اضافه كردن به علاقمندی ها
خانگی سازی
ذخیره صفحه
لینك آر اس اس
درباره ما
آرشیو مطالب
آمار و امكانات
تعداد بازدیدها :
افراد آنلاین :

تصويرسازي ازفرهنگ كشور - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۷:۸ بعد از ظهر

تصويرسازي ازفرهنگ كشور                

اسدالله افشار

در سال‌های اخیر، فرهنگ بیش از پیش در کانون توجه قرار گرفته است. بسیاری از مباحث جاری در کشور، چه در حوزه اقتصاد باشد یا سیاست، رنگی فرهنگی دارد. غالباً از صفت فرهنگ برای توضیح مجموعه عوامل ناشناخته استفاده می شود واین کاربرد اصطلاح فرهنگ، برابهام معنایی این اصطلاح بیش از پیش می افزاید.

گذارشتابان و «فشرده» کشور از مرحله سنتی به صنعتی و پیشرفت سریع تکنولوژی ساخت اجتماعی و فرهنگی کشور ما را برق آسا دچار دگرگونی و بحران ساخت و در نتیجه عوارض بی شماری را هم به بار آورد. در چنین شرایطی مسئله فرهنگ و توسعه فرهنگی امری نیست که بتوان آن را به حال خود رها کرد و از آن غفلت نمود. در این راه، سیاست سالم و اندیشه ای مورد نیاز است که مسیر تداوم فرهنگی را هموار ساخته و باروری آن را تضمین نماید، به ویژه وقتی که جامعه با شتاب فراوان در جهت توسعه گام برمی دارد و توسعه فرهنگی همگام با دیگر ابعاد توسعه ملی مطرح می گردد ضرورت آن نیاز بیش از پیش آشکار می شود.درعین حال، این مسئله ازواقعیت دیگری نیز خبر می دهد. بخش فرهنگ از یکسو تحت تأثیر تحولات بیرونی (مثل رشد اقتصادی یا توسعه اجتماعی) وازسوی دیگر به دلیل دگرگونی های دورنی آن (مانند افزایش تعداد تولید کنندگان و مصرف کنندگان و یا تفکیک اجتماعی درون فرهنگ و...) وضعیت متفاوتی پیدا کرده است. بر این مجموعه باید گسترش ارتباطات را نیز افزود که مفهوم مرزهای فرهنگی را دگرگون می کند. چنین تحولاتی، فرهنگ را به صورتی روز افزون بسط می دهد و از درون همین گسترش است که مسائل تازه ای پیش روی جامعه و دست اندرکاران فرهنگی قرار می گیرد.

فرهنگ مطلوب ازنگاه امام خميني (ره) :

از ديدگاه امام خميني (ره) فرهنگ اساس سعادت يا شقاوت يك ملت است و رستگاري هر جامعه از راه اصلاح و احياء فرهنگي امكان‌پذير است. از نگاه امام فرهنگ داراي دو ساحت اصلي است. نخست بُعد فردي فرهنگ كه با انسان و سعادت او ارتباط دارد و ديگري بُعد اجتماعي فرهنگ كه در عرصة حيات اجتماعي انسان‌ها حضور دارد. به هر روي با اين نگاه فرهنگ موضوعي است ويژة انسان و ارتباطي وثيق با هدايت و تربيت او دارد. از نگاه ايشان فرهنگ سازنده و پيشرو در حوزه‌هاي فردي و اجتماعي سبب هدايت انسان‌ها و جامعه و تربيت الهي هر دو خواهد شد. ايشان با توجه به هر دو بُعد فردي و اجتماعي فرهنگ، تأثيراتي عميق برهردو ساحت فرهنگ اسلامي ايراني گذاشته‌اند، به گونه‌اي كه الگوي تحول فرهنگي ايران پس از انقلاب اسلامي مي‌تواند به تنهايي موضوع تحقيقي جامع و فراگير باشد. ايشان در بُعد فردي مسائل فرهنگي سال‌ها به خودسازي و تربيت خويش و ديگران پرداختند و در قالب سلوك اخلاقي و عرفان عملي اسلام نمونه‌اي از انسان تربيت‌يافتة الهي را به جهان امروز معرفي نمودند. جوانان بسياري نيز در اين نظام تربيتي كه امام احياگر آن بودند رشد يافتند و سير الي‌ا خويش را با مراد خود پيمودند و به عناصر اصلي انقلاب اسلامي تبديل شدند. در ابعاد اجتماعي نيز تئوري اصلاح فرهنگي امام در قالب انقلاب اسلامي معرفي و تبيين شده است. از نگاه امام فرهنگ مطلوب يك جامعه بايد حاوي 3 ويژگي زير باشد:

1. داراي يك نظام تربيتي براي رشد و تعالي انسان باشد. 2. فعال، پيش‌رو و روزآمد باشد و هيچ گاه دچار تحجر، انفعال و غرب‌زدگي نشود.3. با محوريت فرهنگ‌ خودي تأمين‌كنندة استقلال فرهنگي باشد.

اولویت‌بندی عوامل مؤثر بر فرهنگ و رفتار فرهنگی یک ملت :

 همانطور که فرهنگ بر همه چیز تأثیر می‌گذارد، صدها و بلکه هزاران عامل نیز بر فرهنگ یک ملت مؤثر است. معهذا چنانچه بخواهیم اولویت‌بندی عوامل مؤثر بر فرهنگ و رفتار فرهنگی یک ملت را داشته باشیم، لاجرم می‌توانیم دوعامل را در صدر قرار دهیم. اول خانواده و دوم نظام آموزشی. خانواده را همگان تعریف کرده‌اند و می‌دانند. همانقدر که بگوییم خانواده خاستگاه فرد و خاستگاه جامعه است و همه‌چیز از خانواده برمی‌خیزد. خانواده اگر سالم، عاقل، متعهد، مومن و پاک و شریف باشد، تقریباً همه مسائل جامعه حل می‌شود. اما برای اینکه چنین خانواده‌هایی داشته باشیم یا چنین خانواده‌هایی در اکثریت مطلق قرارگیرند، کاربزرگی وراه درازی در پیش است.خانواده‌ها عبارتند از مجموع زوجین که ازاجتماع برخاسته‌اند و فرزندانی که ازخانواده برخاسته‌اندوغمگنانه بسیاری ازخانواده‌های مابه درستی آموزش نیافته و ناهنجاری‌های نسل‌های قبلی را در خود باز تولید و تشدید کرده‌اند و همان‌ها را به نسل‌های بعدی تحویل می‌دهند. دولت ـ به معنای حاکمیت ـ در برابر سیرتکوین و تحول خانواده‌ها مسئول است. مسئول به‌‌معنای تأسیس یک ساختمان با چند کارمند به عنوان معاونت یا مشاورت خانواده فلان نهاد نیست. خانواده‌ها به‌شدت نیازمند آموزش‌های مفید در همه حوزه‌ها هستند. این آموزش‌ها، اکنون بر عهده هیچ نهادی نیست و تقریباً اصلاً انجام نمی‌شود. اگر تلویزیون گهگاه برنامه‌های خوبی ارائه می‌کند، در کنار دهها برنامه بد دیگر اثرش خنثی می‌شود.

اما نظام آموزشی کشور، دومین عامل اثرگذار بر فرهنگ همه جامعه است که متاسفانه هنوز بسیار می‌لنگد. این سخن نیاز به اثبات ندارد، همه رفتارهای ریز و درشتی که در ابتدای این مقاله نام برده شد و همه آنچه گفته نشد و همه آنچه هر روز به چشم می‌بینیم یک سرش در نظام آموزش و پرورش است که اگر این نظام بهتر از این بود، وضع ما نیز بسیار بهتر از این بود که هست.نظام آموزشی نیاز به یک اصلاح اساسی و بنیادی و انقلابی دارد که بسیاری نیز گفته‌اند اما سقف پرواز اصلاحات در نظام آموزش و پرورش به ۶ کلاسه کردن دوره ابتدایی یا ۳ ساله کردن دوره دبیرستان و مسائل شکلی از این نوع محدود شده است. تردید نکنید اگر آموزش و پرورش اصلاح شود، جامعه اصلاح می‌شود و این یکی از گرانبهاترین سخنانی است که متأسفانه به خاطر تکرار و بی‌توجهی، لوث و ملال‌آور جلوه می‌کند و دیگر گوشی یارای شنیدنش را ندارد.آموزش و پرورش ما، جدای از این اصلاحاتی که به شوخی شبیه است، نیازمند اصلاح جدی در اساس و بنیان با اتکا به همه تجربه‌های بشری و جهانی است. اصلاحاتی که از فرط بزرگی هیچ دولتی یارای دست زدن و حتی آغازیدن آن را نداشته است و معلوم نیست کی قرار است این کلنگ بر زمین بخورد.

جان كلام :

تصویری که صاحب نظران از فرهنگ ترسيم نموده اند می تواند در قالب جملات زیر بيان شود :  

1-فرهنگ سرمایه معنوی یک ملت به شمار می آید.

2-فرهنگ حیات متقابلی با انسان دارد، از انسان حیات می گیرد و به او حیات می بخشد.

3-انقلاب هایی که در تاریخ بوجود آمده اند، فرزند عصیان فرهنگ ها محسوب می شوند.

4-فرهنگ محصول تلاش های بی وقفه ملت ها و اقوام است که در طول روزگار بوجود آمده است.

5-فرهنگ به معنای زندگی اجتماعی انسان هاست که در افکار و الفاظ و کردار انعکاس پیدا می کند.

6-فرهنگ زمان گذشته را به زمان حال و آینده پیوند می زند.

7-فرهنگ ارتباط انسان را با خود و با دیگران و با جهان طبیعت برقرار می سازد.

8-فرهنگ دارای روحی زنده و زاینده است که هرگاه تحرکش گرفته شود و به بیماری توقف مبتلا گردد می میرد.

پنجشنبه : 1393/7/24- 21ذي الحجه1435- 16اكتبر2014

 

تصويرسازي ازفرهنگ كشور - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۷:۷ بعد از ظهر

                  

اسدالله افشار

در سال‌های اخیر، فرهنگ بیش از پیش در کانون توجه قرار گرفته است. بسیاری از مباحث جاری در کشور، چه در حوزه اقتصاد باشد یا سیاست، رنگی فرهنگی دارد. غالباً از صفت فرهنگ برای توضیح مجموعه عوامل ناشناخته استفاده می شود واین کاربرد اصطلاح فرهنگ، برابهام معنایی این اصطلاح بیش از پیش می افزاید.

گذارشتابان و «فشرده» کشور از مرحله سنتی به صنعتی و پیشرفت سریع تکنولوژی ساخت اجتماعی و فرهنگی کشور ما را برق آسا دچار دگرگونی و بحران ساخت و در نتیجه عوارض بی شماری را هم به بار آورد. در چنین شرایطی مسئله فرهنگ و توسعه فرهنگی امری نیست که بتوان آن را به حال خود رها کرد و از آن غفلت نمود. در این راه، سیاست سالم و اندیشه ای مورد نیاز است که مسیر تداوم فرهنگی را هموار ساخته و باروری آن را تضمین نماید، به ویژه وقتی که جامعه با شتاب فراوان در جهت توسعه گام برمی دارد و توسعه فرهنگی همگام با دیگر ابعاد توسعه ملی مطرح می گردد ضرورت آن نیاز بیش از پیش آشکار می شود.درعین حال، این مسئله ازواقعیت دیگری نیز خبر می دهد. بخش فرهنگ از یکسو تحت تأثیر تحولات بیرونی (مثل رشد اقتصادی یا توسعه اجتماعی) وازسوی دیگر به دلیل دگرگونی های دورنی آن (مانند افزایش تعداد تولید کنندگان و مصرف کنندگان و یا تفکیک اجتماعی درون فرهنگ و...) وضعیت متفاوتی پیدا کرده است. بر این مجموعه باید گسترش ارتباطات را نیز افزود که مفهوم مرزهای فرهنگی را دگرگون می کند. چنین تحولاتی، فرهنگ را به صورتی روز افزون بسط می دهد و از درون همین گسترش است که مسائل تازه ای پیش روی جامعه و دست اندرکاران فرهنگی قرار می گیرد.

فرهنگ مطلوب ازنگاه امام خميني (ره) :

از ديدگاه امام خميني (ره) فرهنگ اساس سعادت يا شقاوت يك ملت است و رستگاري هر جامعه از راه اصلاح و احياء فرهنگي امكان‌پذير است. از نگاه امام فرهنگ داراي دو ساحت اصلي است. نخست بُعد فردي فرهنگ كه با انسان و سعادت او ارتباط دارد و ديگري بُعد اجتماعي فرهنگ كه در عرصة حيات اجتماعي انسان‌ها حضور دارد. به هر روي با اين نگاه فرهنگ موضوعي است ويژة انسان و ارتباطي وثيق با هدايت و تربيت او دارد. از نگاه ايشان فرهنگ سازنده و پيشرو در حوزه‌هاي فردي و اجتماعي سبب هدايت انسان‌ها و جامعه و تربيت الهي هر دو خواهد شد. ايشان با توجه به هر دو بُعد فردي و اجتماعي فرهنگ، تأثيراتي عميق برهردو ساحت فرهنگ اسلامي ايراني گذاشته‌اند، به گونه‌اي كه الگوي تحول فرهنگي ايران پس از انقلاب اسلامي مي‌تواند به تنهايي موضوع تحقيقي جامع و فراگير باشد. ايشان در بُعد فردي مسائل فرهنگي سال‌ها به خودسازي و تربيت خويش و ديگران پرداختند و در قالب سلوك اخلاقي و عرفان عملي اسلام نمونه‌اي از انسان تربيت‌يافتة الهي را به جهان امروز معرفي نمودند. جوانان بسياري نيز در اين نظام تربيتي كه امام احياگر آن بودند رشد يافتند و سير الي‌ا خويش را با مراد خود پيمودند و به عناصر اصلي انقلاب اسلامي تبديل شدند. در ابعاد اجتماعي نيز تئوري اصلاح فرهنگي امام در قالب انقلاب اسلامي معرفي و تبيين شده است. از نگاه امام فرهنگ مطلوب يك جامعه بايد حاوي 3 ويژگي زير باشد:

1. داراي يك نظام تربيتي براي رشد و تعالي انسان باشد. 2. فعال، پيش‌رو و روزآمد باشد و هيچ گاه دچار تحجر، انفعال و غرب‌زدگي نشود.3. با محوريت فرهنگ‌ خودي تأمين‌كنندة استقلال فرهنگي باشد.

اولویت‌بندی عوامل مؤثر بر فرهنگ و رفتار فرهنگی یک ملت :

 همانطور که فرهنگ بر همه چیز تأثیر می‌گذارد، صدها و بلکه هزاران عامل نیز بر فرهنگ یک ملت مؤثر است. معهذا چنانچه بخواهیم اولویت‌بندی عوامل مؤثر بر فرهنگ و رفتار فرهنگی یک ملت را داشته باشیم، لاجرم می‌توانیم دوعامل را در صدر قرار دهیم. اول خانواده و دوم نظام آموزشی. خانواده را همگان تعریف کرده‌اند و می‌دانند. همانقدر که بگوییم خانواده خاستگاه فرد و خاستگاه جامعه است و همه‌چیز از خانواده برمی‌خیزد. خانواده اگر سالم، عاقل، متعهد، مومن و پاک و شریف باشد، تقریباً همه مسائل جامعه حل می‌شود. اما برای اینکه چنین خانواده‌هایی داشته باشیم یا چنین خانواده‌هایی در اکثریت مطلق قرارگیرند، کاربزرگی وراه درازی در پیش است.خانواده‌ها عبارتند از مجموع زوجین که ازاجتماع برخاسته‌اند و فرزندانی که ازخانواده برخاسته‌اندوغمگنانه بسیاری ازخانواده‌های مابه درستی آموزش نیافته و ناهنجاری‌های نسل‌های قبلی را در خود باز تولید و تشدید کرده‌اند و همان‌ها را به نسل‌های بعدی تحویل می‌دهند. دولت ـ به معنای حاکمیت ـ در برابر سیرتکوین و تحول خانواده‌ها مسئول است. مسئول به‌‌معنای تأسیس یک ساختمان با چند کارمند به عنوان معاونت یا مشاورت خانواده فلان نهاد نیست. خانواده‌ها به‌شدت نیازمند آموزش‌های مفید در همه حوزه‌ها هستند. این آموزش‌ها، اکنون بر عهده هیچ نهادی نیست و تقریباً اصلاً انجام نمی‌شود. اگر تلویزیون گهگاه برنامه‌های خوبی ارائه می‌کند، در کنار دهها برنامه بد دیگر اثرش خنثی می‌شود.

اما نظام آموزشی کشور، دومین عامل اثرگذار بر فرهنگ همه جامعه است که متاسفانه هنوز بسیار می‌لنگد. این سخن نیاز به اثبات ندارد، همه رفتارهای ریز و درشتی که در ابتدای این مقاله نام برده شد و همه آنچه گفته نشد و همه آنچه هر روز به چشم می‌بینیم یک سرش در نظام آموزش و پرورش است که اگر این نظام بهتر از این بود، وضع ما نیز بسیار بهتر از این بود که هست.نظام آموزشی نیاز به یک اصلاح اساسی و بنیادی و انقلابی دارد که بسیاری نیز گفته‌اند اما سقف پرواز اصلاحات در نظام آموزش و پرورش به ۶ کلاسه کردن دوره ابتدایی یا ۳ ساله کردن دوره دبیرستان و مسائل شکلی از این نوع محدود شده است. تردید نکنید اگر آموزش و پرورش اصلاح شود، جامعه اصلاح می‌شود و این یکی از گرانبهاترین سخنانی است که متأسفانه به خاطر تکرار و بی‌توجهی، لوث و ملال‌آور جلوه می‌کند و دیگر گوشی یارای شنیدنش را ندارد.آموزش و پرورش ما، جدای از این اصلاحاتی که به شوخی شبیه است، نیازمند اصلاح جدی در اساس و بنیان با اتکا به همه تجربه‌های بشری و جهانی است. اصلاحاتی که از فرط بزرگی هیچ دولتی یارای دست زدن و حتی آغازیدن آن را نداشته است و معلوم نیست کی قرار است این کلنگ بر زمین بخورد.

جان كلام :

تصویری که صاحب نظران از فرهنگ ترسيم نموده اند می تواند در قالب جملات زیر بيان شود :  

1-فرهنگ سرمایه معنوی یک ملت به شمار می آید.

2-فرهنگ حیات متقابلی با انسان دارد، از انسان حیات می گیرد و به او حیات می بخشد.

3-انقلاب هایی که در تاریخ بوجود آمده اند، فرزند عصیان فرهنگ ها محسوب می شوند.

4-فرهنگ محصول تلاش های بی وقفه ملت ها و اقوام است که در طول روزگار بوجود آمده است.

5-فرهنگ به معنای زندگی اجتماعی انسان هاست که در افکار و الفاظ و کردار انعکاس پیدا می کند.

6-فرهنگ زمان گذشته را به زمان حال و آینده پیوند می زند.

7-فرهنگ ارتباط انسان را با خود و با دیگران و با جهان طبیعت برقرار می سازد.

8-فرهنگ دارای روحی زنده و زاینده است که هرگاه تحرکش گرفته شود و به بیماری توقف مبتلا گردد می میرد.

پنجشنبه : 1393/7/24- 21ذي الحجه1435- 16اكتبر2014

 

داعش ؛ اين كودك نامشروع فرزند كيست؟ - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۷:۵ بعد از ظهر

داعش ؛ اين كودك نامشروع فرزند كيست؟                        

 اسدالله افشار

 

جريان داعش، كه از خرداد ماه سال1393 با اشغال استان‌هاي شمال غرب عراق بروز و ظهور جديدي پيدا كرده، يك پديده عادي نيست. درباره اين جريان نبايد فقط به اين نكته كه توسط آمريكا و مهره‌هاي منطقه‌اي آن خلق شده و آلت دست آنهاست اكتفا كرد. اين، يك جريان حساب شده با اهداف از پيش تعيين شده است كه برخلاف ظاهر ديوانه‌واري كه دارد، با برنامه به پيش مي‌رود و برنامه‌ريزاني دارد كه نه تنها ديوانه نيستند بلكه بسيار دقيق عمل مي‌كنند و اگر ما هم با برنامه‌اي دقيق با آنها مقابله نكنيم پشيمان خواهيم شد. اين، درست است كه عوامل اجرائي حاضر در صحنه داعش، افراد جاهلي هستند كه با عقل فاصله زيادي دارند و دين خود را نيز از كساني مي‌گيرند كه كارشان بازي با دين و احكام خداست، لكن ما نبايد به اين ظواهر اكتفا كنيم و نبايد فريب ظاهرسازي‌ها را بخوريم. پشت پرده اين جريان آلوده خبرهائي وجود دارد كه ما بايد خود را با آن خبرها و جريان‌سازاني كه با مهارت درحال دنبال كردن اهداف خطرناك خود هستند، طرف حساب بدانيم.

اگر از منظر نظريه بازيها بخواهيم كنش و رفتار گروههاي تروريستي به طور عام و داعش به طور خاص را مورد ارزيابي و بررسي قرار دهيم نمي‌توان ماتريس مشخصي به مانند يك كشور(دولت-ملت) براي آن متصور شد. به اين معنا كه وقتي بخواهيم با چنين گروههاي وارد يك بازي و يك كنش(جنگ، مقابله و يا حتي همراهي) شويم براي اين گروههاي نمي‌توان به سادگي "سود" و "زيان" تعريف كرد و بر اساس آن نوع كنش و واكنش خود را تعريف كرد. براي نمونه اين گروهها سرزمين خاص و مشخصي ندارند كه در محاسبات خود آنرا لحاظ كنند و نگران از اين باشند كه احياناً سرزمين آنها مورد تهديد يا هجمه قرار گيرد.

از اينرو وقتي يك بازيگر در مقابل و يا حتي در مقام همراهي و دوستي با آنها قرار مي‌گيرد نمي‌تواند به درستي بر اساس محاسبه سود و يا زيان ارزيابي درستي از نوع كنش و واكنش آنها برآورد كند. بر اين اساس اگر بازي شطرنج را مثال بياوريم اگر يك طرف بازي گروههاي تروريستي باشند نبايد توقع داشت كه حركت اسب و يا سرباز مطابق قواعد شطرنج باشد. اين گروهها ممكن است مهره اسب و يا سرباز را بردارند و به جاي حركت دادن ببلعند!لذا طرفي كه حتي در مرحله‌اي با اين گروهها همراهي داشته در صورت بر هم خوردن مناسبات با چنين گروههايي از خطرات آنها در امان نخواهد بود.

مقابله با سازمان داعش آنهم تنها به صورت نظامي کارساز نخواهد بود و توسل صرف به اين راه جز عميق‌تر و طولاني کردن جنگ نتيجه‌اي به دنبال نخواهد داشت. نه الزاما به دليل قدرت نظامي اين تشکيلات، بلکه بيشتر به اين علت که سازمان مذکور از پشتوانه‌اي سياسي و مذهبي در داخل و خارج عراق برخوردار است که راه مقابله با آن را بسيار مشکل کرده است.مشكل اصلي در عدم توانائي كنترل سازمان داعش ، به 2 عامل مهم باز مي‌گردد. اول، محاسبات به شدت اشتباه از ساختار حرفه‌اي و توانائي نظامي و امكاناتي اين سازمان. دوم به محاسبه پر اشتباه ديگر از توانائي سياسي و مذهبي اين نيرو براي بازسازي خود.محاسبات اشتباهي كه از همان ابتدا موجب شد نه دولت مركزي عراق و نه همسايگان اين كشور منجمله ايران به اهميت خطر تازه متولد شده پي‌نبرند يا حداقل خطر را آنگونه كه واقعا بود نديدند. برنامه‌ريزي‌ها و اهداف نظامي داعش نشان مي‌دهد ساختارنظامي و امنيتي آن کاملا متفاوت و از الگوي‌هاي مرسوم حاکم بر سازمان‌هاي چريكي تبعيت نمي‌كند.

با نگاهی به حوادث پرشتاب منطقه به خوبی می توان دریافت که گروهک داعش گرچه از حمایت‌های گسترده سعودی ها برخوردار است اما با توجه به اینکه تفکر این گروهک به گونه‌ای است که تفکر مخالف را بر نمی تابد و دوست و دشمن نمی شناسد و به دنبال توسعه منطقه نفوذ خود است بنابراین سعودی‌ها نیز مانند دیگران از گزند این گروهک در امان نیستند به ویژه که در خطوط مقدم داعش اتباع سعودی قرار دارند که سودای بازگشت به عربستان را دارند. عربستان هم اکنون در دایره خطر قرار گرفته است. داعشی‌ها که هم اکنون از نظر مالی بسیار قوی شده اند به دنبال خرید سلاح و جذب تروریست‌های بیشتر برای توسعه منطقه نفوذ جغرافیایی خود هستند که بدون تردید منطقه تحت حاکمیت حامیان مالی و تسلیحاتی سابق دور از نگاه آنها نیست.

اكنون جهان به اين نكته رسيده است كه "داعش" و مستمسك مبارزه با تروريسم، فقط بهانه‌اي براي مداخله عليه سوريه و عراق است و اگر اين كشورها صداقت داشته باشند، داعش گروهي نيست كه نابودي آن نياز به ائتلاف 40 كشور غربي و عربي داشته باشد و كافي است دولت‌هائي كه حمايت مالي، تسليحاتي، لجستيكي و اطلاعاتي آنرا برعهده داشتند و دارند، دست از اين كار بردارند. همين كه اكنون ميان دولت‌هاي غربي و عربي، كه پدرخوانده‌هاي داعش هستند ، برسر اينكه اين كودك نامشروع فرزند كيست بگو مگوهائي در گرفته است ، خود نشانه ناكامي آنها در توطئه مشتركشان درمنطقه است.

آنها كه تا ديروز با كارت داعش در اين قمار بزرگ مشغول مسلمان كشي و توطئه عليه خط مقاومت در ايران، سوريه، عراق و لبنان بوده و ضربه زدن به شيعه و تأمين امنيت اسرائيل بودند اكنون چنان در اين چنبره خود ساخته گرفتار آمده‌اند كه فرياد سر مي‌دهند و دنيا را به كمك مي‌طلبند.هر چند ملتهاي منطقه از اجماعي كه اكنون به ظاهر بر سر موضوع تروريسم و مقابله با تكفيري‌هاي دست ساز آمريكا و ارتجاع عرب ايجاد شده راضي به نظر مي‌رسند ولي اين واقعيت را نيز به عنوان قاعده كلي بازي غربي‌ها فراموش نكرده‌اند كه داعش پروران، براي رضاي خدا عليه داعش سخن نمي‌گويند و به مجرد اينكه مجدداً كنترل كامل تروريسم را در منطقه به دست بگيرند، بازي با كارت تروريست‌ها را ادامه خواهند داد و به همين جهت است كه غرب قصد درگير شدن با داعش و براندازي آن را ندارد.

 

پنجشنبه : 1393/7/24- 21ذي الحجه1435- 16اكتبر2015

 

تركيه و پيامدهاي تجاوزداعش به كوباني - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۵:۳ بعد از ظهر

تركيه و پيامدهاي تجاوزداعش به كوباني                       

اسدالله افشار

 

محاصره و حمله داعش به «کوبانی»، شهری کردنشین در شمال سوریه و در مجاورت مرز مشترک با ترکیه، تبدیل به خبر اول شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های منطقه‌ای و بین‌المللی شده است. به‌راستی اینک «کوبانی» قلب تپنده جهان و آوردگاه میان سیاهی و روشنی شده است. گروه رادیکال و تروریستی داعش طی ماه‌های اخیر در پهنه جغرافیایی دوکشور عراق و سوریه شهرهای مختلفی را به تصرف خود درآورده و همچنان در تلاش برای گسترش توام با خشونت عریان قلمرو خلافت خودخوانده‌اش است و منطقا «کوبانی» نه نخستین شهری است که آنان به‌دنبال تصرفش بوده‌اند و نه آخرین آنها! اما «کوبانی» را باید متفاوت‌ترین شهری دانست که تاکنون داعشیان با آن مواجه شده‌اند؛ متفاوت از این منظر که برخلاف عمده شهرهای دیگر «کوبانی» درواقع به تنهایی گرفتار شده است و عملا به‌جز مردم مسلح‌شده خود با تجهیزات سبک اعم از زن، مرد، پیر و جوان، هیچ دولت و سازمان مهم سیاسی و نظامی را به‌عنوان پشتیبان در پشت‌سر خود نمی‌بیند، شاید مورد آمرلی (شهر ترکمن‌های شیعی در عراق) از نظر مقاومت شبیه به «کوبانی» باشد اما در آنجا دولت عراق، پیشمرگان کرد، حملات و حمایت‌های متحدان منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای در شکستن محاصره به کمک مردم شجاع آمرلی آمد؛ امری که تا به امروز در مورد «کوبانی» رخ نداده است و تنها چند حمله پراکنده و کم‌تاثیر هوایی از سوی ائتلاف ضدداعش رخ داده است.

خبر برافراشته شدن پرچم گروه موسوم به دولت اسلامي بر فراز منطقه شرقي کوباني از آن دست خبرهايي است که قلب هرانساني را مچاله و روان هر بيننده‌اي را تيره مي‌سازد. پس از چند هفته نبرد پر کش وقوس ومبارزه جانانه مدافعان شهر،داعشيان به يمن برخورداري از سلاح‌هاي پيشرفته‌تر والبته حد بالاي درنده خويي توانستند به شرق شهر کوباني راه يابند وبا اين وصف روشن نيست که با ورود جمعي از بدترين زباله‌هاي انساني به کوباني چه سرنوشتي در انتظار ساکنان شهر وکودکان وسالمندان نشسته است! اين که کدام کشورها منافعشان به حيات وقدرت گيري داعشيان گره خورده است نکته ايست که دير يازود براي همگان مشخص خواهد شداما آنچه در اين چند ماهه در رفتار وکردار داعشيان بيش از همه نظر گير است ويژگي يا خصلت «آناکرونيسم» يا نابهنگامي اين گروه جنايتکار است. تاريخ بشر را به يک تعبير با خون نيز نوشته اند وبه راستي در اين هيچ اغراق نيست.به عبارت ديگر هيچ فصلي از زندگي انسان بر روي اختر زمين ورق نخورده که در آن خبري از کشتار و ويراني و آوارگي نبوده باشد. اما اين همه ماجرا نيست.تاريخ نشان داده که (اگراز چند استثنا بگذريم) هرچه بر دايره دانش و تجربه آدمي افزوده‌تر شد گرچه سلاح‌ها کشنده‌تر شد اما جنگ‌ها نيز (تا حد ممکن) رنگ وبوي انساني تري به خود گرفت. قوانين مربوط به اسراي جنگي، زخمي‌ها و غير نظاميان و... گواه اين مدعا است . داعشيان اما با نمايش دل به هَمزني که از وحشيگري و رذالت دادند از همان آغازبرروي خصلت (نابهنگامي) خود تاکيد گذاشته‌اند. اوباشي که بي‌لرزه دستي، سر مي‌برند وبا آسودگي يک يقين علمي، گروه گروه انسان را به گناه ناکرده روانه ديار عدم و بيابان‌هاي بي‌آب وعلف مي‌سازند، در جهان امروز با تمام کاستي‌ها واين پا آن پا کردن‌هاي کشورهاي متمدنش،دير يا زود قرباني خصلت نابهنگام خود خواهند شد.

درخصوص تحرك جديد گروه افراطي داعش دركوباني بيان نكات ذيل ضروري به نظرمي رسد :

1-تركيه هزينه هاي سياسي و اجتماعي خودداري ازكمك به كردهاي سوريه را دركوباني در مقابله با داعش مي پردازد. اين نكته يي است كه بيشترناظران بين المللي برآن تأكيد دارند و شواهد آن را  مي توان در شعله ور شدن اعتراض ها در تركيه مشاهده كرد.

2- كارشناسان مي گويند پيوستگي پديده هاي سياسي- اجتماعي در سطوح داخلي و منطقه يي كردها موجب سرايت اوضاع بحراني كوباني به داخل تركيه مي شود و به نظر مي رسد اعتراض ها در شهرهاي كردنشين به كل تركيه گسترش يابد. به ويژه اينكه تركيه در دو سال اخير شاهد اعتراض هاي گسترده مردمي بوده كه همچنان جسته و گريخته شعله ور مي شود.

3-متخصصان براين باورند كه شواهد نشان مي دهد آنچه براي آنكارا اهميت دارد،استفاده ازبحران هاي پيش آمده درسوريه براي اهداف شكست خورده چند سال اخيراست : ازيك طرف ترك ها تلاش دارند با استفاده ازداعش، توان نظامي وانساني كردهاي «پ. ك. ك» را تضعيف و همزمان ، به بهانه رويارويي با خطرداعش،آمريكا را به حملات گسترده عليه مواضع ارتش سوريه متقاعد كنند.امااين اهداف منطقه يي تركيه با پيامدهاي داخلي مواجه شده است.

4- معترضان كرد معتقدند دولتمردان ترك نگاهي ابزاري به كردها دارند و شواهد نشان مي دهد در برخورد با حقوق بشرازاستانداردهاي دوگانه استفاده مي كنند.آنكارا سياست كينه جويانه خود را نسبت به بشاراسد در سوريه باعنوان دفاع ازحقوق بشر توجيه مي كند،اما براي ساقط كردن دولت اسد،ازكردهاي سوريه به عنوان ابزار استفاده مي كند.

5- تركيه متهم به حمايت مالي و تسليحاتي گروه تروريستي داعش است. تركيه اكنون نه تنها از سوي افكار عمومي جهان، بلكه افكار عمومي در داخل اين كشور متهم به همكاري و حمايت مستقيم و غير مستقيم از تروريست هاي داعش است.اين اعتراض هايي كه در شهرهاي كردنشين و برخي شهرهاي بزرگ تركيه از جمله استانبول در پشتيباني از كردهاي محاصره شده كوباني شكل گرفته است، راه حل سياسي را كه تركيه در سال هاي گذشته براي پيشبرد گفت وگوها با كردها در پيش گرفته است با شكست روبه رو مي كند. دراين زمينه، «عبدالله اوجالان» رهبركردهاي تركيه، تا 15 اكتبر به دولت اردوغان فرصت داده است كه گفت وگو با كردها را به نتيجه برساند. شكست گفت وگوهاي صلح مي تواند دور تازه يي از درگيري ها بين دو طرف را در فضاي متشنج كنوني در خاورميانه ايجاد كند و از سوي ديگر، فشارهاي سياسي اتحاديه اروپا به دولت مركزي تركيه را افزايش دهد و روند الحاق اين كشور به اتحاديه اروپا را با چالش روبه رو كند.

6- رسانه هاي نزديك به دولت تركيه اعلام كرده اند حتي در صورت سقوط شهر كوباني بدون ايجاد منطقه حايل در خاك سوريه و مشخص شدن هدف نهايي كشورهاي ائتلاف، ارتش اين كشور وارد خاك سوريه نخواهد شد. بنابراين گزارش ها،دولت تركيه زيربارفشارهاي كردها نخواهد رفت وبه كردها كمك تسليحاتي نخواهد كرد.

7- باپيشروي تروريست هاي داعش درمنطقه عين العرب (كوباني) سوريه،ايران نسبت به شرايط انساني فاجعه آميزدراين منطقه هشدارداد.مرضيه افخم، سخنگوي وزارت خارجه ايران برضرورت حمايت ازدولت وملت سوريه براي مقابله با تروريست هاي مهاجم تاكيدكرد . سخنگوي دستگاه ديپلماسي از بي تفاوتي جامعه بين المللي نسبت به سرنوشت مردم اين منطقه انتقادكردوگفت: جمهوري اسلامي ايران به زودي كمك هاي انساني خود را براي ساكنان و آوارگان اين منطقه از طريق دولت سوريه ارسال خواهد كرد.

8- بان كي مون، دبيركل سازمان ملل ازكشورهاي جهان خواست كه به ياري شهروندان كرد در شمال سوريه بشتابند. بان كي مون دراين فراخوان، تصريح كرده كه نگران سرنوشت شهروندان كوباني است و حوادث را به دقت دنبال مي كند. به گفته سخنگوي بان كي مون، وي حملات داعش را لشكركشي وحشيانه خوانده است.

 ينس اشتولتنبرگ،دبيركل ناتودر گفت وگوبا يورونيوز درخصوص تهديدات داعش و استقرار آنها در نزديكي مرز تركيه اظهار داشت: مسووليت اصلي ناتو حمايت از همه كشورهاي عضو و متحد بوده و براي حفاظت از تركيه موشك هاي پاتريوت را در اين كشور مستقر كرده ايم تا اين گونه به آنها كمك كنيم.

جان كلام :

داعشيان براي جهاني که- گرچه افتان و خيزان- سيرناگزيرش را به سوي حقوق بشرپيش مي‌گيرد اندکي ديرآمده اند و چندان دورنيست که دردرياي خون  و رنجي که در عراق و سوريه وحالا کوباني به راه انداخته اند غرق خواهند شد.داعش بي شک دُمل چرکين روزگارِما است.دُملي که اگرچه ازبسياري ازلاف وگزاف‌هاي حقوق بشري پرده برداشت اما به راستي از اين نيز هيچ گريزي نيست که نشان داد خاورميانه پرورشگاه بي‌نظيري براي بذر خشونت طلبي وافراطي گري ونارواداري است.

 واقعیت این است که ائتلاف بین‌المللی در حملات هوایی خود به سوریه با عراق به طور آشکارا حاکمیت سرزمینی این کشورها را نقض کرده است لیکن نتوانسته به طور کامل این گروه تروریستی را از بین ببرد و دامنه آشوب و آشفتگی را وسیع‌تر نیز کرده است.

ائتلاف بین‌المللی به یاد نمی‌آورد که داعش و دیگر گروه‌های تروریستی ساخته و پرداخته همین کشورها هستند و در این کشورها آموزش نظامی دیده‌اند به همین دلیل این تروریست‌ها به راحتی قلع و قمع نمی‌شوند و نیش ماری که غربی‌ها در آستین خود پرورش داده‌اند گریبانگیر  خود آنها را خواهد گرفت.

گسترش عملیات نظامی و دخالت نیروهای زمینی، آمریکا را در جنگی فرسایشی و طولانی گرفتار و مشکلات این کشورها را بیشتر خواهد کرد.

 

شنبه : 1393/7/19- 16ذي الحجه1435- 11اكتبر2014

 

آمریکا وسودای مبارزه با تروریسم درخاورميانه - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۴:۰ بعد از ظهر

آمریکا وسودای مبارزه با تروریسم درخاورميانه        

اسدالله افشار

 تلاش آمريكا براي حضوردگرباره وسيع در منطقه خاورميانه در قالب ائتلاف سازي و مبارزه با گروه تروريستي داعش، به نظر مي‌رسد كه با اهداف احياي رويكرد مداخله و نمود رهبري آمريكا در عرصه دگرديسي‌هاي بين‌المللي و جهاني صورت مي‌گيرد.  ائتلاف گرايي يا ائتلاف سازي يكي از رويكردهايي است كه طي سال‌هاي گذشته سياست خارجي آمريكا همواره ازآن بهره برده است،رويكردي كه باراك اوباما تلاش كرده تا به همراه چاشني اجماع سازي به بيشنيه شدن قدرت آمريكادرپهنه جهاني ومنطقه‌اي منجرگردد.درمنطقه خاورميانه نيزآمريكايي‌ها طي دهه‌هاي متمادي پس ازحضوردراين منطقه تلاش كرده‌اند تا با شكل دهي ائتلاف‌هاي مختلف و نظم دهي به ترتيبات امنيتي، حضور و نفوذ خود را تداوم بخشند.  خاورميانه كه منطقه‌اي پيچيده با ساختار درهم تنيده و متكثر است، ژئوپلتيك قدرت نيز درآن روند و شرايط ويژه‌اي دارد. درچنين جغرافيايي ازدرهم تنيدگي وتكثرانديشه‌ها،رويكردهاي معنايي وهويتي،ظهور پديده‌ها و گروه‌هاي تازه، دور از دسترس نمي‌تواند باشد و اين آمريكا است كه همواره تلاش مي‌كند در چنين محيط امنيتي و هويتي پيچيده، معادله و توازن قدرت را به نفع خود تمام كند.

خاورميانه جديد آمريكا :

كارشناسان امورخاورميانه براين باورند ؛ موضوع خروج نيروهاي نظامي ارتش آمريكا از افغانستان همچنان به عنوان يك گره كور در تحولات خاورميانه به شمار مي‌رود؛ چه آن كه يكي از آثار خروج اين نيروها تضعيف دولت مركزي افغانستان و قدرت يافتن طالبان و القاعده در آن خواهد بود (هم چون خروج ارتش آمريكا از عراق و تقويت گروه‌هاي تروريستي). به اعتقاد بسياري از استراتژيست‌هاي منطقه خاورميانه، هرگونه اقدامي از سوي ارتش آمريكا در افغانستان همگام با نوع سياست‌هاي آمريكا در خاورميانه و به خصوص در جهت رويارويي با ايران تنظيم مي‌شود. از سويي ديگر ممكن است پس از خروج ارتش آمريكا از افغانستان شاهد تحولاتي نظير سقوط موصل ، در افغانستان نيز باشيم و اگر اين اقدام با وصول داعش به ديالي و سيطره بر آن هم زمان باشد معنايش اين است كه آمريكا با تكيه براقدامات داعش وديگر گروه‌هاي تروريستي منطقه، سياست مهاردوگانه يا دو سويه ايران ازغرب و شرق را به شكل نيابتي اجرايي و تكميل كرده است.

اين خاورميانه همان خاورميانه جديد آمريكاست.باداستان حمله به برج‌هاي تجاري نيويورك طرح خاورميانه جديد آمريكا نيز عملياتي شد. با حمله با افغانستان و عراق طرح، اجرايي و تاكنون در حال اجراء است. تغيير شرايط و برخي ناكامي‌ها باعث نشد تا آمريكا در اجرايي شدن طرحش تجديد نظر كند. آمريكا دريايي از تضادها و تناقض‌ها در خاورميانه ايجاد كرده است تا ضمن حفظ مصالحش، امنيت اسرائيل را تضمين كند. داعش نتيجه طبيعي سياست‌هاي10 ساله اخيرآمريكا درخاورميانه است كه نشانه‌ها حاكي ازآن است كه به زودي پرونده‌اش بسته نخواهد شد و سال‌هاي 1394 و1395 مي‌تواند سال‌هايي بسيار حياتي براي طرح‌هاي خاورميانه جديد آمريكا باشد.آمريكا نتايجي راكه در فضاي آرام خاورميانه نتوانست به دست بياورد اكنون درصدد است تا در فضاي جنگ و آشوب خاورميانه آن را به دست آورد، از همين رو هرگز نبايد تصور كرد كه برنامه‌هاي آمريكا درمنطقه پايان پذيرفته است. ازهمه مهمتراين است كه از نگاه آمريكايي‌ها همه امور خاورميانه جديد ازمذاكرات هسته‌اي تا توان نظامي ايران تا تحولات عراق، سوريه، لبنان وافغانستان همه به هم متصل هستند به همين دليل هيچ توجيهي وجود ندارد كه برنامه‌هاي بلند مدتش پاياني زود هنگام داشته باشند.

 

نمایشنامه هالیوودی ۱۱سپتامبر2001:

اززمانی که آمریکا سودای مبارزه با تروریسم را با نمایشنامه هالیوودی ۱۱سپتامبر2001سرداده است هنوز طالبان پا برجاست و القاعده دردهها کشورغیرازافغانستان حضورمستقیم دارد.عراق،‌یمن،‌سوریه، لبنان، سودان ،

لبنان،‌سودان،‌سومالی واخیرا هم نیجریه به افغانستان وپاکستان اضافه شده اند.حملات هوایی آمریکا جزکشته شدن مردمان بی گناه و شهروندان نتیجه‌ خاصی نداشته است. آمریکا همین استراتژی را می‌خواهد در عراق و در سوریه به کار ببرد و خبری از نیروی زمینی نیست،مسأله ای که بیش ازهرچیزی نمایشی بودن چنین ائتلافی رادرمبارزه باگروه تروريستي داعش به رخ می‌کشد.نه ائتلاف شکل گرفته انگیزه جدی برای مبارزه با تروریسم را دارد و نه روش در پیش گرفته چنین منظوری را به ما می‌رساند، ائتلاف تشکیل شده در معنا و شکل، یک ائتلاف فضایی است که بیشتر برد تبلیغاتی دارد.

اگر مروری تیتر وار و تصویر گونه به آنچه طی ۱۳سال گذشته داشته باشیم می توان فهمید که تشکیل ائتلاف جهانی برای ریشه کنی تروریسم نه تنها به نابودی آن منجر نشده که بخش های وسیعتری از خاورميانه به این مصیبت و فاجعه گرفتارآمده است وجان صدها هزاربلکه میلیون‌ها نفرازمردم بی‌گناه درراه نابودی آن گرفته شده است. تحولات افغانستان،‌ جمهوری‌های قفقاز ،‌سومالی، نیجریه،‌ غرب سودان (دارفور و جنوب سودان)،‌ لبنان(ترورحریری)،‌ یمن،‌ فلسطین،‌ ایران ، مصر،‌ عراق و سوریه از جمله رویدادهایی هستند که طی ۱۳سال گذشته به مصیبت تروریسم دچار بوده و زیان‌های مالی،‌اقتصادی و جانی فراوانی متحمل شده‌اند.

اکنون با گذشت ۱۳سال ازتشکیل اولین ائتلاف جهانی علیه تروریسم بار دیگر آمریکا و متحدانش که البته این روزها تعدادشان ازشمار انگشتان یک دست هم فراترنمی‌رود سودای تشکیل ائتلافی مشابه درسر دارند. هدف بازهم نابودی یک سازمان تروریستی دیگری تحت نام داعش است!

 

پنجشنبه : 1393/7/17- 14ذي الحجه 1435- 9اكتبر2014

سبك زندگي وغفلت ازمباني ! - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۹:۳۰ بعد از ظهر

                 

اسدالله افشار

 

يكم)امروزه شاهد سخنرانی‌ها و نظریه‌پردازی‌های زیادی در عرصه‌ی سبک زندگی هستیم و شاید کمتر مسئله، نشست، همایش و... فرهنگی در کشور وجود داشته باشد که در آن، سخنی از این امر به میان نیاید. این امر شاید به دلیل این باشد که افراد مختلف، با توجه به گستردگی فضای مفهومی سبک زندگی، به صورت مسئله­محور با سبک زندگی برخورد می‌کنند و نه موضوع‌محور. اما اگر موضوع‌محور به سبک زندگی (که شاید بتوان آن را به صورت خلاصه، الگوی کنش/حرکت انسان دانست) توجه شود، شاید از این تشتت آرا و نظرات جلوگیری به عمل آید.به نظرمی‌رسد، نقطه‌ی آغازین و نحوه‌ی ورود و یا به تعبیر دیگر، اینکه بر اساس چه سنگ‌بنایی و از چه منظری به بحث سبک زندگی ورود پیدا شود، توانایی فرد در ارائه‌ی پاسخ به مسائل بنیادینی مانند اینکه «آیا اسلام توانایی ارائه‌ی سبک زندگی اسلامی را دارد یا خیر؟» و یا اینکه «ما با سبک زندگی اسلامی مواجه هستیم یا سبک‌های زندگی اسلامی هم مورد تأیید دین است؟» را به شدت تحت تأثیر قرارداده وبسیارحائزاهمیت است. به تعبیردیگر،راه ورود به مسئله وفهم مسئله واقتضائات آن، برنحوه‌ی حرکت و نظریه پردازی پیرامون این امر بسیار مؤثر است.

دوم) به نظر می‌رسد در بررسی مفهوم واژه‌ی سبک زندگی از منظر اسلامی و غربی، باید به تفاوت‌های فرهنگی این دو خاستگاه توجه کرد؛ چرا که مفهوم سبک زندگی در دنیای غرب بر پایه‌ی مصرف و فراغت بنا نهاده شده است، در حالی که به نظر می‌رسد بنا نهادن بنیان زندگی بر اساس این موارد در ادبیات اسلامی قابل تأمل باشد و حداقل جایگاه آن‌ها و نوع مواجهه‌ی انسان با آن‌ها نیاز به تبیین بیشتری داشته باشد. بنابراین شاید نتوان با توجه به فضای مفهومی واژه‌ی سبک زندگی در غرب، به همان معنا از سبک زندگی اسلامی سخن به میان آورد و یا نیاز به وضع اصطلاح جدید برای اشاره به این مفهوم در ادبیات دینی باشد.

سوم) یکی از مفاهیم کلیدی‌ای که از پایه‌های اصلی مفهوم سبک زندگی است، بحث قوه‌ی اختیار انسان در انتخاب شیوه‌ی زندگی‌اش است. به بیان دیگر، سبک زندگی تنها در مواردی از زندگی انسان می‌تواند محل بحث واقع شود که انسان با اختیار خودش اقدام به انجام کاری کند و در مواردی که انسان ناگزیر به انجام کاری به نحوه‌ی خاصی در زندگی‌اش می‌شود، سبک زندگی معنا پیدا نمی‌کند. بنابراین لازمه‌ی سخن گفتن از سبک زندگی، پذیرش اختیار انسان به صورت فی‌الجمله است. البته در این میان، نباید از ساختارهای عینی و ذهنی تعین‌بخش زندگی انسان‌ها که به مثابه‌ی پدیدآورندگان برخی گزینه‌های انتخابی پیش‌ روی انسان‌ها عمل می‌کنند و برخی از نظریه‌پردازان حوزه‌ی علوم انسانی جهت تبیین و نظارت بر سبک زندگی به دنبال شناسایی آن موارد هستند، غفلت ورزید و مباحث پیش رو، به هیچ وجه نافی قوه‌ی اختیار انسان نیستند.

چهارم)سبک زندگی ما نیز تحت تاثیرجهانی شدن وشتاب فناوری به طورشگفت انگیزی به سمت فرد گرایی می رود. جامعه ایرانی ما به عنوان یک جامعه اسلامی و شرقی، بایستی یک جامعه جمع گرا باشد. اما این وضعیت درحال تبدیل شدن به جامعه ای است که هر کسی مشکل خود را می بیند و بتدریج مسایل دیگران را فراموش می کند. خوشبختانه بدلیل حضور پررنگ و قوی فرهنگ دینی و سنت های دیرینه ایرانی، جامعه ما رنگ جمع گرایی خود را تا حد زیادی حفظ کرده است و طبیعی است با حفظ این ارزش ها، جامعه ما به راحتی به سمت فردگرایی افراطی نخواهد رفت؛ اما رشد آن در شرایط امروز بویژه بین نسل نو، نگران کننده است. فرهنگ ما ایرانی ها، فرهنگ چهل همسایه است. فردگرایی و گلیم خود را از آب کشیدن، ربطی به فرهنگ ایرانی اسلامی ندارد، اما متاسفانه وجود دارد؛ چون در جامعه ا ی هستیم که پراز تعارض است.

پنجم)سبک زندگی،به آرامی وآهسته درطول زمان، تغییرمی‌کند.تغییرسبک زندگی،همیشه به امورداخلی فرد مربوط نمی شود بلکه بخش وسیعی ازآن به صورت اجتماعی صورت می پذیرد. تغییرسبک زندگی،می تواند یک جامعه بزرگ را به سوی پیشرفت حقیقی یا عقب گرد سوق دهد.غربیان، برای آن که بتوانند تسلط خود را بر ملت های مشرق زمین، پایدار و مستحکم نمایند طی قرن ها کار فرهنگی خزنده ـ تهاجم فرهنگی ـ تمام تلاش خود را بر تغییر سبک زندگی آنان، متمرکز نمودند و در بسیاری موارد، به نتایج دلخواه خود نیز رسیدند.در نگاه غیردینی انتخاب سبک زندگی به سادگی صورت می‌گیرد چرا که اصالت با فرد و علاقه اوست و زیربنای سبک زندگی بر لذت و سود استواراست. اما درباورهای انسان سازاسلام، یک مسلمان نمی‌تواند چنین رفتاری داشته باشد بلکه باید زندگی خود را بر اساس آموزه‌های دینی پی‌ریزی کند.

ششم)سبک زندگی بر تمام مسائل زیستی هر فرد مثل خانواده، سبک ازدواج، نوع مسکن، مدل لباس، الگوی مصرف، نوع آشپزی و خوراک، تفریحات و نحوه گذران اوقات فراغت، کسب و کار، رفتار حرفه‌ای در محل کار، در دانشگاه و مدرسه، رفتار در فعالیت‌های سیاسی، رفتار در ورزش و رفتارهای رسانه‌ای اطلاق می‌شود و بر نوع رفتار ما با دیگران از همسر و فرزند تا رییس و مرئوس، از پلیس و کارمند دولت، رفتارهای ما در سفر و حفظ نظافت و بهداشت، سبک رفتار با دوست و دشمن، آشنا و بیگانه همه و همه سبک زندگی ما را شکل می‌دهد.

هفتم)حال باتوجه به مباحث مطرح‌شده،این سؤال عنوان می‌شودکه آیااصولاًمی‌توان ازدین توقع ارائه‌ی برنامه‌ای برای زندگی انسان‌ها را داشت؟ البته پاسخ به این سؤال، مبتنی بر پاسخ به سؤال هدف از دین است. با توجه به اینکه دین عهده‌دارتأمین سعادت دنیا وآخرت انسان‌هاست ونیزاینکه به نظر می‌رسد کلیت اعمال روزمره‌ی زندگی انسان‌ها، درسعادت‌مندی انسان‌ها نقش دارند، بنابراین ضروری است که دین دراین موارد سخن گفته باشدوراجع به آنها نظرداده باشد.بنابراین بدین معنا،می‌توان سخن ازسبک زندگی دینی،یعنی دین به مثابه‌ی ارائه‌دهنده‌ی برنامه‌ای برای زندگی انسان‌ها، به میان آورد.سبک زندگی دینی در تمامی مواردی که انسان را به سعادت دنیوی و اخروی‌اش رهنمون کند، نقش دارد و اگر عملی وجود داشته باشد که در رسیدن به سعادت دنیوی و اخروی انسان، تأثیری نداشته باشد و در دایره‌ی مباحات قرار بگیرد، طبیعتاً از دایره‌ی سبک زندگی دینی خارج می‌شود. البته باید به این نکته‌ی لطیف نیز اشاره کرد که به نظر می‌رسد انجام دستورات الهی در درازمدت سبب جهت‌دهی به امیال انسان می‌شود و در نتیجه به نظر می‌رسد کنشگری در مباحات نیز سمت‌وسوی خاصی به خود می‌گیرد.

هشتم) شايد سبك زندگي آن قدر به روبنا و ظواهر زندگي انسان ها مي پردازد كه اغلب ما معتقد نيستيم يا حتي فراموش مي كنيم كه داراي لايه هاي عميق تر تئوريك نيز هست. غفلت از مباني، خود را در استفاده از روش هايي نشان مي دهد كه يا سكولاريسم پنهان است يا تقليد. علت هر دو اين ها هم سطحي نگري است. گروه اول بر اين خيال مي زيند كه اسلام را در عصر جديد، نونوار مي كنند و گروه دوم ناخواسته دين را قرباني سبك زندگي غربي مي كنند.

 

سه شنبه : 1393/7/15- 12ذي الحجه 1435- 7اكتبر2014

ارزيابي تحليلگران ازحملات خود سرانه ائتلاف ضدداعش به خاك سوريه 

اسدالله افشار

 كارشناسان معتقدند؛آمریکا وداعش درسوریه به یک کار مشغول هستند وآن اسقاط دولت سوریه وازبین بردن ارتش آن است. بنابراین میان اقدامات آمریکا در حمله هوایی به بخش‌هایی از سرزمین سوریه و اشغال همین بخش‌ها توسط «داعش» اختلاف وجود ندارد کمااینکه درباره ناکافی بودن این اقدامات و تلاش برای کشاندن دامنه درگیری به دمشق هم میان آمریکا و داعش اختلافی وجود ندارد. جالب این است که در حالی که آمریکایی‌ها با صراحت می‌گویند عربستان، قطر و امارات تامین مالی و تسلیحاتی داعش را برعهده داشته‌اند، اعلام می‌کنند که در ائتلاف بر ضد سوریه با محوریت آمریکا، کشورهای عربستان، قطر و امارات کنار آمریکا حضور دارند! بنابراین باید به اقدامات آمریکا علیه مناطقی در «رقه» و «حلب» به عنوان یک مانور و آماده‌سازی عملیات علیه دمشق نگاه کرد. آمریکا در این مرحله در حال عادی‌سازی اقدامات نظامی در سوریه است و در مرحله بعدی هجوم سنگینی را متوجه دمشق خواهد کرد.

تحليل گران درتحليل خود براين نكته تأكيد دارند كه ؛ امروز در سوریه آن نیرویی که تحرک دارد و می‌تواند تا حدی یک تهدید امنیتی علیه نظام سوریه باشد، داعش است که بطور عملی بخش‌های عمده‌ای از دو استان دیرالزور و رقه را در سوریه در دست دارد. کما اینکه این سازمان بخش‌های عمده‌ای از سه استان غربی عراق را در سیطره دارد. مجموعه سرزمین تحت اشغال آنان در عراق و سوریه به حدود 300 هزار کیلومتر مربع می‌رسد، جمعیت این استانها که عملا در گروگان داعش هستند حدود 8 میلیون نفر می‌شوند. نیروهای داعش در این 5 استان در بین همین جمعیت 8 میلیون نفره قرار دارند و از این رو عملیات نظامی علیه آنان بسیار پیچیده و در عین حال با نتایج محدود همراه است. در این میان اقدام نظامی هوایی علیه این مناطق ضمن آنکه حتما با تلفات گسترده انسانی - آن هم انسانهای به گروگان گرفته شده - توأم است، نتایج اندکی به همراه می‌آورد. با این وصف 10 سال عملیات نظامی هوایی هم نمی‌تواند به داعش ضربه جدی بزند، این درحالی است که عملیات هوایی خارجی،تسلط تروریستی داعش بر این استانها را موجه می‌گرداند.

ترديدي وجود ندارد كه تشكيل ائتلاف ضدداعش به رهبري آمريكا، با هدف رسيدن به آنچه غربي‌ها نتوانستند در طول 3 سال آشوبگري وايجاد بي‌ثباتي در سوريه به آن برسند صورت گرفته است. آمريكايي‌ها و هم‌پيمانان غربي ومنطقه‌اي آنها همانهايي هستند كه در اين مدت به ايجاد، تقويت وحمايت گروههاي تروريستي در سوريه پرداختند و پس از سالها زماني كه مشاهده كردند حمايت آنها از گروههاي تروريستي نتوانسته دولت سوريه را به زانو درآورد، ائتلاف ضدداعش را طراحي كردند تا بتوانند خود مستقيما به خاك سوريه حمله كنند و به عنوان اولين گام، زيرساخت‌هاي اقتصادي اين كشور را ويران نمايند.

از آغاز بمباران مراكزي در خاك سوريه، مشخص گرديده كه جنگنده‌هاي ائتلاف ضدداعش بيشتر از آنكه مواضع تروريست‌ها را هدف قرار دهند، در پي ويران كردن زيرساخت‌هاي اقتصادي سوريه هستند و در حملات خود پالايشگاهها، چاه‌هاي نفتي، مراكز اقتصادي و زيربنايي كشور سوريه را هدف قرار مي‌دهند. علاوه بر آن در اين حملات تعداد زيادي از شهروندان غيرنظامي سوري نيز مورد هدف قرار گرفته و كشته شده‌اند كه اين واقعه تداعي‌كننده كشتارها و جنايات گسترده آمريكائيها در دوران اشغال افغانستان و عراق است.

واقعيت اينست كه حملات خودسرانه ائتلاف ضدداعش به خاك سوريه،برخلاف گذشته چنين ائتلاف‌هائي، اينبار بدون كسب مجوزهاي قانوني از مجامع بين‌المللي نظير شوراي امنيت سازمان ملل صورت گرفته كه اين خود خطري به مراتب بزرگ‌تراز جنگ‌افروزي‌هاي سابق غربي‌ها در منطقه را گوشزد مي‌كند. اين‌، پايه‌گذاري بدعتي خطرناك درنظام بين‌الملل است ودرواقع چيزي نيست مگر اقدام خودسرانه كشورهاي غربي در حمله به خاك يك كشور مستقل بدون توجه به قوانين ومقررات بين‌المللي وخطرناك‌تر اينكه تلاش مي‌كند اين تجاوز آشكار را تحت پوشش جامعه جهاني يا ائتلاف بين‌المللي موجه جلوه دهد.

اينكه رئيس‌جمهور آمريكا در طرح خود براي مقابله با داعش تصريح مي‌كند "در مبارزه با داعش محدوديت جغرافيايي نداريم و براي حمله هوايي به داعش همانگونه كه در عراق صورت گرفت در سوريه نيز در اين مورد ترديدي به خود راه نمي‌دهيم"، نقض آشكار قوانين بين‌المللي و ناديده گرفتن حق حاكميت كشورهاست و دولتمردان آمريكا حق ندارند با زير پا گذاشتن استقلال و حاكميت كشورها به ادعاي مبارزه با خطر تروريسم حريم هوايي كشوري را نقض كنند و شايد از اين رو باشد كه تصميم كاخ سفيد براي حمله به خاك سوريه تحت عنوان بمباران مواضع داعش با مخالفت همپيمانان غربي آنان از قبيل انگليس و آلمان مواجه شده و آنها اعلام كرده‌اند "در حمله هوايي آمريكا به خاك سوريه مشاركت نخواهيم كرد، زيرا هرگونه عمليات در سوريه بدون هماهنگي دمشق، مغاير مقررات بين‌المللي است". متحدان غربي آمريكا پيش از اين بارها با كاخ سفيد در انجام اقدامات خلاف موازين بين المللي، شريك بوده‌اند و اكنون كه حساب خود را از آمريكا جدا كرده‌اند قطعاً به دليل چشم انداز تاريك و ناموفق راهبرد جديدي است كه مقامات آمريكايي طراحي كرده‌اند.

آيا اين ائتلاف قابل تأمل براي اين است که همه گروه‌هاي سلفي از جمله داعش، دوباره در سوريه جمع شوند و به کمک نيروي واکنش سريع ناتو و اخطاري که در روزهاي اخير به پدافند ضدهوايي سوريه داده شده، کار ناتمام را در اين کشور جنگ زده، تمام کنند تا خيال رژيم صهيونيستي راحت باشد وگرنه، سي هزار نيروي داعش که چنين اجماعي را نمي‌خواهد. کافي است تا عقبه آموزشي و مالي آنها که بر عهده همين ائتلافي‌هاست، بريده شود تا جنايت هيولايي که خود پرورده اند به افسانه‌هاي ضحاکي بپيوندد.

آيا اين ائتلاف، وارونه جلوه دادن اعمال پيشين و حال آمريکا و انگليس و فرانسه و عربستان و فرار به جلو نيست؟ چطور مي‌شود باور کرد که اين کشورها در از بين بردن هيولاي دست پرورده خود، صداقت داشته باشند؟ تجربه‌هاي تاريخي پيشين، عکس اين صداقت را ثابت کرده است.

آيا در ورأي اين ائتلاف، حضور دوباره و دائمي نيروهاي نظامي آمريکا و انگليس و فرانسه و پاسداري از منافع استثمار گرانه و نيز، حراست از رژيم صهيونيستي شکست خورده و منفعل نيست؟ تا شرايطي در منطقه پيش آيد که صدها بار فاجعه آميزتر از اعمال وحشيانه امثال داعش باشد.

بسیاری از کارشناسان نظامی معتقدند که استفاده از بمباران هوایی در مقابله با جنگ‌های چریکی گروه‌های تروریستی چون داعش نمی‌تواند راه مناسبی برای مقابله با این گروه‌ها باشد و قطعا حملات هوایی ائتلاف اهداف دیگری را از بمباران عراق و سوریه دنبال می‌کند.اين دسته ازكارشناسان اظهارداشته اند؛ یک نکته بسیار حائز اهمیت درخصوص مبارزه با داعش در عراق و سوریه کوتاه نبودن زمان نتیجه‌گیری در برابر گروه‌های تروریستی است و احتمالا با بهبود مواضع ارتش این دو کشور تا سال‌ها پاکسازی تروریست‌ها به طول خواهد انجامید.از سوی دیگر هدف قرار دادن تاسیسات زیربنایی سوریه نه‌تنها به تضعیف موضع تروریست‌ها نمی‌انجامد بلکه به‌مرور زمان با تحت فشارقرار دادن حکومت مرکزی سوریه و تحمیل هزینه‌های سنگین بازسازی موجب تقویت موضع تروریست‌ها خواهد شد. کارشناسان نظامی واقف هستند که وجود تاسیسات زیربنایی یکی از عوامل مهم در جنگ‌های فرسایشی است لذا هدف قرار گرفتن این تاسیسات توسط نیروهای ائتلاف هیچ توجیهی ندارد.

توماس پرت تحلیل‌گر مسائل سوریه در مصاحبه با گلف نیوز می‌گوید : ما در مورد یک ارتش منظم صحبت نمی‌کنیم بلکه داعش یک گروه شبه‌نظامی است که دارای زیرساخت‌های ثابت نیست نیروهای ائتلاف مناطق اطراف شهر کوبانی را بمباران کردند اما این اقدامات هیچ کمکی به کاهش پیشروی نیروهای داعش نکرد. فقط در یک مورد از حملات نیروهای ائتلاف 22 تن از مردم عادی کشته شدند و یک کارخانه تولید آرد هدف قرار گرفت و مجموع این اتفاقات یعنی حملات هوایی نتوانسته است موفق باشد.

آمریکایی‌ها با حمله به پالایشگاه گاز و نفت در شرق سوریه مدعی هستند که مانع درآمد 2 میلیون دلاری داعش از طریق فروش نفت شده‌اند اما یک کارشناس سوری مدعی شد که عمده درآمد داعش از طریق باج‌خواهی و آدم ربایی تامین می‌شود و این گروه قابلیت چندانی در استفاده از تاسیسات پالایشگاهی ندارد.

آمریکا تاکنون 4100 سورتی پرواز بر فراز عراق انجام داده است از طرف دیگر عربستان، بحرین، اردن، امارات و برهی کشورهایی اروپایی هم حملاتی را انجام داده‌اند اما این میزان از حملات هوایی تاثیر محسوسی بر عملکرد داعش نداشته است. کارشناسان معتقدند با ادامه روند حملات هوایی بزودی تعداد پروازهای آمریکا در عراق از حملات سال 2011 ناتو در لیبی پیشی خواهد گرفت.

آمریکا تاکنون 224 حمله هوائی علیه مواضع داعش در عراق و 66 حمله علیه داعش در سوریه انجام داده است که در مجموع این حملات با 43 جنگنده ایالات متحده و 23 فروند جنگنده‌های کشورهای عرب منطقه صورت گرفته است.پیش بینی می‌شود که مرحله اول جنگ علیه داعش حدود5/2 میلیارد دلارهزینه به آمریکا و متحدانش در منطقه تحمیل کند.

جان كلام :

آمريکايي ها درحمله به سوريه ازيک سو تلاش دارند ريان معارضه نزديک به خوددردرگيري هاي خاورميانه را تقويت کرده و گروه هاي رقيب را سرکوب کنند وازسوي ديگربه مقابله با گروه هايي بپردازند که اولويت شان مبارزه با آمريکاست . آنچه مشخص است نه اولويت داعش آمريکاست و نه اولويت آمريکا داعش.

 

پنجشنبه :1393/7/10- 7ذي الحجه1435- 2اكتبر2014

تحليلي بر هفتمين دور مذاکرات هسته‌اي ايران و 1+5درنيويورك

درک واقعی‌ترآنچه درنیویورک اتفاق افتاد           

اسدالله افشار

 

هفتمين ماراتن مذاکرات هسته‌اي ايران و 1+5 صبح روز شنبه 5مهر1393 ‌به وقت تهران در حالي پايان يافت که اين دور از مذاکرات هسته‌اي ايران که از 10 روز پيش در نيويورک آغاز شده بود با وجود اختلافات حل نشده و باقي مانده پايان يافت. اين مذاکرات اگرچه منجر به پيشرفت قابل ملاحظه‌اي در موضوعات مورد اختلاف نگرديد اما در مجموع مفيد و سازنده بود. در اين راستا با عنايت به مجموعه شرايط و بحث‌هاي فني فشرده‌اي که تاکنون صورت گرفته است، طرفين تصميم گرفتند مشورت‌ها در آينده نزديک از سر گرفته شود. اين دور از مذاکرات هسته‌اي ميان ايران و 1+5 در حاشيه مجمع عمومي سازمان ملل آغاز و به دو دور ديدارهاي سه‌جانبه ميان وزراي امور خارجه ايران و آمريکا با همراهي کاترين اشتون مسوول سياست خارجي اتحاديه اروپا منتهي شد. لازم به ذکر است که پيش از اين قرار بود مذاکرات در سطح وزراي 1+5 هم برگزار شود که اين اتفاق شکل نگرفت.شايد تنها نکته مثبت در مذاکرات هسته‌اي بدون پيشرفت ايران و گروه 1+5 ، از دست ندادن اميد و تمديد دوباره بازه زماني 24 نوامبر (3 آذر) براي يک دوره ديگر باشد. هنوز زمان مذاکرات بعدي مشخص نشده است. همه کشورهاي عضو گروه 1+5 و ايران در اعلام مواضع خود درباره پايان بدون پيشرفت مذاکرات نيويورک اعلام کردند که اميد خود را به ادامه مذاکرات از دست نداده اند و اميدوارند در هفته‌ها و ماه‌هاي آتي بتوانند به توافق دست يابند. بر‌اساس اعلام تيم مذاکراتي ايران، مذاکرات سه‌جانبه ظريف با اشتون و کري در فضايي کاملا جدي و صريح صورت گرفته و ابعاد مختلف فني، سياسي و حقوقي برنامه هسته‌اي کشورمان و نيز تحريم‌ها را در بر گرفت. اين مذاکرات در مجموع مفيد و سازنده بوده اگرچه منجر به پيشرفت قابل ملاحظه‌اي در موضوعات مورد اختلاف نشد. با عنايت به مجموعه شرايط و بحث‌هاي فني فشرده‌اي که تاکنون صورت گرفته است، دو طرف تصميم گرفتند مشورت‌ها در آينده نزديک از سر گرفته شود.

ازمنظركارشناسان در خصوص مذاکرات هسته اي ايران و اعضاي 1+5 نکاتي وجود دارد که دراينجا به برخي از آنها اشاراتي خواهيم داشت :

1- ايران ميز مذاكره را رها نمي كندو يك قدم هم از حقوق ملت ايران عقب نشيني نخواهد كرد.

2- ايران به هيچ وجه از حقوق هسته‌اي و خطوط قرمز عدول نمي‌كند وآمادگي كامل دارد با حفظ حقوق هسته‌اي و رعايت خطوط قرمز راه حل‌هايي ارائه نمايدكه نگراني‌ها را رفع كند .

