X
تبلیغات
اسد
اضافه كردن به علاقمندی ها
خانگی سازی
ذخیره صفحه
لینك آر اس اس
درباره ما
آرشیو مطالب
آمار و امكانات
تعداد بازدیدها :
افراد آنلاین :

مصا حبه بااسدالله افشار؛پيرامون جنبش عدم تعهد28/5/1391 - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 10:50 قبل از ظهر

مصا حبه با ا سدالله افشار؛ نویسنده، ٰروزنا مه نگا روکا رشناس امورسیا سی کشور

                                     پيرامون جنبش عدم تعهد                    28/5/1391

اشاره :

رياست جنبش درشهریورماه 91 به ايران وا گذار خواهد شد و اين موضوع اين انتظار را به وجود مي آورد كه انسجام وتحرك جنبش درعرصه جهاني به دليل ريا ست ايران بيش از پيش افزايش يابد. چرا كه درحال حاضروحتي قبل از انتقال رياست، ايران و موضوع فعاليت هاي صلح آميز آن عملا به روح وموتور محرك و نيروي انسجام بخش جنبش تبديل شده است.اینک که کشورما آماده برگزاری شانزد همین اجلاس سران جنبش عدم تعهد درشهریورماه سالجاری می با شد؛فرصت رامغتنم شمرده وگفت وگوئی را با جناب اسدالله افشار- نویسنده،ٰروز نا مه نگاروکارشناس امورسیا سی درخصوص جنبش عدم تعهد انجام داده ایم که ما حصل این مصا حبه بشرح ذیل تقدیم می گردد.

 س 1- جنبش کشور‏های غیرمتعهد یا جنبش عدم تعهد چگونه به وجودآمد؟

پ: جنبش کشور‏های غیر متعهد یا جنبش عدم تعهد در سال ۱۹۶۱ میلادی در اوج جنگ سرد و فضای دو قطبی بین غرب و شرق با هدف وحدت میان کشورهایی که نه در اردوگاه کمونیسم و نه در اردوگاه سرمایه‌داری (امپریالیسم)، قرار داشتند، تشکیل شد. اما با اتمام دوران جنگ سرد، هم اکنون اعضای این جنبش را اکثرا کشورهای در حال توسعه تشکیل می‌دهند.

نخستین تلاش برای ایجاد همگرایی میان کشورهایی که بعدها به غیرمتعدها معروف شدند، در سال ۱۹۵۵ در کنفرانس باندونگ در شهر باندونگ اندونزی انجام شد. جواهر لعل نهرو، جمال عبدالناصر و سوکارنو رؤسای وقت حکومت کشورهای هند، مصر و اندونزی در این اجلاس اندیشه تشکیل چنین سازمانی را مطرح کردند. چون این اتفاق کمی بعد از استقلال هند رخ می داد تحت تاثیر جهان بینی مهاتما گاندی نیز قرار داشت.

در ۱۹۶۱ اولین اجلاس سران عدم تعهد با حضور مارشال یوزیپ بروز تیتو رهبر یوگوسلاوی، قوام نکرومه رهبر غنا، جمال عبدالناصر رئیس جمهور مصر، جواهر لعل نهرو نخست وزیر هندو سوکارنو رهبر استقلای اندونزی در کنفرانسی که در شهر بلگراد در کشور یوگسلاوی برگزار شد، این سازمان موجودیت خود را اعلام کرد.

س2- اين جنبش ازچه كشورهايي تشكيل شده است؟

پ: 53 کشور آفریقایی، 40 کشور آسیایی، 26 کشور آمریکای لاتین و کارائیب و یک کشور اروپایی (بلاروس) 120 عضو جنبش عدم تعهد را تشکیل می دهند و 18 کشور و 10 سازمان از جمله سازمان ملل، سازمان همکاری اسلامی و اتحادیه عرب نیز اعضای ناظر این جنبش را تشکیل می دهند. این نهضت بدون آنکه در صدد ایجاد بلوک جدیدی باشد، کوشیده است تا بلوک بندی ها را ازبین ببرد و راهی مستقل و واقع بینانه که متضمن استقلال کشورهای عضو نهضت باشد، برگزیند.

س3- جمهوري اسلامي ایران درچه سالي به عضويت اين جنبش درآمد؟

پ: جمهوري اسلامي ایران که به دلیل عضویت در پیمان نظامی مرکزی سنتو از عضویت در جنبش عدم تعهد محروم مانده بود به طور رسمی پس از پیروزی انقلاب اسلامی و در جریان برگزاری ششمین نشست سران جنبش عدم تعهد در هاوانا، در سال ۱۹۷۹ به عضویت جنبش عدم تعهد در آمد. به نظر می رسد برای جمهوری اسلامی ایران بر اساس آموزه های اصلی معمار کبیر انقلاب اسلامی امام خمینی(ره) یعنی دکترین "نه شرقی، نه غربی" که بسیار به اندیشه عدم تعهد نزدیک است، این جنبش از اولویت اساسی برخوردار است. جنبش عدم تعهد با حفظ استقلال عملی و پویایی موضع گیری به بازنگری در متن معادلات جهانی مبادرت کرد که این فصل مشترک مواضع و سخنرانی های مسوولان ایرانی در نشست های متعدد سران و وزیران امور خارجه از سال ۱۹۷۹ تا کنون بوده است. از سوی دیگر شاید بتوان جنبش عدم تعهد را سودمندترین سازمان بین المللی دانست که ایران بعد از سازمان ملل به عضویت آن در آمده است.

لغو بر گزاری هفتمین اجلاس سران در بغداد به دلیل تجاوز نظامی عراق به ایران و انتقال این اجلاس به دهلی نو از مهمترین رویدادهای جنبش به حساب می آید. حال قرار است در سال شهريور ماه سال جاري اجلاس سران جنبش عدم تعهد در ایران برگزار شود.

س4-  جنبش عدم تعهد چگونه جنبشي است؟

پ: جنبش عدم تعهد که به مفهوم عدم وابستگی به شرق و غرب است و گاهی از آن به عنوان "بی طرفی مثبت" یاد می شود، ابتدا به صورت یک حرکت سیاسی ضد امپریالیستی و ضد تبعیض نژادی آغاز شد و سپس ضمن حفظ مواضع قبلی خود، به صورت یک جنبش اقتصادی دسته جمعی میان کشورهای جهان سوم توسعه پیدا کرد. بنیانگذاران عدم تعهد که جواهر لعل نهرو نخست وزیر هند، جمال عبدالناصر رئیس جمهور مصر، احمد سوکارنو رئیس جمهور اندونزی و مارشال تیتو رئیس جمهور یوگسلاوی، پس از شكل گرفتن جنبش، خانم باندارا نايكه از سيلان (سري لانكاي كنوني) نيز جزء كارگردانان اصل اين جنبش قرار گرفت و کوشیدند تا سنتزی از ناسیونالیسم و انترناسیونالیسم به وجود آورند تا ضمن حفظ منافع ملی کشورها، آنها را در سرنوشت یکدیگر سهیم سازند.

س5- نطفه جنبش عدم تعهد دركدام كنفراس منعقد شد؟

پ: کنفرانس کشورهای آسیایی و آفریقایی که در سال ۱۹۵۵ در شهر باندونگ اندونزی برگزار شد، یک اجتماع جهان سومی به شمار می رفت که برای نخستین بار کشورهای نوخاسته آسیایی و آفریقایی را گردهم می آورد. این کنفرانس مقدمه ای برای شکل گیری نهضت عدم تعهد بود که در آن ۲۹ کشور با جمعیتی بالغ بر یک میلیارد و صد و پنجاه میلیون نفر شرکت داشتند. رهبری کنفرانس مزبور را نهرو نخست وزیر هند برعهده داشت.

در طول کنفرانس دو جبهه متشکل از کشورهای مختلف بوجود آمد که گروه نخست از هند و اندونزی پیروی می کرد و طرفدار سیاست استعمارزدایی بود در حالی که جبهه دیگر که از کشورهایی چون پاکستان، سیلان، ترکیه و عراق تشکیل شده بود، موضع مخالفت با کمونیسم را در پیش گرفته بود. سرانجام با کوشش های نهرو، هر دو جبهه در یک گروه فراگیر علیه استعمار و استثمار از نوع غربی یا شرقی متحد شدند. بدین طریق نطفه عدم تعهد در کنفرانس ۱۹۵۵ در باندونگ اندونزی بسته شد و در سال ۱۹۶۱ در بلگراد بصورت یک جریان گسترده جهان سومی عینیت یافت. جهت گیری عدم تعهد که در ابتدا دارای یک سلسله هدف های محدود و کلی بود، به مرور زمان با پیوستن کشورهای جدی به جنبش غیر متعهدها و نیز با توجه به دگرگونی هایی که در سیاست های بین المللی، به ویژه در روابط شرق و غرب به وقوع پیوست، رو به توسعه و گسترش گذاشت این جنبش هم اکنون به عنوان یک تشکیل سیاسی بزرگی که بعد از سازمان ملل بزرگترین تشکل سیاسی بین الدولی است.

 س6- سا ختارتشكيلاتي جنبش عدم تعهد ازچندبخش تشكيل شده است ؟

پ :اين جنبش ازشش بخش تشكيل شده است ،كه بطورخلاصه پيرامون آن مطالبي رامطرح مي نمايم:

الف ـ كنفرانس سران

كنفرانس سران كشورهاي عضو جنبش عدم تعهد هر سه سال در يكي از پايتخت هاي اعضاي جنبش برگزار مي شود. وزير خارجه كشور ميزبان در كنفرانس سران به عنوان رئيس جديد جنبش به مدت سه سال ـ يعني تا برگزاري كنفرانس بعدي سران ـ برگزيده و معرفي مي شود.

ب ـ ريا ست جنبش

بر فرض درگذشت استعفا يا بركناري رئيس جنبش عدم تعهد از وزارت خارجه كشور ميزبان وزير خارجه بعدي به طور خودكار رئيس جنبش خواهد شد.

ج ـ كنفرانس وزيران خارجه

اين كنفرانس هر سه سال يك بار با حضور وزيران خارجه كشورهاي عضو برگزار مي شود. همچنين در مواقع ضروري به صورت فوق العاده و خارج از چارچوب زماني معين مي تواند برگزار شود.

د ـ دفتر هماهنگي كشورهاي غيرمتعهد

اعضاي اين دفتر وزيران خارجه يا نمايندگان كشورهاي عضو هستند. كار اين دفتر هماهنگي و بررسي مسايل مورد علاقه اعضا و پرداختن به درخواست هاي جديد عضويت در اين جنبش است.

هـ ـ گروه هاي هماهنگي ميان دولت ها

اين گروه ها براي هماهنگ كردن برنامه هاي اجتماعي اقتصادي فرهنگي و... در جريان كنفرانس تشكيل شد. وظيفه اين گروه ها آماده سازي گزارش موضوعات گوناگون و سپردن آن به كنفرانس است. اين گروه ها درباره مسايل متعددي ازجمله حمل ونقل ارتباطات توسعه بهداشت جهانگردي و انرژي هسته اي صلح آميز تحقيق و پژوهش مي كنند.

این گروه های کاری درباره مسائل زیر تشکیل می شوند:

1- تجارت

2- همکاری های پولی و مالی

3-ماهیگیری

4- حمل و نقل

5- ارتباطات راه دور

6- موسسات عمومی

7- بهداشتی

8- پیشرفت های علمی و فنی

9- بهره برداری و توسعه منابع انسانی

10- نقش زن در توسعه و عمران

11- نظام تحقیقاتی و اطلاعاتی

12- جهانگردی

13- مرکز اطلاعات کشورهای غیر متعهد

14- کاربرد صلح آمیز انرژی اتمی

15- ورزش

16- مواد خام

و ـ جلسات سالانه وزيران خارجه در نيويورك

نشست وزيران خارجه كشورهاي عضو جنبش عدم تعهد هر سال در خلال جلسات مجمع عمومي سازمان ملل متحد برگزار مي شود و هدف آن نزديك كردن مواضع اعضا و ايجاد جبهه واحد در مسايل جهاني است.

س7- جنبش عدم تعهدچندكنفراس  ازآغازتاكنون برگزاركرده است؟

 پ: كشورهاي عضو جنبش عدم تعهد كه تقريبا نصف كشورهاي دنيا را دربرمي گيرد و نيم قرن از تاسيس آن مي گذرد از آغاز تاكنون پانزده كنفرانس سران برگزار كرده است:

ـ باندونگ (اندونزي) 1334

ـ بلگراد (يوگسلاوي پيشين) 1340

ـ قاهره (مصر) 1343

ـ لوزاكا (زامبيا) 1359

ـ الجزيره (الجزاير) 1352

ـ كلمبو (سريلانكا) 1355

ـ هاوانا (كوبا) 1358

ـ دهلي نو (هندوستان) 1362

ـ هراره (زيمبابوه) 1364

ـ بلگراد (يوگسلاوي پيشين) 1368

ـ اكرا (غنا) 1370

ـ كارتاهينا (كلمبيا) 1374

ـ دوربان (افريقاي جنوبي) 1377

ـ كوالالامپور (مالزي) 1382

ـ باندونگ (اندونزي) 1384

س8- جنبش چه اقدامات مثبتی را به نفع ایران صورت داده است؟

پ: ایران پس از تثبیت اوضاع سیاسی کشور و از سال ۱۹۸۱ بر حضور خود در جنبش افزود و جنبش نیز متقابلا اقدامات مثبتی را به نفع ایران صورت داده است. تلاش اعضای جنبش برای حل و فصل جنگ ایران و عراق و برقراری آتش بس هر چند که عدم رعایت بی طرفی و توجه نکردن به خواست های ایران در زمینه تعیین متجاوز این تلاش ها را به بن بست کشاند. محکومیت ساقط کردن هواپیمای مسافر بری ایران در تیر ماه ۱۳۶۷، حمایت از اجرای قطعنامه ۵۹۸ و دیگر موضع گیری هایی که با سیاست خارجی کشورمان انطباق دارد به خصوص در مورد مساله فلسطین، مخالفت با مذهب ستیزی و نژاد پرستی و تقاضا برای گشوده شدن بازار کشورهای شمال بر روی صادرات کشورهای جنوب از جمله این اقدامات بوده است.

اما مهمترین اقدام حمایتی جنبش غیر متعهدها در قبال کشورمان تلاش برای عدم محکومیت ایران در آژانس بین المللی انرژی هسته ای بوده است در جریان نشست شورای حکام آژانس بین المللی انرژی هسته ای کشورهای غیر متعهد در حمایت از ایران موضع گیری کردند و از شورای حکام آژانس خواستند به دور از فشارهای سیاسی به بررسی دقیق وضعیت هسته ای و تسلیحاتی همه کشورهای عضو بپردازند.

همچنین سران جنبش عدم تعهد در بیانیه ای جداگانه در پایان چهاردهمین نشست خود در هاوانا در سپتامبر ۲۰۰۶ ضمن حمایت از فعالیت صلح آمیز هسته ای ایران خواستار پیوستن اسرائیل به معاهده منع گسترش سلاح های هسته ای شدند. شاید جدی ترین شاخص برای اثبات فرضیه تلاش جنبش عدم تعهد برای حرکت از حاشیه به متن معادلات بین المللی حمایت قاطعانه ۱۳ کشور عضو جنبش عدم تعهد در شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی موسوم به "گروه نم" از فعالیت صلح آمیز هسته ای ایران باشد.

س9- تاثیرگذاری ایران درجنبش عدم تعهد راچگونه مي توان ارزيابي نمود؟

پ: در نگاه کلی می توان گفت با پیوستن ایران به این جنبش و فعالیت درآن به نظر می رسد اندیشه حمایت ازتبدیل جنبش به سازوکاری تاثیرگذار در معادلات جهانی تقویت شده است خصوصا اینکه جمهوری اسلامی ایران به همراه کوبا، مالزی وآفریقای جنوبی درردیف چهارکشور پیشرو در زمینه بیداری غیر متعهدها قرار دارد که از زمان پیوستن به آن همواره بر ضرورت عملی شدن خواسته های جنبش تاکید ورزیده است. اهم مواضع جمهوری اسلامی ایران که در سخنرانی های مقامات رسمی کشور در اجلاس های سران این جنبش تبلور یافته است شامل درخواست برای ارتقای نقش جهانی جنبش در عرصه بین الملل با هدف تحقق تساوی حقوق در عرصه بین المللی، نیاز به تجدید نظر در اصول جنبش به منظور تکمیل فلسفه وجودی عدم تعهد با توجه به مقتضیات و تحولات جهان معاصر، حرکت جنبش به سمت جنبه ایجابی و نقش آفرینی و رهبری در جهان معاصر، لزوم تقویت هویت جنبش بر اساس صلح، معنویت و محبت و تحقق آرمان های بشری برای غلبه بر نا امنی و تبعیض و بی ثباتی، تلاش برای تصحیح روندهای یک جانبه گرایانه و تبعیض آلود موجود، تقویت جنبش غیر متعهدها از طریق تعامل گسترده تر و ارتقا و تعمیق بیشتر روابط اعضا با یکدیگر شناسایی ظرفیت های فراوان اقتصادی فرهنگی، سیاسی، اعضای جنبش، فعالتر نمودن ارکان جنبش، توجه به ظرفیت های بالای سیاسی جنبش به عنوان نماینده اکثریت جامعه جهانی و استفاده از این ظرفیت جهت حل و فصل مناقشات بین المللی و توسعه صلح و آرامش بازنگری کلی در اهداف و ساختار شورای امنیت سازمان ملل و تحقق عضویت دائم دارای امتیاز وتو در شورای امنیت بر مبنای گفتمان عدالت خواهی بوده است.

س10- برگزاري اولين ميزباني اجلاس سران عدم تعهد دركشورمان راكه از پنجم تا دهم شهريور ماه سال جاري درتهران برگزارخواهدشد چگونه  مي توان تحليل نمود؟

پ: جمهوري اسلامي ايران براي اولين بار رياست جنبش عدم تعهد را از شهريور امسال كه با ميزباني اجلاس سران عدم تعهد از پنجم تا دهم شهريور ماه سال جاري مصادف خواهد شد، به عهده مي گيرد و اين موضوع مسلما اعتبار سياسي و بين المللي ايران را در محيط منطقه‌اي و بين المللي افزايش خواهد داد.

با وجود اينكه اکثریتی از کشورهای عضو جنبش عدم تعهد را مسلمانان تشکیل می‌دهند و در اين وضعیت جمهوري اسلامي ايران با سکانداري و رهبری جنبش عدم تعهد می‌تواند تاثير و نقش آفرینی مثبتي در تحولات مربوط به جنبش عدم تعهد داشته باشد.

جنبش عدم تعهد مي تواند یک سازو کار نهادی بسیار موثر را در عرصه سیاست خارجی ایران كند. همان طور که این جنبش پیش از این هم درباره موضوعات ایران و مخصوصا مسئله هسته ای ایران حمایت‌های بسیار خوبی نشان داده و در تعدیل رفتار قدرت‌های بزرگ و کشورهای متخاصم با ایران خصوصا در آژانس بین المللی انرژی اتمی‌نقش مثبتی بازی کرده است.

از اين رو سیاست خارجی ایران در تحولات منطقه باید کنشگری بسیار خوبی از خود نشان دهد، جنبش عدم تعهد می‌تواند نقش خوبی را در تحقق و عملیاتی کردن اهداف سیاست خارجی داشته باشد. زيرا در وضعیتی که بيداري اسلامي در منطقه در حال شدت گرفتن است و تحولات ساختاری در فرهنگ این منطقه در حال وقوع است، به نظر می‌رسد ایران می‌تواند از ظرفيت هاي جنبش عدم تعهد به خوبی بهره ببرد.

باید یادآور شد؛ سابقه درخشان جمهوری اسلامی ایران به عنوان یکی از کشورهای مستقل عضو در نفی سلطه قدرت‌های استعماری و همخوانی ذاتی فلسفه سیاسی آن با اصول جنبش عدم تعهد موجب شد تا در تیرماه 1388 و طی جریان اجلاس پانزدهم سران در شرم الشیخ مصر، ریاست جمهوری اسلامی ایران بر جنبش و شانزدهمین نشست سران عدم تعهد با اجماع به تصویب برسد.

بدین ترتیب جمهوری اسلامی ایران به‌عنوان رئیس آتی جنبش عدم تعهد (که ریاست کمیته هماهنگی و عضویت تروئیکای جنبش را نیز به‌مدت 9 سال به عهده دارد) طی دوران ریاست 3 ساله خویش بر دومین سازمان بین‌الدولی بزرگ جهان پس از سازمان ملل متحد، نقش مؤثری بر هدایت فعالیت‌های جنبش عدم تعهد ایفا خواهد کرد.

جمهوری اسلامی ایران با عنایت به تعهد مسئولانه و آرمانهای ذکر شده در این دوره به فضل الهی بیشترین تلاش خود را برای عملی ساختن منویات بنیانگذاران و اعضای آن از جمله از طریق حفظ وحدت و همدلی اعضا و مشارکت فعال جنبش در مناسبات بین‌المللی در جهت منافع اعضا به کار خواهد بست.

س11-آيا تاكنون جنبش عدم تعهددردفاع ازحقوق هسته اي ملت ايران بيانيه اي صادركرده است؟

پ: دفاع ایران ازحقوق هسته‌ای تنها دفاع از حقوق خود نبود، بلکه دفاع از حقوق هسته‌ای تمامی کشورهای درحال توسعه و جهان سوم بود. طبیعتاً، هرگونه برخورد و تعامل با موضوع هسته‌ای ایران و چگونگی سیاست ایران در این زمینه می توانست به سیاست و نسخه ای واحد برای این کشورها تبدیل شود. از اینرو، نوعی تعامل و برقراری ارتباط و تماس های فعال بین این کشورها به ویژه در قالب عدم تعهد و ایران شکل گرفت. جنبش عدم تعهد همواره از حقوق هسته‌ای ایران دفاع کرده و بیانیه هایی را نیز در این راستا صادر کرده است. این جنبش، همواره در هر اجلاس شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در وین، برای حمایت از برنامۀ هسته‌ای ایران بیانیه صادر می کند. از طرف دیگر،درسطوح عالی این جنبش نیز تاکنون شاهد صدور دو بیانیۀ تروئیکا، دو بیانیۀ وزراء و یک بیانیه سران جنبش در حمایت از برنامۀ هسته‌ای ایران می باشیم.

با این اقدام،تلاش کشورهای غربی وآمریکا برای ایجاد اجماع علیه برنامۀ هسته‌ای ایران با شکست مواجه شد. لازم به توضیح است مباحثی که درخصوص نگرانی های جامعۀ بین‌المللی نسبت به فعالیت‌های هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران مطرح می شود، نگرانی تعداد معدودی از کشورها از پیشرفت های ایران می باشد. بیانیه های جنبش عدم تعهد در نشست های مختلف و همچنین بیانیه های سازمان کنفرانس اسلامی در باکو و داکاردرحمایت از فعالیت‌های صلح‌آمیز هسته‌ای ایران، گواه بر مخالفت این بخش عظیم از جامعۀ بین‌المللی (بیش از 120 کشور) با این روند تبعیض آمیز و نگرانی از ایجاد یک رویۀ نامشروع در محروم ساختن کشورهای درحال توسعه از دستیابی به فناوری های برتر و انحصار آن دردست معدودی از کشورها می باشد. مقام معظم رهبری به خوبی این مسأله را بیان فرموده اند: “تبلیغات رسانه های غربی در مورد اجماع جهانی بر ضد ایران، یک خدعه وفریب تبلیغاتی است. تنها اجماع جهانی که وجود خارجی دارداجماع برضد تسلیحات اتمی است که مرکزاین پدیده شوم،آمریکاست ورژیم صهیونیستیخطرناک ترین دارنده سلاح اتمی به شمارمی رود. بسیاری ازکشورهای جهان، آرزوی داشتن فناوری هسته‌ای رادارند وحتی اگراجماعجهانی هم برضد ایران وجود داشت ملت ایران از حق خود نمی گذشت، اما بسیاری از ملت هاو دولت ها در بحث هسته‌ای پشتیبان ملت ایران هستند

س12-  مهمترین اهداف تعیین شده  دراین جنبش چيست؟

پ: جنبـــــش عدم تعهــد (NAM) بـه عنوان بزرگترین ندای جمــعی استقلال طلـبی سیاسی، نظامی و اقتصادی کشورهای مستقل جهان در سال 1961 ودوران جنگ سرد پایه‌گذاری شد،دورانی که ویژگی اصلی نظام بین‌الملل برمبنای دو قطب بزرگ سیاسی نظامی آن دوران یعنی بلوک شرق به رهبری شوروی سابق و بلوک غرب به رهبری امریکا شکل گرفته بود. مهمترین اهداف تعیین شده این جنبش عبارت بودند از: حق تعیین سرنوشت،حاکمیت واستقلال ملی، عدم الحاق به پیمان‌های نظامی چند جانبه، استقلال عمل کشورهای عضو در مقابل نفوذ بلوک بندی‌های سیاسی قدرت‌های بزرگ، مبارزه با امپریالیسم، نفی نژاد پرستی و اشغال خارجی، دموکراتیزه کردن روابط بین‌الملل و همکاری اقتصادی براساس اصل برابری درحاکمیت. در واقع روح اصلی اهداف بنیانگذاران فهیم جنبش عدم تعهد، نفی سلطه قدرت‌های سلطه گر ومبارزه با بی‌عدالتی در نظام بین‌الملل بوده است. با وجود آنکه بیش از نیم قرن اززمان تشکیل این جنبش سپری شده است اما با این وجود دغدغه‌های جنبش با پیچیده شدن معضلات بین‌المللی پایان نپذیرفته است.

استمرار مشکلات بین‌المللی مانند تهدید ناشی از تسلیحات هسته‌ای، استمرار شکاف میان کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه، استمرار تبعیض‌های ناروا در سطح بین‌المللی، مسائل محیط زیست، مسائل حقوق بشری و لزوم اجتناب از برخورد‌های گزینشی و بسیاری دیگر از این معضلات چالش‌های جدی در جهت تحقق اهداف و اصول ملل متحد بوده است. جنبش عدم تعهد در طول سال‌های گذشته در نیل به آرمان‌های خود و همچنین در راستای تحقق مقاصد و اصول ملل متحد به‌گونه‌ای بارز به ایفای نقش پرداخته است.

س13- ا شاره اي هم به جايگاه مهم اين جنبش درسطح جهاني داشته با شيد؟

پ: اجماع بالغ بر 120 کشورعضو عدم تعهد که بخش عظیمی از جهان را رهبری می‌کنند برارزش‌های جهانی و نگاه چاره‌جویانه آن به مهمترین چالش‌های فراروی جامعه بشری،اهمیت جنبش عدم تعهد را برجسته ترکرده است.ومشارکت فعال عدم تعهد درغالب نشست‌ها و تحولات بین‌المللی درحوزه‌های مختلف خود مؤید جایگاه مهمی است که عدم تعهد در معادلات بین‌المللی یافته است. از طرف دیگر تنوع سلایق و نظام‌های سیاسی گردهم آمده تحت نام یک جنبش و تعقیب اصول مشترک سیاسی و اقتصادی توسط آنان خود نشان دهنده اهمیت وحدت جامعه جهانی پیرامون ارزش‌های واحد است. دراین میان وفاق عام کشورهای عضو در نفی سلطه گری و سلطه پذیری از جمله مهمترین عواملی بوده که موجب شده عدم تعهد علی‌رغم برخی افتراق آرا دورهم گرد آمده و برای تحقق این آرمان‌ها تلاش کنند.

هیچگاه نباید از نظردورداشت که نفی سلطه گری و سلطه پذیری عدم تعهد در طول چند دهه گذشته از زمان تشکیل جنبش ازمهمترین موانع بر سر راه سیاست‌های سلطه‌گرایانه برخی قدرت‌های بزرگ بوده است؛ سیاست‌هایی که در طول چند دهه گذشته موجب تلف شدن جان هزاران انسان بیگناه گردیده و به فتنه‌های بشری عمیقی نیز انجامیده است.

س14- جنبش عدم تعهد درطول جنگ سرد به ويژه در زمان رهبران كاريزمايي چون نهرو ناصروسوكارنودر برابر بلوك گرايي دوابرقدرت شرق و غرب مقاومت كرد وازطريق تحريم پيوستن به اتحاديه ها و پيمان هاي نظامي در كاهش تنش ها وچالش هاي منطقه اي و بين المللي نقش موثروعمده اي داشت. علاوه براين ها سياست استعمارزدايي جنبش باعث شد كه بسياري ازملت هاي دربند استعمار آسيايي و افريقايي به استقلال برسند ودر سال 1349 مجمع عمومي سازمان ملل متحد قطعنامه پايان استعمار را به تصويب برساند.

باتوجه به همه اين ها ـ متاسفانه ـ با گذشت زمان عوامل گوناگوني بر راهبردهاي جنبش تاثير گذاشت و كارآمدي آن را با علامت سوال روبه رو كرد؛اين عوامل كدامند؟

پ: اين عوامل را مي توان به دو دسته تقسيم كرد:

1 ـ عوامل خارجی

از آغاز شكل گيري جنبش عدم تعهد ابرقدرت هاي شرق و غرب تلاش كردند كه با لطايف الحيل بر تصميم هاي جنبش تاثير بگذارند و از همسويي و يك پارچگي آن بكاهند. دالس وزير خارجه وقت آمريكا اعلام كرد: «هر كه با ما نيست برماست» يعني از نظر آمريكا و غرب عدم وابستگي به بلوك غرب برابر با وابستگي به بلوك شرق است. اتحاد جماهير شوروي هم تلاش مي كرد كه با استفاده از شعارهاي ضدسرمايه داري و همسونشان دادن خود با كشورهاي جهان سوم در جنبش عدم تعهد نفوذ و مواضع آن را به سود خود تغيير بدهد و از طرفداران ايدئولوژيك خود در ميان اعضاي جنبش بخواهد كه تصميمات جنبش را به سمت و سوي مورد نظر بلوك شرق هدايت كنند. چنانكه دولت كوبا علي رغم اصول بنيادين جنبش عدم تعهد ـ آشكارا ـ اعلام كرد كه به بلوك شرق تعلق دارد.

2 ـ عوامل داخلی

عوامل دروني كه باعث واگرايي و پراكندگي در آراي اعضاي جنبش و در نتيجه به ناكامي و ناكارآمدي جنبش مي انجاميد عبارت بودند از:

1- جناح هاي درونی: گروه بندي هاي داخلي جنبش مانند اتحاديه عرب سازمان وحدت افريقا. سازمان كنفرانس اسلامي و... سبب شد كه جنبش عدم تعهد نتواند به توافق آرا و استراتژي مشتركي در برابر قدرت هاي بزرگ برسند و منافع عمومي و همگاني اعضاي جنبش تحت الشعاع گروه بندي هاي داخلي قرار گيرد.

2- ساختار ناهمگون:در ميان اعضاي جنبش دولت هايي با ساختارهاي گوناگون سياسي اقتصادي و ايدئولوژيك متفاوت گرد هم آمده بودند. اين مساله گرفتاري هاي فراواني را فراراه تصميمات مشترك و جمعي اعضاي جنبش فراهم كرده بود. چنانكه در قضيه اشغال افغانستان كه يكي از اعضاي قديمي جنبش به شمار مي رفت توسط شوروي پيشين جنبش نتوانست به يك جمع بندي قابل قبول برسد و كشورهاي سوسياليستي جنبش موضع متفاوتي با ديگر اعضاي جنبش گرفتند.

3- ناسیونالیسم:علي رغم شعار همگرايي و اولويت مصالح و منافع همگاني اعضاي جنبش كشورهاي عضو بيشتر به دنبال منافع ملي خود روان بودند. اين خط مشي از كارايي و كارآمدي جنبش مي كاست.

4- فقدان ضمانت اجرايي:مواضع ديدگاه ها و استراتژي جنبش عدم تعهد در قالب اعلاميه ها و قطعنامه هايي بيان مي شد كه از نظر حقوقي الزام آوري نداشت و بيشتر به توصيه هاي اخلاقي شبيه بود از اين رو هيچ گونه ضمانت اجرايي نداشت.

5-اجماع : تصميمات جنبش برپايه اجماع و اتفاق آراي اعضا گرفته مي شود. اين روش تصميم گيري باعث مي شود كه با كمترين و كوچك ترين اختلاف نظر ميان اعضاي جنبش هيچ گونه تصميم مهم و موثري گرفته نشود و اعضاي جنبش به نشست هاي تشريفاتي بدون دست آوردي معيني قناعت ورزند.

