اضافه كردن به علاقمندی ها
خانگی سازی
ذخیره صفحه
لینك آر اس اس
درباره ما
آرشیو مطالب
آمار و امكانات
تعداد بازدیدها :
افراد آنلاین :

انتخابات سوريه ؛ كيش ومات آمريكا - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 8:44 قبل از ظهر
1024x768

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin:0cm; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

انتخابات سوريه ؛ كيش ومات آمريكا                      

اسدالله افشار

 

براساس نتايج انتخابات رياست جمهوري سوريه ؛ بشاراسد براي يک دوره هفت ساله ديگررييس جمهوري اين کشور شد. بشاراسد که به مدت 14 سال رييس جمهوري سوريه بود، با کسب 7/88 درصد آرا معادل 10 ميليون و319 هزار و 703 راي، پيروز انتخابات رياست جمهوري سوريه شد.

کميته عالي قضايي انتخابات رياست جمهوري سوريه در بيانيه اي اعلام کرد: از 15 ميليون و840 هزار و 575 نفرکه درانتخابات سوريه واجد شرايط راي دادن بودند11 ميليون و634 هزارو412 نفردرانتخابات شرکت کرده اند. ميزان مشارکت مردم سوريه درانتخابات 42/73 درصد بوده است همچنين ميزان آراي باطله نيز 8/3 درصد بوده است. منابع سوري اعلام کردندکه بشاراسد، 17 ژوئن (27 خرداد) به عنوان رئيس جمهور سوريه سوگند ياد مي کند.

اينك باتوجه به انتخابات برگزارشده رياست جمهوري درسوريه وبرگزيده شدن بشاراسدكه آشكارا به معناي كيش ومات آمريكا با هم پيمانان ايشان است؛ بيان چند نكته دراين خصوص ومروربرخي مسائل پيرامون سوريه از زمان ناآرامي ها ، خالي ازلطف نمي باشد: 

يكم)اطلاعات دقيق نشان مي‌دهد که چند هفته پيش از انتخابات رياست جمهوري سوريه ، رايزني‌هاي آمريکايي-اروپايي انجام شده که محورش انتخابات رياست جمهوري سوريه بوده است . يک مسئول آمريکايي به همتايان اروپايي خود گفته است: «وقتي براي نشست ژنو دو خود را آماده مي‌کرديم، به روس‌ها و ايراني‌ها پيشنهاد داديم که بشاراسد در منصب خود بماند اما بدون اجراي انتخابات. پاسخ مسکو و تهران اين بود که اسدمانند هرشهروند ديگرسوري حق دارد نامزد انتخابات شود وبهتراست تصميم‌گيري دراين خصوص که چه کسي را مي‌خواهند، به مردم سوريه واگذار شود».

دوم) هشدارهای بین‌المللی مانع از ‌آن نگرديد که مسئولان سوری از حق قانونی خود برای برگزاری نخستین انتخابات ریاست جمهوری در تاریخ این کشور پس از پنج دهه و در سایه جنگ داخلی گسترده، چشم‌پوشی کنند.

سوم)كارشناسان معتقدند؛درسوریه سیاست‌های غلط آمریکاوهمراهان اوبه خصوص کشورهای ترکیه، عربستان و قطردو محصول داده است:اول اینکه جنگ طولانی داخلی ماهیت تروریستی ومزدوری گروه‌های مسلح را آشکارکرد و اکنون در این جنگ دو قطب حضور دارند. ارتش ملی سوریه که می‌خواهد کشور را از چنگال تروریست‌ها آزاد سازد و گروه‌های تروریستی گوناگون که به نام اسلام، آدم‌کشان حرفه‌ای شده‌اند و تخریب و کشتار هدف اصلی آن‌ها شده است. دوم اینکه آمریکا، ترکیه و عربستان با دلارهای بسیار تلاش کردند تا یک گروه را به نام «شورای ملی سوریه» شکل دهند و با استقرار این گروه در کشور ترکیه آن را دولت رسمی سوریه درخارج از این کشور نامیدند. اوباما هرگونه راه‌حل سیاسی برای پایان بخشیدن به جنگ کثیف درسوریه رامنوط به سقوط بشاراسدوکناره‌گیری اوازریاست دولت سوریه مي دانست؛ درحالي كه انتخابات سوريه وبرگزيده شدن بشاراسد خط بطلاني برانديشه استكباري غرب وهم پيمانان آنان بود واين انتخابات اثبات كرد دموكراسي واقعي رامردم درعرصه اجتماعي ودرصحنه سياسي به دنيا نشان خواهند داد ودرعمل مشت محكمي بردهان ياوه گويان يانكي گستاخ خواهندزد، كه اين اتفاق درانتخابات چندروزپيش سوريه به منصه ظهوررسيد.

چهارم)  سیاست غلط غرب (آمریکا و اروپا) درباره سوریه موجب شد تا بسیاری از شخصیت‌های سیاسی سوریه را که در شرایط عادی می‌توانستند «آلترناتیو» یا گزینه سیاسی در برابر بشار اسد باشند سوزاند و باطل کرد. از سوی دیگرمردم سوریه بعدچند سال جنگ داخلی ومقابله باتروریست‌ها،اکنون نمی‌خواهند آینده کشورخود را به دست این گروه‌های خون‌ریزوسفاک بسپارند. سرنوشت کشور خود را با بشاراسد گره زده‌اند وبرای نجات ورسیدن به آرامش نسبی آینده سوریه،بشاراسدرابه عنوان رئیس جمهور خود برگزيدند. اكنون بشاراسد رسماً ریيس جمهور شده است وبا اتكا به آراء مردم دولت آینده را در سوریه تشکيل خواهد داد.

پنجم)درسوریه انتخابات ریاست جمهوری برگزارشدآمریکا و همراهان آن در اروپا این انتخابات را غیرقانونی دانسته‌اند و آن را رد کرده‌اند. خوبست به يادآوريم كه ؛ هجوم مداوم خبری ـ تبلیغاتی علیه شخص بشار اسد ودولت اواز سوی شبکه‌های وسیع رسانه‌ای درغرب ازآغاز جنگ داخلی درسوریه تا امروزادامه داشته ودارد. آمریکا با همراهی انگلیس و فرانسه تنورمخالفت سیاسی با دولت سوریه و تلاش برای منزوی‌سازی بشاراسد در سازمان ملل را ازدست نداده‌اند. جبهه‌ سیاسی علیه دولت سوریه بیش ازسه سال است به وسیله آمریکا و همراهان او ادامه دارد و بخش دوم وموازی درکنار جنگ نظامی دربحران سوریه است.

بازخوب است به يادآوريم ؛ بعد از سه سال و آغاز سال چهارم این بحران، که هم میدان نظامی و هم جبهه سیاسی دارد، همه محافل سیاسی دریافته‌اند که جبهه نظامی در سوریه به مرز پایانی نزدیک می‌‌شود و پیروز این جبهه، ارتش ملی سوریه و بشار اسد است. مهمترازاین پیروزی نظامی، برای بشار اسد این است که دو واقعیت در سوریه کاملاً آشکار شده است. اول ماهیت بحران و جنگ داخلی به واقعیت مقابله با تروریست‌ها از چندین تشکل به نام تروریستی مبدل شده است.

دوم، درحالیکه فازنظامی بحران سوریه به پایان نزدیک می‌‌شود، آزادسازی شهرها، روحیه جدیدی برای مردم بخصوص جوانان سوریه ایجاد کرده است. تروریست‌ها به انزوا می‌روند و معارضین سیاسی بشاراسد نیز مقبولیت مردمی ندارند. آمریکا در بیرون از سوریه برای نجات این کشور شعار می‌دهد، اما در درون سوریه منفور ملت سوریه شده است. زیرا سوری‌ها آوارگی، ویرانی وجنگ خانمان‌سوز درکشور خود را ناشی از سیاست‌های غلط و سلطه‌گر آمریکا می‌دانند که دست در دست رژیم صهیونیستی در خاورمیانه دارد.

ششم) آمریکا به‌صورت آشکار در برابر این انتخابات ایستاده بود و با برگزاري آن مخالفت می نمود. برخی از گزارش‌ها حکایت ازاين داشت آمریکا و اسرائیل طرح اجرای یک حمله نظامی جدید، اما وسیع از کناره مرزهای جنوبی سوریه ازاردن و اسرائیل را تدارک دیده‌اند. که هدف آن، برهم زدن آرامش نسبی در سوریه در آستانه انتخابات ریاست جمهوری و ایجاد وحشت عمومی است تا انجام انتخابات، امکان عملی پیدا نکند. این حمله جدید از مرزهای جنوب سوریه برای به دست گرفتن مجدد بخش دیگری از سوریه است، آنهم در حالیکه روز به روز ارتش ملی سوریه بر سراسر خاک کشور مسلط می‌شود.

برخی ازمحافل سیاسی از امکان بروزانفجارهای جدید دردمشق و چند شهر دیگرسوریه خبر می‌دادند که در روزهای نزديك به انتخابات برای بایکوت انتخابات انجام خواهدگرفت! زهي خيال باطل چراكه مردم وملت سوريه باحضوربهنگام خود درانتخابات تمامي معادلات استكبارغرب رادرهم كوبيد وسحرآنان راباطل نمودند. 

هفتم) گرچه این انتخابات در نزدیک به 80 درصد وسعت سوریه و در میان تهدیدهای بی شمار تروریست ها برگزار شد، اما آنچه مشخص است این که در صورت برگزار شدن ایــــــن انتخابات در سراسر سوریه، آمار مشارکت درآن به مراتب بالاترازاین می رفت.مردم سوریه که بعد ازاعلام رسمی نتایج انتخابات ریاست جمهوری کشورشان،همچنان مشغول جشن وپایکوبی هستنددرباره اظهارات غربی هامبنی بر«بی ارزش خواندن» رایشان و«ساختگی بودن انتخابات»، این سخنان را ناشی ازمحکم بودن سیلی زده شده به صورت آنان تلقی می کنند. موضعی که فیصل مقداد، معاون وزیرامور خارجه سوریه آن را به صورتی دیپلماتیک بیان کرد وگفت: ما ازهیچ کس نمی خواهیم که انتخابات ریاست جمهوری سوریه را به رسمیت بشناسد و فقط مردم سوریه هستند که به رهبران خود مشروعیت می دهند نه هیچ کشور دیگری.

این انتخابات نشان داد که 40 ماه تلاش و برنامه و توطئه های وسیع و سازمان یافته بین المللی و منطقه ای در عرصه های سیاسی، نظامی، رسانه ای و اقتصادی، برای ساقط کردن نظامی که اکثریت قاطع یک ملت از آن حمایت می کند، راه به جایی نبرده است و بعد از این هم نخواهد برد.

جان كلام :

1- انتخابات سوریه، ازيكسوسندها و مدارک لازم برای استحکام بشاراسد ونظام سوریه را نشان داد وازسوي ديگر نشانه ی شکست تبلیغاتی، سیاسی و نظامی دنیای غرب بود که طی سه سال گذشته درصدد براندازی نظام حاکم بر سوریه وحکومت بشاراسد بوده است.

2- مخالفان همواره سعی کرده بودند که اینگونه وانمود کنند بشاراسد پایگاه مردمی درسوریه ندارد و نظامش نظام دموکراتیک نیست ودر حقیقت برگزاری انتخابات درسوریه نشانه دموکراتیک بودن نظام سوریه است که ازاین منظر هم می تواند همه دروغ های غرب را دراین زمینه افشا کند.

3- طبق پیش بینی ها وافکارسنجی های صورت گرفته و با توجه به اجتماعاتی که در سوریه انجام گرفته بود، پیش بینی می شد که برنده انتخابات آقای بشار اسدباشد؛ همان کسی که دنیای غرب معتقد بود باید تا قبل از سال 2014 و پیش از پایان یافتن زمان ریاست جمهوری اش کنار برود که دیدیم چنین اتفاقی نیفتاد و اگرچه آنان دوست داشتند وی دیگردر صحنه انتخابات حضور پیدا نکند اما ديديم که بشاراسد شرط آنان را کاملا نادیده گرفت و ديديم که برای دوره بعد نیزدوباره توسط مردم انتخاب گرديد که این شکست تبلیغاتی دیگر دنیای غرب است که نباید آن را نادیده گرفت.

4- اکنون با پایان یافتن انتخابات ریاست جمهوری سوریه، مرحله جدیدی در این کشور آغاز می شود و نظام و ارتش سوریه می توانند محکم تر از قبل و با دستانی قوی تر و بازتر به برخورد با گروه های تروریستی و مسلح اقدام کنند.

5- كارشناسان معتقدند ؛ بشاراسد که سه سال گذشته او را پخته تراز خیلی سیاستمداران مسن ترمنطقه کرده، اینک بااعتماد سوری ها، مرحله جدید،اما سخت تری برای اداره کشورش پیش رودارد که پایان دادن به اقدامات تروریست ها، بازگرداندن امنیت به سراسرکشور، زمینه سازی برای بازگشت آوارگان به خانه و کاشانه شان وبازسازی ویرانه های جنگ ازجمله آنهاست.

 

دوشنبه : 1393/3/19- 11شعبان1435- 9‍‍ ‍ژوئن2014

 

 

 

اشاره اي به توفيقات بين المللي امام خميني(ره ) - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 12:28 بعد از ظهر
 

اشاره اي به توفيقات بين المللي امام خميني(ره )            

اسدالله افشار

 

ورود به اندیشه و شخصیت امام خمینی(ره) به مجالی بیشترنیازمند است، لیکن اشاره ای اجمالی به برخی از ابعاد وجودی ایشان با عنایت به تحولات کنونی و پیرامونی آنهم درآغازبيست وپنجمين سالروزرحلت جانگدازحضرتش، ضروری می نماید.بنیانگذار انقلاب اسلامی درمقطعی ازتاریخ قرن بیستم ظهور نمود که جهان اندیشه،به نحوی درتملک دوایده ماتریالیستی غرب وشرق بود،چنان که هرفکرمغایربا انگاره های  ذهنی شان را مردود و مطرود اعلام می کردند.

امام خمینی(ره) توانست با ارائه گفتمان متفاوت از گفتمانهای موجود، بشریت سرگشته و حیران را که ناکام از سراب معرفت شناسی راهبردهای غرب و شرق بود، معطوف به پارادایم متافیزیکی خود نماید که ابتنای آن بر آموزه های اسلامی است.تحول شگرف درتطور شخصیتی افراد که جوامع ومحیط پیرامونی آنها را دستخوش تغییرهای بنیادین نمود، اقدامی بس بزرگ و ستودنی است که با ابزارها و معیارهای موجود امکان آنالیز آن وجود ندارد. حضرت امام(ره) با دید متمایزازمناسبات موجود جهانی، مختصات فکری ودریافتهای استراتژیک اتاقهای فکر آکادمیهای باسابقه غرب را درهم ریخت وآنها را به عجز و ناتوانی در شناخت این حرکت الهی وادارنمود. تا قبل ازظهوروبروز اندیشه بنیانگذارانقلاب اسلامی، ملاک برتری ثروت، گستره جغرافیای مستعمرات، نفوذ درسازمانهای بین المللی، حضوردرائتلافها واتحادیه های نظامی واقتصادی، برخورداری از فناوریهای مدرن نظامی و صنعتی و... محسوب می شد وهر کشور و شخص مدعی که محاسبات وزن شخصیتی آنان بااین مؤلفه ها نسبت نداشت،ازدید کارشناسان ومردم شکست خورده،بی حاصل تلقی می گردید. در این فضای ذهنی غالب، حضرت امام(ره) با حرکت توفنده الهی همه برآوردها و محاسبات ماتریالیستی آنها را فاقد منطق علمی و رئالیستی معرفی و با این حرکت به جهانیان اثبات نمود که سرمایه دیرینه شما با وجود پشتیبانی گسترده جهانی در مقابل بیداری و حضور در صحنه امت اسلامی بر باد فناست،«میشل فوکو» اندیشمند پست مدرن فرانسوی، دراین زمینه معتقد است:«هر انقلابی که درقرن بیست اتفاق افتاده درراستای پست مدرنیته بوده،الاوقوع انقلاب اسلامی که درجهت خلاف مدرنیته بوده است.»

راه رهایی ملت ها ازمنظرامام خميني (ره):

موج بیداری اسلامی بیانگرتأثیرعنصرالهام بخش اندیشه امام است که همواره بیداری وسربلندی راصرفاً برای ایران وایرانی پیگیری نمی کرد،بلکه فراترازآن جغرافیای اندیشه اسلامی وحتی جهان مستضعفان،مورد نظرامام بود.اسقف کاپوچی،اسقف بیت المقدس دراین زمینه معتقد است:«قلب آزادگان دنیا وتمام مستضعفان ومحرومان دنیا برای امام خمینی(ره) می تپد.اوفقط به ایران تعلق ندارد،بلکه تمام محرومان دنیا چه مسلمان وچه غیرمسلمان، اورا نجات دهنده خود می دانند.»

امام خمینی(ره) پس ازتوصیف غمباراوضاع ملتهای تحت ستم وافشای رفتاروعملکرد استعمارگران ومهره های داخلی ومنطقه ای آنان،راه رهایی را به ملتها نشان می دهند وچنین  اظهارمی نما يند:«وشما ای مستضعفان جهان و ای کشورهای اسلامی و مسلمان جهان، بپاخیزید و حق را با چنگ و دندان بگیرید و از هیاهوی تبلیغاتی ابرقدرتها و عمال سرسپرده آنان نترسید و حکام جنایتکار را که دسترنج شما را به دشمنان شما تسلیم می کنند از کشورهای خود برانید و خود و طبقات خدمتگزار متعهد زمام امور را به دست گیرید و همه در زیر پرچم پرافتخار اسلام مجتمع و با دشمنان اسلام و محرومان جهان به دفاع برخیزید.» (1)

 بیداری ا سلامی دغدغه حضرت امام خميني (ره) :

بیداری اسلامی دغدغه حضرت امام(ره) برای کشورهای اسلامی بود. اینک با حضور میلیونی مردم ودومینوی سقوط دیکتاتورها آرمان استقلال ملتهای اسلامی درحال وقوع است، به نحوی که امام خمینی(ره)،تحقق آرمان پیروزی رادروصیتنامه خود با وعده الهی همراه کردند ونوشتند:«به امید آن روزکه خداوند تعالی وعده فرموده است.»این، همان تضمین الهی است که انقلاب اسلامی نیزبا تکیه برآن پیروز شد وهمین نمونه که درعصرحاضرودرمیان شگفتی جهانیان رخ داده کافی است که مسلمانان را به قطعی بودن این وعده الهی مطمئن نماید.

رهبري بي‌نظيرامام (ره) دررويارويي با قدرت‌ها:

بيداري اسلامي هرچند پيش ازانقلاب درايران،ودردو سده‌ي اخيردركشورهاي مختلف شكل گرفته بوداما اگربيداري اسلامي رادريك منحني رسم كنيم،امام رادرطي اين 200 سال در قله‌ي اين منحني مي‌توان ترسيم نمود. با توجه به رهبري بي‌نظير امام دررويارويي با قدرت‌ها وبه پيروزي نشاندن يك انقلاب وراهبري موج بيداري اسلامي ومواجهه با مسائل آن، بررسي مشكلات وموانع اين پديده از ديدگاه آن بزرگ‌مرد تاريخ،ازاهميت زيادي برخورداراست.تحليل وبررسي اين موانع، مبتني بريافته‌هاي امام، بايد دستاوردي گران‌سنگ براي اسلام‌‌خواهان،صاحب‌نظران ورهبران جنبش‌هاي اسلامي تلقي شود.

امام خمینی‌(ره) دربرابرمدل مبتذل دموکراسی غربی :

امام خمینی‌(ره) دربرابرمدل مبتذل دموکراسی غربی که اتفاقا درطول چند قرن اخیرسرمنشأ همه گرفتاری‌های جوامع بشری بوده وعملا مجوزی برای مشروعیت‌بخشی به جنایت‌های بی‌شمارضدبشری دولت‌های استعمارگر غربی به حساب می‌آید، متقابلا مدل حکومت اسلامی مبتنی بر اصول اسلام ناب محمدی(ص) راپیشنهاد می‌دهند. به هر صورت به آسانی قابل درک است که دموکراسی غربی ازیک دوگانگی غیرقابل هضم رنج تاریخی می‌برد؛ ازیکسو برای رسیدن به جامعه مدنی! عاری ازتعدیات بشری وتثبیت پایه‌های حکومتی«دولت رفاه» مزورانه شعارهای جذابی را مطرح می‌کند واز سوی دیگر با خودخواهی‌های شیطانی برای تامین رفاه شهروندان خویش یک جریان تمام‌عیار تعدی به حقوق دیگر ملل مستضعف را سازماندهی وعملیاتی می‌کند و به راحتی برای تامین رفاه جوامع غربی مجوز غارت منابع وسرمایه‌های مادی ومعنوی ملل محروم را صادر می‌کند.درحقیقت کسی تردید ندارد که درحال حاضراردوگاه استکبارجهانی متشکل از2 بلوک شرق وغرب است که درروزگاری نه‌چندان دورمردم ساکن درآن مناطق درپی دستیابی به مدینه فاضله‌ای بودند که ظلم اجتماعی سیاسی درآن هیچ نمودی نداشته باشد وهمه انسان‌ها درکمال خوشی به زیست جمعی مشغول باشند.

تبیین شفاف ریشة اصلی گرفتاری‌های ملل مسلمان :

اختلاف درجوامع اسلامی و پناه بردن به دامن اسلام آمریکایی یکی ازریشه‌های اصلی گرفتاری‌های ملل مسلمان است. امام خمینی(ره) دربخش تبیین شفاف ریشه اصلی گرفتاری‌های ملل مسلمان تحت ستم دولت‌های غربی می‌فرمایند:«علما ودانشمندان سراسر جهان بویژه علما و متفکران بزرگ اسلام، یک دل و یک جهت در راه نجات بشریت از سلطه ظالمانه این اقلیت حیله‌باز و توطئه‌گر به پاخیزند و این کتاب‌هایی را که اخیرا با دست استعمار منتشرشده و دامن به اختلاف بین طوایف مسلمین می‌زنند نابود کنند وریشه اختلاف که سرچشمه همه گرفتاری‌های مظلومان است را برکنند ویکدل ویکسو بر این رسانه‌های گروهی که بیشتر ساعات شب وروزبه فتنه‌انگیزی ونفاق‌افکنی عمرخود را می‌گذرانند،پرخاش کنند».همچنین امام خمینی(ره) درسال ۱۳۶۱ دردیداری که با مسؤولان وقت وزارت امور خارجه کشور داشتند با صراحت توصیه می‌فرمایند:«سعی شودکه سفارتخانه‌ها تحت سلطه دیگران نباشند وتصرفاتی در آنها از ناحیه دیگران نباشد. هرقدمی که برمی‌دارید به فکر این باشید که آیا رو به وابستگی می‌رویم یا به طرف رهایی وآزادی ورابطه با کشورهای خارجی که نمی‌خواهند ما را ببلعند باید باشد و با آنها که می‌خواهند از طریق روابط ما را وابسته بکنند هیچ لزومی ندارد وباید با احتیاط با آنها برخورد شود. وزارت خارجه تنها وزارتخانه‌ای است که با اسلامی شدنش بیشترازدیگر وزارتخانه‌ها می‌تواند موجودیت اسلامی ما را به خارج نشان دهد و بالعکس صدماتی که به این کشور ممکن است وارد آید ودر سابق از ناحیه سفارتخانه‌های خارجی در اینجا و سفارتخانه‌های ما درخارج برکشور وارد شده بیشترازدیگران است».(2)

رسالت تاریخی انقلاب ا سلامی :

 بی‌شک درشرایط کنونی که جریان سلطه در گرداب گریزناپذیری به نام بیداری ملل گرفتار شده، یکی ازدستاوردهای حیاتی انقلاب اسلامی کمک به پیچش نسیم روح‌بخش بیداری اسلامی در کشورهای منطقه است. به‌رغم فشارهای استکبار جهانی انقلاب اسلامی رسالت تاریخی دارد تا با احیای اسلام ناب محمدی(ص) وسرمایه‌گذاری معنوی تحولات نوینی را درمناسبات ظالمانه دولت‌های غربی با ملل محروم رقم زده و همانند صدر اسلام طبقه مستضعف را درجهت حفظ کرامت انسانی وتقابل همه‌جانبه با جبهه زیاده‌طلب مستکبران یاری برساند. درحال حاضر موفقیت حضرت امام‌(ره) درآشنا‌سازی توده‌ها با ریشه اصلی گرفتاری‌هایشان وتوفیق بین‌المللی ایشان درپی‌ریزی ساختارهای اصولی بنیان یک قدرت سیاسی جهانشمول جدید درچارچوب تعالیم واصول اصیل اسلام ناب محمدی(ص) موجب شده مبارزه ملل تحت ستم با موجودیت جریان جهانی سلطه درچارچوب قواعد دینی وشریعت آسمانی اسلام هویت نوینی یابد.

هويت و توسعه ؛ تفكروطرح امام خميني (ره) :

نهضت امام خميني اوج گرايش اصول گرايي اسلامي است كه ديگرجنبشهاي اسلامي درسراسر جهان تحت تأثيرموفقيت ايشان درتأسيس جمهوري اسلامي توانا شدند. تفكروطرح امام خميني در واقع تلفيقي ازهويت و توسعه بود. درحالي كه رهبران پيشين جنبش بيداري اسلامي چون سيد جمال به دنبال توسعه وتجدد بودند وبرخي هم به صورت كمرنگي بر هويت تأكيد مي كردند. امام خميني همان گونه كه به دنبال احياي هويت اسلامي بودند، توسعه نيزدرگفتمان وي ازجايگاه ويژه اي برخوردار بود، توسعه اي كه درچارچوب هويت اسلامي تعريف مي شد. نظرية سياسي امام منحصراً درقالب و شكل اسلامي مطرح مي شد وهمين امر موقعيت وويژگي ممتازي به امام خميني درجنبش اسلام گرايي در جهان اسلام مي دهد.(3)

نقش امام خميني(ره) درجنبش هاي جهان ا سلام :

انقلاب اسلامي ايران، به رهبري امام خميني،درتولد و تحرك بسياري ازجنبش هاي اسلامي درجهان اسلام نقش داشته است. افول قوم گرايي، ناسيوناليسم، لائيسيسم، راه را براي حضور قدرتمندانة اسلام گرايي درمنطقه مهيا كرد وانقلاب اسلامي وانديشه هاي امام خميني هم تأثيرفراواني دراين روند گذاشت. درميان رهبران بيداري اسلامي در جهان عرب، انديشه هاي سيد قطب تا حدي به انديشه هاي امام نزديك بود.«آيت الله خميني وسيد قطب هردو راه حل نهايي مسائل را درراهي مي ديدند كه براي فهم اسلام داشتند. هردوجهان را به صورت تقابل ما و آن ها درنظر مي گرفتند.آيت الله خميني دو قطب اين تقابل رامستضعف و مستكبرمي ناميد وسيد قطب آن دو راجاهليت و اسلام؛ هردوآن دسته از بخشهاي جهان كه نظام اسلامي برآن حاكم نيست ـ و دراين جا ما مي توانيم آن بخشهايي را نيزكه رفتار ديني برآن ها حاكم نيست به آن دسته اضافه كنيم ـ قلمرو جاهليت واستكباردانسته اند».(4) درنظر انديشمنداني چون امام وسيد قطب، اسلام هم دين است وهم دولت وارزشها والگوهاي رفتاري غرب نمي تواند با ارزشهاي اسلامي سازگارباشد.(5)

امام خميني (ره) جامع علم و عمل:

امام خميني (ره) جامع علم وعمل بود وهرچه مي‌گفت ومي‌فرمود وخود عمل مي‌كرد،ريشه دراعتقاد راسخ ديني داشت كه ازآبشخورفرهنگ اسلامي سيراب مي‌شد. اينكه درعالم كنوني چه مايه نيروو قدرت روحي واخلاقي لازم است تا بتوان قول و فعل راازاثر بادهايي كه ازغرب به همه جاي جهان مي‌وزد محفوظ داشت مطلب ديگري است كه حتي تفكردرآن جان را به ستوه مي‌آورد وآن بزرگ چه روح جبروتي و بي‌ترسي داشت كه از قدرت‌هاي بزرگ اين جهاني هيچ بيم به خود راه نمي‌داد وچندان به رحمت پروردگارش اميدواربود كه با قلبي آرام ومطمئن به ديداراو شتافت.

جان كلام :

كاوش درابعاد شخصيتي وانديشه‌هاي سياسي امام خميني(ره) براي همه و به ويژه نسل جوان و دانشجو، ضرورتي انكار ناپذيراست به گونه‌اي كه هر كسي دراين دوره و زمانه،ادعاي خط امام(ره) دارد واز امام(ره) و انديشه‌هاي امام(ره) صحبت مي‌كند،ولي خلاف سيره امام(ره) اقدام مي‌كنند. امام خميني(ره) درقرن بيستم،كه گفتمان غالب، انديشه مدرنيته بود ودين جايگاهي درآن نداشت، با تكيه براسلام ناب كوشيد تا با تصرف در جوهره مدرنيته،آن را به نفع دين وارزش‌هاي اسلامي مصادره و تأويل نمايد.بدين ترتيب،رهبركبيرانقلاب اسلامي با احياي دين و معنويت، اميد تازه‌اي دردل !ملت‌ها و نهضت‌هاي اسلامي دميد كه بيداري اسلامي را درپي داشت و برپايه اين بيداري،انقلاب اسلامي در ايران به پيروزي رسيد ونقطه آغازي شد برمقابله جدي‌ترملت‌هاي مستضعف درمقابل قدرت‌هاي استكباري.

روح امام راحل شاد وراه نوراني ايشان تا ابد پررهروباد.

 

دوشنبه : 1393/3/12- 4شعبان1435-2ژوئن2014

 پا‌نوشت‌ ها:

 1. امام و موج بیداری در جهان اسلام،غلامرضا قلندریان، روزنامه قدس،  ۱۳۹۰/۳/۱۲ . 

2. بیداری ا سلامی ود شمن‌شنا سی دراندیشه‌های امام خمینی(ره)، سیروس محمودیان ، وطن امروز، چهارشنبه، 13 مهر1390- شماره 753 .

3. بابي سعيد، هراس بنيادين، ص 105، 109؛ نيز نك:

John L. Esposito The Iranian Revolution: It s Global Impact Miami: Florida International University Press PP. 12 - 13.

4. مجيد خدوري، پيشين، ص 30، 9 ـ 78؛ محمد رشيد رضا، السنه و الشيعه، قاهره، 1366 ق، ص 59 ـ 54 و 79؛

حميد عنايت، سيري درانديشه سياسي دراسلام،ترجمه بهاءالدين خرمشاهي،تهران، خوارزمي، ص 34 .

5. علي اکبر ولايتي ،کتاب فرهنگ وتمدن اسلامي .  

 

گفتمان امام خمینى ؛ زنده وتأثیرگذار - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 9:53 قبل از ظهر
 

گفتمان امام خمینى ؛ زنده وتأثیرگذار                             

اسدالله افشار

 

ازآنجا که دربیست وپنجمين سالگرد ارتحال امام خمینی(ره) قرارگرفته ايم،اين قلم بنا به دلبستگي هاي خود به آرمان ها وارزشها آن عزيزسفركرده ازيك سووجهت اداي احترام به اين مرد رباني و عارف وفقيه ومجتهد مجاهدازسوديگر، تلاش دارد به گوشه هايي ازمباني فكري وانديشه هاي والاي ايشان اشاراتي داشته باشد؛ اميد آن كه اين مهم دراين گفتاركوتاه محقق گردد.     

احیای شخصیت اسلام و مسلمین :

امام خیمنی (ره) برای احیای شخصیت اسلام و مسلمین دو کار را به طور موازی انجام دادند. یکی شکستن ابهت کاذب به اصطلاح ابرقدرت‌ها و دیگری نشان دادن ابعاد مجهول و مغفول ماندۀ اسلام به مسلمین. اینکه آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند، اگر کل دنیا در مقابل ما بایستد ما در مقابل همۀ دنیای آنها می‌ایستیم، سیاست نه شرقی نه غربی، به کار بردن تعبیر شیطان بزرگ برای آمریکا، پوچ و توخالی جلوه دادن نظریه‌ها و رفتارها و ارعابات قدرت‌های بزرگ و غیره نماد تحقیر بزرگی کذایی غرب است. از طرف دیگر تکرار مکرر این نکته که اسلام برای همه چیز زندگی ما برنامه دارد، ارائۀ نظریۀ ولایت فقیه، ارائۀ مدل سیاسی جمهوری اسلامی، از نمونه تلاش‌های ایشان برای اثبات این نکته است که اسلام شخصیت دارد و می‌تواند به احیای جوامع بشری اقدام نماید.حال اگراز زاویۀ یک انسان امروزی به فعل عظیم امام روح‌الله نگاه کنیم به بزرگی ایشان بیشترپی می‌بریم و با مقایسه ایران و جهان اسلام امروز با ایران و جهان اسلام چهل پنجاه سال پیش به این نکته می‌رسیم که مسلمین توانسته‌اند خود را بازیابی وبازسازی کنند وحرف‌های اساسی دردنیا برای گفتن داشته باشند.

نوک حمله تهاجم امام (ره) به سوی استکبارجهانی :

یکی از مشخصه های بارز اندیشه سیاسی حضرت امام خمینی(ره) تلاش برای وارد کردن واژه ها و مفاهیم قرآنی و اسلامی در ادبیات سیاسی انقلاب اسلامی بود که از جمله مهمترین آنها واژه استکبار است.حضرت امام(ره) از همان آغاز نهضت، نوک حمله تهاجم خود را به سوی استکبار جهانی و در راس آن آمریکای جنایتکار نشانه رفت و نهضت اسلامی خود را مبتنی بر «دکترین استکبارستیزی» بنیان نهاد. آموزه های قرآنی یکی از مهمترین اهداف ارسال انبیاء و اوصیاء الهی را در طول تاریخ شمرده می شد.حضرت امام(ره) تنها در مقام توصیف ویژگیهای استکبار جهانی باقی نمی ماند و با بصیرت و آگاهی و شجاعت تمام آمریکای جنایتکار را به عنوان راس استکبار جهانی معرفی و مورد خطاب قرارمی دهد.رهبرکبیرانقلاب اسلامی با فریاد برآوردن آنکه «همه بدبختی ما از آمریکاست»از خوی تجاوزطلبی و ضرورت مبارزه و عدم رابطه با استکبار چنین سخن گفت:«خیال نکنید که روابط ما با امریکا و روابط ما با نمی دانم شوروی وروابط ما با اینها یک چیزی است که برای ما یک صلاحی دارد. این مثل رابطه بره با گرگ است! رابطه بره با گرگ، رابطه صلاحمندی برای بره نیست،اینها می خواهند ازما بدوشند،اینها نمی خواهند به ما چیزی بدهند.» (صحیفه امام،ج10،ص 360، 4/8/1358)

تأکید برحفظ اعتدال و اجتناب از انحراف به چپ وراست :

هنگامی که در مجموعه گفتارها و اندیشه های امام خمینی (ره) دقت می نمائیم به وضوح می بینیم که حفظ اعتدال و اجتناب از انحراف به چپ و راست هماره مورد تاکید ایشان بود. امام (ره) مردم را از تندیها و کندیهای بی رویه کجرفتاری و کژاندیشی منع می کردند. ایشان در عین حال که فقیهی فرزانه بودند و در ابعاد عرفان تفسیر قرآن و سیاست جهانی نیز جلوه گریهای برجسته ای داشتند در همه ابعاد حیات علمی سیاسی و اجتماعی از انحراف و خروج از حد اعتدال و وسط هشدار داده اند.

امام (ره) تهمت قشریگری به جمعی را صحیح ندانسته اند همچنانکه فقه را به دور از مسائل جاری زندگی و فقط بر مبنای تاویلهای دور از لمس نمی پسندند ایشان با اینکه ابعاد عرفانی برخی آیات قرآنی را حقیقت می دانستند اما تأویلات خنک برخی افراط گران را تأیید نمی کردند. هرچند امام (ره) درتفسیرقرآن کریم تفسیر به رای را غلط می دانستند و آن را محکوم می کردند لیکن هرفهم را مصداق آن برنمی شمردند و تلاش در دریافت معانی والای آیات قرآنی را امری ممکن و بلکه لازم می دانستند.امام (ره) با روشن بینی های خاصی به مسائل می نگریستند به طوری که پرداخت به موضوعات خارج از حیطه دانش بشری را بی ثمر می دانستند و ازاضاعه فرصت و اتلاف وقت در آن زمینه ها برحذر می داشتند.

توجه به مردم و حقوق آنان و بهره‌گیری از استعدادها و نیروهای آنان :

 اقلیت ممتاز و گروه خواص به دلیل برخورداری از رفاه و موقعیت برتر، به تدریج دچار نسیان، غفلت، استغنا و سرانجام طاغوتی می‌شوند. فساد گروه مزبور نقش مؤثری در فاسدسازی جامعه دارد و به این دلیل تمامی افراد جامعه گرفتار عذاب خواهند شد اگر چه اقلیتی صالح در میان آنان وجود داشته باشد.

امام خمینی(ره) در این زمینه دروصیت‌ نامه الهي سياسي خود چنین نوشته‌اند:«وصیت اینجانب به وزرای مسئول در عصر حاضر و در عصرهای دیگر آن است که علاوه بر آنکه شماها و کارمندان وزارتخانه‌ها بودجه‌ای که از آن ارتزاق می‌کنید مال ملت و باید خدمتگزار ملت خصوصاً مستضعفان باشید، و ایجاد زحمت برای مردم، و مخالف وظیفه عمل کردن حرام، وخدای نخواسته گاهی موجب غضب الهی می شود، همة شماها به پشتیبانی ملت احتیاج دارید.با پشتیبانی مردم خصوصاً طبقات محروم بود که پیروزی حاصل شد، و دست ستم‌شاهی از کشور و ذخائر آن کوتاه گردید، و اگر روزی ازپشتیبانی آنان محروم شوید شماها کنار گذاشته می‌شوید،وهمچون رژیم شاهنشاهی ستمکاربه جای شماستم‌پیشگان پست‌هارااشغال می‌نمایند.»

عبارات فوق اگرچه بسیار ساده وروان مطلب را تبیین می‌نماید، ولی نکات بسیار مهمی را متذکر می‌شود که در نوشته‌های دیگران با چنین صراحت و روشنی دیده نمی‌شود. ازاینگونه عبارات در سخنان حضرت امام فراوان وجود دارد. زیرا توجه به مردم و حقوق آنان و بهره‌گیری ازاستعدادها و نیروهای آنان یکی از خطوط اساسی خط مشی (استراتژی) امام دردوران مبارزات و پس ازپیروزی انقلاب اسلامی بوده است. مردم نیز متقابلاً این واقعیت را به خوبی شناخته و پاسخ مثبت دادند.نظریه‌های مردم‌مداری، مردم‌سالاری و دموکراسی، زمانی می‌تواند واقعیت داشته باشد که منافع،حقوق و حیثیت مردم درهرحال حفاظت و حراست شود و حق‌الناس به معنای واقعی آن موردتوجه قرار گیرد. بعید است جز ایمان به خداوند و قیامت در زمامداران و مدیران بتواند حکومت مردمی واقعی را محقق گرداند.

امام (ره) سنت گرایی نواندیش و نوگرایی سنت باور:

از کتاب «کشف الاسرار»گرفته تا نامه ای که به عروس محترمشان نوشته اند تا وصیت نامه الاهی- سیاسی شان پیداست که امام به شدت یک متفکر سنت گرا و معنوی اندیش است، اما سنت گرایی امام از نوع تحجر، جمود و قشری گری نیست؛ بازگشت به عقب، کهنه پرستی یا گذشته پرستی نیست. ایشان جمود بر سنت ندارند و همان طور که سنت باورند، نواندیش هم هستند و معتقدند در همین قرن بیستم نیز می توان مسلمان زیست، می توان عارفانه زیست، می توان با معنویت زیست و خود ایشان در زندگیشان به وضوح این را نشان دادند.امام با یادگیری زبان های خارجی مخالف نبودند، با مظاهر تمدن مخالف نبودند، با یادگیری فلسفه ها مخالف نبودند. در منشور معروفشان به حوزه ها و به روحانیت هشدار دادند که مبادا با نواندیشی مخالفت کنید و به نام دفاع از سنت، به نفی تمدن بپردازید. ازسوی دیگربه طلّاب هشدار دادند که مبادا با مجذوب شدن به نوگرایی و نواندیشی، سنت را فراموش کنید و به روحانیان تأکید کردند که فقه جواهری را حفظ کنید وخودشان نیزدرعرصه فقاهت واجتهاد نوآوری ها کردند وفتواهایی داشتندکه پاره ای ازهم کسوتانشان برنتافتند و ماجرا را همه می دانید. ایشان در فقه، اصول، عرفان و فلسفه نظریه های جدیدی مطرح کردند. پس امام سنت گرایی نواندیش است و نوگرایی سنت باور است؛ بنابراین دوگونه نوگرایی می توان داشت: یک نوگرایی سنت باورانه و یک نواندیشی سنت ستیزانه.

نقش و تأثیرگذارى شخصیت امام خمینی(ره) درتاریخ معاصرایران :

نقش وتاثیرگذارى شخصیتى چون امام خمینی(ره) در تاریخ معاصر ایران نقش بى‌بدیل مى‌باشد. نقش‌‌آفرینى درتحول ساختار سیاسى ایران معاصرازسلطنت به نظام جمهورى اسلامى با رهبرى حرکت انقلابى مردم ایران در سال 1357 در بسیارى جنبه‌هاى دیگر لزوم توجه جدى به امام خمینی(ره) و آراء و اندیشه‌هاى او را در تاریخ معاصر ایران را نشان مى‌دهد.امام خمینى شاخصه اصلى گفتمان تفوق یافته جدیدى به نام اسلام سیاسى درایران است از این‌رو فهم تاریخ معاصر ایران درچند دهه اخیر فارغ ازتوجه به گفتمان امام خمینی(ره) میسر نیست. چرا که عصرحاضر و نظام جمهورى اسلامى میراث امام خمینی(ره) است وما در فضایى زندگى مى‌کنیم که گفتمان امام خمینى درآن حضور زنده و تاثیرگذار دارد وهیچ اندیشه وعمل سیاسى بى‌ارتباط با این گفتمان- چه مخالف و چه موافق- میسر نیست و ناچار به آن ارجاع داده مى‌شود.

گفتمان سیاسى امام ازمنظردیگرى درتحولات فکرى سیاسى ایران امروز حضور زنده وتاثیرگذار دارد از آنجا که گفتمان امام تبار جریانات فکرى سیاسى ایران امروز محسوب مى‌شود واین گفتمان‌ها وامدارنظر و دیدگاه امام خمینی(ره) هستند وهرکدام سعى کرده‌اند براساس تحولات سیاسى واجتماعی، تبیین‌ها وتفاسیروگاه نوآورى‌هایى درآموزه‌هاى گذشته ارائه دهند.طرح آموزه‌هایى چون جامعه مدنی، ‌مبناى مشروعیت ،‌انتصاب یا انتخاب فقیه،حدودواختیارات رهبرى ومردمسالارى دینى ،‌تفاسیر جدید بودندکه درچارچوب اولیه گفتمان امام خمینی(ره) صورت گرفته وزمینه ظهور خرده گفتمان‌هاى جدید را فراهم کرده است. بنابراین تبیین گفتمان امام خمینى به‌عنوان گفتمان اصلى اسلام سیاسى ایران معاصرامکان رویارویى این تغییرات و تحولات را فراهم مى‌آورد. ازاین روجهت توجه به این گفتمان جایگاه واهمیت آن را برای امروزما و آیندگان معین و مشخص مى‌کند.

تحقق آرمان‌ها و اندیشه‌های امام راحل :

تحقق آرمان‌ها و اندیشه‌های امام راحل عظیم‌الشأن در شکل‌گیری نظام جمهوری اسلامی و تثبیت موقعیت آن درعرصه جهانی شاید یکی ازمهم‌ترین دستاوردهای انقلاب اسلامی دربيش ازسه دهه گذشته باشد. انقلاب اسلامی ایران پدید‌آورنده منطق وسیاستی نو در عرصه روابط بین‌الملل بود. منطقی که به تعبیرزیبای مقام معظم رهبری«سیاست تعاملی ضد نظام سلطه» والبته مبتنی برشاخصه‌های مکتب سیاسی امام (ره) بود. ثبات و پایداری مسئولان نظام اسلامی براین شاخصه‌ها درسال‌های اخیرسبب شده است که به رغم پیچیده‌تر شدن توطئه‌ها و فشارهای سران نظام سلطه، جمهوری اسلامی ایران بتواند آن را به عنوان الگویی الهام‌بخش در جهان معاصر تبدیل کند.رازاین موفقیت را به درستی باید در مکتب سیاسی امام دید؛ مکتبی که گستره آن حتی از تشکیل نظام اسلامی هم وسیع‌تر است. برای بشریت و برای دنیا حرف‌هایی دارد وراه تازه‌ای پیشنهاد می‌کند.

شنبه : 1393/3/10-2شعبان1435-31مي2014

براستي چه رسالت بزرگي - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 8:12 قبل از ظهر

27رجب، سالروز بعثت فرخنده،حضرت محمد مصطفی(ص)،بر موحدین جهان مبارک باد

براستي چه رسالت بزرگي                               

 اسدالله افشار

 

حضرت محمد (صلی الله علیه واله) قبل از بعثت، در بعضي از اوقات براي تفكر و عبادت به غار حرا در كوهي واقع در شمال مكه پناه مي‏برد تا اين كه در اين روز، فرشته‏ي وحي، جبرئيل امين، بر آن حضرت نازل شد و به آن حضرت بشارت نبوت و رسالت داد. اين واقعه به طور مشهور، در روز 27 رجب، سيزده سال قبل از هجرت و در سال چهلم عام الفيل برابر با سال 610 ميلادي روي داد. اولين آياتي كه بر حضرت نازل شد در ابتدا آيات نخستين سوره‏ي علق و سپس مُدَّثر بود. آغاز اسلام و شروع بعثت با نام خدا، خواندن، قَلَم، قيام، هشدار، پاكي و اخلاص و بزرگداشت خدا شروع شد. بعثت كه به معني رستاخيز معنوي و انقلاب در همه‏ي امور است با انقلاب فرهنگي آغاز گرديد. چرا كه پايه و اساس تحوّل فرهنگي به خواندن، نوشتن و پاك سازي و بهسازي فرهنگي بستگي دارد. در آن زمان محيط مكه و اطراف آن، چنان در لجن‏زار بت‏پرستي و خرافات و فساد غرق بود كه دعوت علني بر خلاف آن وضع، ممكن نبود. بلكه نياز به هسته‏ي مركزي و دفاعي و اجتماع ياران وفادار و فداكار داشت. از اين رو، پيامبر بزرگ اسلام(ص) سه سال به طور محرمانه با افراد تماس مي‏گرفت و آن‏ها را به اسلام دعوت مي‏نمود. پيامبر گرامي اسلام، پس از بعثت، نستوه و خستگي‏ناپذير با جهل، كفر و ستم مبارزه كرد و پس از سه سال تبليغ مخفي و ده سال دعوت علني مردم به توحيد و ترويج آشكار دين اسلام در شهر مكه، به مدينه هجرت كرد و تا پايان عمر خويش در آن ديار ماند.

انفجار نور در قلب تاریكى‌ها :

این حادثه مبارك به راستى انفجار نوردرقلب تاریكى‌ها وفریادى درخاموشى‌ها وهشدارى دراوج غفلت‌ها بود. عظمت واعجاز این حركت بزرگ وتوفنده را مى‌توان با مطالعه كارنامه جهان پیش ازبعثت به دست آورد. قرن ششم میلادى را باید عصر حاكمیت سیاهى و تباهى نامید، چرا كه در آن زمان ابرهاى متراكم نادانى، سایه شوم وسنگین خود را برزندگى بشرافكنده بود وجوامع آن روزدرتنگناهاى اقتصادى واجتماعى مرگبارى قرارداشتند، لیكن سنت تاریخ و قانون طبیعت و مشیت حق تعالى، همواره به اثبات رسانیده كه در چنین مقاطع حساس ویأس آوراست كه روشنایى وامید ازاعماق ظلمت ویأس پیدا مي شود وبهارسبزوخرم ازدل زمستان سردو بي جان متولد مي گردد.درعصرى، پیام روح بخش بعثت رسول اكرم صلی الله علیه و آله بركالبد افسرده ومرده جهان دمیده شد كه پانصد سال و به نقلى هفتصد سال ازظهور عیسى بن مریم گذشته بود. دراین فترت و فاصله ممتد كسى به پیامبرى مبعوث نگردید،جهل و ظلم برسراسرگیتى حكومت مى‌كرد وجنگ نامعقول ایران وروم نابسامانى‌ها وافسردگيهاى فراوانى به بارآورده بود.آرى،مشیت الهى براین بود كه ازگریبان تاریكى، سپیده شكافته شود وآفتاب تابناك نیّراعظم وفخربنى آدم،حضرت محمد بن عبد الله صلی الله علیه وآله طلوع كند.

27رجب ، حضرت محمد (ص ) از سوي خداوند برگزيده شد ونورايمان ومعرفت حق بردلهاي انسانها تابيد. بعثت پيامبراكرم (ص) سرآغاز راهي شد تا انسان از شرك ، بي عدالتي ، تبعيض ، جهل وفساد رهايي يافته و به سوي توحيد ، معنويت ، عدالت و كرامت حركت كند.

حضرت محمد (ص)؛ شخصيتي خود ساخته : 

پيغمبر اسلام يك فرد به تمام معنا خودساخته بود. او زندگى را ازصفر شروع كرد. پيش از ولادت پدر جوانش وفات يافت. پنج‏ساله بود مادرش را نيزازدست داد. درنه سالگى سرپرست و غمخوارخود عبدالمطلب جد بزرگوارش بدرود زندگانى گفت، واو به خانه عموى بزرگوارش ابوطالب آمد. درسن دوازده سالگى همراه عمويش ابوطالب به سفر تجارى شام رفت. درهمان سن و سال چنان محبوبيت‏يافت كه مردم مكه به وى لقب «امين‏» دادند. محمد امين هرگز با مردم مكه و بزم‏هاى شبانه و عيش ونوشهاى آنها ميانه‏اى نداشت. از آنها كناره مى‏گرفت وروى به خارج شهر مى‏نهاد و در افكار عميقى فرو مى‏رفت. به پاس زحماتى كه عمويش ابوطالب براى او متحمل شده بود، گوسفندان او را به چرا مى‏برد، و در اطراف مكه چوپانى مى‏نمود. هميشه مشغول به خود بود، و از وضع موجود رنج مى‏برد. رنج مى‏برد كه چرا مردان و زنان مكه آلوده‏اند، و اوقات گرانبهاى خود را به ميگسارى و بى‏بند و بارى مى‏گذرانند؟ رنج مى‏برد كه تا كى اكثريت مردم مفلوك عرب بايد در منجلاب زندگى مرگ‏آور غوطه‏ور باشند، و تا كى بايد در اين خواب طولانى به سر برند؟ هرچند او فردى از قريش بود، ولى از راه و رسم بت‏پرستى و ماديگرى آنها سخت در عذاب بود. عذابى كه پيوسته او را مى‏آزرد. به طور خلاصه آداب و رسوم خرافى كه ميان اعراب جاهلى و به خصوص مردم مكه و قريش معمول بود، چنان او را رنج مى‏داد كه سالى چند بار پناه به دامنه كوه حرا مى‏برد، و در آنجا قله كوه به تنهائى مى‏گذرانيد، و به عبادت خداوند اشتغال داشت.

حضرت محمد(ص)؛ پيامبرنوروبرگزيده خداوند بزرگ :

آري خداوند متعال براي هدايت بشر و سعادت او و به خاطر علاقه اي که به مخلوقات خود دارد، حضرت محمد (ص) را به پيامبري بر مي گزيند. او پيامبر نوراست و برگزيده خداوند بزرگ. حضرت محمد (ص) همان کودکي است که درزمان تولد، پايه هاي کاخ ظلم و تبعيض را درکسري لرزاند، همان جواني است که به خاطرپاکدامني وصداقت، محمد امين نامش نهادند، همان جوان غيوري است که درزمان حکومت تعصبات قومي وقبيله اي، براي دفاع ازمظلومان با جوانان پاک سيرت پيمان جوانمردان راامضا نمود،او همان کودکي است  که راهب مسيحي با ملاقات او به پيامبريش بشارت داد. او همان پيامبري است که تمام پيامبران پيشين، آمدنش را مژده داده بودند. حال حضرت محمد (ص) به پيامبري مبعوث شده است و به رسالتي فکر مي کند که بر دوش او نهاده شده است. اوپيامبرخدا است و پيام آور عدالت وکرامت انساني، او بايد رسالت نبوي خويش را با پيام خروج انسان ازظلمات و حرکت به سوي نورآغاز کند.او بايد انسان رااز شرک، بي عدالتي، تبعيض، جهل و فساد بيرون آورد و به سوي توحيد، معنويت، عدالت و کرامت حرکت دهد. اوبايد مبعث نبوي خود رابا نهضت معنوي شروع کند وانقلابي در عالم بشري ايجاد کند که مردم مادي بت پرست را به مبدا آفرينش؛ خداوند بزرگ راهنمايي کند وآنان راازکردارزشت برحذردارد و به نيکويي دعوت کند. براستي که چه رسالت بزرگي است که بر دوش رسول اکرم (ص) نهاده شده است.

هدف اصلى ازبعثت پيامبران وانزال كتاب‏ هاى آسمانى چيست؟

مسأله اساسى اين است كه هدف اصلى از بعثت پيامبران و انزال كتاب‏ هاى آسمانى چيست؟ ممكن است گفته شود: هدف اصلى، هدايت، سعادت و نجات مردم است. شك نيست كه پيامبران براى هدايت مردم وسعادت و نجات آن هاو...مبعوث شده‏اند. سخن در اين نيست. سخن دراين است كه اين راه راست به چه مقصود نهايى منتهى مى‏ شود؟ سعادت مردم ازنظر اين مكتب در چيست؟ در اين مكتب چه نوع اسارت ‏ها براى بشر تشخيص داده شده كه مى‏ خواهد مردم را از آن گرفتارى‏ ها نجات دهد؟ اين مكتب رستگارى را در چه چيز مى‏ داند؟در قرآن كريم ضمن اين كه به همه اين معانى اشاره يا تصريح شده، دو مفهوم مشخص ذكر شده كه مى ‏رساند هدف اصلى، اين دو امر است. يعنى همه تعليمات پيامبران مقدمه‏اى است براى اين دوامركه عبارتند از: شناخت و نزديك شدن به خدا و ديگر برقرارى عدل درجامعه.

 

                                                                       شنبه: 3/3/1393-24رجب1435-24مي2014

ایستگاه وین - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 7:27 بعد از ظهر
1024x768

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin:0in; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}


ایستگاه وین                          

 اسدالله افشار

 يكم)توافق ژنو پس ازحدود 6 ماه به ایستگاه وین وچهارمین دورمذاکرات رسید.خبرها کاملا متناقضند. از فضاسازی‌هایی که می‌گویند طرفین به نگارش متن توافق نهایی نزدیک شده‌اند تا گزارش‌های متعددی نظیر اظهارات آقای عراقچی که می‌گوید در 13 مورد اختلاف وجود دارد یا گزارش اکونومیست مبنی بر اینکه «به رغم لبخندها در وین، شکاف‌ها بر سر موضوعاتی نظیر کاهش تعداد سانتریفیوژهای ایران از 19 هزار به 3 هزار دستگاه و مدت زمانی 5 ساله یا 20 ساله توافق، نحوه افزایش نظارت بر تاسیسات هسته‌ای ایران، عملکرد راکتور آب سنگین اراک و نحوه طراحی مجدد آن بسیار است.» برخی خبرها حاکی است که ایران درصدد توسعه تعداد سانتریفیوژها به 50 یا 100 هزار و به کارگیری سانتریفیوژهای پیشرفته است و در مقابل آمریکا و غرب مایلند با کاهش این رقم به یک تا 3 هزار دستگاه، عملا دکور و ماکتی از غنی‌سازی در ایران را بپذیرند؛ همچنان که گفته می‌شود در صورت تحقق توقع غرب درباره راکتور آب سنگین اراک، عملا این راکتور خاصیت خود را از دست داده و تبدیل به راکتور آب سبک خواهد شد. هیلاری کلینتون وزیر خارجه سابق آمریکا چهارشنبه گذشته در نشست کمیته یهودیان آمریکا گفته «پرزیدنت اوباما شانس توافق جامع با ایران را 50-50 یا کمتر دانسته ولی من شخصاً تردید دارم.»