3- مهم ترین نکته ای که تیم ایرانی اکنون باید در نظر بگیرد این است که مواضع رادیکال غربی ها اکنون یک تاکتیک مذاکراتی است نه یک راهبرد سیاسی و بنابراین دلیلی برای عجله بیش از حد وجود ندارد.

4- ايران در طول 7 دوره مذاکره از پاييز گذشته تا به امروز، اراده سياسي اش براي حل مسائل را اثبات کرده است . نمونه هايي مانند حضور20روزه و طولاني مدت دکترظريف دروين6، مذاکرات سياسي و کارشناسي فراوان از جمله مذاکرات کنوني در نيويورک و ... مويد اين موضوع هستند. بدون شک اگر در پايان زمان باقي مانده توافق هسته اي حاصل نشود، پاسخ به اين پرسش روشن است که چه کسي فرصت بي نظير دستيابي به يک توافق را از بين برده است.

5- راهبرد مذاکره، راهبردي است که از ديرباز مورد توجّه نظام اسلامي بوده است و هرگز از آن پاي پس نکشيده است. دولت ايران همواره حاضر بوده با ابراز شفافيت در زمينه مسائل مورد بحث با قدرت‌هاي جهاني به گفت‌وگو نشسته و اين مسائل را در محيطي به دور از شعارزدگي‌هاي احساسي و غيرمنطقي به بحث بگذارد. امروز نيز اين مسئله براي دولت‌هاي غربي آشکار شده که اگر با غرور و نخوت به موضع‌گيري در قبال پرونده هسته‌اي ايران بپردازند، تنها بر تصلّب طرفين در ايستادگي بر مواضع فعلي خواهند افزود و هيچ راه حلّي به دست نمي‌آيد. آن‌ها متوجّه شدند اين گمان که تنها با افزايش فشارهاي سياسي و اقتصادي موجب عقب‌نشيني ايران از مواضع پيشين شوند، گمان باطلي است و بايد به مذاکره برابر و صريح بدون پيش‌شرط‌هاي از پيش تعيين شده تن دهند.

6- به گفته رييس جمهورروحاني؛تداوم فعالیت‌های صلح آمیزهسته‌ای، ادامه غنی‌سازی و لغو تحریم‌ها شروط ایران برای هر نوع توافق هسته‌ای است ایران تا جایی که لازم بوده، در مذاکرات انعطاف به خرج داده، اما در عین حال اگر احساس کند طرف مقابل به دنبال زیاده‌خواهی است یا توافق را سخت و بر سر راه آن ایجاد مشکل می‌کند، گزینه‌های متنوعی در اختیار خواهد داشت زمان باقی مانده برای مذاکره کوتاه ‌است و پیشرفت‌هایی که در هفتمين دور مذاکرات هسته‌اي مشاهده کرده‌ایم، بسیار بسیار کند بوده است و اکنون این طرف مقابل است که باید نسبت به خواسته‌هایی که امروز مطرح می‌کند تجدید نظر نماید تا سریع‌تر به توافق دست پیدا کنیم.

7- پاره اي ازتحليلگران براين باورند ؛ برای درک واقعی‌ترآنچه درنیویورک اتفاق افتاده است باید به برنامه‌هایی اشاره کرد که تیم دیپلماسی ایران از قبل برای حضور در نیویورک تدارک دیده بوده است. به‌عبارت دیگر برای فهم این موضوع که آیا نشست هسته‌ای نیویورک دستاوردی داشت یا خیر باید به اهداف از پیش تعیین شده این نشست بپردازیم. چرا که برخی رسانه‌ها به این دلیل ازتیترهایی مانند نشست بی‌حاصل یا توقف مذاکرات و.. استفاده کردند که تصور آنان این بود چون دراین نشست تفاهمنامه‌ای امضا نشده یا توافقی برای امضای تفاهمنامه درآینده نزدیک به‌عمل نیامده است لذا نشست نیویورک بدون دستاورد بوده است.

8-برخي ازصاحب نظران اعتقاددارند؛ هدف از نشست هسته‌ای نیویورک که درحاشیه نشست سالیانه مجمع عمومی سازمان ملل متحد برگزار شد، یک گام به جلو بردن مذاکرات پیشین هسته‌ای بوده است و هر نوع انتظاری غیرازاین هدف می‌تواند کارشناسان رادرتحلیل تحولات دیپلماسی هسته‌ای درنیویورک به خطا ببرد. پس اگرازاین زاویه به نشست هسته‌ای نیویورک نگاه کنیم و سایر انتظارات غیر واقعی را کنار بگذاریم می‌بینیم که این نشست دستاورد ملموسی داشته است هر چند در زمینه کلیات مذاکرات هسته‌ای مشکلات حل نشده زیادی باقی مانده که عمده این مشکلات هم به کشورهای غربی عضو 1+5 بر می‌گردد. ازدید تیم دیپلماسی ایران، اکنون توپ مذاکرات در زمین 1+5 است  و با انعطافی که آنان باید نشان بدهند زمینه برای توافق نهایی بیشتر فراهم می‌شود.  

 

سه شنبه : 1393/7/8- 5ذي الحجه 1435-  30سپتامبر2014

عید قربان مجمع الشواهدى از صدق در گفتار وکردار - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۳:۳ بعد از ظهر

عید قربان مجمع الشواهدى از صدق در گفتار وکردار         

اسدالله افشار

 

روز دهم ماه قمری ذی الحجه، مصادف با عید قربان از گرامیترین عیدهای مسلمانان است که به یاد ابراهیم و فرزندش اسماعیل، توسط بسیاری از مسلمانان جشن گرفته می‌شود.عید قربان که از جمله تعطیلات رسمی مسلمانان است، از یک تا چهار روز جشن گرفته می‌شود و در طی آن مردم با پوشیدن بهترین پوشاک خود، پس از انجام عبادات، به دید و بازدید و جشن و سرور می‌پردازند.

حاجیان در این روز پس از به پایان رساندن مناسک حج، حیوانی را ذبح می‏کنند و پس از قربانی آنچه بر آنان در حال احرام، حرام شده‏ بود - مانند نگاه کردن در آینه، گرفتن ناخن و شانه زدن مو -، حلال می‏گردد و با توجه به اینکه حج، یکی از عبادتهای بسیار مهم در اسلام است، توانایی به انجام رساندن آن نیز برای هر مسلمانی بسیار شادی آور است، در نتیجه، روزی که پس از انجام وظایف‏ سنگین حج، به عنوان جایزه الهی و اتمام احرام پیش می‏آید را عید میدانند.همچنین در روایت‏های مکرری نقل شده که در روز عید قربان، قربانی کنید تا گرسنگان و بیچارگان نیز به خوراک برسند.

عيد قربان ريشه در دوران ماقبل تاريخ بشر دارد. انسان اوليه که از فهم طبيعت عاجز است، برای به دست اوردن ترحم خدايان دست به قربانی کردن حيوانات و انسان ها ميزند. اين رسم نزد همه ملل و اديان به اسامی مختلف موجود بوده است. اين سنت طولانی بشری در اسلام نيز پذيرفته شده است.

عید قربان ؛ عید رهایی از تعلقات :

عید قربان که پس از وقوف در عرفات (مرحله شناخت) و مشعر (محل آگاهی و شعور) و منا (سرزمین آرزوها، رسیدن به عشق) فرا می رسد ، عید رهایی از تعلقات است . رهایی از هر آنچه غیرخدایی است . در این روز حج گزار، اسماعیل وجودش را ، یعنی هر آنچه بدان دلبستگی دنیوی پیدا کرده قربانی می کند تا سبکبال شود . صدای پای عید می آید. عید قربان پاک ترین عیدها است ، عید سر سپردگی و بندگی است . عید بر آمدن انسانی نو از خاکسترهای خویشتن خویش است . عید قربان ، عید نزدیک شدن دلهایی است که به قرب الهی رسیده اند . عید قربان عید بر آمدن روزی نو و انسانی نو است.

عید قربان مجراى فیض الهى :

عید قربان، از جمله شعایر گرامیداشت رتبه خُلّت ابراهیم و خلوص و تسلیم اسماعیل است.اگر بتوانیم رضاى خویش را فداى رضاى حق کنیم؛ اگر بتوانیم از خواسته دل در راه خواسته دین چشم بپوشیم؛ و اگر بتوانیم از داشته‏ها و خواسته‏ها بگذریم؛آنگاه به مرز عبودیت و به حوزه قربانگاه قدم نهاده‏ایم.مگر خلیل الرحمان چه کرد؟ ما اگر پیرو مشى و مرام ابراهیم باشیم، باید هیچ چیز از آنچه داریم و به آن دل بسته‏ایم، همچون زن و فرزند، مال و منال، پول و پس‏انداز، خانه و خادم، ماشین و مسکن، عنوان و شغل و ... حجاب چهره جان ما و مانع بندگى و فرمانبردارى در برابر فرمان خداوند نشود و آنگاه که پاى دین و خدا و رضاى او به میان آید، به سادگى و به صراحتى ابراهیمى و به صداقتى اسماعیلى، از آنها در گذریم و امر مولا را مقدّم بداریم.این یکى از آموزه‏هاى بزرگ عید قربان است.عید قربان مجراى فیض الهى و وسیله عنایت رحمانى به بندگان مؤمن و مسلم و مطیع است.

عید قربان روز تقرب به درگاه خدا :

عید قربان مجمع الشواهدى از صدق در گفتار و کردار و ادعا و عمل است. گذشتن از یک گوسفند و شتر، یک نشانه کوچک از این دلباختگى به حضرت حق است.این گونه است که قربانى وسیله قرب مى‏شود و عید قربان روز تقرب به درگاه خدا مى‏گردد.عید قربان با نماز و عبادتش، با ذکر و دعایش، با قربانى و صدقات و احسانش، بسترى براى جارى ساختن مفهوم عبودیت و بندگى است و فصلى است براى قرب یافتن مسلمانان به خداوند آن هم در سایه عبودیت و اطاعت.

عيد قربان وپرهيزازتهمت وشايعه سازي :

اين روزها در همه جا شاهد تهمت و افترا و تهديد و تخريب و شایعه سازی و در يك كلمه بداخلاقي هاي زياد سياسي وفرهنگي درسطح جامعه هستيم و گويي كه قبح و معصیت اينگونه رفتارها در حال از بين رفتن است ؛ و كمتر كساني نگران آينده كشور هستند كه شاهد اين همه تنش وبداخلاقي مي باشند؛ وحتي اين نوع بحثها وشایعه سازی ها نه تنها موجب تشدد جامعه شده بلكه آثارآن را مي توان دربرخي موضع گيري هاي اشخاص وگروه هاي سياسي جامعه به وضوح ديد !

رهبرانقلاب در بیانات حکیمانه و عالمانه خویش هميشه همه را از اتهام و افترا و شایعه پراکنی به ویژه نسبت به همه مسئولین و سران کشور بر حذر داشته و همگان را به نشانه گرفتن نوک پیکان حملات به سمت تعداد انگشت شمار براندازان و دشمنان داخلی نظام و دشمنان خارجی توصیه کردند؛ و تاکید کردند که در شناخت دشمن اصلی و واقعی نباید اشتباهی مرتکب شد و اینکه نباید با اینگونه رفتارها باعث سردرگمی و بدبینی مردم نسبت به نظام و مسئولین شد.

جان كلام :

عید قربان را بایستی برای قربانی کردن هوای نفسانی ونفس اماره ودریک کلمه همه بداخلاقی ها وکجرویها وبی تقوایی ها جشن گرفت و نباید فراموش کرد که خداوند متعال با صدور فرمان به مسلخ بردن اسماعیل، از ابراهیم خلیل الله می خواهدکه با قربانی کردن عزیزترین وباارزش ترین دارایی اش،نفس شیطانی ونفس اماره اش و همه بداخلاقی ها و بدسرشتی ها را به مسلخ برد.

راقم اين سطور، اين عيد خجسته را به همه مسلمانان جهان خاصه ايرانيان عزيز تبريک مي گويد.

 

سه شنبه : 1393/7/8- 5ذي الحجه1435- 30سپتامبر2014

 

شوق آموختن و دل دادن به کلام معلم - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۴:۳۰ بعد از ظهر

شوق آموختن و دل دادن به کلام معلم               

 اسدالله افشار

با آغاز سال تحصیلی در اول مهر، همه ساله میلیون ها دانش آموز به شوق آموختن دانش، روانه مدارس    می شوند. در این میان، تلاش دانش آموزان خردسال و ابتدایی بسیار تماشایی است. این تکاپو، جلوه زیبایی را به جامعه می بخشد ، گویی که خونی تازه به رگ های حیات کشور وارد شده است و این چنین، تجسم پر معنایی از نسل آینده به اذهان خطور می کند. نسل فردا باید آنچنان سازنده جلوه کند که درخور فردای نسل باشد. این نسل باید کوله بار تجربه و دانش نسل گذشته را ره توشه خود کند و دمادم بر میزان شعور و آگاهی خود بیفزاید. برای سازندگی، هیچ راهی، اعم از انتقال فن آوری روز، وارد کردن متخصصان و مستشاران خارجی، ایجاد مناطق آزاد تجاری و ...، مناسبتر از توجه عمیق به امر مهم تعلیم و تربیت نمی باشد. سرمایه گذاری بر روی انسان، به معنای سرمایه گذاری بر روی مولّد فن آوری است. اگر برای این سرمایه گذاری تدابیر لازم اندیشیده شود، به خودکفایی در فن آوری نو خواهیم رسید و می توانیم نیازهای تخصصی ملل دیگر را نیز برآورده کنیم . صاحب نظران ، امر آموزش و پرورش را یک سرمایه گذاری افزوده می دانند ، یعنی هزینه ای که صرف یک دانش آموز می شود ، سودی چند برابر می دهد. اگر با این دیدگاه برای آموزش و پرورش برنامه ریزی کنیم، به نتیجه مثبت تری از تعلیم و تربیت خواهیم رسید.

روزهای آغازین سال تحصیلی هم مثل سالهای اولیه تحصیل ، دوران بسیار حساسی است. ایجاد نگرش های مثبت و پویا در دانش آموزان، تقویت انگیزه کوشش برای یادگیری و کاهش دغدغه و اضطراب و آشنایی با شخصیت و دیدگاههای دانش آموزان می تواند در روزهای اول مدرسه صورت پذیرد. همچنین در دوران اولیه تحصیل، خانه و مدرسه هر یک نقش ویژه دارند.

کارشناسان مسایل اجتماعی معتقدند روابط در خانه فردی تر و عاطفی تر و در مدرسه جمعی تر و منطقی تر است. از این رو این دو محیط خانه و مدرسه از لحاظ فراهم آوردن زمینه های لازم برای رشد و تربیت کودک مکمل یکدیگرند و باید همدیگر را یاری کنند. لذا همکاری پدر و مادر با معلمان و اولیای مدرسه اهمیت ویژه ای دارد. اما در این میان نباید نقش آموزشی و تربیتی مدرسه را نادیده گرفت، چراکه دوران تحصیل از جهت تعلیم و تربیت بهترین و مهمترین دوران است. در این دوره بچه ها ویژگی های روانی و آمادگی کاملی برای تربیت پذیری و ادب آموزی دارند و آموزش رسمی بچه ها نیز از این مرحله آغاز     می شود. لذا این دوران طلایی را که بهترین فرصت برای تعلیم و تربیت است، نباید به سادگی از کف داد.

کیفیت نظام آموزشی ارتباط مستقیمی با امکانات مدارس، برخورد معلمان و مربیان با دانش آموزان و محیط مدرسه دارد. به عبارتی وجود فضا و زمان مناسب و کافی، اولین نیاز در یادگیری است و نظام آموزش و پرورش مناسب یکی از پایه های پیشرفت در جوامع امروزی است. سرمایه گذاری در جهت ارتقای سطح کمی و کیفی آموزش، هرچند بازده فوری ندارد، اما قدم اول برای تربیت نیروی انسانی موردنیاز جامعه است.

ماه مهر حقیقتا ماه مهر است ، چرا که یک جنبش عظیم و مجاهدت گسترده و یک تلاش همگانی برای کسب علم و معرفت آغاز می شود و فضای کشور عطرآگین به عطر مجاهدت در راه علم و کسب دانش، معرفت و تربیت نسل های پی در پی است. همه تلاش ‌ها این است که سرمایه ‌گذاری‌ ها و دلسوزی‌ های دولت و جامعه فرهنگی متمرکز در مدرسه و در جهت علم آموزی و تربیت نسل های مومن و شجاع باشد.

دانش آموزان عزیز باید به سرعت راه کسب علم و معرفت و خودسازی را بپیمایندو قدر فرصت و دوران جوانی و نوجوانی خودرا بدانند. اين قلم اعتقاد راسخ دارد و نيك مي داند فرزندان اين مرزوبوم باوردارند؛

احترام به معلم ، دل دادن به کلام معلم ، ارادت به معلم، این مقدمه و لازمه علم آموزی ، معرفت ، رسیدن و بدست آوردن فرصت برای کارهای بزرگ و بزرگ‌تر است .

دوستي مي گفت ؛ پنجره های کلاس ها، یک ریز شوق می بینند و شعف؛ چه در داخل کلاس برای دانش اندزوی ها و چه در حیاط برای دوستی ها.امروز در تقویم ها، گل های عطوفت می روید و ساعت ها، کاملاً به مهربانی نزدیک می شوند. مکتبی به بُرنایی مهر نیست.گوش کن؛ این صدای گام های دوباره بهار است که در اولین روز پاییز، پیچیده است.

وعزيزي ديگرگفت؛ صدای پای مدرسه می آید. قلم ها برای نوشتن مشق ها، می دوند و مشق ها انتظار دستان کوچک بچه ها را می کشند. دوباره دفترهای نمره حاضر می شوند تا اضطراب معصومانه کودکان را ثبت کنند.آب خوری ها، تشنه سیراب کردن لیوان های خالی شده اند و تخته سیاه ها، دلتنگ دیدن دوباره شلوغ ها و ساکت های کلاس. کلاس های خالی، صدای پای نوآموزان دانش را می شنوند و سکوت های سرد، در های و هوی امیدبخش آنها، آرام آرام محو می گردد. بذر تعلیم، آماده کاشتن در ذهن های مستعد و پُر بار شده است و نیمکت ها بی قرار حضور کتاب ها و کیف ها شده اند.صدای گام هایی کوچک به گوش می رسد؛ صدای شکفتن و جوانه زدن، صدای رویش و رُستن، صدای پای بهار، صدای پای مدرسه    می آید.

آغاز سال تحصیلی را به همه دانش پژوهان ، دانشگاهیان ، فرهنگیان ، دانش آموزان ، دانشجویان ، مديران ، ناظمان ، معلمان ، اولياء و ملت بزرگ ایران صمیمانه تبریک عرض می کنم وازدرگاه خداوند عالم وحكيم، توفيق وسلامتي ايشان را مسألت مي نمايم.

 

سه شنبه : 1/7/1393- 27شوال1435- 23سپتامبر2014

 

گذشته شنا سي، درك آينده ، كسب موفقيت - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۶:۴۱ بعد از ظهر

 گذشته شنا سي، درك آينده ، كسب موفقيت                     

اسدالله افشار

 

دور تازه مذاکرات هسته اي ايران و 1+5 همزمان با آغاز شصت و نهمين نشست مجمع عمومي سازمان ملل در نيويورک برگزار مي شود. محمد جواد ظريف وزيرخارجه کشورمان به اتفاق ساير اعضاي تيم هسته اي ايران وارد نيويورک شده اندوقراراست درناهارکاري ميان ظريف وکاترين اشتون مسئول سياست خارجي اتحاديه اروپا، برنامه اين دور از مذاکرات تنظيم شود.اين هفتمين دور از مذاکرات ايران و 1+5 براي دست يافتن به توافق جامع هسته اي است. مذاکراتي که اواخر بهمن 1392 و پس از اجراي توافق ژنو در وين آغاز شده است. ششمين دور مذاکرات نيزدرحالي به مدت حدود 3 هفته در وين برگزار شد که تصور مي شد تا قبل ازپايان مهلت اجراي توافق ژنو دوطرف ممکن است روي يک توافق نهايي به نتيجه برسند اما سرانجام توافق جامع حاصل نشد و اين مذاکرات براي چهار ماه ديگر تمديد و مقرر شد مذاکرات دو تا سه هفته بعد، از سر گرفته شود که در اين فاصله رايزني هاي دوجانبه اي بين تيم مذاکره کننده ايراني و اعضاي 1+5 انجام شد.لازم به نظر مي رسد تيم مذاكره كننده ايراني در مذاكرات هسته اي؛ نكاتي را كه درذيل خواهد آمد مدنظرداشته باشند :

1-  گذشته شناسی، مقدمه بسیار مناسب و معتبری برای فراهم کردن زمینه‌های درک آینده و کسب موفقیت در آن است.با درنظر داشتن آنچه رهبری در مورد خروج‌های کلان مذاکرات یعنی استمرار و عدم تغییر خصومت‌ها و دشمنی‌های آمریکا با ایران اسلامی حتی در این مذاکرات مستقیم و دوجانبه ایران-آمریکا مطرح فرمودند، نقشه راه ما می تواند این باشد که مذاکرات هسته‌ای توافق جامع را صرفاً باید به عنوان یک مذاکره «هسته‌ای» دید. ازاین رو،امید بستن به مراودات دیگریاسراب مسائلی دیگر به ویژه اگرموجب انعطاف و تعدیل رفتاری، مطالبه گری و امتیازگیری درعرصه هسته‌ای باشد،مطلوب نخواهد بود وسناریوتعاملات فراهسته‌ای را نمی‌توان درقبال تعدیل مطالبات وحقوق مسلم هسته‌ای تعقیب کرد. البته،باید و نبایدها دراین زمینه، دارای قالب کلان و کلی است و نفیاً یا اثباتاً به گمانه‌زنی‌های گذشته و جاری ارتباط ندارد. مهم اینست که نظرات وديدگاههاي رهبری رانقشه راهی برای راهبری صحیح واطمینان بخش دیپلماسی هسته‌ای بدانیم.تطبیق این کل‌ها برجزئیات واتخاذ تدابیری که خاص ومنطبق برعینیات باشند،به صلاحیت و صلاحدید کارگزاران روابط خارجی مربوط می‌شود.

2- یکی از مهم ترین گزاره‌های راهبردی که در بیانات رهبری و در خصوص چشم انداز دیپلماسی هسته‌ای قابل توجه و بهره‌گیری است، اینست که «آمریکایی‌ها اکنون در موضع ضعف بیشتری قرار دارند». این امر، نتیجه حمایت‌های آمریکا از رژیم صهیونیستی در جنگ غزه است.به تعبیر دیگر، پیروزی مقاومت در برابر این همه حمایت‌های غرب که به معنای پیروزی محور مقاومت از جمله ایران است، باید در صحنه مذاکرات دیده شود. ایران که اکنون دست بالاتری را در منطقه دارد، باید از دستاوردهای این پیروزی که به ضعف آمریکا منجر شده است، در محتوا و شکل پیشبردن مذاکرات بهره بگیرد. نباید این دستاوردها را مورد اغماض قرار داد و از نظر دور داشت.

3- کشورهای طرف مذاکره ایران که صاحبان غول‌های رسانه‌ای جهان هستند، سعی دارند با استفاده از بلندگوهای خود بر روند گفت‌وگوها تأثیربگذارند و فضای خارج از این مذاکرات را در افکار عمومی هم مدیریت کنند و طبعاً آنچه در اذهان و افکار نقش می‌بندد، چیزی است که رسانه‌ها می‌سازند، نه همه آنچه که در جلسات رخ داده است. در این میان جمهوری اسلامی ایران که طرف اصلی این مذاکرات است هم نیازمند یک برنامه و راهبرد عملیاتی رسانه‌ای است تا بتواند در مدیریت فضای درونی و بیرونی مذاکرات تأثیرگذار باشد و در کنار جبهه حساس هسته‌ای، سنگر رسانه‌ای آن را نیز مدیریت کند.

4- موضوع دیگری که درهمین باره باید به‌طورمداوم مورد توجه قرار گیرد، این است که مسئولان مذاکرات و مقامات ارشد دولتی باید در سخنرانی‌ها و مصاحبه‌ها و مواضع مختلف خود همواره از تعامل مثبت ایران و لجاجت طرف مقابل سخن بگویند تا در صورت شکست احتمالی گفت‌و‌گوها افکار عمومی در داخل و خارج بدانند که جمهوری اسلامی ایران حسن‌نیت خود را نشان داد، اما زیاده‌خواهی طرف مقابل کار را به شکست کشاند.

5- دردشمنی آمریکا و طبیعی بودن این رفتارآنها نباید تردید کرد اما انفعال و ضعف برخی از مسئولان امر در موضع‌گیری‌ها، نگرانی و تردید جدی را به دنبال دارد که چرا و تا کی مسئولان ما در مقابل زورگویی و گردنکشی دشمن، به کلمات فانتزی و بی‌کاربرد اکتفا می‌کنند!؟ اینکه در مقابل تحریم‌های وضع شده جدید و محدود کردن راه مبادلات اقتصادی کشورمان، به این جمله اکتفا شود که «این اقدام با روح توافقنامه ژنو در تعارض است»! یا اینکه «ما تحریم‌های جدید را تحمل نمی‌کنیم»! و بعد، هم تحمل کنیم و هم به دنبال ادامه مذاکرات بی‌ثمر باشیم، پسندیده و معقول است؟ یعنی اجازه بدهیم دشمن گام به گام پیشتر بیاید و ما فقط بگوئيم این کار بدی است؟!

6- اما روح توافقنامه چیست که عده‌ای از مغایرت تحریم‌های جدید با آن سخن می‌گویند!؟ اصلا توافقنامه ذی‌روح است!؟ در یک جمله و با استناد به سخنان مسئولان دیپلماسی کشورمان «اعتمادسازی» نقطه ثقل و به اصطلاح روح توافقنامه است. یعنی قرار بوده که در پایان شش ماه اجرای توافقنامه، طرفین، اعتماد نسبی به هم پیدا کنند و در اثر اجرای دقیق و بدون تردید این توافقنامه و جلب اعتمادها، گام‌های بعدی برداشته شود. ایران به گواهی اظهارات مقامات غربی و آژانس، به تمامی تعهدات خود عمل کرده و هرچه قرار بوده انجام بدهیم، با صدق و اخلاص انجام داده‌ایم، از اکسید کردن و تعطیل کردن و تعلیق کردن تا تعهدات نانوشته و اجرا شده دیگر! آنها هم تنها به بخشی از تعهدات بسیار اندک و کم‌ارزششان- در مقابل تعهدات وسیع و بسیار بسیار گرانقیمت ما- عمل کردند. بنابراین باید اعتمادشان جلب می‌شد. اگر چنین است پس تحریم‌ها و تهدیدهای جدید چه معنی دارد؟ در این مدت چه می‌خواسته‌اند که به آن نرسیده‌اند؟ و اگر بگویند هنوز اعتمادشان حاصل نشده، سوال مهم این است که کی و کجا این اعتماد حاصل می‌شود؟ اگر آنگونه که آمریکایی‌ها می‌گویند 20 سال زمان لازم است تا اعتماد آنها جلب شود و پس از آن تحریم‌ها - آنهم احتمالا - رفع شود، باید باز هم فقط از روح توافقنامه سخن گفت!؟

7- تيم هسته‌اي ايران تلاش دارد تا بلکه بتواند داستان هزار و يک شب بحران بين‌المللي هسته‌اي ايران را به سرانجامي برساند. اکنون بيش از ده سال است که از آغاز اين بحران مي‌گذرد. در اين مدت 4 دولت عوض شده‌اند. 4 تيم مذاکره‌کننده تغيير کرده‌اند و حداقل سه بار سياست، سمت‌گيري و گونه بازي ايران تغيير کرده است. در مورد طرف مقابل نيز اگرچه به علت تعدد مذاکره‌کنندگان نمي‌توان به صراحت از اين تغييرات سخن گفت، اما به وضوح تغييرات فراوان را مي‌توان در سياست‌ها با تغيير در ترکيب سياستمداران کشورهاي طرف مذاکره ديد. اما چرا پس از اين همه تغييرات، هنوز اين مذاکرات در فضايي از اما و اگر و ابهام و ترديد در حال انجام است؟ علت تا اين حد به درازا کشيدن بحران و بيم و اميد کنوني را بايد در اين ديد که ما با دشمن در حال مذاکره هستيم. در اين نکته طنزي تلخ نهفته است. زيرا با دشمن مذاکره کردن بي معناست مگر در موضوع صلح يا آتش‌بس. دشمن از جنس جنگ و نابودي است. دشمن از جنس بازي با حاصل جمع صفر است. دشمن از جنس مرگ است. با دشمن اگر مذاکره‌اي به منظور پايان دشمني شود، به صلحي ختم خواهد شد که ديگر دشمني را بي‌معنا مي‌کند و او ديگر دشمن نيست و اگر براي آتش‌بس باشد، تنها تيغ‌ها را در نيام فرو خواهد کرد تا ديگر باره دراولين فرصت از نيام خارج و از رو بسته شوند. جنس مذاکرات هسته‌اي ايران نيز از جنس صلح و دوستي نبوده و تنها براي آتش‌بس بوده است. اگر اين مذاکرات در بهترين حالت خود به نتيجه‌اي منجر شود که سند نهايي ازآن بيرون بيايد، به آتش‌بسي منجر خواهد شد، که بازدربهترين حالت دشمني را شايد براي مدتي به تعويق بيندازد و ديري نخواهد گذشت که يا بر سر همين موضوع يا موضوعي ديگر دو طرف در برابر هم قد علم خواهند کرد.

8- اين نکته بايد مورد توجه باشد که تمام ادعاي آمريکايي ها اين است که ايران حاضر نيست اقداماتي براي اثبات صلح آميز بودن فعاليت هايش انجام دهد، کساني که اطلاع اندکي از روند مذاکرات يازده ساله دارند مي دانند اين ادعا تا چه حد خلاف واقع است اما مسئولين ايراني بايد بدانند که واقعيت اين است که نه تنها بسياري ازمردم دنيا بلکه اکثرمسئولان کشورهاي دنيا ازاين سابقه اطلاع چنداني ندارند وايران به دليل ضعف ديپلماسي عمومي دردوره هاي قبلي وپرده پوشي هاي تا حدي لازم آقاي ظريف،اين اطلاعات اعتمادآور را به آن ها منتقل نکرده است.

9-از نقايص مهمي که مي توان در تيم هسته اي فعلي برشمرد خط کشيدن بر کليت آنچه تا پيش از اين در پرونده هسته اي ايران وجود داشته است و استفاده نکردن از دستاوردهاي فعاليت هاي آنان از انتقادات مهمي است که مي توان به تيم فعلي وارد دانست در اين زمينه نيز تيم هسته اي ايران در بازگشت به گذشته دستي پر براي اثبات حقانيت ايران و زياده خواهي آمريکا دارد. آقاي ظريف بايد به دقت و حتي با ذکر جزئيات ليستي از اعتمادسازي هاي ايران و عدم همکاري هاي آمريکا را ارائه کند و به اين دليل که اين موارد مربوط به رفتارهاي عملي گذشته بوده، براي هر کارشناس منصفي روشنگر و قانع کننده است. مجال زيادي براي برشمردن و بازکردن همه مصاديق اين موضوع وجود ندارد اما اجازه دهيد چند تا ازآن ها را ارائه کنيم اهميت و تاثيرگذاري اين مصاديق در آن است که همگي توافقنامه هايي رسمي هستند که ايران آن ها را امضا کرده است و طرف مقابل يا با آن ها مخالفت کرده است يا درباره آن ها بدعهدي .

10- بي‌اعتمادي عميقي که ميان ايران و غرب به وجود آمده علي‌رغم تلاش دولت روحاني در طي يک سال گذشته، چندان کاهش نيافته، بلکه تنها انتظارات طرف غربي از عمق به سطح آمده و بيان شده است چون در دوره احمدي‌نژاد اصولا مذاکره‌اي جدي با غرب وجود نداشت. در کنار اين واقعيت، بايد اذعان کرد که در حال حاضراوبامابسيارعلاقمنداست که موافقتنامه جامع به امضابرسدزيرا وي دردوره دوم رياست جمهوري‌اش به مردم آمريکا قول داده که تلاش مي‌کند سه مشکلي را که آمريکا در خاورميانه با آن روبرو است و به زعم آنها مساله هسته‌اي ايران يکي از آنهاست- حل کند؛ ولي هنوزهيچ موفقيتي دراين خصوص به دست نياورده و اين باعث نارضايتي طرفداران اوبامادرجامعه آمريکا شده است. ازطرف ديگر انتخابات کنگره آمريکا هم در پيش است و اوباما به برگ برنده‌اي براي پيروزي دموکرات‌ها در اين مجلس نياز دارد.با اين وصف مي‌توان گفت که در صورت انعطاف دو طرف و امضاي موافقتنامه جامع بين ايران و غرب، وضعيت برد- برد شکل مي‌گيرد و همين اميدواري‌ها را براي رسيدن به اين وضعيت بيشتر مي‌کند.

جان كلام :

با این اوصاف به تاکید باید گفت مسیرحل حقوقی وفنی اختلاف با مسیر انحرافی که القا می‌شود کاملا متفاوت است. صرف نظراز اینکه دارندگان وکاربران تسلیحات کشتارجمعی حق اظهارنگرانی ندارند- واین را همواره باید با تاکید گفت- تضمین سلامت برنامه هسته‌ای ایران و عدم انحراف آن مسیر حقوقی و فنی مشخصی دارد و این تضمین نمی‌تواند هیچ ارتباطی به بازی‌های انحرافی نظیر تعلیق، فریز، کاهش حجم و سطح غنی‌سازی و افزایش به اصطلاح زمان ‌بریک آوت (گریز هسته‌ای) داشته باشد. چگونه است که آمریکا حق داشته در طول سال‌های گذشته ایران را به بمباران تاسیسات هسته‌ای تهدید کند اما مثلا ایران حق نداشته برای مصونیت، تاسیسات فردورا زیرزمین بسازد، حتی اگراین تاسیسات تحت نظارت آژانس فعالیت کند؟!ما بدعهدی و گروگان‌گیری‌های غرب را درعدم پرداخت حق‌السهم 10 درصدی ایران ازیورودیف فرانسه، ساخت نیروگاه بوشهروتامین سوخت 20 درصد راکتور تهران به تکرارآزموده‌ایم و بنابراین هیچ دلیلی ندارد توانایی ملی خودکفا برای تامین نیازهای خود را بلوکه کنیم و دست نیاز به سوی دولت‌های خبیثی بگشاییم که تحریم و فشار و زورگویی و باج‌خواهی، اخلاق تغییرناپذیر آنهاست.

 

پنجشنبه : 1393/6/27- 22شوال1435- 18سپتامبر2014

 

دوران دفاع مقدس ؛ دوران تلخي ها وشيريني ها - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۶:۳۸ بعد از ظهر

دوران دفاع مقدس ؛ دوران تلخي ها وشيريني ها                    

اسدالله افشار

يكم) تجاوز عراق به ایران که در۳۱ شهریور ۱۳۵۹(سپتامبر ۱۹۸۰)، آغاز شد و به مدت ۸ سال ادامه یافت، طولانی ترین و بی سابقه ترین جنگ متعارف قرن حاضر به شمار می رود، چرا که جنگ جهانی اول و دوم مدتی کمتر از هشت سال ادامه یافتند و جنگ های دیگر، مانند جنگ ویتنام شمالی و جنوبی نیز به عنوان یک جنگ متعارف همانند جنگ ایران و عراق شناخته نشده است. تاریخ از هشت سال جنگ برای ایران، شرف و آزادگی و مقاومت و ایمان به خدا را در صفحات خود ثبت کرد، اما از متجاوز و متحدان او که طی هشت سال او را یاری و تشویق کردند، جز به زشتی یاد نخواهد کرد.

دوم)31شهریور 1359 با حمله هوایی عراق به چند فرودگاه ایران و تعرض زمینی همزمان ارتش بعث به شهرهای غرب و جنوب ایران، جنگ 8 ساله حکومت صدام حسین علیه ایران آغاز شد. این جنگ 19 ماه پس از پیروزی انقلاب اسلامی و چند روز پس از آن اتفاق افتاد که صدام پیمان الجزایر را در برابر دوربین‌های تلویزیون بغداد پاره کرد. صدام در نطقی با تأکید بر مالکیت مطلق کشورش بر اروند رود (که وی آن را شط‌العرب نامید) و ادعای تعلق جزایر ایران به «اعراب» جنگ را در زمین، هوا و دریا علیه ایران آغاز کرد. این جنگ در حالی شروع شد که مردم ایران دوران نقاهت پس از انقلاب را می‌گذراندند و طبعاً به بازسازی کشور و آرامش و سازندگی می‌اندیشیدند.

سوم)براي همه دنيا واضح و روشن بود كه اين جنگ هدفي جز براندازي نظام جمهوري اسلامي‌ايران نداشت.همه اميد وآرزوي استكبار جهاني در پيروزيهاي صدام نهفته بود، تا شايد توسط اين ابله بتواند انقلاب و نظام نو پا را به تسليم وادارد. مثل هميشه لطف وعنايت خداوندي شامل ملت مظلوم ومسلمان ايران شد وتوطئه‌اي كه براي براندازي اعتقادات وارزشهاي اين ملت طراحي شده بود، باعث محكمتر شدن پايه‌هاي نظام اوو تزلزل در اركان كفر گرديد. ملت مسلمان وشجاع ايران با تأسي به ائمه هديٰ و تبعيت از رهبري آگاه ونترس، يكپارچه بپا خاستند و اسلحه بدست گرفتند.

چهارم)  استكبار جهانی علی رغم تصور تئوریسینهای اطلاعاتی و امنیتی خویش شاهد انفجار نور در ظلمتكده پرازستم زیرسلطه خویش بود وظهور و گسترش این پدیده آخرقرن بیستم را تهدیدی جدی علیه نظم استكباری موجود میدید پس تلاشهای گستردهای را جهت انهدام آن آغاز نمود واهداف ذیل را در مقاصد شوم خود علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی دنبال میكرد:

1. انهدام و نابودی انقلاب اسلامی. 2. محدود کردن انقلاب اسلامی در داخل قلمرو سرزمینی و مرزهای ایران. 3. بهره از جنگ تحمیلی به عنوان اهرم فشاری در جهت حل مسئله گروگانهای لانه جاسوسی.4. تضعیف و در نهایت نابودی توان و نیروهای نظامی دو كشور ایران و عراق. 5. مصون نگه داشتن حكام مرتجع منطقه و رژیمهای وابسته از گزند جنبشهای رهایی بخش كه از انقلاب اسلامی الهام میگیرند.6. عملیات روانی و انحراف افكار عمومی از مسئله اعراب و اسراییل تا رژیم اشغالگر قدس به مقاصد شوم خود جامه عمل بپوشاند. 7. بهره گیری از احساسات ناسیونالیستی طرح احساسات قومی و مذهبی و عرب و عجم و تحریك ملل اسلامی عرب علیه انقلاب اسلامی.

ناگفته نماند كه پیروزی انقلاب اسلامی ایران ضمن خدشهدار نمودن حیثیت و اعتبار آمریكا و آشكار ساختن قدرت پوشالی، منافع آمریكا در اقصی نقاط جهان و بخصوص حاشیه خلیج فارس را مورد تهدید قرار داد و با قطع شیرهای نفتی، ایران به سوی غرب به ویژه آمریكا و بیكاری بیش از صدهزار نفر از اتباع آمریكایی در ایران و از دست دادن بهترین بازار مصرف اجناس آمریكایی در ایران اقتصاد سرمایهداری آمریكا را با معضلاتی مواجه ساخت.

پنجم) همه می‌دانند که این جنگ، جنگ دو ملت و ستیز دو قوم عرب و ایران نبود، جنگ ارضی و مرزی نبود، بلکه همه پوشش توجیهی نظام سلطه برای تحمیل جنگ بود. صدام بهانه‌ای بیش نبود. صدام خلط کثیف در زباله‌دان تاریخ بود و مأموریتش ننگین‌تر و خبیث‌تر از هیتلر و وقیح‌تر از همه جانیان بشریت بود.

در دفاع مقدس، مسلمان، یهودی و مسیحی و زرتشتی، شیعه و سنی همه در حفظ ایران کوشیدند و شهیدان گوهر‌های همیشه ماندگار ایران شدند. وای شهیدان شما هستید و می‌مانید ورمز ماندگاری ایرانید. شما همیشه چون آفتاب گرما بخش وحدت ملت ایران می‌درخشید. نام و یاد شما، امید می‌آفریند و امنیت ثبات این سرزمین را در بر دارد.

ششم)هشت سال كشور مظلوم و تواناي ايران در آتش وخون رقصيد و جوانانش به همه دنيا حالي كردند كه هر دستي به قصد تعدي به سمت اين مرز و بوم دراز شود، قطع خواهد شد. هشت سال سراسر نيرو ، مقاومت وحماسه و هشت سالي كه بي‌شك در تاريخ اين سرزمين بياد ماندنيست و نه زرين برگ كه خونين‌ترين است. هيچ دستي،هيچ قدرتي وهيچ عاملي قادر نيست اين دوران خدايي را از تاريخ اين ملت پاك كند.اگر كسي قادربود آفتاب راازگنبدكبود حذف كند،آنگاه خواهد توانست دوران شهامت،شجاعت ورشادت دفاع مقدس را از تاريخ اين مرز وبوم حذف نمايد. در هر جاي اين كره خاكي،آزاده‌اي نفس مي‌كشد ،بدون شك جوانمرديها وشهادت طلبيهاي مردان وزنان غيور ايراني را در سينه زنده نگه خواهد داشت.در دوران دفاع مقدس، معنويات چون اقيانوسي عظيم در ميان ملت وخصوصاً جبهه‌ها موج مي‌زند و نغمه‌هاي الهي لحظه‌اي از وزيدن باز نايستادند. هشت سال دفاع مقدس خداوند كريم لحظه‌اي عنايتش را از ملت ايران دريغ نكرد. محبت و برادري را در ميان ملت افزوده كرد ورشد وآگاهي وتوان رزمي‌و خودباوري را درميان ملت موحد ما متبلور ساخت .

هفتم) جنگ با تمام فراز و فرودهای فراوانی که در طول هشت سال دفاع مقدس داشت . به اتش بس ختم شد . این آتش بس در هاله ای از ابهام قراردارد. تکلیف بندهای قعطنامه ۵۹۸ چه شد.؟ کدام یک از بندهای قعطنامه بطوری جدی پیگیری شد. این دفاع مقدس ازشروع تهاجم دشمن تا مقاومت و تنبيه متجاوز های در طول هشت سال بیش از ۹۰ عملیات کوچک وبزرگ را در خود جای داده است.تلخی ها وشیرنی های بسیاری را در یاد ها زنده می کند.هر چند شروع جنگ تلخ بود. اما این تلخی شیرینی را به این مردم هدیه داد که در حالت عادی برای رسیدن به آنها باید قرنها تلاش کرد.

جان كلام :

ای شهیدان ،ای آموزگاران درس ایثار و گذشت ، شمامظلومید ؛ ازاین جهت که نسل‌های این سرزمین با مجاهدت‌های شما هنوزآمیخته وآموخته نشده‌اند وهنوز نمی‌دانند چگونه پدرانشان صحنه گردانان درس آزادی واستقلال ایران بوده‌اند.آنها نمی‌دانند شمادليران چه‌هاکرده اید. گذرزمان تلخی ایام و یاد یادآوران همان همرزمان نیز، شما را فراموش کرده اند و این فراموشی‌ها درد ایران ماست.‏ و درد و دریغ از ما که در بیان مجاهدت‌های شما نیز، ملاحظه می‌کنند!هنوز قلم‌ها وهنر‌ها دربه تصویر کشاندن رزم شما مستأصل هست. بگذارید صادقانه بگویم شما فخراین ملت هستید و برشبستان این سرزمین با خون نوشته‌اند هرکس دراین سرزمین پای مینهد با وضووارد شود که جای جای این سرزمین ازخون مقدس فرزندان ایران، سیراب است.‏

 

پنجشنبه : 27/6/1393- 22شوال1435- 18سپتامبر2014

شكست سيا ست‌هاي جنگ‌افروزانه بوش و اوباماي درجهان - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۱:۴۱ قبل از ظهر

 تحليلي بر طرح ائتلاف جهانی علیه گروه‌های تروریستی در سوریه و عراق

شكست سيا ست‌هاي جنگ‌افروزانه بوش و اوباماي درجهان          

اسدالله افشار

سردمداران كاخ سفيد پس از حوادث يازدهم سپتامبر سال 2001 با طمطراق فراوان وعده داده بودند كه با لشكركشي به خاورميانه، قادرند ريشه تروريسم رابراي هميشه خشك كرده و نظم دلخواه را در نظام بين‌المللي برقرار سازند و به همين دليل حمله نظامي به افغانستان و عراق و اشغال اين دو كشور را آغاز كردند تا ضمن مقابله با تروريسم كه به اعتقاد تئوريسين‌هاي پنتاگون از اين دو كشور نشأت مي‌گرفت، نظام‌هاي مطلوب را در خاورميانه با حضور نظاميان آمريكايي پايه‌گذاري كنند. از همين رو بود كه وزير خارجه وقت آمريكا مدعي شد "ما نظامي پيشرفته و جامعه‌اي ايده‌آل در افغانستان پايه‌گذاري كرده و با نظارت مستقيم خود، ژاپني دوم را در آسيا ايجاد خواهيم كرد!" ولي امروز پس از 13 سال سرمايه‌گذاري هنگفت نظامي، مالي، سياسي، اقتصادي و حيثيتي آمريكا شاهد هستيم كه ريشه تروريسم در جهان نه تنها خشكانده نشده بلكه در خاورميانه و دركشورهايي هم كه آمريكا در آنها حضور مستقيم و يا غيرمستقيم دارد، فعاليت تروريسم از گذشته قوي‌تر و بيشتر شده و عملاً سياست‌هاي جنگ‌افروزانه بوش و اوباماي مدعي ايجاد تغيير در جهان به شكست انجاميده است.

در سالگرد فاجعه ۱۱سپتامبر، اوباما رئیس‌جمهوری آمریکا تروریسم را خطر بزرگ بین‌المللی خواند. اعلام طرح ائتلاف جهانی علیه گروه‌های تروریستی در سوریه و عراق محور اصلی سخنرانی رئیس‌جمهوری آمریکا بود و اوباما دستور بمباران‌های هوایی مراکز داعش و النصره در سوریه و عراق را صادر کرد.اوباما گفت انهدام گروه‌های تروریستی در عراق و سوریه و در دیگر کشورها، زمان‌بر و طولانی خواهد بود. همزمان با سخنرانی رئیس‌جمهوری آمریکا، جان‌کری وزیرخارجه اوباما به خاورمیانه آمد، در عراق با آقای عبادی نخست‌وزیر جدید این کشور ملاقات و گفتگو کرده و از عربستان، قطر و چند کشور دیگر عربی نیز برای بررسی طرح تشکیل جبهه مشترک علیه داعش دیدار کرده است. «اوباما» در سخنرانی‌اش گفت دولت بشار اسد وجاهت قانونی ندارد و بدون هماهنگی با دولت سوریه، حملات‌هوایی را در خاک آن کشور علیه داعش و النصره انجام خواهد داد.

پوتین، رئیس‌جمهوری روسیه ضمن اعتراض به سخنان اوباما درباره دولت سوریه، اجرای هر حمله هوایی بدون هماهنگی با دولت این کشور را خطرناک و نقض آشکار قوانین بین‌المللی خواند. درباره همکاری با ایران، اوباما ترجیح داد تادرسخنرانی خود سکوت کند.امّا وزیرخارجه آمریکا درعراق گفت جمهوری‌اسلامی ایران علیه گروه‌های تروریستی درعراق و سوریه است وبا کُردها وارتش عراق برای سرکوب داعش همکاری می‌کند!

درخصوص مواضع مذكورآمريكا ؛ نكات قابل تأملي وجود دارد كه درذيل به آنها اشاره مي گردد :

1- داعش دشمنی است که این روزها سبب ائتلاف کشورهای منطقه و جهان شده است. ائتلافی که به زعم کارشناسان در پس آن ائتلافی دیگر با اهداف دیگری نهفته است. پس از انتشار تصاویر ذبح دو آمریکایی به دست داعش، کاخ سفید دست به کار شد و طی اجلاس سالانه ناتو برنامه‌ریزی برای مقابله هماهنگ با داعش طرح ریزی کرد. پس از آن بود که ائتلافی بین المللی در این زمینه میان کشورهای عضو ناتو و حکومت‌های عربی با عنوان« ائتلاف نابودی داعش» بوجودآمداما بدون حضوردوکشورقدرتمند منطقه یعنی ایران و ترکیه!

2- کارشناسان بین‌المللی بیان می کنند که آمریکا در مقابله با داعش استراتژی مشخصی ندارد و از سوی دیگر این ائتلاف برای سامان دادن به اوضاع مغشوش و ترمیم شکست‌های گذشته آمریکا در خاورمیانه است. کشورهای عربی مانند عربستان سعودی و قطر نیز که پیش از اینها در حمایت لجستگی و مالی از داعش سهم بسزای داشته‌اند حالا با توجه به شکست‌هایی که از محور مقاومت خورده‌اند در پی ترمیم جایگاه خود هستند و این ائتلاف هم موقعیت مناسبی برای احیا دوباره آنهاست. این درحالی است که کارشناسان مطرح می‌کنند تنها بستن منافذ کمک‌های مالی از داعش مهمترین عامل برای تضعیف این گروهک تروریستی است.

3- استراتژي اعلام شده از سوي رئيس جمهوري آمريكا تناقض‌هاي بسياري را در خود گنجانده و چيز جديدي براي گفتن نداشت. در قطعنامه 2170 شوراي امنيت بر رويارويي با تمامي گروه‌هاي تروريستي در سوريه تاكيد شده بود كه واشنگتن تنها نام داعش را از اين قطعنامه بيرون كشيده و مدعي مبارزه با آن است. مبارزه با تروريسم بايد به شكلي غير از آنچه كه اوباما اعلام كرد انجام شود. مبارزه با تروريسم از آن سوي آبها و با حملات هوايي محقق نمي‌شود؛ جنگ با تروريسم بايد به وسيله كساني انجام شود كه با تمام وجود اين پديده شوم را درك كرده‌اند و از آن آسيب ديده‌اند.

4- در پي تاكيد اوباما بر كشاندن حملات هوايي عليه داعش به خاك سوريه، مسئولان اين كشور اعلام كردند هرگونه اقدام نظامي آمريكا عليه داعش در خاك سوريه و بدون اجازه دمشق را حمله عليه خود تلقي مي‌كنند.علي حيدر، وزير آشتي ملي سوريه در واكنش به اظهارات اخير باراك اوباما، رئيس‌جمهوري آمريكا گفت: هرگونه حمله به داعش در خاك سوريه و بدون موافقت دمشق حمله به سوريه محسوب مي‌شود و دمشق حق پاسخ گفتن به آن را براي خود محفوظ مي‌دارد. وي گفت: رويارويي با داعش و ديگر گروه‌هاي تروريستي در سوريه بايد با همكاري و هماهنگي با دولت دمشق انجام شود.وليد المعلم، وزير خارجه سوريه نيز در اين باره گفت: مبارزه با تروريسم اولويتي است كه در سوريه تنها ملت اين كشور مي‌توانند درخصوص آن تصميم‌گيري كنند. تنها سوري‌ها هستند كه حق دارند درباره آينده، رئيس جمهور و نوع حكومت خود تصميم‌گيري كنند.

5-  در حاليکه اوباما از راهبردش براي «تنبيه و تخريب» داعش سخن مي‌گويد، اميدوار است که از نفرت گسترده ضد داعش در خاورميانه به عنوان سرمايه استفاده کند. اما اوباما در متقاعد کردن رهبراني که نسبت به آمادگي کاخ سفيد براي عملي کردن وعده‌هاي اخيرپيرامون عراق وسوريه ترديد دارند با چالشي دلهره‌آورمواجه است. بنا برشنيده‌ها ، اوباما آماده بسط حملات هوايي آمريکا ،که ازماه گذشته به توقف پيشروي معارضان سني در عراق کمک کرده است، به سوريه مي‌باشد. اما تحليلگران مي‌گويند که سابقه رفتار ناپايدار و توأم با بي‌ميلي آمريکا در قبال ورود به جنگ داخلي سوريه، متحدانش همچون ترکيه، اردن، قطر و عربستان را، که همگي مخالف بشار اسد هستند، نگران و سردرگم کرده است.

6- پروفسور توبي داج، مدير مرکز خاورميانه در دانشکده اقتصاد لندن، مي‌گويد:«وقتي که با تصميم‌گيران ارشد در رياض وامان صحبت مي‌کنيد، ديدن سرخوردگي و بي‌اعتمادي عميق آنان نسبت به دولت اوباما برايتان شوکه کننده است. به علاوه، اين کشورها نه تنها، به طرق مختلف، از معارضان ضد اسد که آمريکا در پي نابودي آنان است حمايت کردند، بلکه از اسلامگراهايي که عامل پيدايش داعش و ساير گروه‌هاي جهادي که اکنون خارج از کنترل آنها هستند نيز پشتيباني نمودند. چنين چيزي هر نوع ائتلاف به رهبري آمريکا را پيچيده مي‌کند. بازيگران منطقه‌اي به ياد دارند که اوباما چگونه اعلام کرد که اسد «بايد برود» اما، با قطع و وصل مکرر حمايتش از مخالفان ميانه‌روي اسد، اقدام کمي براي تحقق آن داشت. آنها خصوصا به اوت سال گذشته اشاره مي‌کنند، هنگامي که ارتش اسد عليه شهروندان سوري از سلاح شيميايي استفاده نمود، رئيس‌جمهور آمريکا به تعهدش نسبت به خط قرمز صريح خودش پايبند نبود. در عوض، توافقي براي تحويل و انهدام سلاح‌هاي شيميايي سوريه صورت گرفت که - در نظر پايتخت‌هاي خاورميانه، حداقل - به قيمت از بين رفتن اعتبار آمريکا تمام شد.

7- كنفرانسي كه رياض روزپنج‌شنبه20شهريورماه 1393- 15شوال1435- در "جده" ميزبان آن بود تا طي آن درباره استراتژي مبارزه با تروريسم در منطقه بحث و تبادل نظر صورت گيرد را تنها بايد توطئه‌اي جديد از سوي سعودي‌ها در حمايت از تروريسم در عراق و سوريه دانست.همانگونه كه انتظار مي‌رفت، كنفرانس جده برگزار شد، در حالي‌كه نتوانست به سوالات بسيار مهم پاسخ شفاف و روشن بدهد، از جمله اينكه ميزان جديت شركت كنندگان در اين كنفرانس براي مبارزه با داعش در راستاي عدم مشاركت كشورهاي مهم و تاثير‌گذاري همانند روسيه و ايران و سوريه تا چه اندازه است؟دوم اينكه آيا آمريكا تلاش مي‌كند، شوراي امنيت را دور بزند تا پوششي بين‌المللي - منطقه‌اي محدود و متشكل از 11 كشور عليه داعش تشكيل دهد، يا پا را فراتر از آن خواهد نهاد؟ بيانيه صادره توسط كنفرانس اين آزادي را به كشورهاي شركت‌كننده در كنفرانس مي‌دهد، تا در اقدامات نظامي عليه داعش مشاركت نداشته باشند، همانگونه كه كناره‌گيري تركيه از تدوين بيانيه و امضاي آن نشان دهنده متزلزل بودن عزم برخي ازكشورهاي حاضر در كنفرانس در رويارويي با داعش و عدم جديت آنها در اين امر است.اما سوال مهم‌تر آن است كه آيا كشورهايي همچون آمريكا و عربستان كه به حمايت‌هاي خود از تروريسم در سراسر نقاط جهان ازجمله منطقه خاورميانه و كشورهايي مانند عراق وسوريه معروف هستند،تا چه اندازه در خشكاندن منابع مالي حمايت‌كننده از داعش جدي مي‌باشند، در حالي‌كه اين منابع براي آنها كاملا شناخته شده هستند.شركت‌كنندگان در نشست "ضدتروريسم" جده در پايان اين كنفرانس بيانيه مشتركي صادر كردند. بر اساس اين بيانيه، كشورهاي عضو شوراي همكاري خليج فارس همراه با عراق، اردن و لبنان، تعهد خود بر حمايت از ائتلاف مدنظر آمريكا براي مبارزه با داعش را اعلام كرده‌اند. در اين بيانيه‌اي اشاره‌اي به نام تركيه نشده است.شركت‌كنندگان همچنين بر تعهد خود نسبت به اجراي قطعنامه 2170 شوراي امنيت سازمان ملل متحد و همچنين قطعنامه 7804 اتحاديه عرب براي جلوگيري از ورود جنگجويان خارجي به عراق از طريق كشورهاي همسايه تأكيد كردند.تركيه يكي از حاميان داعش و مبادي اصلي ورود تروريست‌هاي خارجي به سوريه و سپس عراق است و به همين دليل از امضاي بيانيه مشترك خودداري كرد.نمايندگان كشورهاي شركت‌كننده در نشست جده موافقت كردند كه به سهم خود در مبارزه همه‌جانبه با داعش نقش‌آفريني كنند، اين سهم "جلوگيري از جريان ورود جنگجويان خارجي از طريق كشورهاي همسايه عراق و سوريه، مقابله با تأمين مالي داعش و ديگر گروه‌هاي تندرو، رد ايدئولوژي نفرت‌آور اين گروه‌ها، پايان دادن به مصونيت مرتكبين اين اقدامات تروريستي و تحويلشان به مراجع قضايي، كمك به تلاش‌هاي انسان‌دوستانه، همياري در مسير بازسازي جوامع تأثيرپذيرفته از اقدامات وحشيانه داعش، پشتيباني مناسب از كشورهايي كه در معرض حادترين تهديدات داعش هستند و پيوستن به يكي از زواياي چندگانه اقدام هماهنگ نظامي عليه داعش" را شامل مي‌شود.

8- تحليلگران آگاه سياسي معتقدند ؛ حضور نداشتن ایران در ائتلافی که ایالات متحده به‌عنوان سردمدارآن، از عضویت 40کشور درآن سخن گفته است،امری قابل پیش‌بینی بود.به ‌هرحال آمریکا و برخی کشورهای حاضردرائتلاف ، علاقه‌مند به رسميت ‌بخشی به نقش و جایگاه ایران آن هم درآستانه مذاکرات حساس هسته‌ای نیویورک نیستند.این امرنوعی عقب‌نشینی ازسوی ایالات‌متحده تلقی می‌شد وطبیعتا طراحان سیاست خارجی والبته برخی متحدان منطقه‌ای آمریکا، علاقه‌مند به حضور ایران در چنین ائتلافی نبوده و نیستند.

اگرچه اوباما هفته گذشته درسخنان مهمی ، مشکل اعراب سنی را نه ایران شیعه ، که تروریست‌های سلفی دانسته بود اما هنوز فضا برای همکاری‌هایی از این‌دست میان ایران و آمریکا مهیا نیست. از سوی دیگر، ایران نیز بارها اعلام کرده بود حاضر نیست در چنین ائتلاف‌هایی شرکت کند، چراکه به نیت تشکیل‌دهندگان آن، مواضع دوگانه در قبال سلفی- تکفیری‌ها و میزان جدی‌بودن در مبارزه با «داعش» تردید دارد. ایران یادآور شده بود از حاکمیت ملی عراق حمایت خواهد کرد و کمک‌های لازم را در اختیار دولت منتخب این کشور قرار خواهد داد و این نقش سازنده را وظیفه خود دانسته و نیازی به بیش از آن ندارد.

9- برخي ديگراز كارشناسان امور بين الملل براين باورندكه ؛ اعراب منطقه دست از سر عراق بر مي دارند، داعش را که به باشگاه آموزش تروريسم ويژه شهروندان غربي تبديل شده، آرام مي کنند و در ازاي همه اين ها آمريکا در سوريه به آن ها کمک مي کند تا ارتش سوريه را هدف هجمه جديد قرار دهند.بنابراين از اين پس آمريکا براي مبارزه با افراطي گري در عراق، از افراطي گري در سوريه حمايت مي کند! آمريکايي ها پوشش ديپلماتيک اين عمليات را به اسم مبارزه با داعش فراهم مي کنند و اعراب منطقه پشتيباني لجستيک عمليات را بر عهده مي گيرند. به هر حال همه اين منابعي که تا به امروز خرج داعش مي شده، مي تواند از اين پس خرج جبهه النصره و کتائب احرارالشام وديگر گروه هايي ازاين دست بشود. اين گروه هاي تروريستي تنها تفاوت شان با گروه داعش، در نام و عنوان شان است. بر همين اساس است که عربستان سعودي فقط چند ساعت پس از اعلام تشکيل ائتلاف آمريکا با 10 کشور عربي منطقه، علنا اعلام مي کند که اردوگاه هاي آموزش و تجهيز نيروهاي نظامي مخالف بشار اسد را تاسيس مي کند. آمريکا نيز صراحتا اعلام کرده است که نبرد نيابتي عليه داعش در عراق به عهده ارتش عراق و در سوريه به گروه هاي مسلح مخالف بشار اسد سپرده شده است.

10- بررسی نقشه راه امریکا وتحلیل سیاسی اظهارات اخیر باراک اوباما رئیس جمهوری امریکا در مورد استراتژی این کشور برای مبارزه با تروریسم، نشان می‌دهد هدف از این ائتلاف مقابله با گروهک داعش نیست، بلکه سرنگونی دولت سوریه است. از آنجا که امریکا، غرب و همپیمانان منطقه‌ای امریکا در طول 40 ماهی که از بحران سوریه می‌گذرد نتوانستند از رهگذر تصویب یک قطعنامه در شورای امنیت، سوریه را تحت بند 7 قرار دهند، لذا شیوه به ظاهر مشروعی را برای حمله به سوریه اتخاذ کردند.در طول این مدت امریکا، انگلیس و فرانسه تحت تأثیر فشارهای عربستان و قطر پیش نویس قطعنامه‌ای را تسلیم شورای امنیت کردند که به موجب آن سوریه تحت بند 7 منشور سازمان ملل قرار گیرد اما روسیه و چین این قطعنامه‌ها را وتو کردند. هدف نهایی امریکا و غرب این است که بدون مراجعه به شورای امنیت و با استفاده از ارتش‌های منطقه‌ای به بهانه سرکوب داعش و جبهه النصره بطور موازی به مقابله با ارتش سوریه بپردازند.در واقع همان ائتلافی که در مورد معمر قذافی دیکتاتور سابق لیبی صورت گرفت و ناتو و چند کشور عربی برای سرنگونی دولت قذافی به مراکز نظامی لیبی حمله کردند، چنین سناریویی نیز برای سوریه تعریف شده است.

11- طرح آمريکايي با مشخص کردن نقش کشورها اهداف خود را به پيش مي‌برد از جمله اينکه تامين هزينه جنگ و ارسال مهمات براي نبرد با داعش به کشورهاي مختلف سپرده مي‌شود، درواقع اين جنگ‌ها براي آمريکا و ناتو حکم يک معامله پرسود را دارد تجارتي که بايد تا مي‌توان از آن سود برد.آيا براي آزادسازي کويت از دست نيروهاي عراقي ميلياردها دلار پرداخت نکردند؟ و بار ديگر براي تخريب عراق که در سال 2003 و بازگشايي مناطق مختلف و تهيه آب و غذا براي ارتش ميلياردها دلار ديگر ندادند؟

گفته مي‌شود که کشورهاي عرب حوزه خليج‌فارس در اين جنگ‌ها بيش‌از 140 ميليارد دلار هزينه کردند. البته که اين موضوع به عراق خلاصه نمي‌شود و ميلياردها دلار براي تخريب ليبي به ناتو پرداخت کردند. هم‌چنين در سوريه،‌ کشورهاي عربستان، قطر و امارات تا کنون نزديک به 40 ميليارد دلار براي حمايت نظامي و مالي از گروهک‌هاي تروريستي هزينه کرده‌اند.ممکن است اين سوال مطرح شود که اين هزينه‌هاي ميلياردي کجا رفته است؟ پاسخ اين است که اين مبالغ براي پيشرفت و تجهيز ناتو، تضمين چرخه توليدات کارخانه‌هاي اسلحه‌سازي و صنعتي آمريکا و ديگر کشورهاي غربي خرج شده است.وضعيت فعلي در اين پيمان هم تغيير چنداني نکرده است. آمريکا و ناتو هنوز هم کشورهاي سوريه، ايران و روسيه را از اين پيمان جدا کرده‌اند. موضوعي که هرتحليل‌گرسياسي آن را يک اشتباه آشکارتلقي مي‌کند چرا که حذف اين کشورها به معناي ادامه و گسترش خطرات و تهديدات تروريسم در منطقه است. وشايد بهتراست بگوييم كه اين نيز نوعي كلاهبرداري شيادانه آمريكائيان باهم پيمانانشان تحت عنوان«طرح ائتلاف جهانی علیه گروه‌های تروریستی در سوریه و عراق » مي باشد .

 

 

يكشنبه : 1393/6/23- 18شوال1435- 14سپتامبر2014

 

 

 

 

باج گيري داعش وآمريكا ازدولت وملت عراق - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۴:۴۲ بعد از ظهر

باج گيري داعش وآمريكا ازدولت وملت عراق                    

اسدالله افشار

تحليلگران معتقدند ؛ همزمان با حضور تروریست‌های تکفیری در سوریه و عراق، نظام سلطه و به خصوص رژیم ایالات متحده آمریکا با نادیده انگاشتن جنایات این گروه‌ها و پرهیزازتروریست نامیدن آنها ، ازالفاظی چون مخالفان، انقلابیون و... برای نام بردن از این گروه‌ها استفاده نموده و یکی از مهم‌ترین مسایلی که مطرح می‌ساختند این دروغ بزرگ بود که این گروه‌ها، مسلمانان اهل سنت هستند که به دلیل بی‌توجهی علویان در سوریه و شیعیان در عراق به حقوق ایشان، مجبور به قیام مسلحانه و تلاش جهت احقاق حقوق خود شده‌اند! همین مسئله بهانه‌ای برای تحریم نظام سوریه و تحت فشار قراردادن حکومت عراق برای تشکیل آنچه دولت وحدت ملی و با استفاده از همه جناح‌ها و گروه‌ها خوانده می‌شد، گردید. در این مسیر انواع کمک‌های مالی، اطلاعاتی و تجهیزاتی برای این گروه‌های تروریستی ارسال می‌گردید و حرکت ایشان نیز جنبش آزادیخواه خوانده می‌شد. این حمایت حتی اعدام زنان و کودکان، استفاده از سلاح‌های غیرمتعارف و ممنوعه از جمله تجهیزات شیمیایی، به اسارت گرفتن زنان، تخریب زیرساخت‌ها و اماکن تاریخی توسط این گروه تروریستی را نادیده می‌انگاشت و حتی اشغال موصل و بخش‌هایی از خاک عراق و تهدید و اخراج مسیحیان و دیگر اقلیت‌ها نیز باعث تغییر موضع آمریکا و نظام سلطه نگردید. با این حال حرکت گروهک داعش به سمت منطقه کردستان عراق و تهدید منافع آمریکا باعث شد که به ناگاه این گروهک از یک گروه «استقلال طلب اهل سنت» تبدیل به یک گروه «تروریستی» گردد!

کارشناسان براين باورند ؛ آمریکا در عراق به مخمصه عجیبی گرفتار آمده است. تغییر دولت در عراق از طریق تروریزم وحشی آخرین شانس و ابتکار آمریکا به حساب می‌آید. اگر دولت کنونی عراق از این بحران، سربلند بیرون آید، مسلما دولت عراق به اصلاح «نظم کنونی» و مسامحه‌های خسارت‌باری که دراعمال حق حاکمیتی اکثریت انجام شده، مبادرت می‌ورزد. ارتش عراق قطعا اصلاح جدی خواهد شد و از وضع متفرق کنونی به وضع منسجم تبدیل می‌شود. کما اینکه این اصلاحات جدی، دستگاه امنیتی عراق را نیز دربرخواهد گرفت. این ضمن آنکه موضع دولت در مواجهه با اختلافات داخلی را تقویت کرده و به آن امکان فیصله‌دهندگی می‌دهد، آمریکا و رژیم‌های ترکیه و عربستان را به شدت نگران می‌کند.

ابتلاي جامعه عراق به افراط وتندروي :

کارشناسان و تحلیلگران اعتقاد دارند که جامعه عراق در سالهای اخیر مبتلا به افراط و تندروی شده است که البته ریشه آن را می توان به سیستم سرکوب رژیم بعث و نیز اشغال این کشور توسط ارتش آمریکا مرتبط دانست. عراقی ها خود معتقدند، دسته های کوچک تندرو و اقلیتی بحران ساز در تمامی این سالها عراق را به بازی گرفته اند؛ ناسازگاری در سیاست، نابردباری در فرهنگ و مذهب و سرانجام زیاده خواهی و تمامیت خواهی، خرمنی ازآتش برجامعه عراق افکنده است .این افراط ها وتندروی ها نیز بعضا از خارج عراق تزریق می شود، بطوری که پس از سقوط صدام حسین در۲۰۰۳ میلادی، در شرایطی که ملت و بویژه دولت عراق سرگرم تدارک برای خارج کردن ارتش آمریکا از این کشور بود، پای گروههای تروریستی از خارج کشور به واسطه حمایت برخی از بازیگران منطقه ای به عراق باز شد. ورود القاعده به عراق که با شعار مبارزه با اشغالگران همراه بود، درنهایت به جنگ فرقه ای کشیده شدکه محصول آن قربانی شدن بیش ازیک میلیون شهروند عراقی بود واکنون داعش با حمایت همان دولت های منطقه ای در شمال عراق است .

روند تحولات سيا سي در عراق :

روند تحولات سياسي در عراق به گونه‌اي است كه تحليل‌هاي متفاوتي پيرامون چرايي و آينده آن از سوي كارشناسان مطرح مي‌شود. اينكه چه عواملي موجب بروز چنين بحراني در عراق شده، هرچند تا حدودي جواب واحد نسبت به آن وجود دارد، اما تحليل‌هاي مطرح شده را در دو گروه مدافعان و مخالفان تقسيم مي‌كند. مدافعان آن دسته از افرادي هستند كه معتقدند گرچه دولت نتوانسته عملكرد خوبي در حوزه مسايل دفاعي و امنيتي داشته باشد اما همه اين مسايل به دولت مربوط نمي‌شود. زيرا اين گروه مجموعه عوامل را متاثر از رفتارهاي نيروهاي خارجي به خصوص آمريكا و تحميل خواسته هايشان به دولت عراق مي‌دانند. در مقابل مخالفان هر نوع چالش موجود را برآمده از رفتارهاي دولت و تاكيد شخص مالكي بر تداوم نخست وزيري مي‌دانند و بر اين عقيده‌اند كه تنها راهكار، ايجاد دولت وحدت ملي است.

عراق سال جاري را مي‌توان به قبل و بعد از حمله داعش تقسيم بندي كرد. عراق بعد از حمله داعش، نه تنها وارد چالش‌هاي جدي‌تر سياسي با نيروهاي داخلي شده بلكه با پديده تروريسم و مساله امنيت نيز دست و پنجه نرم مي‌كند. اين امر به حدي اوضاع عراق را تحت تاثير قرار داد كه مرجعيت اين بار نيز مبادرت به صدور فتوا براي همراهي دولت به منظور مقابله با داعش كرد.