س15- با فروپا شي اتحاد جماهيرشوروي پيشين وپيمان نظامي ورشودرباره ادامه حيات      سيا سي جنبش عدم تعهد دوديدگاه به وجود آمده است،اين دوديدگاه كدام است توضيح دهيد؟

پ: بيان ديدگاه اول) جنبش فلسفه وجودي خودراازدست داده است:

جنبش عدم تعهد پس از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي فلسفه وجودي خود را از دست داده است برپايه همين استدلال كشور آرژانتين بعد از فروپاشي شوروي از جنبش كناره گيري و عضويت خود را لغو كرد.

براساس اين ديدگاه پس از انحلال نظام بين الملل دوقطبي ديگر نيازي به تشكلي مانند جنبش عدم تعهد نيست. زيرا كشورهاي جهان از طريق سازمان ملل متحد و ديگر مجامع بين المللي مي توانند اهداف و منافع منطقه اي و ملي خود را دنبال و استقلال خود را حفظ كنند.

بيان ديدگاه دوم) فلسفه ي وجودي جنبش ؛ايفاي نقش فعال و سازنده در عرصه بين الملل است :

ديدگاه ديگر در اين باره اين است كه در نظام بين الملل دوقطبي اين امكان وجود داشت كه هر يك از دو ابرقدرت رقيب خود را بالانس كندو به گونه اي توازن قوا به وجود آيد ولي در نظام بين الملل تك قطبي منافع امنيت و استقلال سياسي كشورهايي كه همسو با نظام تك قطبي نيستند بيش از هر زمان ديگر تهديد مي شود. بنابراين جنبش عدم تعهد اهميت و ضرورت بيشتري پيدا كرده است. باتوجه به كميت كيفيت و ظرفيت بالفعل و بالقوه كشورهاي عضو اين جنبش مي تواند نقش فعال و سازنده اي در عرصه بين الملل داشته باشد.

س16-  درچه زمينه هايي جنبش مي تواند نقش فعال و سازنده اي در عرصه بين الملل داشته با شد؟

پ: اين جنبش مي تواند نقش فعال و سازنده اي در عرصه بين الملل داشته باشد. ازجمله در اين زمينه ها:

1ـ باتوجه به اين كه نيمي از اعضاي سازمان ملل متحد را كشورهاي عضو جنبش عدم تعهد تشكيل مي دهد. اين جنبش مي تواند فراكسيون بسيار قوي و نيرومندي را در مجمع عمومي سازمان ملل به وجود آورد و از اين طريق برانگيزه هاي اعضاي دايمي شوراي امنيت تاثير بگذارد. چنانكه راي اعضاي جنبش عدم تعهد به نفع انرژي صلح آميز هسته اي جمهوري اسلامي ايران افكار عمومي جهان را تحت تاثير قرار داد و شوراي امنيت نمي تواند از اين مسايل به سادگي عبور كند.

2ـ از نظر اقتصادي نبض اقتصاد و مواد اوليه آن و همچنين بازار مصرف توليدات نظام سرمايه داري در اختيار اعضاي جنبش عدم تعهد است.از اين منظر نيز جنبش مي تواند به طور غيرمستقيم بر تصميم هاي سياسي و يك جانبه مجامع بين المللي كه اهداف ويژه اي را دنبال مي كنند تاثير بگذارد.

3ـ عرصه بين المللي عرصه كشاكش و تعارض منافع دولت ها است. كشاكش و چالش هاي بين المللي بحران هاي گوناگوني را به دنبال دارد. كشورهايي كه از نظر سياسي و اقتصادي نيرومند هستند با كمترين هزينه بحران هاي يادشده را به خارج از مرزهاي خود هدايت مي كنند ـ سوگمندانه ـ كشورهاي غيرمتعهد بيش از كشورهاي ديگر زمينه و بستر مناسبي براي پذيرش افزايش و پويش اين بحران ها شده است. اعضاي جنبش عدم تعهد اگر به اصول جنبش و آرمان هاي مشترك آن وفادار باشند مي توانند از رشد نمو و انتقال بحران به داخل مرزهاي خود جلوگيري كنند و با تشريك مساعي مي توانند از ايجاد پديده هاي منفوري چون گوانتانامو ابوغريب و بگرام و... در اين كشورها جلوگيري كنند.

 س17- نتایج حاصل ازاجلاس سران در شرم الشیخ چه بود؟

پ: پانزدهمین اجلاس سران جنبش عدم تعهد از تاریخ 20 الی 25 تیرماه 1388(11 الی‏ 16 ژوئیه 2009)در شرم الشیخ مصر برگزار گردید.نشست کارشناسان ارشد و نشستوزرای خارجه به ترتیب در روزهای 20 الی 21 و 22 الی 23 تیرماه بهمنظور آمادهسازی اسناد این اجلاس برگزار گردید.در این اجلاس سران و نمایندگان 107 کشور از 118 عضو،18 کشور و 7 سازمان بین المللی و منطقهای بهعنوان ناظر و 29 کشور و 14 سازمان بین المللی و منطقهای بعنوان میهمان شرکت کردند.دبیرکل سازمان ملل و رئیس شصت و سومین نشست مجمع عمومی سازمان ملل نیز در این اجلاس شرکتداشتند.ریاست هیات جمهوری اسلامی ایران در پانزدهمین اجلاس سران جنبش عدمتعهد در شرم الشیخ را جناب آقای متکی وزیر ,وقت امور خارجه برعهده داشت.

اجلاس سران به درخواست آرژانتین و شورای صلح جهانی برای عضویت ناظر در جنبش عدم تعهد پاسخ مثبت داد.درپایان این اجلاس 7 سند شامل سند نهایی‏ اجلاس،اعلامیه سران شرم الشیخ،اعلامیه روزبین المللی نلسون ماندلا-18 ژوئیه، اعلامیه ضرورت پایان بخشیدن به تحریمهای مالی،تجاری و اقتصادی آمریکا علیه کوبا، اعلامیه فلسطین،طرح عمل جنبش عدم تعهد(2012-2009)و گزارش گزارشگر اجلاس به تصویب رسید.

اجلاس سران پیشنهاد جمهوری اسلامی ایران برای میزبانی شانزدهمین اجلاس‏ سران جنبش عدم تعهد در سال 1391(2012 میلادی)را به تصویب رساند.براین‏ اساس،جمهوری اسلامی ایران به مدت 9 سال،از سال جاری تا سال 1397(2018 میلادی)،عضو تروئیکای جنبش می‏باشد و از سال 1391 الی 1394 نیز ریاست دوره‏ ای جنبش عدم تعهد را برعهده خواهد داشت.

س18- دربخشهای مختلف سند نهایی پانزدهمین اجلاس سران جنبش عدم تعهددرشرم الشيخ مباحثي درارتباط باجمهوری اسلامي ایران  بيان شده است،اين مباحث حول چه موضوعاتي مطرح شده است ؟

پ: همان گونه كه عنوان نموديددر بخشهای مختلف سند نهایی پانزدهمین اجلاس سران جنبش عدم تعهد مطالبی در ارتباطبا جمهوری اسلامی ایران به شرح ذیل مطرح شده است:

-در بخشی از سند نهایی از ابتکارات برخی کشورها ازجمله جمهوری اسلامی ایران‏ برای همزیستی و همکاری میان مذاهب،فرهنگها،و تمدنها استقبال شده است. (پاراگراف 33(

-در سند مذکور برتعهد سران جنبش عدم تعهد نسبت به بیانیه تهران و برنامه اقدام‏ در مورد حقوق بشر و تنوع فرهنگی،مصوبه اجلاس پانزدهم وزرای جنبش درتهران درسپتامبر2007،تاکید شده است.همچنین ایجاد مرکز حقوق بشر و تنوع فرهنگی جنبش درتهران مورد توجه قرارگرفته است.(پاراگراف 34(

-درخواست از کشورهای ذیربط برای اتخاذ گامهایی جهت اجرای پیشنهادات مطروحه در ابتکار ایران در سال 1974 میلادی برای ایجاد منطقه خاورمیانه عاری از سلاحهای‏ کشتارجمعی.(پاراگراف 123(

-درسند مذکور از برگزاری دهمین اجلاس سران اکو در تهران نیز استقبال بعمل‏ آمده است.(پاراگراف 245(

درخصوص افغانستان،ضمن تقدیرازایران وپاکستان برای میزبانی آوارگان افغانی،خواستارحمایت جدی جامعه بین المللی از افغانستان بویژه دربازسازی این‏ کشورومبارزه باتولید وقاچاق موادمخدر شدند.(پاراگراف 250(

-دراین سند همچنین از سازمانهای موفقیت‏آمیزنشست سه‏جانبه سران‏ جمهوری اسلامی ایران،پاکستان و افغانستان در تهران استقبال وازاین قبیل‏ ابتکارات منطقه‏ای که با هدف استفاده ازظرفیتها برای پیشرفت،ثبات و توسعه‏ افغانستان ومنطقه می‏باشد حمایت بعمل آمده است.(پاراگراف 251(

-استقبال از ابتکارعمل جمهوری اسلامی ایران دربرگزاری کارگاه آموزشی توانمند سازی زنان ازطریق علوم و فن‏آوری در دسامبر 2008(پاراگراف 474(

س19- اهم مواضع جمهوری اسلامی ایران که در سخنرانی های مقامات رسمی کشورمان دراجلاس های سران این جنبش تبلور یافته است،پيرامون چه مسائلي بوده است ؟

پ: اهم مواضع جمهوری اسلامی ایران که در سخنرانی های مقامات رسمی کشور در اجلاس های سران این جنبش تبلور یافته است عبارتند از: درخواست برای ارتقای نقش جهانی جنبش در عرصه بین المللی با هدف تحقق تساوی حقوق در عرصه بین المللی، نیاز به تجدیدنظر در اصول جنبش به منظور تکمیل فلسفه وجودی عدم تعهد با توجه به مقتضیات و تحولات جهان معاصر، حرکت جنبش به سوی جنبه ایجابی و نقش آفرینی و رهبری در جهان معاصر، لزوم تقویت هویت جنبش براساس صلح، معنویت و محبت و تحقق آرمان های بشری برای غلبه بر ناامنی و تبعیض و بی ثباتی، تلاش برای تصحیح روندهای یکجانبه گرایانه و تبعیض آلود موجود، تقویت جنبش غیرمتعهدها از طریق تعاملات فرهنگی و سیاسی اعضای جنبش، فعال تر کردن ارکان جنبش، توجه به ظرفیت های بالای سیاسی و توسعه صلح و آرامش، بازنگری کلی در اهداف و ساختار شورای امنیت سازمان ملل و تحقق عضویت دائم دارای امتیاز وتو در شورای امنیت بر مبنای گفتمان عدالتخواهی.

س20-اصول پانچاشیلا(اعلاميه توافق هندوستان وچين برسرمساله تبت)چيست وا شاره به چه اصولي دارد؟

پ: دو هفته بعد از برپایی کنفرانس کلمبو در تاریخ 19آوریل 1954 - چوئن لای و  نهرو- رهبران چین و هندوستان برای بررسی روابط متقابل این دوکشور آسیایی با یکدیگر ملاقات کردند. نشست این دورهبردر چهارچوب کنفرانسهای آسیایی - آفریقایی نبود اما درجریان مذاکرات آنها مسائلی مطرح شد که بعدها در پی‌ریزی جنبش عدم تعهد نقش بسیارداشت. مهم‌ترین مسئله طرح شده دراین مذاکرات ارائه اصول پانچاشیلا (پنجگانه) بودکه به عنوان چهارچوبی جهت تعیین روابط حسنه فیمابین دولتها مطرح شد.این اصول در کنفرانس باندونگ نیزمد نظرقرارگرفت.

اصول پنجگانه که بعدها به عنوان پایه و اساس اندیشه عدم‌تعهد پذیرفته شد عبارت بودند از:

1. احترام به تمامیت ارضی و حاکمیت ملی یکدیگر    2. عدم تجاوز   3. عدم دخالت در امور داخلی یکدیگر    4. برابری و مزایای متقابل‌    5. همزیستی مسالمت آمیز

 اصول مذکور در ابتدا محور اصلی همبستگی گروه غیرمتعهدها را تشکیل می‌داد، اما به مرور زمان و با افزایش اعضاء، به تدریج بردامنه این اصول و شعارها افزوده شد و به سایر مسائل بین‌المللی که بسیاری از آنها خارج از قلمرو اختلافات بلوک‌ها بود گسترش یافت چنانچه هنگام تنظیم دستور کار نخستین کنفرانس سران عدم تعهد اصول زیر در دستور کار گنجانده شد:

 * تحکیم و تقویت صلح بین‌المللی‌

 * احترام به حق و تعیین سرنوشت مردم و ملتها، مبارزه با امپریالیسم، محو استعمار، استعمار نوین، محکومیت تبعیض نژادی و آپارتاید

 * خلع سلاح عمومی و کامل و منع آزمایشهای هسته‌ای‌

 * مقابله با سیاست زور و تسلط سیاسی و اقتصادی و هر نوع مداخله خارجی‌

 * اعتقاد به برابری و تلاش برای برقراری صلح در دنیا و مبارزه با تحمیل هرگونه ایدئولوژی سیاسی و اقتصادی‌

س21- شرایط عضویت در جنبش عدم تعهد چگونه است؟

 پ: زمانی که قرار شد کشورهای غیرمتعهد برای نخستین بار در سال 1961 در بلگراد گردهم آیند، بنیانگذاران جنبش یک جلسه مقدماتی در قاهره تشکیل داده و در آن معیارهای پنج گانه ذیل را برای تعیین و تعریف کشورهای غیرمتعهد که می‌باید به کنفرانس دعوت شوند، در نظر گرفتند.

1. داشتن سیاست مستقل برمبنای همزیستی مسالمت‌آمیز

2. پشتیبانی از نهضت‌های آزادیبخش‌

3. عدم وابستگی به اتحادیه‌های نظامی‌

4. نداشتن هیچگونه اتحاد نظامی دوجانبه با یکی از قدرتهای بزرگ‌

5. خودداری از پذیرفتن ونداشتن پایگاههای نظامی خارجی در خاک خود

امروز معیار پذیرش اعضای جدید در جنبش عدم تعهد آنگونه که در <سند متدلوژی کارتاهنا> آمده عبارت است از: پایبندی به اصول و اهداف جنبش عدم تعهد یعنی همان اصول دهگانه باندونگ و نیز پایبندی به اهداف و اصولی که دراجلاس یازدهم سران عدم تعهد مورد تأکید مجدد قرار گرفت ازجمله استقلال، تمامیت ارضی وحاکمیت کشورها؛ دستیابی به خلع سلاح کامل تحت کنترل مؤثر بین‌المللی،حق مردم تحت استعمار،‌دیگر اشکال سلطه خارجی یا اشغال بیگانه برای تحقیق حق خودمختاری و تعیین سرنوشت، برابری همه ملتها، احترام کامل به حقوق بین‌الملل، حل مسالمت آمیز اختلافات، حاکمیت مردم سالاری در روابط بین‌الملل، توسعه اقتصادی و اجتماعی، ایجاد یک نظم عادلانه اقتصادی بین‌المللی، توسعه منابع انسانی، حفظ و ارتقاء کلیه حقوق بشرآزادیهای اساسی ازجمله حق توسعه وهمزیستی مسالمت‌آمیز نظامها، فرهنگها و جوامع مختلف. همچنین همبستگی با جنبش عدم تعهد و حمایت از ابتکارات و پیشنهادات جنبش، به عنوان یکی دیگر از معیارهای پذیرش اعضای جدید در این سند قید شده است.‌درخواست کشورها برای عضویت در جنبش عدم تعهد باید به صورت کتبی و با امضای رئیس کشور، دولت و یا وزیرخارجه کشور درخواست‌کننده تسلیم رئیس دوره‌ای جنبش گردد. نسخه‌ای از درخواست مذکوردراختیار کلیه اعضاء قرار گرفته و پس ازبررسی موضوع در جلسه دفتر هماهنگی در نیویورک، در صورت عدم مخالفت کشورهای عضو، بنابر توضیح دفتر هماهنگی، عضویت کشوردرخواست‌کننده در اولین اجلاس وزرای خارجه ویا سران جنبش عدم تعهد به تصویب می رسد.

س22- اهداف،استراتژي وراهبرد جنبش عدم تعهدبرچه محورهايي بنيان نهاده شده است ؟

پ: از مجموع كنفرانس هايي كه تاكنون برگزار شده است اين موارد را مي توان به عنوان استراتژي و راهبرد جنبش عدم تعهد يادآوري كرد:

احترام به حاكميت و تماميت ارضي

كاهش تشنج در روابط بين الملل

 مخالفت با پيوستن به اتحاديه هاي نظامي

 پشتيباني از منشور ملل متحد

خودمختاري و آزادي همه ملل از بند استعمار

 همكاري مثبت بين المللي

حل مسالمت آميز اختلافات

 مبارزه با نژادپرستي

 لزوم خلع سلاح با نظارت بين المللي و امضاي قرارداد خلع سلاح از سوي قدرت هاي بزرگ

 مداخله نكردن در امور داخلي ديگر كشورها

 ايجاد سنتزي از ناسيوناليسم و انترناسيوناليسم براي گسترش روابط كشورهاي جهان سوم

 مبارزه با عقب ماندگي

 سياست ناپيوستگي

 

 

جنبش عدم تعهد را بهتربشنا سيم - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 2:9 بعد از ظهر

جنبش عدم تعهد را بهتربشنا سيم                

اسدالله افشار

ا شاره :

  پس از پایان جنگ جهانی دوم، بسیاری از كشورهای جهان در برابر این پرسش قرار گرفتند كه با وجود آن كه در آغاز، ادامه و پایان جنگ تمایلی یا نقشی آگاهانه نداشته‌اند، علت تحمیل آن همه تلفات و خسارات سنگین بر آنها چه بوده است؟ برخی از كشورها، پاسخ این پرسش را در وابستگی و انقیاد نظامی خواسته یا ناخواسته به سردمداران جنگ چه در جبهۀ دول محور و چه در جبهه متفقین یافتند و آنان كه طعم تلخ دو جنگ  جهانی را بیشتر چشیده بودند، به منظور گریز از جنگی دیگر، عدم وابستگی  نظامی به قدرت‌های بزرگ و بی طرفی در مناقشات جهانی را مبنای سیاست خود قرار داده و به شكوفایی اندیشه‌ای پرداختند كه بعدها به «عدم تعهد» شهرت یافت. جنبش عدم تعهد(Non - Aligived, movement) (NAM)که در سال 1961 میلادی برابر با 1340 خورشیدی در اوج جنگ سرد و نظام دو قطبی بنیان گذاشته شد، به جریانی گفته می‌شود كه توسط تعدادی از كشورها كه عضو دو پیمان نظامی اصلی (ناتو و ورشو) و نیز پیمان‌های منطقه‌ای نظامی مانند سنتو و سیتو نبودند و در سیاست خارجی از سیاست عدم تعهد یا سیاست مستقل از دو بلوك شرق و غرب پیروی می‌كردند.(1)

  در واقع آنچه این كشورها را به هم نزدیك می‌كند، برخلاف دو بلوك شرق و غرب، نه وحدت نظامی و همبستگی سیاسی و اقتصادی، بلكه ایستادگی در برابر نفوذ قدرت‌های بزرگ است كه استقلال سیاسی آنها را تهدید می‌كند وهمچنین كوشش برای ازمیان بردن استعمارسیاسی واقتصادی و پشتیبانی ازجنبش‌های آزادی خواه وضداستعمار است. به عبارت دیگر عوامل گردهم آورنده آنها پیش از آنكه بر اساس همسانی وهمبستگی باشد، بر اساس نفی قدرت‌های سلطه جویی است كه وضع آسیب پذیر هر یك از آنها را تهدید می‌كند.

 اينك كه درآستانه برگزاري شانزدهمين اجلاس سران جنبش عدم تعهد درتهران- شهريورماه سال جاري قرارگرفته ايم؛مباحث ومطالبي راجهت آشنائي باآن جنبش به شرح ذيل مطرح مي نمائيم:

مفهوم جنبش عدم تعهد:

«جنبش» به حرکت یا رفتار گروهی ـ نسبتا ـ منظم و بادوام برای رسیدن به هدف اجتماعی ـ سیاسی معین و براساس نقشه معین که ممکن است اصلاحی یا انقلابی باشد گفته می شود.

«عدم تعهد»استراتژی و راهبردی است که در روابط بین الملل بر بی طرفی تاکید می کند نه برکناره گیری. بنابراین بی طرفی درراهبرد عدم تعهد معنای مثبت دارد یعنی شرکت فعال در سیاست های بین المللی برای کاهش بحران ها وجلوگیری ازدوقطبی شدن استراتژی های بی طرفی منفعل وانزواطلبی درروابط بین الملل طرفدار گوشه گیری و به حداقل رساندن نقش دولت ها درمعادلات بین المللی است اما استراتژی عدم تعهد فعال وپویا است. (2)

تمایزمیان عدم تعهد وبی طرف بودن ازمنظرمحققان:

نکته ای که توجه به آن مهم است، تمایزی است که میان مفهوم عدم تعهد و مفهوم بی طرفی در روابط بین الملل وجود دارد. برخلاف تلقی عمومی، مفاهیم عدم تعهد و بی طرفی یکی نیستند. تفاوت آن ها به ماهیت، حوزه و کارکرد هریک از این مفاهیم برمی گردد. اختلاف عمده آن ها این است که این دو مفهوم هریک با علوم آکادمیک مجزایی سروکار دارند.بی طرفی معمولا درمتن حقوقی و قانونی به کار برده می شود در حالی که عدم تعهد به عنوان یک موضع سیاسی مورد بررسی قرار می گیرد.

مفهوم بی طرفی نشان دهنده سیاستی است که در زمان جنگ توسط یک کشور ثالث اتخاذ می شود و بنابر آن اعلام می کند با هیچ یک از طرفین نزاع و جنگ مشارکت ندارد.باید متذکرشد که بی طرفی آن گونه که ما درمی یابیم، محصول نظام دولت مدرن است، البته بی طرفی همواره معنای مثبتی نداشته است. به عنوان مثال در قرون وسطی در اروپا به جهت اعتقاد به قوانین معتبر جهانشمول و باور به معنای مطلقی از عدالت، بی طرف بودن مورد قبول نبود، چراکه این اعتقاد وجود داشت بین حق و باطل یا خیر و شر جنگ و ستیز وجود دارد. در حوزه علوم سیاسی، واژه بی طرفی برمی گردد به نوعی استراتژی سیاسی خارجی که هدفش به کار بردن قوانین بی طرف بودن در زمان جنگ است. در زمان صلح سیاست خارجی یک دولت بی طرف باید از بعضی قواعد نانوشته پیروی کند که مهم ترین آن ها عدم الحاق به هرگونه اتحاد نظامی امنیتی یا سیاسی با دولت های متجاوز بالقوه است.به لحاظ نظری، تفاوت عمده میان سیاست های بی طرفانه پایدار و عدم تعهد مبتنی است بر تقسیم جهان براساس محور شمال جنوب. اکثر کشورهای کمتر توسعه یافته ترجیح می دهند که غیرمتعهد خوانده شوند تا بی طرف، این درحالی است که بخش عمده ای از دولت های بی طرف، جزو کشورهای توسعه یافته به ویژه اروپایی هستند.

محققان عدم تعهد را به واسطه ماهیت و کارکرد استراتژی سیاسی از بی طرفی پایدار تفکیک می کنند. از این منظر، بسیاری از طرفداران عدم تعهد بیان می دارند که این استراتژی، پویا، منصفانه و سازنده بوده در حالی که بی طرفی پایدار بزدلانه، غیر پویا و انزواگرایانه است. ایشان عقیده دارند دولت های دارای استراتژی بی طرفی پایدار، نه تنها در منازعات بین دول بلکه در مناسبات بین المللی نیز موضع و مشارکتی منفعلانه دارند. از سوی دیگر عدم تعهد سیاست فعالانه ای است که باعث ترقی عالمی می شود که در آن دولت های ضعیف تر می توانند بدون مداخله دولت های قدرتمند به حیات خود ادامه دهند. کشورهای عضو جنبش عدم تعهد با اتکای بر فشار عملکردهای جمعی خود و افکار جمعی و بین المللی از کشورهای ضعیف حمایت می کنند.جنبش عدم تعهد بزرگ ترین مجمع کشورهای در حال توسعه بیرون از حیطه سازمان ملل است، اما کشورهای عضو این جنبش گروهی یک دست نیستند. براساس رویکردهای ایشان در سیاست خارجی این جنبش شامل دولت های انقلابی میانه رو محافظه کار می شود. به عنوان مثال کوبا و ویتنام اغلب از رویکرد غیر متعهد رادیکال نسبت به تغییر در اجتماع بین المللی حمایت می کنند.عربستان سعودی وسنگاپوردرمیان محافظه کاران بوده و هند والجزایر جزو دولت های میانه روبه حساب می آیند.(3)

جنبش عدم تعهد چگونه تشكيل شد؟

57 سال پیش جنبش کشور‏های غیرمتعهد یاجنبش عدم تعهد درسال ۱۹۶۱ میلادی در اوج جنگ سرد و فضای دوقطبی بین غرب وشرق باهدف وحدت میان کشورهایی که نه دراردوگاه کمونیسم ونه دراردوگاه سرمایه‌داری (امپریالیسم)،قرار داشتند، تشکیل شد. اما با اتمام دوران جنگ سرد، هم اکنون اعضای این جنبش را اکثرا کشورهای در حال توسعه تشکیل می‌دهند.نخستین تلاش برای ایجاد همگرایی میان کشورهایی که بعدها به غیرمتعدها معروف شدند، در سال ۱۹۵۵ در کنفرانس باندونگ در شهر باندونگ اندونزی انجام شد. جواهر لعل نهرو، جمال عبدالناصر و سوکارنو رؤسای وقت حکومت کشورهای هند، مصر و اندونزی در این اجلاس اندیشه تشکیل چنین سازمانی را مطرح کردند. چون این اتفاق کمی بعد از استقلال هند رخ می داد تحت تاثیر جهان بینی مهاتما گاندی نیز قرار داشت.در ۱۹۶۱ اولین اجلاس سران عدم تعهد با حضور مارشال یوزیپ بروز تیتو رهبر یوگوسلاوی، قوام نکرومه رهبر غنا، جمال عبدالناصر رئیس جمهور مصر، جواهر لعل نهرو نخست وزیر هندو سوکارنو رهبر استقلای اندونزی در کنفرانسی که در شهر بلگراد در کشور یوگسلاوی برگزار شد، این سازمان موجودیت خود را اعلام کرد.

جمهوري اسلامي ایران که به دلیل عضویت در پیمان نظامی مرکزی سنتو از عضویت در جنبش عدم تعهد محروم مانده بود در سال 1979 پس از پيروزی انقلاب اسلامي به عضويت اين جنبش در آمد.

لغو بر گزاری هفتمین اجلاس سران در بغداد به دلیل تجاوز نظامی عراق به ایران وانتقال این اجلاس به دهلی نوازمهمترین رویدادهای جنبش به حساب می آید. حال قراراست در شهريور ماه سال جاري اجلاس سران جنبش عدم تعهد در ایران برگزار شود.

53 کشور آفریقایی، 40 کشور آسیایی، 26 کشور آمریکای لاتین و کارائیب ویک کشور اروپایی (بلاروس) 120 عضوجنبش عدم تعهد راتشکیل می دهند و18 کشور و10 سازمان ازجمله سازمان ملل،سازمان همکاری اسلامی واتحادیه عرب نیزاعضای ناظراین جنبش را تشکیل می دهند.(4)

آشنائي بااركان جنبش عدم تعهد:

ركن اول) کنفرانس سران:

جنبش همانند اکثر ساختارهای بین‌المللی دارای ارکان مختلف و مشابهی با دیگر ارگان‌ها است. در این میان کنفرانس سران از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. این رکن که عالی‌ترین رکن جنبش به حساب می‌آید هر سه سال یک بار برگزار و هر بار در پایتخت یکی از کشورهای عضو منعقد می‌گردد. همانند سازمان کنفرانس اسلامی هر کشوری که کنفرانس سران در پایتخت آن برگزار گردد، در دور آتی و تا اجلاس آینده سران ریاست جنبش عدم تعهد را بر عهده خواهد گرفت، از این رو میزبانی کنفرانس سران از اهمیت قابل توجهی برخوردار است.

ركن دوم) دبیرخانه:

دومین رکن جنبش رکنی است که در دیگر سازمان‌ها از آن به عنوان دبیرخانه یاد می‌کنند و در ساختار جنبش به آن عنوان ریاست گروه داده‌اند. با این حال تفاوت عمده‌ای در انتخاب آن به چشم می‌خورد. رئیس گروه یا همان دبیرکل همواره وزیر خارجه کشوری است که ریاست کنفرانس سران را نیز بر عهده دارد. به عبارت دیگر وزیر خارجه کشوری که اجلاس سران در آنجا برگزار می‌گردد به عنوان رئیس گروه یا دبیرکل NAM برگزیده خواهد شد.

ركن سوم) کنفرانس وزرای خارجه:

سومین رکن جنبش کنفرانس وزرای خارجه است.این کنفرانس نیزهمانند کنفرانس سران هر سه سال یک بار و مدتی قبل از برگزاری نشست سران تشکیل می‌شود و علاوه بروظایف خود، مقدمات کنفرانس سران را نیز فراهم می‌آورد. البته می‌توان در مواقع اضطراری به صورت فوق‌العاده نیزکنفرانس وزیران را منعقد نمود. در خلال اجلاسیه‌های سالانه مجمع عمومی سازمان ملل متحد و برای ایجاد جبهه‌ای واحد درمسایل بین‌المللی و علی الخصوص مواردی که قراراست درهرنشست مجمع عمومی مطرح شود وزرای خارجه عضو NAM سالیانه قبل ازاجلاسیه مجمع یک نشست هماهنگ نیز برگزار می‌نمایند.

ركن چهارم) دفتر هماهنگی:

رکن چهارم جنبش غیرمتعهدها دفتر هماهنگی است. اعضای این دفتررا وزرای خارجه یا نمایندگان دولت‌ها تشکیل می‌دهند. این دفتردرمواقع اضطراری ودربین اجلاسیه‌ها درصورتی که لازم شد تشکیل جلسه می‌دهد. وظیفه‌ی دیگراین دفتررسیدگی به درخواست‌های عضویت است. این درخواست‌ها به این دفترابلاغ ودر آن موردرسیدگی قرارمی‌گیرد.در نهایت بایستی به گروه‌های کاری نیزاشاره کردکه قبل ازاجلاسیه‌ها فعالیت‌شان بیشتر شده و فعالیت اولیه نشست‌ها را بر عهده دارند و به عبارت دیگر به عنوان کمیسیون‌های داخلی جنبش به شمار می‌آیند.(5)

جنبش عدم تعهد به عنوان يك تشكل مهم بين‌المللي:

جنبش عدم تعهد به عنوان يك تشكل مهم بين‌المللي، يكي از مجموعه‌هاي تاثيرگذار بر روند تحولات جهان است. اين جنبش از همان ابتداي تشكيل به مثابه نشانه‌اي از پايان دوران استعمار، ‌اعلام مخالفت با پذيرش سلطه قدرت‌هاي بزرگ و تريبوني آزاد براي اعلام نظرات و مواضع كشورهاي جهان سوم و در حال توسعه بود و عضويت در آن به منزله دستيابي به استقلال سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي به شمار مي‌آمد.

زمينه‌هاي مهم تاريخي در روند تكوين جنبش عدم تعهد را مي‌توان گردهمايي‌هاي منطقه‌اي در آسيا و آفريقا بين سال‌هاي 1947 تا 1955 دانست كه با هدف همكاري و يافتن راه‌هاي عملي براي حل مشكلات مبتلابه كشورهاي تازه استقلال يافته برگزار مي‌شد. نمايندگان كشورهاي آسيايي، آفريقايي و آمريكاي لاتين براي نخستين بار در سان ‌فرانسيسكو ملاقات كردند و اين ديدار مقدمه تشكيل يك رشته جلسات در اوايل دهه 50 ميلادي را فراهم كرد.

اصطلاح «عدم تعهد» نخستين بار توسط جواهر لعل نهرو نخست وزير هند طي نطقي در 28 آوريل 1954 در كلمبو بيان شد و پس از آن با تلاش رهبران آسيايي - آفريقايي و بنيانگذاران جنبش عدم تعهد اين جنبش شكل گرفت. در حقيقت همه اعضاي جنبش عدم تعهد غيرمتعهد نبودند و اغلب درك متفاوتي نسبت به جنبش داشتند. يافتن يك ايدئولوژي مشترك كه بتواند ابزاري براي ارائه اتحاد ظاهري براي اعضاي اصلي جنبش باشد كه درصدد يافتن يك نقش اصلي آن بودند، كار آساني نبود. اغلب اعضاء تمايل چنداني به اصول فلسفي نشان نمي‌دادند و تنها در زمينه‌هاي سياسي و اقتصادي خاص فعاليت داشتند.از اين رو اتحاد آنها يك اتحاد مشترك نبود بلكه يك هويت مشترك و جديد به حساب مي‌آمد. لذا مفهوم عدم تعهد با بي‌طرفي كه در حقوق بين‌المللي كلاسيك تعريف شده است، تفاوت دارد. غرض از مفهوم بي‌طرفي متداول در جنبش عدم تعهد، ‌عدم مشاركت در اختلافات و منازعات دولت‌هاي بزرگ بود كه در اواخر دهه 50 و اوايل دهه 60 ميلادي هر زمان احتمال بروز آن وجود داشت.

