گفت؟ آنچه ما مسلمین، پیروان این آخرین پیامبر الهی می گوئیم و می نویسیم با عشقی بزرگ و شناختی اندک همراه است وآنچه اسلام شناسان غربی وغیرمسلمان می گویند ومی نویسند با شناختی سترگ و برگرفته از برگه های تاریخ و بی عشقی هر چند اندک توام است. کجا می توان وصف این بزرگ مرد را یافت که عشقی سترگ و شناختی بزرگ با آن همراهی کند. کجا می توان آینه تمام نمای حبیب خدا را یافت ودرچهره درخشان آن پاک اهورایی نگریست. بی شک جزدرنهج البلاغه کلام شگفت آورامیرمومنان علی بزرگ، نمی توان وصف راستین و چهره بی آلایش رسول حق، پیامبرختمی مرتبت محمد مصطفی (ص) را یافت. درکلام امیرالمؤمنان هیچ وصفی بدون تفکروهیچ ستایشی بی اساس نمی توان یافت. درسخن ایشان هر چه هست راستی برخواسته ازآگاهی و دانش است وکجا می توان دو جان را چون پیامبر و علی (علیهماالسلام) به یکدیگر نزدیک یافت،  نزدیک نه ! آشنا و هم خانه وهم اصل و یک ریشه یافت. چه جان علی جدای از جان پیامبر نیست. علی دردامان پیامبر رشد کرده و بالیده و پیامبر بر سینه علی  ودر آغوش آن یارترین یارجان به جان آفرین تسلیم کرده است.

در عظمت آن حضرت همين بس كه خداوند متعال درقرآن مجيد اورا با تعبير«يا ايّها الرّسول» و«يا ايّها النّبى» مورد خطاب قرارمي دهدواورا به عنوان انسانى الگوبراى تمام جهانيان معرّفى مي نمايد:«لَقَدْ كانَ لَكُم في رَسُول اللّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ:در سيره و سخن پيامبرخدا براى شما الگوى نيكويى است.»اوبه حقّ داراى اخلاقى كامل وجامعِ تمام فضايل وكمالات انسانى بود.خدايش او را چنين مي ستايد:«إِنّك لَعَلى خُلُق عَظيم:اى پيامبرتوداراى بهترين اخلاق هستى.» «وَلَوْ كُنْتَ فَظّاً غَليظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ:اگر تندخو و سخت دل مي بودى مردم ازاطرافت پراكنده مي شدند.» ازاين رو، يكى ازمهمترين عوامل پيشرفت اسلام، اخلاق نيكووبرخورد متين وملايم آن حضرت با مردم بود.

فرازدوم- دربا ب حضرت امام حسن مجتبي (ع) :

امام حسن مجتبی (ع) در شب نیمه رمضان سال سوم هجری در مدینه چشم به جهان گشود و حدود هفت سال از دوران زندگی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم را درک کرد و پس از آن حضرت حدود سی سال با پدر بزرگوارشان علی بن ابی طالب علیه السلام ملازمت داشت. بعد از شهادت امیرالمؤمنان (ع) به مدت ده سال عهده دارمقام امامت بودند ودر28 صفرسال پنجاه هجری درسن 47 سالگی به دستورمعاویه بن ابی سفیان و به دست جعده دختر اَشْعَثِ بنِ قِیس مسموم شد وبراثرهمان زهربه شهادت رسید.

درميان امامان واهل بيت غريب تروتنهاترازحسن بن علي را نمي توان يافت.امام حسن(ع)به مدت ده سال تمام گرفتارغربت و پيمان شكنيهاي مردم بود، به گونه اي كه درطول اين مدت نتوانست افكاروانديشه هاي والاوعميق خود را كه ازپدروجدّ بزرگوارش آموخته بود را براي مردم تبيين كند.ازيك طرف جفاي مردم وازطرف ديگردسيسه ها وتبليغات منفي معاويه،دست به دست هم داده بودند تاغربتي جانكاه رابراي امام رقم بزنند.ازاصحاب وياران اندك اومي  توان به عمق مظلوميتش پي برد، آنگونه كه گفته مي شود تعداد ياران اوازبيست نفربيشترنبوده است!مهمترين حادثه درزندگي امام حسن عليه‌السلام جريان صلح معاويه با آن حضرت است. تحليل اين حادثه ضروري به نظر مي رسد زيرا خود امام صلحش را حجتي برآيندگان مي‌داند؛ يعني بر اساس عملکرد حضرت، وظيفه انسان نيز در شرايط مشابه با آن زمان، صلح و مصالحه است.