راهبرد آمريكا؛ ايجاد فتنه درمنطقه :

چرا امريكايي‌ها جنايت‌هاي داعش را به عنوان يك عمليات تروريستي محكوم نمي‌كنند؟ آمريكا و متحدانش در عراق مجبور به عقب نشيني شدند. آمريكا امروز نمي‌تواند با سلاح نظامي به كشورها ورود كند، به همين دليل حركت‌هايي مانند داعش نوعي جنگ نيابتي است كه آمريكا از آن حمايت مي‌كند. از اين رهگذر آنها در منطقه به دنبال ايجاد فتنه طايفه‌اي و جنگ مذهبي و در گير كردن منطقه با آشوب و نا امني هستند.آمريكا به دنبال استفاده از اين فضا است. آمريكا در سال 2003 عراق را به عنوان گام اول براي خاورميانه جديد با مدل آمريكايي تعريف كرد. اما با ناكامي مواجه شد كه اين نيز مرهون تلاش‌هاي جمهوري اسلامي ايران و مقاومت‌هاي مردم منطقه است. بر اين اساس به دنبال انتقال گيري است. راهبرد آمريكا ايجاد فتنه است. تصور مي‌كند در سناريوي جديد مي‌تواند با جمهوري اسلامي ايران و جبهه مقاومت مقابله و آنها را تضعيف كند. آمدن داعش هم در همين چارچوب است. ما در شرايط حساسي هستيم و محيط امنيتي ما متاثر از اين موضوعات است كه بايد به آن توجه جدي داشت.

مهم بودن مسأله امنيت عراق براي ايران :

با توجه به اينكه داعش تهديدي براي خود عراق است، تهديد امنيتي هم براي ايران به حساب مي‌آيد. بايد به اين پرسش كه سياست امنيتي نظامي ايران درعراق چيست و ايران چگونه مي‌خواهد با اين تهديد مقابله كند پاسخ داد.البته براي اين پاسخ بايد اشاره كردكه؛تروريسم مرزندارد. اين چيزي است كه ازابتدا هم گفته ايم. بازتأكيد مي‌كنيم كه اشاعه و ترويج تروريسم همزاد با اشغالگري در منطقه است. اگر تروريسم بتواند در عراق موفق شود، محيط امنيتي همه كشورهاي منطقه از جمله جمهوري اسلامي ايران به خطر مي‌افتد. ايران خود قرباني تروريسم است و بايد با اين پديده با حساسيت برخورد كند. به همين دليل هم بايد براي تحكيم مرزهاي خود و هم در براي تامين امنيت داخلي خود طرح داشته باشد و اينكه اگر عراق نيازمند به همكاري است، كمك كند. دولت عراق يك دولت قانوني است و حق دولت عراق است كه روابط دفاعي و امنيتي با هركشوري داشته باشد.اگراين درخواست ازايران صورت بگيرد،بايد سخاوتمندانه عمل كرد.نه فقط جمهوري اسلامي ايران، بلكه هر كشور ديگري كه مدعي است مي‌خواهد نقشي در صلح و امنيت جهاني عليه تروريسم داشته باشد. طبيعتا ما تجربه مقابله با تروريسم را داريم . جمهوري اسلامي به خاطرامنيت عراق حتي مذاكراتي هم با آمريكا در موضع امنيت داشته و نشان داده است مساله امنيت عراق براي ايران مهم است.

جان كلام :

داعش با اشاره آمريكا و با هدف باج‌گيري از دولت و ملت عراق و زمينه‌سازي براي بازگشت مجدد نيروهاي آمريكايي به صحنه امنيتي و نظامي عراق به شهرهاي مختلف اين كشورحمله كرده است. مجموعه رخدادهاي اخير عراق نشان مي‌دهد كه يك فتنه سازمان‌يافته براي ايجاد تقابل ميان شيعه و سني و در نهايت تجزيه‌ عراق به سه اقليم مختلف در حال شكل‌گيري است.

در طول دو سال اخير داعش در كشتار مردم سوريه و هتك حرمت اماكن مقدسه از هيچ جنايتي فروگذار نكرد و رسانه‌هاي غربي و عربي و فضاي مجازي نيز در ارائه يك تصوير دهشتناك از داعش از تمام ظرفيت خود استفاده كردند. به‌نظر مي‌رسد هدف از چنين كاري اين است كه داعش را يك سازمان انقلابي و اسلامي نزد افكار عمومي به تصويركشانده و آن‌گاه وانمود كنند كه اسلام واقعي همان چيزي است كه دولت اسلامي عراق و شام آن را عملياتي مي‌كند.

 

سه شنبه : 18/6/1393- 12ذي القعده 1435- 9 سپتامبر2014

 

فريادي ازجنس ابوذر - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۵:۷ بعد از ظهر

 فريادي ازجنس ابوذر                              

اسدالله افشار

هر جا پول هست فساد هم خودش را نمایان می سازد. برای مبارزه با فساد مالی باید عوامل آن را شناخت. از دیدگاه سازمانی، فساد مالی زمانی رخ می دهد که مقام های دولتی دارای قدرت زیاد، پاسخگویی ضعیف و انگیزه های منفی باشند. سطح بالای فساد مالی می تواند موجب ناکارآمدی سیاست های دولتی شود. تحقیقات نشان می دهد که فساد باعث کاهش سرمایه گذاری و در نتیجه کاهش رشد اقتصادی خواهد شد. فساد مالی می تواند فعالیت های سرمایه گذاری و اقتصادی را از شکل مولد آن به سوی رانت ها و فعالیت های زیرمیزی سوق دهد. فساد مالی می تواند موجب پرورش سازمان های رعب آوری مانند مافیا شود.

اگر بخواهیم به علل و عوامل رواج فساد مالی اشاره کنیم باید گفت اقتصاد های از بالا هدایت شده یکی از پایه های پرورش رشوه خواری و فساد مالی است. تجربه کشورهای جنوب آسیا مؤید آن است. همچنین اگر مدیران قدرت فراوان داشته باشند و در عین حال فقیر باشند تمایل به فساد مالی تشدید می شود. یکی دیگر از علل گسترش فساد خاصیت مسری بودن آن است. در تحقیق و بررسی که پارلمان ایتالیا در سال ۱۹۹۳ درباره فساد مالی مافیا انجام داده است مشخص شد اعتقاد به این که دیگران هم همین کار را می کنند یکی از دلایل مکرر فساد مالی بوده است. رفتار مبتنی برفساد دربین پاره اي ازمقامات بي تقواي بالا تأثیری فراتراز پیامدهای مستقیم ناشی ازآن رفتاردارد ، لذا سرنخ فساد را باید بین برخي ازنامديران ارشد ونامقامات بالا جست وجو کرد. اصلاح ساختار و مبارزه با فساد سیستم اداری خواسته مهم مردم درتمامی جوامع و وظیفه مهم و قطعي دولت‌هاست. فرقی هم نمی‌کند که ساختار حاکم از چه نوعی باشد و مرام و مسلک مردمان چه باشد. مهم آن است که در سیستم حاکم بر جامعه، فساد نباشد و مردم تلاش برای ریشه‌کن کردن فساد و کوتاه کردن دست مفسدان از گلوگاه‌های مهم اقتصادی و شریان‌های حیاتی جامعه را در عمل و رفتار مسئولان ببینند و باور کنند که آنها فقط به شعار و وعده بسنده نمی‌کنند. مردم انتظاردارند محاكمه اين دسته ازمفسدان كه با توجه به موقعيت و انتصاب نسبي و سببي آن ها به برخي از مسئوولان عالي رتبه حكومتي ؛ باعث شده است به بيت المال دست اندازي نمايند ، علني برگزار و شائبه اي دراين خصوص دراذهان بوجود نيايد تاهمه چيزشفاف درديد جامعه قرارگيرد وهركس ازظن خود خيال بافي وتحليل سازي ننمايد! اين حق مردم است تا بدانند درپشت صحنه محاكمه اين يقه سفيدها چه مي گذرد كه پس ازخروج ازدادگاه باز گردن كلفتي مي نمايند وبراي نظام اسلامي خط ونشان مي كشند! قوه قضائيه بايد دراين زمينه شفاف سازي نمايد ومردم را محرم وامين نظام تلقي واطلاعاتي درخورشأن اين مردم ارائه كند ، تا آرامش روحي ورواني جامعه ارتقا يابد. معاون اول رئیس‌جمهوردراواخراردبيهشت ماه 1393، اعلام کرد دولت یازدهم در مبارزه با فساد شعار نمی‌دهد بلکه عمل می‌کند، بطور طبیعی امید به بهبود اوضاع در دل مردم تقویت شد. این امیدواری به کسانی که دولت یازدهم را برای خدمتگزاری به مردم انتخاب کرده‌ بودند منحصر نیست و هر ایرانی با هر اعتقادی از اینکه دولت مستقر بدنبال مبارزه با فساد است خوشحال و دلگرم می‌شود اما اگر همزمان با این وعده و شعار دلگرم‌کننده، شواهدی حاکی از نفوذ و جولان مفسدان را مشاهده کنند، نه تنها در تحقق وعده مسئولان تردید می‌کنند، بلکه نگران سرمایه‌های مادی و معنوی جامعه می‌شوند که در معرض دستبرد مفسدان قرار گیرد.یک نمونه از این وضعیت، بحث معوقات بانکی است که دیر زمانی است سبب دغدغه مردم و شعار مسئولان شده است. مردم بارها شنیده‌اند که معوقات بانکی به مرز خطرناکی رسیده است و کسی هم اقدام جدی برای بازستاندن آنها بعمل نمی‌آورد. بانک‌ها عملا اقدام موثری برای استیفای حقوق مردم نمی‌کنند و در نتیجه بدهی‌ بدهکاران روز بروز بیشتر می‌شود. امنیت اقتصادی، امنیت سرمایه‌گذاری و عباراتی از این قبیل عملا دستمایه و بهانه‌ای شده برای حاشیه امن کلان بدهکاران بانکی! نتیجه این روش نامتعارف و غیرقانونی، رشد شتابزده و نگران‌کننده معوقات بانکی است بگونه‌ای که براساس برخی آمارها، حدود یک پنجم نقدینگی در گردش جامعه، اکنون بصورت معوقات بانکی در دست عده‌ای کلان سرمایه‌دار قرار دارد! طرفه آنکه همین آمار هم بصورت صحیح و دقیق اعلام نمی‌شود! در برخی خبرها و گفته‌ها، از صد هزار میلیارد تومان سخن گفته می‌شود! در برخی دیگر از پنجاه هزار میلیارد تومان! این تفاوت شگرف و خیره‌کننده از کجا ناشی می‌شود!؟ آیا اعلام عدد و رقم صحیح و دقیق برای مسئولان سیستم بانکی ناممکن و مشکل است!؟ یا اعلام دقیق آن به دلایلی صلاح نیست!؟ در حالیکه هیچکس نمی‌تواند منکر این موضوع شود که سرمایه بانک‌ها اعم از سرمایه در گردش و معوقات بانکی، سرمایه کشور و سرمایه مردم است، بی‌خبری مردم  و دادن اطلاعات ضد و نقیض به آنها چه توجیهی دارد!؟ وضعيت اقتصادي كشور طي سه دهه گذشته دچار مشكلات مزمن بوده است. گراني ، تورم وبيكاري مردم را آزار مي‌دهد. بايد براي مبارزه با اخلال در نظام اقتصادي كشور در بعد حكومتي به جنگ جهل، غفلت و تباني و دسيسه رفت و احكام دقيق قضائي در اين مورد را خواستارو اجرا نمود . دراين ارتباط برادر عزيز وهمكارمطبوعاتي دلسوزم جناب آقاي انبارلويي بيش ازيك دهه كتب و مقالاتي را به چاپ رسانده واز بيت المال و حقوق اين مردم آگاهانه دفاع نموده است وچون ابوذردرصحنه حاضراست وتا نتيجه نگرفته ازاعتقاد درست وپاكش دست برنداشته وهمچنان      مي نويسد ومي گويد: « نگارنده از 10 سال پيش تاكنون با نوشتن مقالات متعدد اين ادعا را مطرح كرده كه بودجه هيچ دولتي پس ازانقلاب دچار كسري نبوده و مدعي است نقض اصل 53 قانون اساسي و عدم ساماندهي ماليه عمومي منشأ كسر بودجه دولت است. از طريق رفع اين نقيصه مي‌توان كسري بودجه را به سمت صفر برد. سال 84 كه تفريغ نفت براي اولين بار در 100 صفحه منتشر شد معلوم گرديد شش ميليارد دلار از درآمدهاي نفتي به خزانه واريز نشده است. همچنين معلوم شد فروش نفت در داخل در گردش خزانه و فرآيند بودجه‌نويسي و بودجه‌ريزي ديده نشده است. احصاي همين دو قلم نجومي كافي بود كه براي اولين بار اثبات شود بودجه كل كشور در سال 83 دچار كسري نبوده است و به همين دليل، هم در سال‌هاي قبل و هم در سال‌هاي بعد به توهم كسري بودجه خاتمه داده شد. اما متاسفانه دستگاه‌هاي نظارتي به اين مهم از زاويه اخلال در نظام اقتصادي كشور نگاه نكردند...  اكنون دولت بودجه 93 را اجرا مي‌كند. بزودي بودجه كل كشور در سال 94 تقديم مجلس مي‌شود. هنوز تفريغ بودجه سال‌هاي 90، 91 و 92 در مجلس قرائت نشده است تا به ميزان ارزيابي اين اخلال و عدم پيگيري آن در نهادهاي نظارتي بنشينيم.دولت و مجلس بايد با احياي اصل 55 قانون اساسي، به تفريغ بودجه سال‌هاي گذشته از باب رصد اخلال در نظام اقتصادي كشور عنايت ويژه كنند. اگر به مقوله اخلال رسيدند، حكم قانون را اجرا كنند و حداقل كف مجازات‌هايي را كه در قانون ديوان محاسبات در اين مورد تعريف شده، اعمال كنند.اكنون ميلياردها دلار و ميلياردها ريال ازدرآمد عمومي كشور درتصرف غيرقانوني اشخاص حقيقي و حقوقي در قالب بنگاه‌هاي دولتي و خصوصي مربوط وجود دارد كه بي‌ترديد عنوان مجرمانه تصرف در وجوه عمومي و دولتي بر آن مترتب است اما عزم جدي براي برخورد با آن از باب رفع اشكال كسري بودجه دولت ديده نمي‌شود. دولت به راحتي از تخلفات در اين مورد با ناديده گرفتن ماده 151 قانون تجارت در سازمان حسابرسي عبور مي‌كند. مجلس هم با بي‌اعتنايي به گزارش تفريغ بودجه و عدم پيگيري تخلفات بويژه تصرف در وجوه عمومي و دولتي از آن عبور مي‌كند.نتيجه اين بي‌اعتنايي، اخلال در نظام اقتصادي كشور است كه دود آن به چشم مردم مي‌رود.»

 یکشنبه : 16/6/1393- 11ذي القعده 1435- 7سپتامبر2014

 

 

 

كم رنگ شدن فلسفه وجودي صهيونيسم - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۳:۳۴ بعد از ظهر

 كم رنگ شدن فلسفه وجودي صهيونيسم                    

اسدالله افشار

 

پیروزی مقاومت اسلامی فلسطین در نوار غزه پس از 50 روز، پیروزی بسیار بزرگی است و بالاخره رژیم صهیونیستی وادار به پذیرش همه درخواستهای فلسطینیان از جمله برداشتن حصر غزه به طور کامل، بازگشایی گذرگاهها و فعال شدن فرودگاه و بندر غزه گرديد . همچنین رژیم صهیونیستی با گشایش راهی برای رفت و آمد بین کرانه باختری رود اردن و نوار غزه موافقت نموده است؛ این پیروزی باعث شد مردم نوار غزه همچنین دیگر مناطق فلسطین تحت اشغال به خیابانها آمده و به شادی و پایکوبی بپردازند.

اگر بخواهیم به ابعاد این پیروزی بپردازیم باید گفت این پیروزی نتیجه 50 روز مقاومت، بیش از2 هزار شهید، بیش از13 هزار زخمی و ویرانیهای گسترده در نوار غزه بود. این پیروزی تنها پیروزی مقاومت و ملت فلسطین نبود بلکه پیروزی محور مقاومت شامل ایران، سوریه، عراق، فلسطین و لبنان بوده و این مسأله در معادلات منطقه ای بسیار حائز اهمیت است و در کارنامه محور مقاومت ثبت خواهد شد. محور مقاومت از این پس در معادلات منطقه ای با قدرت بیشتری وارد عمل خواهد شد.

انتقاد از نتانیاهو :

پس از پذیرش آتش ‌‌بس اما اوضاع در سرزمین‌‌های اشغالی برای دولت نتانیاهو سخت و نامساعد بوده است. در این راستا دولت نتانیاهو به دلیل سیاست این رژیم در حمله به غزه از سوی احزاب رقیب به شدت تحت فشار بوده است.«زهوا گلان»، دبیرکل حزب چپ «مرتز» در کنست با انتقاد از نتانیاهو گفت که این آتش‌‌بس 50 روز با تاخیر امضا شده است. او در گفت‌وگو با خبرگزاری‌‌ها نیز گفت که نتانیاهو در تمامی عملیات خود شکست خورده و اسرائیل هزینه‌‌های بی‌‌شماری متحمل شده است. به گفته وی نتانیاهو و دولت وی هیچ عایدی از جنگ نداشته است. این در شرایطی است که برخی از راست‌‌های اسرائیلی نیز از دولت نتانیاهو انتقاد کرده‌‌اند و «دنی دنون» از حزب لیکود در گفت‌وگو با رادیو ارتش اسرائیل گفت: «بارها از خودم پرسیده‌‌ام این عملیات‌‌ها برای چه انجام شده است؟ در حالی که می‌‌شد هزینه کمتری متقبل شد؟» در مقابل اما برخی از تحلیلگران فلسطینی با حس بدبینی نسبت به اجرای مفاد آتش‌‌بس از سوی اسرائیل می‌‌گویند که باید منتظر جزئیات توافق بود. در این ارتباط «نورا عراکات»، وکیل و استاد دانشگاه جورج میسون می‌‌گوید که آتش‌‌بس قابل اطمینان نیست و اعتماد لازمه را ایجاد نمی‌‌کند.

50 روز جنگ وعيان شدن ضعف‌هاي سيا سي ، اطلاعاتي و نظامي صهيونيست ها :

رژيم صهيونيستي در خلال 50 روز جنگ به چندين نكته و ضعف‌هاي سياسي، اطلاعاتي و نيز نظامي خود پي برد. اين رژيم بار ديگر دريافت كه پس از سالها آموزش، تمرين و آمادگي هنوز هم راه‌حل كارساز براي ايستادن در مقابل مقاومت، فرهنگ و اراده و عقيده جنگاوري آن نيافته است. ارتش اين رژيم دريافت كه هنوز نتوانسته يك مفهوم عملياتي كه قادر به مقابله با تاكتيك‌هاي مقاومت باشد تعريف كند و عليرغم قدرت و امكانات كمتر مقاومت در نواز غزه در مقايسه با حزب‌الله و نيز شرايط فعلي، اما با هم نتوانسته در برابر آن موفق عمل كند.  اما ضعف اطلاعاتي رژيم صهيونيستي در زمينه حل معضل موشك‌هاي مقاومت و نيز محل دقيق تونل‌ها آشكار شد و مقاومت در اين زمينه نيز پيروز بود.  از سوي ديگر اين رژيم عليرغم برتري نظامي و تكنولوژيكي خود در برابر جنگ فرسايشي نتوانست مقاومت كند، عامل اصلي در جنگهايي از اين نوع قدرت پايداري و تحمل در برابر خسارتهاي جاني و مالي است اما اين رژيم در جنگ اخير خرافه ايستادگي جبهه داخلي خود را دريافت و اين موضوع به صورت عملي در تخليه شهرك‌هاي صهيونيستي و عدم قبول ساكنان آن براي بازگشت به خانه‌هايشان، و نيز تاييد 38 درصدي نتانياهو توسط آنها آشكار شد در حاليكه نتانياهو تا قبل از جنگ غزه از تاييد 82 درصدي برخوردار بود.

همچنين رژيم صهيونيستي دريافت كه اسطوره پايداري جبهه داخلي فلسطين قابل خدشه نيست و عليرغم نزديك به 13 هزار مجروح و نزديك به 2180 شهيد مردم غزه باز هم ايستادند، اين بدان معناست كه درهر روز تقريبا 260 نفر زخمي شدهاند.

د ستاوردهاي صهيونيست ها وجنبش مقاومت ازجنگ 50 روزه :

برخي تحليلگران اظهارداشته اند ؛ نتانیاهو می‌تواند درباب فهرست دستاوردهای خود بگوید : جنگی را که خود آغاز کرده بودیم متوقف کردیم! بیش از2000 نفراز ساکنان غزه را کشتیم ، 3 فرمانده مقاومت را از پا درآوردیم، باعث شدیم گردانهای فلسطینی موشک‌های خود را به سمت ما شلیک کنند لذا از تعداد آنان کاسته شده است و... نزدیک به 40 هزار خانه ساکنان غزه را تخریب کردیم و باعث آوارگی دوباره حدود 400 هزار فلسطینی شدیم. این فهرست دستاوردهای آقای نتانیاهو است.

اما گروه مقاومت فلسطینی درباره دستاوردهای خود می‌تواند بگوید : ما در این جنگی که بر ما تحمیل شد بیش از همیشه مقاومت کردیم، بیش از همیشه به دشمن حمله کردیم، بیش از200 نفر از نظامیان و وابستگان به آنان راازپای درآوردیم ، نزدیک به500 نفردیگرازآنان را مجروح کردیم ، چند میلیون نفرازشهروندان غاصب اسرائیل از عسقلان تا تل‌آویو و حیفا به پناهگاهها کشانده و دو ماه زندگی آنان را مختل کردیم و در حالی که از سوی جبهه عربی کمک نشدیم توانستیم از فلسطین در برابر تهاجم پرحجم دشمن دفاع نمائیم.

پايان روزهای ترکتازی اسرائیل :

روزهای ترکتازی اسرائیل به پایان خود نزدیک می‌شود، افکار عمومی جهان رفته رفته به تزویر رهبران اسرائیل وقوف می‌یابند، ملل مغرب زمین کم کم به هزینه شدن مالیاتی که می‌پردازند در کمک به اسرائیل اعتراض می‌کنند و رهبران دموکراسی‌های غربی در فایده ناچیزی که هزینه گزاف حمایت از این رژیم جنگ طلب به‌بار آورده ـ در کنار بحران‌های عریض و طویل پیاپی که تولید می‌کند ـ تردید می‌کنند. فلسفه وجودی رژیم اسرائیل رو به کمرنگ شدن است.پدیده صهیونیسم بسیار پیچیده است. انواع منافع و رقابت‌ها تقریباً در همه پایتخت‌های دول ذی نفوذ بخصوص در ایالات متحده آمریکا به گونه‌ای موثر درگیر این پدیده است. در حالی‌که صهیونیسم از هیچ کوششی برای سوار شدن بر حساسیت‌های افکار عمومی و استفاده از مطامع سیاسی دولت‌های قوی فروگذار نکرده، جهان اسلام که اصلی‌ترین قربانی تجاوزهای اسرائیل است به‌کلی میدان را برای لابی اسرائیل خالی گذاشته و حتی گاهی در همان میدانی بازی کرده که صهیونیست‌ها مکارانه برایش مهیا کرده‌اند. تنها در دهه اخیر نشانه‌هایی دیده می‌شود حاکی از توجه حامیان آرمان فلسطین به سلاح برنده افکار عمومی دنياست که نتایج فرخنده‌ آن نیز به تدریج درحال آشکار شدن است.

ضرورت اعلام جرم عليه سران رژیم صهیونیستی و حامیان آن ها :

به لحاظ حقوق بین الملل جنایات رژیم صهیونیستی دارای ابعاد روشنی است. براي رسيدگي به چنين جرائمي دردنيا اساسنامه ای به عنوان اساسنامه ی "رم" وجود دارد که با اکثریت آرای کشورها درایتالیا به  تصویب رسيده است. در واقع این اساسنامه مؤسس دیوان کیفری بین المللی مي باشد . در این اساسنامه آمده است که دادگاه یا دیوان کیفری بین المللی می تواند به چهار جنایت رسیدگی کند.اولین جنایت نسل کشی است و دومین آن  جنایت علیه بشریت و سومین آن جنایت جنگی و چهارمین جنایت نیز تجاوزاست؛ که تا حالاازتجاوز تعریفی نشده است. امروز وقتی که ما به جنایات رژیم صهیونیستی در غزه نگاه می کنیم، این جنایات وآدم کشی ها ودرندگی هادرحقیقت با سه تاازجرایمی که دراساسنامه دیوان کیفری بین المللی آمده است، منطبق می باشد. لازم به ذكراست اين ديوان در سال 2001 تأسيس گشته تا بتواند به جنایاتی که رؤسا و سران کشورها علیه مردم خودشان و یا ملت های دیگر مرتکب می شوند، رسیدگی کنند . همان گونه كه درسطورمذكوربيان شد ؛ این جنایات شامل جنایت جنگی، جنایات نسل کشی، جنایت علیه بشریت و جنایت تجاوز می باشد. در حقیقت به لحاظ حقوق بین الملل، اقدامات ددمنشانه رژیم صهیونیستی در این 50 روزمشمول سه تا از این جنایت ها است . هم نسل کشی، هم جنایت علیه بشریت و هم جنایت جنگی می باشد که مهمترین بعدش همین جنایات جنگی است.

مکانیسمی که در حقوق بین الملل وجود دارد و اساسنامه رم نيزآن را بیان داشته اين است كه  مي توان از دو راه اعلام جرم نمود و در دیوان کیفری بین المللی سران رژیم صهیونیستی و حامیان آنها را محاکمه نمود ومصونیت دیپلماتیک درآنجا اثری ندارد . جرم هم شخصی است نه به لحاظ شخصیت حقوقی بلکه به لحاظ شخصیت حقیقی عاملین یا مسببان و مباشران این جنایت در واقع محاکمه خواهند شد . اين دو راه  يكي این است که سران کشوری که این جنایت را انجام می دهند عضو این اساسنامه باشند ، وازآن جا که اسرائیل مشروعيت و اصالتش مبتني برجنایات و غصب مي باشد ، طبعا این اساسنامه راامضا نکرده است وعضو هم     نمي باشد برحسب ظاهر نمي توان آنها راتحت تعقيب ومحاكمه قرارداد!

راه دوم این است که شورای امنیت وارد عمل شود و پرونده را به دیوان کیفری بین المللی ارسال کند . و دراين خصوص نيز بايد ترديد نمود چرا كه  متأسفانه با نفوذی که انگلیس و آمریکا در شورای امنیت سازمان ملل دارند ، این اتفاق بعید به نظرمي رسد؛ ولذا تنها راه براي محاكمه اين جانيان ، همانا ، فشار افکار عمومی  مردم  و ملت ها درجهان است .

 

پنجشنبه : 1393/6/13-  8 ذي القعده 1435-  4 سپتامبر2014

اسرائيل عليه نتانياهو - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۷:۷ بعد از ظهر

 اسرائيل عليه نتانياهو                      

 اسدالله افشار

 

50روز جنگ در غزه، به کشته‌شدن دوهزارو413 فلسطینی و حدود 111هزار زخمی انجامیده است. اولین آمار منتشرشده پس از اعلام آتش‌بس در نوار غزه، حاکی است اسراییل بیش از60 هزار و 664 بار به غزه حمله کرده که هشت‌هزارو210حمله موشکی، 15هزارو739هزار حمله دریایی و 36هزارو 715مورد آنها، حملات توپخانه‌ای بوده‌اند. در طول این حملات، دوهزارو358 منزل به شکل کلی تخریب و 13هزارو644 منزل نیز به‌صورت جزیی آسیب دیده‌اند و بیش از نیم‌میلیون فلسطینی در اثراین حملات، آواره شده‌اند و بیشتر آنها در90پناهگاه وابسته به سازمان ملل زندگی می‌کنند. حجم خسارت‌های اقتصادی واردشده به غزه، سه‌میلیارد و460میلیون‌دلاربرآورد شده است.همچنین حدود 70اسراییلی درجریان این درگیری‌ها به هلاکت رسیده‌اند.

گفته می‌‌شود این توافق پس از مذاکرات چند روز گذشته بین رام‌الله و قطر حاصل شده است و حداقل خواسته‌های فلسطینی‌ها را شامل می‌شود. به موجب این توافقنامه که هنوز جزییات آن به روشنی منتشر نشده قرار است بلافاصله بعد از شروع آتش‌بس گذرگاه‌های غزه به اسراییل بازشده و ورودوخروج کالاها و اشخاص و انتقال کمک‌های فوری دارویی و غذایی شروع شود. این توافقنامه همچنین توقف حملات اسراییل به غزه و نیز ماهیگیری فلسطینی‌ها در سواحل غزه تا فاصله هفت مایل را تضمین می‌کند. گفته می‌شود قرار است درباره مسایل مهم‌تر، ازجمله بازگشایی فرودگاه غزه و تاسیس بندر و آزادی اسرای فلسطینی تا یک ماه دیگر گفت‌وگو شود. مصر و دولت خودگردان، این توافقنامه را رسما اعلام کردند اما هنوز اسراییل دراین‌باره واکنشی نشان نداده است. خالد البطش از رهبران حماس این توافق را «پیروزی کامل ملت فلسطین» دانسته و گفته است: اسراییل تعهد کرده است که تعقیب و ترور رهبران مقاومت را متوقف کند. او همچنین از مردم غزه خواست به دلیل شکسته‌شدن محاصره غزه به خیابان‌ها ریخته و با ابراز شادی، این پیروزی را جشن بگیرند.

موج شادی‌ ساکنان غزه نشان می‌دهد آنها بر این باورند آتش‌بسی که ازشامگاه سه‌شنبه 4 شهريور1393 میان حماس واسراییل به اجرا درآمده، متفاوت از آتش‌بس‌های قبلی است. اما مشکل می‌توان پیش‌بینی کرد چنین توافقی تا چه زمان دوام بیاورد؛ همان‌طور که آتش‌بس مورد توافق در اوایل ماه آگوست که به‌نظر می‌رسید پایدار باشد، چند روز بیشتر دوام نیاورد اما دست‌کم از شدت حملات کاسته شد. در شرایط فعلی، این شانس وجود دارد که محاصره تا حدودی بشکند و امکان سفر و تجارت مهیا شود؛ به این ترتیب با بازشدن بخشی از ایست‌های بازرسی مرزی، ساخته‌شدن یک بندر و اجازه ماهیگیری به ساکنان غزه و ورود کمک‌های بشردوستانه و مذاکره برای آزادی زندانیان، فضا به شکل قابل‌توجهی تغییر خواهد کرد.

جنگ 50 روزه که به شکست ارتش رژیم صهیونیستی منجر شد فصل جدیدی در فلسطین اشغالی به لحاظ مبارزاتی و سیاسی به وجود خواهد آورد. با توجه به اینکه هیچ گونه توازنی به لحاظ نظامی میان مقاومت اسلامی و ارتش رژیم صهیونیستی وجود ندارد لذا مقاومت فلسطین در کنار ملت فلسطین و اهالی غزه توانست با یک پیروزی درخشان بر ارتش رژیم صهیونیستی فائق آید این پیروزی و در طول مبارزاتشان و تا کنون اتفاق نیفتاده است.مهمترین فصلی که در این جنگ 50 روزه اتفاق افتاد این است که تمام کشورهای غربی و آمریکایی در کنار کشورهای غربی قرار گرفته اند و برخی کشورهای مرتجع کمک های مالی در اختیار اسرائیل قرار دادند و مردم غزه با تکیه بر امکانات بومی خودشان و سازوکارهای ابتدایی توانستند بر تجهیزات پیچیده صهیونیستی پیروز شوند.

بسياري از مقامات بين‌المللي و منطقه‌اي نيز از برقراري اين آتش بس استقبال كرده و آن را تبريك گفتند و اين در حالي است كه مقامات رژيم صهيونيستي نارضايتي خود را از برقراري اين آتش بس اعلام كردند.

اين توافق را مي‌توان توافقي دير هنگام در چارچوب كارشكنيهاي طرف اسرائيلي توصيف كرد چرا كه حدود دو ماه جنگ و ريختن هزاران تن مواد منفجره بر ساكنان و غير نظاميان غزه امر غير قابل قبولي بود كه واكنشهاي اعتراضي متعددي را در ميان جامعه جهاني در پي داشت. با اين حال برقراري اين توافق به عنوان يك پيروزي براي گروههاي مقاومت در نوار غزه محسوب مي‌شود.

لازم به ذكر است يكي از شروط اصلي رژيم صهيونيستي براي برقراري آتش بس فراگير در نوار غزه، خلع سلاح حماس بود كه مسئولان حماس حتي طرح اين مسئله را غيرقابل پذيرش خواندند."ابو مجاهد" سخنگوي جريان مقاومت در نوار غزه در گفتگو با خبرگزاري فلسطيني "معا" اعلام كرد كه برقراري توافق آتش بس فراگير در نوار غزه بر اساس توافقنامه 2012 صورت گرفته است. وي گفت: بازگشايي گذرگاهها با در نظر داشتن رفع محاصره نوار غزه، بازسازي نوار غزه و زير ساختها، لغو موضوع مربوط به اراضي بي‌طرف و گسترش منطقه صيد ماهي در ساحل غزه از مفاد توافقنامه اخير است. وي همچنين تاكيد كرد كه باقي مسائل مربوط به برقراري آتش بس در نوار غزه طي يك ماه آينده بررسي مي‌شود.

اعتراف رسانه‌هاي رژيم صهيونيستي به شكست در جنگ غزه :

رسانه‌هاي رژيم صهيونيستي اعلام كردند: اين رژيم بر اثر حمله به غزه و پاسخ موشكي گروههاي فلسطيني از نظر اقتصادي اجتماعي فلج شده است.به گزارش المنار، آثارحمله به غزه به روشني در فلسطين اشغالي ديده مي‌شود.افزايش بيماري‌هاي افسردگي، ديابت ومشكلات روحي ورواني وهمچنين فلج شدن اقتصادي، متلاشي شدن گردشگري و فرارصهيونيستها از شهركهاي نزديك غزه براي يافتن مناطق امن‌ترازجمله آنهاست.

شبكه ده تلويزيون اسرائيل اعلام كرده ترس ووحشت باعث شده است داروهاي آرامبخش روان واعصاب درداروخانه‌هاي فلسطين اشغالي ناياب شود، حوادث رانندگي نيز40 درصد افزايش يافته و بيماريهاي مختلف مانند ديابت و بيماري دندان به علت افزايش تنش دو برابر شده است.در حال حاضر آثار سقوط و نابودی رژیم صهیونیستی بعد از شکست در غزه کاملا نمایان است و در یک مقارنه و یک بررسی تحلیلی در مورد جنگ 50 روزه غزه مشخص است که رژیم صهیونیستی آسیب های زیادی به ملت فلسطینی وارد آورده و هزاران تن بمب بر سر مردم بی دفاع غزه پرتاب کرد ولی در عین حال مردم غزه در کنار مقاومت اسلامی قرار داشتند. در طول جنگ 50 روزه غزه فرودگاه بین المللی بین گلنون پروازهایش را متوقف کرد. تمام تاسیسات زیربنایی رژیم صهیونیستی آسیب دید. گفته می شود در این جنگ اسرائیل 10 میلیارد دلار  به دلیل سقوط بازار بورس تل آویو به پایین تر از 5 درصد آسیب اقتصادی دیده و سقوط شاخص بازار بورس در اسرائیل که یک شاخص مهم اقتصادی این رژیم است نشان می دهد اسرائیل از درون به شدت آسیب پذیر است.

درگيري داخلي دراسراييل :

طيفهاي مختلف سياسي اسرائيل از جمله حزب ليکود پس‌ از اعلام آتش‌بس به اين توافق به شدت حمله کردند. داني دانون معاون سابق وزيرجنگ اسرائيل گفت‌: «‌ملت اسرائيل از اين جنگ در حالي خارج شد که حيرت و اضطراب در چهره‌هاي اسرائيلي‌ها ديده مي‌شود. اسرائيل وارد جنگي شد که به آن تحميل شد.»وي خواستار نشست ويژه حزب ليکود در عسقلان شد تا نتايج اين عمليات بررسي شود.

 تحليلروزنامه "‌هاآرتص"از آتش‌بس :

روزنامه‌"هاآرتص"درتحليل آتش‌بس نوشت، نتانياهوازفرصت آتش‌بس استفاده کردوگريخت. کابينه اسرائيل به رياست بنيامين نتانياهو بدون مباحثات سازمان يافته يا رأي گيري و از طريق يک گفتگوي تلفني کوتاه با اعضاي کابينه کوچک اسرائيل با توافقنامه آتش‌بس با يک « سازمان تروريستي » موافقت کرد و نتانياهو از اين فرصت بهره‌برداري کرد و گريخت. براک رفيد تحليلگر سياسي روزنامه‌هاآرتص با اين جملات به آتش‌بس اعلام شده واکنش نشان داد و نوشت خود همين نتانياهو پنج سال پيش پس از حمله به نوار غزه که در آن زمان «سرب گداخته»نام داشت شعار مبارزات انتخاباتي اش اين بود که « مأموريت تکميل نشده است و بايد حماس نابود شود واوتنها شخصي است که مي‌تواند چنين کاري را انجام دهد.» تحليلگر‌هاآرتص نوشت‌: «نتانياهو مقتدرانه‌تر از آنچه که مي‌توانست، عليه حماس حرف زد اما به رويارويي با حماس ، ضعيف‌تر از آنچه که مي‌شد پايان داد. همه خواسته نتانياهو آن بود که به هر بهايي شده به آتش‌بس دست يابد و زمانيکه اين فرصت را به دست آورد از آن بهره‌برداري کرد و گريخت.»

خسارات وارده برمردم غزه : 

اگرچه درابتداي نوشتاراشاره اي كلي به آمارخسارات داشته ايم ؛اما اينك دراين بخش بصورت مشروح اما مختصرو فشرده بارديگرآنها را مرور و از نظر مي گذرانيم :

544كودك و 302 زن فلسطيني در پنجاه روز گذشته در حملات هوايي، دريايي و زميني ارتش رژيم صهيونيستي به غزه شهيد و بيش از هزاركودك نيز براي هميشه دچار نقص عضو و معلوليتهاي مختلف شده‌اند.

ارتش اسرائيل از ابتداي تهاجم به غزه 60 هزار و 664 حمله انجام داده كه 8210 حمله موشكي و 15736 شليك گلوله از توپخانه‌هاي نيروي دريايي و 36718 گلوله توپخانه زميني بوده است. 16هزارو2 واحد مسكوني ويران شده كه 2358 خانه به صورت كامل و13644 باب خانه به صورت جزيي ويران شده است.

انجمنهاي خيريه نيزازاين حملات درامان نبوده‌اندو31 انجمن خيريه كه به بيش از200 هزارنفرخدمات رساني مي‌كرد ويران شده است.بيش از 460 هزار فلسطيني نيز آواره و بي‌خانمان و در90 سرپناه متعلق به سازمان ملل متحد توزيع شده‌اند.خسارات اقتصادي مستقيم و غيرمستقيم وارده به غزه حدود 3 ميليارد و460 ميليون دلار است كه نتيجه حمله به 324 مؤسسه تجاري و صنعتي وحمله به خانه‌ها، تأسيسات شيرين سازي آب، فاضلاب، مقرهاي دولتي، مدارس، قايقهاي ماهيگيري، تأسيسات برقي، مراكز بهداشتي، جاده‌ها،خطوط آب، برق، زمينهاي كشاورزي، مؤسسات مردم نهاد، مساجد، كليساها و قبرستانهاست.

با وجود خسارت‌هاي زيادي كه ارتش رژيم صهيونيستي در جنگ 50 روزه به فلسطينيان وارد كرده اما اين رژيم نيز ضربات قابل ملاحظه‌اي از مقاومت دريافت كرده كه هلاكت 151 نظامي اسراييلي كه منابع صهيونيستي هلاكت 64 نفر را تاييد كرده‌اند از جمله آنهاست ؛ شمار تلفات نظاميان صهيونيست در تاريخ جنگ با فلسطينيان بي‌سابقه بوده است. همچنين پاسخ موشكي مقاومت فلسطين به جنايات ارتش رژيم صهيونيستي موجب فرار صهيونيست‌ها از چندين شهر و شهرك و اختلال شديد در روند اقتصادي و كاري صهيونيست‌ها در سرزمين‌هاي اشغالي شده است همچنين صدها پرواز خارجي به فلسطين اشغالي لغو شده كه همگي نشان از پيروزي مقاومت در جنگ غزه دارد.

شنبه : 1393/6/8- 3ذي القعده1435- 30 آگوست2014

 

واقعیت‌هایی در خصوص داعش - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۴:۲۵ بعد از ظهر

واقعیت‌هایی در خصوص داعش                  

اسدالله افشار

 

حمله داعش و ريشه دواندن آنها در خاک حاصلخيز خاورميانه دستاورد فکري جديدي براي منطقه خواهد داشت که در صورت عدم قطع ريشه‌هاي آن در دراز مدت خسارات جدي به بارخواهد گذاشت و مي‌تواند اولا سدي محکم در برابر پيشرفت کشورهاي اسلامي ‌باشد و ثانيا زمينه وابستگي و دخالت مستمر غرب در خاروميانه را فراهم کند.شايد بتوان اذعان کرد که در صورت اکتفا به عمليات نظامي‌در برخورد با داعش و تمام گروه‌هاي سلفي تروريستي در منطقه و مغفول واقع شدن ريشه‌يابي، نحوه پيدايش و گسترش اين گروه‌ها و از همه مهمتر چگونگي و علت پذيرفته شدنشان از سوي گروهي از افکار عمومي ‌در عراق و سوريه نمي‌توان به جنگ داعش رفت.داعش يک ايدئولوژيست که با اجراي يک عمليات نظامي ‌مدتي منفعل مي‌شود و از حرکت در سطح باز مي‌ماند و به حرکت پنهاني در عمق ادامه مي‌دهد و باز در دوره‌اي ديگر قوي تر از گذشته سربَرخواهد آورد. همانطور که با حملات نظامي ‌آمريکا و کشته شدن بن لادن، القاعده تمام نشد بلکه به شکل خشن‌تري از پيش و در قالب داعش و النصره تکامل يافت‌. بنابراين به يقين عدم برخورد ريشه‌اي و اکتفا به قطع شاخ و برگ داعش در خاورميانه، شاهد قدرت گرفتن مجدد اين گروه با همين نام ويا نامي‌ ديگر خواهيم بود که استيلايش بر وسعتي هرچند کوچک در منطقه آغازي بر ظهور قرون وسطاي ممالک اسلامي‌خواهد بود همچون قرون وسطاي غرب که با حمله ژرمن‌ها به رم و آغاز حاکميت کليسا رخ داد.

بهره برداری رژیم صهیونیستی ازتهاجم داعش به عراق :

با شروع حملات داعش در خاک عراق، بحران عراق در صدر اخبار قرار گرفت، به طوری‌که همه خبرهای دیگر را تحت‌الشعاع خود قرار داد. رژیم صهیونیستی از این شرایط بهره‌گیری کرد و حملات خود به فلسطینیان در کرانه باختری و نوار غزه را افزایش داد. به بهانه گم شدن سه جوان شهروند اسرائیل تا امروز نزدیک به 1000نفر از فلسطینیان و فعالان سیاسی دولت خودگردان فلسطین را اسیر و زندانی کرده است. بمباران غزه و بخشی از کرانه باختری از زمین و هوا ادامه دارد. به‌طوری که در ماه مبارک رمضان فلسطینیان در شرایط کامل جنگی در برابر دشمن صهیونیستی بسر بردند . نتانیاهو از فرصت به دست آمده با تهاجم داعش در عراق بهره‌گیری می‌کند و با ادامه شهرک‌سازی‌ها همراه با ویرانی روستاهای فلسطینیان، تهاجم نظامی سازمان یافته را علیه آنها ادامه می‌دهد.

«نتانیاهو»ازهجوم تروریستی داعش ـ بعثی‌های صدام در راستای سیاست پایه‌ای صهیونیست‌ها در ایجاد هرج و مرج و بحران در محیط پیرامونی خود و در داخل کشورهای عربی ـ اسلامی، بهره‌گیری می‌کند. این سیاست در سوریه سه سال آتش جنگ داخلی را شعله‌ور نگهداشت. سه کشور عربی اردن، لبنان و عراق در همسایگی سوریه را تأثیرپذیر از بحران سوریه کرد. اسرائیلی‌ها بهره بسیار از بحران و جنگ داخلی در سوریه بردند. به‌طوری‌که عقبه سیاسی ـ عربی فلسطینیان را ضعیف کردند و شکستند. اسرائیلی‌ها در استراتژی سیاسی خود به دنبال عراق ضعیف هستند و قدرتمندی این کشور را برنمی‌تابند. نتانیاهو معتقد است که جنگ تروریستی داعش ـ بعثی‌های صدام، در نهایت کشور عراق را از مدار یک کشور عربی قدرتمند در خاورمیانه جدا می‌سازد و مشکلات داخلی این کشور را مضاعف می‌کند. براساس همین استراتژیک ، نتانیاهو حملات تروریستی داعش را در راستای منافع اسرائیل ارزیابی می‌کند و از آن بهره‌گیری می‌نماید. در این برداشت کسی از تحلیگران سیاسی در منطقه و در غرب تردید ندارد که حرکت نظامی داعش ـ بعثی‌های صدام، منافع بسیاری برای رژیم صهیونیستی ایجاد کرده است.

داعش ؛ محصول مشترک عربستان، رژیم اسرائیل و آمریکا:

داعش اساسا محصول مشترک عربستان، رژیم اسرائیل و آمریکاست و خطری برای رژیم اسرائیل و عربستان تلقی نمی شود. برآیند گزارش ها نشان می دهد اندیشه تشکیل گروهک تروریستی از سال ۲۰۰۷ و پس از پیروزی درخشان حزب الله بر ارتش رژیم صهیونیستی در جنگ ۳۳ روزه توسط بندر بن سلطان رئیس سابق دستگاه اطلاعاتی عربستان مطرح شد.

بندر بن سلطان در جریان دیدار با مقامات بلند پایه موساد و سیا در فلسطین اشغالی برای مقابله با جنبش های مقاومت و کشورهای ضد صهیونیستی موضوع تشکیل جنبش‌های به ظاهر اسلامی را به عنوان تنها راهکار ضربه زدن به همگرایی شیعی و سنی مطرح کرد. بندر بن سلطان اعتقاد داشت که تشکیل گروهک‌های تروریستی با رویکرد تکفیری تقابل میان شیعه و سنی در منطقه را تشدید خواهد کرد لذا ابتداد ابوبکر البغدادی سرکرده گروهک تروریستی داعش به مدت دو سال زیر نظر افسران سازمان سیا و موساد آموزش جنگ نرم و جنگ شهری را طی کرد. به نظر می‌رسد با توجه به وابستگی مالی داعش به عربستان احتمال کمتری وجود دارد که این گروهک به عربستان حمله کند اما با توجه به وجود اختلاف میان داعش و سایر گروهک‌های تروریستی به نظر   می رسد که داعش در دراز مدت مانند القاعده با عربستان دچار اختلاف خواهد شد. از آنجایی که نگرش سرکرده های داعش کاملا تکفیری و سلفی است لذا این مجموعه با شیوه های حکومتی پادشاهی مخالفند و ممکن است در آینده مسیر خود را از عربستان جدا کنند.

سرکرده‌های داعش ؛ از نخبگان و طلایه داران ارتش حزب بعث عراق :

واقعیت‌هایی در خصوص داعش براساس آخرین اطلاعات به دست آمده از آنها از سوی منابع عراقی منتشر شده است.گروهک تروریستی موسوم به داعش در واقع اکنون در عراق شناخته شده است و همگی خوب می‌دانند واقعیت این گروهک این است که بعثی‌ها آن را اداره می‌کنند، سرکرده‌های داعش در واقع مشتی از نخبگان و طلایه داران ارتش حزب بعث عراق هستند که سلفی‌های تکفیری ضمن کادر آن در آمده‌اند، و هم اکنون می‌توان به‌جرات گفت بخش اعظم سرکرده‌های دولت اسلامی در عراق و شام موسوم به گروهک داعش را اعضای حزب بعث منحل عراق و اعضای سرویس اطلاعات نظامی ارتش سابق موسوم به استخبارات تشکیل می‌دهند، ابوبکر بغدادی و ابوایمن العراقی و ابواحمد العلوانی و ابوعبدالرحمن البیلاوی و حجی بکر از آن جمله هستند.

کل تروریسم درعراق :

اگر تعریف تروریسم در سایه عصیان و طغیان طولانی بر کل جهان معنی شود، در خصوص عراق باید بگوییم اکنون در عراق کل تروریسم در گروهکی به‌نام دولت اسلامی در عراق و شام با نام اختصاری داعش تجلی یافته است، اکنون این گروهک لباسی به‌اندازه قالب خود اگرچه کمی هم گشاد به نظر می‌رسد برای تن خود دوخته است.از سال ۲۰۰۳عراقی‌ها همه‌روزه با بدترین و ناجوانمردانه‌ترین جنایات عصر خود روبه‌رو بوده‌اند، آنها از شر مستبدترین نظام‌های جهان نفسی راحت کشیدند و بلافاصله به دامان بذری که این رژیم دیکتاتوری در عراق از خود به جای گذاشت افتادند، بذر نفاق و دودستگی و نزاع طایفه‌ای و مذهبی که حزب بعث به‌دنبال ریشه‌دار کردن آن در عراق بعد از صدام بود.

اکنون از آن بذر نهال منفور تکفیری‌ها و تندروها با اشکال و گونه‌های متفاوت و سمت‌و سوهای مختلف شکل یافته‌اند و هدفی واحد را دنبال می‌کنند و آن هدف ایجاد تفرقه و فتنه و قتل عراقی‌ها براساس اصل عقیده و دین است.

جان كلام :

حضرت آیت‌الله خامنه‌اى دردیدار با رئیس و مسؤولان عالى دستگاه قضائى اعلام داشتند: ما با دخالت آمریکایى‌ها ودیگران درمسائل داخلى عراق به‌شدت مخالفیم وآن‌ را تأیید نمى‌کنیم زیرا معتقدیم دولت وملت عراق و مرجعیت دینى این کشور توانایى تمام‌کردن این فتنه را دارند و ان‌شاءالله آن‌را تمام خواهند کرد.

سخنان رهبر معظم انقلاب ، استراتژى دقیق جمهورى اسلامى را در قبال تروریستهاى بعثى- تکفیرى و حامیان استکبارى - ارتجاعى آنها مشخص نمود. آنگونه استراتژى که برخاسته از بینش الهى و بصیرت ژرفى است که مصالح مردم عراق را بر بازی‌هاى سیاسى برترى داده و بر توانایی‌هاى مردم و مرجعیت عراق تأکید دارد.

نظام اسلامى به‌خوبى دریافته است که در پس جریان ارتجاعى و خشونت‌طلبى و وحشى داعش، کشورهاى ارتجاعى عرب و در وراى آنها رژیم صهیونیستى و حامیان آمریکایى آن ایستاده‌اند.

حامیانى که با خون مردم بی‌گناه عراق و سوریه و لبنان قصد دارند سیاستهاى منافقانه و تجزیه‌طلبانه خود را در قبال اسلام و کشورهاى اسلامى به‌ویژه عراق در زمان حاضر عملیاتى نمایند. جنایات داعش و واکنش همه علماى شیعه و سنى، نشان داد که برخلاف ادعاى انگلیس و آمریکا، در اینجا نبرد شیعه و سنى جریان ندارد بلکه گروهى وحشى به نیابت از اسراییل و ارتجاع عرب، علیه اسلام مى‌جنگند.

حتى یکى از فرماندهان بعثى تکریتى که اخیراً در شمال سامرا دستگیر شده، اعترافات تکان‌دهنده‌اى درباره تروریستهاى تکفیرى بعثى بر زبان آورده است. وى گفته افرادى که به داعش موسوم هستند، هم‌اکنون نقش فداییان صدام را براى فرمانده لشکرهاى سابق صدام بازى مى‌کنند.

ازهمین روبودکه حتى عدنان العرعور،ازعلماى منتفّذ سلفى درسوریه، درواکنش به اقدامات داعش،در مصاحبه‌اى بیان کرد : براى ما روشن شده است که نیروهاى داعش همه توافقات را زیر پا مى‌گذارند و به کشتن مجاهدین راه حق مبادرت مى‌ورزند. آنها خائنانى هستند که تلاش مى‌کنند تا با تکفیر علما، امت اسلامى را از وجود علما پاک کنند.

 

دوشنبه : 1393/6/3- 28شوال1435- 25جولاي2014

انتظارات بجاي مردم - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۳:۴۵ بعد از ظهر

                   

اسدالله افشار

دوم شهريور هر سال آغاز هفته دولت است که روز پايانى آن سالروز شهادت محمد على رجايى؛ رئِس جمهور و محمد جواد باهنر؛ نخست وزير وقت ايران در سال 1360 است.شهيدان رجايى و باهنرتشکيل دهندگان نخستين دولت ايران پس از يکدست شدن جمهورى اسلامى ايران که پس ازخروج دولتمردان عصر حکومت موقت و دولت ابوالحسن بنى صدراستقراريافت. ازاين جهت دولت رجايى و باهنرآغازعصر تازه جمهورى اسلامى بشمار ميرود و شهادت آنها ضايعه اى است که دولت و مردم ايران هر سال به ياد آن در سوگ مى نشينند.هفته دولت ، فرصتى است تا لختى تأمل کنيم و به آن چه درگذرشتابزده زمان پنهان مانده ، نظرافکنيم. بايد رنج وتلاش مسوولان متعهد کشوررا ارج نهيم، خدمت هاى ناديدنى دولت مردان خدمت گزارو صاحب منصبان درد آشنا را سپاس گوييم و به همه تلاش گران و زحمت کشان نظام جمهورى اسلامى خسته نباشيد بگوييم.

اينك باعنايت به اين مناسبت نكاتي را با جناب دكترروحاني رييس محترم دولت مطرح ودرميان مي گذاريم باشد كه مورد توجه ايشان قرارگيرد :

1- یکی از انتظارات بجای مردم از دولت و نظام اسلامی، ایجاد سیستم اقتصادی سالم است که سرمایه ها را به گونه صحیح به کار گیرد و پایه های اقتصادی استوار را بنا نهد. با وجود تلاش فراوان دولتمردان ، هنوز این نیاز اساسی اقتصادِ بیمارگونه ما به طورآشکار جلوه گراست. البته از مشکلات داخلی و خارجی نظام نباید غافل شد.به هر روی، برای برپایی سیستم اقتصادی سالم و پایدار نیاز به تلاش عمومی و به کارگیری تمام توان های بالقوه جامعه است. دولت با بسیج نیروهای متخصص و با تجربه می تواند براین مشکل فایق آید.

2-  جامعه مطلوب، جامعه ای است که دولتمردانش با مردم همدل و همنوا باشند و در راه رسیدن به کرامت انسانی و استقلال همه جانبه تلاش کنند. برای این منظور یکی از طرح هایی مهم دولت بايد به کار گرفتن سرمایه های مردم برای پایه ریزی اقتصادی سالم و مستقل باشد . مشارکت ملی مردم در طرح های اقتصادی رشد مناسبی داشته است ولی به حدّ مطلوب نرسیده و دولتِ خدمتگزار باید با ایجاد جاذبه های مادی و معنوی، مردم را به مشارکت های جدی و عمومی فرا بخواند.

3- یکی از مهم ترین پایه های اقتدار هر دولت و حکومتی، «امنیت» است. تعیین میزان واقعیِ اقتدار سیاسی و ثباتِ داخلی از طریق این عامل قابل ارزیابی و ارزشگذاری است. این امر در کشور ما، نه تنها از لحاظ سیاسی و اصول حکومت داری دارای اهمیت است، بلکه از جهت اقتصادی و فرهنگی نیز بسیار مهم است. لذا تمام ارکان جامعه هوشیارانه باید مواظب بوده، از تنش ها و عملکردهایی که باعث ایجاد ناامنی می شود بپرهیزند.

4- یکی از محورهای اصلیِ توسعه، عدالت اجتماعی است. تقسیم عادلانه ثروت و به کارگیری یکسانِ توانایی های جامعه با هدف دست یابی به توسعه ای هماهنگ و فراگیر، از جمله شاخصه های عدالت اجتماعی است. خواسته مردم از دولت و نظام اسلامی، ریشه کن کردن بی عدالتی و ایجاد بستری سالم برای تقسیم عادلانه امکانات و فرصت ها و اجرای عدالت اجتماعی در عرصه های گوناگون است.

از اهداف اصلی حکومت اسلامی، برپایی قسط و عدالت اجتماعی است. اجرای درست عدالت در جامعه و بهره‏مندی تمامی مردمان از امکانات موجود، اصلی‏ترین عامل اجتماعی حرکت جامعه انسانی به سوی تعالی است. بنابراین، وظیفه دولت اسلامی است که در تأمین عدالت اجتماعی تلاش کند.

مسئولان باید به دنبال عدالت باشند. دنبال آسان کردن زندگی برای طبقات مستضعف و محروم و پابرهنه باشند؛ کسانی که در روز خطر این مملکت را نجات دادند.

جناب روحاني چرافكري به حال اقشاركم درآمد نمي نماييد ؟ چرا فاصله حقوق مديران درهردستگاه باهم اختلاف فاحش دارند وچرا فاصله حقوق مديران با كارمندان و كارشناسان گاهي اوقات به چند ده ميليون تومان مي رسد؟ خوبست بررسي اين بي عدالتي را ازنهاد رياست جمهوري آغازتا بدانيد درحوزه مديريتي كلان حضرت عالي چه مي گذرد ؟ گويا برخي ازچاپلوسان موجب فيلترينگ شما گشته ونمي گذارند كسي ازكاركنان به شما نزديك شده وداد خودشان را ازظلم پاره اي ازمديران نهاد مطرح نمايند! وا...درقيامت مسئول هستيد وبايد درپيشگاه خداوند سبحان درظلمي كه به ايشان رفته پاسخگوباشيد. آيا مي دانيد بازنشستگان كشوروحتي بازنشستگان دستگاه جناب عالي چگونه زندگي مي گذرانند؟ چراآقاي بانك وجناب نهاونديان كه الحمدلله هردوايشان ازمكنت فراوان برخوردارند- نسبت به حال زيردستانشان بي خبروكم اهميت هستند! رسيدگي به اين امور يعني عدالت اجتماعي ، يعني مبارزه با فقر، تبعيض وفساد. جناب روحاني آيا خبرداريد مديران شما نيز پاي خود را جاي پاي مديران دولت سابق گذاشته و درحمله به بيت المال گوي سبقت را ازيكديگرربوده اند و پشت به پشت براي چپاول ازبيت المال ، ازيكديگرحمايت غارتگرانه كرده و با عناويني چون مشاور و مديركل خودرا مقام كرده و حقوق هاي 3ميليوني خود را بعضا به 7 تا 10ميليون رسانده اند؟! آيا اين است معناي نظام هماهنگ پرداخت ؟ آيا تا به حال فكر كرده ايد چرا همه عاشق پست مديريت شده اند وچرا مديران دودستي ميزمديريت را گرفته ورها نمي كنند وحتي حاضرند به خاطرآن تملق وچاپلوسي نمايند وحق را درحوزه مسئوليتي خود قرباني نمايند؟! والله اگرحكومت علي بن ابيطالب (ع) بود اين متملقان چاپلوس جايگاهي دراين دستگاه نداشتند. جناب روحاني تاديرنشده آتش جهنم را ازدامان خود دور وحوزه مديريت كلان مجموعه نهاد را به اهلش واسپاريد كه طمعي نسبت به بيت المال نداشته باشد. اميدوارم اين مقاله نيزكه درد دل كاركنان وبازنشستگان نهاد مي باشد موردعنايت ديوان محاسبان قرارگيرد.      

5- خوش‏بختانه رهبر معظم انقلاب با اتکا به تجربه‏های ارزشمند اجرایی و تیزبینی خاص خویش، کوشیده است با نظارت دقیق بر عملکرد دولت‏مردان و نمایاندن نقاط قوّت و ضعف آنها، با بیان هشدارها، رهنمودها و راه‏کارها، دولت را برای رسیدن به اهداف چشم‏اندازی روشن و امیدبخش یاری رساند. ایشان همواره با طرح خواسته‏هایی چون مبارزه دولت‏مردان با مثلث شوم فقر و فساد و تبعیض و طرح‏های دیگر، به تبیین سیاست‏های صحیح نظام پرداخته است. نگارنده اميدواراست دولت اعتدال باجديت دراين مسيرحركت وشكاف هاي طبقاتي را كمترنمايد.

6- از ديگر مسئوليت هاي دولت در برابر شهروند آن است كه براي اصلاح جامعه تلاش كند. تلاش براي اصلاح جامعه از اصول اساسي نه تنها دولتمردان بلكه هر انساني است. ارزش و اعتبار اصلاحات تا آن اندازه است كه بعثت هاي پياپي پيامبران تنها براي اين منظور انجام شده است. هر دولتي موظف است همانند هر فرد مسلمان در حوزه اصلاح فردي (تزكيه) و اجتماعي تلاش كند و جلوي هرگونه فساد و تباهي و پديده هاي ناهنجار اجتماعي را بگيرد اين مساله همان چيزي است كه امام حسين(ع) آن را انگيزه قيام خود برشمرده است و مي فرمايد. انما خرجت لاصلاح امت جدي؛ من تنها براي اصلاحات در رفتار و هنجارهاي امت جدم قيام كرده و خروج بر دولت ظالم نموده ام. بنابراين اصلاح جامعه وجلوگيري از فساد و يا گسترش آن از وظايف دولت اسلامي است كه قرآن در آيه 205 سوره بقره بدان اشاره دارد.

7- حفظ نسل و توجه به آموزش و تربيت كودكان و نوجوانان از مهم ترين وظايف دولت اسلامي است. آموزش ها به گونه ايي باشد كه هويت اسلامي نوجوانان و جوانان حفظ شود. البته در آيات قرآن از حفظ نسل به مفهوم كلي و گسترده آن سخن رفته است كه هم به بخش تشويق مردم به توليد نسل است و هم به معناي محافظت بر اصول اسلامي و آموزش و تربيت آنان است. حفظ نسل از آن رو ضروري است كه بدون نسل امت از ميان مي رود و بدون آموزش و ايجاد بسترهاي لازم جامعه پذيري جامعه دچار بحران هويت مي شود. از اين روست كه قرآن بر حفظ نسل تاكيد مي ورزد. (بقره آيه 205)

8- ازديگر وظايف دولت در حوزه اقتصادي، مهار توليد و توزيع ارزاق عمومي و نيازهاي ضروري انسان و جوامع بشري در شرايط بحراني و شرايطي است كه گمانه بحران مي رود. (يوسف آيه 47)

قرآن دولت ها و حاكماني كه به امور اقتصادي مردم رسيدگي نمي كنند و به وضعيت اقتصادي جامعه و امت بي توجهي مي كنند سرزنش و نكوهش مي كند. (نساء آيه 53)

به هر حال از وظايف حكومت و دولت هاست كه در حوزه اقتصادي به ويژه كشاورزي كه رزق و روزي مردم را تامين مي كند اهتمام داشته و براي آن برنامه ريزي دقيق ارايه دهند و بر حفظ و گسترش آن بكوشند. (بقره آيه 205)

9- دولت بدون منتقد وعدم رعايت حقوق منتقدان ؛ دولتي بدون چشم و گوش، زبان و دستاني قدرتمند خواهد بود که با وجود تمام انرژي نهفته دروني توانايي تبديل پتانسيل‌هاي موجود به فعليت‌هاي موعود را نخواهد داشت . فضاي نقد درکشور يک ضرورت است و دولت بايد پذيرش آن را داشته باشد. اگر فضاي نقد و بررسي در کشور نباشد کشور با مشکلات جدي روبه رو خواهد شد.نبايد فراموش شود که دولت فاقد منتقد درمعناي منسجم ، هدفمند ، هوشمندانه و هوشيارانه سازدردنياي مدرن امروزمحکوم به پرداخت هزينه‌هاي گزاف است . نبايد انتظارداشته باشيم که هيچ کس هيچ چيزي نگويد وانتقادي نکند اما بعضي افراد که انتقاد کردند به کم سوادي وديگرالقاب متصف و متهم شوندكه اين نوع نگاه ونگرش تبعات منفي به دنبال دارد.رئيس جمهوربايد دراين زمينه سعه صدر بيشتري ازخود نشان دهد. شعارهاي اين دولت مغاير با رفتارها و اعمالش است.قطعا تخریب با نقد متفاوت است و دولت باید ازنقد عملکرد خود استقبال کند. در جامعه ما نخبگان بسیاری وجود دارند که نقدهای دلسوزانه‌ای به دولت داشته و هیچ‌گاه هدفشان تخریب نیست.اگرکسی را قبول نداریم نباید وی را متهم کنیم تا فضای کشور منطقی باقی بماند. باید ازنقد‌ها استفاده کنند. حیات جامعه و نشاط آن منوط به وجود فضای نقد است و باید تفاوت میان نقد و تخریب قایل شد. حق نداریم منتقد خود را کم سواد معرفي و به جهنم برويدخطاب کنیم‌.

جان كلام :

با توجه به آنچه بيان شد؛ مردم انتظار دارند حضور رئيس جمهور محترم، وزرا و ديگر دولتمردان در جامعه، حضوري نشاط آفرين و اميد بخش باشد زيرا بطور طبيعي افراد جامعه، از مشكلات، خصوصا مشكلات اقتصادي، آگاه هستند و شايد بيش از بسياري از مسئولان، آن را با تمام وجود لمس مي‌كنند. بنابراين بيان دردها و مشكلات توسط مسئولان و يا خداي ناكرده سياه نمايي، نه تنها پيامد مثبتي ندارد بلكه چه بسا موجب ايجاد دلسردي درجامعه و تكرار بيان به ارث بردن شرايط دشواراز دولت گذشته و مرثيه خالي بودن خزانه يا ... در نهايت رشد جوانه‌هاي "اميد" را در جامعه كند خواهد ساخت علاوه بر آنكه سودي هم نخواهد بخشيد .