جنبش غیرمتعهدها نویدبخش آینده روشن در تحولات جهانی:

جنبش غیرمتعهدها با جایگاه، توان وروند پرشتاب خود،نماد بروزوظهورنظام چندقطبی بوده وبا به چالش کشیدن نظام سلطه ویکجانبه‌گرایی،افقهای روشنی پیش روی ملل جهان قرارداده است. هم اکنون این جنبش تجلی اراده ملل مستقل برای دستیابی به صلح برمبنای عدالت وارزشهای والای انسانی ومعنوی بوده وباظرفیت‌های بالفعل وبالقوه اقتصادی - صنعتی،رشد اقتصادی قابل توجه وبازار تولید و مصرف در کشورهای مستقل، نویدبخش آینده روشن در تحولات جهانی است.

استراتژي و راهبرد جنبش عدم تعهد:

از مجموع كنفرانس هايي كه تاكنون برگزار شده است اين موارد را مي توان به عنوان استراتژي و راهبرد جنبش عدم تعهد يادآوري كرد:

احترام به حاكميت و تماميت ارضي ؛كاهش تشنج در روابط بين الملل ؛ مخالفت با پيوستن به اتحاديه هاي نظامي؛ پشتيباني ازمنشور ملل متحد؛خودمختاري وآزادي همه ملل ازبند استعمار ؛ همكاري مثبت بين المللي

حل مسالمت آميز اختلافات ؛ مبارزه با نژادپرستي؛ لزوم خلع سلاح با نظارت بين المللي و امضاي قرارداد خلع سلاح از سوي قدرت هاي بزرگ؛ مداخله نكردن در امور داخلي ديگر كشورها ؛ ايجاد سنتزي از ناسيوناليسم و انترناسيوناليسم براي گسترش روابط كشورهاي جهان سوم؛ مبارزه با عقب ماندگي و... (6)

جنبش عدم تعهد در كانون تحولات استراتژيك جهان:

اين جنبش جهاني،تجلي اراده نمايندگان ملت‌هاي عدم تعهدبراي همكاري مشترك دردستيابي به آرمانهاي

رفيع ملل جهان همچون صلح، ‌امنيت، توسعه و پيشرفت اقتصادي است. برگزاري اجلاس سران نشان از تكوين ايده همكاري وهمسويي كشورهاي مستقل جهان براي نيل به همگرايي وتحقق توسعه پايداردر اقصي‌نقاط جهان دارد. اين همكاري مشترك مي‌تواند الگوي مناسبي براي تقويت وتعامل اجزاء تاثيرگذار درمناسبات جهاني وبين‌المللي شود. فرآيند جهاني سازي درهزاره سوم ميلادي،اتخاذ سياست‌ همگرايي و تكيه برسرمايه‌هاي مادي ومعنوي رادرتامين مصالح دسته جمعي كشورهاي عدم تعهد اجتناب ناپذيركرده است. تحولات بين‌المللي با سرعت درحال تغييرودگرگوني است ودراين ميان جنبش عدم تعهدبا قرار گرفتن دركانون تحولات استراتژيك جهان،توان واستعداد بالقوه فراواني براي مشاركت فعال واختصاص سهم بسزايي ازاين تحولات دارد.

انتظارات ازجنبش عدم تعهد:

جنبش عدم تعهد بعد از سازمان ملل، بزرگترين تشكل سياسي بين دولت ها است. چيزي نزديك به دو سوم اعضاي سازمان ملل وجامعه بين المللي در اين جنبش عضويت دارند. بطور طبيعي چنين تشكيلاتي با توجه به توانمندي ها وظرفيت هاي سياسي،اقتصادي و فرهنگي نهفته درآن بايد برون دادهاي مشخص تر وكاراتري داشته باشد.عليرغم آنكه اين جنبش دوسوم كشورهاي جهان راشامل مي شود اما تنها 20 درصد توليد ناخالص داخلي در جهان متعلق به آنها است. به نظرمي رسد ميزان وابستگي منابع و تعهدات متقابل برخي ازاعضاي عدم تعهد با قدرتهاي بزرگ چنان گسترده است كه امكان هرگونه تصميم گيري مؤثردر مسايل جهاني و در چارچوب جنبش را براي آنان دشوار مي سازد.اكنون كه نظام اقتصادي سرمايه داري به بن بست رسيده و دامنه بحران بصورت روزافزون در كشورهاي وابسته به اين نظام رو به گسترش است و روزي نيست كه جهان شاهد جنايات آمريكا و قدرتهاي وابسته عليه ملت هاي تحت ستم نباشد، لازم است تا ساختار اين جنبش تغيير يافته و با بازتعريف مأموريت خود، از اينكه فقط نقش «تريبون» را ايفا كرده و صرفا بيانيه صادر نمايد، خارج شود.جنبش عدم تعهد بايد با هدف تأثيرگذاري برمناسبات بين المللي در قبال و قايع جهاني خصوصاً اتفاقاتي كه امنيت مردم را به مخاطره مي اندازد،موضع گيري نمايد.اين انتظاربجا وبرحقي است كه كشورهاي غيرمتعهد درقبال زياده خواهي آمريكا دراقصي نقاط جهان، موضع صريح وجدي بگيرند.

جنبش عدم تعهد بايد متعهدانه به منشوراين جنبش بازگردد واهدافي چون مبارزه با نژادپرستي ورهايي مردم ازچنگ استعمارراكه جزء آرمانهاي بنيادين خود قرارداده، متجلي سازدودنبال سازوكارهايي باشد كه بتواند حقوق ملت هاي خود رااستيفا نمايد. زمان ايراد خطابه هاي آتشين ازتريبون جنبش عدم تعهد به سرآمده، اكنون وقت تعهد به« عمل »است.

چهارشنبه:25/5/1391-26رمضان1433- 15آگوست2012

 

پا نويس ها:

1- علي بابائي، غلامرضا؛ فرهنگ سياسي، تهران، نشر آشيان، 1382، ص 219.

2- عبدالعلی قوام «اصول سیاست خارجی و سیاست بین الملل» سمت یازدهم 1384 تهران.

3-عنوان اصلی مقاله عبارت است: IRANIAN FOREIGN RELATIONS, 1979 - 1989

که فصلی است از کتاب:

Revolutionary States, Leaders, and Foreign Relations A Comparative Study of China, Cuba, and Iran Foreword by R.K. Ramazani

مترجم : سید مجید کمالی، هفته نامه خردنامه، 1384 ، شماره 86.

4- سکانداري ايران برجنبش عدم تعهد وتعدیل رفتار قدرت‌های بزرگ،گروه  سياسي مشرق،21/2/91.

5- مهدی صمدی، قدرتمندی بدون سلطه‌گری، سایت باشگاه اندیشه،۱۶ آبان ۱۳۸۳ .

6- رضا موسي زاده ،«سازمان هاي بين المللي» ميزان ششم 1384 تهران .

           

به بهانه برگزاري شا نزدهمين اجلا س سرا ن كشورهاي عضو جنبش عدم تعهد

ضرورت بهره‌گيري از رسا نه‌ هاي نوين توسط جنبش عدم تعهد

ا سدالله افشا ر                

رسانه‌ها نقش مهمي در ايجاد و تقويت انسجام در بين كشورهاي عضو جنبش عدم تعهد مي‌توانند داشته باشند. به لحاظ اينكه، مسئله انسجام در دو سطح داخلي (ملي) و خارجي (فراملي) مطرح است، به تبع آن تحليل نقش رسانه‌ها نيزباید در دو بعد داخلي و خارجي مد نظر قرار گرفته شود. از منظر داخلي بررسي و تحليل نقش و كاركرد رسانه‌ها در كاهش يا افزايش شكاف‌هاي اجتماعي، مسئله قوميت‌ها و استرتژاي رسانه ملي بايد مورد توجه قرار گيرد؛ و در سطح خارج به بحث عدم تفكيك پذيري انسجام در بين كشورهاي عضو جنبش عدم، مقدورات كشور، موانع مطرح در انسجام بين ملل اسلامي و در نهايت نقش رسانه‌هاي جهاني شده و ديپلماسي رسانه‌اي در انسجام اسلامي بايد اهميت داده شود و در اين خصوص نيز بايد به اين پرسش پاسخ داده شود كه رسانه‌ها اساساً تا چه اندازه در سطح فراملي به ايجاد و تقويت انسجام در بين كشورهاي عضو جنبش عدم تعهد مي‌توانند كمك نمايند؟

ارتباطات و رسانه، از ابزارهاي دولت‌ها براي اجراي اهداف ديپلماسي ارتباطات از طريق رسانه، امروزه به يكي از ابزارهاي دولت‌ها براي اجرايي اهداف ديپلماسي عمومي خود تبديل شده است. در جهان معاصر ايجاد و ارتباط با ساير ملل و تأثيرگذاري بر آنها از شيوه‌هاي معمول حكام است. دولت‌ها مي‌توانند با همراه كردن ساير ملل با خود به اهداف خود در سطح بين‌المللي راحت‌تر دست يابند. رسانه‌ها ابتدا از طريق تأثير بر افكار عمومي و سپس از اين طريق فرآيند تصميم‌گيري بر سياست خارجي يكديگر تأثير مي‌گذارند. به طور كلي تأثير رسانه‌ها بر افكار عمومي را ميتوان به دو دسته تقسيم كرد:

1- تأثيري كه بر افكار مديران سياسي دارند و در واقع افكار تصميم گيرنده را در عرصه‌هاي مختلف سياسي و اقتصادي هدايت مي‌كنند.

2- تأثيري كه رسانه‌ها بر افكار عمومي توده‌هاي مردم دارند و آن را كنترل مي‌كنند.

رسانه‌ها مهم‌ترين ابزار ديپلماسي خارجي در كشور هستند كه در قالب ديپلماسي رسانه‌اي تحقق مي‌يابد. هدف از ديپلماسي رسانه‌اي در عمليات رواني وفرا ملي، ايجاد تنفر و دشمني نسبت به حاكميت كشور هدف، اعمال فشارهاي سياسي، فرهنگي و نظامي از سوي كشورهاي ديگرعليه كشور هدف، ايجاد رغبت و علاقه در مخاطبان كشور هدف نسبت به كشور كارگزار و مشروعيت بخشي و توجيه اعمال رفتار كارگزاران عمليات رواني يا ديپلماسي رسانه‌اي است.

براي دسترسي به اين اهداف، رسانه مهم‌ترين ابزار اين عرصه به شمار مي‌روند. مطالعات پسا استعماري نيز به جاي تأكيد بر اشغال نظامي و سياسي سرزمين‌هاي خارجي توسط استعمارگران، سلطة فرهنگي و رسانه‌اي آنها را مورد توجه و نقد قرار مي‌دهد. در اين رويكرد، قدرت بازنمايي‌هاي رسانه‌اي براي شكل‌گيري مفاهيم و تصورات ما درباره جهان، يك فرض نهفته و بنيادي است.

ضرورت بهره‌گيري ازرسا نه‌ ها ي نوين توسط جنبش عدم تعهد امروزه از بالاترین سطح دولت‌ها و تجارت گرفته تا دون پايه‌ترين شبكه‌هاي جوامع،ارتباطات سياسي به واسطه فرآيندهاي جهاني آزادسازي، آزادگذاري و گسترش تكنولوژي‌هاي رسانه‌اي جديد درحال تغيير است. تسهيل فرآيندهاي ارتباطي در رسانه‌هايي مانند اينترنت و گسترش امكان تأسيس شبكه‌هاي تلويزيوني و راديويي دولتي و غيردولتي كه مي‌توانند اقصي نقاط جهان را تحت پوشش خود قرار دهند، شرايطي را فراهم آورده است كه در آن نيروها و فعالان عرصه‌هاي مختلف اجتماعي و سياسي، با ايجاد فضاي رسانه‌اي و تأثيرگذاري بر افكار عمومي حتي دولت‌ها و نهادها و ترتيبات فراملي را نيز در تصميم‌گيري‌ها و اقدامات خود محدود مي‌سازند. با اين حال، رسانه‌هاي نوين علاوه بر قابليت‌هاي رهايي بخش فراواني كه در ذات خود دارند، در صورت عدم استفاده مناسب و بهره‌برداري از سوي اصحاب قدرت مي‌توانند به عنوان ابزاري كارآمد به تقويت سلطه و تداوم وضع نامتناسب موجود سياست در دنياي كنوني مدد رسانند.

از سوي ديگر بايد دانست كه حوزه عمل اين گونه رسانه‌ها به صورت صرفاً مستقيم در سياست نبوده و در تعامل‌هاي دو سويه آن با فرهنگ، اجتماع و اقتصاد مي‌باشد كه اين خود نشان از اهميت بسيار گسترده آنها در فضاي ارتباطات بين‌الملل و ميان فرهنگي دارد. استفاده مناسب از فرصت‌هاي ايجاد شده به وسيله اين پديده نوين، متوسط كشورهايي كه سال‌هاي تحت تأثير جريان شمال جنوب اطلاعات بوده، براي رهايي بخشي و توسعه در حوزه‌هاي مختلف و همچنين جلوگيري از تداوم سلطه در ابعاد مختلف آن، مسئله‌اي است كه بايد بيشتر توسط دولت‌ها، نهادها و ترتيبات فراملي مستقل جدي گرفته شود. جنبش عدم تعهد نيز با توجه به آن كه بزرگ‌ترين مجمع كشورهايي است كه سابقاً تحت سلطه بوده‌اند، نيز مي‌تواند از اين فرصت به منظور بهبود فضاي بين‌المللي تبادلات اطلاعاتي و فرهنگي بهره‌هاي فراواني گيرد.

اميد آن كه جنبش عدم تعهد بتواند از رسانه‌هاي نوين بهره‌گيري لازم را بنمايد و به اهداف از پيش تعيين شده خود در اين زمينه نائل آيد.

دوشنبه : 23/5/1391- 24رمضا ن1433- 13آگوست2012

 

 

 

منابع:

1- مقاله تأثيرديپلما سي رسانه‌اي كشورهاي استعماري، عباس آقايي،امين طيب جاه و بهنام ياوري، فصلنامه علمي پژوهشي پژوهش‌هاي روابط بين‌الملل، تابستان 91.

2-واكاوي نقش رسانه‌ها در ايجاد و تقويت انسجام كشورهاي عضو جنبش عدم تعهد،محمد سلطان‌فر و شهرود امير انتخابي، فصلنامه علمي پژوهشي پژوهش‌هاي روابط بين‌الملل، تابستان 91.

 

انتشاربیستمین کتاب اسدالله افشاربا عنوان "فرصت پرواز" - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 1:48 بعد از ظهر

 

اشاره :

بستمین اثر"اسدالله افشار" باحال وهوای ماه مبارک رمضان پنجشنبه ۲۲مرداد۱۳۹۱تحت عنوان "فرصت پرواز" باهمت انتشارات سفیراردهال منتشر و وارد بازار کتاب شد.امیدآنکه این اثرمورداستقبال علاقمندان معاریف دینی قرارگیرد.

معرفي كتاب

 نام كتاب: فرصت پرواز

نويسند ه : اسدالله افشا ر

نا شر : انتشا رات سفيرارد ها ل

سال انتشا ر: مردا د ما ه 1391

قیمت :150000ریال

محتواي كتا ب :

كتاب"فرصت پرواز"به قلم اسدالله افشار،بيستمين اثرايشان بشمارميآيد.مباحث متنوع اين کتاب باارزش  اختصاص به آئين عبادي ماه مبارك رمضان دارد.دراين اثرتلاش شده است به اين آئين عبادي ازچهارمنظردرچهارفصل پرداخته شودكه عناوين آنها عبارتست از:1- روزه،موهبت الهي وتكامل دهنده روح وجان آدمي.2- فضيلت،عظمت ودرك ماه مبارك رمضان،3-پژوهش،تحقيق وتحليل تكويني پيدايش هلال وآغا زماه.4- عيدسعيد فطر،جشن اطاعت،تسليم ورستگاري.

مباحث اين كتاب مشتمل بر74بحث است وتمامي مباحث،مبتني برآيات وروايات مي باشد.

نگارنده اين اثركوشيده است؛موشكافانه،استدلالي،منطقي،وبابهره گيري ازنظرات وديدگاه فقهاي معظم، علما،دانشمندان وانديشمندان باتحقيق وپژوهش وارداين ميدان شودتاتحفه اي درخورشأن اين عنوان تهيه ودراختيارخوانندگان محترم قراردهند.

درخصوص كتاب مذكوريادآوري چند نكته ديگرنيز ضروري به نظرمي رسد:

یکم) فصل سوم كتاب به موضوع رؤيت هلال اختصاص دارد.اين بحث ازمهمترين مباحث حسا س درنزدفقهاي متقدم ومتأخربشمارمي آيد.نویسند ه سعي وافرنموده است با رعايت همه جوانب احتياطي،

ديدگاههاي اختلا في مراجع وفقهاي عظا م رادراين زمينه مطرح ودرمعرض ديدوافكارجا معه قراردهد.

دوم) نوشته مزبور،چكيد ه اي است گويا ازآنچه كه تا كنون توسط صاحبان انديشه وخرد نگارش ويابيا ن شده است؛وبرهمين اسا س مؤلف محترم،اين تلاش خودرا به دانش پژوهان وشيفتگان معارف الهي تقديم نموده است.

سوم)درفصل سوم وچهارم كتاب مذكورمباحثي نيزبه شاعران وحكيما ن پارسي گوي اختصاص داده شده است.وبه بخشي ازاشعا رآنها درخصوص رؤيت هلال رمضان وهلال عيدفطر،اشا ره گرديده است.

چها رم ) درپايان هرفصل نيزبه منا بع ومأخذهايي كه مورداستفاده قرارگرفته،اشاره شده است .    

ده نكته درباب جنبش عدم تعهد - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 1:36 بعد از ظهر

ده نكته درباب جنبش عدم تعهد                      

 اسدالله افشار

اشاره:

جنبش عدم تعهد در نظام جدید بین الملل به عنوان یک نیروی قدرتمند در مقابل دیگر قطب‌ها ، اتحادیه‌ها ، ‌معادلات و ترتیبات اقتصادی- سیاسی جهانی به ایفای نقش می‌پردازد و در تلاش است که رفتار قدرت‌های بزرگ را در ارتباط با موضوعات جهانی تعدیل کنند.کوبا، مصر و ایران (روسای سابق، کنونی و آینده) اعضای تروئیکای نم را تشکیل می‌دهند و در نشست تهران که از پنجم تا دهم شهریور ماه برگزار می شود، ریاست این جنبش به مدت سه سال به ایران واگذار خواهد شد.اينك نكارنده درآستانه برگزازي اين  اجلاس بين المللي؛چندنكته مهم وكليدي رادرخصوص  اين جنبش مطرح نموده ومورداشاره قرارمي دهد:

 نكته اول) بافت نامتعادل سازمان ملل متحد باعث شده است كه جهان به دو گروه اقليت قوي و اكثريت ضعيف تقسيم شود. اين اقليت قوي كه تعداد اعضايش از انگشتان يك دست تجاوز نمي كند، آشكارا برجهان حكمراني مي كند و به گواه تاريخ، همه مصايب و مشكلات جهان را همين اقليت رقم زده و در اين راه به هيچ قانون و معياري پايبند نبوده است.آمريكا، روسيه، انگليس، فرانسه و چين، پنج كشوري هستند كه به اعضاي دائم شوراي امنيت مشهور شده اند و خاطرات ناگواري ازجمله استعمار و استثمار و جنگ از اكثر اين كشورها در ذهن ملت هاي جهان نقش بسته است.برخي كشورها چون آلمان نيز كه دوري ازا ين قافله قدرت را برنتابيده و به هر ترتيب خود را به اين پنج كشور چسبانده و تركيبات جديدي وارد ادبيات روابط بين الملل كرده اند كه «1+5»، «8G» و... ازجمله آنهاست.دراين سو، اما ، جمع بزرگي از كشورهاي مستقل كه به هيچ قدرتي تعهدي نداشته و از اين جمع و تفريق ها براي چپاول ملت ها جدا مانده اند، در ائتلاف 120 عضوي گردهم آمدند تا با تشكيل سازماني بين المللي خارج از چارچوب سازمان ملل متحد  ناكار آمدي وضع موجود را به تصوير بكشند.اين سازمان عظيم كه خود را جنبش عدم تعهد معرفي مي كند، اين تعريف را از خود به دست مي دهد:«عدم تعهد نمادي است از جست و جوي بشر براي صلح و امنيت ملت ها و تلاش براي ايجاد يك نظام سياسي، اجتماعي و اقتصادي جديد در جهان. عدم تعهد نيرويي حياتي است براي نبرد عليه امپرياليسم درهمه صورومظاهر آن وهمه اشكال سلطه خارجي،عدم تعهدتأكيدي است برحقوق ملت ها براي دنبال كردن استراتژي هاي مستقل خوددرجهت عمران وتوسعه،مشاركت درحل وفصل مسائل بين المللي.»

نكته دوم) جنبش عدم تعهد برای تنش زدایی و جلوگیری از بحران های سیاسی و نظامی در اوایل نیمه دوم سده بیستم و جنگ سرد بین دو اردوگاه شرق و غرب به وجود آمد در طول چهاردهه جنگ سرد این جنبش توانست از یارگیری ابرقدرت ها از میان کشورهای جهان سوم تا اندازه ای جلوگیری و بسیاری از مسایل و چالش های پدیدآمده در میان اعضا را بدون دخالت ابرقدرت ها حل وفصل کند. با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی پیشین و پیمان نظامی ورشو درباره ادامه حیات سیاسی جنبش عدم تعهد دو دیدگاه به وجود آمده است:

الف ـ جنبش عدم تعهد پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی فلسفه وجودی خود را از دست داده است برپایه همین استدلال کشور آرژانتین بعد از فروپاشی شوروی از جنبش کناره گیری و عضویت خود را لغو کرد. براساس این دیدگاه پس از انحلال نظام بین الملل دوقطبی دیگر نیازی به تشکلی مانند جنبش عدم تعهد نیست. زیرا کشورهای جهان از طریق سازمان ملل متحد ودیگر مجامع بین المللی می توانند اهداف و منافع منطقه ای و ملی خود را دنبال و استقلال خود را حفظ کنند.

ب ـ دیدگاه دیگردر این باره این است که در نظام بین الملل دوقطبی این امکان وجود داشت که هر یک از دو ابرقدرت رقیب خود را بالانس کندو به گونه ای توازن قوا به وجود آید ولی در نظام بین الملل تک قطبی منافع امنیت و استقلال سیاسی کشورهایی که همسو با نظام تک قطبی نیستند بیش از هر زمان دیگر تهدید می شود. بنابراین جنبش عدم تعهد اهمیت و ضرورت بیشتری پیدا کرده است.

نكته سوم) تصميم‌گيري دركليه اجلاسها و نشستهاي جنبش عدم‌تعهد براساس اجماع كشورهاي عضو است. راي اجماع به دو دليل كاربرد مؤثري در جنبش داشته است: از يك سو يك امر نمادين است كه وحدت و يكپارچگي جهان سوم را به نمايش مي‌گذارد و از سوي ديگر از توافقهاي دقيق و واضح كه مي‌تواند براي اعضاء مشكل‌افرين باشد پيشگيري مي‌نمايد. تصميم‌گيري براساس اجماع بعضاً موجب اعلام مواضع كلي و پرهيز از پرداختن به جزئيات موضوعات مورد اختلاف گرديده و اين امكان را براي اعضاء فراهم مي‌آورد كه بدون فشار ناشي از يك راي ثبت شده، مصالحه نمايند. همچنين توسل به اجماع درگذشته، اعضاي جنبش عدم‌تعهد را كه از نظر نظامي و اقتصادي ضعيف‌تر بودند، قادر ساخته كه در مقابل فشار دولتهاي خارجي مقاومت نمايند.البته شيوه اجماع در تصميم‌گيريهاي جنبش عدم تعهد خالي از اشكال نبوده و اين امر همواره مسائل و مشكلاتي را در اجلاسهاي مختلف به وجود آورده كه بيش از همه كشور ميزبان را آزار داده است. تلاش ميزبان براي كسب موافقت دو كشور عضو جنبش در خصوص موضوعات مورد اختلاف همواره موجب طولاني شدن جلسات جنبش، بيان مواضع تكراري و نهايتاً نارضايتي يك يا هردوطرف منازعه شده است.

نكته چهارم) زماني كه قرار شد كشورهاي غيرمتعهد براي نخستين باردر سال 1961 در بلگراد گردهم آيند، بنيانگذاران جنبش يك جلسه مقدماتي در قاهره تشكيل داده ودر آن معيارهاي پنج گانه ذيل را براي تعيين و تعريف كشورهاي غيرمتعهد كه مي‌بايد به كنفرانس دعوت شوند، در نظر گرفتند:

1. داشتن سياست مستقل برمبناي همزيستي مسالمت‌آميز؛2. پشتيباني از نهضت‌هاي آزاديبخش؛3. عدم وابستگي به اتحاديه‌هاي نظامي؛4. نداشتن هيچگونه اتحاد نظامي دوجانبه با يكي از قدرتهاي بزرگ‌ِ؛5. خودداري از پذيرفتن ونداشتن پايگاههاي نظامي خارجي در خاك خود.

امروز معيار پذيرش اعضاي جديد در جنبش عدم تعهد آنگونه كه در "سند متدلوژي كارتاهنا" آمده عبارت است از: پايبندي به اصول و اهداف جنبش عدم تعهد يعني همان اصول دهگانه باندونگ و نيز پايبندي به اهداف و اصولي كه در اجلاس يازدهم سران عدم تعهد مورد تأكيد مجدد قرار گرفت از جمله استقلال، تماميت ارضي و حاكميت كشورها؛ دستيابي به خلع سلاح كامل تحت كنترل مؤثر بين‌المللي، حق مردم تحت استعمار،‌ديگر اشكال سلطه خارجي يا اشغال بيگانه براي تحقق حق خودمختاري و تعيين سرنوشت، برابري همه ملتها، احترام كامل به حقوق بين‌الملل، حل مسالمت آميز اختلافات، حاكميت مردم سالاري در روابط بين‌الملل، توسعه اقتصادي و اجتماعي، ايجاد يك نظم عادلانه اقتصادي بين‌المللي، توسعه منابع انساني، حفظ و ارتقاء كليه حقوق بشر، آزاديهاي اساسي از جمله: حق توسعه و همزيستي مسالمت‌آميز نظامها، فرهنگها و جوامع مختلف. همچنين همبستگي با جنبش عدم تعهد و حمايت از ابتكارات و پيشنهادات جنبش، به عنوان يكي ديگر از معيارهاي پذيرش اعضاي جديد در اين سند قيد شده است.‌درخواست كشورها براي عضويت در جنبش عدم تعهد بايدبه صورت كتبي وباامضاي رئيس كشور،دولت وياوزيرخارجه كشور درخواست‌كننده، تسليم رئيس دوره‌اي جنبش گردد.در حال حاضر 120 كشور عضو جنبش عدم تعهدند.

نكته پنجم) ايران به دليل پيوستن رژيم پهلوي به پيمان نظامي بغداد نتوانست در نخستين اجلاس سران كشورهاي غيرمتعهد (بلگراد 1961) حضور يابد و از آن تاريخ به بعد نيز مسئله عضويت ايران در اين جنبش مطرح نشد.در سال 1357، پس از پيروزي انقلاب اسلامي و در ششمين نشست سران جنبش عدم تعهد در هاوانا، ايران به عضويت اين سازمان درآمد. جمهوري اسلامي ايران براساس آموزه هاي اصلي معمار كبير انقلاب اسلامي حضرت امام خميني(ره)، يعني دكترين نه شرقي نه غربي كه به انديشه عدم تعهد نزديك است، ترجيح مي دهد اين جنبش با حفظ استقلال عملي و پويايي موضع گيري، به بازنگري در متن معادلات جهاني مبادرت ورزد. اين، فصل مشترك مواضع و سخنراني هاي مسئولان ايران در نشست هاي متعدد سران و وزيران خارجه كشورمان از سال 1357 تاكنون بوده است.

نكته ششم)جنبش عدم تعهد دردورنگه داشتن بسیاری ازكشورهای عضوازرقابت قدرت‌های بزرگ، موفقیت شایانی داشته است،به طوری كه می‌توان گفت عدم همكاری دولت‌های غیرمتعهددر چهارچوب اتحادیه‌های نظامی با ابرقدرت‌ها، باعث كاهش قابل توجه تشنجات بین‌المللی شده است ودر بسیاری موارد، جنبش توانسته است تنش‌زدایی را جایگزین جنگ سرد كند. گروه غیرمتعهدها در سازمان ملل متحد، بویژه درمجمع عمومی نیز به عنوان اهرم فشاری در این نهاد بین‌المللی بشمار می‌رود؛ ولی به رغم موفقیت‌های مزبور، این استراتژی نتوانسته است بر اساس اهداف و اصولی كه خود جنبش به صورت  جهت‌گیری سیاست خارجی از آن یاد می‌كند، عمل كند. این ناكامیها را می‌توان به طور عمده معلول عوامل زیر دانست:

1- وجود گروه‌بندیهای داخلی: وجود گروه‌بندی‌ها در داخل جنبش، مانند گروههای افریقای سیاه، اتحادیه عرب، سازمان وحدت افریقا، سازمان كشورهای كنفرانس اسلامی و غیره، سبب شده كه دولت‌های غیر متعهد نتوانند به وحدت نظر و اتخاذ استراتژی‌های مشتركی در قبال قدرت‌های بزرگ دست یابند. این وضعیت سبب شده كه منافع عمومی و همگانی اعضاء و به تبع آن، منافع كل نهضت تحت الشعاع قرار گیرد.

2- تركیب ناهمگون اعضاء در میان اعضای  جنبش، دولت‌ها یا ساختارهای گوناگون سیاسی، ایدئولوژیكی و اقتصادی ازدولت‌های اسلامی گرفته تا سوسیالیست‌های سرمایه‌داری یا درجه پیشرفت و عقب‌ماندگی متفاوت گردهم آمده‌اند و این امرمشكلات عدیده‌ای در اتخاذ تصمیمات مشترك به وجود آورده است.

3- ناسیونالیسم،با آنكه از ابتدای تشكیل جنبش سعی برآن بود تا سنتزی ازناسیونالیسم وانترناسیونالیسم به وجود آید، عملاً منافع ملی هر یك از اعضاء، مصالح همگانی را تحت‌الشعاع خود قرارمی‌دهد.

4-  نبودن ضمانت اجراء، با وجود آنكه دیدگاهها و استراتژیهای دولتهای عضو جنبش به صورت قطعنامه‌هایی صادر می‌شود، عملاً این اعلامیه‌ها فاقد ضمانت اجرا هستند.

5-  نفوذ ابرقدرت‌های بزرگ: اعمال نفوذ قدرت‌های بزرگ از عوامل عمدۀ ناكامی اعضای جنبش غیرمتعهد در دستیابی به هدفهایشان بوده است؛ زیرا هر یك از ابرقدرت‌ها سعی دارد از طریق تقویت جناحهایی در داخل جنبش، نظرهای خود را به اعضاء القا كند.

نكته هفتم) باتوجه به کمیت،کیفیت وظرفیت بالفعل و بالقوه کشورهای عضو، این جنبش می تواند نقش فعال و سازنده ای در عرصه بین الملل داشته باشد. ازجمله در این زمینه ها:

1 ـ باتوجه به این که نیمی از اعضای سازمان ملل متحد را کشورهای عضو جنبش عدم تعهد تشکیل می دهد. این جنبش می تواند فراکسیون بسیار قوی و نیرومندی را در مجمع عمومی سازمان ملل به وجود آورد و از این طریق برانگیزه های اعضای دایمی شورای امنیت تاثیربگذارد. چنانکه رای اعضای جنبش عدم تعهد به نفع انرژی صلح آمیزهسته ای جمهوری اسلامی ایران افکار عمومی جهان را تحت تأثیرقرارداد و شورای امنیت نمی تواند ازاین مسایل به سادگی عبور کند.

2 ـ ازنظر اقتصادی نبض اقتصاد ومواد اولیه آن وهمچنین بازار مصرف تولیدات نظام سرمایه داری دراختیار اعضای جنبش عدم تعهد است.ازاین منظرنیزجنبش می تواند به طورغیرمستقیم بر تصمیم های سیاسی و یک جانبه مجامع بین المللی که اهداف ویژه ای را دنبال می کنند تأثیر بگذارد.