دوم) چهارمين مرحله ازمذاکرات ايران و1+5 شامل آمريکا،انگليس،فرانسه،چين، روسيه وآلمان، باپشت سر گذاشتن سه روز مذاکرات سخت و فشرده ميان روساي هيات‌هاي مذاکره کننده و معاونان آنان در وين برگزار شد.دو طرف گفته‌اند چهارمين دورمذاکرات به دليل قرارگرفتن درآستانه نگارش متن توافق نامه ازاهميت و حساست بيشتري برخوردار بوده است.

اما نتايج مذاکرات گويا ازاختلاف ديدگاه دوطرف حکايت دارد.يک مقام آگاه نزديک به تيم مذاکره کننده هسته‌اي کشورمان دروين اظهارکرد:غرب بايد زياده‌خواهي را کنار بگذارد وارزيابي دقيقي ازواقعيات موجود درصحنه داشته باشد.

بخش انگليسي شبکه خبري العربيه در توئيتربا انتشار پستي مدعي شد مقامات آمريکايي گفته‌اند گفت‌وگوهاي دوجانبه ايران و ايالات متحده آمريکا با شکست مواجه شده است. تنها چند دقيقه بعد از انتشار اين پست ماري هارف قائم مقام سخنگوي وزارت خارجه آمريکا با انتشار پستي در توئيتر نوشت: اين ادعا کاملا و قطعا نادرست است.

سوم)برخي ازكارشناسان خوش بينانه معتقدند؛دربرهه زماني كنوني كه مطابق پيش‌بيني‌ها، مذاكرات هسته‌اي در حساس‌ترين مرحله به دست اندازهايي برخورد كرده است، به نظرمي‌رسد تلاش پيدا وپنهان اكثرقدرت‌ها و بازيگران منطقه‌اي، رفع اين دست اندازها وهم افزايي براي حصول توافق است.آن گونه كه ازشواهد و قرائن پيداست، باورعمومي و پيش‌بيني‌هاي قابل اتكا براين است كه اين مذاكرات پيش ازموعد توافق اوليه يعني 29 تيرماه به نتيجه مي‌رسد وطرف‌هاي مذاكره بريك مخرج مشترك مورد رضايت، توافق مي‌كنند.

چهارم) والبته برخي ديگرازصاحب نظران براين باورند كه؛ پیش‌بینی درباره بی‌نتیجه بودن مذاکرات نه فقط پیچیده نیست بلکه نیم‌نگاهی گذرا به چالش یازده‌ ساله اخیر از یکسو و اهداف استراتژیک اعلام شده آمریکا نسبت به ایران اسلامی از سوی دیگر به وضوح نشان می‌دهد که ایران و حریف با دو نگاه متفاوت و در مواردی متضاد به این چالش و مذاکرات برخاسته از آن می‌نگرند. اکثر مسئولان محترم کشورمان با خوشبینی به مذاکرات می‌نگریستند تا آنجا که کلید حل بسیاری از مشکلات را در آن می‌دیدند. طیف یاد شده با این تصورکه آمریکا و متحدانش نسبت به صلح‌آمیز بودن فعالیت هسته‌ای ایران تردید دارند برای جلب اعتماد حریف دست به تلاش گسترده‌ای زدند که در برخی از موارد با «وادادگی» نیز همراه بود. غافل از آن که طرف مقابل نسبت به صلح‌آمیز بودن برنامه هسته‌ای کشورمان کمترین تردیدی نداردوباتوجه به چالش یازده ساله و بازرسی‌های پی درپی وهمه جانبه، اساسا نمی‌توانست ونمی‌تواند کمترین تردیدی داشته باشد. اما،درآن سوی ماجرا آمریکا و متحدانش به فعالیت هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران وچالش پدید آمده دراین میان، باعنوان یک «گروگان»می‌نگریستندواین چالش رااهرم مناسبی برای مقابله با موجودیت نظام اسلامی - و نه برنامه هسته‌ای آن - تلقی کرده و می‌کنند.

پنجم) باید قبول کرد که مذاکرات هسته‌ای توسط دشمنان جمهوری اسلامی به ما تحمیل شده است، ولی نباید ‌آن را نادیده گرفت یا بی‌ثمر شمرد.بسیاری از تحلیلگران و صاحبنظران بی طرف براین باورند که مواضع امریکا دربرخورد با پرونده هسته‌ای ایران، عمدتاً سیاسی است. اگرچه امریکا وهمپیمانانش برای نگرانی خود در مسائل هسته‌ای ایران، دلایلی چون تلاش مخفیانه ایران برای گسترش سلاح هسته‌ای، تمایل ایران به تکمیل نیروگاه بوشهر، سابقه برخی اقدام‌های مخالف منافع غربی‌ها، اقدام ایران برای توسعه موشک‌های میانبرد ودوربرد را بیان می‌دارند،اما دلایل واقعی درایجاد وادامه موضوع هسته‌ای راباید در مسائلي كه درذيل خواهد آمد البته به پاره اي ازآنها اشاره خواهد شد- جست‌وجو کرد:

1- نقش بی بدیل جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک قدرت منطقه‌ای و جهانی که عامل نگرانی شدید غرب است؛ 2- تأثیر فوق‌العاده سیاست‌های ایران برامنیت اسرائیل وفشارهای بی امان لابی‌های صهیونیستی دردنیا ؛ 3- توطئه‌های مزدوران داخلی که نقش ستون پنجم استکبار را ایفا می‌کنند و خوراک تبلیغاتی فراهم می‌آورند؛4- تسلط امریکا و همپیمانانش بر سازمان‌های بین‌المللی مانند سازمان ملل، شورای امنیت، سازمان بین‌المللی انرژی اتمی و...5- حمایت مؤثر ایران از جنبش‌های آزادیخواه منطقه و جهان و توفیقات به دست آمده در این رهگذر؛6- بهانه‌جویی وسرسپردگی برخی ازسران کشورهای منطقه همپیمان غرب که ایران اسلامی را سد راه اهداف و حکومت‌های خودکامه خود می‌بینند؛ و....جست‌وجو کرد.

ششم) نگاه ديگري هم وجوددارد كه معتقد است ؛ دولت‌های اروپایی می‌خواهند تا هر چه زودتر گفتگوها به انجام نهایی برسد و شرایط روابط با جمهوری اسلامی ایران بخصوص در روابط اقتصادی به حالت عادی بازگردد. همین نگاه را دولت اوباما دارد که با نگاه بخش خاصی از نمایندگان کنگره (مجلس و سنای آمریکا) متفاوت است. اوباما به پایان دوران هشت ساله ریاست جمهوری خود نزدیک می‌شود. در آمریکا معمولاً سال پایانی، سال انتخابات دوران جدید ریاست جمهوری خوانده می‌شود و رؤسای جمهور در پایان دوران حداقل مدت یکسال و نیم مانده به پایان دوران وارد تصمیم‌گیریهای جدید نمی‌شوند.

اوباما می‌خواهد موضوع پرونده روابط آمریکا با ایران و بخصوص مسأله پرونده انرژی هسته‌ای ایران در فاصله زمانی حداکثر تا پایان سال میلادی جاری حل و فصل گردد. اگرگفته می‌شود تا تیرماه آینده دو طرف به توافق برای پذیرش «توافق جامع» می‌رسند، این اطلاع چندان دور از واقعیت و سیاست طرف اروپایی و آمریکایی نیست.

هفتم) وقطعا ازاين نكته نيزنبايد غفلت نمود كه؛ حوادث اوکراین سایه سنگین خود را بر گروه ۱+۵گذاشته است. به طوری که آمریکا و اروپا به سختی دولت پوتین را عضوی ازاعضاء گروه ۱+۵می‌شمارند. نماینده دولت روسیه در گروه ۱+۵گفته است، اگر فشارهای غرب (اروپا و آمریکا) چنان گردد که ادامه پذیرش روسیه در گروه ۱+۵دچار مشکل گردد، روسیه به تنهایی مواضع خود را در مذاکرات اعمال خواهد کرد. به نظر می‌رسد چرخش رویدادها در بحران اوکراین در دستیابی به نتایج درمذاکرات به طور مثبت یا منفی را سرعت بخشد. به هرحال تا پایان تیرماه آینده همه شاهد مرحله پایانی ازمذاکرات وعبورازمرحله«نیمه نهایی» هسته‌ای به «فینال» آن خواهند بود.

هشتم) حرکت دردورنهايي مذاکرات تابعي از«احتياط دقيق»،«واکنش  حساب شده» و«چينش همه احتمالات درکنار يکديگر» است.در چنين شرايطي بايد از هرگونه پيش بيني هيجان زده اجتناب کرد و نتيجه مذاکرات را تابعي ازرفتار طرف مقابل درخصوص پذيرش حقوق مسلم هسته اي ايران و نگارش توافقنامه اي قابل قبول (به لحاظ حقوقي وراهبردي) دانست. دراين برهه بايد ميان «توافق بد» و« عدم توافق» و«توافق قابل قبول» نوعي خط کشي و مرزبندي مفهومي و راهبردي صورت گيرد.بديهي است که انعقاد توافقي نامطلوب که تضمين کننده  واقعي حقوق هسته اي ملت ايران نباشد،  به مراتب نسبت به  عدم توافق بدتر خواهد بود.

نهم) لازم است  در طول مذاکرات آتي «مطالبه گري  ازاعضاي 1+5» درخصوص نقض حقوق مسلم ايران در ان .پي. تي را در دستور کار جدي تيم مذاکره کننده هسته اي  قرارداد. همچنين اقدامات مقامات آمريکايي واروپايي درخصوص عدم عمل مؤثر به تعهداتشان درتوافقنامه ژنو و وضع برخي تحريمهاي جديد عليه افراد و شرکتها جملگي در حداقلي ترين و خوشبينانه ترين حالت ممکن مترادف با «سوء نيت طرف مقابل در مذاکرات»ودرحالتي ديگربه معناي«نقض عيني وحقوقي توافقنامه»است.درچنين شرايطي بايدضمن بازتعريف دقيق خطوط قرمز هسته اي و تفهيم آن به طرف مقابل، به کنترل رفتاري اعضاي 1+5 در مراحل حساس پيش رو پرداخت.

 دهم) سه روز مذاكرات فشرده ميان ايران و گروه 1+5 در چهارمين دور گفتگوها در وين درحالي به پايان رسيد كه طرفين، روند پيشرفت را "كند" و "دشوار" خوانده و از ورود به مرحله نگارش مفاد توافقنامه جامع هسته‌اي باز ماندند.اين وضعيت بدان معناست كه در مراحل اوليه گفتگوها كه به طرح رئوس كلي مفاد پيش‌نويس توافقنامه نهايي مي‌پردازد، اختلاف نظرهايي وجود دارد كه راه را براي ورود به مرحله نگارش، بسته نگاه داشته و براي پيشبرد آن بايد رايزني‌هاي گسترده‌اي انجام شود.آنچه از بررسي روند اين دور از گفتگوها بر مي‌آيد، صلابت و ايستادگي گروه مذاكره كننده كشورمان بر حقوق هسته‌اي ملت ايران به عنوان يك عضو "ان. پي. تي" و رعايت خطوط قرمز در چارچوب منافع ملي و اجازه ندادن به طرف مقابل براي وارد ساختن موضوعات غيرهسته‌اي از جمله صنايع دفاعي كشورمان به دستور كار مذاكرات است. اين جديت و حساسيت در راه استيفاي حقوق ملت ايران نه تنها بيانگر اين نكته است كه اعضاي گروه مذاكره كننده كشورمان حاضر به معامله بر سر منافع ملي نيستند بلكه مويد اين اصل اساسي است كه آنان عزمي جدي براي دستيابي به توافقي محكم و پايدار با گروه 1+5 دارند و در اين مسير، حاضر به عقب نشيني از چارچوب‌هاي تعيين شده ملي نيستند و طبعاً اين صلابت را بايد قدر دانست.

جان كلام:

وظیفه همگان است که بر اساس رهنمود‌های مقام معظم رهبری و درک صحیح از شرایط ملی و بین‌المللی و در نظر گرفتن منافع ملی ضمن حمایت لازم از تیم مذاکره کننده، ازایجاد حاشیه‌های مخرب بپرهیزیم و اجازه دهیم تا تمام توان تیم مذاکره کننده مصروف تأمین حداکثری منافع کشورمان دراین مذاکرات حساس گردد.

 

پنجشنبه : 1393/3/1-22رجب1435-22مي2014

 

خانواده ؛ کانون اصلی رشد و تعالی انسان - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 7:21 بعد از ظهر
 

خانواده ؛ کانون اصلی رشد و تعالی انسان                       

اسدالله افشار

 

خانه کانونی مقدس ونخستين پايگاه برای تربيّت ، سازندگی وحتی آفرينندگی انسان است.اين کانون گرم وروشن که مبتنی بردورکن عاطفه وخرد است می تواند افرادی بپروراند آزاد،آگاه ،آشنا به حدود و وظايف ومسئوليت،سرباز، نگهدارخود وجامعه خويش.خانه می تواندآموزشگاهی باشد که درآن افراد درس مهر ، آشتی، بردباری ،ايمان، اخلاق وتعادل را می آموزند يا مدرسه ای که درآن درس کينه وانتقام ، ترشروئی ، نابکاری،خيانت ودوروئی آموخته می شود. با همه نفودهائی که آدمی درطول مدت حيات ازجامعه و مدرسه و همبازيها می گيرد باز نفوذ خانواده دراوبيشتروتا پايان عمردراو وجود دارد به  همين نظرازنظر عالمان تربيت نقش خانواده نقشی فوق العاده ومؤثر ترازنقش ديگرمؤسسات است. خانواده درفرزندان سازندگی ايجاد می کنند، آنها را به مبانی فرهنگی ، دانش ، آگاهی های روزمجهز می سازند طريق زندگی صحيح وآداب اجتماعی رامی آموزند، درس مهرواخلاق به فرزندان می دهندوبالاخره آنان را به اخلاق وادب مجهزمی نمايند.

محيط خانواده مدرسه اي است که می تواند استعدادهای درونی اطفال رابپرورد وبه آنها درس عزت نفس و شخصيت،رشادت و شهامت ، بخشش و سخاوت و ساير سجايای انسانی را بياموزد نه کود کستان.

دامن پدرومادراولين محيط مقدس تربيت انسان دردوران کودکی است . خوشبخت قرزندانيکه پدران و مادران پاکدل وبا ايمان بخوبی درتربيت ايشان کوشيدند وکودکان راازاول با فضيلت بارآوردند . دين مبين اسلام به چنين پدرومادری احترام بسيارکرده واحسان به آنان را بعد ازپرستش خدا توصيه فرموده است، به فرزندان سفارش کرده  که دربرابرآنها مؤدّب ومتواضع باشند وبه پاس تربيت درباره پدرومادر دعای خير کنند .

پدران ومادران ازنظردينی و علمی موظفند درراه احترام به کودکان واحياء شخصيت آنان ازتمام فرصت ها استفاده کنند وازعملی که مستقيم يا غيرمستقيم موجب تحقيروتوهين فرزندان است اجتناب نمايند، زيرا اهانتهای دوران کودکی،شخصيت واستقلال طفل رادرهم می شکند واورادچاربيماری"عقده حقارت"      می کند. گاهی اين حالت روانی تا پايان زندگی باقی می ماند ودربعضی ازمواقع بيمارراازصراط مستقيم منحرف نموده وعملااورا به کارهای ناپسندواميدارد. يکی ازوظائف اولياء ، درراه پرورش صحيح شخصيت کودکان حفظ عدل وتوازن بين آنها است . پدران ومادرانی که چند فرزند دارند لازم است درطرزرفتارو کفيت احترام نسبت به هرکودکی مراعات شخصيت سايرکودکان خود را بنمايند، تمام آنها را عملاً فرزند خود بحساب آورند و با همه عادلانه و بطور متساوی رفتار نمايند .

حضرت علی(ع) بدون مبالغه يک انسان کامل ويک شخصيت نمونه ای درجهان بشريت است. کليه صفات انسانی وملکات فاضله اخلاقی بنحواکمل دروجود اين مرد الهی آشکاراست . اومعلم مدرسه انسانيت ومثل اعلای بشرمتکامل است.دوست ودشمن،مسلم وغيرمسلم وخلاصه هرکس که تاريخ درخشان زندگی اين رادمرد رامطالعه کنددربرابراوسرتعظيم فرودمی آورد.اين شخصيت بزرگ الهی درکمال صراحت به پرورشهای دوران کودکی خود تکيه می کند وازتربيت های عاطفی وعقلی خويش که درخردسالی فرا گرفته سخن می گويد وبه مربی لايق وبزرگوار خود يعنی پيغمبرگرامی اسلام (ص) مباهات می نمايد .

خانواده ؛ کانون تربیت و مهد مودت و رحمت :

مکتب انسان‌ساز اسلام در بین ادیان دیگر بیشترین عنایت و توجه را به احترام،پاکی و تعالی خانواده ،این نهاد مقدس ،دارد و آن را کانون تربیت و مهد مودت و رحمت برشمرده و سعادت و شقاوت جامعه بشری را وابسته به صلاح و فساد این نهاد می‌داند. دین مبین اسلام ،هدف از تشکیل خانواده را تأمین کردن نیازهای عاطفی ، معنوی و مادی انسان از جمله دستیابی به سکون و آرامش می داند که دستیابی به این اهداف والا و حفظ و حراست مستمر از آن، نیازمند توجه جدی به خانواده و پیاده ‌کردن قوانین مربوط به آن است. در نهاد خانواده هر یک از افراد آن مسوولیت ها و وظایفی دارند که با رعایت هر یک از این وظایف محیط خانواده محیطی پربار و سالم و روبه ترقی خواهد بود و افراد خانواده باید نسبت به حقوق و وظایف یکدیگر و زدودن نگرش‌های غلط جامعه آگاهی کامل داشته باشند. این در حالی است که اعضای خانواده بویژه والدین نسبت به حفظ حرمت و صیانت خانواده از آفات و آسیب‌ها و توانا نمودن اعضا در ابعاد شناختی و رفتاری جهت هدایت آنها در مسیر الی الله و حصول به حیات طیبه مسئول هستند.

تأکید رهبرمعظم انقلاب مبنی برتقویت نهاد مقدس خانواده :

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی سیاست‌های کلی «جمعیّت» را درمورخ30/2/1393که براساس بند یک اصل ۱۱۰ قانون اساسی و پس از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام تعیین شده است ، ابلاغ فرمودند .

دربند4این ابلاغیه آمده است : « تحکیم بنیان و پایداری خانواده با اصلاح و تکمیل آموزش‌های عمومی در باره اصالت کانون خانواده و فرزند پروری و با تأکید برآموزش‌ مهارت‌های زندگی وارتباطی و ارائه خدمات مشاوره‌ای برمبنای فرهنگ وارزش‌های اسلامی- ایرانی و توسعه وتقویت نظام تأمین اجتماعی ، خدمات بهداشتی و درمانی و مراقبت‌های پزشکی در جهت سلامت باروری و فرزندآوری» لذابا توجه به تأکید معظم له دراین خصوص  مبنی براصالت کانون خانواده ، واضح ومبرهن است که تربیت وعواطف اجتماعی به عنوان مهمترین ویژگی‌های نظام انسانی ازخانواده نشأت می‌گیرد وتوجه به نقش محوری زن به عنوان محور عاطفه وتربیت و نقش محوری مرد درامرتربیت وتأمین معیشت واداره زندگی، امری ضروری است. ازآنجایی که خانواده واحد بنیادین واساسی جامعه وکانون اصلی رشد و تعالی انسان است، قوانین ومقررات وبرنامه‌های کشوربایددرجهت آسان کردن تشکیل خانواده، حمایت وپاسداری ازقداست آن واستواری روابط خانوادگی برپایه حقوق و اخلاق اسلامی وضع شود. درکنار اعضای خانواده وفرد فرد افراد جامعه که وظایفی درقبال حرمت واحترام به خانواده و تعالی بخشیدن به آن دارند،دولت اسلامي،مسوولان ودست اندرکاران نیزبیشترازافراد جامعه باید با سیاستگذاری وبرنامه‌ریزی جهت تقویت نهاد مقدس خانواده برمبنای آسان کردن تشکیل خانواده،پاسداری ازقداست آن واستوارساختن روابط خانوادگی برپایه حقوق و اخلاق اسلامـی و نیز با بهره‌گیری ازقرآن وسنت، قانون اساسی ودیگرقوانین جاری درنظام اسلامی و رهنمودها و فرمایشهای حضرت امام خمینی(ره) و بیانات روشنگرانه مقام معظم رهبری درمورد خانواده به تعالی و ترقی آن کمک کنند.

 

پنجشنبه  : 1393/3/1- 22رجب1435-22مي2014

 

پوچی نظریه استثناگرایی آمریکا - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 9:55 قبل از ظهر

1024x768

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin:0cm; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

 پوچی نظریه استثناگرایی آمریکا                             

  اسدالله افشار

 

آمریکا کشور برگزیده نیست. نه آمریکائیان و نه هیچ ملت دیگری نمی توانند ادعای برتری نسبت به سایر ملل داشته باشند و به بهانه های مختلف سعی در گسترش قلمرو فرمانروایی خود داشته باشند. امروز بیش ازهر زمانی پوچی نظریه استثناگرایی آمریکا ثابت شده است، حتی بزرگ ترین نظریه پردازان اجتماعی و سیاسی آمریکا نیزآن را نفی می کنند. مدعاي اين قلم دراين زمينه ارائه بخشي ازكارنامه ي دولت هاي آمريكايي است كه به پاره اي ازآنهادرذيل اشاره خواهدشد :

1- کشوری که تاکنون به بيش از23 کشور جهان حمله نظامی کرده است ویک بار نیزاز بمب اتمی علیه نوع بشراستفاده کرده به راستی مهد آزادی است؟ کشوری که دردوجنگ خونین عراق وافغانستان دخالت مستقيم داشته ودرمنطقه خاورميانه مشغول خونریزی و کشتارزنان وکودکان بی گناه است مهد آزادی است؟!

2- درآمریکاآزادی مطبوعات، بیان واینترنت به بهانه‌های واهی ازسوی دولت محدود شده است و شهروندان هرروزبا محدودیت‌های بیشتری دربهره‌گیری ازحقوق وتامین منافع خود روبه رو می‌شوند. شهروندان آمریکا به اطلاعات آزادانه دسترسی ندارند بلکه همواره برآنها نظارت می‌شود وهمین نظارت‌ها آنها را محدود می‌کند.رسانه‌های آمریکایی بارها تصریح کرده‌اندکه دولت ازتجهیزات ارتباطاتی پیشرفته برای شنود استفاده می‌کند و این کار زیر نظرآژانس امنیت ملی آمریکا صورت می‌گیرد.

3- قانون تبعیض نژادی درآمریکا دهه ها پیش لغو شده است اما هنوزنیزرگه های پررنگی ازتبعیض علیه رنگین پوست ها صورت می پذیرد.گروه‌های قومیتی واقلیت درآمریکا با بیکاری فزاینده روبه رو هستند. نرخ بیکاری در آمریکا روبه تزايد است . تبعیض در نظام آموزشی از دیگر موارد نقض حقوق بشردرآمریکاست. به طوری که 33درصد ازسفید پوستان درآمریکا مدرک دانشگاهی گرفته‌اند وسهم سیاهپوستان فقط20درصد و سهم گروه‌های دیگر قومیتی 13درصد است. همچنین پلیس درآمریکا نیزمکررازحقوق خود تخطی کرده و به زورمتوسل می‌شود ودردهه گذشته شمار گزارش‌های مرتبط با افسران خطاکار پلیس درآمریکا 50درصد بیشتر شده است. درهر سال یک میلیون نفرتوسط ایستگاه‌ها ی پلیس درآمریکا متوقف شده ومورد بازجویی و سوال قرار می‌گیرند.

4- دولت آمریکا در شرایطی قرار دارد که به دلیل اقتضائات ناشی از اقتصاد امپریالیستی، طمع‌ورزی‌های بی‌پایان جهانی، حرکت پر شتاب در سیر قهقرایی و سقوطِ حیات خود، برای حفظ بقا راهی جز بسط قدرت و سلطه خود با تکیه بر نیروی نظامی (به عنوان اصلی‌ترین اهرم توان‌مندی خویش) به منظور بازتولید سرمایه ندارد.به عبارت دیگر، ساختارجامعه و اقتصاد آمریکا به گونه‌ای است که جهت تداوم حیات، نیازمند باز تعریف موقعیت استراتژیک خود در جهان به عنوان مدیر و دارای عنصرهژمونیک است آن هم حول محورمنافع شرکت‌های بزرگ مالی خود. سیطره‌ی نئولیبرالیزم به معنای یورش سرمایه‌ی بزرگ انحصاری آمریکایی است که برای بخشی از مردم آمریکا و همه‌ی جهانیان چیزی جز جنگ و کشتار بی‌رحمانه و تشدید بی‌عدالتی‌ها و فقر و فاصله طبقاتی و یک استبداد ویران‌گر و تمامیت طلب لیبرال ـ سرمایه‌دارانه حاصلی نخواهد داشت.

5- اساسِ منطق نئولیبرالی دردرون کشورهای امپریالیستی برای انبوه فرودستان وعناصردِکلاسه، و خانه‌خراب، طرح مسأله به صورت انتخاب میان “مرگ” و “زندگی” است و آن‌ها که توانِ مبارزه در میدانِ بی‌رحمِ مسابقه‌ی انباشت سرمایه و استثمار وحشیانه را ندارند باید حذف گردیده و گزینه‌ی “مرگ” را برگزینند؛ و همین‌طور در نظام پر فشار سلطه استکباری‌ای که امپریالیزم نئولیبرال پدید‌ آورده است، ملت‌ها و دولت‌هایی که قادر به دفاع از هوّیت و تمامیّت ارضی و عزّت ملی خود نباشند، راه و چاره‌ای جز برگزیدن مرگ و نابودی ندارند. نگاهی به شرایط داخلی آمریکا وموقعیت جهانی آن نشان می‌دهد که عربده‌کشی‌های میلیتاریستی آن، فریادِ نفس کش طلبیدنِ قلدری پیروز و سرحال نیست؛ بلکه عربده‌هایِ از سر استیصال غولِ تیرخورده‌ای است که تصویرپرهراس مرگ اورا به وحشت افکنده و او تنها راه نجات خود را در گرد وخاک کردن و لگد به دیگران زدن و فریادِ بلند قلدرانه (اما از سر ضعف) سر دادن یافته است.

6- ازدیدگاه بسیارى ازصاحب نظران رویکرد نظامى دردیپلماسى فرامرزى آمریکا نشانه اى واضح از افول ابر قدرت غرب و ابزارى براى سر پوش نهادن بر بحران همه جانبه جامعه آمریکا و انحراف افکار عمومى داخل و خارج، از واقعیتهاى موجود در این زمینه تحلیل مى گردد .با بررسى همه جانبه واقعیتهاى پیدا و پنهان جامعه آمریکا که به تعبیررهبر معظم انقلاب اسلامى«دچار بحران شدید هویت فرهنگى و شخصیتى بوده و به علت از بین رفتن پایه هاى اخلاق ازدرون درحال متلاشى شدن مى باشد.»(دردیدارنمایندگان فرهنگى جمهورى اسلامى ایران درخارج ازکشوربامعظم له،11/6/76 ) مى توان به علائم افول حتمى ایالات متحده پى برد، البته باید به این نکته مهم هم اذعان داشت که آمریکا نه تنها یک کشورغربى بلکه آزمایشگاه بارزى ازنزول و انحطاط جامعه مدنى و نهادهاى شناخته شده آن در تمدن غرب مى باشد.

7- امواج ویران کننده جنایت و خشونت، تجاوز، اعتیاد، ابتذال اخلاقى و فرو پاشى نهاد خانواده و «حرص و طمع مادى، تنزیل اصول معنوى، رشوه خوارى، فساد، فردگرایى، خودخواهى و بالاتر از همه عدم وجود یک مرکز و قدرت معنوى، ایالات متحده را دچار بحرانهاى اجتماعى و سیاسى کرده است . البته این واقعیت غیر قابل انکارى است که آمریکا با برخوردارى از تکنولوژى پیشرفته، قدرت عظیم نظامى ثروتمندترین کشور دنیاست، اما آنچه بدیهى مى نماید این است که ثروتمندترین کشور دنیا به لحاظ گرفتار آمدن در دام فقر معنوى،  امروز از غلبه بر بحرانهاى عظیم اجتماعى و فرهنگى خود درمانده گشته است .

کورنل وست، استاد دانشگاه هاروارد آمریکا نیز با اعتراف به فقر معنوى ملت آمریکا و در اعتراض به سیاستهاى اشتباه سردمداران کاخ سفید درزمینه هاى فرهنگى اظهارنموده است:«ملتى که دنیا را از نظراقتصادى و نظامى فتح کند ولى روح خود را از دست بدهد چه فایده اى دارد؟»وست، با بیان این که شعارهاى پیروزمندانه کاخ سفید ووال استریت فریب دهنده است، گفت:«اما با یک نگاه دقیقتربه جامعه درمى یابیم که ما تا چه اندازه مبتلا به فقر فزاینده معنوى، پوچى وخلا اخلاقى هستیم و شمار روزافزون خودکشى هاوبى خانمانى هاوسقط جنینهاخودگواه این فقرمعنوى ماست.»(روزنامه کیهان، 11/3/77 )

8- وضعیت کنونى آمریکا حاکى از آن است که مادى گرایى، آرمان گرایى را تحت الشعاع قرار داده و آمریکا خشنترین جامعه درجهان مى باشد. وآمار مربوط به قتل و سایر جنایات در کلیه بخشهاى این جامعه وحشت آور است . و تمایلات جنسى نیز به وحشى گرى و خشونت کشانده شده است .ارمغان شوم مادى گرایى افراطى، مخاطرات عظیمى است که آسایش را از جامعه آمریکا ربوده است . به همین علت اکنون سرطان جنایت و خشونت، جامعه آمریکا را تهدید مى کند .

9- رشد پدیده هایى چون خشونت، جنایت،اعتیاد و. . . درجامعه بحران زده ایالات متحده درقالب بحرانهاى جدیدى تسلسل وار ادامه پیدا کرده و سرمایه هاى انسانى این کشور را به ورطه نابودى مى کشاند . ازهم گسیختگى معنوى واخلاقى که دامن گیر دانش آموزان و دانشجویان این کشور شده سیرصعودى خود را به سرعت طى مى کند .استفاده از مواد مخدر، نوشیدن مشروبات الکلى، حاملگى دختران جوان، خودکشى، تجاوز، دزدى و خشونت، البته یک مورد دیگر که در سالهاى اخیر به موارد بالا افزوده و در غالب ایالات آمریکا به عنوان یک معضل اجتماعى مطرح شده، مسلح شدن جوانان دانش آموزبه انواع سلاحهاى گرم وبعضا استفاده ازآنها علیه معلمان، کارکنان و دانش آموزان دیگر است .

10- نتایج آخرین نظرخواهى درآمریکا نشان مى دهد که 61% مردم این کشور معتقدند مقامات دولت آمریکا فاسد وتقلب کارند . اکثر شركت كنندگان دراين نظرسنجي از عملکرد مقامات دولتى بویژه اعضاى کنگره آمریکا ناراضى هستند و معتقدند این افراد امین و درستکار نمى باشند . افشاى وضعیت فضاحت بار و فساد مالى و اخلاقى مقامات آمریکایى در چند دهه اخیر و به دفعات مکرر موجبات حذف آنان را از صحنه سیاسى کشور فراهم کرده است چنان که تنها «دردودهه 1970 و1980 پانزده تن ازسران واعضاى کنگره آمریکا به علت تخلف قانونى، رشوه خوارى، سوء استفاده وفساد،ازسمت خود استعفاداده ویا برکنار شده اند .

فساد پنهان و پیداى دست اندرکاران نظام حاکم برآمریکا تا به آن جا گسترده است که جمیز بیکر وزیر اسبق امور خارجه آمریکا با اشاره به بحران اجتماعى و پیچیده ایالات متحده مى گوید:«براى حل بحران اجتماعى آمریکا نخبگان و مسؤولان و شخصیتهاى سیاسى آمریکا بایستى از خود شروع کنند و کمتر رسوایى اخلاقى و مالى به بار آورند .» ( روزنامه جمهورى اسلامى، 22/9/72 )

جان كلام :

به رغم تصویرزیبایى که سیاستمداران آمریکایى ازردپاى زندگى آمریکایى براى دنیاى خارج ترسیم           مى کنند این رؤیا براى جمع بزرگى از مردم این کشور به صورت یک «کابوس » درآمده است .واقعیات غیرقابل انکار موجود حاکى ازآن است که انحطاط معنوى و فرهنگى ، ازهم گسیختگى اجتماعى و فساد سردمداران آمریکا و. . . ، فروپاشى تدریجى امپراطورى ایالات متحده را تسریع ساخته است. واساسا ازنظربرخى از صاحب نظران؛مساله این نیست که آیاآمریکا افول مى کند یا نه، بلکه سوال این است که آمریکا آبرومندانه افول مى کند و یا با مقاومت لجوجانه و محافظه کارانه خود، ناگهان به ورطه نابودى سقوط مى کند.

 

چهارشنبه :1392/2/24- 14رجب1435- 14مي2014

کتاب سیاست ، اقتصاد ، حماسه منتشر و وارد بازارکتاب شد - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 3:50 بعد از ظهر

1024x768

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin:0cm; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

معرفی کتاب

 

نام كتاب : سياست ، اقتصاد، حماسه(تبيين پيام نوروزي سال1392مقام معظم رهبري مبني برسال "حماسه سياسي وحماسه اقتصادي" )

مؤلف :دكتراسدالله افشار

نا شر: مؤسسه ي فرهنگي انتشارات الماس دانش (تلفن پخش : 66968058)

سال انتشار: اسفند 1392

تعدادصفحه : 504

قيمت : 175000ريال

 

خلاصه اي ازكتاب :

سیاست و اقتصاد دو جزء و بخش اساسی جامعه است که ارتباطی درهم‌تنیده و متقابل با هم دارند. رشد و تحول اقتصادی موجب ثبات و توسعه سیاسی می‌گردد و متقابلاً برنامه‌‌های سیاسی نقشی راهبردی در توسعه اقتصادی دارد و لازمه‌ی دستیابی به رشد و پیشرفت اقتصادی ایجاد ثبات و آرامش سیاسی است، هم‌چنین سیاست‌ها و برنامه‌‌های حکومتی جایگاه برجسته‌ای در تحقق اهداف اقتصادی دارد، از این رو استقلال سیاسی و استقلال اقتصادی لازم و ملزوم یکدیگر می‌باشند.ازسوی دیگردرچند دهه‌ اخیر شاهد درهم‌تنیدگی سیاست و اقتصاد در عرصه‌ جهان هستیم و بسیاری از مسائل و چالش‌ها از دید سیاسی مورد تحلیل قرار می‌گیرد و اقتصاد سیاسی جایگاه مهمی در تحولات نظام بین‌الملل ایفا می‌نماید؛ بنابراین تحقق حماسه سیاسی و اقتصادی موجب تحول عمیق در بطن و عرصه جامعه می‌گردد که رشد و توسعه اقتصادی، ثبات سیاسی و شکست تهدیدها و تحریم‌‌های نظام استکباری را به دنبال دارد. با وقوع حماسه سیاسی و اقتصادی بسیاری از آرمان‌ها و اهداف جامعه تحقق یافته و می‌توان شاهد چشم‌اندازی روشن و توسعه‌یافته برای جامعه بود.

نگارنده رجاء واثق دارد با تألیف این کتاب توانسته باشد این مهم را تحلیل و تبیین نمایدکه: باید امروز با استفاده درست ازابزارها واقدامات هدفمند وصحیح گام‌های مثبتی برداشت ونظام برنامه‌‌ریزی کشور با درك صحیح ومدیریت درست و ایجاد شرایط مناسب برای فعالیت سیاسی و اقتصادی درجهت نیل به اهداف و تحقق شعار حماسه سیاسی و اقتصادی تلاش و همت مضاعف داشته باشد.

امید است که این اثردر بوته نقد وتحلیل مسئولین ذی‌ربط، اساتید وکارشناسان اقتصادی قرارگیرد و مساعدت وپشتیبانی فکری وعلمی صاحب‌نظران دینی و فقهی را به خود جلب نمایدتاخطاها، کمبودها واشتباه‌های آن اصلاح و برای حل مشكلات جامعه راهگشا باشد.

 

 

عجزوناتوانى بشرازدرك هویت وشخصیت على (ع) - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 2:18 بعد از ظهر

1024x768

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin:0cm; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

عجزوناتوانى بشرازدرك هویت وشخصیت على (ع)                

 اسدالله افشار

على علیه السلام درمكه مكرمه درداخل بیت الحرام(كعبه)درروزجمعه، سیزدهم رجب سال سى‏ام عام الفیل به دنیاآمد.وپیش ازاوهیچكس دركعبه متولد نشد،واین فضیلتى است كه خداوند به جهت بزرگداشت وبالا بردن مقام و اظهار كرامت او مخصوص حضرتش گردانیده است.اميرمؤ منان از صلب پدري چون ابوطالب ديده به جهان گشود. ابـوطـالب بزرگ بطحاء و رئيس بني هاشم بود. سراسر وجود او، کانوني از سماحت و بخشش ، عطوفت و مهر، جانبازي و فداکاري در راه آئين توحيد بود. مـادر وي فـاطـمه ، دختر اسد فرزند هاشم است. وي از نخستين زناني است که به پيامبر ايـمـان آورد و پـيـش از بـعثت از آيين ابراهيم پيروي مي کرد. او به هنگام شدت يافتن درد زايمان راه مسجدالحرام را پيش گرفت و خود را به ديوار کعبه نزديک ساخت و چنين گفت: خـداونـدا، بـه تـو و پـيـامـبـران و کـتـابـهـائي کـه از طـرف تـو نـازل شـده انـد و نـيـز بـه سـخـن جـدّم ابـراهـيـم سـازنـده ايـن خـانـه ايـمـان راسخ دارم. پـروردگارا، به پاس ‍ احترام کسي که اين خانه را ساخت و به حق کودکي که در رحم من است ، تولد اين کودک را بر من آسان فرما.

لحـظـه اي نـگـذشـت کـه فـاطمه به صورت اعجازآميزي وارد خانه خدا شد و در آنجا علي عليه السّلام به دنيا آمد. دوره زندگانى آدمى به چند مرحله تقسیم میشود و انسان در هرمرحله به اقتضاى سن خود اعمالى را انجام میدهد، دوران طفولیت با اشتغال به اعمال وحركات خاصى ملازمه دارد ولى على علیه السلام بر خلاف عموم اطفال هرگزدنبال بازیهاى كودكانه نرفته وازچنین اعمالى احترازمی‌جست بلكه ازهمان كودكى درفكر عظمت بود ورفتاروكردارش ازابتداى طفولیت نمایشگر یك تكامل معنوى و نمونه یك عظمت خدائى بود.

على علیه السلام تا سن هشت سالگى تحت كفالت پیغمبر صلى الله علیه و آله و سلم بود و آنگاه به منزل پدرش مراجعت نمود ولى این بازگشت او را از مصاحبت پیغمبر صلى الله علیه و آله و سلم مانع نشده و بلكه یك صورت تشریفاتى ظاهرى داشت و اكثر اوقات على علیه السلام در خدمت رسول اكرم صلى الله علیه و آله و سلم‏ سپرى میشد آن حضرت نیز مهربانی‌ها و محبت‏هاى ابوطالب را كه در زوایاى قلبش انباشته بود در دل على منعكس می‌ساخت و فضائل اخلاقى و ملكات نفسانى خود را سرمشق تربیت او قرار می‌داد و بدین ترتیب دوران كودكى و ایام طفولیت على علیه السلام تا سن ده سالگى (بعثت پیغمبر صلى الله علیه و آله و سلم) در پناه و حمایت آن حضرت برگزار گردید و همین تعلیم و تربیت مقدماتى موجب شد كه على علیه السلام پیش از همه دعوت پیغمبر صلى الله علیه و آله و سلم را پذیرفت و تا پایان عمر آماده جانبازى و فداكارى در راه حق و حقیقت گردید.علي (ع)شخصيتي است كه ريشه‏هايش از چشمه نبوت سيراب شده، درختش پستان نبوت را مكيده، شاخه‏ هايش ازآبشخوارامامت بارور شده، درخانه وحى رشد يافته، درخانه نزول قرآن تربيت گرديده ودر دوران زندگى پيامبرصلى الله عليه وآله و سلم با او بوده وتا دم مرگ ازاو جدا نگشته است هرگز با ساير مردم قابل مقايسه نيست، چرا كه او از گرامى‏ترين و پاكيزه‏ترين ريشه خانوادگى برخوردار بوده و معلوم است كه رگ و ريشه شايسته بالنده است و شهاب تيز و درخشان نفوذ كننده وآموزش پيامبركارساز. وپيامبر صلى الله عليه وآله وسلم تربيت اورا به عهده نگرفت و ضامن پرورش و تربيت نيكوى او نشد مگر به دو دليل: يا آنكه از روى حدس قوى آينده درخشان او را مى‏نگريست و يا از طريق وحى الهى مى‏دانست. اگرروزى حدس قوى بوده معلوم است كه تيرحدسش خطا نرفته وپندارش نابجا نبوده است، واگر به وحى الهى بوده، ديگر منزلتى برتر و حالى دلالت كننده‏تر از آن برفضيلت و امامت حضرتش وجود ندارد.

 تأملي برشخصیت حضرت علی علیه السلام :

على علیه السلام بشر بود ولى خصوصیات وجود او در هیچ بشرى دیده نشده است، كارهاى آن حضرت شبیه سایر مردم نبود تا مردم بتوانند او را از مقایسه با نفس خود بشناسند بلكه او مظهر العجایب و الغرایب بود كه تمام افراد بشر را در گذشته و آینده مبهوت نموده و خواهد نمود ! اعمال و افعال او كلا خارق العاده و عجیب بود، كسى كه زورمند و توانا باشد تسلیم دیگرى نمی‌شود و در برابر اجحاف دیگران صبر و تحمل نمی‌كند زیرا صبر در برابر عجز است نه در برابر توانائى اما على علیه‌السلام در كمال قدرت و نیرو نهایت صبر و حلم را داشته است و این عمل را جز اعجاز به چه میتوان تعبیر نمود؟ همچنین كسى كه ادیب و خوش قریحه باشد فاقد صفت رزمجوئى بوده و بدرد صحنه كار زار نمی‌خورد اما على علیه السلام ادیب و خطیب منحصر به فرد بود و در عین حال دل و زهره شجعان عرب در میدان‌هاى جنگ از ترس و هیبت او ذوب می‌گردید.

بر همگان معلوم است كه اشخاص فروتن و متواضع فاقد هیبت و وقار بوده و به علت تواضعشان كسى مرعوب آنها نمی‌گردد ولى على علیه السلام با كمال تواضع و شكسته نفسى كه حتى روى خاكها نشسته و ابوترابش می‌گفتند چنان هیبت و رعب و شكوهى داشت كه دل شیر را آب می‌كرد چنان كه روزى معاویه به قیس بن سعد گفت خدا رحمت كند ابوالحسن را بسیار خندان و خوش طبع بود، قیس گفت به خدا سوگند با آن شكفتگى و خندانى هیبتش از همگان فزون‏تر بود و آن هیبت تقوى بود كه آن جناب داشت نه مثل هیبتى كه اراذل و اوباش شام از تو دارند.

محبت وولايت علي (ع) ؛ عامل رسيدن به كمال :

امام معصوم محور هستي، قطب عالم وجود، تكيه گاه آفرينش، واسطه فيض الهي به جهان هستي و نگهدارنده كائنات باذن الله است. دراين راستا، محبت و ولايت علي (ع) مربي همه موجودات،هدايتگرآنان به سوي كمال و سبب دوام و قوام تمامي پديده ها از جمادتا انسان است.اگر محبت علي (ع) كه نمونه كامل انسانيت وطاعت و  عبوديت واخلاق است از روي صدق وراستي باشد، مانع ارتكاب گناه مي گردد. مانند واكسني كه مصونيت ايجاد مي كند و نمي گذارد بيماري در شخص واكسينه شده راه يابد. محبت پيشوايي مانند علي (ع)كه نمونه تقوا و پرهيزكاري است آدمي راشيفته رفتار علي (ع) مي كند. فكر گناه را از سر او بدر مي برد، البته به شرطي كه محبتش صادقانه باشد. كسي كه علي (ع) را بشناسد، تقواي او را بشناسد، سوزوگداز عارفانه او را، ناله هاي نيمه شبهايش را و ساده زيستي و كار و تلاش همه جانبه اش را بداند، محال است به خلاف فرمان او كه هميشه امر به تقوي و درستي مي كرد عمل كند. يعني هر محبي به خواسته محبوبش احترام مي گذارد و فرمان او را گرامي مي دارد. فرمانبرداري از محبوب لازمه محبت صادق است.

پس محب واقعي علي ، واله و حيران علي و عاشق و جانباز علي، رهرو راستين علي است.

جان كلام :

صاحب اين قلم ضمن تبريك 13رجب به تمامي شيفتگان حضرت علي (ع)،اذعان مي نمايد شرح و توصیف شخصیت على علیه السلام ازعهده تقریرهمگان خارج بوده واعمال ورفتاراوبا قیاسات ما قابل تفهیم نمی‌باشد. لذا به قول مولوى بایدكارپاكان را قیاس ازخود نگیریم وبلكه به عجزوناتوانى خودازدرك هویت و شخصیت على علیه السلام اقراركنیم كه افكاركوچك ما قابلیت درك واقعیت آن را نخواهد داشت.

شنبه : 1393/2/20- 10رجب1435- 10مي2014

 

 

نقدي براعلاميه جهاني حقوق بشر - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 12:35 بعد از ظهر

1024x768

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin:0in; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

نقدي براعلاميه جهاني حقوق بشر                         

اسدالله افشار

 

درمفهوم حقوق بشرتعریف واحدی ارائه نشده و توافقی دراین مورد وجود ندارد، به بیان كلی حقوق بشر، حقوق بنیادین و انتقال ناپذیر است كه برای حیات نوع بشر اساسی تلقی می‌شود‌، یعنی مجموعه‌ای از ارزشها، مفاهیم،‌ اسناد و سازوكارها است كه موضوعشان حمایت از مقام و منزلت و كرامت انسانی‌است. هدف و غایت حقوق بشر تضمین حقوق اساسی افراد بوده و حقوق بشر به دنبال اعطاء حقوق مشخص افراد می‌باشد و منظور از حقوق اساسی افراد، ‌همان حقوق و آزادیهای فردی است كه عبارتند از: حكومت قانون- عادلانه- و آزادی بیان و اجتماعات و مصونیت جان و مال و آزادیهای ویژه ای چون حقوق اقتصادی ، مصونیت از تبعیض و حقوق بیگانگان با تمام زیرشاخه ها و چارچوبهای منطقی اجرای وجود ضمانت اجرای آنهاست.

حقوق بشر بارها تعریف و باز تعریف شده است و در هر دوره، مكتب و صاحبنظری از منظر خود به این موضوع نگریسته است و چارچوب آنرا تبیین كرده است. اگرچه برخی صاحبنظران، حقوق بشر فعلی را «حاصل تفوق و نفوذ فلسفه و اندیشه‌های غربی» در این زمینه می دانندولی باید اذعان نمود كه رشد و شكوفایی چنین اندیشه‌هایی از بنیادهای فرهنگی سایر ملل، مذاهب و مكاتب بهره برده است، به همین دلیل است كه اعلامیه جهانی حقوق بشر مصوب 51 عضو سازمان ملل با فرهنگها و نظرات گوناگون است و دو میثاق بین المللی حقوق بشر و پروتكلهای اختیاری حقوق مدنی و سیاسی با اعتقادات ادیان و مكاتب تا حدود زیادی همخوانی و همراهی داردبه همین دلیل با قاطعیت می‌توان گفت: «حقوق بشر امروزی تلفیقی از اعتقادات و ارزشهای مربوط به نوع بشر از گذشته تا به امروز است».

اعلاميه جهانى حقوق بشر، به راستى اعلاميه اى جهانى است؟!

به نظر مى رسد كه چنين نباشد؛ زيرا همان طور كه برخى از محققان معتقدند«حقوقى كه به نام حقوق بشر تشريح مى شود، با توجه به ويژگى هاى اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى جامعه اى كه از اين حقوق در آن جا تعريف به عمل مى آيد، شكل متفاوتى به خود مى گيرد. از اين رو، حقوق بشر هيچ گاه در چارچوب يك تعريف عام و قابل پذيرش عمومى نگنجيده است. اين امر موجب بروز يك معضل در نظام حقوق بين الملل شده است.» لازمه جهانى بودن آن است كه، يا به همه فرهنگ ها توجه شود يا دست كم، قدر مشترك همه نظام هاى حقوقى اخذ شود. همان طور كه برخى از دولت هاى جهان سوم نظير جمهورى اسلامى ايران، هند، چين و برزيل اعلام كرده اند. حقوق بشر مورد نظر غرب برخلاف فرهنگ و عقيده آن هاست ولذا در مسايل حقوق بشر بايستى به فرهنگ هاى بومى توجه شود و معيارهايى كه صرفاً براى مبناى فرهنگ و سنن و فلسفه غربى است، نبايد جهانى تلقى شود.

حقوق بشر را بايد برچه مبنايي اعلام كرد؟

اعلاميه جهاني حقوق بشر كه در دهم دسامبر 1948م با چهل‌وهشت رأي موافق و هشت رأي ممتنع به تصويب رسيد، ازهمان ابتداي شكل‌گيريِ مقدمات آن، مناقشات مهمي را برانگيخت و تفاوت‌هاي بنيادي فراواني را در ارزش‌ها و فرهنگهاي ملل آشكار ساخت. اين مناقشات و تفاوت‌ها، سرانجام در دو قلمروي «بين‌تمدني» و «درون­تمدني»، و سه عرصة «فلسفي»، «تاريخي» و «عملي» آرايش يافت.

يكي از پايدارترين مسائل اين بود كه حقوق بشر را بايد بر چه مبنايي اعلام كرد. تاريخچه اعلاميه مشخص ميكند كه مسائل مورد بحث در آن دوران و ديدگاه‌هايي كه الهام‌بخش روايت نهايي «اعلامية حقوق بشر» بودند، در اساس، به يك منظومة فلسفي غربي مربوط مي‌شدند. سنّت‌هاي فلسفي و حقوقي غير‌غربي ــ كه شايد مي‌توانستند خواسته‌هاي آرماني متفاوت يا تكميلي حقوق بشر را مطرح سازند ــ به ندرت در مذاكرات و مشورت‌ها مدنظر قرار گرفتند. حتي آن بخش از اعضاي كميسيون حقوق بشر كه نمايندگي كشورهاي غيرغربي را بر عهده داشتند، در اغلب موارد، خود در غرب يا در مؤسساتي درس خوانده بودند كه نمايندگان قدرتها و انديشههاي غربي در كشورشان بودند. بنابراين اگرچه گهگاه به سنّت‌هاي غيرغربي مانند آيين كنفسيوس يا اسلام ارجاعاتي مي‌شد، اما ارجاع به سنّتهاي غربي بر نظرخواهيهايي كه به تدوين نهايي «اعلاميه جهاني» انجاميدند، سخت مسلط بود.

اعلاميه جهاني حقوق بشر، بر مباني فرهنگ غرب :

اعلاميه جهاني حقوق بشر، بر مباني فرهنگ غرب، به‌ويژه فلسفه حقوق طبيعي، استوار است. بشر ليبرال غرب، چنان‌كه جان راولز(John Rawls) به درستي توضيح ميدهد، سه وجه اساسي دارد: نخست، حكومت مردم‌سالار مبتني بر قانون اساسي مستدل، كه منافع اساسي مردم را تأمين ميكند؛ دوم، شهرونداني كه به لحاظ يك رشته «تعلقات مشترك»(Common Sympathy) وحدت يافته‌اند؛ و سوم، يك طبيعت اخلاقي. به نظر راولز، وجه نخستْ امري حقوقي و نهادي است؛ وجه دوم فرهنگي و سرانجام، وجه سوم مستلزم انطباق دقيق با مفهومي سياسي از حق و عدالت است.مطالعة مواد مختلف اعلامية حقوق بشر، ابتنا و التزام اين اعلاميه به انسان‌شناسي فوق را نشان مي‌دهد. هرچند تاكنون تلاشهاي زيادي براي انفكاك ملازمة حقوق بشر با انسان‌شناسي فلسفه ليبرال غرب صورت گرفته، و به تعميم و تسرّي حقوق بشر به ديگر سنّتهاي فكري ـ اجتماعي توجه شده است، اما در سال 1948 م (سال تصويب اعلاميه) چنين نبود. در اين زمان، ملازمه ميان مواد اعلامية حقوق بشر و ليبراليسم غرب مشهود بود. نمايندة دولت عربستان در سومين كميتة مقدماتي كميسيون حقوق بشر، با توجه به اين ملازمه، برخي مواد اعلاميه را در حكم تعرض به اصول فرهنگ‌هاي دولت‌هاي اسلامي تلقي مي‌كرد.

اشاره اي به محتواي اعلاميه جهاني حقوق بشر:

اعلاميه جهاني حقوق بشر ، شامل يک مقدمه و 30 ماده است که چون بدون ذکر عنوان و سر فصل به صورت پشت سر هم آمده است ، دسته بندي واحدي نسبت به آن وجود ندارد و شارحين آن ، هر يک بر حسب ذوق و سليقه ي خود ، دسته بندي هايي را ارائه کرده اند . شايد بتوان ، مطالب اعلاميه را در شش بخش اصلي زير ، خلاصه و طبقه بندي کرد :

بخش اول ) ديدگاهها ، اصول و مباني (مواد1و2): 1- وحدت خانواده بشري ؛ 2- وحدت خانواده بشري ؛

3- حقوق بنيادين و غير قابل انتقال مرد و زن ؛ 4- آزادي ، برابري و برادري .

بخش دوم ) حقوق ، آزادي ها و مصونيتهاي شخصي (مواد3تا11).

بخش سوم ) حقوق بنيادين فرد در رابطه با خانواده ، سرزمين ، اشياء و جهان خارج (12تا17).

بخش چهارم ) حقوق و آزاديهاي عمومي و سياسي بنيادين (مواد18تا21)

بخش پنجم ) حقوق اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي (22تا27).

بخش ششم ) چگونگي ارتباط فرد و جامعه ، تکاليف فرد در برابر جامعه ، محدوديتهاي حقوق و آزادي هاي فردي و روش تفسير اعلاميه (مواد28تا30).

اصلي ترين جهت مثبت اعلاميه جهاني حقوق بشر:

شايد اصلي ترين جهت مثبت اعلاميه آن باشد که آرمانهاي عالي انساني و فطري را هر چند به صورتي کلي تدوين نموده و بر اجراي آن تأکيد ورزيده است . آرمانهايي که گذشته از انساني و فطري بودنشان ، نتيجه تلاشها و مبارزات مصلحان جامعه بشري در طول تاريخ ، اعم از پيامبران و حکيمان و ... بوده است . حداقل تأثير مثبت اين اعلاميه - حتي اگر در خارج هم عملا تحقق پيدا نکند - اين است که بر بسياري از مظالم ، تبعيضها ، ستمها ، محدوديتها و نابرابريها ، که سالها و قرنها با صورت و شکلي قانوني بر محرومين - بويژه در مغرب زمين - تحميل مي شد خط بطلان کشيد و آنها را غير قانوني اعلام کرد و در مقابل ، اصل را بر آزادي و برابري و برادري انسان نهاد .

چند انتقاد کلي به مجموعه ي اعلاميه جهاني حقوق بشر:

صاحب نظران معتقدند؛ غيرازانتقادي که به لحاظ محتوايي ممکن است نسبت به هر يک ازمواد اعلاميه جداي از سايرمواد ، وجود داشته باشد ، چند انتقاد کلي به مجموعه ي اعلاميه جهاني حقوق بشروارد است :

1- عدم صلاحيت لازم و کامل قانونگذار ؛ 2- فقدان شالوده هاي نظري ؛ 3- عدم هماهنگي و انسجام ؛ 4- عدم توجه به تکاليف.

ايدئولوژي «يك بام و دو هوا» قدرتهاي بزرگ، در قبال حقوق بشر:

رويكرد نوعي سياست ابزارگرايانه و ايدئولوژي «يك بام و دو هوا» توسط قدرت­هاي بزرگ، نظير آمريكا در قبال حقوق بشر موجب تزلزل بنيادهاي انساني و جهاني حقوق بشر گرديده است. اين­گونه دولت­ها در هنگام تصويب ميثاق بين­المللي مربوط به حقوق بشر و از حق تحفظّ و اعلام قيد استفاده كردند. اين امر به آنها اجازه تفسير مورد نظر خويش را از حقوق بشر داده است دولت آمريكا هنگام تصويب ميثاق بين­المللي حقوق مدني و سياسي،اعلام داشت كه نسبت به ماده هفت خود را ملزم مي­داند از رفتار ظالمانه و            غير انساني، يا مجازات خلاف شؤون انساني به مفهومي كه در اصلاحيه­هاي قانون اساسي آمريكا آمده است، خودداري كند.