 

شنبه : 1393/6/1-  26شوال1435- 23آگوست2014

 

 

 

 

 

آمریکا ؛ تهدید کننده وتخریب گرصلح - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۵:۱۷ بعد از ظهر
آمریکا ؛ تهدید کننده وتخریب گرصلح اسدالله افشار نقش آمریکا درجهان وتأثیرآن برآمریکا دگرگون شده است . بسیاری، این تغییرات را نتیجه رویدادهای دهشتناک یازدهم سپتامبر می‌پندارند و اینکه از آن پس، ما درجهان یکسره تازه‌ای به سر می‌بریم. آیا واقعا چنین است؟ كارشناسان تردید دارند! خطر روزافزون تروریسم و تلاش‌های مشترک بسیاری از دولت‌ها برای رویارویی با این خطر، بی‌گمان بُعد تازه و مهمی به سیاست‌های جهانی افزوده است. با وجود این، امروزه ویژگی بنیادین سیاست‌های جهانی و نقش جهانی آمریکا، نه برخاسته از رخدادهای سال 2001 در نیویورک و واشنگتن، بلکه مولود رویدادهای یک دهه پیش درمسکو است. فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی وپایان جنگ سرد، سه شاخصه محوری جغرافیای سیاسی ومحیط استراتژیک را دگرگون کرده است؛ نخست، ساختار قدرت جهانی؛ دوم، مبانی صف‌آرایی و دشمنی کشورها؛ سوم، الگوی غالب جنگ در جهان. این تحولات به گونه‌ای چشمگیر بر نقش آمریکا در سیاست‌های جهانی اثر گذاشته است. آشکار شدن چهره واقعی اوباما وآمريكا : آشکارتر شدن چهره واقعی اوباما به عنوان رئیس‌جمهور مدعی تغییر و اصلاح وضع گذشته است. اوباما از بدو ورود به صحنه تبلیغات انتخاباتی برای تصدی پست ریاست‌جمهوری در آمریکا، به گونه‌ای شعارهای تغییر در سیاست‌های داخلی و خارجی آمریکا و اصلاح روابط با دیگر دولت‌ها و ملت‌ها و به ویژه ملت ایران را سر داد که عده‌ای تصور کردند اوباما یک پدیده نو در تاریخ سیاست آمریکا خواهد بود. در همان ایام این نگاه نیز وجود داشت که اوباما یک بازیگرروی صحنه است و شرایط آمریکا اینگونه اقتضا می‌کند که اوباما با چهره‌ای متفاوت از بوش و دیگر رؤسای جنگ‌طلب آمریکا ایفای نقش کند. طی یک سال گذشته رفتارهای سیاسی اوباما در قبال مسائل جهانی و به ویژه در قبال ملت ایران، نشان داد که هیچ تغییر راهبردی در سیاست‌های آمریکا به وجود نیامده و آنچه مطرح شده جنبه تاکتیکی داشته و عمدتاً با هدف فریب افکار عمومی انجام شده است. البته این آشکار شدن چهره واقعی را باید یک دستاورد برای نظام اسلامی به حساب آورد. هوشیاری و درایت رهبر معظم انقلاب اسلامی و ملت عظیم‌‌الشأن ایران در قبال رفتارهای فریبکارانه سردمداران کاخ سفید، در نهایت چهره واقعی آنان را در دوره جدید نمایان ساخت. افراد ساده‌اندیش در ایران، به قدرت رسیدن اوباما با شعار تغییر را برای ایران یک فرصت ارزیابی کرده و معتقد به برداشتن گام‌های عملی از سوی ایران برای اصلاح روابط با آمریکا بودند. اکنون با کنار رفتن پرده‌ها و آشکار شدن چهره و ماهیت واقعی اوباما، نادرستی این قبیل تحلیل‌ها به اثبات رسیده است. نشانه‌های سقوط دولت آمريكا : درسایه سیاست‌های جنگ‌طلبانه و غیرمسئولانه کاخ سفید در چند دهه اخیر، امپراطوری آمریکا از بزرگ‌ترین اعتباردهنده وثروتمندترین کشور دنیا به بدهکارترین دولت دنیا تبدیل شده است. به علاوه مردم آمریکا بیش ازهمه ازمشکلاتی نظیر نابرابری اقتصادی، بیکاری، فقدان آزادی‌های مدنی، سانسور رسانه‌ای ومعضلات متعدد مربوط به زیرساخت‌های اجتماعی رنج می‌برند.اینک شاخص‌ترین نشانه‌های سقوط دولت آمريكا در برابر چشمان ماست. ما شاهد رشد الگیارشی در جهت تصاحب قدرت اقتصادی و سیاسی هستیم. یک درصد جمعیت ثروتمند، هم‌اینک بیش از 90 درصد شهروندان واقع در انتهای لیست، دارایی دارند. این نابرابری اقتصادی مطمئناً از زمان دوره رکود بزرگ اقتصاد آمریکا، بی‌نظیراست. به علاوه، اگرهیلاری کلینتون در انتخابات آتی رئیس‌جمهور شود، کنترل کاخ سفید در 24 سال گذشته تنها در دستان دو خانواده، جابه‌جا گردیده است. بدهی‌های اقتصادی هنگفت دولت آمريكا که اکثراً به منابع اقتصادی چین مرتبط است، ما را ازاین نکته غافل نموده که جنگ‌افروزی‌های بی‌نتیجه درسراسردنیا وصرف هزینه‌های هنگفت درپروژه‌های بی‌نتیجه، می‌تواند تا چه حد زمینه سقوطآمريكا را فراهم کند و سال‌هاست که آزادی‌های دموکراتیک مردم آمريكا درسایه شعار امنیت ملی، پایمال و یا محدود می‌گردد. و در سایه افول خدمات عمومی ارائه شده به شهروندان در حوزه سلامت وآموزش وپرورش ومسکن، زندگی روزمره ده‌ها میلیون شهروند آمریکایی،‌وخیم‌تراز گذشته گردیده است. دررسانه‌های آمريكا نیزشاهدیم که برنامه‌های سرگرم‌کننده و مفرح جایی را برای ارائه برنامه‌های نقد و بررسی پیرامون مسایل ملی و سیاسی همراه با توجه به رویدادهای خارج ازایالات متحده باقی نگذاشته‌اند. و در نهایت نیز مردم آمريكا به جای دیدن اخباردر رسانه‌ها باید به مشاهده برنامه‌هایی مبتذل و سخیف و اراجیف در این بخش‌های خبری، تن در دهند. سیا ست کاخ سفید برپایه نقض حقوق انسان‌ها : تحلیلگران مسائل سیاسی بر این باورند که سیاست کاخ سفید تاکنون بر پایه نقض حقوق انسان‌ها با استفاده از حربه فرافکنی استوار بوده است. در واقع آمریکا طی سال‌های اخیر سعی کرده است تا با متهم کردن دیگر کشورها به نقض حقوق بشر و گمراه کردن اذهان عمومی، در سکوت و آرامش، ابتدایی‌ترین حقوق انسان‌ها را سلب کند. جنایات انجام شده درابوغریب ، گوانتانامو ، بگرام و... فقط گوشه‌ای از موارد نقض حقوق بشر توسط آمریکاست.جالب آنکه این جنایات ضدبشری دقیقاً زمانی انجام می‌شد که سیاستمداران واشنگتن با استفاده از هجمه گسترده تبلیغاتی، آنچه را که ازآن با عنوان نقض حقوق بشر در دیگر کشورها یاد می‌کردند، زیرذره‌بین قرارداده بودند.سازمان‌های حقوقی ومدنی جهانی علناًموارد نقض حقوق بشر توسط آمریکا را به باد انتقاد گرفته‌اند و خواستار و رسیدگی به این موضوع شده‌اند. این درحالیست که نمی‌توان به آسانی از موضوع‌های جنجال‌برانگیزی چون انتشاربیش از400 هزارسند محرمانه دررابطه با جنگ عراق و افغانستان گذشت. اگرچه هنوز نقاط تاریک بسیاری وجوددارد كه درحقايق پشت پرده این افشاگری نهفته است،اما می‌توان به جرأت گفت که برخی اسنادکه مستقیماً از رفتار وحشیانه نظامیان آمریکایی در کشورهای فوق‌الذکرپرده برداشت، به شدت واشنگتن را به چالش كشانده است. آمریکا درمسیر قهقرائی : بررسیهای آکادمیک نشان می دهد که درپرتو رفتارهای قیم مآبانه آمریکا در سایر کشورها مدل رشد و توسعه و الگوی حقوق بشر و دمکراسی آمریکائی کمترین محبوبیتی ندارد و کمتر هواخواهی در جهان پیدا می کند و سیاستمداران آمریکائی نگرانند که گویا آمریکا در مسیر قهقرائی و عدم محبوبیت قرار گرفته است. شکست سیاستهای دولتمردان آمريكايي و دستیارانش بویژه درصحنه داخلی که مشخصا باکسری موازنه تجاری کسری بودجه و ناکامی دراداره کشور بنمایش گذاشته شده باعث واگرائی بیشترشده ودیگر سالهاست که آمریکا حتی برای متحدینش هم الگوی مناسبی محسوب نمی شود. “فیگارو” دراین زمینه هشدار می دهد که آمریکا سعی دارد خود را عامل ثبات و تضمین کننده صلح جهانی معرفی کند ولی دنیا شاهد آنست که آمریکا بعنوان تهدید کننده و تخریب گرصلح عمل می نماید. سناتور “شوک هاگل” در آکادمی دیپلماتیک واشنگتن صریحا از یک نگرانی بزرگ پرده برداشت وخاطرنشان ساخت که افول شهرت واعتبار آمریکا به مرزهای وحشتناک رسیده واگرعلل وریشه های آن به درستی درک نشود نسل آینده مجبوراست با بحرانهای خطرناکتری دست و پنجه نرم کند. روند افول اقبال جهانی آمریکا از میان ارقام نظرسنجی ها بخوبی قابل ارزیابی است. سه شنبه : 28/5/1393- 22شوال1435- 19آگوست2014
جامعه اخلاق محور - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۸:۵ بعد از ظهر

جامعه اخلاق محور                                   

اسدالله افشار

 

جامعه شناسان معتقدند ارتباطات به عنوان سنگ بنای یک جامعه، شاه کلید قوام و توسعه یک جامعه است تا به پویایی ، توسعه یافتگی و رفاه برسد و با ترنم اخلاق ، از میوه شیرین عدالت اجتماعی برخوردار شود . بنابراین، این جامعه باید دارای ارتباطاتی پویا ، منحصر و کاملاً نظام مند باشد . یکی از عوامل مهمی که این ارتباطات را زیبا، توانمند و پرظرفیت می کند ، ارتباطاتی با جنس اخلاق است که ارتباطات جامعه را آغشته به رنگ فرهنگ می کند . زمانی که مردم به شیوه های ارتباط برقرار کردن و تمامی ارزشها و هنجارهای آن آشنا هستند ، در قالب قوانین ، آداب و رسوم ، سنتها و عرفیات ، این احکام قابل پیاده سازی است .

اگر مردم این ارتباطات را از سر عشق و رعایت ادب و تاسی به ارزشهای معنوی برقرار کردند، آن هنگام جامعه میل و گرایشی به اخلاق محور شدن دارد . برای نمونه ، زمانی که شهروندان یک جامعه ، قانون آن جامعه و آداب و رسوم را می دانند، معاشرت را بلدند و می توانند آن را در ارتباطاتشان به کار گیرند، تنها به یک مرحله از رشد یافتگی رسیده اند . اگر این امور مناسب  و شایسته به کار گرفته شود ، این جامعه به اخلاق محور شدن ، تمایل پیدا می کند .

زمانی که فردی قوانین راهنمایی رانندگی را می داند و در ارتباط با رانندگان دیگر به این قوانین احترام می گذارد ، به آن باور دارد و آنها را اجرا می کند ، یک سطح از اخلاق اجتماعی است اما اگر این رعایت کردن همراه با ادبیات رفتاری محترمانه باشد ، نشان می دهد که این جامعه به سوی اخلاق مند شدن میل دارد. اجتماع اخلاقی فراتر از همه قوانین ، هنجارها ، سنتها و معاشرتها که موجب ارتباط پویا و توسعه یافته می شود ، به اخلاقیات پایبند است ؛ بدین معنا که دارای خلق و خویی همراه با شأن انسانی و در کشور ما متناسب با ادبیات دینی و معنوی ما مسلمانان و ادبیات ملی ما ایرانیهاست .

چنین جامعه ای ، جامعه اخلاق محور است . تحقق این جامعه اخلاق محور شرط دارد . زمانی که نیازهای این افراد و شهروندان در سطوح پایین برطرف شده باشد ، براساس مثلث نیازهای «آبراهام مازلو» این شهروند از سطح برطرف کردن نیازهای اولیه مانند پوشاک ، خوراک و امنیت برخوردار است و برای تحقق یک جامعه آقامنش و با وجاهت ، تلاش می کند . جامعه اگر به سطح برطرف کردن نیازهای وجاهتی خودش رسید ، آماده اخلاق مند شدن است . جامعه وجاهت طلب و تکریم جو، جامعه ای اخلاق محور است.

حضرت امام (ره) به عنوان رهبر انقلاب اسلامی ، با رشد و تکاملی که در شخصیت فردی خود داشتند ، توانستند تحولات بزرگی را در تحقق جامعه ای ارزشی و اخلاقی رقم بزنند . حضرت امام(ره) در فضای اخلاقی خودش و در نظام و سامانه تعریف شده اخلاقی اجتماعی خودش، کاملاً ساده بود. در زندگی ایشان زر و تزویر نبود . حتی زمانی که ایشان می خواست ابراز احساسات کند، اصلاً از پیچیدگی برخوردار نبود و علایم و نمادهای پیچیده ای را در گفتگو و صحبت با دیگران نشان نمی داد . «سادگی» اساس یک اخلاق اجتماعی است. انسانهایی هم که ساده زیست بوده و به زر و زیور دل نبستند، در عرصه اخلاق اجتماعی بویژه در نزد مردم الگو بوده اند.

اما متأسفانه این الگو توسط کسانی همچون خواص، نخبگان، مسؤولان و مدیران، در حوزه های مختلف مدیریتی، آموزشی ، دانشگاهی و رسانه ای به درستی معرفی نشده و زیبایی و سادگی این الگوها در جامعه تقویت نشده است . از این جهت ما ، شاید جزو کسانی هستیم که در معرفی و الگودهی شخصیت حضرت امام (ره) کم کاری کرده ایم . بسیاری از شاخصهای بنیادی تربیتی ، ازاین الگوی بزرگ قابل گسترش در جامعه بود که از آن استفاده نشد و اگر به جامعه برگردیم ، ردپایی از الگوی ارزشمند حضرت امام(ره) را در سطوح مختلف شاهد نیستیم .

برای ایجاد روحیه نشاط و امیدواری در جامعه باید تمامی تلاشها را به کار ببندیم تا به نقطه مطلوب برسیم. اما توجه به واقعیت کنونی جامعه، زیرساختهای مناسب برای تحقق این جامعه اخلاقی فراهم نیست . کار مطالعاتی و پژوهشی در این عرصه، کار شناسایی سره از ناسره و جامعه پذیری و فرهنگ پذیری مردم، کم است. در حال حاضر، در کلانشهرها نبود اخلاق اسلامی که باید آراسته به آن باشیم ، کاملاً مشهود است.

متأسفانه ارتباطات ناسالم شهری و وابستگی به فرهنگ غربی موجب شده جای خالی این اخلاق نمایان باشد. کارشناسان جامعه شناس ؛ تحقق اجتماع اخلاقی را کمی دشوار می بینند ، زیرا با توجه به این شرایط ، فضاهای دانشگاهی، نظام آموزش و پرورش ، فضاهای آموزش تربیت خانوادگی و رسانه های ما تمایلی جدی برای تحقق جامعه اخلاقی نداشته و ندارند . این مجموعه ها نه تنها وحدت نظر ندارند و سیستمی هم عمل نمی کنند ، بلکه حرکت آنها دراین خصوص جزیره ای است . ریسمانهای هم را نیزرشته می کنند .

جان کلام :

صاحب نظران علوم اجتماعی معتقدند ؛ اگر برنامه ریزیهای ما براساس برنامه ریزیهایی باشد که به سمت کرامت انسانی برود، جامعه اخلاق محور، استراتژی موفقی خواهد بود زیرا هیچ چیزی جای اخلاق به ویژه اخلاق آراسته به ادبیات غنی دینی و ملی ما را نمی گیرد و انصافاً سرمایه ای ارزشمند است که اگر آن را از دست ندهیم    برنده ایم.

 

 

دوشنبه : 1393/5/27- 21شوال1435- 18آگوست 2014

 

 

آمريكا ، عراق ، داعش - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۳:۴ بعد از ظهر

آمريكا ، عراق ، داعش                           

اسدالله افشار

 

مدت زماني است كه عراق و شامات در آتش دروغ و تباني، خيانت و توطئه مي‌سوزد. مردماني مسلمان گرفتار قهر زمين شده‌اند. گويي بر تارك آنان خون، بدبختي، درد و حرمان نقش بسته است. آنچه دردوماهه اخير در عراق اتفاق افتاده و بيش ازآن در سوريه رخ داده گويي جنايت انسان خونريز در متن بشريت امري متعارف شده است. پيدايش داعش طي بيش از يك سال نيازمند آسيب شناسي جدي است.اگربه عمق آن توجه كنيم و فارغ ازهرگونه تعصب يا تعلق فكري به اين واقعه و حادثه تلخ بنگريم، بي‌تفاوتي قدرت‌هاي جهاني نسبت به مردم مظلوم سوريه و عراق، تباني شرم‌آور برخي دولت‌هاي منطقه از جمله تركيه، عربستان و امارات، رفتار پارادوكسيكال ايالات متحده امريكا و انگليس، جاه طلبي‌هاي تفكر بعثي دردوجامعه شامات و بين النهرين، همه و همه داراي نقش جدي بوده است.

یکدست نبودن بافت سیاسی در عراق و عدم همراهی سیاستمداران عراقی با بدنه حکومتی در مبارزه با تروریسم موجب شد تا ناگهان گروه داعش بر بخش‌هایی از این کشور تسلط بابد و دست به جنایت‌های وحشیانه‌ای بزند.در این میان نمی‌توان به آسانی از نقش سوء برخی کشورهای عرب منطقه و در رأس آنها عربستان سعودی در شعله‌ور شدن آتش بحران در عراق ،گذشت.اما به باور کارشناسان عربستان هم از خطرات ایجاد شده توسط داعش و دیگر گروه‌های تروریستی مورد حمایت ریاض در امان نخواهد بود.

شناخت ماهیت داعش :

كارشناسان اموربين الملل معتقدند ؛ محورهاى زیر براى شناخت ماهیت داعش حائزاهمیت است:

- داعش یک تفاوت اساسى با القاعده دارد. القاعده داراى اصالت ذاتى است ؛ اگرچه مورد سوء استفاده غرب هم قرار مى‌گیرد. اما هسته اصلى داعش ساخته و پرداخته سرویسهاى اطلاعاتى و امنیتى مى‌باشد که اهداف بزرگى ازجمله اسلام‌هراسى براى آن تعریف شده است.

- گروهک داعش خاستگاه فکرى و ایدئولوژیکى خیلى قوى ندارد و افراد آن بسیار سطحى‌نگر هستند.

- به نظر مى‌رسد بحث تشکیل خلافت اسلامى را بیشتر با هدف کسب موقعیت در جوامع اسلامى مطرح مى‌کنند.

وجوه مشخصه گروه داعش :

ترديدي وجود ندارد كه آنچه باعث شد در مدتي بسيار كوتاه نام گروه تروريستي داعش بر سر زبان‌ها بيافتد، ميزان قساوت و جنايت‌هاي وحشيانه اعضاي اين گروه عليه مردم سوريه و عراق بود. گروهي كه به وجود آورندگان آن به طور عمد تلاش كردند چنان چهره ترسناكي از اعضاي اين گروه به جهانيان عرضه كنند كه علاوه برآنكه به عنوان پشتوانه‌اي براي موفقيت در عمليات‌هاي جنايتكارانه آنان در آينده مورد استفاده قرار مي‌گيرد، رعب و وحشت ناشي ازعملكرد آنان وافكار متحجرانه وافراطي اين گروه كه به نام دين اسلام عرضه مي‌شود ، آنها را به عنوان چهره واقعي مسلمانان به جهانيان معرفي نمايد.

بحران داعش که طی دو ماهه اخیر باعث کشته شدن دست کم هزاران نفر در عراق شده است، بار دیگر نشان داد مدعیان دموکراسی در جهان و متحدان آن تا چه اندازه به فرآیندهای دموکراتیک پایبندند.

 داعش، درواقع روی دیگری از چهره دموکراسی خواهانه واشنگتن است که در مقابل افکارعمومی جهان قرار گرفته و گویی همان «پنجه آهنین» درچارچوب تعبیررهبرمعظم انقلاب است که این هفته هاي اخير در عراق از «دستکش مخملی» بیرون افتاده است.

داعش دربستر افکار و عقاید فرقه سلفی تکفیری :

داعش ساخته و پرداخته سرویس‌های اطلاعاتی آمریکا، رژیم صهیونیستی، برخی از کشورهای غربی و اروپایی است ؛ لکن این جریان در بستر افکار از عقاید فرقه سلفی تکفیری شکل‌گرفته که پیش از این، جنایات‌شان در تاریخ ، از ظرفیت‌ها و قابلیت‌های تفرقه‌انگیزی و آدم‌کشی و ارتکاب هر نوع جنایت در جهان اسلام ، خبر می‌داد. غربی‌ها و آمریکا‌یی‌ها، برای تخریب چهره اسلام در عصر ارتباطات و مقابله با امواج بیداری اسلامی نشئت گرفته از انقلاب اسلامی و روند پرشتاب همگرایی‌ میان مسلمانان ، فرقه سلفی تکفیری را بهترین ابزار در میان خود مسلمانان یافته و با کمک دولت‌های مرتجعی چون آل‌سعود ، به تجهیز و به کارگیری آنان در راستای مقاصدشان روی آورده‌اند.شواهد امر و روند تحولات میدانی در عراق طی هفته هاي گذشته، نشان می‌دهد این فریب‌خوردگان به هیچ‌یک از اهداف‌شان نخواهند رسید و جز هلاکت یا فرار، راه دیگری پیش‌رو ندارند.

از نکات قابل‌توجه درخصوص داعش، پرونده سراسر سیاه و توأم با قتل و جنایت فرقه‌ای است که از ابتدای شکل‌گیری و تشکیل امارت اسلامی در منطقه نجد ، اینک در سوریه و عراق به دنبال‌ تشکیل حکومت اسلامی دیگری است! مروری براین پرونده سیاه که دستان پیراستعمار انگلیس خبیث درپشت آن قراردارد، نشان می‌دهد که چرا در مقطع کنونی نظام سلطه و به‌ویژه آمریکا به این جریان برای آتش‌افروزی در جهان اسلام دل بسته‌اند.

داعش، يك گروه تروريستي و بي‌رحم :

حملات جنگنده‌هاي آمريكا به مواضع گروه تروريستي داعش در عراق درحالي صورت پذيرفت كه ناظران و تحليل‌گران مسائل عراق، اين حملات را بي‌تاثير و بيشتر نمايشي دانستند به گونه‌اي كه حتي برخي مقام‌هاي آمريكايي نيز بر بي‌خاصيت بودن اين حملات تأكيد كرده‌اند.

جان مك كين سناتورجمهوريخواه آمريكايي وهمچنين رئيس سابق ستادارتش آمريكاازجمله كساني هستندكه حملات آمريكابه داعش رابي‌حاصل دانسته‌اند.

واقعيت اين است كه آمريكا اراده‌اي براي از بين بردن داعش ندارد چرا كه خود غربي‌ها اين گروه تروريستي را همچون موارد مشابه متعدد ديگر، به وجود آورده‌اند تا از آن براي پيشبرد اهداف سياسي و مقاصد استعماري خود بهره ببرند.

داعش، يك گروه تروريستي و بي‌رحم است كه پس از آغاز توطئه غرب و ارتجاع عرب عليه حكومت دمشق در سوريه تأسيس شد. آمريكايي‌ها به همراه متحدان منطقه‌اي خود، هنگامي كه امكان حمله مستقيم براي ساقط كردن حكومت سوريه را نيافتند سياست خود را بر ايجاد گروههاي شورشي و تجهيز و تسليح آنها قرار دادند و در مدت سه سال انواع و اقسام سلاح‌ها و كمك‌هاي مالي را در اختيار اين گروهها قرار دادند كه نتيجه آن، ظهور گروه‌هاي تروريستي، نظير داعش، النصره و امثال آنها بوده است.

اين، واقعيتي است كه چند مقام آمريكايي از جمله هيلاري كلينتون، وزير خارجه سابق اين كشور نيز به آن تاكيد كرده‌اند. كلينتون اخيراً در مصاحبه‌اي اذعان كرده است داعش ساخته و پرداخته آمريكايي هاست و حتي قرار بود در صورت سقوط حكومت سوريه، داعش به عنوان جانشين آن حكومت توسط غرب به رسميت شناخته شود.

رفتار آمريكائيها در برابر تحولات اخير عراق و سكوت آنها در برابر پيشروي داعش به شكل واضح بيانگر اين موضوع است كه اولاً واشنگتن از اقدامات داعش ناخشنود نيست و دوم اينكه، واشنگتن از اين گروه استفاده ابزاري مي‌كند.درحالي كه گروه داعش با وحشيانه‌ترين شكل شهرهاي عراق را مورد تاخت و تاز قرار داده و تكان دهنده‌ترين جنايات را مرتكب شده است اما اوباما تنها به اين اظهارات بسنده كرد كه بحران عراق از طريق سياسي قابل حل است!

جان كلام :

ایران هراسی، شیعه هراسی و سنی هراسی همه طرح های آمریکایی- صهیونیستی است و داعش نیز پول می‌گیرد و اهداف گوناگون خود را دنبال می‌کند. به یقین داعش وقتی موفق می‌شود که سنی و شیعه درگیر باشند ودرغیر این صورت، همه انرژی خود را صرف نابودی رژیم صهیونیستی و مبارزه با طرح های استعماری می‌کرد. اگر مسلمانان همیشه با هم درگیر باشند نظام سلطه می تواند از آن سود ببرد. شعار جمهوری اسلامی ایران و فریاد حضرت امام (ره) نیز همین است که باید وحدت میان امت اسلامی حفظ شود.

پس می توان نتیجه گرفت که پایگاه مردمی برای داعش سرنوشت ساز است و عشایر سنی و شیعه و کرد نباید اجازه دهند این گروه جایگاهی پیدا کند. والبته سازمان ملل متحد هم باید در این راه به عراق کمک کند. جامعه بین المللی مسئول است و نباید اجازه دهد آمریکا و برخی طرف‌های منطقه‌ای و رژیم صهیونیستی با جان و مال مردم منطقه بازی کنند. تاریخ قضاوت خواهد کرد چه کسانی در روند مبارزه با تروریسم خیانت کردند.

 

شنبه : 1393/5/25- 19شوال1435- 16آگوست2014

 

رييس جمهور نقدپذيربا شند - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۳:۱۲ بعد از ظهر

رييس جمهور نقدپذيربا شند                           

اسدالله افشار

رئيس جمهورروحاني روزسه شنبه 21مردادماه1393 در همايش سالانه سفرا و نمايندگي‌هاي ايران در خارج به شدت از برخي منتقدان داخلي سياست خارجي دولت انتقاد کرد. ايشان در سخناني شديد اللحن با به کار بردن عباراتي خاص گفت : «عده‌اي شعار سياسي مي‌دهند اما بزدل سياسي‌ هستند هر وقت مذاکره مي‌شود، مي‌گويند مي‌لرزيم،به جهنم، برويد جاي گرم که نلرزيد، خدا شما را ترسو و لرزان آفريده است

درباره این بخش ازسخنان تأمل برانگيزرييس جمهورروحاني به عنوان رييس دولت اعتدال نكاتي درمیان است كه درذيل به آنها اشاره مي گردد:

1- ادبيات برگرفته درسخنان جناب روحاني ادبيات مناسبي به عنوان يك رييس جمهور فرهيخته وحقوقدان ودركسوت روحاني هيچ تناسبي با شأن حقيقي وحقوقي ايشان نداشته وندارد ! ازايشان انتظاراست بامتانت واخلاق وادب اعتدالي سخن گفته ومنتقدان را بااين ادبيات تخطئه ننمايند!

2- اي كاش رييس جمهور بجاي عصبانيت و پرخاشگري پرده از راز اين ادبيات تند و غيراعتدالي برداشته ومنتقدان را  با هوشمندي و درايت به سمت منطق و خردورزي هدايت مي نمودند و راه درست انتقاد كردن را به منتقدان يادآورمي شدند وازجاده اعتدال نيزخارج نمي شدند تا بارديگر مواضع ايشان اززبان يك حقوقدان رنگ وبوي استدال داشته باشد تا خوي خشونت ونظام گري! اميدوارم رييس جمهور حقوقدان بماند وهرگز هوس سرهنگ شدن ننمايد!

3-  به زعم كارشناسان وقتی دیروز رئیس جمهور پشت تریبون قرار گرفت و سخنرانی تندی ایراد کرد باعث شگفتی بسیاری شد و این ادبیات از نگاه آنان خاطرات دولت گذشته را برایشان تداعی کرد و البته نگرانی از این موضوع بین اذهان عمومی ایجاد شد که نکند این طرز ادبیات در میان روسای جمهور باب شده است؟ جالب اینجاست دولتی که همواره براین موضوع تاکید داشته و دارد که هشت سال گذشته دیگر بازنمی گردد حال از دوران گذشته نیز پیشی گرفته و حتی درادبیات ولحن سخنرانی نیزبسیار شیبه دولت گذشته است.

4- آقاي روحاني خود بهتر مي دانند که این چنین سخنان تشنج آفرين نه تنها سودي براي دولت و جامعه ندارد بلكه جامعه را از اعتدال خارج كرده و به ورطه افراطی گری می کشاند و فضا را برای رادیکال‌های جناح‌های سیاسی رند وطماع باز می کند. صاحب نظران معتقدند ؛ در شرایط کنونی فضای سیاسی کشور به گونه‌ای بوده است که معتدلین همه جناح ها توانسته‌اند با کنار رفتن غبارهای سیاسی خودی نشان دهند و فعال تر شوند اما چنین ادبیاتی نوعی هموار کردن راه برای ورود دوباره رادیکال‌ها به جای راندن آنهاست.

5- به نظرمی رسد دولت وشخص رييس جمهور محترم درزمینه برخورد با منتقدین باید با سعه صدربیشتری عمل کند. يادمانم نرفته است كه در گذشته منتقدان از سوی رئیس جمهور بی سواد خطاب شدند و امروز نیز با ادبيات ديگري مورد لطف واقع شده اند. درحالي كه نيك مي دانيم درچنين شرايطي ، ایجاد فضایی سالم و همراه با تفاهم و تعامل می‌تواند منتقدین را بیشتر به سمت فضایی عقلانی و واقع بینانه سوق دهد موجبات رحمت و وحدت را پديد آورد و هماني شود كه مدنظردولت وحاكميت است.

6- دولت بدون منتقد وعدم رعايت حقوق منتقدان ؛ دولتي بدون چشم و گوش، زبان و دستاني قدرتمند خواهد بود که با وجود تمام انرژي نهفته دروني توانايي تبديل پتانسيل‌هاي موجود به فعليت‌هاي موعود را نخواهد داشت . فضاي نقد درکشور يک ضرورت است و دولت بايد پذيرش آن را داشته باشد. اگر فضاي نقد و بررسي در کشور نباشد کشور با مشکلات جدي روبه رو خواهد شد.

7- سخن زماني تأثيردارد که منتقدان به فوريت برابرآن موضع‌گيري کنند اما يک نکته نبايد فراموش شود که دولت فاقد منتقد درمعناي منسجم ، هدفمند ، هوشمندانه و هوشيارانه سازدردنياي مدرن امروزمحکوم به پرداخت هزينه‌هاي گزاف است . نبايد انتظارداشته باشيم که هيچ کس هيچ چيزي نگويد وانتقادي نکند اما بعضي افراد که انتقاد کردند به کم سوادي وديگرالقاب متصف و متهم شوندكه اين نوع نگاه ونگرش تبعات منفي به دنبال دارد.رئيس جمهوربايد در اين زمينه سعه صدر بيشتري از خود نشان دهد. شعارهاي اين دولت مغاير با رفتارها و اعمالش است.

8- قطعا تخریب با نقد متفاوت است و دولت باید ازنقد عملکرد خود استقبال کند. در جامعه ما نخبگان بسیاری وجود دارند که نقدهای دلسوزانه‌ای به دولت داشته و هیچ‌گاه هدفشان تخریب نیست.اگرکسی را قبول نداریم نباید وی را متهم کنیم تا فضای کشور منطقی باقی بماند. باید ازنقد‌ها استفاده کنند. حیات جامعه و نشاط آن منوط به وجود فضای نقد است و باید تفاوت میان نقد و تخریب قایل شد. حق نداریم منتقد خود را کم سواد معرفي و به جهنم برويدخطاب کنیم‌.

9-نقد این است که نقد فکر کنیم نه اینکه به ناقد بپردازیم. در حقیقت ما باید به " ما قال" بپردازیم نه " من قال". صحبت های رئیس جمهور بیشتر از آنکه  متوجه " آنچه گفته می شود" باشد، متوجه " آنکه می گوید"است . اینکه به منتقد بگوییم "بی سواد"یا بگوییم که از جای خاصی تغذیه می شود ، ويا "اين كه به جهنم برويد"این نقد محتوایی نیست. نقد عالمانه این است که  نقد فکر را اساس قرار دهیم و به گوینده کاری نداشته باشیم.

10- فضای امن برای نقادی ملزوماتی دارد. رئیس جمهور نباید چهره ای نشان دهند که  تحمل نقد را ندارد. شما باید تحمل نقد را نشان بدهید. به نظر من این سخنان رئیس جمهور باعث شد نقدپذیری ایشان زیر سوال برود. البته در بعضی مواقع  شرایطی پیش می آید که آدم مطلبی را بدون تحمل های اولیه بیان می کند و ما امیدواریم اکنون نیز همین باشد و رئیس جمهور نقدپذیر باشند.

ما باید به استقبال نقد و نقادی برویم ، چه خوشایند ما باشد و چه نباشد.

جان كلام :

عرصه سياست، ‌عرصه تنگ نگري و يكصدايي نيست بنابراين نبايد انتظارداشت با تغيير رئيس جمهور كه داراي تفكرات و رويه هاي متفاوت ازرئيس جمهور گذشته است،‌ همه مخالفان ساكت بنشينند و تنها نظاره گرباشند. مشاوران پرسواد آقاي رئيس جمهورحتما مطلع هستند كه نقد بهترين عامل صيقل دادن به رفتارهاي سياسي است كه ممكن است درگام هايي به خطا برود پس ترس از انتقاد ورأي مخالف نداشته باشيم و بر برج عاج ننشينيم و «ديگران» را يك سر بي سواد و... نناميم. منتقدين را نبايد با الفاظ نامناسب موردخطاب قرار داد؛ هر چند که انتقاد آنها ممكنست واقعا بي‌مورد و بي‌جا بوده و نشاني از دلسوزي براي مردم و کشور در نقدهايشان ديده نشود. و يقينا از طرف رئيس‌جمهور منتخب نيز پذيرفته شده نيست و دور از منطق و سياست‌کاري ايشان است.

چهارشنبه : 22/5/1393- 16شوال2014- 13آگوست2014

پایان دوران قدرت‌نمایی رژیم صهیونیستی - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۸:۱۵ بعد از ظهر

پایان دوران قدرت‌نمایی رژیم صهیونیستی          

 اسدالله افشار

 

كارشناسان اموربين الملل به حق اعتقاد دارند؛تهاجم اسراييل به غزه يک تصميم استراتژيک بود به اين معنا که اسراييل درارزيابي خود ازرقيب به اين نتيجه رسيده است که گروه‌هاي مقاومت درحال تقويت وتجهيز شدن هستند و نگران بود که توازن قدرت بين او ورقيب به هم بخورد لذا تلاش کرد با يک ضربه نظامي نيروهاي مقاومت را تضعيف کند و فکر مي‌کرد مي‌تواند با تمرکزي که بر غزه دارد به اين هدف برسد.

اسرائيل جرثومه خيانت است. ذاتا خائن‌اند، حال خيانت نظامي باشد که از روز پيدايش اسرائيل تا حال ادامه دارد يا خيانت سياسي باشد که هيچ قرار دادي را محترم نمي‌شمارد و يا خيانت اخلاقي و انساني که در صبرا و شتيلا و غزه در تخريب مدرسه و مسجد و منازل، مشاهده نموديم، از کشتن انسان 6 ماهه تا پير مرد 90 ساله، از پناهنده به ساختمان‌هاي سازمان ملل يا غيره.

به وجود آورندگان رژيم جعلي اسرائيل، مي‌خواهند خاورميانه در آتش و التهاب و تجاوز و تخريب باشد و امنيت و آباداني و رشد و ترقي به خود نبيند و ملت‌هاي مسلمان منطقه در برابر يکديگر قرار گيرند، اکنون سوريه در ظرف 3 سال اخير، عراق و داعش و لبنان و داعش و النصره و اسرائيل در ظرف 30 روز اخير را در برابر ديدگان خود داريم و هزينه اين تهاجم را دولت‌هاي عربي «قطر و عربستان و ترکيه» مي‌پردازند و آموزش مي‌دهند و تسهيلات را فراهم مي‌کنند.

تأييد جنايات جنگي اسرائيل درغزه :

رياست كميته‌ي بين‌المللي صليب سرخ، پيتر مائورر، مأموريت سه روزه‌اي را به غزه، اسرائيل و كرانه‌ي باختري آغاز كرد تا شخصاً شاهد هزينه‌هاي انساني درگيري‌هاي جاري باشد.آقاي مائورر مستقيماً با افراد متأثر از اين درگيري‌ها ملاقات خواهد كرد. به‌علاوه، او گفتگوهايي با مقامات ارشد اسرائيلي و فلسطيني و با مديران و داوطلبان جمعيت هلال احمر فلسطين و جمعيت ستاره‌ي داوود اسراييل، شركاي كاري كميته‌ي بين‌المللي صليب سرخ در منطقه، خواهد داشت.اين منطقه از اولويت‌هاي كميته‌ي بين‌المللي صليب سرخ از سال 1948 است. در حال حاضر اين سازمان بيش از 380 كارمند در اين منطقه دارد كه طيف وسيعي از خدمات بشردوستانه را ارائه مي‌كنند. کميسيونر عالي حقوق بشر سازمان ملل متحد اعلام کرد: قرائن بسياري وجود دارد که نشان مي‌دهد اسرائيل در جريان حملات خود به غزه مرتکب جنايت جنگي شده است. ناوي پيلاي، کميسيونر عالي حقوق بشر سازمان ملل متحد اعلام کرد:‌ حمله به کارکنان و تجهيزات امدادرساني که صرفا استفاده بشردوستانه دارد، تعرض به حقوق بين‌المللي به شمار مي‌رود و حتي ممکن است جنايت جنگي نيز به حساب آيد.پيلاي خاطرنشان کرد: تاکنون شش مدرسه سازمان ملل متحد مورد هدف حملات اسرائيل قرار گرفته و در جريان اين حملات تعداد زيادي فلسطيني از جمله زنان و کودکان کشته شده‌اند.

بحراني شدن منا سبات اسرائيل با حوزه آمريکاي لاتين :

در حوزه آمريکاي لاتين نيز رهبران اکثر کشور‌ها در زمينه عمليات نظامي اسرائيل درغزه به دولت نتانياهو شديدا تاخته‌اند. از ديلما روسف، رئيس‌جمهوري برزيل و واکنش تند دولت‌هاي شيلي، پرو و السالودار گرفته تا اظهارات تند رئيس‌جمهوري نيکاراگوئه، مناسبات اسرائيل با حوزه آمريکاي لاتين که در طول سال‌ها بهبود يافته بود، دوباره بحراني شده است.شماري از کشورهاي حوزه آمريکاي لاتين در روزهاي گذشته سفيران خود را براي آنچه که در قاموس ديپلماتيک «مشورت در پايتخت» ناميده مي‌شود، از تل آويو برگرداند.

مناسبات تازه بهبود يافته اسرائيل با ترکيه نيز در پي واکنش‌هاي شديد رجب طيب اردوغان دوباره رو به وخامت نهاده است و گردشگران اسرائيلي که تازه پس از چهار سال آرام‌آرام به ترکيه برمي گشتند، سفرهاي خود را لغو کرده‌اند . والبته از اين نكته نيز نبايد غافل شد كه ؛ نخست‌وزير ترکيه سه بار در روزهاي گذشته اسرائيل را به «نسل كشي» ،«تلاش براي انهدام غزه» و «سفيد کردن روي هيتلر» متهم کرده بود.

به خروش آمدن افکار عمومی در جهان :

در جریان تجاوز یک ماهه اخیر، عاملان رژیم اشغالگر حدود 1903 نفر از مردم غزه را که بیشترشان کودکان و زنان بی‌دفاع بودند کشتند و به مساجد و مدارس و بیمارستانها از روی قصد و با تصمیم قبلی حمله کرده و آن را از افتخارات خود دانستند. آنها چندین بار با حمله هوائی و مانند آن کودکانی را که در ساحل مشغول بازی بودند کشتند.در جریان این تجاوزات افکار عمومی در جهان به خروش آمد و اعتراض شکل جهانی به خود گرفت و حتی در لندن یکصد هزار نفر به اعتراض پرداختند و در پاریس مردم به ممنوع شدن تظاهرات وقعی ننهاده و دولت را به آزاد گذاردن تظاهرات مجبور نمودند.

هرچند دستگاههای تبلیغاتی غرب سعی می‌کردند به تجاوزات رژیم صهیونیستی مشروعیت بدهند،اما امروزه برخلاف گذشته با گسترش رسانه‌های ارتباطی،انحصارتبلیغاتی غرب شکسته شده وگروه یکپارچه دستگاههای تبلیغاتی مقاومت ورسانه‌های دولت‌های دوست مقاومت (مانند دولت‌های ونزوئلا، نیکاراگوئه و...) درآمریکای لاتین- همان گونه که درسطوربالا بيان گرديد- سفرای رژیم صهیونیستی را نیز از کشور خود اخراج نمودند و دولت‌های بی‌طرف توانستند جهانیان را از عمق ددمنشی و فریبکاری اسرائیل آگاه نمایند والبته جای بسی تأسف است که رژیم‌های مرتجع عربی ازقبیل عربستان، امارات، قطر، اردن و...هیچ اقدامی انجام ندادند وحتی گزارش‌هایی انتشار یافت که از همکاری پشت پرده این رژیم‌ها با رژیم صهیونیستی و هماهنگی قبلی با آنها برای حمله به فلسطین حکایت داشت.

ورود افکار عمومی جهانی به صحنه و فشار به دولتها برای تحت فشار قرار دادن رژیم اشغالگر قدس امروزه به یکی از سلاح‌های مقاومت فلسطین تبدیل شده و در آینده نیز نقش‌آفرینی بیشتری خواهد داشت.

پایان دوران قدرت‌نمایی رژیم صهیونیستی و آشکار شدن شکننده بودن این رژیم در مقابل فلسطینی‌ها و نیروهای مقاومت در منطقه مبين آن است كه ؛ این واقعیت‌ها تاثیر خود را بر دولت‌ها و رهبران سیاسی و افکارعمومی جهانی به جاگذاشته ومی‌گذارد و تأثیرافکار عمومی بر تصمیم‌گیری‌های محافل سیاسی جهان آشکار است.بدین ترتیب نابودی رژیم صهیونیستی هرروز به واقعیت نزدیک‌تر می‌شود،حتی هنری کیسینجر وزیر خارجه اسبق آمریکا و استراتژیست معروف آمریکایی پس از مشاهده نبرد اخیر غزه گفته است که اسرائیل به زودی از بین خواهد رفت.

آمارجنايات جنگي اسرائيل ومتحدانش درغزه : 

 به گزارش منابع مختلف، از جمله سازمان ملل، تا چهاردهم مرداد ۱۳۹۳، ۱۹۳۸فلسطینی که بیشتر آنها زنان و کودکان و غیرنظامیان بوده اند، در اثر این حملات کشته، ۷۹۲۰تن زخمی، و بیش از ۵۵۰۰۰۰نفر بی‌خانمان شده‌اند،که تعداد کثیری ازآنها در پناهگاه‌های سازمان ملل وبقیه درخیابانها وخرابه‌های غزّه زندگی می‌کنند. ازاین گذشته، پس ازبمباران بی‌امان نهادهای تصفیه و آبرسانی غزّه، هیچ کدام از اهالی آن به آب آشامیدنی از طریق لوله کشی معمولی دسترسی ندارند و آب مورد نیاز آنها باید بوسیلة نهادهای سازمان ملل و هلال احمر و دستگاه‌های مشابه تأمین گردد. چون سبعیت اسرائیلی غربی ادامه دارد، طبعاً تعداد قربانیان این توحش- با توجه به پايان آتش بس 72 ساعته ودستور نخست وزيركودك كش رژيم جعلي صهيونيستي براي از سرگيري حملات به نوارغزه- نیزروزانه درافزایش خواهدبود و تا رسانه‌ای شدن آنچه که اکنون می‌نویسم، حتماً از آمار فوق خواهد گذشت.

پيروزي سیا سی حماس ؛ خفت رژیم صهیونیستی :

در جنگ 33 روزه با لبنان و حزب‌الله که رژیم صهیونیستی به مدرن‌ترین سلاح‌های جنگی و نظامی مجهز بود، در برابر نیروی مقاومت و ایستادگی نیروهای حزب‌الله لبنان شکست خورد. از یک نقطه نظر سیاسی این جنگ آغاز پیروزی مقاومت و خفت رژیم صهیونیستی شد به طوری که در ادامه ما شاهد پیروزی نیروهای مقاومت غزه در جنگ 22 روزه 2008 نیز بودیم.در جنگ کنونی نیز یک بار دیگر شاهد پیروزی مقاومت و ایستادگی هستیم. سران رژیم صهیونیستی که با هدف پایان بخشیدن به حیات سیاسی حماس، این جنگ در غزه را آغاز کرده بودند، در سایه مقاومت، ایستادگی و عزم و اراده استوار مردم غزه نه تنها موفق به شکست جنبش حماس نشدند، بلکه مجبور به شناسایی رسمی این گروه شدند. مذاکره آ‌تش‌بس دو طرف در قاهره گواهی آشکار مبنی بر شکست طرف صهیونیستی و پیروزی نیروی مقاومت است. چرا که صهیونیست‌ها در ابتدای حمله نابودی کامل حماس را هدف خود اعلام کرده بودند اما ناچار به خارج کردن نیروهای خود از غزه و نشستن به سر میز مذاکره ولو غیرمستقیم و به رسمیت شناختن عملی حماس شدند.

جان كلام :

من  بااين انديشه ي همكاران مطبوعاتي ام موافقم؛ ما در جهانی هستیم که «قدرت»،زیستن راتعریف می‌کند و نه«حق» چگونگی زندگی را. چنین جهانی همواره در«نا امنی» بسر می‌برد. اسرائیل بازوی چنین تعریفی از جهان توسط آمریکا در منطقه خاورمیانه است. جهان «ناامن» تا آن زمان که گفتمان جهانی را صهیونیسم رقم می‌زند. خاورمیانه و فلسطین(غزه) گوشه‌ای از این سناریو و نمایش قدرت است. به خاطربسپاریدکه روزهاي خونین غزه صحنه‌ای برآمده ازگفتمان صهیونیستی بین‌المللی است. درفاصله۷ روز ۵۰۰تن بمب بر سر اهالی غزه می‌ریزند و در یک شب تا سحر بیش از ۲۰ بار هواپیماهای جنگی آمریکایی برفرازآسمان غزه می‌آیند تابمب‌های اهدایی غرب به رژیم صهیونیستی را برسر مردم بریزند! البته هنوزگنبد آهنین آمریکا نیزامنیت برای اسرائیلی‌ها نیاورده است و اسرائیل دردرون «ناامن» است. ما در جهانی نا امن هستیم تا آن زمان که گفتمان جهانی صهیونیستی است.

 

 

دوشنبه : 1393/5/20- 14شوال1435- 11آگوست2014

 

تحقق عینی حقوق بشر بین المللی - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۴:۲۰ بعد از ظهر

تحقق عینی حقوق بشر بین المللی                        

اسدالله افشار

 

آنچه امروزه حقوق بشر نامیده می شود و در اعلامیه جهانی حقوق بشر سازمان ملل در قالب سی ماده بیان شده است، فکر و اندیشه ای است که بر مبانی خاصی استوار بوده از مبادی خاصی نشأت می گیرد. این حقیقت را می توان از متن اعلامیه و نیز از سخنان و تحلیل های مدافعان آن به دست آورد. بنابراین، پذیرش این اندیشه و ایجاد نظام حقوقی بر پایه آن، یا ردّ آن و پی ریزی نظام حقوقی بر اساس اندیشه ای دیگر، در صورتی موجّه و معقول است که پیشاپیش مبانی و مبادی اندیشه حقوق بشر نقد و ارزیابی شده و در مبارزه و رویارویی با چالش ها و انتقادات، سرفراز بیرون آمده باشد. متأسفانه برخی از مدافعان حقوق بشر به جای مبانی اندیشه به انگیزه طرح اندیشه تمسک می جویند. از نظر اینان، چون اندیشه حقوق بشر در قالب یک اعلامیه جهانی، برای ایجاد آزادی، عدالت و صلح و پایان دادن به استبداد، ستم و جنگ و خونریزی، مطرح شده است پس باید مورد احترام و عمل قرار گیرد. و گاهی نیز به نقش و کارآیی آن در ایجاد صلح و امنیت میان انسان ها و ملت ها تکیه کرده و از آن به عنوان دلیل یا مؤید ضرورت پذیرش آن یاد می کنند. حال آن که کارآیی تنها ـ به فرض آن که واقعیت داشته باشد ـ یا صرف انگیزه درست، نمی تواند دلیل بر درستی و معقولیت اندیشه باشد. حقانیت آن را باید از استواری مبانی و مبادی آن نتیجه گرفت، و گرنه گاه یک فکر باطل نیز منافع و مصالحی را برای مدتی تأمین می کند، اما انسان به خود اجازه نمی دهد که چنین فکری را حق تلقی کرده و مبنای زندگی قراردهد. نمونه بارزاين نوع تفكرامروزآن چيزي است كه ما درغزه شاهد آن هستيم ومدعيان دروغين حقوق بشربا نقض آشكارآنچه خود به عنوان مباني حقوق بشراعلام كرده اند رسماً خط بطلان برآن انديشه كشيده اند(! ) وعملاً چشمان خودرابرحقايق و واقعيت هاي كنوني دنيا بسته اند تاعربده كشان بين المللي وقلدران سرمست ازقدرت شيطاني هرغلطي مي خواهند بكنند ؛ بكنند!

حقوق بشر، پایه حیات جامعه انسانی :

یک جامعه با گردهمایی افراد و گروه ها و برقراری ارتباط میان افراد آن به وجود می آید ، جامعه امروز جهانی نیز در بر دارنده روابط گسترده میان افراد می باشد . بنابراین احتیاج به ساماندهی داشته به گونه ای که تمامی نیازهای انسانی و منافع او تامین گردد و آنچه باعث تحقق این مهم می گردد ، ضرورت وجود قانون و حکومت به عنوان عنصر قدرت است . وجود قانون موجب می گردد تا صاحبان قدرت و حکومت ، سیاست ها و برنامه های اداره جامعه را به گونه ای پیش ببرند که منابع ارزشمند جامعه به طور یکسان میان اقشار جامعه تقسیم و توزیع عادلانه گردد .

این حس نیاز در طول تاریخ بشر ، همواره بر اساس حق و عدالت همراه بوده است ، از جمله حقوق آن برابری و مساوات ، آزادی عقیده ، آزادی بیان و قلم ،آزادی احزاب و انجمن ها، حفظ کرامت انسانی ، امنیت در ابعاد مختلف جانی ، شغلی ، اقتصادی ، قضایی و ... است که همه آنها پایه حیات جامعه انسانی را شکل می دهند تا بر اساس آن ، افراد بتوانند اولاً از عزت و سربلندی مواهب طبیعت به طور مساوی برخوردار شوند ثانیاً نسبت به حفظ جان ، حیثیت و حقوق مادی و معنوی خود بیم و هراسی نداشته باشد و ثالثاً بدون دغدغه خاطر استعدادهای خویش را به کار اندازند و تمایلات و ... تمنیات خویش را ارضاء نمایند .

از آن جهت که موضوع حقوق بشر ، انسان است لذا می توان گفت که حقوق بشر مقید به هیچ حد و مرز جغرافیایی ، نژادی ، مذهبی و طبقاتی نیست و تمام کانون های قدرت در همه جای دنیا باید در مقابل آن خاضع و تسلیم باشند و گفتمان حقوق بشر و مناسبات آن با فرهنگ و تمدن های دیروز و امروز جهان نیز گفتمانی است جدی و مسئولیت آفرین ، که بی توجهی به آن ضایعات و تشویش های فراوانی در سطح داخلی و بین المللی به بار می نشاند و متفکران را به چالش فرا می خواند .

همواره شکاف و فاصله طبقاتی افراد و جامعه در ابعاد مختلف اقتصادی ، اجتماعی به حدی عمیق و پیچیده بوده است که عموماً همبستگی اجتماعی و حس عدالت خواهی مردم و حقوق آنان توسط حاکمان دستخوش خطر بوده است به طوری که در طول تاریخ بیشترین صدمات وارده بر حقوق بشر از سوی صاحبان قدرت بوده است .

متاسفانه تهدید ، ناامنی ، فقر ، گرسنگی ، تجاوز ، قتل و نسل کشی انسان علیه انسان ، حلقه بغرنجی در تاریخ جامعه بشری به وجود آورده که آثار سوء آن همچنان درد بی علاج جوامع و ملت ها به حساب می آید ، به همین منظور شاید یکی از بزرگ ترین پیروزی های بشر در جهان امروز در جهت استیفای حقوق انسانی ، صدور اعلامیه ها و منشورهای جهانی حقوق بشر می باشد ؛و اين مهم نيزامروزباآنچه درگوشه وكنارجهان مي بينيم وشاهد سمعي وبصري آن هستيم رنگ باخته است !

نگرشی آزاد از مفهوم، محتوا و اجرای حقوق بشر:

در مقایسه تعبیرهای مختلف از حقوق بشردر فرهنگ های متفاوت به این نتیجه رهنمون می شود که امروزه تفکر انسان مدرن در این خصوص ریشه تاریخی دارد. حقوق متصوره برای انسان مدرن در عین ضروری بودن، حداقل حقوق انسانی است. بنابراین حق حیات، امنیت، برابری اجتماعی، آزادی سیاسی، مقابله سیاسی با ستم و رفاه، علاوه بر آنکه نمی بایست در موضوع تملک و دارایی انسان انگاشته شوند، بیانگر همه آنچه انسان ها در فرهنگ های مختلف ایجاب می کنند نیز نیست. این كتا ب در مقام استدلال بر رد مفهوم های مختلف حقوق بشر نبوده است. بلکه نگرشی آزاد از مفهوم، محتوا و اجرای حقوق بشر را نشان می دهد که به ایجاد هماهنگی بین برداشت های مختلف از حقوق بشر کمک خواهد کرد. از این رو، روش و رویکرد مناسب و سازنده در بحث حقوق بشر باید روش گفت و گو، جامع نگری و تکمیلی باشد، که پذیرش آن، به یقین در تحقق عینی حقوق بشر بین المللی مطلوب خواهد بود.

نقض حقوق بشر :

نقض حقوق بشرواستفاده سياسي از حقوق بشر براي تامين منافع شخصي به خودي خود يك نقض آشكار بوده و به ارزش هاي ذاتي انسان آسيب مي رساند. متاسفانه آنچه در مرحله کاربرداجرایی مشاهده میشود، نقض حقوق بشر بيشتر قاعده و قانون است تا استثنا.لذااين نه فقط يك وظيفه، بلكه يك اجبار براي همه افراد وگروههاست كه درمقابل نقض حقوق بشربه هر صورت، چه توسط دولت ها، چه توسط احزاب وتشکیلات سياسي ويا اشخاص صاحب نفوذ،با صداي بلند و رسا اعتراض كنند.از طرف دیگر دفاع از حقوق بشر نبايد به عنوان اسلحه اي سياسي صرف عليه برخي كشورها و گروهها استفاده شود ولی در برابر نقض آن توسط برخي ديگر سیاست بی تفاوتی اتخاذ شود.

نقد اعلامیه حقوق بشر:

اعلامیه حقوق بشر، نه‌تنها از صفت جهانی‌بودن برخوردار نیست، بلکه دارای کمبودهای درونی یا حتی تناقض‌هایی است که از دید منتقدان غربی و اسلامی آن نهان نمانده است. بنابراین درصورت صدق در نیت و تلاش صادقانه برای تدوین و اجرای اصول و قوانینی درباره حقوق بشر اولا، نیاز به بازنگری در این قانون به شدت احساس می‌شود وبرخلاف اصل جبارانه، غیرعلمی و جزم‌گرایانه آن‌که امکان هرگونه تفسیر نوین و مخالف ظواهر این اعلامیه را از میان برمی‌دارد، باید آن را از نو نوشت ولی پیش از نگارش مجدد آن و تغییر جزئی پاره‌ای از عبارات و افزودن مصطلحات نوین به آن، لازم است دیدگاه حاکم برآن و اهداف و مقاصد موردنظر از اجرای این اعلامیه را حک و اصلاح کرد. بااین‌حال چنان‌که احساس می‌شود، فعلا این امر حتی در ذهن و زبان بسیاری از فعالان این حوزه نیست، چه رسد به این‌که در دستور کار آنان قرار بگیرد.

اصلي ترين جهت مثبت اعلاميه جهاني حقوق بشر:

شايد اصلي ترين جهت مثبت اعلاميه آن باشد که آرمانهاي عالي انساني و فطري را هرچند به صورتي کلي تدوين نموده و بر اجراي آن تأکيد ورزيده است.آرمانهايي که گذشته از انساني و فطري بودنشان ، نتيجه تلاشها ومبارزات مصلحان جامعه بشري در طول تاريخ ، اعم ازپيامبران و حکيمان و ... بوده است . حداقل تأثير مثبت اين اعلاميه - حتي اگر در خارج هم عملا تحقق پيدا نکند- اين است که بر بسياري از مظالم،تبعيضها،ستمها، محدوديتها ونابرابريها،که سالها و قرنها با صورت وشکلي قانوني برمحرومين - بويژه درمغرب زمين - تحميل مي شد خط بطلان کشيد وآنها را غيرقانوني اعلام کرد ودرمقابل، اصل را برآزادي و برابري و برادري انسان نهاد .

جهات منفي اعلاميه جهاني حقوق بشر:

غير از انتقادي که به لحاظ محتوايي ممکن است نسبت به هر يک از مواد اعلاميه جداي از ساير مواد ، وجود داشته باشد ، چند انتقاد کلي به مجموعه ي اعلاميه جهاني حقوق بشر وارد است :

1- عدم صلاحيت لازم و کامل قانونگذار: در بحث از مکتب حقوقي اسلام گفتيم،که انسان مستقل از خداوند ووحي،فاقد صلاحيت کامل ولازم علمي( انسان شناختي )، اخلاقي و معنوي( دوري از خودخواهي و منفعت طلبي )وعيني وواقعي( دوري از خطا و نسيان ) براي قانونگذاري است. اين واقعيت نسبت به تدوين کنندگان اعلاميه جهاني حقوق بشر نيز صادق است.به همين سبب است که اعلاميه،علاوه برنقصها ونقضهاي محتوايي، فاقد مقبوليت عمومي وجهاني است،چرا که علاوه براختلاف نظر انسان شناختي،تدوين کنندگان اعلاميه ويا حداقل سياستگذاران اصلي وتصويب کنندگان ، نه تنها از صلاحيت کامل اخلاقي برخوردار نبوده، بلکه بعضا متهم رديف اول جنايات عليه بشريت نيز بوده اند. به عنوان مثال،تلقي خاصي که اعلاميه ازخدا ، مذهب وانسان دارد، مورد قبول بسياري ازدين باوران و يا حداقل مسلمانان ، که جمعيتي حدود يک پنجم جمعيت کره زمين را تشکيل مي دهند نيست .

2- فقدان شالوده هاي نظري: در بحث از نظام حقوقي اسلام گفتيم که يکي از ويژگي هاي يک سيستم کارآمد ، انسجام و هماهنگي بين قواعد و اجزاء سيستم با زير ساختهاي آن است . از اين جهت اعلاميه بنايي زيبا را مي ماند که مبنايي سست دارد . توضيح آن که اعلاميه بر يک جهان بيني متقن و روشني که قدرت اثبات آن را داشته باشد استوار نيست، بلکه زير بناي آن التقاطي از انديشه هاي مختلفي است که نه تک تک و نه مجموعا قدرت اثبات اصولي چون کرامت ذاتي انسان،آزادي وآزادگي او، برابري و برادري انسانها را ندارند .

تدوين کنندگان اعلاميه، اصول مذکوردرآن را بسان ميوه هاي شيرين و گوارايي ازدرخت اصلي آن ، - درخت دين و وحي و مکتب انبياء،- جدا کرده و به عاريت بردرخت مصنوعي خود نشانده اند که نه تنها هرگز چنين ميوه اي از آن نرويد، بلکه توان حفظ وتحمل چنين ميوه اي را نيز ندارد .

3- عدم هماهنگي و انسجام: اعلاميه از دو ناهماهنگي برون سيستمي و درون سيستمي بشدت رنج مي برد. از يک سو با ناديده انگاشتن اصيل ترين واقعيت هستي، يعني خداوند متعال ودرنتيجه عدم توجه به نقش اراده او درتدبير تکويني وتشريعي جهان و انسان ،ونيز ناديده گرفتن جهان آخرت وابعاد جاويد روح انساني، فقط به تنظيم ناقص بخشي ازواقعيات مربوط به زندگي انسان پرداخته است.تنظيمي که با واقعيتهاي اعتقادي بسياري ازمردم جهان سازگارنبوده و اعلاميه را در عمل خنثي مي سازد .

و ازسوي ديگر،درنتيجه همين بينش محدود وتنگ، برخي ازمواد اعلاميه نيز، به عنوان اجزاء يک سيستم ، با يکديگر تعارض دارد. به عنوان مثال مي توان ازتعارض موجود بين اعتقاد به کرامت ذاتي انسان و آزادي مطلق دراعلاميه و يا التزام به آزادي مذهبي و تساوي مطلق انسانها، ياد کرد .

توضيح آن که ازيک سو، مواد1 ،2 و 7 اعلاميه برتساوي حقوقي تمام افراد تأکيد کرده است ودرماده 16 نيزصريحا نقش مذهب درازدواج را نفي مي کند واز سوي ديگربه موجب ماده 18 ، همه مردم ازحق داشتن دين ومذهب ورفتار مذهبي، به طورمطلق برخوردارند.حال اگردر دين وآييني درامرازدواج محدوديتهاي مذهبي وجود داشته باشد،اين محدوديت به موجب ماده 18 مشروع و مقبول است و به موجب مواد1 ، 2 ، 7 و 16 نامشروع و غيرمقبول است. چرا که مخالف با اصل تساوي افراد درازدواج است. تعارض ديگر را بين ماده 18 فوق الذکر و ماده 3 مبني بر حق حيات مي توان يافت . چرا که يک هندو به موجب آيين خويش و به استناد ماده 18 حق قرباني ساختن فرزند خود را در برابر خداوند دارد در حالي که ماده 3 چنين اجازه اي را به او نمي دهد. همچنين درماده 29 اعلاميه اشکالاتي بر اصل آزادي وارد است،که به مناسبت بحث ازاين اصل به آنها خواهيم پرداخت .

4- عدم توجه به تکاليف:اعلاميه فقط به بيان حقوق  آزادي هاي افراد بسنده کرده و ازتکاليف و وظائف آنان،جزدريک ماده،آنهم به صورت کلي ومبهم،ياد نکرده است. شايد علت اين کاستي در اعلاميه را درجهان بيني پديد آورندگان وزيرساختهاي اعلاميه بتوان ريشه يابي کرد: انديشه هايي که از اثبات اين گونه تکاليف عاجزند،چرا که انسان رادرحصار تنگ دنيا، دنيايي فارغ ازخدا، زنداني کرده اند.  

تلاشهای مصلحان واقدامات حقوق بشری :

حقوق بشروارتقا کرامت فردی وجمعی انسانها همواره از دغدغه های بشر تاکنون بوده است . همچنین در راستای کرامت انسانی وحقوق بشر تا کنون تلاشهای بیشماری درشرق وغرب عالم برای احیای حقوق از دست رفته انسانهای تحت ستم به منصه ظهور رسیده که این تلاشها در جلوه های گوناگونی متبلور شده است ، اگر متفکران مشرق زمین در زمینه ماهیت حقیقت وروح بشر وسجایای معنوی ووظایف اخلاقی بشر آثار گرانبهایی از خود به جای گذارده اند دانشمندان مغرب زمین نیز در پیدایش نظریه هایی در باب روابط حکومت ومردم نقش مهمی را ایفا کرده اند .تاریخ تمدن بشر شاهد کوششهای پیامبران ،فلاسفه ومتفکرین وسایر بشر دوستان برای اعتلای حقوق وآزادیهای بشری است . منشور حمورابی که تدوین آن به سه هزار سال قبل از اسلام برمیگردد، برای تنظیم روابط شهروندان ونیز حقوق بیگانگان به وضع مقرراتی مبادرت نموده است ،همچنین منشور کورش کبیر به پاره ای از موازینی که امروزه به عنوان حقوق بشر نامیده میشوند، دارای اشارات صریحی است، این ضوابط شامل آزادی عقیده وبیان وحقوق اقلیتها می باشد. همچنین رسالت انبیا و پیامبران بزرگ در طول حیات بشرهمواره بر این اصل استوار بوده تاعلاوه بر اعتلای کلمه توحید شرایط رشد فکری را به مرتبه ای برساند تاافراد بتوانند با همزیستی مسالمت آمیز بدون ظلم وجورحاکمان ستمگر زندگی خویش را در مساوات وبرابری به سرمنزل مقصود برساند. نیز نگاه کوتاهی به زندگی پیامبر گرامی اسلام(ص) گویای آن است که آن حضرت برای دفاع از حقوق بیگانگان در عنفوان جوانی همراه با سایر جوانمردان عرب پیمان حلف الفضول را تهیه ، تدوین واجرا وحمایت فرمود و دین مبین اسلام را به عنوان دینی که در آن ملاک پیشرفت و امتیاز فقط تقوا و نیکوکاری است معرفی فرمود.

 اسلام و مساله حقوق بشر:

اسلام به‌عنوان دین مبتنی بر دو شاخه اصلی عقیده و شریعت، بویژه سابقه طولانی حضور در عرصه عملی زندگی و متن جامعه و حکومت، طبیعی است که دارای یک نظام فراگیر و جامع حقوقی – قانونی باشد و به همین دلیل طبیعی است که درصورت لزوم، به ارائه نظر خود درباره امور و مسائل مختلف بپردازد و حتی در موارد نیاز، براساس اصول خاص خود به موضع‌گیری عملی و مشارکت در تدوین و اجرای قوانین لازم اقدام کند.ازاین‌رو برخلاف تصور اولیه ناکافی، نامستند یا حتی سطحی و ناآگاهانه از حقایق این دین یا شاید بی‌انصافی و غرض‌ورزی در مواجهه با دستاوردهای آن یا تقلیل شان و قلمرو آن و … اسلام با مقولات مهم و لازمی به نام «قانون» و «حقوق» و شاخه‌ها و متفرعات آن‌ها بیگانه نیست، بلکه چنان‌که گفته شد، یکی از ارکان اصلی آن، شریعت، یعنی قانون و قانون‌گذاری است.بنابراین با توجه به این مساله، اجمالا گفته می‌شود که اسلام نه تنها می‌تواند درباره مساله حقوق بشر و مسائل مربوط به آن اظهارنظر کند، بلکه حتی می‌تواند به ارائه و طراحی این‌گونه مسائل نیز اقدام کند.

جوهره اصلی حقوق بشر:

جوهره اصلی حقوق بشر پاسداری از حیثیت انسانی است. هر انسانی فارغ از جنس، رنگ، نژاد، مذهب دارای حیثیت انسانی برابر با دیگر انسان ها است. برخورداری از حیثیت و کرامت انسانی برابر، از اصول بنیادین حقوق بشر است که در هیچ شرایطی تخصیص نمی پذیرد. بنابراین منشاء برخورداری از حقوق برابر و یکسان، حیثیت انسانی برابر و یکسان است نه تعلق به جنس، نژاد، مذهب و یا حتی خط مشی سیاسی غالب. لذا مهمترین چالش امروزین جهان مسئله توجه به مسایل حقوق بشر ومشکلات ناشی از نقض این حقوق بنیادین توسط دولتها است به حدی که به جرات میتوان ادعا کرد قرن حاضر دوره توجه به این مقوله وتشکیل دولتهایی است که حقوق بشر را در عمل بتوانند نهادینه کرده وضمانت اجرای داخلی آن را تضمین کنند. علی الاصول حق حیات و حرمت بشری پایگاه و خاستگاه حقوق بشری است که مطالعات جامعه شناختی و تاریخ اجتماعی جوامع بشری بر آن صحه می گذارد. این بررسی ها حاکی است ارتباط ، انسجام و وحدت زمینه های گوناگون حقوق بشر مانند حق حیات چنان دقیق، متقابل و همه جانبه است که تجاوز به آن در یک زمینه، به معنای تجاوز به همه این حقوق اعم از سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی است. لذا با عنایت به اهمیت روز افزون این حقوق واذعان به این امر که مباحث حقوق بین الملل عموما گرایش شدیدی به توجه به محوریت اشخاص در مقولات بین الملل یافته واخیرا تمایلات بسیاری در راستای طرح مسایل حقوق بشری در عرصه جهانی ملاحظه می شود، پرداختن به این مهم از ضروریات غیر قابل انکار می نماید .

 

چهارشنبه: 15/5/1393- 8شوال1435- 5آگوست2014

خواست رهبري؛ مبارزه بافساداقتصادي - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۸:۲۸ بعد از ظهر

خواست رهبري؛ مبارزه بافساداقتصادي                      

اسدالله افشار

 

مبارزه با مفاسد اقتصادی یكی از دغدغه‌های همیشگی و اصلی رهبر انقلاب بوده است. ایشان در دیدار با فعالان بخش‌های اقتصادی كشور در ماه مبارك رمضان 1390 به این مسئله اشاره كردند كه «متأسفانه هميشه اينجور است كه مفسد اقتصادى درمركز دولتى جاپا پيدا ميكند. يعنى يك كسى را پيدا ميكند كه به او كمك كند، به او پاس بدهد، تا او آبشار بزند. تا كسى در داخل حصار نباشد كه به آن متجاوز كمك كند، آن متجاوزنميتواند فساداقتصادى بكند.لذامسئولين دولتى موظفندنسبت به بُروزونفوذفساداقتصادى دردستگاه‌هاى دولتى بشدت حساس باشند.»

سطح بالای فساد مالی و ناکارآمدی سیاست های دولتی :

سطح بالای فساد مالی می تواند موجب ناکارآمدی سیاست های دولتی شود. تحقیقات نشان می دهد که فساد باعث کاهش سرمایه گذاری و در نتیجه کاهش رشد اقتصادی خواهد شد. فساد مالی می تواند فعالیت های سرمایه گذاری و اقتصادی را از شکل مولد آن به سوی رانت ها و فعالیت های زیرمیزی سوق دهد. فساد مالی می تواند موجب پرورش سازمان های رعب آوری مانند مافیا شود.

اگر بخواهیم به علل و عوامل رواج فساد مالی اشاره کنیم باید گفت اقتصاد های از بالا هدایت شده یکی از پایه های پرورش رشوه خواری و فساد مالی است. تجربه کشورهای جنوب آسیا مؤید آن است. همچنین اگر مدیران قدرت فراوان داشته باشند و در عین حال فقیر باشند تمایل به فساد مالی تشدید می شود. یکی دیگر از علل گسترش فساد خاصیت مسری بودن آن است. در تحقیق و بررسی که پارلمان ایتالیا در سال ۱۹۹۳ درباره فساد مالی مافیا انجام داده است مشخص شد اعتقاد به این که دیگران هم همین کار را می کنند یکی از دلایل مکرر فساد مالی بوده است. رفتار مبتنی بر فساد در بین مقامات بالا تأثیری فراتر از پیامدهای مستقیم ناشی از آن رفتار دارد ، لذاصاحب نظران معتقدند سرنخ فساد را باید بین مقامات بالا جست وجو کرد.

فساد همچون یک غده سرطانی :

فساد همچون یک غده سرطانی مدام در حال بازتولید خود به اشکال و انحای مختلف است. بررسی ها نشان داده اقتصادهای بسته قابلیت بیشتری برای بروز انواع و اشکال فساد دارند. گشودگی ساختارها و بازشناسی روندهای اجرای کار و دقت در فرایندها می تواند زمینه را برای بهبود شرایط و تقلیل بحران های فسادانگیز مالی و اداری به وجود آورد. از یاد نباید برد که فسادهای مالی تأثیر مستقیم بر رشد و تولید اقتصادی کشورها خواهد داشت و آنها را از ساختارهای بهینه و مطلوب خارج خواهد ساخت. فسادها از شفافیت برنمی خیزد، بلکه کدر و تاریک بودن جریان ها و امور است که باعث بروز فساد می شود. اساساً شیطان در تاریکی است که زاد و ولد می کند. لذا هرچه زمینه برای انجام کار پیچیده تر و تاریک تر باشد، شرایط برای فساد مهیاتر می گردد. برای برون رفت از چنین وضعیتی باید به دنبال شفاف سازی در امور اداری و مالی بود. آنگاه می توان امید داشت که شرایط بحرانی فساد جای خود را به روند سالم و پویای اقتصادی دهد. 

بزرگي دولت ها و تأثير گذاري آنها درروند فساد اداري ومالي :   

دولت و بزرگی آن به دلیل حیطه اختیارات برای مقامات سیاسی و اقتصادی و اجرایی آن دارای نفوذ و قدرت غیرقابل كنترل می‌شود به طوری كه این اختیارات و روند آن در برخی كشورهای جهان سوم باعث محدودیت حیطه بخش خصوصی می‌شود. آمار و اطلا‌عات منتشر شده در رابطه با فساد در كشورهای جهان سوم و میزان و حجم اختیارات مقامات دولتی و سازمان‌ها و شركت‌های وابسته به دولت باعث به وجود آمدن رانت‌ها و امكانات فسادآمیز شده است.

تجربه‌هادراین نوع كشورها نشان می‌دهد كه اقتصادهای متمركز(دولتی) فرصت‌های زیادی برای سو استفاده به وجود خواهد آورد. در اقتصادهای متمركز فرصت‌های فساد مالی به‌اندازه رانت‌هایی است كه بر اساس اختیارات ویژه مقام‌های دولتی و با اتخاذ تصمیمات روبرو می‌باشد.

در اقتصادهای در حال گذار، رانت‌های اقتصادی بسیار بالا‌ست زیرا مقدار دارایی‌های دولت قابل واگذاری زیاد است و چون به همان نسبت اختیارات گسترده‌ای برای مقام‌های دولتی در اقتصادهای در حال توسعه و در حال گذار تعریف شده است، علا‌وه بر این اختیارات كه نشات گرفته از قوانین و مقررات نسبتا ضعیف است همیشه قابل تغییراست واین خود منجربه سواستفاده‌هاوفرصت‌های فسادمالی می‌گردد وباعث عدم پاسخگویی مقامات خواهد شد.