بررسي مقدمات و شرايط و عللي که صلح را ايجاب کرد و دقت در کيفيت وقوع صلح و مواد صلحنامه و موشکافي نتايج شيرين صلح براي جناح حق و ضربه‌هاي سهمگين آن بر جناح باطل به‌خوبي روشن مي‌کند که صلح آن حضرت در حقيقت انقلاب سبزي بود که زمينه انقلاب سرخ حسيني را فراهم ساخت و اين نرمش قهرمانانه در کنار آن جنبش ظلم‌ستيزانه، پايه‌ريز انقلاب علمي امام باقر عليه السلام و امام صادق عليه السلام در عصر طلايي خلأ انتقال قدرت از بني‌اميه به بني‌عباس گشت و به اين ترتيب، اسلام ناب محمدي که در تشيع جلوه‌گر بود، نهال خود را آبياري نمود و به درخت تنومندي تبديل کرد.

فرازسوم- درباب حضرت امام رضا(ع) :

مورخين تاريخ ولادت ايشان را به سالهاي 148، 151 و 153 هجري قمري و در روزهاي نوزدهم رمضان، دهم رجب و يازدهم ذي‌القعده ذكر كرده‌اند.در مورد سالروز وفات ايشان نيز اختلاف نظر وجود دارد و محققين وفات ايشان را طي سالهاي 202، 203 و 206 هجري قمري محتمل دانسته‌اند. اما قول مشهور در مورد ولادت آن بزرگوار سال 148 هجري قمري و در خصوص وفات ايشان سال 203 هجري قمري است. با پذيرش چنين اقوالي طول عمر با بركت امام رضا (ع) پنجاه و پنج سال مي‌شود.

حضرت علي بن موسي‌الرضا (ع) دوران امامت خود رااز سال 183 هجري قمري دراوج خفقان سياسي دنياي اسلام و اقتدار حكومت عباسيان آغاز كرد. اين مرحله از دوران زندگي ايشان از تاثيرگذارترين مراحل تاريخ تشيع است، عزيمت اجباري امام به خراسان بنا بر اصرار مامون و پذيرفتن تقاضاي سياسي خليفه عباسي مبني بر در دست گرفتن زمامداري مسلمين و پذيرش منصب ولايتعهدي به اجبار و اكراه از وقايع مشهور تاريخ اسلام است. هجرت تاريخي امام از مدينه به مرو، استقبال گستره شيعيان و هواداران اهل بيت در مسير حركت كاروان آن حضرت و انتشار حديث سلسله الذهب و اقدام به برگزاري نماز عيد فطر و برگزاري جلسات مناظره با علماي اهل كتاب از اين دوره زندگي امام در تاريخ به يادگار مانده است.عاقبت با توجه به اوج‌گيري احساسات مذهبي به نفع امام رضا (ع) و بروز اختلافات خانوادگي درخاندان عباسي، آن امام بزرگواربه دسيسه چيني مامون خليفه عباسي مسموم و به شهادت رسيدند وپيكرمطهر ايشان درحوالي طوس به خاك سپرده شد واكنون بعد ازگذشت ساليان سال اين مزاركعبه اهل ولايت ازسراسرجهان است.

همه زاهدان وعابدان، درچنين روزهايي به خاک می نشینند وافلاک را می نگرند. پس بیایید مانیزهمراه این خیل عظیم،کتاب تضرع بازکنیم، نمازنیازبخوانیم وزیارت نامه محبت را زمزمه کنیم وبرایمان ومعرفت خویشتن بیفزاییم.

شنبه: 1392/10/7- 25صفر1435-28دسامبر2013

 

 

تروریسم محصول ناامیدی و پوچ‌انگاری - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۲:۳۹ بعد از ظهر

  تروریسم محصول ناامیدی و پوچ‌انگاری          

  اسدالله افشار

آمريکا ورژيم صهيونيستي، براي متهم کردن اسلام ومسلمانان به تروريسم، هميشه ازاتهامات لفظي استفاده کرده ودرعمل نيزاقدام به ترورکرده اند، ولي واقعيت اين است که مسلمانان خود بزرگ ترين قربانيان تروريسم هستند.ائمه اطهار(ع) همگي به دست حکومت هاي ظالم ترور شدند وشربت شهادت نوشيدند.