بند يك ماده 20 ميثاق ابراز داشته است: «هرگونه تبليغ براي جنگ به موجب قانون ممنوع است.» دولت آمريكا بر اين ماده تحفظ دارد و آزادي بيان و اجتماعات را كه طبق قانون اساسي و ديگر قوانين آمريكا حمايت شده­اند، محدود نمي­نمايد. دولت فرانسه نيز در اين خصوص اعلام كرده است. و از جنگ كه در ماده 20، تبليغ آن ممنوع شده است، به معناي نقض قوانين و مقررات و ملاحظات بين­المللي است و قانونگذار فرانسه براي تبيين اين موضوع صالح است. همين كشور در مورد ماده 27، كه در مورد حقوق اقليت­هاي مذهبي در تقيّد به سنن مذهبي و آزادي انجام مراسم ديني است، اعلام داشته است: در پرتو اصل دوم قانون اساسي فرانسه، اين ماده تا آنجا كه مربوط به جمهوري فرانسه است قابل اجرا نيست.

از نمونه­هاي فوق اينگونه استنباط مي­گردد كه اين قدرت­ها نيز در برخي موارد، به صورت مشروط به اين اسناد پيوسته­اند، پس نبايد ساير ملل را به پيوستن بدون شرط و قيد مجبور نمايند و از سوي ديگر، برخورد دو گانه و حتي چندگانه مدعيان حقوق بشر نسبت به كشورهاي مختلف جهان و قضيه حقوق بشر در آنها، به ترديد در مقاصد و انگيزه­هاي پي­گيري وضعيت حقوق بشر مي­انجامد و اين امر به سست شدن التزام عملي و نظري بدان منجر خواهد شد.

جان كلام :

1. همه انسان ها و به طور كلي بشريت داراي حقوقي است كه براي همه از هر رنگ و نژاد و تيره و قبيله اي و با هر مذهب و مرام و مسلكي محفوظ است و همگان بايد به آن احترام بگذارند و مدّنظر قرار دهند.

2. حقوق مسلم افراد در بازي هاي دولت مردان و بخصوص دول زورگوي عالم، كه به كمتر از همه چيز قانع نيستند، تضييع و ناديده گرفته مي شود و در مسابقه براي تحكّم و زور و استعمارگري فرا نو، همين نوع بشر و زن و كودك بي گناه است كه تاوان كبر و مستي قلدران را مي پردازد.

3. اعلاميه جهاني حقوق بشرداراي نكات خوب و ارزنده اي براي بشريت است، اما اين بدان معنا نيست كه همه محتويات آن مورد تأييد باشد. مهم تر از همه اينكه در عصرحاضر، حقوق بشر به بهانه اي در دست مستكبران براي تعقيب منافع به ناحق خويش تبديل شده است.

4. شايد مهم ترين نكته اي كه در اعلاميه جهاني حقوق بشر ناديده گرفته شده است، احترام به اديان و فرهنگ هاي به حق و معتبر موجود در عرصه جهاني است.

 

 

پنجشنبه : 1393/2/18-8رجب1435-8 مي 2014

 

 

 

 

 

 

 منابع :

1- سعيد ميرزايى ينگجه، تحول مفهوم حاكميت درسازمان ملل متحد،تهران،دفترمطالعات سياسى وبين المللى وزارت امور خارجه، 1373.

2- محمود مسائلى،«نسل جديد حقوق بشر»، مجله سياست خارجى، تهران، دفترمطالعات سياسى وبين المللى وزارت امورخارجه، شماره 1، سال ششم، بهار1371.

3- سيد محمد اكبرى، «اصل عدم مداخله»، مجله پژوهش حقوق و سياست، تهران، دانشكده حقوق و علوم سياسى دانشگاه علامه طباطبايى، ش 1، سال اول، پاييز و زمستان 1378.

4- محمدتقى جعفرى تبريزى،تحقيقى دردو نظام حقوق جهانى بشرازديدگاه اسلام وغرب وتطبيق آن دوبا يكديگر، تهران، دفتر خدمات حقوقى بين المللى جمهورى اسلامى ايران، چاپ اول، 1370.

5- هدايت الله فلسفى، «تدوين و اعتلاى حقوق بشر»، مجله تحقيقاتى حقوقى، شماره 17ـ 16، سال 75 ـ 74.

6- على اكبرخسروى،حقوق بين الملل دفاع مشروع،تهران،آدينه،1373 .

7- سيد خليل خليليان، حقوق بين الملل اسلامى، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، چاپ پنجم، 1375 .

8- امير حسين رنجبريان، تأملي بر حقوق بشر. مجله راهبرد، ش4 .

نقدي براعلاميه جهاني حقوق بشر - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 8:20 قبل از ظهر

1024x768

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin:0cm; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

نقدي براعلاميه جهاني حقوق بشر                        

اسدالله افشار

 

درمفهوم حقوق بشرتعریف واحدی ارائه نشده و توافقی دراین مورد وجود ندارد، به بیان كلی حقوق بشر، حقوق بنیادین و انتقال ناپذیر است كه برای حیات نوع بشر اساسی تلقی می‌شود‌، یعنی مجموعه‌ای از ارزشها، مفاهیم،‌ اسناد و سازوكارها است كه موضوعشان حمایت از مقام و منزلت و كرامت انسانی‌است. هدف و غایت حقوق بشر تضمین حقوق اساسی افراد بوده و حقوق بشر به دنبال اعطاء حقوق مشخص افراد می‌باشد و منظور از حقوق اساسی افراد، ‌همان حقوق و آزادیهای فردی است كه عبارتند از: حكومت قانون- عادلانه- و آزادی بیان و اجتماعات و مصونیت جان و مال و آزادیهای ویژه ای چون حقوق اقتصادی ، مصونیت از تبعیض و حقوق بیگانگان با تمام زیرشاخه ها و چارچوبهای منطقی اجرای وجود ضمانت اجرای آنهاست.

حقوق بشر بارها تعریف و باز تعریف شده است و در هر دوره، مكتب و صاحبنظری از منظر خود به این موضوع نگریسته است و چارچوب آنرا تبیین كرده است. اگرچه برخی صاحبنظران، حقوق بشر فعلی را «حاصل تفوق و نفوذ فلسفه و اندیشه‌های غربی» در این زمینه می دانندولی باید اذعان نمود كه رشد و شكوفایی چنین اندیشه‌هایی از بنیادهای فرهنگی سایر ملل، مذاهب و مكاتب بهره برده است، به همین دلیل است كه اعلامیه جهانی حقوق بشر مصوب 51 عضو سازمان ملل با فرهنگها و نظرات گوناگون است و دو میثاق بین المللی حقوق بشر و پروتكلهای اختیاری حقوق مدنی و سیاسی با اعتقادات ادیان و مكاتب تا حدود زیادی همخوانی و همراهی داردبه همین دلیل با قاطعیت می‌توان گفت: «حقوق بشر امروزی تلفیقی از اعتقادات و ارزشهای مربوط به نوع بشر از گذشته تا به امروز است».

اعلاميه جهانى حقوق بشر، به راستى اعلاميه اى جهانى است؟!

به نظر مى رسد كه چنين نباشد؛ زيرا همان طور كه برخى از محققان معتقدند«حقوقى كه به نام حقوق بشر تشريح مى شود، با توجه به ويژگى هاى اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى جامعه اى كه از اين حقوق در آن جا تعريف به عمل مى آيد، شكل متفاوتى به خود مى گيرد. از اين رو، حقوق بشر هيچ گاه در چارچوب يك تعريف عام و قابل پذيرش عمومى نگنجيده است. اين امر موجب بروز يك معضل در نظام حقوق بين الملل شده است.» لازمه جهانى بودن آن است كه، يا به همه فرهنگ ها توجه شود يا دست كم، قدر مشترك همه نظام هاى حقوقى اخذ شود. همان طور كه برخى از دولت هاى جهان سوم نظير جمهورى اسلامى ايران، هند، چين و برزيل اعلام كرده اند. حقوق بشر مورد نظر غرب برخلاف فرهنگ و عقيده آن هاست ولذا در مسايل حقوق بشر بايستى به فرهنگ هاى بومى توجه شود و معيارهايى كه صرفاً براى مبناى فرهنگ و سنن و فلسفه غربى است، نبايد جهانى تلقى شود.

حقوق بشر را بايد برچه مبنايي اعلام كرد؟

اعلاميه جهاني حقوق بشر كه در دهم دسامبر 1948م با چهل‌وهشت رأي موافق و هشت رأي ممتنع به تصويب رسيد، ازهمان ابتداي شكل‌گيريِ مقدمات آن، مناقشات مهمي را برانگيخت و تفاوت‌هاي بنيادي فراواني را در ارزش‌ها و فرهنگهاي ملل آشكار ساخت. اين مناقشات و تفاوت‌ها، سرانجام در دو قلمروي «بين‌تمدني» و «درون­تمدني»، و سه عرصة «فلسفي»، «تاريخي» و «عملي» آرايش يافت.

يكي از پايدارترين مسائل اين بود كه حقوق بشر را بايد بر چه مبنايي اعلام كرد. تاريخچه اعلاميه مشخص ميكند كه مسائل مورد بحث در آن دوران و ديدگاه‌هايي كه الهام‌بخش روايت نهايي «اعلامية حقوق بشر» بودند، در اساس، به يك منظومة فلسفي غربي مربوط مي‌شدند. سنّت‌هاي فلسفي و حقوقي غير‌غربي ــ كه شايد مي‌توانستند خواسته‌هاي آرماني متفاوت يا تكميلي حقوق بشر را مطرح سازند ــ به ندرت در مذاكرات و مشورت‌ها مدنظر قرار گرفتند. حتي آن بخش از اعضاي كميسيون حقوق بشر كه نمايندگي كشورهاي غيرغربي را بر عهده داشتند، در اغلب موارد، خود در غرب يا در مؤسساتي درس خوانده بودند كه نمايندگان قدرتها و انديشههاي غربي در كشورشان بودند. بنابراين اگرچه گهگاه به سنّت‌هاي غيرغربي مانند آيين كنفسيوس يا اسلام ارجاعاتي مي‌شد، اما ارجاع به سنّتهاي غربي بر نظرخواهيهايي كه به تدوين نهايي «اعلاميه جهاني» انجاميدند، سخت مسلط بود.

اعلاميه جهاني حقوق بشر، بر مباني فرهنگ غرب :

اعلاميه جهاني حقوق بشر، بر مباني فرهنگ غرب، به‌ويژه فلسفه حقوق طبيعي، استوار است. بشر ليبرال غرب، چنان‌كه جان راولز(John Rawls) به درستي توضيح ميدهد، سه وجه اساسي دارد: نخست، حكومت مردم‌سالار مبتني بر قانون اساسي مستدل، كه منافع اساسي مردم را تأمين ميكند؛ دوم، شهرونداني كه به لحاظ يك رشته «تعلقات مشترك»(Common Sympathy) وحدت يافته‌اند؛ و سوم، يك طبيعت اخلاقي. به نظر راولز، وجه نخستْ امري حقوقي و نهادي است؛ وجه دوم فرهنگي و سرانجام، وجه سوم مستلزم انطباق دقيق با مفهومي سياسي از حق و عدالت است.مطالعة مواد مختلف اعلامية حقوق بشر، ابتنا و التزام اين اعلاميه به انسان‌شناسي فوق را نشان مي‌دهد. هرچند تاكنون تلاشهاي زيادي براي انفكاك ملازمة حقوق بشر با انسان‌شناسي فلسفه ليبرال غرب صورت گرفته، و به تعميم و تسرّي حقوق بشر به ديگر سنّتهاي فكري ـ اجتماعي توجه شده است، اما در سال 1948 م (سال تصويب اعلاميه) چنين نبود. در اين زمان، ملازمه ميان مواد اعلامية حقوق بشر و ليبراليسم غرب مشهود بود. نمايندة دولت عربستان در سومين كميتة مقدماتي كميسيون حقوق بشر، با توجه به اين ملازمه، برخي مواد اعلاميه را در حكم تعرض به اصول فرهنگ‌هاي دولت‌هاي اسلامي تلقي مي‌كرد.

اشاره اي به محتواي اعلاميه جهاني حقوق بشر:

اعلاميه جهاني حقوق بشر ، شامل يک مقدمه و 30 ماده است که چون بدون ذکر عنوان و سر فصل به صورت پشت سر هم آمده است ، دسته بندي واحدي نسبت به آن وجود ندارد و شارحين آن ، هر يک بر حسب ذوق و سليقه ي خود ، دسته بندي هايي را ارائه کرده اند . شايد بتوان ، مطالب اعلاميه را در شش بخش اصلي زير ، خلاصه و طبقه بندي کرد :

بخش اول ) ديدگاهها ، اصول و مباني (مواد1و2): 1- وحدت خانواده بشري ؛ 2- وحدت خانواده بشري ؛

3- حقوق بنيادين و غير قابل انتقال مرد و زن ؛ 4- آزادي ، برابري و برادري .

بخش دوم ) حقوق ، آزادي ها و مصونيتهاي شخصي (مواد3تا11).

بخش سوم ) حقوق بنيادين فرد در رابطه با خانواده ، سرزمين ، اشياء و جهان خارج (12تا17).

بخش چهارم ) حقوق و آزاديهاي عمومي و سياسي بنيادين (مواد18تا21)

بخش پنجم ) حقوق اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي (22تا27).

بخش ششم ) چگونگي ارتباط فرد و جامعه ، تکاليف فرد در برابر جامعه ، محدوديتهاي حقوق و آزادي هاي فردي و روش تفسير اعلاميه (مواد28تا30).

اصلي ترين جهت مثبت اعلاميه جهاني حقوق بشر:

شايد اصلي ترين جهت مثبت اعلاميه آن باشد که آرمانهاي عالي انساني و فطري را هر چند به صورتي کلي تدوين نموده و بر اجراي آن تأکيد ورزيده است . آرمانهايي که گذشته از انساني و فطري بودنشان ، نتيجه تلاشها و مبارزات مصلحان جامعه بشري در طول تاريخ ، اعم از پيامبران و حکيمان و ... بوده است . حداقل تأثير مثبت اين اعلاميه - حتي اگر در خارج هم عملا تحقق پيدا نکند - اين است که بر بسياري از مظالم ، تبعيضها ، ستمها ، محدوديتها و نابرابريها ، که سالها و قرنها با صورت و شکلي قانوني بر محرومين - بويژه در مغرب زمين - تحميل مي شد خط بطلان کشيد و آنها را غير قانوني اعلام کرد و در مقابل ، اصل را بر آزادي و برابري و برادري انسان نهاد .

چند انتقاد کلي به مجموعه ي اعلاميه جهاني حقوق بشر:

صاحب نظران معتقدند؛ غيرازانتقادي که به لحاظ محتوايي ممکن است نسبت به هر يک ازمواد اعلاميه جداي از سايرمواد ، وجود داشته باشد ، چند انتقاد کلي به مجموعه ي اعلاميه جهاني حقوق بشروارد است :

1- عدم صلاحيت لازم و کامل قانونگذار ؛ 2- فقدان شالوده هاي نظري ؛ 3- عدم هماهنگي و انسجام ؛ 4- عدم توجه به تکاليف.

ايدئولوژي «يك بام و دو هوا» قدرتهاي بزرگ، در قبال حقوق بشر:

رويكرد نوعي سياست ابزارگرايانه و ايدئولوژي «يك بام و دو هوا» توسط قدرت­هاي بزرگ، نظير آمريكا در قبال حقوق بشر موجب تزلزل بنيادهاي انساني و جهاني حقوق بشر گرديده است. اين­گونه دولت­ها در هنگام تصويب ميثاق بين­المللي مربوط به حقوق بشر و از حق تحفظّ و اعلام قيد استفاده كردند. اين امر به آنها اجازه تفسير مورد نظر خويش را از حقوق بشر داده است دولت آمريكا هنگام تصويب ميثاق بين­المللي حقوق مدني و سياسي،اعلام داشت كه نسبت به ماده هفت خود را ملزم مي­داند از رفتار ظالمانه و            غير انساني، يا مجازات خلاف شؤون انساني به مفهومي كه در اصلاحيه­هاي قانون اساسي آمريكا آمده است، خودداري كند.

بند يك ماده 20 ميثاق ابراز داشته است: «هرگونه تبليغ براي جنگ به موجب قانون ممنوع است.» دولت آمريكا بر اين ماده تحفظ دارد و آزادي بيان و اجتماعات را كه طبق قانون اساسي و ديگر قوانين آمريكا حمايت شده­اند، محدود نمي­نمايد. دولت فرانسه نيز در اين خصوص اعلام كرده است. و از جنگ كه در ماده 20، تبليغ آن ممنوع شده است، به معناي نقض قوانين و مقررات و ملاحظات بين­المللي است و قانونگذار فرانسه براي تبيين اين موضوع صالح است. همين كشور در مورد ماده 27، كه در مورد حقوق اقليت­هاي مذهبي در تقيّد به سنن مذهبي و آزادي انجام مراسم ديني است، اعلام داشته است: در پرتو اصل دوم قانون اساسي فرانسه، اين ماده تا آنجا كه مربوط به جمهوري فرانسه است قابل اجرا نيست.

از نمونه­هاي فوق اينگونه استنباط مي­گردد كه اين قدرت­ها نيز در برخي موارد، به صورت مشروط به اين اسناد پيوسته­اند، پس نبايد ساير ملل را به پيوستن بدون شرط و قيد مجبور نمايند و از سوي ديگر، برخورد دو گانه و حتي چندگانه مدعيان حقوق بشر نسبت به كشورهاي مختلف جهان و قضيه حقوق بشر در آنها، به ترديد در مقاصد و انگيزه­هاي پي­گيري وضعيت حقوق بشر مي­انجامد و اين امر به سست شدن التزام عملي و نظري بدان منجر خواهد شد.

جان كلام :

1. همه انسان ها و به طور كلي بشريت داراي حقوقي است كه براي همه از هر رنگ و نژاد و تيره و قبيله اي و با هر مذهب و مرام و مسلكي محفوظ است و همگان بايد به آن احترام بگذارند و مدّنظر قرار دهند.

2. حقوق مسلم افراد در بازي هاي دولت مردان و بخصوص دول زورگوي عالم، كه به كمتر از همه چيز قانع نيستند، تضييع و ناديده گرفته مي شود و در مسابقه براي تحكّم و زور و استعمارگري فرا نو، همين نوع بشر و زن و كودك بي گناه است كه تاوان كبر و مستي قلدران را مي پردازد.

3. اعلاميه جهاني حقوق بشرداراي نكات خوب و ارزنده اي براي بشريت است، اما اين بدان معنا نيست كه همه محتويات آن مورد تأييد باشد. مهم تر از همه اينكه در عصرحاضر، حقوق بشر به بهانه اي در دست مستكبران براي تعقيب منافع به ناحق خويش تبديل شده است.

4. شايد مهم ترين نكته اي كه در اعلاميه جهاني حقوق بشر ناديده گرفته شده است، احترام به اديان و فرهنگ هاي به حق و معتبر موجود در عرصه جهاني است.

 

 

چهارشنبه : 17/2/1393- 7رجب1435- 7مي 2014

 

 منابع :

1- سعيد ميرزايى ينگجه، تحول مفهوم حاكميت درسازمان ملل متحد،تهران،دفترمطالعات سياسى وبين المللى وزارت امور خارجه، 1373.

2- محمود مسائلى،«نسل جديد حقوق بشر»، مجله سياست خارجى، تهران، دفترمطالعات سياسى وبين المللى وزارت امورخارجه، شماره 1، سال ششم، بهار1371.

3- سيد محمد اكبرى، «اصل عدم مداخله»، مجله پژوهش حقوق و سياست، تهران، دانشكده حقوق و علوم سياسى دانشگاه علامه طباطبايى، ش 1، سال اول، پاييز و زمستان 1378.

4- محمدتقى جعفرى تبريزى،تحقيقى دردو نظام حقوق جهانى بشرازديدگاه اسلام وغرب وتطبيق آن دوبا يكديگر، تهران، دفتر خدمات حقوقى بين المللى جمهورى اسلامى ايران، چاپ اول، 1370.

5- هدايت الله فلسفى، «تدوين و اعتلاى حقوق بشر»، مجله تحقيقاتى حقوقى، شماره 17ـ 16، سال 75 ـ 74.

6- على اكبرخسروى،حقوق بين الملل دفاع مشروع،تهران،آدينه،1373 .

7- سيد خليل خليليان، حقوق بين الملل اسلامى، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، چاپ پنجم، 1375 .

8- امير حسين رنجبريان، تأملي بر حقوق بشر. مجله راهبرد، ش4 .


Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4

/* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

معرفي دوكتاب  جدید دکتر اسدالله افشار ازسوی  پایگاه خبری تحلیلی خبیرنیوز

تاریخ:۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۳

 

1- نام كتاب : تفسيري برقرأئت ديني ازوحدت

 

مؤلف :دكتراسدالله افشار

نا شر: مؤسسه ي انتشاراتي سفيراردهال (تلفن پخش : 88319342)

سال انتشار: بهار 93

تعدادصفحه : 400

قيمت : 220000ريال

قابل عرضه در : بيست وهفتمين نمايشگاه بین المللی كتاب ؛ سالن شبستان راهرو19غرفه 28

 

خلاصه اي ازكتاب :

ایجاد اتحاد میان آحاد مسلمانان درسراسرجهان، ازآرمان‌های اصیل اسلام است. انسجام اسلامی ازاصول راهبردی مورد توجه قرآن وسیره نبوی وائمه اطهار(ع)است که دربیانات بنیانگذاروحدت بزرگ اسلامی حضرت امام خمینی (ره) نیزبدین بیان تجلی کرده است:«اسلام دردوکلمه خلاصه می‌شود:کلمه توحید وتوحیدِ کلمه».آثاراتحادازدیدگاه قرآن ازمهم‌ترین وشاخص‌ترین عناصرزندگی بشراست که انسان به عنوان امری راهبردی درزندگی خویش خواهان دستیابی به این آثاراست.ازجمله این اهداف وعناصرمی‌توان به «امنیت وآرامش اجتماعی وسیاسی»اشاره کرد.

اين کتاب با عنوان"تفسيري برقرائت ديني ازوحدت" تلاشي نظري- والبته تا حدي کاربردي- درزمينه تحقق آرما ن وحدت است که درحقيقت، انگيزه اصلي تأليف آن، فهم،تبيين وتوليد محتوادربارة وحدت ازدومنظر ملي ودرجهان اسلام است. ازديگررويکردهايي که درتدوين اين کتاب به چشم مي‌خورد،به ترويج نوعي ادبيات همگرايي با تأکيد برموضوع وحدت اسلامي است که مؤلف وسايرمحققان دراين اثر،كوشيده‌اند تاحد امکان به بسط و توسعه آن دست يابند.والبته آنچه دراين کتاب،نمايان است،اين است که بخش قابل توجهي ازادبيات موجود- که دربارة روابط وتعامل ميا ن کشورهاي اسلامي شکل گرفته است- بيشترمعطوف به مشکلات و اختلافات کهن جهان اسلام است وبه نوعي بازگويي و بازپردازي دردهاي تاريخي به شمار مي‌رود. البته چنان که صاحب نظران نيزاذعان کرده اند،اين امردر برخي موارد،اجتناب ناپذيرمي‌نمايد؛چرا که به نظر مي‌رسد دراين مسير،راه گشايي وچاره سازي به خاطربرخي مشکلات ومسأئل اساسي،مورد اغماض و چشم پوشي قرارگرفته با شد. نوشتارحاضرباتوجه به 90بحث ارائه شده؛ازسه دفترباسرفصلهايي كه درذيل خواهدآمدتشكيل شده است، ومؤلف برآنست كه موضوع وحدت رابا استفاده ازتمام ظرفيت ها واستعدادهاي تحقيقا تي موجود،موردتأمل و واكاوي همه جانبه قراردهد:

دفتراول) بازخواني مفهوم،مبا ني، علل،آثا رومحورهاي وحدت ازمنظراسلام(30بحث) ؛

دفتردوم) بررسي راهكا رهاي عملي وحدت درجهان ا سلام (30بحث) ؛

دفترسوم) وحدت ملي (30بحث) .

علاقمندان مي توانند اين كتاب رادربيست وهفتمين نمايشگاه بین المللی كتاب وازسالن شبستان راهرو19غرفه 28تهيه نمايند.

2 - نام كتاب : ازجهاداقتصادي تااقتصاد مقاومتي

 

مؤلف :دكتراسدالله افشار

نا شر: مؤسسه ي انتشاراتي سفيراردهال (تلفن پخش : 88319342)

سال انتشار: بهار 93

تعدادصفحه : 450

قيمت : 250000ريال

قابل عرضه در : بيست وهفتمين نمايشگاه بین المللی كتاب ؛ سالن شبستان راهرو19غرفه 28

 

خلاصه اي ازكتاب :

اصطلاح"اقتصادمقا ومتی" اولین باردرتاریخ 16/6/1389 توسط مقام مظم رهبري وارد اد بیا ت اقتصا دی کشور شد . واین نکته رانیزباید درنظرداشت که درادبیات اقتصادی معمولا برای حمایت ازاقتصادوبه ویژه تولید ملی بیشترازواژه اقتصادحمایتی (Protectionism) استفاده می کنند و این واژه بدان معناست که اقتصاد ملی باید از هر نظر مورد حمایت جدی قرار گیرد. البته شايان توجه است که واژه اقتصاد مقاومتي که توسط رهبري به کار برده شد بسيارفراترازاقتصاد حمايتي ودربردارنده ابعاد نوين وبسيارگسترده اي درعرصه اقتصاد ملي و   بين الملل مي باشد . مقام معظم رهبری با آگاهی کامل ازجنگ اقتصادی دشمن و اهداف آن‌ها از تشدید فشارها و تحریم‌ها علیه ایران همواره تلاش کردند، به ارائه برنامه‌ها و الگوهای مناسب جهت مقابله با این فشارها بپردازند. با توجه به تشدید فشارها وتحریم‌های دشمنان آنچه بیش ازپیش درسخنان دوسال اخیرمقام معظم رهبری برآن تأکیدشده،بحث«اقتصاد مقاومتی»است.ایشان معتقدندکه یکی ازراه‌های عبورازمقطع حساس وسرنوشت ‌سازکنونی جدی‌گرفتن اقتصاد مقاومتی ا ست .

مؤلف دراین اثرتلاش دارد باارائه مباحث علمی درخورتحلیل؛درچهارگفتارمجزاومستقل اماپیوسته ودرارتباط با یکدیگر مباحثی رابطورمختصرومعجزازمنظراندیشمندان، صاحبنظران، کارشناسان ونویسندگان مسأئل اقتصادی درچهارعنوان ذیل مطرح و مورد واکا وی قرارد هد :

گفتاراول ) درباب اقتصا د (38 بحث) ؛

گفتاردوم) درباب اقتصاد اسلامی ( 36 بحث) ؛

گفتارسوم) درباب جهاد اقتصا د ی (37 بحث) ؛

گفتارچهارم) درباب اقتصاد مقا ومتی (38) .

علاقمندان مي توانند اين كتاب رادربيست وهفتمين نمايشگاه بین المللی كتاب وازسالن شبستان راهرو19غرفه 28  تهيه نمايند.

 

 

 

                  

 

                  

روند افول اقبال جهانی آمریکا - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 8:19 قبل از ظهر
1024x768 1024x768

روند افول اقبال جهانی آمریکا                            

اسدالله افشار

 

انقلاب اسلامی ایران را می توان از جمله مهمترین تحولاتی دانست که در قرن گذشته سبب تحولات و دگرگونی های بسیاری در حوزه منافع قدرت های بزرگ شد. انقلاب اسلامی ایران نظام سیاسی جدیدی را به دنیا معرفی کرد که بر نفی سلطه استوار بود. این انقلاب به همان سرعتی که در میان توده های مردم در اقصی نقاط جهان جا باز می کرد به یکی از هدف های براندازی سرویس های امنیتی و سیاسی نظام سلطه و مشخصا آمریکا مبدل شد تا جایی که برای تحقق آن بودجه های رسمی تصویب شد و اختصاص یافت که (جرج سوروس ـ میلیاردر یهودی آمریکایی ـ پیش برنده) OSI (سرمایه نهادهایی چون بنیادهای سوروس با نام اصلی بنیاد جامعه باز طرح های موسوم به انقلاب مخملین) را باید به آن افزود آمریکا برای حذف انقلاب اسلامی طرح های مختلفی داشت و دارد که در فازهای مختلف قرار می گیرد و یا جنگ نرم فعال ترین آنهاست.

نقض حقوق بشروحقوق شهروندي درآمريكا :

آمریکا... مهد آزادی.... دموکراسی.... لیبرالیسم.... مجسمه آزادی.... همه عباراتی است که در عکس فوری از ایالات متحده آمریکا جای می گیرد. اما به راستی چقدراین ادبیات شایسته کشوری همچون آمریکاست. کشوری که تاکنون به بيش از23 کشورجهان حمله نظامی کرده است ویک بار نیزاز بمب اتمی علیه نوع بشر استفاده کرده به راستی مهدآزادی است؟ کشوری که دردوجنگ خونین عراق و افغانستان مشغول خونریزی وکشتارزنان وکودکان بی گناه بوده است ودرآشوب هاي خاورميانه وناامن كردن كشورهاي دنيادستي برآتش داشته است آيامهدآزادی است؟!

البته شاید عده‌ای فکرکنند که حداقل ، معیارهای آزادی و حقوق بشر در داخل خاک کشورآمریکارعایت مي شوداماشواهد وقراین چیزی خلاف این موضوع راتصدیق می کند. درآمریکا آزادی مطبوعات، بیان و اینترنت به بهانه‌های واهی از سوی دولت محدود شده است و شهروندان هر روز با محدودیت‌های بیشتری در بهره‌گیری از حقوق و تامین منافع خود روبه رو می‌شوند. شهروندان آمریکا به اطلاعات آزادانه دسترسی ندارند بلکه همواره بر آنها نظارت می‌شود و همین نظارت‌ها آنها را محدود می‌کند.رسانه‌های آمریکایی بارها تصریح کرده‌اند که دولت ازتجهیزات ارتباطاتی پیشرفته برای شنوداستفاده می‌کند واین کار زیرنظرآژانس امنیت ملی آمریکا صورت می‌گیرد. به دنبال حمله یازدهم سپتامبر، دولت آمریکا با دستاویز قراردادن این حمله به سازمان‌های ذیربط اطلاعاتی وامنیتی امکان داد تا نه تنها تمامی ارتباطات شهروندان این کشور را كه حتي مقامات رسمي وبلندپايه كشورهاي جهان راچون فرانسه ،آلمان و... شنود کرده و در صورت لزوم وارد عمل شوند و بر اطلاعات نظارت کامل داشته باشند.

ضعف‌های آمریکا :

بحران‌هائی همچون جنبش وال استریت، مشکلات فزاینده اقتصادی و نگرانی‌هائی که در عراق و افغانستان برای آمریکا بوجودآمده وتاامروزنيزبیشترهم شده است ، بن بست تاریخی بزرگی را برای این کشور رقم زده است. آمریکا نمی‌تواند از گردابی که اکنون در آن دست و پا می‌زند نجات پیدا کند.

درهمین حال، شکست‌های بزرگتری نیزبه سراغ آمریکا آمده‌اند که نشان می‌دهند هرروزکه می‌گذرد ملت‌ها بیش از گذشته ازواشنگتن فاصله می‌گیرند ودولت‌های آمریکا واسرائیل هرروز منزوی‌تر می‌شوند. سقوط دیکتاتورهای مصر،تونس، لیبی و درآستانه سقوط قرارگرفتن دیکتاتوریمن و به لرزه در آمدن تخت و تاج آل سعود و آل خلیفه و چند شاه و دیکتاتوردیگر، رویدادهای نامیمونی برای آمریکا وفرزند نامشروعش اسرائیل هستند. با این حوادث، رویاهای سلطه‌جویانه آمریکا ورژیم صهیونیستی درمنطقه خاورميانه بدون تعبیر ماندند و همه چیز برخلاف اراده آنها رقم خورده است.

آمریکا ورژیم صهیونیستی تاهمین سال گذشته ازخاورمیانه جدید مورد نظرخود سخن می‌گفتند ودر رؤیاهای خود، کشورهائی را در نقشه جغرافیائی خاورمیانه می‌دیدند با دولت‌هائی کاملاً مطیع و تسلیم اراده آنها. اما دوسال پيش وزیردفاع وقت آمریکا اعتراف نمودکه اسرائیل در سراشیبی سقوط قرارگرفته وسران رژیم صهیونیستی نیز از اینکه سرنوشت کشورهای عربی و شمال آفریقا برخلاف میل و اراده آنها رقم خورده، نگران آینده خود هستند. این رویدادها بدین معنی است که نه تنها آنچه خواست و اراده سران کاخ سفید و رژیم صهیونیستی بود تحقق نیافته، بلکه همه چیز درست در جهت عکس به پیش می‌رود. ستاره بخت آمریکا رو به افول است و رژیم صهیونیستی نیز به سوی زوال به پیش می‌رود.

آمریکا در مسیر قهقرائی و عدم محبوبیت :

نگرانی اصلی واشنگتن اینست که با وجود نفرت روزافزون ملتها و گاهی هم دولتها نسبت به آمریکا آیا می توان اهداف استراتژیک واشنگتن در قلب خاورمیانه را محقق ساخت این سئوالی است که امروزه حتی تندروترین طیف نومحافظه کاران آمریکا نگران عواقب سیاست هایی هستند که افول قدرت آمریکا را بدنبال دارد. سیاستهائی که حتی متحدین دیروز و امروز آمریکا را هم به واکنش و مخالفت وادار کرده است.

کاندولیزا رایس رئیس وقت شورای امنیت ملی آمریکادر یک سخنرانی عمومی مطرح ساخت که علت تنفر عمومی از سیاست های آمریکا را درک نمی کند و نمی داند که چرا آمریکا این اندازه دشمن دارد وی حتی ازدانشگاهها ومراکز تحقیقاتی آمریکا خواست که رمزگشائی کنند و به علت دشمنی و اعتراض جهانی علیه آمریکا پی ببرند.اگرچه افشاگریها پیرامون فجایع زندانهای “ابوغریب” و “گوانتانامو” برای آمریکا اعتباری باقی نگذاشته است لکن بررسیهای آکادمیک نشان می دهدکه در پرتو رفتارهای قیم مآبانه آمریکا در سایر کشورها مدل رشدوتوسعه والگوی حقوق بشرودمکراسی آمریکائی کمترین محبوبیتی نداردوکمتر هواخواهی درجهان پیدا می کند وسیاستمداران آمریکائی نگرانند که گویا آمریکا درمسیر قهقرائی وعدم محبوبیت قرار گرفته است.شکست سیاستهای بوش پدروپسر و دستیارانشان بویژه درصحنه داخلی که مشخصا با کسری موازنه تجاری کسری بودجه وناکامی دراداره کشوربنمایش گذاشته شده باعث واگرائی بیشتر شده ودیگر سالهاست که آمریکا حتی برای متحدینش هم الگوی مناسبی محسوب نمی شود. “فیگارو” دراین زمینه هشدارداده بودکه آمریکا سعی دارد خود را عامل ثبات و تضمین کننده صلح جهانی معرفی کند ولی دنیا شاهد آنست که آمریکا بعنوان تهدید کننده و تخریب گر صلح عمل می نماید. سناتور “شوک هاگل” درآکادمی دیپلماتیک واشنگتن صریحاازیک نگرانی بزرگ پرده برداشت وخاطرنشان ساخت که افول شهرت واعتبارآمریکا به مرزهای وحشتناک رسیده واگرعلل وریشه های آن به درستی درک نشود نسل آینده مجبوراست با بحرانهای خطرناکتری دست وپنجه نرم کند. روندافول اقبال جهانی آمریکا ازمیان ارقام نظرسنجی ها بخوبی قابل ارزیابی است.“کارن هیوز” يكي ازمشاوران سابق بوش گفته است : دهها سال طول می کشد که آمریکا بتواند بر نفرت و کینه مردم جهان غلبه کند.

يكشنبه : 11393/2/14- 4رجب1435-4مارس2014

 

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin:0cm; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

 

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin:0cm; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

استاد مطهري مردی جامع درعلم وعمل - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 9:19 قبل از ظهر

استاد مطهري مردی جامع درعلم وعمل                       

 اسدالله افشار

 

درآستانه سي وپنجمين سالروزشهادت استادشهيد علامه مرتضي مطهري (ره) قرارداريم . مطهري مردي جامع درعلم و عمل، تعقل وتعبد و در درس و سياست، صاحب اخلاص، صداقت و شجاعت بود و نظيراو كم پيدا مي‌شود.جادارد بپرسيم ميراثي كه ازمطهري به‌جا‌مانده‌است‌چيست؟

 نگارنده اين سطوربرخودفرض مي داند تا درخصوص اين روحاني آگاه و روشنفكر، كه حق بزرگي برتاروپود فرهنگ اين جامعه دارد مطالب ونكاتي رادرپاسداشت اين شهيدعالي مقام كه مصادف باروزتجليل ازمقام معلم نيز مي باشد، مطرح ومورد بحث قراردهد.

اميد آن كه اين مختصر، مفيد و مؤثر و بيان كننده بخشي ازميراث اين شخصيت والاي واين معلم انديشمند وفرزانه باشد.

استاد شهيدمطهری؛ یک مصلح اجتماعی :‌

استادشهيدمطهری رابه عنوان یک روحانی واسلام شناس برجسته،به عنوان یک فیلسوف ومتفکرژرف اندیش ، به عنوان یک استاد و نویسنده نمونه و به عنوانهای دیگری از این قبیل شناخته ایم .اما شناخت او به عنوان یک مصلح اجتماعی، نیاز مغفولی است که به دو دلیل ضرورت مضاعفی یافته است، نخست آنکه مطهری از معدود متفکرانی است که مورد قبول و اقبال قشرهای متفاوت اجتماعی و طیف های مختلف فکری است و نظر صائب ، نیت خالص و قدرت نظریه پردازی او را همگان پذیرفته و تحسین کرده اند. دیگر آنکه با گذشت بيش ازسه دهه از تجربه برپایی نظام سیاسی بر مبنای تفکر دینی ، نیاز به بازاندیشی در گذشته برای حرکتی پرشتاب تروصحیح تر درآینده جای تردید ندارد.

نگاهی به آثاروکارنامه پربرکت این شهید بزرگ نشان می دهد که می توان او را به عنوان یک مصلح اجتماعی که اتفاقا از خاستگاه دین به همه چیز نگریسته است، مورد مطالعه قرار داد و از آثار مکتوب و شفاهی و از مهم ترین سیره عملی و رفتار اجتماعی او الگوی مطمئنی برای خود ساخت .

الگوی مهندسی فرهنگی ازمنظراستاد مطهری :

مهندسی فرهنگی عبارت است از یک رویکرد مفهومی به مدیریت و برنامه ریزی توسعه فرهنگی که در زمره مفاهیم در حال تغییر فرهنگ و طراحی راهبردهای عملی در ارتباط با منابع و مبانی و همچنین مشکلات برخاسته از فرهنگ و توسعه در زمینه ها و بسترهای گوناگون قرار می گیرد. به عبارت دیگر مهندسی فرهنگی در باره سیستم ها، فرایندها، جایگزین ها و فرمول بندی راه حل های خلاقانه برای چالش های توسعه نهادهای فرهنگی و تبلیغ و تشویق مشارکت مردم در زندگی فرهنگی است.

استاد مطهری در یک جامعه اسلامی مهندسی فرهنگی را با سه حرکت؛ تحلیه، تخلیه و تثبیت فرهنگی امکان پذیر می داند و اضلاع مثلث مهندسی فرهنگی در ساختار اندیشه ایشان دارای سه ضلع تحلیه، تخلیه و تثبیت فرهنگی می باشد. به عبارت دیگر از دیدگاه این متفکر بزرگ مقوله مهندسی فرهنگی در یک جامعه اسلامی با تخلیه برخی افکار و اندیشه ها از یک طرف، تحلیه مردم به برخی دیگر از افکار، احساسات و اندیشه ها از طرف دیگر و تثبیت این افکار و اندیشه ها و اعمال در آنها از جانب سوم جامه تحقق در می پوشد. این الگو به عنوان یک الگوی عام قابلیت کاربست در تمام فعالیت های فرهنگی در کشور و ازجمله در دانشگاه ها را دارد واساسا یکی از مناسب ترین وموفق ترین الگوهای ساماندهی و مدیریت فعالیت های فرهنگی می باشد.

 عقل و عاطفه استادمطهري در خدمت مباني دين :

مطهري مردي عاطفي وروحيه‌اي عرفاني ودلي متعبد داشت، اهل نمازشب بود و نماز شب اوهرگزازآغاز نوجواني ترك نشده بود.او هنگام ذكر مصائب خاندان پيغمبر بر منبر با اين‌كه استاد دانشگاه بود، روضه مي‌خواند و گريه مي‌كرد. اين وضع، امروز تعجب‌آور نيست، ولي در فضاي 50 سال پيش دانشگاه‌ها شجاعت مي‌‌خواست. مطهري بسيار عاطفي بود، اما با مدير قرار دادن عقل، عاطفه را، هم در وجود خويش و هم در جامعه ديني تحت سيطره عقل مي‌خواست و معتقد بود كه عاطفه بايد در خدمت مباني دين باشد.

سخناني كه اودرباره تحريفات واقعه عاشورا گفته ناشي ازاين نگاه عقلاني است. با جعل داستان عروسي حضرت قاسم مي‌توان عواطف را بيشتر تحريك كرد، اما حقيقت تابع قضاوت عقل است. شهيد مطهري با خرافات و با سنت‌هاي غلط مبارزه مي‌كرد . دفاع شجاعانه اوازحقوق زن دراسلام ناشي ازهمين نگاه عقلاني او بود.بخشي ازآثار مطهري را مسائل مربوط به زنان تشكيل مي‌دهد. آن روزي كه شهيد مطهري كتاب مساله حجاب را نوشت، اظهار‌نظر درباره حجاب اسلامي خيلي شجاعت مي‌خواست.

استاد شهيد مطهري؛ آسيب شناس بزرگ جهان اسلام :

استاد شهيد مطهري يك آسيب شناس بزرگ جهان اسلام بود كه قدرت فوق العاده اي در درك شرايط فعلي و تطبيق آن با شرايط مورد انتظار داشت. برهمين مبنا بود كه  46 سال پيش و20 سال قبل از پيروزي انقلاب اسلامي از افق حركت آينده صهيونيزم پرده برداشت و نسبت به خطر رو به رشد آن در درون كشورهاي اسلامي هشدار دادند. در عرصه هاي داخلي نيز استاد ، از خطر انحراف در جبهه اسلام سخن راند و مسئولان نظام را به خطر گسترش انديشه هايي كه به ظاهر اسلامي اند اما در باطن به تبليغ سكولاريزم مي پردازند هشدار داد. استاد شهيد مطهري پس از حضرت امام راحل اولين شخصي بود كه به خطر نفاق و سران منافقين پي برد و حتي تغيير در ايدئولوژي آنها را نيز سالها پيش از بروز، پيش بيني نموده و حتي مبارزه اش با رژيم شاه مانع از آن نشد تا از خطر گروه ها و جريان هاي انحرافي غافل بماند.

اعتقاد استاد مطهري به آميختگي دين وسيا ست :

شهيد مطهري و عالمان بزرگ اسلامي، نگرشي جامع نگر مبني بر اشتمال دين بر مصالح دنيا و آخرت داشته و نگرش افراطي و تفريطي به آن را طرد ميكنند. در اين ديدگاه، دنيا به مثابه راهي براي رسيدن به آخرت است. و در عرض آخرت قرار ندارد تا گمان تعارض و دو گانگي بين آنها برود، بلكه هم شئون مادي و هم معنوي، مورد اهتمام پيامبران بوده است. براين مبنا استاد مطهري از وابستگي دين و سياست حمايت كرده و اعتقاددارداين وابستگي به اين معني است كه توده مسلمان، دخالت در سرنوشت سياسي خود را يك وظيفه و مسوليت مهم ديني بشمارد. همبستگي دين و سياست به معني وابستگي دين به سياست نيست، بلكه به معني وابستگي سياست به دين است. از نظر وي، اسلام آييني جامع است كه شامل تمامي شئون زندگي بشر اعم از ظاهري و باطني مي شود و در عين حال كه مكتبي اخلاقي است، سيستمي اجتماعي و سياسي نيز به شمار مي رود. اسلام معنا را در ماده، باطن را در ظاهر،آخرت را در دنيا، مغز را در پوست و هسته را در پوسته نگهداري ميكند.

استاد مطهري ؛ معلمی فرهیخته :

در قلمرو پرورش توانایی ها و شایستگی های بشر ، دو نوع معلم و مربی مورد نیاز است این که استعدادها را بارور سازد . یکی معلم گفتار و بیان که از طریق آموزش ، درهای معرفت و دانش را به روی انسان بگشاید و دیگری معلم الگو و اسوه که رفتار و کردار او ، راه و رسم زندگی را ترسیم کند و دست انسان را گرفته و به مراحل کمال برساند . بررسی زندگی انسان های والایی که رفتار و کردار آنان می تواند سرمشق زندگی ما باشد ، برای رشد و تکامل انسان بسیار ضروری و مفید است از این رو استاد مطهری هم استاد بیان و هم قلم بود و هم سرمشق زندگی از نظر رفتار . او در بستر علم و دانش ، در جهاد قلمی و بیانی ، در پاسداری از مرزهای حق و حقیقت ، در تهجد و نیایش در دل شب در عزت و مناعت نفس ، در تواضع و فروتنی ، در حفظ حرمت بزرگان و جهات دیگر اسوه و سرمشق است و آشنایی با رموز و خصوصیات زندگی او می تواند عاشقان کمال را در عرصه علم و عمل یاری کند .

استادمطهري و تبیین آزادی :

استاد شهیدمطهري در راستای تبیین آزادی در حکومت اسلامی و نقد آزادی در مرام نظری و عملی لیبرال دموکراسی، میان آزادی عقیده و آزادی تفکر، تفکیکی اساسی صورت می‏دهد. آزادی عقیده از این منظر ویژگی نظام لیبرال دموکراسی و مبنای آن «تمایل» است در حالی که آزادی تفکر، خصوصیت نظام اسلامی و مبنای آن «اراده» است. استاد با تصریح به اشتباه اعلامیه حقوق بشر، مبنی برآزادی هر گونه عقیده ، براین باوراست که هراعلام برائت ازمشرکین را با اصل آزادی و حقوق واقعی بشر در تعارض نمی‏بیند ومعتقد است نفی عقاید مُضر و نه عقاید ادیان ابراهیمی و عقاید مستدل، منافاتی با آزادی و حقوق بشر ندارد.

 

مقابله استادمطهري با نفوذ انديشه‌هاي انحرافي :

يكي از مؤلفه ها و وي‍ژگي‌هايي‌كه مطهري را در اين جايگاه ممتاز قرار داد، حضور وي در جبهه مقابله با نفوذ انديشه‌هاي انحرافي درحوزه دين بود . مطهري به خوبي دريافت آنچه كه دين رادرعصرحاكميت ايدئولوژي‌هاي انساني تهديد مي‌كند، نه ظهور و بروز مكاتب اومانيستي و حتي الحادي است، بلكه شكل‌گيري انديشه‌هاي التقاطي است كه استحاله تدريجي دين را نشانه رفته است. تلاش براي به روز كردن دين و ارائه چهره اي ازآن متناسب با مقتضيات زمان، توسط مسلماناني كه دغدغه دين را داشته ولي به جاي تفقه در دين با وام گيري مفاهيم وارزشها ازديگر مكاتب به ظاهر مدرن جديد، حركتي انحرافي بود كه منجر به ارائه ديني التقاطي گرديد.

جان كلام :

بي‌شك استاد شهيد مرتضي مطهري را مي‌توان برجسته‌ترين شاگردامام خميني (ره) دانست كه نام وي چون خورشيدي درمحفل شاگردان امام(ره)مي‌درخشد.استادشهيد مرتضي مطهري باتفقه ودقت نظردرآموزه‌هاي ديني چنان برآن اشراف يافت که استادش دروصف آثاروي مي‌گويند:«آثاري كه از او هست، بي استثنا، همه آثارش خوب است. ومن كسي،ديگري راسراغ ندارم كه بتوانم بگويم بي‏استثناآثارش خوب است‏.»(11/2/61)

براستي اگر مطهري امروززنده بود دربرابرالتقاط جديد چگونه افشاگري مي‌کرد؟!جامعه امروزما به مطهري‌هاي ديگري سخت نيازمند است!

 

چهار شنبه : 1393/2/10- 30جمادي الثاني1435- 30آوريل2014

انسان ؛ كاروتلاش - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 8:46 قبل از ظهر

به مناسبت روز جهاني كار و كارگر

انسان ؛ كاروتلاش                                      

اسدالله افشار

 نخستین روز ماه مه برابربا12 اردیبهشت روزجهانی كاروكارگرنام دارد. اين قلم ضمن تبريك اين روزخجسته به جامعه كارگري ايران اسلامي؛ نكاتي رادرخصوص اين روزوگراميداشت آن يادآوري مي نمايد :

1- مفهوم کار بعنوان معنی مستقلی از زندگی روزمره شاید بعد از انقلاب صنعتی در ادبیات ظاهر شده باشد. برای انسان اولیه، کار با بقای او ارتباط داشت و به فعالیتهائی چون شکار، ماهی گیری، کشاورزی اولیه، جمع آوری میوه و دانه و اعمال سنن اجتماعی و قبیله ای محدود شد. حتی در دوران بعد از انقلاب صنعتی، به استثنای گروه معدودی که امکان تفریح بر ایشان وجود داشت، برای همگان کار روی زمین، یا در اشتغال به   حرفه های مختلف و بازرگانی از صبح تا شام، نوعی راه و روش زندگی بود.

2- از هنگامي كه آدمي بر كره زمين پديد آمد، براي رفع نيازهاي خود نيازمند كوشش بود. زندگي انسان بر محور كار مي‌گردد و كار، تلاش انسان جهت حصول به هدف معين است. كليد گشايش هر استعدادي در درون  انسان كار است. كار بزرگ‌ترين و شايد زيربنايي‌ترين بخش زندگي انساني است. چرا كه از كار مي‌توان به جوهره دروني افراد  پي برد و وقتي اين جوهره‌هاي  دروني‌ آشكار شوند  و استعدادهاي بالقوه به منصه ظهور  برسند مي‌توان به وجود جامعه‌اي پويا اميدوار بود.

3- مكاتب كوناگون بشري ديدگاه‌هاي مختلفي درباره كار داشته‌اند. در انديشه يونان  باستان از آنجا كه كار به بردگان اختصاص داشت فعاليتي تحقيرآميز و پست شمرده مي‌شد و اين ديدگاه در آثار فلاسفه يونان نيز وجود دارد. بتدريج در قرون وسطا وحاكميت كليسا بر اروپا تشويق به انجام كار براي كسب درآمد به وجود آمد. با گذشت زمان در دوران رنسانس و شكل‌گيري عقايد جديد درباره‌ انسان و دين و دنيا‌، كار جايگاه و اصالت ‌خاصي يافت. در جهان‌بيني اسلامي‌، كار مفهوم ويژه‌اي ‌دارد و آثار آن تمام‌ صحنه هستي را مي‌گيرد  و دنيا و آخرت‌ را به هم گره مي‌زند‌.

4- در پرتو آیین مبین اسلام، ایرانیان با دل و جان به احکام این دین حیات‌بخش که کار را عبادت دانسته و برای کارگران مقام و احترام ویژه‌ای قائل است، گرویده‌اند و براساس این تعالیم و رهنمودها، ادبیات این سرزمین به عنوان یکی از مقدس‌ترین جلوه‌های ادبیات جهان شکل گرفته است. ادبیاتی که ملهم از آیات قرآن کریم، احادیث نبوی و روایات پیشوایان عالی قدر مکتب نورانی تشیع است. در ادبیات غنی و شکوهمند ایران همواره از کار و کارگران به نیکی و عظمت یاد شده و به تحقیق در ادبیات هیچ سرزمینی تا این اندازه برچنین عناصری تکیه و تاکید نشده است.

5- دراشعار سخنوران گرانقدر و نامدار ادب پارسی، کار، عنصر رهایی جوامع از پلیدی‌ها و مذلت‌ها و عامل ارتقا وتوسعه معرفی شده وازکارگران به عنوان مردمان شریفی که نقش مهم وارزشمندی درگردش چرخهای جامعه دارند یاد شده است. در واقع گفتنی‌ها در این باره بسیار فراوان است تا جایی که می‌توان به آثار بسیاری در ادبیات کارگری که شاخه‌ای از ادبیات اجتماعی ایران و جهان است اشاره داشت و جا دارد که این آثار مورد توجه و تعمق افزونتری قرار گیرد.

6-  بي گمان كار به معناي تلاش و كوشش براي توليد درهر حوزه اي، عملي ارزشي است. كار به اشكال مختلف ظهور و بروز مي كند؛ از اين رو مي توان از كار فكري، كار هنري، كار معنوي و كار جسمي و بدني سخن گفت. درهمه اين موارد آن چه اصالت مي يابد تلاش توليدي بشراست. بشر براي دست يابي به كمال وسعادت و آسايش وآرامش، نيازمند تهيه امكانات و وسايل و برطرف كردن مشكلات و چالش هاي پيش روست. ازاين رو اقدام به تلاش و كوشش مي كند تا به اين هدف نايل شود. براي دست يابي به هدف، تلاش در شكل هاي پيش گفته خودنمايي مي كند.تفكروتدبروطرح وبرنامه ريزي، بخشي ازتوليد است. بدون تفكر و تدبر و تامل ممكن نيست تا انسان بتواند در حوزه عمل و تلاش جسمي موفق شود، از اين رو توليد فكري به عنوان توليد پايه مطرح مي شود.

7- نظام اقتصادی اسلام ارزش و اهمیت زیادی برای کار و کوشش و کارگر قائل است. تقدیس اسلام از کار و کارگر به اندازه ای زیاد است که در هیچ یک از مکاتب اقتصادی جهان وجود ندارد. برخلاف اندیشه های سرمایه داری که اقتصاد و ثروت را در اختیار طبقات مرفه و ثروتمند جامعه قرار داده است، و دیگر نحله های اقتصادی که در بالا بردن قدرت مالی بزرگ مالکان و اقشار بالای اجتماعی نظریه پردازی می کنند، نظام اقتصادی اسلام بیشترین اهمیت و توجه را به کار حلال و کارگران داده است و اصول و احکام لازم برای گرامیداشت کارگر و بالا بردن سطح زندگی او و انجام کار مشروع در جامعه را بیان ساخته است.

8- کار و کوشش یکی از نمودهای شکرگزاری از نعمت های بیکران خداوند است و کارگر شخصی قانع، قدرشناس و از بندگان راسخ خداوند تلقی می شود که با ارائه فعالیت اقتصادی مفید به جامعه به دیگر اعضای اجتماع خدمت می نماید. حضرت پیامبر اکرم (ص) با بوسه زدن بر دستان پینه بسته کارگری خسته، بر کل جهان ثابت نمودند که کار و کارگر ارزش معنوی و مادی بیکرانی در جامعه اسلامی دارد، هیچ یک از رهبران و پیشروان مکاتب و اندیشه های اقتصادی و اجتماعی تا این حد به کارگر و کار و کسب حلال او اهمیت نداده است.

9- از نظر اسلام کار فعالیتی برای تأمین معاش و تلاشی برای استقلال اقتصادی کشور و رهایی از وابستگی و مهمتر از همه، عبادتی برتر و جهاد در راه خداوند است. اثر شگرف این اندیشه ناب این است اگر کارگر یا کارمندی کار را عبادت و جهاد بداند هرچند زندگی اقتصادی اش تأمین باشد و به دیگران نیز وابسته نباشد، باز هم از کار و تلاش دست برنمی دارد. این همان اندیشه ای است که پیامبراکرم(ص) و امامان معصوم(ع) تلاش نمودند در جامعه بوجود آید و در اذهان مردم ماندگار شود، چرا که ماندگاری این فکر همیشه جامعه کارگری را بالنده و شاداب نگه می دارد و تمام اهداف دیگر را تحت پوشش قرار می دهد.این هدف بلند اهداف اولیه و میانی را نیز در برمی گیرد. وقتی کار عبادت شد، تأمین معاش و استقلال اقتصادی و رهایی از وابستگی را در دل خود دارد. از این گذشته اسلام کار را یک تکلیف تعطیل نشدنی می داند که در قاموس آن بازنشستگی مفهوم ندارد.