بزرگی دولت شرایطی را به وجود می‌آورد كه مردم ناخودآگاه و بر اساس نیاز به دولت و سازمان‌های وابسته مراجعه كنند كه این خود باعث فساد خواهد شد زیرا بر اساس متمركز بودن دولت و مراكز تصمیم‌گیری و مقررات و دستورالعمل‌های اجرایی آن و امتیازهایی كه در دولت متمركز وجود دارد باعث رشد فساد در دستگاه اداری و پیامد آن فساد مالی خواهد شد.

مقامات و مدیران دستگاه‌های دولتی كه عمری را با سیستم دولتی و رانت‌های مربوطه همراه بوده‌اند هیچ‌گاه حاضر نیستند كه تصدی‌گیری دولت را كاهش داده و حتی مانع از اصلا‌ح امور شوند. اصل ۴۴ و بیانات مقام رهبری دقیقا در راستای سیاست‌های كلا‌ن نظام می‌باشد كه باید مورد توجه جدی و وارد عملیات اجرایی شود.

بزرگترین مفسده مالی و اقتصادی كشور:

به نظركارشناسان«بی‌انضباطی مالی» بزرگترین مفسده مالی واصلی‌ترین عامل شكل‌گیری فساد اقتصادی در كشور است. یعنی این‌كه در حوزه مالی كشور نظم و انضباط نیست. درزمینه بی‌انضباطی مالی سه پرسش مطرح می‌شود : نخستین سؤال این است كه مجموع درآمدهای كشور چقدر است؟‌ هیچ كس در كشور رقم مجموع درآمدهای كشوررا به‌صورت یك‌جا نمی‌داند.آن‌چه در مجلس به عنوان بودجه سالانه كشور تصویب می‌شود، تنها درآمدهای نفت و مالیات است. سال1390 در حوزه مالیاتی كشور، ظرفیت اخذ و دریافت سالانه 75 هزار میلیارد تومان مالیات وجود داشت، در حالی كه دولت تنها توانسته بود32 هزار میلیارد تومان آن را اخذ كند. این خود نشانه بی‌انضباطی مالی كشور است.

دومین سؤال این است كه مجموع هزینه‌های كشور در طول یك سال چقدر است؟ این رقم را هم هیچ‌كس نمی‌داند. علت اصلی این بی‌اطلاعی آن است كه حجم همه درآمدها و نحوه توزیع آنها به دلیل عدم نظارت مشخص نیست.

پرسش سوم در حوزه بی‌انضباطی مالی این است كه خروجی درآمدهای كشور چگونه هزینه می‌شود؟ نحوه هزینه‌كرد درآمدها، زمان و كیفیت اجرای پروژه‌ها، كیفیت تولید كالا و قیمت تمام شده آن در قیاس با نمونه‌های تولیدشده ازسوی رقیب مشخص نیست. میزان پایین بهره‌وری در كشور، از پیامدهای این نامشخص بودن است.

عوامل بی‌انضباطی مالی در كشور:

حجم بزرگ دولت، نبود انگیزه كافی، عدم برخورد جدی و عدم پاسخ‌گویی و نظارت در سیستم‌های مالی از جمله عوامل بی‌انضباطی مالی دركشوراست. اززمان حكومت قاجاربه بعد، متولیان اقتصاد كشور از كارشناسان و اقتصاددانان خارجی متعدد و دولت‌های مختلفی برای برقراری انضباط مالی در ایران دعوت به همكاری كردند. بسیاری آمدند و فعالیت كردند و رفتند، اما هیچ‌گاه هدف برقراری انضباط مالی در ایران محقق نشد. البته پس از پیروزی انقلاب اسلامی پیشرفت‌های نسبی در این زمینه حاصل شده است، اما همچنان با آرمان‌هایی كه در شأن و شایستگی نظام جمهوری اسلامی ایران است، فاصله وجود دارد. اگر دولت یا یكی از مسئولان در حاشیه قدرت قرار بگیرد و خودش را مبرا از مسئولیت و پاسخ‌گویی بداند، این امر آغاز شكل‌گیری فساد اقتصادی است.

برای حل این مشكل باید آمار دقیق و اطلاعات شفافی از مجموعه درآمدها و هزینه‌ها و همچنین نحوه هزینه‌كرد منابع و نتیجه‌های حاصل از آن در اختیار باشد. همزمان با آن نیز باید نظارت جامع و فراگیری را بر این فرایند اعمال كرد.

توجه و عنايت رهبر انقلاب به مفا سد اقتصادي :

در بررسي تاريخي توجه و عنايت رهبر انقلاب به اين موضوع، در سال 1380شاهد اوج توجه و اشاره‌هاي ايشان هستيم. در ميان کلمات ايشان درآن سال چهارهزارو820 واژه به تذکر و تبيين موضوع مفاسد اقتصادي اختصاص دارد؛ توجهي که در سال‌هاي بعد نيز همچنان ادامه يافته است.

"مبارزه با فساد، يك حركت و رفتار علوي است و قاطعيت علوي را لازم دارد و به فضل پروردگار مسئولاني كه دست‌اندركار اين مبارزه هستند، با الهام از اميرالمؤمنين عليه‌الصلاةوالسلام بايد اين قاطعيت را اعمال كنند و اعمال خواهند كرد.البته به بركت نام اميرالمؤمنين در اين كشور، فعاليتهايي در جهت نزديك شدن به همان الگوي درخشان انجام گرفت. يك نمونه‌ آن، همين مبارزه با مفاسد اقتصادي است. از اطراف و اكناف دنيا بلندگوهاي تبليغاتي با كمال تعجب نسبت به اين جهت گيري نظام جمهوري اسلامي حساسيت نشان دادند و با عصبانيت خود، براي ما بيش از پيش روشن و ثابت كردند كه اين حركت، حركت درستي است. مبارزه با مفاسد اقتصادي و گرايش به سمت بي‌بندوباري در امور مالي و مسائل بيت‌المال، از جمله‌ي اولين خطوط برنامه‌ اميرالمؤمنين بوده است. ما در نظام جمهوري اسلامي بايد افتخار كنيم كه اين راه را دنبال مي‌كنيم."(بيانات در حرم امام رضا عليه‌السلام 12/12/1380)

در طول سال هاي اخير اگرچه شعار مبارزه با مفاسد اقتصادي به كرات از سوي مسئولين مربوطه شنيده شده است، ‌لكن مردم درعمل شاهد اقدام جدي و موثري دراين زمينه نبوده اند وتشكيل جلسات فرمايشي و نمايشي را به هيچ وجه برآورنده‌ نظر مقام معظم رهبري در زمينه‌ مبارزه با مفاسد اقتصادي نمي دانند.

 

 

دوشنبه : 1393/5/13- 7شوال1435-  4آ گوست2014

تبیین ریشه ها و عوامل حوادث دردناک غزه - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۲:۴۶ بعد از ظهر

 تبیین ریشه ها و عوامل حوادث دردناک غزه                   

اسدالله افشار

 

راه‌پيمائي‌ها، تجمعات وتظاهرات ضد صهيونيستي كه اين روزها درسرتاسرجهان برگزارمي‌شوند به ويژه راه‌پيمائي‌هاي روز قدس كه در ايران و بسياري از كشورهاي جهان با شورخاصي برگزار شد، درعين حال كه خود آثارفراواني درحمايت ازمردم مظلوم فلسطين دارند بايد زمينه‌ساز رسيدن به راهكارهاي عملي براي ريشه كن ساختن غده سرطاني اسرائيل از منطقه خاورميانه باشند. اين رژيم در طول 66 سال موجوديت غاصبانه و نامشروع خود ، جنايت وآدم كشي وحتي كودك كشي را ده‌ها بار به اثبات رسانده كه جنايات اين روزهاي صهيونيست‌هادرغزه تازه‌ترين آنست.بنابراين،همه بايدبه همان نتيجه‌اي برسندكه امام خميني(ره) سه دهه قبل برآن تأكيد كردند و گفتند: اسرائيل بايد از صفحه روزگار محو شود.

نگرانی بزرگ غرب :

جنگ غزه 6 روزپس ازآغاز به نگرانی بزرگ غرب تبدیل شده است ازاین روعلیرغم همراهی روزهای اول هم اینک پایان دادن به این جنگ در رأس دستور کار سیاسی غرب قرار گرفته است. حضور همزمان دبیرکل سازمان ملل، وزیر خارجه فرانسه، وزیر خارجه آمریکا در قاهره و ترغیب قطر و ترکیه به یافتن راهی برای متقاعد کردن مقاومت به پایان دادن درگیری به خوبی نشان می‌دهد که غرب بشدت ازروند اوضاع نگران است واحتمال جدی می‌دهد که این جنگ تاثیراساسی روی نه تنها پرونده فلسطین بلکه سایر پرونده‌های منطقه بگذارد.كارشناسان معتقدند؛ غرب به خوبی آگاه است که فلسطینی‌ها به خاطر تجربه دهه‌های اخیر هیچگونه اعتمادی به طرف‌های غربی و عربی ندارند و از این رو هرگونه فشارامنیتی که خارج از محاسبات و بررسی‌های دقیق باشد می‌تواند به یک انفجار بزرگ تبدیل شود و سرمایه‌گذاری غرب را برای همیشه ازبین ببرد. اماآنچه دروهله اول غرب را نگران می‌کند سرایت مقاومت و روحیه تهاجمی ساکنان و سازمان‌های غزه به ساکنان و سازمانهای مناطق دیگرفلسطینی شامل کرانه باختری ، قدس، جنین و سایرمناطق1948است. نشانه‌های این مسئله کاملا مشهود است.

بن بست اسرائيل وشكست طرح اشغال کامل غزه :

تحليلگران براين باورند كه ؛ نتانیاهو محاسبه شروع حمله نظامی در غزه را با ارزیابی تشتت و اختلاف و بحران در کشورهای عربی منطقه انجام داد. نگاهی به مصر، لبنان، سوریه، اردن، عراق و عربستان این واقعیت را نشان می‌دهد که آشفتگی در این کشورها مجال بازکردن جبهه مستقل درباره غزه را به آن‌ها نمی‌دهد و           رژیم صهیونیستی از آن آگاهی دارد. تاکنون طرح جنگی نتانیاهو برای اشغال کامل غزه، خلع سلاح کامل حماس، نابودی تمامی تونل‌های عبوری نظامی و نابودی تمامی پایگاه‌ها و موشک‌های نیروهای مقاومت موفق نشده است. هنوز تمامی بخش جنوبی اسرائیل تا مرکز آن تل‌آویو زیر اصابت موشک‌های مقاومت قرار دارد.آگاهان سياسي با توجه به شرائط حاكم برغزه ابرازداشته اند ؛پیش‌ر‌وی زمینی ارتش صهیونیستی بسیار اندک است و اجرای اهداف طرح این جنگ که وزیر جنگ رژیم صهیونیستی اعلام کرده بود، اشغال کامل غزه برای مدت ۲۰روز تا یکماه و «پاک‌سازی» آن بصورت کامل بطوریکه دیگر تهدیدی برای اسرائیل نباشد و تحویل غزه بعد از اشغال کامل، به «محمود عباس» که مسئولیت غزه را داشته باشد؛كاملا شكست خورده و تا كنون این هدف محقق نگشته است !

اسرائيل و فلسطين ؛ نماد تقابل قدرت مداران و ستمديدگان :

شصت وشش سال است که اسرائيل و فلسطين به دو نماد تبديل شده‌اند. نمادتقابل قدرت مداران و ستمديدگان. آنچه امروز در غزه مي‌گذرد صحنه نمايشي است از تمامي‌آنچه در گوشه و کنار زمين رخ مي‌دهد. گويي خداوند براي مردم زجر ديده غزه رسالتي قائل شده است تا با زجر و درد خود نماد تمامي ظلمي باشند که نمي‌شنويم و نمي‌بينيم. آري، غزه نماد است. نماد يورش ظلم. غزه پرچم است. پرچم تمامي‌ مظلومين جهان. اسرائيل نيز نماد است. نماد قدرت نامشروع وبي‌اخلاق درجهان مدرن.نماد قدرت رسانه‌هايي که مي‌توانند مردم بي‌دفاع را «تروريست» و ارتش جنايتکار را «بي‌دفاع» معرفي نمايند. قدرت رسانه‌هايي که حتي تصوير زخمي‌ها و کشته‌شدگان غزه را سرقت مي‌کنند و به نام رنج مردماني از اسرائيل جا مي‌زنند. اگر رسانه‌ها مي‌توانند ظلم آشکاري مانند فلسطين و غزه را اينگونه وارونه نمايش دهند و مخاطبانشان را قانع کنند پس در ديگر رخدادها چه مي‌کنند.غزه امروزنماد است. نمادآناني که درمسير درست تاريخ حرکت مي‌کنند و آناني که در جبهه غلط ايستاده‌اند. هنگامي‌که آمريکا حتي به موضوع تحقيق و تفحص در رخدادهاي غزه نيز راي منفي مي‌دهد، مي‌توان متوجه شد که بازيگران جهاني عرصه سياست در جهان امروز در کجاي نقشه ظلم و ستم قرار گرفته‌اند و هنگامي‌که غرب پايش را از مرزهايش آن‌سوتر مي‌گذارد چه ميزان از ارزش‌هايي که درون مرزهايش محترم مي‌شمارد فاصله مي‌گيرد.

حوادث دردناك غزه ؛ ازنگاه رهبرمعظم انقلاب :

حضرت آیت الله خامنه ای ؛ عصرروزچهارشنبه اول مرداد1393 در ديدار دانشجويان دانشگاهها ومراکز    آموزش عالی به تبیین ریشه ها و عوامل حوادث دردناک غزه پرداختند كه درذيل فهرست وار به آنها اشاراتي خواهيم  داشت :

1- این جنایات خارج از تصور، واقعیت ذاتی رژیم گرگ صفت و کودک کشی است که تنها علاجش نابودی و از بین رفتن است.

2- دفاع وقیحانه آمریکا و غرب از جنایات صهیونیستها باید به عنوان یک تجربه مهم، در«شناخت، نگاه و برخورد» همه ما با غرب اثربگذارد و بفهمیم که واقعیتها و حقیقت امریکا، همین است .

3- این حوادث نمود «سیاست خشونت آشکار و مشت آهنینی» است که رژیم نامشروع و جعلی در عمر ۶۶ساله خود، بارها و بارها با افتخار و گستاخی آن را به اجرا درآورده است.

4- همانگونه که امام خمینی می فرمود اسرائیل باید از بین برود البته نابودی اسرائیل به عنوان تنها راه علاج واقعی، به معنای از بین بردن مردم یهود این منطقه نیست بلکه برای این کار منطقی، ساز و کاری عملی وجود دارد که جمهوری اسلامی آن را در مجامع بین المللی ارائه داده است.

5- براساس این ساز و کار مورد پسند ملتها، مردمی که در این منطقه زندگی می کنند و اهل و متعلق به آنجا هستند در یک رفراندوم حکومت مورد نظر خود را اعلام می کنند و از این طریق، رژیم غاصب و جعلی از بین خواهد رفت.

6- البته تا زمانی که به یاری پروردگار، این رژیم سنگدل و آدمکش نابود شود، برخورد قدرتمندانه و مقاومت قاطعانه و مسلحانه، راه علاج این رژیم ویرانگر است.

7- کسی گمان نکند اگر موشکهای غزه نبود رژیم صهیونیستی کوتاه می آمد، چرا که در کرانه باختری موشک یا تفنگ وجود ندارد و تنها سلاح مردم، سنگ است اما این رژیم، مردم آنجا را نیز کشتار و تحقیر می کند.

8- رژیمی که خارج از«حد تفکرو تصوربشر» جنایت می کند با مقاومت قدرتمندانه فلسطینی ها، بیچاره شده و دنبال چاره کار است و این ثابت می کند که صهیونیستها فقط زبان قدرت را می فهمند.

9- حوادث غزه، تألم بار و غم افزاست اما مهمتر این است که با نگاهی عمیق تر به حوادث جاری غزه، رفتار سلطه گران را در این ماجرا مورد بررسی و تحلیل قرار داد.

10- رفتار سلطه گران با ظلمی که به مظلومان غزه می‌شود اثبات می کند آنها به بشر، حقوق بشر و به انسانیت، مطلقاً هیچ اعتقادی ندارند و هرچه درباره آزادی و حقوق بشر می گویند تمسخر آزادی و حقوق بشر است.

11- چند دولت غربی به ویژه امریکا و انگلیس خبیث از جنایاتی که هیچ انسان معمولی هم آن را قبول    نمی کند، به صراحت دفاع می کنند و رئیس جمهور ی امریکا در مقابل این همه «کودک کشی و ویرانی و زجر و شکنجه» مردم غزه، با منطقی مسخره می گوید اسرائیل حق دارد از امنیت خود دفاع کند! اما آیا فلسطینی ها حق ندارند از امنیت خود و از زندگیشان دفاع کنند؟

12- مسئولان کشورهای مستکبر نمی فهمند که با دفاع از جنایات صهیونیستهای پلید و مخرب، آبروی خود و کشورشان را در مقابل ملتها می برند و تاریخ در مقابل همدستی آنها با این فجایع، قضاوت سختی خواهد کرد.

13- دفاع از جنایات صهیونیستها، در نظام لیبرال دمکراسی و در منطقی ریشه دارد که از کمترین ارزشهای اخلاقی برخوردار است و هیچ احساس انسانیتی در آن وجود ندارد.

جان كلام:

يكم) جنگ غزه، جنگ اسرائیل و فلسطین نیست. جنگ بربریت و انسانیت است و در این میدان نمی‌توان در میانه ایستاد. شاید نتوان به غزه رفت و دست آن پزشک نروژی بیمارستان شفا را بوسید که به اوباما نوشت؛ اگر قلب داری یک شب به غزه بیا.

دوم) امروزهرچند حل بحران غزه و قطع كردن دست جنايتكاران صهيونيست دراولويت قرار دارد، ولي اولويت بعدي اينست كه ملت‌ها براي اصلاح دولت‌هاي خود و نجات دادن حاكميت‌ها ازانحطاطي كه دچار آن هستند، قيام كنند.

سوم) هيچ کس به خود جرأت نمي‌دهد ازهيتلر به نيکي ياد کند يا ازخونخواران تاريخ همچون چنگيز، اسطوره بسازد. اما امروزه سردمداران رژيم اشغالگر قدس مورد حمايت قرار مي‌گيرند و در حالي که زنان، کودکان و غير نظاميان را در غزه مي‌کشند، از سوي کشورهاي مدعي حقوق بشر از جمله انگليس، آلمان و آمريکا حمايت مي‌شوند.

چهارم) بدون تردید مسئله صهیونیسم، یک مسئله منطقه ای و حتی منحصر به جهان اسلام نیست، یک غده چرکین سرطانی است که هر کجا باشد خطرناک است و باید جراحی و ریشه کن شود.

 

 

دوشنبه : 1393/5/6- 30رمضان1435- 28جولاي 2014

دست تمنای ما وکرم بی منتهایت - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۲۰:۳ بعد از ظهر

عید سعیدفطر، برتمامی فطرت های بیدارمبارک باد

دست تمنای ما وکرم بی منتهایت               

اسدالله افشار

 

عید فطریكى ازدوعید بزرگ درسنت اسلامى است كه درباره آن احادیث وروایات بیشمار وارد شده است.مسلمانان روزه داركه ماه رمضان رابه روزه دارى به پا داشته وازخوردن وآشامیدن وبسیارى از كارهاى مباح دیگرامتناع ورزیده اند،اكنون پس ازگذشت ماه رمضان درنخستین روزماه شوال اجرو پاداش خود راازخداوند مى‏طلبند،اجروپاداشى كه خود خداوند به آنان وعده داده است.آمدن عید یادآورجشن وشادمانی است.عید غبارغم ازدل زدودن است وشادی وشعف را به خانه دل دعوت کردن.عید فطربهاردل های مؤمنانی است که درماه رمضان به غبارروبی خانه دل پرداخته اند ویاد ونام محبوب را زینت دل خود ساخته اند.واژه«عید»ازریشه«عود»است،به معنای بازگشت،وعیدفطرروزی است که انسان به فطرت پاک خودباز  می گردد.عید روزی است که خداوند آن رااز میان دیگر روزها برگزیده است وویژه هدیه بخشیدن وجایزه دادن به بندگان خویش ساخته است واجازه فرموده تا دراین روزبرخوان کرم اوگردآیند،عذرتقصیربه درگاه اوآرندوآرزوهای خویش ازاوخواهند. نیزازآنان خواسته است که دراین روزبخشایش اوراچشم داشته باشند وازرحمت پروردگارخویش ناامید نگردند.

درفرهنگ اسلامی عید وقتی است که فضل خداوند شامل فردیا جامعه ای شود که که از رهگذرآن موفق به پیاده کردن ارزش های الهی شود . قهرادرآن هنگام شادی کردن وجشن گرفتنْ خجسته،مبارک و خدایی خواهد بود. ولی اگراظهارسرور و شادمانی صرفا براساس اموردنیایی باشد،خالی ازبرکت است. قرآن مجید درجایی که ازشهیدان یادکرده، به واسطه اینکه مشمول فضل ورحمت الهی قرارگرفته اند، آنان را همیشه خوشحال ومسرورمعرفی کرده است.

درروزعید بندگان نباید ناامیدی به خود راه دهند؛بلکه باید به فضل وبخشش خداوند امیدوارباشند؛ اگرچه خود صالح وپیراسته نباشند با صالحان وپیراستگان همراه شوند؛چشم به کرم خدا دوزند وبه نماز ایستند،وازخداوند بخواهند که باران رحمت بی حسابش را برکویرستان دلشان ببارد؛چرا که درچنین روزهای ویژه ای بخشش خداوند ویژه است.

امام سجاد(ع) دروداع ماه رمضان می فرماید:«ما کسی را وداع می کنیم که رفتنش برای ما بسیار گران و سخت است و ما را غمگین می کند؛ ماهی که شب وروزش رحمت بود». بزرگان گفته اند:پس از عید فطر، شش روزازاوایل ماه شوال را به عنوان بدرقه روزه بگیرید؛ زیرا اگر کسی بخواهد دوست عزیزی را بدرقه کند، چند قدم به همراه اومی رود.ماه رمضان آن قدربرای اولیای خدا عزیزومهربان بود، که وقتی این ماه به پایان می رسید اولیای خدا احساس غربت می کردند.

عید فطر، روزی است که فطرت آدمی به واسطه سی روزاخلاص، شکوفا شده وبه معطر کردن فضای زندگی انسان می پردازد. به راستی که فطرت، چه عطر دل انگیز و روح افزایی دارد و زندگی در پرتوی فطرت چه زیباست!عیدفطر،عید زیبایی های معنوی است.عید فطر،عید بشارت وعید سعادت است. این عید سعید،برتمامی فطرت های بیدارمبارک باد.

عید فطراز جلال وعظمت خاصی برخورداراست ویکایک لحظات آن شیرین وپرمعناست. اولین لحظه عید فطر«استهلال» یعنی سعی دررؤیت هلال ماه شوال است که روزه داران پیش ازغروب آخرین روزه ماه مبارک رمضان،با چشم دوختن به افق های زیبای طبیعت الهی،درتب وتاب یافتن هلال ماه هستند؛ نوری آسمانی که فرارسیدن شوال را خبرمی دهد.

صحنه خارج شدن بندگان صالح خداوند برای اقامه نمازدرروزعید به همراه تکبیروتهلیل آنان بسیارزیبا و تکان دهنده است.جمعیت ازهرسو چون روددرحرکتند وچون به محل اقامه نماز می رسند،همچون دریایی مواج وخروشانْ عظمت می یابند وبه راستی مراسم نمازعید،مراسم حج وطواف خانه خدا را تداعی می کند که حاجیان،لبیک گویان به سوی محبوب می شتابند.

عید فطر،روزی است که همه مسلمانان جهان در کنار یکدیگربه نماز می ایستند وبه عبادت خداوند متعال می پردازند وکام خویش رابا حلاوت ذکراوشیرین می کنند.عیدفطر،نمادی ازوحدت مسلمانان است؛وحدتی که سبب ذلت وناامیدی شیطان ونیزخواری استکبارودشمنان اسلام می شود.آنهابادیدن صف های به هم پیوسته مسلمانان درنمازعید فطر،می فهمندکه دیگرجایی برای آنان نخواهد بودو نمی توانند اهداف شوم خودرادرجوامع اسلامی پیاده کنند.

اجتماع روزعید فطرمی تواند درپیوند وهمدلی مسلمانان نقش آفرین باشد.آنان درگردهمایی روزعید فطروقرارگرفتن درکنارهم،ازنظرات،مشکلات وگرفتاری های همدیگرآگاه می شوند.دراین گردهمایی بغض ها وکینه ها تبدیل به دوستی وهمدلی می شود ومؤمنان دریک صف واحد احساس اتحاد و نزدیکی بیشتری به همدیگرمی کنند.عید فطرازسویی حکایت ازپیوند معنوی انسان باخدای خویش دارد وازسوی دیگرحکایت گرارتباط وی باهم کیشان خود است .

اي عصاره هستي! دراجتماع عظيمي که براي برپايي نماز عيد فطرتشکيل شده است، بيش ازهر زمان ديگر جاي خالي‌ات ما را غمگين مي‌کند و زمزمه «عزيزٌ عَلَيَّ اَنْ اَرَي الْخَلْقَ وَ لا تُري»(مفاتيح الجنان، بخشي از دعاي ندبه،«بسيارسخت است برمن كه همه را ببينم و تو را نبينم») اززبان ما نمي‌افتد.درفراغت با دلي مملوازاميد، اشک حسرت مي‌ريزيم. حال که زمان پاداش روزه‌داري رسيده، ازخداوند دولت کريمه‌ات رامي‌خواهيم. با زمزمه ندبه، غم سنگيني که از هجرانت بردل ما نشسته،التيام مي‌بخشيم. با تونجوا مي‌کنيم و ازخدا مي‌خواهيم چشمان ما را لايق ديدارتو قرار دهد.

بگذارپيش وپس شود روزعيد فطر                               ما با هلال روي توافطار مي‌کنيم

وامروز دست های روزه داران، برای گرفتن «عیدانه» به آسمان بلند می شود که امروزعید فطرت های پاک است،عید دعاهای مستجاب شده،روزجشن شکست ابلیس،همایش بین المللی روزه داران دروداعی وآغازی دگر... ! الهى... نوای نامت به آتش می کشد بند بند این نیستان در سکوت فرو رفته را ... و به وجد می آورد هیجانات فروکش شده را ...! الهى ... این قلب هراسناک که امید چهاردیواری ضلالت و گمراهی است، به آرامش نمی رسد؛ مگر به نور روشن هدایت تو و زخم های چرکین روح که به تیرهای زهرآلود گناه مبتلا گشته درمان نمی شود؛ مگر به مرهم احسان تو ...! الهى ... ببخشای بر من، به آنچه واقف تری از من که اگر به رفتار خویش بازگشتم تو نیز به بخشایش بی کرانت بازگرد!

واینک در این روز بزرگ، عیدی ما را رستگاری دنیا و آخرت قرار ده!

پنجره های بسته دلمان را بگشا و بهاری همیشگی را به اتاق تاریک دلمان هدیه کن!

اینک مائيم مقرّ و معترف،دست تمنای ما وکرم بی منتهایت ...

پنجشنبه : 1393/5/2- 26رمضان1435- 24جولاي2014

 

 

 

واقعيت اينست...انتظاراين بود - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۵:۲ بعد از ظهر

مروري برماراتون مذاكرات وين 6

 واقعيت اينست...انتظاراين بود                          

اسدالله افشار

 

ماراتون مذاکرات وين 6 درحالي پايان يافت که مذاکرات هسته‌اي ايران و 1+5 بمدت چهار ماه ديگر تمديد شد.گفتني است با توجه به عزم جدي دو طرف با تمديد مذاکرات اميدها زنده نگه داشته شد زيرا در صورت عدم تمديد مذاکرات شرايط به شش ماه گذشته برمي‌گشت اما با توجه به اين اصل که ديپلماسي زمان بر است تمديد مذاکرات نشان از مثبت بودن مذاکرات دارد. مذاکرات ايران و 1+5 به مدت چهار ماه تا 3 آذر 93 تمديد شد.اين در حالي است که هر زمان که دو طرف به توافق برسند مذاکرات پايان مي‌يابد.آنچه گفتني است آنست كه دیپلمات‌های ایران و1+5 قریب به سه هفته، سخت روی توافق جامع کارکردند؛ امری که درتاریخ دیپلماسی بسیارنادر است؛ اما درنهایت قرار براین شد که توافق موقت ژنو 4 ماه دیگرتمدید شود تا طی این دوره توافق جامع به‌دست آید.وزیرامورخارجه آمریکا پس ازتوافق ایران وکشورهای ۱+۵ برای تمدید دوره شش ماهه، بیانیه ای دراین خصوص صادرنموده كه حاوي نكات برجسته اي مي باشد؛واين قلم اشاره به برخي ازآنها راخالي ازلطف نمي داند:

1- در کمتر از یک سال قبل، اوباما و رئیس جمهور ایران (حس روحانی) برای اولین بار در خصوص آزمودن یک مسیردیپلماتیک جدید سخن گفتند و من برای اولین بار ظرف سه دهه گذشته به عنوان وزیر امور خارجه آمریکا با همتای ایرانی خود دیدار کردم.

2- ایران به تمامی تعهدات خود در مدت شش ماهه زمان اجرای برنامه اقدام مشترک (توافق نامه هسته ای ژنو)پایبند بوده است.

 3- همانطور که من دروین اعلام کردم ما به پیشرفت‌های مهمی رسیدیم اما شکاف های زیادی بین ما وجود داشت.

4-  ما توافق کرده ایم که مذاکرات تا تاریخ ۲۴ نوامبر (چهار ماه دیگر) ادامه داشته باشد و این درست یک سال پس از امضای توافق هسته ای ژنو است. این توافق فرصت زمان کمی به ما می‌دهد تا کار برای رسیدن به توافق جامع را ادامه بدهیم. و ما معتقدیم که پیشرفت هایی که ما تاکنون در این خصوص داشته ایم تضمین کننده رسیدن ما به توافق جامع است.

5- در این دوره چهار ماهه جدید تمام طرف ها متعهد به انجام تعهداتشان بر اساس برنامه اقدام مشترک هستند. برای چهار ماه آینده ما اقدامات خود در خصوص برنامه هسته ای ایران را بر اساس توافق ژنو ادامه می دهیم و در عوض تحریم ها نیز برای این دوره متوقف خواهند شد و دو میلیارد و ۸۰۰ میلیون دلار دیگر از دارائی‌های بلوکه شده این کشور نیز در اختیار تهران قرار می گیرد.

درچارچوب این تحولات ، سید عباس عراقچی معاون وزیرامورخارجه کشورمان هم درجمع خبرنگاران ایرانی حاضردر وین مطالبي را مطرح نموده اند كه اشاره به آنها ، حقايقي راپيرامون ۱۸ روزکار فشرده دروين 6را روشن مي نمايد :

1- هدف این بود که تا۲۰ جولای2014- 29تير1393- به توافق نهایی دست یابیم اما اختلافات و شکاف های عمیق در خصوص مسائل موضوع مذاکره وجود دارد.

2- شروع به نگارش پیش‌نویس متن کردیم پیشرفت خوبی ازلحاظ متن داشتیم اما ازنظرمحتوا اختلافات باقی است .

3- ۶۵در صد متن تدوین شده اما مقدارباقیمانده شامل مسائل کلیدی می شود که از لحاظ محتوایی بیش از ۸۰ درصد متن را تشکیل می دهد.

4- ازآنجا که نتوانستیم در مذاکرات اختلافات را حل کنیم و مواضع ما با مواضع آنها هنوز فاصله زیادی دارد، راه حل ها مشکلات را حل نکرد . با توجه به اینکه فضای مذاکرات سازنده است و همه طرف ها برای رسیدن به راه حل اراده جدی دارند توافق شد که باید مذاکرات در شرایط فعلی ادامه یابد.

5- برای ادامه مذاکره منعی نداشتیم و ۲۹ تیر پایان مهلت مذاکراتی نبوده است، بر اساس توافق ژنو یک سال از ۲۴ نوامبر ۲۰۱۳ تا ۲۴ نوامبر ۲۰۱۴ فرصت مذاکره داریم.

6- گام اول توافق ژنو ۶ ماهه بود واین گام ۲۹ تیر تمام می شد واگر تمدید نمی شد تحریم ها به جای خود باز می گشت وایران هم می توانست به اقدامات خود باز گردد. در سه روزآخر وقتی به این نتیجه رسیدیم که امکان توافق تا تاریخ ۲۰ جولای نیست بحث ها را به سمت تمدید گام اول بردیم.

7- گام اول توافق ژنورا به مدت ۴ ماه تمدید کردیم ونحوه تمدید و شرایط آن تعیین شده و در ۴ ماه آینده فضای مناسبی داریم که مذاکرات ادامه یابد.

8-  همه چیز درباره غنی سازی مورد اختلاف است نقطه شروع، نقطه پایان ، مسیر و زمان حرکت و در همین قالب نوع وتعداد دستگاه‌ها، میزان ذخایر و به طور کلی همه ۷ یا ۸ مورد سختی که شامل غنی سازی می‌شود.

9- تعیین دوره زمانی گام پایانی و حرکت به سمت صنعتی شدن که لزوما یک دوره زمانی نیست از موارد اختلاف است و هنوز تصمیم‌گیری نشده است. عراقچی گفت : پرانتزها خیلی کم شده اما آنهایی که مانده بیشتر محتوایی است، با یک متن ۸ یا ۹ صفحه ای مواجهیم که دو برابر ضمیمه دارد. در سند اصلی روی متن حدود ۶۵ درصد پیشرفت کردیم، کماکان پرانتزها و نقاط خالی زیادی وجود دارد نقاط خالی جاهایی است که اعداد و ارقام قرار است جایگزین شود و متن پر از سه نقطه است.

ازبيان ديدگاه هاي مطروحه آشكاراست كه؛گرچه پیشرفت های ملموسی در برخی موضوعات داشته‌اند و مشترکا برای تدوین یک متن برنامه جامع اقدام مشترک کار کرده اند، لکن هنوز فاصله قابل توجهی پیرامون برخی موضوعات اساسی باقی مانده است که نیاز به زمان و تلاش بیشتری دارد.ازاین رو هيأت ايراني به همراه وزیران خارجه ۳+۳ تصمیم گرفته اند که اجرای اقدامات برنامه اقدام مشترک را تا ۲۴ نوامبر ۲۰۱۴ که مطابق با زمان بندی پیش بینی شده در برنامه مشترک اقدام است ادامه دهند . ایران و ۳+۳ مجددا تأکید داشته که اجرای تمامی تعهداتشان در برنامه اقدام مشترک را به صورت مؤثر و به موقع ادامه خواهندداد.هيأت ايراني با عزم راسخ برای رسیدن به توافق پیرامون یک برنامه جامع مشترک دراولین فرصت ممکن جلسات خودرادراشکال مختلف طی هفته های آینده برگزار خواهد کرد.

كارشناسان مي گويند اکنون سوال اینجااست که آیاروند‌‌فرآیندمذاکرات د‌‌راین 6 ماه به پاسخگوي انتظارات بود‌‌ه است یا خیر؟ پاسخ مثبت است و فرآیند‌‌ گفت‌وگوها به این سمت بوده است‌‌. همچنان‌که طرف غربی به ویژه آمریکا اذعان کرد‌‌ که ایران اقد‌‌امات بزرگی را د‌‌ر راستای توافق انجام د‌‌اد‌‌ه، به تمام تعهد‌‌اتش عمل کرد‌‌ه و اجازه د‌‌اد‌‌ه بازرسیهای آژانس به‌طورمنظم انجام گیرد‌‌.بنابراین ایران توانسته ثابت کند‌ که قابل اعتماد‌‌ است. اماباوجود‌‌ این فرآیند‌‌مثبت،شکافهایی میان خواستههای ایران و غرب وجود‌‌ د‌‌ارد‌‌ که موجب شد‌‌ه مذاکرات یک د‌‌وره 4 ماهه د‌‌یگر نیز تمد‌‌ید‌‌ شود‌‌. 

د‌‌ر رابطه با د‌‌ستاورد‌‌های این فرآیند‌‌ مثبت برای ایران نیز موارد‌‌ی را مشخصا میتوان ذکرکرد‌‌؛ ازجمله اینکه تاکنون بخشی از پول‌های بلوکه شد‌‌ه ایران پرد‌‌اخت شد‌‌ه، کلیه تحریم‌هایی که قرار بود‌‌ه تعلیق شود‌‌، تعلیق شد‌‌ه وفراترازآن کلیت تحریمها با سستی ورخوت مواجه شد‌‌ه است. به گونهای که د‌‌رهای همکاری اقتصاد‌‌ی، مالی و صنعتی میان ایران و قد‌‌رت‌های بزرگ باز شد‌‌ه است. همچنین د‌‌ر این 6 ماه آمد‌‌وشد‌‌های صنعتی و اقتصاد‌‌ی بسیاری میان ایران و کشورهای بزرگ صورت گرفت. تمامی این موارد‌‌ نشان مید‌‌هد‌‌ فرآیند‌‌ مذاکرات مثبت بود‌‌ه و این مسأله به توانمند‌‌ی ایران د‌‌ر مذاکرات و توجه به منافع ملی باز میگرد‌‌د‌‌.

جان كلام :

واقعيت اينست پس از ششماه گفتگو براي دستيابي به برنامه اقدام مشترك ژنو كه در قالب شش دوره مذاكره دروين برگزار شد، بويژه دوراخيرآن كه 18 روزبه طول انجاميد، انتظاراين بود كه طرفين به راه‌حل جامع و نهايي دست يابند ولي عملاً چنين نشد. ايران و1+5 درحالي از زمان ششماهه براي دستيابي به توافق عبور كردند كه محتمل‌ترين گزينه، همين تمديد بود چرا كه رسيدن به متن توافقي جامع هر چند مورد دلخواه طرفين بود ولي بسيار خوشبينانه بنظر مي‌رسيد.

صاحب نظران معتقدند؛اين نكته را نيزنبايد ازنظردورداشت كه جوسنگيني كه در10 سال گذشته عليه فعاليتهاي هسته‌اي كشورمان ايجاد شده وباعث بوجود آمدن فشار جهاني به ايران گرديده، مسأله‌اي نيست كه به اين سادگي وطي يك دوره مذاكرات ششماهه قابل برطرف شدن باشد ولغوشرايط ناجوانمردانه و غيرمنطفي تحريم وبرطرف كردن عوارض بيانيه‌ها و قطعنامه‌هاي بين‌المللي عليه كشورمان نياز به عزمي جدي دارد كه خوشبختانه گروه مذاكره كننده ايراني به خوبي از اين قابليت‌‌ها برخوردار بوده و تا كنون توانسته است به بهترين وجه آن را مديريت كند.

 

سه شنبه : 1393/4/31- 24رمضان2014- 22جولاي2014

 

روزقدس وحمايت جهاني ازغزه - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۸:۵۴ قبل از ظهر

روزقدس وحمايت جهاني ازغزه                    

اسدالله افشار

اقدام هوشمندانه امام راحل در تعيين آخرين روز جمعه ماه مبارك رمضان به نام روز قدس، برآيند نگرش عميق آن رهبر فرزانه نسبت به تحولات جهان اسلام و خطرات رژيم صهيونيستي است. بايد به اين نكته مهم توجه داشت كه در طول 6 دهه گذشته مسئله فلسطين و اشغال آن به‌خاطر خيانت برخي رهبران عرب به عنوان يك موضوع حاشيه‌اي تلقي مي‌شد اما با پيرو زي انقلاب اسلامي ايران، امام خميني كوشيدند تا مسئله فلسطين را كه كم كم به حاشيه مي رفت از حاشيه خارج كرده و به متن آورد. اين امر سبب شد كه جايگاه فلسطين در سطح منطقه و جهان به شكل مهمي گسترش يابد و مسئله فلسطين دوباره برجسته شود.

ازديگرتأثيرات انقلاب اسلامي برمسئله فلسطين،تعطيلي سفارت رژيم صهيونيستي و واگذاري آن به ملت فلسطين بود كه آن هم اقدام حساب‌شده‌اي بود كه براي اولين بار در طول مبارزه با رژيم صهيونيستي انجام شد. در واقع امام‌خميني(ره) با اين اقدام و اهميت بخشيدن به مسئله فلسطين بخشي از رنج‌هاي فلسطين را به عنوان سر فصل حركت سياسي جمهوري اسلامي ايران در عرصه بين الملل قرار دادند. از همان زمان بود كه مسئله فلسطين مورد توجه قرار گرفت و وضعيت فعلي كه مشاهده مي‌شود حاصل حركت هوشمندانه امام(ره) است كه بر ملت هاي اسلامي باقي مانده است.روز قدس امسال نيزمانند سال‌هاي گذشته دربسياري از كشورهاي اسلامي، عربي وحتي اروپا وآمريكاي لاتين برگزارخواهد شد تا نشان دهد كه انديشه انقلاب اسلامي بعد از گذشت بيش از 3 دهه به بالندگي رسيده است و اجازه نمي‌دهد كه مسئله مهم فلسطين در سايه بحران‌هاي منطقه‌اي مانند سوريه ، مصر، عراق و... به حاشيه برود. به بيان ديگر برگزاري روز قدس دراوج ناآرامي‌هاي منطقه‌اي نشان خواهدداد كه موضوع اصلي در منطقه بايد همان اشغالگري‌هاي اسرائيل و خوي توسعه‌طلبانه اين رژيم باشد.

هیچ مسلمانی در هیچ کجای دنیا هرچند در موضع «اقلیت» باشد، در لزوم آزادسازی قدس و نیز «مسئولیت» خود دراین موضوع تردید ندارد واگرهنوز بیت‌المقدس به پایتخت رژیم غاصب تبدیل نشده و هنوز مسلمین فلسطینی می‌توانند در مسجدالاقصی نماز بخوانند، بخاطر این حس عمومی است. اشغال کامل قدس و قطع دست مسلمانان از آن علی‌الاصول به یک انفجار عمومی در جهان اسلام منجر می‌گردد بگونه‌ای که غرب قادر به تحمل نتایج آن نیست و از این رو حتی آمریکایی‌ها با این سیاست صهیونیستی مخالفت کرده‌اند.

امروزاین اعتقاد که نه انگیزه‌های صرف فلسطینی و نه انگیزه‌های صرف عربی، نه مبارزه صرف مسلحانه و نه مبارزه صرف سیاسی، نه مبارزه صرف تشکیلاتی و نه مبارزه صرف مردمی قادر به دفاع از فلسطین و قدس هستند به یک باور نسبتا عمومی تبدیل شده است. برای آزادسازی فلسطین،امام عظیم‌الشان راهی رانشان دادند که ضمن آنکه نافی انگیزه‌های عربی یا تشکیلاتی یاتسلیحاتی ویاتوده‌ای نیست اما راه کاملتروجامعتری رافراروی فلسطین قرار می‌دهد.

كارنامه ۶ دهه معاصر فلسطين :

كارنامه ۶ دهه معاصر فلسطين نشان مي‌دهد كه برخلاف خواست صهيونيستها و متحدانشان، ملت فلسطين نه تنها تسليم زياده خواهي‌ها نشده، بلكه هرروز بر ميزان مقاومت افزوده و با اتحاد فراگير خود به سدي در برابر دشمنان مبدل شده‌اند. در بررسي كارنامه سالهاي اخير فلسطين به ويژه پس ازانتفاضه دوم مسجد الاقصي (سال ۲۰۰۰) مشاهده مي‌شود كه رژيم صهيونيستي به رغم تمام تجاوزگريها و جنايتهاي صورت داده، نه تنها نتوانسته به اهداف خود دست يابد بلكه دربرابراراده ملت فلسطين تسليم ودرمسير زوال قرارگرفته است.

 عقب نشيني از غزه در سال ۲۰۰۵ از نمونه‌هاي پيروزي مقاومت است. در اين چارچوب جنگ ۲۲ روزه و سپس جنگ ۸ روزه غزه را مي‌توان مهمترين رويدادي دانست كه در آن ملت فلسطين نشان داد كه در برابر ظلم و ستم دشمنان تسليم نمي‌شود وبراي تحقق آرمانها از هيچ رشادتي فروگذار نيست. وتجاوزات دوهفته اخيررژيم اشغالگرقدس به سرزمين هميشه مقاوم غزه نيز بارديگرادعاي مذكور را اثبات نمود كه جبهه مقاومت در سرتاسر فلسطين و جهان اسلام هرگز تسليم زياده خواهي و باج طلبي ها اين اقليت افراطي صهيونيستي نخواهند شد.

دلائل عملیات رژیم صهیونیستی در غزه :

بررسی رخدادهای موازی با عملیات رژیم صهیونیستی درغزه ، روشن می‌کند که چرا نتانیاهوحالا تصمیم به آغاز تهاجم جديد همه‌جانبه به نوارغزه گرفته‌ است. وقایعی که دامنه آن ازقتل«محمد ابوخضیر» تا مذاکرات هسته‌ای ایران را در بر می‌گیرد.بامداد روزعمليات بود که سخنگوی ارتش اسرائیل ازآغاز عملیات تازه‌ای علیه باریکه غزه خبرداد. عملیاتی که این بارهم مثل دوعملیات قبلی(۲۰۰۹و ۲۰۱۲) هدف آن «ریشه‌کن کردن حماس» اعلام شد.اسرائیلی‌ها این عملیات را به عبری «صخره سخت» (تصوک ایتان) نام گذاشتند و مثل عملیات سال ۲۰۱۲آن را با نامی دفاعی به جهان معرفی کردند.اما چرا تل‌آویو باید دراین برهه که با مشکلات عدیده مالی مواجه است، چنین عملیاتی را آغاز کند که به اذعان رسانه‌های اسرائیلی میلیاردها دلار هزینه مستقیم و جانبی برای اقتصاد اسرائیل دارد. تبادل آتش در شهرک‌های نزدیک به غزه و حملات شبانه جنگنده‌های اسرائیلی به غزه که امری متداول و هر روزه است و ارتباط حماس با مرگ سه اسرائیلی درالخلیل هم هنوزاثبات نشده است.شایدبررسی رخدادهای موازی بااین عملیات،روشن کندکه چرا«بنیامین نتانیاهو»نخست‌وزیرو«موشه یعلون» وزیرجنگ صهیونیست‌ها حالا تصمیم به آغاز تهاجمی همه‌جانبه به نوار غزه گرفته‌اند. وقایعی که دامنه آن از قتل «محمد ابوخضیر» فلسطینی تا مذاکرات هسته‌ای ایران را در بر می‌گیرد. كارشناسان چند دليل زيررا ازدلائل دورجديد عمليات رژیم صهیونیستی در غزه برشمرده اند :

1- اختلاف‌افکنی درمیان دوجناح فلسطینی‌ فتح وحماس وبر هم زدن توافقات صورت گرفته برای تشکیل دولت وحدت ملی . 2-  کاهش فشارهای داخلی عليه نتانياهو ودولتش. 3-منحرف کردن افکاراز قتل‌‌ «محمد ابوخضیر». 4- سخنرانی‌های مداوم در مورد خطر رویارویی نظامی با ایران گرفته تا لغو رزمایش‌های هوایی به بهانه نبود بودجه کافی تابتوانندبودجه كافي راجذب نمايند. 5- مانع‌تراشی در مسیر مذاکرات هسته‌ای با ایران . 6- انحراف اذهان وافكارعمومي ازروزجهاني قدس.

رژیم صهیونیستی بزرگ ترین معضل خاورمیانه :

اشغالگران صهیونیست این برهه را که کشورهای غربی با موضوع‌های گوناگون درگیرند و کشورهای منطقه نیز سرگرم سامان دادن به امور داخلی و خارجی خود بوده یا با تنش‌های حاصل از فعالیت گروه‌های تکفیری روبرویند، برای آغاز نبرد نابرابر دیگری در فلسطین و کشتار زنان و کودکان بی دفاع مناسب دیده اند.البته همراهی کشورهای غربی با این رژیم و سکوت و مماشات برخی اعراب در برابر فاجعه‌ای که در ماه مبارک رمضان بر سر مسلمانان فلسطین می‌رود، نشان دهنده توخالی بودن شعارهای حقوق بشری غرب و نیز بی پشتوانه بودن ادعاهای کشورهای عرب در پشتیبانی از فلسطینیان است. با این همه، کشورها و ملت‌های آزاده‌‌ای در منطقه هستند که باور دارند رژیم صهیونیستی بزرگ ترین معضل خاورمیانه است، از پس پرده بسیاری از ناآرامی‌ها و تنش‌های منطقه دست این رژیم را تشخیص می‌دهند و در برابر یورش تازه این رژیم به مردم بیگناه فلسطین ساکت نمی نشینند.

محور مقاومت هم، آنچنان قدرتی دارد که فشارها و تحریم ها و بی اعتنایی ها را پشت سر گذاشته و با نوآوری های تازه خود در مواردی چون افزایش برد موشک های دفاعی، اجرای عملیات دریایی، هدف قرار دادن جنگنده های صهیونیستی و شکننده و پوشالی بودن تمام سدهای دفاعی این رژیم را به اثبات رسانیده است.در چنین شرایطی، و در آستانه روز جهانی قدس، تنها دستاورد رژیم صهیونیستی از حمله نابرابر به غزه، تجربه شکستی دیگر از مقاومت آن هم پس از نبردهای ۲۲روزه و هشت روزه و در هم شکسته شدن دوباره هیمنه آن خواهد بود.

همه نشانه‌ها حاكي ازآن است كه صهيونيست‌ها درغزه شكست خواهند خورد زيرا حماس امروزحماس گذشته نيست و با اينكه اين تجاوزبسيار بزرگتر از گذشته است ولي غزه شكست نخواهد خورد.

شكست رژيم صهيونيستيدر جبهه انساني و اخلاقي :

فلسطيني‌هاي مبارز و قهرمان با مقاومت ستودني خود براي مسلمانان و ملت‌هاي آزاديخواه عزت آفريده‌اند و ننگ و تنفر جهاني را براي سردمداران رژيم صهيونيستي، دولت‌هاي استعمارگر حامي اين رژيم و حكام خائن و بي‌تفاوت عربي باعث شده‌اند.رژيم صهيونيستي قبل از آنكه ناكامي قطعي در صحنه نظامي را تجربه كند در جبهه انساني و اخلاقي به شكست كامل رسيده است.مردم جهان اكنون نظاره‌گر جنگي كاملاً يكجانبه و نابرابر، و غير عادلانه است كه در يك طرف، رژيمي تا بن دندان مسلح و متصل به زرادخانه قدرت‌هاي بزرگ قرار دارد و در سوي ديگر، ملتي مظلوم و بي‌دفاع كه چندين سال است در محاصره كامل مي‌باشند و از كمترين امكان دفاعي برخوردار است.مردم غزه با پوست و گوشت خود مقابل بمب‌ها و موشك‌هاي پيشرفته رژيم صهيونيستي مقاومت مي‌كنند. صهيونيست‌ها درحالي ادعاي برتري مي‌كنند كه مقابل آنها، زنان و كودكان خردسالي قرار دارند كه اين بزرگترين ننگ براي اين رژيم است و نتيجه اعتبار و جايگاه آن را حتي در ميان ملت‌هاي كشورهاي هوادار اين رژيم نيز از ميان برده است و اين، اولين مرحله از پيروزي مقاومت است.

بي آبرويي رژيم صهيونيستي و تشديد تنفر جهاني از اين رژيم آنچنان آشكار شده كه دولتمردان آمريكا را به واكنش واداشته است. باراك اوباما، رئيس‌جمهور آمريكا در اقدامي غيرمعمول و خارج از روال سنتي، طي تماسي تلفني با نتانياهو به اين رژيم هشدار داد كه انتشار تصاوير كشتار كودكان فلسطيني باعث انتقادهاي شديد و گسترده بين‌المللي شده است.

جان كلام :

رژيم صهيونيستي به بهانه قتل سه يهودي مورداشاره ، ابتدا در كرانه باختري به سركوب و جنايت پرداخت كه در واقع اقدامي براي ارزيابي واكنشي كشورهاي عربي و مجامع بين‌المللي بود و پس ازاطمينان ازانفعال و بي‌اعتنايي آنها، جنايات گسترده خود در غزه را آغاز كرد.نشانه‌هاي روشني وجود دارد كه اين بار نيز صهيونيست‌ها با خفت و خواري و ناكامي مواجه خواهند شد و اين عمليات نيز حاصلي جز، بي‌آبرويي بيشتر و تشديد انزجار جهاني از اين رژيم نخواهد داشت و مردم فلسطين، به بهاي خون شهداي خود از اين جنگ نابرابر و ظالمانه سربلند بيرون خواهند آمد.با اين حال، تاريخ سكوت ننگين مجامع بين‌المللي و خيانت حكام حاكم بركشورهاي عربي ازياد نخواهد برد به ويژه حاكماني كه به جاي ياري رساندن به ملت فلسطين، ثروت‌ها وامكانات كشورهاي خود را دراختيار گروه‌هاي تروريست درمنطقه قرارداده وباعث شده‌اند فلسطين ازاولويت كشورهاي اسلامي خارج شود و صهيونيست ها با خاطري آسوده‌تر به كشتارمردم فلسطين بپردازند.

انشاء ا... امت اسلامي با وحدت خود درروزجهاني قدس به آنان نشان خواهند داد فلسطين تنها نيست وغزه را ازفرياد خود كه تشنه حمايت جهاني است سيراب خواهند نمود.

شنبه : 1393/4/28- 21رمضان1435- 19جولاي2014

 

"غزه" همچنان سرافرازو سربلند - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۸:۴۸ قبل از ظهر

"غزه" همچنان سرافرازو سربلند                         

 اسدالله افشار

 «غزه» منطقه کوچک فلسطینی در ساحل مدیترانه با مساحت حدود ۳۶۰ کیلومتر مربع و جمعیتی نزدیک به ۲ میلیون نفر است که مرکز «حماس» جنبش مقاومت اسلامی فلسطین در آن واقع شده از دوهفته گذشته بمباران این منطقه توسط ارتش اسرائیل آغاز شده است و هنوز ادامه دارد. حماس نیز مرحله به مرحله‌ شهرهای اسرائیل را تا مرکز تل‌آویو مورد حمله موشک قرار داده است.

بهانه حملات جديد رژیم صهیونیستی به غزه :

حملات هوایی اسرائیل از زمان «افطار» تا سحر به‌صورت مدام ادامه دارد و تاکنون بیش از صد نفر کشته از ساکنین غزه به‌جای گذاشته و مناطق مسکونی را ویران کرده است. بهانه این درگیری، ربوده شدن سه‌جوان اسرائیلی و سپس یافتن اجساد آنها توسط نیروهای امنیتی است و همزمان ربودن یک نوجوان فلسطینی توسط اسرائیلی‌ها در سحرگاه از کنار مسجد محل و سپس خوراندن چند بطری بنزین به او و سپس آتش زدن این جوان است که انفجار اخبار آن موجب شد تا نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی اعلام کند این اقدام توسط گروه‌های «تندرو مذهبی» اسرائیلی صورت گرفته است و دولت و نیروهای امنیتی رسمی اسرائیل در آن دخالتی نداشتند.نتانیاهو در برابر افکار عمومی ضمن عذرخواهی از خانواده مقتول فلسطینی، وعده داد که «به این جنایت رسیدگی» و کسانیکه این اقدام را انجام داده‌اند شناسایی و به محاکم قضایی معرفی خواهد کرد! تاکنون نه معلوم شده است سه جوان اسرائیلی را چه کسانی ربوده و کشته‌اند و نه قاتلین نوجوان فلسطینی معرفی شده‌اند! اما کلید درگیری‌ نظامی حماس و اسرائیل به همین بهانه زده شده است.

موجی از اعتراض علیه رژیم صهیونیستی :

حملات رژيم صهيونيستي به هزاران نقطه درنوارغزه، مردم فلسطيني را از خانه و کاشانه خود آواره کرده است.ویرانی ساختمان‌ها، قطع آب و برق، کشته و مجروح شدن خانواده‌ها و به‌خصوص کودکان، صحنه‌های بسیار دل‌خراشی را به تصویر درآورده است که انعکاس آن در رسانه‌های غربی، به‌خصوص در اروپا موجی از اعتراض علیه رژیم صهیونیستی راایجاد کرده است. همین اعتراض‌ها به سکوت مجامع بین‌المللی و دولت‌های عربی منطقه، موجب شد تا دیروز شورای امنیت سازمان ملل تشکیل جلسه دهد. دبیرکل سازمان ملل «بان‌کی‌مون» در سخنرانی خود گفت: حماس «موشک شلیک نکند تا اسرائیل هم بمباران نکند!» این موضع‌گیری دبیرکل سازمان ملل مورد اعتراض نماینده فلسطین در سازمان ملل قرار گرفت و در رسانه‌ها اغلب محافل سیاسی مستقل از آن به جانبداری «بان‌کی‌مون» از اسرائیل یاد وآن را محکوم کرده‌اند.«اوباما» با نتانیاهو تلفنی صحبت کرده است. آخرین خبرها دستور آمادگی کامل از سوی نتانیاهو به ارتش است تا برای حمله نظامی زمینی و دریایی برای اشغال غزه آرایش نظامی دهند.

عدم تحقق آتش‌بس فوري :

به‌رغم درخواست شوراي امنيت براي تحقق آتش‌بس،اسرائيل حملات خود به نوارغزه را شدت بخشيده است. فرمانده ارتش اين کشور مي‌گويد آماده دستور است تا نيروهاي تحت فرمان خود را وارد عمليات زميني کند. نظرشوراي امنيت سازمان ملل وجامعه جهاني مبني برتحقق آتش‌بس فوري ميان اسرائيل و فلسطين نه تنها تاثيري درکاهش حملات عليه نوارغزه نداشته،که افزايش دامنه حملات وتشديد بمباران اهداف درغزه را هم در پي داشته است.

 هراس و وحشت پنج ميليون صهيونيست :

اصابت چهارموشك مقاومت فلسطيني به فرودگاه "اللد" در تل آويو براي نخستين باردرتاريخ درگيري‌هاي عربي- اسراييلي كه به همين دليل آژيرخطر در اين شهر به صدا در آمد و اين فرودگاه براي مدتي تعطيل شد و جنبش حماس از شركت‌هاي هواپيمايي جهاني خواست براي آسيب نديدن هواپيماها و پروازهايشان پرواز‌هاي خود به فلسطين اشغالي را متوقف كنند والبته اين باعث هراس ووحشت پنج ميليون صهيونيست شد و نتيجه اين شد كه شركت‌هاي هواپيمايي جهاني كه امنيت مسافران را در رأس اولويت‌هاي خود مي‌دانند، شديدا به وحشت افتادند.روحيه بالاي مردم نوارغزه وتاكيد بيشترمردم بر مقابله با اين تجاوزها در حالي است كه درمحافل اسراييلي عكس اين حالت حاكم است زيرابراساس نظرسنجي‌هاي انجام شده درفلسطين اشغالي، محبوبيت حزب"ميرتس" كه مخالف جنگ وشهركسازي است، طي چهارروز اخير در فلسطين اشغالي افزايش زيادي داشته است و بيشتر تحليلگران نظامي و سياسي مي‌گويند نتانياهو بزرگترين قرباني اين جنگ خواهد بود چون تقريبا نيمي از صهيونيست‌ها مخالف هرگونه حمله زميني به نوار غزه‌اند.

"عبدالباري عطوان"سردبيرروزنامه "رأي اليوم"درتحليلي درخصوص حمله اخيررژيم صهيونيستي به نوار غزه نوشت:اين جنگ تفاوت زيادي با جنگ‌هاي گذشته دارد و در اين ميان بايد گفت كه پيروزي در جنگ‌ها مساله‌اي نسبي است و مقاومت و پايداري و بقاي مردم فلسطين نيز به معناي پيرزوي آن‌ها است،فرار چهار ميليون صهيونيست وخزيدن به پناهگاه‌ها باعث شادي نيروهاي مقاومت مي‌شود،شليك موشك به عمق اراضي اشغالي وهدف قراردادن صهيونيست‌ها پاسخ مناسبي به حملات جنگنده‌هاي اف 16 اسراييلي ساخت آمريكا به كودكان و زنان و شيرخوارگان و بندگان روزه‌دار است.

سردبيرروزنامه رأي اليوم درپايان نوشت: براي هزارمين بار مي‌گوييم اين جنگ اراده‌ها است و كسي در اين جنگ پيروز مي‌شود كه اراده قويتري داشته باشد نه سلاح‌هاي قدرتمندتر و قطعا اراده مردم نوار غزه قويتر و محكم‌تراز كوه هيماليا است.

اعتراف رژيم صهيونيستي به شكست در غزه :

"دني دانون" ،  معاون وزيرجنگ رژيم صهيونيستي در سخناني اعلام كرد : ما دراين جنگ شكست خورديم و بنيامين نتانياهو ، نخست‌وزيراسرائيل بايد استعفا دهد .

 پيشتر نيز حزب مرتز و فراكسيون‌هاي عربي در كنست پيشنهادهايي براي راي عدم اعتماد به دولت بنيامين نتانياهو مطرح كردند.

شكست چندباره اسرائيل درغزه :

كافي است اين مسئله را به يادآورييم كه تمامي نخست وزيران پيشين اسرائيل شانس خود را آزموده و تلاش كردند تا نوار"غزه" رابا مساحتي بالغ بر 360 كيلومتر مربع شكست داده و به پرتاب موشك و مقاومت ساكنان آن پايان دهند، اما همگي آنها دراين راه شكست خورده وكنار رفتند درحالي كه موشك‌هاي فلسطينيان همانند مقاومت آنها، باتمام عظمت، قدرت وافتخار خود همچنان باقي مانده اند، بنابراين بايد گفت كه "بنيامين نتانياهو" نيز استثنا نبوده و سرنوشتي همانند همتايان پيشين خود پيش رو خواهد داشت.

جنگ براي اسرائيل چيزي جز پشيماني در پي نخواهد داشت و توان تحمل فلسطينيان و به ويژه ساكنان نوار "غزه" بسيار بيشتراز توان دشمنان اسرائيلي مي‌باشد، بنابراين بگذاريد جنگ به راه بيفتد آن گاه خواهيم ديد كه كدام طرف زودترفرياد سر داده وازميانجي گرها خواهد خواست آن را متوقف كنند،جايي كه چنين چيزي را درجنگ‌هاي پيشين اسرائيل برعليه نوار"غزه"ازقبيل"ستون ابر"(جنگ هشت روزه) درسال 1391و "سرب گداخته" (جنگ 22 روزه) در اواخر سال 1387 و اوايل سال 1388 شاهد بوديم و حال مي‌بينيم كه "ايهود اولمرت"، نخست‌وزيراسرائيل درزمان جنگ 22 روزه درزندان به سرمي‌برد و"تزيپي ليوني"، معاون وي درآن هنگام نيزدرحال فروپاشي سياسي مي‌باشد.

جان كلام :

"غزه" به عنوان آرامگاه "هاشم بن عبد مناف"(جددوم پيامبرعظيم الشان اسلام)وسكونت گاه"قوم جبارين" (ساكنان سرزمين فلسطين دردوران پيامبري حضرت موسي)،همچنان نمادشكوه،ايستادگي،فداكاري ومقاومت خواهد ماند و به همين دليل نيزهمواره مورد هدف قرارمي‌گيرد، با اين حال تمامي عمليات محاصره و كشتار ساكنان اين نوار نتوانسته و نخواهند توانست آن را به زانو در آورند، "غزه" همچنان سرافرازو سربلند خواهد ماند وپرچم مقاومت نيز همچنان برافراشته خواهد بود، همان گونه كه طي هشت هزار سال گذشته همواره تجاوزگران از بين رفته و اين منطقه پا برجا باقي مانده است."

 

پنجشنبه : 1393/4/26- 19رمضان1435- 17جولاي 2014

 

اين شب هاي قدر - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۹:۳۱ قبل از ظهر

اين شب هاي قدر                            

اسدالله افشار

 این شب ها، شب های قدر است؛ شب های دعا و عشق، شب های صدا و سکوت؛ شب های پروازبه سوي آستان جانان. شب هایی که کوله بار پرواز برای آغاز بسته می شود. در این شب ها هزار بار به خویشتن نزدیک تر خواهیم شد؛ چنان که به خداوند منان نزدیک تر می شویم.به تعبيرصاحب ذوقي دراین شب ها، خانه هایمان را با بوی فرشته ها فرش می کنیم تا آسمان، راه خانه هایمان را گم نکند. دراین شب ها، ماه به اندازه همه پنجره ها تکثیر شده است تا نور در هوای نفس کشیدنمان جریان بگیرد و ذکر «یا نوریا نوریا نور»مان بالا بگیرد.

شب قدر کدام شب است؟

در قرآن کریم آیه ای که به صراحت بیان کند شب قدر چه شبی است دیده نمی شود. ولی از جمع بندی چند آیه از قرآن کریم می توان فهمید که شب قدر یکی از شب های ماه مبارک رمضان است. قرآن کریم ازیک سو می فرماید:«انا انزلناه فی لیلة مبارکة » (دخان / 3 ) . این آیه گویای این مطلب است که قرآن یکپارچه دریک شب مبارک نازل شده است وازسوی دیگرمی فرماید: «شهررمضان الذی انزل فیه القرآن » (بقره/185 ) . و گویای این است که تمام قرآن در ماه رمضان نازل شده است. و در سوره قدرمی فرماید: «انا انزلناه فی لیله القدر» (قدر/1 ) . از مجموع این آیات استفاده می شود که قرآن کریم در یک شب مبارک در ماه رمضان که همان شب قدر است نازل شده است. پس شب قدر در ماه رمضان است. اما اینکه کدام یک از شب های ماه رمضان شب قدر است، در قرآن کریم چیزی بر آن دلالت ندارد. و تنها از راه اخبار می توان آن شب را معین کرد. در بعضی از روایات منقول از ائمه اطهار علیهم السلام شب قدر مردد بین نوزدهم و بیست و یکم و بیست و سوم ماه رمضان است و در برخی دیگر از آنها مردد بین شب بیست و یکم و بیست و سوم و در روایات دیگری متعین در شب بیست و سوم است (تفسیرمجمع البیان،ج 10،ص 519 ) . و عدم تعین یک شب به جهت تعظیم امر شب قدر بوده تا بندگان خدا با گناهان خود به آن اهانت نکنند. پس از دیدگاه روایات ائمه اهل بیت علیهم السلام شب قدر از شب های ماه رمضان و یکی از سه شب نوزدهم و بیست و یکم و بیست و سوم است. اما روایات منقول از طرق اهل سنت به طور عجیبی با هم اختلاف داشته و قابل جمع نیستند ولی معروف بین اهل سنت این است که شب بیست و هفتم ماه رمضان. شب قدر است (تفسیرالدر المنثور، ج 6 ) و در آن شب قرآن نازل شده است.

شب قدر؛ شب تقديرمقدرات :

شب قدر شبی است که همه مقدرات تقدیر می گردد و قالب معین و اندازه خاص هر پدیده، روشن و اندازه گیری می شود. به عبارت ديگر؛ شب قدر یکی از شب های دهه آخر ماه رمضان است . طبق روایات ما، یکی از شب های نوزدهم یا بیست و یکم و به احتمال زیادتر، بیست و سوم ماه مبارک رمضان، است. دراین شب - که شب نزول قرآن به شمار می آید - امور خیر و شر مردم و ولادت، مرگ، روزی، حج، طاعت، گناه و خلاصه هر حادثه ای که در طول سال واقع می شود، تقدیر می گردد. شب قدر همیشه و هر سال تکرار می شود . عبادت درآن شب، فضیلت فراوان دارد و در نیکویی سرنوشت یک ساله بسیار مؤثر است . در این شب تمام حوادث سال آینده به امام زمان ارائه می شود و وی از سرنوشت خود و دیگران با خبر می گردد . امام باقر (ع) می فرماید: «انه ینزل فی لیله القدر الی ولی الامر تفسیر الامور سنه سنه، یؤمرفی امر نفسه بکذا وکذا و فی امرالناس بکذا وکذا: درشب قدر به ولی امر(امام هر زمان) تفسیرکارها وحوادث نازل می شود ووی درباره خویش و دیگر مردمان مامور به دستورهایی می شود» . (الکافی، ج 1، ص 248 )

شب قدر؛ لحظه طلایی مغفرت :

شب قدر، شب قداست نفس است و پاکی روح؛ شب ترنّم عندلبان ربانی، لحظه شکوه و اوج ذکرهای آسمانی است. شب قدر، شب امید، شب دعا، گاهِ اشک های بی صدا، زمانِ از خود رها شدن و لحظه آسمانیِ با خدا بودن است. شب قدر، فرصت شکوه ای است که به اجابت می رسد و از بارگاه کبریایی حق به قلب تطهیر شده انسان هدیه می شود. قدر، پاک ترین سرود آفرینش است که خداوند در جان انسان ها دمیده است. قدر، بهترین فرصت هجرت است که در تقدیر انسان آمده و لحظه طلایی مغفرت است که لب های نازک و معصوم گل ها را به حسرت کشانده است.

شب قدر؛ شب لحظات روحانی و معنوی :

شب قدر، شب برکت، رحمت و مغفرت الهی است؛ شبی که در لحظه لحظه اش خدا جاری است و هر دقیقه اش سرمایه ای است که باید چون جان پاس داشت و آن را به راحتی از کف نداد. مگر می توان غیر از لیالی قدر، شبی یافت که ارزشی فزون تر از هزار ماه داشته باشد؟ مگر می توان غیر از این لحظات روحانی و معنوی، روزها و شب هایی سراغ گرفت که درهای بهشت به روی مردمان گشوده و درهای دوزخ بر روی آنان بسته باشد؟ مگر می توان لحظه هایی نشان دادکه در آنها نفس کشیدن تسبیح و خوابیدن عبادت باشد؟ پس بیایید قدر لیالی قدر را بیشتر بدانیم و پیش از آن که لحظه های ارزشمندش سپری شود، از چشمه سار جوشان آن خود را سیراب کنیم.

شب قدر؛ شب شست وشوی روح درجویبار زلال توبه :

پیامبر خدا(ص) فرموده اند: «در این ماه شبی است که برتر از هزار ماه است؛ هرکس از فیض شب قدر محروم شود، از تمام خیرات بی نصیب مانده است و از برکات شب قدر محروم نمی ماند، مگر کسی که خویشتن را محروم کرده است.» پس یاران، مبادا در این شب های مقدس از دعا رو برگردانید و شب قدر را به غفلت سپری کنید. مبادا خویشتن را از رحمت خدای محروم کرده، سرنوشتی شقاوت بار برای خویش رقم بزنید. شب قدر، فرصتی است برای جبران و دمی خوش است برای نجوای عاشقانه. شب قدر، بهاری ترین فصل عمر انسان مسلمان، بارانی ترین وقت، معراجی ترین لحظه، زمانی برای روی آوردن به خلوتی روح انگیز و فرصتی برای شست وشوی روح در جویبار زلال توبه است.