اسلام اگرچه مبارزه برضدطاغوت هاي زمان، ستمگري،استبداد،استعماروبي عدالتي راحتمي مي داند ودفاع از مظلومان دربرابرظالمان وقدرت هاي سلطه گرراجهاد وواجب برمي شمارد؛ درنقطه مقابل،کشتن يک فرد   بي گناه را به منزله کشتن تمام انسان ها وانسانيت قلمداد مي کند.پايه هاي اسلام ناب دررحمت، مهرباني، پرهيزازسنگدلي، بخشايش وگذشت است واين دين الهي، هرگز قتل پنهاني و بدون محاکمه وحکم قضايي را تأييد نمي کند.

اسلام مانند هرنظام حقوقي ديگر، خشونت قانوني درقالب مجازات براي جرايم ويادفاع مشروع را تجويز مي‌كند،اما خشونت غيرقانوني و خودسرانه را ناروا دانسته وتحت عناوين گوناگون، ازجمله «محاربه، فتك، غدرواغتيال» باآن مقابله نموده است.نظام اسلامي علاوه برپاي‌بندي به معاهدات بين‌المللي درمبارزه با تروريسم، درصدد ريشه‌يابي عوامل اين بزه‌كاري و برخورد با آن برآمده است. ازديدگاه اسلام، اصولاً انسان‌ها محقون‌الدم هستند؛جانشان محترم است وتعرّض به آنها براي هيچ‌كس روا نيست، مگركساني كه بر اثر ارتكاب جرايمي مانند قتل نفس يا اهانت به انبيا و ائمّه اطهار عليهم‌السلام خونشان براساس حكم شرعي و الهي هدراست. اما كشتن همين افراد هم به حكم قانون وعلني است ونه غافلگيرانه وخودسرانه.

ترورياايجادرعب ووحشت نيزازعوامل مهم تهديدكننده امنيت درسطح بين‌المللي است. ازاين‌رو،مقابله با تمام عوامل سلب امنيت درهر شكل وقالبي كه باشد ـ ازجمله تروريسم ـ مسئوليت همگاني است؛ زيرابي‌شك، كليه عوامل تهديدكننده امنيت ازمصاديق «منكر»، يعني زشتي وپليدي وضدارزش،هستندومقابله باآنها مصداق «نهي ازمنكر»وزمينه تحقق«معروف»خواهد بود.برخي انديشمندان مسلمان بانزديك دانستن معناي «تروريسم» به تهديد وارعاب، معتقدند:ترورعبارت است از:هر نوع عملي كه به منظور اهداف غيرانساني ودرجهت فساد و متضمّن به خطر افكندن امنيت و ايجاد زمينه تعرّض و محدوديت در مورد حقوق مشروع بشري وموجب سلب آرامش گردد.

تهديد وارعاب به اين معنا مي‌تواند درقالب‌هاي متفاوتي نمود پيدا كند؛ازجمله درشكل توليد سلاح‌هاي مخوف هسته‌اي ، ميكروبي ، استراتژي‌هاي جنون‌آميزي همچون جنگ ستارگان ، پيمان‌هاي نظامي ، ايجاد رژيم‌هاي بي‌ريشه و سركوبگر مانند رژيم غاصب اسرائيل كه نه تنها منطقه خاورميانه، بلكه سراسر جهان از فتنه و فساد آن در امان نيست وفاجعه «قانا» درلبنان، «دير ياسين»، «صبرا» و«شتيلا» درفلسطين جلوه‌هاي بارزي از اقدامات تروريستي هستند و متأسفانه با سكوت واحيانا رضايت و بلكه حمايت دولت‌هاي غربي مدّعي مبارزه با تروريسم،جهان راتاحدّيك جنگ تمام عياردرمقياس جنگ جهاني موردتهديد قرارداده‌اند وبا اشغال وتجاوز به حاكميت سرزميني عراق و افغانستان ، به نام مبارزه با تروريست‌هايي مانند «القاعده» و «طالبان» و حزب «بعث»عراق،كه ساخته وپرداخته خودشان بوده‌اند،اقدامات جنايت‌كارانه وتروريستي انجام داده وازتمام منطقه خاورميانه، بلكه جهان و حتي از مردمان خود نيز، آسايش و امنيت را سلب كرده‌اند.