جان كلام :

- انجام كار، مطلوب خداوند است و همچون عبادت و جهاد در راه خدا مقدس است.

- در مكتب اسلام ‌بيكاري و نيازمند ديگران بودن امري ناپسند‌ شمرده شده است.

-  از واجبات مسلم بر هر فرد مؤمن لزوم انجام كار براي تأمين زندگي خود و خانواده  است.

- مسئوليت  اجتماعي  شخص  مؤمن، رفع نيازهاي جامعه  درحد توان است. برآوردن  نيازهاي جامعه واجب كفايي است و شخص بايد در برآوردن آن بكوشد.

- كار، وسيله كسب تجربه انسان است و بر رشد عقلاني  و اجتماعي او مي‌افزايد.

- انسان با كسب درآمد از نظر  روحي آرامش مي‌يابد. زيرا فرد نيازمند از نظر روحي در اضطراب و نگراني است.

- با كار، اعضاي  انسان توان  خود را بروز  مي‌دهد.

- با كار و تلاش ‌فقر دفع مي‌شود. كسب در آمد  باعث مي‌شود فرد بتواند ‌به ديگران كمك كند. فرد بايد در بعد اجتماعي  مفيد  و مؤثر باشد.

 

دوشنبه : 1393/2/8-28جمادي الثاني1435- 28آوريل2014


دلیل تأکید مداوم رهبر معظم انقلاب بر فرهنگ چیست؟ - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 8:5 قبل از ظهر

دلیل تأکید مداوم رهبر معظم انقلاب بر فرهنگ چیست؟            

 اسدالله افشار

 

فرهنگ مجموعه ای از بینش ها و کُنش ها،معقولات ومحسوسات ، اعتقادات و رفتارها درطول تاریخ یک جامعه است که از نسلی به نسل دیگر در همان جامعه منتقل می شود که شامل سنت های ملّی و قومی و هم آداب و عقاید دینی که در دو بُعد بینش ها ورفتارها ظهورمی یابد.بُعد دیگری که در زندگی انسان می باشد اقتصاد است که شامل همه فعالیتها و معادله هایی است که مربوط به معیشت و زندگی مادی انسان می شود. بنظر می رسد برقراری نسبت مستقیم و ارتباط میان دو حوزه اقتصاد و فرهنگ کمی دشوارباشد حتی شاید به کاربردن این دو واژه دریک امتداد یعنی «اقتصاد فرهنگ» یا «فرهنگ اقتصادی» ، موضوع را کمی پیچیده ترکند.درک ودریافت انسانها از کلیتی به نام اقتصاد معمولاً در چارچوبی برگرفته از باورهای آئینی ، سنتی و مذهبی آنها شکل می گیرد و ساخته می شود. بحث تاثیر متقابل فرهنگ و اقتصاد در شهرهای مدرن پیچیده است بطورمثال مردمانی که در شهرهای مدرن یا کلان شهرها زندگی می کنند به لحاظ روانی مایلند تا خود را توانگرتر از آنچه در واقعیت هستند نشان دهند در شهرها این تصویر بیرونی افراد است که سطح آنها را در اجتماعی که درآن زندگی می کنند تعیین می کند و شهروندان هویت خود را از ابزارآلاتی که در اختیار دارند اخذ می کنند .

فرهنگ مقوله بسیطی است اما به کوتاهترین سخن، عبارتست از آنچه بشر خلق کرده است، اعم از علم واخلاق و مصنوعات. اما اقتصاد، «علم تخصیص منابع کمیاب به احتیاجات روزافزون» است بنابراین، اقتصاد از آن حیث که علم است،خود زیرمجموعه ودردرون فرهنگ است درعین حال که می‌تواند برمادر خود، یعنی فرهنگ تأثیربگذارد.فرهنگ مادرهمه رفتارها وکنش‌های فردی وجمعی است وبرای همین ساختارگرایان، همه حوزه‌های کنش‌های فردی وجمعی اعم ازحوزه سیاست واجتماع واقتصاد را ساخته‌ی فرهنگ می‌دانند. با این روش، بسیاری از رفتارهای فردی و جمعی ما، هم ریشه فرهنگی دارد و هم اقتصادی، هم آثار فرهنگی به جای می‌گذارد هم اقتصادی.

رابطه اقتصاد و فرهنگ :

براي درک رابطه اقتصاد و فرهنگ بايد به خاستگاه اين دو نظر افكند. خاستگاه اقتصاد و فرهنگ را به تعبيري مي توان، جامعه تلقي نمود، جامعه نوعي سيستم اجتماعي است. سيستم اجتماعي، معلول روابط اجتماعي است. روابط اجتماعي برخلاف روابط طبيعي، اموري قطعي وتكويني نيستند. در سيستم هاي انساني بر روابط انساني به علت وجود اختيار و آگاهي او قطعيت حاكم نيست وانسان درشرايط معين مي تواند به يك عامل مشخص، پاسخ هاي متفاوتي بدهد و اين پاسخ هاي متعدد، چيزي جز وجود كثرت و گزينه هاي متفاوت نيست. با تعدد و وجود گزينه هاي متفاوت است كه پديده اي به نام (انتخاب) معنا پيدا مي كند و از ميان روابط ممكن بين پديده ها، ناگزير بايد يكي را برگزيد. انتخاب هاي گوناگون برمبناي ارزش هاي ذهني مختلف افراد صورت مي گيرند كه در واقع فرهنگ شكل دهنده ارزش هاي گوناگون براي افراد و جوامع مختلف است. بنابراين ملاحظه مي شود كه بين اقتصاد و فرهنگ رابطه تنگاتنگي وجود دارد.

اگر بخواهيم رابطه فرهنگ و اقتصاد را به شكل ديگري بيان كنيم، شايد بتوان گفت:اولا،رفتارهاي پايدار انساني حاصل و متأثر از فرهنگ است؛ ثانيا فعاليت هاي اقتصادي ازجمله رفتارهاي اقتصادي انسان است ودر نتيجه جزيي ازمجموعه رفتارهاي انساني به شمار مي آيد و ثالثا رفتارهاي اقتصادي(غير از رفتارهاي ناپايدار و استدلالي) مبتني بر فرهنگ است و رفتارهاي پايدار خاص، نتيجه فرهنگ خاص است. بنابراين رفتارهاي پايدار خاص اقتصادي نتيجه فرهنگ خاصي است. توسعه اقتصادي نيز به وضعيتي خاص از اقتصاد اطلاق مي شود و هر وضعيت خاص اقتصادي نتيجه رفتارهاي خاصي است. بنابراين توسعه اقتصادي نتيجه رفتارهاي خاصي است و اين رفتارهاي خاص، نيز نتيجه فرهنگي خاص بوده و به همين دليل مي توان نتيجه گرفت كه توسعه اقتصادي نيز وضعيت فرهنگي خاص خود را مي طلبد.

تعریف وتدوین ادبیات مربوط به مقوله اقتصاد فرهنگ وشناخت ابزار و تکنیک های مورد نیاز برای سنجش نسبت فرهنگ و اقتصاد نیازمند تلاشی مستمر، آگاهانه وعلمی است که انجام پژوهش های بنیادی-کاربردی و استفاده ازتجربیات سایرکشورها دراین زمینه قطعاًروشنگراین مسیروراهنمای مناسبی برای ورود اندیشمندان، اقتصاد دانان، بنگاه های فرهنگی و هنری و دولتمردان به این حوزه است.

اقتصاد فرهنگ با کشف روابط علی بین اقتصاد و فرهنگ و ارائه مدل کارآمد توسعه پایدار، راه را برای رونق و شکوفایی فرهنگی و هنری هموار می سازد و بیش از آنکه در صدد ارزیابی و قضاوت هنجاری از اقدامات و فعالیت های فرهنگی و هنری باشد، به دنبال تحلیل آثاراقتصادی این فعالیت ها و ارائه دانش کمی درباره عوامل مؤثربراقدامات، سیاستها، برنامه ها،فعالیتها ومطلوبیت ها اززاویه هزینه- منفعت وتبیین محدودیت های حاکم برعرضه و تقاضای کالاهای فرهنگی و هنری است.

اقتصاد فرهنگ تحول سریعی را از زمان طرح آن در آغاز قرن بیستم طی كرده است. در طول این سال ها، مصادیق اقتصاد فرهنگ گاه پدیده های فرهنگی مانند هنر و موسیقی دانسته شده است كه سابقه آنها به پیش از قرن ۲۰ باز می گردد و گاه سرگرمی های گوناگون، رادیو، تلویزیون، رسانه ها و هم اكنون اینترنت و بازی های رایانه ای و بسیاری از موارد دیگر جزو مصادیق اقتصاد فرهنگ دانسته شده اند.

تأثیر فرهنگ براقتصاد :

در شرایط اجتماعی، همان گونه كه اقتصاد بر فرهنگ تأثیر می گذارد، فرهنگ هم براقتصاد تأثیر متقابل دارد و فرهنگی هم كه در اقتصاد جاری می شود در بستر اقتصاد پرورش می یابد. بنابراین در مرحله سوم می توان به جای «اقتصاد فرهنگ»، «فرهنگ اقتصاد» را به كار برد، چون فرهنگ در اقتصاد جدی شده و اقتصاد بستر فرهنگ واقع گردیده و همه بخش های اقتصادی تحت تأثیر فرهنگ قرار گرفته است.

چرا«فرهنگ»مهم است؟دلیل تأکیدمداوم رهبر عزیزانقلاب برفرهنگ چیست؟

رهبرمعظم انقلاب در بیانات خود در اولین روز سال جدید درجوار حرم امام رضا (ع) باردیگر براهمیت مسئله فرهنگ و لزوم توجه مسئولان به این امر تاکید کردند و حتی فرهنگ را از اقتصاد نیز مهمتر دانستند و در باب دلیل این اهمیت نیز فرمودند:«چراکه فرهنگ به معنای هوایی است که ما تنفس می کنیم. اگر این هوا تمیز باشد آثاری دارد و اگر کثیف باشد آثار دیگری دارد. فرهنگ یک کشور مانند هواست. اگر بخواهیم مصرف تولیدات داخلی به معنای واقعی کلمه تحقق یابد باید فرهنگ تولید داخلی در ذهن مردم جا بیفتد».

رهبر معظم انقلاب در ادامه بیانات خود مسئله فرهنگ را از این جهت مهم دانستند که امروزه بیشترین سرمایه گذاری دشمنان بر روی «فرهنگ» است زیرا فرهنگ از تاثیر بسزایی در میان افراد جامعه برخوردار است و از همین روز ایشان در این رابطه می فرمایند:«اگر جهت گیریها درست نباشد به همان بلایی دچار خواهیم شد که برخی کشورها خانواده را برانداختند و شهوات را برپا داشتند. تمرکز دشمنان بر روی  فرهنگ بیشتر از همه جاست. بخاطر همین تاثیر زیادی که فرهنگ دارد.هدف وآماج تحرک دشمنان درزمینه فرهنگ عبارت است از ایمان و باورهای مردم. مسئولان فرهنگی باید مراقب رخنه فرهنگی باشند. رخنه های فرهنگی بسیارخطرناک است وباید حساس باشند.»

اما نکته مهم درسخنان مقام معظم رهبری اینجا بودکه ایشان فرمودند نباید همه آسیب های فرهنگی متوجه بیگانگان سازیم بلکه بخشی ازاین آسیبهای فرهنگی ناشی از«کم کاری ها»است که درداخل صورت می گیرد.

«نمیخواهیم بگوییم همه آسیب های فرهنگی کار بیگانگان است.خودمان هم مقصریم. مسئولان فرهنگی و غیرفرهنگی و کم کاری ها وغلط کاری ها همه تاثیر داشته.» به عنوان نمونه ایشان در این رابطه می فرمایند:

«برخی عزم راسخ ملت رابه هم می زننددرمسائل مهم مربوط به سرنوشت کشور. جای احساس عزت و اعتماد به نفس ملی، احساس حقارت ملی را به آنها تزریق می کنند. جای ایمان راسخ، شبهه افکنی و بی اعتقادی. جای کار و تلاش و همت بلند، لذت جویی و شهوت رانی. »

به نظرمی رسد مهمترین فعالیتی که در عرصه فرهنگی با توجه به تلاش دشمنان برای تهاجم فرهنگی و رخنه فرهنگی درداخل کشورباید صورت گیرد تلاش برای تقویت وترویج فرهنگ دینی و میهنی از طریق آموزش وتیلبغات دررسانه ها ودرمدارس است که می تواند جامعه را به سلاح فرهنگی مجهزکندوسد محکمی درمقابل جنگ نرم دشمن ایجاد نماید.

جان كلام:

فرهنگ بستر شکل‌گيري و خيزش هر نوع حرکت علمي، اقتصادي، اجتماعي و سياسي است. به اين ترتيب، هيچ طرحي بدون در نظر گرفتن يک پيوست فرهنگي مبتني بر الگوهاي بومي، ملي و ديني نمي‌تواند در مسير موفقيت قرار بگيرد. اين نکته‌اي است که غرب در تمامي محصولات و کالاها و حتي دانش وارداتي به ديگر کشورها لحاظ نموده است.با نگاهي دقيق‌تر به مقوله‌ي تحريم‌هاي اقتصادي و فضاسازي‌هاي رسانه‌اي که در پي آن از سوي رسانه‌هاي غربي رخ داد، مي‌توان به‌روشني دريافت حتي بحث‌هاي اقتصادي و تحريم عليه ايران نيز با پيوست‌هاي فرهنگي همراه بوده است. اين مسئله لزوم طرح مباحث فرهنگي را در کنار مسائل اقتصادي و پيگيري اين مباحث را به موازات اقتصاد در کشور بيشتر به رخ مي‌کشد.اين قلم اميدوار است اساتيد و متخصصان باارائه راهكارهاي دقيق تر و پيشنهادات مؤثرترزمينه هاي تحقق شعار سال را هموارتر نمايند.

 

شنبه : 1393/2/6- 26جمادي الثاني1435- 26آوريل2014

ريشه ي اصلي مفا سد مالي واقتصادي - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 8:47 قبل از ظهر

1024x768

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin:0cm; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

ريشه ي اصلي مفا سد مالي واقتصادي                       

اسدالله افشار

 

مبارزه با فساد مالي به دلیل تعدد عامل شکل دهنده آن و گستردگی اثرات چندگانه آن مستلزم عزم ملی،خواست همگانی و جدیت دولت است.این مبارزه باید ساختاریافته، هماهنگ و برنامه ریزی شده باشد و تمام ابعادی را که بر فساد اثر می گذارد را دربرگیرد؛ چرا که در غیر این صورت فساد به صورت ریشه ای حل نمی شود.ازاین رو، به منظور مقابله جدی با فساد باید ضمن شناسایی همه ابعاد شکل دهنده فساد در جامعه ایران وبررسی سطح و عمق فساد در این جامعه،راه حل های مختلف تجزیه وتحلیل شود و بهترین راه حل برای این مهم،در نظرگرفته شود. تجربه ایران درمبارزه با فساد ووضعیت موجود کشورمان،نشان می دهد که به منظور مقابله با فساد، ضمن آن که همه سازمان ها باید بسیج شوند،نیازمند اصلاح ساختارونظام های موجود است.

در مبارزه ضدّ مفاسد مالی باید ازاساس روی روش های پیشگیری تأکید شود وپس از توجّه به مسائل پیشگیری کننده باید سراغ درمان و روش های اجرایی در امر مبارزه رفت. اصلی ترین مسأله در امر پیشگیری، احیای معنویات، اخلاقیّات و ارزش های دینی و نیز اشاعه فرهنگ مبارزه با فساد مالی است؛ و سپس باید به دنبال تقویت عوامل بیرونی باشیم. وجود قوانین صریح و عاری ازابهام،تقویت نهادهای نظارتی، ایجاد نهادی مستقل در امر مبارزه با مفاسد مالی، شفّاف سازی، مقرّرات زدایی وانجام خصوصی سازی سالم، تقویت بیش تر انضباط مالی و... ازجمله مواردی هستند که در کنارتقویت عوامل درونی باید مدّ نظر باشند. بنابراين عملیات مبارزه با فساد مالی ومصادیق آن، کار گروهی است، و راهبردهای ویژه مبارزه با آن فقط درصورتی با کامیابی همراه خواهد بود که به شکل جامع، قاعده مند و سازمان یافته اجرا شوند و مشارکت همه نهادها را به همراه داشته باشد. فساد مالی، ازعوامل گوناگونی ناشی است ویک سیاست خاص فقط آن را تشدید یا تضعیف می کند ودر نتیجه، برای ریشه کنی آن به برنامه ای همه جانبه نیازمندیم که همگان- از بالاترین سطح تا عامّه مردم- به رعایت و انجام آن ملزم باشند.

اگر بخواهيم به علل و عوامل رواج فساد مالي اشاره كنيم بايد گفت، اقتصادهاي از بالا هدايت شده يكي از پايه‌هاي پرورش رشوه‌خواري و فساد مالي است، تجربه كشورهاي جنوب آسيا مؤيد آن است همچنين اگر مديران قدرت فراوان داشته باشند و درعين حال فقير باشند تمايل به فساد مالي تشديد مي‌شود يكي ديگراز علل گسترش فساد خاصيت مسري بودن آن است درتحقيق و بررسي كه پارلمان ايتاليا در سال 1993 درباره فساد مالي مافيا انجام داده است مشخص شد اعتقاد به اين كه ديگران هم همين كار را مي‌كنند يكي از دلايل مكرر فساد مالي بوده است رفتار مبتني بر فساد در بين مقامات بالا تاثيري فراترازپيامدهاي مستقيم ناشي از آن رفتار دارد، لذا سرنخ فساد را بايد بين مقامات بالا جستجو كرد.

براي مبارزه با فساد چه مي‌توان كرد؟

با اصلاح ساختارهاي سازماني و قوانين اين مكان وجود دارد كه تعادل بين منافع و ضررهاي ناشي از رفتار مبتني بر فساد مالي را جرح و تعديل كرد اصلاحات ساختاري در حوزه‌هايي چون ماليات، قوانين معاملات خصوصي و توسعه پروژه‌هاي زيربنائي تحت مسئوليت دولت، ضروري است اصلاحات نهادي براي افزايش شفافيت و پاسخگوئي بخش دولتي و كمك به سازمانهاي مستقل ضرورت دارد دولتها بايد در اين راستا در ايجاد ساختارهاي نهادي مورد نياز رشد عادلانه ترديد نكنند. در چين قديم به بسياري از بروكراتها حق نيفتادن به دام رشوه‌خواري و فساد مالي پرداخته مي‌شد كه آنرا يانگ سين مي‌ناميدند تا انگيزه اطاعت از قانون و سلامت نفس آنان تقويت شود اين اقدام و ديگر اقدامات مشابه ترغيبي مي‌تواند كارايي داشته باشد اما به سختي مي‌توان به انگيزه‌هاي صرف مالي مانع رشد فساد مالي شد فراتر از اين، نياز به تمركز روي الگوها و ارزشهاي غالب ضرورت دارد به عبارت ديگر براي درك كامل چالش فساد مالي بايد فرضيه‌اي كه ارزش ها و هنجارها را ناديده مي‌گيرد و نتيجه مي‌گيرد كه صرفاً منافع افراد آنان را به سمت فساد مالي سوق مي‌دهد را كنار بگذاريم وجود نظامهاي شفاف قوانين و مجازات به همراه اقدامهاي جدي مي‌تواند از جمله ارزشهايي باشد كه شخص آن را محترم مي‌شمارد احترام به اين گونه ارزشهاي حكم حصاري در برابر فساد مالي را دارد فساد مالي طاعون دموكراسي است پس بايد قبل از اين كه شروع شود متوقف شود.

فرمان 8 ماده ای مقام معظم رهبری !!! 

1380/2/10روزی بود که فرمان مهم 8 ماده ای رهبر معظم انقلاب، خطاب به سران سه قوه صادر شد. شدت نارضایتی رهبری از عدم همکاری سه قوه برای مبارزه با مفاسد اقتصادی دراین بیانیه کاملاً مشهود است .طی این فرمان مسئولین موظف بودند هرچه سریع تر اقدامات لازم را انجام دهند و دست عده ای فاسد را از خزانه بیت المال کوتاه کنند.یاد آوری بخشی از این فرمان در اینجا ضروری به نظر می رسد:

"امروز کشور ما تشنه فعالیت اقتصادی سالم و ایجاد اشتغال برای جوانان و سرمایه گذاری مطمئن است و این همه به فضایی نیازمند است که در آن سرمایه گذار و صنعتگر و عنصر فعال در کشاورزی و مبتکر علمی و جوینده کار و همه قشرها از صحت و سلامت ارتباطات حکومتی و امانتی و صداقتی متصدیان امور مالی و اقتصادی مطمئن بوده و احساس امنیت و آرامش کنند.اگر دست مفسدان و سوءاستفاده کنندگان از امکانات حکومتی قطع نشود و اگر امتیاز طلبان و زیاده خواهان پر مدعا و انحصارجو،طرد نشوند،سرمایه گذار و تولید کننده و اشتغال طلب،همه احساس نا امنی و نومیدی خواهند کرد و کسانی از آنان به استفاده از کارشناسان و قضات قاطع و پاکدامن،مجرم و خائن و عناصر آلوده را از سر راه تعالی کشور بردارد،بدیهی است که نقش قوه مقننه در وضع قوانین که موجب تسهیل راه کارهای قانونی است و نیز در ایفای وظیفه نظارت،بسیار مهم و کارساز است."

صدوراین فرمان استقبال گسترده مردمی را در برداشت که سال ها زیرسایه تبعیض و بی عدالتی به سر برده بودند وبیشترین آسیب ازجانب مفسدین متوجه آنها شده بود.

جای تأسف است که باصدوراین فرمان،در12سال گذشته چه دردوران اصلاحات وچه دردوران دولت هاي نهم ودهم و با وجود تشکیل ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی، هیچ گونه اصلاحی جدي دراین زمینه صورت نگرفت ونتيجه آن شدكه همگان مي دانيم وفسادمالي واقتصادي تامغزاستخوان برخي ازمراكزدولتي وبرخي ازبخش هاي نيمه دولتي نفوذ و رخنه نمود و پديده هايي مانند فاضل خدادادها، مرتضي رفيق دوست ها، شهرام جزائري ها ، خاوري ها وبابك زنجاني هاو...آزآن متولدشدند!

عدم توجه به فرمان ۸ ماده‌ای؛ ریشه اصلی مفا سد اقتصادی:

رهبر انقلاب در این فرمان خشکانیدن ریشه فساد مالی و اقتصادی و عمل قاطع و گرهگشا دراین باره را مستلزم اقدام همه جانبه، بوسیله قوای سه گانه، مخصوصاً دو قوه مجریه و قضاییه دانستند.

اما بی توجهی به این فرمان سبب شد تا مردم همواره اخبار مختلفی را از مفاسد اقتصادی درادوارمختلف بشنوند؛ پرونده‌های مربوط به شهرام جزایری، فساد کرسنت، اختلاس‌های پی‌در‌پی ،خرید وفروش سئوالات کنکور، سلطان شکر و فولاد، زمین خواری کلان، فساد ۳ هزار میلیاردی و در نهایت بابک زنجانی همه و همه ریشه در بی‌توجهی به فرمان مقام معظم رهبری در مورد مبارزه با مفاسد اقتصادی دارد.

به هر صورت مبارزه با فساد اقتصادی و پیشگیری از آن، قطعاً ملزومات خاصی را می طلبد که عزم راسخ مسئولان کشور اولین شرط آن است.

از سوی دیگر ناهماهنگی میان قوای سه گانه ازدیگر معضلات رسیدگی به مفاسد اقتصادی است که باید به آن توجه ویژه شود.

در حال حاضر این سوال آحاد مردم است که امر مبارزه با مفاسد اقتصادی درکجا ودرچه مرحله ای قرار دارد واین مورد سوال جدی افکار عمومی است؟

در پایان توجه مسئولین برای تحقق مطالبات مردم ، به این توصیه رهبری لازم الاجراست:

" تسامح درمبارزه با فساد، به نوعى همدستى با فاسدان و مفسدان است. اعتماد عمومى به دستگاههاى دولتى و قضائى در گرو آن است که این دستگاه ها در برخورد با مجرم ومتخلف قاطعیت و عدم تزلزل خود را نشان دهند."

 

چهارشنبه : 1393/2/3- 23جمادي الثاني1435- 23آوريل2014

خانواده عامل کمال بخشی - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 8:11 قبل از ظهر

1024x768

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin:0cm; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

خانواده عامل کمال بخشی                          

 اسدالله افشار

 

خانواده نظام اجتماعی پویایی است كه برای خود ساختار،اجزاء وقواعدی دارد ودربین تمامی نهادها ، سازمان ها وتأسیسات اجتماعی ، نقش و اهمیتی خاص و بسزا دارد.خانواده درزمره عمومی ترین سازمان های اجتماعی است ونشان یا نماد اجتماعی شمرده می شود وبرآیند یا انعكاس ازكل جامعه است.دریك جامعه ی منحط ، خانواده نیز خود به خود منحط خواهد بود و بالعكس. بنابراین خانواده را می توان معیاری برای شناخت آسیب های اجتماعی دانست و برای پی بردن به علل این انحرافات ، به خانواده مراجعه كرد.

هر نظام برای خود اجزایی دارد. در نظام خانواده اجزاء مهم عبارت است از رابطه مادر با خود و با پدر، و رابطه ی پدر با خود و با مادر. چگونگی این روابط كیفیت خانواده را مشخص می سازد.

خانواده مانند هرنظام اجتماعی نیازهای اولیه دارد . ازجمله این نیازها عبارت اند از : احساس ارزشمندی ، احساس امنیت فیزیكی ، احساس صمیمیت و به هم وابستگی ، احساس مسئولیت ، نیاز به انگیزه ، نیاز به شادی ، نیاز به تأیید و تصدیق و بالاخره نیازهای روحی و معنوی . خانواده همچنین به پدر و مادری احتیاج دارد كه به برقراری یك رابطه سالم باهم متعهد باشند وآن قدر احساس امنیت كنند كه بتوانند فرزندان خود را به دور از آلودگی ها پرورش دهند.

خانواده همچنین مانند سایرنظامهای اجتماعی به تولید ( غذا ، لباس ، مسكن) ، به حفظ روابط عاطفی ( نوازش و محبت ) ، به روابط خوب ( عشق و صمیمیت )، به خود شكوفایی ، به تحریك ( هیجان ، رقابت ، نشاط ) و به وحدت ( احساس تعلق و اتفاق ) احتیاج دارد .

خانواده ، گروه كوچكی است كه از زن و شوهر و فرزند یا فرزندان تشكیل می شود. عضو خانواده بودن ، یعنی در نوعی شبكه عاطفی سهیم شدن ، به یك گروه اجتماعی تعلق داشتن ، تاریخ مشترك داشتن و به محیط زندگی خاصی عادت كردن. اهمیت خانواده نیز به خاطر همین دستاوردهاست.

نهاد خانواده یكی از مقدس ‌ترین و با ارزش ‌ترین نهادهاست كه شناخت آسیب‌ های آن در بهسازی خانواده وجامعه تأثیر بسزایی دارد؛ زیرا كجروی ‌های گوناگون اجتماعی،خانواده‌های نابهنجاراست. فرهنگ خانواده درشخصیت افراد، وافراد درجامعه اثرمی‌ گذارند. خانواده هم كانون محبت واحترام است وهم مركز انضباط و اقتدار؛پس بیش ازگروه‌های دیگردركودك تأثیرمی‌ گذارد وبه زودی گروه،راهنمایی اومی ‌گردد.كودك براثرمحبت شورانگیزواقتدارآرامش بخشی كه درخانواده می ‌بیند،می‌ كوشدتا هرچه بیشترباآن همنوایی كند؛ ازاین رو،خواه‎‎ ناخواه ، هنجارهای آن رامی ‌پذیرد و اعضای آن را الگوقرارمی‌ دهد.خانواده، گذشته ازآن كه نخستین گروه راهنمای كودك است،نخستین گروه عضویت اونیزاست؛لذاآسان‌ تروسریع ترازگروه هاي بعدی درشخصیت اورخنه می‌ كند. تأثیرخانواده درشخصیت اعضای كم سال خود بسیار عمیق است.

خانواده به عنوان اولین کانونی که فرد درآن قرارمی‌گیرد دارای اهمیت شایان توجهی است. اولین تأثیرات محیطی که فرد دریافت می‌کند از محیط خانواده است وحتی تأثیرپذیری فرد از سایر محیطها می‌تواند نشأت گرفته از همین محیط خانواده باشد. خانواده پایه گذار بخش مهمی از سرنوشت انسان است و در تعیین سبک و خط مشی زندگی آینده ، اخلاق ، سلامت و عملکرد فرد در آینده نقش بزرگی بر عهده دارد.عواملی چون شخصیت والدین ، سلامت روانی و جسمانی آنها ، شیوه‌های تربیتی اعمال شده در داخل خانواده ، شغل و تحصیلات والدین به وضعیت اقتصادی و فرهنگی خانواده ، محل سکونت خانواده ، حجم و جمعیت خانواده ، روابط اجتماعی خانواده و بی‌نهایت متغیر دیگر در خانواده وجود دارند، شخصیت فرزند ، سلامت روانی و جسمانی او ، آینده شغلی ، تحصیلی ، اقتصادی ، سازگاری اجتماعی و فرهنگی ، تشکیل خانواده او و غیره را تحت تاثیر قرار می‌دهند.

انحرافات خانواده ، عدم سلامت روانی خانواده ، مشکلات اقتصادی و اجتماعی خانواده از لحاظ تأثیری که روی اعضاء خود دارد جامعه را تحت تأثیر قرار می‌دهد. افراد پیوند میان خانواده و اجتماع هستند. افراد پرورش یافته در خانواده وارد اجتماع می‌شوند و ویژگیهای سالم یا ناسالم خود را که در خانواده دریافت کرده وارد اجتماع می‌کنند. از این لحاظ سلامت یک جامعه به سلامت خانواده‌های آن وابسته است.

اسلام به عنوان مکتبی انسان ساز بیشترین عنایت را به تکریم، تنزیه و تعالی خانواده  دارد واین نهاد مقدس را کانون تربیت، مهد مؤدت و رحمت می شمرد. لذا سعادت و شقاوت جامعه انسانی را منوط به صلاح و فساد این بنا می داند و هدف از تشکیل خانواده  را تأمین نیازهای مادی، عاطفی و معنوی انسان از جمله دستیابی به سکون و آرامش بر می شمارد.

انسان ها درخانواده به هویت ورشد شخصیتی دست می یابند ودرخانواده های سالم  و رشید به تکامل معنوی و اخلاقی نایل می شوند. لذا خانواده عامل کمال بخشی، سکونت، آرامش و بالندگی به اعضا خویش است که در تحولات اساسی جوامع نقش عمده ای ایفا می کنند.

صاحب اين قلم اميدوار است مراكزآموزشي و فرهنگي كشور اعم از وزارتخانه هاي مرتبط با اين امرمهم وحساس تا مؤسسات غيردولتي كه بايد برعملكرد آنها نظارت دقيقي صورت بگيرد ؛ آگاهي به مسئوليت خود داشته باشند ودرتدارك ايجادفضاي متعالي با الگوهاي متناسب با شأن وجايگاه رفيع فرهنگي اين ملت فداكارباشند وبدانند خدمت دراين سنگرمقدس فرهنگي حكم جهاد اكبرداشته ودرنزدخداوند متعال پاداشي بس عظيم دارد چراكه حفظ اين سنگرسلامت نسل فعلي رابيمه ونسل آتي را سربلندوسرافرازمي نمايد وبراي هميشه تصويري زيبا ازخانواده ايراني دردنيا به يادها خواهد ماند واين مهم شدني است ووقطعا باهوش وذكاوت مثال زدني ايراني محقق خواهدشد.  

 

 

يكشنبه : 1393/2/1- 21جمادي الثاني1435- 21آوريل2014

تحقير، تبعيض وستم درآمريكا - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 10:25 قبل از ظهر

1024x768

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin:0cm; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

تحقير، تبعيض وستم درآمريكا                                

 اسدالله افشار

 آمريكا كشور لابي ها و گروه هاي نفوذ است. به نظر مي رسد لابي ها در مقابل افكار عمومي از قدرت بسيار بيشتري برخوردار باشند. نتيجه اين پديده تداوم روندهاي كنوني و تغييرناپذيري آمريكايي است كه ادعاي تحقق دموكراسي و حقوق اساسي و اوليه بشر در آن، گوش مردم خودش را كر كرده است.

به عبارتي روشن تر، بسياري از نخبگان سياسي آمريكا با توجه به واقعيت هاي مربوط به روندها و عرف بازي قدرت در اين كشور، مرهون لابي هاي مذكور بوده و از اين رو مراعات منافع اقتصادي و مطامح سياسي و اجتماعي اين گروه هاي ذي قدرت و داراي نفوذ، بر انديشه وعمل نخبگان مزبور سايه انداخته است.هرچند چنين القا مي شود كه دوران نژادپرستي درجامعه آمريكا به سرآمده است، اما بررسي شواهد نشان مي دهد كه مولفه‌هاي نژادپرستي با كمي تغييردرلايه هاي پنهان تري ازجامعه، فرهنگ، سياست و قانون ايالات متحده آمريكا مخفي شده است.تلاش نخبگان آمريكايي درسطوح مختلف اجتماعي،سياسي وفرهنگي براي الگوسازي براساس استانداردهاي خاص مبتني برآنچه كه به عنوان ويژگي هاي يك فرد آمريكايي محسوب مي‌شود و تلاش براي يكسان سازي جامعه، بيش از پيش، حقوق اقليت هاي قومي را نقض مي كند. اين تبعيض ها تا جايي گسترش يافته اند كه حتي به دستگاه قضايي آمريكا نيز سرايت كرده است.

در کشور آمریکا به طور متوسط هر ۳۶ ساعت یک سیاهپوست به دست پلیس کشته می‌شود.تبعیض‌های نژادی در ایالات متحده آمریکا که با نظام برده‌داری در سده ۱۷ آغاز شد، همچنان تا عصر حاضر ادامه یافته ‌است. با گذشت سال‌ها از سخنراني معروف«مارتين لوترکينگ» باعنوان«رویایی دارم»، سياهپوستان آمريکا همچنان به دلیل سیاست‌های نژادپرستانه دولت این کشور، در محدودیت و محرومیت به سر می‌برند. آمارها حاکی از آن است که حدود يک ميليون نفر ازمجموع 2 ميليون و۳۰۰ هزار نفر زنداني آمريکا را سياهپوستان تشکيل مي‌دهند و این در حالی است که شمار آمریکایی‌های سفيدپوستي که موادمخدر مصرف مي‌کنند،5برابربيشتر

ازسياهپوستان است. میانگین ثروت یک خانواده سفیدپوست 20 برابر ثروت یک خانواده سیاهپوست است همچنین ازنظر امکانات مالی ورفاهی، سیاهان در شرایط بسیار پایین‌تری نسبت به سفید پوستان قراردارند. به گونه‌‌ای که ميانگين ثروت يک خانواده سفيدپوست (۱۱۳ هزار دلار)، ۲۰ برابر درآمد يک خانواده سياهپوست است. ۱۸ درصد از سياهپوستان زير ۲۵ سال آمریکایی، از بيمه درمانی محرومند. یکی از اشکال این تبعیض نژاد پرستانه، نحوه برخورد پلیس با سیاهان است. گسترش نژادپرستی در بخش‌های دولتی آمریکا باعث شده بسیاری ازافسران پلیس در ایالات مختلف بی‌پروا به مظنونان سیاهپوست خود شلیک کنند وآنان را به قتل برسانند. پلیس آمریکا همواره سعی کرده است با ارائه گزارش‌های متعدد آمار بالای قتل سیاهان توسط ماموران خود توجیه کند. از ژانویه سال ۲۰۱۲ نیروهای پلیس و امنیتی حداقل ۱۲۰ نفر از زنان و مردان سیاهپوست را به قتل رسانده‌اند که قطعا نمی‌توان آنها را تصادفی و غیر عمدی دانست. نتایج یک نظرسنجی نشان می‌دهد که ۶۴ درصد از مردم نیویورک رویکرد تبعیض‌آمیز پلیس ضد سیاهپوستان را تصدیق می‌کنند.

به طور کلی نژادپرستی همواره به عنوان یک مسئله مهم در ایالات متحده از دوره استعمار و برده‌داری مطرح بوده است. با انتخاب اوباما به عنوان نماینده‌ای سیاهپوست در کاخ سفید، انتظار می‌رفت شرایط سیاهان بهبود یابد اما در عمل تغییر چندانی ایجاد نشد چرا که نوع نگاه متفاوت و نژاد پرستانه به سیاهان در جامعه سفیدپوست آمریکا نهادینه شده است.آمار قتل، زندانی شدن بدون تفهیم اتهام و برگزاری دادگاه، دستگیری‌های بی‌علت و تضییع حقوق اجتماعی سیاهپوستان در دوران ریاست جمهوری اوباما، نه تنها کاهش نداشت؛ بلکه بیشتر نیز شده است. این در حالی است که تنها بخش کوچکی از موارد متعدد خشونت نیروهای پلیس آمریکا علیه رنگین‌پوستان و سیاهپوستان آمریکایی در مطبوعات و رسانه‌ها منتشر می‌شود.

«ایست و بازرسی» نیز از دیگر سیاست‌های تبعیض‌آمیز پلیس آمریکا در قبال سیاهان است. گزارش‌های منتشر شده حاکی از این امر است که در سال ۲۰۱۱ پلیس نیویورک ۷۰۰ هزار نفر از کسانی‌که نزدیک به ۸۵ درصد آنها سیاهپوست و یا مردان جوان اسپانیایی بودند را متوقف کرده است. شمار قابل توجهی از افراد سیاهپوست شرکت کننده در این نظرسنجی، اعلام کردند تاکتیک توقف و بازرسی پلیس، آنها را به ستوه آورده است. جالب توجه آنکه علی‌رغم این رفتارهای خشونت‌بار و قتل سیاهان، پلیس آن را انکار کرده و به طرق مختلف آن را توجیه می‌کند. فعالان سرشناس حقوق بشر می‌گویند، اسناد و مدارک کافی وجود دارد که ثابت می‌کند هرگاه پلیس یک سیاهپوست یا لاتین تبار را می‌کشد آن را قتلی موجه و قانونی تلقی می‌کند.

رنگین‌پوستان حدود 30 درصد جمعیت  آمریکا را تشکیل می‌دهند اما60 درصد زندانیان ازمیان آنهاست.از سال1970 تا 2005 جمعیت زندان‌ها700 درصد افزایش یافته است. این رقم از نسبت‌های جمعیت و جرائم نیز پیش افتاده است. ازهر 15 مرد سیاهپوست  واز هر 36 لاتین تبار یک نفر به زندان می‌افتند.

طبق تازه‌ترین اطلاعات و گزارش وزارت آموزش آمریکا ، دانش‌آموزان سیاهپوست اغلب بیش از دیگر همکلاسی‌های سفیدپوست خود بازداشت می‌شوند. طبق این گزارش، در سال تحصیلی 2010-2009 تعداد 96هزار دانش‌آموز  بازداشت شده  و 242 هزار نفر به دستگاه قضایی ارجاع داده شده‌اند. از این تعداد، بیش از 70 درصد ، سیاهپوست و لاتین‌تبار بوده‌اند. تنبیهات سخت در مدارس از تعلیق تا بازداشت ، باعث شده است شمار نوجوانان  رنگین پوست که سروکارشان به دستگاه قضایی می‌افتد، به طور قابل ملاحظه‌ای افزایش یابد.

درسه دهه گذشته ، شمارزنان زندانی تا 800 درصد افزایش یافته است که اکثرشان زنان رنگین‌پوست هستند.‌، میزان نابرابری‌های قومی و نژادی تکان‌دهنده است.زنان سیاهپوست سه برابر بیشتر از زنان سفیدپوست به زندان می‌روند. زنان لاتین‌تبارنیز در مقایسه با زنان سفیدپوست 69 درصد بیشتر به زندان می‌روند.از ديد بسياري از سفيدپوستان متنفذ آمريكا، سياه‌پوستان موجودات كم ارزش و انگل گونه‌اي هستند كه وبال گردن جامعه آمريكا شده‌اند. انتشار گزارش‌هاي متعددي از برخورد وحشيانه پليس آمريكا به سياه‌پوستان، كه تصاوير برخي از آنها نيز منتشر شده است و طي آن، مأموران به قصد كشت، قرباني را مورد ضرب و شتم قرار مي‌دهند، نمونه‌هائي از واقعياتي است كه در جامعه آمريكا جريان دارد.سياه‌پوستان آمريكا كه 12درصد كل جمعيت اين كشور را تشكيل مي‌دهند از جمله محروم‌ترين قشرهاي اجتماعي آمريكا هستند. شرايط ناعادلانه سياسي، اقتصادي و قضايي اين كشور موجب شده است كه دست كم 50درصد كودكان سياه در فقر به سر ببرند. بر اساس آمارهاي موجود، نرخ بيكاري در ميان سياه‌پوستان بسيار بالاتر از سفيدپوستان است و درآمدي كه سياه‌پوستان به دست مي‌آورند بسيار كمتر و در برخي موارد نصف درآمد سفيدپوستان است.سياه‌پوستان آمريكا در جامعه به اصطلاح متمدن اين كشور همواره سرگذشتي آميخته با رنج و درد داشته‌اند، سياه‌پوستان، چه آن زمان كه به صورت برده و دسته دسته از آفريقا به آمريكا منتقل شدند و چه اكنون كه بخش عمده نيروي كار را در مشاغل سخت و طاقت‌فرسا بر عهده دارند، همواره مورد تحقير، تبعيض و ستم قرار داشته‌اند.

جمعيت 30 ميليون نفري سياه‌پوستان به دليل اينكه اعتمادي به سازمان‌هاي دولتي ندارند، همواره در تلاش بوده‌اند تا تشكيلاتي دردفاع ازحقوق خود ايجاد كنند زيراعلنا مي‌بينند حقوقشان درجامعه به اصطلاح دمكراتيك آمريكا نقض مي‌شود. اين رفتارتبعيض‌آميز و برخوردهاي نژادپرستانه در حالي صورت مي‌گيرد كه سياستگذاران آمريكا گستاخانه متوقع هستند. جهانيان، جامعه آمريكا را به عنوان الگو و نماد بپذيرد، جامعه‌اي كه ارزش‌هاي انساني درآن جايگاهي ندارد وملاك ارزش‌گذاري انسانها تا حد رنگ پوست تنزل پيدا مي‌كند.

جان كلام :  

رفتار پليس آمريکا با شهروندان کشوري که به اصطلاح مهد آزادي بيان، دموکراسي و حقوق بشر است! پرده از دروغگويي، خشونت طلبي، نژادپرستي دولتمردان ودربند بودن آزادي درينگه دنيا برمي دارد. گويي مجسمه آزادي سمبل بي جان تمام ادعاهايي است که بر طبل توخالي «دفاع ازحقوق بشر» مي زنند. وظيفه پليس در هر کشوري تأمين امنيت مردم جامعه و برقراري نظم کشوراست. پليس درافکار عمومي آحاد مردم درگستره اي به بزرگي افکاربين الملل نقش بازدارندگي ازجرم وجنايت رادارد.اين وظيفه پليس درجامعه اي که دولتمردانش سال هاي طولاني است، نقش «دايه مهربان تر از مادر» را براي ملل ديگر بازي مي کنند، بايد پررنگ تر باشد. اماتاريخچه رفتارهاي خشن پليس آمريکا درمواجهه با مردم کشورخودش بخصوص زنان، نوجوانان وکودکان که اغلب هم سياه پوست هستند،يادآوراين ضرب المثل است که مي گويد:«هرچه بگندد نمکش مي زنند؛ واي به روزي که بگندد نمک.»

 

شنبه : 1393/1/30- 19جمادي الثاني1435- 19آوريل2014

 

 

حضرت فاطمه(س)؛ دردانه هستی - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 10:11 قبل از ظهر

1024x768

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin:0cm; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

حضرت فاطمه(س)؛ دردانه هستی                       

  اسدالله افشار

 

فاطمه (س) در سال پنجم پس از بعثت و در روز 20 جمادی الثانی در مکه به دنیا آمد. اکثر مفسران شیعی و عده‌ای از مفسران بزرگ اهل تسنن نظیر فخر رازی، آیه آغازین سوره کوثر را به فاطمه (س) تطبیق نموده‌اند و او را خیر کثیر و باعث بقا و گسترش نسل و ذریه پیامبر اکرم(ص) ذکر کرده‌اند. که آیه انتهایی این سوره نیز قرینه خوبی براین مدعاست که در آن خداوند به پیامبر(ص) خطاب می‌کند و می‌فرماید همانا دشمن تو ابتر و بدون نسل است.

دختر محمد (ص) در زخمی‌ترین صفحه تاریخ پا به عرصه وجود گذاشت و او بود که با تعالیم پدر، پایانی شد بربدیمنی دخترکان همواره معصوم تاریخ.رنگ تاریخ عوض شد و جاهلیت از خواب گران چندین هزارساله، هراسان و آشفته برخاست.روزگار غزلی سروده بود که شاعران فخر فروش عرب جاهلی تا آن روز نتوانسته بودند، گوشه‌ای از مصرعش را بر زبان بیاورند. فاطمه به دنیا آمده بود و به راستی که پس از دوران بی‌مهری با دختران و زنده به گور کردن آنها، این دردانه هستی، غزل تازه آفرینش بود.

آري خورشید وجود فاطمه(س) جهان را روشن ساخت. زمین خاکی لختی از ظلمت مادّی برون آمد و نور آسمانی را در خود دید. فاطمه(س) به دنیا آمد تا کهکشان خلقت برگرد وجودش بگردد. به دنیا آمد تا رحمت الهی تجلی دوباره یابد. به دنیا آمد تا خلقت بی معنا نماند. و انگشتر وجود بی نگین نماند. سلام و درود خدا بر تنها انگیزه خلقت، زیباترین آیه وحی، فاطمه زهرا(س).

گوهردردانه نبوی وقره العین رسول را با القاب بسیاری می شناسند که هرکدام از آن ها، به دلیل ویژگی های خاص آن بزرگوارْ به ایشان نسبت داده شده است. در روایات اسلامی و کتاب های تاریخی، بیش از 104 لقب برای آن حضرت آورده اند؛ ازجمله این القاب می توان از زهرا، کوثر، مرضیه، مبارکه، محدثه، انسیه حورا، منصوره و عالمه نام برد.

یکی ازالقاب مبارک و مشهور حضرت فاطمه علیهاالسلام ، زهرا، به معنای نور و درخشندگی است. از امام صادق علیه السلام پرسیدند که چرا فاطمه را زهرا نامیده اند؟ آن حضرت فرمود: زیرا هر گاه فاطمه در محراب عبادت می ایستاد و به عبادت مشغول می شد، نور او بر اهل آسمان می درخشید، همان طور که ستارگان بر اهل زمین درخشیدند.

از میان القاب بانوی دو سرا، کوثرْ لقبی است که از سوی خداوند به او و پدرش داده شده و به معنای فراوانی و زیادی هر چیزی است. شیخ طبرسی در تفسیر خود می نویسد: گفته اند مراد از کوثر، نسل و ذُرّیه حضرت رسول صلی الله علیه و آله است که از فاطمه زهرا علیهاالسلام دختر آن حضرت به وجود آمده و تا روز قیامتْ تعدادشان بیرون از شمار است. خداوند این لقب را در جواب مشرکانی که پیامبر را به واسطه نداشتن پسر، ابتر و بدون دودمان می نامیدند، به پیامبر خود عطا فرموده است.

بانوی نمونه اسلام، در عرصه خانه اش یک کدبانوی کامل، در برابر شوهرش یک همسر فداکار و شکیبا، در مورد فرزندانش یک مادر بی همتا و دلسوز و مربی، در پهنه کار و تلاش، یک کوشنده خستگی ناپذیر، در جهان اسلام یک مسلمان نمونه و الگو، در عرصه حفظ و صیانت از دستاوردهای انقلاب اسلامی یک مبارز تلاشگر و سازنده، و در برابر خالق خویش یک مؤمن پرهیزگار و پاکدامن و پارسا بود... در خانه اش با دست های رنج دیده خود، که از فرط کار و تلاش، لطمه دیده و آزرده و تاول زده بود، کار می کرد و «دستاس» می کشید و گندم می کوبید و نان می پخت، تا سفره بی رنگ و رونق خانه، قوت لایموتی داشته باشد. با سن و سال اندک خود، کارهای طاقت فرسای خانه پرجمعیت و عائله مندشان را شخصاً انجام می داد، و انتظام امور خانه را به تنهایی برعهده داشت... شب ها را، با تنی خسته و جسمی درهم کوفته، به جای آرام و استراحت، تا نیمه شبان و گاه تا سحرگاهان، بر سر سجاده بیدار می نشست و به دعا و نیایش و راز و نیاز با آفریدگار یکتای خود می گذرانید... در معرکه جنگ و مهلکه نبرد حق و باطل، به یاری مجروحان و زخم خوردگان می شتافت و با دست های مهربانش، مرهم بر جراحاتشان می گذاشت... و در عالم سیاست و جهان بینی سیاسی اسلام، قهرمانی نستوه، مجاهدی راستین، و رزمنده ای خستگی ناپذیر و به تمام معنی انقلابی بود...

دختر پیامبر و همسر جانشین پیامبر و مادر امامان برحق، تنها زن خانه و کدبانوی کاشانه نبود، بلکه او بانوی کار و پیکار، زنی قهرمان و رزمنده ای شایسته در عرصه های گوناگون زندگی بود: قهرمان صحنه کار، صحنه سیاست، صحنه عبادت، صحنه آموزش و تربیت، صحنه جهاد و پیکار و شهادت، و بالاخره سرآمد فضایل و فضیلت ها، کارآیی ها و کاردانی ها، دانایی ها و توانایی ها، و شایستگی ها و بایستگی ها بود...

گاهی شکوه بانوی بزرگ جهان، چنان دل وجان را لبریزمی سازد که توان سخن گفتن را از انسان می گیرد. جایگاه رفیع فاطمه اطهر (س) خیره کننده دیدگان هر بیناست. در شأن فاطمه (س) آیات بسیاری نازل گشته وروایات نیز همچون دریایی مواج و متلاطم طراوت بخش ساحل اندیشه ها و کرانه های معرفت است.

اما دراین میان، راه دیگری نیز وجود دارد که ما را با ژرفای کمالات وجلوه فضیلتهای این بانوآشنا می سازد، آن هم نگریستن به سیره عملی و شیوه رفتاری آن بزرگوار است. در واقع، زندگینامه زیبا و پرنکته و آموزنده او در ابعاد گوناگون، آینه ای است که نوری از بزرگی ها و فضیلتهای او را بر رواق دلمان می تاباند و شبستان جان را همچون روز، روشن می سازد.

حضرت فاطمه(س) از کودکی، بزرگ زیست و در راه پیامبر (ص) با بصیرتی ولی گونه در مبارزه با جبهه نفاق و حمایت از حکومت ولایی لحظه ای از پا ننشست. او نمونه بارز یک زن در همه ابعاد است. مظهر یک همسر، یک مادر، و مظهر یک زن مبارز و مسئول در برابر زمانه و سرنوشت جامعه و آینده حکومت اسلامی. وی خود یک «امام» است. نمونه یک تیپ ایده آل برای همه زنان، یک اسوه كامل وتمام عياربراي همه اعصاروقرون.

نگارنده درپايان اين گفتاركوتاه؛ سال روز میلاد اسوه زهد و تقوا، نازدانه آل کسا، اقیانوس علم و حلم،   چشمه سار نجابت، صابره عصمت، عصاره بعثت، هم کُفْوِ ولایت، پیوند دهنده حلقه نبوت و ولایت، بارور کننده درخت امامت، کوثر الهی، سمبل ایثار، قصیده پاکی ها، مثنوی عرفان، غزل خوبی ها، مدافع ولایت، ام ابیها، صدیقه کبری، فاطمه زهرا علیهاالسلام رابه همه مادران ، زنان ، شیفتگان و ره پویان طریقش تبریک وتهنیت مي گويد وآرزومند است دختران امروزايراني كه زنان ومادران آينده اين مرزوبوم هستند درتمامي ابعاد زندگي ، حضرت فاطمه (س) راالگوي تمام نماي زندگي خويش قرارداده وراه آن بزرگواررابپيمايند.

 

 

شنبه : 1393/1/30- 19جمادي الثاني1435-19آوريل2014

ترسيم افق هاي بلند - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 8:4 قبل از ظهر

1024x768

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin:0cm; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

ترسيم افق هاي بلند                           

اسدالله افشار

 

تعیین شعارسال وتبیین آن درسخنرانی آغازین روزازبهارتوسط مقام معظم رهبری،نقشه راهی است که برمبنای مسایل موجود جامعه و نیازهای اساسی کشورترسیم می شود.شعار سال 93 نیزسامان بخشی به اقتصاد و فرهنگ نامگذاری شد که بادواستراتژی مهم عزم ملی وحرکت جهادی باید برای دستیابی به آن تلاش کرد .

رهبرمعطم انقلاب که بحث اقتصاد مقاومتی را چندین سال است به شکل های مختلف مطرح می کنند در اواخرسال 92 سیاست های کلی آن راابلاغ نمودندودرتبیین شعارامسال نیزمراد ازاقتصاد را نیزاقتصاد مقاومتی دانستند؛ اقتصادی که به فرموده ایشان مبتنی بر الگوی علمی متناسب با نیاز کشور است درونزاست و با تکیه بر مشارکت و همراهی مردم در شرایط تحریم و غیر تحریم کاربرد دارد.

نامگذاری 7 سال پیاپی با عناوین اقتصادی و ابلاغ سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی در آخرین روزهای سال 92 توسط رهبر انقلاب نشانه اهمیت مسائل اقتصادی برای حفظ کیان این مرز و بوم است.

كارشناسان وصاحب نظران معتقدند؛نامگذاری امسال تحت عنوان"اقتصاد وفرهنگ با عزم ملی ومدیریت جهادی"وتطبیق آن درپازل نامگذاری های رهبرمعظم انقلاب طی چند سال اخیربه وضوح بیانگراین واقعیت است که معظم‌‌له با عنایت به ارتقای ظرفیت های جامعه مسلمان ایران، امسال بردرهم تنیدگی غیر قابل انفکاک فرهنگ واقتصاد درجامعه تمرکزکرده اند و نگاه های تجریدی در هردو حوزه فرهنگ و اقتصاد را آفت حرکت رو به جلو جامعه اسلامی قلمداد می‌‌کنند.

انقلاب اسلامي ايران در طول 35 سال از عمر با بركت خود اگرچه ظرفيت‌ها و قابليت‌هاي خود را به اثبات رسانده است،اما پيچيده‌تر شدن تهديدات وفشار‌هاي دشمنان عليه نظام اسلامي مسيردستيابي به آرمان‌ها را دشوار‌ترساخته است وحوادث وتحولات سال گذشته كه درعرصه مذاكرات،هسته‌اي تبلوريافت،ماهيت اهداف دشمنان راآشكار‌ترساخت و نشان داد كه موضوع هسته‌اي بهانه‌اي بيش نيست وآنها در روند مذاكرات تسليم نظام اسلامي وازبين بردن قابليت‌ها وظرفيت‌هاي آن راهدف گرفته‌اند واين نكته است كه قطعنامه ضد‌ايراني پار‌لمان اتحاديه اروپا نيزدرپي اثبات آن است.براين اساس شعارامسال را نبايد درعرض شعار‌هاي سال‌هاي گذشته دانست چراكه شعارامسال به جزشعار‌هاي مناسبتي سال‌هاي گذشته تمامي ابعاد شعار‌هاي سال‌هاي گذشته رادرخود دارد وعلاوه برابعاد اقتصادي ومديريتي، برفرهنگ وارزش‌هاي اسلامي تأكيد شده و مقابله با فشار‌ها وتهديدات وراهبرد‌هاي نوين دشمنان را نيزمدنظر قرارداده است.

برخي ازصاحب نظران اقتصادي براين باورند؛سال پیش رو، سال تعیین‌کننده‌ای است. سالی که اگر انتظارات مثبتی که در فضای اقتصادی سیاسی شکل گرفته به نتیجه برسد می‌توان برای اقتصاد ایران روند صعودی مناسبی را حداقل تا دو، سه سال بعد ازآن تصویرکرد. درعین حال که سرخورده شدن انتظارات به معنای بازگشت به تکانه‌های اقتصادی است که می‌تواند سهمگین‌ترازشوک‌هایی باشد که از سال 1389 تا 1391 به اقتصاد ایران وارد شد وهمزمان سرخوردگی انتظارات موجب می‌شود که شکل‌گیری انتظارات مثبت به زمانی بسیاردورترموکول شود. همان‌طورکه پس ازتشکیل دولت آقای روحانی انتظارات نقشی ملموس در روند‌های اقتصادی داشتند، معکوس شدن این انتظارات می‌تواند شوکی غیرقابل کنترل را به اقتصاد وارد کند.ازاین روسال کنونی، سال کلیدی اقتصاد ایران است که می‌تواند به ما بگوید تغییرروند دربلندمدت تداوم می‌یابد یا نه. بنابراین همگی باید دست به دست دهیم تا ازاین گلوگاه تاریخی عبورکنیم .