3 ـ عرصه بین المللی عرصه کشاکش وتعارض منافع دولت ها است.کشاکش وچالش های بین المللی بحران های گوناگونی را به دنبال دارد. کشورهایی که از نظر سیاسی و اقتصادی نیرومند هستند با کمترین هزینه بحران های یادشده را به خارج از مرزهای خود هدایت می کنند ـ سوگمندانه ـ کشورهای غیرمتعهد بیش از کشورهای دیگر زمینه و بستر مناسبی برای پذیرش افزایش و پویش این بحران ها شده است. اعضای جنبش عدم تعهد اگر به اصول جنبش و آرمان های مشترک آن وفادار باشند می توانند از رشد نمو و انتقال بحران به داخل مرزهای خود جلوگیری کنند و با تشریک مساعی می توانند از ایجاد پدیده های منفوری چون گوانتانامو ابوغریب و بگرام و... در این کشورها جلوگیری کنند.

 نكته هشتم) با توجه به روابط اقتصادی بین المللی و اقتصاد جهانی، مهم ترین برنامه جنبش عدم تعهد در دو هدف اصلی اش یعنی پیشرفت اقتصادی و ریشه کن کردن فقر همچنان در حال لغزش است؛ به عبارت دیگر، جنبش عدم تعهد از هدف اصلی خود یعنی تبدیل شدن به یک نیروی مؤثر و سازنده در سیاست های بین المللی در هزاره جدید، بسیار فاصله گرفته است.این یک واقعیت است که فروپاشی نظام دوقطبی و پیدایش نظام تک قطبی درحوزه های نظامی،اقتصادی وسیاسی منجر به افزایش نابرابری و بی عدالتی شده است و بنابراین نقش جنبش عدم تعهد به عنوان نیرویی که درمقابل تهدید اقتصادی ونظامی یکجانبه قراردارد،مهم تر می شود.

نكته نهم) جنبش عدم تعهد بخش جدایی ناپذیری از تغییرات عمیق ساختاری در روابط بین الملل معاصر را تشکیل می دهد. تنها راه برای تقویت نقش این جنبش به عنوان بزرگ ترین جنبش مستقل صلح در جهان، این است که وحدت کشورهای عضو آن تقویت شود. اساس چنین رویکردی می تواند در ایده دموکراسی سازی روابط بین الملل به عنوان یک ضرورت الزام آور زمان ما ذکر شود که به رسمیت شناختن توسعه آزاد و استقلال واقعی همه دولت ها را در پی خواهد داشت.

لازم است نمونه های تک قطبی و تک بعدی نظام بین الملل جدید توسط جنبش عدم تعهد مورد اعتراض واقع شود. در این وضعیت بحرانی جدید در روابط بین الملل، وحدت و اتحاد میان کشورهای غیرمتعهد ضروری تر از هر زمان دیگری است. در وضعیت جدید، وجود مسایلی همچون اشغال های نظامی، حقوق بشر، ابعاد جدید کشمکش شمال - جنوب، بازسازی سازمان ملل و خلع سلاح هسته ای، جنبش عدم تعهد را وادارمی کند به عنوان جنبشی پرمعنا باقی بماند نه به عنوان یک جنبش تشریفاتی. اکنون به منطق متحد کننده جدیدتری برای تقویت سازمان ملل وبرای تضمین امنیت دولت های کوچک ترو برای حل اختلافات میان دولت های عضونیاز است.

 نكته دهم) شرایط جاری حاكم بر نظام بین‌الملل مؤید آن است كه اصول و اهداف بنیادین جنبش عدم تعهد كماكان ازكارآیی واعتبار بالایی برای رفع چالش‌ها ومشكلات سیاسی،امنیتی، اقتصادی و اجتماعی جهان برخوردار است. جنبش طی طول حیات خود نشان داده است كه در بسیاری از مواقع و تحولات بهترین و كاربردی‌ترین راه كارها و مواضع را برای حل مشكلات جهانی ارایه كرده است.

  بررسی عملكرد جنبش عدم تعهد نشان می‌دهد این جنبش از جمله تشكل‌های مهم بین‌المللی و مجموعه‌های تاثیرگذار بر روند تحولات جهان است. این جنبش از آغاز شكل‌گیری خود فریاد مخالفت با پذیرش سلطه قدرت‌های بزرگ را سرداد كه در واقع نشانه‌ای از پایان دوران استعمار و تریبونی آزاد برای اعلام نظرات و مواضع كشورهای جهان سوم و در حال توسعه بود و عضویت در آن به منزله دستیابی به استقلال سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی به شمار می‌آمد. وضعیت ناكارآمد و غیر منطقی شورای امنیت سازمان ملل سبب شده است كه ملت‏های آزادی خواه جهان حاضر به پذیرش بی‌چون و چرای تصمیم‌های این نهاد بین‌المللی تحت نفوذ قدرت‌های استكباری نباشند و همین امر موجب شده است كه ملت‌ها و كشورها نسبت به نشست‌های جنبش عدم تعهد موسوم به 'نم' و تصمیم‌ها و قطعنامه‌هایی كه در آن اتخاذ و صادر می شود، توجه فراوان داشته باشند.

 

یکشنبه: 22/5/1391- 23رمضان1433-12آگوست 2012

 

منابع:

1- پطرس غالي، ب؛ جنبش افريقا- آسيائي، ترجمه دكتر فرج الله ناصري، تهران، انتشارات فرمند، 1349.

2- عبدالرشيدي، علي اكبر؛ جنبش عدم تعهد، تهران، سروش، 1365.

3- علي بابائي، غلامرضا؛ فرهنگ سياسي، تهران، نشر آشيان، 1382.

4- قوام، سيد عبدالعلي؛ اصول سياست خارجي و سياست بين الملل، تهران، انتشارات سمت، 1378.

5- كاول، ب. ن، ن، افق‌هاي نوين جنبش عدم تعهد، ترجمه علي آذرنگ، تهران، نشر روز، 1365.

6- بررسي اجمالي جنبش عدم تعهد، معاونت ارتباطات و اطلاع رساني دفتر رئيس جمهور.

7- زندی،محمدعلي، جنبش عدم تعهد( Non - Aligived, movement) (NAM).

8-موسی زاده، رضا،سازمان های بین المللی، میزان ششم 1384 تهران.

9- آقایی، سیدداوود،حقوق سازمان های بین المللی، دانشگاه پیام نور ، 1383.

10- جوادی، محمد آصف،«جنبش عدم تعهد» گذشته اکنون و آینده،روزنامه جمهوری اسلامی 13/5/1387.

11- صمدی، مهدی، قدرتمندی بدون سلطه‌گری، سایت باشگاه اندیشه، ۱۶ آبان ۱۳۸۳  .

12- پاویتران، کی. اس.، آیا جنبش عدم تعهد دچار تناقض است؟، مترجم : سید رضی عمادی ، سایت  باشگاه اندیشه،21/9/1388، به نقل از: www.pondiuni.edu.in

 

 

 

 

نياز جنبش غيرمتعهدها به منابع هويتي جديد - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 2:50 بعد از ظهر

نياز جنبش غيرمتعهدها به منابع هويتي جديد        

 اسدالله افشار

 

يكم) جنبش كشورهاي غيرمتعهد (NAM) يكي از بزرگ ترين گردهمايي هايي است كه توسط كشورهاي مستقل جهان پايه گذاري شده است. كشورهايي كه صدايشان به گونه‌اي نداي استقلال طلبي سياسي، اقتصادي و فرهنگي است. اين جنبش از همان ابتداي تشكيل در سال 1961 ميلادي، با هدف پايان دادن به دوران استعمار و مخالفت با سلطه‌ي قدرت هاي بزرگ شروع به كار كرد تا بيانگر انديشه اي نو در عرصه ي سياست بني الملل باشد و ظهور حضور ديدگاهي جديد را نويد دهد. نويد نظرگاه آزادي و استقلال فرهنگي و سياسي كشورها، فارغ از سياست كاري‌هاي قطب‌هاي بزرگ قدرت، امپرياليسم و سوسياليسم.

دوم) اين جنبش نماد و نمودي از علايق سياسي، اقتصادي و فرهنگي كشورهاي در حال توسعه براي حضور در عرصه‌ي مديريت جهاني و گسترش صلح پايدار مبتني بر ارزش‌هاي اخلاق انساني به شمار مي‌آيد. در همين راستا به عنوان يك تشكل مهم بين‌المللي و تأثيرگذار بر روند تحولات جهان، با همراهي و مساعدت باآرا و مواضع كشورهاي مستقل، در راستاي استقلال سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي همچنين بهبود مناسبات بين المللي به فعاليت پرداخته است؛ چنانكه تاكنون توانسته به مثابه نشانه‌اي از پايان دوران استعمار و اعلام مخالفت با سلطه طلبي قدرت هاي بزرگ و تريبوني آزاد براي اعلام نظرات و مواضع كشورهاي جهان سوم و در حال توسعه به موفقت هايي مهم و اساسي دست يابد.

سوم) اجماع كشورهاي عضو عدم تعهد كه بخش عظيمي از جهان را رهبري مي‌كنند بر ارزش‌هاي جهاني و نگاه چاره جويانه آن به مهمترين چالش‌هاي فراروي جامعه بشري، اهميت جنبش عدم تعهد را برجسته‌تر كرده است و مشاركت فعال عدم تعهد در غالب نشست‌ها و تحولات بين المللي در حوزه‌هاي مختلف خود مؤيد جايگاه مهمي است كه عدم تعهد در معاملات بين المللي يافته است. از سوي ديگر تنوع سلايق و نظام‌هاي سياسي گرد هم آمده تحت نام يك جنبش و تعقيب اصول مشترك سياسي و اقتصادي توسط آنان خود نشان دهنده اهميت وحدت جامعه جهاني پيرامون ارزش‌هاي واحد است.از زمان تشكيل، جنبش از مهمترين موانع بر سر راه سياست‌هاي سلطه گرايانه برخي قدرت‌هاي بزرگ بوده است؛ سياست‌هايي كه در طول چند دهه گذشته موجب تلف شدن جان هزاران انسان بي گناه گرديده و به فتنه‌هاي بشري عميقي نيز انجاميده است.

چهارم) جنبش عدم تعهد با تكيه بر بنيان‌هاي نظري و علمي مي‌كوشد تا از طريق ايجاد سنتزي ميان ناسيوناليسم و انترناسيوناليسم ضمن حفظ منافع ملي كشورها، آنها را در سرنوشت يكديگر سهيم سازد و اين مهم، زمينه‌اي به گستردگي سياست تا فرهنگ و اقتصاد را در برخواهد گرفت و لزوم هم انديشي‌ها و پژوهش‌هاي مدون براساس آرمان‌هاي جنبش عدم تعهد را بيش از پيش ضرورت خواهد بخشيد.

پنجم) امروزه از ديدگاه كارشناسان و تحليل گران، كشورهاي مستقل خواست هاي جديدي را طرح و بيان مي‌كنند. اين كشورها به دنبال پي ريزي هويت فرهنگي و استقلال سياسي و اقتصادي خود هستند. امروزه شكل دهي به انديشة ملي و ساخت هويت فرهنگي مستقل، مبتني بر استقلال سياسي، خواست اين كشورها است. اين كشورها، امروزه، حضور در عرصه مديريت جهاني و تأثيرگذاري بر تحولات و مناسبات بين المللي را حق خود مي‌دانند. ساختارهاي سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي كشورهاي در حال توسعه، ديگر با الگوهاي غربي سازگاري ندارد. ديگر نمي‌توان نسخه غربي اين مدل ها را در سطح بين الملل تجويز كرد. ادبيات يكسونگر امپرياليسم غرب در هويت بخشي به ديگر كشورها، ديگر كارايي ندارد. جهان رو به سويي جديد دارد.

ششم) به دليل اينكه دو سوم كشورهاي عضو سازمان ملل عضو جنبش عدم تعهد هستند از لحاظ قابليت اثرگذاري در سياست بين الملل با بررسي و اعمال قدرت و فشار از طريق عرصه‌هاي ذيل، پتانسيل‌هاي بسيار بالايي در عرصه‌ي توسعه و خودكفايي اقتصادي كشورهاي عضو و ائتلاف موجود يافت خواهد شد:

1- عرصه روابط فرهنگي:در اين جنبش ما شاهد بزرگترين اجتماع فرهنگي از حيث اديان، فرهنگ و آداب و رسوم ملل صاحب تمدن ولي در حال توسعه هستيم كه مي توان با برنامه ريزي‌هاي اصولي، خاص و متناسب با پارامترهاي فرهنگي براي بهره‌برداري هرچه بيشتر از اين فرصت اقدام شود و پيش بيني مي شود كه مشي فرهنگي اين جنبش توانايي اثرگذاري بر برآيند فرهنگي- انساني دنياي امروز را دارد.

2- عرصه سياسي:اين ائتلاف به دليل دربرگرفتن جمعيت قابل توجه و شرايط سياسي، فرهنگي و اقتصادي كشورهاي عضو مي‌تواند در عرصه تصميم گيري بين المللي به خصوص در سازمان ملل به عنوان يك پاشنه آشيل براي ابرقدرت ها عمل كرده و مانع از زياده‌طلبي‌ها و استعمارهاي آنها شود.

3- عرصه توسعه و خودكفايي اقتصادي:اكثر كشورهاي ثروتمند از لحاظ جمعيتي و معدني و جغرافيايي عضو اين جنبش هستند ولي به دليل عدم توسعه‌يافتگي قادر به استخراج نهايي منابع و تبديل موادخام به محصول مقصد نيستند از همين رو همكاري كشورهاي در حال توسعه در به هم پيوستن به عنوان يك ابرقدرت اقتصادي مي‌تواند نحوه اثرگذاري‌ها را متفاوت كند.

هفتم) پايه‌هاي هويتي جنبش غيرمتعهدها كه در گرماگرم جنگ سرد باهدف موازنه ميان دو ابرقدرت شرق و غرب استقرار يافته بود؛ با پايان جنگ سرد و فروپاشي ابرقدرت شرق، سقوط يكي از پايه‌هاي هويتي جنبش را در پي داشت. گرچه يكي از علل وجودي جنبش يعني ابرقدرت غرب كماكان به جاي خود باقي بود، ليكن برخي از پايان اين بخش و مرگ آن سخن راندند.اما جنبش با گذار از يك زمستان طولاني باطلوع بهار عربي و بيداري منطقه به ويژه از آخرين كنفرانس در شرم الشيخ در جولاي 2009، در حال تجربه نمودن پايه‌هاي جديدي از هويت خود است.

بهار جنبش غيرمتعهدها با رخدادهاي بنيادين در كشورهاي عضو (در آسياي آفريقا) در كشور آخرين كنفرانس و رياست دوره‌اي آن «مصر»، انقلاب در جنجالي ترين عضو غيرمتعهدها (ليبي) در تونس و تحولات بنيادين در بحرين، عربستان، سوريه ... به نحو شگفت انگيزي با بهار عربي پيوند خورده است.

اين قلم اميدوار است پژوهشگران با مفروض قرار دادن نياز جنبش غيرمتعهدها به منابع هويتي جديد در پيوند با بهار عربي و بيداري اسلامي، بتوانند عناصر هويتي جديد جنبش غيرمتعهدها را تحت تأثير بهار عربي و تأثير جنبش بر تحولات منطقه، تصوير نمايند. پيوندي كه در نوع خود مي‌تواند دوام وجودي جنبش را در تداوم بهار عربي در پي داشته باشد.

هشتم) با تحولاتي كه در نيم قرن حيات اين جنبش قابل مشاهده است، صاحب نظران و نويسندگان اين واقعيت را مدنظر دارند كه بنيان و شيرازة جنبش، تأكيد بر عدم تعهد نسبت به طيفي از ابعاد و نشانه‌هاي ايدئولوژي‌هاي رقيب و حاكم در دوران جنگ سرد بوده است؛ اما رمز و راز پيوستگي و تداوم آن در دوران پس از جنگ سرد، بدون در نظر داشتن نقاط ضعف يا قوت آن، بي ترديد چيزي جز بازانديشي رويكردها و سياست‌ها و باز تعريف نقش‌ها و كاركردها نبوده و نخواهد بود.از اين رو، انديشمندان و تحليل گران با توجه به تحولات اخير، دو استراتژي و سياست كلان را براي جنبش عدم تعهد پيشنهاد مي‌نمايند كه عبارتست از:

1- تعهد به اصل همكاري .                    2-  عدم تعهد به سياست تحريم.

نخستين استراتژي در شالوده بندي اصل همكاري براي كشورهاي عضو از اين توان و ظرفيت برخوردار است كه بتواند تحولي عظيم و مضاعف در پيكره و ساختار جنبش ايجاد كند و در برابر خطر گسست يا انفصال اعضا مصونيت ايجاد كند و روحيه وفاداري اعضا به اصل جنبش و اهداف نو پديد و به روز شده آن را تضمين نمايد.

دومين استراتژي كه مي‌تواند بر رويكرد سابق جنبش منطبق شود، باز تعريفي از استقلال طلبي كشورهاي عضو در مقابل سياست هايي است كه به طور يكجانبه اعمال مي شود و بيش از آنكه دولت ها و سران آنها را متضرر يا دچار خسران كند، ملت ها را از نتايج و تبعات سوء و ناگوار خود متأثر مي‌كند.

بنابراين، مخالفت و عدم همراهي اعضا با سياست تجربه، كه رويكرد قدرت‌هاي بزرگ در برابر كشورها از جمله ايران است، به منزله ميدان روحي جديد در كالبد و ساختار همكاري جويانه كشورهاي عضو عدم تعهد بوده و مي‌تواند در دو جهت موازي، از يك سو اعمال كنندگان و مدافعان سياست تحريم را وادار به تجديدنظر و تأمل در تبعات و عواقب انساني تحريم‌ها نمايد و از سوي ديگر با اعمال نقش ميانجيگرانه در تعديل مواضع تقابلي كشورهاي مورد مناقشه، دستاوردهاي قابل توجهي داشته باشد.

 

سه شنبه: 17/5/1391- 18رمضان1433-7آگوست2012

 

منابع:

1- مقاله پيشتاز جنبش‌هاي استقلال طلبانه، علي سعيدلو، معاون محترم بين الملل رئيس جمهور و رئيس ستاد برگزاري را نزد همين اجلاس سران كشورهاي عضو كشورهاي عدم تعهد، فصلنامه علمي پژوهشي پژوهش‌هاي روابط بين الملل، تابستان 91.

2- مقاله عدم تعهد و الگوي مديريت مشترك جهاني، دكتر علي اكبر رضايي، رئيس مركز پژوهش، سنجش و اسناد رياست جمهوري و رئيس نخستين كنفرانس علمي بين المللي پيرامون جنبش عدم تعهد، فصلنامه علمي پژوهشي پژوهش‌هاي روابط بين الملل، تابستان 91.

2- مقاله بررسي اثر سرمايه گذاري مستقيم خارجي بر رشد اقتصادي كشورهاي عضو جنبش غيرمتعهدها و طرح ايده تشكيل شركت هاي چندمليتي از كشورهاي عضو، دكتر فرهاد غفاري و جابر اكبري، فصلنامه علمي پژوهشي پژوهش‌هاي روابط بين الملل، تابستان 91.

3-مقاله بررسي استراتژي هاي مشاركت و اعمال قدرت جنبش عدم تعهد با تأكيد بر فاز توسعه و خودكفايي اقتصادي در فضاي بين المللي، محمدمهدي جهاني، فصلنامه علمي پژوهشي پژوهش‌هاي روابط بين الملل، تابستان 91.

4-مقاله از بهار عربي تا بهار غيرمتعهدها (از شرم شيخ تا تهران)، دكتر سعيد اسلامي، فصلنامه علمي پژوهشي پژوهش‌هاي روابط بين الملل، تابستان 91.

5- مقاله جنبش عدم تعهد: تعهد به اصل همكاري و عدم تعهد به سياست تحريم، دكتر مجيدرضا مؤمني و ضياءالدين صبوري، فصلنامه علمي پژوهشي پژوهش‌هاي روابط بين الملل، تابستان 91.

ضرورت بازتعريف جنبش عدم تعهد درهزاره جديد - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 1:6 بعد از ظهر

ضرورت بازتعريف جنبش عدم تعهد درهزاره جديد             

اسدالله افشار

جنبش عدم تعهد نیز همچون جنبشهای دیگر از شخصیت افراد و رهبران برخی از كشورها تأثیر پذیرفته است. در رأس این شخصیت‌ها مارشال تیتو رهبر یوگسلاوی، جواهرلعل نهرونخست وزیرهند،جمال عبدالناصررهبر مصر و احمد سوكارنو رئیس جمهور اندونزی قرار دارند.بررسی شرح حال این چهار شخصیت وتشریح اوضاع سیاسی كشورهای هند،اندونزی،مصرویوگسلاوی دردهۀ 1950، این نتیجه را به دست می‌دهد كه كشورهای مزبورورهبران  آنها كه همگی دراستقلال كشورهای خود ورهایی از یوغ استعمار و نفوذ  اجنبی نقش تاریخی برعهده داشته‌اند، از وجوه مشابهی برخوردار بوده‌اند كه عبارتند از:

  1- هر چهاركشور دوران سخت وطولانی تحت استعمار بودن، استیلا و تفوق كشور قویتر و زور مدار را گذرانده‌اند و مبارزه آنان برای استقلال، عدم وابستگی و عدم تعهد بجا و بحق بوده است؛

  2- همۀ رهبران چهار كشور از نخستین رهبران سیاسی كشورهای خود پس از استقلال و رهایی از استعمار بوده‌اند، همۀ آنها نه تنها در جنگ های ضد استعماری و ضد امپریالیستی فعالانه شركت كرده‌اند، بلكه رهبری این جنگ‌ها را نیز بر عهده داشته‌اند؛

  3- سال‌های 1950 تا 1955 برای هر چهار كشور نقطۀ عطفی در مبارزات سیاسی بوده است؛

  4- درسال 1954(كنفرانس كلمبو)،نهرونخست وزیرهند است و سوكارنودرنخستین انتخابات پس ازاستقلال به عنوان اولین رئیس‌جمهور اندونزی برگزیده شده است. عبدالناصر به ریاست‌جمهوری مصرانتخاب شده و تیتو،رهبرجمهوری خلق یوگسلاوی استكه هرچهارنفردرسال 1955دركنفرانس باندونگ شركت می‌كنند.(1)

عمده ترین دغدغه‌های غیرمتعهد‌ها :

در سال 1961 و در اولین اجلاس این جنبش که در بلگراد، پایتخت یوگسلاوی سابق، برگزار شد، شرایط عضویت کشور‌ها در جنبش غیر متعهد‌ها تعیین شد. بر این اساس کشور‌های عضو غیر متعهد‌ها از ائتلاف با قدرت‌های بزرگ و عضویت در پیمان‌های دفاعی که این قدرت‌ها نیز عضو آن هستند، منع شده‌اند.در این اجلاس که در بلگراد به میزبانی ژنرال تیتو برگزار شد، محور مباحثات 25 کشور اولیه عضو، خطر بروز جنگ میان ایالات متحده آمریکا و شوروی سابق بود.عدم تعهد در بیانیه پایانی اجلاس اول اعلام کرد: هدف ما حمایت از کشور‌های مستقل و مبارزه با امپریالیسم است. عدم تعهد همچنین خود را متعهد به بازسازی ساختار اقتصاد جهانی دانسته بود.پس از فروپاشی اتحاد شوروی و پایان جنگ سرد، در سال‌های آغازین دهه 1990، فرایند جهانی سازی، تجارت و سرمایه گذاری، بدهی‌های خارجی، بیماری ایدز و جرایم بین‌المللی  به عمده ترین دغدغه‌های غیر متعهد‌ها بدل شدند.غیر متعهد‌ها دارای اساسنامه مدون و یا یک مقر دائمی نیست. تصمیمات اصلی نیز در اجلاس سران کشور‌های عضو این جنبش اتخاذ می‌شوند. اجلاس سران غیر متعهد‌ها هر سه سال یکبار برگزار می‌شود. سمت ریاست جنبش عدم تعهد نیز هر دوره به کشور میزبان اجلاس سران واگذار می‌شود.

نقش تاریخی جنبش غیر متعهد‌ها درعرصه بين المللي:

جنبش عدم تعهد در دهه 1950 م با هدف حفظ استقلال و مقابله رویکرد سیطره طلبانه دو قطب اصلی قدرت شرق و غرب شکل گرفت. بنیانگذاران این جنبش از ابتدا راهبرد همبستگی و تقویت همگرایی در حوزه جنوب ، جنوب را به عنوان راهبردی در جهت تقویت وزن کشورهای عضودرتعاملات بین المللی انتخاب کرده ودراین مسیر تلاش های مجددانه ای را از خود نشان دادند . این جنبش به رغم همه نقاط قوت و ضعف طی حدود شش دهه اخیر موفق شده است تا به موجودیت خود ادامه دهد و پس ازفرو پاشی نظام  دو قطبی وپایان جنگ سرد به بازتعریف ظرفیت ها ،چالش ها .و چشم اندازحرکت خود بپردازد . چنانکه برگزاری مستمرومنظم نشست های سران و وزرای خارجه جنبش در فواصل زمانی مشخص گویای عزم و اهتمام جدی رهبران کشور های عضو در ادامه مسیری است که بیش از هر چیز باویژگی حفظ استقلال و همگرایی جمعی اعضاء در عرصه روابط و مناسبات جهانی تعریف شده است.این ویژه گی ها جنبش عدم تعهد را به عنوان یک مجموعه با هویتی مشخص وباتوانمندی های عظیم سیاسی،اقتصادی،فرهنگی واجتماعی ارائه کرده است . مجموعه ای که به 120 کشورعضواین امکان و فرصت را می دهد تا درسالهای آغازین قرن بیست ویکم که نظام بین المللی از وضعیت سیال کنونی به سمت شکل گیری ساختارمشخص درحرکت است نقش تاریخی خود را در شکل دهی به این ساختاردرجهت تأمین وتوسعه حقوق اعضا ایفاء می کنند. افزون برهمه اینها جنبش عدم تعهد به عنوان یک مجموعه متشکل ازبخش اعظمی ازکشور های عضو سازمان ملل می تواند نقشی فعال درکمک برحل وفصل بحران ها ی جاری درعرصه بین المللی ایفاء کند. بویژه آنکه ادامه واستمراررویکرد سیطره طلبانه برخی قدرت ها درعرصه بین المللی که در وضعیت حاکم بر بحران های جاری درمنطقه خاورمیانه همچون بحران افغانستان، فلسطین، لبنان و... نمود ساخته ونیز بحران های نوظهور اقتصادی ، فرهنگی ، وزیست محیطی ازجمله واقعیاتی است که اهمیت و نقش جنبش عدم تعهد را در مواجه با مسایل بین المللی امروز آشکار می سازد.   

اصول رفتاری جنبش عدم تعهد:

اصول پنجگانه ای که متاثرازپانچ شیلا(2)(اعلامیه توافق هندوستان و چین بر سر مساله تبت) بود و به پیشنهاد جواهر لعل نهرو در اعلامیه نهایی اجلاس باندونگ گنجانده شد عبارت اند از:

1 ـ احترام متقابل به تمامیت ارضی و حاکمیت کشورها. 2 ـ عدم تجاوز به خاک یکدیگر. 3 ـ عدم دخالت در امور داخلی یکدیگر.4 ـ اصل مساوات میان کشورها. 5 ـ همزیستی مسالمت آمیز(3)

اصول مذكور در ابتدا محور اصلي همبستگي گروه غيرمتعهدها را تشكيل مي‌داد،‌ اما به مرور زمان و با افزايش اعضا، به تدريج بر دامنه اين اصول و شعارها افزوده شد و به ساير مسائل بين‌المللي كه بسياري از آنها خارج از قلمرو اختلافات بلوك‌ها بود، گسترش يافت چنانچه هنگام تنظيم دستور كار نخستين كنفرانس سران عدم تعهد اصول زير در دستور كار گنجانده شد:

تحكيم و تقويت صلح بين‌المللي؛ احترام به حق و تعيين سرنوشت مردم و ملت‌ها، مبارزه با امپرياليسم، محو استعمار، ‌استعمار نوين، محكوميت تبعيض نژادي و آپارتايد ؛خلع سلاح عمومي و كامل و منع آزمايش‌هاي هسته‌اي ؛مقابله با سياست زور و تسلط سياسي و اقتصادي و هر نوع مداخله خارجي؛اعتقاد به برابري و تلاش براي برقراري صلح در دنيا و مبارزه با تحميل هرگونه ايدئولوژي سياسي و اقتصادي.

نقد و بررسی عوامل تاثیرگذار بر راهبردهای جنبش نم:

با گذشت زمان عوامل گوناگونی بر راهبردهای جنبش تاثیرگذاشته كه کارآمدی آن را با علامت سوال روبه روکرده است. این عوامل را می توان به دو دسته تقسیم کرد:

الف ـ عوامل بیرونی

از آغاز شکل گیری جنبش عدم تعهد ابرقدرت های شرق و غرب تلاش کردند که با لطایف الحیل بر تصمیم های جنبش تاثیر بگذارند و از همسویی و یک پارچگی آن بکاهند. دالس وزیر خارجه وقت آمریکا اعلام کرد: «هر که با ما نیست برماست» یعنی از نظر آمریکا و غرب عدم وابستگی به بلوک غرب برابر با وابستگی به بلوک شرق است. اتحاد جماهیر شوروی هم تلاش می کرد که با استفاده از شعارهای ضدسرمایه داری و همسونشان دادن خود با کشورهای جهان سوم در جنبش عدم تعهد نفوذ و مواضع آن را به سود خود تغییر بدهد و از طرفداران ایدئولوژیک خود در میان اعضای جنبش بخواهد که تصمیمات جنبش را به سمت و سوی مورد نظر بلوک شرق هدایت کنند. چنانکه دولت کوبا علی رغم اصول بنیادین جنبش عدم تعهد ـ آشکارا ـ اعلام کرد که به بلوک شرق تعلق دارد.

ب ـ عوامل درونی

عوامل درونی که باعث واگرایی و پراکندگی در آرای اعضای جنبش و در نتیجه به ناکامی و ناکارآمدی جنبش می انجامید عبارت بودند از:

1 ـ جناح های داخلی

گروه بندی های داخلی جنبش مانند اتحادیه عرب سازمان وحدت افریقا. سازمان کنفرانس اسلامی و... سبب شد که جنبش عدم تعهد نتواند به توافق آرا و استراتژی مشترکی در برابر قدرت های بزرگ برسند و منافع عمومی و همگانی اعضای جنبش تحت الشعاع گروه بندی های داخلی قرار گیرد.

2 ـ ترکیب ناهمگون

در میان اعضای جنبش دولت هایی با ساختارهای گوناگون سیاسی اقتصادی و ایدئولوژیک متفاوت گرد هم آمده بودند. این مساله گرفتاری های فراوانی را فراراه تصمیمات مشترک و جمعی اعضای جنبش فراهم کرده بود. چنانکه در قضیه اشغال افغانستان که یکی از اعضای قدیمی جنبش به شمار می رفت توسط شوروی پیشین جنبش نتوانست به یک جمع بندی قابل قبول برسد و کشورهای سوسیالیستی جنبش موضع متفاوتی با دیگر اعضای جنبش گرفتند.

3 ـ ملی گرایی

علی رغم شعار همگرایی و اولویت مصالح و منافع همگانی اعضای جنبش کشورهای عضو بیشتر به دنبال منافع ملی خود روان بودند. این خط مشی از کارایی و کارآمدی جنبش می کاست.

4 ـ عدم ضمانت اجرایی

مواضع دیدگاه ها و استراتژی جنبش عدم تعهد در قالب اعلامیه ها و قطعنامه هایی بیان می شد که از نظر حقوقی الزام آوری نداشت و بیشتر به توصیه های اخلاقی شبیه بود از این رو هیچ گونه ضمانت اجرایی نداشت.