قدراین شب ها را بدانيم :

شب قدر، شب سلامتی و شب پرخیر و برکتی است که انسان می تواند سلامتی و سعادت دنیا و آخرتش را تأمین کند.شب قدر از اول شب تا به صبح مملو از برکات خداوند لایزال است. در این شب، از اول شب تا به صبح، خیردنیا و آخرت براي انسان قرار داده شده است. از این رو، قدر این شب را باید بهتر دانست و عظمت آن را بیشتر باید شناخت. در این چند شبی که به احتمال بسیار قوی، شب قدر می باشد، انسان باید خیر دنیا و آخرت را برای خود و دیگران بخواهد؛ لذا دراین مجال ؛ فهرست واربه برخی ازاعمال این شب اشاره می شود، تا بلکه موجب بهره برداری بیشتر از این اوقات عزیز گردد:

1-  توجّه دادن دل به اینکه این شب چه شب با عظمتی است. 2- احیاء و شب زنده داری دراين شب ها.

3- اهمیّت دادن به نماز و قرائت قرآن(ارتباط با خدا) . 4- در این چند شبانه روز قدر، گناه وارد زندگی مانشود (اجتناب ازگناه) . 5- توبه و ابراز پشیمانی از قصور و تقصیر، بازگشت از نفس امّاره و صفات رذیله به سوی رحمت خدای متعال. 6-  راز و نیاز با معبود.

 جان كلام :  

 نوای رحمت ایزدی به گوش می‏رسد. در قلب زمان اعظم ملائکه آسمان برزمین می‏آیند تا بالهایشان را فرش پای ملکوتیان کنند.آمدند تا تورا بخرند.آمدند تا تورا نزدآن معبودی ببرندکه خریدارهریوسف بد سرشت است . لیالی قدردرانتظارند تا فانوس عشق وعاشقی را بنوازند . معشوقه دل؛ عطر شفا ورحمت را می‏گستراند، دلبری می‏کند تا تو را که عاشقی و مجنون، نازاو را بخری .

شب قدر، شب زیبایی‌هاست، شب آسمانی شدن است. شب هم‌نشینی با فرشتگان است. شب توبه و استغفار، شب وعده با خداست. و من آمده‌ام با چشمانی اشکبار و دستانی تهی و کوله‌باری از گناه که بر دوشم سنگینی می‌کند.آمده‌ام تا همیشه نیازم را با بی‌نیازی وجودش یک‌رنگ کنم. آمده‌ام تا تسبیح توبه و استغفار را دانه‌دانه بشمارم. آمده‌ام تا وجودم را دراقیانوس بی‌کران رحمت الهی غرق کنم.

آمده‌ام ای خوب‌ترین! ای بهترین! ای مهربان‌ترین! تا درمیهمانی بندگانت مرا نیز بپذیری و بخشش گناهان را بدرقة راهم کنی. آمده‌ام تا به چهارده نورپاک، قسَمت دهم ووالاترین کتاب را برسربگیرم و بالاتر روم. مرا به خویش وامگذارودراین شب، با بهترین دوستانت هم‌نشین کن وازخویش مران که بی‌توحیرانم و سرگردان.

 

سه شنبه : 1393/4/24-17رمضان1435- 15جولاي2014

 

 

جدی گرفتن سیا ست‌های اقتصاد مقا ومتی - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۰:۴۳ قبل از ظهر

جدی گرفتن سیا ست‌های اقتصاد مقا ومتی           

اسدالله افشار

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی، عصرروزدوشنبه16تیرماه 1393مصادف با9رمضان1435 دردیدار مسئولان، کارگزاران وجمعی ازمدیران ارشد دستگاه‌های مختلف کشوری ولشگری،ضمن بیان نکاتی بسیار مهم درزمینه مسائل داخلی وخارجی، توصیه‌هایی هم به دولت داشتند.جدی گرفتن سیاست‌های اقتصاد مقاومتی اولین توصیه ایشان بودکه گفتند:

رئیس‌جمهورمحترم وبرخی مسئولان،کم وبیش درخصوص حمایت ازسیاست‌های اقتصادمقاومتی سخن گفته‌اندامانیازاصلی،عمل است ونباید این‌گونه باشدکه درسخن،از اقتصاد مقاومتی حمایت کنیم اما در عمل، حرکت ما کُند باشد.

رهبر انقلاب اسلامی تأکیدکردند:مبنای اقتصادمقاومتی تکیه برتولیدداخلی واستحکام بنیه درونی اقتصاد است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای افزودند: رونق اقتصادی نیز فقط با تولید و فعال کردن ظرفیت‌های درونی محقق می‌شود و نه با چیز دیگر.

اینک این قلم درراستای دغدغه های معظم له دراین خصوص نکاتی را درذیل یادآور می گردد:

یکم) مقام معظم رهبری در چند سال اخیر بحث اقتصاد مقاومتی را مطرح و از آن به عنوان روشی مهم در تغییر مسیر حرکت اقتصادی کشوریاد کردند؛روشی که در برابر هجمه های غرب همانند سدی محکم کارآمد شد.اعمال تحریم های یک جانبه و غیرقانونی، همواره یکی ازابزارهای نظام سلطه برای وارد آوردن فشار به نظام جمهوری اسلامی ایران بوده است، هرچند اندکی پس ازپیروزی انقلاب اسلامی و پس از تسخیر لانه جاسوسی،آمریکا قانون تحریم نظام جمهوری اسلامی ایران را به اجرا گذاشت ودرطول37سال گذشته نیزهمواره برحجم این تحریم ها افزوده شد.در مقابل اتخاذ چنین رویکردی، مقام معظم رهبری بحث اقتصاد مقاومتی رامطرح وازآن به عنوان یک تاکتیک واستراتژی مهم درتغییرمسیرحرکت اقتصادی کشوریاد نمودند.

دوم) اقتصاد ایران در روزهای پایانی بهمن ماه سال گذشته شاهد ابلاغ یکی از مهمترین اسناد کلان و تعیین کننده در این زمینه بود. سیاست های کلی اقتصادی موسوم به «اقتصاد مقاومتی» از طرف آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی بر اساس بند یکم اصل 110 قانون اساسی و پس از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام به رییسان هر سه قوه ابلاغ شد.کاهش وابستگی به درآمدهای حاصل از فروش نفت و گاز، ارتقای شاخص های عدالت اجتماعی، افزایش تولید، اشتغال و بهره وری از جمله موارد مطرح شده در سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی است.به دنبال این ابلاغ، «حسن روحانی» رییس جمهوری از یک سو در نامه یی به رهبری آمادگی دولت برای اجرایی کردن سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی و عمل بر اساس مفاد آن را اعلام کرد و از سوی دیگر در نامه یی به معاون اول خود دستورهای 11 گانه یی را برای عملیاتی کردن این سیاست ها ابلاغ کرد.از زمان ابلاغ سیاست های اقتصاد مقاومتی این موضوع به یکی از مسایل مورد بحث و گفت و گو در محافل اقتصادی و رسانه یی کشور تبدیل شده است و در مورد محتوا، بایدها و نبایدها و الزام های اجرایی شدن این سیاست ها، مسایل مختلفی از طرف کارشناسان مطرح شده است.

سوم) تکیه بر توان داخل، یکی از ارکان سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی است که این موضوع در عرصه های مختلف مورد توجه بوده است؛ یکی از این عرصه ها، تکیه بر نیروی انسانی و سرمایه انسانی داخلی است؛ براساس این سند، سهم نیروی انسانی داخلی باید افزایش پیدا کند علاوه بر این، نیروی انسانی داخلی باید با آموزش های مهارت، خلاقیت و کارآفرینی توانمند شود و مجموعه یی تحت عنوان افزایش سهم سرمایه انسانی محقق شود. مساله بعدی، استفاده از سرمایه های خرد و کلان داخلی است؛ ما کشوری پهناور هستیم و سرمایه های خرد و کلان گسترده یی در خدمت مردم است که در این راستا دولت باید بتواند این سرمایه ها را از دلال بازی، واسطه گری ها و فعالیت های سوداگرانه مخرب به سمت سرمایه گذاری های مولد و مطمئن سوق دهد.

چهارم) برخلاف تصور اقتصاد مقاومتی، اقتصاد ریاضتی نیست، بلکه اقتصادی است متعالی که اجرای آن بهبود رشد اقتصادی، تولید ملی، عدالت اجتماعی، اشتغال، تورم و رفاه عمومی را به دنبال خواهد داشت ... اقتصاد مقاومتی به هیچ عنوان به دنبال بستن درهای اقتصاد ایران به دنیا نیست. تعامل سازنده با دنیا با نگاه به بیرون و البته اتکا به توان داخلی اتفاقا از مهمترین وی‍ژگی های اقتصاد مقاومتی است.

پنجم) بدیهی است لزوم ورود نخبگان حوزه و دانشگاه در حمایت و اجرایی نمودن اقتصاد مقاومتی در بعد نظریه پردازی و تولید محتوا و فکر به شدت احساس می شود زیرا اصل و اساس تحقق اقتصاد بومی در کشور باید منطبق بر مکتب اقتصادی بومی برآمده از گزاره های دین مبین اسلام شکل گیرد، لذا تبیین صحیح و مطلوب از اقتصاد مقاومتی خود به عنوان امر بنیادین در تحقق اقتصاد پویا،مقاوم و کارآمد مورد نظر می باشد،از این رو همکاری نهاد حوزه و دانشگاه و هم اندیشی نخبگان آن دو نهاد در راستای ارایه گفتمان سازی از اقتصاد مقاومتی و نیز بستر سازی برای اقتصاد دانش بنیان ضرورتی انکار ناپذیر است.

ششم) هدف نهایی و اساسی اقتصاد مقاومتی، این است که کشور از جهت اقتصادی مقاوم شود و بتواند در مقابل توطئه‌های دشمنان مقاومت نماید.این مسئله مهم‌ترین نقطه افتراق اقتصاد مقاومتی با اقتصاد ریاضتی است. اقتصاد ریاضتی با فشار به مردم و اقتصاد داخلی و حتی کاهش برنامه‌های توسعه‌ای کشور، سعی می‌نماید کشورهای دیگر را راضی کند. این کشورها اگرچه در ظاهر ممکن است دشمن هم تلقی نشوند اما حداقل موضوع این است که قدر مسلم از نظر اقتصادی رقیب هستند و امروزه همگان می‌دانند که رقابت در عرصه اقتصاد تفاوت چندانی با جنگ در عرصه نظامی ندارد. چه بسا تبعات شکست در رقابت اقتصادی بسیار وسیع‌تر و مخرب‌تر برای یک کشور باشد.این در حالی است که اقتصاد مقاومتی با تاکید بر ارائه آزادی عمل بیشتر به مردم و اقتصاد داخلی و حتی افزایش برنامه‌های توسعه‌ای سعی می‌نماید خود را در مقابل توطئه‌های دشمنان و حتی رقبای اقتصادی مقاوم کند تا شرایط اقتصادی که بعضاً از جانب رقبا (دشمنان) بر اقتصاد ملی تحمیل می‌شود، نتواند زمینه تسلط آنان را بر کشور فراهم کند. حمایت از مردم، نقطه مرکزی اقتصاد مقاومتی است در حالی که در اقتصاد ریاضتی حمایت از طلبکاران (وام‌دهندگان مانند بانک جهانی، کشورهای دیگر و سایر اعتباردهندگان) از طریق ایجاد محدودیت برای مردم و اقتصاد ملی، نقطه تمرکز سیاست‌های اقتصادی قرار می‌گیرد.

هفتم) هم در اقتصاد ریاضتی و هم در اقتصاد مقاومتی مردم، محور و کانون تمرکز اصلی به شمار می‌روند. با این تفاوت که در اقتصاد ریاضتی علی‌رغم اینکه در بروز مشکلات و سختی‌های اقتصادی کشورهای رقیب و شرکت‌های بزرگ دخیل هستند اما در حل این مشکلات این مردم هستند که به تنهایی باید بار تمام سختی‌ها را به دوش بکشند تا مبادا منافع اعتباردهندگان ذره‌ای دچار خطر شود. البته در اقتصاد مقاومتی نیز مردم محورند؛ اما نه فقط محور تحمل سختی‌ها بلکه تکیه‌گاه اصلی تمام فعالیت‌های اقتصادی به شمار می‌روند.

هشتم) برای تحقق اقتصاد مقاومتی، باید از خانواده شروع کرد. آماده سازی زیرساخت های اقتصاد خانگی و اشتغال زایی و کارآفرینی در خانواده ها ساده ترین راه برای تحقق اقتصاد مقاومتی و کاهش آسیب های اجتماعی وتضمین تحکیم خانواده هاست...ایجادتعاونی های محلی براساس مدیریت محله محوردرزمینه های بهداشت، فرهنگ و اقتصاد در سال 93 می تواند عامل ایجاد سرعت در اقتصاد مقاومتی شود.

نهم) رسیدن به اهداف مورد اشاره در سیاست های اقتصاد مقاومتی نیازمند کار عملی و جدی و پرهیز از شعار زدگی اولین شرط آن ا ست. همه دست اندرکاران نظام باید برای تحقق این اهداف تلاش جدی کنند، چرا که به نظر می رسد مبتلا شدن برخی سیاست های کلی به شعارزدگی که قبلاابلاغ شده اند، همگان را به این نتیجه رسانده است این بارمختصات کاربه گونه ای طراحی شودکه کمترین امکان برای شعاردادن وبیشترین فرصت را برای عمل کردن مهیا سازد. هماهنگی میان ارکان حکومتی و قوای سه گانه جهت تحقق مطلوب اجرای این سیاست ها و پرهیزاز موازی کاری و همچنین شفافیت عملکرد نهادهای مسوول شرط دوم آن است. همچنین وجود ساختار قدرتمند نظارتی نیازمند است تا سیاست ها و نحوه ی اجرا را رصد کند و در صورت انحراف یا کاستی آن موضوع را گوشزد کند.

دهم) مهم‌ترین چالش اقتصاد مقاومتی عدم درک صحیح مسؤولان ازآن است ، نگرانی کارشناسان با توجه به نامگذاری سال‌های مختلف یا فرمان مبارزه فساد رهبرمعظم انقلاب نا شی از عدم باور حتی در سطح بعضی سران است که باید این نقیصه در مورد اقتصاد مقاومتی برطرف شود. اقتصاد مقاومتی همراه با ورود مدبرانه و هوشمندانه به حوزه اقتصاد جهانی است و هم مردم و هم فعالان اقتصادی و هم نظام باید در درجه اول باید درک محیط را داشته باشد. اقتصاد مقاومتی یک مقوله موقت و تاکتیکی نیست، اقتصاد مقاومتی نسخه‌ای عملیاتی است، بنابراین هر سه دستگاه قانون‌گذاری، اجرایی و قضایی باید در تحقق اهداف میان مدت و بلند مدت آن دارای رسالت باشند.

یازدهم) با توجه به بررسي همه عوامل موثر و زير سيستم دراقتصاد مقاومتي بايد گفت كه تحريم‌ها نمي‌توانند خلل مهمي براي كشوري با قدرت جمهوري اسلامي ايران وبا اين مرزهاي گسترده و منابع خدادادي ايجاد كنند، كشوري كه به خداي متعال اتكا دارد وملتي استوار و هوشمند است حتماً پيروز اين ميدان خواهد بود. نظام اسلامي قادر است با برنامه‌ريزي، تلاش، تدوين استراتژي ها و اقدامات لازم با محوريت اقتصاد مقاومتي، بخش عمده اي از تهديدهاي امروزين را نيز به فرصت تبديل كند.

دوازدهم) اقتصاد مقاومتی به جامعه اسلامی کمک می کند تا ضمن تأمین یکی از مهم ترین مؤلفه های جامعه یعنی آسایش و اقتصاد، اجازه ندهد تا دشمن از این چشم اسفندیار و نقطه ضعف جامعه استفاده کرده و با تیرهای زهرآگین تحریم و فشار، جامعه را فلج کند؛ زیرا اقتصاد مقاومتی جامعه را چنان مصون می دارد که این نقطه ضعف به یک نقطه تحرک و پرش برای جامعه مطرح شده و جامعه اسلامی را به عنوان یک الگوی برتر به جهانیان معرفی نماید؛ زیرا توده های مردمی که جز دنیا هدفی ندارند، به این نتیجه و باور می رسند که اگر دنیا بخواهند سبک زندگی اسلامی را در پیش گیرند. اقتصاد مقاومتی به معنای اقتصادی که بر منابع انسانی و مالی و مادی داخلی جامعه تکیه کرده است و با عناصری از خلاقیت، باور و اعتماد، همه نیازهای خود را تولید و تامین می کند و مستقل و خودکفا از دیگران به راه رشد و شکوفایی خود ادامه می دهد، این امکان را به جامعه اسلامی می دهد تا همه فشارهای سلطه گران و مستکبران را تحمل کرده و آنها را پس زند.

جان کلام :

 مقام معظم رهبری با توجه به نیازهای جامعه اسلامی، مهندسی فرهنگ را در دستور کار خود قرارداده اند. ایشان به عنوان یک نخبه و روشنفکر اسلامی در مقام مدیریت فرهنگ، با تولید مفاهیم و اصطلاحات جدید بر آن است تا فرهنگ جامعه را به درستی بازسازی و اصلاح نماید وبراساس اسلام ناب محمدی به معاصرت بکشاند. ایشان با ایجاد اصطلاح و مفهوم اقتصاد مقاومتی برآن شد تا نیازهای راهبردی جامعه را شناسایی و به جامعه معرفی کند و ایشان را در این جهت مدیریت نماید. البته ازآن جایی که فرهنگ را همگان می سازند گام اصلی را می بایست درگام نخست مدیران ارشد نظام و سپس از طریق رسانه ها همه بخش ها و سطوح جامعه بردارد تا اقتصاد مقاومتی شکل گیرد.

یکشنبه : 1393/4/22- 15رمضان1435- 13جولای2014

كالبد شكافي ويروس مخرب طلاق - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۰:۴۹ قبل از ظهر

 

كالبد شكافي ويروس مخرب طلاق                  

اسدالله افشار

 

یکى از نهادهاى اجتماعى در هر جامعهاى «خانواده» است. این نهاد از طریق تشکیل زندگى مشترک بین زن و مرد شکل مىگیرد. در تمام ادیان و از جمله در دین مبین اسلام نیز به آن تأکید شده است به گونهاى که پیامبر گرامى اسلام (ص) فرمود: «ازدواج سنت و قانون من است. هر کس از آن سرپیچى کند از من نیست.»

در قانون اساسى جمهورى اسلامى ایران نیزدراصل دهم در اهمیت توجه به خانواده چنین آمده است که:«ازآنجایى که خانواده واحد بنیادین جامعه اسلامى است، همه قوانین، مقررات و برنامهریزىهاى مربوطه باید در جهت آسان کردن تشکیل خانواده، پاسدارى ازمقررات آن واستوارى روابط خانوادگى بر پایه حقوق واخلاق اسلامى باشد.»به رغم همه این تأکیدات و توصیههایى که در جهت انتخاب درست همسر و حفظ خانواده در منابع دینى و علمى و دانشگاهى شده است موضوع طلاق همچنان یکى از پدیدههاى اجتماعى جوامع و از جمله ایران محسوب مىشود.

نقش عوامل مختلف در گسترش طلاق :

در گسترش این مسئله، عوامل مختلف در زمینههاى فردى، خانوادگى و اجتماعى نقش دارند که برخى از آنها عبارتند از: اعتیاد یکى از زوجین بخصوص مردان، ازدواجهاى تحمیلى، سوء ظن، دخالتهاى اطرافیان، بیمارى صعبالعلاج یکى از زوجین، انحراف اخلاقى هر یک از زوجین، عقیم بودن، سردمزاجى زن، ازدواج مجدد شوهر، فاصله سنى زیاد، عدم رضایت از روابط زناشویى، همسرآزارى، بیکارى، ارتکاب جرایم، ناکافى بودن قوانین در حمایت از زنان، عدم تمکین، ترک انفاق، عسر و حرج، عدم فراگیرى آموزشهاى مهارتهاى همسردارى و زندگى و....

توضیح این نکته ضرورى است که علل مؤثر در بروز طلاق در افراد، زمانها، مناطق و جوامع مختلف، متفاوت است و هیچ گاه یک دسته عوامل ثابت در همه زمانها و در همه جوامع یکسان نبوده، نیست و نخواهد بود.توجه به پدیده طلاق در اکثر جوامع از جمله ایران بیشتر به دلیل پیامدهاى منفى بعد از طلاق هم براى افراد حاصل از طلاق (زن، مرد، فرزندان) و هم براى خانوادهها و جامعه است. در دین مبین اسلام نیز از آن به عنوان حلال مورد غضب (ابغض الحلال) یاد شده است.

طلاق یک پدیده چند وجهى :

طلاق یک پدیده چند وجهى است؛ زیرا ازیک جهت، پدیده حقوقى است و از جهت دیگر، یک پدیده روان شناختى و حتى یک پدیده اقتصادى و از زاویه دیگر پدیده اى اجتماعى. از آن جا که علل و زمینه هاى گوناگون و نیز بستر یک نظام اجتماعى درشکل گیرى طلاق مؤثرمى باشد، به عنوان یک پدیده اجتماعى (Social Phnomenan) در نظر گرفته است. برخى از عوامل و زمینه هاى اجتماعى که در ایجاد طلاق مؤثر است، در سطح کلان و بعضى در سطح متوسط و تعدادى نیز در سطح خرد عمل مى کنند، همچنین بعضى از علل، از آن چنان قوّتى برخوردارند که مى توانند به عنوان علّت العلل طلاق عمل کنند، در حالى که بعضى در حد زمینه ساز و بسترسازى ایجاد این پدیده مؤثرند. از سوى دیگر، بعضى از این علل ممکن است به تنهایى کارساز بوده و برخى دیگر، نیاز به علتى غیرازعلل اجتماعى داشته باشند تا بتوانند به عنوان عامل طلاق عمل کنند. بنابراين مسأله «طلاق» در حیات انسانى داراى جنبه هاى گوناگونى است: از یک جهت، پدیده اى حقوقى است که در علم حقوق ـ به خصوص در بخش قانون مدنى ـ بررسى مى شود و از جهت دیگر، پدیده اى اقتصادى است؛ به این معنا که هم مى تواند «خانواده» را به عنوان یک واحد اقتصادى بر پاى دارد و هم به این معنا که یک عامل اقتصادى مانند «مقدار درآمد خانواده» و به طور کلى، «فقر» موجب از هم گسیختگى خانواده مى شود.

ازسوى دیگر،طلاق یک پدیده روان شناختى است؛چرا که برتعادل روانى فرزندان وبستگان خانواده به شدت تأثیرمى گذارد.هم چنین یک پدیده جمعیتى است؛ چون برترکیب جمعیتى وساختارآن اثرمى گذارد.از سوى دیگر، طلاق یک پدیده اجتماعى نیز هست؛ به این معنا که علل و زمینه هاى اجتماعى موجود و به طور کلى، ساختار جامعه مى تواند سبب از هم گسیختگى خانواده شود.

افزایش نرخ طلاق و گسترش اضطراب در میان جوانان :

معضلات اجتماعی مانند افزایش نرخ طلاق و گسترش اضطراب در میان جوانان، این روزها مورد بحث رسانه های همگانی و موضوع بسیاری از همایش ها و سمینارها در سراسر کشور قرار گرفته و بسیاری از آنها حاوی آمارهای بسیار تکان دهنده ای است.بی تردید افزایش دامنه آفت های جامعه که باید دست اندرکاران امور تعلیم و تربیت و فرهنگ سازی کشور را به تامل و چاره اندیشی اساسی وادارد، معلولی بیش نیست. برای تجهیز و مقابله با این پدیده های ناهنجار، ابتدا باید علل و ریشه های بروز این مساله مهم را شناسایی کنیم، در غیر این صورت هر راه حلی اگرچه با صرف هزینه های زیاد، بی تاثیر خواهد ماند. به این ترتیب، درخواست طلاق هنگامی صادر می شود که هرگونه امید و تلاش برای دستیابی به کانون گرم زندگی مشترک بی پاسخ می ماند و واقعیتهایی رخ می دهد که دستیابی به آرزوها را ناممکن می سازد و آنگاه تنها راه رهایی به جدایی ختم خواهد شد. اما روانشناسان معتقدند: زندگی مجموعه ای از افتادن ها و برخاستن ها، لذت ها و تلخکامی ها، خواب ها و بیداری های هدفدار است، این که تصور کنیم همه امور باید موافق میل و خواسته ما تحقق پذیرد، تصویری اشتباه است.اصولاً خانواده ای را نمی توان سراغ گرفت که در آن به هیچ وجه اختلاف فکر و سلیقه وجود نداشته باشد، هر انسانی ذوق و سلیقه ای مخصوص به خود دارد. اما برای دستیابی به آرامش باید این ذوق و سلیقه را به هم نزدیک کرد، زیرا انسان ها تنها در سایه توافق ها می توانند در کنار هم زندگی کنند نه اختلاف ها. از سوی دیگر، در زندگی مشترک بی اعتنایی به پیمان زندگی، خودخواهی ها و تنگ نظری ها، بی حوصلگی و بی توجهی به سرنوشت یکدیگر، اختلاف در سلیقه ها، فزون طلبی ها، تنوع جویی ها، عدم رعایت وظایف فرد است که "طلاق" را می آفریند و این پایان مشکلات نیست، بلکه سرآغاز ویرانی است و معضلات جدید را به وجود می آورد.

اشاره اي به اقسام طلاق :

۱) طلاق عاطفی:زن و شوهر عواطف خود را از یکدیگر دریغ می دارند و روی از هم بر می تابند، زیرا اعتمادشان به یکدیگر و جذابیتشان برای هم به پایان رسیده است.

۲) طلاق اقتصادی: وقتی خانواده ای از هم می پاشد، تصفیه اقتصادی یعنی تقسیم اموال و دارایی آنها در دو سهم ضرورت پیدا می کند.

۳) طلاق قانونی:در دادگاه پایان رسمی ازدواج و همراه آن شرایط اجازه ازدواج مجدد برای طرفین اعلام می گردد.

۴) طلاق توافقی والدین:تصمیماتی که درباره حضانت فرزندان، دیدار بعدی آنان، مسئولیت های هریک از والدین از نظر مالی و تربیت کودکان و غیره اتخاذ می گردد.

۵) طلاق اجتماعی:تغییراتی است که در رابطه با دوستان و آشنایان اتفاق می افتد، به این معنا که چون از وقوع طلاق اطلاع پیدا می کنند، هریک به گونه ای واکنش نشان می دهند.

۶) طلاق روانی:وقتی ازدواجی گسسته شد، احساس همدلی از بین می رود و مفهوم "خود" تغییر می کند. در اینجا طرفین باید درک کنند که دیگر هیچ کدام یک پیوند را تشکیل نمی دهد، زیرا هریک خود را تنها می بیند و این تنهایی برای هریک از آنان یک "ضربه" است.

آمار رسمی طلاق نشان دهنده میزان ناکامی زوجین در زندگی زناشویی نیست. این آمار شامل افرادی که از یکدیگر جدا زندگی می کنند، اما به طور قانونی طلاق نگرفته اند، نمی شود. علاوه بر آن افراد زیادی وجود دارند که از زندگی مشترک خود راضی نیستند، اما به دلایل مختلف از هم جدا نمی شوند. آنها نگران پیامدهای عاطفی، مالی، اجتماعی و فرهنگی طلاق هستند و ترجیح می دهند به خاطر فرزندانشان به زندگی مشترک ادامه دهند. به این ترتیب آمار رسمی طلاق در جامعه درصد ناچیزی از تعداد خانواده هایی که در شرایط “طلاق عاطفی” به سر می برند را نشان می دهد.

کارشناسان معتقدند عوامل مختلف اجتماعی در افزایش میزان طلاق نقش دارد. به اعتقاد آنها به تدریج که زنان از نظر اقتصادی مستقل می شوند آمار طلاق نیز افزایش می یابد. با افزایش سطح درآمدها زنان مجبور به تحمل نارسایی های زندگی مشترک برای تامین مایحتاج اولیه زندگی خود نیستند.

طلاق عاطفی پدیده ای فراگیردرکشور:

طلاق عاطفی پدیده ای فراگیردرکشوراست، مسأله ای که به دلیل محدودیت های اجتماعی و فرهنگی، مشکلات مالی، اجبار خانواده ها و عوامل دیگری که اجازه جدایی زن و شوهر را نمی دهد، خانواده های زیادی را وادارمی کند در شرایطی که زن و مرد از نظر روانی علاقه ای به ادامه زندگی مشترک ندارند، پس از یک دوره طولانی دعوا و کشمکش، از مرحله دشمنی و تنفر عبور کنند و به وضعیت "بی تفاوتی" برسند. بی تفاوتی آخرین مرحله روابط بین زن و شوهر است که درآن اصل "بود و نبود" همسر فرقی برای زوجین نمی کند بلکه مسائل جنبی دیگر زندگی ازجمله مسائل مالی وامنیت اجتماعی زن است که احساس نیاز به همسررا شکل می دهد. درچنین شرایطی میزان ناهنجاری های اجتماعی افزایش پیدا می کند وموجب به وجود آمدن ارتباطات خارج از چارچوب خانواده می شود. ضمن آن که به گفته كارشناسان در مرحله طلاق عاطفی اگرچه زوجین در زیر یک سقف زندگی می کنند، ولی به لحاظ عاطفی و اجتماعی جدا هستند و در همین زمان اغلب انحرافات و آسیب های اجتماعی رخ می دهد.

نگاهي به آمارتأسف بارطلاق دركشور:

برابر اعلام ثبت احوال. طي 7 ماه اول سال 92 ازدواج 5/5 درصد در كشور نسبت به سال 88 كاهش داشته است. و در مقابل طلاق از افزايش 1/9 درصدي برخوردار بوده. در سال 88 بطور متوسط در مقابل هر يك هزار ايراني، 2/12 نفر ازدواج كرده‌آند كه بيشترين آن‌ها در استان سيستان و بلوچستان با 7/14 نفر و كمترين در استان تهران با 9 نفر در هزار نفر بوده است. در همان سال از هر هفت ازدواج يك مورد منجر به طلاق شده كه كمترين آن باز در استان سيستان و بلوچستان يك طلاق در مقابل 27 ازدواج و بيشترين آمار در تهران يك طلاق در برابر سه ازدواج بوده است.

همچنين باز براساس اعلام ثبت احوال، در 5 سال اخير از 5/12 طلاق در مقابل هر100 ازدواج در سال 87 به 1/18 طلاق در مقابله هر100 ازدواج در سال 91 رسيده‌ايم و سرعت افزايش طلاق در مقابل ازدواج 5/1 برابر شده است در همين حال جمعيت زنان بدون همسر بر اثر طلاق، بيش از 440 هزار نفر و در مردان، 214 هزار نفر بوده است در سال 91 150 هزار و 324 واقعه طلاق در كشور ثبت شده يعني روزانه 381 ازدواج منجر به طلاق مي‌گردد. اين آمار در سال 92 به بيش از 158 هزار نفر رسيده است. به نسبت جمعيت تقريبا آمار طلاق در كشور ما با سه كشور اصلي اروپاي غربي، معادل است، چون در فرانسه 66 ميليوني، 133 هزار طلاق در سال، آلمان 82 ميليوني، 190 هزار و انگليس 60 ميليوني 144 هزار مورد طلاق در سال دارند. در ايران 77 ميليوني از سال 85 تا 91، اين آمار به طور پيوسته در حال افزايش بوده است و از 94 هزار مورد در سال 85 به 158 هزار در سال 92 رسيده است.

وقتي به پراكندگي اين آمارها در استان‌ها نگاه مي‌كنيم شهرهاي كوچك و روستاها كمترين مشكل و كلان شهرها بيشترين مسئله را دارند، به نحوي كه در تهران برابر آخرين آمار، متوسط طلاق 1 در برابر 3 ازدواج است و همين آمار در مناطق جنوبي تهران 1 طلاق در برابر 4 ازدواج و در مناطق غربي تهران 2 در مقابل 3 مي‌باشد، يعني از هر سه ازدواج دو مورد آن منجر به طلاق مي‌شود!

متزلزل‌بودن كانون خا نواده و كوتا ه‌ بودن عمرازد واج‌ها :

متزلزل‌بودن كانون خانواده و كوتاه‌بودن عمرازدواج‌ها قطعا عامل اصلي بحران جمعيت دركشور است. بدون توجه به دلايلي بوجود آمدن اين وضع اتخاذ راه حل و برنامه‌ريزي عاقلانه، امكان‌پذير نخواهد بود. عوامل متعددي براي اين وضعيت مي‌تواند ذكر شود ولي دريك تقسيم‌بندي كلي، دو عامل فرهنگي و اقتصادي بارز‌ترين آنها است وقتي اعلام مي‌شود 17 درصد طلاق‌ها به دليل خيانت صورت مي‌پذيرد. غيراز آلوده‌بودن فضاي فرهنگي كشور معنايي ندارد. اين تخريب بنيان‌هاي اخلاقي وفرهنگي،‌ تنها معلول نقشه‌هاي دشمن نيست.بلكه اعمال برنامه‌ها وسياست‌هاي فرهنگي پرفرازونشيب وغالباً تحت تأثيرعوامل سياسي و جناحي، در داخل كشور نيز به آن كمك نموده است.

توجه به چند نکته ضروری :

متاسفانه امروزبه لحاظ گسست خانواده وآمارطلاق، جمهوري اسلامي ايران در كنار كشورهايي مثل فرانسه، آلمان و انگليس قرار دارد؛ لذا ضروريست براي اصلاح اين مسيررفته رفته معضل را كالبد شكافي ودرمان وبه نكات زيرنيز توجه لازم مبذول نماييم :

1- كوتاهي متوليان فرهنگ و ترويج اخلاق و در مقابل هجوم سراسري بيگانگان، سهم اساسي در ناپايداري كانون خانواده دارد.

2- وضعيت اقتصادي كشور، تورم و مشكلات طاقت فرسا ؛ دليل ترس و نگراني از تشكيل خانواده است.

3-آمارهاي فسادچندهزار ميلياردي، تهديدات ناشي ازتحريم‌ها،تاخت وتازاقتصادي برخي آقازاده هاوپديده شوم يقه سفيدها ي قانون گريزهمه خبرازآينده روشني نمي‌دهند.

4-  آماركساني كه قبل ازازدواج با هم رابطه داشته‌اند، نگران كننده است آن هم براي جامعه ما. اين ويروس مخرب ازقلب فرهنگ غرب با ابزارشبكه‌هاي ماهواره‌اي واينترنت به ما منتقل شده و جوانان بي‌دفاع ما را تسليم ومقهورخود ساخته است چون باغرايزآنان تطابق دارد.بپذيريم كه اين غرايزطبيعي وبالفطره را نتوانستيم برآموزه‌هاي دين واخلاق استوارسازيم.

5- بايد با استفاده ازتجارب سايركشورها، آخرين شيوه‌ها و روش‌هاي علمي وجامعه شناسانه و بازگشت به فرهنگ و اخلاق اسلامي و سنت‌هاي ديرين، اين معضل را حل كرد.

 

شنبه:1393/4/21- 14رمضان1435- 12جولاي2014

جنگ شیعه وسنی درعراق ؛ فقط یک آرزوست - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۲:۴ بعد از ظهر

جنگ شیعه وسنی درعراق ؛ فقط یک آرزوست          

اسدالله افشار

 

آمریکایی‌ها اقدامات داعش را مدیریت می‌کنند و با سلطه بر رهبرانشان، ازآنها برای حمله به هرکسی که مطابق راهبردشان لازم است، بهره می‌گیرند. آنچه اکنون در عراق می‌گذرد یک توطئه برنامه‌ریزی شده بزرگ برای شکل‌دهی ترتیبات امنیتی منطقه بعد از شکست طرح‌های غربی‌ها در سوریه است. شکست در سوریه برای غرب بسیار رسوا و تلخ بوده و ارمنظرکارشناسان آنها با پذیرش این شکست اکنون می‌خواهند از طریق:

1- توطئه‌چینی برای عراق، حضور مستقیم در منطقه از طریق حضور مجدد در عراق و القای این توطئه که بدون آمریکا عراق نمی‌تواند باقی بماند.

2- تقویت مجدد گروه‌های تکفیری مانند داعش برای بازگشت به سوریه و...

3- بدنام کردن ایران با دروغ‌پراکنی مبنی بر همکاری ایران با آمریکا در مسئله عراق.

از واقعیات تلخی که می‌تواند ناشی از شکست در سوریه باشد- یعنی تغییرات سیاسی بزرگ در نظام‌های سیاسی ارتجاع عرب که حامیان تروریست‌ها در سوریه بوده‌اند و تضعیف خردکننده رژیم صهیونیستی- جلوگیری و در شکل‌دهی ترتیبات امنیتی جدید منطقه ایفای نقش نمایند.

توطئه تجزيه عراق وسوریه :

دكترمايكل چاسودوفسكي استاد اقتصاد دانشگاه اوتاوا وازتحليلگران بنام مسائل سياسي وبين المللي،در تحليلي درسايت گلوبال ريسرچ درباره اهداف آمريكا ازحمايت غيرمستقيم ازتروريست‌ها درعراق نوشته است: آمريكا درعراق اهداف بلندمدت‌تراز تضعيف يا سرنگوني دولت نوري المالكي، درسردارد وآن تجزيه اين كشور به سه حكومت مستقل است.چاسودوفسكي معتقد است بر خلاف آن چه كه رسانه‌هاي غربي تلاش دارند وضعيت عراق را جنگ داخلي يا فرقه‌اي ميان اهل سنت و اهل تشيع جلوه دهند، اين آمريكا است كه در پشت صحنه طراحي وضعيت ناآرام عراق است.

چاسودوفسكي در ادامه نوشته است: تشكيل يك گروه تروريستي كه عراق و سوريه را پوشش دهد بخشي از برنامه امنيتي آمريكا است كه طبق آن، عراق و سوريه به سه حكومت مستقل تبديل شود: يك خليفه اسلامي اهل سنت؛ يك جمهوري شيعه عربي؛ و يك جمهوري كردنشين.

هدف آمريكا از جنگ داخلي در عراق :

ازآنجا كه شاكله ناوگان هوايي جنگي عراق عمدتا از هواپيماهاي آمريكايي تشكيل شده، آمريكايي‌ها احاطه كافي به قدرت هوايي دولت عراق دارند و بر همين اساس به طور مخفيانه به گروه داعش براي مقابله با حملات هوايي دولت عراق، كمك اطلاعاتي مي‌كنند. به عبارت ديگر،آمريكا درحال مهندسي يك جنگ داخلي در عراق است به طوري كه هر دو طرف را به طور غيرمستقيم، مديريت مي‌كند.آمريكا به دنبال تجهيز هر دو طرف منازعه به تسليحات پيشرفته جنگي است تا با يكديگر بجنگند و جنگ داخلي مدنظر واشنگتن را برآورده سازند.آمريكا در استخدام نيرو، آموزش و تامين مالي گروه‌هاي تروريستي داعش، نقش مهمي دارد و حتي نيروهاي ويژه غربي، در رده‌هاي بالاي داعش، حضور دارند.

به نوشته نشريه "ديلي ميل" چاپ لندن، كمك‌هاي مالي و تجهيزاتي آمريكا و ناتو از طريق قطر و عربستان به گروه داعش مي‌رسد. هدف آمريكا از اين جنگ داخلي، تخريب زيرساخت‌ها و اقتصاد عراق است تا بتواند به هدف اصلي خود كه همان تجزيه اين كشور است، برسد.

 استفاده ابزاری آمریکا ازگروه داعش :

"مايكل چاسودوفسكي" دراین مقاله ازتوطئه وسیع آمریکا درخصوص کشورعراق پرده برداشته واینگونه اظهارنظرنموده است : آمريكا تلاش دارد تا افكار عمومي را به اين سمت ببرد كه منازعات كنوني در عراق را جنگ شيعه معرفي مي‌كند و اينگونه وانمود ‌سازد كه به جاي اشغالگران آمريكايي، گروه‌هاي قدرت طلب داخلي كه خونريزترند، بر سر كار آمده‌اند. بدين ترتيب، آمريكايي‌هاي اشغالگر بتوانند نقش فرشته نجات كشور عراق را بازي كنند.اين راهبرد آمريكايي‌ها سابقه تاريخي هم دارد. آمريكا در قالب جنگ با تروريسم، از يك سو گروه‌هاي تروريستي همچون القاعده را ايجاد كرده و از سوي ديگر به طور ظاهري به نجات كشورهايي مي‌آيد كه هدف حملات تروريستي القاعده قرار گرفته‌اند. تمامي اين راهبرد، براي توجيه دخالت آمريكا در كشورهاي مدنظر است.آمريكا از گروه داعش به عنوان ابزاري براي اجراي پروژه تشكيل يك كشور اسلامي سني استفاده مي‌كند.با تداوم حمايت‌هاي پشت پرده از داعش و مخالفت‌هاي ظاهري با آن، آمريكا به ديگر اهداف خود كه تضعيف عراق و جنبش مقاومت آن است، نيز مي‌رسد.تشكيل يك خلافت اسلامي، به طور پنهاني از سوي سازمان جاسوسي آمريكا سيا و سازمان‌هاي امنيتي عربستان، قطر، تركيه و رژيم صهيونيستي حمايت مي‌شود.

چاسودوفسكي معتقد است بر خلاف آن چه كه رسانه‌هاي غربي تلاش دارند وضعيت عراق را جنگ داخلي يا فرقه‌اي ميان اهل سنت و اهل تشيع جلوه دهند، اين آمريكا است كه در پشت صحنه طراحي وضعيت ناآرام عراق است.

بهره برداری رژیم صهیونیستی ازبحران عراق :

با شروع حملات داعش در خاک عراق، بحران عراق در صدر اخبار قرار گرفت، به طوری‌که همه خبرهای دیگررا تحت‌الشعاع خود قرارداد. رژیم صهیونیستی از این شرایط بهره‌گیری کرد و حملات خود به فلسطینیان در کرانه باختری و نوار غزه را افزایش داد. نتانیاهو از فرصت به دست آمده با تهاجم داعش درعراق بهره‌گیری می‌کند و با ادامه شهرک‌سازی‌ها همراه با ویرانی روستاهای فلسطینیان، تهاجم نظامی سازمان یافته را علیه آنها ادامه می‌دهد.نتانیاهو» از هجوم تروریستی داعش ـ بعثی‌های صدام در راستای سیاست پایه‌ای صهیونیست‌ها در ایجاد هرج و مرج و بحران در محیط پیرامونی خود و در داخل کشورهای عربی ـ اسلامی، بهره‌گیری می‌کند.کارشناسان معتقدند؛این سیاست درسوریه سه سال آتش جنگ داخلی راشعله‌ور نگهداشت. سه کشور عربی اردن، لبنان و عراق در همسایگی سوریه را تأثیرپذیر از بحران سوریه کرد. اسرائیلی‌ها بهره بسیار از بحران و جنگ داخلی در سوریه بردند. به‌طوری‌که عقبه سیاسی ـ عربی فلسطینیان را ضعیف کردند و شکستند. اسرائیلی‌ها در استراتژی سیاسی خود به دنبال عراق ضعیف هستند و قدرتمندی این کشور را برنمی‌تابند.

نگاه مقام معظم رهبری به حوادث منطقه و عراق :

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی روزشنبه مورخ7تیرماه1393 دردیدار خانواده‌های معظم شهیدان هفتم تیر، با اشاره به حوادث منطقه از جمله عراق تصریح کردند: آنچه در عراق می‌گذرد، جنگ «تروریسم و دلبستگان به غرب» با «مخالفان تروریسم و طرفداران استقلال ملت‌ها» است. مقام معظم رهبری تأکیدکردند:دشمنان اسلام امروزبرروی ایجاد جنگ‌های داخلی میان ملت‌ها سرمایه‌گذاری کرده‌اند تا مردم را با عناوین قومی و مذهبی به جان یکدیگر بیندازند. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، تبلیغات مستکبران را درباره حوادث عراق و برخی کشورها، نشان‌دهنده امید بستن آنها به ایجاد جنگ شیعه و سنی خواندند و افزودند: در عراق، دنباله‌ها و تفاله‌های رژیم صدام به همراه عده‌ای انسان‌های «غافل، جاهل و دورازفهم و معنویت»، دست به جنایت می‌زنند ودشمنان این حوادث را جنگ شیعه وسنی می‌نامند اما این فقط یک آرزوست.حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، افزودند: آنها به دروغ حوادث عراق را جنگ شیعه و سنی می‌نامند اما این جنگ، جنگ تروریسم با مخالفان تروریسم، جنگ دلبستگان به اهداف آمریکا و غرب با طرفداران استقلال ملت‌ها و جنگ انسانیت با بربریت و وحشی‌گری است.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به تلاش دشمنان اسلام برای تکرار حوادث عراق در برخی کشورهای دیگر تاکید کردند: ملت‌ها باید هوشیارانه این تحرکات را زیرنظر داشته باشند و بدانند دشمن برای از بین بردن استقلال و عزت مسلمانان، از هیچ کاری ابا ندارد. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رها شدن از «دغدغه بیداری اسلامی و نهضت دنیای اسلام» را علت اصلی تلاش جبهه استکبار برای راه‌اندازی جنگ شیعه و سنی خواندند و در تبیین راه‌های مقابله اساسی با دشمنان، مردم سالاری اسلامی را نسخه‌ای شفابخش و بی‌بدیل برشمردند.

 

پنجشنبه: 1393/4/19- 12رمضان1435- 10جولای2014

 

 

 

 

 

عراق گورستان "داعش" - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۳:۳۲ بعد از ظهر

 عراق گورستان "داعش"                            

اسدالله افشار

 اقدامات تروریستى داعش ؛ مهمترین چا لش امنیتى براى عراق :

کشور عراق به‌عنوان یکى از حوزه‌هاى بلافصل استراتژیک جمهورى اسلامى ایران در شرایط جدید شاهد مواجهه با تشدید ناامنى‌ها و توسعه حضور گروهک تروریستى داعش شده است. البته عراق از سال 2003 میلادى که به اشغال آمریکا درآمد تاکنون وبه‌رغم تشکیل دولتهاى مردمى از طریق برگزارى انتخاباتهاى پارلمانى، با پدیده ناامنى و بى‌ثباتى مواجه بوده و این موضوع تبدیل به مهمترین مسأله امنیت ملى این کشور شده است. اما بحران جدید ناشى از اقدامات تروریستى داعش را مى‌توان به‌عنوان مهمترین چالش امنیتى براى عراق طى یک دهه گذشته قلمداد کرد.گروهک داعش از 16 خردادماه 1393 اقدام به تحرکات نظامى جدى در عراق کرد و تا حدی توانسته است تعادل سیاسى، امنیتى و نظامى این کشور را به هم بریزد. کارشناسان معتقدند این موضوع یک پدیده خلق الساعه نیست و به‌دلیل وجود طراحى‌ها و برنامه‌ریزى‌هاى قبلى این قابلیت را دارد که تا آینده قابل پیش‌بینى ادامه یابد.ولی بطور مسلم با حضور دولت و ملت عراق در صحنه بالاخره نابود خواهد شد.بنابراین تحولات مربوط به این مسأله در حال حاضر تبدیل به مهمترین دغدغه امنیت ملى کشورمان شده است که ضرورت دارد با واکاوى ماهیت و چالشهاى امنیتى این موضوع، طراحى هاى راهبردى هوشمندانه اى براى مدیریت و کنترل پیامدها صورت گیرد.

بسیاری از محافل سیاسی گفته‌اند که دولت اردوغان در ترکیه، همچنین دولت سعودی در عربستان و نتانیاهو نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی از وقوع هجوم داعش در عراق خبر داشتند! چرا رسانه‌های سعودی و شبکه‌های عربی وابسته به آن از گروه تروریستی داعش با نام گروه انقلابی و اسلامی یاد کردند و برای آنها بسترساز موفقیت و پیروزی بزرگ نظامی در داخل خاک عراق از طریق رسانه‌های خود شدند؟ این پرسش‌ها و دهها سؤال دیگر، هاله‌ای از ابهام درباره وقایع تروریستی در عراق و گروه داعش ـ بعثی ایجاد کرده است که هنوز بسیاری از آنها بدون پاسخ مانده است؟ همین ابهام و کمبود «داده‌»های روشن و دقیق، خبررسانی درباره وقایع و میدان جنگ را آشفته ساخته است و بیشتر «خبرسازی» دیده می‌شود تا اخبار دقیق و صحیح از وقایع جنگ و گریز در عراق.

پيدايش داعش نیا زمندآسيب شنا سي جدي :

مدت زماني است كه عراق و شامات درآتش دروغ و تباني، خيانت و توطئه مي سوزد. مردماني مسلمان گرفتار قهر زمين شده اند. گويي برتارك آنان خون، بدبختي، درد و حرمان نقش بسته است. آنچه اين روزها در عراق اتفاق افتاده و مدتي قبل در سوريه رخ داد گويي جنايت انسان خونريز در متن بشريت امري متعارف شده است. پيدايش داعش طي بيش از يك سال نيازمند آسيب شناسي جدي است. اگر به عمق آن توجه كنيم و فارغ از هرگونه تعصب يا تعلق فكري به اين واقعه و حادثه تلخ بنگريم، بي تفاوتي قدرت هاي جهاني نسبت به مردم مظلوم سوريه و عراق، تباني شرم آور برخي دولت هاي منطقه از جمله تركيه، عربستان سعودي و امارات عربي متحده، رفتار پارادوكسيكال ايالات متحده امريكا و انگلستان، جاه طلبي هاي تفكر بعثي در دو جامعه شامات و بين النهرين همه و همه داراي نقش جدي بوده است.

عراق گورستان داعش :

نگاهي به نقشه جغرافيايي عراق و پراكندگي وسيع نيروهاي تروريست در انجام عمليات و توان لجستيك آنها و از همه مهمتر سلاحهاي پيشرفته و نقشه‌هاي عملياتي از پيش تهيه شده آنها پرده از توطئه بزرگي برمي‌دارد كه به واسطه پشتيباني همه جانبه حاميان گروه تروريستي داعش و عقبه خارجي آنها براي ضربه زدن به امنيت و يكپارچگي عراق و به آشوب كشيدن اين كشوردرجريان است. آنچه اين روزها مردم عراق را در عرصه‌هاي امنيتي و ميداني دچار يك شوك عجيب كرد و از سرعت وقوع آن غافلگير شدند، سرانجام با حضور به موقع و كارساز مراجع و علماي اين كشور كنترل شد و لبيك مردمي براي پيوستن به نيروهاي ارتش جهت مقابله با تروريست‌هاي داعش حاوي اين پيام بود كه عراق در صورت يك مديريت هوشيارانه و اتحاد و يكپارچگي عمومي مي‌تواند به گورستان داعش تبديل شود، گروه تروريستي كه عوامل متعددي در ايجاد،‌ابقا و دوام آن موثر بوده است.

وظیفه ی دولت های منطقه دربرابراین مولود آمریکایی :

آن دسته ازدولت‌هاي منطقه كه ديروز فرصت لازم را براي گروه‌هاي تندرو و جنايتكاري مانند داعش فراهم كردند وبه جان مردم سوريه وعراق انداختند،اكنون بايد نگران باشند كه اين گروه‌ها درهر يك از كشورهاي اسلامي مي‌توانند حضور داشته باشند وخود آنها را نيز تهديد كنند. حكامي كه مدت‌هاي مديد درصدد ایجاد اختلال درامنيت كشورهاي اسلامي وحتي عربي بودند، اكنون به جايي رسيده‌اند كه گروه‌هاي دست پرورده تروريستي رامخل امنيت خود مي‌بينند و مشاهده مي‌كنند كه با پول‌هاي نفتي چگونه مولودي آمريكايي و برآمده از افكار القاعده و طالبان را پرورش داده‌اند و به جان خود انداخته‌اند.اكنون دولت‌هاي منطقه تا فرصت دارند، ضمن حفظ انسجام در برابراين مولود آمريكايي، بايد زمينه‌هاي اين قبيل خشونت‌ها و تندروي‌ها كه به نام اسلام و مسلمانان صورت مي‌گيرد را از ميان ببرند و با همبستگي و وحدت دركنار مردم مسلمان كشورهاي منطقه قرارگيرند وبدانندكه اگرجنايتكاران داعش براثربي‌توجهي آنان برامورمسلمين مسلط شوند، نامي ازاسلام باقي نخواهند گذاشت و طبعاً از حكمراني آنان نيز اثري باقي نخواهد ماند.

 

چهارشنبه : 1393/4/18- 11رمضان1435- 9جولای2014

اعتدال خوب است ؛ افراط محکوم - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۱:۲۰ قبل از ظهر

اعتدال خوب است ؛ افراط محکوم                         

اسدالله افشار

 حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی، عصرروزدوشنبه مورخ16تیر1393 در دیدار مسئولان، کارگزاران و جمعی از مدیران ارشد دستگاه‌های مختلف کشوری و لشگری، ضمن بیان نکاتی بسیار مهم در زمینه مسائل داخلی و خارجی، تلاش پیچیده و چند جانبه برای ایجاد اختلال در محاسبات مسئولان و دستگاه‌های جمهوری اسلامی را مهمترین هدف کنونی استکبار بویژه آمریکا خواندند و با اشاره به اوضاع حساس منطقه و جهان و قرار گرفتن در یک پیچ حقیقی تاریخی تأکید کردند: جمهوری اسلامی بر مبنای عناصر اصلی محاسبات عقلانی خود یعنی «اعتماد به پروردگار و سنن آفرینش» و «شناخت دشمن و بی‌اعتمادی به او»، راه پرافتخار خود را با تکیه بر مردم، بهره‌گیری از تجربه‌ها و تلاش و مجاهدت پیگیر برای تحقق آرمان‌های ملت ادامه می‌دهد.

رهبر انقلاب اسلامی در این سخنرانی به شعار دولت یازدهم، یعنی «اعتدال» اشاره کردند و افزودند: اعتدال شعار بسیار خوب و مورد تأیید است زیرا افراط همواره محکوم است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای یک سفارش به دولت درخصوص شعار «اعتدال» کردند و گفتند: مراقب باشید که برخی در صحنه سیاسی کشور، با شعار اعتدال، جریان‌های مؤمن را کنار نزنند زیرا همین جریان مؤمن است که در مواقع خطر زودتر از همه سینه سپر می‌کند و در مشکلات نیز، دولت را به طور واقعی کمک می‌کند.

ایشان تأکید کردند: اعتدال همان اسلام است. یعنی مقابله شدید با کفار و مهربانی با یکدیگر، یعنی امر به معروف و نهی از منکر. اعتدال به این معنا نیست که از کارهایی که جریان مؤمن، احساس وظیفه می‌کند، جلوگیری کنیم.

اکنون این قلم با توجه به بیانات رهبرمعظم انقلاب درخصوص اعتدال؛ نکاتی را یادآورمی شود :

یکم) معناي«اعتدال»‌ ، بهره‌گيري از تمام ظرفيت‌ها‌ي سياسي و اجتماعي براي پيشبرد امورات جامعه ا ست. موضوعي كه با توجه به روندها و فعاليت‌ها‌ي موجود در اغلب جاها به هدررفت ظرفيت‌ها‌ و كشاندن آنها به وادي‌ها‌ي بيهوده يا پراكنده منجرشده است .

«اعتدال»نبايدبه معناي«كوتاه آمدن»،«عقب‌نشيني»و«ازدست دادن منافع»تعبيرشود بلكه به معناي بهره‌گيري ازبهترين روش براي پيشبرد امورات وتحقق منافع مطرح باشد.جامعه ايران با توجه به تاريخ مفصل خود وهمچنين فرصت انقلاب اسلامي‌ ازموقعيت منحصر بفردي برخورداراست تا تبلور درستي از ظرفيت‌ها‌يش داشته باشد و اين به سياست و فرهنگ سياسي جامعه ايراني بر مي‌گردد.

دوم) اعتدال و ميانه‌روي فضيلتي است كه در بدايت امر ريشه در علم اخلاق دارد و به منزله جدي‌ترين بحث در علم اخلاق از آن ياد مي‌شود. يك فرد اخلاقي كه روش اعتدال را در اعمال و رفتار خود برگزيده است، پيوسته مي‌كوشد ازرفتارهاي افراط وتفريط‌گونه و مواضع تند و مخرب دوري گزيند. حساب‌شده، خردورزانه وبه قاعده عمل نمايد. همواره پايان فعل اخلاقي خود رامحاسبه كند و به فرجام كارخود عنايت نشان ‌دهد.

سوم) دولتمرد اعتدال‌خواه مي‌كوشد در سياست‌ورزي بر محور عقلانيت عمل نمايد و عقل وتدبير و اميد را پشتوانه چرخه سياست خود قراردهد. مي‌كوشد از سخنان تنش‌زا و هزينه‌آور اجتناب ورزد و با فضاسازي‌هاي بيهوده واظهارات شوك‌آور موجبات اتلاف منابع و سرمايه را فراهم نياورد. سياستي را برمي‌گزيند كه به تخريب چهره ملي در ويترين جهاني منجرنشود واراده جهاني را عليه منافع ملي برنيانگيزاند. وبالاخره اينكه اعتدال به زعم دولتمرد اعتدال‌خواه قابليتي براي انتخاب و نتيجتا اتخاذ تصميم است.

چهارم) امروزجامعه ما بشدت نيازمند حركت به سوي "اعتدال" است. اعتدال بايد به بدنه جامعه تعميم داده شود و اعتدال بايد به يك فرهنگ تبديل گردد. اين هدف متعالي فقط هنگامي تأمين خواهد شد كه قواي سه گانه در تمام بخش‌ها و اجزاء، تعادل در حرف و عمل را رعايت كنند و سپس براي تبديل ساختن "اعتدال" به فرهنگ رايج در جامعه برنامه‌هاي عملي داشته باشند. اعتدال با شعار محقق نمي‌شود، با عمل مي‌توان اعتدال را در جامعه تعميم داد.

پنجم) دولت يازدهم می تواند ضمن استفاده ازتجربیات مثبت دولت های پیشین درجهت خلق فرصت هایی تازه بکوشد. آنچه که مسلم است راهبرد اعتدال می تواند قویترین عملکرد را داشته باشد چون همواره آرام ترین حرکات حامل بیشترین نیروها بوده اند. حرکت آرام وپیوسته والبته فزاینده می تواند نیروی خردورزی و تدبیررا با خود داشته باشد تا ضعف شتابزدگی وپرت شدن از مسیر اصلی را نداشته باشد.

ششم) تدبیر و امید می تواند دوبال پرواز برای حرکت به سوی افقی آکنده ازافتخاروسرافرازی باشد اگر فعل اعتدال را به خوبی درسیاست این سرزمین صرف کنیم. بنابراين اعتدال یک فرصت است فرصتی به وسعت ایران بزرگ تا کلیه افراد دلسوزی را که با قصد خدمت به مردم ونظام زیراین چتروسیع جمع        می شوند دربرگیرد.

هفتم) ما برای گسترش گفتمان اعتدال باید «منطق گفت‌وگویی» را گسترش داده و اجازه دهیم که نویسندگان و اندیشمندان حوزه‌های مختلف علوم اجتماعی وانسانی درفضایی بازوآزاد از طریق رسانه‌ها، دانشگاه‌ها، مراکز، مؤسسات فرهنگی به گفت‌وگو بپردازند و ما را نسبت به واقعیت وجودی‌مان آگاه کنند. ما باید بپذیریم که به تعبیر لوسین گلدمن روشنفکران واندیشه‌وران علوم اجتماعی به‌عنوان «وجدان بیدار جامعه»، کسانی هستند که «حداکثر آگاهی ممکن» ازجامعه وانسان رادارند. گفتمان اعتدال زمانی می‌تواند تداوم یابد وبه سرمنزل مقصودبرسد وخود را به‌عنوان گفتمان حاکم تثبیت کند که اندیشه‌ورزان وروشنفکران وفعالان علوم اجتماعی و انسانی را به‌عنوان نیروهای اصلی و مولد این گفتمان بسیج کند و فرصت‌ها و امکانات لازم برای آنها را مهیا سازد.

هشتم) گفتمان اعتدال نمی‌تواند بدون ورود به عرصه فرهنگ، جایگاه واقعی خود درسیاست را پیدا کند. من اگرچه می‌پذیرم که آنچه در صحنه عملی سیاست آشکار می‌شود فعالان سیاسی، سیاستمداران و به‌طورکلی نیروهای درگیردرمنازعات قدرت هستند،اما پشت صحنه مبارزه، رقابت جدی«منازعه برسرفرهنگ» است. این فرهنگ است که اکنون به مساله تبدیل شده است. افراط، تفریط واعتدال درجامعه ایران ازدرون فرهنگ تغذیه می‌شود. جامعه ایران به‌عنوان جامعه‌ای با تاریخ چندهزارساله و سرشار از نیروهای عاطفی وانسانی، نمی‌تواند سرنوشت سیاست را تنها به نیروهای سیاسی یا قواعد بازی سیاست بسپارد. این جامعه بیش ازهرچیز به فرهنگ تکیه دارد. گفتمان اعتدال دیریا زود باید راه خود را درفرهنگ پیدا کند.

نهم) اعتدال، نه از خصلت رادیکال برخوردار است و نه محافظه‌کار. اعتدال، همان قرار گرفتن در طریق وسطا است، و طریق وسطا همان صراط مستقیم است. اعتدال، به‌رسمیت شناختن بافت و تافت متکثر و متنوع جامعه است. اعتدال، مطلق و قدسي نكردن خود و پندارهاي خود، و سيرت و صورتي شيطاني نبخشيدن به رقباي خود است. اعتدال، پرهیز از باورهای منجمد و متصلب، و پرهیز از انجماد و انبساط‌های دفعی و فصلی سياسي ومرامي است. اعتدال، پرهیزازخشونت و تنش (درعرصه داخلی وخارجی)وپرهیزازدشمن‌سازی است. اعتدال، قانون‌مداری و اخلاق‌مداری ومردم‌مداری است. اعتدال، هرچیز و هر کس را بر اساس استعدادها و شایستگی‌های وجودی درجای مناسب خود قراردادن است.

دهم) درنظام جمهوری اسلامی مبنا، معیاروشاقول سنجش اعتدالگرایی،اعتقاد به اصل نظام اسلامی وآرمانهای انقلاب و اصول تفکری حضرت امام خمینی(ره) و اصل ولایت فقیه، وتوجه به منافع ملی وعمل درچارچوب قانون اساسی است. در واقع انحراف ازآنها به مفهوم افراط وتفریط وخروج ازاعتدال شمرده خواهد شد.

با توجه به سطورمذكور، هر جریانی که بخواهد«اعتدال» را مصادره و با رویکردهای متفاوت با اصول اساسی انقلاب، آرمان‌های حضرت امام(ره) و نظام جمهوری اسلامی آن را تعریف کند این خود خروج ازاعتدال خواهد بود.

یازدهم) مفهوم اعتدال به معنای محافظه کاری،سازشکاری وتسلیم دربرابرباج خواهی‌های نظام سلطه ویادست کشیدن ازحقوق حقه ملت بزرگ ایران وازدست دادن استقلال و عزت نفس نیست، بلکه فرصتی جدید برای بازنگری وآسیب شناسی گذشته وپرهیزاز تندروی های غیرمنطقی هزینه آفرین وحرکت درچارچوب الگوی«عزت، حکمت  ومصلحت» است. مفهوم اعتدال وگفتمان اعتدالگرایی نباید به معنای طرد ورد گفتمان‌های قبلی فرض شود، بلکه باید آن را  به نوعی اصلاح کننده،تکمیل کننده وبرآیند همه گفتمان های قبلی دانست که بادرک شرایط زمانی و وضعیت موجود کشور مطرح شده است.البته آنچه که مسلم است توفیق این گفتمان نیز باید در فرایند شکل گیری دولت ودرانجام امور به منصه ظهوردرآید ودرعمل موفقیت آن به اثبات برسد.

دوازدهم)درپهنای سیاست ایران،فارغ ازدوگانه اصولگرا واصلاح طلب بودن، درمیان ستیزها و سازش‌هاي مرسوم، گروه‌ها و کسانی هستند که ازتخالف منابع رزق مي‌جویند وخود را درجریانهای متضاد سیال مي‌بینند، این دو زیست بودن پدیده‌ي تازه ای نیست و همیشه با زد و بند‌هاي غیراخلاقی یا به تعبیری رفتار ماکیاولیستی الفت داشته است، که باز تعریف وآسیب شناسی مفهوم اعتدال در فضای بطئی تجربه این رویه، مي‌تواند از استمرار تذ بذب سیاسی و بروز رفتارهای فرصت طلبانه قدری بکاهد.

امیدواریم دولت اعتدال نصایح رهبری معظم انقلاب را نصب العین قرارداده ودرتحقق آنها کوشاباشند.

 

سه شنبه : 1393/4/17- 10رمضان 1435- 8جولای2014

 

 

 

 

 

ضرورت حل بحران ايجاد شده درعراق - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۰:۳۷ قبل از ظهر

ضرورت حل بحران ايجاد شده درعراق             

اسدالله افشار

ایران،حل بحران کنونی عراق را در توان داخلی دولت و ملت عراق می‌داند و همه تلاش خود را در تقویت همگرایی داخلی بخش‌های مختلف پازل قدرت در عراق معطوف کرده و نشانه‌های موفقیت این سیاست را می‌توان در نزدیکی مواضع بخش‌های مختلف حاکمیتی و مردمی در عراق مشاهده کرد. آگاهان سیاسی به خاطر دارند که حدود 7 ماه پیش نزدیک به بیست میلیون شیعه عراقی در روز اربعین حسینی در کربلا حضور پیدا کردند و قدرت و عرق ملی و مذهبی خود را به رخ جهانیان کشیدند. چگونه ممکن است چنین مردمی حریف چند هزارتروریست مزدورنشوند؟ ازسوی دیگر برخلاف سوریه که نیروهای آن تجربه درگیری‌های داخلی و مواجهه فراگیر با پدیده تروریزم را نداشتند و تنها به ارتش کلاسیک خود متکی بود، عراق دست‌کم 30 سال تجربه چنین درگیری‌هایی را دارد و سازمان‌های شبه نظامی نظیر سپاه بدر، جیش‌المهدی، عصائب حق و... را دراختیار دارد ومی‌تواند درمدت کوتاهی مناطق اشغال شده درسه استان سنی‌نشین را آزاد نماید.

مخمصه عجیب آمريكا درعراق :

آمریکا در عراق به مخمصه عجیبی گرفتار آمده است. تغییر دولت در عراق از طریق تروریزم وحشی آخرین شانس و ابتکارآمریکا به حساب می‌آمد . اگر دولت کنونی عراق از این بحران، سربلند بیرون آید كه خواهد آمد ، مسلما دولت عراق به اصلاح «نظم کنونی» و مسامحه‌های خسارت‌باری که در اعمال حق حاکمیتی اکثریت انجام شده، مبادرت می‌ورزد. ارتش عراق قطعا اصلاح جدی خواهد شد و از وضع متفرق کنونی به وضع منسجم تبدیل می‌شود. کما اینکه این اصلاحات جدی، دستگاه امنیتی عراق را نیز دربر خواهد گرفت. این ضمن آنکه موضع دولت در مواجهه با اختلافات داخلی را تقویت کرده و به آن امکان فیصله‌دهندگی می‌دهد، آمریکا و رژیم‌های ترکیه و عربستان را به شدت نگران می‌کند.

كارشناسان وبحران عراق :

علیرغم هیاهوهای فراوان وعملیات روانی گسترده‌ای که با محوریت طرف‌های بین‌المللی و منطقه‌ای صورت می‌گیرد، كارشناسان خبره درامورخاورميانه براين باورند كه ؛ اولاً این یک بحران فراگیر نیست و علی‌الاصول ازسه استان سنی‌نشین الانبار، صلاح‌الدین ونینوا فراترنخواهد رفت. البته تروریست‌ها در آینده هم مثل گذشته سعی می‌کنند ازطریق اقدامات امنیتی- بمب‌گذاری- ونه نظامی استانهای مرکزی وجنوبی وشرقی- که عمدتاً شیعه‌نشین می‌باشند- را ناامن کنند . کما اینکه این استانها علیرغم شهدایی که نثاراستقلال عراق و حاکمیت ملی خود کرده‌اند، هیچ زمان به اشغال تروریست‌ها در نیامده‌اند.

البته این سخن به این معنا نیست که سیطره نسبی تروریست‌ها درسه استان سنی‌نشین اهمیت ندارد. چطور می‌توان بحران سه استانی که اگرچه حداکثر۱۸درصد جمعیت عراق را به خود اختصاص داده‌اند، ۴۶درصد خاک عراق را شامل می‌شوند، کم اهمیت دانست و نیز چگونه می‌توان تأثیراین بحران براستانهای همجوار، ازجمله نجف وکربلا را نادیده گرفت. صحبت بر سراین است که یک موج تبلیغاتی وانمود می‌کند که این موج آنقدر قدرت دارد که می‌تواند حکومت را در بغداد ساقط کرده و برکل عراق سیطره یابد. این گروه اگراینقدر قدرت دارد چرا درسوریه شکست خورده و دائماً در حال فرار است؟ این در حالی است که قدرت مذهب، مردم و دولت در عراق بیش از سوریه است.

مواجهه عربستان باموانع جدي درعراق :

برخي تحليل گران برجسته ايراني درحوزه ي بين المللي اعقاد دارند؛ بحران در عراق زودتر از بحران در سوریه به ضعف می‌گراید چرا که عربستان بعنوان مهمترین حامی تروریزم در منطقه با موانع جدی‌تری در عراق مواجه می‌باشد. در عراق نزدیک به ۶۰درصد جمعیت را شیعیان و نزدیک به ۲۰درصد را کردها تشکیل می‌دهند و این دو گروه بزرگ عراقی به یکدیگر وابستگی و دلبستگی تاریخی و سیاسی دارند. عربستان نمی‌تواند به اهل سنت عرب عراق- ۱۷درصد جمعیت- تکیه کند چرا که از یک سو اکثریت سنی‌ها در عراق به عربستان خوشبین نیستند و از سوی دیگر وقتی دامنه بحران در عراق بالا می‌گیرد بیش از هر طایفه‌ای، به سنی‌ها لطمه می‌زند کما اینکه این روزها آنان از دو سو در معرض آسیب قرار گرفته‌اند.حجم کشته‌ها در عراق در این دو استان صلاح‌الدین و الانبار از هر جای دیگر عراق بیشتر است. طبعاً اهل سنت برای مدت طولانی نمی‌توانند این وضع را تحمل کنند. در سطح بین‌المللی نیزآن حمایتی که از تروریزم در سوریه امکانپذیر بود در عراق امکان‌پذیر نیست وازاین روحمایت غرب از تروریزم درسوریه آشکار و در عراق پنهانی صورت می‌گیرد.