امروزه «تروريسم» دررسانه‌هاي غربي بدون توجه به ريشه‌ها،وتمايز بين اهداف،به اعمال خشونت‌باري گفته مي‌شود كه از سوي گروه‌ها يا اشخاص انجام مي‌شود. با اين تفسير، اقدامات تروريستي شامل عملياتي مي‌شود كه ملت‌هاي ستم‌ديده فلسطين، افغانستان، عراق يا جمهوري اسلامي ايران و يا ساير مبارزان وآزادگان و مظلومان جهان درجهت رهايي وبه دست آوردن حقوق پايمال شده خود، به دليل به بن‌بست رسيدن همه راه‌هاي نتيجه‌بخش ديگر انجام مي‌دهند و در حقيقت، نوعي اقدام دفاعي (دفاع مشروع) در شرايط ويژه و با امكانات خاص براي متوقف كردن دشمنان، و تنها راه رهايي ازستمگري و تجاوزاشغالگران است كه آن را «ترور» مي‌نامند. گروگان‌گيري يا «عمليات استشهادي»نمونه‌اي ازآن است.

جالب توجه است كه اولين هواپيماربايي درجهان توسط اسرائيل غاصب دردسامبر1945 انجام گرفت و مزدوران آمريكا درسراسر جهان، آدم‌ربايي و ترور را در سطح گسترده‌اي شيوه كارخود براي ايجاد جوّ رعب ووحشت قرار داده‌اند؛ چنان‌كه وزراي قانوني ونمايندگان منتخب مردم درمجلس فلسطين را دستگير كردند، به محل‌هاي ناامن بردند وتحت شكنجه وآزارقرار دادند وبدون هيچ ترس وواهمه‌اي درتريبون عام مي‌گويند:سيد حسن نصراللّه،دبيركل «حزب‌اللّه لبنان» را ترورمي‌كنيم. اين همان «تروريسم دولتي» است كه از سوي دولت‌هاي مدعي مبارزه با تروريسم وخشونت حمايت مي‌شود.

جان كلام :

1- از منظر فقه اسلامی کسی که برای ترساندن و ایجاد رعب و وحشت، سلب امنیت و آزادی مردم اسلحه بکشد در حکم محارب و مفسد فی الارض است وباید به مجازات برسد. ترورازمنظر فقه اسلامی حرام و مرتکب آن درجهنم جاویدان است. اما دفاع مشروع مجاز و حق طبیعی افراد است.2- خاستگاه تروریسم را می‌توان درتبعیض، بی‌عدالتی، استعماروظلم مشاهده کرد که بیشترناشی ازقدرت‌طلبی وکسب قدرت است.3- تروریسم محصول ناامیدی و پوچ‌انگاری (نیهلیسم) است و در جهانی که بر مدار قهر و غلبه می‌چرخد، مبارزه جدی با تروریسم ازحد حرف و شعار فراتر نخواهد رفت. مبارزه واقعی با تروریسم باید همواره با تلاش برای برپایی عدالت باشد.البته این سخن نباید به معنای تروریسم تلقی شود.4- به نظرمی‌رسد فرایند فعلی مبارزه باتروریسم یک حرکت تبلیغاتی وتوجیهی است که آمریکاداعیه‌دارآن است.آمریکا درصددسوءاستفاده ازشرایط طراحي ‌شده فعلی برای رسیدن به اهداف پنهانی است.5- مبارزه با تروریسم صرفاً پوششی برای توجیه سیاست تهاجمی و نظام‌گرایانه آمریکا در برابر اسلام‌گرایان سیاسی و گسترش سلطه هژمونیک آمریکا برجهان است. براساس نتایج حاصله ، نسبت تروریسم به مبارزات آزادی‌بخش درجهان اسلام صرفاً سیاسی است ومبنای حقوقی ندارد.

 

جمعه : 1392/10/6- 24صفر1435-27دسامبر2013

 

 

 

 

منابع :

1- عباسعلى عميد زنجانى، فقه سياسى تهران، اميركبير، 1377، چ سوم، ج 3 (حقوق بين‌الملل اسلام).

2- سيد محمود شاهرودى، همايش «تروريسم و دفاع مشروع از ديدگاه اسلام و حقوق بين‌الملل»، پگاه 36 بهمن 1380، ص 13.