5 ـ تصمیم گیری براساس اتفاق آرا

تصمیمات جنبش برپایه اجماع و اتفاق آرای اعضا گرفته می شود. این روش تصمیم گیری باعث می شود که با کمترین و کوچک ترین اختلاف نظر میان اعضای جنبش هیچ گونه تصمیم مهم و موثری گرفته نشود و اعضای جنبش به نشست های تشریفاتی بدون دست آوردی معینی قناعت ورزند. (4)

آینده سیا سی جنبش عدم تعهد:

مشکل است که آینده سیاسی جنبش عدم تعهد درجهان آشفته امروزی را پیش بینی کرد. علی رغم اینکه همه این تغییرات در عرصه بین الملل در دهه آخر قرن بیستم رخ داد اما وضعیت جهان هنوز هم در یک حالت انتقالی قرار دارد. بنابراین جنبش عدم تعهد ناگزیر است مشارکت کامل خود درساخت نظم نوین جهانی را تضمین کند؛ بیشتر به این خاطر که نظم بین المللی نوین ثابت کرده که نظمی بی ثبات است. یکی از بزرگ ترین تاریخ دانان جهان اریک هابس بام پیشگویی کرده است که: «ایالات متحده به ناچار برای تحمیل نظم نوین جهانی از طریق نیروهای یکجانبه ناکام خواهد ماند. با این وجود روابط قدرت درحال حاضرازمسیر حقیقی خود منحرف شده است وتنها اگربه وسیله یک اتحاد پشتیبانی شود نظام بین الملل چندجانبه باقی خواهد ماند وتنظیم آن به توانایی چندین واحد اصلی برای موافقت با همدیگر بستگی خواهد داشت ولو اینکه هیچ یک از این دولت ها از برتری نظامی سود نبرند. اینکه عمل نظامی انجام شده به وسیله ایالات متحده چقدر به موافقت دیگر دولت ها بستگی دارد، نکته ای استکه کاملاً آشکار شد. آیا خاتمه عصرجنگ ها با تسلیم بی قید و شرط نیز آینده قابل پیش بینی را برگشت نخواهد داد؟»

بنابراین برای جنبش عدم تعهد ضروری استکه نقش خود رادرتعریف وشکل دادن به واقعیت های بین المللی ایفا کند، خودرا با تغییرات وفق دهد و رویکردها و استراتژی های مناسبی را درهزاره جدید اتخاذ نماید.(5)

 

یکشنبه:15/5/1390- 16رمضان1433- 5آگوست2012

 

 

 پانويس ها:

1-    عبدالرشيدي، علي اكبر؛ جنبش عدم تعهد، تهران، سروش، 1365، ص 20.

2-    درزبان سانسکریت به معنای پنج اصل درشریعت بودا و نام پنج عمل و رفتار آیینی بوداییان عامی پانچ شیلات است.این اصطلاح رادولت هند برای اصول پنجگانه سیاست خارجی خود به کار برد. (دانشنامه سیاسی نوشته داریوش آشوری)

3-    قوام، عبدالعلی، «اصول سیاست خارجی و سیاست بین الملل» سمت یازدهم 1384 تهران.

4-    آقایی، سیدداوود، «حقوق سازمان های بین المللی» دانشگاه پیام نور سوم 1383 .

5-    پاویتران،کی.اس.آیاجنبش عدم تعهددچارتناقض است؟مترجم:سيدرضاعمادي،باشگاه اندیشه

 21/9/1388به نقل از: www.pondiuni.edu.in

                                                                  

 

عبور از مقطع حساس و سرنوشت سازکنونی - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 12:40 بعد از ظهر

عبور از مقطع حساس و سرنوشت سازکنونی                

اسدالله افشار

ا شاره :

مقام معظم رهبری در سال‌های اخیر در سخنان خود بارها بر مساله «اقتصاد» و «جنگ اقتصادی» که دشمنان در راستای مقابله با پیشرفت‌های جمهوری اسلامی ایران در پیش گرفته‌اند، تاکید کرده و راهکارهای مقابله با آن را نیز بارها گوشزد کرده‌اند و حتی در نامگذاری‌های‌شان برای سال‌ها نیز این موضوع را مدنظر قرار داده‌اند، به نحوی که مشاهده می‌کنیم در سال‌های اخیر سالی را به عنوان سال حرکت به سمت اصلاح الگوی مصرف، سال بعد از آن همت مضاعف، کار مضاعف. و پس از آن را سال جهاد اقتصادی و امسال را به نام سال تولید ملی، حمایت ازکاروسرمایه ایرانینامگذاری نموده اند.مقام معظم رهبری با آگاهی کامل از جنگ اقتصادی دشمن و اهداف آن‌ها از تشدید فشارها و تحریم‌ها علیه ایران همواره تلاش کردند، به ارائه برنامه‌ها و الگوهای مناسب جهت مقابله با این فشارها بپردازند. با توجه به تشدید فشارها و تحریم‌های دشمنان در ماه‌های اخیر آنچه بیش از پیش در سخنان اخیر مقام معظم رهبری به خصوص در ماه مبارک رمضان بر آن تاکید شده، بحث «اقتصاد مقاومتی» است، ایشان معتقدند که یکی از راه‌های عبور از مقطع حساس و سرنوشت‌ساز کنونی جدی‌گرفتن اقتصاد مقاومتی است. اینک این قلم باتوجه به شرائط خاص اقتصادی کشوروتوجه ویژه چندسال اخیررهبری معظم انقلاب به این مقوله مهم وبااهمیت ؛مطالبی رادرخصوص مسائل اقتصادی وضرورت نگاه نقادانه به این موضوع بسیارحیاتی وقابل اعتنا درسطح جامعه بیان خواهد داشت.

یکم )دهه حساس وتعيين كننده پيشرفت وعدالت:

ايران اسلامي در مسير تكاملي خود به دهه حساس و تعيين كننده پيشرفت و عدالت رسيده است. در اين مرحله بيش از هر زمان نياز به همگرايي، همفكري و همكاري در مقياس ملي داريم. در عرصه خارجي نيز تشكيل جبهه مقاومت عليه هجوم سنگين استكبار جهاني يك الزام و ضرورت اجتناب ناپذير است.«گستره تهاجم جبهه استكبار، همه كشورهاي دنياست اما در اين تهاجم مهمترين هدف، نظام جمهوري اسلامي است زيرا نظام اسلامي در مقابل نظام سلطه ايستاده و اثبات كرده كه در ايستادگي خود صادق است و توانايي مقابله و پيشرفت را دارد.»(1)«از جمله اساسي ترين كارهاي دشمنان در مقابله با كشور ما، مسائل اقتصادي است. البته در عرصه هاي فرهنگي هم فعالند، در عرصه سياسي هم فعالند؛ در عرصه انحصارات علمي هم فعالند، اما در عرصه اقتصادي فعاليت بسيار زيادي دارند. همين تحريم هائي كه دشمنان ملت ايران زمينه سازي كردند يا آن را برعليه ملت ايران اعمال كردند و... از مسئولان كشور، چه در دولت، چه در مجلس، چه در بخش هاي ديگري كه مربوط به مسائل اقتصادي مي شوند و همچنين از ملت عزيزمان انتظار دارم كه در عرصه اقتصادي با حركت جهادگونه كار كنند، مجاهدت كنند. حركت طبيعي كافي نيست، بايد در اين ميدان، حركت جهشي و مجاهدانه داشته باشيم.»(2)

به نظر مي رسد طرح جهاد اقتصادي از جانب مقام معظم رهبري تكميل كننده طرح سياسي مردم سالاري ديني و طرح جامع علمي و مهندسي فرهنگي كشور مي باشد كه يك نظام جامع را براي تحقق تمدن نوين اسلامي پيش رو قرار مي دهد.

دوم )درک مفهوم جهاد اقتصادي:

جهاد اقتصادي مفهومي ارزشي در فرهنگ اسلامي است كه بيانگر تلاش و مجاهدت مقدس در عرصه هاي مختلف اقتصادي است در دهه هاي گذشته نيز شاهد حضور اين مفهوم به همراه موضوعاتي از قبيل جهاد نظامي، جهاد سازندگي، جهاد علمي، جهاد فرهنگي و... بوديم. خاستگاه مفهومي جهاد، ايثار و تلاش مضاعف در جهت جلب رضايت باري تعالي است. اضافه شدن كلمه جهاد به ديگر مفاهيم و موضوعات موجب ارتقا و تعالي معناي آن موضوع مي شود.جهاد اقتصادي به معناي كار و كوشش ايثارگرانه با قصد قربت در صحنه جنگ اقتصادي با دشمن است، بر اين مبنا لزوم تحول و تغيير نگاه و رويكرد به مقوله اقتصاد ضرورت مي يابد. جهاد اقتصادي نظريه ممتازي در بين نظريات اقتصادي موجود دنيا است. كه در صورت تحقق همه جانبه آن شاهد انقلابي عظيم در عرصه اقتصاد جهاني خواهيم بود.

سوم )«سند چشم‌انداز 20 ساله» رهیافتی ا ستراتژیک در مباحث اقتصادی :

بی‏تردید «سند چشم‌انداز 20 ساله» مهم‏ترین سند بالا دستی است که پس از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی در کشورمان به تصویب رسیده‏است. این سند مهم‏ترین راه‏کار برای رسیدن به اهداف مورد نظر و در واقع رهیافتی استراتژیک در مباحث اقتصادی، سیاسی، فرهنگی وبرنامه‌ریزی کشور است که جمهوری اسلامی ایران 1404 را کشوری توسعه‏یافته، فعال و تاثیرگذار دراقتصاد جهانی معرفی می‏کند.

 سال 1390 نخستین سال از اجرای برنامه‏ی پنجم بود که از اهمیت به‏سزایی برخوردار بود؛ زیرا از یک‏سو، این برنامه گام نهادن در حساس‏ترین و تاثیرگذارترین پله‏های سند چشم‌انداز در افق 1404 است و از سویی دیگر در زمانی‏که برنامه پنجم در سال 1395 خورشیدی پایان می‌پذیرد، تنها 9 سال تا پایان سند چشم‌انداز باقی خواهدماند و روشن است که باید در بسیاری از احکام مندرج در سند چشم‌انداز نظام توسعه سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی، جمهوری اسلامی ایران به رتبه‌های اول و دوم منطقه و حتی جهان رسیده باشد. پس شاید بی دلیل نباشد که برنامه‏ی پنجم توسعه را نقشه راه سند چشم‏انداز بخوانیم؛ لذا از آن‌جایی‌که سیاست‌های اقتصادی برنامه‏ی پنج‏ساله لازم است در جهت سیاست‌های کلی اعلام‏شده برای سال1404 کشور باشد، رعایت اصولی که این هدف را میسر می‌کند، مورد نیاز است.

چهارم )تحقق جهاد اقتصادی با استقرار «مدل بومی پیشرفت»:

بی تردید جهاد اقتصادی بدون استقرار«مدل بومی پیشرفت» و حرکت از سمت «مقاومت اقتصادی» به سوی یک «اقتصاد مقاومتی» که رهبری بارها در سخنان خود بدان‏ها اشاره داشته‏اند، میسر نخواهد بود. دستیابی به این مدل‏ها، نیازمند تدوین شاخصه‏ها و مؤلفه‏هایی است که باید توسط اندیشمندان اقتصادی حوزه ودانشگاه به بحث گذاشته شود و با توجه به آگاهی همگانی برناکارآمدی اقتصاد سرمایه‏داری وتبدیل شدن اقتصاد اسلامی به یک جریان فکری غالب و یک دغدغه‏ی عمومی درجامعه‏ی علمی کشور، با توجه به فرمایشات    پی درپی مقام معظم رهبری درقالب‏های خاص خود، اجرایی شود.

 این مهم، نیازمند تدوین مدل بومی پیشرفت و اصلاح سیاست‏ها و راهبردهای کلان اقتصادی کشور است که به نوعی می‏توان گفت که در طرح تحول اقتصادی کشورکه نخستین محور آن، یعنی هدفمندسازی یارانه‏ها در سال گذشته عملیاتی شد، مورد تأکید قرارگرفته است. انتظار می‏رود با عملیاتی شدن دیگر محورهای طرح تحول اقتصادی در سال 1391، یعنی طرح تحول بانکی،مالیاتی وگمرکی ودیگر موارد، باجهاد اقتصادی تک تک شهروندان ایرانی، نظام جمهوری اسلامی چهارمین سال از دهه‏ی پیشرفت و عدالت را با پیروزی و پیشرفت پشت سر بگذارد.(3)

پنجم)لوازم موفقيت"جهاد اقتصادي" :

صا حب نظران بدرستي اعتقاد دارندكه عوامل مشروحه ذيل ازلوازم موفقيت"جهاد اقتصادي"بايد برشمرده شوند :  

1- پيشگام شدن مسئولان براي كاهش هزينه‌هاي دولتي درزمينه‌هاي مختلف ازمصارف غيرضروري انرژي تا هزينه‌هاي بيخاصيت واحياناًمضربرگزاري سمينارهاوسفرهاواقدامات ديگر.

2-آمارها نشان مي‌دهنددستگاه‌هاي رسمي كشوربا بيشترين هزينه‌ها درصدرفهرستي قرارمي‌گيرندكه بايدبراي جهاد اقتصادي تلاش كنند. 3- دادن اطلاعات صحيح به مردم و پرهيزازشعارهاي بي پشتوانه .  

4- استفاده از مديران با تجربه و پرهيز از برچسب زدن‌هاي باندي و گروهي به آنا ن .

5- مبارزه با مفاسد اقتصادي . 6- پرهيز از شعاري برخورد كردن با نام و عنوان"جهاد اقتصادي".

7- رسانه ملي، سايررسانه ها،دستگاه‌هاي رسمي ومسئول اعم ازاجرائي، تقنيني وقضائي بايد با اين موضوع برخورد عملي نمايند. 8- اصلاح قوانين و بروكراسي‌هاي پيچيده دولتي، نظام بانكي، بيمه‌اي، پولي و قانون كار. 9- تسهيل سرمايه‌گذاري و آزادسازي اقتصادي. 10- برنامه ريزي صحيح و دقيق و حمايت از تشكل هاي كارآفرين در مسير رشد و توسعه اقتصادي. 11- حل معضل بيكاري و اشتغال زايي درگرو رشد و شكوفايي اقتصادي كشور. 12- موردتوجه قرارداد ن سرمايه گذاري گسترده درتمامي حوزه هاي مختلف اقتصادي واز جمله اجراي طرح هاي آمايش تجاري،ايجاد برند هاي توليدي و تجاري و تبليغات براي معرفي اين برند ها براي بازارهاي داخلي وخارجي .13- به كارگيري گسترده ترمنابع بانكي و همچنين فعال تركردن صندوق توسعه ملي براي پشتيباني از سرمايه گذاري داخلي . 14- تكميل اجراي اصل 44 قانون اساسي و توسعه حضور بخش خصوصي . 15- بهبود بيش ازپيش فضاي كسب وكارو توسعه فضاي رقابتي و بهبود بهره وري درهمه حوزه هاي توليدي تجاري واقتصادي كشور.16- افزايش درآمد سرانه،كاهش ضريب جيني و فاصله طبقاتي و افزايش رفاه اجتماعي ، افزايش اشتغال و بهبود همه شاخص هاي اقتصاد كلان و خرد جامعه. (4)

ششم)اقتصاد فرهنگ از محورهاي مهم در عرصه اقتصاد ا سلامي:

از محورهاي مهم ديگر در عرصه اقتصاد اسلامي، اقتصاد فرهنگ است كه شامل كليه منابع انساني، مالي، تجهيزات، سخت افزار، فضا و امكانات مي باشد. اقتصاد مربوط به بخش فرهنگ نقش مؤثري در پيشرفت فرهنگ اسلامي در سطوح مختلف جامعه دارد. حال اگر توسعه اقتصاد فرهنگ مبتني بر فرهنگ اقتصادي منبعث از اسلام نباشد، نه تنها موجب پيشرفت جامعه اسلامي نمي شود، بلكه به عنوان يك اهرم بازدارنده و مخرب عمل مي كند و مانع پيشرفت فرهنگ اسلامي در تمامي ابعاد خواهد شد. پس اگر فرهنگ اسلامي را پايه و اساس شكل گيري تمامي پديده ها از جمله نظام اقتصادي بدانيم، آنگاه درخواهيم يافت اقتصاد فرهنگ تابعي ازفرهنگ اقتصاد مي باشد. كه امروزه از آن بعنوان مكتب اقتصادي ياد مي شود پس جهاد اقتصادي يكي ازاركان مكتب اقتصاد اسلامي است و ديگر اركان شامل عدالت اقتصادي، تدبير معيشت و عقلانيت اقتصادي، الگوي توليد، توزيع و مصرف اقتصادي است. اركان مذكور اصطلاحا فرهنگ اقتصاد ناميده مي شود. حال اگراقتصاد خالي ازاين اركان باشد ديگر نمي توان آن را اقتصاد اسلامي ناميد پس اسلاميت اقتصاد متقوم به وجود معنويت، عدالت، عقلانيت در عرصه توليد، توزيع و مصرف ثروت، برخاسته از فرهنگ اسلامي است. فرهنگي كه برپايه معنويت، عدالت و عقلانيت ديني بنا شود، فرهنگ سالم، مقتدر و بالنده خواهد بود. آنگاه حضور و جريان اين فرهنگ در ساير ابعاد جامعه از جمله حضور فرهنگ در نظام سياسي، حضور فرهنگ در نظام فرهنگي و حضور فرهنگ درنظام اقتصادي موجب سلامت نظام سياسي، فرهنگي و اقتصادي مي شود. پس درمرحله اول بوسيله فرهنگ ديني كليه نظامات جامعه را بايد مهندسي كرد ودرمرحله دوم وقتي كه آن نظامات شكل گرفتند يعني هرگاه نظام اقتصادي برپايه فرهنگ ديني تعريف و مهندسي شد آنگاه اقتصاد سيا ست، اقتصاد فرهنگ واقتصاد درحوزه اقتصاد نيزپاك، تعالي بخش وسالم و بالنده خواهند بود ومي تواند درخدمت اهداف متعالي و روح بخش اسلام باشد.

 هفتم)تبیین و تعریف علمی از اقتصاد مقاومتی:

حضرت آیت الله خامنه ای در دیدار جمعی از محققان، پژوهشگران، متخصصان و نوآوران در عرصه علم و فناوری، و مسئولان شرکت های دانش بنیان و پارک های علم و فناوری در 8 مرداد با بیان این‌که یکی از راه‌های عبور از مقطع حساس و سرنوشت ساز کنونی ، جدی گرفتن اقتصاد مقاومتی است تأکید کردند: "اقتصاد مقاومتی یک شعار نیست، بلکه یک واقعیتی است که می بایست محقق شود".

درادبیات اقتصادی معمولا برای حمایت ازاقتصاد وبه ویژه تولید ملی بیشترازواژه اقتصاد حمایتی (Protectionism) استفاده می کنند واین واژه بدان معناست که اقتصاد ملی باید ازهر نظرمورد حمایت جدی قرار گیرد. البته شايان توجه است که واژه اقتصاد مقاومتي که توسط رهبري به کار برده شد بسيار فراتر از اقتصاد حمايتي و دربردارنده ابعاد نوين و بسيار گسترده اي در عرصه اقتصاد ملي و بين الملل مي باشد.

اقتصاددانان درتعریف اقتصاد مقاومتی می‌گویند اقتصاد مقاومتی در رویارویی و تقابل با اقتصاد وابسته و مصرف‌کننده قرار می‌گیرد،‌ منفعل نیست و در مقابل اهداف اقتصادی سلطه ایستادگی می‌کند، سعی در تغییر ساختارهای اقتصادی موجود وبومی‌سازی آن براساس جهان‌بینی و اهداف دارد.اقتصاد مقاومتی یعنی تشخیص حوزه‌های فشار و متعاقبا تلاش برای کنترل وبی‌اثر کردن آنها و در شرایط آرمانی تلاش برای تبدیل این فشارها به فرصت است. اقتصاد مقاومتی درراستای کاهش وابستگی‌ها و تاکید روی مزیت‌های تولید داخل و تلاش بر خوداتکایی است.

هشتم)محورهای ا سا سي شاكله اصلي راهبرد اقتصاد مقا ومتي ازنگاه رهبری معظم انقلاب:

رهبرمعظم انقلاب درچندسال گذشته خصوصا ازسال89تاکنون راهبرد اساسي كشور را براي خنثي‌سازي روش‌هاي دشمنان، «اقتصاد مقاومتي» تعيين و نامگذاري كردند و از تمام فعالان اقتصادي كشور خواستند تا اقدامات خود را در راستاي اين راهبرد برنامه‌ريزي و پياده سازند.

رهبرمعظم انقلاب در تشريح و تبيين شاكله اصلي راهبرد اقتصاد مقاومتي به چند محور اساسي اشاره داشتند كه كارشناسان و تئوري‌پردازان اقتصادي بايد بر مبناي اين محورهاي كلي، تاكتيك‌ها و خرده روش‌هاي تحقق اين راهبرد را شاكله‌بندي كنند تا به اين ترتيب ساختار يك گفتمان اقتصادي پيشرو و بومي شكل بگيرد. این محورها عبارتنداز:

1ـ‌ اجراي صحيح اصل 44 قانون اسا سي: اين مورد از محورهاي اصلي مورد اشاره در اين گفتمان است كه به نظر مي‌رسد در اين بين محوريت و نقش اساسي با اصل 44 و نقش‌آفريني بخش خصوصي است.

2ـ تصحيح سيا ست‌هاي بازرگاني: به نظر مي‌رسد با وجود ضرورت ادامه جلوگيري از ورود كالاهاي غيرضرور به كشور، تدوين الگويي شفاف و مناسب براي اين كار الزامي است.

3ـ اتخاذ سيا ست‌هاي پولي و ارزي متنا سب: بي‌ترديد اتخاذ سيا ست‌هاي پولي و ارزي غيرمتنا سب و ناهماهنگ با ساير اجزاي راهبرد اقتصاد مقاومتي از اين محور پا شنه آشيلي مي‌سا زد كه دستا وردها و نتايج مثبت گفتمان را به كلي تحت‌الشعاع خود قرار مي‌دهد، از اين رو تدوين برنامه‌هاي همساز با راهبرد اتخاذ شده در حوزه پولي و ارزي از ضروري‌ترين اقداماتي است كه بايد هرچه سريع‌تر صورت گيرد. (5)

نهم)اقتصاد مقاومتی ازمنظرکارشنا سان وصاحب نظران اقتصادی:

نگارنده درخاتمه ضرورت می داند این بحث مهم وکلیدی رابا بیان نظرات کارشناسان وصاحب نظران که درذیل خواهد آمد به پایان رساند:  

1- "اقتصاد مقاومتی " که روح مقاومت در آن موج می زند، از صدر تا ذیل اجزای آن، آمادگی برخورد با سخت ترین شرایط وجود دارد و به هیچ وجه با تحریم ها و فشارهای نظام سلطه تضعیف و غافلگیر نمی شود.

2-بهتر است با توجه به تأثیر و تأثر متغیر‌های درونی و بیرونی، نقاط ضعف و قوت و منافذ آسیب زننده، کاستی‌ها، فرصت‌ها و تهدید‌ها و از همه مهم‌تر بر اساس دستورات دین مبین اسلام و با مبانی اقتصاد اسلامی و با هدف طراحی و ترسیم الگوی اقتصاد اسلامی ایرانی اقتصاد ایران راه‌های تحقق اقتصاد مقاومتی واقعی را جست‌وجو کنیم.

3- نکته مهم، توجه به تعریف مقاومت واقعی در اقتصاد است. این مقاومت با انسداد و بستن راه‌های آسیب رسان به اقتصاد، با تهاجمی کردن اقتصاد به جای تدافعی بودن آن، با طراحی یک هسته مقاوم جامع پژوهشی، با تنظیم یک نقشه جامع علمی، با بستن منافذ ایجاد حباب کاذب پولی و مالی در اقتصاد و... به وجود می‌آید.(6)

4-ماهيت اقتصاد مقاومتي كه مورد تاكيد ويژه رهبرمعظم انقلاب قرار گرفته‌اند تلفيقي ازاقتصاد موازي، دفاعي و الگو است و در عمل با در كنار هم قرار گرفتن اين جوانب تبيين اقتصاد مقاومتي به شكل صحيحي ممكن مي‌شود. بايد اين حقيقت را دريافت كه اقتصاد مقاومتي بدون رونق توليد ملي و فرهنگ استفاده از توليدات داخلي توفيق چنداني نخواهد داشت. توليد ملي در شرايط كنوني بيش از هر موقعيت ديگر براي تحقق اقتصاد مقاومتي يك ضرورت است. (7)

5- واژه اقتصاد مقاومتی بر این موضوع دلالت می‌کند که فشارها و ضربه‌های اقتصادی از سوی نیروهای متخا صم سد راه پیشرفت جامعه است که باید بر آن غلبه کرد.

6- ‌مهمترین مشکل اقتصاد مقاومتی غلبه بر تفکر غلط در سیا ستگذاران اقتصاد کشور است.

7- منظور از اقتصاد مقاومتی واقعی یک اقتصاد مقاومتی فعال وپویا ست نه یک اقتصاد منفعل و بسته چنانکه مقاومت برای دفع موانع پیشرفت و کوشش در مسیر حرکت و پیشرفت تعریف می‌شود.

8-در حوزه اقتصاد مقاومتی پویا و فعال که باید به خارج از مرزها نظر داشته باشد نیازمند یک برنامه‌ریزی استراتژیک و راهبردی است.(8)

9- اقتصاد مقاومتی ماهیتاً اقتصادی مردمی است. ضروری است که مردم وارد این عرصه شوند تا از ورود رانت‌خوارها به اقتصاد جلوگیری کنند. اگر ما فضا را برای حضور جوانان مؤمن و خلاّق ایران اسلامی در عرصه‌ی اقتصادی فراهم کنیم، قطعاً تحولات مثبتی را در این عرصه شاهد خواهیم بود. برای شنا خت بسترها و زمینه‌ های تحقق اقتصاد مقاومتی، ابتدا باید به آسیب ‌شنا سی اقتصاد کشور و موانع و نیازمندی‌های تحقق اقتصاد مقاومتی پرداخت.(9)

10- بنابراين اقتصاد مقاومتي يعني تشخيص حوزه هاي فشار و متعاقبا تلاش براي کنترل و بي اثر کردن و در شرايط آرماني تبديل چنين فشارهايي به فرصت ، که قطعا باور و مشارکت همگاني و اعمال مديريت هاي عقلايي و مدبرانه پيش شرط و الزام چنين موضوعي است، اقتصاد مقاومتي کاهش وابستگي ها و تاکيد روي مزيت هاي توليد داخل و تلاش براي خوداتکايي است.(10)

11- شاخصه های اقتصاد مقاومتی این است که ما باید متعاقب شدت فشاری که نظام سلطه به کشور ما وارد می کند حوزه هایی که این فشارها اعمال می شود را تشخیص دهیم و با تشخیص کامل از این حوزه ها پادزهر را در داخل تولید کنیم تا بتوانیم در اقتصاد خود اثرگذار و نهادینه کنیم؛ به نحوی که تاثیر کمتری از فشارها و تحریم های بین المللی ببینیم.

12-اقتصاد مقاومتی اقتضا می‌کند از نخبگان کشور بویژه نخبگان علمی بیشتر از گذشته استفاده شود و توان این افراد در سطوح مختلف قابل استفاده است. میدان دادن به نخبگان در عرصه صنعت، تجارت و کشاورزی از ویژگی‌های اقتصاد مقاومتی است. اگر افرادی خارج از دولت هستند که در شرایط عادی از آنها استفاده نمی‌شود باید در شرایط اقتصاد مقاومتی از ظرفیت آنها نیز استفاده شود تا مقاومت اقتصاد کشور افزایش یابد.باید شرایط به گونه‌ای باشد که نخبگان بدون مانع کارهای خود را پیش برده و آنچه جای نگرانی است تحریم خارجی نیست بلکه نگرانی در مورد موانع تولید و تجارت در داخل کشور است که گاهی شدید‌تر از تحریم‌ها عمل می‌کند.(11)

امید است درفضایی که بیگانگان سعی درمنزوی کردن جمهوری اسلامی ایران وتیره وتارکردن فضای اقتصادی، سرمایه گذاری وکسب وکارکشوررادارند با اتخاذ تدابیرلازم در داخل مرزهای ملی علاوه برخنثی کردن توطئه بیگانگان درخصوص تحقق توسعه اقتصادی ونیل به اهداف سند چشم انداز 1404 که مهمترین هدف آن دستیابی به مقام نخست اقتصاد منطقه است نائل آییم.

نگارنده براین باوراست که جلوتروبیشتراز تاثیرگذاری قطعنامه های خارجی براقتصادکشور تنگناهای داخلی ودیوان سالاری حاکم براقتصاد ملی ترمز اصلی توسعه اقتصادی کشور به شمار می رود.

 

پنجشنبه: 12/5/1391-13رمضان1433- 2آگوست2012

 

پی نوشت ها:

1- سخنان مقام معظم رهبری در ديدار اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي، 23/3/1390.

2- پيام نوروزي مقام معظم رهبری، 1/1/1390.

3- اسدالله افشار،رشد،پيشرفت،توسعة اقتصادي،ضرورتي اجتنا ب ناپذير،چا پ اول،انتشارات سفيراردهال،تابستا ن 1390.

4- اسدالله افشار،فرهنگ،توسعه،عدالت وجهاداقتصادي،چاپ اول،مؤسسة فرهنگي انتشاراتي الما س دا نش، تا بستان 1390.

5- سروش صا حب فصول، روزنامه‌ي جام جم ،  ۲۵ شهريور ۱۳۸۹.   

6-  علي رضايي،  از مقاومت اقتصادي تا اقتصاد مقاومتي، سایت اقتصاددان،25 مهر 1389   .

7-  سيد ناصرموسوي لارگاني،نماينده مردم فلاورجان درمجلس شورای اسلامی وعضوكميسيون اقتصادي مجلس.

8-  مسعود درخشان ( استاد برجسته اقتصاد انرژی)، اولین همایش ملی اقتصاد مقاومتی در دانشگاه علم و صنعت، بخش اقتصادی خبرگزاری فارس، ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۱.

9-  دکتر عادل پیغامی، استاد اقتصاد و عضو هیأت علمی دانشگاه امام صادق (ع)، ۱۰ نکته درباره تحقق اقتصاد مقاومتی، پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار مقام معظم رهبری.

10- دکترمحمد خوش چهره، استاد اقتصاد دانشگاه تهران، سایت تابنا ک به نقل ازروزنا مه خراسان، ۰۹ مرداد ۱۳۹۱.

11-  غلا مرضا مصباحی‌مقدم، رئیس کمیسیون برنامه و بودجه مجلس شورای اسلامی، در گفت‌وگو با فارس، 20/2/1390.

 

جنبش عدم تعهد را بهتربشنا سيم - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 4:18 بعد از ظهر

جنبش عدم تعهد را بهتربشنا سيم                  

اسدالله افشار

ا شاره :

  پس از پایان جنگ جهانی دوم، بسیاری از كشورهای جهان در برابر این پرسش قرار گرفتند كه با وجود آن كه در آغاز، ادامه و پایان جنگ تمایلی یا نقشی آگاهانه نداشته‌اند، علت تحمیل آن همه تلفات و خسارات سنگین بر آنها چه بوده است؟ برخی از كشورها، پاسخ این پرسش را در وابستگی و انقیاد نظامی خواسته یا ناخواسته به سردمداران جنگ چه در جبهۀ دول محور و چه در جبهه متفقین یافتند و آنان كه طعم تلخ دو جنگ  جهانی را بیشتر چشیده بودند، به منظور گریز از جنگی دیگر، عدم وابستگی  نظامی به قدرت‌های بزرگ و بی طرفی در مناقشات جهانی را مبنای سیاست خود قرار داده و به شكوفایی اندیشه‌ای پرداختند كه بعدها به «عدم تعهد» شهرت یافت. جنبش عدم تعهد(Non - Aligived, movement) (NAM)که در سال 1961 میلادی برابر با 1340 خورشیدی در اوج جنگ سرد و نظام دو قطبی بنیان گذاشته شد، به جریانی گفته می‌شود كه توسط تعدادی از كشورها كه عضو دو پیمان نظامی اصلی (ناتو و ورشو) و نیز پیمان‌های منطقه‌ای نظامی مانند سنتو و سیتو نبودند و در سیاست خارجی از سیاست عدم تعهد یا سیاست مستقل از دو بلوك شرق و غرب پیروی می‌كردند.(1)

  در واقع آنچه این كشورها را به هم نزدیك می‌كند، برخلاف دو بلوك شرق و غرب، نه وحدت نظامی و همبستگی سیاسی و اقتصادی، بلكه ایستادگی در برابر نفوذ قدرت‌های بزرگ است كه استقلال سیاسی آنها را تهدید می‌كند وهمچنین كوشش برای ازمیان بردن استعمارسیاسی واقتصادی و پشتیبانی ازجنبش‌های آزادی خواه وضداستعمار است. به عبارت دیگر عوامل گردهم آورنده آنها پیش از آنكه بر اساس همسانی وهمبستگی باشد، بر اساس نفی قدرت‌های سلطه جویی است كه وضع آسیب پذیر هر یك از آنها را تهدید می‌كند.