درخاتمه بايد به چند نكته كليدي ديگردراين زمينه اشاراتي داشته وجايگاه ويژه اي برايشان درنظربگيريم :  

1- درمیان اهداف وتلاش‌های دشمن برای ازمیان بردن نظام جمهوری اسلامی دوهدف آنها از خطر بیشتری برای نظام برخوردار است. این دو خطر عبارتند از:الف) استحاله درونی وتغییراهداف نظام اسلامی که با ابزارهای فرهنگی قابل تحقق است وب) خسته شدن مردم از تداوم انقلاب اسلامی و بازگشت از راه نورانی امام و شهدا که دشمن ابزار اقتصادی را برای این هدف مناسب دیده است. بر این اساس است که دو عنصر فرهنگ و اقتصاد در شعار سال کنونی همنشین شده‌اند و در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند.

2- اقتصاد مقاومتي، استراتژي كلان نظام در دهه جاري است و بايد باشد. اما راهبرد اجرايي اقتصاد مقاومتي «مديريت جهادي» است. به علت آنكه با مديريت‌هاي متعارف و مرسوم و كاسب‌كارانه مبتني بر هزينه و فايده نمي‌توانيم اين عقب‌ماندگي‌ها را جبران كنيم و به اين شاخص‌هاي مطلوب دست پيدا كنيم. اين مديريت جهادي است كه ضمن تكيه بر عقل وتجربه، به شدت برايمان،‌تعهد،‌مسئوليت وايثار واز خودگذشتگي متكي است. نمونه آن هم سال‌هاي دفاع‌مقدس بود كه مديريت جهادي توانست به‌رغم همه محدوديت‌ها ايران را از يك عرصه تقابل جهاني سربلند بيرون بياورد. بنابراين به نظر مي‌‌آيد «مديريت جهادي» راه ناگزير كشور دراتخاذ اقتصاد مقاومتي براي رسيدن به عدالت وپيشرفت باشد. مديريت و تلاش جهادي فرهنگي است كه در مقاطع مختلف از جمله دوران دفاع‌مقدس آزمون موفق خود را پس داده است. درآن شرايط سخت هم به‌رغم كمبود امكانات، اين مديريت و تلاش جهادي بود كه توانست به‌عنوان راهبردي براي عبور ازموانع سخت عملكرد موفقي داشته باشد.

3- از نظر نگارنده، طرح و تاکید ویژه بر مساله "فرهنگ" در برهه‌ای از زمان که کشور بنا به دلایلی از جمله برخی کاستی‌های مدیریتی وهمچنین تا حدی "تحریم‌ها" از مشکلات اقتصادی رنج می‌برد، علاوه بر اهمیت ذاتی فرهنگ وسرمایه‌گذاری ویژه دشمن علیه ملت ایران در این عرصه، ناظر به ظهور و بروز پدیده‌ای جدید در حوزه اقتصاد وتوسعه است که پس از روی کارآمدن دولت یازدهم، به دلیل ارتباط برخی مسئولان ارشد اجرایی دولت با حلقه‌ای از مشاوران با دیدگاه‌هایی خاص، بیم آن می‌رود برخی تئوری‌های ناکارآمد و انحرافی، در عرصه مدیریتی و اجرایی کشور ساری و جاری شود که بدون تردید لطمات فرهنگی و هویتی آن بسیاربیشتروعمیق‌ترازلطمات اقتصادی خواهد بود.درباره چنین دیدگاهی درزمینه توسعه که "توسعه دردنیای امروزراجزازطریق قرارگرفتن برمدارغربی قابل تحقق نمی‌داند"،پیش ازاین سخنرانی‌ها، مصاحبه‌ها ویادداشت‌هایی ازسوی عده‌ای ازصاحب‌نظران ایراد ونوشته شده است که تا حدود زیادی درباب روشنگری دراین موضوع کفایت می‌کند.

به هر روی اکنون که افق های بلند ازسوي رهبري معظم انقلاب در عرصه اقتصاد فرهنگ و فرهنگ اقتصاد ترسیم شده است شایسته است طرح ریزی برنامه ها و ارزیابی آنها براساس محورهای ترسیم شده قرارگیرد تا ازکج راهه رفتن ویا موازی کاری ها گوناگون پرهیزگردد.

 

سه شنبه : 1393/1/26- 15جمادي الثاني1435-15آوريل2014

 

تحول تروريسم درگذرزمان - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 7:54 قبل از ظهر

1024x768

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin:0cm; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

 تحول تروريسم درگذرزمان                             

 اسدالله افشار

 

با پايان قرن بيستم به نظر ميرسد كه ديگر كسي از تهديد تروريستها در امان نباشد. در طول اين قرن، حملات تروريستي بارها عليه مقامات كشورهاي مختلف صورت گرفت و در نتيجه، تروريسم به مهمترين مشغله ذهني سياستمداران، پليس، روزنامه نگاران و نويسندگان تبديل شد.تاكنون تروريسم به صورت خشونت يا تهديد براي كاشتن بذروحشت و ترس درجامعه وتضعيف يا حتي سرنگوني حكام وايجاد تغييرات سياسي انجام گرفته و در طول تاريخ طولاني خود به صورتهاي مختلفي ظاهر شده وامروزه نيزازنظر كمي افزايش يافته است. البته برخي مواقع نيز ميتواند به صورت جنگ چريكي (بر خلاف چريكها، تروريستها به دنبال تصرف اراضي نيستند) درآيد و حتي جايگزين جنگ شود.از سال 1900 به بعد، انگيزهها، استراتژيها و سلاحهاي در دسترس تروريستها تحول يافته اند. آنارشيستها و گروههاي تروريستي چپگرا همواره در قالب ارتشهاي سرخ در كشورهايي چون آلمان، ايتاليا و ژاپن ظاهر شده اند. اما اين تجربه تنها به چپگراها منحصر نيست و گروههاي راستگرا را نيز شامل ميشود.با اين حال، امروزه بسياري از تروريستهاي داخلي يا بين المللي، نه چپگرا و نه راستگرا هستند، بلكه در اصل گرايشهاي قومي جدايي طلبانه دارند. قدرت تروريستهاي قومگرا از آرمانگرايان تروريست بيشتر است چراكه آنها حمايت عمومي بيشتري را جلب ميكنند.تغييراستراتژي مبارزان تروريست بزرگترين تحول تروريسم دردهه هاي اخيراست. بسياري از گروههاي تروريست دركشورهايي چون ايرلند (ارتش جمهوريخواه)، تركيه (حزب كارگران كُرد وپ .ك.ك) و اسپانيا (سازمان آزاديبخش باسك) كه در قرن بيستم سر برآوردند، جناحهاي سياسي و تروريستي داشته اند.

تاريخ نشان ميدهد كه تأثير سياسي تروريسم اندك بوده وآثار آن برخلاف سياست ازپيش تعيين شده است. البته تروريسم سالهاي اخيرنيزازاين قاعده مستثني نيست. براي نمونه، قتل راجيوگاندي در سال 1991 در هند مانع از قدرت رسيدن حزب كنگره در اين كشور نشد. درمقابل اقدامات تروريستي گروهها، مخالفان نيز بر شدت عمل خود ميافزايند. هر چند در برخي كشورها (مانند سريلانكا) دليل اعمال تروريستي مسائل اقتصادي است، در برخي ديگر(مانند اسپانيا) اين طور نيست.برخي معتقدند كه با روي كار آمدن تروريستها، تأثيرآنها بيشترميشود. هرچند حتي، در اين موارد نيز، تروريستها نخست با خشونت رفتار كرده اند، بعدها خود را با فرايند سياسي وفق داده اند.

اقدامات تروريستي؛ مخل امنيت جوامع :

از جمله اقدامات سوئي كه امنيت جوامع را با مخاطره روبرو مي‌كند، اقدامات تروريستي است كه هنوز جامعه بين‌المللي درازميان برداشتن آن توفيق چنداني نيافته است. موفق‌نبودن جامعه بين‌المللي علل بسياري دارد كه يكي از آنها ــ صرف‌نظر از نبود تعریفي مناسب‏، جامع و مانع ازاين پديده ــ تغيير ساختار تروريسم درطي دوران بوده است. از اين روتروريسم، به‌عنوان پديدة سياسي هميشه موجود، گرچه از تداوم برخوردار بود‏ه، پس ازفروپاشي نظام دوقطبي به چهر‌ه‌اي دوپهلو تبديل شده است. ازيك‌طرف گروه‌هاي افراطي با دست‌يازيدن به اين حربه قصد دارند به اهداف ومقاصد خود نائل آيند‏، ازطرف ديگربرخي قدرتها، خصوصاً ايالات متحده امريكا، با مستمسك قراردادن تروريسم قصد دارند با قطعنامه‌هاي مبهم شوراي امنيت به اقدامات يك‌جانبه خود مشروعيت بخشند تا درامور داخلي سايركشورها مداخله كنند وازاين طريق منافع سيري‌ناپذير خود را درجهان و منطقه خاورميانه تامين نمايند.تروريسم از جمله پديده‌هايي است كه چه در تاريخ و چه در كتابها و مقالات امروزي دوراني متمادي دارد، ولي آنچه در ميان انبوه اطلاعات به‌دست‌آمده از تروريسم ناپيداست، تاريخچه تكوين و دگرديسي اين پديده مي‌باشد.

 

پيشينه ی تحول تروريسم درتاريخ:

در طول تاريخ مي‌توان مصاديقي راازتروريسم يافت كه حكايتگرتحول آن است واين قلم بطوراختصاربه آن اشاراتي خواهد داشت :

در سال (73-66م) تروريسم سيكاري رخ داد كه در آن سيكاري‌ها، يك فرقه­ی بسيار سازمان­يافته­ی مذهبي، مركب ازمردان مراتب پايين اجتماع يهوديان فلسطين باستان بودند که در مبارزه­ی متعصبان مخالف سلطه­ی روميان در فلسطين فعال بودند و سلاح آنها خنجريا دشنه‌اي كوتاه بنام سيكا بود.

تروريسم دوران نورا با تروريسم سيستماتيك نيمه­ی دوم قرن19 اروپا معرفي مي‌كنند كه موارد آن متعدد است. تروريسم جنبش روسي نارودنا ياوليا، به مفهوم اراده­ی مردم هم نوعي تروراست كه اعضاي آن برخلاف ديگر انواع انقلابيون، پردازنده و هوادار نوعي فلسفه­ی ترور شخصي بودند.

تروريسم ايرلندي، توسط جمهوريخواهان ايرلند شكل گرفت با فعاليت­هايي چون ديناميت­كاري و كشتار و پارك فونيكس؛ در اروپاي شرقي نيز اين واژه در 1890 براي مثلا: تروريسم ارمني‌ها بر ضد سركوب­گري‌هاي ترك بكار رفت كه با فاجعه­ی قتل عام ارمنيان در جنگ جهانی اول تمام شد و قتل رهبران نظامي ترك و سفراي تركيه در اتريش و فرانسه منسوب به آنهاست و همچنان فعاليت اين گروه ادامه دارد. تروريسم آنارشيست‌ها در1890 با عنوان تبليغ عملي بود كه به نظرشان بهترين راه متحقق ساختن تغييرات سياسياجتماعي انقلابي، قتل كساني است كه در مناصب قدرتند. دهه­ی1880 و سده­ی بيست عصر سوءقصد به جان دولت­مردان اروپا و آمريكا بود، از جمله گارفيلد، مك كنيلي در آمريكا و تلاش براي كشتن بيسمارك و ويلهلم اول در آلمان و قتل كارنور در فرانسه و آنتونيوكانوواس نخست­وزير اسپانيا و اليزابت امپراتريس و امبرتو پادشاه ايتاليا. تروريسم كارگري در ايالات متحده و تروريسم در شبه جزيره­ی ايبري كه در آن آنارشيسم تروريستي موجب مبارزات مرگ­بار و سوءقصدهايي شدند، از نمونه‌هاي ديگر تروريسم در تاريخند.

تروريسم راست­گرا بعد از جنگ جهانی اول، مفهوم پيدا كرد و تا آن­زمان اين ويژگي را متعلق به گروه­هاي چپ مي‌دانستند از جمله­ی اينها كروآت‌ها بودند كه به ترور همزمان پادشاه يوگسلاوي و نخست­ وزير فرانسه در زمان ديدارشان اقدام كردند.

تروریسم پست مدرن :

بررسی آنچه دراین بخش تروریسم پست مدرن نامیده شده است، نیازمند به شناخت بیشتر تئوری‌های پست مدرنیستی دارد. پست مدرنیته جریانی است که در واقع، برآمده از دل مدرنیته و تلاشی است برای یافتن پاسخ‌هایی درحل معظلات مدرنیته وخروج ازبن بست مدرنیسم؛ نمادی است برآمده ازدل بحران‌های متعددی که مدرنیته درفرایند تکامل وتحول خود باآنها روبه روبوده است وظهوراندیشه‌های پست مدرنیستی، نتیجه سرخوردگی جامعه روشنفکری اروپا ازدستاوردهای مدرنیته در غرب بود. پست مدرنیست‌ها با انتساب پدیده‌هایی چون قهر، خشونت، تروریسم و... به روشنفکری و رنسانس، تمامی دستاوردهای مثبت انسانی و اجتماعی آنها رازیرسؤال برده وانکار کرده وبه دنبال آن، به محکوم کردن و نفی روشنگری ورنسانس برخاستند، به گونه‌ای که «ژان ـ فرانسوالیوتار» در کتاب معروف خود «وضعیت پست مدرن» گزارشی درباره دانش می‌نویسد:مدرنیته با جایگزین کردن روایت‌های غیردینی‌تر و دنیاگرانه‌تر، ولی روایت‌هایی نه چندان جهانی و کلی به جای روایت‌های الهی یا تقدیری درباره سرنوشت انسان، پا به عرصه وجود نهاد.

تروریست‌های پست مدرن، کمترازگذشتگان خود دردهه‌های 60 و70 ایدئولوژیک هستند ودرعین حال بیشترازآنها به اعتراضات مذهبی و قومی متوسل می‌شوند. به نظرمی‌ رسد که تروریسم پست مدرن هیچ محدودیتی را چه در داخل و چه در خارج، برنمی‌تابد. این نوع از تروریسم بین‌المللی بوده و به عبارتی به طور واقعی جهانی به شمار می‌رود؛ شهروندان عادی را بیشتر از نظامیان مورد هدف قرار می‌دهد؛ همیشه در حال جابجایی است و از این جهت مثل زنبوران عسل در کندو عمل می‌کند؛ از تکنولوژی‌های جهانی ارتباطات و اطلاعات استفاده می‌کند؛ سلول‌هایش که نقش شبکه‌های اطلاعاتی را دارند، آن را قادر می‌سازند تا همیشه خود را بازیابی کرده و به قید و بندهای رسمی شناخته شده مقید نباشد؛ ازاهمیت رسانه‌های همگانی برای تحت تأثیر قراردادن افکارعمومی آگاه بوده و بر استفاده از آنها تأکید می‌کند؛ از نظر نظامی از آخرین پیشرفت‌های موجود در زمینه تعلمیات نظامی بهره‌مند است؛ درباره منابع مالی همانند کارتل‌های قاچاق دارو عمل می‌کند وعلاوه بر همه اینها، اطلاعات کافی از سلاح‌های بیولوژیکی نیز در اختیار این نوع ازتروریسم قرار دارد که هر زمان بخواهد، می‌تواند از آن استفاده کند.

تروریسم پست مدرن هم در کشورهای پیشرفته پدید می‌آید وهم در کشورهای درحال توسعه(طراحان و مجریان اصلی حملات 11 سپتامبر بیشتر شهروندان کشورهای آلمان، مصروعربستان سعودی بودند).

به هرترتیب، شایدریشه گسترش تروریسم قديم وجديدرا بتوان دربی‌عدالتی‌های سیاسی،اقتصادی واجتماعی موجود درجهان، نژادپرستی، نابرابری دررشد وتوسعه میان کشورهای شمال وجنوب،نقض گسترده حقوق بشر، گرسنگی وفقریافت وبه طورکل، شکست سرمایه‌داری جهانی وظهورتروریسم جهانی درارتباطی تنگاتنگ با یکدیگرند.

 

دوشنبه: 1393/1/25-14جمادي الثاني1435- 14آوريل2014

 

 

 

منابع :

 

1- آقا بخشي، علي؛ فرهنگ علوم­ سياسي، تهران، نشر نوبهار، 1379.

2- طيب،عليرضا ،تروريسم، تهران ؛نشر­ ني، 1382.

3- صالحی،محمد،علل و عوامل توسعه تروریسم درجهان؛تجارت جنگ‌افزارو گسترش تروریسم پست مدرن،

سایت تابناک ، ٢٤ شهریور ۱۳۸٧.

4- عميد زنجانى، عباسعلى ، فقه سياسى تهران، اميركبير، 1377، چ سوم، ج 3 (حقوق بين‌الملل اسلام).

5- فلورى،موريس،«مبارزه باتروريسم ازرهگذرحقوق بين‌الملل»،ترجمه سيدقاسم زمانى،راهبرد21پاييز1380 .

 

 

 

 

پا سخ ما به پارلمان اتحادیه اروپا - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 11:11 قبل از ظهر

1024x768

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin:0in; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

  پا سخ ما به پارلمان اتحادیه اروپا                      

   اسدالله افشار

 

قطعنامه‌ای که با عنوان راهبرد اتحادیه‌اروپا درباره ایران به تصویب پارلمان این اتحادیه رسید به اندازه‌ای عوامانه وكودكانه است که تصویب آن از سوی کشورهای اروپایی، آنهم در حالی که ضعیف‌ترین دوران حیات خود را تجربه می‌کنند، فقط با نگاه طنز قابل تفسیر است. دراین به اصطلاح قطعنامه، آرزوهای بر باد رفته آمریکا و متحدانش که طی 35 سال گذشته بارها زیرپای مردم این مرزو بوم لگدمال شده است، درهفت صفحه تهیه وتدوین واجرای آن ازایران اسلامی خواسته شده است!...اينك مروري كوتاه برمتن اين قطعنامه خواهيم داشت :

 ایران باید توافقنامه ژنو را بی‌کم و کاست اجرا کند!... عوامل زندانی فتنه 88 را آزاد کند!... به حصر سران فتنه آمریکایی- اسرائیلی 88 پایان بدهد!... ممنوعیت همجنس‌بازی را لغو کند و به همجنس‌بازان اجازه رابطه جنسی آزادانه بدهد!... هر یک از نمایندگان یا هیئت‌های پارلمانی اتحادیه اروپا که به ایران سفر می‌کنند اجازه ملاقات با محکومان امنیتی را داشته باشند!... دفتر نمایندگی اتحادیه‌اروپا در ایران تأسیس شود تا بر مسائل سیاسی و اجتماعی کشور نظارت مستقیم داشته باشد!... انجمن صنفی روزنامه‌نگاران که منحل اعلام شده بازگشایی شود!... به آنچه از نظر اتحادیه اروپا نقض حقوق‌بشر تلقی می‌شود خاتمه بدهد!... به احمد شهید گزارشگر ویژه کمیسیون حقوق‌بشر سازمان ملل متحد اجازه ورود به ایران داده شود و بتواند آزادانه با مجرمان و هرکس دیگری که می‌خواهد ملاقات کند! و...

درقطعنامه اتحادیه اروپا، انتخابات ریاست‌جمهوری یازدهم غیردموکراتیک تلقی شده و به چند نمونه دیگر از قوانین جاری کشور نیزبه اصطلاح اعتراض شده است!

اكنون پاسخ مابه ياوه گويي هاي آنان :

1- در ابتدا بايد گفت كه با توجه به موقعيت پارلمان اروپا در مجموعه اتحاديه اروپا و به ويژه اينكه پارلمان فعلي روزهاي آخر خود را سپري مي‌كند، نمي‌توان اين قطعنامه را به عنوان اقدامي مؤثر و تعيين‌كننده از سوي اتحاديه اروپا ارزيابي كرد.

2-ايران به هيچ عنوان به کشورهاي اروپايي اجازه دخالت درامورداخلي خود را نخواهد داد. ايران با صلابت درمقابل تمام درخواست هاي غيرمنطقي اتحاديه اروپا خواهد ايستاد.

3- بايد فرمايشات امام خميني(ره) ورهبر معظم انقلاب در اين باره هميشه آويزه گوش ما باشد؛ اگرما در برابر استکبارجهاني ضعف نشان دهيم قطعا آنهاجلوترمي‌آيند واين حرکت رو به جلوي دشمن حد ومرزي نخواهد داشت.

4- مسئولان ما در برابر ياوه‌گويي‌هاي دشمنان بايد با منطق قاطعانه و مستحکم بايستند و در چنين حالتي است که دشمن از ياوه گويي‌هاي خود دست برخواهد برداشت.

5- اتحاديه اروپا با صدوربيانيه به دنبال اين است که ملت و مسئولان ما را نسبت به ارزش‌هاي ديني و اخلاقي آزمايش کند، و از ما مي‌خواهد اموري را که جزء منفورترين و زشت ترين مسائل ديني ما و به لحاظ ارزشي خط قرمز کل اديان آسماني است به رسميت بشناسيم. مسئولان بايد با برخورد قاطعانه خود نشان دهند که جاي اين ياوه گويي‌ها در برابر ملت شريف و فرهيخته ايران اسلامي نيست.

6- اگر وزارت خارجه در زمان سفر هيئت پارلمان اروپا و كاترين اشتون به تهران به وظيفه خود درست عمل مي‌كرد، حداقل طرف اروپايي متوجه مي‌شد كه نمي‌تواند يك طرفه و به دلخواه خود براي ايران شرط و شروط بگذارد تا چه برسد به اينكه روند مذاكرات هسته‌اي را در پيوند با موضوع حقوق بشري مطرح بكند. بي‌دقتي و تا اندازه زيادي خوش‌بيني دستگاه ديپلماسي به طرف غربي در جريان آن سفرها اين جرأت را به پارلمان اروپا داده تا حتي انتخابات سال گذشته را زير سؤال ببرد.  

7- قطعنامه یاد شده دریک کلام ازایران‌ اسلامی  ومردم این مرزوبوم دعوت می‌کند که ازاسلام، انقلاب، استقلال، آزادی، حاکمیت ملی وهمه داشته‌های دیگرخود دست بکشند و به یکی از مستعمرات قرون وسطایی آمریکا و متحدان اروپایی آن تبدیل شوند! آیا از به اصطلاح قطعنامه مورد اشاره برداشت دیگری می‌توان داشت؟!

8- اين قطعنامه فاقد اعتبار و ارزش حقوقي براي ملت برزگ ايران است. تصويب اين قطعنامه بر پايه نظام حقوقي غربي تدوين ومباني حقوق بشر مورد ادعاي آنها برمبناي فرهنگ غربي است نه برپايه فرهنگ و تمدن امت اسلامي. سياستمداران غربي همواره ازقواعد حقوقي براي تحکيم سلطه خود برسايرکشورها استفاده ابزاري مي کنند. درتصويب اين قطعنامه ارزش هاي الهي و معنويت ناديده گرفته شده وتصويب آن ضد اخلاق و ارزش هاي متعالي و فطري است. ادعاي کذب دفاع ازحقوق بشرزمينه افزايش جرم، جنايت، قتل و ناهنجاري هاي اجتماعي غرب را بيش از گذشته در جهان فراهم مي کند.

9- ملت و دولت ايران هيچ ارزشي براي بيانيه اخير پارلمان اروپا ، قائل نيستند. اين بيانيه هيچ خللي درعزم واراده ملت قهرمان ما ايجاد نخواهد کرد. راه عزت واقتدارکشور ما همان طوري که بارها مقام معظم رهبري روي آن تاکيد فرموده اند همان ايستادگي براصول، حفظ ارزش ها وانسجام ملي است. عزت و هويت کشور ما در تمسک به ارزش ها ، ايستادگي و مقاومت و ولايت محوري است.

10- با وجود آنچه رفت به نظرمي‌رسد «انديشه وتفکرکردن» مقدمه اقتدارملي ايران است وهمانطور که غرب با توجه به سنت و داشته‌هاي خود مي‌انديشد وراهبردِ دخالت درامورداخلي کشورها راتنظيم وبه تصويب مي‌رساند،ما نيزبايددرجهت خنثي‌سازيِ چنين راهبردهايي، کاخي ازانديشه برافرازيم تا اتحادية اروپا به خود اجازه ندهد تالارهايش را با دفتر نمايندگي مزين سازد.

 

یکشنبه : 1393/1/24- 13جمادي الثاني1435- 13آوريل2014

 

 

حفظ هوشياري درمذاكرات هسته اي - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 11:3 قبل از ظهر

1024x768

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin:0cm; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

  حفظ هوشياري درمذاكرات هسته اي                      

  اسدالله افشار

 

ازگذشته تاكنون سه راه پيش روي ديپلماسي ايران بوده است: اول "تفاهم" با 1+5 که در صورت موفقيت بهترين و پرمنفعت ترين نتيجه را در پي دارد ، دوم ايجاد شکاف درون 1+5 و "منزوي کردن" آمريکا همانند سال هاي85 و 86 و سوم وارد کردن بازيگران جديد به عرصه ديپلماسي هسته اي همانند دوره وارد کردن روسيه و چين به مذاکرات. راه اول توسط آقاي ظريف به جد درحال پيگيري است و همچنان بايد در دستورکار قرارداشته باشد. باتوجه به اينکه اوباما،بوش نيست وهم اکنون سه کشوراروپايي نيزخود جزو تحريم کنندگان اصلي ايران محسوب مي شوند راهبرد دوم يعني شکاف بين اروپا وآمريکا مشابه دوره سالهاي 85 و 86 را مي توان منتفي تلقي کرداماراهبرد سوم مي تواند فرصتي باشد براي دولت روحاني درميان دولتمردان کشورهاي"اروپاي دوم"(اشتباه نشودمنظورمااز«اروپاي دوم»کشورهاي فقيراروپايي نيست بلکه اتفاقا منظور اصلي کشورهاي مهم اروپايي مانند ايتاليا، اتريش، فنلاند، نروژ، هلندو...هستند که اتفاقا از نظر اقتصادي و رفاه جزوکشورهاي توسعه يافته تلقي مي شونداما بدون درنظرگرفتن منافع ملي ومنطقه اي براساس غفلتي تاريخي ازلحاظ سياسي دنباله روچشم وگوش بسته کشورهاي فرانسه،انگليس وآلمان هستند)به عنوان بازيگران جديد.دراين راهبرد،همزمان که براي"تفاهم"تلاش مي شود، به جاي شکاف در1+5 شکاف دراتحاديه اروپا هدف دوم ديپلماسي قرارمي‌گيرد .

والبته برخي ازكارشناسان دراين خصوص نگراني جدي داشته ودارندومعتقدند؛استراتژي تک راهبردي تيم هسته اي ايران درشرائط حساس كنوني منطقه که صرفا بربه"تفاهم"رسيدن با1+5 تمرکزدارد ممکن است باعث فرصت سوزي بزرگي شده وخطرانفعال ديپلماتيک رادرآينده ايجادکند.استراتژي تک راهبردي مذکوربردوپايه استواراست:اول حقانيت ومنطقي بودن مواضع صلح آميزهسته اي جمهوري اسلامي ودوم پذيرش اين مواضع توسط کشورهاي مقابل درصورت ديپلماسي فعال همراه بامنطق وانعطاف.اماآيا اعتمادصرف به اين دومبنا امري پرريسک محسوب نمي شود؟

اكنون كه دورجديد مذاكرات شروع شده است ضروري به نظرمي رسد تيم مذاكره كننده ايراني ضمن حفظ هوشياري درمذاكرات، دغدغه صاحب نظران راجدي تلقي وباحساسيت بيشتري مذاكرات رابه سرانجام رسانند.البته نبايداين موضوع رادرباره نقش آمريکا درمذاکرات هسته‌اي فراموش کردکه قدرت‌هاي اروپا تحت تاثيرايالات متحده هستند وبه همين دليل نظرات نماينده اين کشوردر1+5 بسيارمهم است.اما اين دليل نمي‌شودکه مادرقبال آن‌ها نرمشي غيرمنطقي داشته باشيم واصول خودراناديده بگيريم. به همين دليل دستگاه ديپلماسي جمهوري اسلامي بايد بيشترازهميشه دقت کنند وبعدازبررسي‌هاي کار‌شناسي اقدام به تصميم گيري کنند.اين راهم بايددرنظرگرفت که آن‌ها تحت هرشرايطي اهداف ومنافع خودراپيگيري مي‌کنند و همچنين نمي‌توانند نسبت به خواسته‌هاي رژيم صهيونيستي بي‌تفاوت باشند.

پرونده هسته‌اي ايران و مذاکرات جمهوري اسلامي با 1+5 در حال حاضر يکي از پرسش‌هاي بي‌پاسخ دنيا است و براي همه اهميت دارد که اين مساله پيچيده با چه روشي و چطور به سرانجام برسد و البته هم افکار عمومي اذعان دارد که دو کشور ايران و آمريکا در اين بين بيشترين تاثيرگذاري را در روند مذاکرات دارند.

 

يكشنبه : 1393/1/17- 6جمادي الثاني1435- 6آوريل2014

 

نقشه راه درسال1393 - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 6:46 بعد از ظهر

1024x768

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin:0in; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:10.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif";} 1024x768

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin:0in; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:10.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif";} نقشه راه درسال1393                         

اسدالله افشار

 

تعیین شعارسال وتبیین آن درسخنرانی آغازین روزازبهارتوسط مقام معظم رهبری،نقشه راهی است که برمبنای مسایل موجودجامعه ونیازهای اساسی کشورترسیم می شود.شعار سال 93 نیز سامان بخشی به اقتصاد وفرهنگ نامگذاری شدکه بادواستراتژی مهم عزم ملی وحرکت جهادی باید برای دستیابی به آن تلاش کرد .

كارشناسان معتقدند؛پس از6 سال پیاپی نام‌گذاری سال‌ها باعناوین اقتصادی،درسال 87 « نوآوری و شکوفایی اقتصادی»،88«اصلاح الگوی مصرف»،89 «همت مضاعف وکار مضاعف»،90«جهاد اقتصادی»،91« تولید ملی؛ حمایت ازکاروسرمایه ایرانی»و92«حماسه سیاسی وحماسه اقتصادی»وهمچنین ابلاغیه24ماده‌ای اقتصاد مقاومتی درواپسین روزهای سال 92 توسط مقام معظم رهبری، نامگذاری سال93 باردیگربا عنوان وتأکید بر اقتصاد دورازانتظارنبوده است. وازديگرسو لازم است اشاره شودكه پیرامون اهمیت مسائل اقتصاد ي دربیانات رهبری ذکرهمین نکته بس که در سخنرانی ۸۵۶ کلمه ای ایشان، پس از واژه مردم با ۱۴بارتکرار، واژه اقتصاد به صورت مفرد وترکیبی ۱۱ بارتکرارشده است.گره خوردن واژگان مردم بااقتصاددرسخنان ایشان وبازخوانی پیامهای سالهای اخیرنشان دهنده نگرانی عمیق رهبرمعظم انقلاب نسبت به اقتصاد ووضعیت معیشتی مردم کشورمان است که به خصوص با تحریمهای خصمانه غرب وعدم توجه مسئولین به اجرای سازوکارهای دفاعی اقتصاد مقاومتی درشرایط دشواری به سرمی برند.

اينك درخصوص نامگذاري امسال، به برخي نكات كليدي دراين زمينه اشاراتي خواهيم داشت: 

يكم) جهاداقتصادي:

جهاد اقتصادي مفهومي ارزشي در فرهنگ اسلامي است كه بيانگر تلاش و مجاهدت مقدس در عرصه هاي مختلف اقتصادي است در دهه هاي گذشته نيز شاهد حضور اين مفهوم به همراه موضوعاتي از قبيل جهاد نظامي، جهاد سازندگي، جهاد علمي، جهاد فرهنگي و... بوديم. خاستگاه مفهومي جهاد، ايثار و تلاش مضاعف در جهت جلب رضايت باري تعالي است. اضافه شدن كلمه جهاد به ديگر مفاهيم و موضوعات موجب ارتقا و تعالي معناي آن موضوع مي شود.جهاد اقتصادي به معناي كار و كوشش ايثارگرانه با قصد قربت در صحنه جنگ اقتصادي با دشمن است، بر اين مبنا لزوم تحول و تغيير نگاه و رويكرد به مقوله اقتصاد ضرورت مي يابد. جهاد اقتصادي نظريه ممتازي در بين نظريات اقتصادي موجود دنيا است. كه در صورت تحقق همه جانبه آن شاهد انقلابي عظيم در عرصه اقتصاد جهاني خواهيم بود.پرواضح است كه منظورازاقتصاددر«جهاد اقتصادي»، پرداختن به علم اقتصاد و استغراق در نظريه پردازي ها و سرگرم شدن به مجادلات بيهوده مكاتب اقتصادي نيست.«جهاد اقتصادي» ناظر به اين است كه «ما بايد بتوانيم قدرت نظام اسلامى را درزمينه‌ى حل مشكلات اقتصادى به همه‌ى دنيا نشان دهيم؛ الگورابرسردست بگيريم تا ملتها بتوانند ببينندكه يك ملت درسايه‌ى اسلام وباتعاليم اسلام چگونه ميتواند پيشرفت كند».البته لازمه وصول به اين اقتداروالگوسازي،دراختيارداشتن ديدگاهها، راهكارهها وبرنامه هاي فوري وراهگشاست كه براي رسيدن به اين مقصود بايد ازمشورت عالمانه مديران مجرب،كارشناسان خبره، اساتيد مبرزودانشمندان فاضل ودلسوز بهره جست. معارف والاي اسلام،مواد اصلي واركان اين راهبردها را تشكيل خواهد داد، نه نسخه برداري هاي ناشيانه ازاسميت وريكاردو وكينزو...

دوم) اقتصاد مقاومتی ومديريت جهادي :

مقام معظم رهبری برای نخستین‌بارادبیات اقتصاد مقاومتی رادرمقابله با تحریم‌های بین‌المللی مطرح نمودند. ایشان همواره براین مساله تأکید داشته‌اندکه اقتصاد ایران باید برمبنا واصول درستی گام نهد تا ازاین رهگذر بتواند بر تحریم‌های بین‌المللی فائق آمده و تهدید تحریم را به فرصت تبدیل کند.ایشان درسخنان خود در موارد مختلفی دراین باره تأکید داشته اندوهمواره عنوان کرده‌اند که«تنها راه حل مشکلات اقتصادی کشور، نگاه به ظرفیت‌های بیشماردرونی است ونه نگاه به بیرون وبرداشته شدن تحریم‌ها. به دشمن نمی‌توان چشم دوخت وازدشمن نمی‌توان انتظار داشت.»رهبرمعظم انقلاب «تکیه بر نیروی داخل» را نجات‌دهنده کشور و زمینه‌ساز حل مسائل گوناگون اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی دانستند. آنچه مسلم است با وجود تاکیدات معظم‌له اما همچنان اقتصاد ایران با مشکلات متعددی روبرو است و متولیان بخش اعظم این معضلات را به تحریم‌های ناجوانمردانه نسبت می‌دهند درحالی که به اعتقاد کارشناسان و تحلیلگران اقتصادی بخش قابل توجهی ازاین مهم را به سوءمدیریت‌ها و... نسبت می‌دهند.رهبر معظم انقلاب اسلامی، سیاست‌های اقتصاد مقاومتی را در۲۴ بنددراسفندماه1392 برای اجرا ابلاغ کردند تا از این پس، سیاست‌های اقتصادی کشوراز الگوی اقتصادی بومی وعلمی برآمده ازفرهنگ انقلابی واسلامی که همان اقتصاد مقاومتی است، پیروی کند.طبق تأکیدات مقام معظم رهبری، سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی، سیاست‌هایی جامع و فراگیر است که باید در اجرا هم با همین جامعیت و فراگیری، تحقق یابد و اگر این سیاست‌ها به طور جدی پی‌گیری و اجرا شوند، امید زیادی وجود دارد که رونق اقتصادی و اصلاح پایه‌های اقتصادی کشور در میان مدت محقق و بخشی از مشکلات مردم حل شود.ایشان استفاده از همه ظرفیت‌های بخش‌های دولتی و غیردولتی، اهتمام جدی به حل مشکلات معیشتی مردم، مبارزه با مفاسد اقتصادی، حمایت از تولید ملی و مبارزه با اسراف را از لوازم اقتصاد مقاومتی دانستند. در این میان روند اجرای سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی به صورت یک حرکت مستمر و متوقف نشدنی ادامه داد و هر یک از قوا هم برکار خود نظارت دقیق خواهند داشت.اگراهداف اقتصاد مقاومتی را کاهش نرخ تورم، تأمین معیشت مردم،ایجاد اشتغال و کاهش بیکاری، رشد امنیت اقتصادی و اهمیت دادن به تجارت جهانی ومدیریت صحیح واردات وکمک به صادرات بدانیم، روح حاکم دراین طرح خودباوری است ومهمترین پیامش این است که جامعه باید روی پای خود بایستد.معظم له با تأکيد برمديريت جهادي حجت رابرهمگان تمام كرده وديگرنمي توان مديريت هاي ناکارآمد وکم تحرک را تحمل نمود.ديگرنمي توان ازمسئولان فقط توقع ابلاغ سياست ها به دستگاه هاي مربوطه را داشت وازآنان نظارت براجرا رامطالبه نکرد.ديگرفعالان فرهنگي ورسانه اي نمي توانند به جاي گفتمان سازي در حوزه اقتصاد مقاومتي، مردم را به موضوعات جنجالي و دست چندم سياسي مشغول سازند. اقتصاد مقاومتي پنجره اي را گشوده است که اگر از روزنه آن به اقتصاد نگاه نکنيم ديگر اميدي به فرجام اقتصاد ايران نيست. اين آخرين و کامل ترين نسخه براي درمان اقتصاد بيمار است، البته اگر همه به مسئوليت خود عمل کنيم.

سوم) رابطه متقابل فرهنگ واقتصاد :

شایدبتوان اقتصاد وفرهنگ رادومقوله همپای هم تعریف کردوازدوواژه"اقتصادفرهنگ"وفرهنگ اقتصاد"نام بردکه هردوبا پسوندی اسلامی قابل تعریف می باشد.دراین تعریف اقتصاد فرهنگ شامل کلیه منابع انسانی، مالی، تجهیزات، سخت افزار، فضا وامکانات می باشد. اقتصاد مربوط به بخش فرهنگ نقش مؤثری درپیشرفت فرهنگ اسلامی درسطوح مختلف جامعه دارد. به عبارت دیگراگرتوسعه اقتصاد فرهنگ مبتنی برفرهنگ اقتصادی منبعث ازاسلام نباشد،نه تنهاموجب پیشرفت جامعه اسلامی نمی شود،بلکه به عنوان یک اهرم بازدارنده ومخرب عمل می کندومانع پیشرفت فرهنگ اسلامی درتمامی ابعاد خواهد شد. پس اگر فرهنگ اسلامی راپایه واساس شکل گیری تمامی پدیده هاازجمله نظام اقتصادی بدانیم،آنگاه درخواهیم یافت اقتصاد فرهنگ تابعی ازفرهنگ اقتصاد می باشد.

 

فرهنگ اقتصادی نیزمجموعه ای ازباورهای دینی وعلمی راشامل می شودکه رعایت آن باعزم ملی و همگانی می تواند بنیانهای اقتصادی جامعه را تقویت بخشد.تحقق عدالت اجتماعی، عدالت اقتصادی، تدبیر معیشت وعقلانیت اقتصادی، الگوی تولید، توزیع ومصرف اقتصادی و بهینه ازجمله مواردی مهمی است که در پرتو همگانی ساختن فرهنگ اقتصادمحقق می شودزیرااسلامیت اقتصادبه وجودمعنویت، عدالت،عقلانیت درعرصه تولید،توزیع ومصرف ثروت،برخاسته ازفرهنگ اسلامی است وفرهنگی که برپایه معنویت، عدالت و عقلانیت دینی بناشود، فرهنگ سالم ، مقتدر و بالنده خواهد بود.آنگاه حضوروجریان این فرهنگ درسایرابعادجامعه از جمله حضورفرهنگ درنظام سیاسی ، حضورفرهنگ در نظام فرهنگی وحضورفرهنگ در نظام اقتصادی موجب سلامت نظام سیاسی، فرهنگی و اقتصادی می شود.

نكته قابل توجه دراين خصوص اين است كه ؛ هزينه‌هاي بخش فرهنگ به عهده حوزه اقتصادفرهنگ است وشامل هزينه‌هايي است كه بايد صرف نيروي انساني،ابزارهاي متناسب بامقدورات ديگر فرهنگ شود. آنچه مسلم است اين است كه سرمايه گذاري براي توليدابزارهاي فرهنگي متفاوت باسرمايه گذاري براي توليدابزارهادرديگربخش‌هاي جامعه است.درشرايط اجتماعي،همان گونه كه اقتصادبرفرهنگ تاثير              مي گذارد،فرهنگ هم براقتصاد تاثيرمتقابل دارد وفرهنگي هم كه دراقتصاد جاري مي‌شود، دربستراقتصاد پرورش مي يابد. بنابراين، درچنين مرحله اي مي‌توان به جاي"اقتصاد فرهنگ"،"فرهنگ اقتصاد" را به كار برد، چون فرهنگ دراقتصاد جاري شده و اقتصاد بسترفرهنگ واقع شده و همه بخش‌هاي اقتصاد تحت تاثيرفرهنگ شده است.

جان كلام آنكه ؛تعریف وتدوین ادبیات مربوط به مقوله اقتصاد فرهنگ وشناخت ابزار و تكنیك های مورد نیاز برای سنجش نسبت فرهنگ واقتصاد نیازمند تلاشی مستمر،آگاهانه وعلمی است، ازاین منظراقتصاد فرهنگ ناظربرشناخت تعاملات بین حوزه های تولید وآفرینش، مصرف و بازار بوده و با استفاده از نظام آماری و   جمع آوری و پردازش داده های اطلاعاتی قادر خواهد بود، دولت رادر تخصیص و تجهیز مكفی اعتبارات فرهنگی از محل منابع عمومی یاری كرده و دراتخاذ شیوه های حمایتی وهدایتی مناسب برای تشویق مشاركت بخش غیر دولتی درفعالیت های فرهنگی و افزایش سهم سرمایه گذاری افراد و بنگاه های فرهنگی وهنری،در تولید و عرضه كالاها و خدمات فرهنگی در حوزه سیاست گذاری و برنامه ریزی هدایت كند.

 

 

پنجشنبه : 1393/1/14- 3جمادي الثاني1435- 3آوريل2014

 

منابع:

1- اقتصاد فرهنگ، محسن خزايي، روزنامه ايران.

2- 'اقتصاد فرهنگ'و 'فرهنگ اقتصاد' اولویت با کدام است؟ ، علي هاشمي- قدس آنلاین، 1/1/1393.

3-  اقتصاد فرهنگی و تجربه‌های جهانی، علي فلاح پسند، روزنامه اطلاعات. 

 

 

 

كشور؛ نيازمند تصحيح فرهنگي - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 7:42 قبل از ظهر
1024x768

كشور؛ نيازمند تصحيح فرهنگي                         

اسدالله افشار

اهمیت و جایگاه فرهنگ در شکل گیری و تکوین انقلاب اسلامی بر کسی پوشیده نیست؛ آنچنانکه اصلی ترین مؤلفه پیروزی شکوهمند ملت ایران، قبل از آنکه ماهیت سیاسی داشته باشد، از اهمیت ویژه ای در فرهنگ جامعه برخوردار است. «دین مبین اسلام» به عنوان محرک محوری در قیام تاریخی امام خمینی(ره) یکی از عناصر اصلی درفرهنگ به شمار می رود؛ بلکه باید آن را اصلی فرهنگ ساز در نظر گرفت و شالوده شکل گیری بسیاری ازفرهنگ ها را به دین منتسب کرد. ازدیگر سو انقلاب اسلامی برای ادامه حرکت خود و در راستای تثبیت و توسعه ارکان حکومتی اسلام، نیازی اساسی به فرهنگ دارد؛ چرا که فرهنگ به عنوان یکی از ابعاد اصلی جامعه، نقش بسزایی درموجودیت آن دارد.بی شک بالاترین و والاترین عنصری که در موجودیت هرجامعه دخالت اساسی دارد فرهنگ آن جامعه است.اساسا فرهنگ هرجامعه هویت و موجودیت آن جامعه را تشکیل می دهد وبا انحراف فرهنگ هر چند جامعه در بعدهای اقتصادی، سیاسی، صنعتی و نظامی قدرتمند و قوی باشد ولی پوچ و پوک ومیان تهی است. اگر فرهنگ جامعه ای وابسته و مرتزق از فرهنگ مخالف باشد، ناچاردیگرابعاد آن جامعه به جانب مخالف گرایش پیدا می کند وبالاخره درآن مستهلک می شود وموجودیت خود رادرتمام ابعادازدست می دهد.استقلال و موجودیت هرجامعه ازاستقلال فرهنگ آن نشات می گیرد وساده اندیشی است که گمان شود با وابستگی فرهنگی، استقلال درابعاد دیگر یا یکی ازآنهاامکان پذیراست.

برنامه ريزي واجراي سياست هاي مناسب براي حوزه هاي گوناگون سياسي واجتماعي درچارچوب نظام جمهوري اسلامي ايران تنها با لحاظ كردن اهداف وآرمان هاي واقعي نهفته در ارزش هاي والاي انقلاب اسلامي ممكن خواهد بود.ارزش هاي بي بديلي كه از يك سو دركلام و عمل رهبركبيرانقلاب وازطرف ديگر درانديشه هاي مقام معظم رهبري به صورت كلي منسجم ويك پارچه وجود دارند. درواقع سياست گذاري درچارچوب قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران تنها با در نظرگرفتن اصول اساسي حاكم بر اين دو منبع عظيم وگرانقدر است كه مي تواند مفيد واقع شود ومردم ونظام مقدس اسلامي را هرروز در مسير هاي جديد ترقي و منازل استوار توسعه پايدار به پيش راند.پر واضح است كه انديشه مقام معظم رهبري بعنوان يك كل منسجم و واحد درافق هاي بلند مدت خود نقاط روشني را دنبال مي كند. خطابه ها وتذكراتي كه ايشان هر بارمتناسب با شرايط ومقتضيات سياسي- اجتماعي براي هدايت دولت مردان نظام درراستاي اجراي وظايف قانوني شان دردوره هاي متفاوت زماني ايرادكرده اند هركدام بخش هاي متنوع اين كل منسجم را نشان   مي دهند. توجه مقام معظم رهبري به فرهنگ در ارتباط مستقيم با ارزش ها و آرمان هاي اصلي پديد آورنده انقلاب اسلامي است. ارزش هايي برآمده از فرهنگ ايراني- اسلامي جامعه ايراني كه در نهايت به دنبال آفرينش زندگي سربلند ملي متناسب با خواست هاي ديني مردم مسلمان ايران است.

حضرت آیت الله خامنه ای رهبرمعظم انقلاب اسلامی دردیداررئیس واعضای شورایعالی انقلاب فرهنگی درآذرماه1392، با تبیین اهمیت حیاتی مقوله فرهنگ وجایگاه شورایعالی انقلاب فرهنگی؛ با تأکید براینکه فرهنگ وارزشهای فرهنگی، هویت وروح یک ملت است، خاطر نشان کردند:" فرهنگ، حاشیه وذیل اقتصاد و سیاست نیست بلکه اقتصاد وسیاست حاشیه و ذیل فرهنگ هستند..."

به زبان ساده‎‌‎تریعنی شرایط اقتصادی یا سیاسی نباید موجب جهت‎‌‎دهی فرهنگی شوند یا جریان‎‌‎ها و کنش‎‌‎ها و منازعات سیاسی نباید برایمان اولویت فرهنگی تعریف کنند بلکه اگر فرهنگ اصل قرار گیرد سیاست واقتصاد می‎‌‎توانند خود رابا آن هماهنگ کنند ودر زیرچتر آن قرارگیرند و بسیاری ازمسایل ومشکلاتی که کشور دچار آن می‎‌‎شود با ارتقا ورشد فرهنگی وثابت قدمی در اصول وارزش‎‌‎های فرهنگی به راحتی قابل حل وفصل است. درحقیقت دریک کلام می‎‌‎توان گفت همه درزیرچترفرهنگ درست بهتر زندگی می‎‌‎کنند ودرآن جای می‏‎‌‎گیرند.‏ازمنظرمقام معظم رهبري ؛ اين كشورنيازمند يك تصحيح فرهنگي است وعلاج مشكلات آن نيزتنها با اصلاح فرهنگي امكان‌پذيراست. بنابراين بايد مسائل فرهنگي با يك ديد وسيع وعميق مورد توجه قرارگيرد و از تعهد اسلامي، روحية انقلابي وآمادگي ملت ايران به عنوان يك فرصت ارزنده درجهت انجام اصلاحات فرهنگي و اخلاقي استفاده شود.درتمامي تصميمات فرهنگي ودرهدايت واداره امورفرهنگي بايد روحيه اسلامي و انقلابي موردتوجه قرار بگيرد. گرايش انقلابي وحركت اسلامي را نيزمي‌توان با يك مديريت وهدايت صحيح، دقيق وحساب شده تضمين كرد. بنابراين هدايت فرهنگي جامعه براساس گرايش‌هاي انقلابي يك ضرورت است.معظم له باتأكيدبراهميت اصلاح فرهنگي درجامعه براين باورندكه؛ مسألة فرهنگ را بايد مسألة اول اين كشور به حساب آورد وبدون ترديد باپشتيباني وتقويت بنيه‌هاي فرهنگي،پيشرفت اين كشوردرتمامي زمينه‌ها تضمين خواهد شد.امااگرفرهنگ كشوراصلاح و پايه‌هاي آن مستحكم نشود، به احتمال زياد برنامه‌ريزي درهمه كارها ابترخواهد بود وبه نتايج قطعي آن نمي‌توان اميدواربود.مقام معظم رهبري فرهنگ رابستراصلى زندگى انسان مى‌دانند؛نه فقط بستراصلى درس خواندن وعلم آموختن. فرهنگ هرکشور، بستراصلى حرکت عمومى آن کشوراست. حرکت سیاسى وعلمى‌اش هم دربستر فرهنگى است. فرهنگ، یعنى خلقیات وذاتیات یک جامعه وبومىِ یک ملت؛ تفکراتش، ایمانش،آرمانهایش؛ اینها تشکیل دهنده‌ى مبانى فرهنگ یک کشوراست؛اینهاست که یک ملت رایاشجاع وغیوروجسورومستقل مى‌کند، یا سرافکنده وذلیل وفرودست وخاک‌نشین وفقیر مى‌کند. فرهنگ، عنصرخیلى مهمى است.

 رهبرفرزانه انقلاب مبتنی براین نگرش بعدی به فرهنگ،شعار«مهندسی فرهنگی» را درراستای تحقق «انقلاب فرهنگی»، سرلوحه کار متولیان فرهنگ کشور قرارداده اند؛چراکه وقتی فرهنگ اساس موجودیت یک جامعه باشد و بستر زندگی فردی و اجتماعی را ساماندهی نماید، مدیریت هماهنگ آن جامعه و دستیابی به «هندسه عام و خاص» آن درجهت سرپرستی ارکان حکومت، تنها از شاهراه فرهنگ ممکن خواهد بود. با این بیان می توان مهندسی فرهنگی کشوررا به معنای سیاستگذاری، هدایت ومدیریت همه جانبه وهماهنگ ساختارهای حکومتی ـ اعم ازسیاست، فرهنگ واقتصاد ـ مبتنی برنگرش فرهنگی واززاویه نگاه فرهنگ دانست؛مدیریتی فرهنگی که نه فقط فرهنگ جامعه بلکه همه ارکان وابعاد درونی حکومت راپوشش می دهد. البته مسلم است که برای مهندسی فرهنگی یک جامعه، دررتبه قبل باید فرهنگ آن را مهندسی کرد.در حقیقت تا زمانیکه فرهنگ انقلاب اسلامی مبتنی بر نگاه متعالی و در جهت هدف، سازماندهی ومدیریت نشود و«مهندسی فرهنگ» کشور بر اساس ارزش های دینی وملی تحقق نیابد، سخن گفتن ازمهندسی همه جانبه فرهنگی چندان صواب به نظر نمی رسد.

نویسنده معتقد است، چارچوب فکری و نظام اندیشه فرهنگی مقام معظم رهبری ، شباهت ها و تطابق های غیر قابل انکاری با نظام فکری ـ فرهنگی حضرت امام (ره) دارد وحتی دربرخی ازموارد،رهبری فرزانه،  به عنوان ادامه دهنده راه امام راحل، متاثرازمقتضیات زمان و مکان و مسائل مستحدثه و با حفظ چارچوب های کلی، به توسعه وتکامل این اندیشه ها پرداخته اند.به نظرمی رسد،مقایسه محتوایی این دومنشور، با همه نقص ها و کاستی های موجود،دلیل عینی براثبات ادعای فوق خواهد بود؛غیرازاینکه،مخاطب محترم می تواند با مطالعه هردو اثر، به شمایی کلی از موقعیت، ماهیت وآرمان ها فرهنگی انقلاب اسلامی دست یابد.

شنبه : 1392/12/24- 13جمادي الاولي1435-15مارس2014

 

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin:0cm; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

رابطه ، رانت و فساد اقتصادی - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 9:21 قبل از ظهر

1024x768

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin:0cm; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

رابطه ، رانت و فساد اقتصادی                            

  اسدالله افشار

 

يكم)موضوع مفاسد اقتصادي در سيستم اداري و در جوامع گوناگون، در طول تاريخ، همواره مسئله اي اسفبار و دردناك و عامل بسياري از نابسامانيها و دردها و رنجها و اختلافهاي فاحش طبقاتي و بي عدالتيها و تبعيضها و شورشها و چالشها و گسترش فساد و انحراف در جوامع بوده است. شرايط لازم رشد و توسعه وامنيت اقتصادي و امنيت سرمايه گذاري واعتماد متقابل دولت وملت و بالعكس و اعتماد كارفرما وكارگر وكليه اقشار جامعه نسبت به هم، با سلامت ِجريان اقتصادي كشوروپرهيزاز فرصت طلبي واحتكار و انحصار و تمركز ثروت و تكاثر وكنزورشوه خواري و اختلاس و پورسانت وغارت وغصب بيت المال و ربا و فساد و تخريب اموال عمومي و... فراهم مي آيد.رشد وتوسعه وسرمايه گذاري واشتغال كامل و سالم ومولّد، نياز به ثبات وامنيت وآرامش اجتماعي وعدالت واطمينان عمومي دارد ودرصورتي كه جامعه،ازروندحركتهاي اجتماعي و سياسي، مطمئن باشدواحساس آرامش كندوبه نتيجه دسترنج وزحمات خود اميدوارباشد،قطعاً، فعال تروبانشاط ترعمل خواهد كرد.

دوم)موضوع فساد اقتصادی و مبارزه با آن، به‌طور مستقیم و غیر مستقیم با جهاد اقتصادی مربوط است. مبارزه با مفسدان اقتصادی یكی ازمصادیق تحقق جهاد اقتصادی است ولذا می‌توان این اقدام را مستقیماً با جهاد اقتصادی مربوط دانست.جهاد اقتصادی وقتی محقق می‌شود كه هم به شكل ایجابی و هم به شكل سلبی به آن توجه شود. مثلاً ازنظرایجابی باید عواملی را كه موجب ارتقای وضعیت اقتصادی، رشد تولید، بهبود و پیشرفت می‌شوند، تقویت كرد. از نظر سلبی نیز باید موانع تحقق جهاد اقتصادی را برطرف كرد.

مفاسداقتصادی به شكل غیرمستقیم نیزباجهاد اقتصادی مرتبط است.تا زمانی كه درنظام پولی ومالی و اقتصادی كشورفساد وجود دارد، توزیع امكانات به شكلی عادلانه انجام نمی‌شود.انتخاب افراد عادلانه و منطقی نیست. امنیت كافی برای فعالیت‌های اقتصادی و توسعه‌ای برقرار نمی‌شود. همه كسانی كه شایستگی و توان واقعی تحقق شعار جهاد اقتصادی را دارند، از فعالیت‌های اقتصادی دور می‌مانند و به جای آنان كسانی با استفاده از رابطه ورانت و فساد اقتصادی به این عرصه گام می‌گذارند كه توانایی تحقق جهاد اقتصادی را ندارند.