3- سيدابراهيم حسينى، اصل منع توسّل به زور و موارد استثناى آن در اسلام و حقوق بين‌الملل معاصر قم، معارف، 1382.

4- سيد مصطفى محقق داماد،«تدوين حقوق بشردوستانه بين‌المللى ومفهوم اسلامى آن»، تحقيقات حقوقى 18 تابستان 1375.

 

ضرورت اصلاحات سيا سى دربحرين - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۴:۲۴ بعد از ظهر
ضرورت اصلاحات سيا سى دربحرين           

اسدالله افشار

اول- بحرین ازمتحدین استراتژیک آمريكا :

درمنطقه خاورمیانه آمریکا ازدومتحد استراتژیک برخورداراست که یکی مصربود ، به دلیل همسایگی با اسرائیل، ودارا بودن کانال سوئزودیگرکشور بحرین است که آن هم به خاطر وجود ناوگان پنجم آمریکا در آبهای این کشورمی باشد که بارها سران آمریکا به این نکته که بحرین یکی ازمتحدین استراتژیک این کشور می باشد اشاره هایی را داشته اند.روابط بحرین وآمریکا از سال ۱۹۳۲ وبا توسعه صنعت نفت این کشورآغاز شد،ودرسال ۱۹۴۸ این کشورمرکزفرماندهی ناوهای آمریکایی درخلیج فارس شد. مرکزناوگان پنجم نیروی دریایی ایالات متحده آمریکا درکشور بحرین قراردارد. که این ناوگان در جنگهایی که درمنطقه روی داده است نقش کاملا آشکاری داشته است.سال ۲۰۰۱ نقطه اوج روابط منامه و واشنگتن بود.دراین سال،جرج بوش رئیس جمهور وقت آمریکا بحرین را به عنوان یکی ازمتحدان استراتژیک خود اعلام کرد.كارشناسان باتوجه به حوادث اخيردربحرين براين باورند كه؛ تلاش آمریکا برای حضوردربحرین ، این کشوررا به تناقض گویی دررابطه با مسائل منطقه دچارکرده است . بطوری که آنها ازيك سوازچند ده نفراغتشاش گردرايران که فقط زورشان به سطل زباله های شهری می رسد حمايت علني مي كنند اما دربرابركشتار مردم بحرين محافظه كاري اختيارمي كنند.مصداق اين مدعي مواضع باراك اوباما دراين زمينه است ، چراكه اوبه حوادث بحرين وتهران نگاهي دوگانه دارد. اوباما درحالي كه با لحن نرم پادشاه بحرين را به عنوان هم پيمان خود به خويشتنداري دعوت مي كند كه ازسوي ديگربه صراحت معترضان ايراني را تأييد و برحمايت ازآنان در برابر جمهوري اسلامي تأكيد مي كند. اين امرنشان دهنده پيچيدگي معادلات منطقه درارتباط با هم پيمانان آمريكا است.

دوم- نزدیکی آ‌ل‌خلیفه به صهیونیست‌ها :

پایگاه اطلاع رسانی العالم در گزارشی درسال1390 تأکید کرده بود وزیرامور خارجه آل‌خلیفه به بنیامین نتانیاهودیدار کرده است. سوالی که مطرح می‌شود، این که بحرین واسرائیل چه مناسبات اقتصادی می‌توانند داشته باشند، در حالی که تمام تجارت خارجی بحرین از چند صد میلیون دلارتجاوز نمی‌کند؟ آیا غیرازاین بوده که افسران اطلاعاتی وامنیتی اسرائیلی برای آموزش مزدوران آل‌خلیفه به کارگرفته شوند؟ همان گونه که درخبرها آمده بود بازجوهای انگلیسی مخالفان بحرینی را شکنجه می‌کنند.سوال مهم مطرح دیگراین است، چرا باید بحرینی که بیش از 99 درصد مردم آن مسلمان هستند، سفیری را به آمریکا بفرستد که یک یهودی دوآتشه طرفدارصهیونیسم بین‌الملل باشد؟ این موضوع درراستای طرح نزدیکی آ‌ل‌خلیفه و صهیونیست‌ها برای سرکوب مردم بحرین بوده است.البته درمورد دلایل آموزش مزدوران بحرینی توسط افسران موساد وشاباک اسرائیل،می‌توان دلایل عمده دیگری را هم برشمرد، اما همین اندازه نیزکفایت می‌کند تا ثابت شود رژیم آل‌خلیفه واشغالگران سعودی با صهیونیسم بین‌الملل همراه هستند وآنها در سرکوب مردم بحرین همکاری‌ نزدیکی دارند.