 اينك كه درآستانه برگزاري شانزدهمين اجلاس سران جنبش عدم تعهد درتهران- شهريورماه سال جاري قرارگرفته ايم؛مباحث ومطالبي راجهت آشنائي باآن جنبش به شرح ذيل مطرح مي نمائيم:

مفهوم جنبش عدم تعهد:

«جنبش» به حرکت یا رفتار گروهی ـ نسبتا ـ منظم و بادوام برای رسیدن به هدف اجتماعی ـ سیاسی معین و براساس نقشه معین که ممکن است اصلاحی یا انقلابی باشد گفته می شود.

«عدم تعهد»استراتژی و راهبردی است که در روابط بین الملل بر بی طرفی تاکید می کند نه برکناره گیری. بنابراین بی طرفی درراهبرد عدم تعهد معنای مثبت دارد یعنی شرکت فعال در سیاست های بین المللی برای کاهش بحران ها وجلوگیری ازدوقطبی شدن استراتژی های بی طرفی منفعل وانزواطلبی درروابط بین الملل طرفدار گوشه گیری و به حداقل رساندن نقش دولت ها درمعادلات بین المللی است اما استراتژی عدم تعهد فعال وپویا است. (2)

تمایزمیان عدم تعهد وبی طرف بودن امنظرمحققان:

نکته ای که توجه به آن مهم است، تمایزی است که میان مفهوم عدم تعهد و مفهوم بی طرفی در روابط بین الملل وجود دارد. برخلاف تلقی عمومی، مفاهیم عدم تعهد و بی طرفی یکی نیستند. تفاوت آن ها به ماهیت، حوزه و کارکرد هریک از این مفاهیم برمی گردد. اختلاف عمده آن ها این است که این دو مفهوم هریک با علوم آکادمیک مجزایی سروکار دارند.بی طرفی معمولا درمتن حقوقی و قانونی به کار برده می شود در حالی که عدم تعهد به عنوان یک موضع سیاسی مورد بررسی قرار می گیرد.

مفهوم بی طرفی نشان دهنده سیاستی است که در زمان جنگ توسط یک کشور ثالث اتخاذ می شود و بنابر آن اعلام می کند با هیچ یک از طرفین نزاع و جنگ مشارکت ندارد.باید متذکرشد که بی طرفی آن گونه که ما درمی یابیم، محصول نظام دولت مدرن است، البته بی طرفی همواره معنای مثبتی نداشته است. به عنوان مثال در قرون وسطی در اروپا به جهت اعتقاد به قوانین معتبر جهانشمول و باور به معنای مطلقی از عدالت، بی طرف بودن مورد قبول نبود، چراکه این اعتقاد وجود داشت بین حق و باطل یا خیر و شر جنگ و ستیز وجود دارد. در حوزه علوم سیاسی، واژه بی طرفی برمی گردد به نوعی استراتژی سیاسی خارجی که هدفش به کار بردن قوانین بی طرف بودن در زمان جنگ است. در زمان صلح سیاست خارجی یک دولت بی طرف باید از بعضی قواعد نانوشته پیروی کند که مهم ترین آن ها عدم الحاق به هرگونه اتحاد نظامی امنیتی یا سیاسی با دولت های متجاوز بالقوه است.به لحاظ نظری، تفاوت عمده میان سیاست های بی طرفانه پایدار و عدم تعهد مبتنی است بر تقسیم جهان براساس محور شمال جنوب. اکثر کشورهای کمتر توسعه یافته ترجیح می دهند که غیرمتعهد خوانده شوند تا بی طرف، این درحالی است که بخش عمده ای از دولت های بی طرف، جزو کشورهای توسعه یافته به ویژه اروپایی هستند.

محققان عدم تعهد را به واسطه ماهیت و کارکرد استراتژی سیاسی از بی طرفی پایدار تفکیک می کنند. از این منظر، بسیاری از طرفداران عدم تعهد بیان می دارند که این استراتژی، پویا، منصفانه و سازنده بوده در حالی که بی طرفی پایدار بزدلانه، غیر پویا و انزواگرایانه است. ایشان عقیده دارند دولت های دارای استراتژی بی طرفی پایدار، نه تنها در منازعات بین دول بلکه در مناسبات بین المللی نیز موضع و مشارکتی منفعلانه دارند. از سوی دیگر عدم تعهد سیاست فعالانه ای است که باعث ترقی عالمی می شود که در آن دولت های ضعیف تر می توانند بدون مداخله دولت های قدرتمند به حیات خود ادامه دهند. کشورهای عضو جنبش عدم تعهد با اتکای بر فشار عملکردهای جمعی خود و افکار جمعی و بین المللی از کشورهای ضعیف حمایت می کنند.جنبش عدم تعهد بزرگ ترین مجمع کشورهای در حال توسعه بیرون از حیطه سازمان ملل است، اما کشورهای عضو این جنبش گروهی یک دست نیستند. براساس رویکردهای ایشان در سیاست خارجی این جنبش شامل دولت های انقلابی میانه رو محافظه کار می شود. به عنوان مثال کوبا و ویتنام اغلب از رویکرد غیر متعهد رادیکال نسبت به تغییر در اجتماع بین المللی حمایت می کنند.عربستان سعودی وسنگاپوردرمیان محافظه کاران بوده و هند والجزایر جزو دولت های میانه روبه حساب می آیند.(3)

جنبش عدم تعهد چگونه تشكيل شد؟

57 سال پیش جنبش کشور‏های غیرمتعهد یاجنبش عدم تعهد درسال ۱۹۶۱ میلادی در اوج جنگ سرد و فضای دوقطبی بین غرب وشرق باهدف وحدت میان کشورهایی که نه دراردوگاه کمونیسم ونه دراردوگاه سرمایه‌داری (امپریالیسم)،قرار داشتند، تشکیل شد. اما با اتمام دوران جنگ سرد، هم اکنون اعضای این جنبش را اکثرا کشورهای در حال توسعه تشکیل می‌دهند.نخستین تلاش برای ایجاد همگرایی میان کشورهایی که بعدها به غیرمتعدها معروف شدند، در سال ۱۹۵۵ در کنفرانس باندونگ در شهر باندونگ اندونزی انجام شد. جواهر لعل نهرو، جمال عبدالناصر و سوکارنو رؤسای وقت حکومت کشورهای هند، مصر و اندونزی در این اجلاس اندیشه تشکیل چنین سازمانی را مطرح کردند. چون این اتفاق کمی بعد از استقلال هند رخ می داد تحت تاثیر جهان بینی مهاتما گاندی نیز قرار داشت.در ۱۹۶۱ اولین اجلاس سران عدم تعهد با حضور مارشال یوزیپ بروز تیتو رهبر یوگوسلاوی، قوام نکرومه رهبر غنا، جمال عبدالناصر رئیس جمهور مصر، جواهر لعل نهرو نخست وزیر هندو سوکارنو رهبر استقلای اندونزی در کنفرانسی که در شهر بلگراد در کشور یوگسلاوی برگزار شد، این سازمان موجودیت خود را اعلام کرد.

جمهوري اسلامي ایران که به دلیل عضویت در پیمان نظامی مرکزی سنتو از عضویت در جنبش عدم تعهد محروم مانده بود در سال 1979 پس از پيروزی انقلاب اسلامي به عضويت اين جنبش در آمد.

لغو بر گزاری هفتمین اجلاس سران در بغداد به دلیل تجاوز نظامی عراق به ایران وانتقال این اجلاس به دهلی نوازمهمترین رویدادهای جنبش به حساب می آید. حال قراراست در شهريور ماه سال جاري اجلاس سران جنبش عدم تعهد در ایران برگزار شود.

53 کشور آفریقایی، 40 کشور آسیایی، 26 کشور آمریکای لاتین و کارائیب ویک کشور اروپایی (بلاروس) 120 عضوجنبش عدم تعهد راتشکیل می دهند و18 کشور و10 سازمان ازجمله سازمان ملل،سازمان همکاری اسلامی واتحادیه عرب نیزاعضای ناظراین جنبش را تشکیل می دهند.(4)

آشنائي بااركان جنبش عدم تعهد:

ركن اول) کنفرانس سران:

جنبش همانند اکثر ساختارهای بین‌المللی دارای ارکان مختلف و مشابهی با دیگر ارگان‌ها است. در این میان کنفرانس سران از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. این رکن که عالی‌ترین رکن جنبش به حساب می‌آید هر سه سال یک بار برگزار و هر بار در پایتخت یکی از کشورهای عضو منعقد می‌گردد. همانند سازمان کنفرانس اسلامی هر کشوری که کنفرانس سران در پایتخت آن برگزار گردد، در دور آتی و تا اجلاس آینده سران ریاست جنبش عدم تعهد را بر عهده خواهد گرفت، از این رو میزبانی کنفرانس سران از اهمیت قابل توجهی برخوردار است.

ركن دوم) دبیرخانه:

دومین رکن جنبش رکنی است که در دیگر سازمان‌ها از آن به عنوان دبیرخانه یاد می‌کنند و در ساختار جنبش به آن عنوان ریاست گروه داده‌اند. با این حال تفاوت عمده‌ای در انتخاب آن به چشم می‌خورد. رئیس گروه یا همان دبیرکل همواره وزیر خارجه کشوری است که ریاست کنفرانس سران را نیز بر عهده دارد. به عبارت دیگر وزیر خارجه کشوری که اجلاس سران در آنجا برگزار می‌گردد به عنوان رئیس گروه یا دبیرکل NAM برگزیده خواهد شد.

ركن سوم) کنفرانس وزرای خارجه:

سومین رکن جنبش کنفرانس وزرای خارجه است.این کنفرانس نیزهمانند کنفرانس سران هر سه سال یک بار و مدتی قبل از برگزاری نشست سران تشکیل می‌شود و علاوه بروظایف خود، مقدمات کنفرانس سران را نیز فراهم می‌آورد. البته می‌توان در مواقع اضطراری به صورت فوق‌العاده نیزکنفرانس وزیران را منعقد نمود. در خلال اجلاسیه‌های سالانه مجمع عمومی سازمان ملل متحد و برای ایجاد جبهه‌ای واحد درمسایل بین‌المللی و علی الخصوص مواردی که قراراست درهرنشست مجمع عمومی مطرح شود وزرای خارجه عضو NAM سالیانه قبل ازاجلاسیه مجمع یک نشست هماهنگ نیز برگزار می‌نمایند.

ركن چهارم) دفتر هماهنگی:

رکن چهارم جنبش غیرمتعهدها دفتر هماهنگی است. اعضای این دفتررا وزرای خارجه یا نمایندگان دولت‌ها تشکیل می‌دهند. این دفتردرمواقع اضطراری ودربین اجلاسیه‌ها درصورتی که لازم شد تشکیل جلسه می‌دهد. وظیفه‌ی دیگراین دفتررسیدگی به درخواست‌های عضویت است. این درخواست‌ها به این دفترابلاغ ودر آن موردرسیدگی قرارمی‌گیرد.در نهایت بایستی به گروه‌های کاری نیزاشاره کردکه قبل ازاجلاسیه‌ها فعالیت‌شان بیشتر شده و فعالیت اولیه نشست‌ها را بر عهده دارند و به عبارت دیگر به عنوان کمیسیون‌های داخلی جنبش به شمار می‌آیند.(5)

جنبش عدم تعهد به عنوان يك تشكل مهم بين‌المللي:

جنبش عدم تعهد به عنوان يك تشكل مهم بين‌المللي، يكي از مجموعه‌هاي تاثيرگذار بر روند تحولات جهان است. اين جنبش از همان ابتداي تشكيل به مثابه نشانه‌اي از پايان دوران استعمار، ‌اعلام مخالفت با پذيرش سلطه قدرت‌هاي بزرگ و تريبوني آزاد براي اعلام نظرات و مواضع كشورهاي جهان سوم و در حال توسعه بود و عضويت در آن به منزله دستيابي به استقلال سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي به شمار مي‌آمد.

زمينه‌هاي مهم تاريخي در روند تكوين جنبش عدم تعهد را مي‌توان گردهمايي‌هاي منطقه‌اي در آسيا و آفريقا بين سال‌هاي 1947 تا 1955 دانست كه با هدف همكاري و يافتن راه‌هاي عملي براي حل مشكلات مبتلابه كشورهاي تازه استقلال يافته برگزار مي‌شد. نمايندگان كشورهاي آسيايي، آفريقايي و آمريكاي لاتين براي نخستين بار در سان ‌فرانسيسكو ملاقات كردند و اين ديدار مقدمه تشكيل يك رشته جلسات در اوايل دهه 50 ميلادي را فراهم كرد.

اصطلاح «عدم تعهد» نخستين بار توسط جواهر لعل نهرو نخست وزير هند طي نطقي در 28 آوريل 1954 در كلمبو بيان شد و پس از آن با تلاش رهبران آسيايي - آفريقايي و بنيانگذاران جنبش عدم تعهد اين جنبش شكل گرفت. در حقيقت همه اعضاي جنبش عدم تعهد غيرمتعهد نبودند و اغلب درك متفاوتي نسبت به جنبش داشتند. يافتن يك ايدئولوژي مشترك كه بتواند ابزاري براي ارائه اتحاد ظاهري براي اعضاي اصلي جنبش باشد كه درصدد يافتن يك نقش اصلي آن بودند، كار آساني نبود. اغلب اعضاء تمايل چنداني به اصول فلسفي نشان نمي‌دادند و تنها در زمينه‌هاي سياسي و اقتصادي خاص فعاليت داشتند.از اين رو اتحاد آنها يك اتحاد مشترك نبود بلكه يك هويت مشترك و جديد به حساب مي‌آمد. لذا مفهوم عدم تعهد با بي‌طرفي كه در حقوق بين‌المللي كلاسيك تعريف شده است، تفاوت دارد. غرض از مفهوم بي‌طرفي متداول در جنبش عدم تعهد، ‌عدم مشاركت در اختلافات و منازعات دولت‌هاي بزرگ بود كه در اواخر دهه 50 و اوايل دهه 60 ميلادي هر زمان احتمال بروز آن وجود داشت.

جنبش غیرمتعهدها نویدبخش آینده روشن در تحولات جهانی:

جنبش غیرمتعهدها با جایگاه، توان وروند پرشتاب خود،نماد بروزوظهورنظام چندقطبی بوده وبا به چالش کشیدن نظام سلطه ویکجانبه‌گرایی،افقهای روشنی پیش روی ملل جهان قرارداده است. هم اکنون این جنبش تجلی اراده ملل مستقل برای دستیابی به صلح برمبنای عدالت وارزشهای والای انسانی ومعنوی بوده وباظرفیت‌های بالفعل وبالقوه اقتصادی - صنعتی،رشد اقتصادی قابل توجه وبازار تولید و مصرف در کشورهای مستقل، نویدبخش آینده روشن در تحولات جهانی است.

استراتژي و راهبرد جنبش عدم تعهد:

از مجموع كنفرانس هايي كه تاكنون برگزار شده است اين موارد را مي توان به عنوان استراتژي و راهبرد جنبش عدم تعهد يادآوري كرد:

احترام به حاكميت و تماميت ارضي ؛كاهش تشنج در روابط بين الملل ؛ مخالفت با پيوستن به اتحاديه هاي نظامي؛ پشتيباني ازمنشور ملل متحد؛خودمختاري وآزادي همه ملل ازبند استعمار ؛ همكاري مثبت بين المللي

حل مسالمت آميز اختلافات ؛ مبارزه با نژادپرستي؛ لزوم خلع سلاح با نظارت بين المللي و امضاي قرارداد خلع سلاح از سوي قدرت هاي بزرگ؛ مداخله نكردن در امور داخلي ديگر كشورها ؛ ايجاد سنتزي از ناسيوناليسم و انترناسيوناليسم براي گسترش روابط كشورهاي جهان سوم؛ مبارزه با عقب ماندگي و... (6)

جنبش عدم تعهد در كانون تحولات استراتژيك جهان:

اين جنبش جهاني،تجلي اراده نمايندگان ملت‌هاي عدم تعهدبراي همكاري مشترك دردستيابي به آرمانهاي

رفيع ملل جهان همچون صلح، ‌امنيت، توسعه و پيشرفت اقتصادي است. برگزاري اجلاس سران نشان از تكوين ايده همكاري وهمسويي كشورهاي مستقل جهان براي نيل به همگرايي وتحقق توسعه پايداردر اقصي‌نقاط جهان دارد. اين همكاري مشترك مي‌تواند الگوي مناسبي براي تقويت وتعامل اجزاء تاثيرگذار درمناسبات جهاني وبين‌المللي شود. فرآيند جهاني سازي درهزاره سوم ميلادي،اتخاذ سياست‌ همگرايي و تكيه برسرمايه‌هاي مادي ومعنوي رادرتامين مصالح دسته جمعي كشورهاي عدم تعهد اجتناب ناپذيركرده است. تحولات بين‌المللي با سرعت درحال تغييرودگرگوني است ودراين ميان جنبش عدم تعهدبا قرار گرفتن دركانون تحولات استراتژيك جهان،توان واستعداد بالقوه فراواني براي مشاركت فعال واختصاص سهم بسزايي ازاين تحولات دارد.

انتظارات ازجنبش عدم تعهد:

جنبش عدم تعهد بعد از سازمان ملل، بزرگترين تشكل سياسي بين دولت ها است. چيزي نزديك به دو سوم اعضاي سازمان ملل وجامعه بين المللي در اين جنبش عضويت دارند. بطور طبيعي چنين تشكيلاتي با توجه به توانمندي ها وظرفيت هاي سياسي،اقتصادي و فرهنگي نهفته درآن بايد برون دادهاي مشخص تر وكاراتري داشته باشد.عليرغم آنكه اين جنبش دوسوم كشورهاي جهان راشامل مي شود اما تنها 20 درصد توليد ناخالص داخلي در جهان متعلق به آنها است. به نظرمي رسد ميزان وابستگي منابع و تعهدات متقابل برخي ازاعضاي عدم تعهد با قدرتهاي بزرگ چنان گسترده است كه امكان هرگونه تصميم گيري مؤثردر مسايل جهاني و در چارچوب جنبش را براي آنان دشوار مي سازد.اكنون كه نظام اقتصادي سرمايه داري به بن بست رسيده و دامنه بحران بصورت روزافزون در كشورهاي وابسته به اين نظام رو به گسترش است و روزي نيست كه جهان شاهد جنايات آمريكا و قدرتهاي وابسته عليه ملت هاي تحت ستم نباشد، لازم است تا ساختار اين جنبش تغيير يافته و با بازتعريف مأموريت خود، از اينكه فقط نقش «تريبون» را ايفا كرده و صرفا بيانيه صادر نمايد، خارج شود.جنبش عدم تعهد بايد با هدف تأثيرگذاري برمناسبات بين المللي در قبال و قايع جهاني خصوصاً اتفاقاتي كه امنيت مردم را به مخاطره مي اندازد،موضع گيري نمايد.اين انتظاربجا وبرحقي است كه كشورهاي غيرمتعهد درقبال زياده خواهي آمريكا دراقصي نقاط جهان، موضع صريح وجدي بگيرند.

جنبش عدم تعهد بايد متعهدانه به منشوراين جنبش بازگردد واهدافي چون مبارزه با نژادپرستي ورهايي مردم ازچنگ استعمارراكه جزء آرمانهاي بنيادين خود قرارداده، متجلي سازدودنبال سازوكارهايي باشد كه بتواند حقوق ملت هاي خود رااستيفا نمايد. زمان ايراد خطابه هاي آتشين ازتريبون جنبش عدم تعهد به سرآمده، اكنون وقت تعهد به« عمل »است.

 سه شنبه:۱۰/۵/۱۳۹۱-۱۱رمضان۱۴۳۳-۳۱ژوئیه۲۰۱۲

 

پا نويس ها:

1-    علي بابائي، غلامرضا؛ فرهنگ سياسي، تهران، نشر آشيان، 1382، ص 219.

2-    عبدالعلی قوام «اصول سیاست خارجی و سیاست بین الملل» سمت یازدهم 1384 تهران.

3-    عنوان اصلی مقاله عبارت است: IRANIAN FOREIGN RELATIONS, 1979 - 1989

که فصلی است از کتاب:

Revolutionary States, Leaders, and Foreign Relations A Comparative Study of China, Cuba, and Iran Foreword by R.K. Ramazani

مترجم : سید مجید کمالی، هفته نامه خردنامه، 1384 ، شماره 86.

4-    سکانداري ايران برجنبش عدم تعهد وتعدیل رفتار قدرت‌های بزرگ،گروه  سياسي مشرق،21/2/91.

5-     مهدی صمدی، قدرتمندی بدون سلطه‌گری، سایت باشگاه اندیشه،۱۶ آبان ۱۳۸۳ .

6-    رضا موسي زاده ،«سازمان هاي بين المللي» ميزان ششم 1384 تهران .

           

دین ، سيا ست وعدالت - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 2:2 بعد از ظهر

دین ، سيا ست وعدالت                             

اسدالله افشار

واژه هاي فراواني يافت مي شود كه ما در گفتگوهاي روزانه خود، آن را به كرّات به كار مي بريم و كم و بيش هم مقصود همديگررا به روشني درك مي كنيم و ليكن اگر در مقام درک دقيق آنها برآئيم، به زودي از پيچيدگي مفهوم ودشواري درک آنها،دچار شگفتي مي شويم.این واژه ها عبارتست از:دین، سیا ست وعدالت. اینک به اختصار پیرامون آنها مطالبی را موردبحث وبررسی قرارمی دهیم.

رابطه دین و سیا ست ازدومنظر:

ازدیرباز، دین وسیا ست دو مقوله مهم در زندگی بشر بودهاند و به دلیل اهمیت آنها در شكل دهی حیات بشر، همواره ذهن آدمی را به خود مشغول داشتهاند. درخصوص رابطه دین و سیاست، كلاً دو نظریه اساسی و اصلی:تفكیك وتداخل، وجود دارد. دیدگاه تفكیك، هرگونه ارتباط را بین دین و سیاست نفی میكند، و دخالت هر یك از آنها را در امر دیگری، موجب اضمحلال هر دوی آنها میپندارد. ازاین دیدگاه، الگویی حكومتی استنتاج میشود كه در آن، اصولاً دین درتعیین راهبردهای اصلی وفرعی حكومت نقشی ندارد. چنین حكومتهای را لائیك و سكولار مینامند، كه اغلب حكومتهای امروزی دنیا این گونهاند.

دیدگاه تداخل، رابطه دین و سیاست را مسلم میانگارد و تلاش میكند برمبنای آن، اهداف، ساختار حكومت و نقش فرد و جامعه را مشخص كند. مفروض بودن وجود ارتباط بین دین و سیاست در این دیدگاه، اجماع نظر بركیفیت ارتباط را معنا نمیدهد؛ بلكه برعكس، نحوه و چگونگی رابطه مزبور، محل اختلاف است و موجب میشود حامیان تداخل در گروههای جداگانه قرار گیرند. از این دیدگاه، الگویی حكومتی استخراج میشود كه دین در شكل دهی به آن و اجزای مربوطهاش، نقش اساسی دارد. بدیهی است كه الگوی حكومتی نیز براساس نبود اجماع دركیفیت ارتباط دین وسیا ست، تفاوت میكند.

رابطه دین و سیا ست از منظر ا ستاد مطهری :

استاد مطهری درآثار خود، هم درباره رابطه دین وسیاست سخن گفته، و هم الگوی حكومتی ارائه دادهاند. در اندیشه سیاسی استاد مطهری، دین اسلام یك كل تجزیهناپذیر است، هر بعدی از ابعاد آن درجای خود مهم میباشد و دین و سیاست وحدت دارند. از آنجا كه سیاست با دین یكی است و تجزیه این دو از یكدیگر غیرممكن است، مدل حكومتی كه وی ارائه میدهد، عبارت ازحكومت حاكم اسلامشنا سی است، كه اسلام شناسان یا مؤمنان به تدریج و با گذشت زمان، او را به رهبری خود برگزیدهاند. این حاكم كه رهبر نامیده میشود، مركزیت دارد و حكومت به او قائم است.

تصوری كه استاد مطهری از دین اسلام دارد، همان تصور عمومی مسلمانان است؛ برنامه جامع هدایت بشر، كه خداوند برپیامبرانش وحی كرده است و پیامبرانش به دریافت، تبلیغ و اجرای آن همت گماشتهاند. استاد مطهری بدون اینكه تعریفی از دین ارائه دهد،در همه آثار خود از ویژگیها، فواید و كاربرد آن در زندگی بشر سخن گفته است. این مطلب، بیانگر مفروغ عنه ومسلم بودن تعریف دین، در منظر وی و مخاطبانش است. (1)

استاد مطهری درباره دین نكاتی را بیان داشته است، از جمله یك نكته مهم را كه استاد مطهری بدان اشاره دارد، جاودانگی دین است:«چون دین دارای دو ویژگی است كه جاودانگی پدیدهها را تضمین میكنند، همیشگی است؛ هم جزء نهاد بشر است (فطری است) و هم از لحاظ تأمین حوائج و خواستههای بشری، مقامی را دارد كه جانشینی ندارد و چیز دیگری نمیتواند جایش را بگیرد». (2).نكته مهم دیگری كه استاد مطهری بیان میدارد، این است كه دین اساس اجتماع است، زیرا:«ركن اساسی در اجتماعات بشری، اخلاق است و قانون. اجتماع، قانون و اخلاق میخواهد و پشتوانه قانون و اخلاق هم، فقط و فقط دین است».(3)

سیا ست ازمنظردین وحکومت اسلامی:

اسلام که عبارت است از آنچه از جانب خداوند توسط نبى اکرم صلی الله علیه وآله وسلم براى هدایت بشر فرستاده شده است و براى شناخت آن باید به قرآن،سنت و عقل مراجعه کرد و قرآن که اعجازش سند رسالت و آیاتش بى کم و کاست، وحی الهى است، مهمترین مرجع براى شناخت اسلام است،درامر سیاست دخالت دارد.و مراد، این است که حوزه فعالیتهاى حکومتی، ازقبیل نحوه تشکیل حکومت، اختیار قانون گذاری و تصمیم گیریهاى حکومتی، چگونگى مشارکت مردم در اداره جامعه، اختصاص اموال حکومتی و ارتباط با دول و ملل بیگانه ومسائلى از این دست که از آن، به حقوق اساسى نیز تعبیر مى شود، جزء تعالیم اسلام است. به همین جهت مراد از عدم دخالت اسلام در سیاست، این خواهد بود که تصمیم گیرى در این حوزه از فعالیت انسان، به خود او واگذار شده تا درباره این مسائل، تصمیم گیرى وعمل نماید و دین، در این مقوله، نظر یا حکم خاصى ندارد. اگر حکومت و سیاست را خارج ازحوزه اسلام بدانیم، نخواهیم توانست حکومتی را به اسلام نسبت دهیم و آن راحکومت اسلامى بنامیم گرچه آن حکومت،درجامعه مسلمین و توسط آنان اداره شود. حکومت و سیاست اسلامى، آن است که از متن اسلام به دست آمده باشد. واصلاح و سامان امور جامعه، مقدمه اى براى هدف برتر اسلام، یعنى خداشناسى و خداپرستی است امااین بدان معنا نیست که آن را مغفول گذارده است.

آئین مقدس اسلام یك نظام كامل اعتقادى، عبادى، اخلاقى، سیاسى، اقتصادى، نظامى و اجتماعى است. برنامه كاملى است كه سعادت دنیوى و اخروى انسانها را تضمین مى نماید و در تمام شئون انسانها دخالت نموده است و اصولا زندگى روحانى و اخروى انسان را از زندگى دنیوى جدا نمى داند. جهاد و دفاع، روابط مسلمین با خودشان و با اجانب و كفار، امر بمعروف و نهى از منكر، قضا و داورى، حدود و قصاص و تعزیرات، مبارزه با ظلم و ستم، زكات و خمس، تبلیغ و ارشاد، آموزش و پرورش، قوانین اقتصادى و تجارى، برنامه هاى كشاورزى و دامدارى، بهداشت و درمان، ودهها برنامه هاى اجتماعى دیگر، همه اینها نیز بخش مهمى ازاسلام را تشكیل مى دهند صدها آیه وهزاران حدیث در این موارد صادر شده كه در فقه اسلام وكتب علمى مورد بحث و تحقیق قرار گرفته است، ازباب نمونه:« وجاهدوا باموالكم وانفسكم فى سبیل الله ـ توبه 41»

« یا ایها النبى جاهد الكفار و المنافقین واغلظ علیهم ـ تحریم 9»

« و اعدوا لهم ما استطعتم من قوه و من رباط الخیل ترهبون به عدو الله و عدوكم و آخرین من دونهم لاتعلمونهم الله یعلمهم ـ انفال 60»

« و قاتلو ائمة الكفر انهم لا ایمان لهم لعلهم ینتهون ـ توبه 12»

« و قاتلوا المشركین كا فه كما یقاتلونكم كا فه ـ توبه 36»

یا ایها الذین آمنوا لا تتخذوا الكا فرین اولیاء ـ نساء 144

« یا ایها الذین آمنوا لاتتخذوا الیهود و النصارى اولیاء ـ مائده 51»

« و ان طائفتان من المؤمنین اقتتلوا فاصلحوا بینهما فان بغت احداهما على الاخرى فقاتلوا التى تبغى حتى تفى ء الى امر الله فان فاءت فاصلحوا بینهما بالعدل ـ حجرات .9»

« محمد رسول الله و الذین معه اشداء على الكفار رحماء بینهم ـ فتح .29»

« و لتكن منكم امة یدعون الى الخیر و یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنكر آل عمران .104»

« ما لكم لا تقاتلون فى سبیل الله و المستضعفین من الرجال و النساء و الولدان الذین یقولون ربنا اخرجنا من هذه القریة الظالم اهلها ـ نساء 75»

« فاحكم بین الناس بالحق و لا تتبع الهوى ـ سوره ص 26»

« یا ایها الذین آمنوا كتب علیكم القصاص فى القتلى ـ بقره 178»

« الزانیة و الزانى فاجلدوا كل واحد منهما مئة جلده ـ نور 2»

« اذن للذین یقاتلون بانهم ظلموا و ان الله على نصرهم لقدیر ـ حج .39»

« خذ من اموالهم صدقه تطهرهم و تزكیهم و صل علیهم ـ توبه .103»

«و اعلموا انما غنمتم من شىء فان لله خمسه و للرسول و لذى القربى و الیتامى و المساكین و ابن السبیل ـ انفال .41»

« یا ایها الذین آمنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولى الامر منكم ـ نساء 59» از این قبیل آیات و روایات كه نمونه هاى فراوانى دارد بخوبى استفاده مى شود كه آئین مقدس اسلام یك دین انزوا طلب نیست كه در اداره اجتماع بى دخالت باشد بلكه یك نظام كاملا اجتماعى است كه پیاده شدن آن نیاز به رهبر و حاكم و تشكیلات وسیع ادارى و برنامه ریزى دارد، این معقول نیست كه بگوئیم در اسلام قوانین سیاسى و ادارى و اجتماعى تشریع شده ولى شارع مقدس اسلام نظرى به حكومت و قوه مجریه و قضائیه ندارد، بنابراین حكومت و رهبرى و امامت و سیاست، از دین جدا نیست بلكه مهمترین بخش دیانت و ضامن حفظ و اجراى قوانین الهى و مدافع آنها است. سیاست هم جز این معنائى ندارد، سیاست عبارتست از اداره اجتماع و كشور دارى بر طبق ضوابط معین، سیاست حكومت اسلامى هم بدین معنا است كه امور اجتماعى مسلمین را در محدوده قوانین شریعت اداره مى نماید. سیاست به معناى حقه بازى و فریب و ستمگرى نیست تا كسى بگوید: دین اسلام اجل از سیاست است، پس نه تنها سیاست از دین جدا نیست بلكه حساسترین بخش دین است.

قرآن و اندیشه سیا سی:

قرآن كریم، مطابق آیه 89 سوره نحل بیانگر هر چیز می باشد، كه از مباحث سیا سی نیز بحث كرده است. و همانطوركه قبلا گفتیم دین اسلام درعرصه سیا ست نیز وارد شده است و ورود به سیاست به این معنی است كه قرآن كریم دارای اندیشه سیاسی است. این اندیشه سیا سی دارای دو بخش است، یكی «فلسفه سیاسی اسلام» و دیگری «فقه سیاسی اسلام» می باشد. یكی از مباحثی كه در فلسفه سیاسی اسلام، مطرح است، ارتباط عمیق فلسفه سیاسی واعتقادی می باشد. این مطلب ازآیه 59 سوره نساء استفاده می شود. دراین آیه آمده است: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فِی شَیْ ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَی اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ»؛ ای اهل ایمان، خدا و رسول و فرمانداران از طرف خدا و رسول رااطاعت كنید، اگردرامری كارتان به گفتگو و نزاع كشد به حكم خدا و رسول بازگردید، اگر به خدا وروزقیامت ایمان دارید. درتفسیرراهنما آمده است: چون اطاعت ازخدا و رسول و اولوالامر یك مسأله سیاسی است، مترتب بر ایمان می باشد كه یك مسأله اعتقادی شده است، پس میان مسائل سیاسی و امور اعتقادی رابطه عمیق وجود دارد. همچنین این مطلب را از آیه 144 سوره نساء نیز استفاده می شود كه حكومت باید بر مبنای ایمان باشد. به هر حال اسلام ازنظراصول وفروع وتاریخ با مسأله حكومت آمیخته است. هر كس قرآن میجد و سنت پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ وائمه معصومین، وهمچنین تاریخ اسلام را مورد توجه قرار دهد، این مسئله را به وضوح در می یابد كه جدا كردن حكومت و سیاست ازاسلام و دین امری غیرممكن است و به منزله این است كه بخواهند اسلام را از اسلام جدا كنند!