د شمنان درصدد تحقق تجزيه عراق :

درحال حاضر، آمريكا، انگليس، عربستان سعودي، رژيم صهيونيستي و بعضي شيخ نشين‌هاي خليج فارس، بدون آنكه با صراحت چيزي بگويند، درصدد تحقق تجزيه عراق و تقسيم آن به سه كشور هستند. اين توطئه هر چند ممكن است در اثر هوشياري مردم و اقدامات مرجعيت به مرحله عمل نرسد، ولي از سخنان ديروز رهبران كردهاي عراق كاملاً پيداست كه به مرحله‌اي رسيده كه مي‌تواند براي مسئولان عراقي و مردم اين كشور دردسرساز باشد.نكته مهم اينست كه اگر توطئه تجزيه عراق به سه كشور كردستان، عراق اهل سنت و عراق شيعه به اجرا درآيد، اين واقعه بيش از همه به زيان كردها خواهد بود. كردها هر چند ممكن است اين واقعه را گام اول براي يكپارچه ساختن كردستان شامل مناطق كردنشين عراق، سوريه، ايران و تركيه بدانند، ولي اولاً تحقق چنين رؤيائي بسيار دور از واقعيت است و ثانياً هر قدم كه در اين زمينه برداشته شود، كردها را با مشكلات فراواني مواجه خواهد كرد كه قطعاً از ادامه چنين طرحي پشيمان خواهند شد. آمريكا، انگليس، رژيم صهيونيستي و همراهان منطقه‌اي آنها كه از تجزيه عراق حمايت مي‌كنند، نه خيرخواه كردها هستند نه اهل سنت عراق و نه شيعيان اين كشور. غربي‌ها مطامع استعماري خود را دنبال مي‌كنند، ‌صهيونيست‌ها به دنبال امنيت و گسترش قلمرو نفوذ خود در منطقه خاورميانه و تحقق شعار "از فرات تا نيل" هستند و شيوخ مرتجع عرب نيز چشم ديدن يك عراق قدرتمند با حكومت مردمي را كه حجتي است براي ملت‌هاي منطقه ندارند.

ضرورت وحدت و مدیریت یکپارچه درعراق :

مجموعه رهبران سیاسی شیعه از گروه‌های گوناگون دربرابرانتقاد مردم عراق قرارگرفته‌اند که با سهم خواهی خود از هرم قدرت سیاسی عراق ومشغول شدن به بازی‌های سیاسی، موجب تضعیف دولت مستقر در عراق شده‌اند و امروز نتیجه رفتارهای غلط سیاسی خود وتشدید اختلاف‌ها را دریورش تروریستی داعش با همراهی هواداران رژیم صدام از بعثی‌های گذشته می‌بینند. مهمترین عامل داخلی این تهاجم تروریستی و البته موفقیت‌ نسبی آنها در اشغال چند شهر در عراق، ضعف مجموعه حاکمیت در بغداد است که بجای وحدت برای مدیریت یکپارچه در عراق، دچار تفرقه شدید سیاسی شدند و اساس کار خود را، تصاحب بیشتر از سهم سیاسی وقدرت قرار دادند. از شرایط امنیتی در کشور غافل شدند و میدان را برای مانور دشمنان بازگذاشتند. اگر چه امروز نخست وزیرعراق ازتوطئه سازمان یافته در خارج از عراق، بخصوص از چند کشور عربی همسایه می‌گوید، اما همین توطئه طراحی شده، بستراجرایی مناسب خود را در ضعف وتشدید اختلاف‌های درونی در حاکمیت عراق پیدا کرد.

 دولت آمريکا به دنبال فرصت طلبي سيا سي درعراق :

دولت آمريکا به دنبال فرصت طلبي سياسي درعراق است و به دنبال اين است که برنده قانوني رقابت سياسي را با فشارغيرقانوني ازحقوق اش منصرف کند. متوهم است که بتواند ايران را درجريان مذاکرات هسته اي به بهانه گسترش همکاري‌هاي منطقه اي با خودهمراه کند. پيامدهاي اين سياست حتي اگردرکوتاه مدت جايگاه آمريکا را نزد متحدان عرب اش در منطقه ارتقا دهد، در بلند مدت منافع اين کشور را تهديد مي کند. عراق کشوري است که پس ازسال ها خفقان زيرچکمه استبداد بعثي، دارد اندکي طعم دموکراسي و حاکميت قانون را تجربه مي کند. کشوري است که فارغ از نحسي داعش، هنوز در تعريف و تثبيت هويت واحد ملي اش موفق نشده و در ابتداي راه است. پرونده عراق همچنان در وزارت خارجه و وزارت دفاع آمريکا بازاست و بدون شک به عنوان کارنامه مداخله سياسي و نظامي ايالات متحده در خاورميانه مورد قضاوت قرار مي گيرد.

تنها راه حل منطقي و قانوني براي حل بحران ايجاد شده درعراق:

در اين شرايط راه حل منطقي همان است که مرجعيت شيعي در عراق آن را توصيه کرده است. مقابله نظامي در قالب ارتش عراق و بسيج مردمي با فتنه فرقه اي و تروريستي در اين کشور، همزمان با ادامه روند سياسي براي تشکيل دولت جديد در موعد مقرر تنها راه حل منطقي و قانوني براي حل بحران ايجاد شده در عراق است. دادگاه فدرال عراق نتايج انتخابات پارلماني را تاييد کرده است. قانون اساسي اين کشورنيززمان بندي مشخصي را براي تشکيل مجلس، انتخاب رئيس مجلس، انتخاب رئيس جمهور و نخست وزير و تشکيل دولت جديد ارائه کرده است که مرجعيت در عراق بر پايبندي به اين زمانبندي تاکيد ويژه دارد.

جان كلام :

شرایط کنونی عراق ازپیچیدگی خاصی برخورداراست. باید توجه داشت موقعیت فعلی شیعیان عراق ـ که در بر گیرنده برخی امتیازات سیاسی و اقتصادی و اجتماعی است ـ در شرایطی شکننده قرار دارد. پایداری این موقعیت از دشواری هایی برخورداراست. زیرا ازیک سو آمریکا و اردوگاه غرب خواهان تغییر جغرافیای سیاسی به نفع شیعه نیست و بنابراین تمام تلاش خود را به کار خواهند گرفت تا همه امکانات را برای تضعیف جبهه شیعیان در عراق و منطقه فراهم آورند و از سویی دیگر با توجه به مخالفت سنیان عراق و بخصوص جریان سلفی و تکفیری و همچنین سردمداران سنی منطقه ـ که قدرت گرفتن شیعیان را با جریان سنتی و سکولار حاکم در کشورهای متبوع خود در تضاد می بینند ـ به صورت کاملا هماهنگ مخالفت های خود را علیه نیروهای سیاسی شیعی ابراز می دارند.بنابراین عراق صحنه ای است که خواست های سیاسی بازیگران متفاوت و متناقضی را که درآن به ایفای نقش می پردازند، در هم تنیده ضعف و سستی و اشتباه استراتژیک هر یک از آنان واکنش سرسخت رقیب را در پی خواهد داشت.

به هرصورت یکی ازعوامل مهم نابسامانی اجتماعی و سیاسی کنونی عراق، دخالت نظامی دولت ایالات متحده دراین کشوراست که طی سال های گذشته به بهانه مبارزه باتروریسم و با هدف ایجاد آرامش درمنطقه و رفع نگرانی های جامعه جهانی صورت گرفت اما اززمانی که دیکتاتوربغداد سرنگون شد، فرصت مناسب برای رشد و گسترش فعالیت گروه های افراطی درعراق به وجود آمد و این روند همچنان ادامه دارد.

شنبه : 1393/4/14- 7رمضان1435-  5 جولاي2014

 

 

 

نماد روز قلم برای تجلیل - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۰:۲۸ قبل از ظهر

به بهانه 14تير؛ روزقلم

 نماد روز قلم برای تجلیل               

 اسدالله افشار

 حافظ سخن بگوی که بر صفحه جهان              این نقش ماند از قلمت یادگار عمر

 امروزه و در دنیای کنونی، تنها راه مبارزه با ستم و ستمگری و استکبار، حَربه نظامی نیست؛ بلکه به اعتقاد اندیشمندان، کار فرهنگی همواره پاسخ مثبت‏تری در مقایسه با جنگ نظامی به دست می‏دهد. بر این اساس، باید به قلم و قلم به دست گرفتن، با دید دیگری نگریست؛ چنان که رهبر فقید انقلاب، حضرت امام خمینی رحمه‏الله فرمود: «قلم، یک اسلحه است» و شاعری نیز سروده است:

هان اهل قلم! قلم تفنگ است امروز    برگیر سلاح خود، که جنگ است امروز

 برخیز که بی‏بهانه، سنگر گیریم             در خانه، به هر بهانه، ننگ است امروز

 قلم‏های متعهد در طول تاریخ :

چه بسیار نویسندگان آگاه و شجاعی که شهید قلم گشته و از قلم خونین خویش، بر دار آویخته شدند. آنکه تیغ تیز قلم را برمی‏گیرد و کفنی سپید از کاغذ می‏پوشد، رنگ نوشته‏هایش خون اوست که در این میدان می‏ریزد و درچنین معرکه‏ای، سرِ قلمزن، سپر اوست و جانش، آخرین تیر ترکش وجودش. چه دست‏هایی قلم شده تا قلم‏ها در دست پاکان قرار گیرد. در طول تاریخ، قلم‏های متعهد و آگاه، همواره از سوی مستبدان غالب، آزادی نداشته‏اند و تازیانه توقیف، بر پیکر نوشته‏هایی که از خون دل این قلم‏ها تغذیه و سیراب می‏شده‏اند، خطی کبود یا سرخ بر جای می‏گذاشته‏اند. تکلیف صاحب قلم هم که معلوم است؛ او قلم را سلاحی در برابر ستم و ستمگر می‏داند؛ چنان که جلال آل احمد می‏گوید: «قلم این روزها برای ما شده یک سلاح... و بریده باد این دست، اگر نداند که این سلاح را کجا باید به کار برد».

قلم ؛ پل ارتباطي گذشته و آينده بشر:

قلم مقسّم دوران تاريخ و ماقبل تاريخ است،حافظ علوم و دانشها، پاسدار افکار انديشمندان، حلقه اتصال فکري عالمان، و پل ارتباطي گذشته و آينده بشر است؛ و حتي ارتباط آسمان و زمين نيز از طريق لوح و قلم حاصل شده است. قلم انسانهايي را که جدا از هم، از نظر زمان و مکان زندگي مي کنند پيوند مي دهد، گويي همة متفکران بشر را در تمام طول تاريخ و در تمام صفحة روي زمين در يک کتابخانه بزرگ جمع مي بيني!

قلم رازداربشر وخزانه دار علوم، و جمع آوري کننده تجربيات قرون واعصار است، و اگر قرآن به آن سوگند ياد مي کند به همين دليل است و البته قلم وسيله اي براي  ما يسطرون  و نوشته ها، که قرآن به هردو سوگند ياد کرده است. زيرا براساس يک تفسيرمنظورازقلم تعليم کتابت است و براساس تفسيرديگر علومي است که از طريق کتابت به انسان مي رسد.

قلم، سرچشمه تمدن‏هاى بشرى :

قلم، سرچشمه تمدن‏هاى بشرى و منشأ پيشرفت و تكامل علوم، و بيدارى انديشه‏ها و افكار و شكل گرفتن مذاهب، و منشأ هدايت و آگاهى بشر بوده است، بدان حد كه دوران زندگى بشر با پيدايش قلم (خط) به دوران «تاريخى» و دوران «ما قبل تاريخ» تقسيم مى‏شود. دوران تاريخ زندگى انسان از زمان اختراع خط آغاز مى‏شود؛ زمانى كه انسان توانست ماجراى زندگى‏اش را بر صفحات نقش نمايد و سطورى بر صفحه كاغذ و شبيه آن به يادگار گذارَد.قلم، حافظ علوم و معارف، پاسدار افكار انديشمندان، حلقه اتصال فكرى علما، و پل ارتباطى گذشته و آينده است، و حتى ارتباط آسمان و زمين نيز از طريق لوح و قلم حاصل شده است.قلم، ابزارى است كه انسان‏هاى جدا از هم ـ از نظر زمان و مكان ـ را پيوند مى‏دهد؛ به طورى كه گويى همه متفكران اعصار گذشته را، كه در تمام نقاط زمين به سر مى‏برند، در يك كتابخانه عظيم، جمع مى‏بينيم.

قلم‏هاى نويسندگان حقيقت‏گرا؛ عامل بقاى قدرت سالم در حكومت ها :

قلم‏هاى نويسندگان حقيقت‏گرا وفضيلت‏خواه و واقع‏بين، عامل بقاى قدرت سالم در حكومت‏اند و هرگز حكومت سالم به جنگ اهل قلم نمى‏رود و در حكومت سالم شمشير و سرنيزه در مقابل «قلم» قرار نمى‏گيرد؛ زيرا همين كه قلم‏ها شكسته شد و زبان مردان حق گو و حق‏شناس در دستان حاميان خنياگرى قرار گرفت، به جاى غلبه شرف و فضيلت، باطل و رذيلت رشد مى‏كند، حقْ خريد و فروش مى‏شود، انصاف و مروت در اختيار وقاحت و نامردى قرار مى‏گيرد و دلائل و شواهد فراوان وجود دارد كه چنين جوامعى را اگر كوه‏هاى زر و طلاى بى غش حمايت كنند در قِبال آتشفشان توفنده تاريخ ياراى مقاومت نخواهد داشت و چون دودى بر هوا خواهد رفت. آن روز كه جنگجويان قهرمان به شمشيرهاى خود سوگند ياد كنند، و آن را اسباب بزرگى و افتخار بشمرند، براى قلم نويسندگان همين افتخار و سربلندى در تمام دوران جهان بس كه خداوند سوگند به قلم ياد كرده است، نه به شمشير.

جان كلام :

درصفحات تقویم، چهاردهم تیرماه با عنوان «روز قلم» به خود جلوه ای دیگر بخشیده است. نام گذاری این روز به نام قلم، بی ارتباط با تاریخ کهن متمدن و فرهنگ ساز این سرزمین نیست. ابوریحان بیرونی در کتاب آثار الباقیه خود آورده است که چهاردهمین روز از تیرماه را ایرانیان باستان، روز تیر (عطارد) می نامیدند. از طرفی سیاره تیر یا همان عطارد، در فرهنگ ادب پارسی، کاتب و نویسنده ستارگان است. به همین مناسبت این روز را روز نویسندگان می دانستند و گرامی می داشتند.ارزش و کرامت قلم بسیار بالاتر از آن است که برای بزرگداشت آن و صاحبانش به اختصاص دادن روزی در تقویم به آن بسنده کنیم. این ساده ترین شعار برای تجلیل از مقام قلم و ارباب قلم است. نماد روز قلم برای تجلیل، تجلیل و پیشرفت نویسندگان و نوشته ها، فقط یک تلنگر است. در این روز با گرامی داشت یاد و خاطره اهالی قلم و تجلیل از آثار ایشان، شاید بتوانیم گوشه ای از زحمات طاقت فرسای آنان را قدردان باشیم.

 

چهارشنبه: 1393/4/11- 4رمضان1435- 2جولاي2014

سبك زندگي بر مبناي خدامحوري - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۰:۱۴ قبل از ظهر

سبك زندگي بر مبناي خدامحوري                      

 اسدالله افشار

 

ما اگر پيشرفت همه‌جانبه را به معناى تمدن‌سازى نوين اسلامى بگيريم - بالاخره يك مصداق عينى و خارجى براى پيشرفت با مفهوم اسلامى وجود دارد؛ اينجور بگوئيم كه هدف ملت ايران و هدف انقلاب اسلامى، ايجاد يك تمدن نوين اسلامى است؛ اين محاسبه‌ى درستى است - اين تمدن نوين دو بخش دارد: يك بخش، بخش ابزارى است؛ يك بخش ديگر، بخش متنى و اصلى و اساسى است. به هر دو بخش بايد رسيد.

 آن بخش ابزارى چيست؟ بخش ابزارى عبارت است از همين ارزشهائى كه ما امروز به عنوان پيشرفت كشور مطرح ميكنيم: علم، اختراع، صنعت، سياست، اقتصاد، اقتدار سياسى و نظامى، اعتبار بين‌المللى، تبليغ و ابزارهاى تبليغ؛ اينها همه بخش ابزارى تمدن است؛ وسيله است.

اما بخش حقيقى، آن چيزهائى است كه متن زندگى ما را تشكيل ميدهد؛ كه همان سبك زندگى است كه عرض كرديم. اين، بخش حقيقى و اصلى تمدن است؛ مثل مسئله‌ى خانواده، سبك ازدواج، نوع مسكن، نوع لباس، الگوى مصرف، نوع خوراك، نوع آشپزى، تفريحات، مسئله‌ى خط، مسئله‌ى زبان، مسئله‌ى كسب و كار، رفتار ما در محل كار، رفتار ما در دانشگاه، رفتار ما در مدرسه، رفتار ما در فعاليت سياسى، رفتار ما در ورزش، رفتار ما در رسانه‌اى كه در اختيار ماست، رفتار ما با پدر و مادر، رفتار ما با همسر، رفتار ما با فرزند، رفتار ما با رئيس، رفتار ما با مرئوس، رفتار ما با پليس، رفتار ما با مأمور دولت، سفرهاى ما، نظافت و طهارت ما، رفتار ما با دوست، رفتار ما با دشمن، رفتار ما با بيگانه؛ اينها آن بخشهاى اصلى تمدن است، كه متن زندگى انسان است.

اگر ما در اين بخشى كه متن زندگى است، پيشرفت نكنيم، همه‌ى پيشرفتهائى كه در بخش اول كرديم، نميتواند ما را رستگار كند؛ نميتواند به ما امنيت و آرامش روانى ببخشد؛ همچنان كه مى‌بينيد در دنياى غرب نتوانسته. در آنجا افسردگى هست، نااميدى هست، از درون به هم ريختن هست، عدم امنيت انسانها در اجتماع و در خانواده هست، بى‌هدفى و پوچى هست؛ با اينكه ثروت هست، بمب اتم هست، پيشرفتهاى گوناگون علمى هست، قدرت نظامى هم هست. اصل قضيه اين است كه ما بتوانيم متن زندگى را، اين بخش اصلى تمدن را اصلاح كنيم. البته در انقلاب، در اين بخش، پيشرفت ما چشمگير نيست؛ در اين زمينه، ما مثل بخش اول حركت نكرديم، پيشرفت نكرديم. خب، بايد آسيب‌شناسى كنيم؛ چرا ما در اين بخش پيشرفت نكرديم؟

پیشرفت حقیقی یا عقب گرد با تغییر سبک زندگی :

سبک زندگی، به آرامی و آهسته در طول زمان، تغییر می‌کند. تغییر سبک زندگی، همیشه به امور داخلی فرد مربوط نمی شود بلکه بخش وسیعی از آن به صورت اجتماعی صورت می پذیرد. تغییر سبک زندگی، می تواند یک جامعه بزرگ را به سوی پیشرفت حقیقی یا عقب گرد سوق دهد.غربیان، برای آن که بتوانند تسلط خود را بر ملت های مشرق زمین، پایدار و مستحکم نمایند طی قرن ها کار فرهنگی خزنده ـ تهاجم فرهنگی ـ تمام تلاش خود را بر تغییر سبک زندگی آنان، متمرکز نمودند و در بسیاری موارد، به نتایج دلخواه خود نیز رسیدند.

شبیه سازی استعمارنوبراي تغييرسبك زندگي :

دراستعمار نو، بنابراین است که بیگانگی واشغالگری به نحو ظریفی از خاطره‌ها زدوده شود و نه تنها ملت مورد هجوم انگیزه ای برای مقابله نداشته باشند بلکه حضور استعمار و پذیرش آن، به عنوان یک «ضرورت» تلقی شود.تغییر سبک و ذائقه در این نوع تهاجم و دوره استعمار نو خیلی مهم است. غربی‌ها ابتدا جریانی در سطح نخبگان و مسئولان در کشورهایی مثل ایران، به راه انداختند که از آن به عنوان «شبیه سازی» یاد می‌شود. یعنی شبیه سازی از سوی ملت مورد هجوم، با راهنمایی و مدیریت نخبگان و مسئولان یاد شده.ملت مورد هجوم، به علت تحقیری که بر او وارد می‌شود، سعی می‌کند خود را شبیه مهاجمین کند. مهاجمین نیز سعی دارند تمدن، تفکر و سبک زندگی خود را برتر نشان دهند. از طرف دیگر، آن ها نوعی احساس حقارت در برخی کشورها و ملت‌ها به وجود می‌آورند و پایه ای می‌شود برای شبیه کردن به بیگانگان و کفار، که در فرهنگ و متون دینی ما این شبیه سازی، مذمت شده و ناپسند است.پیامبر اکرم(ص) حدیثی دارند که همین موضوع را متذکر ‌شده و می‌فرمایند: «اگر قومی خودش را شبیه قومی دیگر کند، از آن ها محسوب می‌گردد». این یعنی دور شدن از هویت خودش.جامعه اسلامی، از سبک زندگی مخصوص خود برخوردار است؛ از نوع پوشش گرفته تا سخن گفتن و غذا خوردن و رفت و آمد و بنابراین در چارچوب جهان بینی الهی، ما باید سبک زندگی خودمان را داشته باشیم.

رابطه عقل معاش با سبک زندگی :

اسلام برای عقل جایگاه رفیعی قائل است و آن را برای رسیدن به زندگی الهی و کمال واقعی ضروری می‌داند. در اسلام منافع دنیا و آخرت در کنار یکدیگر دیده شده است؛ به طوری که نه دنیا را نفی می‌کند و نه آخرت را؛ در صورتی که در عقلانیت غربی، زندگی آرمانی و رسیدن به امیال و آرزوهای نفسانی به همراه نفی ارزش‌ها، محور اعمال و زندگی فرد قرار می‌گیرد. در نتیجه‌ی این تفکر، همه‌ی وسیله‌ها جهت رسیدن به زندگی برتر دنیایی مشروعیت می‌یابد. با بررسی متون اسلامی می‌توان راه‌حل برون‌رفت از بحران دنیای مدرن را یافت. دین مبین اسلام عقل معاش یا همان عقل زندگی را در کنار عقل معاد، برای رسیدن به زندگی سعادت‌مندانه، معرفی کرده و آن را مبنای عمل انسان قرار داده است.عقل معاش در دین اسلام به تدبیر در زندگی گفته می‌شود و در واقع همان عقل اقتصادی و اجتماعی است که به فرد توانایی فعالیت مؤثر و داشتن برنامه در تمامی امورات زندگی، محاسبه، کنترل، تلاش، فعالیت، بهینه‌سازی زمان، اقتصاد و به طور کلی عاقلانه برخورد کردن با همهی پدیده‌های مرتبط به زندگی را می‌دهد. به تعبیری می‌توان آن را همان عقلانیت ابزاری دانست؛ با این تفاوت که عقلانیت ابزاری مدرنیسم، انسان‌محور است؛ اما عقل معاش، که در دین اسلام به آن تدبیر زندگی هم گفته می‌شود، توحیدمحور است. در نتیجه می‌توان عقل معاش را همان سبک زندگی توحیدمحور دانست که در آن هدف وسیله را توجیه نمی‌کند و این عقل معاش در کنار عقل معاد، که در حقیقت جهان‌بینی و ایدئولوژی زاده‌ی آن است، می‌تواند سعادت دنیا و آخرت انسان را تأمین کند و او را از گرداب هلاکت نجات بخشد.

« سبک زندگی» در معرض تغییر:

«سبک زندگی» پیوسته و دایمی نبوده و طی دوران عمر بشر، در معرض تغییر قرار می گیرد. زیرا ممکن است شخص در زمان روبرو شدن با دیگر انسان‌ها و همزیستی با آنان، عادت‌هایی را از آن ها الگوبرداری کرده و به شیوه ی زندگی خود، اضافه کند. همچنین امکان دارد بر اثر تاثیرپذیری از اطرافیان، عادتی از مجموعه عادت‌های سبک زندگی خود را تغییر دهد.حال سوال این است که الگوبرداری از رفتار دیگران که آگاهانه یا ناخواسته، اتفاق می‌افتد و گاهی تغییر اساسی در باورها و اعتقادات را نیز پدید می‌آورد، چرا مورد غفلت واقع می‌شود؟!امروزه شاهدیم که فیلم‌های سینمایی، تلویزیون، اینترنت و مطبوعات، رفتارهای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و را در وضعیتی ناخواسته به آدمی، تلقین می کنند که قطعا دارای پشتوانه ی عقیدتی می باشند هر چند که سخنی از «اعتقادات» به میان نیاید یا حتی گفته شود که ربطی به «عقاید» ندارد.از طریق رسانه های یاد شده، «پیام‌های بازرگانی» هر ساعت و روز، در معرض دید بینندگان قرار می گیرند و بخشی از اوقات فراغت و تفریحات ما را پر کرده، و مردم را به سوی خرید بیشتر، تشویق می‌کنند.هر کسی که هم می خواهد خرید بیشتری داشته باشد، ناگزیر باید از امکانات و پشتوانه ی اقتصادی قویتری نیز برخوردار باشد، و تحقق این مسئله به دو امر دیگر بستگی دارد: اول ـ  کار و تلاش بیشتر در طول شبانه روز.

دوم ـ  کار بیشتر نیز مستلزم کاستن از استراحت و تحمل انواع رنج ها می باشد.

 نگاه آسيب شنا سانه به وضعيت فرهنگي و به خصوص سبك زندگي كنوني ايرانيان :

نگاه آسيب شناسانه به وضعيت فرهنگي و به خصوص سبك زندگي كنوني ايرانيان، ما را وامي دارد تا مشكلات فرهنگي خود را تنها ناشي از تهاجم فرهنگي نظام سلطه نبينيم. مشكلات جامعه را بايد به درستي شناسايي كرد ومجراي اصلاح آن را نيز روشن نمود. بسياري از ما اين نكته را در نقد وضع موجود لحاظ نمي كنيم و كاستي ها و آسيب هاي خود را در حوزه ي رفتارها و هنجارهاي فرهنگي، به مسائل سياسي يا اقتصادي و بين المللي «فرافكني» مي كنيم. شايد سبك زندگي آن قدر به روبنا و ظواهر زندگي انسان ها مي پردازد كه اغلب ما معتقد نيستيم يا حتي فراموش مي كنيم كه داراي لايه هاي عميق تر تئوريك نيز هست. غفلت از مباني، خود را در استفاده از روش هايي نشان مي دهد كه يا سكولاريسم پنهان است يا تقليد. علت هر دو اين ها هم سطحي نگري است. گروه اول بر اين خيال مي زيند كه اسلام را درعصر جديد، نونوار مي كنند و گروه دوم ناخواسته دين را قرباني سبك زندگي غربي مي كنند.

جان كلام :

رهبرمعظم انقلاب اسلامي در سخنان چندسال اخير خود اولاً بستر و ضرورت و جايگاه بحث سبك زندگي را در جمهوري اسلامي مشخص كرده اند . ثانياً براي نشان دادن نقشه ي راه اين مسئله، به چند ملاحظه ي مهم اشاره نمودند. ايشان تفسيري توحيدي از زندگي و سبك زندگي بر مبناي خدامحوري را متفاوت از سبك زندگي انسان مدارانه ي غربي دانستند.ملاحظه دوم اما به عرصه ي عمل برمي گردد؛ آن جا كه اغلب گمان مي كنند همه چيز بايد بالا به پايين و دستوري باشد. در حالي كه جنس فرهنگ و فرهنگ سازي به خصوص در جامعه ي ايراني كه از ظرفيت هاي شبكه سازي اجتماعي نظير مساجد و حسينيه ها و ... برخوردار است، بايد از پايين به بالا باشد. جاي تأسف دارد كه در بعضي مواقع كه رهبري انقلاب مطالبه اي نرم افزاري را بيان مي كنند، ابتدا آيين نامه ها و بخشنامه ها و نهادها براي آن تعيين مي شود و نهايتاً هم اصل موضوع به حاشيه مي رود. اگر سپردن اقتصاد به دست مردم هنوز با موانعي مواجه است، اما مي توان سبك زندگي را با كمك مردم و به دست ايشان ايجاد كرد و رواج داد و ثمرات آن را ديد.

 

دوشنبه : 1393/4/9- 2رمضان1435- 30ژوئن2014

 

عطش بندگی و شوق پرواز - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۹:۱۸ بعد از ظهر

عطش بندگی و شوق پرواز                      

اسدالله افشار

 

ماه مبارك رمضان، ماه تولّد قرآن، ماه اُنس با قرآن، ماه بهار قرآن، و ماه شناخت و بهره‏برداري فكري و عملي از قرآن فرا مي‏رسد.ماهي كه درشب قدرآن، قلب پيامبر اكرم(ص) همه قرآن را از امين وحي، فرا گرفت و قرآن از لوح محفوظ بر قلب وسيع و نوراني بزرگ‏ترين پيامبران منعكس شد، ماهي كه همه ما با روزه گرفتن و عبادت و مناجات و دعا، با زمينه‏سازي وآمادگي معنوي به استقبال دريافت قرآن مي‏رويم، ومي‏خواهيم درپرتوآثارپربركت روزه خالص،وعبادت‏ها و دعاهاي همراه آن، رابطه خود را با قرآن نزديك‏تركنيم، و تصميم بگيريم كه خط رابط ما با قرآن همواره استوارتر و محكم‏ترگردد.قرآن، روح ماه رمضان است كه دركالبد آن دميده شده،وارزش وعظمت آن را چند برابركرده است. قرآن،قلب ماه رمضان است،كه بدون اين قلب وضربان آن،جوهره حقيقت دررگ‏هاي حيات معنوي روزه داران به جريان نمي‏افتد،قرآن بهاردل‏ها، وماه رمضان، بهارقرآن است،چنان كه امام باقر(ع) فرمود:«لِكُلِّ شي‏ءٍ رَبيعٌ و رَبيعُ القُرآنِ شَهرُ رَمَضان: براي هرچيز بهاري است، وبهارقرآن ماه رمضان است.»(علامه مجلسي، بحارالانوار،ج96، ص386 )

ماه مبارك رمضان،بهاردعا ،مناجات وانتظار:

در هیچ ماهی به اندازه ماه مبارک رمضان دعا ، مناجات ، ذکر و نمازهای مستحبی وارد نشده است. هرروز آن،دعایی خاص وهرشبش نمازوذکری ویژه خود دارد. امارمضان ، بهارانتظار نیز هست ؛ چراکه دردعاها و مناجاتهای این ماه به همان اندازه که روح بندگی وتضرع به درگاه خداوندوطلب آمرزش ورستگاری از اوموج می زند ؛ روح انتظار و امید فرارسیدن دولت کریمه اهل بیت علیهم السلام ، نیزجاری است. با بررسی اجمالی اعمال ماه مبارک رمضان روشن می شود که علاوه برتضرع و بندگی در پیشگاه خالق هستی دو موضوع دیگرنیزدرمجموع این اعمال موردتوجه جدی قرارگرفته است؛که عبارتنداز:۱- نقش امام و حجت الهی درجهان هستی؛ ۲- انتظار وآمادگی برای ظهوردولت کریمه اهل بیت علیهم السلام.

ماه مبارك رمضان،«فصل شکفتن»:

دل که هوای پروازمی‌کند،دل که بی‌تاب ماندن می‌شود،چشم‌ها که بهانه باریدن می‌گیرند،زبان که زمزمه نیایش می‌جوید ، دست‌ها که تشنه قنوت دعا می‌شوند ، نسیم رحمت ربانی وزیدن می‌گیرد . ابرهای فاصله کنارمی‌روند . دل اوج می‌گیرد . روح آسمانی انسان سبزمی‌شود و «رمضان»طلوع می‌کند . در روزهای با طراوت رمضان،خورشید مهربان‌تر می‌تابد . ملائک الهی برای شنیدن مناجات بندگان به زمین می‌آیند. دل، هوای عرش می‌کند . قلب می‌تپد نه برای زندگی ، برای اوج گرفتن ، کندن ،کندن از زمین ، پرواز ، رهایی.

و« رمضان قطعه‌ای از بهشت است در جهنم سوزان دنیای مادی . » یک ماه استثنایی ، فرصتی طلایی برای ابرازشوق بندگی خالق یکتا . رمضان ، «فصل شکفتن» است . موعد عروج . معراج تا خدا . پله‌های فاصله راطی کردن . الهی شدن و رنگ و بوی خدا گرفتن . رمضان «شهرالله» است ، ماه ضیافت الهی.

ماه مبارك رمضان ماه «امساک»:

رمضان ماه«امساک» است؛امساک«شکم»ازخوردن وآشامیدن. امساک «چشم» از نگاه‌های حرام و شهوت‌بار. امساک «زبان»ازدروغ، غیبت،تهمت،ناسزا، لغویات و امساک«گوش»ازشنیدن نارواها و حرام‌ها.امساک«دست وپا»ازتعدی وتجاوزبه حقوق دیگران. باید دست دیگران را گرفتن، به یاری آنها برخاستن وقدم به راه خیر نهادن. وامساک «قلب وذهن» ازپرداختن به غیرمحبوب،خالص شدن. و رمضان «فرصتی است استثنایی»:برای «دل»که درچشمه زلال طاعت وبندگی شست‌وشو یابد. برای «قلب»که بایادحضرت دوست صفا گیرد.برای«نفس»که با کمند«تقوا»مهارشود. برای«بدن»که با امساک وپرهیزکاری ورزیده شود.برای«فکر»که به غیراو نپردازد.وبرای«همه بندگان» که ازاین فرصت بی‌نظیر بهترین استفاده‌ها راببرند.

 ماه مبارك رمضان،آغاز سال سالکان :

آیت اللّه جوادی آملی، به نقل ازسید بن طاووس،دانشمند بزرگ اسلامی،درباره بزرگ داشت ماه مبارک رمضان فرموده اند:«عده ای اول سالشان فروردین است که تلاش می کنند لباس نودربر کنند،مثل درخت ها که اول سالشان فروردین است ولباس های نووتازه به تن می کنند.اول سال یک کشاورز،اول پاییزاست که درآمد مزرعه را حساب می کند. تاجری که کارگاه تولیدی دارد،اول سال را درفرصت دیگری تعیین می کند، ولی آن ها که اهل سیرو سلوک اند،اول سالشان ماه مبارک رمضان است.آن ها به حساب رسی خود می پردازند که ماه رمضان گذشته،چه درجه ای ازمعنویت داشته وامسال چه درجه ای دارند؟ ماه مبارک رمضان،برای سالکان کوی دوست،ماه محاسبه است».

ماه مبارك رمضان، ماه بلوغ انسان درپیکره معرفت:

رمضان، صفحه لاهوتی ملاقات است ؛ صفحه ای که در دفترزندگی بندگان ، سالی ، یک ماه گشوده می ماند. صفحه ای که درمتن آن ، عطش بندگی حاکمیت دارد و اوج پادشاهی را ساجدانه ترین استغاثه می داند. رمضان ، ماه بلوغ انسان در پیکره معرفت است و معرفت ، همان کلید مقدسی است که ورود به حریم رمضان رااذن می دهد.دری را گشوده اند به وسعت دامنه اجابت! سفره ای را گسترده اند به بی کرانگی یک دعوت عاشقانه. سلامی را منتظر نشسته اند به نیازمندی یک بنده ؛ یک عبد ضعیف ؛ یک عاشقِ مسکین ؛ یک من و یک توِ محتاج ! رخصت داده اند به نجیبانه ترین نگاه معصومی که پناهی جز این آستان غنی نیافته است!

ماه مبارك رمضان هنگامة تذکارانسان :

بسیاری ازمشکلات اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی و  سیاسی ما ناشی از فقدان نظام «تذکار»‌آفرین فطری است. جامعه‌ای که آحاد افرادش به مقام «تذکار» نائل شده باشند خود حافظ و مبین دین حق و برپا کننده عدالت خواهد بود. برای چنین جامعه‌ای هر اتفاق غیرمنتظره به‌محض بروز،هضم و با ارزش‌های نهادینه آن جامعه تطبیق داده شده، ارزیابی گشته ودفع یا جذب می‌شود.

رمضان هنگامه تذکارانسان و« به خودآمدن» و«درخود ماندن» ، بیرون آمدن از«فرومایگی»‌ و«فرودستي» ورسیدن به مقام «فرادستی» است . اگردر رمضان نیاموزیم که چگونه باید هنراندیشیدن را در وجود تک تک آدمیان بگسترانیم و بدان جهت دهیم - به‌گونه‌ای که اگر با چشم سرنزدیکی به خدا را در نمی‌یابند با دیده عقل ودل آن را ببینند و بتوانند با حفظ خود درمقام تذکار،ازمعصیت فردی وجمعی مصون بمانند- دیگرایام سال ظرف کم‌حوصله‌تری برای چنین برنامه حجیم و فراگیری است.

هنرماه مبارك رمضان :

هنررمضان،تحول‌پذیرکردن انسان تا مرحله تقرب رحمانی و عاری‌سازی او ازخصایص شیطانی است. از این‌روکارکرد رمضان ، محدود به اطاعت او از امر به «نخوردن و نیاشامیدن» نیست. گرچه طبع وصنعت‌ الهی انسان ، خوردن را نخستین عمل مقدماتی برای سایراعمال و مبدأ هرخیر و شرروحی و جسمی انسان مقرر کرده است و آن را یکی از لوازم قطعی حیات و رشد انسان از دوره جنینی تا آخرین لحظه نزدیک به موت او قرارداده است، اما محدودیت هفده ساعته انسان ، درنخوردن و نیاشامیدن،بدون درنظرگرفتن دیگر وجوه تاثیرگذار(کاریزمای)رمضان ، نمی‌تواند تنها عامل ورود انسان به مدارج انسانیت باشد.

کارکرد رمضان ، تقواست ؛ حصول تقوا و وصول آثارتبعی آن درانسان ، یعنی دستیابی انسان به قدرت مغزافزاری و نرم‌افزاری یک برنامه کامل(پکیج) خودسازی که قادراست انسان را برای حداقل یک‌سال- تا رمضانی دیگر- رمضانی و با تقوا نگه ‌دارد و این توانایی را فقط باید ازآن رمضان دانست و خداوند متعال هیچ وقت دیگری ازایام طبیعت را به چنین قدرت تاثیرگذاری مجهز نکرده است.

فکرناقص،عمل اندک و عبادت ناچیز بندگان ، با عنایت ویژه رمضانی خداوند ،کامل و تمام به حساب می‌آید وچندین برابرثواب وپاداش- نسبت به دیگراوقات سال- همراه آمرزش همه گناهان وپاک کردن پرونده گذشته وحتی بخشش پیشاپیش انسان نسبت به خطاها و لغزش‌های آینده را جایزه قبول اعمال رمضانی او،منظور کرده است.

درخاتمه حلول ماه مبارك رمضان 1393-1435را به تمامي شيعيان مسلمان جهان خاصه هم وطنان روزه دارايراني تبريك وتهنيت گفته واميدوارم طاعات وعبادات ايشان دراين ماه پرخيروبركت موردقبول درگاه ذات احديت واقع شود.

 

پنجشنبه : 5/4/1393- 28شعبان1435- 26ژوئن 2014

 

 منابع:

1- آیه الله جوادى آملى،اسرارعبادات،آیین رمضان؛مناسبتها،احکام،ادعیه وآداب،معاونت آموزش و تحقیقات بعثه مقام معظّم رهبرى.

2- محمد محمدی ری شهری، میزان الحکمه،ج4، مرکز النشر مکتب الاعلام الاسلامی، قم، 1371.

3-  رجب على مظلومى، درس هاى رمضان، تهران، آفاق، 1369 .

4- اصغر محمدى همدانى، توشه رمضان، تهران، زعیم ، 1379 .

5- اسدالله افشار، فرصت پرواز، تهران ، سفيراردهال، 1390.

 

تروريسم بين‌المللي يك معضل جهاني - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۰:۵ قبل از ظهر
1024x768

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin:0cm; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

تروريسم بين‌المللي يك معضل جهاني                

اسدالله افشار

 

كلمه ‏ى »ارهاب« يا تروريسم، به معنى »ترس و ترساندن« است. مصدر آن »رهب« است. در فرهنگ لغات، وجه مشترك بين اين كلمه و اكثر مشتقات كلمه‏ ى »رهب«، به معنى ترس و ترساندن است. در زبان انگليسى، اصل كلمه ‏ى Terreurبه فعل لاتينى Ters برمی ‏گردد، و به معنى »ترساندن« يا »ترس و وحشت« است كه بيشتر مشتقات آن حول همين معانى مشخص می ‏چرخند. كلمه‏ ى تروريسم در زبان فرانسه براى اولين بار در حوزه ‏ى سياسى به كار رفت. اگر به آن مراجعه كنيم، درمی ‏يابيم كه كلمه‏ ى Terreur يا Terrorismeهمان معانى گذشته را در بر دارد. در لغت‏نامه‏ ى دهخدا، تروريسم به معناى اصول حكومت وحشت و فشار (اصول حكومتى كه در فرانسه‏ ى حد فاصل سالهاى 1793 و 1794 حاكم بود) آمده است.

در زبان فارسى اين كلمه به اصلى اطلاق می شود كه در آن از قتل‏هاى سياسى و ترور دفاع شود. در ديگر فرهنگ‏هاى فارسى نيز تروريسم به معنى لزوم آدم‏كشى و تهديد و خوف و وحشت در ميان مردم، براى نيل به هدف‏ هاى سياسى؛ و يا برانداختن حكومت و در دست گرفتن زمام امور دولت، يا تفويض آن به دسته‏ ى ديگرى است كه مورد نظر مى‏باشد. اين عقيده معمولاً از ابزار اصلى فاشيسم، ماكياوليسم و مكاتب مشابه می باشد. با توجه به معانى فوق، در تعريف لفظى كلمه ‏ى تروريسم، به طور خلاصه می ‏توان گفت كه تروريسم به معنى ترس، ترساندن و وحشت است. اما تعريف نظرى قاطع و مشخصى از اين پديده قدرى دشوار است، زيرا:

1. هيچ اتفاق نظر روشن و معينى بين كارشناسان در مورد مفهوم تروريسم وجود ندارد. در نتيجه، آن‏چه را برخى افراد تروريسم به حساب مى‏آورند، ديگران به عنوان يك عمل قانونى و مشروع به آن می نگرند.

2. مفهوم تروريسم، در وهله‏ ى اول، حكمى ارزشى را بر مى‏انگيزد كه شامل رد اعمال تروريستى و تقبيح آن‏ها مى‏شود. اما زمانى كه موضوع مربوط به يك پژوهش علمى و دانشگاهى مى‏شود، پرهيز از احكام ارزشى، بسيار مهم و ضرورى است.

3. مفهوم تروريسم با چند مفهوم ديگر از قبيل: خشونت سياسى، جرم سياسى و ... تداخل پيدا كرده و به هم آميخته‏اند.

4. مفهوم تروريسم ، يك مفهوم ديناميكى و پوياست ؛ وصورت و اشكال و شيوه‏ها و انگيزه ‏هاى آن درجاها و دوره‏ هاى زمانى گوناگون، با هم تفاوت دارند.

در جمع‏بندى تعريف‏هاى لفظى فوق‏ الذكر، و ملاحظاتى كه در اين زمينه مطرح شد، تروريسم را می ‏توان:

هرنوع استفاده يا تهديد به استفاده از خشونت غيرقانونى، به منظور ايجاد جوّ رعب و وحشت، براى تحت تأثير قرار دادن يا تسلط بر فرد يا مجموعه‏اى از افراد و يا كل جامعه. اين كار براى دستيابى به هدف مشخصى كه شخص اعمال كننده‏ ى خشونت در نظر دارد انجام می ‏گيرد.

عناصراصلى مفهوم «تروریسم» :

«تروریسم» اصطلاحى است که اندیشمندان سیاسى و حکومتها بر سر آن توافق ندارند، ولى تمام این تعاریف شیوه هاى گوناگونى است که با تعبیرى منفى به کار رفته اند تا اعمال تهدیدآمیز به کار گرفته شده از سوى گروههاى فرادولتى خودجوش سیاسى را توصیف نمایند. برخى در صدد برآمده اند تا بر اساس تعاریف موجود، عناصر اصلى مفهوم «تروریسم» را در امور ذیل خلاصه کنند:

الف ـ کاربرد یا تهدید به کارگیرى ابزارهاى خشونت آمیز از راه هاى غیرقانونى؛روشن است که مبارزات ملل تحت ستم به منظور آزادسازى سرزمینهاى اشغال شده خود، تروریسم محسوب نمي گردد؛ زیرا براساس حقوق بین الملل، این مبارزات قانونى و مشروع است؛ 

ب ـ قصد ارعاب همه مردم یا یک گروه خاص؛  

ج ـ رسیدن به اهداف سیاسى یا ایدئولوژیک.

برخى دیگر عناصر مشترک میان تعاریف گوناگون را در امور ذیل خلاصه کرده اند:

1ـ سازمان یافته بودن اقدامات تروریستى؛

2ـ در برداشتن خشونت بسیار؛

3ـ غیرقابل پیش بینى بودن حملات.

برخى نیز دو عنصر را از مفاهیم مشترک تعاریف موجود دانسته اند:

الف ـ استفاده از خشونت به عنوان تاکتیکى براى ارعاب؛

ب ـ استفاده از عامل غافلگیرى که به تروریستها فرصت مي دهد تا زمان و مکان حمله را انتخاب کنند.

«تروريسم»يك گفتمان آمريكايي :

«تروريسم» به عنوان يك مفهوم رايج در محافل سياسي و رسانه اي جهان، يك گفتمان آمريكايي است. به عبارتي ديگر، آمريكايي ها اين مفهوم را براي بي حيثيت كردن مخالفان خود به كار مي برند و از اين طريق، زمينه را براي اقدامات بعدي عليه به اصطلاح دولت ها و ملت هاي تروريست عملي مي كنند.اگر تروريسم هماني باشد كه آمريكايي ها آنرا تعريف مي كنند، دراين صورت هر فرد، گروه و يا كشوري كه پس از 11سپتامبر 2001 درمورد تروريسم سخني گفته، مقاله اي نوشته، كنفرانس و يا سميناري برگزار كرده، پيماني را به امضاء رسانده و يا موضعي گرفته است، در واقع آب به آسياب آمريكا ريخته و در دام سياست خارجي اين كشور گرفتار شده است.ولي، تروريسم معني ديگري نيزدارد واين همان تعريفي است كه ما دردنياي امروز شاهد آن هستيم :«كشتارغيرنظاميان براي رسيدن به اهداف سياسي.» تروريسم در اين معنا، عارضه اي است كه به مدت يك دهه كشورهاي عراق ، افغانستان ، تونس، ليبي ، يمن ، سوريه، فلسطين ، بحرين ، پاكستان وبرخي مناطق ديگررافراگرفته است ونوعاًدراين ترورها، شيعيان وسني ها مورد هدف قرارمي گيرند.

مردم كشورهاي يادشده با قيام هاي جاري خود، عملاً نشان داده اند كه استراتژي ترور را نمي پذيرند و به علاوه، خواستار وحدت ميان شيعه و سني هستند. از آنجا كه وحدت، قدرت مي آفريند، وبايد نسبت به آينده جهان اسلام خوشبين بود.

ترورچه منشاء آمريكايي داشته باشد، چه گرايش هاي بنيادگرايانه، علت آن باشد،خوشبختانه قرائن وشواهد نشان مي دهد كه جهان اسلام به سلامت از اين بحران عبور خواهد كرد.

امنيت از نيازهاي اوليه زندگي اجتماعي :

تروريسم بين‌المللي يك معضل جهاني است. مهم‌ترآنكه تعداد چشم‌گيري ازاقدامات تروريستي عليه مسلمانان يا درداخل سرزمين‌هاي اسلامي واحيانا مستند يا منتسب به آنان انجام مي‌شود. ازسوي ديگر، امنيت از نيازهاي اوليه زندگي اجتماعي و برخورداري ازآن ازآرمان‌هاي ديرين بشري است. كابوسِ وحشتناكِ ترس ناشي ازتجاوز، ظلم وتهديد وارعاب همواره عامل ناگواري، ركود و نوميدي انسان درزندگي جمعي بوده است. رهايي ازاين كابوس واحساس امنيت در برابرعواملي كه آرامش زندگي وحقوق فرد و جامعه را به مخاطره مي‌افكنده و زندگي وآزادي و آسايش انسان را مورد تهديد قرار مي‌داده، هم وظيفه نخستين و غيرقابل انكارهمه حكومت‌ها، خواه ديني وخواه سكولار است و هم نيازمند تلاش جمعي همه ملت‌ها و بلكه يكايك ابناي بشراست؛ زيرا امنيت حالتي نيست كه با فعاليت فردي و يا يك‌جانبه تحقق پذيرد، بلكه دراين راه تشريك مساعي افراد براي تأمين امنيت ملّي ومشاركت همگاني درتأمين امنيت جهاني اجتناب‌ناپذير است.

جان كلام :

امروز، هم تروريسم، و هم دشمن ادعايی آن که با توسل و به بهانه مبارزه با تروريسم و با خشونت هر چه تمامتر بنياد مناسبات و نظام ناعادلانه جهانی سازی خود را برجهان تحميل می‌کند، به بزرگترين معضلات حيات بشرتبديل شده‌اند. ولذا برروشنفکران وآگاهان جهان است تا از طريق اعلاميه‌های جمعی ويا فراخوان برای تشکيل کنگره‌های عمومی، و با تعاريفی مشخص، مفهوم تروريسم و جنگ آزادی بخش ملی را روشن نمايند. تا ديگرسازمانهای تبه کاری همچون القاعده ، داعش ، رژيم فاشيست صهيونيستي و... نتوانند مدعی استقلال طلبی و عدالت خواهی شوند وتاآمريکا ديگرنتواند به اشغالگری وجنگ بی‌پايان خود، نام نبرد آزادی بخش و "عدالت بی‌پايان" اعطا کند.

 

شنبه : 1393/3/31-  23شعبان1435- 21ژوئن2014

 

ملزومات مبارزه با فساد اقتصادی - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۰:۱۱ قبل از ظهر

 ملزومات مبارزه با فساد اقتصادی                           

  اسدالله افشار

 

فساد و مبارزه با آن امروزه در بسياري از كشورهاي مختلف جهان به عنوان يك مسئله اساسي موردنظر است. مهم‌ترين علل فساد اقتصادي در بخش عمومي به تصدي‌هاي دولت در اقتصاد مربوط مي‌شود و شامل محدوديت هاي تجاري، يارانه‌هاي صنعتي، كنترل  قيمت‌ها، نرخهاي چندگانه ارزي، دستمزدهاي پايين در خدمات دولتي، تجاري، و ذخاير منابع طبيعي مانند نفت است . فساد اقتصادي سبب كاهش سرمايه‌گذاري و كندي رشد اقتصادي و در نهايت باعث عدم تحقق اهداف توسعه اقتصادي در كشور مي‌شود درآمد هاي مالياتي كاهش مي‌يابد و كيفيت زير ساخت‌ها ي اقتصادي و خدمات عمومي تنزل پيدا مي‌كند.اساسي‌ترين سياست هاي مبارزه با فساد اقتصادي و اصلاحات اقتصادي شامل ايجاد نهادهايي بدين منظور، افزايش دستمزدهاي بخش عمومي، كاهش اندازه دولت در اقتصاد، حسابرسي مالي دقيق، استقلال رسانه‌هاي ارتباط جمعي، استقلال دستگاه قضايي، مشاركت شهروندان، تمركز زدايي و اصلاح فرهنگ جامعه است كه مي توان دراقتصاد كشور پويايي ايجاد نماييد ودر نهايت باعث رشد وشكوفايي در اقتصاد ملي شود.

فساد اقتصادي به يكي از مشكلات مهم كشورهاي در حال توسعه تبديل گرديده است، عده‌اي براين عقيده‌اند كه اصولاً راهي براي حل اين مشكل وجود ندارد. عده‌اي نيز برآنند كه مجازات و تنبيه عاملين فساد تنها راه حل مشكلات مقابله با فساد اقتصادي است. مشكل فساد اقتصادي حل نخواهد شد، مگر آنكه عوامل و ريشه‌هاي بروز اين پديده زشت را كشف و ريشه‌كني اين عوامل را براي مقابله با فساد مهيا گردد.

ریشه کن نمودن فساد؛ از اهداف مهم انقلاب اسلامی :

برخورد قاطع در امر بیت المال و سوءاستفاده از آن یکی از راه های حفاظت از سلامت اقتصاد و ثبات یک نظام اسلامی است.ریشه کن نمودن فساد در همه ابعاد جامعه، مخصوصاً بعد اقتصادی از اهداف مهم انقلاب اسلامی بوده است. عاملی که به چرخه اقتصاد ایران از انقلاب تا کنون، صدمات زیادی وارد کرده و مانع پیشرفت عدالت در جامعه شده،وجود فساداقتصادی است.در طول تاریخ اسلام، پیامبر(ص) و امیر المؤمنین علی (ع)، مبارزاتی زیادی در این خصوص داشته و در این راه از جان و مال خود سرمایه گذاری نموده اند. اسوه عدالت امیرالمؤمنین(ع)، حرف از اجرای عدالت را ساده و عمل به آن را دشوار دانسته اند.ایشان در جایی به مالک اشتر درباره مجازات افرادی که به اموال عمومی دستبرد زدند می فرمایند:" از همکاران نزدیکت سخت مراقبت کن و اگر یکی از آنان دست به خیانت زد و گزارش مأموران تو همه آن خیانت را تأیید کرد،به همین مقدار گواهی قناعت کرده او را با تازیانه کیفر کن و آنچه از اموال که در اختیار دارد از او باز پس گیر، پس او را خوار دار و خیانتکار بشمار و طوق بدنامی به گردنش بیفکن."(نامه 53 نهج البلاغه)

یک حکومت اسلامی باید ظرفیت این جهاد علی گونه را داشته باشد و به معنای واقعی کلمه باید به معیار و آرمان خود یعنی، برقراری عدالت برسد. هرچند با وجود اسناد و مدارک موجود مبنی بر فساد مالی برخی مدیران و وابستگان آنها ،اقدامی جدی در این خصوص شکل نگرفته است؛ اما مردم هنوزاميدوارانه به دستگاه قضا نگاه مي كنند و اطمينان دارند قوه قضائيه در اين خصوص نه كوتاه خواهد آمد و نه با صاحبان زر و زوروتزويرسازش خواهد نمود.

دانه درشت ها آزاد و رها :

در کشور ما،این معضل به گونه ای است که با افرادی که به خاطر وام های کوچک و برگشت چک هایشان گرفتار هستند، به صورت قانونی برخورد می شود، ولی دانه درشت ها یی که مبالغ بسیار زیادی را با مهارت خاص و ارتباط پشت پرده ای که با افراد با نفوذ دارند آزاد گذاشته می شوند. وام های کلانی را با زد و بندهایی تحت عناوین مختلف می گیرند، در حالی که افراد نیازمند، برای گرفتن وام های بسیار کوچک برای رفع مشکلات زندگی خود ، بعد از مدت ها دوندگی، بی نتیجه می مانند ؛ این مصداق " بی عدالتی و تبعیض" در کشور ماست.این سؤال هم مطرح می شود که چرا در جامعه ما درباره افرادی که جرایم خیلی کوچکی هم دارند به سختی قانون اجرا می شود و حتی در مورد آبرو،حقوق و خانواده آنها که محروم و مظلوم واقع می شوند ،هیچ گونه اغماضی صورت نمی گیرد، ولی دانه درشت هایی که با گرفتن رشوه های چند صدمیلیون دلاری و ... اقتصاد کشور را دچار مشکل می کنند در دام قانون گرفتار نمی شوند؟!

اشاره اي به خلا هاي موجود در مبارزه با مفا سد اقتصادی :

كارشناسان معتقد هستند؛که اولین دلیل رادراین رابطه می توان درنحوی تنظیم قوانین جستجو كرد. متاسفانه در مقاطعی در کشور شاهد بودیم که قوانین در کشور به صورتی تنظیم می شود که اصطلاحا به آن گرد نویسی در قوانین گفته می شود. این شیوه در هنگام تدوین لایحه بودجه بکار می رود. نقطه اوج این اتفاق را دردولت های نهم و دهم شاهد بودیم. اگر نگاهی به بودجه های ارائه شده دراین دودولت بیندازیم، متوجه می شویم که این بودجه ها به شدت تاثیرهمان اصلاح گردنویسی قراردشته اند . نکته دوم دراین زمینه این است که قوانین مورد توجه قرار نمی گیرند.هنگامی که مشاهده می کنیم که افراد خود را از قوانین بالاتر می بینند، باید منتظر باشیم تا رانت و فساد در فضای کشور بروز کند. مدیران هرگاه خود را بالاتر از قوانین ببینند، به راحتی قوانین را دور می زنند و هیچ ارزشی برای اجرایی کردن قوانین قائل نیستند.

نکته دیگری که سبب بروز فساد در عرصه اقتصادی کشور می شود، انتخاب و انتصاب نیروهایی است که بدون هیچ رابطه و تنها از روی ضابطه در رأس قرار می گیرند. معمولا باید افرادی که در پست های مختلف قرار می گیرند، سلسله مراتب را در طی کرده باشند.اما در مواقعی مشاهده می شود که پست های کلیدی بدون توجه به سلسله مراتب ها و گذشتن از فیلترهای مختلف تنها به دلیل ارتباط هایی که با ساخت قدرت دارند در پست های کلیدی و مهم قرار می گیرند. این عدم نظارت کافی در کشور سبب می شود که این افراد با جرأت و جسارت بیشتری به کار و فعالیت های مفسدانه خود بپردازند.

یکی دیگرازملزومات مبارزه با فساد اقتصادی برخورداری ازتشکیلات خاص مبارزه دراین زمینه است که وجود قضات متخصص در امر مبارزه با فساد اقتصادی، وجود بدنه کارشناسی قوی و متخصص درزمینه های مختلف اقتصادی وتعامل مستمر قضات بابدنه کارشناسی ازابتدای بررسی ورسیدگی یک پرونده تاصدور حکم، از زیرشاخه های این تشکیلات خاص می باشد.

برخی از ملزومات در فرمان ۸ماده ای مقام معظم رهبری به وضوح آمده است ،معظم له در ماده پنجم برای سازمان بازرسی کل کشور و دیوان محاسبات و وزارت اطلاعات، استراتژی همکاری پیشنهاد کرده است. سپس با فرمان مشترکی، ذهن ها را متوجه نقاط آسیب پذیر در گردش مالی و اقتصادی کشور کرده تا نقاط کور را به درستی شناسایی کنند و در اختیار محاکم قضایی قرار دهند. در این فرمان، تکلیف قوای سه گانه به نحوی شفاف بیان شده است به طوری که هم به فعالیت جمعی دعوت شده اند و هم مسئولیت و حوزه عمل هر یک به تفکیک بیان شده است. این فرمان چند لایه دارد که تشکیل ستاد و تهیه طرح مبارزه با فساد اقتصادی الگوی مبارزه علمی، مراقبت از سلامت نظام اسلامی از جهت اقتصادی، فعالیت سالم اقتصادی برای ایجاد اشتغال برپایه صحت و سلامت ارتباطات حکومتی، پرهیزازامتیازطلبی و انحصارطلبی و احیای سرمایه گذاری، اقدامات قوای سه گانه در نظارت سازمان یافته به منظور جلوگیری ازبروزورشد فساد مالی دردستگاه ها برخی ازاین لایه ها می باشد.به هرصورت مبارزه با فساد اقتصادی وپیشگیری ازآن، قطعاً ملزومات خاصی را می طلبد که عزم راسخ مسئولان کشوراولین شرط آن است . ازسوی دیگر ناهماهنگی میان قوای سه گانه ازدیگر معضلات رسیدگی به مفاسد اقتصادی است که باید به آن توجه ویژه شود.

جان كلام :

 1- برخورد قاطع، شفاف و از سر دقت، عدل، انصاف و اعمال مجازات متناسب با جرائم اقتصادي آن گونه که خاصيت بازدارندگي و تکرار نشدن جرم را داشته باشد نه تنها ميزان جرم و خطا را کاهش مي دهد بلکه باعث ترميم و بازسازي اعتماد و اطمينان مردم به سيستم هاي نظارتي و دستگاه عدليه و قواي مقننه و مجريه مي شود، همچنين برخوردهاي قاطع و به موقع با خلافکاران و مجرمان در هر رده اي که هستند باعث پالايش مجموعه کشور و حاکميت از خطا و خلاف و جرايم و مجرمان و خلافکاران مي شود، همچنين موجب تجميع قوا و مردم براي سازندگي و پيشرفت و توسعه و سرافرازي هر چه بيشتر کشور در عرصه جهاني و همچنين از همه مهمتر شادي روح شهيدان و خشنودي و رضايت خداوند باري تعالي مي شود.

2- نکته مهم ديگر اين که بي گمان مهم ترين سرمايه ماندگاري و پيشرفت هر حاکميتي، اعتماد و اطمينان مردم است بر اين اساس در هر فسادي مهم تر از ساير افراد، کساني هستند که دستي در مسئوليتي هر چند کوچک يا بزرگ در حاکميت از جمله در سيستم بانکي و اقتصادي دارند و در مباشرت، تباني، همکاري، زمينه سازي، چشم بستن بر خلاف در جريان هر گونه فساد کوچک يا بزرگي نيز دستي دارند بنابراين جرم و خيانت اين گونه افراد چون به نوعي به حاکميت وصل و منتسب هستند از ديگران بيشتر است چرا که موجب بدبيني و خدشه دار شدن اعتماد و اطمينان مردم که سرمايه اصلي هر حاکميتي است مي شوند پس اين گونه افراد در هر سطح و منصبي بايد هر چه سريعتر، قاطعانه و شفاف، محاکمه و به اشد مجازات محکوم شوند تا بدين ترتيب ريشه مفسدان و مسئولان اعتمادسوز در اين کشور سوزانده شود.

 

سه شنبه : 1393/3/27- 19شعبان1435- 17ژوئن 2014

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4

/* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin:0cm; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

معرفی کتاب

 

نام كتاب : انتخاب مردم؛ اعتدال ( تحلیل انتخابات یازدهمین دوره ریاست جمهوری 24خرداد1392)

مؤلف :دكتراسدالله افشار

نا شر: مؤسسه ي انتشاراتي سفيراردهال (تلفن پخش : 88319342)

سال انتشار:بهار 93

تعدادصفحه : 276

قيمت : 150000ريال

 

خلاصه اي ازكتاب :

بابرگزاری یازدهمین انتخابات  ریاست جمهوری در24‌خرداد 1392وخلق حماسه بزرگ سیاسی،  با ر‌دیگرروحیه امید و نشاط درمردم شکل گرفت. باورمردم به صندوق آرا برای تجلی اراده ملت،دستاوردکم‌اهمیتی نیست. به یقین شعارهاوسیاست‌هایی که درایام انتخابات مطرح شد به مردم این امکان رادادکه انتخاب طبیعی و سالمی داشته باشند. رویکردهای نامزدهای محترم به وضوح ، شفافیت دیدگاه ها و سلایق را درجامعه و اداره کشورنشان دادوطبعا مردم رویکردی راانتخاب کردندکه بیشترباطبع وسلیقه آنها همسوبود؛به‌هرحال ازهمین خیل شعارها وروش‌ها مردم گزینه اعتدال وخردمندی رابرگزیدند.

این كتاب که دراولین سالگرد حیات دولت اعتدال درعرصه سیاسی کشورمنتشرگردیده ودراختیارعلاقمندان قرارگرفته است؛باهدفبرداشتنگامنخستبرايپژوهشیگستردهدربارةنقشوجایگاهاعتدالدرگسترةتاریختمدناسلامیوارائۀیکالگويکاربرديبرايمطالعاتیمشابه،بارویکرديمتنمحورمي باشد.اعتدال  بهمفهومیبهمثابۀیکارزشقرآنیو یکی ازخصلتهاي پیامبراعظم (ص) درجان ودل وذهن ورفتار نخبگان جامعه اسلامی درگذشتۀ تمدنی ما جاي داشت وگاه درتوصیه هاي دولت مردان به کارگزاران تجلی        می یافت وگاه دراندرزها واندرزنامه هاي بزرگان رخ می نُمود وگاه در ستایش ممدوحان به کاربسته می شد وگاه درگفتگوهاي عالمان وفاضلان ونکته سنجان جاي می گرفت وگاه دستمایه اي بودبراي خرده گیري برپاره اي رفتارهاي ناپسند حاکمان، گاه واژة محوري درعنوان پاره اي ازابواب فقهی یا اخلاقی بود تا بتواند به خوبی محتواي آن باب را حکایت کند وگاه نامی مناسب بود براي یکی ازمهمترین مهارتهاي بلاغی.

مؤلف درمقام جمع بندي مطالب خود، این فرضیه راتقویت می کند که اعتدال که ریشه درآموزه هاي دینی دارد درعینیت جامعۀ اسلامی هم، تمدن اسلامی را درجنبه هاي مختلف ازباروبرخود متأثرساخت، به گونه اي که یکی ازویژگی هاي تمدن اسلامی رامی توان اعتدال ورزي واعتدال گرایی نامید.

 

 

 

 

آزادی «داعش» ؛ تهديد امنيت جهاني - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۹:۲۱ قبل از ظهر
1024x768

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin:0cm; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

آزادی «داعش» ؛ تهديد امنيت جهاني                 

اسدالله افشار

 چگونگي تشكيل گروه داعش :

"دولت اسلامي در عراق و شام" يا "داعش" گروه مسلحي است كه با تفكرات سلفي افراطي و تروريستي، اين روزها عراق و سوريه را ناآرام كرده است. اين گروه همانطور كه از نامش پيدا است، در عراق و سوريه فعال است و سركرده اين گروه تروريستي "ابوبكر البغدادي" نام دارد.گروه "دولت اسلامي در عراق" در 23 مهر 1385 و پس از نشست شماري از گروه‌هاي مسلح در عراق شكل گرفت. در اين نشست "ابوعمر البغدادي" به عنوان سركرده آن تعيين شد. اين گروه از زمان تشكيل در سال 1385 عمليات و حملات تروريستي بسياري را در عراق برعهده گرفت. پس از هلاكت "ابوعمر البغدادي" در30 فروردين 1389 "ابوبكر البغدادي" به عنوان جايگزين وي معرفي شد.با روي كار آمدن ابوبكر البغدادي، دامنه عمليات و حملات اين گروه تروريستي وسعت گرفت و همزمان با آغاز بحران در سوريه، عناصر اين گروه در سوريه نيز فعال شدند.عناصر داعش در مناطق محدودي از برخي استانهاي عراق به ويژه استان "الانبار" حضور دارند و عمليات تروريستي در كل عراق را پوشش مي‌دهند. بر اساس گزارشها و آمار منتشر شده، داعش در نيمه دوم سال گذشته نزديك به 1400 خانه را در عراق منفجر و ويران كرد. طي اين حملات 1996 نفر كشته و 3021 نفر زخمي شدند. عناصر داعش در 20 خرداد 93 در اقدامي بي‌سابقه به موصل مركز استان نينوا يورش برده و ظرف چند ساعت اين شهر را تصرف كردند.عناصرداعش درسوريه در مناطقي از استانهاي "رقه"، "حلب"، "حومه لاذقيه"، "ريف دمشق"، "ديرالزور"، "حمص"، "حماه"، "حسكه" و "ادلب" پراكنده هستند و در برخي ازاين مناطق نيزكنترل كامل رابه دست گرفته‌اند.

عناصرگروه داعش مانند"جبهه النصره"از بي‌رحم‌ترين تروريستهاي حاضر در سوريه و عراق هستند.بيشتراين تروريستها با همكاري برخي طرفهاي منطقه‌اي از عربستان، ليبي، يمن و چند كشورديگرجمع آوري وسازماندهي شده‌اند. سلاح ومهمات وتجهيزات اين گروه نيز بيانگرحمايت گسترده مالي وتسليحاتي طرفهاي منطقه‌اي مانند عربستان و قطر از اين گروه تروريستي است.

داعش فرزند القاعده :

كارشنا سان معتقدند؛غربي‌ها اشتباهي که در مورد القاعده در جريان جنگ‌هاي داخلي افغانستان تجربه کرده بودند را بارديگرتکرارکردند تا جنگ داخلي سوريه به آوردگاه جهاني سلفي‌هاي آموزش ديده تحت نظر آکادمي القاعده تبديل شود. هزاران سلفي براي جنگ با دولت‌هاي خود از 32 کشور و از راه ترکيه وارد نبرد سوريه شدند. داعش فرزند القاعده است که توسط ابومصعب الزرقاوي در عراق بنيان گذاري شد و حالا به عنوان ارشدترين دانش‌آموخته آکادمي القاعده قطعه‌اي حساس درپازل امارت سلفي‌ها را شکل داده است. اگرچه اختلافاتي بين رهبران داعش والقاعده وجود دارد اما آنها درواقع برطبق برنامه از پيش طراحي شده عمل مي‌کنند.دراين ميان بايد گفته شود القاعده همچنان توسط برخي شاهزاده‌هاي سعودي تغذيه مالي مي‌شوند.

تروريسم القاعده؛ تهديدي  جدي براي امنيت جهاني :

آزادی داعش در گسترش فعالیت‌هایش در بخش‌هایی از سوریه و عراق پایگاهی را برای تروریسم جهانی ایجاد می‌کند. گرچه اکنون تمرکز این گروه بر این قلمرو است، اما اعضای آن می‌گویند اهدافشان مناطق وسیع‌تر و غرب را شامل می‌شود. لازم به ذكراست ؛ کنارهم چيدن فعاليت‌هاي داعش، جيش‌العدل، بوکوحرام، الشهدا بالدم، انصارالشريعه و چندين نام ديگر نشان دهنده نقشه ميان مدت براي تهديد امنيت جهاني است. اگرتروردکترعبدالله عبدالله همانند ترور احمدشاه مسعود پيش از حملات يازدهم سپتامبر به نتيجه رسيده بود مي‌توانست سرآغاز اتفاقات متعدد ديگري در منطقه باشد.امروز، فارغ‌التحصيلان آکادمي القاعده آنچنان قدرتمند شده اند که توانايي تغيير معني امنيت رادارند.صاحب نظران براين باورند؛آنچه که درعراق يا حتي نيجريه مي‌گذرداثبات مي‌کند موضوع تروريسم القاعده جامعه جهاني را تهديد مي‌کند و هيچ کسي در امان نيست.