سوم) بیماری مزمن مفاسد اقتصادی درکشورکه چندین سال متمادی گریبان‌گیراین مردم و نظام است، متاثر ازسرطان مهلکی است که شالوده‌های نظام اقتصادی کشوررا غیرایمن ساخته است.این مرض مهلک شاید چیزی شبیه به ویروس ایدز برای کالبد انسان باشد که بخش‌های ایمن بدن را ضعیف می‌کند وجسم انسان را نسبت به کوچکترین بیماری‌ها ناتوان می‌نماید.نظام اقتصادی کنونی کشور نیز شبیه به یک بیمار مبتلا به ایدز است. بیماری که پس از 35سال ازانقلاب اسلامی، هنوزدرآن اصل ۵۳ قانون اساسی که درموضوع تمرکز دریافت‌های دولتی درخزانه کل است به درستی رعایت نمی‌گردد وتوسط دولت‌های مختلف این اصل نقض شده است.

چهارم)  درعصر نبوی و علوی، شخصیت های فراوانی بودند كه به دلیل نداشتن تقوای مالی، تا جایی سقوط كردند كه دربرابرپیامبراكرم(ص)ایستادندوبرولیّ خدا وحجّت حق شمشیركشیدند وهماهنگ با دشمنان اسلام عمل كردند و این گرفتاری چیزی جز نتیجه فساد مالی آن ها نبود. فساد مالی افراد علاوه براین كه خود آن ها راازرشد و تعالی بازمی دارد، زمینه شیوع فساددرجامعه را نیز فراهم می كند. در صورتی كه افراد از اموال عمومی به طور نامشروع بهره مند شوند و به نحوی وابسته به حكومت اسلامی باشند، زیان سیاسی و اجتماعی آنها مضاعف خواهد بود; چنان كه در عصر خلفا، چنین افرادی وجود داشتند.

پنجم)باگسترش فساد مالی درجامعه، به طورطبیعی، عدالت اجتماعی رنگ خواهد باخت وجای آن را تبعیض، فساد و فقر خواهد گرفت ودرنتیجه،حكومت دینی فلسفه وجودی خود را، كه همانا برقراری عدالت اجتماعی درابعاد گوناگون است، ازدست خواهد داد و در مواردی، حتی ممكن است واكنش طبقات محروم و نابودی حكومت را به دنبال داشته باشد. اساساً هدف كلی ادیان الهی برقراری موازین عدالت اجتماعی و متعادل ساختن سازمان های اجتماعی است تا از این طریق، زمینه تكامل اخلاقی و معنوی افراد فراهم آید.

فلسفه اصلی حكومت اسلامی نیزبرقراری عدالت اجتماعی و گرفتن حق ستم دیده از ستمگرو پاس داشتن حقوق مادّی و معنوی افراد است؛چنان كه علی(ع) درباره علت پذیرش خلافت پس ازعثمان، به هم خوردن عدالت اجتماعی و منقسم شدن مردم به دو طبقه سیرسیروگرسنه گرسنه را ذكرمی كنند.درصورتی كه فساد مالی شیوع پیدا كند واموال عمومی دراختیارعده ای خاص قرارگیرد، فلسفه حكومت زیرسؤال می رود ودراین صورت، طغیان مردم و نافرمانی مدنی امری طبیعی خواهد بود. علی(ع)به صراحت، استیثار(خود را بردیگران مقدّم داشتن) وخودكامگی واستبداد رامایه اضمحلال حكومت عثمان و هلاكت او معرّفی می كنند.

ششم) درحال حاضردرذائقه عمومي مردم احساس خوب ورضايت بخشي درمورد مبارزه بامفاسد اقتصادي وجود ندارد واين رويکرد باعث شده که تشنگي درجامعه براي رسيدن به عدالت موج بزند، همواره درکشور شعارعدالت ومبارزه با مفاسد اقتصادي داده مي‌شود اماظهور و بروز چنداني ندارد.مبارزه با فساد،مطالبه‌ جدي مردم ما نيزهست ومردم به‌طور جدي دنبال اين هدف هستند ودرمراجعات خود به دستگاه‌هاي مختلف، اين مسئله را مطالبه مي‌كنند. اگرقرار باشد دهه‌ چهارم انقلاب، دهه‌ پيشرفت وعدالت باشد واگرقرارباشد تبعيض از بين برود وكشوردرمسيراعتدال پيشرفت كند، حتماً بايد فساد ريشه‌كن شود. اگراين فساد ريشه‌كن نشود، منابع ماكه نامحدود هم نيست به خوبي تخصيص داده نمي‌شوندونظام توليدونظام اقتصادي ماپيشرفتي نخواهد كرد.

به‌نظرمی‌رسدشفافیت درمبارزه بامفاسداقتصادی،تبیین محدودیت‌هاوموانع مبارزه با مفاسداقتصادی،

تواناسازی دستگاه‌های نظارتی،اصلاح ساختاراقتصادی کشورازوضعیت کنونی، تبیین تلازم فساد اقتصادی با فساد سیاسی وفراهم کردن زمینه‌های مردم باوری مبارزه با فساد اقتصادی و اطلاع‌رسانی به موقع و مناسب لوازمی است که برای مواجهه با مفاسد اقتصادی باید فکری عملی برای اجرای آنها کرد. 

 

چهارشنبه : 1392/12/21- 10جمادي الاولي1435-12مارس2014

رسالت‌ رسانه‌ها، رسالت ملي - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 7:35 قبل از ظهر

رسالت‌ رسانه‌ها، رسالت ملي                         

 اسدالله افشار

 دردنياي امروزكه عصرارتباطات وانفجاراطلاعات است، درحقيقت ارتباطات وضع جديدي راخلق كرده‌است و ما نمي‌توانيم اين جهان را بدون حضور رسانه‌ها ترسيم كنيم. رسانه‌ها مهمترين و كليدي‌ترين نقش را در دنياي امروز به عهده دارند و يكي از كاركردهاي جدي رسانه در دنياي جديد عيان و شفاف كردن اتفاقات و رخدادهاست و ديگر انجام كارهاي پشت پرده به واسطه‌ي وجود رسانه‌ها بسيار محدود شده است.رسالت‌ رسانه‌ها، رسالت ملي است ودرراستاي منافع ملي هر كشوري محسوب مي‌شود دريك چنين شرايطي رسانه ‌از اهميت واعتبار ويژه‌اي برخوردار است وبايد به رسالت خود واقف باشد وحاكميت نيزدرمقابل اين نقش راهبردي وظيفه‌ي تدارك ديدن بستر لازم براي اين كار و برجسته‌تر كردن اين نقش را عهده دار است.

امروزرسانه ها دردنيا فكر، فرهنگ، رفتار و درحقيقت هويت فرهنگي انسانها را القاءمي كنند وتعيين كننده هستند.رسانه ها مي توانند:  در بهبود وضعيت زندگي انسان مؤثر باشند؛ در گسترش صلح و امنيت جهاني مؤثر باشند؛درارتقاي اخلاق ومعنويت درميان انسانها ؤثر باشند و مي توانند انسانها را خوشبخت تر كنند. والبته رسانه ها نيزمي توانند : وسيله برافروختن جنگهاي خانمان سوز باشند؛ عادات و آداب و رفتارهاي مضر را در ميان مردم رايج كنند؛ ملتهايي را از هويت انساني و هويت ملي خودشان تهي كنندو احساس تبعيض را در انسانها زنده كنند.با استفاده ازرسانه ها می توان درجامعه انگیزه وحرکت ایجاد کرد ویا فرهنگ عمومی را پایه ریزی و گسترش داد وهمینطور افکار عمومی را دررابطه با موضوع خاصی تبیین نمود .

 وظيفه‌ي راهبردي رسانه آشنا كردن مردم با حقايق وواقعيات اجتماع است. البته بازگو كردن مسائل و نكات منفي ومثبت جامعه بايددرچارچوب منافع ومصالح ملي صورت پذيردورسانه اي كه ازآن تخطي نمايد درمسيرخلاف آب شنا كرده است.

يك رسانه دركنارحاكميت بايدمنافع ملي ومنافع جامعه رادرنظرگرفته ودرراستاي وظيفه‌ي خود براي تقويت پايه‌هاي نظام وامنيت ملي گام بردارد. رسانه‌ درهركشوري نشان دهنده‌ي فرهنگ يك جامعه است ودر حقيقت مي‌توان گفت كه فرهنگ يك جامعه با رسانه‌هاي آن سنجيده مي‌شود.

نقش رسانه‌ها درساختار و شكل دادن به افكار عمومي بي‌بديل است ودر واقع امروزه تمام قدرت‌هاي بزرگ به اين نتيجه رسيده‌اند كه داشتن ادوات وتجهيزات نظامي درواقع نمي‌تواند به اندازه‌ي رسانه درشكل و سمت وسو دادن به يك اتفاق مؤثر باشد.

ازمهم ترین کارکردهای رسانه ها،می توان به ایجاد یک فضای مجازی درمقابل دشمنان برای ایجاد فضایی از قدرت درمقابل آن ها اشاره کرد؛به طورمثال پوشش کامل ، فنی وحرفه ای رسانه ها ازیک رزمایش بزرگ نظامی می تواند تأثیربسزایی دررعب آفرینی دردل دشمنان داشته باشد.

امروزه جنگ، جنگ رسانه هاست و توجه به محتوای برنامه ها به همراه پخش مناسب آن امری لازم وانکار نا شدنی است.چه این که رسانه هایکی ازمهمترین ابزارقدرت نمایی واقتدارنمایی هستند وهیچ زمان نباید نقش بی بدیل آن ها را مورد غفلت قرار داد.    

رسانه‌ها عامل اصلي توزيع اطلاعات در جوامع معاصر به شمارمي‌روند و نقش هايي، ازجمله ناظران اجتماع، سازندگان افكارعمومي ومشوقان مردم درامرمشاركت سياسي، براي آنها منظور شده است. اما رسانه‌ها در عمل، با توجه به رژيم هاي سياسي متفاوت، با محدوديت‌هايي مواجهند،كه گاه به صورت سانسوروگاه به شكل فشارهاي مالي و گاه متأثرازخواست مخاطبان ظاهر مي‌شوند.

 

جان كلام :

1- رسانه می تواند در ترسیم اهداف، اولویت ها و تبیین برنامه ها و همچنین بسیج نیروهای جامعه نقشی بسزا داشته باشد. 2- انعکاس واقعیت های اقتصادی واجتماعی بدون تردید یکی ازملزومات فعالیت های رسانه یی است.دراین امررسانه باید به هیچ وجه جانب گروه ها و نهادهای خاص ومختلف را نگیرد و برای هر دو سوی جریان یعنی مخالفان وموافقان فرصت کافی برای اظهار نظرواعلام نظرات خود را درنظر بگیرد.

3- مطمئناًاگررسانه یی بتواند نقش خود رادرانعکاس بدون کم وکاست وواقعی یک اتفاق وماجرای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی رعایت کند خود گام مهمی در ایجاد و شکل دهی افکار عمومی برای نقد مسائل برداشته است.4- توجه به درستی وصحت اخبارواهمیت آنها همراه با تازگی وسرعتی که درانتشارآن باید درنظرگرفت، نقش مهمی رادرایجاد اعتباربرای رسانه ایفا می کند.

 درهرحال اهميت وجايگاه رسانه ها درجهان امروزبرهيچ كس پوشيده نيست.رسانه ها چنان درتاروپود زندگي بشر رخنه كرده اند كه امروز زندگي انسان ها كاملا به آن وابسته شده است. بسياري ازمردم به وسيله رسانه ها به زندگي خويش معني مي دهند. رسانه ها درجهان امروز، جهان ذهني و غيرواقعي را به دنيا مخابره مي كنند. آنها ديگر به وسايل انتقال واقعيت فكر نمي كنند بلكه خود، سازنده واقعيت اند و با تكامل بشر پيوند مستقيم دارند.

 

دوشنبه : 1392/12/19- 8جمادي الاولي1435- 10مارس2014

بحران اوکراین وتحليل ها - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 7:52 قبل از ظهر

1024x768

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin:0cm; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

  بحران اوکراین وتحليل ها                        

اسدالله افشار

بحران فعلی اوکراین شاید خطرناک‌ترین برهه زمانی را از زمان پایان جنگ سرد تاکنون در تاریخ اروپا رقم زده باشد. رویارویی مستقیم میان نیروهای روسی و اوکراینی به هر ترتیب پای آمریکا را نیز وسط خواهد کشید. با وجود آنکه همچنان زمان برای حل این بحران وجود دارد اما این بسیار مهم است که هدف هر یک ازطرف‌های دخیل دراین بحران رادرک کنیم.بحران اوکراین همچنان درصدراخبار بین‌المللی قراردارد . تفسیرها و برداشت‌های گوناگون ومتنوع در مطبوعات داخلی وخارجی نوشته شده است ودرچند روزگذشته خوانندگان ایرانی ازگذشته تاریخی و سرزمینی اوکراین تا بررسی وقایع جدید دراین کشور و مواضع روسیه دربرابر آن واتحادیه اروپا وآمریکا اطلاعات بسیاری را به دست آورده‌اند.دراين نوشتاربه برخي مواضع كه ازسوي سياستمداران دولتي وغيردولتي وكارشناسان بين المللي والبته برخي صاحب نظران داخلي مطرح گرديده است؛اشاراتي خواهيم داشت :

يكم) ویلیام هیگ وزیرامورخارجه انگلیس ، بحران اوکراین را بزرگترین بحران اروپا درقرن 21 خواند. وی گفت: روسیه در حال حاضر کنترل عملیاتی منطقه کریمه اوکراین را در دست دارد؛ روسیه حق قانونی برای نگه داشتن نیروهایش در پایگاه‌های خود درمنطقه را دارد اما کرملین درحال حاضرباید به نیروهایش دستور دهد به پادگان‌هایشان برگردند. هیگ از دو طرف اوکراینی و روسی خواست مذاکرات را آغاز کنند.

دوم) وزیرامور خارجه آمریکا درمصاحبه‌هایی جداگانه با شبکه‌های خبری ای بی سی، ان بی سی و سی بی اس اعلام کرد، واشنگتن وکشورهای متحد آن به دنبال منزوی کردن روسیه هستند؛ درصورتی که مسکو به نگه داشتن سربازان خود در شبه جزیره کریمه ادامه دهد. جان کری،‌ دراین مصاحبه‌ها درباره غیرقابل قبول بودن حمله وتهاجم به یک کشوریکپارچه براساس "بهانه‌های واهی" وبرای "اصرارورزیدن برمنافع شخصی" سخن گفت و اعلام کرد: در قرن 21 کشوری نمی‌تواند رفتاری همانند قرن نوزدهم داشته باشد و با اصرار ورزیدن بر منافع شخصی خود به کشور دیگری حمله کند.این اقدام درحقیقت تهاجمی است علیه یک کشور که باعث افزایش تنش می‌شود.مواضع متخذه جان كري انسان را نا خدا آگاه به خنده وامي دارد وگويي آمريكائيان كه دستشان تامرفق به كشتارانسانهادرسراسرجهان آغشته است  مبري ازافاضاتي است كه جنابش مطرح نموده است!دنياهرروزشاهد دخالت هاي بيجاي آنان در5 قاره جهان به بهانه هاي واهي چون نقض حقوق بشر، تروريسم و... هستند!

سوم) اوباما دخالت نظامی روسیه دراوکراین را محکوم می‌کند،درحالی که آمریکادرکارنامه‌اش تجربه حمله نظامی واشغال«گرانادا»راداردودر«پاناما»نیزبا حمله نظامی مشکل راحل کرد.حال اگر عراق، افغانستان وحمله نظامی ناتو به لیبی را در همین لیست قرار دهیم، آن ضرب‌المثل«رطب خورده»رادر ادبیات فارسی به یاد می‌آورد که روسیه نیز تکرارتجربه بکارگیری قدرت نظامی راهمچون آمریکا به میدان آورده است.

چهارم) درتهاجم اتحاد جماهیر شوروی به مجارستان، چک و اسلواکی، افغانستان و... توپخانه کلامی آمریکا و متحدانش در دفاع از اصول بین الملل فعال می شود و در تهاجم نظامی که آمریکا در ویتنام راه انداخت، نیکاراگوئه، پانوما، گواتمالا، عراق و افغانستان توپخانه روسیه از شرمندگی آمریکا درمی آید.دربحران کانال سوئز، کره و بحران های مختلف خاورمیانه رقبای جنگ سرد علیه یکدیگرصف آرایی می کنند.گویی که رعایت اصول وقواعد حقوق بین الملل صرفا به شرط انطباق آن با منافع ملی وبه عنوان ابزار تبلیغاتی علیه رقیب ضروری است.

پنجم) تحولات اوکراین نگاه تازه‌ای به صحنه بین‌الملل را در پی داشته است. منازعه نسبتاً پرشدت غرب و روسیه بر سر مسائل اوکراین نشان می‌دهد که صحنه بین‌الملل در سالهای آینده و تا شکل‌گیری یک نظام مشخص حقوقی در این صحنه دستخوش رخدادهای پرتنش خواهد بود، این تحولات سبب گمانه‌زنی‌های زیادی در سطح بین‌الملل شده است. بعضی از ناظران آن را نشانه شکل‌گیری مجدد نظام دوقطبی و باز تولید مناسبات پس از جنگ جهانی دوم دانستند. بعضی دیگر از این ناظران قدرت‌نمایی روسیه در ماجرای اوکراین را نشانه بالینی بازگشت روسیه به عرصه جدی رقابت‌های بین‌المللی تلقی کردند و بعضی دیگر از تحلیل‌گران این تنش‌ها را آخرین رویارویی‌ها و اعلام وجود نظام پیشین بین‌الملل دانستند.درتحولات اوکراین، روسیه با استفاده ازنیروی دریایی خود موفقیت برنامه غرب درباره اوکراین را با سؤالات وابهامات زیادی مواجه کرد.متقابلاً آمریکایی‌ها وانگلیسی‌هاهم- البته به گونه‌ای احتیاط‌آمیز-از«گزینه نظامی» سخن به میان آوردند. این خود گواه آن است که درقدرت ملی یک کشورقدرت نظامی حرف تعیین‌کننده‌ای می‌زند.

ششم)اوكراين ازجايگاه ژئوپليتيك و ژئواكونوميك ممتاز و انحصاري دراروپاي شرقي برخورداراست؛ تاآنجا كه با عدم نفوذاتحاديه‌ اروپا دراين كشور،اين كشورنه تنها مي‌تواند سدي بزرگ دربرابر برنامه‌هاي درازمدت اتحاديه درزمينه‌ گسترش به سمت شرق باشد، بلكه اين مسئله ممكن است نقش ونفوذ روسيه را درمسائل اروپاي شرقي پررنگ‌تر كند.به لحاظ اقتصادي نيز اين كشور محل ترانزيت 80 درصد گاز طبيعي و 75 درصد نفت خام وارداتي اتحاديه اروپا از روسيه است. ويژگي‌هايي از اين دست، اوكراين را به كشوري ذاتاً بين‌المللي تبديل كرده است.از همين رو، اوكراين را بايد محل تلاقي منافع قدرت‌هاي بزرگ منطقه‌اي و فرامنطقه‌اي نظير روسيه، اتحاديه‌ اروپا و ايالات متحده آمريكا ناميد. در حقيقت، همان‌گونه كه از ميان رفتن نفوذ روسيه در اين كشور موجب كم‌رنگ شدن هويت اروپايي روسيه مي‌شود، عدم گرايش كي‌يف به سمت ساختارهاي اقتصادي، سياسي و امنيتي غربي نيز سبب مسدود شدن نفوذ ايالات متحده‌ آمريكا و اتحاديه‌ اروپا در منطقه اروپاي شرقي مي‌شود.

هفتم) "استفن مایستر"، از کارشناسان مسائل روسیه واروپای شرقی بنیاد فکری شورای روابط خارجی اروپا (ECFR) در گفتگو با روزنامه "هندلز بلات" آلمان در پاسخ به این پرسش که آیاخطرجنگ روی شبه جزیره "کریمه" وجود دارد گفت:این مسئله بعیداست.روسیه هیچ علاقه ای به جنگ ندارد. رئیس جمهوری روسیه ازتحولات دراوکراین احساس شکست دارد.حالا پوتین شبه جزیره کریمه رابه عنوان یک برگ برنده به کارمی برد تاازنفوذ کشورش دراوکراین دفاع کند.وغربي هانيزبراين باورند که شايد براي اولين باراست که پس ازشصت سال فدراسيون روسيه تسلط کاملي برشبه جزيره کريمه بدست آورده است؛شبه جزيره اي که شصت سال پيش (19 فوريه 1954)خروشچف به عنوان اقدامي نمادين  به اوکراين اهداء کرد.

جان كلام :

برخي تحليل گران درتحليل هاي خوددرروزهاي گذشته اظهارداشته اند؛به نظرمی رسد که ایالات متحده آمریکا وفدراسیون روسیه بعدازاستراحتی کوتاه مجددا به شرایط جنگ سرد برگشته اند وهردوکشورازسیاست واحدی درقبال حقوق بین الملل پیروی می کنند وآن اینکه حقوق بین الملل بالذاته فاقد هرگونه ارزش واعتباری است ومی توان آن را پای منافع ملی واراده حاکمان قربانی کرد.حضور نظامی فدراسیون روسیه به تجویزدومای آن کشورو نادیده گرفتن حاکمیت ملی کشور اوکراین نقض آشکاروکاهش حقوق بین الملل است.مواضع اتخاذی مقامات کرملین نشان می دهدکه آن کشورهیچ اعتقادی به حق تعیین سرنوشت ملت ها ندارد ودغدغه اصلی آن کشورنباید قواعد حقوق بین المللی باشد بلکه بایدتامین امنیت خوددرحیاط های خلوتی که به بهای نادیده گرفتن استقلال وتمامیت ارضی کشورهای پیرامون فراهم کرده، باشد.

جمعه : 1392/12/17-  6جمادي الاولي1435- 8مارس2014

اندیشه اعتدالی دین - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 7:48 قبل از ظهر

1024x768

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin:0cm; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

اندیشه اعتدالی دین                               

اسدالله افشار

 

اسلام قانون الهي است و فلاح و رستگاري انسان‌ها، درگروعمل به اين قانون است. فهم درست ازاين قانون الهي همان است كه حضرت امام خميني (ره)، ازآن با عنوان اسلام ناب محمدي (ص) يادكردند وتمامي برداشت‌هاي ناصحيح را، ذيل عنوان اسلام امريكايي فهرست نمودند. اسلام ناب درآراوانديشه‌هاي آن عزيز سفركرده تجلي يافت ودرقانون اساسي جمهوري اسلامي به عنوان ميثاق ملي ايرانيان نهادينه گرديد.

در تفکر ناب توحیدی جهل و نادانی، اطاعت از تمایلات نفسانی، نفاق و دورویی، قوم و خویش‌تباری، ترس و زبونی مقابل قدرت‌های بزرگ، غفلت از اصول دین و به‌طور کلی به فراموشی سپرده شدن راه ویاد خدااز عوامل اصلی خروج ازاعتدال محسوب می‌شود که درنقطه مقابل آن حکمت، عدالت، شجاعت، عفت و دینمداری و حق‌گرایی قراردارد. سنگ محک سنجش اعتدال درامورنیز به‌طور مشخص در2 کفه متعالی عقل وشرع خلاصه می‌شود. درمبانی دینی واحکام حکومتی اسلام بویژه درحوزه سیاسی واجتماعی نیزمفهوم عینی اعتدال در جلوه خاصی از عدالت اجتماعی با این پیش‌معنا که عدل به معنای استواری درراه حق ونلغزیدن به سوی باطل است، به صورت کمی وکیفی متجلی می‌شود.

ازآموزه‌های قرآنی به دست می‌آید که اعتدال و میانه‌روی امت زمانی تحقق می‌یابد که همه شاخص‌ها و مولفه‌های آن مراعات شود. پس همان گونه که درزندگی فردی و شخصی انسان باید نخست در شخص و شخصیت خود اعتدال برقرار کند واجازه ندهد تا قوای نفسانی به سمت افراط وتفریط بروند و مثلا در مسائل نفسانی افراط کرده و اجازه داده شود تا شهوت وغضب چیره شده و عقل به کناری گذاشته شود یا آنکه تفریط کرده و شهوت سرکوب شود، بلکه باید با مدیریت عقل، رفتاری عقلانی در پیش گرفت که همان ایجاد تعادل در بهره‌مندی همه قوای انسانی است؛ همچنین باید در زندگی اجتماعی، به دور ازهرگونه افراط و تفریطی اجازه داده شود که عدالت برقرار گردد.

از نظرآموزه‌های معرفتی قرآن، عقل می‌تواند به عنوان حاکم معتدل به ایجاد عدالت وتعادل واعتدال کمک کند، پس باید مدیریت جامعه را به عقل سپرد؛ چرا که انسان موجودی است که از ترکیب قوای متضاد پدید آمده است و زمانی می‌تواند به اعتدال و تعادل و تناسب موزون و منطقی برسد که هرچیزی در جای مناسب خود قرار گرفته و حق هر چیزی به خوبی و درستی ادا شود که همان مفهوم عدالت واقعی است. این عدالت واقعی می‌بایست نخست در نظام شخصیت فردی و باطنی شکل گرفته و سپس ازطریق افراد در جامعه تحقق یابد و نهادینه شود.

دین اسلام از آدم (ع) تا خاتم(ص) آیینی مبتنی براعتدال ومیانه‌روی است تا هماهنگی میان تکوین و تشریع وجود داشته باشد. خود قرآن و آموزه‌های آن می فرماید کتابی معتدل وبه دوراز هرگونه انحراف و کژی است (انعام،آیه ۱۱۵؛کهف، آیات۱ و۲) وتنها برمدارعدالت واعتدال مردم را تعلیم وتزکیه می‌کند تا توده‌های مردم به عدالت قیام کنند واعتدال ومیانه‌روی را اصل درزندگی خود قراردهند. (حدید، آیه ۲۵)

اصل اعتدال یکی ازارکان اساسی وعناصرزیربنایی دراندیشه اسلامی است، بدون تردید نمی توان درزمینه نظریه پردازی،نظام سازی وتولیدعلوم مختلف؛ماننداخلاق،عرفان،فلسفه،حقوق،اقتصاد،علوم تربیتی،روانشناسي،

جامعه شناسی، مدیریت، علوم سیاسی و... وهمچنین درطراحی نقشه جامع علمی وفرهنگی و نیزدربرنامه ریزی کلان اجتماعی وترسیم الگوی توسعه وپیشرفت متوازن،متعادل وهمه جانبه وتبیین رویکردآن ازمنظراسلام، این اصل را در کانون توجه قرار نداد.

توجه به اعتدال به عنوان یکی ازخطوط اصلی درتفکر و عمل اسلامی، منجر به کشف نظردرست و دقیق دین درعرصه های مختلف می شود. ودرواقع اندیشه اعتدالی دین یکی ازآموزه های کلی دین است که برموارد بی شماری،قابل تطبیق می باشدوپاسخگوی نیازانسان به دانستن نظروراه حل اسلام درزمینه مسائل وچالش های گوناگون زندگی انفرادی واجتماعی می باشد. ازآنجا که اسلام را مکتب اعتدال می دانیم، باید بپذیریم که در طول تاریخ، هرگاه مسلمانان ازخط میانه ومتعادل،خارج شدند،دچاراسراف، افراط ویا کوتاهی وتفریط شده،درواقع ازصراط مستقیم وراه درست بازمانده وبه بیراهه رفته اندکه دراین صورت سعادت اخروی وعظمت دنیوی خویش را به مخاطره انداخته اند.

جان كلام آنكه ؛ اعتدال به عنوان عنصرتمدن سازاستراتژیک درتمامی سطوح ولایه های تمدن کامل اسلامی ازرویکردها، زیرساخت ها، مبانی، شاخص ها، مدل ها وعوامل تا مظاهر، روبناها، آثار، نتایج وفراورده های نرم افزاری و سخت افزاری آن بروز و ظهور دارد.

 

سه شنبه : 1392/12/13- 4جمادي الاولي1435- 2مارس2014

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اقتصاد مقاومتي؛ استحکام نظام اقتصادي - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 9:39 قبل از ظهر

1024x768

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin:0cm; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

اقتصاد مقاومتي؛ استحکام نظام اقتصادي                 

 اسدالله افشار

 

اقتصاد مقاومتي يک مفهوم يکپارچه است يعني استحکام نظام اقتصادي بايد به گونه اي باشد که قدرت انعطاف،قدرت حرکت، قدرت تصميم سازي وکارکردهاي خودش درشرايط چالش راهم داشته باشد.درواقع اقتصاد مقاومتي يک استراتژي است که مي‌تواند در يک برهه مشخص ضمن تحقق استقلال اقتصادي، کشوررا درعرصه اقتصادي به جايگاهي برساندکه تحريم ومحاصره اقتصادي درآن تأثيرگذارنباشدولذا بهترين راه مقابله بافشار‌ها وتحريم‌هاي خارجي اقتصادي اجراي اقتصاد مقاومتي است.درجريان رسيدن به اهداف اقتصاد مقاومتي چالش‌هايي هم وجود دارد.ابتدا بايد نگرش مسئولين اقتصادي تغييريابدکه برنامه‌هاي پژوهشي در دستگاه‌ها و برنامه‌ريزي‌هاي راهبردي در تصميم‌گيري‌ها گنجانده شود.

اقتصاد مقاومتي يعني تشخيص حوزه هاي فشار یا درشرایط کنونی تحریم ومتعاقبا تلاش براي کنترل و بي اثر کردن ودر شرايط آرماني تبديل چنين فشارهايي به فرصت، که قطعا باورومشارکت همگاني و اعمال مديريت هاي عقلايي ومدبرانه پيش شرط والزام چنين موضوعي است.اقتصاد مقاومتي کاهش وابستگي هاوتأکيد روي مزيت هاي توليد داخل و تلاش براي خوداتکايي است.وصد البته منظوراز اقتصاد مقاومتی واقعی، یک اقتصاد مقاومتی فعال وپویاست نه یک اقتصاد منفعل وبسته چنانکه مقاومت برای دفع موانع پیشرفت وکوشش در مسیر حرکت و پیشرفت تعریف می‌شود.بنابراین مسئولان واندیشمندان باید مراقب باشند درراه رسیدن به اقتصاد پویا دردام اقتصاد بسته وخود محورنیفتند.درواقع هدف دراقتصاد مقاومتی آن است که برفشارها وضربه‌های اقتصادی ازسوی نیروهای متخاصم که سد راه پیشرفت جامعه است، غلبه کرد.

مؤلفه‌هاي اقتصاد مقاومتي نظيرمديريت مصرف، اجتناب از خام فروشي نفت، خصوصي سازي اقتصادي، اتکا بر شرکت‌هاي دانش بنيان درتوليد ثروت وغيره؛ بيش ازآنکه اقداماتي پدافندي وستادي باشد، يک استراتژي بلند مدت به منظوراولويت بندي سياستگذاري‌ها درعرصه اقتصاد به منظور پيشرفت کشور است واقتصاد ايران با دراختيار داشتن سرمايه‌هاي عظيم طبيعي، ساختاري، انساني وفکري درسه دهه گذشته همواره ازفقدان يک استراتژي منسجم به منظورمديريت اين منابع بي‌بهره بوده است.

درشرایطی که غرب با اعمال تحریم ها وفشارهای سیاسی واقتصادی تلاش می کند شریان اقتصادی کشورما را فلج کند محور قراردادن اقتصاد مقاومتی ضرورتی اجتناب ناپذیراست.حمایت ازتولید داخلی وپشتیبانی از سرمایه گذاران، زمینه مناسبی رابرای محقق شدن اقتصاد مقاومتی فراهم کرده وکشوررا به سمت توسعه و آبادانی سوق خواهد داد.

با تکیه براقتصاد مقاومتی اقتصاد کشورازوابستگی به نفت رهایی یافته وصادرات غیرنفتی به مرورجای نفت را دربازارهای جهانی خواهدگرفت.با حمایت ازتولید کنندگان داخلی،چرخ های اقتصادی کشورروانترو سریع تربه حرکت درآمده وتولید کنندگان با امیدواری بیشتری تولید خواهند کرد.دراقتصاد مقاومتی بجای آنکه ثروت ملی وارد جیب دشمنان شود درجهت توسعه هرچه بیشتراقتصادی کشوربه کارگرفته خواهد شد.

گردش سرمایه درداخل کشورورونق کسب،کار و تولید ازشاخصه های اقتصاد مقاومتی است که زمینه اشتغال مناسبی را برای جمعیت بیکارفراهم کرده وبه جای برنامه ریزی برای واردات،امکانات داخلی درجهت صادرات به کارگرفته خواهد شد.

چهارشنبه : 1392/12/7- 26ربيع الثاني1435- 26فوريه2014

مذاكرات هسته‌اي يك ماراتن نفس گير - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 1:17 بعد از ظهر

1024x768

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin:0cm; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

مذاكرات هسته‌اي يك ماراتن نفس گير                   

 اسدالله افشار

 مذاكرات ايران و1+5 كه از صبح سه‌شنبه 29 بهمن درمقرسازمان ملل دروين درباره بررسي گام نهايي و تدوين دستوركار مذاكرات دراين‌باره آغاز شده بود پس از سه روز مذاكرات فشرده، 5 درباره برنامه كاري و چارچوب مذاكرات جامع براي گام نهايي توافق كردند.طرفين همچنين موافقت كردند دوربعدي مذاكرات آخراسفند در وين اتريش برگزارمي‌شود.

طرفين مذاكره كننده همگي برمثبت بودن سه روزمذاكرات اذعان داشته ومعتقدند:

1- سه روزكاري بسيارمفيدوفشرده داشته اند واحساس دوطرف اين است كه شروع خوبي براي كاردشواري كه پيش رودارند،بوده است.

2- دراين مذاكرات همچنين درمورد چارچوبي كه براي رسيدن به راه حل نهايي به طرفين كمك كندتوافق شده است؛ودرهمين رابطه متخصصان فني درماه مارس2014 با يكديگرملاقاتي خواهند داشت ووزيرخارجه ايران باخانم اشتون نيزدرروز17مارس قبل ازفرارسيدن نوروزجلسه بعدي را بايكديگرخواهند داشت.

3- مقام ارشد آمريكايي حاضردرمذاكرات هسته‌اي وين هم خاطرنشان كرد:هدف ما از انجام مذاكرات جامع باايران اين است كه در مهلت 6ماهه تعيين شده در مذاكرات ژنو به توافق نهايي دست يابيم.

4- اين مقام ارشدآمريكايي مذاكرات سه روزه وين راسازنده ومفيد خواند وتاكيدكرد: پيشرفت درمذاكرات پيچيده وسخت هسته‌اي را به خوبي احساس مي‌كنيم.

5- طرفين دراين مرحله درنشست‌هاي رسمي ودوجانبه، ديدگاه‌هاي خودرا به صورت شفاف و بي‌پرده مطرح كردند.

6- روند مذاكرات هسته‌اي يك ماراتن نفس گير است كه در عين حال بايد با سرعت طي شود. دوطرف در مذاكره بسيار جدي بودند ودر برخي موارد، جزئيات نيزمورد بحث وگفت وگو قرار گرفت.

7- دوربعدي مذاكرات كه قراراست از17 تا19 مارس (26 تا28 اسفند) دروين برگزارشود،سخت‌ترو حساس‌تر خواهد بود، پيش‌بيني مي‌شودهرچه به توافق نهايي نزديك‌ترمي شويم،مذاكرات فشرده‌ترمي شود.

اهداف مذاكره كنندگان تيم ايراني:

اماآنچه تيم مذاكره كننده مابه دنبال آن است وبرآن تأكيد داشته ودارند وباهوشياري وارد مذاكره شده اند؛

عبارت ازمواردي است كه درذيل مرورمي نماييم:

1-  نمي‌پذيريم كسي براي ما نسخه بپيچدوهيچ كس اين امكان را نداشته ونخواهد داشت كه به ما موضوعي را تحميل كند.

2- قصد ما اين است كه دركوتاهترين فرصت به نتيجه برسيم و اين كوتاهترين فرصت طبق توافق شش ماه اول است كه تا پايان تيرماه به پايان مي‌رسد.

3- هيچ موضوعي جزموضوع هسته‌اي دراين مذاكرات بحث نمي‌شود وهمه روي اين تفاهم داريم و چارچوب بحث را هم برنامه اقدام مشترك ژنو مشخص كرده و بر اين اساس گفت و گو خواهيم كرد.

4- دراين راه بيش ازهرچيز يكدلي، همراهي و حمايت همه اقشارمردم و نخبگان جامعه نيازي ضروري احساس مي شود وحتي بيش ازآن به دعاي خير.

5- تيم مذاكره كننده ايراني رسما اعلام كرده‌است؛ هيچ سايتي درايران تعطيل نمي‌گردد .

6- آمريكايي‌ها بايد اين واقعيت را بپذيرند كه تحريم‌ها هم غيرقانوني است و هم ناكارآمد و هيچ تاثيري بر اراده مردم ايران نداشته است.

7- هدف ما آب كردن يخ‌ها و رفع سوءتفاهم هاست.

روند مذاكرات هسته‌اي وين ازنگاه رسانه هاي خارجي :

رسانه‌هاي خارجي با پوشش اخبار مربوط به تازه‌ترين مذاكرات هسته‌اي ايران با هيات‌هاي مذاكره كننده، بلافاصله چشم انداز مثبتي از اين نشست‌هاي در صدر اخبار خود ترسيم كردند.

اكثررسانه‌هاي فارسي زبان خارجي از "راديو فردا"، "بي بي‌سي"، "دويچه وله"، "صداي آمريكا"، "راديو زمانه"،"راديو فرانسه"، "العربيه" وديگرمنابع خبري خارجي با انتشارگزارش‌هاي متعدد ومتنوعي چشم انداز روشني ازاين گفت وگوها دررأس اخبارشان تصويركردند؛ كه به گوشه اي ازاين اخباراشاراتي خواهيم داشت :

1- ايران و آژانس هفت گام با يكديگر راه آمدند.

2- دو طرف بسيار شاد وخندان بودند وراضي به نظرمي‌رسيدند.

3- ايران به مفاد توافق ژنو عمل كرده است.

4- از زمان روي كار آمدن دولت روحاني قدم‌هاي مهمي برداشته شده است.

5- همه حاضران مصمم به رسيدن به توافق بودند.

6- مذاكرات براي رسيدن به توافق فراگير ادامه مي‌يابد.

7- تمام مسائلي كه بايد براي رسيدن به توافق نهايي به آنها پرداخته شود، مشخص شده است.

8- تمام طرف‌ها علاقه‌مند هستند جدي و عملگرا باشند.

جان كلام :

ملت ايران،چيزي بيش ازحق قانوني خود مطالبه نكرده و نخواهد كرد واحقاق آنچه قانون براي اين ملت درنظرگرفته،كاري است كه هيأ‌ت ايراني مذاكره كننده با توجه به كارنامه مثبتي كه تا اينجا به دست آورده، مي‌تواند ازعهده آن برآيد. اين قلم اطمينان دارد تيم مذاكره كننده ايراني درمقابل زياده‌خواهي طرف آمريكايي در مراحل بعدي مذاكرات خواهدايستاد .

 

يكشنبه : 4/12/1392- 22ربيع الثاني1435- 22فوريه2014

درباره اقتصاد مقا ومتي - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 2:10 بعد از ظهر

1024x768

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin:0in; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

درباره اقتصاد مقا ومتي                             

 اسدالله افشار

 

با گذشت حدود ۲ سال ازطرح مفهوم اقتصاد مقاومتي ازسوي رهبرمعظم انقلاب، سياست هاي کلي«اقتصاد مقاومتي»توسط ايشان ابلاغ شد تا اقتصاد ايران درزماني که دوران پررنگ شدن فشارهاي اقتصادي ازخارج بوده است، آماده تجديدنظري اساسي دراقتصاد وابسته به نفت شود.مروري بر۲۴ بندسياستهاي کلي اقتصاد مقاومتي نشان مي دهداين سياستها درحقيقت مروري آسيب شناسانه برنقاط ضعف اقتصاد ايران در حوزه هاي گوناگون ازصنعت،کشاورزي،تجارت خارجي ونظام توزيع تاموضوع هدفمندي يارانه ها وصنعت نفت وگازکشوراست و محورهايي که بايد باتکيه برآنها برنقاط ضعف فائق آمد، نيزدراين سياست هامشخص شده است.

اين سياست‌ها يكي ازمولفه‌هاي مهم واساسي استحكام ساخت درون است. بحث اقتصاد مقاومتي ازسال 1386 ازسوي رهبرمعظم انقلاب موردتاكيد قرارگرفت وهدف ازآن مقابله‌ با طراحي‌هاي دشمن براي فشار اقتصادي بركشور وجلوگيري از ضربه زدن به اشتغال و رشد ملي و طبعا رفاه ملي برشمرده شد.تاكيد براقتصاد مقاومتي برپايه فشارهاي خارجي استواراست. ضرورت اقتصاد مقاومتي با توجه به جملات رهبرانقلاب، به مذاكرات هسته‌اي و نتيجه آنها مربوط نمي‌شود و در صورت حل اين مسئله، موضوعي جديد براي فشار برملت رونمايي خواهد شد. درپی ابلاغ این سیاست‌های مهم، رئیس جمهوردرنامه‌ای به محضرحضرت آیت الله خامنه‌ای نوشت؛بی شک با ابلاغ این سیاستها،تلاش های گسترده تری بایدسامان داده شود.دستگاههاوبخشهای مختلف دولت ، بی درنگ در جهت اجرای این سیاستها موظف به اقدامات مشخص شده‌اند.

اينك ضروري به نظرمي رسد درخصوص بحث اقتصاد مقاومتي بايد نكاتي مطرح وبيان گردد كه اين قلم به برخي ازآنهادرذيل اشاراتي خواهد داشت :

يكم)اقتصاد مقاومتي روشي براي مقابله با تحريم‌ها عليه يك منطقه ياكشورتحريم شده مي‌باشد.درشرايطي كه صادرات وواردات هيچ كدام براي آن كشورمجاز نمي‌باشد.اين اقتصاد به معني تشخيص حوزه‌هاي فشار و متعاقباً تلاش براي كنترل وبي‌اثركردن آن تاثيرهامي‌باشد ودرشرايط آرماني تبديل چنين فشارهايي به فرصت است همچنين براي رسيدن به اقتصاد مقاومتي بايد وابستگي‌ها خارجي كاهش يابد وبرتوليد داخلي كشورو تلاش براي خوداتكايي تاكيد گردد.

دوم) درباره اقتصاد مقاومتي ابتدا بايد درک صحيح ازاقتصاد ملي وهمچنين فضاي اقتصاد جهاني ومتعاقبا شدت فشاري که نظام سلطه نسبت به ايران داشته است به دست آوريم وبه عبارتي نظام سلطه بعدازنااميدي هايي که درفضاي تخاصم بامحوريت نظامي ديد،چند سالي است که درحوزه اقتصاد به طمع افتاده است و نااميدي درحوزه هاي نظامي باعث شده تا اقداماتي را به صورت جريان پازل واربراي تحت تاثيرقراردادن محيط اقتصادي با هد ف ‌هايي که تضعيف نظام وفشارروي آحاد مردم است دردستورکارقراردهد ودراين راستا تلاش کرده که پازل خود را کامل کند.

سوم) تردیدی نیست که امروز کشوردر شرایط حساسی قرار گرفته و دشمنان یک «جنگ اقتصادی» تمام عیار را علیه ما سازماندهی کرده‌اند. تحریم‌های فراقانونی بمنظورعقب‌نشینی ایران ازمواضع بحق وحقوق مشروع ومسلم خود به وضعیت پیچیده‌ای رسیده وکشوردرحال عبوراز یکی ازسرنوشت‌سازترین سنگلاخ‌های تاریخ انقلاب است.حتی جنگ زرگری بین آمریکاورژیم صهیونیستی درموردحمله به تاسیسات اتمی ایران واختلاف‌ نظرهای ظاهری ورسانه‌ای آنان نیز می‌تواند به عنوان حلقه‌ای اززنجیره اقدامات مرتبط باجنگ اقتصادی ارزیابی شود. به بیان دیگردرپازل جنگ اقتصادی نقش تعیین شده برای رژیم صهیونیستی،دمیدن در شیپورجنگ است اما همه تلاش‌های دشمنان ملت ایران درراستای ایجاد فشارومشکل اقتصادی برای مردم با هدف حذف حمایت آنهاازسیاست‌های نظام درخصوص پافشاری برحقوق هسته‌ای ایران جهت‌دهی شده است.

چهارم) اقتصاد مقاومتی اقتضا می‌کند ازنخبگان کشوربویژه نخبگان علمی بیشترازگذشته استفاده شود وتوان این افراددرسطوح مختلف قابل استفاده است.وقتی فناوری‌های نوین مشمول تحریم قرارمی‌گیرند وکشورهای دشمن اجازه نمی‌دهنداین فناوری‌ها به ایران برسند،اگرازنخبگان حمایت شود می‌‌توان فناوری‌ها راتبدیل به فعالیت تجاری کرد.میدان دادن به نخبگان درعرصه صنعت،تجارت وکشاورزی ازویژگی‌های اقتصاد مقاومتی ا ست.حتی اگر افرادی خارج ازدولت هستند که درشرایط عادی ازآنها استفاده نمی‌شود بایددر شرایط اقتصاد مقاومتی ازظرفیت آنها نیزاستفاده شود تا مقاومت اقتصاد کشور افزایش یابد.باید شرایط به گونه‌ای باشد که نخبگان بدون مانع کارهای خود را پیش برده تا کشورعزیزمان نیزازاین امتحان الهی سربلند بیرون آید .

پنجم) بی تردید جهاد اقتصادی بدون استقرار«مدل بومی پیشرفت» و حرکت از سمت «مقاومت اقتصادی» به سوی یک «اقتصاد مقاومتی»که رهبری بارهادرسخنان خودبدان‏ها اشاره داشته‏اند،میسرنخواهد بود. دستیابی به این مدل‏ها،نیازمند تدوین شاخصه‏ها ومؤلفه‏هایی است که بایدتوسط اندیشمندان اقتصادی حوزه ودانشگاه به بحث گذاشته شود و با توجه به آگاهی همگانی برناکارآمدی اقتصاد سرمایه‏داری وتبدیل شدن اقتصاد اسلامی به یک جریان فکری غالب و یک دغدغه‏ی عمومی درجامعه‏ی علمی کشور، با توجه به فرمایشات    پی درپی مقام معظم رهبری درقالب‏های خاص خود، اجرایی شود.

ششم) اقتصاد مقاومتي به جامعه اسلامي كمك مي كند تا ضمن تامين يكي ازمهم ترين مولفه هاي جامعه يعني آسايش واقتصاد،اجازه ندهد تا دشمن ازاين چشم اسفنديار و نقطه ضعف جامعه استفاده كرده و با تيرهاي زهرآگين تحريم وفشار،جامعه را فلج كند؛زيرااقتصاد مقاومتي جامعه راچنان مصون مي دارد كه اين نقطه ضعف به يك نقطه تحرك وپرش براي جامعه مطرح شده و جامعه اسلامي رابه عنوان يك الگوي برتر به جهانيان معرفي نمايد؛ زيرا توده هاي مردمي كه جزدنيا هدفي ندارند، به اين نتيجه وباورمي رسند كه اگر دنيا بخواهند سبك زندگي اسلامي را در پيش گيرند. اقتصاد مقاومتي به معناي اقتصادي كه برمنابع انساني و مالي ومادي داخلي جامعه تكيه كرده است و با عناصري ازخلاقيت، باور واعتماد، همه نيازهاي خود را توليد وتامين مي كند ومستقل وخودكفاازديگران به راه رشدو شكوفايي خود ادامه مي دهد،اين امكان را به جامعه اسلامي مي دهد تا همه فشارهاي سلطه گران ومستكبران را تحمل كرده وآنها را پس زند .

هفتم) اقتصاد مقاومتي اقتصادي پويا،توانمند،درون‌زا ومولد است وبراي به ‌وجود آمدن چنين اقتصادي، بايد ظرفيت سازي صورت گيرد.بايدجاذبه فعاليت‌هاي دلالي ازبين برود وشرايط كسب وكار نيزبهبود يابد.درحال حاضرگرايش بنگاه‌ها وسرمايه‌هاي موجود دركشور به سمت خريد وفروش و مبادلات است.اين دلال بازي‌ها دردي ازاقتصاد مادوا نخواهدكرد،زيراهيچ توليدي درآن وجودنداردما بايد تلاش كنيم با ايجاد ظرفيت‌هاي مناسب، نقدينگي موجود درجامعه را به سمت توليد سوق دهيم.

 

شنبه: 1392/12/3- 21ربيع الثاني1435- 21فوريه2014

امام خميني (ره) ؛ بنيانگذارعنصراعتدال - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 12:31 بعد از ظهر

1024x768

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin:0cm; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

   امام خميني (ره) ؛ بنيانگذارعنصراعتدال               

  اسدالله افشار

 

گفتمان اعتدال مجموعه مختصاتی است که وقتی درکنار هم قرارمی گیرد پیام مشخصی را می رساند.رشد، اعتلاوتوسعه کشورمهم ترین شاخصه گفتمان اعتدال است.اعتدال دراین تعریف وسیله ای برای توسعه و پیشرفت کشورمحسوب می شود. معمولا اولین معنی ازاعتدال که به ذهن متبادرمی شود میانه روی است. اما آن چیزی که درذهن ما است توازن میان آرمان ها وواقعیت هاست.اعتدال یعنی اینکه ما سازوکاری برای ایجاد توازن بین آرمان ها وواقعیت هاپیداکنیم که البته کاربسیارمشکلی است.درفقه شیعه هم توازن بین آرمان وواقعیت بسیارمورد توجه است.

گفتمان اعتدال، یک رفتار فراگیراست. یعنی نباید آن را تنها در چند حوزه خاص محدود و محصور کرد. وقتی می گوییم به سمت اعتدال برویم تنها این نیست که افراط کاری ها را کنار بگذاریم. اتفاقا یکی از مهمترین موضوعات گفتمانی پیش روی ما همین است که به همه بگوییم به بسط این گفتمان اعتدال محور کمک کنند. بازهم تأکید می کنم که اعتدال، تنهادر اقتصاد یا سیاست خلاصه نمی شود. اعتدال در فرهنگ، رفتارهای اجتماعی و بسیاری ازموضوعات دیگر، پیش شرط حرکت به سمت وسوی ساخت آینده ای درخشان برای کشوراست. شمااگربه آموزه های دینی واسلامی هم توجه کنیدریشه این اعتدال راپیدا خواهیدکرد.امامان و بزرگان ما بارها تاکیدکرده اندکه حرکت درست درخط ومسیراعتدال است.ازرایج ترین توصیه ها هم همان اعتدال در گفتار است. حضرت علی هم بارها در کلامشان به اعتدال اشاره کرده اند و احادیث بسیاری داریم که این موضوع را تأیید می کنند. به هرجهت، رفتارمردم هم نشان دادکه همگی به این اجماع رسیده اند که باید در این مسیرحرکت داشته باشیم. تنها نیازامروز ما توسعه این رفتارواین گفتمان است.

امروزجامعه ما بشدت نيازمند حركت به سوي"اعتدال" است. اعتدال بايد به بدنه جامعه تعميم داده شود و اعتدال بايد به يك فرهنگ تبديل گردد. اين هدف متعالي فقط هنگامي تأمين خواهد شد كه قواي سه گانه درتمام بخش‌ها واجزاء،تعادل درحرف وعمل را رعايت كنند وسپس براي تبديل ساختن"اعتدال"به فرهنگ رايج درجامعه برنامه‌هاي عملي داشته باشند. اعتدال باشعارمحقق نمي‌شود،باعمل مي‌توان اعتدال رادرجامعه تعميم داد.

با توجه به مبانی اندیشه سیاسی حضرت امام(ره) بوضوح روشن می گرددكه اساسا انقلاب اسلامی ونظام جمهوری اسلامی ایران برشالوده تفكراعتدالی به اسلام  شكل گرفته است . درواقع مفهوم اعتدال نه مفهومی نوین ونه مفهومی بیگانه درچارچوب مبانی فكری نظام ما است بلكه عنصراعتدال را حضرت امام(ره)بواسطه معرفی اسلام ناب درذات تفكرانقلاب اسلامی نهاده است. لذادرشرایط امروزجامعه مااعتدال چیزی جزپیروی ازخط امام و رهبری، وپرهیزاز افراط و تفریط وحركت درمسیراسلام ناب و انقلاب اسلامی نخواهد بود . بنابراین تفسیر صحیح واصولی ازاین مفهوم حتما مسیر تكاملی را برای نظام وانقلاب اسلامی رقم خواهد زد  .

امام به مثابه یك مصلح دینی و یك احیاء گر بزرگ ، در تلاش برای معرفی اسلام اصیل از قرائتهای افراطی و تفریطی از اسلام ، رویكردی جامع و معتدل به اسلام داشتند . عصاره تفكر دینی حضرت امام را كه بعنوان فقیه و اسلام شناسی بر جسته مورد تایید همگان بوده اند می توان در به تعبیر ایشان اسلام ناب محمدی (ص) جست. ایشان اسلام ناب را در تقابل با رویكردهای افراطی متحجرین و تفریطی متجددین قرار می دادند ، رویكردهای كه بطور كلی آنها را در قالب تعبیراسلام آمریكایی عنوان می كردند.اسلام ناب واسلام آمریكایی دو تعبیری بودند كه حضرت امام وارد فرهنگ سیاسی و گفتمان انقلاب اسلامی نمودند.ایشان اسلام آمریكایی را شامل مواردی چون اسلام اشرافیت، اسلام ابوسفیان، اسلام ملاهای كثیف درباری، اسلام مقدس نماهای بی شعورحوزه های علمی ودانشگاهی،اسلام نكبت وذلت،اسلام پول وزور،اسلام فریب وسازش واسارت،اسلام حاكمیت سرمایه وسرمایه داران برمظلومین وپابرهنه هاذكرمی‌كندواین اصطلاح رادربرابراسلام ناب محمدی، اسلام پابرهنگان ومحرومان قرارمی‌دهد. شعاراعتدال،شعاربجا وشایسته وبایسته ای است که می بایدحول گرانیگاه اصل مترقی ولایت فقیه تعریف وصورتبندی شود. نمی توان به نام اعتدال،کام افراطیون را شاد نمود وبامطرح نمودن ادعاهای درشت وبی مایه ای ، آب به آسیاب دشمنان نظام ریخت.

جان كلام :

اعتدال گرایی فرصتی است برای همگان؛ هم آنهایی که افراط کردند و ارزش های اسلامی واخلاقی را رعایت نکردند وبه منافع ملی کشورخسارت نشاندند وهم آنهایی که تفریط وکم کاریشان چرخ تولید را نگهداشت. دولت اعتدال، تدبیرش امید آفرین باید باشد.

در یک کلام مهم ترین مؤلفه های اعتدال درحال حاضر را باید قانون گرایی، خشونت گریزی کامل، افرایش آزادی ها ورعایت وتضمین حقوق اقلیت های گوناگون زبانی، قومی، دینی، سیاسی وکاهش نابردباری ها، فساد وبی عدالتی ونابرابری اجتماعی، میانه روی درگفتارورفتارهای سیاسی وتلاش برای رسیدن به نوعی خرد جمعی که بیشترین میزان ازکنشگران اجتماعی رادریک نظام با یکدیگرسازش دهد ومخرج مشترکشان باشد دانست.

 

يكشنبه : 1392/11/27- 16ربيع الثاني1435- 16فوريه2014

 

بن بست بحران آفريني درسوريه - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 10:30 قبل از ظهر
Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA /* /*]]>*/ /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin:0cm; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:10.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-bidi-font-family:Arial;} Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA /* /*]]>*/ /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin:0cm; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:10.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-bidi-font-family:Arial;}

بن بست بحران آفريني درسوريه                    

   اسدالله افشار

تركيب كشورهاي شركت‌كننده درژنو 2 كه به اصطلاح براي حل بحران ومشكلات مردم سوريه دورهم جمع شده بودند، خود حكايت ازاين داشت كه هدف از برگزاري اين ژنو، نه كمك به حل واقعي بحران سوريه، بلكه تلاش براي دامن زدن به آن وفراهم كردن زمينه سقوط دولت قانوني وبركناري رئيس‌جمهوربرخاسته از راي مردم آن كشوراست.علاوه برآمريكا، انگليس،فرانسه وبرخي ديگرازهم پيمانان غربي آمريكاكه به صراحت اعلام كرده‌اندكه ازتروريست‌هاي سوريه،حمايت مالي وتسليحاتي مي‌كنندوحتي نيروي انساني دراختيارشان قرارمي‌دهند؛حضوركشورهايي مثل عربستان سعودي وقطربه عنوان اصلي‌ترين حاميان منطقه‌اي تروريست ها

 درسوريه دركنفرانس يادشده وهمچنين مانع تراشي دربرابرحضورتأثيرگذارايران دراين كنفرانس نشان داد كه چه اهداف پليدي درپس پرده خوش نقش ونگارژنو2 براي سوريه طراحي شده است.