پیامبراسلام نخستین كاری كه بعد ازهجرت به مدینه انجام داد تشكل حكومت اسلامی بود.كتب فقهی هم به سه بخش تقسیم می شوند كه عبارتند از: عبادات، معاملات و سیاسات... بنابراین ازمنظر قرآن و روایات جدایی بین دین وسیا ست تصور ندارد وهردوعین یكدیگر هستند. با یك تحلیل عقلی می توان گفت: ارتباط دین با سیاست؛همانند«ارتباط قرآن با خداست». همانند ارتباط رسول خدا با قرآن است. همانند ارتباط آیات قرآن با آیات قرآن وارتباط امامان با قرآن می باشد وجدایی تصور ندارد.

بنابراین جای تردید باقی نمی ماند كه جدا ساختن تعلیمات اسلامی از مسایل سیاسی، امری غیرممكن است، و شعارهایی كه در غرب در مورد جدایی سیاست از مذهب داده می شود در شرق اسلامی كاملاً بی محتوا و بی ارزش است.

عدالت از معروف ترین مفاهیم و ارزش ها درطول تاریخ بشری :

عدالت یکی از پرپیشینه ترین و معروف ترین مفاهیم و ارزش ها در طول تاریخ بشری است. اگر نگاهی به ادبیات مکتوبی که از قدیمی ترین حکیمان و اندیشمندان به دست ما رسیده بیندازیم درمی یابیم که همه بدون استثنا بدین مفهوم عطف توجه مبذول داشته اند. از حکیمانی چون: بودا و کنفسیوس و لائوتسه و زرتشت تا پیامبران سه دین ابراهیمی و از فیلسوفان مطرح یونان باستان تا تفکرسکولاری که در جهان جدید مطرح شده همه توجهی قابل اعتنا به مفهوم عدالت روا داشته اند. این تکثر در تامل بر عدالت البته تکثر و تنوعی مثال زدنی در رویکردها و روش ها و مضامین را نیز به وجود آورده است، به طوری که ما هم اکنون با طیفی از آرای مختلف در باب عدالت روبرو هستیم. در مقام روش البته گاهی روش تجربی برای رسیدن به معنای این ارزش به کار رفته است و گاهی روش عقلی و منطقی اتخاذ شده است. در پاره ای آرا حتی روش نقلی برای فهم عدالت مورد توجه قرار گرفته است یعنی به تاریخ تفکر و تمدن بشری توجه شده است. رویکردها نیز گاه پدیدارشناسانه، شهودگرایانه، هستی شناسانه و معرفت شناسانه بوده اند.

بحث عدالت؛دغد غه انسان :

عدالت از جمله مفاهيمي است که همواره ذهن بشر را به خود مشغول داشته و در طول تاريخ، جهت يافتن پاسخي براي آن کوشيده است. بخشي از اين تلاش موفقيت آميز بوده و يک سري اصول پايدار، ثابت و فراگير از نظر زماني (در طول تاريخ) و مکاني (در سراسر جهان) در پي اين تلاش موفقيت آميز تعريف شده است. بخشي از تلاش هم بي نتيجه مانده است که مي تواند بخاطر دخالت تأثير گذار شرايط زماني و مکاني در بازتعريف پاسخ اين پرسشهاي پايدار باشد. پي بردن به اهميت يافتن پاسخ اين پرسشها، بويژه عدالت ـ که شايد مهمترين و همگاني ترين خواستة بشر باشد، چه ديگر پرسشها چون «آزادي» به هر معنا ومفهوم آن براي همة‌ بشر پذيرفته نيست و «امنيت» نيز دست کم خواسته ومطلوب اشرار نيست و اين در حالي است که اين دو نيز از پرسشهاي پايدار هستند ـ مي تواند به کوشش بيشتر براي يافتن و تسهيل استقرار آن در پي شکل گيري مبادي نظري آن بينجامد.

دغدغه اي كه باعث مي شود ما انسان ها به بحث عدالت بينديشيم ، دغدغه « به زيستن » است . عدالت امري عمومي ، فرا تاريخي و انساني است ؛ يعني مربوط به مذهب خاص ، دين خاص ، و دوره تاريخي خاص نيست بلكه همواره در ميان همه اديان و مكاتب مطرح بوده و خواهد بود . عدالت امري تلقي مي شود كه در صورت رعايت آن زندگي ما بهتر از آنچه كه هست مي شود كه ما چگونه نظمي برقرار كنيم كه عادلانه باشد ؟ انسان موجودي است كه نمي تواند به تنهايي زندگي كند .

ارسطو مي گفت : اگر موجودي بتواند به تنهايي زندگي كند ، يا خداست يا دد است . انسان زندگي اش در تعامل با ديگران شكل مي گيرد و داراي اهدافي است كه لازمه دست يابي به آن ، برقراري نظم در جامعه مي باشد . نظم دو صفت عادلانه يا غيرعادلانه دارد . در هر جامعه اي نظم عادلانه نظمي است كه بيشترين خرسندي را براي افراد آن جامعه فراهم آورد و در مقابل ، اگر مردم جامعه از نظم موجود خرسند نباشند نشان دهنده اين است كه احتمالاَ در آن جامعه نظم عادلانه اي وجود ندارد . انسان هايي كه در سطح كلان در جامعه زندگي مي كنند بايد از نظم جامعه هم راضي باشند و هم خرسند . زيرا خرسندي يك انبساط خاطر به همراه دارد .

نظم عادلانه چيست ؟ يا نظمي كه حاصل آن به بيشترين خرسندي است ، چگونه نظمي است ؟ در پاسخ به اين سؤال ابتدا بايد مفهوم عدالت و سپس محل نزاع در بحث عدالت مشخص شود . در علوم سياسي دو دسته مفاهيم داريم : مفاهيم كليدي و اصلي و مفاهيم ثانوي و فرعي . مفاهيم كليدي مفاهيم بنيادي و در عين حال اندك هستند ، قدرت ، عدالت و سعادت از مفاهيم كليدي اند . اگر بتوانيم با عدالت كنار بياييم و به آن آگاهي بيابيم ، بسياري از مفاهيم ثانوي همچون امنيت ، آزادي ، رفاه ، مشروعيت حكومت مطلوب ، استبداد و ديكتاتوري نيز روشن مي شود . سعادت درفلسفه سياسي اسلام با عدالت گره خورده است . . پاسخ ما به نظم عادلانه در گرو اين نكته است كه علت نابرابري و بي عدالتي را چه چيز بدانيم ؟ انسان نمي تواند به تنهايي زندگي كند و براي تداوم زندگي بايد داراي نظم باشد و درهر نظمي اين نابرابري وجود دارد؛ در هر نظمي يكي دستور دهنده است و ديگري فرمان بر.

نظم، بدون مقررات و قانون ايجاد نمي شود ودرهر قانوني يك رشته دستورهاست ؛ لذا بحث عدالت به وجود مي آيد. پليس دستور مي دهد و رانند اطاعت مي كند، حكومت دستور مي دهد ومردم اطاعت مي كنند. ما مرتب درحال اطاعت كردن وامردادن هستيم. نظم ، فرادستي و فرودستي دارد ، وحكومت موظف است نظم را برقراركند تا افراد به اهدافي كه براي خود تعريف كرده اند ، برسند . (4)

عدالت درحوزه سیا ست:

حوزة سياست به عنوان فراگيرترين و يا دست کم، يکي از فراگيرترين حوزه هاي امروزي زندگي بشر، نيازمند بررسي و مطالعة همه جانبه و هميشگي است. چرا که اين بررسي، براي رسيدن به سرنوشت و مسير زندگي افراد بسياري به گستردگي حوزة‌سياست مي باشد. با توجه به اهميت اين نکته، بررسي آنچه اين حوزه را تقويت کرده يا تضعيف مي کند نيز اهميت مي يابد. يکي از مهمترين اين موارد «عدالت» است که کارکرد هاي فراواني داشته و بخشي از آنها را که مربوط به حوزة‌سياست است، مي توان «کارکردهاي سياسي عدالت» ناميد.اما آيا اين کارکرد ها در نهايت، به تضعيف حوزة‌سياست مي انجامد يا تقويت آن؟ آنچه با استناد به يکي از مبادي نظري حکومت جمهوري اسلامي يعني «نهج البلاغه» آمده است ـ و طبعاً استناد به اين منبع بخاطر به کار گرفته شدن محتوايش در ايجاد جمهوري اسلامي مي تواند نتايج به دست آمده را نه آرماني که واقع گرايانه کرده و آنها را در جامعه، کاربردي کند ـ نشان از تقويت حوزة سياست با به کار بردن عدالت دارد. حتي عدالت، کارکردهايي دارد که براي قوام ودوام حوزة سياست بسيار بايسته مي باشد. اگرحوزة‌سيا ست را ـ آن گونه که ذکر کرده اند ـ حوزة‌مراکز داراي قدرت واگذار شده بدانيم، بايد توجه داشت که در اين صورت، به کارکردهايي چون ثبات، توسعه، دفع دشمن و پرکردن شکافها ـ‌اگر نه براي انجام کارکردهاي محوله اش که براي ادامه استمرار خود ـ نياز دارد.

خلاصه آن که با توجه به اهميت برآمده از کارکردهاي عدالت، تلاش جهت يافتن پاسخي براي چيستي عدالت لازم به نظر مي رسد؛ تا اين که برپاية‌آن مبادي نظري، اجراي عدالت مورد نظر هر چه زودتر تحقق يافته و دستاوردهاي آن مورد استفاده قرار گيرد. بنابراين دانستيم، که بايد بشناسيم تا بتوانيم عمل کنيم.(5)

عادلانه دیدن هستی ازمنظر تفکر دینی :

همانطور که می دانیم تفکر دینی تفکری است که بر عادلانه بودن جهان هستی دست می گذارد. این اصل مهم تفکر دینی که جهان نسبت به خوب و بد بی تفاوت نیست به بهترین نحو عادلانه دیدن هستی ازمنظر تفکر دینی را نشان می دهد. تفکراخلاقی در یونان با ستان نیز که سه چهره مطرح آن سقراط، افلاتون و ارسطو هستند کم و بیش بدین رویکرد نسبت به عدالت قایل است و عدالت را در سطح هستی در نظرمی گیرد و پس از آن این تعریف را به دیگر ساحتها تعمیم می دهد. در مقابل این تفکر پاره ای از نحله های فکری مدرن قرار می گیرند که صحبت کردن از عدالت درجهان هستی را نه باطل که بی معنا می دانند. به زعم این نحله ها و مکتب ها، انسان یارا و توان آن را ندارد که در باب عادلانه بودن و غیرعادلانه بودن جهان هستی سخن گوید و در این سطح باید موضع «نمی دانم» و «لاادری» اتخاذ شود. عدالت همچنین در سطح فرد انسانی نیز مورد توجه بوده است. در این مقام عدالت نه یک صفت برای جهان هستی که شاخصی برای عمل فردی و قوای نفس مورد تاکید بوده است. دراینجا از عادلانه بودن یا غیرعادلانه بودن هستی سخن نمی رود بلکه تاکید می شود که قوای انسان - به طور مثال قوای جسمی، ارادی و فکری - چگونه و با چه مکانیسمی       می توانند عمل کنند که بهترین فضایل و نیکی ها فراچنگ آیند یا اینکه عمل فرد چگونه عادلانه می شود. به تعبیردیگرعدالت در سطح فردی یا به معنای تعادل وتوازن قوا یا به معنای عمل عادلانه است. تفکردینی به این نوع ازعدالت نیز بسی توجه داشته است و کلا تفکر جهان قدیم عدالت را در بادی امردرسطح هستی در نظرمی گیرد وآنگاه یکی ازنمادهای آن را درسطح فردی می داند وبرتعادل وتوازن قوا و عمل عادلانه متمرکز می شود. اما شاید یکی از مهمترین تفاوت های تفکر اخلاقی جهان جدید با تفکر اخلاقی جهان قدیم تاکید بر نوع متفاوتی از عدالت است. تفکر اخلاقی جهان جدید عادل بودن را صفت جامعه و فرهنگ و سیاست نیز در نظر می گیرد و تنها به عدالت یا بی عدالتی هستی و قوا و اعمال انسانی توجه ندارد. شکی نیست که بین این سه نوع عدالت یعنی عدالت هستی شناسانه، عدالت فردگرایانه و عدالت جامعه محورانه ارتباطاتی نزدیک و تودرتو وجود دارند اما آنچه این سه نگاه را از یکدیگر جدا می کند تاکید بر یکی و کمرنگ کردن دو نوع دیگر عدالت است.

عدالت سيا سي درنظام مهدوی:

"عدالت سيا سي" به معناي كاربرد مصداقي اصل عدل در عرصه‌هاي نظري و عملي سياست است و با مفاهيم سياسي از يك سو (مانند قدرت، مشروعيّت، آزادي، برابري، اطاعت و اجبار سياسي) و از سوي ديگرعنا صر و نهادهاي عيني اعمال قدرت هم‌چون حكومت، روش توليد وتوزيع قدرت سيا سي در ارتباط است. درحالی که عدالت سيا سي مهدوي بخشي ازنظام عام عدالتي است که برسراسرجهان حاکم است. در نظام سيا سي مهدوي و شيعي نظام آفرينش نظامي است مبتني بر عدل: ((بالعدل قامت السموات و الارض)). علاوه بر توازن و تناسب حاکم بر نظام آفرينش، به عنوان فعل خداوند متعال، رفتار باريتعالي در برخورد با انسان‌ها نيز عادلانه است. هم‌چنين افاضه وجود و رحمت متناسب با قابليت‌ها بوده و مي‌باشد.

در انديشه اسلامي و به ويژه در نظام مهدوي، "عدالت سياسي" بنيادي است شرعي و اخلاقي و برهاني كه در يك نظام صحيح الهي ـ مردمي، مشروع است. فرماندهي حاكمان و فرمانبري حكومت شوندگان را قانوني مي‌سازد و با رفع محدوديت‌هاي ساختگي، مشاركت برابر و آزادانة عموم در عرصه‌هاي سياسي را مهيا مي‌كند. در عصر مهدوي، توزيع قدرت و مناصب سياسي و ميزان مشاركت، بر حسب استحقاق، شايستگي و كارآمدي افراد صورت مي‌گيرد، هر كس به اندازه قابليّت و توانايي‌اش، در امور سياسي و اجتماعي دخيل مي‌گردد و با نفي خودكامگي و تغلب، زمينه تحقق توانمندي‌ها و استعدادهاي شهروندان (با توجه به ميزان تلاش آنان) فراهم مي‌شود."عدالت سياسي" در نظام مهدوي، همانند وضعيت آن در مكتب‌هاي فعلي در انديشه غربي تنها مبتني بر توافق افراد نيست، بلكه اين امر در صورتي ارزشمند و عادلانه است كه در چارچوب شريعت اسلامي تعريف و پي‌ريزي شود.

عدالت مهدوي، بر بنياد حكمت، عقلانيت، دانايي و آگاهي، هدايت، راه مستقيم، متعادل و متعالي استوار است. بنابراين، عدالت و عدالت سياسي مهدوي، عين اصلاح جهاني انسان و سازندگي انساني جهان است. ضمن دفع و رفع يا كاهش خوف و حزن، يا ريشه كن سازي آن (لا خوف عليهم و لا هم يحزنون)، مانع ايجاد هرگونه تنگنا و تعارض، تشتت اجتماعي، سياسي، فرهنگي و اقتصادي مي‌گردد. بدين ترتيب، سياست و عدالت مهدوي، به دليل داشتن كمال و كارآمدي و جلوگيري و رفع نارسايي، ناسازواري يا هژموني سياسي، اقتصادي و فرهنگي، نهتنها بحراني و بحرانزا و آسيب پذير نيست، بلكه بحران زدا و آسيب ناپذير است. به همين دليل، عدالت و سياست مهدوي، عدالت راهبردي، هدايت، امامت بنيادين، فراگير، نظام مند، هدفمند و تعالي بخش بوده و ضد عدالت ادعايي جزئي نگر، ظاهرگرا، مادي، دور از انسان و جامعه و سرگردان غرب و غربي به شمار ميرود.(6)

 

یکشنبه: 8/5/1391- 9رمضان 1433- 29ژوئیه 2012

 

پی نوشت ها:

1-   ا سلام و مقتضیات زمان، ج1و2.

2-   امدادهای غیبی در زندگی بشر، ص26.

3-   همان.

4-    عدالت و سيا ست، نجف لك زايي، روزنامه سيا ست روز.

5-    کارکردهاي عدالت در حوزة سياست از ديدگاه امام علي(ع)، مهدي مزيناني، فصلنامه انديشه صادق، مرکز تحقيقات دانشگاه امام صادق(ع)، شماره 1.

6-    عدالت سياسي مهدوي، پروفسور حميد مولانا، دكتر نجف لكزايي، دكتر صدراودكتر اخوان كاظمي، اقتراح ، مجله علمي تخصصي انتظار موعود - ويژه امام مهدي (عج)- بنياد فرهنگي حضرت مهدي موعود (عج)،شماره 13.

 

تبيين نقش ا سا سي دولت در مديريت جامعه - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 11:55 قبل از ظهر
تبيين نقش ا سا سي دولت در مديريت جامعه       

 اسدالله افشار
اشاره:
با توجه به نقش اساسي دولت در مديريت جامعه براي اعتلاي كلمة‌حق و زمينه‌سازي برپاي رشد و تعالي انسان در منطق اسلام،اين قلم تلاش نموده است با رعايت اختصار در نوشتار حاضر، به مقوله تعريف وتبيين دولت اسلامي، ضرورت تحقق وتشكيل دولت اسلامي،نقش سياست وساختارحكومت و مديريت جامعه، تعهد دولتمردان به مهمترين اصول كشورداري و تبيين مناسبات دولت و مردم در ايران معاصر بپردازد.اميد كه مباحث ارائه شده مفيد ومورد توجه قرار گيرد.
تعريف دولت اسلامي از ديدگاه حضرت علي(ع):
دولت وحكومت، همواره يكي از اصلي‌ترين مباحث علوم سياسي بوده است، تا جايي كه سياست به عنوان هنر حكومت كردن يا حكمراني تعريف شده است.مبحث مهم دولت و حكومت و همچنين آرمان‌ها و مقاصد عالية آن در منابع اسلامي، از جمله نهج‌البلاغه به كرات مورد اشاره قرار گرفته است. در مجموع مي‌توان به صورت اجمال تعريف سياست از ديدگاه امام علي(ع) را مبتني بر مديريت و توجيه و تنظيم زندگي اجتماعي انسان‌ها در مسير حيات معقول يا تجلي ولايت و رهبري خلق، براي حركت به سوي خالق و زمينه‌سازي براي تحقق هدف اعلاي خلقت انسان در عرصة حيات اجتماعي تعريف نمود.
نگاه اميرالمومنين علي (ع) به سياست:
نگاه اميرالمومنين علي(ع) به سياست، نگاهي توحيدي و الهي است؛ نگاهي كه با نگرش دنيامدارانه و قدرت محورانه به سياست، تفاوت جوهري و ماهوي دارد. منشأ اختلاف در تعريف سياست، تفاوت جهاني و تلقي‌هاي متفاوت متفكران عرصة سياست است. همچنين بين دو عرصة حكمت نظري و حكمت عملي، پيوند محكمي برقرار است. اين حقيقت از چشم پايه‌گذاران حكمت و فلسفه در تاريخ انديشة بشري پنهان نمانده و تقسيم حكمت به نظري و عملي در فلسفة يونان باستان و تلقي سياست‌مدن در جايگاه سومين بخش حكمت عملي، نشان‌دهندة باوري عميق به پيوند شاخه‌هاي گوناگون حكمت است.از نگاه حضرت علي(ع)، سياست و ساختار حكومت نه صرفاً به دليل نقش آن در مديريت امور اقتصادي و اجتماعي و تأمين امنيت و آباداني و رفاه مردم، بلكه مهم‌تر از اين، به دليل نقش اساسي در شكل‌گيري رفتار و اخلاق جامعه و سرشت و سرنوشت معنوي مردم جايگاه برجسته و مهمي‌ پيدا مي‌كند.
از ديدگاه حضرت علي(ع)، نفس حكومت و نظام سياسي براي جامعه، يك ضرورت قطعي است؛ تا جايي كه حاكميت غيرعادلانه و زمامداري غيرحق، از هرج و مرج و فقدان حكومت برتر است.(نهج‌البلاغه، خ40)
تبيين ضرورت تحقق تشكيل دولت اسلامي:
تشكيل دولت اسلامي و برقراري حاكميت عادلانه و ساماندهي امور براي دستيابي به آرمان ها و اهدافي است كه ضرروت تحقق آن را توجيه مي‌نمايد.
حضرت علي(ع)درخطبة 131ونامة 33نهج‌البلاغه نفي رغبت به دولتمداري
،بازگشت به نشانه‌هاي دين، اصلاح و امنيت و اجراي احكام الهي را جزء غايات دولت اسلامي برشمرده است.شايد بتوان از مجموع بيانات راهگشا و گهربار حضرت علي(ع) كاركرد و هدف اصلي و اصيل را براي دولت اسلامي متصور شد كه عبارت است از: 1- اقامة حق 2- احياي ارزش‌ها 3- پايداري اجراي احكام اسلام 4- ساماندهي، اصلاح و آباداني شهرها 5- دفع باطل 6- جهاد با دشمنان و تأمين امنيت مسلمانان.
تعهد دولتمردان به مهمترين اصول كشورداري:
درراستاي تحقق اهداف يادشده و براي دستيابي به دولت اسلامي، اصول، راهبردهاوجهت‌گيري‌هاي زيردرعرصه‌هاي فرهنگي،اجتماعي،سياسي،اقتصادي
ومديريتي توسط دولتمردان وكارگزاران نظام مدنظر قرارگيردوخود عامل به آنها نيز باشند:
يكم) عرصه‌هاي فرهنگي
1- پاي‌بندي دولتمردان به ارزش‌هاي اسلامي(جهد در طاعت، عمل به واجبات و مستحبات و مهار هواي نفساني)؛ساده‌زيستي و زهد از لوازم پيشوايي و دولتمداري مسلمين برشمرده شده است.
دوم) عرصه اجتماعي:
1- مردمدار بودن؛ 2- مهرورزي با مردم در حد اعلي؛ 3- دوري از خصلت استكباري؛ 4- پرهيز از خويشتن‌گرايي، تشخص‌طلبي، تفاخر؛ 5- امتناع از زورمداري، دروغ گفتن و حق‌كشي؛ 6- عدم توسل به ارعاب؛ 7- ديدار با مردم و رفع حوائج نيازمندران به دور از تشريفات اداري و انتظامي؛ 8- مورد عفو و بخشش قرار دادن مردم؛ 9- رسيدگي به فقرا و محرومين.
سوم) عرصه سياسي:
1- ترجيج دادن منافع عمومي به رضايت خواص؛ 2- تلاش براي تقويت پايگاه مردمي و جلب رضايت اكثريت تودة مردم؛ 3- طرد طبقه خواص امتيازخواه؛ 4- رعايت حقوق متقابل مردم و حكومت؛ 5- حفظ و تكريم از وحدت و اتحاد اجتماعي.
چهارم) عرصه اقتصادي:
1- ساماندهي امور مردم؛ 2- اهتمام به توسعه، عمران و آبادي از طريق ساماندهي امور مالياتي؛ 3- رفع موانع اقتصادي؛ 4- ايجاد شغل.
پنجم) عرصه مديريتي:
1- اعطاء مسئوليت و پذيرش آن متناسب با استعداد، ظرفيت، شايستگي و تخصص باشد؛ 2- اهميت دادن به نظارت و بازرسي مستمر بر كارگزاران و دولتمردان؛ 3- بهره‌گيري از مشورت با صاحب‌نظران، خردورزان، نخبگان كشور.
بازخواني كارشنا سانه مناسبات دولت ومردم درايران معاصر:
بررسي رابطه دولت و ملت از مباحث مهم علم سياست و جامعه شناسي سياسي است و نحوه تعامل اين دو و ميزان تأثير جامعه يا ملت بر دولت و بالعكس، از عوامل تأثيرگذار سرنوشت يك جامعه است هر چه ميزان توانمندي ملت در مقابل دولت بيشتر باشد تأثيرگذاري آن بر تصميمات دولت نيز بيشتر است و از تك روي دولت و ناديده گرفتن منافع ملت جلوگيري مي كند.
از ديدگاه صاحب نظران و كارشناسان خبره رابطه دولت و ملت در تاريخ ايران عموما رابطه‌اي عمومي و يكجانبه بوده و ساخت اقتدارگرا و استبدادي حكومت ها چه قبل و چه بعد از اسلام، حضور مردم در عرصه حيات سياسي- اجتماعي را بر نتابيده است. تاريخ معاصر ايران نيز كه از زمان روي كار آمدن سلسله قاجار تا دوره كنوني را در بر مي‌گيرد تا پيروزي انقلاب اسلامي از اين قاعده مستثني نيست و جز دوره كوتاه مشروطه كه نهايتا استبداد مدرن رضاخاني از دل آن بيرون آمد نشان دهنده حاكميت استبداد و ناديده گرفتن حق تعيين سرنوشت ملت است.از مطالعه تاريخ سياسي و اجتماعي ايران معاصر در مي يابيم كه قدرت سياسي در پويش نوسازي دولت هميشه به تمركز گرايي تمايل داشته و در نهايت اجازه مشاركت مردم در حوزه قدرت سياسي را به آنها نداده است؛ و در واقع ساخت عمودي قدرت مطلق سياسي، مانع مشاركت سياسي و تشديد كننده تمركزگرايي بوده است. تمركز دولت بر منابع قدرت و انحصاري بودن نحوه تقسيم آن توسط شخص شاه به هيچ وجه اجازه همزيستي،مشاركت و رقابت سياسي را به مردم نمي دهد. در حقيقت جايگاه و نقش پادشاه اصلي ترين و تعيين كننده ترين كانون قدرت و عنصر تفكيك ناپذير و مؤثر ساختار قدرت سياسي را تشكيل داده است.برخي از كارشناسان معتقدند سازوكارهاي قانوني مشاركت به تدريج باعث بحران مشاركت و نهايتا بحران مشروعيت در سطح نظام سياسي و شكل گيري جمهوري اسلامي بر مبناي مشاركت و حضور آگاهانه مردم شد. در واقع، با پيروزي انقلاب اسلامي ساختار قدرت سياسي از ساخت عمودي و يك جانبه به ساخت مشاركتي و دو جانبه تغيير يافته و حق تعيين سرنوشت مردم و مشاركت در تمام عرصه‌هاي حيات سياسي به رسميت شناخته شده است.
نقش و جايگاه مردم در نظام اسلامي:
رابطه يك جانبه و ارباب و رعيتي كه در طول قرنها متمادي در ايران شكل گرفته بود و در ايران معاصر نيز همچنان تداوم داشت، سرانجام با پيروزي انقلاب اسلامي و شكل گيري نظام جمهوري اسلامي دچار تحول عظيمي شد و فصل نويني در حيات سياسي- اجتماعي ايرانيان گشوده شد.نظام جمهوري اسلامي كه مبتني بر آموزه هاي دين مبين اسلام و به ويژه مكتب شيعه و متكي بر آرا عمومي است نه تنها در ايران بلكه دردنياي معاصر به عنوان الگويي جاري مطرح است و نظام هاي سياسي مبتني بر سكولاريسم، ليبراليسم و ساير مكتب هاي الحادي را به چالش جدي طلبيده و راهي نو پيش روي بشر معاصر گشوده است.جمهوري اسلامي كه در واقع نتيجه و محصول انقلاب عظيم الهي و مردمي ملت ايران به رهبري حضرت امام خميني(ره) مي باشد از همان ابتداي شكل گيري همواره عنصر مردمي وجايگاه ملت را درشكل گيري ساختارهاي سياسي به طور جدي مدنظرداشته است چنانچه اين امر در قانون اساسي به خوبي متجلي شده ودرصحنه عمل نيزازسوي كارگزاران نظام اسلامي ازابتدا تاكنون به طورجدي پيگيري شده است.ودراين خصوص مكانيسم هاي مختلفي براي ايفاي نقش مردم طراحي واجرا كرده‌اند كه مهمترين آنها انتخابات است.انتخابات به عنوان مجرايي براي كاناليزه كردن كنشهاي سياسي واجتماعي ملت ومهم ترين شيوه اعمال قدرت مردم براي شركت درتصميم گيري ها سياسي وتعيين كارگزاران نظام، همواره مورد توجه وتأكيد رهبري ومردم بوده ودرطول 34 سال پس ازانقلاب تقريبا هرساله يك انتخابات عظيم وباشكوه برگزارشده است.
                                                                       پنجشنبه:5/5/1391-6رمضان1433-26ژوئيه2012

منابع:
1- نهج البلاغه ترجمه :شيخ حسين انصاريان.
2- دانشنامه امام علي، علي ذوعلم، پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي، تهران: چاپ دوم، سال 1386.
3- تناقض هاي مفهوم شيوه توليد آسيايي، ترجمه: پرويز صداقت، اطلاعات سياسي اقتصادي شهرهاي 111 و 112 آذر و دي 1375.
4- نه مقاله در جامعه شناسي تاريخ ايران، ترجمه: عليرضا طيب، تهران، مركز.
5- نهادها و انديشه هاي سياسي در ايران و اسلام، حميد عنايت، چاپ دوم ، تهران، روزنه.
6- جنبش‌هاي اجتماعي معاصر ايران، سعيد زاهد، تهران، سروش.
7- دولت نهم و بازانديشي فرهنگي مناسبات ملت و دولت در جمهوري اسلامي، جعفر ساسان، نامه دولت، اسلامي و فصلنامه تخصصي در حوزه فرهنگ و سياست مركز پژوهش سنج و اسناد رياست جمهوري، سال اول، شماره 2، بهار 1378.
8- راهبردهاي دولت اسلامي در سنت و سيره علوي، علي حمزه پور، نامه دولت اسلامي، سال اول، شماره 2، بهار 1378.

قتل عام ونسل كشي هد فمند مسلمانان ميانما ر - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 9:45 قبل از ظهر

قتل عام ونسل كشي هد فمند مسلمانان ميانما ر                  

اسدالله افشا ر

ا شاره :

برمه يا همان اتحاديه جمهوري ميانماركشورفقيري است؛تا1948تحت سلطه انگلستان بود وذخايرش به يغمامي‌رفت وامروزكه بيش از6 دهه ازاستقلالش مي‌گذرد؛همچنان با فقردست وپنجه نرم مي‌كند؛اما آنچه درباره اين كشورتأسف‌آوراست،تبديل شدن آن به قتلگاه جديدي براي مسلمانان است.

هنوزخاطره نسل كشي مسلمانان به دست صرب‌ها درسربرنيتساوكشتاروحشيانه شيعيان مظلوم پاراچناردر پاكستان ازذهن‌ها محونشده است كه انتشارتصاويرروستاهاي ويران وجنازه‌هاي سوخته مسلمانان برمه، بارديگرداغ كشتارمسلمانان بي‌گناه رازنده مي‌كند.آمارهانشان مي‌دهد كه90 درصد ازجمعيت 60 ميليون نفري اين كشوربودايي هستندوتنها حدوديك ميليون نفرمسلمان دراين كشورزندگي مي‌كنند؛مسلماناني كه ازسال 1982 حتی بعنوان تبعه کشورخودحساب نمی‌شوندوازحداقل حقوق شهروندی نیزمحرومند.