سوم- نقش‌آفرینی کشورهای شورای همکاری خلیج فارس با محوریت عربستان سعودی دربحرين :

درسطح منطقه‌ای مهم‌ترین مانع وچالش برای پیشبرد اصلاحات سیاسی رامی‌توان رویکرد ونقش‌آفرینی کشورهای شورای همکاری خلیج فارس با محوریت عربستان سعودی عنوان نمود. رهبران این کشورها هرگونه اصلاحات سیاسی واعطای امتیاز به گروه‌های مخالف دربحرین را سرآغازتحولات سیاسی درسایر کشورهای خلیج فارس می‌دانند که حاکمیت اقتدارگرا و غیردموکراتیک آنها را با خطرتضعیف و حتی پایان بقا مواجه می‌کند. براین اساس رژیم‌های عربی حاشیه جنوبی خلیج فارس ترجیح می‌دهند تا با ممانعت از هرگونه اصلاحات سیاسی دربحرین، با این تهدید به جای کشورخود در بحرین مقابله کنند. براین اساس است که می‌توان شاهد اقدامات سیاسی، اقتصادی وحتی نظامی این رژیم‌ها درحمایت ازآل خلیفه ومخالفت جدی با انجام هرگونه اصلاحات در بحرین بود. درمیان این کشورها عربستان سعودی با تأثیرگذاری بالا بر حکومت بحرین وحمایت از شیخ خلیفه نقش مهم‌تری را ایفا کرده است و به‌نظر می‌رسد این رویکرد حداقل همچنان تداوم يابد.

چهارم- وعده هايي كه عملي نشد :

 " حمد بن عيسى آل خليفه " زمانى که در مارس 1999 بر سر کار آمد، قول داده بود که اصلاحات سياسى واقتصادى در بحرين به اجرا بگذارد ومردم شيعه بحرين را ازآزادى بيان وبرخوردارى ازحداقل حقوق شهروندى که تا آن زمان بسيارى ازمردم بحرين ازآن محروم بودند، بهره‌مند کند.اما اززمان حکومت وى، همچنان مردم بحرين از نبود آزادى رنج مى‌برند و همچنان از اين که به آزادى‌هاى فردى آنها احترام گذارده نمى‌شود وازسوى هيات حاکمه مورد سرکوب وآزارواذيت قرار مى‌گيرند، سرخورده‌اند.شيخ حمد زمانى برسرکار آمد که زمزمه‌هاى لزوم نفوذ دموکراسى درخاورميانه ولو به قوه زورسر داده شده بود. ازاين رو وى نيز تلاش کرد با هدف اين که خود را پيشتاز برقرارى دموکراسى وآزادى بيان دربحرين معرفى کند، وعده‌هاى بسيارى رادرهمين زمينه سردهد.

جان كلام :

اولادنیا درحال تغییراست وبحرين نیزبایدخودراباتغییرات جدیدتطبیق دهد؛ثانيامحوراصلی آزادسازی سیاسی دربحرین را شیعیان این کشور تشکیل خواهند داد ؛ ثالثا برگزاری انتخابات آزاد وسالم دربحرین مي تواند درجهت گسترش دموکراسی دراین کشوروهمچنین منطقه خلیج فارس مبارك وميمون با شد؛رابعا بازشدن فضای سیاسی بحرین هرچند ممکن است درکوتاه مدت تا زمان پیدایش نیروهای جدید سیاسی وبه مبارزه طلبیدن نیروهای قدیمی وبافت سنتی جامعه موجب بی ثباتی دراین کشورشود، اما به زعم رهبران فعلی این کشورتنها راه اصلاح نهایی وبرقراری ثبات بلندمدت دربحرین به حساب می آید؛خامسا لازم است دولت ایران ازقیام شیعیان بحرین قاطعانه حمایت کرده وازهرکاری که خواسته های برحق مردم ستم کشیده بحرین،ازجمله سر نگونی دولت دست نشانده استعماری آل خلیفه رادربرداشته باشد،مورد پشتيباني قاطع قرار دهد.

 

دوشنبه: 1392/10/2- 20صفر1435- 23دسامبر2013