بعد ازنشست ژنو1 تحولات ميداني به نفع دولت وارتش سوريه رقم خورده است وبنابراين مخالفان وحاميان خارجي آنها درشرايطي نيستندكه بتوانند مصوبات ژنو1 را به نفع خود تفسيركنند وآن را به كرسي بنشانند. يعني اين شرايط تحولات سوريه وبرگشت ورق به نفع دولت اين كشوربوده كه امريكا وديگرهم ائتلافي‌هاي واشنگتن را به سمت كنفرانس‌هاي ژنو1و2 واداركرد تا حداقل بتوانند جلوي ضرربيشتررا بگيرند. حتي خود مقامات غربي نيزبه اين واقعيت پي برده‌اند كه دوره درخواست كناره‌گيري بشاراسد ازقدرت سپري شده است ولذا آنها توجه و تلاش خود را براين متمركزكرده‌اند كه جلوي شركت بشاررا درانتخابات رياست جمهوري بعدي بگيرند وعلتش اين است كه براساس تحقيقات ميداني به اين نتيجه رسيده‌اند كه محبوبيت بشاراسد همچنان دربين مردم سوريه بالاست ودرصورت شركت درانتخابات رياست جمهوري بازهم پيروز خواهد شد.

برگزاری کنفرانس ژنو2 که درادامه کنفرانس  ژنو1 برگزارگرديد،بیشتربه این دلیل بود که بحران‏آفرینى در سوریه به بن‏بست رسیده است،به‏همین‏خاطر کسى امیدى به نتیجه‏بخش بودن این کنفرانس نداشت.

آمریکا،کشورهای اروپایی، قطروترکیه ازجمله کشورهایى بودندکه باجدیت ازتشکیل ژنو2حمایت مي کردند وراه دیگرى هم غیرازاین‏که ازطریق یک برنامه سیاسى بتوانندجبهه ازهم گسیخته مخالفان اسدراتا حدى کناریکدیگرنگه دارند،نداشتند.اماعربستان سعودى ورژیم اسرائیل ژنو2 رایک بازى شکست‏خورده تلقى کردند واز برگزاری آن حمایتی به عمل نیاوردند.آن‌ها معتقدندکه باید به سمت یک اجماع جهانى حرکت کرد تا یک اقدام نظامى علیه سوریه شکل بگیرد.

تحلیل‌گران معتقدندتا زمانی که کشورهای غربی وبرخی ازکشورهای منطقه  ازگروه‌های تروریستی حمایت می‌کنند بحران سوریه پایان  نخواهد یافت. برگزاری کنفرانس‌های بین‌المللی نیزنمی‌تواند کارگشا باشد چرا که این گروه‌های تروریستی آن چنان خود را قدرتمند تصورمی‌کنند که حتی برای کشورهای حامی آنها به خطر بالقوه تبدیل شده‌اند به نحوی که این کشور‌ها از بازگشت این تروریست‌ها به کشورخود احساس ترس کرده وحتی برخی اعلام کرده‌اندکه برای ازبین بردن آنها به سوریه فرستاده شده‌اند. بدین ترتیب گروه‌های تروریستی که ساخته وپرداخته کشورهای غربی هستندبه عامل ترس این کشورهاتبدیل شده‌اند به همین دلیل شناخت این گروه‌های مسلح و تکفیری می‌تواند به نقش کشورهای حامی آنها دربحران سوریه کمک کند.

 

شنبه : 1392/11/26- 15ربع الثاني1435- 15فوريه2014

جناب روحاني؛ سعه صدرداشته با شيد - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 4:37 بعد از ظهر

1024x768

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin:0in; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

 جناب روحاني؛ سعه صدرداشته با شيد                 

 اسدالله افشار

 

رئيس جمهور محترم روزسه شنبه مورخ15بهمن1392 در جمع روسای دانشگاه ها و مدیران پارک های علم و فناوری حضوريافت ومواضع جديدش رابيان كرد.مواضعي كه كمي متفاوت ترازقبل بودومهمتراينكه منتقدان وهمچنين مخالفان رويه وروند سياسي دولت را«كم سواد»دانستند. وي اين سخنان رادرقبال منتقدان مذاكرات وتوافقات ژنوعنوان كرد وگفت: «چرافقط یک عده معدود کم سواد ازجای خاص تغذیه می شوند باید ازتوافق ژنوحرف بزننداما اساتید دانشگاه های ما خاموش اند ودرباره این اتفاق بزرک بین المللی حرف نمی زنند؟چرا با مردم همراه نمی شوید.»اگرچه درطي چندروزگذشته به اين سخنان رييس جمهورروحاني انتقادهاي درست وبجايي مطرح گرديده است امااين قلم ذكرچند نكته رادراين خصوص خالي ازلطف نمي داند باشد كه جناب روحاني ازسعه صدربيشتري برخوردارگردند وازمشاوران ناصح ونكته سنجي درادامه راه بهره مند شوند وبامنتقدان دلسوزچون ائمه اطهار(ع) با گشاده روئي برخورد نمايند:

1- انتقاد پذیری مؤثر نتایجی چون؛تقویت سلامتی فکری و روحی، ایجاد عزت نفس،افزایش سطح بهره وری وافزایش رقابت، برای تضمین موفقیت را به دنبال دارد.اگرانتقاد کننده وانتقاد شونده میخواهند به هدف انتقاد سازنده که همانا تغییررفتارخاصی است دست یابند،باید بایک دیگرهمکاری کنند.2-ازانتقادها می توان برای ایجاد تحرک دراشخاص ونفوذدرآنها،آموزش،بیان نیازهاوخواسته‌هاویامحرکی برای اصلاح و پیشرفت خوداستفاده کرد.3-نسبت دادن کم‌‌سواد به تمامي‌ منتقدين پسنديده نبوده ويقيناازطرف رييس جمهورمحترم

نيزپذيرفته شده نيست ودورازمنطق و سياست‌کاري ايشان است.4-  منتقدين را نبايد با الفاظ نامناسب مورد خطاب قرارداد؛ هرچند که انتقاد آنها واقعا بي‌مورد و بي‌جا بوده و نشاني ازدلسوزي براي مردم وکشوردر نقدهايشان ديده نمي‌شود. 5- عرصه سياست، ‌عرصه تنگ نگري ويكصدايي نيست بنابراين نبايد انتظارداشت با تغيير رئيس جمهور كه داراي تفكرات و رويه هاي متفاوت ازرئيس جمهور گذشته است،‌ همه مخالفان ساكت بنشينندوتنها نظاره گرباشند.امااينكه بي سوادياكم سواددانستن منتقدومخالف ازجايگاه رياست جمهوري شنيده شود، طبيعي است كه مي تواند آسيب زا باشد.6- فضای نقد درکشور یک ضرورت است و دولت باید پذیرش آن را داشته باشد. اگرفضای نقد وبررسی در کشور نباشد کشوربا مشکلات جدی روبه‌رو خواهد شد.7-  قطعا تخریب با نقد متفاوت است و دولت باید از نقد عملکرد خود استقبال کند. در جامعه ما نخبگان بسیاری وجود دارند که نقدهای دلسوزانه‌ای به دولت داشته و هیچ‌گاه هدفشان تخریب نیست.8- اگرکسی را قبول نداریم نبایدوی رامتهم کنیم تافضای کشورمنطقی باقی بماند. بایدازنقد‌هااستفاده شود. حیات جامعه و نشاط آن منوط به وجود فضای نقداست وباید تفاوت میان نقد وتخریب قایل شد.حق نداریم منتقدخود راکم سوادخطاب کنیم‌.9- اینگونه نیست که همه کسانی که توافقنامه هسته ای ایران را مورد انتقاد قرار داده اند افراد بی سوادی بوده اند. برخي مقالات استاتيد دانشگاهها راديده ام ومطالعه کرده ام.آنها به صورت دقیق وارد مفاد توافقنامه شده وسعی کرده اند مشکلات آن رابیان کنند. بنابراین اینگونه نیست که همه منتقدین توافقنامه بی سواد باشند.10- صاحب نظران وكارشناسان معتقدند؛ اگر رئیس جمهورمحترم در مقدمات صحبت ازفضای امن نقد و نقادی می کنند، انتظارآنست که در نتیجه گیری هم به آن مبانی ومقدمات پایبند باشند. فضای امن برای نقادی ملزوماتی دارد. رئیس جمهورنباید چهره ای نشان دهند که  تحمل نقد را ندارد. شما باید تحمل نقد را نشان بدهید. به نظر مي رسد این سخنان رئیس جمهور باعث شد نقدپذیری ایشان زیرسوال برود.

11- گروهي ديگرازتحليل گران درعرصه مطبوعات دريادداشت هاي خود دران زمينه يادآورشده اند؛آقاي رئيس جمهوردرحالي منتقدان توافقنامه ژنويعني بسياري ازعلما،مراجع،دانشگاهیان،

متخصصان حقوق بين الملل ودانش هسته اي را«کم سواد»معرفي کرده وبه آنان اهانت مي کندکه پيش ازاين،بارها برضرورت انتقادوحتي تشويق منتقدان تأکيدورزيده بود.اين دسته ازهمكاران مطبوعاتي معتقدند؛اين احتمال نيزبه ذهن خطورمي کندکه مبادا برخي ازاطرافيان رئيس جمهورمحترم براي فرارازپاسخگويي خود درقبال بي تدبيري خسارت آفرين توزيع سبدکالا ازاعتمادايشان سوءاستفاده کرده و حمله تند واهانت آميز به منتقدان توافقنامه ژنورا به وي پيشنهاد کرده باشند،تا ازاين طريق، ماجراي ياد شده درواکنش منتقدان به اهانت رئيس جمهور و معاون ايشان، به فراموشي سپرده شود! که دراين صورت، توجه ودقت بيشتررئيس جمهورمحترم نسبت به اين طيف ازاطرافيان ضرورت بيشتري خواهد داشت.12- جناب دكترروحاني شايسته بود منتقدان    بي سوادرادردادگاه ذهني خودآنهم درپايگاه فكروانديشه يعني دانشگاه محاكمه و محكوم نمي نموديد! بعيد مي دانم ایشان طالب آن باشند كه الگوي فكري خودشان را به منتقدان تحميل كنند. اينگونه برخوردها نه تنها سازنده نيست، بلكه بسيارنامناسب است.13- انتقاد صحيح داروي تلخ ولي مفيدي است كه زماني مؤثرخواهد بود كه به موقع ودرست تجويزشود، درغيراين صورت نه تنها باعث بهبودي نمي شود بلكه منجر به تشديد بيماري خواهد شد.14- پرده پوشی برواقعیات، یا خود را به بی خبری زدن، واقعیت هاراعوض نمی کند. وقتی درکسی یا جایی یارفتاروبرخوردی اشکال وجودداشته باشد،فرزانگان عاقل،ازهرتذکّراصلاحی استقبال میکنند،تاآن رابرطرف سازند.اماجاهلان وخودخواهان،دوست دارندکه درهمان موارد نیز،مدح وتملّق وثنا بشنوندوبرعیوب وکاستی هاوزشتیهاسرپوش بگذارند؛ من مطمئنم جناب روحاني ازاين دست افراد نبوده ونيستندواعتقاددارم ايشان دراين خصوص به اصلاح مواضع خود خواهند پرداخت. 15- منتقدان عزيزهم بدانند؛ نقد ازروی خیرخواهی و به قصداصلاح و کمک به اشخاص مورد نقد کجا، ونقد به قصد خراب کردن وجهه وموقعیت وکوبیدن وتخریب کجا! البته هشیاران، انگیزه های نهفته درورای نقدها را خوب می فهمند و می شناسند.نقد، نباید برخاسته ازحسد وغرض ورزی وتسویه حساب باشد. تذکّرهای حسودانه وکین توزانه، وضع را بدتر می کند. اصلاً مگرازیک حسود، نصیحت وخیرخواهی وتذکّر به قصد اصلاح برمی آید؟

جان كلام:

باری، «نقد پذیری» ، درمسایل اخلاقی، فرهنگی، اجتماعی و مدیریتی، ضامن سلامت رابطه ها ورشد افکارو اعمال است. این مسأله درمتون دینی با عناوینی هم چون: نصیحت وموعظه مورد توجه قرار گرفته است.

پایان این بحث را حدیثی ازامام سجاد علیه السلام قرارمی دهیم که درضمن بیان حقوقِ متقابلی که افراد در جامعه نسبت به هم دارند (دررساله ی الحقوق) ازجمله به «حقِ نصیحت گر» بر گردنِ «نصیحت شنو» و وظیفه ناصح ومتنصّح اشاره فرموده است:«وَحقّ الناصِحِ اَن تَلینَ لَهُ جَناحَکَ وَ تُصغِِیَ اِلَیهِ بِسَمعِکَ ، فَاِن اَتی بالصَّوابِ حَمِدتَ اللهَ عزوّجلّ وَ اِن لم یوافِق ، رَجَمتَهُ...: حق نصیحت کننده (و ناقد و پند دهنده) آن است که نسبت به او نرمش و انعطاف نشان دهی و به سخنش گوش فرا دهی، اگرحرفش بجا ودرست بود، خدای متعال را سپاس بگویی واگرتذکّرش موافق با حق نبود، نپذیری....» ( ميزان الحکمه ، ج 10 ، ص 57 )

صاحب اين قلم كه متجاوزاز20سال است مي نويسداميدواراست؛رييس جمهورانديشمندش مواضع اخيرخودرااصلاح نموده وبه استقبال نقد و نقادی بروند، چه خوشایند ايشان باشد وچه نباشد.

 

جمعه : 1392/11/18-  7ربيع الثاني1435- 7فوريه2014

 

حیات طیبه درعصرحاکمیت کفروالحاد - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 12:12 بعد از ظهر

1024x768

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin:0in; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

  حیات طیبه درعصرحاکمیت کفروالحاد

  اسدالله افشار

 

يكم)هرانقلابی دارای اهداف وآرمان هایی است. هدف، آن مقصد نهایی است؛ ولی آرمان،آرزوهای مقدّس و متعالی را گویند. بدین ترتیب، اهداف ممکن است مرحله ای و یا نهایی باشد،امّا آرمان ها مرحله ای نیستند، بلکه نهایی اند. برای نمونه،آرمان های انقلاب اسلامی ایران همان اهداف سلبی وایجابی است که مردم به همراه رهبران خود برای دستیابی به آنها، برضّد نظام سلطنتی پهلوی دست به اعتراض گسترده وهمه جانبه زده وتا سقوط کامل آن رژیم ازپای ننشستند.

دوم)پس ازهرانقلابی، بانگاه به عملکردآن درمی یابیم که این انقلاب تا چه حددر رسیدن به اهداف وآرمان های خود موّفق بوده است.اکنون با نگاهی به عملکرد ودستاوردهای انقلاب اسلامی ایران می توان دریافت که با همه موانع و مشکلات داخلی و خارجی که انقلاب اسلامی با آن روبه رو بوده، تا حّد زیادی توانسته به اهداف وآرمان های خود دست یابد. گرچه یادآوری این نکته نیزلازم است که واقعیّت این است که هیچ انقلابی نمی تواند درمدّت کوتاهی به همه اهداف وآرمان های خود دست یابد. ازاین رو،نباید انتظارداشت که انقلاب اسلامی با توّجه به امکانات موجود درکشوربه ویژه پس ازپیروزی انقلاب اسلامی، بتواند به همه خواسته های خود برسد.

سوم)اگرما نگاه کلان به انقلاب و حادثة پدید آمدن جمهوری اسلامی بکنیم، جزئی نگری ها نمی تواند ما را گمراه کند. گاهی جزئی نگری ونگاه نکردن به مسیرمستمرِازابتداء تا انتهاء،انسان را گمراه می کند؛حتّی گاهی آدم راه راگم می کند،هدف راگم می کند.نمی خواهیم بگوئیم جزئی نگرنباشیم؛چرا،نگرش به جزئیات، یعنی همان برنامه ریزی؛این رامامنکرنیستیم.برنامه ریزی،نگاه به فصول مختلف وبخشهای مختلف،یعنی جزئی نگری.می خواهیم بگوئیم این نگاه به بخشها واجزاء وابعاد موجب نشود که ما غافل بشویم ازنگاه به کل. چون نگاه به کل برای ما درس آموز است.

چهارم) با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، بزرگ‏ترین تحول جهانی قرن بیستم به وقوع پیوست. بنیان گذار این انقلاب با قیام خود، غرور ملت‏های مستضعفی را که سالیانی مدید مورد ظلم قرار گرفته بودند، به آنان باز گرداند. او نه تنها سرنوشت کشورش را تغییر داد، بلکه میلیون‏ها انسان گم‏گشته در برهوت جاهلیت عصر مدرن را به بازگشتی دوباره به معنویت و یکتاپرستی فراخواند.پیروزی انقلاب اسلامی، چه درداخل وچه در خارج از کشور، ناظران را با پدیده‏ای تازه در صحنه سیاسی جهان روبه‏رو ساخت. این پدیده بنا به ماهیت، اهداف و سرنوشت خود، در هیچ‏یک ازمعیارهای سیاسی جهان نمی‏گنجد.

پنجم)اصالت انقلاب اسلامی ایران دوبُعددارد:نظری و عملی. در بعد نظری و فکری، آرمان‏ها و ایده‏های این انقلاب، وارداتی نبوده، محصول جامعه و تاریخ ایران است. اسلام و عقاید اسلامی هزار وچهارصد سال قبل از سوی ایرانیان پذیرفته شده، در این مدت به عنصر اصلی واساسی فرهنگ و ملیت ما تبدیل شد. در بُعد عملی نیز می‏بینیم که مردم با نیروی خود و بدون کمک‏های مالی وتسلیحاتی شرق وغرب یا همسایگان و با اتکا به خداوند و شعار«پیروزی خون برشمشیر» به پیروزی رسیدند.

ششم) استقلال طلبی و نفی سلطه بیگانگان، اصالت دادن به معنویت وارزش های اخلاقی، احترام به کرامت انسانی، احیای تفکر عقلانی در حوزه معرفت دینی، طرح این اندیشه که دین از سیاست وعلم ازدین جدانیست، بازگشت به هویت دینی وفرهنگی، احیا واصلاح باورهای مذهبی، مقدم داشتن جمعی به جای منفعت طلبی های فردی، عدالت اجتماعی، ایجاد وضع مناسب برای رشد مادی ومعنوی انسان ها وسرانجام وحدت و عزت امت اسلامی از اصلی ترین اهداف انقلاب اسلامی است. درحقیقت وجه غالب انقلاب کوشش درراه احیای فرهنگ و تمدن اسلامی وتشکیل حیات طیبه درعصر حاکمیت کفروالحاد است.

هفتم) آنچه امروزتوجه اهل نظرو کارشناسان مسائل اجتماعی را به خود جلب کرده است، بروز فاصله میان قشرها و طبقه های مختلف جامعه است. فاصله ای که می تواند اجزای جامعه رادچارازهم گسیختگی سازد. شاید سخن گفتن ازگسست قشرهای جامعه مسئله خوشایندی نباشد، ولی چشم بستن برروی واقعیت نیز به سرانجامی ناگوارترخواهد انجامید.بی گمان، انقلابی که دربستر وحدت وهمدلی گروه های مختلف جامعه به وقوع پیوست، نمی تواند پایداری وپویایی خود را دربستری جزاین حفظ کند.بنابرتعبیرمعمار انقلاب، حفظ نظام ازاوجب واجبات است. ازاین رو، بررسی وشناسایی عواملی که تهدید کننده ثبات واقتدارنظام باشد نیز امری بایسته است. درواقع، بروزفاصله میان یک طبقه، قشر یا گروه سنی با طبقه، قشر یا گروه سنی دیگر را گسست می گویند. این فاصله می تواند یک نوع فاصله فکری، فرهنگی، ایدئولوژیکی، روحی و عاطفی، فیزیکی، جغرافیایی و یا تفاوت در شرایط و سطح زندگی افراد باشد.گسست فکری، فرهنگی، روحی وعاطفی میان نسل جدید انقلاب با نسل پیش ازآن، می تواند به عنوان خطری جدی انقلاب را تهدید کند، بنابراین، نباید این امر، ازنظرها پنهان بماند وازتوطئه خناسان وبدخواهان غافل شويم.

هشتم)درشرایط کنونی، وظیفه مردم به ویژه دست اندرکاران امورفرهنگی است که انتقال ارزش های انقلاب اسلامی واندیشه های ناب انقلاب اسلامی، حضرت امام رحمه الله ورهبرفرزانه انقلاب به نسل های بعد را، سرلوحه کارخود قرار دهند. کوتاهی دراجرای این وظیفه مهم آثارناگواری به دنبال خواهد داشت. توجه عملی داشتن به مقولاتی همچون بحران هویت،ازدواج سالم،اشتغال،رشد اخلاقی وعلمی، تعادل دینی و رفتارفردی اجتماعی،جلوگیری ازاشاعه مظاهرفساد اخلاقی،ایجاد محافل فرهنگی وتفریحی وورزشی وسعی در برقراری ارتباط نزدیک میان علما وجوانان، ازمهم ترین وظایف برنامه ریزان دراين اموراست.

 

خیزید که هنگام نشاط سحرآمد                        شب رفته و خورشید زمشرق به درآمد 

برپا شده صد ولوله درگلشن توحید                  کز بام فلک مرغ صبا خوش خبرآمد 

آمد پی ایجاد سحرناجی خورشید                      برجان خدایان دروغین تبرآمد 

 

 

دوشنبه : 1392/11/14- 3ربيع الثاني1435- 3فوريه2014

 

 

پيروزي انقلاب اسلامي؛چالش سيا سي درغرب - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 11:13 قبل از ظهر
1024x768 Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin:0cm; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

پيروزي انقلاب اسلامي؛چالش سيا سي درغرب             

اسدالله افشار

 

انقلاب،ازمهم ترین پدیده های اجتماعی است که به ندرت اتفاق می افتد.بررسی تاریخی نشان می دهد،هرقدر به زمان حاضر نزدیک شده ایم،ازتعداد انقلاب های اجتماعی کاسته شده است.تا جایی که برخی سخن از پایان انقلاب گفته اند وعمرآن را به خصوص درقرن بیست و یکم به سر آمده تلقی کرده اند.با این حال تفکر و تأمل نظری درباره این پدیده نه تنها افول نکرده است؛ بلکه هر روز شاهد افزایش حجم تحقیقات و پژوهش ها و رشد اطلاعات دراین باره هستیم. فراوان آثاری را می بینیم که انقلاب های اجتماعی، به خصوص انقلاب های بزرگ را مورد بازبینی و تحلیل قرار می دهند. پرسش زمانی عمیق ترمی شود، که می بینیم در میان این انقلاب ها، آخرین انقلاب بزرگ؛یعنی انقلاب اسلامی ایران،حجم زیادی از پژوهش های غربی را به خود اختصاص داده است. اگرهدف نظریه و نظریه پردازی رساندن کثرت به وحدت باشد و بپذیریم که نظریه پردازی انقلاب برای نظام مند کردن افکار و اذهان، در قدم اول پیرامون یک انقلاب و در مرحله بعد همه انقلاب ها، شکل گرفته است، چه وحدتی می توان میان یک انقلاب دینی وچندین انقلاب غیردینی یا سکولار در نظر گرفت.به ویژه زمانی که به گفته بسیاری ازصاحب نظران،انقلاب ایران چالش های بزرگی فراروی اصول تفکراجتماعی درالگوی غربی آن، پدیدآورده است. به راستی چه نیازی را این نظریه پردازی وبازبینی برآورده می سازدکه چنین گسترده بدان پرداخته شده است. آیا ناسازگاری محوری متغیرهای این انقلاب با انقلاب های دیگر، مجال همانند سازی و وحدت یابی را به پژوهش گران غربی انقلاب اسلامی خواهد داد.یا آن که برای نجات الگوها ومدل های خود ناگزیرند دست به تقلیل و تفسیر متغیرهای ناسازگار بزنند.به نظرهمین سرّ گستردگی میل به پژوهش و نظریه پردازی غربی ها درباره انقلاب اسلامی است.

اینکه انقلاب ایران توجه بسیاری ازنظریه پردازان انقلاب را به حوزه فرهنگ معطوف ساخت از سویی نشان ازتزلزل کلان روایت ها وگفتمان مسلط غرب وازطرف دیگرتجدید حیات،حضورو معارضه رقیب دیرینه تفکرغرب؛یعنی تفکردینی وحیات معنوی را می رساند.گسترده گی نظریه پردازی غرب نیزبه سمت این پدیده، نه به این دلیل که درگوشه ای از جهان یک اتفاق بزرگ و عجیبی رخ داده است؛ بلکه نگرانی ودلواپسی نسبت به تزلزل الگوی بزرگ غربی است که آنها را به چنین تحرک وسیعی واداشته است. شکاف و تزلزلی که این انقلاب دربنیان ها وشالوده های تفکرغرب ایجاد کرد،عظیم ترازآن بودکه نظام پژوهشی غرب نسبت به آن بی تفاوت باشد.

گیدنز،جامعه شناس مشهورانگلیسی تحت عنوان«تحولات جاری دردین؛انقلاب اسلامی»می نویسد:دیدگاهی که«مارکس»، «دورکهایم» و«وبر»درآن سهیم بودند، این بود که دین سنتی بیش ازپیش در دنیای مدرن به صورت امری حاشیه ای درمی آید ودنیوی شدن فرایندی اجتناب ناپذیر است. ازاین سه جامعه شناس شاید تنها وبرمی توانست حدس بزند که یک نظام دینی سنتی؛مانند اسلام ممکن است تجدید حیات عمده ای پیدا کند و پایه تحولات مهم سیاسی دراواخر قرن بیستم شود؛ با این همه، این دقیقاً آن چیزی است که دردهه 1980 درایران رخ داد.فوکومعتقد است مردمی که روی این خاک زندگی می کنند، درجستجوی چیزی هستند که ما غربی ها امکان آن را پس از رنسانس وبحران بزرگ مسیحیت ازدست داده ایم وآن «معنویت سیاسی» است.

پيروزي انقلاب اسلامي دردودهه پاياني قرن بيستم ميلادي، ضمن ايجاد دگرگوني عمده واساسي داخلي، تحولات مهم وبعضاً سرنوشت سازي درجامعه جهاني به وجود آورد. وازآن روكه اين انقلاب نه فقط انقلاب تَن ها،كه انقلاب فكرها وانديشه ها نيزبود، علاوه بربازتاب ها وتأثيرات عيني و عملي متعددي كه برجامعه جهاني وروند تحولات آن برجاي گذاشت، در بعد فكري و نظري نيز آن را به دگرگوني عميقي واداشت.انقلاب ايران،عرصه اي جدّي براي آزمون،تأييد،تعديل وابطال بسياري ازنظريات رايج ومرسوم در علوم اجتماعي محسوب مي شد. ابعاد اين انقلاب بسيار گسترده تر از آن بود كه درابتدا به نظر مي رسيد، چرا كه تنها به دگرگوني ساختارسياسي، اجتماعي واقتصادي يك رژيم اكتفا نكرد، بلكه در شالوده كاخ رفيع دانش اجتماعي نيزلرزه افكند.

نظريات انقلاب ونظريه هاي تحليل آن،ازنفوذناپذيرترين عرصه هاي نظريات ونظريه هاي علوم اجتماعي بودند كه با وقوع انقلاب اسلامي ايران تأثير بسياري گرفتند. پيروزي اين انقلاب زمينه مناسبي براي آزمون نظريات انقلاب وجرح وتعديل آن ها به شمارمي آمد، همچنان كه بستر مناسبي را براي طرح نظريات وديدگاه هاي جديد فراهم آورد؛ به گونه اي كه امروز،با طيف متنوعي ازديدگاه ها ونظريات درزمينه انقلاب مواجهيم كه ازدگرگوني انقلابي درايران تأثيرپذيرفته اند.

با توجه به وضع کنونی عالم ومقوله جهانی سازی و بحران در تفکر غربی وآنچه که در غرب در چالش های نظری و عملی خود بدان دچار شده است؛ نظریه پردازان غربی، انقلاب اسلامی را درمرحله نهضت و نظام سیاسی همراهی می کنند وحتی برخی به چالشی که میان نظام لیبرال دموکراسی، با نظام دینی پیش می آید، اذعان می کنند، ولی آنان حاضر نیستند تا مرحله تمدن سازی، درمورد نظام دینی پیش بروند. این مسئله به معنای چالش جدی با غرب و اصول آن است و«جوهر افول یابنده غرب» را در بُعد تمدنی، به چالش کشیده، نوعی نظام بدیل را نشان می دهد.وضعی که در عالم جدید به وجود آمده است، عکس العملی دارد که در تاریخ ظاهر خواهد شد و عدم موفقیت غرب در تحقق آرمان های خود توجه به دین را بیشتر می کند. آینده، آینده ای است که نهضت های دینی رو به سوی آن دارند؛ پس آینده ای که نهضت های دینی به آن نوید می دهند، درست در جهت مقابل آینده ای است که مدرنیته به آن نوید می داده است. در جامعه مدرن، درنهایت دین می تواند حضور داشته باشد؛ اما صفت دینی به جامعه دادن و دین را در همه شئون جامعه، ساری و جاری ساختن امر دیگری است. دراین مسیر است که درنهایت نسبت جدید، میان انسان و هستی برقرارمی شود.می دانیم درغرب جدید، ایدئولوژی های موجود همگی به «نیست انگاری» می رسند؛ لذا راه برون رفت ازعالم غربی وتغییردرنسبت میان انسان وعالم، وجود ندارد؛ همچنان که این«ایسم ها»در تغییروتحول تاریخی جدید دیگر، برای غرب، به طورعمده منشأ اثر نیستند؛ اماانقلاب اسلامی بسترمناسب، برای ظهور تفکرجدید است. ازمقدمات انقلاب واقعی، تذکرنسبت به حقیقت تاریخ غالب است.

جان كلام :

فلسفه سياسي انقلاب اسلامي ايران خود را با فلسفه سياسي غرب درگيركرده است و ازبنيان، پيش فرض ها،مباني،اصول،متدوغايات،آن را به چالش كشيده است.اين چالش به قدري سريع ودرعين حال،فراگير بوده است كه درغرب، نظريه پردازان انقلاب ها را با حيرت وسرگرداني روبه رو كرده است.«درواقع،مطابق نبودن وناسازگاري پاره اي ازتئوري هاي انقلاب، برانقلاب اسلامي، نظريه پردازان بسياري رادچارمشكل وبه تعبيرلاكاتوش، آنان رامجبوربه رفوكردن وترميم هاي متعددي درتئوري هايشان كرد.»

 

جمعه : 11بهمن1392- 29ربيع الاول1435-31ژانويه2014

انقلاب اسلامی؛ انقلاب بازنگری و بازسازی - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 11:11 قبل از ظهر
1024x768 Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin:0cm; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

انقلاب اسلامی؛ انقلاب بازنگری و بازسازی               

 اسدالله افشار

بزرگداشت پیروزی انقلاب وايام اللّه دهه فجردر بهمن ماه هرسال به معنای بزرگداشت آرمان های اسلامی واعتقادات دینی است،که جوهره انقلاب را تشکیل می دهند. به عبارت دیگرحضورآگاهانه در صحنه هایی این چنین، از مصادیق پاسداری ازریشه های انقلاب است. ازاین رو، امید می رود مردم آگاه وبیدار ایران اسلامی دراين ايام مبارك وخجسته، باردیگربه دشمنان خارجی و داخلی بفهمانند که برپیمانی که با امام بزرگ خویش درجهت تحقق بخشیدن به احکام اسلام وبنای جامعه دینی بسته اند، استواربوده اند و خواهندبود وهیچ توطئه نظامی، اقتصادی ، فرهنگی وسياسي آنان راازصحنه ها خارج، ونسبت به اسلام و انقلاب دلسرد نخواهد کرد.

با پیروزی انقلاب اسلامی درایران، بزرگ‏ترین تحول جهانی قرن بیستم به وقوع پیوست. بنیان گذاراین انقلاب با قیام خود، غرورملت‏های مستضعفی را که سالیانی مدید مورد ظلم قرار گرفته بودند، به آنان باز گرداند. او نه تنها سرنوشت کشورش را تغییر داد، بلکه میلیون‏ها انسان گم‏گشته در برهوت جاهلیت عصر مدرن را به بازگشتی دوباره به معنویت و یکتاپرستی فراخواند.پیروزی انقلاب اسلامی، چه در داخل و چه در خارج از کشور، ناظران را با پدیده‏ای تازه در صحنه سیاسی جهان روبه‏رو ساخت. این پدیده بنا به ماهیت، اهداف و سرنوشت خود، در هیچ‏یک از معیارهای سیاسی جهان نمی‏گنجد.

انقلاب اسلامی ایران درشرایط ومقتضیات خاصی روی داد که سبب شد متغیرهای جدی و جدیدی در عرصه مطالعات مربوط به رهیافت انقلاب پدید آید وبسیاری از نظریه های کلاسیک و جدید در جامعه شناسی سیاسی انقلاب بازنگری و بازسازی شوند. تا پیش از وقوع انقلاب اسلامی، نظریه پردازان با بررسی نمونه های متعددی از انقلاب ها(نظیرانقلاب فرانسه، روسیه، چین و انقلاب های ضداستعماری دیگری که در قرن بیستم به وقوع پیوستند) و وجوه مشترک آنها، کوشیدند تا نظریه ای جهانشمول عرضه دارند تا درپرتو آن بتوانند هر انقلاب اجتماعی دیگری را تفسیر کنند و آینده جوامعی را که شرایط عینی و ذهنی آنها برای وقوع تحولات سیاسی آماده است، پیش بینی نمایند؛ ولی انقلاب اسلامی ایران به مثابه نظریه ای جدید، متغیرهای مختلف موجود در رهیافت های جامعه شناسانه و روان شناسانه انقلاب رامتحول کرد؛ چرا که این انقلاب از نظر پیدایش، چگونگی استمرار نهضت، مشارکت مردم، بسیج عمومی ونقش روحانیت درچارچوب نظریه های موجود قرار نمی گرفت. علاوه براین یکی از نتایج آشکارانقلاب اسلامی ایران، لغو نظریه های تک علتی در عرصه مطالعات انقلاب شناسی است. این انقلاب نشان دادکه تحلیل های افرادی چون«کرین برینتون»، «جورج اس پی تی»و«اسکاچ پل» و...که انقلاب را با رویگردانی قشرروشنفکر وطبقات متوسط جدیدازنظام پیشین همسو می دانند، به هیچ وجه با همه اجزای تشکیل دهنده جامعه که مظهربروزتحول سیاسی است، قابل مقایسه نیست.

انقلاب اسلامى در همه‏ى ابعاد فردى و اجتماعى، داخلى و خارجى، سياسى و اقتصادى و فرهنگى، اهداف بسيار بلندى براى مردم و دولت ترسيم نموده است.اين اهداف عمدتاً مأخوذ از قرآن و سنت بوده كه عمدتاً در كلام امام خمينى (ره) و شعارهاى مردم متجلى شده‏اند.اين اهداف درمنبع قانون اساسى بصورت رسمى و قانونى به تأييد و تصويب امام و امت رسيده‏اند. بطوربسيار عادى وعقلايى وحقانى، اين اهداف يكى از بهترين ملاك‏ها براى سنجش وضعيت كنونى نظام وارزيابى آثارونتايج انقلاب اسلامى هستندوهركس مى‏تواند بپرسد:

بعد از سه دهه ازوقوع انقلاب واستقرار نظام جديد، اهداف فوق چقدر محقق شده‏اند؟

ووضع موجود با اهداف فوق چقدر فاصله دارد؟

آيا اصولاً وضع موجود انقلاب و نظام در راستاى تحقق اهداف فوق هستند يا خير؟

اهداف انقلاب ونظام جمهورى اسلامى دراصل سوم قانون اساسى ترسيم شده‏است وهرخواننده‏اى مى‏تواند با مطالعه‏ى آنها وبا اتكاء به اخبارواطلاعاتى كه شخصاً از وضع موجود دارد نسبت به آثارونتايج انقلاب اسلامى ارزيابى وقضاوت نمايد.البته حق آن است كه اين سنجش دريك پژوهش گروهى وسيع و عميق متكى به آمار وارقام و اسناد صورت بپذيرد و نتيجه‏ى آن براى همگان تبيين شود.

مهمترین عوامل آسیب رسان به تحقق اهداف انقلاب :

درچشم‏اندازآینده چند چالش عمده درپیش روی انقلاب اسلامی است که می‏تواندباپیوند باآسیب‏های وارده تا این مرحله ومشکلات موجود وتشدید فعالیت‏های دشمنان انقلاب،آسیب رسان باشد.اهم آن عبارت است:

1- اتكا به درآمدهاي نفتي. 2- بیکاری افرادتحصيل كرده. 3- كاهش جمعيت جوان.4- عدم حرکت موزون و منسجم اقتصاد جامعه برای پاسخگویی به نیازهای رو به رشد. 5- موانع اقتصادی، فرهنگی درمسیرازدواج جوانان . 6- نا کارآمدی نظامهای فرهنگ سازداخلی. 7- اوج گیری انتظارات مردم ازدولت درکنارکاهش توان اقتصادی دولت.8-تلاشهای دائمی دشمنان اسلام و انقلاب و درمحاصره قراردادن ایران دربین کشورهای وابسته. 9- ایجاد بحران‏های منطقه‏ای در اطراف کشور و تلاش دائمی برای به انزوا کشاندن ایران در سطح جهانی. 10- به وجود نیامدن نظام آموزش عالی مناسب برای حل مسائل جامعه. 11- عدم شکل گیری نهاد برنامه‏ریزی مناسب برای تدوین برنامه‏های توسعه همه جانبه وپایداردر کشور.12- به وجود نیامدن نظامهای آماری، اطلاعاتی برای شناخت تحولات جامعه درابعاد مختلف به عنوان پشتوانه برای نظامهای برنامه ریزی. 13- به وجود نیامدن نظامهای نظارتی و ارزشیابی. 14- عدم شکل گیری بخش خصوصی سالم و فعال و در خدمت منافع ملی. 15- تخصیص غلط منابع اقتصادی به نفع افرادی که در کارهای فیزیکی جامعه ایفای نقش می‏کنند و به ضرر افرادی که در کارهای نرم افزاری و علوم انسانی فعالیت می‏نمایند.16- عدم انتقال علم و تکنولوژی مناسب به ساختارهای مختلف : اقتصادی، سیاسی، مدیریتی‏و فرهنگی.17- رشد نا متعادل و توسعه ناموزون مناطق مختلف کشور.18- عدم ایجاد یک نظام مالیاتی کارآمد.19- عدم شکل گیری ساختار نظارت عمومی مردم بر تصمیم‏گیری مدیران اجرایی و دستگاههای دولتی.  20- از بین رفتن حساسیت درمورد مصرف بیت المال واموال عمومی درفرهنگ رفتاری تصمیم گیرندگان و مديران.21- تخریب نظام قضاوت جامعه نسبت به عناصر حکومت و دولت . 22- بسته بودن دايره نخبگان.23- وجودفقرو شكاف طبقاتي. 24- وجود مراكز متعدد تصميم گيري.

جان كلام:

تاریخ انقلاب را باید نگاشت وهرروز آن را مرورکرد تا موریانه های غفلت ازدرون تهی مان نکنند. تاریخ انقلاب را باید برای نسل جوان انقلاب خواند تا بدانندکه نیاکانشان برای پیروزی وتداوم آن چه خون دل ها خورده اند، وچه شکنجه ها ومرارت ها وتبعیدها به جان خریده اند. باید به نسل جوان ونسل انقلاب یادآوری کرد تامیراث گرانسنگ انقلاب راارزان ازدست ندهند وآن را بیهوده درپای دنیاخواهی وشهوت طلبی نامحرمان ، نااهلان ، ناكثين، مارقين وقاسطين قربانی نکنند.

یاد تمامی شهیدان انقلاب اسلامی  گرامي وتا همیشه تاريخ پربار وكهن اين سرزمين رشيد سبز باد.

 

پنجشنبه : 10بهمن1392- 28ربيع الاول1435-30ژانويه2014

 

متهمان دیروز؛ مدعيان امروز - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 11:11 قبل از ظهر
1024x768 Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin:0cm; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

متهمان دیروز؛ مدعيان امروز                           

اسدالله افشار

 

کنفرانس ژنو۲ازروزچهارشنبه2بهمن1392-22ژانويه2014

باحضورنمایندگان۴۰کشوردرشهرمونتروسوئیس برگزارگرديده وتا روزجمعه 4بهمن1392-24ژانويه ادامه خواهدداشت.دراين كنفرانس دولت سوریه،ائتلاف مخالفان سوریه ومتحدان بین‌المللی آن‌ها ‌، شرکت دارند.اكنون باتوجه به فضاي بين المللي به وجودآمده ضروري به نظرمي رسد چند نكته را درخصوص سوريه ، اين كنفرانس ومخالفان سوريه يادآورشويم:  

يكم) از زمان آغاز بحران سوريه در بهمن ماه 1389، طبق آمار و ارقام ارايه شده از سوي سازمان ملل، تاكنون بيش از صد هزار نفر كشته شده و نزديك به دو و نيم ميليون آواره سوري به كشورهاي همجوار پناه برده‌اند. ضمن اينكه بيش از 4 ميليون نفر از مردم اين كشور هم به ترك خانه و شهرهاي خود و نقل مكان به ديگر شهرها و مناطق سوريه مجبور شده‌اند. براين اساس، بحران سوريه بحراني است كه نه تنها براي اين كشور نتايج وخيمي به همراه داشته است بلكه با تسري آن به ديگر كشورهاي منطقه باعث گرديده تا خاورميانه بعنوان منطقه بحران خيز، بحراني‌تر گردد.

دوم) كارشناسان براساس شواهدمعتقدند؛ بحران سوریه درپایان جنگ 33 روزه لبنان برنامه‌ریزی شد. جنگی که درپایان سال 1385 منجر به شکست رژیم صهیونیستی ازحزب‌الله لبنان شد. در بررسی‌های انجام‌شده از سوی کمیته وینوگرادکه متشکل از یک گروه 80 نفری ازشخصیت‌های حقوقی، نظامی، سیاسی و امنیتی رژیم صهیونیستی بود علت شکست ارتش این رژیم در مقابل حزب‌الله را کمک‌های تسلیحاتی سوریه به آنها اعلام کردند.درآن زمان گفته شد که اگرقرار باشد معادله امنیتی به نفع اسرائیل عوض شود باید نظام سوریه تغییر کند و اساساً وضع فعلی سوریه که به عنوان عضو جبهه مقاومت فعالیت می‌کند دگرگون شود. ازآن سال به بعد آنها به دنبال این بودند که این تغییر وضعیت را در سوریه شروع کنند.

سوم)کنفرانس ژنو2 که درادامه کنفرانس سال90 ژنویک برگزار می‌شود بیشتر به این خاطر برگزارمی‌شودکه بحران‌آفرینی درسوریه به بن‌بست رسیده است و ازاین طریق مانع ازبین رفتن سرمایه‌های غرب دربحران سوریه شود.به همین خاطرکسی امیدی به نتیجه‌بخش بودن این کنفرانس نداردوکنفرانس ژنو2ازیک کنفرانس فعال به یک کنفرانس منفعل و ضعیف تبدیل شد.

چهارم)بازيگران اصلي اين كنفرانس، آمريكا وروسيه مي‌باشند. با اينكه واشنگتن ومسكو براي برگزاري نشست هم نظر بوده‌اند ولي اختلافات اساسي ميان آنان وجود داردكه درهمان روزنخست واظهارات وزراي خارجه اين دوكشوركاملاً نمايان بود.دراين ميان، دعوت بان كي مون ازايران براي شركت درژنو2 وسپس، پس گرفتن آن كه به يك رسوايي براي دبيركل سازمان ملل ودست اندركاران اين نشست تبديل شد ازحاشيه‌هاي مهم اين نشست بود.كاملاً واضح بود كه اين عقب‌نشيني دبيركل سازمان ملل دراثر فشارهاي آمريكا بوده است.دراين حال، بسياري ازناظران ايران راغايب بزرگ اين نشست عنوان كرده وتأكيدكردند بدون حضورايران به عنوان قدرت بزرگ منطقه،اميدي به حصول نتيجه ازژنو2وجود ندارد.

پنجم)اگرنگاهي به رويكرد طرف‌هاي درگيردربحران سوريه وطرف‌هاي حاضردرنشست ژنو2، بياندازيم، متوجه خواهيم شدكه اين نشست بربستراختلاف‌هاي بنياديني قرارگرفته است.ازيك سواختلاف نظرهاي شديدي بين گروه‌هاي معارض سوري كه خودرا"گروه‌هاي مخالف"مي‌نامند،وجود دارد، وازديگرسو،شكاف عميق بين كشورهاي شركت‌كننده دراين اجلاس برسرچگونگي رسيدن به يك راهكاربراي حل بحران ياد شده ديده مي‌شود كه اين امر باعث مي‌گردد تا نتيجه بخش بودن اين كنفرانس درسايه ترديد قرار گيرد.

ششم)برخي حاضران دراين نشست خود ازمتهمان قتل‌عام مردم سوريه هستند ونماينده واقعي مردم اين كشور نيستند. در واقع كساني كه اين مذاكرات را هدايت كرده و مدعي حمايت از سوري‌ها و منافع آنها هستند، كشورهايي هستند كه طي سه سال گذشته با حمايت‌هاي مالي وتسليحاتي ازبنيادگرايان به خشونت درمنطقه دامن زده‌اند.چنانچه درميان اين متهمان افرادي ازكشور‌هاي اروپايي هم حضوردارند.

نهايتا آنچه براي سوريه باقي مانده است كشوري آسيب ديده وجمعيتي آواره وبي‌سر پناه است.مسئول اين رويداد تروريست‌هاوخصوصا اعراب،ر‍ژيم صهيونيستي، آمريكايي‌ها واروپايي‌ها هستند كه درحال حاضر داعيه حمايت ازمردم سوريه را دارند. اين كشورها نه‌تنها نماينده واقعي مردم نبوده بلكه عامل اتفاقات ومصائب رخ داده نيزهستند.

هفتم)غربي‌ها، اعراب واسرائيلي‌ها به كرات ثابت كرده‌اندكه فقط به منافع خود فكرمي‌كنند وتنها مردم سوريه هستندكه شايستگي مديريت برسرنوشت كشورخود را دارند . لذاباتوجه به حضورنمايندگان كشورها در

 مذاكرات وتحريم آن توسط نمايندگان واقعي مردم ، اين مذاكرات به شكست خواهد انجاميد.زيرا اين كشورهاهيچ جايگاهي درميان اذهان مردم سوريه ندارند.

درمجموع مي‌توان گفت كه هر يك ازمخالفان وموافقان با دستوركارويژه خود وتفسيربه رأيي كه ازمصوبات ژنو1 دارند به نشست ژنو2 آمده اندكه اين امكان به نتيجه رسيدن به توافق دراين نشست را بسيارضعيف نشان مي‌دهد.حد‌اكثرنتيجه‌اي كه مي‌توان ازاين نشست انتظارداشت اين است كه در‌باره نشست ياحتي نشست‌هاي بعدي توافق شود. درچنين شرايطي تحولات ميداني است كه كماكان حرف اول رادرعرصه بحران سوريه خواهد زد.

با اين حال باتوجه به فضاي كنفرانس ژنو2وواقعيات جاري درسوريه،بسياربعيداست ؛اين كنفرانس نتيجه‌اي به همراه داشته باشد.

 

جمعه : 1392/11/4- 20ربيع الاول1435- 24ژانويه2014

ناتوانی آمریکا درتاثیرگذاری برتحولات خاورمیانه - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 3:45 بعد از ظهر
1024x768

ناتوانی آمریکا درتاثیرگذاری برتحولات خاورمیانه             

 اسدالله افشار

يكم)دردوران جرج بوش پسر، طرح پرطمطراقی با عنوان خاورمیانه بزرگ مطرح شد. فارغ ازمسایل بسیاری که دراین طرح و حاشیه آن وجود داشت دوهدف عمده دراین طرح مورد توجه طراحان بود. هدف اول چاره جویی برای یک تناقض(پارادوکس)در سیاست خارجی آمریکا ودیگر یافتن راهکارهای جدی وعملی جهت تامین امنیت رژیم صهیونیستی. البته دراین طرح گامها به گونه ای دیده شده بودکه با تحقق هدف اول، مقصددوم هم حاصل می شد.اماآن تناقض درسیاست خارجی آمریکا که به شکل هجوگونه ای درآمده و هنوزهم آن مسیراستمراردارداین بودکه چگونه می شود آمریکای مدعی حقوق بشر، دموکراسی وارزش های انسانی،درمنطقه خاورمیانه ازمستبدترین ودیکتاتورترین و ضدترین ها علیه حقوق بشروانسانیت حمایت        می نمایدواتفاقاً همه این حکومت ها جزهم پیمانان ایالات متحده آمریکا هستند.سیاستمداران وطراحان خاورمیانه بزرگ با درکی که ازشرایط منطقه،افکارعمومی حاکمان دیکتاتورووضعیت رژیم صهیونیستی داشتنداین طرح را هوشمندانه ارائه کردندامادولت بوش بدلایل بسیارزیاد موفق نشداین طرح رااجرانماید.

دوم) تحولات حساس خاورمیانه در سال های اخیر، بیم وامیدهای فراوانی درمنطقه به دنبال داشته است.حل وفصل بحران هاي اين منطقه(مثل بحران لبنان، سوریه، مصر،بحرين، يمن ، اسرائیل و...)وسفرهای متعدد مقام‌های آمریکا به منطقه برای پیشبرد روند صلح خاورمیانه(!)،درعین داشتن تبعات گوناگون برای سرنوشت منطقه،یک نقطه مشترک دارندکه تذکرمهمی به بازیگران اصلی این صحنه می‌دهد:ناتوانی آمریکا در تاثیرگذاری برتحولات خاورمیانه، روزبروزمشهودترمی‌شود وبازیگران منطقه‌ای درحال اثبات این مدعا هستند که بدون حضورآمریکا، بهترمی‌توانند به بحران‌ها و یافتن راه‌حل برای آنها بیاندیشند.

سوم) با فروپاشی شوروی وخارج شدن رقیب دیرینه وبرهم خوردن موازنه قدرت باعث شد که ایالات متحده آمریکا احساس کند که زمینه سلطه بلامنازع غرب به رهبری آمریکا فراهم شده است وفرصت طلائی در جهت تثبیت قدرت یک جانبه گرائی وزمان مناسب برای اعمال قدرت واجرای استراتژی جدید آمریکا برای جهان فراهم شده است درچنین شرایطی حادثه مشکوک وپرابهام یعنی حمله به ساختمان های دوقلوی آمریکا که به حادثه 11 سپتامبر معروف گشت به وقوع پیوست.که بلافاصله آمریکا با نشانه رفت بسوی خاورمیانه با شعار مبارزه با تروریست، حقوق بشرو... با حضورنظامی دراین منطقه پروژه برای عملیاتی کردن استراتژی جدید این کشور برای جهان کلید خورد.ایالات متحده آمریکا برای اجرائی کردن طرح خاورمیانه بزرگ(Greate Mddle East) که شاه بیت آن سلطه غرب درلوای دموکراسی غربی است حمله نظامی خود را به خاورمیانه آغازنمودکه این حمله وحضورنظامی تاثیرات زیادی رادرمنطقه خاورمیانه بعنوان هسته مرکزی بیش ازدیگر نقاط جهان تحت تأثیراین حادثه قرارداد؛كه البته آمريكابه طوركامل به هيچ يك ازاهداف استعماري ازپيش تعيين شده خود دركشورهاي مدنظرنائل نيامدوشدآنچه كه امروزشاهد آن درخاورميانه هستيم وهرگوشه اي ازاين منطقه تبديل به باروت شده است ، كه هرلحظه امكان انفجارآن مي تواند جهان راباخطرنابودي مواجه سازد.

چهارم)تحرکات سیاسی ودیپلماتیک، چانه زنی های سیاسی با قدرت های هم سنگ و هم وزن درتعاملات بین المللی،استراتژی خبری ورسانه ای وتبلیغات بنگاه های بزرگ خبرپراکنی وامپراطوری های گسترده و اختاپوسی خبری استکباری،استفاده ازنفوذ ولابی غیرقابل انکاروغیرموجه آمریکادرنهادها وسازمان های بین المللی به ویژه سازمان ملل وشورای امنیت وپیمان آتلانتیک شمالی ناتووگروه های کوچکترمانندکشورهای صنعتی ونیز نهادهای اقماری مانند بانک جهانی، صندوق بین المللی پول، آژانس بین المللی انرژی اتمی و... همگی بگونه ای سازماندهی وجهت دهی می شوند که کاخ سفید رادرنیل به اهداف آمریکا درخاورمیانه یاری نماید.

پنجم)استراتژی تهدید نرم، تحریم اقتصادی، تهدید نظامی، راه اندازی وتحریک انقلاب های رنگین، حمایت ازحکومت های دست نشانده ودولت های همسو، سنگ اندازی درمسیر موفقیت وپیشرفت کشورهای مخالف وحمایت ازاپوزیسیون های داخلی درآنها، تلاش جهت روی کارآمدن گروه ها وشخصیت های سیاسی نزدیک به آمریکا درمنطقه، امنیتی نمودن خاورمیانه وایجاد فضای رعب ووحشت درمنطقه وایجاد بدبینی و بدگمانی بین کشورها،دروغ پردازی وشایعه پراکنی، سیاه نمایی و... برخی ازبرنامه های آمریکا درتحقق اهدافش در خاورمیانه است. شوی مضحک و نخ نمای مبارزه با تروریسم، دفاع ازحقوق بشر، صدوروبرقراری دموکراسی، مبارزه بااستبداد و... نیزتلاشی جهت پوشش نهادن براهداف واقعی و خطرناک آمریکا درمنطقه و نیزکسب اجماع نسبی جهانی وایجاد بسترروانی مناسب درسطح دنیا برای توجیه وهمراهی با اقدامات آمریکائیان است.

 

 

پنجشنبه : 1392/11/3- 21ربيع الاول1435- 23ژانويه2014

 

 

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin:0in; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

خانواده ، تربيّت و سازندگی - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 10:57 قبل از ظهر

1024x768

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin:0in; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

خانواده ، تربيّت و سازندگی                                 

  اسدالله افشار

 

خانه کانونی مقدس ونخستين پايگاه برای تربيّت ، سازندگی وحتی آفرينندگی انسان است.اين کانون گرم وروشن که مبتنی بردورکن عاطفه وخرد است می تواند افرادی بپروراند آزاد،آگاه ،آشنا به حدود و وظايف ومسئوليت،سرباز، نگهدارخود وجامعه خويش.خانه می تواندآموزشگاهی باشد که درآن افراد درس مهر ، آشتی، بردباری ،ايمان، اخلاق وتعادل را می آموزند يا مدرسه ای که درآن درس کينه وانتقام ، ترشروئی ، نابکاری،خيانت ودوروئی آموخته می شود. با همه نفودهائی که آدمی درطول مدت حيات ازجامعه و مدرسه و همبازيها می گيرد باز نفوذ خانواده دراوبيشتروتا پايان عمردراو وجود دارد به  همين نظرازنظر عالمان تربيت نقش خانواده نقشی فوق العاده ومؤثر ترازنقش ديگرمؤسسات است. خانواده درفرزندان سازندگی ايجاد می کنند، آنها را به مبانی فرهنگی ، دانش ، آگاهی های روزمجهز می سازند طريق زندگی صحيح وآداب اجتماعی رامی آموزند، درس مهرواخلاق به فرزندان می دهندوبالاخره آنان را به اخلاق وادب مجهزمی نمايند.محيط خانواده مدرسه اي است که می تواند استعدادهای درونی اطفال رابپرورد وبه آنها درس عزت نفس وشخصيت،رشادت وشهامت، بخشش وسخاوت وساير سجايای انسانی را بياموزدنه کود کستان.

دامن پدرومادراولين محيط مقدس تربيت انسان دردوران کودکی است . خوشبخت قرزندانيکه پدران و مادران پاکدل وبا ايمان بخوبی درتربيت ايشان کوشيدند وکودکان راازاول با فضيلت بارآوردند . دين مبين اسلام به چنين پدرومادری احترام بسيارکرده واحسان به آنان را بعد ازپرستش خدا توصيه فرموده است، به فرزندان سفارش کرده  که دربرابرآنها مؤدّب ومتواضع باشند وبه پاس تربيت درباره پدرومادر دعای خير کنند .