 مسلمانان میانمارکه عمدتا درمنطقه آراکان (راخین)زندگی میکنندجمعیتی درحدود هشتصد هزارنفردر

این استان دارند،به نام مسلمانان«روهینگیا»معروفند.اينك اين قلم با توجه به حوادث دلخراش پيش آمده درميانمار؛مطالبي رابطوراختصاردرخصوص آن كشوربشرح ذيل مورداشاره ويادآوري قرارمي دهد:

يكم) كشور«برمه»كه ازاواخر دهه 1980 «اتحاديه ميانمار»خوانده مي شود، دومين كشوروسيع با 678 هزار و 500 كيلومتر مربع وسعت درجنوب شرق آسياست. اين كشورازشمال شرق باجمهوري خلق چين، لائوس در شرق، تايلند درجنوب شرق، بنگلادش در غرب و هند در شمال غرب همسايه است.
قدرت درميانماردراختيار«شوراي ملي نظم و قانون» است كه 19 عضو دارد و رئيس آن رهبركشور است. اين شورا البته متشكل ازنظاميان است و رئيس جمهور (تين سن) نيزخود سابقا ژنرال بوده است.درسال 1824 برمه توسط بريتانيا اشغال و ضميمه حكومت هند شد. اين كشور در سال 1948 ازاستعماربريتانيا رهايي يافت ودرسال 1962 در اين كشوريك كودتاي نظامي رخ داد. ازآن زمان تاكنون نظاميان بر اين كشور حاكم هستند.در سال 1988 مردم عليه نظام دست به تظاهرات زدند. اما با دستگيري هزاران معترض و شكنجه مخالفان، اين اعتراضات سراسري سركوب شد.درماه مه سال 1990 دولت پس ازحدود 30 سال نخستين انتخابات آزاد رابرگزاركرد ودراين انتخابات حزب«اتحاد ملي براي دموكراسي»تحت رهبري خانم«آنگ سان سوچي» توانست 392 كرسي ازمجموع 489 كرسي مجلس را تصاحب كند.اما دولت نظامي پس ازمشاهده شكست حزب خود، اين انتخابات را باطل كرد.نظاميان حاكم درسال 1988 دانشگاه ها را تعطيل كردند وهنوز نشاني كه مبني بربازكردن آنها باشد، وجود ندارد.

دوم)ازلحاظ اقتصادي نيزميانمارچوب و موادمعدني غني دارد، ولي به دليل ارتباطات ضعيف، زيرساخت سنتي وشورش هاي مكرر درداخل، ميانمار توسعه چنداني نكرده و جزو كشورهاي توسعه نيافته است و هم اكنون حدود 80 درصد نيروي كاراين كشوردربخش كشاورزي فعاليت دارد.جمعيت ميانمار رااز50 ميليون تا 54 ميليون نفراعلام مي كنند كه تنها 24 درصد آنها ساكن شهرها هستند. حدود 68 درصد مردم ميانمار بودايي هستند و برخي منابع اين رقم راتا 89 درصد هم ذكر مي كنند. مسلمانان و مسيحيان اقليت هاي مذهبي اين كشورمحسوب مي شوند. دولت در سال 1982 تابعيت مسلمانان را لغوكرد وآنها را تحت فشار قرار داد به طوري كه تا سال 1992 حدود 300 هزار مسلمان مجبور به مهاجرت ازكشور شدند.

در سال 2011 دولت ميانمار تحت فشارهاي داخلي و خارجي مجبور شد كه به برگزاري انتخابات آزاد تن دردهد.خانم «آنگ سان سوچي» نيز پس از 24 سال ازحبس خانگي آزاد شد واخيرا به غرب رفت و جايزه صلح نوبل كه قبلا برنده شده بود را دريافت كرد.اكنون حزب سوچي(اتحادملي براي دموكراسي)اكثريت كرسي پارلمان رادراختياردارد.

سوم) دراين سرزمين نه چندان وسيع 135 اقليت قومي و مذهبي زندگي مي كنند كه مسلمانان با چهار درصدجمعيت بعدازبودايي هاقرارمي گيرند وپس ازمسلمانان نيزمسيحي هاقراردارند.درمورد شمارجمعيت بودائيان آماردقيقي دردست نيست ودربرخي منابع اين ميزان تا 68 درصد آمده است.مسلمانان تنها اقليتي نيستند كه درميانماربه رسميت شناخته نشده اند ودولت اين كشورازميان 135 گروه قوميتي،تنها 100 اقليت را به رسميت مي شناسد.اما چيزي كه اهميت دارداين است كه درقياس با مسلمانان، اندازه ديگراقليت ها تقريبا ناچيز است، به هرحال تا يك سوم جمعيت اين كشوررا اقليت ها تشكيل مي دهند. برخي ازآنها سال هاست كه با ارتش مي جنگند وشماري ازاين اقليت ها هم درگير توليد موادمخدر هستند.نظاميان خود را ضامن وحدت ملي مي دانستند وطي دهه هاي اخيرازاين طريق سلطه خود رابرمردم توجيه مي كردند.نظاميان توانستند بابسياري ازشورشيان آتش بس كنند ولي قرارداد صلحي راباآنها امضاءنكردندوشورشيان هم اسماخودرامتحدحزب«ان.ال.دي»(اتحادبراي دموكراسي) مي دانستند.حزبي كه فروردين گذشته به ساختارسياسي ميانماربازگشت.خانم سوچي ودوستانش اكنون 42 كرسي پارلمان رادراختياردارند.گروه هاي اقليتي كه تاكنون خودرادرجبهه سوچي قرارمي داده اند،الآن مي گويندحزب خانم سوچي متعلق به جريان اكثريت جامعه است نه اقليت ها،و لذا اين حزب نمي تواند درباره حفظ منافع اقليت ها به آنها تعهد واقعي بدهد.

چهارم) موج خشونت‌ها علیه مسلمانان ازیک ماه قبل زمانی آغازشدکه دردرگیری بین یک فرد مسلمان با یکی ازبوداییان،وی کشته شد،این ماجرا بهانه‌ای برای افراط طلبان جهت حمله به روستاهای مسلمان نشین وآتش زدن منازل آنها شد.این خشونت‌ها درحالی ادامه داردکه رئیس جمهور میانمار هفته گذشته اعلام کرد که مسلمانان شهروند میانمارنیستند.درسال ۱۹۸۲ قانون حقوق شهروندی به تصویب رسید که به واسطه این قانون ازمیان ۱۴۴ قومیت موجود در میانمار ۱۳۵ قومیت حق شهروندی دریافت کردند و۹ دسته ازاقوام اقلیت ازحق شهروندی محروم شدندکه بزرگترین این قومیت های،قوم روهینگیا است.

دولت میانماربرای رفع اختلافات ومشکلات میان مسلمانان و بوداییان، سیاست کوچ اجباری کل ۶ میلیون مسلمان روهینگیایی را از منطقه آرکان اتخاذ کرده است. البته آماررسمی جمعیت روهینگیا ۶ میلیون نفر است اما طبق آمارغیررسمی جمعیت این قوم که صد درصد آنها مسلمان هستند به ۸ میلیون نفر می رسد. به واسطه این سیاست اتخاذ شده ازجانب دولت قریب به ۱۵۰ هزار نفرازمسلمانان آرکان به بنگلادش، ۵۰ هزار نفر به تایلند و۴۰ هزارنفر به مالزی وتعداد قابل توجهی به دیگرکشورهای آسیایی مهاجرت کردند. درآخرین اظهارنظررییس جمهوری میانماربیان شده است که ۸۰۰ هزارنفرازاین قوم رابایدازمیانمار اخراج کردتا تنش ها پایان یابد.

پنجم)قتل عام ونسل كشي هد فمند مسلمانان ميانماردرمقابل چشمان بسته مجامع بين المللي وسازمانهاي جهاني مدعي و متول ي حقوق بشرهمچنان ادامه دارد.آمارهاي غيررسمي حكايت ازآن دارد كه در يك سال گذشته 52 هزار مسلمان ميانماري توسط بودائيان افراطي و در حمايت كامل دولت وارتش اين كشور قتل عام شده اند و هزاران نفر نيزازخانه و كاشانه خود آواره شده اند. حال در اين ميان و با توجه به ابعاد بسيار گسترده و تاسف بار اين نسل كشي و پاكسازي قومي و مذهبي، بايد از سازمان ملل متحد كه مسئوليت اصلي حفظ صلح و امنيت بين المللي را برعهده دارد پرسيده شود اعمال استانداردهاي دوگانه و برخورد گزينشي در قبال مسائل بين المللي تا كي بايد ادامه پيدا كند؟ چند هزار مسلمان ميانماري ديگربايدكشته شوندتا شوراي امنيت سازمان ملل تشكيل جلسه دهد؟

بايدازخانم«آنگ سان سوچي» مدعي حقوق بشرورهبر مخالفان دولت ميانماركه برنده جايزه صلح نوبل نيزشده،پرسيده شود چراتاكنون هيچ موضع گيري و اظهارنظري درباره كشتارفجيع مسلمانان به دست بودائيان هم كيش خود نكرده است؟

ششم) كشتار مسلمانان در بوسني، كوزو، افغانستان، عراق، بحرين و اينك در ميانمار، تا كي افكار عمومي جهاني شاهد سكوت متوليان و مدعيان اصلي حقوق بشر بايد باشند.در سكوت و بايكوت خبري نسل كشي مسلمانان ميانمار در اروپا و آمريكا، واكنش هاي جهاني در قبال اين كشتار هدفمند ابعاد تازه اي به خود گرفته است.به گزارش خبرگزاري ها مردم،احزاب،رسانه ها وخبرگزاري هاي مستقل وآزاددركشورهاي پاكستان، تركيه، مالزي، اندونزي وتونس نسبت به نسل كشي مسلمانان ميانمارتوسط بودائيان افراطي كه در حمايت كامل دولت اين كشور قرار دارند، واكنش نشان دادند.دكترمحمد عزمي فعال حقوق بشري مالزي با بيان اين كه كاروان دريايي كمك به مسلمانان ميانماردرحال شكل گيري است گفت:اكنون قريب به 200 هزارمسلمان آواره در ميانمار وجود دارد و آمار كشته ها به 52 هزار نفر رسيده است و بيش از50 روستا و26 مسجد كاملابه آتش كشيده وويران شده اند.

هفتم) بايد گفت درطول سه دهه گذشته،مسلما نان روهينگا با موارد نقض حقوق بشرازجمله پا كسازی نژادی، قتل و تجاوز و كوچ اجباری ازسوی نيروهای امنيتی درميا نما رروبرو هستند.دولت ميانمار به عنوان عضو سازمان ملل ملزم به رعايت معاهدات بين‌المللی حقوق بشر از جمله توافقنامه‌ها واعلاميه‌های مربوط به شيوه برخورد با شهروندانش بوده و با توجه به اينكه روهينگيا يكی از اقليت‌های نژادی،دينی و زبانی غرب ميانمار بوده و اسناد و حقايق تاريخی نشان‌دهنده سكونت روهينگا از قرن‌های گذشته دراين منطقه حكايت دارند لذادولت ميانمار با ادامه سياست ظلم وتبعيض عليه اقليت روهينگيا به ويژه ازطريق قانون تابعيت صادره درسال 1982 ميلادی، عملاً قوانين واصول متعارف بين‌المللی را نقض كرده و با اين كار حقوق اقليت مسلمان اين كشور را زير پا گذاشته است.با تراژدی نسل‌كشی مسلمانان درميانمار به دست اكثريت بودائيان حاكم بر اين كشوردر سايه سكوت مجامع حقوق بشری، دولت‌های جهانی وآنگ سان سوچی مدعی حقوق بشری ورهبرمخالفان دولت ميانمار كه اخيرا درسفربه اروپا ازسوی رهبران غربی بسيارمورد تمجيد قرار گرفت وجايزه نوبل خود رابعد از24 سال دريافت كرد بايد گفت كه حقوق بشر مورد ادعای غربيان،درميانما ررنگ باخت و ميثاق‌های بين‌المللی حقوق بشرباكشتارمردم مسلمان ميانمارلگدمال شد.

هشتم)احترام به حقوق پيروان اديان وفراهم آوردن زمينه‌های بهره‌مندی ازحقوق شهروندی برای اقليت‌های دينی وقومی اصلی پذيرفته شده درهمه مكاتب بشری بوده وانتظارمی‌روددولت ميانمار شرايط لازم رابرای همبستگی ووحدت ملی وحقوق مربوط به مسلمانان درآن كشورفراهم كندواز هرگونه اعمال خشونت و وقوع فجايع انسا نی دراين زمينه جلوگيری به عمل آورد.

آزادي خواهان سرتاسرجهان با انتشا ربيانيه هاي متعدد بدينوسيله با اعلام كوری چشم مدعيان حقوق بشر وسكوت وهم‌آلود جهانيان در برابر جنايت ميانمار، اينگونه حركت‌هايی غيرانسانی را محكوم كرده واز جهانيان می‌خواهد تا به بندهای اعلاميه جهانی حقوق بشردوباره نظر افكنند وبه اين پرسش پاسخ دهند كه آياسكوت معنادارشان،بيانگرآن نيست كه قوانين بشردوستانه حقوق بين‌الملل رنگ باخته وضمانت اجرای خود راازدست داده وتنها درراستای تحقق اهداف،اميال ومنافع آمريكا وغرب تبيين وتفسير می‌شود؟واينك ضروري است كه وزارت امورخارجه جمهوری اسلامی ايران اقدامات عملی واورژانسی لازم را جهت توقف اين جنايات انجام داده وبرای برگزاری جلسه اضطراری رؤسای سازمان كنفرانس كشورهای اسلامی برای جلوگيری ازاين نسل‌كشی اقدام كند.  

نهم) حوادث امروزميانماربه وضوح نشان مي‌دهد بودایي‌هاي ناجوانمرددرسايه برخوردحمايت‌آميز مجامع بين‌المللي جسورترشده‌اند، درچنين شرايطي دل بستن برخي مسلمانان دنيا به اين مجامع،كاري عبث مي‌نمايد؛ از اين رو مسلمانان دنيا چاره‌اي ندارند جز اينكه بدون درنظرگرفتن ملاحظات متعارف ديپلماتيك، با جانيان بودایي با زبان مبارزه سخن بگويند.نگاهي به عملكرد دنباله‌های داخلي مدعيان حقوق بشر نيز جالب است. رسانه‌هاي ضدانقلاب و فتنه‌جوي داخلي وخارج‌نشين، درحالي كه دركشتار اخيرمسلمانان ميانمار،ياسكوت كرده يادرحداطلاع‌رساني،دو- سه خطي خبررفته‌اند، همواره گزارش‌هاي خبري جامعي درباره آنگ سان ‌سوچي كه بشدت مورد حمايت ايالات متحده وانگليس قراردارد وطبق برخي اسناد، همكار رسمي«سيا»است منتشركرده ومي‌كنند.رسانه‌هاي خاص،آزادي وي رابه صورت ويژه پوشش دادند ورفتن وي به نروژبراي دريافت جايزه صلح نوبل يا خبردريافت دكتراي افتخاري دانشگاه انگليسي آكسفورد را هم برجسته كردند.

دهم)عفو بين‌الملل با صدور بيانيه‌اي اقدامات خشونت‌آميز اخير عليه اقليت مسلمان روهنگيا درميانمار را محكوم و اعلام كرد: مقام‌هاي اين كشوربا همكاري گروه‌هاي افراطي بودايي به شكنجه،تجاوز و قتل مسلمانان درغرب اين كشورپرداخته‌اند.

دربيانيه عفوبين‌الملل تأكيدشده استكه تعدادنامشخصي ازمسلمانان درميانماردرحملات جديد نيروهاي امنيتي و گروه‌هاي بودايي به ايالت راخين ميانمار مورد شكنجه، قتل وآزارواذيت جنسي قرارگرفته‌اند. بنا به اعلام عفو بين‌الملل، هم‌اكنون صدها مسلمان درزندان‌هاي ميانمار تحت بازداشت هستند كه اجازه ملاقات با آنها داده نمي‌شود.دربيانيه مذكورآمده است: حملات عليه اقليت مسلمان يا به تنهايي توسط نيروهاي امنيتي ميانمارصورت گرفته ويا با مشاركت گروه‌هاي بودايي افراطي كه اقدامات اين گروه‌ها با چشم‌پوشي كامل مقامات ميانمارانجام شده است.

يازدهم) نکته قابل تامل درکشتار اخير مسلمانان درميانماراين است که مجامع غربي وبين المللي که همواره داعيه دموکراسي و حقوق بشررا دارنددرقبال اين جنايت سکوت کرده اند وحتي طي ماههاي اخيربه دنبال آزادي آنگ سان سوچي رهبردموکراسي خواهان ميانمارازحبس خانگي،روابط ميان غرب وميانماربهبود يافته است. درديداراخيرميان تين سين رئيس جمهورميانماروهيلاري کلينتون وزير خارجه آمريکا مقامات واشنگتن ازکاهش تحريم هاي غرب عليه ميانمارخبر دادند. اوباما که هفته گذشته مجوز سرمايه گذاري درميانماررا براي شرکت‌هاي آمريکايي صادرکرد علت اين کاررا آزادي وحقوق بشر ايجادشده توسط دولت ميانماراعلام کرد، اما گويا اوباما نمي داندکه شرکتهاي آمريکايي براي کشيدن خط لوله واستخراح معادن با کمک ارتش ميانمارواکثريت بودايي اين کشور،مسلمانان وروستاييان ميانمار را ازخانه وکاشانه خود آواره مي‌کنند.

دوازدهم)طبق فرمايشات رهبري كه فرمودند نمونه بارز ادعاهاي دروغين غرب درباره اخلاق و حقوق بشر، سكوت اين مدعيان در قبال كشتار هزاران انسان مسلمان در ميانمار است بايد عنوان كرد كه از مجامع بين الملل كه تنها حرف دفاع ازحقوق بشررامي‌زنند ودرعمل آنجا كه به نفعشان نيست اقدامي انجام نمي‌دهند انتظاري غيرازاين نبود.آنچه درميانماررخ مي دهد نمونه بارزبي توجهي مدعيان دفاع ازحقوق بشراست چراكه تمام توجه خود را به مسئله سوريه متمركزكرده اند تاافكارعمومي جهان را كه خوراك فكري خود راازرسانه هاي وابسته به قدرتهاي غرب تغذيه مي‌كنند ازفجايعي كه درميانماررخ مي دهد،منحرف كنند.آنچه ازمجامع حقوق بشری انتظارمی‌روداين است كه دراینباره واکنش نشان بدهندزیرا رئیس‌جمهور میانماربیان کرده است که مسلمانان راشهروندان خود تلقی نمی‌کند واين مسئله نشان مي‌دهدكه مسلمانان ميانمارازكوچكترين حق قانوني وانساني بي‌بهره هستند.آنچه مجامع غربي درسكوت به دنبال آن هستنداين است كه پاسخگوي افكارعمومي جهان ومسلمانان نباشند هرچند تمدن غرب درطول قرنهاي گذشته نيز،هرجا كه پاگذاشته است،جزفساد واستثمارانسانها نتيجه‌اي نداشته است واگرنيز اقدامي را به عنوان منافع حقوق بشر انجام داده تنها به دنبال منافع خود بوده است.باید جلوی این فاجعه انسانی گرفته شودونبایددرقبال این جنایت سکوت کرد.این فاجعه براساس تعصبات مذهبی،جهل گروه‌ها وسکوت،حمایت ودخالت دولت آمریکایی ميانمارشکل گرفته است ودراین میان مسلمانان مظلوم این کشوردرحال قربانی شدن هستند.درخاتمه من نه تنها درجايگاه يک مسلمان، بلکه به عنوان يک انسان معتقدم بايد ازحقوق انسان هايي که به اين شکل تضييع مي‌شود،دفاع کرد وهمه کساني که ادعاي حقوق بشردارند براي خاتمه واتمام اين وضعيت بايد دست به کارشوند تا اين اتفاق بيش ازاين قرباني نگيرد.من به نوبه خودبه عنوان يک روزنامه نگاراين حادثه رامحکوم مي‌کنم.

 چهارشنبه:4/5/1391-5رمضان1433-2۵ژوئيه2012


 

 

مسا جد؛منشأتحولات وخدمات - [ ]
ارسال شده توسط افشار در ساعت 1:15 بعد از ظهر

مسا جد؛منشأتحولات وخدمات              

اسدالله افشار

ا شاره :

يكي ازاركان اساسي اديان الهي وبه ويژه اسلام،عبادت است.عبادت؛يعني رازونيازكردن با خداوند و نجوا گفتن با او.جوهروجان اين نيايش،حضور قلب وتوجه به خداست.براي فراهم شدن عبادتي اين چنين،به شرايط وعوامل فراواني نيازهست كه مكان عبادت،يكي ازآن هاست. براي نمونه، نمازدركوچه و خيابان، حتي در صورت درست بودن، نمي تواند با حضورقلب همراه باشد. اسلام با درنظر گرفتن مكاني به نام مسجد وقراردادن مقرراتي ويژه براي آن،درحقيقت مكان مناسبي را براي نمازوارتباط بندگان با خداوند پيش بيني كرده است.نام مسجد،گواه درستي اين سخن است. مسجد؛يعني جاي سجده،كرنش درپيشگاه خداوندوبه ديگرسخن؛يعني جايگاه نمازوتقرب جستن به خداوند بزرگ؛ زيرا سجده، برترين نمونه و شكل عبادت و بندگي است.مسجد خانه خدادرزمين مركز وحي ومنبع فيوضات معنوي وبركات گوناگون براي نمارگزاران و جامعه اسلامي است. بي گمان مكاني كه چنين جايگاهي نزد خداوند دارد،حضوردرآن،آثار فراواني را خواهد داشت و بدون ترديد شامل حال مكلفان وحاضران درمسجد اعم اززن ومرد نيزخواهد بود. كه درمقاله زيرپيرامون آن سخن خواهيم گفت.

معنا ومفهوم مسجد:

مسجد اسم مكان ازفعل سَجد ـ يسجد وبه معناى محل سجده وعبادت است.گرچه اديان و مذاهب ويا اقوام مختلف،هريك براى خويش معبدى بانامهاى گوناگون داشته اند،اما اسلام «معبد» خويش را«مسجد» نام نهاده است؛ نامى كه يادآوراوج كرنش،خضوع وبندگى است وبه همين جهت است كه «مسجد» و«نماز» همزاد هم وهماره تداعى كننده يكديگر بوده اند؛زيراازميان عبادات،عبادتى چون نمازاست كه درآن آدمى به سجده مى رود ودربرابرعظمت معبود ومسجود سربرخاك مى سايد وبندگى خويش را به نمايش مى‌گذارد.

هدف اصلی بنای مسجدازآغازپیدایش تاکنون :

اگرچه هدف اصلی بنای مسجد،ایجاد مکان خاصی برای عبادت ورازنیاز با خداوند متعال است و علت نامگذاری آن به مسجد،ازآن روست که جایگاه سجده و تواضع درپیشگاه خداوند متعال است؛ اما نباید ازجنبه های دیگر مسجد غافل گردید.با نگاهی گذرا به تاریخ صدراسلام و پس ازآن،درمی یابیم که مسجد ازآغاز پیدایش تاکنون به عنوان مرکزمهمی برای انجام رسالت    رسول خدا(ص)،منشأتحولات وخدمات،وپایگاهی برای ابلاغ پیامهای الهی به شمارمی رفته است.درحال حاضرنیزمساجددرزمینه های مختلف دارای فعالیتهای گسترده می باشدوهرقدراین فعالیتها وکارکردها ازتنوع بیشتری برخوردارباشد مسلماً ازجذابیت واقبال بیشتری برخوردارشده ومورد ا ستقبال گسترده تری ازسوی تمامی اقشارجامعه، به ویژه قشرجوان قرارخواهد گرفت که نتیجة آن افزایش اعتقادات مذهبی ودین باوری درسطح جامعه می باشد.

پیامبرگرامی اسلام (ص)پایه‌گذاراولین مسجد:

مسجد قدمتی به ا ندازه خوداسلام دارد واولین مسجد با ورود پیامبر اسلام (ص) به مدینه تاسیس شد.درقرآن،مسجد به معنای اعم، نیایشگاه خداوند به کار رفته است. مسجد الاقصی،که معبد یهودی‌ها یا کنیسه بوده است ودر زمان نزول قرآن کاربردی غیرازآن نداشته است.پیامبرگرامی اسلام(ص)پایه‌گذاراولین مسجد است.اومکانی راپایه‌گذاری کرد که علاوه بر عهده‌دار بودن نقش روحانی و معنوی،کانون فعالیت‌های اجتماعی مسلمانان نیز به شمار می‌رفت.به همین دلیل مسجد درطول تاریخ اسلام ازویژگی برجسته‌ای برخوردار بود.درگذشته همه امورمسلمین درابعاد مختلف،ازجمله عقایدوفعالیت‌های فرهنگی،عبادی،سیاسی واقتصادی درمساجد انجام می‌شد.مساجد به عنوان مهمترین پایگاه تبلیغ وآموزش دینی،درمبارزه با تهاجم فرهنگی وظیفه سنگینی بر عهده دارند.

مسجدمحلى براى ارتباط باخدا،جامعه وامت :  

به اين نكته كمترتوجه شده است كه چراخانه پيامبرومسجد اودركناريكديگر قرار گرفتند؟ پيامبر واسطه ميان خداوخلق است رابطه اى باخدا وپيوندى بامردم دارد.به گواهى وشهادت تاريخ،پيامبر دربرقرارى هردو ارتباط (ارتباط با خدا و ارتباط با مردم )از«مسجد» بهره مى‌گرفته و چه بسارمز تقارن خانه اوبا مسجد همين بوده است؛پيوندى ناگسستنى و دائمى با خداوند و مردم ،از پايگاهى به نام مسجد. بدين ترتيب«مسجد»صرفاً محلى براى ارتباط با خدا نبود.ارتباط با جامعه و امت نيز دردستوركارقرارمى گرفت وميان«مسجد»و«اجتماع»و امور مربوط به آن پيوندى هميشگى برقرار بود. يكى از موفقيت هاى شگفت انگيز پيامبررا بايد درهمين پيوند«مسجد ومردم» ويا به تعبيرى پيوند«دين ودنيا» ازطريق «مسجد» جست وجو كرد.

مساجد سبب توسعه وگسترش فرهنگ وتمدن اسلامي:

 مسجد،از نخستين نهادهايي است كه در صدر اسلام و به هنگام هجرت رسول اكرم(ص) از مكه به مدينه شكل گرفت.شكل‌گيري مساجد ازمصاديق بارزجامعه اسلامي است. نقش آفريني مساجد درتمامي عرصه‌ها وشئون جامعه اسلامي، سبب توسعه وگسترش فرهنگ و تمدن اسلامي بوده است. همچنان‌ كه مساجد در عصر نبوت پيامبر عظيم‌الشأن اسلام وائمه معصوم(ع) كاركردي فراتر از برگزاري مراسم عبادي داشته دراعصار بعد هم كم و بيش اين رسالت را به دوش كشيده وكاركردي ويژه پيدا كرده است.درعصرخميني‌(قدس‌سره) نيزبارديگرمساجد هويت ومنزلت خود را به دست آوردند وازآغاز نهضت به‌عنوان سنگري شكست ناپذير ميعادگاه مومنين وخداجويان قرارگرفتند.دردوره پرفرازونشيب انقلاب اسلامي مساجد درابعاد فرهنگي،اجتماعي،سياسي، نظامي واقتصادي وارد صحنه شدند وموجب تثبيت واستواري نهال انقلاب اسلامي گرديدند.امروزه نه تنها درايران بلكه در بسياري از ممالك اسلامي حضورفعال مساجد به چشم مي‌خورد.  

دردنياي پيچيده امروزي،احيا،حفظ وتوسعة جايگاه مسجد كه مي‌بايست درزمينه‌هاي مختلف فرهنگي، اجتماعي، سياسي و... داراي نقش باشد، نيازمند تلاشي علمي و تخصصي است. دراين راستا مساجد بايدتمام همت خود را به تجهيز مادي ومعنوي معطوف نمايند وبا به‌كارگيري تمامي امكانات فناوري روز دنيا درمقابل تهديدات دشمن همچون سنگري استوارو محكم باقي بمانند.

وظیفه مسلمانان عصرحاضردرقبال مساجد:

برمسلما نان عصرحاضرـ كه عصربيداري وبازگشت به خويش است ـ فرض ولازم است كه فرهنگ مسجدراا حياوزنده كنندواين مراكزروحاني وفرهنگي و عبادي را با همان منزلت واقعي و ماموريت اصلي وفلسفه حقيقي‌اش مطرح سازند،ونيزحوزه‌هاي علميه ودانشگا‌ه‌هاي ممالك اسلامي را با روح توحيدي،وتفكر مبتني برخدا‌پرستي وعقيده به مبدأومعاد ونه بر اساس شرك وكفروالحادو انديشه‌ي صرفاًمادي،تجديد سازمان كنند؛درغيراينصورت،مساجدماخلوت‌تروبي‌رونق‌ترودانشگاه هاي مابي‌محتواترخواهدشدودرنتيجه دشمنان اسلام ومسلمين وايادي پست و جيره‌خوارآنان به اغراض پليد و شيطاني خود بيش از گذشته دست خواهند يافت وملل مسلمان را بيش ازپيش به خاك سياه خواهند نشا ند.

آغازحركت ‌هاي انقلابي ونهضت‌ هاي رهايي بخش مسلما نان ازمساجد:

ملت‌هاي مسلمان همواره حركت‌هاي انقلابي ونهضت‌هاي رهايي بخش خودراازمساجدآغاز كرده‌اند؛مساجد همواره كانون‌هاي الهام بخش براي مردم ظلم ستيز بوده است، ‌به خصوص در تاريخ نهضت‌هاي اسلامي كه درايران شكل گرفته است به طورقطع هسته‌ي مركزي همه‌ي آنها در مساجد تكوين يافته است؛ ازجمله این نهضت ها وقیا مها که می توان به آنهااشاره کردعبارتست از: 1- ‌قيام سربداران. 2- نهضت مشروطه در ايران. 3- انقلاب اسلامي ايران.

ضرورت اهمیت دادن به نقش مساجد درعصرتحول شگرف ارتباطات:

درعصرتحول شگرف ارتباطات قرارگرفته‌ايم،عصري كه ازآن به«عصردهكده‌‌ي جهاني»ياد مي‌شود،نه مي‌بايست يكسره مرعوب اين تحولات شد ونه ازكارفرهنگي تبليغي وارتباطي عظيمي كه دراين مقطع حساس تاريخي بردوش مبلغان وعلما وخطبا وعناصرفرهنگي نهاده شده است،‌غفلت ورزيد.ماندگاري فرهنگ اسلامي به حفظ اين تلاش وافزوده‌تر شدن بستگي تام پيدا كرده است. دردنياي ارتباطات،تحولات تكنيكي يك پايه‌ي اين تحول محسوب مي‌شوند، ولي دنيا بافرو‌‌پاشي مكتب‌ها وبحران فرهنگي وانحطاط اجتماعي، پيام و فرهنگي درست براي رفع نياز‌هاي انسان معاصر در دست ندارد. اهميت ا سلام و فرهنگ آن وتوجه يكجا به نقش رسانه‌هاي امروزي و مساجد به عنوان مدل ارتباطي ورسانه‌اي سنتي درجوامع اسلامي،‌ نبايد ناديده انگاشته شود.

كاركرد رسانه‌ي ارتباط جمعي،با همه‌ي تحولات تكنيكي،‌زما ني قرين توفيق قلمداد مي‌شود كه بتواند عميق‌ترين ارتباط وپيوند رابا مخاطب خود برقرارسازد.مساجد درپيشرفت وپيروزي انقلاب اسلامي سال 57،‌نشان دادندكه مي‌توا نندچنين ارتباطي رابرقرارساخته ونقش هدايتي ورسانه‌اي خود را ايفا كنند. ويژگي‌هاي منحصر به فرد مساجد،درقالب پايگاه‌هاي ارتباطي مهم به هيچ وجه نبايد دردنياي امروز فراموش شود، بلكه اين پايگاه همواه مي‌تواند درتقويت فرهنگ شنيداري و ديداري مردم و مخا طبا نش بسيارمؤثر باشد؛ ماندگاري فرهنگ اسلامي تاكنون به لحاظ پويايي و تحرك اين كانون‌هاي سازماندهي حركت‌هاي اجتماعي وتوده‌اي مردم بوده است.درآينده هم يكي ازعوامل ومتغير‌هاي مهم اين ما ندگاري ما تحرك همين پايگاه‌هاست.

 

یکشنبه: ۱/۵/1391- ۲رمضان۱۴۳۳- 2۲ژوئیه2012

 

 

منابع:

1- امام خميني(ره)، چهل حديث، ح 27، عبادت و حضور قلب.

2- محمدمهدي پورعلي فرد، نكته هايي درباره روش تربيت ديني نسل جوان و نوجوان، انتشارات شاكر.

3- آیین مسجد، محمد علی موظف رستمی، گویه، اول، تهران، 1381، ج 2.

4- مجمع البیان فی تفسیر القرآن، علامه طبرسی، انتشارات ناصر خسرو، تهران، 1372، ج 1  .

5- وسائل الشیعه، شیخ حرعاملی، مؤسسه آل البیت، قم 1409 ق، ج 8.

6- نقش مساجد درجوامع اسلامي(3)، علي رضايي ،جايگاه مساجد درفرهنگ اسلامي.