تحلیل هفته‌نامه آمریکایی« فارین پالیسی» درباره نبرد نیروهای داعش علیه عراق :

هفته‌نامه آمریکایی فارین پالیسی در تحلیلی نوشت که روند نبردهای گروهک داعش در عراق نتیجه دسیسه چندساله دربار آل‌سعود برای نبرد با جمهوری اسلامی است. هفته‌نامه «فارین پالیسی» طی تحلیلی درباره نبرد نیروهای داعش علیه عراق و دولت مرکزی این کشور و نقش پشت پرده عربستان دراین ماجرا نوشت: نبرد کنونی داعش در عراق در واقع نبرد سعودی علیه ایران به ‌جهت تسلط بر خاورمیانه است.بنابراین گزارش، ضربه‌زدن به«نوری المالکی»،نخست وزیر عراق از رویاهای چندساله «ملک عبدالله»، پادشاه عربستان سعودی بوده است.ملک عبدالله، نوری ‌المالکی رادر کنار ایران می‌بیند واز اعزام سفیر به بغداد نیز خودداری کرده است.فارین پالیسی درادامه نوشت: ملک‌عبدالله شک ندارد که ضربه زدن راهبردی به ایران با رهبری وی جهت سرنگونی«بشار اسد» موفقیتی دربر نداشته است بنابراین رویدادهای کنونی عراق فرصت جدیدی را به وی اعطا کرده است.این گزارش افزود: البته هنوز اسناد قطعی ازاین تاکتیک سعودی‌‌ها در دسترس نیست، اما شواهدی از دست داشتن سعودی‌‌ها در ماجرای داعش وجود دارد و  باید افزود که بندر بن سلطان رهبری این ماجرا را پیشتر دراختیار گرفته بود.فارین پالیسی درخاتمه نوشت: در برهه کنونی احتمال برخورد نیروهای ایران و عربستان نمی‌رود اما آنچه که آشکار است این مهم‌ است که درگیری‌ سعودی با ایران به‌نظر با درگیری‌های اخیر عراق گره خورده است و واشنگتن نیز باید درپی‌ یافتن واژه مناسبی برای عصری تازه درخاورمیانه و سیاست‌هایش در این‌باره باشد.

نگاه اکونومیست به مواضع آمريكا دررابطه با داعش :

نشریه اکونومیست درپی حمله گروه داعش به عراق واشغال موصل، سرمقاله جدید خود را به تحولات عراق اختصاص داده است.این نشریه می‌نویسد: رئیس‌جمهوری اوباما با نادیده گرفتن داعش به این گروه کمک کرده است. تردیدی نیست که تصمیم جورج بوش، رئیس‌جمهوری سابق آمریکا، برای جنگ یک فاجعه بود. اما اوباما در ترک عراق نتوانست به توافقی دست‌یابد که دراین راستا بتواند برخی از نیروهای خود را در این کشور نگه‌دارد یا از عراق حمایت هوایی انجام دهد. ماه گذشته او درخواست مالکی، نخست‌وزیر عراق، مبنی برحمله هوایی آمریکا به تروریست‌ها را نپذیرفت. همچنین درسوریه نتیجه قابل پیش‌بینی تعهد اوباما به درگیر نشدن در سوریه این بود که تهدید تروریسم آنچنان بزرگ شد که ممکن است آمریکا را به نحو بدتری درگیر کند.اکنون دولت اسلامی عراق و شام موسوم به داعش ممکن است به عنوان عاملی برای تجزیه عراق و سوریه عمل کند. این گروه با تسلیحات به تصرف درآمده از موصل مجهز شده است و با پولی که از بانک‌های این شهر غارت کرده می‌تواند هزینه نیروهای خود را تامین کرده و به راحتی مقاومت کند.

داعش را بايد متوقف كرد :

صدها پیکارجوی داعش پاسپورت اروپایی دارند. این گروه هم‌اکنون در شرق سوریه کمپ‌های آموزشی تاسیس کرده است. این مساله یادآور پایگاه‌های اسامه بن لادن در افغانستان است.  با این وجود می‌توان داعش را متوقف کرد. پیکارجویان این گروه زیاد نیستند. این گروه 11 هزار نیرو دارد و از طریق سربازگیری در مسیر پیشروی و آزاد کردن زندانیان نیروهایش را تقویت می‌کند. این در شرایطی است که مالکی پس از انتخابات ماه گذشته در تلاش است دولت ائتلافی تشکیل دهد. اشغال موصل به او این فرصت را می‌دهد که دولتی متشکل از همه عراقی‌ها ازجمله سنی‌های میانه‌رو و کُردها تشکیل دهد. این اقدام به مهار داعش کمک می‌کند به‌ویژه اکنون که کُردها نیروهای پیشمرگ خود را برای جنگ اعزام کرده‌اند. همچنین گروه‌های سنی حامی داعش را ترغیب می‌کند از حمایت از این گروه دست بردارند. اوباما هم می‌تواند با تجهیز و آموزش سربازان عراقی وتحت فشار قراردادن داعش در سوریه از طریق آموزش و تجهیز مخالفان میانه‌رو به مهاراین گروه کمک کند. البته جنگ با داعش ممکن است مؤثر نباشد. حتی اگردر این جنگ مالکی پیروز شود، یک گروه تروریستی دیگر ازخاکسترهای جنگ درسوریه یا عراق سربر خواهد آورد. اما نجنگیدن با این گروه نیز به معنی خونریزی بیشتردرخاورمیانه و به احتمال بسیارزیاد در بقیه نقاط جهان خواهد بود.

داعش؛ هم تهديد وهم فرصت براي آمريكا :

اجماع علیه تروریسم داعشی نه تنها در وفاق قابل توجه شیعه و اهل سنت و فتواهای همگرای علمای آنها به وجود آمده بلکه به همسویی در لزوم مبارزه با تروریسم بین اکثر کشورهای منطقه نیز منجر شده است.به زعم كارشناسان حالا دیگرتقریبا همه به جز تغذیه کنندگان تروریسم داعش و تکفیر، بر ضرورت مقابله با این جریان تاکید دارند از بیت مراجع شیعی گرفته تا دارالافتاهای اهل سنت، ازآیت الله سیستانی ودولت مستقر در بغداد تا عبدالفتاح السیسی و ژنرال های قاهره نشین.

داعش که از شکاف اختلاف های داخلی عراق و واگرایی های منطقه ای سر برآورده بود، اکنون با پادزهر وحدت رو به خنثی شدن می رود. تروریست های داعش به لطف این همنوایی با حملات برق آسایی پس از انفعال اولیه نیروهای امنیتی عراق روبرو شدند و از برخی مناطق مهم و استراتژیک تحت اشغال مثل موصل، کرکوک، تکریت و بلد عقب نشستند.حالا زنگ خطر تشتت و تفرقه در عراق رفته رفته به کنسرتی همنوا تبدیل می شود که فقط برخی قدرت های خواهان امتیاز گیری مانند آمریکا برای ورود به آن شرط و شروط می گذارند، هرچند داعش برای آمریکایی ها می تواند همزمان تهدید و فرصت باشد. شاید به همین دلیل است که آمریکایی ها گاه می گویند عملیات فوری و کوتاه مدت را در عراق شروع خواهند کرد و گاه امتیازگیری سیاسی را روی میز می گذارند و درباره ضرورت سایر گزینه ها تغافل می کنند.

 

يكشنبه : 1393/3/25 - 17شعبان1435- 15‍ژوئن2014

 

منابع :

1- ودايع ، علي ، آکادمي القاعده و امنيت جهاني ، مردم سالاری: شنبه24خرداد1393- شماره 3496 .

2- داعش، دسیسه عربستان ، کیهان: شنبه24خرداد1393- شماره20797 .

3- همه علیه داعش ، ازسیستانی تاالسیسی ، جام جم آنلاین : جمعه23 خرداد1393 .

4- هراتی، رفیعه ، لزوم جنگ با داعش برای فراگیر نشدن تروریسم ، دنیای اقتصاد : شنبه24خرداد1393- شماره 3221 .

5- "داعش" چگونه متولد شد؟، جمهوری اسلامی : شنبه۲۳ خرداد  - ۱۳۹۳ شماره 10046 .

 

 

 

لیست آثارمنتشرشده دکتراسدالله افشار - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۹:۱ بعد از ظهر

لیست آثارمنتشرشده دکتراسدالله افشار

 1- افشار،اسدالله،داستانهايي ازآثارتوسل وتمسك به امام حسين(ع)، مؤسسة تحقيقاتي وانتشاراتي نور، چاپ دوم،بهار1380 .

2- افشار،ا سدالله،شصت وسه سال با پيامبر(ص)،درمكه،جلداول ،چاپ دوم،ا نتشارات عابد، تابستان 1386 .

3-افشار،اسدالله،شصت وسه سال باپيامبر(ص)،درمدينه(1)،جلددوم،چاپ دوم،انتشارات عابد،

تابستان 1386 .

4- افشار،اسدالله،شصت وسه سال با پيامبر(ص)،درمدينه(2)، جلدسوم ،چاپ دوم،ا نتشارات عابد، تابستان 1386.

5- افشار،اسدالله،شصت وسه سال باپيامبر(ص)،ايمان وخداشناسي، جلدچهارم،چاپ دوم،انتشارات عابد،تابستان 1386 .

6- افشار،ا سدالله، شصت وسه سال با پيامبر(ص)،معاد،جلدپنجم،چاپ دوم،انتشارات عابد،تا بستان 1386 .

7- افشار،ا سدالله،شصت وسه سال با پيامبر(ص)،اما مت،جلد ششم،چاپ دوم،انتشارات عابد،تابستان 1386 .

8- افشار،ا سدالله، شصت وسه سال با پيامبر(ص)،عبادت،جلدهفتم،چاپ دوم،انتشارات عابد،تابستان 1386 .

9-افشار،اسدالله، شصت وسه سال باپيامبر(ص)،خانواده،جلدهشتم،چاپ دوم، انتشارات عابد،تابستان 1386 .

10-افشار،اسدالله،شصت وسه سال باپيامبر(ص)،اخلاق فردي واجتماعي(1)،جلدنهم،چاپ دوم،

انتشارات عابد، تابستان 1386 .

11-افشار،اسدالله،شصت وسه سال باپيامبر(ص)،اخلاق فردي واجتماعي(2)،جلددهم،چاپ دوم،

انتشارات عابد، تابستان 1386 .

12- افشار،اسدالله،راه بي بازگشت،جلد اول،چاپ دوم، انتشارات سفيرارد هال،پائيز1388.

13- افشار،اسدالله،راه بي بازگشت،جلددوم،چاپ دوم، انتشارات سفيرارد هال،پائيز1388.

14- افشار،اسدالله،راه بي بازگشت،جلدسوم،چاپ دوم، انتشارات سفيرارد هال،پائيز1388.

15- افشار،اسدالله، براي فرزندم،چاپ اول،مؤسسة فرهنگي انتشاراتي الماس دا نش،بها ر1389.

16-افشار،اسدالله،رشد،پيشرفت،توسعة اقتصادي،ضرورتي اجتناب ناپذير،چاپ اول،انتشارات سفیر

اردهال،تابستا ن 1390.

17- افشار،اسدالله،فرهنگ،توسعه،عدالت وجهاداقتصادي،چاپ اول،مؤسسة فرهنگي انتشاراتي    الما س دانش، تابستان 1390

18- افشار،اسدالله،اين است آئين ما ، چاپ اول، انتشا رات سفيراردهال،زمستان1390.

19-افشار،اسدالله،جنبش وال استريت وروزهاي ناآرام آمريكا،چاپ اول،انتشارات سفير            ارد هال،زمستان 1390.                 

20- افشار،اسدالله، عصر بيداري ملت‌ها، چاپ اول، مؤسسة فرهنگي انتشاراتي الماس دانش، بهار 1391 .

21- افشار،اسدالله،فرصت پرواز، چاپ اول،انتشارات سفيرارد هال، تا بستا ن 1391. 

22- افشار،اسدالله،طنین مطالبات جامعه جها نی درتهران (تحلیل وتبیین بازتاب شانزدهمین اجلاس سران جنبش عدم تعهد درتهران)، انتشا رات سفيراردهال، چاپ اول، زمستان1391. 

 23- افشار،اسدالله، ضرورت تأمل وبا زنگری درنظریه های انقلاب ، انتشا رات سفيراردهال، چاپ اول ، زمستان1391.

24- افشار،اسدالله، افق روشن ، مؤسسة تحقيقاتي وانتشاراتي نور، چا پ اول، زمستان1391.

25-افشار،اسدالله،درمسیربالندگی،مؤسسة فرهنگي انتشاراتي الماس دانش،چاپ اول ،بهار1392.

26-افشار،اسدالله،سياست،اقتصاد،حماسه،مؤسسة فرهنگي انتشاراتي الماس دانش،چاپ اول،

زمستان1392.

27- افشار،اسدالله،جایگاه حقوق بشردرنظام بین الملل ، مؤسسة فرهنگي انتشاراتي الماس دانش، چاپ اول ، زمستان1392.

28- افشار،اسدالله،تفسیری برقرائت دینی ازوحدت(براساس آراءواندیشه های اما م خمینی"ره")، انتشا رات سفيراردهال، چاپ اول ، بهار1393.

29-افشار،اسدالله،انتخاب مردم؛اعتدال(تحليل يازدهمين انتخابات رياست جمهوري24خرداد

1392) ، انتشا رات سفيراردهال، چاپ اول ، بهار1393.

30- افشار،اسدالله،ازجهاداقتصادي تااقتصادمقاومتي، انتشا رات سفيراردهال، چاپ اول ، بهار1393.

 

 

 

ظهور مهدي(عج)؛ نويد صلح عمومي و عدالت همگاني - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۹:۱۶ قبل از ظهر
1024x768

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin:0cm; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

ظهور مهدي(عج)؛ نويد صلح عمومي و عدالت همگاني             

اسدالله افشار

 

مباحث آینده نگری ـ از جمله موضوع مهدویت ـ برای انسان ها و جوامع انسانی فواید فراوانی دارند، مهدویت و مباحث فرجام نگر، عهده دار ترویج امید به آیندة بهتر به شمار می آیند؛ امیدی که در اعماق و درون همة انسان ها وجود دارد. و به نوعی خاستگاه فطری داشته و گرایش فطری زیربنای آن محسوب می شود. البته در صورتی می توان از مهدویت و مفاهیم همسوی آن چنین انتظاری داشت که واقع نما بودن و نیز شناختاری بودن آن ها از پیش ثابت شود؛ از این رو لازم است ابتدا زبان دین مورد تحقیق و پژوهش قرار گیرد، تا معناداری و شناختاری بودن گزاره های دینی ـ به ویژه گزاره های کلامی مهدوی ـ ثابت شود، تا مهدویت نقش اساسی و مهم خود را که همانا ایجاد تحرک و پویایی و بالندگی در انسان ها و جوامع انسانی است، ایفا کند.

«موعود» مطرح در همه ادیان بزرگ جهان :

در همه ادیان بزرگ جهان، بحث «موعود» مطرح است و این موضوع اهمیت ویژه ای دارد. آن چه نظر همگان را به خود جلب می کند، این است که همه ادیان هدف از بروز و ظهور آن موعود را در آخر الزمان، ایجاد قسط و عدالت و گسترش آن در سراسر جهان می دانند، آن هم در هنگامی که مردم به شدت از گمراهی و نادانی رنج می برند. از نظر همه ادیان، در این هنگام که فساد و ظلم و ستم به طور محسوس در میان جوامع بشری همگان را به ستوه آورده، مردی ظهور خواهد کرد که جهان را پر از عدل و داد می کند و همگان را به سوی خداشناسی و پاکبازی فرا می خواند. به عقیده ما شیعیان، آن کسی که در آخرالزمان ظهور و قیام خواهد کرد، حضرت مهدی(عج) از فرزندان حضرت زهرا علیهاالسلام است که هم اکنون زنده و از نظرها پنهان است.

موعودگرایی اندیشه و باوری است فراگیرکه غالب ادیان و مذاهب و مکاتب بشری به نوعی بدان باور دارند؛ یعنی روزی از روزها که همان روز موعود است، منجی و موعود برای نجات و رستگاری بشریت ظهور کرده و انسان ها را به آرزوی دیرینه خود می رساند؛ همچنین خوب و متعالی زیستن را از فضای ذهن و تئوری به منصه عمل آورده و آن را به تجربه بشری می رساند. این مهم در اسلام و باورهای دینی مسلمان ها در قالبِ مهدویت تبلور یافته است:«السلام علی المهدی الذی و عدالله عز و جل به الامم ان یجمع به الکلم و یلم به الشعث:درود برآن مهدی که خداوند عزوجل وعده ظهور اورا به امت ها داده است که به وسیله او وحدت و یکپارچگی را جایگزین پراکندگی و تفرقه کند.» (قرآن کریم، ترجمه محمدمهدی فولادوند)

عقلاني بودن اصالت مهدويت :

عقیده به مهدویت و انتظار ظهور موعود آخرالزمان، عقیده به یک واقعیت و وعده حتمی و تخلف ناپذیر الهی است. عقیده به مهدویت را هیچ فرد عاقلی مردود نمی شمارد ودرآن شک و تردید نمی کند؛ چنان که اخبارانبیا وائمه علیهم السلام درمورد وجود ملائکه،عالم غیبت و بهشت و جهنم را هیچ فردعاقلی رد نمی نماید. اصالت مهدویت و ظهور مصلح آخرالزمان، مسئله ای است که تمامی ملت ها و امت ها آن را پذیرفته اند. از سوی دیگر، مسئله ظهور حضرت مهدی(عج) با توجه به آیات و روایات فراوان، مسئله ای است که حقیقت دارد، اما هنوز صورت واقعیت به خود نگرفته است که برای ما آشکار باشد و عقل آدمی مسئله ای که واقعیت داشته باشد، ولی هنوز صورت واقعی و آشکار به خود نگرفته، انکار نمی کند. بنابراین مهدویت، مسئله ای است که عقل آدمی فارغ از هر نوع دین و مذهبی آن را قبول می کند.

 فطري بودن اصالت مهدويت :

مهدویت، یعنی منتهی شدن جوامع جهان به سوی جامعه ای واحد و سعادت عمومی، امنیت و رفاه، تعاون و همکاری، همبستگی همگانی، حکومت حق و عدل جهانی، غلبه حق بر باطل و نجات مستضعفان و نابودی مستکبران. این برنامه و عاقبت مطلوب، با فطرت و خواسته وجدان هر انسانی هماهنگ است. پایان یافتن سلطه بشر بر بشر و برقرار شدن حکومت عدل و نظام الهی و لغو این تبعیضات و برداشتن این مرزها، همه مطلوب بشر است. از این رو اتفاق نظر همه ملت ها بر پایان یافتن جهان، با سعادت عمومی و آمدن روشنایی پس از تاریکی ها و شکست باطل، اصلی فطری است که با سنت جهان و حرکت عالم که بر حق استوار است، موافق است و این عدالت و ظهور روشنایی، در دولت بر حق حضرت مهدی(عج) تحقق می یابد.

اعتقاد به مهدويت، ضرورت اجتماعي:

در كنار فساد اخلاقي و بي عفتي عمومي نسل هاي امروزي و رسميت يافتن روابط خلاف انسانيت در كشورهاي به ظاهر مترقي و آشفتگي هاي سياسي در جهان، فرصتي گرانبها به دست آمده و گروهي كه خود را از غرق شدن در منجلاب فساد حاكم در دنيا حفظ كرده اند، براي شنيدن سخن حق آماده شده اند. در اين جو نوين، در سايه كمرنگ شدن تعصب و تحجر و برخورد ايده ها و انديشه ها، بايد عقيده مهدويت را نه تنها به عنوان يك انديشه مذهبي و ديني، بلكه به عنوان يك مسئله فكري و ضرورت اجتماعي مطرح كرد. زيرا مهدويت در ضمير ناخودآگاه و عقل نهفته همه مردم جهان وجود دارد، به طوري كه هرگز كسي را نمي توان يافت كه برخوردار از قدرت فكر و انديشه سالم باشد و در ضمير و عقل و خرد خود پذيراي اين مسئله نباشد. زيرا اين وضع آكنده از فساد و سرشار از دشواري ها و بحران ها و جنايات و جنگ ها و تباهي ها، مصلح و نجات دهنده اي را مي طلبد كه توازن به هم خورده جهان را باز گرداند و بشريت را از اين همه فلاكت و بدبختي برهاند.

مسئله انتظاروانتظارات بشردراين دوران :

مسئله انتظار همانند اعتقاد به آفريدگار است كه در دلها ريشه دارد. دل، خدا را مي‌خواند و چشم در انتظار مهدي(ع) است. اين موضوع را فطري مي‌دانيم از آن بابت كه مسئله مشترك بين همه انسانها، ‌مذاهب، مكاتب و انديشه‌هاي متنوع است. با استدلال بيان شده جاي هيچ گونه شك و شبهه باقي نمي‌ماند كه موضوع انتظار امري عمومي و همگاني است.خواست‌هاي بشر در انتظار اين است که اقتدار معنوي بر بشريت حاكم گردد؛ سيستم كنترلي جهاني پديد آيد؛ امنيت و آسايش تامين گردد؛ سياست تباهي‌هاي مخوف كه جهت نابودي مستضعفان است ريشه كن شود؛ تبعيضات و تعصبات جاهلانه و جاه طلبي‌ها محو و نابود شوند؛ هواهاي نفساني و طغيانها و عصيانها و قانون شكني‌ها تحت كنترل درآيند و محكوم گردند؛ خيانتها و نابساماني‌ها و بيدادگريها از جامعه رخت بربندند؛ توسعه طلبي‌ها، استعمار، استثمار، استبداد، انحراف، كژي‌ها و سيه روزي‌ها ريشه كن گردد و...

جهان تشنه ي اقتداروعدالت مهدي(عج) : 

امروزديگر ثابت شده كه دنياي مادي قادر به اصلا‌ح جهان و جلوگيري از جنگ وخون‌ريزي و ظلم و تجاوز و بي‌عدالتي نيست، سازمان ملل و شوراي امنيت و اعلا‌ميه حقوق بشر كه متفكران جهان بايد مجري آن باشند، بازيچه دست زورمندان و بهانه پيشبرد منافع و مطامع دولت‌هاي قوي و صاحبان قدرت‌هاي بزرگ است. ملت‌هاي ضعيف و محروم امروز بيش از هر روزي حيران و سرگردان هستند. آنها به كلي ازتأمين منظور و دادخواهي خود بوسيله دولت‌هاي بزرگ و مجامع بين‌المللي مايوس شده‌اند وهيچ پناهگاهي ندارند كه بدان پناه برند.تمام قدرت‌ها و قانون‌ها و منشورها در جهت پيشرفت ظلم و ستم و تامين منافع ارباب قدرت و دولت به كار مي‌رود. و بدينگونه جهان در حالت بهت و وحشت و اضطراب به سر مي‌برد و هيچ روزنه اميدي هم در مسير زندگي انسان‌ها براي آينده بهتر به چشم نمي‌خورد، بلكه همه خود را در معرض مخاطرات بيشتر و آينده تاريكتري مي‌بينند.اين اوضاع اسف‌انگيز به كجا منتهي مي‌شود، سرانجام آن چه خواهد بود، و بشر سرگردان رو به كجا مي‌آورد؟جامعه شيعه به اين پرسش پاسخ مي‌دهد و مي‌گويد اين شب‌هاي ظلماني با مداد روشني در پيش دارد، واكنش اين همه مظالم و بيدادگري عدالت جهاني و حكومت مقتدري است كه سرانجام تحقق خواهد يافت و پرچم نويد بخش آن درسراسرجهان به اهتزازدرخواهد آمد. آري عكس‌العمل ظلم مطلق و تاريكي وتيرگي جهاني، روشني و عدالت عمومي است كه سراسر گيتي را فرا گيرد و بشريت را براي هميشه از اين همه ناامني‌ها وجنگ‌ها و خون‌ريزي‌ها و بي‌عدالتي و تبعيض‌ها نجات دهد. سرانجام روزي مي‌رسد كه بشر از تمام نيروهاي مادي و قدرت‌هاي عظيم صنعتي و ماشيني خويش سرخورده مي‌شود و ازاين همه ابزار و وسائل جز ناكامي وپريشاني چيزي نمي‌بيند.منع گسترش سلا‌ح‌هاي هسته اي جلوگيري از مسابقه تسليحاتي، زمزمه صلح پايدار، عمليات نسل جوان كه پديد آورندگان جهان آينده هستند، و جهش‌ها و جنبش‌هايي كه در اين خصوص در برخي از نقاط جهان ديده مي‌شود همه و همه طليعه منطق نوراني جامعه شيعه و هدف عالي از ظهور مهدي موعود اسلا‌م است كه دير يا زود عموميت پيدا مي‌كند و صحنه جهان را براي پذيرش حكومت واحد جهاني و صلح عمومي و عدالت همگاني وي آماده مي‌سازد.

اوضاع جهان بعدازظهورمهدي (عج) :

يكي از نكات بسيار جالبي كه در اخبار اسلا‌مي راجع به اوضاع بعد از ظهورمهدي موعود ديده مي‌شود، رفاه وآسايش عمومي و عمران و آبادي است كه سراسر جهان را فرا مي‌گيرد ودر تمام مظاهر زندگي مردم تاثير مي‌بخشد.در اين روايات صريحا مي‌گويد: جنگ، خون‌ريزي و بيماري و بيكاري از ميان مي‌رود ومردم به كار وكوشش گمارده مي‌شوند.درسايه امنيت مطلق و بهبود وضع زندگي وازدياد محصول وثروت مردمي تندرست و فعال و نيرومند به وجود مي‌آيند.

جشن نيمه شعبان و راز شكوهمندي آن:

 جشن نيمه شعبان جشن آمادگي است، آمادگي براي شركت در نهضتي بزرگ و انساني، نهضتي كه سازنده و حيات بخش است. آغاز آن با ظهور مهدي(عج) و فرجام آن شكست سيه روزي ها، جهل ها و شرك ها، فسادها و جنايت هاست. آمادگي براي حركتي مستمر و توام با زمينه سازي ها، با مقاومت زيادتر و تلاش بيشتر، براي وصول به ايده حكومت اسلامي و وحدت و برابري امم. آن كس كه ولادت مهدي را اين چنين جشن مي گيرد، به حقيقت مي خواهد اعلام آمادگي براي شركت در اين نهضت كند وآن كس كه به نام مهدي و از شنيدن لقب قائم(عج) قيام مي نمايد مي خواهد بگويد كه من جان بر كف وآماده و مهياي قيام هستم و در اين قيام آمادگي همه جانبه دارم. جشن تولد امام زمان(عج) جشن زنده شدن آرزوها، احياي اميدها، رونق گرفتن تمناهاي عالي انساني و خلاصه جشن منتظران است. با تولد مهدي(عج)، شادي واميد در دل مشتاقان وآرزومندان تحقق وعده الهي، يعني وعده قسط و عدل جهاني وپيروزي مستضعفان، زنده  مي شود.پاسداشت اين جشن از سوي مردم، بدان جهت است كه حيات و تولد مهدي(عج) سرنوشت ساز و عامل توجيه بقا و راز زندگي توام با حيثيت و شرافت ماست.

سه شنبه : 1393/3/20- 12شعبان1435- 10ژوئن2014   

 

 

 

انتخابات سوريه ؛ كيش ومات آمريكا - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۸:۴۴ قبل از ظهر
1024x768

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin:0cm; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

انتخابات سوريه ؛ كيش ومات آمريكا                      

اسدالله افشار

 

براساس نتايج انتخابات رياست جمهوري سوريه ؛ بشاراسد براي يک دوره هفت ساله ديگررييس جمهوري اين کشور شد. بشاراسد که به مدت 14 سال رييس جمهوري سوريه بود، با کسب 7/88 درصد آرا معادل 10 ميليون و319 هزار و 703 راي، پيروز انتخابات رياست جمهوري سوريه شد.

کميته عالي قضايي انتخابات رياست جمهوري سوريه در بيانيه اي اعلام کرد: از 15 ميليون و840 هزار و 575 نفرکه درانتخابات سوريه واجد شرايط راي دادن بودند11 ميليون و634 هزارو412 نفردرانتخابات شرکت کرده اند. ميزان مشارکت مردم سوريه درانتخابات 42/73 درصد بوده است همچنين ميزان آراي باطله نيز 8/3 درصد بوده است. منابع سوري اعلام کردندکه بشاراسد، 17 ژوئن (27 خرداد) به عنوان رئيس جمهور سوريه سوگند ياد مي کند.

اينك باتوجه به انتخابات برگزارشده رياست جمهوري درسوريه وبرگزيده شدن بشاراسدكه آشكارا به معناي كيش ومات آمريكا با هم پيمانان ايشان است؛ بيان چند نكته دراين خصوص ومروربرخي مسائل پيرامون سوريه از زمان ناآرامي ها ، خالي ازلطف نمي باشد: 

يكم)اطلاعات دقيق نشان مي‌دهد که چند هفته پيش از انتخابات رياست جمهوري سوريه ، رايزني‌هاي آمريکايي-اروپايي انجام شده که محورش انتخابات رياست جمهوري سوريه بوده است . يک مسئول آمريکايي به همتايان اروپايي خود گفته است: «وقتي براي نشست ژنو دو خود را آماده مي‌کرديم، به روس‌ها و ايراني‌ها پيشنهاد داديم که بشاراسد در منصب خود بماند اما بدون اجراي انتخابات. پاسخ مسکو و تهران اين بود که اسدمانند هرشهروند ديگرسوري حق دارد نامزد انتخابات شود وبهتراست تصميم‌گيري دراين خصوص که چه کسي را مي‌خواهند، به مردم سوريه واگذار شود».

دوم) هشدارهای بین‌المللی مانع از ‌آن نگرديد که مسئولان سوری از حق قانونی خود برای برگزاری نخستین انتخابات ریاست جمهوری در تاریخ این کشور پس از پنج دهه و در سایه جنگ داخلی گسترده، چشم‌پوشی کنند.

سوم)كارشناسان معتقدند؛درسوریه سیاست‌های غلط آمریکاوهمراهان اوبه خصوص کشورهای ترکیه، عربستان و قطردو محصول داده است:اول اینکه جنگ طولانی داخلی ماهیت تروریستی ومزدوری گروه‌های مسلح را آشکارکرد و اکنون در این جنگ دو قطب حضور دارند. ارتش ملی سوریه که می‌خواهد کشور را از چنگال تروریست‌ها آزاد سازد و گروه‌های تروریستی گوناگون که به نام اسلام، آدم‌کشان حرفه‌ای شده‌اند و تخریب و کشتار هدف اصلی آن‌ها شده است. دوم اینکه آمریکا، ترکیه و عربستان با دلارهای بسیار تلاش کردند تا یک گروه را به نام «شورای ملی سوریه» شکل دهند و با استقرار این گروه در کشور ترکیه آن را دولت رسمی سوریه درخارج از این کشور نامیدند. اوباما هرگونه راه‌حل سیاسی برای پایان بخشیدن به جنگ کثیف درسوریه رامنوط به سقوط بشاراسدوکناره‌گیری اوازریاست دولت سوریه مي دانست؛ درحالي كه انتخابات سوريه وبرگزيده شدن بشاراسد خط بطلاني برانديشه استكباري غرب وهم پيمانان آنان بود واين انتخابات اثبات كرد دموكراسي واقعي رامردم درعرصه اجتماعي ودرصحنه سياسي به دنيا نشان خواهند داد ودرعمل مشت محكمي بردهان ياوه گويان يانكي گستاخ خواهندزد، كه اين اتفاق درانتخابات چندروزپيش سوريه به منصه ظهوررسيد.

چهارم)  سیاست غلط غرب (آمریکا و اروپا) درباره سوریه موجب شد تا بسیاری از شخصیت‌های سیاسی سوریه را که در شرایط عادی می‌توانستند «آلترناتیو» یا گزینه سیاسی در برابر بشار اسد باشند سوزاند و باطل کرد. از سوی دیگرمردم سوریه بعدچند سال جنگ داخلی ومقابله باتروریست‌ها،اکنون نمی‌خواهند آینده کشورخود را به دست این گروه‌های خون‌ریزوسفاک بسپارند. سرنوشت کشور خود را با بشاراسد گره زده‌اند وبرای نجات ورسیدن به آرامش نسبی آینده سوریه،بشاراسدرابه عنوان رئیس جمهور خود برگزيدند. اكنون بشاراسد رسماً ریيس جمهور شده است وبا اتكا به آراء مردم دولت آینده را در سوریه تشکيل خواهد داد.

پنجم)درسوریه انتخابات ریاست جمهوری برگزارشدآمریکا و همراهان آن در اروپا این انتخابات را غیرقانونی دانسته‌اند و آن را رد کرده‌اند. خوبست به يادآوريم كه ؛ هجوم مداوم خبری ـ تبلیغاتی علیه شخص بشار اسد ودولت اواز سوی شبکه‌های وسیع رسانه‌ای درغرب ازآغاز جنگ داخلی درسوریه تا امروزادامه داشته ودارد. آمریکا با همراهی انگلیس و فرانسه تنورمخالفت سیاسی با دولت سوریه و تلاش برای منزوی‌سازی بشاراسد در سازمان ملل را ازدست نداده‌اند. جبهه‌ سیاسی علیه دولت سوریه بیش ازسه سال است به وسیله آمریکا و همراهان او ادامه دارد و بخش دوم وموازی درکنار جنگ نظامی دربحران سوریه است.

بازخوب است به يادآوريم ؛ بعد از سه سال و آغاز سال چهارم این بحران، که هم میدان نظامی و هم جبهه سیاسی دارد، همه محافل سیاسی دریافته‌اند که جبهه نظامی در سوریه به مرز پایانی نزدیک می‌‌شود و پیروز این جبهه، ارتش ملی سوریه و بشار اسد است. مهمترازاین پیروزی نظامی، برای بشار اسد این است که دو واقعیت در سوریه کاملاً آشکار شده است. اول ماهیت بحران و جنگ داخلی به واقعیت مقابله با تروریست‌ها از چندین تشکل به نام تروریستی مبدل شده است.

دوم، درحالیکه فازنظامی بحران سوریه به پایان نزدیک می‌‌شود، آزادسازی شهرها، روحیه جدیدی برای مردم بخصوص جوانان سوریه ایجاد کرده است. تروریست‌ها به انزوا می‌روند و معارضین سیاسی بشاراسد نیز مقبولیت مردمی ندارند. آمریکا در بیرون از سوریه برای نجات این کشور شعار می‌دهد، اما در درون سوریه منفور ملت سوریه شده است. زیرا سوری‌ها آوارگی، ویرانی وجنگ خانمان‌سوز درکشور خود را ناشی از سیاست‌های غلط و سلطه‌گر آمریکا می‌دانند که دست در دست رژیم صهیونیستی در خاورمیانه دارد.

ششم) آمریکا به‌صورت آشکار در برابر این انتخابات ایستاده بود و با برگزاري آن مخالفت می نمود. برخی از گزارش‌ها حکایت ازاين داشت آمریکا و اسرائیل طرح اجرای یک حمله نظامی جدید، اما وسیع از کناره مرزهای جنوبی سوریه ازاردن و اسرائیل را تدارک دیده‌اند. که هدف آن، برهم زدن آرامش نسبی در سوریه در آستانه انتخابات ریاست جمهوری و ایجاد وحشت عمومی است تا انجام انتخابات، امکان عملی پیدا نکند. این حمله جدید از مرزهای جنوب سوریه برای به دست گرفتن مجدد بخش دیگری از سوریه است، آنهم در حالیکه روز به روز ارتش ملی سوریه بر سراسر خاک کشور مسلط می‌شود.

برخی ازمحافل سیاسی از امکان بروزانفجارهای جدید دردمشق و چند شهر دیگرسوریه خبر می‌دادند که در روزهای نزديك به انتخابات برای بایکوت انتخابات انجام خواهدگرفت! زهي خيال باطل چراكه مردم وملت سوريه باحضوربهنگام خود درانتخابات تمامي معادلات استكبارغرب رادرهم كوبيد وسحرآنان راباطل نمودند. 

هفتم) گرچه این انتخابات در نزدیک به 80 درصد وسعت سوریه و در میان تهدیدهای بی شمار تروریست ها برگزار شد، اما آنچه مشخص است این که در صورت برگزار شدن ایــــــن انتخابات در سراسر سوریه، آمار مشارکت درآن به مراتب بالاترازاین می رفت.مردم سوریه که بعد ازاعلام رسمی نتایج انتخابات ریاست جمهوری کشورشان،همچنان مشغول جشن وپایکوبی هستنددرباره اظهارات غربی هامبنی بر«بی ارزش خواندن» رایشان و«ساختگی بودن انتخابات»، این سخنان را ناشی ازمحکم بودن سیلی زده شده به صورت آنان تلقی می کنند. موضعی که فیصل مقداد، معاون وزیرامور خارجه سوریه آن را به صورتی دیپلماتیک بیان کرد وگفت: ما ازهیچ کس نمی خواهیم که انتخابات ریاست جمهوری سوریه را به رسمیت بشناسد و فقط مردم سوریه هستند که به رهبران خود مشروعیت می دهند نه هیچ کشور دیگری.

این انتخابات نشان داد که 40 ماه تلاش و برنامه و توطئه های وسیع و سازمان یافته بین المللی و منطقه ای در عرصه های سیاسی، نظامی، رسانه ای و اقتصادی، برای ساقط کردن نظامی که اکثریت قاطع یک ملت از آن حمایت می کند، راه به جایی نبرده است و بعد از این هم نخواهد برد.

جان كلام :

1- انتخابات سوریه، ازيكسوسندها و مدارک لازم برای استحکام بشاراسد ونظام سوریه را نشان داد وازسوي ديگر نشانه ی شکست تبلیغاتی، سیاسی و نظامی دنیای غرب بود که طی سه سال گذشته درصدد براندازی نظام حاکم بر سوریه وحکومت بشاراسد بوده است.

2- مخالفان همواره سعی کرده بودند که اینگونه وانمود کنند بشاراسد پایگاه مردمی درسوریه ندارد و نظامش نظام دموکراتیک نیست ودر حقیقت برگزاری انتخابات درسوریه نشانه دموکراتیک بودن نظام سوریه است که ازاین منظر هم می تواند همه دروغ های غرب را دراین زمینه افشا کند.

3- طبق پیش بینی ها وافکارسنجی های صورت گرفته و با توجه به اجتماعاتی که در سوریه انجام گرفته بود، پیش بینی می شد که برنده انتخابات آقای بشار اسدباشد؛ همان کسی که دنیای غرب معتقد بود باید تا قبل از سال 2014 و پیش از پایان یافتن زمان ریاست جمهوری اش کنار برود که دیدیم چنین اتفاقی نیفتاد و اگرچه آنان دوست داشتند وی دیگردر صحنه انتخابات حضور پیدا نکند اما ديديم که بشاراسد شرط آنان را کاملا نادیده گرفت و ديديم که برای دوره بعد نیزدوباره توسط مردم انتخاب گرديد که این شکست تبلیغاتی دیگر دنیای غرب است که نباید آن را نادیده گرفت.

4- اکنون با پایان یافتن انتخابات ریاست جمهوری سوریه، مرحله جدیدی در این کشور آغاز می شود و نظام و ارتش سوریه می توانند محکم تر از قبل و با دستانی قوی تر و بازتر به برخورد با گروه های تروریستی و مسلح اقدام کنند.

5- كارشناسان معتقدند ؛ بشاراسد که سه سال گذشته او را پخته تراز خیلی سیاستمداران مسن ترمنطقه کرده، اینک بااعتماد سوری ها، مرحله جدید،اما سخت تری برای اداره کشورش پیش رودارد که پایان دادن به اقدامات تروریست ها، بازگرداندن امنیت به سراسرکشور، زمینه سازی برای بازگشت آوارگان به خانه و کاشانه شان وبازسازی ویرانه های جنگ ازجمله آنهاست.

 

دوشنبه : 1393/3/19- 11شعبان1435- 9‍‍ ‍ژوئن2014

 

 

 

اشاره اي به توفيقات بين المللي امام خميني(ره ) - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۱۲:۲۸ بعد از ظهر
 

اشاره اي به توفيقات بين المللي امام خميني(ره )            

اسدالله افشار

 

ورود به اندیشه و شخصیت امام خمینی(ره) به مجالی بیشترنیازمند است، لیکن اشاره ای اجمالی به برخی از ابعاد وجودی ایشان با عنایت به تحولات کنونی و پیرامونی آنهم درآغازبيست وپنجمين سالروزرحلت جانگدازحضرتش، ضروری می نماید.بنیانگذار انقلاب اسلامی درمقطعی ازتاریخ قرن بیستم ظهور نمود که جهان اندیشه،به نحوی درتملک دوایده ماتریالیستی غرب وشرق بود،چنان که هرفکرمغایربا انگاره های  ذهنی شان را مردود و مطرود اعلام می کردند.

امام خمینی(ره) توانست با ارائه گفتمان متفاوت از گفتمانهای موجود، بشریت سرگشته و حیران را که ناکام از سراب معرفت شناسی راهبردهای غرب و شرق بود، معطوف به پارادایم متافیزیکی خود نماید که ابتنای آن بر آموزه های اسلامی است.تحول شگرف درتطور شخصیتی افراد که جوامع ومحیط پیرامونی آنها را دستخوش تغییرهای بنیادین نمود، اقدامی بس بزرگ و ستودنی است که با ابزارها و معیارهای موجود امکان آنالیز آن وجود ندارد. حضرت امام(ره) با دید متمایزازمناسبات موجود جهانی، مختصات فکری ودریافتهای استراتژیک اتاقهای فکر آکادمیهای باسابقه غرب را درهم ریخت وآنها را به عجز و ناتوانی در شناخت این حرکت الهی وادارنمود. تا قبل ازظهوروبروز اندیشه بنیانگذارانقلاب اسلامی، ملاک برتری ثروت، گستره جغرافیای مستعمرات، نفوذ درسازمانهای بین المللی، حضوردرائتلافها واتحادیه های نظامی واقتصادی، برخورداری از فناوریهای مدرن نظامی و صنعتی و... محسوب می شد وهر کشور و شخص مدعی که محاسبات وزن شخصیتی آنان بااین مؤلفه ها نسبت نداشت،ازدید کارشناسان ومردم شکست خورده،بی حاصل تلقی می گردید. در این فضای ذهنی غالب، حضرت امام(ره) با حرکت توفنده الهی همه برآوردها و محاسبات ماتریالیستی آنها را فاقد منطق علمی و رئالیستی معرفی و با این حرکت به جهانیان اثبات نمود که سرمایه دیرینه شما با وجود پشتیبانی گسترده جهانی در مقابل بیداری و حضور در صحنه امت اسلامی بر باد فناست،«میشل فوکو» اندیشمند پست مدرن فرانسوی، دراین زمینه معتقد است:«هر انقلابی که درقرن بیست اتفاق افتاده درراستای پست مدرنیته بوده،الاوقوع انقلاب اسلامی که درجهت خلاف مدرنیته بوده است.»

راه رهایی ملت ها ازمنظرامام خميني (ره):

موج بیداری اسلامی بیانگرتأثیرعنصرالهام بخش اندیشه امام است که همواره بیداری وسربلندی راصرفاً برای ایران وایرانی پیگیری نمی کرد،بلکه فراترازآن جغرافیای اندیشه اسلامی وحتی جهان مستضعفان،مورد نظرامام بود.اسقف کاپوچی،اسقف بیت المقدس دراین زمینه معتقد است:«قلب آزادگان دنیا وتمام مستضعفان ومحرومان دنیا برای امام خمینی(ره) می تپد.اوفقط به ایران تعلق ندارد،بلکه تمام محرومان دنیا چه مسلمان وچه غیرمسلمان، اورا نجات دهنده خود می دانند.»

امام خمینی(ره) پس ازتوصیف غمباراوضاع ملتهای تحت ستم وافشای رفتاروعملکرد استعمارگران ومهره های داخلی ومنطقه ای آنان،راه رهایی را به ملتها نشان می دهند وچنین  اظهارمی نما يند:«وشما ای مستضعفان جهان و ای کشورهای اسلامی و مسلمان جهان، بپاخیزید و حق را با چنگ و دندان بگیرید و از هیاهوی تبلیغاتی ابرقدرتها و عمال سرسپرده آنان نترسید و حکام جنایتکار را که دسترنج شما را به دشمنان شما تسلیم می کنند از کشورهای خود برانید و خود و طبقات خدمتگزار متعهد زمام امور را به دست گیرید و همه در زیر پرچم پرافتخار اسلام مجتمع و با دشمنان اسلام و محرومان جهان به دفاع برخیزید.» (1)

 بیداری ا سلامی دغدغه حضرت امام خميني (ره) :

بیداری اسلامی دغدغه حضرت امام(ره) برای کشورهای اسلامی بود. اینک با حضور میلیونی مردم ودومینوی سقوط دیکتاتورها آرمان استقلال ملتهای اسلامی درحال وقوع است، به نحوی که امام خمینی(ره)،تحقق آرمان پیروزی رادروصیتنامه خود با وعده الهی همراه کردند ونوشتند:«به امید آن روزکه خداوند تعالی وعده فرموده است.»این، همان تضمین الهی است که انقلاب اسلامی نیزبا تکیه برآن پیروز شد وهمین نمونه که درعصرحاضرودرمیان شگفتی جهانیان رخ داده کافی است که مسلمانان را به قطعی بودن این وعده الهی مطمئن نماید.

رهبري بي‌نظيرامام (ره) دررويارويي با قدرت‌ها:

بيداري اسلامي هرچند پيش ازانقلاب درايران،ودردو سده‌ي اخيردركشورهاي مختلف شكل گرفته بوداما اگربيداري اسلامي رادريك منحني رسم كنيم،امام رادرطي اين 200 سال در قله‌ي اين منحني مي‌توان ترسيم نمود. با توجه به رهبري بي‌نظير امام دررويارويي با قدرت‌ها وبه پيروزي نشاندن يك انقلاب وراهبري موج بيداري اسلامي ومواجهه با مسائل آن، بررسي مشكلات وموانع اين پديده از ديدگاه آن بزرگ‌مرد تاريخ،ازاهميت زيادي برخورداراست.تحليل وبررسي اين موانع، مبتني بريافته‌هاي امام، بايد دستاوردي گران‌سنگ براي اسلام‌‌خواهان،صاحب‌نظران ورهبران جنبش‌هاي اسلامي تلقي شود.

امام خمینی‌(ره) دربرابرمدل مبتذل دموکراسی غربی :

امام خمینی‌(ره) دربرابرمدل مبتذل دموکراسی غربی که اتفاقا درطول چند قرن اخیرسرمنشأ همه گرفتاری‌های جوامع بشری بوده وعملا مجوزی برای مشروعیت‌بخشی به جنایت‌های بی‌شمارضدبشری دولت‌های استعمارگر غربی به حساب می‌آید، متقابلا مدل حکومت اسلامی مبتنی بر اصول اسلام ناب محمدی(ص) راپیشنهاد می‌دهند. به هر صورت به آسانی قابل درک است که دموکراسی غربی ازیک دوگانگی غیرقابل هضم رنج تاریخی می‌برد؛ ازیکسو برای رسیدن به جامعه مدنی! عاری ازتعدیات بشری وتثبیت پایه‌های حکومتی«دولت رفاه» مزورانه شعارهای جذابی را مطرح می‌کند واز سوی دیگر با خودخواهی‌های شیطانی برای تامین رفاه شهروندان خویش یک جریان تمام‌عیار تعدی به حقوق دیگر ملل مستضعف را سازماندهی وعملیاتی می‌کند و به راحتی برای تامین رفاه جوامع غربی مجوز غارت منابع وسرمایه‌های مادی ومعنوی ملل محروم را صادر می‌کند.درحقیقت کسی تردید ندارد که درحال حاضراردوگاه استکبارجهانی متشکل از2 بلوک شرق وغرب است که درروزگاری نه‌چندان دورمردم ساکن درآن مناطق درپی دستیابی به مدینه فاضله‌ای بودند که ظلم اجتماعی سیاسی درآن هیچ نمودی نداشته باشد وهمه انسان‌ها درکمال خوشی به زیست جمعی مشغول باشند.

تبیین شفاف ریشة اصلی گرفتاری‌های ملل مسلمان :

اختلاف درجوامع اسلامی و پناه بردن به دامن اسلام آمریکایی یکی ازریشه‌های اصلی گرفتاری‌های ملل مسلمان است. امام خمینی(ره) دربخش تبیین شفاف ریشه اصلی گرفتاری‌های ملل مسلمان تحت ستم دولت‌های غربی می‌فرمایند:«علما ودانشمندان سراسر جهان بویژه علما و متفکران بزرگ اسلام، یک دل و یک جهت در راه نجات بشریت از سلطه ظالمانه این اقلیت حیله‌باز و توطئه‌گر به پاخیزند و این کتاب‌هایی را که اخیرا با دست استعمار منتشرشده و دامن به اختلاف بین طوایف مسلمین می‌زنند نابود کنند وریشه اختلاف که سرچشمه همه گرفتاری‌های مظلومان است را برکنند ویکدل ویکسو بر این رسانه‌های گروهی که بیشتر ساعات شب وروزبه فتنه‌انگیزی ونفاق‌افکنی عمرخود را می‌گذرانند،پرخاش کنند».همچنین امام خمینی(ره) درسال ۱۳۶۱ دردیداری که با مسؤولان وقت وزارت امور خارجه کشور داشتند با صراحت توصیه می‌فرمایند:«سعی شودکه سفارتخانه‌ها تحت سلطه دیگران نباشند وتصرفاتی در آنها از ناحیه دیگران نباشد. هرقدمی که برمی‌دارید به فکر این باشید که آیا رو به وابستگی می‌رویم یا به طرف رهایی وآزادی ورابطه با کشورهای خارجی که نمی‌خواهند ما را ببلعند باید باشد و با آنها که می‌خواهند از طریق روابط ما را وابسته بکنند هیچ لزومی ندارد وباید با احتیاط با آنها برخورد شود. وزارت خارجه تنها وزارتخانه‌ای است که با اسلامی شدنش بیشترازدیگر وزارتخانه‌ها می‌تواند موجودیت اسلامی ما را به خارج نشان دهد و بالعکس صدماتی که به این کشور ممکن است وارد آید ودر سابق از ناحیه سفارتخانه‌های خارجی در اینجا و سفارتخانه‌های ما درخارج برکشور وارد شده بیشترازدیگران است».(2)

رسالت تاریخی انقلاب ا سلامی :

 بی‌شک درشرایط کنونی که جریان سلطه در گرداب گریزناپذیری به نام بیداری ملل گرفتار شده، یکی ازدستاوردهای حیاتی انقلاب اسلامی کمک به پیچش نسیم روح‌بخش بیداری اسلامی در کشورهای منطقه است. به‌رغم فشارهای استکبار جهانی انقلاب اسلامی رسالت تاریخی دارد تا با احیای اسلام ناب محمدی(ص) وسرمایه‌گذاری معنوی تحولات نوینی را درمناسبات ظالمانه دولت‌های غربی با ملل محروم رقم زده و همانند صدر اسلام طبقه مستضعف را درجهت حفظ کرامت انسانی وتقابل همه‌جانبه با جبهه زیاده‌طلب مستکبران یاری برساند. درحال حاضر موفقیت حضرت امام‌(ره) درآشنا‌سازی توده‌ها با ریشه اصلی گرفتاری‌هایشان وتوفیق بین‌المللی ایشان درپی‌ریزی ساختارهای اصولی بنیان یک قدرت سیاسی جهانشمول جدید درچارچوب تعالیم واصول اصیل اسلام ناب محمدی(ص) موجب شده مبارزه ملل تحت ستم با موجودیت جریان جهانی سلطه درچارچوب قواعد دینی وشریعت آسمانی اسلام هویت نوینی یابد.

هويت و توسعه ؛ تفكروطرح امام خميني (ره) :

نهضت امام خميني اوج گرايش اصول گرايي اسلامي است كه ديگرجنبشهاي اسلامي درسراسر جهان تحت تأثيرموفقيت ايشان درتأسيس جمهوري اسلامي توانا شدند. تفكروطرح امام خميني در واقع تلفيقي ازهويت و توسعه بود. درحالي كه رهبران پيشين جنبش بيداري اسلامي چون سيد جمال به دنبال توسعه وتجدد بودند وبرخي هم به صورت كمرنگي بر هويت تأكيد مي كردند. امام خميني همان گونه كه به دنبال احياي هويت اسلامي بودند، توسعه نيزدرگفتمان وي ازجايگاه ويژه اي برخوردار بود، توسعه اي كه درچارچوب هويت اسلامي تعريف مي شد. نظرية سياسي امام منحصراً درقالب و شكل اسلامي مطرح مي شد وهمين امر موقعيت وويژگي ممتازي به امام خميني درجنبش اسلام گرايي در جهان اسلام مي دهد.(3)

نقش امام خميني(ره) درجنبش هاي جهان ا سلام :

انقلاب اسلامي ايران، به رهبري امام خميني،درتولد و تحرك بسياري ازجنبش هاي اسلامي درجهان اسلام نقش داشته است. افول قوم گرايي، ناسيوناليسم، لائيسيسم، راه را براي حضور قدرتمندانة اسلام گرايي درمنطقه مهيا كرد وانقلاب اسلامي وانديشه هاي امام خميني هم تأثيرفراواني دراين روند گذاشت. درميان رهبران بيداري اسلامي در جهان عرب، انديشه هاي سيد قطب تا حدي به انديشه هاي امام نزديك بود.«آيت الله خميني وسيد قطب هردو راه حل نهايي مسائل را درراهي مي ديدند كه براي فهم اسلام داشتند. هردوجهان را به صورت تقابل ما و آن ها درنظر مي گرفتند.آيت الله خميني دو قطب اين تقابل رامستضعف و مستكبرمي ناميد وسيد قطب آن دو راجاهليت و اسلام؛ هردوآن دسته از بخشهاي جهان كه نظام اسلامي برآن حاكم نيست ـ و دراين جا ما مي توانيم آن بخشهايي را نيزكه رفتار ديني برآن ها حاكم نيست به آن دسته اضافه كنيم ـ قلمرو جاهليت واستكباردانسته اند».(4) درنظر انديشمنداني چون امام وسيد قطب، اسلام هم دين است وهم دولت وارزشها والگوهاي رفتاري غرب نمي تواند با ارزشهاي اسلامي سازگارباشد.(5)

امام خميني (ره) جامع علم و عمل:

امام خميني (ره) جامع علم وعمل بود وهرچه مي‌گفت ومي‌فرمود وخود عمل مي‌كرد،ريشه دراعتقاد راسخ ديني داشت كه ازآبشخورفرهنگ اسلامي سيراب مي‌شد. اينكه درعالم كنوني چه مايه نيروو قدرت روحي واخلاقي لازم است تا بتوان قول و فعل راازاثر بادهايي كه ازغرب به همه جاي جهان مي‌وزد محفوظ داشت مطلب ديگري است كه حتي تفكردرآن جان را به ستوه مي‌آورد وآن بزرگ چه روح جبروتي و بي‌ترسي داشت كه از قدرت‌هاي بزرگ اين جهاني هيچ بيم به خود راه نمي‌داد وچندان به رحمت پروردگارش اميدواربود كه با قلبي آرام ومطمئن به ديداراو شتافت.

جان كلام :

كاوش درابعاد شخصيتي وانديشه‌هاي سياسي امام خميني(ره) براي همه و به ويژه نسل جوان و دانشجو، ضرورتي انكار ناپذيراست به گونه‌اي كه هر كسي دراين دوره و زمانه،ادعاي خط امام(ره) دارد واز امام(ره) و انديشه‌هاي امام(ره) صحبت مي‌كند،ولي خلاف سيره امام(ره) اقدام مي‌كنند. امام خميني(ره) درقرن بيستم،كه گفتمان غالب، انديشه مدرنيته بود ودين جايگاهي درآن نداشت، با تكيه براسلام ناب كوشيد تا با تصرف در جوهره مدرنيته،آن را به نفع دين وارزش‌هاي اسلامي مصادره و تأويل نمايد.بدين ترتيب،رهبركبيرانقلاب اسلامي با احياي دين و معنويت، اميد تازه‌اي دردل !ملت‌ها و نهضت‌هاي اسلامي دميد كه بيداري اسلامي را درپي داشت و برپايه اين بيداري،انقلاب اسلامي در ايران به پيروزي رسيد ونقطه آغازي شد برمقابله جدي‌ترملت‌هاي مستضعف درمقابل قدرت‌هاي استكباري.

روح امام راحل شاد وراه نوراني ايشان تا ابد پررهروباد.

 

دوشنبه : 1393/3/12- 4شعبان1435-2ژوئن2014

 پا‌نوشت‌ ها:

 1. امام و موج بیداری در جهان اسلام،غلامرضا قلندریان، روزنامه قدس،  ۱۳۹۰/۳/۱۲ . 

2. بیداری ا سلامی ود شمن‌شنا سی دراندیشه‌های امام خمینی(ره)، سیروس محمودیان ، وطن امروز، چهارشنبه، 13 مهر1390- شماره 753 .

3. بابي سعيد، هراس بنيادين، ص 105، 109؛ نيز نك:

John L. Esposito The Iranian Revolution: It s Global Impact Miami: Florida International University Press PP. 12 - 13.

4. مجيد خدوري، پيشين، ص 30، 9 ـ 78؛ محمد رشيد رضا، السنه و الشيعه، قاهره، 1366 ق، ص 59 ـ 54 و 79؛

حميد عنايت، سيري درانديشه سياسي دراسلام،ترجمه بهاءالدين خرمشاهي،تهران، خوارزمي، ص 34 .

5. علي اکبر ولايتي ،کتاب فرهنگ وتمدن اسلامي .  

 

گفتمان امام خمینى ؛ زنده وتأثیرگذار - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت ۹:۵۳ قبل از ظهر
 

گفتمان امام خمینى ؛ زنده وتأثیرگذار                             

اسدالله افشار

 

ازآنجا که دربیست وپنجمين سالگرد ارتحال امام خمینی(ره) قرارگرفته ايم،اين قلم بنا به دلبستگي هاي خود به آرمان ها وارزشها آن عزيزسفركرده ازيك سووجهت اداي احترام به اين مرد رباني و عارف وفقيه ومجتهد مجاهدازسوديگر، تلاش دارد به گوشه هايي ازمباني فكري وانديشه هاي والاي ايشان اشاراتي داشته باشد؛ اميد آن كه اين مهم دراين گفتاركوتاه محقق گردد.     

احیای شخصیت اسلام و مسلمین :

امام خیمنی (ره) برای احیای شخصیت اسلام و مسلمین دو کار را به طور موازی انجام دادند. یکی شکستن ابهت کاذب به اصطلاح ابرقدرت‌ها و دیگری نشان دادن ابعاد مجهول و مغفول ماندۀ اسلام به مسلمین. اینکه آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند، اگر کل دنیا در مقابل ما بایستد ما در مقابل همۀ دنیای آنها می‌ایستیم، سیاست نه شرقی نه غربی، به کار بردن تعبیر شیطان بزرگ برای آمریکا، پوچ و توخالی جلوه دادن نظریه‌ها و رفتارها و ارعابات قدرت‌های بزرگ و غیره نماد تحقیر بزرگی کذایی غرب است. از طرف دیگر تکرار مکرر این نکته که اسلام برای همه چیز زندگی ما برنامه دارد، ارائۀ نظریۀ ولایت فقیه، ارائۀ مدل سیاسی جمهوری اسلامی، از نمونه تلاش‌های ایشان برای اثبات این نکته است که اسلام شخصیت دارد و می‌تواند به احیای جوامع بشری اقدام نماید.حال اگراز زاویۀ یک انسان امروزی به فعل عظیم امام روح‌الله نگاه کنیم به بزرگی ایشان بیشترپی می‌بریم و با مقایسه ایران و جهان اسلام امروز با ایران و جهان اسلام چهل پنجاه سال پیش به این نکته می‌رسیم که مسلمین توانسته‌اند خود را بازیابی وبازسازی کنند وحرف‌های اساسی دردنیا برای گفتن داشته باشند.

نوک حمله تهاجم امام (ره) به سوی استکبارجهانی :

یکی از مشخصه های بارز اندیشه سیاسی حضرت امام خمینی(ره) تلاش برای وارد کردن واژه ها و مفاهیم قرآنی و اسلامی در ادبیات سیاسی انقلاب اسلامی بود که از جمله مهمترین آنها واژه استکبار است.حضرت امام(ره) از همان آغاز نهضت، نوک حمله تهاجم خود را به سوی استکبار جهانی و در راس آن آمریکای جنایتکار نشانه رفت و نهضت اسلامی خود را مبتنی بر «دکترین استکبارستیزی» بنیان نهاد. آموزه های قرآنی یکی از مهمترین اهداف ارسال انبیاء و اوصیاء الهی را در طول تاریخ شمرده می شد.حضرت امام(ره) تنها در مقام توصیف ویژگیهای استکبار جهانی باقی نمی ماند و با بصیرت و آگاهی و شجاعت تمام آمریکای جنایتکار را به عنوان راس استکبار جهانی معرفی و مورد خطاب قرارمی دهد.رهبرکبیرانقلاب اسلامی با فریاد برآوردن آنکه «همه بدبختی ما از آمریکاست»از خوی تجاوزطلبی و ضرورت مبارزه و عدم رابطه با استکبار چنین سخن گفت:«خیال نکنید که روابط ما با امریکا و روابط ما با نمی دانم شوروی وروابط ما با اینها یک چیزی است که برای ما یک صلاحی دارد. این مثل رابطه بره با گرگ است! رابطه بره با گرگ، رابطه صلاحمندی برای بره نیست،اینها می خواهند ازما بدوشند،اینها نمی خواهند به ما چیزی بدهند.» (صحیفه امام،ج10،ص 360، 4/8/1358)

تأکید برحفظ اعتدال و اجتناب از انحراف به چپ وراست :

هنگامی که در مجموعه گفتارها و اندیشه های امام خمینی (ره) دقت می نمائیم به وضوح می بینیم که حفظ اعتدال و اجتناب از انحراف به چپ و راست هماره مورد تاکید ایشان بود. امام (ره) مردم را از تندیها و کندیهای بی رویه کجرفتاری و کژاندیشی منع می کردند. ایشان در عین حال که فقیهی فرزانه بودند و در ابعاد عرفان تفسیر قرآن و سیاست جهانی نیز جلوه گریهای برجسته ای داشتند در همه ابعاد حیات علمی سیاسی و اجتماعی از انحراف و خروج از حد اعتدال و وسط هشدار داده اند.

امام (ره) تهمت قشریگری به جمعی را صحیح ندانسته اند همچنانکه فقه را به دور از مسائل جاری زندگی و فقط بر مبنای تاویلهای دور از لمس نمی پسندند ایشان با اینکه ابعاد عرفانی برخی آیات قرآنی را حقیقت می دانستند اما تأویلات خنک برخی افراط گران را تأیید نمی کردند. هرچند امام (ره) درتفسیرقرآن کریم تفسیر به رای را غلط می دانستند و آن را محکوم می کردند لیکن هرفهم را مصداق آن برنمی شمردند و تلاش در دریافت معانی والای آیات قرآنی را امری ممکن و بلکه لازم می دانستند.امام (ره) با روشن بینی های خاصی به مسائل می نگریستند به طوری که پرداخت به موضوعات خارج از حیطه دانش بشری را بی ثمر می دانستند و ازاضاعه فرصت و اتلاف وقت در آن زمینه ها برحذر می داشتند.

توجه به مردم و حقوق آنان و بهره‌گیری از استعدادها و نیروهای آنان :

 اقلیت ممتاز و گروه خواص به دلیل برخورداری از رفاه و موقعیت برتر، به تدریج دچار نسیان، غفلت، استغنا و سرانجام طاغوتی می‌شوند. فساد گروه مزبور نقش مؤثری در فاسدسازی جامعه دارد و به این دلیل تمامی افراد جامعه گرفتار عذاب خواهند شد اگر چه اقلیتی صالح در میان آنان وجود داشته باشد.

امام خمینی(ره) در این زمینه دروصیت‌ نامه الهي سياسي خود چنین نوشته‌اند:«وصیت اینجانب به وزرای مسئول در عصر حاضر و در عصرهای دیگر آن است که علاوه بر آنکه شماها و کارمندان وزارتخانه‌ها بودجه‌ای که از آن ارتزاق می‌کنید مال ملت و باید خدمتگزار ملت خصوصاً مستضعفان باشید، و ایجاد زحمت برای مردم، و مخالف وظیفه عمل کردن حرام، وخدای نخواسته گاهی موجب غضب الهی می شود، همة شماها به پشتیبانی ملت احتیاج دارید.با پشتیبانی مردم خصوصاً طبقات محروم بود که پیروزی حاصل شد، و دست ستم‌شاهی از کشور و ذخائر آن کوتاه گردید، و اگر روزی ازپشتیبانی آنان محروم شوید شماها کنار گذاشته می‌شوید،وهمچون رژیم شاهنشاهی ستمکاربه جای شماستم‌پیشگان پست‌هارااشغال می‌نمایند.»

عبارات فوق اگرچه بسیار ساده وروان مطلب را تبیین می‌نماید، ولی نکات بسیار مهمی را متذکر می‌شود که در نوشته‌های دیگران با چنین صراحت و روشنی دیده نمی‌شود. ازاینگونه عبارات در سخنان حضرت امام فراوان وجود دارد. زیرا توجه به مردم و حقوق آنان و بهره‌گیری ازاستعدادها و نیروهای آنان یکی از خطوط اساسی خط مشی (استراتژی) امام دردوران مبارزات و پس ازپیروزی انقلاب اسلامی بوده است. مردم نیز متقابلاً این واقعیت را به خوبی شناخته و پاسخ مثبت دادند.نظریه‌های مردم‌مداری، مردم‌سالاری و دموکراسی، زمانی می‌تواند واقعیت داشته باشد که منافع،حقوق و حیثیت مردم درهرحال حفاظت و حراست شود و حق‌الناس به معنای واقعی آن موردتوجه قرار گیرد. بعید است جز ایمان به خداوند و قیامت در زمامداران و مدیران بتواند حکومت مردمی واقعی را محقق گرداند.

امام (ره) سنت گرایی نواندیش و نوگرایی سنت باور:

از کتاب «کشف الاسرار»گرفته تا نامه ای که به عروس محترمشان نوشته اند تا وصیت نامه الاهی- سیاسی شان پیداست که امام به شدت یک متفکر سنت گرا و معنوی اندیش است، اما سنت گرایی امام از نوع تحجر، جمود و قشری گری نیست؛ بازگشت به عقب، کهنه پرستی یا گذشته پرستی نیست. ایشان جمود بر سنت ندارند و همان طور که سنت باورند، نواندیش هم هستند و معتقدند در همین قرن بیستم نیز می توان مسلمان زیست، می توان عارفانه زیست، می توان با معنویت زیست و خود ایشان در زندگیشان به وضوح این را نشان دادند.امام با یادگیری زبان های خارجی مخالف نبودند، با مظاهر تمدن مخالف نبودند، با یادگیری فلسفه ها مخالف نبودند. در منشور معروفشان به حوزه ها و به روحانیت هشدار دادند که مبادا با نواندیشی مخالفت کنید و به نام دفاع از سنت، به نفی تمدن بپردازید. ازسوی دیگربه طلّاب هشدار دادند که مبادا با مجذوب شدن به نوگرایی و نواندیشی، سنت را فراموش کنید و به روحانیان تأکید کردند که فقه جواهری را حفظ کنید وخودشان نیزدرعرصه فقاهت واجتهاد نوآوری ها کردند وفتواهایی داشتندکه پاره ای ازهم کسوتانشان برنتافتند و ماجرا را همه می دانید. ایشان در فقه، اصول، عرفان و فلسفه نظریه های جدیدی مطرح کردند. پس امام سنت گرایی نواندیش است و نوگرایی سنت باور است؛ بنابراین دوگونه نوگرایی می توان داشت: یک نوگرایی سنت باورانه و یک نواندیشی سنت ستیزانه.

نقش و تأثیرگذارى شخصیت امام خمینی(ره) درتاریخ معاصرایران :

نقش وتاثیرگذارى شخصیتى چون امام خمینی(ره) در تاریخ معاصر ایران نقش بى‌بدیل مى‌باشد. نقش‌‌آفرینى درتحول ساختار سیاسى ایران معاصرازسلطنت به نظام جمهورى اسلامى با رهبرى حرکت انقلابى مردم ایران در سال 1357 در بسیارى جنبه‌هاى دیگر لزوم توجه جدى به امام خمینی(ره) و آراء و اندیشه‌هاى او را در تاریخ معاصر ایران را نشان مى‌دهد.امام خمینى شاخصه اصلى گفتمان تفوق یافته جدیدى به نام اسلام سیاسى درایران است از این‌رو فهم تاریخ معاصر ایران درچند دهه اخیر فارغ ازتوجه به گفتمان امام خمینی(ره) میسر نیست. چرا که عصرحاضر و نظام جمهورى اسلامى میراث امام خمینی(ره) است وما در فضایى زندگى مى‌کنیم که گفتمان امام خمینى درآن حضور زنده و تاثیرگذار دارد وهیچ اندیشه وعمل سیاسى بى‌ارتباط با این گفتمان- چه مخالف و چه موافق- میسر نیست و ناچار به آن ارجاع داده مى‌شود.

گفتمان سیاسى امام ازمنظردیگرى درتحولات فکرى سیاسى ایران امروز حضور زنده وتاثیرگذار دارد از آنجا که گفتمان امام تبار جریانات فکرى سیاسى ایران امروز محسوب مى‌شود واین گفتمان‌ها وامدارنظر و دیدگاه امام خمینی(ره) هستند وهرکدام سعى کرده‌اند براساس تحولات سیاسى واجتماعی، تبیین‌ها وتفاسیروگاه نوآورى‌هایى درآموزه‌هاى گذشته ارائه دهند.طرح آموزه‌هایى چون جامعه مدنی، ‌مبناى مشروعیت ،‌انتصاب یا انتخاب فقیه،حدودواختیارات رهبرى ومردمسالارى دینى ،‌تفاسیر جدید بودندکه درچارچوب اولیه گفتمان امام خمینی(ره) صورت گرفته وزمینه ظهور خرده گفتمان‌هاى جدید را فراهم کرده است. بنابراین تبیین گفتمان امام خمینى به‌عنوان گفتمان اصلى اسلام سیاسى ایران معاصرامکان رویارویى این تغییرات و تحولات را فراهم مى‌آورد. ازاین روجهت توجه به این گفتمان جایگاه واهمیت آن را برای امروزما و آیندگان معین و مشخص مى‌کند.

تحقق آرمان‌ها و اندیشه‌های امام راحل :

تحقق آرمان‌ها و اندیشه‌های امام راحل عظیم‌الشأن در شکل‌گیری نظام جمهوری اسلامی و تثبیت موقعیت آن درعرصه جهانی شاید یکی ازمهم‌ترین دستاوردهای انقلاب اسلامی دربيش ازسه دهه گذشته باشد. انقلاب اسلامی ایران پدید‌آورنده منطق وسیاستی نو در عرصه روابط بین‌الملل بود. منطقی که به تعبیرزیبای مقام معظم رهبری«سیاست تعاملی ضد نظام سلطه» والبته مبتنی برشاخصه‌های مکتب سیاسی امام (ره) بود. ثبات و پایداری مسئولان نظام اسلامی براین شاخصه‌ها درسال‌های اخیرسبب شده است که به رغم پیچیده‌تر شدن توطئه‌ها و فشارهای سران نظام سلطه، جمهوری اسلامی ایران بتواند آن را به عنوان الگویی الهام‌بخش در جهان معاصر تبدیل کند.رازاین موفقیت را به درستی باید در مکتب سیاسی امام دید؛ مکتبی که گستره آن حتی از تشکیل نظام اسلامی هم وسیع‌تر است. برای بشریت و برای دنیا حرف‌هایی دارد وراه تازه‌ای پیشنهاد می‌کند.

شنبه : 1393/3/10-2شعبان1435-31مي2014