پدران ومادران ازنظردينی و علمی موظفند درراه احترام به کودکان واحياء شخصيت آنان ازتمام فرصت ها استفاده کنند وازعملی که مستقيم يا غيرمستقيم موجب تحقيروتوهين فرزندان است اجتناب نمايند، زيرا اهانتهای دوران کودکی،شخصيت واستقلال طفل رادرهم می شکند واورادچاربيماری"عقده حقارت"      می کند. گاهی اين حالت روانی تا پايان زندگی باقی می ماند ودربعضی ازمواقع بيمارراازصراط مستقيم منحرف نموده وعملااورا به کارهای ناپسندواميدارد. يکی ازوظائف اولياء ، درراه پرورش صحيح شخصيت کودکان حفظ عدل وتوازن بين آنها است . پدران ومادرانی که چند فرزند دارند لازم است درطرزرفتارو کفيت احترام نسبت به هرکودکی مراعات شخصيت سايرکودکان خود را بنمايند، تمام آنها را عملاً فرزند خود بحساب آورند و با همه عادلانه و بطور متساوی رفتار نمايند .

حضرت علی(ع) بدون مبالغه يک انسان کامل ويک شخصيت نمونه ای درجهان بشريت است. کليه صفات انسانی وملکات فاضله اخلاقی بنحواکمل دروجود اين مرد الهی آشکاراست . اومعلم مدرسه انسانيت ومثل اعلای بشرمتکامل است.دوست ودشمن،مسلم وغيرمسلم وخلاصه هرکس که تاريخ درخشان زندگی اين رادمرد رامطالعه کنددربرابراوسرتعظيم فرودمی آورد.اين شخصيت بزرگ الهی درکمال صراحت به پرورشهای دوران کودکی خود تکيه می کند وازتربيت های عاطفی وعقلی خويش که درخردسالی فرا گرفته سخن می گويد وبه مربی لايق وبزرگوار خود يعنی پيغمبرگرامی اسلام (ص) مباهات می نمايد .

 

سه شنبه: 1392/11/1- 19ربيع الاول1435-21ژانويه2014

 

مذاکرات ژنو2 وحضورکشورهاي جنگ افروز - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 10:55 قبل از ظهر

1024x768

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin:0in; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

مذاکرات ژنو2 وحضورکشورهاي جنگ افروز             

 اسدالله افشار

 

خبرگزاری‌ها ازتشکیل نشست ژنو۲ برای بحران سوریه دردوم بهمن‌ماه خبرداده‌اند.ائتلاف ملی»که تشکل اصلی علیه دولت بشاراسداست درنشست ژنو۲شرکت خواهدکرد.اين تشکل دارای۱۲۰عضواست ومرکزآن درترکیه مي باشد.دولتهاي آمریکا،عربستان،ترکیه وقطرخواهان شرکت ائتلاف ملی درژنو ۲هستند. درسوی دیگرایران، روسیه وسوریه درنشست خود درمسکو برای هماهنگی مواضع تشکیل جلسه دادند وگفتگو کردند.

عليرغم مخالفت آمریکا ودولت عربستان باحضورايران دراين نشست ، دولت‌های روسیه،آلمان وانگلیس با بیان اهمیت جایگاه ایران درخاورمیانه ودر موضوع بحران درسوریه، خواهان دعوت رسمی ازجمهوری اسلامی ایران برای شرکت درنشست ژنو۲ شده‌اندكه اين امرنيزمحقق گرديدوايران نيزدراين نشست فعالانه حضوري دلگرم كننده براي دفاع ازحقوق ملت مظلوم وبي دفاع سوريه خواهدداشت. کنفرانس ژنو۲برای حل بحران سوریه بايدواقعیت هارامدنظرقراداده وازحقوق ملت سوريه بدون قيدوشرط حمايت ودفاع نمايد. كارشناسان معتقدند اين كنفرانس بايد نكات زيررا براي دستيابي به يك صلح پايدارمنظورنظرقراردهند:

1-بحران سوریه راه‌حل نظامی نداردوباید ازطریق سیاسی وگفتگو پایان یابد.2-آتش‌بس فوری ضروری‌ترین اقدام برای آغازمرحله سیاسی وادامه گفتگوها تا رسیدن به راه‌حل نهایی است.3- احترام به آراء مردم این کشورازطریق برگزاري انتخابات ملی وآزاد.4- ضرورت ممانعت ازادامه خشونت توسط گروه‌های تروریستی درداخل سوریه. 5- تعهد قدرت هاي درگيربرعدم تجهيزگروه هاي تروريستي وخلع سلاح آنان.6- امنيت وآزادي حق مردم سوريه است وبايد اين مهم دراين نشست تأمين گردد.7- خواست جامعه جهاني خاتمه جنگ سه ساله درسوريه است و نشست آتي ژنو2بايد اين خواست بين المللي رامحقق سازد.

جان كلام :

کشورسوريه که امروز محل جنگ کشورهاي ديگرشده است، سابقه‌اي بس درازدرتاريخ دارد که مورخان، اين قدمت را به حدود پنج هزارسال پيش ‍ مي‌رسانند. شهردمشق که پايتخت سوريه‌ است رادروازه تاريخ مي‌نامند ومعروف است که اين شهرازکهن‌ترين شهرهاي جهان مي‌باشدکه از8 تا 10هزارسال قبل ازميلاد پيوسته محل سکونت انسان بوده‌است و به اين دليل آن را اولين پايتخت دنيا مي‌نامند. اين کشور با اين تاريخ و قدمت در اين روزها محل دعواي فرقه اي و مذهبي وبين المللي برخي از کشورها شده است به طوري که قدرتهاي بزرگ براي نشان دادن قدرت وتواناييهاي خود و با کمک گرفتن ازکشورهاي منطقه باعث تشديد اين جنگ خواهند شد. مذاکرات ژنو2باحضورپررنگ کشورهاي جنگ افروزدرروزهاي آتي برگزارخواهد شد اما بايد دانست که اين جنگ جزبا کناره گيري کشورهاي مداخله گروسپردن مسئوليت به خود مردم سوريه به پايان نخواهد رسيد.

 

سه شنبه: 1392/11/1- 19ربيع الاول1435- 21ژانويه2014

 

طلوع فجردر17ربيع‌الاول - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 4:37 بعد از ظهر

Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4

/* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin:0in; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:10.0pt; font-family:"Times New Roman"; mso-ansi-language:#0400; mso-fareast-language:#0400; mso-bidi-language:#0400;}

  طلوع فجردر17ربيع‌الاول                          

    اسدالله افشار

 

یکم) درباب میلاد حضرت محمد(ص) :

17ربيع‌الاول زمين وآسمان مکه نورباران شدزمین وآسمان مکه نورباران بود و موج عطر گل می‌پیچید، امید زندگی در جان موجودات می‌جوشید، هوا آغشته ازعطر بهاران بود، شبی رویایی به‌شهر مکه می‌خندید، صدای حمد و تهلیل شباویزان خوش آهنگ به سوی کهکشان روانه بود. سپیده دم جمعه ۱۷ربیع‌الاول سال عام‌الفیل، ۵۷۱سال پس ازمیلاد مسیح (مطابق با ۲۸نیسان نوری) درگوشه‌ای ازحجاز و در نزدیکی کانون یکتا پرستی "کعبه" در منطقه‌ای به نام شعب ابیطالب، نوری به سوی آسمان بلند شد و محمد (ص) در حالیکه ذکر"الله‌اکبرالحمدالله کثیرا وسبحان‌الله بکره واصیلا" برلب داشت، گام بر جهان خاکی نهاد. پسری زیباتراز ماه و تابنده تر از خورشید چشم بر جهان گشود، محمد(ص) درحالی متولد شد که پنج ماه ازوفات پدرش عبدالله می‌گذشت و او هیچگاه موفق به دیدارپدرنشد ودردامان پرمهر مادروزیرنظرعبدالمطلب پرورش یافت.

آتشكده آذرگشسب، با طلوع حضرتش، به خاموشي مي گرايد، به نشان فرومردن فروغ دروغين آتش اهورايي، درجلوه جمال الهي وجلال كبريايي. واين"صبح صادق"رسيدن "روز" را نويد مي دهد، پس ازشب ديجور و ظلمت ظلم، پس ازقرن ها قساوت وسالها سفاهت. و با اين ميلاد لرزه وشكاف، دركاخ"كسري"مي افتد،به نشانه اينكه ازاين پس"كعبه"كوي عشق است وسكوي آزادي.وبناي يادبودعدالت وبرابري وتوحيد، وسمبل قيام مردم وقوام امت ورمزخضوع، دربرابرفقط "الله".

به بركت ميلادمحمد(ص) چهره ي جهان دگرگون شد، شرك ها به توحيد مبدل گشت، عبادت خدا جاي اطاعت از طاغوت ها را گرفت، نفاق ها به يكرنگي گرائيد و خصومت ها و دشمني هاي چندين ساله، به "اخوت اسلامي" تبديل شد، مهاجر و انصار، برادر شدند و عرب و عجم، يار هم گشتند و سفيد و سياه برابر گرديدند.

او هرگزدر واژه‏ها نمى‏گنجد وفراترازآن است. انسان‏كاملى كه تمام افلاك و موجودات را خدا به خاطر او آفريد واگراو نبود، هيچ چيز نبود. «لولاك لما خلقت الافلاك‏» والاانسانى كه تا قاب قوسين او ادنى بالا رفت و به جايى رسيد كه‏جبرئيل آن ملك مقرب وواسطه وحى الهى به آنجا هرگزنرسد وبا صراحت‏به او عرض كرد: اگر يك مو بالاتر روم به نور تجلى‏بسوزد پرم. ولى رسول الله رفت و به جايى رفت كه نه در خرد آيدو نه بر ورق نگاشته شود و نه حتى در وهم وخيال! اوست كسى كه‏خدايش درباره‏اش فرمود:«و انك لعلى خلق عظيم‏» پس مابه جاى‏اينكه حرفى بزنيم كه نه آغازش ونه انجامش ما را به جايى‏مى‏رساند چرا كه جز آفريده‏اش وبرادرش كسى اورا نخواهد شناخت‏«يا على ما عرف الله الاانا وانت وما عرفنى الا الله وانت وما عرفك الا الله وانا»پس روااست كه لب فرو بنديم وسخن كمترگوئيم. بيائيم دراين سخن ربانى كه پيامبررا داراى منشى سترگ واخلاقى عظيم معرفى مى‏كند بيانديشيم واززبان روايت نمى ازاين‏اقيانوس پرفيض برگيريم، شايد برخى عزيزان به كار بندند وازرسول الله(ص)الگوى زندگى بگيرند كه قرآن فرمود:«و لكم فى رسول‏الله اسوه حسنه‏» .

ميلاد حضرت محمد (ص) نقطه عطفي درتاريخ کهن انسان وسرآغازي بر تحول زندگي بشري برکره خاکي است روزي که سرآغاز دگرگوني تفکر انديشه ورزوخداگونه انسان برعالم امکان است. ميلاد نبي اکرم(ص) نقطه عطف تحول تاريخ انسان است، تحول درتاريخ و تمدن بشري وفرهنگ عظيم انساني. سرآغازاين حرکت فراگيرازجزيره العرب شروع شد وسپس همه جهان را درنورديد وفرهنگ بشري رامتحول و دگرگون ساخت.

دوم ) درباب میلاد امام جعفرصادق (ع) :

روزولادت رسول اکرم (ص) وروزولادت امام ششم امام صادق (ع) با هم مصادف شده و دوولادت بزرگ در این روز واقع شده است. امام جعفرصادق(ع) روز جمعه، هنگام طلوع فجرو به‌روایتی در روزدوشنبه، ۱۷ربیع الاول سال ۸۳قمری دیده به جهان گشود وعالم انسانی را با انوار طیبه خویش تابناک کرد. پدرش امام محمد باقر(ع) وی را به نام عموی نیاکانش جعفرطیار،"جعفر" نام نهاد، حضرت جعفربن محمد (ع)دارای یک کنیه معروف به نام "ابوعبدالله" ودوکنیه به نامهای "ابواسماعیل" و"ابوموسی" ودارای القاب صادق، صابر، طاهر و فاضل است.مادر گرامی امام جعفرصادق (ع)، فاطمه، معروف به "ام فروه" اززنان نیکوکار عصر خویش بود وازلحاظ فضیلت ومنقبت، سرآمدزنان روزگارخود بشمارمی‌آمد. امام جعفرصادق(ع) مدت۱۲سال، حیات با برکت جدش امام زین العابدین (ع) را درک کرد وازمکتب تربیتی وعلمی وی بهره وافریافت،همچنین آن حضرت مدت ۳۲سال ازوجود شریف پدرش امام محمد باقر(ع) برخوردار بود ودرتمام رویدادهای مهم درکنارپدرارجمندش قرارداشت. مدت امامت امام جعفرصادق (۳۳سال و۱۰ماه) بود و در ایام زندگی با برکتش با خلافت غاصبانه چند تن از خلفای اموی و دو تن از خلفای عباسی معاصر بود.

درخاتمه اين قلم ؛ میلاد مسعود پیامبراکرم (ص) وامام جعفرصادق (ع) را به تمامي مسلمانان جهان خاصه شيفتگان اهل بيت درايران،تبريك وتهنیت گفته واميدواراست جهان بشريت درمسيراين برگزيدگان وآيات نوراني الهي قدم برداشته وبه سرمنزل مقصود نائل آيند. 

 

 

پنجشنبه :1392/10/26- 13ربيع الاول1435- 15ژانويه2014

تروريسم ، امنيت ، باج خواهي - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 1:22 بعد از ظهر
800x600 Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4 /* /*]]>*/ /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin:0cm; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:10.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-bidi-font-family:Arial;}

تروريسم ، امنيت ، باج خواهي                             

اسدالله افشار

يكم)تروريسم بين‌المللي يك معضل جهاني است. مهم‌تر آنكه تعداد چشم‌گيري ازاقدامات تروريستي عليه مسلمانان يا در داخل سرزمين‌هاي اسلامي واحيانا مستند يا منتسب به آنان انجام مي‌شود.از سوي ديگر، امنيت ازنيازهاي اوليه زندگي اجتماعي و برخورداري از آن ازآرمان‌هاي ديرين بشري است. كابوسِ وحشتناكِ ترس ناشي ازتجاوز، ظلم و تهديد و ارعاب همواره عامل ناگواري، ركود و نوميدي انسان در زندگي جمعي بوده است. رهايي ازاين كابوس واحساس امنيت در برابرعواملي كه آرامش زندگي وحقوق فرد و جامعه را به مخاطره مي‌افكنده و زندگي وآزادي وآسايش انسان را مورد تهديد قرار مي‌داده، هم وظيفه نخستين و غيرقابل انكارهمه حكومت‌ها، خواه ديني و خواه سكولار است و هم نيازمند تلاش جمعي همه ملت‌ها و بلكه يكايك ابناي بشراست؛ زيراامنيت حالتي نيست كه با فعاليت فردي و يا يك‌جانبه تحقق پذيرد، بلكه دراين راه تشريك مساعي افراد براي تأمين امنيت ملّي ومشاركت همگاني در تأمين امنيت جهاني اجتناب‌ناپذير است.تروريا ايجاد رعب و وحشت نيزازعوامل مهم تهديدكننده امنيت در سطح بين‌المللي است. ازاين‌رو، مقابله با تمام عوامل سلب امنيت درهرشكل وقالبي كه باشدـ ازجمله تروريسم ـ مسئوليت همگاني است؛ زيرا بي‌شك،كليه عوامل تهديدكننده امنيت ازمصاديق «منكر»، يعني زشتي و پليدي و ضد ارزش، هستند و مقابله با آنها مصداق «نهي از منكر» وزمينه تحقق «معروف» خواهد بود.

دوم) ابهام درمفهوم «ترور» و«تروريسم» موجب ناكامي در مبارزه جدّي با آن مي‌شود؛ زيرا ناكامي جامعه بين‌المللي درتعريف «تروريسم»، علتي سياسي دارد، نه فني. دولت‌هاي سرخورده و ناتوان يا آنها كه قرباني جرايم اقتصادي و اجتماعي هستند يا چنين چهره‌اي از خود ترسيم مي‌كنند، از گردن نهادن به تعريفي صرفا شكلي يا مبتني بر واقعيات از تروريسم سر باز مي‌زنند. اين دولت‌ها، بي‌آنكه آشكارا تروريسم را بستايند، تلويحا آن را توجيه مي‌كنند و غالبا آن را آخرين حربه ضعفا به شمار مي‌آورند؛همان‌گونه كه دولت‌هاي سلطه‌خواه و متجاوز با سوء استفاده از قدرت و نفوذ خود در مجامع بين‌المللي و رسانه‌هاي جهاني، تجاوزگري را «دفاع»، و دفاع يك ملت از حق تعيين سرنوشت و حاكميت سرزميني خود را «ترور، خشونت و تهديد» مي‌نامند؛ آنچنان‌كه در برخورد اسرائيل غاصب عليه ملت مظلوم فلسطين و «حزب‌اللّه» لبنان صورت مي‌گيرد.

سوم)درتبليغات مافيايي تروريسم، اثري وحرفي ازدموكراسي،آزادي،عدالت، علم، فرهنگ، ادبيات، هنر،سياست وحتي بازيهاي برابرنيست. هرچه هست،رگويي وتوهين وتحقير است.خط دادنها وخط خوردنهاوخط زدنهاوخط كشيهاي قرون وسطايي است.

هرچه هست،رسيدن سريع،نامشروع،غيردموكراتيك، باج خواهانه وطلبكارانه، به سوي قدرت سياسي است بدون اين كه حداقلهاي پرنسيبها وبازيهاي سياسي يا حتي نظامي، درنظر گرفته شود. بازي، هرچه هست، ازنوع يك طرفه ومفت بري تمام عياراست!نگاهي به تبليغات روزمافياي تروريسم ، گوياي حساسيت ونگراني شديد سياستهاي مافيا دردوران جديد است. مافيايي كه براي به دربردن تروريسم اززير تيغ دموكراسي ومردم، به هرترفند ودستاويزي چنگ مي زند تا شايد چند صباحي برعمر تروريسم و باج خواهي، بيافزايد.

چهارم) تروريسم درتاريخ جوامع بشري هميشه بوده، اما چيزي كه آن را مرگبارتر كرده، توليد سلاح هاي مدرن است و بدين خاطر ما آن را يك پديده نوظهور در جوامع اسلامي مي ناميم كه متأسفانه تبديل به يك فرهنگ اعتقادي در ميان قشري ترين افراد شده است و به همين دليل، هم ابعاد گسترده و بي سابقه اي يافته است و هم مردم بي گناه غيرنظامي و دور از صحنه نبرد را هدف مي گيرد.همه اين ويژگي هايي كه برشمرديم، دقيقا از زماني عارض جامعه بشري شده است كه ايالات متحده آمريكا پس از واقعه 11 سپتامبر 2001 به منطقه لشكركشي كرده است.

پنجم) دربد زمانه‌ای زندگی می‌کنيم!در زمانه‌ای که بانکداران و نزولخواران جهانی که هراس انگيزترين نظام تا بن دندان مسلح امپرياليستی تاريخ را هدايت می‌کنند امروز مدعی بسط آزادی و دموکراسی درجهان شده‌اند.

والبته مردم وجامعه آمريکاخوداولين قربانيان اين هيولای جديد الخلقه‌اند. هيولايی که امروز با شعارمبارزه باتروريسم درپی تحقق بخشيدن به مخوفترين نظام توتاليترتاريخ بشراست. نظامی که با بردن دوربين‌های جاسوسی وميکروفونهای شنود به اعماق خانه‌‌ها وکنترل ذهن‌ها با هزاران کانال تلوزيونی ماهواره‌ای در پی ايجاد جامعه ١٩٨٤ جورج اورول درنيمه نخست ازاولين دهه هزاره سوم ميلادی است.

آری! در بد زمانه‌ای زندگی می‌کنيم!درزمانه‌ای که بنيادگرايان ارتجاعی دست دردست باندهای مخوف تجارت مواد مخدر، امروز مدعی استقلال طلبی و عدالت خواهی و مبارزه با "امپرياليسم" شده‌اند. والبته مبارزه ضد امپرياليستی!! آنان منفجر کردن اتوبوس‌های حامل شاگردان مدرسه و توريستها و يا زنانی است که برای خريد از خانه خارج شده‌اند،ويا انفجارمراسم عروسی ومنفجر کردن خانه‌های مسکونی است که در آنها زنان و کودکان بی‌گناه زندگی می‌کنند. ننگ و نفرت ابدی براين باصطلاح "مجاهدان ضدامپرياليسم" و جهادشان وسازمانهای جهنمی که آنها راهدايت می‌کنند.چه کسانی رامی‌خواهند فريب دهند؟ وگمان می‌کنند تا به کی مردم دنيا فريب اين بازی مشمئزكننده آنهاراخواهند خورد؟

 

چهارشنبه: 1392/10/25- 13ربيع الاول1435- 15‍ژانويه2014

تعميق بصيرت، وحـدت ود شمن شنا سي - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 11:50 قبل از ظهر
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4 /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin:0cm; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4 /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin:0cm; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

تعميق بصيرت، وحـدت ود شمن شنا سي              

اسدالله افشار

 با وقوع انقلاب اسلامي در سال ۱۳۵۷، حساسيت دشمنان اسلام براي ايجاد اختلاف و پراكندگي در ميان مسلمانان بيشتر شد. بنابراين حضرت امام خميني(ره) با درك اين موضوع كه دو مذهب تشيع و تسنن كه از پيروان زيادي در سراسر جهان برخوردار هستند، هر اندازه بتوانند ديدگاه‌هاي خود را به يكديگر نزديك كنند، تأثير بسيار مهم و ارزشمندي دراعتلا وعزت وسربلندي مسلمان درجهاني كنوني خواهند داشت و توطئه‌هاي هرروزه آن‌ها را نقش برآب خواهند كرد،روزهاي دوازدهم تا هفدهم ربيع الاول را تحت عنوان «هفته وحدت» نام گذاري كردند. ويكي ازمهم‌ترين راه‌هاي ايجاد وحدت ميان جامعه مسلمين را عرضه نمودند.

گرامي باد هفته ي وحدت، كه در آن ميثاق ها تحكيم مي شود، پبمان ها استوارترمي گردد، خون ها درهم مي جوشد، دست ها و بازوها درهم قرار مي گيرد، چهره ها بر يكديگر لبخند پبروزي و صفا مي زند، قشرها همه باهمند، امت، يكپارچه و منسجم است و شيعه و سني، به ياد سالروز ميلاد رسول گرامي اسلام (ص)، با هم و در كنار هم، دريك راه و به سوي يك هدف سرود وحدت مي خوانند.قبله ي مشترك، رسول مشترك، كتاب واحد و رهبر واحد، وحدت بخش قشرهاي اين امت است. گرامي باد هفته وحدت، سالروز ولادت پيامبر رحمت و مربي انسانها و سفيرگرانقدرالهي به سوي مردم.گرامي باد هفته وحدت كه در بردارنده ولادت ششمين پبشواي شيعه است.گرامي باد هفته ي وحدت،كه خنثي كننده ي توطئه هاي دشمنان،درمسير     تفرقه افكني است.

وحدت ويكپارچگى مسلمانان ولزوم اتحاد واتفاق كلمه ميان ايشان بلكه ضرورت توحيد كلمه برمحوركلمه توحيد براى همه موحدان وخداپرستان روى زمين،ازتعاليم وآموزشهاى اساسى آيين اسلام وازاصول فرهنگ قرآنى است.قرآن كريم يكى ازعمده ‏ترين وسازنده ‏ترين اهداف رسالت رسول اكرم(ص)راتأليف قلوب وايجاد انس وتفاهم به جاى خصومت ودشمنى بيان مى‏داردواگركسى درتاريخ، به ديده عبرت بنگرد اين معنى راازشاهكارهاى رسالت محمدى (ص)مى‏يابد.«واعتصموابحبل الله جميعا ولاتفرقوا:همگى به حبل ورشته خداوندى چنگ بزنيد وپراكنده نگرديد.»

طرح انديشه«وحدت جهان اسلام‏» يكى ازمشغوليت‏ هاى فكرى ديرينه واساسى حضرت امام (ره) بود كه او در طول دوران فعاليت اجتماعى - سياسى خود چه قبل ازپيروزى «انقلاب‏» اسلامى وچه بعد ازآن لحظه ‏اى از آن غفلت نورزيد.وفادارى صادقانه امام به «وحدت‏» نه تنها او را به برجسته‏ ترين شخصيت انقلابى جهان اسلام تبديل نمود، بلكه او توانست درميان فرقه ‏هاى اسلامى مختلف نيزجايگاه بس رفيعى كسب نمايد.

استراتژى مبارزاتى امام (ره)؛درجهت ايجاد بستروشرايط لازم براى تحقق وحدت و هميارى در جهان اسلام، اصولا روى دومحور عمده تمركزيافته است:«حركت فكرى - فرهنگى‏» و«حركت‏ سياسى - عملى‏». امام (ره) با توجه به مراحل مبارزه،«تعليم وتربيت‏» سياسى رازيربناى حركت ‏سياسى دانسته واولين وظيفه مردم رادر تحقق وتوسعه، امر«تبليغ‏»و«تعليم‏»قرارداده است.

پيام گران سنگ هفته وحدت اين است که بدانيم پافشاري برتاريخ، قشري گري است وبها دادن به اختلافات ظاهري، سطحي نگري. بايد ميراث نبوت را پاس داريم تا به قهقراي جهل و ظلمت سقوط نکنيم. پيام هفته وحدت اين است که بادست اتّحاد و ذهن هوشيار، درسايه دستورات پيامبرخدا وعترت پاک آن حضرت، مجال ازتفرقه افکني بيگانگان بگيريم. پيام هفته وحدت اين است که درسايه قرآن وسنت وسيره رسول اکرم(ص)، وحدت و يک رنگي خود را حفظ کنيم. در سايه امامت و ولايت، صراط مستقيم جمهوري اسلامي را بپيماييم وجزدرمقابل خدا ورسولش براي کسي سرخَم نکنيم.

بدون شک عزت وسربلندی و تعالی هرامت دریگانگی وهم بستگی آنهاست.اتحاد واتفاق بزرگ ترین عامل قدرت وشوکت هرجامعه وامت، ودرمقابل، ذلت وسرافکندگی وسقوط هرامت درتفرقه وپراکندگی آن نهفته است. برهمین اساس حضرت علی (ع)درخطبه 192 نهج البلاغه با بیان سرگذشت امت های پیشین، مردم را به عبرت گرفتن ازسرنوشت آنها وتفکردرعلل تعالی وسقوط آنها، فرا خوانده وبعد ازتحلیل این امر، مسلمانان را به کارهایی که موجب عزت وشوکت وقدرتشان می شود، تشویق فرموده است. آن حضرت چنین می فرمایند:«آن اموری که موجب عزت وشوکت امت های گذشته شد، دوری گزیدن ازپراکندگی و همت گماشتن وتوصیه وترغیب یکدیگربه رعایت هم بستگی بود.آنها ازهرامری که ستون فقرات امتشان را می شکست و قدرتشان راسست می کرد، دوری می گزیدند».

اين قلم اطمينان دارد همان‌گونه که تاکنون مردم آگاه وولايتمدارايران اسلامي خود را به عنوان الگوي مناسب وحدت وهمـدلي بـراي سـايـر مسلمانان جهـان معرفي کـرده انـد، با تعميق بصيرت، وحـدت و دشمن شناسي خودکماکان توطئه‌هاي استکبار جهاني وضد انقلاب داخلي و خارجي را با هوشمندي، اقتدار و صلابت خنثي نموده و با حضور خود در صحنه هاي مختلف دفاع ازاسلام وانقلاب زمينه برپايي حکومت عدل جهاني را فراهم خواهند آورد.

 

 

سه شنبه : 1392/10/24- 12ربيع الاول1435- 14ژانويه2014


سوريه؛ ‍ژنو2وتحليل ها - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 11:25 قبل از ظهر

  سوريه؛ ‍ژنو2وتحليل ها                  

   اسدالله افشار

مرکزآوارگان درسازمان ملل باهشداردرباره قحطی سوریه گزارش داده است که هم‌اکنون ۵۲ میلیون نفر آواره جنگی درجهان وجود دارند که بیش از۶ میلیون نفر آنان را شهروندان سوریه تشکیل می‌دهند. در این آمار تعداد پناهندگان سوری به کشورهای همسایه، در لبنان بیش از۸۰۰ هزار نفر، دراردن ۶۰۰ هزار نفر و در ترکیه بیش از۵ر۲ میلیون نفرگزارش شده است. درخواست سازمان ملل جمع‌آوری ۵ر۶ میلیارد دلار برای کمک به آوارگان سوریه است که به آن نیاز فوری دارد. سازمان جهانی غذا نسبت به خطر قحطی درسوریه هشدارداد واعلام کرد اگربحران جنگ دراین کشورادامه یابد، تا یک سال دیگر۷۵ درصد سوری‌ها به کمک خارجی‌ وابسته خواهند بود. این سازمان اوضاع سوریه راوخیم‌ترین بحران انسانی دهه‌های اخیر توصیف و اعلام کرد که حدود نیمی از جمعیت سوریه درمرز گرسنگی قراردارند و حدود یک سوم مردم به صورت مبرم وفوری به کمک غذایی نیازمند هستند.هم‌اکنون سازمان‌های امدادرسان بایدحدود هفت میلیون سوری رازیرپوشش بگیرندوبخصوص به وضعیت بحران‌‌زده کودکان ودانش‌آموزان رسیدگی کنند.

كارشناسان معتقدند؛سقف ادامه جنگ درسوریه به انتها رسیده است.اگرچه هنوزچند کشورعربی با دلارهای نفتی شبکه‌های تروریستی را درداخل سوریه، لبنان وعراق هدایت می‌کنند وهرروزامواج ترور،کشتار و انفجار دراین کشورها خبرسازاست. واقعیت این است که بعد ازسه سال،غربی‌ها (آمریکا واروپا) دریافته‌اند که بحران سوریه راه حل نظامی ندارد.قراراست کنفرانس ژنو2 برای مذاکره درباره یافتن راه حل سیاسی بحران سوریه، پس ازتعطیلات ژانویه در22همين ماه تشکیل گردد.تلاش‌ها تاکنون به دلیل‌ تأخیرهایی که بالاخص از ناتوانی آمریکا در ترغیب رهبران اپوزیسیون سوریه برای شرکت درمذاکرات ، ناشی می‌شدند ، خدشه‌دار شده‌اند. هنوزمشخص نیست چه گروهی اپوزیسیون را نمایندگی کرده وچه گروهی نیزنمایندگی دولت را عهده خواهند داشت. اما آنچه دراين خصوص مهم است ؛ حضور و شرکت بازیگران کلیدی ذینفع درمناقشه سوریه درگفت‌و‌گوهای صلح ژنو2حیاتی است.تنهاکنفرانسی که شامل تمام طرف‌های عمده در سوریه، منطقه وجهان است می‌تواند راه‌ را برای نیل به صلح هموارسازد. همکاری اخیربین روسیه،آمریکا وایران برای ترغیب دولت سوریه به نابودکردن تسلیحات شیمیایی‌اش ، مایه دلگرمی است.

صاحب نظران به اين نكته كليدي اذعان دارندكه؛گفت‌و‌گوهای ژنو2اگرتمام طرف‌های ذینفع مربوطه به مانندایران،اسدورهبران اپوزیسیون درآن شرکت جویندمی‌تواندثمربخش باشد.

این گروه بایددعوت به یک آتش‌بس واقعی نمایدکه ازپشتیبانی قدرت‌های منطقه‌ای وبین‌المللی برخورداراست.آنچه دراين كنفرانس بايد مدنظرباشد و شركت كنندگان برآن پاي فشارندتازمينه هاي تحقق يك وفاق به وقوع پيونددعبارتست از:

1- ازتجزیه سوریه جلوگيري به عمل آيد؛2-توسط تمهیداتی کینه‌توزی‌های فرقه‌ای کاهش يابد؛3- ساختارهای کلیدی دولتی، نظامی وامنیتی باید حفظ شوند ؛4- عناصرتروریست وافراطی به حاشیه رانده شوند؛5- بایدازکمک‌های بشردوستانه برای کاهش رنج‌های مردم غیرنظامی حمایت کنند ؛ 6- برای پرداختن به چالشهای امنیتی کنونی وآتی درمنطقه،یک مکانیزم همکاری منطقه‌ای ايجادوآن راموردبررسي قراردهند.

درتحليل ديگربرخي ديگرازتحليلگران براين باورندكه ؛درآستانه برگزاری کنفرانس ژنو2 شرایط کنونی نسبت به گذشته تاحدود زیادی تغییرکرده است ازجمله اینکه،متحدسوریه به‌ویژه ایران وروسیه درحوزه دیپلماتیک به پیروزی رسیده‌اند ومانع بروزیک جنگ علیه سوریه ازسوی آمریکا ومتحدان غربی‌اش شده‌اند. به عبارت دیگر،آمریکایی‌ها درپرونده سوریه ازگزینه نظامی فاصله گرفته‌اند وراه‌حل سیاسی را به گزینه نظامی ترجیح می‌دهند که این مسئله برای واشنگتن نوعی شکست سیاسی- نظامی محسوب می‌شود.به همین دلیل مقامات کاخ‌سفید می‌کوشند با دردست گرفتن نبض کنفرانس منافع خودراتأمین کنندتا بازنده ازمیدان خارج نشوند و شکست سیاسی خود را به نوعی جبران کنند.

نكته آخر:

ممانعت آمريكا ازحضورايران درژنو2 حاكي ازرويكردنه چندان واقع‌گرايانه ايالات متحده درامور ديپلماتيك است وبه نظرمي‌آيد تصميم اين قدرت بيانگرنوعي بي‌منطقي درمعادلات سياسي است.آمريكا بايددرنظر داشته باشد كه جمهوري اسلامي ايران كشوري قدرتمند در منطقه بوده كه تصميمات وحضورآن درامورمرتبط با منطقه تأثيرگذاراست و مي‌تواند برروند هرمذاكره‌اي تاثيرات جدي داشته باشد.حضورايران درمذاكرات مربوط به عراق وافغانستان نشان مي‌دهد كه هيچكدام ازدول منطقه نمي‌توانند نقش مهم ايران درخاورميانه و همسايگانش را ناديده بگيرند.چه بسا ناديده گرفتن اين كشور درمسيرهرمذاكره‌اي دولت‌هاي درگيررا به بن بست خواهد كشاند. جان كلام اين كه؛ عدم حضورايران درژنو2 بي‌شك اين مذاكرات را بي‌نتيجه خواهد ساخت. زيرا جمهوري اسلامي كشوري است كه در خاورميانه حضور جدي داشته و بي‌توجهي به اين قدرت و عدم حضور آن در هر معادله سياسي، سايردولت‌ها را با سردرگمي روبه‌روخواهد ساخت.

 

جمعه : 1392/10/20-  8 ربيع الاول1435- 10‍انويه2014

ویروس ایدزدراقتصاد کشور - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 2:55 بعد از ظهر

 ویروس ایدزدراقتصاد کشور               

  اسدالله افشار

پرونده‌های مربوط به شهرام جزایری، فسادکرسنت ، اختلاس‌های پی‌در‌پی ، خرید و فروش سئوالات کنکور، سلطان شکروفولاد ، زمین خواری کلان ، فساد۳هزارمیلیاردی ودرنهایت بابک زنجانی همه وهمه ریشه در بی‌توجهی به فرمان مقام معظم رهبری درمورد مبارزه بامفاسد اقتصادی دارد .

اينك باتوجه به شرائط حساس جامعه و نامه چند روزاخيررییس‌جمهور به معاون اول خودمبني بر"اقدامات لازم برای شناسایی ومجازات کسانی که باتبانی وسوءاستفاده ازامتیازات خاص،زمینه ویژه‌خواری ودرآمدهاي

 غیرموجه رافراهم کرده‌اند ، دراولویت کارقرارگیرد؛ وموارد سوءاستفاده ازشرایط تحریم مورد رسیدگی وبرای حراست ازحقوق مردم وبیت‌المال اقدام فوری صورت پذیرد وگزارش مربوطه ظرف یک ماه به اینجانب ارائه گردد" ؛ اين قلم بنابروظيفه شرعي ورسالت ذاتي مطبوعاتي خود مواردي رادرباب فساداقتصادي مطرح ويادآوري مي نمايد :

يكم) فساد اقتصادي نقض قوانين موجود براي تامين منافع و سود شخصي است ازفساد غالباً به عنوان يك بيماري شديد نام برده مي‌شود. بيماري نظيرسرطان وياايدزكه بطور بي‌رحمانه ازيك سازمان به سازمان ديگرواز يك نهاد به نهاد ديگرسرايت مي‌كند، بطوريكه تمام نهادهاي موجود راتحليل برده تا منجر به فروپاشي سيستم سياسي حاكم شود.رواج فساد اقتصادي به درستي به عنوان يكي ازمهمترين موانع درراه پيشرفت هاي موفقيت‌آميزاقتصادي، براي كشور برشمرده شده است.

دوم) سطح بالاي فساد اقتصادي مي‌تواند موجب ناكارآمدي سياست هاي دولتي شود تحقيقات موجود نشان مي‌دهد كه فساد باعث كاهش سرمايه‌گذاري و در نتيجه كاهش رشد اقتصادي خواهد شد. فساد مالي مي‌تواند فعاليت هاي سرمايه‌گذاري واقتصادي را ازشكل مولد آن به سوي رانتها وفعاليت هاي زيرزميني سوق دهد فساد اقتصادي مي‌تواند موجب پرورش سازمانهاي وحشتناكي مانند مافيا شود فساد گسترده و فراگيريكي ازنشانه‌هاي ضعف حاكميت است وعملكرد ضعيف حاكميت مي‌تواند روند رشد وتوسعه اقتصادي راروبه تحليل برد.

سوم) فساداقتصادی پدیده ای چندبعدی است . بدین معنی كه گسترش فساد اقتصادی به كارآمدی سیستم قانونگذاری و شرایط سخت اقتصادی و بهبود بخش عمومی ، نوسان مهارت های فساد اقتصادی و آمادگی برای ورود به عرصه فساد اقتصادی بازمی گردد.به عبارت دیگر،درشرایطی كه عموم جامعه فساد راپذیرفته اند وآن را لازمه فعالیت های خودمی دانند، گرایش به رشوه و انواع فساد پذیرفته می شود.

چهارم) مهمترین عوامل بروز فساد اقتصادی دركشورعبارتند از:

1- حجم بزرگ اقتصاد دولتی ؛ 2- وابستگی دولت به بودجه‌های نفتی ؛ 3- وجود مشكلاتی درساختارهای اداری و مدیریتی و مالی ؛ 4- عدم نظارت پذيري سيستم ؛ 5- عدم انگیزه‌های ارزشی و اعتقادی و دینی درمدیران یامسئولان مالي واداري؛6-عدم توزیع عادلانه امكانات درساختارسیستم(پرداخت دستمزدها، اختصاص امكانات رفاهی، ارائه برخی امتیازها ومواردی ازاین قبيل)؛ 7- وقانون گريزي . 

پنجم) راهكار مناسب برای از میان بردن مفسدان نظام اقتصادی این است كه همه عوامل نفوذ و بروز فساد در دستگاه‌های اجرایی تغییركند. كوچك شدن حجم دولت،تقویت نظارت‌پذیری وقانون‌پذیری، افزایش انگیزه كاركنان و برخورد بسیار جدی با مفسدان از جمله این عوامل است.هر گونه اهمال، سستی و مصلحت‌اندیشی درمبارزه با فساد، به‌ویژه درمواردی كه مفسدان دررأس نظام ودررأس دستگاه‌های دولتی هستند، موجب گسترش فساد می‌شود.بنابراین همان‌گونه كه رهبرمعظم انقلاب بارهاتأكيدفرموده اند،هیچ توجیه اي وجود ندارد كه مسئولی برای خود درحوزه‌های قدرت و سیاست حاشیه امن ایجاد كند و مصلحت‌های سیاسی یا قومی و قبیله‌ای یا گروه و جناحی، افراد را در حاشیه امن قرار دهد.

ششم)اگرهمه اقدام‌های لازم برای مبارزه با فساد رابه كار بگیریم،فساد اقتصادی كاهش می‌یابد.دردنیای امروز هستندكشورهایی كه باحداقل فساددرسیستم مالی خود به فعالیت‌شان ادامه می‌دهند، اما متأسفانه درجمهوری اسلامی ایران، با وجود تفكرها ونگرش‌های دینی وارزشی وانقلابی ونظارتی،مسئولان هنوز نتوانسته‌اند آ‌ن‌طور كه شایسته ودر شأن این نظام است،ازفساد اقتصادی جلوگیری كنند ومتأسفانه دراین حوزه هنوزبا آرمان‌های انقلاب اسلامی فاصله زیادی داریم.

جان كلام:

آنچه روشن به نظر می‌رسد،این نکته است که دستگاه ایمن‌سازی نظام اقتصادی کشور به هر علتی ناتوان شده است و یارای مقابله با بیماری‌های اقتصادی کشور را ندارد.این موضوع درساده‌ترین شکل ممکن آن موجب بروزبیماری مزمن مفاسداقتصادی درکشورشده است که صدمه ولطمه اصلی آن به سرمایه‌های اجتماعی کشورومیزان اعتماد عمومی نسبت به دولت برمی‌گردد.درنهایت باید گفت جدیت درمبارزه بامفاسد اقتصادی تنها با ریشه کن کردن ویروس ایدز در اقتصاد کشورمحقق خواهد شد.باحذف این ویروس، دستگاه‌های ایمن‌سازبه طورخودکاربا هربیماری اقتصادی و مفسده‌ای مقابله خواهند نمود. 

 

 

پنجشنبه : 1392/10/19- 7ربيع الاول1435-9ژانويه2014

 

 

/* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin:0in; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:10.0pt; font-family:"Times New Roman"; mso-ansi-language:#0400; mso-fareast-language:#0400; mso-bidi-language:#0400;}

اين است واقعيت هاي مصر - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 3:39 بعد از ظهر
  اين است واقعيت هاي مصر                           

      اسدالله افشار

قاهره وشهرهاي مختلف مصر،اين روزها شاهد تظاهرات مردم هستند، مردمي كه با اين تظاهرات وتجمعات، خشم واعتراض خودرانسبت به عملكردكودتاچيان حاكم ابرازمي‌دارند.تظاهركنندگان كه ازگروه‌ها واحزاب سياسي گوناگون واقشارمتنوع مي‌باشند،باسردادن شعارهايي مي‌گويند دولت دست نشانده نظاميان بايد بركنار شود. دولت كودتا درمصرجماعت اخوان المسلمين را گروه تروريستي اعلام کرده است ازاين پس هرگونه تظاهرات اعتراضي اين گروه غيرقانوني است وهرشهروند مصري که درآن شرکت کند،به 5 سال حبس محکوم مي شود.ازديگرسودولت مزبور همچنين روزنامه حزب عدالت و آزادي را توقيف کرده است.

با اين حال به نظرمي رسد بايد تحولات مصررا براساس واقعيت هاي اين کشورتحليل نمود. واقعيت هاي مصر اين است :

1- مصريان هرگونه تلاش براي خاموش کردن صداي يک جريان سياسي را در مصر نمي پذيرند.2- حذف جريان سياسي اخوان المسلمين درمصرغيرممكن است؛چراكه اين جريان سياسي يک جنبش فراملي است وحدود9 دهه تجربه كارسياسي دارد و شاخه هاي آن سال هاست که درکشورهاي اردن، ليبي، سوريه، قطر، ترکيه، يمن و... علني يا زيرزميني ريشه دوانيده است.3- كارشناسان معتقدند؛ اخوان المسلمين اگرچه سال گذشته قرباني يک کودتاي نظامي تمام عيارشد،اما خود نيزدرفرصت سوزي وميدان دادن به عوامل اين کودتا نقش داشت.4- دخالت بيش ازاندازه ارتش درروند سياستگذاري به آشوب دركشوردامن زده و به‌رغم ادعاهاي خود، با كارشكني درامورسياستگذاري‌هاي اخوان، ازمصري‌ها سلب آرامش شده است.5- اشتباه جدي نظاميان اين است كه قصددارند تا ازطريق سركوب شرايط را آرام سازند، درصورتي كه اين استراتژي نتيجه عكس داشته و به روند خشونت دامن مي‌زند.6 - نظاميان پايگاه خود درميان مردم راازدست داده واين مردم هستند كه آينده مصر را رقم مي‌زنند.7- شکاف دین ودولت، شکاف نظامیان وسیاستمداران، شکاف فقیروغنی، سه شکاف عمده درجامعه مصرمي باشد.8- واقعیت این است که کانون اصلی قدرت درشش دهه گذشته مصرارتش بوده است. حالا این کانون قدرت وقتی تحولی رخ می‌دهد وجزیی ازقدرت درمکانیسم تاریخی دراختیار رقیبش قرارمی‌گیردآیا خواهد نشست و نظاره‌گر صرف صحنه خواهد بود؟ نه. 9- نظاميان درصدد هستند به مردم مصر اين پيام را برسانند كه اگر براي ادامه انقلاب اصرار داشته باشند با مشت آهنين ارتش مواجه خواهند شد. صحنه‌هاي تكان دهنده‌اي از ضرب و شتم وحشيانه تظاهر كنندگان در حوادث روزهاي اخير، نه تنها رويدادهائي غيرمنتظره نبودند بلكه اقدامي كاملاً حساب شده بود تا تصميم ارتش به مردم تفهيم گردد و همه بدانند در مقابل نظاميان بايد تسليم شوند و دست از خواسته‌هاي خود بردارند.

10- آنچه اين روزها درمصررخ مي‌دهد، نقشه راه پيش روي قدرت‌هاي زياده خواه وسلطه‌گرغربي براي كل منطقه خاورميانه است.آمريكا وسايردولت‌هاي استعماري غرب براي تأمين منافع ملي خود وهمچنين براي بلعيدن كامل اين منطقه وتضمين بقاي وتثبيت رژيم صهيونيستي آماده شده‌اند.11- بیش از۲۰ هزارنفر زندانی سیاسی وکشته شدن بیش از ۵ هزار نفر از مردم مصر در درگیری‌های خیابانی، سقوط اقتصاد ملی و مشکلات فراوان معیشتی مردم، رشد تضادها درمواجهه با حاکمیت وادامه تقابل‌ها شکاف وسیع سیاسی، اجتماعی در مصر به وجود آورده است که مشکلات حاکمیت نظامی برآمده ازکودتا را مضاعف ساخته است. مردم مصربه طور عمومی خسته شده‌اند وآشفتگی درکشورخود را بر‌نمی‌تابند.12- پيش نويس قانون اساسي مصر در حالي قرار است به همه پرسي گذاشته شود(درروزهاي24و25دي ماه-14 و15 ژانويه 2014 ميلادي) كه برخي گروه‌ها آن را ضامن پيشرفت دموكراسي مي‌دانند،امابرخي ديگر محتواي اين پيش نويس را تحت تأثيرمنافع نظاميان ارزيابي مي‌كنند وبا آن مخالفند.

حال بايد منتظرماند و ديد مردم مصرچه رفتاري درقبال همه پرسي پيش نويس قانون اساسي خواهند داشت.

درصورتي كه اين همه پرسي بااستقبال ضعيفي روبروشود، كشمكش‌هاي سياسي دراين كشور نه تنها كاهش نمي‌يابد بلكه مي‌تواند ابعاد گسترده‌تري به خود بگيرد.

 

يكشنبه :1392/10/15- 3ربيع الاول1435- 5ژانويه2014

سه سوگ در سه فرازتاريخي - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 2:45 بعد از ظهر

  سه سوگ در سه فرازتاريخي                     

  اسدالله افشار

با دلی مالامال ازتأ لم وتأثررحلت جانسوزپیامبرنورورحمت ، بهانة خلقت حضرت محمد (ص) وشهادت کریم اهل بیت امام حسن مجتبی(ع) را در28 صفر و آخرين روزازهمين ما ه را كه مصادف با سالروزشها د ت پیشوای هشتم ، خورشید تابان آسمان پرنورایران ، غریب آشنا ، نگین خراسان ، شهد شیرین مشهد ، حضرت امام رضا(ع) مي باشد؛به شيعيا ن سراسرعا لم تسلیت وتعزيت گفته وبه همين منا سبت سه نكته را درسه فرازكه به اين انسانهاي نمونه وبرگزيده اختصاص دارد ، مورد اشاره قرارمي دهيم .

فرازاول- دربا ب حضرت محمد مصطفي (ص) :

آخرین رسول حق مهرسکوت برلب می نهد وجبرائیل درحریم ملکوت گوشه عزلت می گزیند چرا که اینک خاک پیکرآن پاک را درخود نهفته و عرش اعلی وبهشت ابقی جان عزیزش راپذیرا گشته است. ازاین پس درهای آسمان بسته است، ازاین پس جزبه مدد نورستارگان امامت درشب تاریکی که با غروب خونرنگ دهم محرم سال 61 هجری آغاز شده است نمی توان راه جست و یافت. تا کی باشد که شمشیر آخته دوازدهمین پیشوا ورهبر، همنام آخرین رسول حق این تیرگی را بشکافد و خورشید راستی وعدالت را بردیدگانمان بنشاند. چگونه می توان از این روح پاک و جان رسیده به افلاک سخن گفت؟ آنچه ما مسلمین، پیروان این آخرین پیامبر الهی می گوئیم و می نویسیم با عشقی بزرگ و شناختی اندک همراه است وآنچه اسلام شناسان غربی وغیرمسلمان می گویند ومی نویسند با شناختی سترگ و برگرفته از برگه های تاریخ و بی عشقی هر چند اندک توام است. کجا می توان وصف این بزرگ مرد را یافت که عشقی سترگ و شناختی بزرگ با آن همراهی کند. کجا می توان آینه تمام نمای حبیب خدا را یافت ودرچهره درخشان آن پاک اهورایی نگریست. بی شک جزدرنهج البلاغه کلام شگفت آورامیرمومنان علی بزرگ، نمی توان وصف راستین و چهره بی آلایش رسول حق، پیامبرختمی مرتبت محمد مصطفی (ص) را یافت. درکلام امیرالمؤمنان هیچ وصفی بدون تفکروهیچ ستایشی بی اساس نمی توان یافت. درسخن ایشان هر چه هست راستی برخواسته ازآگاهی و دانش است وکجا می توان دو جان را چون پیامبر و علی (علیهماالسلام) به یکدیگر نزدیک یافت،  نزدیک نه ! آشنا و هم خانه وهم اصل و یک ریشه یافت. چه جان علی جدای از جان پیامبر نیست. علی دردامان پیامبر رشد کرده و بالیده و پیامبر بر سینه علی  ودر آغوش آن یارترین یارجان به جان آفرین تسلیم کرده است.

در عظمت آن حضرت همين بس كه خداوند متعال درقرآن مجيد اورا با تعبير«يا ايّها الرّسول» و«يا ايّها النّبى» مورد خطاب قرارمي دهدواورا به عنوان انسانى الگوبراى تمام جهانيان معرّفى مي نمايد:«لَقَدْ كانَ لَكُم في رَسُول اللّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ:در سيره و سخن پيامبرخدا براى شما الگوى نيكويى است.»اوبه حقّ داراى اخلاقى كامل وجامعِ تمام فضايل وكمالات انسانى بود.خدايش او را چنين مي ستايد:«إِنّك لَعَلى خُلُق عَظيم:اى پيامبرتوداراى بهترين اخلاق هستى.» «وَلَوْ كُنْتَ فَظّاً غَليظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ:اگر تندخو و سخت دل مي بودى مردم ازاطرافت پراكنده مي شدند.» ازاين رو، يكى ازمهمترين عوامل پيشرفت اسلام، اخلاق نيكووبرخورد متين وملايم آن حضرت با مردم بود.

فرازدوم- دربا ب حضرت امام حسن مجتبي (ع) :

امام حسن مجتبی (ع) در شب نیمه رمضان سال سوم هجری در مدینه چشم به جهان گشود و حدود هفت سال از دوران زندگی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم را درک کرد و پس از آن حضرت حدود سی سال با پدر بزرگوارشان علی بن ابی طالب علیه السلام ملازمت داشت. بعد از شهادت امیرالمؤمنان (ع) به مدت ده سال عهده دارمقام امامت بودند ودر28 صفرسال پنجاه هجری درسن 47 سالگی به دستورمعاویه بن ابی سفیان و به دست جعده دختر اَشْعَثِ بنِ قِیس مسموم شد وبراثرهمان زهربه شهادت رسید.

درميان امامان واهل بيت غريب تروتنهاترازحسن بن علي را نمي توان يافت.امام حسن(ع)به مدت ده سال تمام گرفتارغربت و پيمان شكنيهاي مردم بود، به گونه اي كه درطول اين مدت نتوانست افكاروانديشه هاي والاوعميق خود را كه ازپدروجدّ بزرگوارش آموخته بود را براي مردم تبيين كند.ازيك طرف جفاي مردم وازطرف ديگردسيسه ها وتبليغات منفي معاويه،دست به دست هم داده بودند تاغربتي جانكاه رابراي امام رقم بزنند.ازاصحاب وياران اندك اومي  توان به عمق مظلوميتش پي برد، آنگونه كه گفته مي شود تعداد ياران اوازبيست نفربيشترنبوده است!مهمترين حادثه درزندگي امام حسن عليه‌السلام جريان صلح معاويه با آن حضرت است. تحليل اين حادثه ضروري به نظر مي رسد زيرا خود امام صلحش را حجتي برآيندگان مي‌داند؛ يعني بر اساس عملکرد حضرت، وظيفه انسان نيز در شرايط مشابه با آن زمان، صلح و مصالحه است.

بررسي مقدمات و شرايط و عللي که صلح را ايجاب کرد و دقت در کيفيت وقوع صلح و مواد صلحنامه و موشکافي نتايج شيرين صلح براي جناح حق و ضربه‌هاي سهمگين آن بر جناح باطل به‌خوبي روشن مي‌کند که صلح آن حضرت در حقيقت انقلاب سبزي بود که زمينه انقلاب سرخ حسيني را فراهم ساخت و اين نرمش قهرمانانه در کنار آن جنبش ظلم‌ستيزانه، پايه‌ريز انقلاب علمي امام باقر عليه السلام و امام صادق عليه السلام در عصر طلايي خلأ انتقال قدرت از بني‌اميه به بني‌عباس گشت و به اين ترتيب، اسلام ناب محمدي که در تشيع جلوه‌گر بود، نهال خود را آبياري نمود و به درخت تنومندي تبديل کرد.

فرازسوم- درباب حضرت امام رضا(ع) :

مورخين تاريخ ولادت ايشان را به سالهاي 148، 151 و 153 هجري قمري و در روزهاي نوزدهم رمضان، دهم رجب و يازدهم ذي‌القعده ذكر كرده‌اند.در مورد سالروز وفات ايشان نيز اختلاف نظر وجود دارد و محققين وفات ايشان را طي سالهاي 202، 203 و 206 هجري قمري محتمل دانسته‌اند. اما قول مشهور در مورد ولادت آن بزرگوار سال 148 هجري قمري و در خصوص وفات ايشان سال 203 هجري قمري است. با پذيرش چنين اقوالي طول عمر با بركت امام رضا (ع) پنجاه و پنج سال مي‌شود.

حضرت علي بن موسي‌الرضا (ع) دوران امامت خود رااز سال 183 هجري قمري دراوج خفقان سياسي دنياي اسلام و اقتدار حكومت عباسيان آغاز كرد. اين مرحله از دوران زندگي ايشان از تاثيرگذارترين مراحل تاريخ تشيع است، عزيمت اجباري امام به خراسان بنا بر اصرار مامون و پذيرفتن تقاضاي سياسي خليفه عباسي مبني بر در دست گرفتن زمامداري مسلمين و پذيرش منصب ولايتعهدي به اجبار و اكراه از وقايع مشهور تاريخ اسلام است. هجرت تاريخي امام از مدينه به مرو، استقبال گستره شيعيان و هواداران اهل بيت در مسير حركت كاروان آن حضرت و انتشار حديث سلسله الذهب و اقدام به برگزاري نماز عيد فطر و برگزاري جلسات مناظره با علماي اهل كتاب از اين دوره زندگي امام در تاريخ به يادگار مانده است.عاقبت با توجه به اوج‌گيري احساسات مذهبي به نفع امام رضا (ع) و بروز اختلافات خانوادگي درخاندان عباسي، آن امام بزرگواربه دسيسه چيني مامون خليفه عباسي مسموم و به شهادت رسيدند وپيكرمطهر ايشان درحوالي طوس به خاك سپرده شد واكنون بعد ازگذشت ساليان سال اين مزاركعبه اهل ولايت ازسراسرجهان است.

همه زاهدان وعابدان، درچنين روزهايي به خاک می نشینند وافلاک را می نگرند. پس بیایید مانیزهمراه این خیل عظیم،کتاب تضرع بازکنیم، نمازنیازبخوانیم وزیارت نامه محبت را زمزمه کنیم وبرایمان ومعرفت خویشتن بیفزاییم.

شنبه: 1392/10/7- 25صفر1435-28دسامبر2013